موانع خوشبختی
شیخ اسحاق دبیری (رحمه الله)
بدون شک موانع زیادی وجود دارند که سر راه خوشبختی واقع شده و نمیگذارند که انسان بدان برسد و از نعمتهای آن بهرهمند شود. این موانع عبارتند از:
1- کفر: خداوند متعال میفرماید:
{فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء}. [انعام: 125]
«و آن کس را که خدا بخواهد گمراه و سرگشته کند، سینه اش را به گونهای تنگ میسازد که گوئی به سوی آسمان صعود میکند».
این چنین قرآن هلاکت بدبختی و تیرهروزی را به طور دقیق توصیف میکند.
2- ارتکاب گناهان و جرائم: برای این مورد هیچ نمونهای را ذکر نمیکنم، چون خیلی واضح و روشن است، اما براي بیان این مسأله، به چند نمونه از اظهارات کفار در این باره اشاره میکنم:
الکسیس کارل میگوید: «انسان بعد از افراط و زیادهروی در گناهان، آثاری را که بر گناه مترتب است، درک نمیکند. و آثار گناه به طور کلی قابل علاج نیست».
سقراط که فردی کافر است میگوید: « انسان گناهکار همیشه به سبب گناهش احساس بدبختی میکند، و کسی که گناهکار باشد و به خاطر گناهش مجازات نشود، بدبختترین انسان است».
این دو کافر این چنین می گویند ، این در حالی است که می بینیم: «یک صحابی گناه کرد و نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: ای رسول خدا، مرا پاک گردان. این جمله را چند بار برای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) تکرار کرد. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) حد را بر او اجرا کرد» [مسلم: 11/199].
3- رشک و حسادت: حسادت گناه بس بزرگی است و خیلی خطرناک است تا جایی که خداوند متعال به ما دستور داده که از شر انسان حسود به او پناه ببریم؛ آنجا که میفرماید:
{وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ} [فلق: 5]
«و از شرّ حسود بدانگاه که حسد میورزد (به تو پناه میبرم)».
و در جای دیگری میفرماید:
{أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ} [نساء : 54]
«آیا آنان [یعنی یهودیان] بر چیزی حسد میبرند که خداوند از روی فضل و رحمت خود (با برانگيختن محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم)) به مردم (عرب) داده است؟».
این افرادی که حسد ورزیده اند، کفار بودهاند.
و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب به امتش میفرماید:
«لا تحاسدوا، ولا تقاطعوا، ولا تباغضوا، ولا تدابروا، وکونوا عباد الله إخواناً» [متفق علیه] : «به همدیگر حسد نورزید، از همدیگر مبُرید، به همدیگر دشمنی نکنید و به همدیگر پشت نکنید و برادرانه بندگان خدا باشید».
اشکالی نیست که به کلام بعضی از کفار در مورد بدبودن حسد استشهاد کنیم:
ویکتور بوشیخ میگوید: « رشک وحسادت و کینه، سه پایه هستند برای یک چیز. و اینها آفاتی هستند که سمهایی را به دنبال دارند که به صحت و سلامتی انسان ضرر میرسانند و قسمت اعظم نیرو و توانایی او را که برای فعالیت و نوآوری لازمند، نابود میکنند».
4- کینه و بدخواهی: خداوند متعال در سورهی حشر میفرماید:
{وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا} [حشر: 10]
«و کینهای نسبت به مؤمنان در دلهایمان جای مده».
ابراهیم جمل میگوید: «انسان کینهتوز در تمام اوقاتش به هیچ چیز فکر نمیکند جز به دشنامدادن و بدخواهی نسبت به کسی که به او کینه میورزد. گاهی بر وی افترا میبندد و گاهی به وی آسیب میرساند و در راه آنچه که انجام میدهد، هیچ واهمهای ندارد».
5- خشم: بدون شک خشم از موانع خوشبختی و کامیابی است. و به همین خاطر خداوند مؤمنانی را ستايش میکند که دربارهی آنها میفرماید:
{وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ} [شوری: 37]
«و هنگامی که خشمناک میگردند، (زمام اختیار را از دست نمیدهند و پرت و پلا نمیگویند و آلودهی گناه نمیشوند، و بلکه نفس خود را مهار میکنند و به خشمآورندگان را) میبخشند».
و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرماید:
«لیس الشدید بالصرعة، إنّما الشدید من یملک نفسه عند الغضب» [متفق علیه]: «انسان نیرومند کسی نیست که در کشتیگیری فائق آید، بلکه نیرومند کسی است که هنگام خشم، نفسش را مهار کند و کنترل خود را از دست ندهد».
6- ظلم و ستم: همانا ظلم، سرچشمهاش ناگوار و سرانجامش بینهایت بد است. دو نمونه از عصر حاضر میآوریم که سرانجام ظلم و ستم را به تصویر میکشاند. این دو نفر «حمزه بسیونی» و «صلاح نصر» هستند. هر دو از سربازان رهبر هلاکشدهشان، «جمال عبدالناصر» بودهاند که آن قدر شکنجه و عذاب و ظلم را متوجه دعوتگران راه خدا نمودهاند که از آن تن آدمی به لرزه میآید. اما زندگی شان چگونه بود؟ به خدا قسم، بدترین نوع زندگی بود:
«حمزه بسیونی» تکبر و سرکشیاش تا جایی رسیده بود که به مؤمنان – در حالی که او آنان را شکنجه میداد هنگامی که از خداوند فریادرسی مینمودند – میگفت: کجاست معبودتان تا او را در آهن بگذارم! و «صلاح نصر» زنان مردم را با زور به عقد خود درمی آورد و با آنان ازدواج میکرد در حالی که در حمایت مردان دیگر بودند.
اما عاقبت این سرکشان و ستمکاران به کجا انجامید؟ حمزه بسیونی با ماشینش تصادف کرد. او از قاهره به سمت اسکندریه خارج شده بود و بار آهن حمل میکرد، از بالاترین قسمت سرش تا شکمش در بدنش آهن فرو رفت، و نجاتدهندگان جز چند قطعه نتوانستند آهن را از بدنش خارج کنند. این چنین خداوند وی را با آهن نابود کرد. او همان کسی بود که میگفت: خدا را در آهن قرار خواهد داد. خداوند برتر است از آنچه که ستمگران میگویند.
صلاح نصر هم به بیشتر از ده بیماری دردناک و مزمن مبتلا گشت. چند سالی را در بدبختی و تیرهروزی گذراند و هیچ دارویی برای معالجهاش یافت نشد تا آنکه در حالی که زندانی جان باخت.و در زندانهای رهبرانش که خدمتگزار شان بود، بر اثر اصابت گلوله از دنیا رفت. «همانا خداوند به انسان ظالم مهلت میدهد تا جایی که اگر او را گرفت، رهایش نمیکند».
7- ترس از غیر خدا: ترس از غیر خداوند متعال، بدبختی و ذلت و خواری را به دنبال دارد. و به همین خاطر است که خداوند متعال دربارة بنیاسرائیل میفرماید:
{أُوْلَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِينَ} [بقره: 114]
«شایسته ی آنان نبود که چنین (گناه بزرگی را مرتکب شوند و این کارها را) بکنند، بلکه میبایست (حرمت معابد را نگه دارند و) جز خاشعانه داخل آنها نشوند».
در جای دیگری میفرماید:
{إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ} [آل عمران: 175]
«این تنها شيطان است که شما را از دوستان خود (با پخش شایعات و سخنان بیاساس) میترساند؛ پس (از آنجا که شما به خدا ایمان دارید، بیباک و دلیر باشید و) از آنان مترسید و از من بترسید اگر مؤمنان (راستین) هستید».
و حضرت ابراهیم (علیه السلام) آن طور که در قرآن آمده است به قومش گفت،:
{وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ} [انعام: 80]
«من از آن چیزهایی که شریک خدا قرار میدهید نمیترسم (چرا که میدانم از سوی آنها و از جانب کسی زیانی به من نمیرسد)».
بنابراین، ترس از غیر خدا یکی از موانع خوشبختی است.
8- بدبینی: چقدر بدبینی سبب هلاکت و رنجها و مرارتهاست. و به همین خاطر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از خوشبینی خوشش میآمد و از بدبینی بدش میآمد. [احمد و بخاری و مسلم و ابوداود و ترمذی آن را روایت کردهاند و ترمذی آن را صحیح دانسته است].
دکتر عزیز فرید میگوید: «انسان بدبین به خاطر بدبینیاش رنجها و مشقتهای زیادی را متحمل میشود که این رنجها و مشقتها صدمات شدیدی به اعصاب انسان وارد میسازد، از قبیل افسردگی و بیقراری و آشفتگیهای زیادی که دامنگیرش شده است».
9- سوءظن و بدگمانی: خداوند متعال میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ} [حجرات: 12]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است».
و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرماید:
«إیاکم والظن، فإن الظن أکذب الحدیث» [متفق علیه]: «از بدگمانی بپرهیزید، چراکه بدگمانی نادرستترین سخنی است که دربارهی فرد گمان برده میشود».
10- کبر و خودبینی: انسان متکبر و خودبین در بدبختی و هلاکت همیشگی به سر میبرد اگرچه ستم نماید و خود را برتر از دیگران ببیند و حقوقشان را پایمال کند.
11- دلبستگی به غیر خدا: مانند دلبستگی عاشق به معشوقش. جهت بیان اهمیت موضوع کافی است که داستان لیلی و مجنون را بخوانیم تا بدانیم چگونه این مرد با حالت آوارگی و دربهدری زندگی کرده تا اینکه دیوانه شد و در حالی که عاشق بود، از دنیا رفت.
چه بسیار انسانهای عاشقی بودهاند که در راه عشقشان جان باختهاند. و نزد خدا میروند در حالی که دلشان را به غیر خدا بستهاند. وای چه خسارت دنیوی و اخروی که نصیبشان میشود!
12- مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی: بسیاری از مردم گمان میکنند که خوشبختی به وسیلهی دائمالخمر بودن و مصرف همیشگی مواد مخدر و مشروبات الکلی به دست میآید؛ در نتیجه به سمت آن روی میآورند و با این کار میخواهند از گرفتاریها و نگرانیها و غم و غصههای دنیا فرار کنند اما اینان همانند کسی هستند که به گرمای سوزان آتش جهنم پناه میبرد؛ زیرا مواد مخدر در حقیقت از موانع خوشبختی است و بدبختی و ناامیدی و فروپاشی و ویرانی فرد و جامعه و امت را به دنبال دارد. و ما امروزه بهترین شاهد برای آن هستیم. پس صاحبان خرد باید از آن عبرت گیرند.
دانلود مقاله بصورت سند ورد
دانلود مقاله بصورت سند Pdf (کلیک راست کرده و گزینه ی Save target As را انتخاب کنید)
نوشته ی فوق بخشی است از یکی از کتابهای شیخ با نام “خوشبختی از خیال تا حقیقت” توصیه میکنم حتما این کتاب را مطالعه کنید.
این کتاب را می توانید از این آدرس دانلود کنید:
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=231