برادری به خاطر خدا چیست؟

Baradaryگردآوری: ابوخالد محمدی

«برادری به خاطر خدا» ارمغانی قدسی، درخششی ربّانی و نعمتی الهی است که خداوند متعال در دل بندگان مخلص، اولیای فرهیخته و اهل تقوا از مخلوقاتش می‏اندازد. چنان که در سوره‏ی انفال می‏فرماید:

{لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ} [انفال 63]

(اگر تمامی آنچه که در زمین است انفاق می‏کردی، نمی توانستی در بین دل هایشان الفت ایجاد نمایی، ولی خداوند در بین آنها محبت و دوستی برقرار نمود).

در سوره‏ی آل عمران می‏فرماید:

{وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا} [آل عمران 103]

(به یاد آورید نعمت خدا را بر شما آن زمانی که با هم دشمن بودید. پس خداوند میان دل هایتان پیوند داد پس شما به نعمت او برادرانی شدید).

همچنین برادری به خاطر خدا نیرویی ایمانی و روحی است که شناخت و درک عمیق از عاطفه، محبت، احترام و اعتماد دوطرفه و…، را در نهاد مسلمانان که پیوندهای عقیده‏ی اسلامی و رشته‏های زرین ایمان و تقوا آنان را به هم مرتبط ساخته، قرار می‏دهد. همین احساس برادری بی‏شائبه است که در نفس انسان مؤمن، صادقانه‏ترین عواطف پاک و خالصانه‏ترین احساس‏های پاکیزه را در دو حالت بوجود می‏آورد:

1- در موضع‏گیری‏های مثبت مانند همیاری، از خودگذشتگی، ترحم، گذشت، مهلت دادن، تکافل اجتماعی و…

2- در موضع‏گیری‏های منفی از قبیل پرهیز از هر چیزی که به نفس، مال، ناموس و کرامت انسانها ضرر برساند. بنابراین برادری دینی، صفتی است ملازم ایمان و یک ویژگی اخلاقی است که همواره با تقوا دمساز است؛ چراکه هیچ برادریی بدون ایمان و هیچ ایمانی بدون برادری نیست. همانگونه که راستگویی بدون تقوا و تقوای بدون راستگویی وجود ندارد.

دلیل مسأله نخست فرموده‏ی خداوند در سوره‏ی حجرات است که می‏فرماید:

{إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ}

(تنها مؤمنان با هم برادرند)

دلیل مسأله دوم قول خداوند در سوره زخرف است که می‏فرماید:

{الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ} [زخرف:67]

(دوستان در آن روز دشمن یکدیگر خواهند بود به جز پرهیزکاران).

جای هیچگونه تردید نیست که دوستی‏‏ها و برادری‏ها وقتی که جدا از ایمان باشند، سرانجام بر سر مصالح ذاتی و منافع شخصی به هم می‏خورند و هنگامی‏که صداقت از جامه‏ی تقوا بیرون آید، به محض پیدایش اولین کشمکش در دنیا و مصالح شخصی، دشمنی و کدورت در دلها پایه‏ریزی خواهد شد و اگر در وجود یک نفر ایمان و تقوا باشد، در صورتی که شیوه‏ای از اخوّت صادقانه و صداقت خالصانه از جانب او بروز نکند، مسلّماً آن ایمان ناقص و آن تقوا ادعایی بیش نیست؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی که شیخین (بخاری و مسلم) روایت کرده‏اند، می‏فرماید:

«لا یؤمن أحدکم حتی یحب لأخیه ما یحب لنفسه»

(ایمان هیچ‏یک از شما کامل نمی‏شود، مگر اینکه آنچه را که برای خود می‏خواهد برای برادرش نیز بخواهد).

نفس انسانی اگر بر پایه ایمان استوار و آمیخته با تقوا باشد، به مجرد برخورد با کسی که از نظر ایمان و تقوا همانند اوست، در اولین لحظات دیدار در وجود خود محبت و مؤانستی درک می‏نماید و در نخستین پرتو های آشنایی احساس صفا و آرامش به او دست میدهد. به علاوه روح آن دو به گونه ای با هم می‏آمیزند گویی که روحی واحد اند و دلهایشان چنان همدیگر را جذب می نمایند گویی که تنها یک قلب هستند. آن هنگام است که محبت در رگ هایشان می تپد و علاقه برادری در خونشان جریان می‏یابد و مهر و مودّت در چهره هایشان می‏درخشد.

اما نفسی که بنیادش بر فساد و پلیدی باشد، در همان لحظات اولیه برخورد با نفس مؤمنه‏ی مطمئنه، به هیچ حال برایش ممکن نیست که با او کنار آید؛ زیرا آن دو در اصل با هم نا آشنا، در ریشه با هم مخالف و از لحاظ روحی با هم در بیگانگی و تنافر اند. در اشاره به همین معانی حدیثی است که شیخین از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده‏اند که فرمود:

«الناس معادن كمعادن الذهب والفضة خیارهم في الجاهلیة خیارهم في الاسلام إذا فقهوا والأرواح جنود مجندة فما تعارف منها ائتلف وما تناكر منها اختلف»

(انسان ها معدن‏هایی همانند معادن طلا و نقره هستند؛ برگزیده‏ترین آنان در جاهلیت، برگزیده‏ترینشان در زمان اسلام است: آن زمانی است که از دین آگاهی یابند. ارواح انسان‏ها همچون لشکریان به هم پیوسته هستند. آنان که همدیگر را بشناسند، با هم مأنوس شده و آنان که همدیگر را نشناسند، از هم جدایی می‏گزینند).

ای برادران ایمانی! این بود حقیقت برادری و محبت خدایی و چنانکه گفتیم، آن حقیقت هدیه‏ای است از جانب خدا در دل‏های آراسته با ایمان و اخلاص، و قوه ای ایمانی و روحی است که با نفوس مزیّن به ایمان پیراسته با تقوا ارتباط دارد.

پس ای جوانان مسلمان! در این تنگنای تفرقه بعد از آنکه این نشانه‏ها برایتان روشن شد و این حقایق در برابر چشمانتان آشکار گردید، چه مسؤلیتی به عهده شماست؟ مگر نه این است که یکپارچه و متحد به بارگاه اخوّت الهی پناه آورید و دل‏هایتان به معنای آن استوار گردد و نفس‏هایتان در آن ذوب شود تا در میان خودتان مهربان و بسیار با ترحم و در مقابل دشمنان، سختگیر و با اقتدار ظاهر شوید. حال آنکه به پیشتازان امّت اسلامی یعنی اصحاب رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) اقتدا کرده‏اید؛  آنانی که خداوند در بیان فضیلتشان می‏فرماید:

{مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ} [فتح: 29]

(محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، بسیار بر کافران سختگیر و در میان خودشان بسیار با مهر و محبت می باشند).

◄ فضایل اخوّت اسلامی:

اینک دسته گلی معطر و خوش بو از گلستان تعبیرات نبوی در بیان منزلت برادری دینی و مقام بلند برادران در پیشگاه خداوند را به شما تقدیم می‏داریم:

1- چهره هایشان نورانی است؛

ابوداود از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود:

«ان من عباد الله لاناسا ما هم بأنبیاء و لا شهداء یغبطهم الأنبیاء و الشهداء یوم القیامة بمکانهم من الله تعالی»، قالوا: یا رسول الله تخبرنا من هم؟ قال: «هم قوم تحابوا بروح الله بینهم علی غیر أرحام بینهم ولا أموال یتعاطونها والله إن وجوههم لنور وإنهم لعلی نور لا یخافون إذا خاف الناس ولا یحزنون إذا حزن الناس»

(از جمله بندگان خدا کسانی هستند که نه از پیامبرانند و نه از شهیدان، اما پیامبران و شهیدان به منزلتشان در نزد خدا غبطه می خورند، گفتند: ای رسول خدا به ما بگو آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان قومی هستند که به خاطر خدا همدیگر را دوست می دارند، بدون اینکه میانشان عقد خویشاوندی باشد و بدون اینکه مالی به همدیگر اهدا نمایند. به خدا سوگند! که چهره هایشان نورانی است و آنان بر نور و روشنایی هستند. نمی ترسند وقتی که مردمان می ترسند و اندوهی ندارند. زمانی که مردمان اندوهگینند).

2- گناهانشان مورد بخشایش است؛

طبرانی از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده است که فرمود:

«إن المسلم إذا لقی أخاه المسلم فأخذ بیده، تحاتت عنهما ذنوبهما کما تتحات الورق عن الشجرة الیابسة في یوم ریح عاصف»

(شخص مسلمان هرگاه به برادر مسلمانش رسید و از روی محبت دستش را گرفت گناه هر دو می ریزد، همانگونه که در یک روز طوفانی برگ از درخت خشکیده می ریزد).

3- در قیامت زیر سایه عرش خداوند هستند.

امام مسلم رضی الله عنه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود:

«إن الله تعالی یقول یوم القیامة: أین المتحابون  بجلالي الیوم أظلهم فی ظلي یوم لا ظل الا ظلي»

(خداوند تبارک و تعالی در روز قیامت می‏فرماید: کجایند آن کسانی که به خاطر من همدیگر را دوست داشتند؟ آنان را در سایه‏ی خود قرار می دهم، روزی که هیچ سایه‏ای به جز سایه‏ی من نیست).

4- در جوار محبت الهی به سر می‏برند.

امام مالک رضی الله عنه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که خداوند متعال می‏فرماید:

«وجبت محبتي للمتحابین في والمتزاورین في والمتباذلین»

(محبت خود را واجب کردم در حق کسانی که بخاطر من همدیگر را دوست دارند و به دیدار یکدیگر می‏روند و به هم بذل و بخشش دارند).

همچنین مسلم از پیامبر روایت می‏کند که فرمود:

«مردی که به قصد دیدار برادر دینی‏اش در حال رفتن به روستایی بود، خداوند در گذرگاه او فرشته‏ای را در سیمای انسانی نورانی قرار داد که از او پرسید: کجا می‏روی؟ مرد در جواب گفت: به این روستا می‏روم تا برادر دینی‏ام را زیارت کنم. پرسید: آیا بر او حق و نیازی داری که برآورده کند؟ گفت: نه! فقط به خاطر خدا او را دوست دارم. فرشته در ادامه می‏گوید: مژده باد تو را! من فرستاده‏ی خدا هستم و آمده‏ام تا به تو مژده دهم که خداوند تو را دوست دارد، چنان که تو به خاطر خدا او را دوست داری».

5- در بهشت خدا و در سایه رضامندیش قرار دارد.

امام ترمذی از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)  روایت می‏کند که فرمود:

«من عاد مریضاً أو زار أخاً في الله ناداه مناد بأن طبت و طاب ممشاك و تبوأت من الجنة منزلاً»

(کسی که از بیماری عیادت کند و یا به زیارت برادری دینی برود، منادی غیب او را بشارت می‏دهد که، بدان تو در زمره‏ی نیکان قرار گرفتی، رهگذرت پاکیزه و روشن شد و منزلی از منازل بهشت را برای خود مهیا ساختی).

برادران مسلمان! آنچه را که گفتیم، نمونه‏هایی از مهمترین فضایل دنیوی و اخروی است که شامل حال همه‏ی کسانی می‏شود که تلاش می‏کنند برادروار در زمره‏ی بندگان الهی باشند و در سایه‏ی روح‏افزا و بهشت‏آسای آن، به سعادت جاودانی دست یابند و پیوسته از نور ایمان بر چهره‏هایشان بدرخشد و گناهانشان بریزد، همانطور که برگ‏های خشکیده درخت در یک روز طوفانی پراکنده می‏شوند.

خدا در روز قیامت آنان را در سایه‏ی عرش خود قرار می‏دهد و در فیوضات محبتش مستغرق می‏نماید و آنان را در گستره‏ی بهشت جاودان سکنا می‏دهد و همان افرادی هستند که حلاوت ایمان را در وجود خود احساس می‏کنند.

مسلمانان چقدر باعظمت و بزرگوارند، هنگامی که از روی محبت با هم دست می‏دهند و بر مبنای روابط اخوّت اسلامی با هم ملاقات می‏کنند. به راستی که چقدر منزلتشان نزد خدا رفیع و در ملأ اعلی مقامشان عالی است، آنگاه که در راه برادری، همبستگی و محبت در حرکتند.

◄ شرایط برادری دینی

برای اخوّت اسلامی شرایط و پایه هایی هستند که عقد برادری بدون آنها انتظام نمی‏یابد و ممکن نیست مقبول خداوند واقع شود، مگر اینکه مسلمانان راه آنها را در پیش گیرند و بهترین نوعشان را اتخاذ نمایند. ما هم اکنون اهمّ شرایط و روشن‏ترین مواد اساسی برادری اسلامی را بر شما امّت مسلمان معروض می‏داریم.

الف- برادری اسلامی باید خالصانه به خاطر خدا باشد

و این امر امکان پذیر نیست، مگر اینکه آنها از حرص مصالح ذاتی به دور باشند. باید از جلب منافع شخصی دست بردارند؛ زیرا تنها در آن صورت است که اخوت اسلامی میوه‏هایش را عطا می‏نماید و ثمرات و آثار مثبتش در جامعه تحقق می‏یابد. یکی از دلایل خالصانه بودن محبت، روایت امام مسلم است که قبلا درباره دیدار مخلصانه شخصی از برادر دینی‏اش نقل گردید.

ب- برادری اسلامی باید همراه با ایمان و تقوی باشد

و این مستلزم آن است که فرد مسلمان از میان دوستان، اهل ایمان را انتخاب نماید و از میان اهل ایمان پاک‏ترین و باتقواترینشان را اختیار کند. از دلایل این امر فرموده‏ی خداوند است که می‏فرماید:

{ألأ خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین}

(دوستان در آن روز دشمنان همدیگرند مگر اهل تقوا).

ابوداود و ترمذی از ابی سعید خدری رضی الله عنه روایت کرده‏اند که پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«لا تصاحب إلا مؤمناً و لا يأکل طعامك إلا تقي»

(با کسی جز انسان مؤمن رفاقت مکن و بکوش که جز اهل تقوا کسی طعامت را نخورد).

همچنین ابوداود و ترمذی از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«المرء علی دین خلیله فلینظر أحدکم من یخالل»

(هر شخصی به دین دوست خود است پس هر یک از شما مواظب باشد که با چه کسی دوستی می‏کند).

البته اگر دوستی بر این منوال باشد، از کوه‏های بلند استوارتر، و از ساختمان‏های رفیع پایدارتر خواهد بود به علاوه ممکن نیست حوادث شب‏ها آن را به لرزه درآورد و مصائب روزگار، تار و پودش را از هم گسیخته نماید.

ج- در اخوت اسلامی التزام به منهج اسلام شرط است.

این امر هنگامی امکان‏پذیر است که آن دو نفر متعهد شوند که شرایع و قوانین الهی در میانشان حکم فرما باشد و در همه حال به سنت پیامبر رجوع نمایند. چنانکه رسول خدا در حدیث «رجلان تحابا في الله اجتمعا علیه و تفرقا علیه» به همین معنی اشاره فرمود: یعنی هر دو متعهد شوند که در جمع شدن و جداییشان خدا را سرلوحه‏ی زندگی خویش قرار دهند. به همین خاطر هرگاه دو نفر از اصحاب رسول خدا به هم می‏رسیدند، از یکدیگر جدا نمی‏شدند، تا اینکه یکی از آنان بر دیگری سوره عصر را قرائت می‏نمود. سپس به هم سلام می‏کردند و می‏رفتند.

آنان با این کار می‏خواستند بگویند که هر دو به منظور التزام منهج اسلامی و انجام عمل صالح توصیه به حق و توصیه به صبر متعهد شده‏اند و با هم پیمان بسته‏اند که همواره از امتی باشند که بر دین اسلام پایدار است.

د- اخوت اسلامی لازم است که همراه با نصیحت و خیرخواهی باشد.

به طور مسلم تحقق یافتن این امر بسته به آن است که انسان نسبت به برادر مسلمانش همچون آینه باشد. بدین معنی که هرگاه یکی از آنان از دیگری کار نیکی را مشاهده نمود، او را به ادامه‏ی آن کار تشویق کند و اگر از او نقص و خللی دید، مخفیانه نصیحتش کند و او را به توبه و بازگشت به راه حق و هدایت وادار نماید.

رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) بر سر همین نصایح خالصانه بود که با اصحاب گرانقدر خویش بیعت فرمود تا در هر مکانی که هستند و به هر جایی که سفر می‏کنند، سعی نمایند که در میان جامعه‏ی داعیان حق، راهنمایان خیر و دعوتگران به سوی خدا باشند. چنانکه شیخین از جریر بن عبدالله روایت کرده‏اند که فرمود:

«بایعت رسول الله علی اقام الصلاة و إیتاء الزکاة والنصح لکل مسلم»

(با رسول خدا بر سر اقامه‏ی نماز و ادای زکات و نصیحت برای هر مسلمانی بیعت کردم).

همچنین هرگاه برنامه‏های اخلاقی پیامبر را در نظر می‏گیریم، می‏بینیم که آن حضرت همه مسلمانان را ملزم ساخته که درباره خدا، کتاب خدا، رسول خدا، ائمه مسلمین و عامه ایشان، ناصحی خیرخواه و امین باشند.

امام مسلم از پیامبر روایت می‏کند که فرمود:

«الدین النصیحة»، قلنا لمن یا رسول الله؟ قال: «لله و لکتابه و لرسوله و لأئمة المسلمین و عامتهم»

(دین همان نصیحت است. گفتیم: ای رسول خدا! برای چه کسی دین نصیحت است؟ فرمود: برای خدا، کتاب خدا، رسول خدا، ائمه مسلمین و عامه ی آنان).[1]

حال این سؤال پیش می‏آید که اگر طرف مقابل به پند و نصیحت اهمیتی نداد، وظیفه دیگران چیست؟ هنگامی ‏که اندرزهای حکیمانه به قصد بر حذر داشتن شخصی از اعمال ناروایی که مصرانه بر آن اقدام می‏نمود، مؤثر نبود در آن صورت، بر مسلمان واجب است که او را ترک نماید، تا آنگاه که سرانجام به سوی حق باز گردد و به جانب رشد و معرفت روی آورد.

اگر همچنان بر فسق و تباهی خویش پابرجا بود بر انسان مؤمن است که تا ابد ترکش نماید و این ترک و هجران مطمئن ترین عروه‏ی ایمان است؛ زیرا که چنین کاری جز به خاطر خدا نیست. و این امر دلایلی بسیار دارد.

به عنوان مثال، امام بخاری درباره‏ی ترک مصاحبت با گناهکاران از کعب که با جمعی در تبوک از فرمان رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) سرپیچی نموده بود روایت می‏کند که گفت:

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) اصحاب را از سخن گفتن با ما نهی فرمود و پنجاه شبانه روز را ذکر نمود. سرانجام کارمان به آنجا رسید که زمین با آن همه وسعت و گستردگی بر ما تنگ شد. حتی از وجود خودمان هم به تنگ آمدیم. هیچ یک از مردم حاضر نبودند که با ما سخن بگویند و یا با ما بنشینند، تا وقتی که خداوند در قرآن پذیرش توبه‏ی ما را اعلام فرمود.

سیوطی روایت می‏کند که حضرت عبدالله ابن عمر تا وقتیکه وفات یافت، با یکی از پسرانش سخن نگفت؛ زیرا به حدیثی که از رسول خدا برایش روایت نمود،  گردن ننهاد. در آن حدیث پیامبر مردان را از اینکه مانع رفتن همسرانشان به مسجد شوند، نهی می‏نماید.

برادران مسلمانم! از مطالب فوق معلوم می‏گردد که یکی از اهداف مهم و اساسی قطع رابطه با دوستان، آن است که به عنوان مجازاتی بازدارنده و تأدیبی موقتی مورد استفاده قرار گیرد، مانند ترک متخلفین غزوه‏ی تبوک به مدت پنجاه شبانه روز.

البته این قضیه در مورد گناهکارانی است که به دین اسلام معتقدند و به شریعت اسلام ایمان دارند، اما درباره‏ی ملحدی که کفر و الحادش را اعلام می‏دارد و یا یک نفر از اهل ردّه، مسأله به شیوه‏ای دیگر است؛ چرا که تبرئه از چنین کسانی و قطع رابطه با آنان از واضح‏ترین مقتضیات ایمان و از بارزترین توجیهات قرآنی است. گرچه آن شخص ملحد یا مرتد پدر، برادر یا فرزند باشد. چنانکه خداوند در سوره مجادله می‏فرماید:

{لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ…} [مجادله:22]

مردمانی را نخواهی یافت که به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی کسانی را به دوستی بگیرند که به خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند. هرچند که آنان پدران یا پسران یا برادران و یا قوم و یا قبیله‏ی ایشان باشند.

همچنین در سوره توبه می‏فرماید:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ آبَاءكُمْ وَإِخْوَانَكُمْ أَوْلِيَاء إَنِ اسْتَحَبُّواْ الْكُفْرَ عَلَى الإِيمَانِ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [توبه: 23]

ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر پدران یا برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دادند، آنها را دوستان و یاوران خود نگیرید و هرکس از شما که آنان را دوست و یاور خود نماید، بی‏تردید از ستمگران خواهد بود.

ه- برادری اسلامی لازم است بر اساس مشارکت در غم و شادی باشد:

بدین معنی که انسان مسلمان در خوشحالی برادرانش خوشحال و در غم و نگرانی آنان اندوهگین و نگران باشد. دین مقدس اسلام مشارکت و همدردی را بین همه مسلمانان، در شادی و گرفتاری‏ها، امری واجب و لازم الاجرا قرار داده، بدیهی است که در حق برادران دینی واجب‏تر و ضروری‏تر خواهد بود؛ زیرا آنانکه به خاطر خدا با هم دوستی و برادری دارند با هم پیمان بسته‏اند که در گفتار و کردارشان به منهج اسلام پایبند باشند و در امور کلی و جزئی خود را با شریعت الهی تطبیق دهند و هیچ‏کدام از آنان به اندازه‏ی نوک سوزنی از خواسته ها و دستورات دین تخلف ننماید و در برنامه‏ی  زندگی ذره‏ای از دایره‏ی قوانین الهی خارج نشود. توصیه‏های اسلامی در زمینه روابط اجتماعی در ادامه می‏آید:

«المسلم أخو المسلم لا یظلمه ولا یسلمه من كان في حاجة أخیه کان الله في حاجتة ومن فرج عن مسلم کربة فرج الله عنه بها کربة من کرب یوم القیامة ومن ستر مسلما ستره الله یوم القیامة»

(مسلمان برادر مسلمان است. به او ظلم نمی‏کند و او را تسلیم دشمن نمی‏نماید. هرکس نیاز برادر مسلمانش را برآورده نماید، خداوند نیازهایش را برآورده می‏نماید و هر کس مشکل برادر ایمانیش را بگشاید (برطرف نماید)، خداوند به خاطر آن، مصیبتی از مصائب روز قیامتش را برطرف می‏نماید و هر کس عیب مسلمانی را بپوشاند، خداوند در روز قیامت عیب‏هایش را می‏پوشاند).

«مثل المؤمنین في توادهم وتراحمهم وتعاونهم مثل الجسد اذا اشتكی منه عضو تداعی له سائر الجسد بالسهر والحمی»

(مثل مؤمنان در محبت و مهر ورزی نسبت به همدیگر همانند تن است که هرگاه عضوی از آن درد گرفت، سایر اعضای بدن با همکاری و تب همصدای او می شوند).[2]

ناگفته پیداست وقتی که اسلام این گونه همه‏ی مسلمانان را مخاطب قرار می‏دهد، مسلّماً آنهایی که به خاطر خدا با هم دوستی و محبت دارند، اولین کسانی هستند که مشمول این خطاب خداوندی خواهند بود؛ زیرا که آنان به مطابقت و همسویی با اصول و مبادی شریعت و پایبندی به احکام نظامی اسلام شایسته‏ترند.

برادرانم چنانکه یادآور شدیم، با توجه به ویژگی‏های اخوّت اسلامی از جمله: آراسته بودن به جامه‏ی اخلاص، همراه بودن با ایمان و تقوا، التزام به منهج اسلام، پایبند بودن بر پند و خیرخواهی، مشارکت در رنج و شادی و در مجموع به دلیل متصف بودن به این صفت ها و اتخاذ شرایط یاد شده، واضح و روشن است که برادری اسلامی هیچ گاه تحت تاثیر حوادث شب‏ها قرار نمی‏گیرد و از مصائب روزگار در امان خواهد بود و همواره مانند جهان هستی بر دوام، چون کوه پابرجا، مانند خورشید تابناک و همچون شب و روز در تجدد و تکرار است.

◄ شیطان در پی فرد تنهاست

تجربه نشان داده است که انسان مسلمان نمی‏تواند در هر دو محور اصلاح نفس خویشتن و دعوت دیگران با قدرتی یکسان، پیوسته و مداوم عمل کند جز در یک حالت، و آن وجود محیط سالم و جمع پاک و بی آلایش است که در آن فکرها در هم می‏آمیزند و برای اصلاح خویشتن و دعوت دیگران سخت تلاش می‏کنند…

در این جمع انسان مسلمان زندگی می‏کند و از آن تأثیر می‏پذیرد، اخلاق نیکو و کردار پسندیده را می‏آموزد و به دیگران یاد می‏دهد. وجود این چنین جمعی ضروری است هرچند که فقط از دو نفر تشکیل شده باشد.

«الشیطان مع الواحد و هو مع الإثنین أبعد» . رواه ترمذی

زیرا شیطان (همیشه) در پی فرد تنهاست و (کید او) از دو نفر دورتر است.

«و إنما یأکل الذئب من الغنم القاصیة» . رواه ابوداود

(در حقیقت گرگ گوسفندی را می‏خورد که از گله دور شده باشد).

در این باره رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است: چه بسا جوانانی که به سبب تک‏روی (و کناره‏گیری از جمع) دچار سرگشتگی می‏شوند…. حال بنگریم که خداوند متعال چگونه این امر مهم را به رسولش سفارش می‏کند:

{وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا} [کهف:28]

(با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را فرا می‏خوانند و رضای او را می طلبند، و چشمانت از ایشان (به سوی ثروتمندان متکبر) برای جستن زینت زندگانی دنیا برنگردد و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته است و همه‏ی امورش افراط و تفریط بوده است).

◄ ضرورت برادر دینی

باید دانست رشته‏ای که این افراد را هرچند دو نفر باشند به هم پیوند می‏دهد، بعد از عقیده‏ی صحیح اسلامی، باید رشته‏ی برادری دینی باشد… معانی محبت به خاطر رضای خداوند در بین آنها شکل می‏گیرد مراحل این محبت را یکی پس از دیگری می‏پیمایند تا به جایی می‏رسند که سلف صالح بدان رسیده بودند.

اگر یکی از آنها لقمه‏ای در دهان برادر دینی اش می‏نهاد، حلاوت و مزه اش را در دهان خود می‏یافت هرگاه به مال نیاز پیدا می‏کرد، بدون اجازه دست در جیب برادر دینی اش می‏کرد… و هرگاه برادرش از وی دور می‏شد گویا که چیز ارزشمندی را گم کرده است… اگر نهال این علاقه و ارتباط در دل کاشته و از آن به خوبی پاسداری شود تا تنومند گردد و میوه بدهد، نور و نجات روز رستاخیز خواهد بود.

پروردگارشان در روز قیامت آنان را با این ندای شیرین فرا می‏خواند:

«أین المتحابون بجلالي؟ الیوم أظلهم فی ظلي یوم لا ضل إلا ظلي» [رواه مسلم]

(کجایند آنان که به خاطر جلال و عظمت من همدیگر را دوست داشتند؟ امروز سایه‏ی خود را بر آنان می‏گسترانم روزی که سایه‏ای جز سایه‏ی من نیست).

در زمینه‏ی اصلاح نفس، افراد همدیگر را در انجام امور عبادی ترغیب کنند؛ اموری همچون: حفظ و تلاوت قرآن کریم، روزه‏های نافله، شب زنده داری و سحرخیزی، پایبندی به نمازهای جماعت، محاسبه‏ی نفس، مطالعه و بالا بردن سطح معلومات، دیدار قبور، شرکت در کلاس‏های دروس علمی و…

اهمیت حضور در جمع بدان سبب است که هر کسی می‏تواند با خود خلاف وعده کند اما سخت است که با دیگران خلاف وعده کند، برای روشن‏تر شدن مسأله مثالی ذکر می‏کنیم:

یکی از ما می خواهد برای پند و عبرت‏گیری، جلای دل و یادآوری احوال آخرت، به قبرستان برود… هنگامی که وقت رفتن می‏رسد، می‏بینیم که هر روز کار را به فردا موکول می‏کند، و سبب این نرفتن‏ها همه بهانه‏تراشی ها و استدلال‏های نفس ماست.

اما اگر با یکی از دوستان درباره‏ی این رفتن در روز مشخصی قرار می‏گذاشتیم بر ما سخت می‏بود که خلف وعده کنیم و بدون تردید جمع شدن و گرد هم آمدن برای طاعت خداوند عزوجل نه تنها خالی از سود و فایده نیست بلکه سرشار از خیر و برکت است.

اگر کاری را فراموش کنم، برادر دینی‏ام آن را به من یادآوری می‏کند و اگر آن را به خاطر آوردم، در انجام آن به یاری ام می‏شتابد و به همین دلیل است که نفس ما نیازمند پیروی و متابعت است و اصحاب رسول خدا در این باره برای ما الگو و سرمشق هستند. مثلاً: عبدالله بن رواحه و معاذ بن جبل و دیگر اصحاب هرگاه یکی از اصحاب را می‏دیدند که همتش ضعیف شده است، با مهربانی و خلوص به او می‏گفتند: با ما بنشین تا مدتی بیاساییم… پس احوال خود را با هم می‏گفتند و همدیگر را سفارش می‏کردند و با اراده‏های راسخ و همت‏های استوار از هم جدا می‏شدند، و گفته‏ی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره‏ی آنان تحقق پیدا می‏کرد:

«… ورجلان تحابا فی الله، اجتمعا علیه وتفرقا علیه»[3]

(دو تن که به خاطر خداوند همدیگر را دوست داشتند و با این حب گرد هم آمدند و با همان حب از همدیگر جدا شدند).

پوینده‏ی این راه باید به یاد داشته باشد که این راه بس طولانی است، پس باید با گام‏هایی استوار و مطمئن در این راه برود و قبل از اینکه قدم بگذارد جای پای خود را در نظر بگیرد و نباید گل را قبل از اینکه بشکفد، یا میوه را قبل از آنکه برسد، بچیند.

اکنون پس از درک دوری مسافت و مشکلات راه، رهروان باید سیاست صبر جمیل را در پیش گیرند، زیرا در نظر گرفتن زمان جزئی از علاج کار است و گام نهادن در راه خداوند متعال تجارتی کوتاه مدت نیست، یعنی [اینگونه نیست که] در مدت زمان کوتاهی سود هنگفتی به دست آوری یا در غیر این صورت آن را ترک کنی و به تجارت پر رونق تر و پر سودتر روی آوری.

این برای ما کافی است که مانند پلی باشیم که آیندگان بر ما عبور کنند و همین ما را بس که با عنایت و فضل خداوند متعال به وعده‏های او برسیم، هرچند وعده‏ی دیگر او (استقرار دین الهی در زمین) به تأخیر بیفتد…

بیایید با هم در این آیه که خداوند متعال تجارت پر سود را توصیف می‏کند بیندیشیم:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ-تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنفُسِكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ-يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَيُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} [صف:10-12]

(ای مومنان،آیا شما را به معامله‏ای رهنمون سازم که شما را از عذاب بسیار دردناک دوزخ رها سازد: به خدا و رسولش ایمان آورید و در راه خدا با مال و جان جهاد و تلاش می‏کنید. گناهانتان را می‏بخشاید و شما را در باغ‏های بهشتی داخل می‏گرداند که از زیر آن جویبار ها روان است و شما را در منازل و خانه‏های خوبی جای می‏دهد که در باغ های بهشت جاویدان و ماندگار واقع شده‏اند. رستگاری بزرگ همین است).

آری… این سود است و آن فرجام.

حال در این آیه تأمل کنیم که خداوند متعال مددی را توصیف می‏کند که آن را دوست داریم:

{ وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ} [صف: 13]

(و نعمت دیگری که آن را دوست دارید (برای شما هست و آن) پیروزی خدادادی و فتح نزدیکی است).

این مژده خداوند است و وعده‏ای که به آن وفا می‏کند. و بشّر المؤمنین

پس ای برادر مسلمان، بشتاب به سوی عمل… بیایید با هم پیمان ببندیم و به آن وفادار باشیم…

برادر عزیزم، به یاد داشته باش که عمر کوتاه است، روزها می گذرند و مرگ نزدیک است. خود را به این کاروان برسان، که گفته اند: «جوینده یابنده بود» و آنکه شب بیدار است مانند کسی نیست که در خواب است. مرگ همیشه در کمین است و کالای شرف و رفعت و بزرگواری بسیار گران قیمت است…

از ابوهریره روایت می‏کنند که گفت شنیدم رسول خدا می‏فرمود:

«من خاف أدلج، و من أدلج بلغ المنزل، ألا إن سلعة الله غالیة، ألا إن سلعة الله الجنة» [رواه ترمذی]

(آنکه بترسد شبانه می‏رود، و آنکه شب برود به منزل مقصود می‏رسد، هان! کالای خداوند گران قیمت است، هان! کالای خداوند بهشت است).

◄ ثمرات محبت و دوستی و نقش آن در ساختار مجدد و تاریخ مسلمانان

واضح است که اسلام با نظام تکامل یافته، برنامه ها و شرایع جهانی خویش هر دعوتی را که بر مبنای نژاد پرستی، عشیره گرایی و به طور کلی حس ناسیونالیستی باشد به عنوان جاهلیت اعتبار می‏کند، چنانکه خداوند در سوره توبه می‏فرماید:

{قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}  [توبه: 24]

(بگو اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و گروه و قبیله و خویشاوندانتان و مال‏هایی که به دست آورده‏اید و تجارتی که ترس از دست دادن بازارش دارید و خانه و مسکن‏هایی که مورد پسند شماست محبوب‏تر از خدا و پیغمبرش و جهاد در راه او باشد. پس انتظار بکشید، تا خدا فرمان خود را صادر نماید و خدا فاسقان را به راه راست نمی‏رساند).

شکی نیست که اخوّت و محبت اسلامی هرگاه بر عقیده‏ای ربّانی و رابطه‏ای دینی استوار گردد، مسلمانان در آن هنگام در قالب نیروهایی آزادی‏بخش و لشکریانی جهادگر با همتی عالی، عزمی راسخ و نگاهی بلند و امیدوار به آینده‏ای روشن می‏روند که رسالت اسلام را در زمین و نور حق و هدایت را در سراسر جهانیان به منصه‏ی ظهور بنشانند. حال آنکه یکی از دو هدف والا و شایسته را نصب العین خویش قرار داده‏اند یا پیروزی است یا شهادت.

در جنگ یرموک، مجروحان مسلمان را در مکان نزدیکی می‏گذاشتند. شدت جنگ باعث شد که زخمیان را فراموش کنند، عکرمه بن ابوجهل یکی از مجروحان بود و پسر عمویش یکی از آب رسانان بود، او می‏گوید: دنبال پسر عمویم عکرمه گشتم او را در میان مجروحان دیدم که ناله می‏کند و درد می‏کشد و از شدت تشنگی نزدیک است بمیرد، در کنارش ده مجروح دیگر نیز بود. آب را برداشتم و به طرف عکرمه دویدم و گفتم: بنوش. گفت باشد: آب را گرفت و وقتی که می‏خواست بنوشد شنید که برادر مسلمانش در کنارش می‏گوید: آه و آب می‏خواهد.

عکرمه گفت به خدا نمی‏نوشم تا برادرم بنوشد.

نزد او رفتند… و با هر ده نفر این اتفاق افتاد تا به دهمین نفر رسیدند. او گفت: به خدا قسم نمی‏نوشم تا عکرمه بنوشد، وقتی پیش عکرمه رفتند دیدند او شهید شده است.

آری به یمن برادری اسلامی مسلمانان تمامی سرزمین‏های عرب که شامل عراق، مصر و سوریه بود از قید کفر و جهالت رها کردند و در سایه دل‏انگیز حکومت اسلامی قرار دادند.

پیامبر اکرم به اصحاب و سایر امت های بعد از ایشان سرمشقی عملی را در ایجاد محبت و برادری و مساوات بین عرب و غیر عرب در سایه‏ی عقیده‏ی اسلامی عطا فرمود، بدین امید که مسلمانان به طور یکسان مسئولیت پست‏ها و مناصب اجتماعی را عهده‏دار شوند و به طور یکپارچه و هماهنگ در بنای تمدن و اظهار عظمت اسلام مشارکت نمایند.

به عنوان مثال آن حضرت در بین بلال بن رباح حبشی و خالد بن رویحه خثعمی برادری قرار داد و همچنین در بین غلام خود زید بن حارثه عجمی و عموی خود حمزه ابن عبدالمطلب قریشی، بین سلمان فارسی و ابودرداء، بین خارجه بن زید و ابوبکر صدیق و بین عمار بن یاسر و حذیفة بن یمان پیمان برادری برقرار نمود.

با این حال مطلبی که می خواهم بعد از بحث‏های گذشته به آن بپردازم، این است که برادری و محبت اسلامی از بزرگترین عواملی است که در راه رسیدن امت اسلام به قله‏ی رفیع سروری و عزت و سرافرازی و به دست‏گیری زمام علم و تمدن تأثیر به سزایی دارد.

همین اروپای امروز که به ادعای خود رهبری فرهنگ و تمدن پیشرفته عصر حاضر را به عهده گرفته و صدای بوق و کرنایش گوش جهانیان را پر کرده است، قرن‏های متمادی از آب زلال و روان فرهنگ و تمدن اسلامی استفاده نمود و به تدریج از چشمه سار علوم و معارفی که مسلمانان در آنها نوابغ روزگار بودند خود را سیراب کرد، تا سرانجام هم اروپا و هم سرزمین‏های شرقی توانستند خود را به قله‏ی تمدن مادی و بلندای علوم و اکتشافات در عصر جدید برسانند و این چیزی است که اکثریت قریب به اتفاق متفکران و دانشمندان فلاسفه‏ی جهان در جاهای گوناگون به آن شهادت می‏دهند.

انسان مسلمان هنگامی که احساس کرد با مسلمانی برادر است و نباید به او ظلم کرده و خوار و سر شکسته نماید و از او کناره‏گیری کند. و هنگامی که دانست ایمانش کامل نمی شود، مگر اینکه آنچه را برای خود می‏خواهد برای برادرش هم بخواهد و آنگاه که فهمید مؤمن واقعی نیست اگر با شکم سیر بخوابد و بداند که همسایه‏اش با گرسنگی بر پهلو دراز کشیده و آنگاه که شعار دل خود ساخت که با دیگر برادران ایمانیش در دردها و آرزوها همانند پیکری واحد است.

بالاخره انسان مسلمان آن زمان که در نفس خویش و در اعماق وجدانش تمامی این معانی خالصانه‏ی برادری را احساس نمود، بی‏درنگ با تمام وجود به منظور تحقق بخشیدن به مفاهیمی چون تعاون، تکافل، مهربانی و ایثار و… نسبت به هر انسانی که رابطه محبت و برادری اسلامی آنان را با هم مرتبط می‏سازد، با همتی عالی به پا خاسته و به حرکت در می‏آید به خصوص اگر برادرانش نیازمند کسی باشند که غم و اندوه را از دلشان دور کند و در سختی‏ها و تنگناهای زندگی به یاریشان بشتابد و در هنگام وارد شدن مصائب برای آنان یاوری غم‏خوار و در ایام عجز و تنگ‏دستی برایشان دوستی مهربان و فداکار باشد. این خود از مهم‏ترین وظایف برادری و از روشن‏ترین مقتضیات ایمان است.

ای برادران مسلمان! بکوشید تا روح برادری و محبت خدایی را در اعماق وجودتان استحکام بخشید و با تلاش خالصانه و اراده‏ی شکست ناپذیر خویش وحدتی فراگیر در میان مسلمانان متحقق سازید و دین جاودانه‏ی خدا را در اقطار زمین منتشر کرده و قامت مناره‏های تمدن اسلام که همواره به خیر و نیکی پابرجا و به نور هدایت ابدی می‏درخشند، در فضای بی‏کران آسمان دنیا بر افراشته نمایید و در جوامع انسانی اصول و مبادی محبت و انسانیت را تحقق بخشید.

راستی که جامعه‏های اسلامی در عصر حاضر چقدر نیازمند برادرانی مؤمن، مردانی با محبت و جوانانی فداکار و مخلصند که در وجودشان حامل شریف‏ترین معانی محبت و اخلاص و وفاداری هستند. به امید روزی که دولت متلاشی شده‏ی اسلام و عزت و حیثیت از دست‏رفته مسلمانان بار دیگر به آنان باز گردد. {و ما ذلک علی الله بعزیز} [ابراهیم:20]

در پایان ای جوانان مسلمان و ای لشکریان دعوت اسلامی! شما امروز در بنای دولت با عزت اسلام و ایجاد وحدت و هماهنگی در بین مسلمانان و اعاده‏ی خلافت راشده در زمین و باز گرداندن منزلت و اعتبار ملت‏های ستم دیده در جهان و امید مسلمانانی هستید که با چهره‏ای گشاده به شما می‏نگرند.

امروز چشم امید انسان‏ها در هر مکانی به شماست؛ زیرا که شما مجاهدان راه آزادی، سپاهیان رهایی‏بخش، داعیان حق و آفتاب هدایت هستید. ای جوانان مسلمان! تلاش کنید که در التزام به برنامه‏های اولیه‏ی برادری، در عمق بخشیدن به روح اخوّت اسلامی در ادای حقوق و قیام به وظایف آن در رفتار و معاملات اجتماعی همراه با مهر و محبت و خلاصه در دنبال کردن و پی‏گیری آثار برادری و برداشت ثمرات و نتایج آن برای جوامع اسلامی سرمشقی شایسته و اسوه‏ای حسنه باشید؛ چرا که در واقع برای تأثیر در روحیه‏ی افراد و امت‏های مختلف هیچ چیزی مهمتر از سرمشق نیک و الگوی عالی نیست.

ای جوانان مسلمان! تاریخ با کمال غرور و افتخار می‏نویسد که اسلام به جنوب هند و سیلان و جزایر لکدیف و مالاوی در اقیانوس هند رسید و سرزمین تبت و سواحل چین و فیلیپین و جزایر اندلس و شبه جزیره‏ی ملایو را در اختیار گرفت و تا اواسط قاره آفریقا و ممالک سنگال، نیجریه، سومالی، تانزانیا، ماداگاسکار، زنجبار و غیر آنها گسترش یافت. این پیش‏روی ناگهانی و حیرت‏آور اسلام که تمامی جهانیان را به شگفتی وا داشته بود، همانا از مجاهدت و فداکاری انسان‏هایی بود که برای ملت‏های جهان مقتدایانی شایسته و سرمشق‏هایی عالی به شمار می‏رفتند.

آنان برای تاجران در معاملات صادق، برای دعوتگران در محبت خالص، و برای مسلمانان در حسن سلوک و مکارم اخلاق سرمشق‏هایی گرانبها بودند که با کلمه‏ی طیبه و موعظه‏‏ی حسنه با ملایمت و مهربانی، انسان‏ها را آنچنان عاشق و شیدای خود نمودند که در کمترین زمانی دسته دسته در دین خدا داخل گردیدند و با دلی سرشار از ایمان، ضمیری مطمئن و رغبتی کامل از آن استقبال کردند.

در حقیقت اگر آن تاجران مسلمان به حسن معامله، و آن دعوتگران راستین به صفای محبت، و در کل، اگر امت اسلام با اخلاق کریمه در میان جوامع گوناگون ممتاز نمی‏بودند، هیچگاه قابل تصور نبود که در مدت کوتاهی میلیون‏ها انسان از نژادهای مختلف و سرزمین‏های متفاوت در برابر آیین اسلام سر تسلیم و تواضع فرو آورند و هنوز هم ممکن نبود در سایه‏ی عدالت و رحمت اسلام قرار گیرند و از ظلمات کفر و توحش و نادانی به روشنایی صلح و تمدن و سعادت اسلام راه یابند.

تا چه اندازه دعوت اسلامی آسان و دلپذیر است. در میان سپاهیان و دعوتگران دین خدا و کسانی که با آنها ارتباط دارند، جوانانی مؤمن، با محبت، متحد و حافظ ارزش‏های اخلاقی پیدا می‏شوند که مبادی اسلام را در رفتارشان مجسم می‏سازند و تفکرات دینی را با شخصیت‏های خویش می‏آمیزند و فضایل اسلامی و اخلاقی را در حرکات و سکناتشان به نمایش می‏گذارند!

هنگامی که دعوت اسلامی در عصر حاضر نمونه‏های ارزشمندی از خود ارائه دهد، مسلّماً تأثیر به سزایی در تحولات فکری جامعه خواهد داشت؛ زیرا با ارائه‏ی نمونه‏هایی که در اخلاق و رفتارشان سرمشق دیگرانند، دعوتگرانی که به حسن برادری و اخلاص و تقوا دارای امتیازند و هزاران جوان پرشور و پاک‏نهادی که قبل از آنکه متأثر شوند، دیگران را تحت تأثیر قرار می‏دهند، طولی نخواهد کشید که دایره‏ی دعوت اسلامی  هزاران مجموعه‏ی انسانی را که خدا را پروردگار، اسلام را دین، قرآن را امام و محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را پیامبر خدا دانسته و به آن ایمان داشته باشند، در اختیار خواهد گرفت و در میدان انتشار اسلام شاداب‏ترین و با نشاط ترین ثمرات و پاکیزه‏ترین میوه‏ها را در دامن خویش پرورش خواهد داد.

{ربّنا تقبل منّا إنک انت السَّمیعُ العَلیمُ}

ما را از دعای خیر خود بی بهره نگذارید

منابع:

◄ برادری ایمانی

نوسنده: عبداللع ناصح علوان

مترجم: رئوف موحد

نشر احسان/  نوبت چاپ: اول-1386

◄ راه سعادت

نویسنده: دکتر مجدی الهلالی

مترجم: هیوا هفیدی

نشر احسان/  نوبت چاپ: اول-1386

◄ اخلاق مؤمن

نویسنده: عمرو خالد

مترجم: سمیه اسکندری فر

انتشارات واسع/ نوبت چاپ: دوم -1386


[1] – نصیحت برای خدا: یعنی ایمان به او و تنزیه وی از هر چیز نا لایق و قیام به طاعتش

نصیحت برای کتاب: یعنی ادا کردن حق تلاوت قرآن، عمل به محکمات و ایمان به متشابه آن

نصیحت برای رسول: یعنی ایمان به او، التزام به سنت او و امتثال امرش و پرهیز از آنچه که نهی کرده

نصیحت برای ائمه مسلمین: یعنی نصیحت کردنشان به وقت اشتباه و اطاعت از آنان به بهترین وجه

نصیحت برای عامه ی مسلمین: یعنی جلب منافع و دفع مضرات امر به معروف و نهی از منکر در مورد آنان

(مؤلف)

[2] – در این زمینه شیخ سعدی چنین فرموده است:

چو عضوی به درد آورد روزگار   -    دگر عضو ها را نماند قرار

[3] – اخراج از احمد از انس بن مالک؛ حدیث فوق قسمتی از این حدیث است:«سبعة یظلهم الله بظله…» حدیث متفق علیه

2 دیدگاه برای : برادری به خاطر خدا چیست؟

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :

قدرت گرفته از وردپرس پارسی - طراحی شده توسط Fresh Sites - ترجمه و بهینه‌شده برای وردپرس پارسی توسط مسعود گلچین