آتش جهنم
خطیب: دکتر صالح آل طالب
مسجد الحرام: جمعه ۲۳ شعبان ۱۴۳۰برابر با ۲۳ مرداد ۱۳۸۸خطبهی اول:
ستایش از آن الله است. حمد و سپاس از آن اوست که قدرتمند و دارای ملک و ملکوت است… بزرگی در آسمانها و زمین، و قدرت و قهر و جبروت در چنگ اوست… اوست که شدید العِقاب است، زنده است و هرگز نمیمیرد.
خداوندا تو پاک و منزهی!! کیست آنکه از تدبیر و مراقبت تو غافل ماند و زیان نکرد؟؟ و کیست آنکه نسبت به حرامهای تو بیاعتنایی نکرد و پشیمان نشد؟؟ و کیست آنکه گرفتار وعید تو شد و سالم ماند؟؟
گواهی میدهم که خدایی به حق نیست جز تو و گواهی میدهم که محمد، بنده و پیامبر توست. درود و سلام بسیار خداوند تا روز قیامت بر او و بر اهل بیت و اصحاب بزرگوار وی باد.
اما بعد… ای بندگان خداوند تقوای او را آنگونه که شایسته است پیشه ساخته و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید و برای دیدار خداوند آماده شوید و از عذاب او برحذر باشید که بدنهای شما طاقت آتش را ندارد:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ [حشر: ۱۸]
(اى کسانى که ایمان آوردهاید از الله پروا دارید و هر کسى باید بنگرد که براى فردا از پیش چه فرستاده است و از الله بترسید در حقیقت الله به آنچه مىکنید آگاه است)
ای مسلمانان: سخن از عاقبت فاجعه باری است که چشم صالحان را اشکبار ساخته است. سخن از بازگشتگاهی است که قلب پارسایان را به لرزه آورده است. این پایانی است که ترس آن، روز ِ عبادتکاران را به گرسنگی و تشنگی کشانده و باعث شده تا شب طولانی آنان به نماز طی شود. سخن ما از خاتمهای است که غمش در قلب ترسایان به استمرار باقی است:
تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ یَدْعُون َرَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا [سجده: ۱۶]
(پهلوهایشان از خوابگاهها جدا مىگردد [و] پروردگارشان را از روى بیم و طمع مىخوانند)
ای مسلمانان: این عاقبت و پایان بد، «آتش» است، آتش جهنم. جهنم، آفریدهای است عظیم از آفریدههای خداوند و خانهای است که وی برای کافران در نظر گرفته است. این، جایگاه ستمگران و زندان کافران و عقوبت گناهکاران است. این جایگاه، به حقیقت خاری و ذلت و زیان آشکار و بزرگ است.
جهنم، شر ِ مطلقی است که هیچ خیری در آن نیست. این جایگاهی است که باید ناگزیر از روی آن عبور کرد. جایگاهی که وجود داشته و آماده شده است:
وَاتْقَوُا النَّارَ التَیِ أُعِدَتْ لِلْکَافِرِینَ [آل عمران: ۱۳۱]
(و از آتشى که براى کافران آماده شده است بترسید)
این جایگاه، خلق شده و آماده است و چنانکه در صحیحین آمده است رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن را به چشم دیده است.
ای مسلمانان! سخن دربارهی آتش جهنم سخنی است حق و راست… جهنمی که در آن کوهها و درهها و رودها وجود دارد… جهنمی که دارای درجات و منزلگاههایی است متفاوت… جهنمی که تاریک است و سیاه و بی نور… که صدایش از دور شنیده میشود… جهنمی که زوزه میکشد و نعره میزند و آنگونه است که خداوند میفرماید:
تًرْمِی بِشَرَرٍ کَالقَصْرِ کَأَنَّهُ جِمَاَلَةٌ صُفْرُ وَیْلٌ یَوَمَئِذٍ لِلْمُکَذِبِین [مرسلات: ۳۲-۳۳]
([دوزخ] چون کاخى [بلند] شراره مىافکند (۳۲) گویى شترانى زرد رنگند)
غم آن همیشگی است و طولانی و اهل آن در حال ناله و فریادند.. قلب اهل آن پر است از یاس و ناامیدی و گذشت روزها جز بر یاس و بدبختی آنان نمیافزاید… در آن عذابها و دردهایی که زبانها و قلمها از وصف آن عاجزند و در آن ترسها و غمهایی است که ذهن از تصور آن ناتوان…
إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً [فرقان: ۶۶]
(و در حقیقت آن بد قرارگاه و جایگاهى است)
جهنمی که خداوند فرشتگان مقرب خود را از آن ترسانده است و فرموده:
وَمَنْ یَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلَهٌ مِنْ دُونِهِ فَذَلِکَ نَجْزِیهِ جَهَنَّمَ کَذَلِکَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ [انبیاء: ۲۹]
(و هر کس از آنان بگوید من جز او خدایى هستم او را به دوزخ کیفر مىدهیم سزاى ستمکاران را این گونه مىدهیم)
و خطاب به پیامبرش فرمود:
لاَ تَجْعَلََْ مَعَ اللهِ إِلَهً آَخَرَ فَتُلْقَى فِیْ جَهَنَمَ … [اسراء: ۲۲]
(و با خداى یگانه معبودى دیگر قرار مده و گرنه در جهنم افکنده خواهى شد…)
و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم صحابه و امتش را از آن برحذر داشته و فرموده است: «شما را نسبت به جهنم هشدار دادم… شما را نسبت به آتش هشدار دادم» آیا پس از این، جهانیان میتوانند خیال خود را از آتش آسوده سازند؟
حسن بصری رحمه الله میفرماید: «به خدا قسم که کسی به جهنم ایمان نمیآورد مگر آنکه زمین با وسعتش بر وی تنگ میگردد اما منافق اگر آتش پشت سرش باشد هم به آن ایمان نخواهد آورد تا اینکه به آن درافتد. به خداوند قسم که بندگان به چیزی ترسناکتر از آن هشدار داده نشدهاند”
فَأَنْذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّى* لاَ یَصْلاَهَا إِلاَّ الأَشْقَى* الَّذِی کَذَّبَ وَتَوَلَّى [لیل: ۱۴-۱۶]
(پس شما را به آتشى که زبانه مىکشد هشدار دادم (۱۴) جز نگونبختتر[ین مردم] در آن درنیاید (۱۵) همان که تکذیب کرد و رخ برتافت)
و در کتاب خداوند چنین آمده است:
وَإِنْ مِنْکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً [مریم: ۷۱]
(و هیچ کس از شما نیست مگر [اینکه] در آن وارد مىگردد این [امر] همواره بر پروردگارت حکمى قطعى است)
بندگان خداوند! ترس ما از عبور از پل صراط کجاست؟ آنکه ترسید شبانه به راه میافتد و آنکه شب به راه افتاد به منزلگاه خواهد رسید و به خدا قسم که تنها مومنان نجات خواهند یافت.
قَالُوا إِنَّا کُنَّا قَبْلُ فِی أَهْلِنَا مُشْفِقِینَ * فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ * إِنَّا کُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِیمُ [طور: ۲۶-۲۸]
(گویند ما پیشتر در میان خانواده خود بیمناک بودیم (۲۶) پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ کرد (۲۷) ما از دیرباز او را مىخواندیم که او همان نیکوکار مهربان است)
رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «جهنم در روز قیامت آورده میشود بطوری که هفتاد هزار افسار دارد و هر افسار را هفتاد هزار فرشته میکشند» به روایت مسلم
جهنمیان در حالی جهنم را میبینند که صدایی بس وحشتناک دارد:
إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظًا وَزَفِیرًا [فرقان: ۱۲]
(چون [دوزخ] از فاصلهاى دور آنان را ببیند خشم و خروشى از آن مىشنوند)
و در سورهی مُلک آمده است که:
تَکَادُ تَمیز مِنَ الغَیْظِ [ملک: ۸]
(نزدیک است که از خشم شکافته شود)
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «آتشی که انسانها برمیافروزند جزئی از هفتاد جزء آتش جهنم است» گفتند: به خداوند سوگند که همان یک بخش نیز کافی بود. فرمود: «اما با این وجود آتش جهنم ۶۹ بار بر آتش دنیا برتری دارد که هر بخش از آن به اندازهی گرمای آتش دنیا است» به روایت بخاری و مسلم
هذِهِ جَهَنَّمُ الّتی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ [الرحمن: ۴۳]
(این است همان جهنمى که تبهکاران آن را دروغ مىخواندند)
جهنمیان به بدترین صورت مورد خطاب قرار میگیرند و وارد آن میشوند و سپس درهای جهنم بر آنها بسته میشود:
نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ* إِنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ * فِی عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ [همزه: ۶-۹]
(آتش افروخته خدا[یى] است (۶) [آتشى] که به دلها مىرسد (۷) و در ستونهایى دراز آنان را در میان فرامىگیرد)
جهنمی که هیزم آن مردم و سنگهاست… آتش آن با گذر زمان خاموش نمیشود و گرمای آن با گذر زمان کم نمیشود
…کُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِیرًا [اسراء: ۹۷]
(هر بار که آتش آن فرو نشیند شرارهاى [تازه] برایشان مىافزاییم)
و با تمام اینها جهنمیان دست و پا بستهاند:
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالاً وَسَعِیراً [انسان: ۴]
(ما براى کافران زنجیرها و غلها و شعلههاى سوزان آتش آماده کردهایم)
… إِذِ الْأَغْلَالُ فِی أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ یُسْحَبُونَ * فِی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ [غافر: ۷۱-۷۲]
(هنگامى که غلها در گردنهایشان [افتاده] و [با] زنجیرها کشانیده مىشوند (۷۱) در میان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مىشوند)
و بدتر از همهی اینها، جهنمیان زده شده و مورد اهانت قرار میگیرند:
وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِیدٍ * کُلَّمَا أَرَادُوا أَن یَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ [حج: ۲۱-۲۲]
(و براى آنان گرزهایى آهنین است (۲۱) هر بار بخواهند از [شدت] غم از آن بیرون روند در آن باز گردانیده مىشوند، بچشید عذاب آتش سوزان را)
آنان لباسی از آتش به تن میکنند و میسوزند:
فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیَابٌ مِنْ نَارٍ یُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِیمُ * یُصْهَرُ بِهِ مَا فِی بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ * وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِیدٍ [حج: ۱۹-۲۱]
(و کسانى که کفر ورزیدند جامههایى از آتش برایشان بریده شده است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ریخته مىشود (۱۹) آنچه در شکم آنهاست با پوست [بدن]شان بدان گداخته مىگردد (۲۰) و برای آنان گرزهایی از آهن است)
آیا دیدهاید که چگونه گوشت بر روی آتش کباب میشود؟ این دقیقا حال کفار است در آتش جهنم:
یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولا [احزاب]
(روزى که چهرههایشان را در آتش زیرورو مىکنند مىگویند اى کاش ما الله را فرمان مىبردیم و پیامبر را اطاعت مىکردیم)
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِیهَا کَالِحُونَ [مومنون: ۱۰۴]
(آتش چهره آنها را مىسوزاند و آنان در آنجا ترشرویند)
غذای آنها عذاب است و نوشیدنیشان نیز عذاب…
لَیْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِیعٍ [غاشیه: ۶]
(خوراکى جز «ضریع» ندارند)
«ضریع» خاری است که در سرزمین حجاز میروید.
إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ * طَعَامُ الْأَثِیمِ * کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ * کَغَلْیِ الْحَمِیمِ [دخان: ۴۳ – ۴۶]
(آرى درخت زقوم (۴۳) خوراک گناهکار است (۴۴) چون مس گداخته در شکمها مىگدازد (۴۵) همانند جوشش آب جوشان)
«زقوم» نیز درختی است که در وسط جهنم میروید و میوههای آن به مانند سر دیوهاست. نوشیدنی آنها نیز غسلین و غساق است که خونابه و چرکاب بدن اهل آتش است:
وَإِنْ یَسْتَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاءٍ کَالْمُهْلِ یَشْوِی الْوُجُوهَ [کهف: ۲۹]
(و اگر فریادرسى جویند به آبى چون مس گداخته که چهرهها را بریان مىکند)
وَسُقُوا مَاء حَمِیمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ [محمد: ۱۵]
(و آبى جوشان به خوردشان داده مىشود [تا] رودههایشان را از هم فرو پاشد)
در آیهای دیگر چنین آمده است که:
… وَیُسْقَى مِنْ مَاء صَدِید یَتَجَرَّعُهُ وَلَا یَکَادُ یُسِیغُهُ وَیَأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَمَا هُوَ بِمَیِّتٍ وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ غَلِیظٌ [ابراهیم: ۱۶-۱۷]
(به او آبى چرکین نوشانده مىشود (۱۶) آن را جرعه جرعه مىنوشد و نمىتواند آن را فرو برد و مرگ از هر جانبى به سویش مىآید ولى نمىمیرد و عذابى سنگین به دنبال دارد)
همهی آیاتی که ذکر کردیم تنها بعضی از انواع عذاب است. آیا این عذابها ارزش لحظهای از شهوت حرام دنیا را دارد؟
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «خوشگذارنترین جهنمیان از اهل دنیا را در روز قیامت میآورند و در آتش غوطه میدهند سپس به او گفته میشود: ای فرزند آدم آیا هیچ خوشی و لذتی ذر زندگیات دیدی؟ آیا هیچ خوشی و نعمتی بر تو گذشته است؟ و او در جواب میگوید: نه هرگز! به خدا قسم ای پروردگار [هیچ خوشی و لذتی در زندگی ندیدم]…» به روایت امام مسلم
بله ای بندگان خداوند! تنها یک غوطه در آتش جهنم باعث میشود انسان همهی خوشیها و لذتها و شهوتهایی را که در دنیا چشیده است از یاد ببرد:
یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذَابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ * وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِیهِ * وَفَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ * وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ یُنْجِیهِ * کَلَّا إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِلشَّوَى * تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى [معارج: ۱۱-۱۷]
(گناهکار آرزو مىکند که کاش براى رهایى از عذاب آن روز مى توانست پسران خود را عوض دهد (۱۱) و [نیز] همسرش و برادرش را (۱۲) و قبیلهاش را که به او پناه مىدهد (۱۳) و هر که را که در روى زمین است همه را [عوض مىداد] و آنگاه خود را رها مىکرد (۱۴) نه چنین است [این آتشی است که] زبانه مىکشد (۱۵) پوستسر و اندام را برکننده است (۱۶) هر که را پشت کرده و روى برتافته فرا میخواند)
وهنگامی که بلا و سختی بر اهل آتش طولانی گردد و عذاب و درد به اوج خود رسد و حسرت و پشیمانی آنان فزونی یابد، آنهنگام درخواست خارج شدن از آتش میکنند:
وَهُمْ یَصْطَرِخُونَ فِیهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ [فاطر: ۳۷]
(و آنان در آنجا فریاد برمىآورند پروردگارا ما را بیرون بیاور تا غیر از آنچه مىکردیم کار شایسته کنیم)
و به گناهان خود اعتراف میکنند:
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ [مومنون: ۱۰۶-۱۰۷]
(گفتند: پروردگارا شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم (۱۰۶) پروردگارا ما را از اینجا بیرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتیم در آن صورت ستمگر خواهیم بود)
پس از گذشت زمانی بسیار، به آنها چنین پاسخ داده میشود:
قَالَ اخْسَؤُوا فِیهَا وَلَا تُکَلِّمُونِ [مومنون: ۱۰۸]
(در آن گم شوید و با من سخن مگویید)
پس از آن جهنمیان دست به دامان نگهبان جهنم میشوند تا آنکه نزد خداوند برای آنها شفاعت کرده تا آنان را بمیراند و از عذاب راحت شوند:
وَنَادَوْا یَامَالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنَا رَبُّکَ قَالَ إِنَّکُمْ مَاکِثُونَ [زخرف: ۷۷]
(و فریاد کشند اى مالک [بگو] پروردگارت جان ما را بستاند. پاسخ دهد: شما ماندگارید)
اما در پاسخ تمام درخواستهایشان تنها با جواب رد مواجه میشوند… و سپس مرگ [به صورت یک گوسفند] آورده میشود تا در برابر چشمان اهل بهشت و جهنم ذبح شود. به اهل بهشت گفته میشود: جاودانهاید و مرگی در کار نیست و به اهل جهنم نیز گفته میشود: جاودانهاید و دیگر مرگی نخواهد بود… که این قضیه در صحیح بخاری روایت شده است.
اینجا است که ناله و ضجهی اهل آتش بالا میرود و غمشان افزون شده و بیشتر میگریند و آنقدر اشک میریزند که اشکشان تمام شده و به جای آن خون میگریند تا آنکه در صورتهایشان جای اشک به مانند خندقی باقی میماند.
ای مسلمانان: این از کمال عدل الهی است که میان اطاعتکار و عاصی و مصلح و مفسد، تساوی قرار ندهد. خداوند متعال میفرماید:
أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ * ما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ [قلم: ۳۵-۳۶]
(پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد (۳۵) شما را چه شده؟! چگونه داورى مىکنید)
و خداوند متعال عقوبت خود را برای ما وصف نموده است و گناهکاری هیچ عذر و حجتی نزد خداوند ندارد و کفر و نفاق عامل ابدی شدن در آتش جهنم اند:
وَعَدَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِیمٌ [توبه: ۶۸]
(الله به مردان و زنان منافق و کافران آتش جهنم را وعده داده است در آن جاودانهاند آن [آتش] براى ایشان کافى است و الله لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است)
حال هر کس که در برابر امر الله و شریعت وی نظر شخصی خود را ترجیح میدهد این سخن خداوند متعال را خوب گوش دهد:
ألم یَعْلَموا أنه من یُحَادِدِ اللهَ ورسولَه فأن له نارَ جهنمَ خالدًا فِیِهَا ذَلِکَ الخِزْیِ العَظِیِم [توبه: ۶۳]
(آیا ندانستهاند که هر کس با الله و پیامبر او درافتد براى او آتش جهنم است که در آن جاودانه خواهد بود این همان رسوایى بزرگ است)
وای به حال بی نماز! وای به حال بینماز آنگاه که از آنها چنین پرسیده میشود که:
مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ * وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ * وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ * وَکُنَّا نُکَذِبُ بِیَوْمِ الدِینِ *حَتَى آَتَانَا الیَقِین * فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِینَ [مدثر: ۴۲-۴۸]
(چه چیز شما را در آتش [سقر] درآورد (۴۲) گویند از نمازگزاران نبودیم (۴۳) و بینوایان را غذا نمىدادیم (۴۴) و با باطلگرایان در باطلگویی فرو میرفتیم (۴۵) و روز جزا را دروغ مىشمردیم (۴۶) تا مرگ ما در رسید (۴۷) از این رو شفاعتشفاعتکنندگان به حال آنها سودى نمىبخشد)
و همینطور رباخواری و خوردن مال یتیمان از عوامل فرو رفتن در آتش جهنم است:
إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا [نساء: ۱۰]
(در حقیقت کسانى که اموال یتیمان را به ستم مىخورند جز این نیست که آتشى در شکم خود فرو مىبرند و به زودى در آتشى فروزان درآیند)
و در صحیح مسلم آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «خداوند متعال چنین میفرماید که: کبریاء ردای من است و عظمت اِزار من؛ هر کس با من در این دو رقابت کند او را به آتش داخل خواهم کرد»
و در کتاب خداوند چنین آمده است که:
وَمَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا [نساء ۹۳]
(و هر کس عمدا مؤمنى را بکشد کیفرش دوزخ است که در آن ماندگار خواهد بود و الله بر او خشم مىگیرد و لعنتش مىکند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است)
همچنین خوردن به ناحق ِ مال مردم و خودکشی در یک آیه یکجا آمدهاند:
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إًنَّ اللّهَ کَانَ بًکُمْ رَحًیماً وَمَن یَفْعَلْ ذَلًکَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلًیهً نَاراً وَکَانَ ذَلًکَ عَلَى اللّهً یَسًیراً [نساء: ۲۹- ۳۰]
(اى کسانى که ایمان آوردهاید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با تراضى یکدیگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مکشید زیرا الله همواره با شما مهربان است (۲۹) و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند به زودى وى را در آتشى درآوریم و این کار برای الله آسان است)
سوگند به دروغ نیز صاحب خود را در آتش فرو خواهد برد و به همین خاطر این سوگند، «غموس» یعنی «فروبرنده» نام گرفته است.
میل به ستمگران و همراهی با آنان نیز از عوامل ورود به آتش جهنم است. خداوند متعال میفرماید:
وَلاَ تَرْکَنُواْ إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ… [هود: ۱۱۳]
(و به کسانى که ستم کردهاند متمایل مشوید که آتش [دوزخ] به شما مىرسد…)
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «دو گروه از اهل آتشاند که آنان را ندیدهام: گروهی که شلاقهایی چون دم گاو به همراه دارند و با آن مردم را میزنند و زنانی پوشیده اما لخت که به مردان مایلند و مردان را نیز به خود جذب میکنند، سرانشان به مانند کوهان شتران مائل است. این زنان نه به بهشت وارد میشوند و نه بوی آن را استشمام میکنند. درحالی که بوی بهشت از فاصلهی چنین و چنان به مشام میرسد» به روایت امام مسلم
و از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم خطاب به زنان فرمودند: «ای زنان! صدقه دهید و بسیار استغفار کنید که من شما را بیشترین اهل آتش دیدم» پس زنی از آنان گفت: ای رسول خداوند چرا ما بیشترین اهل آتشیم؟ ایشان فرمودند: «چون بسیار نفرین میکنید و خوبی را انکار میکنید» به روایت بخاری و مسلم
ریاکاران نیز اولین گروهی هستند که در روز قیامت، آتش برای آنان داغ میشود. اما دربارهی کسانی که بدون هیچ حساب و ملاحظهای زبان و قلم خود را به کار میاندازند هرچه میخواهی بگو…
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم میفرماید: «و آیا به جز محصول زبان انسانها چیز دیگری آنها را بر صورتهایشان در آتش میاندازد؟»
اینان به آتش وعده داده شدهاند: معتاد به خمر، قطع کننده پیوند خویشاوندی، باور کنندهی سحرو سخنچین. و کسی که با قسم دروغین مال برادرش را صاحب شود باید جایگاه خود را در آتش آماده کند.
رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم برخی از انواع عذاب اهل آتش را به چشم دیده است چنانکه در حدیث سمرة بن جندب رضی الله عنه آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مردی از اهل آتش را دید که خوابیده است و مردی دیگر در کنار او ایستاده و صخرهای را بر سر او میکوبد به طوری که سر وی له میشود سپس سر او دوباره به حالت اول برمیگردد. سپس برای بار دیگر دوباره بر سر او با سنگ کوبیده میشود… سپس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «این مرد کسی است که از نماز فرض خواب میافتد…»
همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تنوری را دید که از آن سر و صدای بسیاری بیرون میآید و مردان و زنانی لخت در آنند سپس زبانهای از آتش از زیر پای آنان شعلهور میشود و آنان فریاد میکشند… آنگاه فرمودند: «اینان مردان و زنان زناکارند…»
در حدیثی دیگر آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم رودی سرخرنگ را دید که مردی در آن شنا میکند و بر کنارهی رود مردی دیگر است که سنگهایی بسیار به همراه دارد و در دهان مرد نخست میگذارد و این کار را تکرار میکند… رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «این، شخص ِ رباخوار است… و مردی بسیار بدچهره را دید و فرمود: این، «مالک» نگهبان ِ آتش جهنم است». [به روایت بخاری]
آیا پس از این همه وعید و هشدار، هشداری باقی مانده است؟؟
إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِمَنْ کَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ [ق: ۳۷]
(قطعا در این [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نیوشى که خود به گواهى ایستد عبرتى است)
بارالها ما را از آتش جهنم نجات ده، بارالها ما را از آتش نجات ده، بارالها ما را از آتش جهنم نجات ده… پروردگارا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بیامرز و ما را از دوزخ دور بدار…
خداوند من و شما را به واسطهی کتاب خود سود رساند و ما را از خواری و عذاب خود دور بدارَد… این سخن خود را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال آمرزش میخواهم…
خطبهی دوم:
ستایش از آن الله است، ستایش از آن اوست که مطیعانش را عزیز گرداند و عاصیانش را خوار… او که هرکس بسویش پناه آورد پناه داده شد و هرکه صدایش زد پاسخ گرفت… ستایش وی را میگویم و ثنایش را به جای میآورم و از او آمرزش میخواهم و از او برای خود و شما نجات و رستگاری میطلبم…
و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد است و شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد بنده و پیامبر اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.
اما بعد… سخن خداوند حق است و حقیقت:
فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ [آل عمران: ۱۸۵]
(پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا پیروز شده است)
و قسم به خداوند که ایمان و عمل صالح تنها راه نجات و خوشبختی است… وعدهی الله و وعدهی رسولش راست است و ممکن نیست شخصی که از خشیت خداوند گریسته است وارد آتش شود مگر اینکه شیر دوباره به پستان بازگردد و آتش به دو چشم نخواهد رسید: چشمی که از خشیت خداوند گریسته است و چشمی که برای نگهبانی در راه خداوند شب را بیدار مانده است، و تقوا دارای منزلتی بس بزرگ است:
وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ [رحمن: ۴۶]
(و برای هرکه از مقام پروردگارش ترس دارد دو بهشت است)
و در این عرصه، دعا و روی آوردن به خداوند بابی است عظیم برای رهایی و نجات… از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «هیچکس از خداوند سه بار تقاضای بهشت را نمیکند مگر آنکه بهشت به خداوند میگوید: بارالها او را به بهشت وارد گردان؛ و مسلمانی سه بار از جهنم به خداوند پناه نبرد مگر آنکه آتش جهنم به خداوند میگوید: بارالها او را از من حفظ کن» به روایت احمد و ابن ماجه
اکنون در حال استقبال از ماهی بزرگ هستیم… ماه آزادی از آتش جهنم؛ ماهی که هر کس یک روز آن را در راه خداوند روزه گیرد خداوند او را هفتاد سال از آتش دور میدارد… در رمضان است که درهای بهشت باز شده و درهای دوزخ بسته میشود و در این ماه خداوند در هر شبش افرادی را از آتش آزاد میکند.
بارالها! ای زندهی پایدار، ای دارای جلال و عظمت… ما شهادت میدهیم که تو آن خداوندی که خدای به حقی جز تو نیست و هیچ نیرو و قدرتی جز نیرو و قدرت تو نیست، بواسطهی این شهادت به تو متوسل میشویم که ما را وارد بهشت گردانی و از آتش برهانی… بارالها ما بهشت را از تو میخواهیم و از آتش به تو پناه میبریم.
بارالها بر محمد و آل محمد درود فرست همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی و برکت فرست بر محمد و آل محمد همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت فرستادی که تو ستوده شده و بزرگواری…
بارالها اسلام و مسلمانان را عزت بخش و شرک و مشرکان را نابود ساخته و این سرزمین و دیگر سرزمینهای مسلمان را ایمن گردان. خداوندا ما را در سرزمینهای ما ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را صالح بگردان… خدایا هر آنکس را که برای ما و سرزمین ما ارادهی بد دارد را به خود مشغول ساز… خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزلهها و سختیها و فتنههای بد آشکار و پنهان را از ما دور ساز.
بارالها مستضعفان مسلمان را یاری ده، خدایا آنان را در فلسطین و هر جای دیگر جهان یاری فرما ای پروردگار جهانیان. خداوندا دینت و کتابت و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده، بارالها یاوران دینت را یاری ده و طاغیان و ملحدان و مفسدان را خوار گردان.
خداوندا غم و غصهی غصهداران مسلمان را برطرف ساز و اسرای مسلمان را آزاد گردان و قرض وامدارن را ادا کن و با رحمت خویش بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.
پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ حفظ فرما. پروردگارا ما و والدین ما را مورد آمرزش قرار ده… خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیبهای ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آن هدفهایی که باعث رضایت توست برسان.
خداوندا ما را به رمضان برسان، خداوندا ما را به رمضان برسان و ما را در رمضان برای انجام اعمال صالحی که باعث رضایت توست، توفیق عنایت کن و در پایان آن را از ما بپذیر…
پروردگارا از ما بپذیر که تو بسیار شنوا و دانایی و بر ما توبه پذیر که تو بسیار توبهپذیر و مهربانی… پاک و منزه است پروردگار تو آن پرودگار عزت و بزرگی، از وصف باطل مشرکان و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.
___________________
با تشکر از شبکۀ جهانی نور

