حرمت قتل انسان‌ها و پیمان‌شکنی

خطیب: دکتر سعود الشریم

مسجد الحرام: جمعه 14 رمضان 1430 هجری قمری برابر با 13 شهریور 1388

خطبه ی اول:

حمد و سپاس از آن الله است. او را ستایش گفته و از وی مغفرت می خواهیم و از بدی های خود و کارهای ناشایست به او پناه می بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد هدایتگری نخواهد یافت و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز الله و گواهی می دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست:

{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } [آل عمران: 102]

(اى كسانى كه ايمان آورده ايد تقوای الله را آنگونه که حق تقوایش است رعایت کنید و جز مسلمان نميريد)

{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً } [نساء: 1]

(اى مردم از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را [نيز ] از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد پروا داريد و از الله كه به [نام] او از همديگر درخواست می کنيد پروا نماييد و از خويشاوندان مبريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است)

{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا } [احزاب: 71]

(اى كسانى كه ايمان آورده ايد از الله پروا داريد و سخنى استوار گوييد (70) تا اعمال شما را صالح گرداند و گناهانتان را بر شما ببخشايد و هر كس الله و پيامبرش را فرمان برد قطعا به رستگارى بزرگى نايل آمده است)

اما بعد….ای مردم بدانید که بهترین سخن، کتاب خداوند است و بهترین روش، روش محمد صلی الله علیه وآله وسلم است و بدترین کارها نوسازی در دین است و هر نوسازی و بدعتی گمراهی است… هر که الله و رسولش را اطاعت کند هدایت یافته و هرکه معصیت آن دو را پیشه کند به گمراهی رفته است:

{وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ } [قصص: 50]

(و كيست گمراه تر از آنكه بدون ‏راهنمايى الله از هوسش پيروى كند بی ترديد الله مردم ستمگر را راهنمايى نمی کند)

داستان در زندگی انسان ها دارای تاثیری چشمگیر است و آنها علاقه ی قلبی و عاطفی شدیدی نسبت به آن دارند. داستان در برابر انسان ها به مانند تصویری محسوس به نمایش درآمده و در درون آنها نفوذ می کند و به همین دلیل است که روش داستان از روش سخن گفتن مستقیم بلیغ تر و رساتر می باشد زیرا داستان باعث خستگی و ملال نمی شود و در عین حال در یک آن هم خبر است و هم آموزش.

در دوران ما داستان، دارای ادبیات و هنر و زبان خاص خود شده است اما وحی الهی تنها به داستان های حقیقی و واقعی پرداخته است. خداوند متعال می فرماید:

{نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُم بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى } [کهف: 13]

(ما خبرشان را بر تو بر اساس حقیقت ‏حكايت می کنيم آنان جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم)

و در جایی دیگر می فرماید:

{لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ } [يوسف: 111]

(به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان عبرتى است. ‏سخنى نيست كه به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق آنچه [از كتابهايى] است كه پيش از آن بوده و روشنگر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان می آورند رهنمود و رحمتى است)

هیچ داستانی در قرآن نیست مگر آنکه یا به اخلاقی نیک یا اصلی شرعی یا هر دو با هم راهنمایی نموده است و یا برای از بین بردن اخلاقی بد یا اصلی فاسد و یا روشی ناشایست به کار رفته است…

شاید ماه رمضان بزرگترین مناسبتی باشد که مردم در آن طی چند روز در در فضای داستان های قرآنی زندگی می کنند و در دوران ها و معانی و رنگ های متفاوت آن سیر می نمایند…

اکنون اگر با قلب و شنوایی خود گذری سریع بر یکی از این داستان های قرآنی نماییم و با چشم بصیرت به اولین داستانی که در این زمین رخ داده است نظر بیاندازیم خواهیم دید هنگامی که پدر و مادر ما آدم و حوا از بهشت به زمین فرود آمدند همان موقع نیز نبرد با شیطان آغاز گردید. آنگاه این زوج دارای دو فرزند به نام هابیل و قابیل گردیند که خداوند داستان آنها را در قرآن اینچنین بیان می کند:

{وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ {27} لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ{28} إِنِّي أُرِيدُ أَن تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاء الظَّالِمِينَ{29} فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ } [مائده: 27-28]

(و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ايشان بخوان هنگامى كه [هر يك از آن دو] قربانيى پيش داشتند پس از يكى از آن دو پذيرفته شد و از ديگرى پذيرفته نشد [قابيل] گفت ‏حتما تو را خواهم كشت [هابيل] گفت‏ الله فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد (27) اگر دست‏ خود را به سوى من دراز كنى تا مرا بكشى من دستم را به سوى تو دراز نمی کنم تا تو را بكشم چرا كه من از الله پروردگار جهانيان می ترسم)

واقعا شگفت آور است… حقیقتا این ها آیاتی است روشنگر و عبرتی است برای خردمندان و یادآوری است برای هرکه دارای قلب است… اکنون سعی می کنیم بطور کوتاه در این داستان تاملاتی داشته باشیم:

نخست اینکه: کشتن انسان بی گناه از زمان آدم علیه السلام حرام بوده است. زیرا خداوند متعال از زبان برادری که کشته شد می فرماید: (من می خواهم که تو گناه من و گناه خودت را بر دوش بگیری و اینچنین از جهنمیان شوی و این جزای ستمگران است)

همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «هیچکس مظلومانه کشته نمی شود مگر آنکه بر فرزند آدم (قابیل) قسمتی از آن گناه خواهد بود زیرا او اولین کسی است که قتل را پایه گذاشت» [به روایت بخاری و مسلم]

دوم اینکه: خداوند متعال برای کسی که انسانی بی گناه را بدون حق به قتل رساند وعیدی بس شدید قرار داده است. خداوند متعال می فرماید:

{وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُّتَعَمِّداً فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً } [نساء: 93]

(و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و الله بر او خشم می گيرد و لعنتش می کند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است)

ابن کثیر رحمه الله می گوید: «این یعنی هیچ مومنی حق ندارد به هیچ وجهی برادرش را به قتل رساند… تنها سه گناه است که در شریعت مجازات قتل دارند: کشتن بدون حق، زنای شخص متاهل و کسی که دین خود را ترک کند و جماعت مسلمانان را ترک گوید، چنانکه در حدیث صحیح آمده است، اما اگر هر کدام از این سه چیز اتفاق افتد هیچ کس حق ندارد خود اقدام به مجازات قاتل نماید بلکه این مربوط به امام یا نائب وی می باشد…» پایان کلام امام ابن کثیر….

جز این نیست که خداوند قتل را حرام دانسته است و چیزی بهتر از این نمی تواند بیانگر زشتی این گناه باشد که خداوند در یک آیه آن را به همراه شرک ذکر نموده است. خداوند متعال می فرماید:

{قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئاً وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ } [انعام: 151]

(بگو بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم: چيزى را با او شريک قرار مدهيد و به پدر و مادر احسان كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد ما شما و آنان را روزى می رسانيم و به كارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشيده[اش] نزديک مشويد و نفسى را كه الله حرام گردانيده جز به حق مكشيد اينهاست كه شما را به [انجام دادن] آن سفارش كرده است باشد كه بينديشد)

رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «زوال دنیا نزد خداوند از کشته شدن انسان مسلمان آسانتر است» [به روایت ترمذی و نسائی]

و باز می فرمایند: «بدترین انسان ها نزد خداوند سه شخص اند: کسی که در حرم مرتکب گناه بزرگ شود و کسی که در اسلام سنت جاهلیت بگذارد و کسی که بدون حق به دنبال ریختن خون انسانی باشد» [به روایت بخاری]

و سوم اینکه: شارع حکیم هنگامی که از گناهی نهی می کند همانگونه از هر وسیله ای که باعث رسیدن به آن گناه می شود نیز نهی می نماید تا آنکه کسی در آن نیافتد و هنگامی که خداوند قتل را تحریم نمود همینگونه هر وسیله ای را که به قتل منتهی می شود نیز تحریم نمود.

از احنف بن قیس رضی الله عنه روایت است که گفت: به قصد نصرت علی رضی الله عنه خارج شده بودم که حضرت ابوبکرة رضی الله را در راه ملاقات کردم پس به من گفت: کجا می روی؟ گفتم: می روم تا علی را یاری دهم. گفت: برگرد که من از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شنیدم که می فرمود: «اگر دو مسلمان با شمشیرهای خود یکدیگر را ملاقات کنند هم قاتل و هم مقتول در آتشنند». من گفتم: ای رسول خداوند این قاتل است گناه مقتول چیست؟ گفت: «او نیز بر کشتن طرف مقابلش حریص بود» [به روایت بخاری و مسلم]

همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «فتنه هایی پیش خواهد آمد که در آن شخص ِ نشسته بهتر از ایستاده است و ایستاده بهتر از شخص رونده است و شخص رونده بهتر از شخص دونده.» سعد رضی الله عنه به او گفت: اگر شخصی وارد خانه ام شد و دستش را برای کشتنم بسویم دراز کرد چکار کنم؟ فرمود: «به مانند فرزند آدم باش» [به روایت احمد و ترمذی]

چهارم اینکه: در داستان فرزند آدم بیان این نکته است که برای هیچکس جایز نیست تنها به مجرد تاویل یا حیله و مکر انسان بی گناهی را به قتل رساند. فرزند آدم حسد را محرک و انگیزه ی خود برای قتل قرار داد.

بر همین اساس لازم است همه ی کسانی که بر اساس تاویلات باطل و توجیهات مختلف کشتن انسان های بی گناه را جایز می شمارند و مرتکب گناهان کبیره شده و حرام های واضح را تنها به مجرد شبهه یا هوای نفس مرتکب شده و حکم محکم واضح یعنی حرمت خون انسان ها را نادیده می گیرند، از خداوند بترسند…

در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «مرتکب آنچیزی نشوید که یهود انجام دادند و حرام های خداوند را با حیله و نیرنگ حلال ندانید»…

بر این اساس، ما همه ی کسانی را که حرمت خون مسلمان را کوچک می شمارند و برای زیر پا نهادن آن دست به توجیهاتی می زنند که نه رسول خداوند و نه صحابه و نه سلف صالح ما آن را جایز نشمرده اند، همه ی اینان را مورد خطاب قرار می دهیم که تقوای خداوند را پیشه سازند و دست خود را به خون مسلمانان آلوده نسازند زیرا حلال آشکار است و حرام نیز آشکار است…

برای هشدار نسبت به این گناه بزرگ، آشکارتر و واضح تر از این داستان عجیب وجود ندارد. داستانی که خردمندان را به ترس انداخته و قلب خداترسان را به لرزه می آورد:

اسامه بن زید که این داستان برایش رخ داده است می گوید:

رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم ما را بسوی منطقه «حُرَقَة» فرستاد. پس ما صبح زود بر آن قوم حمله بردیم و آنان را شکست دادیم. من و مردی از انصار مردی از آنان را دنبال کردیم تا آنکه وی را گیر آوردیم و خواستیم او را بکشیم که او گفت: لا اله الا الله؛ با گفتن این جمله توسط آن مرد، دوست انصاری ام دست از او کشید و رهایش کرد اما من وی را با نیزه ام زدم و به قتلش رساندم.

هنگامی که به نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمدیم وی از جریان باخبر شد پس خطاب به من فرمود: «ای اسامه.. ای اسامه!! آیا بعد از آنکه لا اله الا الله را گفت وی را کشتی؟» من گفتم: وی از ترس مرگ آن را گفت. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آنقدر سخن خود را تکرار کرد که آرزو کردم کاش قبل از آن روز مسلمان نشده بودم» به روایت بخاری و مسلم]

در برخی از روایت ها آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به اسامه گفتند: «آیا قلبش را شکافتی؟»… [که دانستی او از روی ترس این کلمه را گفته است؟]

ببیند چگونه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بر اسامه بن زید خشم گرفت در حالی که اسامه بر اساس ظاهر حکم کرده بود زیرا آن مرد شهادتین را به زبان نیاورده بود مگر پس از آنکه مرگ را درک نموده و از کشته شدن خود مطمئن شده بود.

اما رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم می خواهد با این سخن پیامی را به امتش ابلاغ کند و آن معصوم بودن خون کسی است که کلمه ی توحید را به زبان آورده و دیگر اینکه: با مردم بر اساس ظاهر رفتار نماییم و درون آنها را به خداوند بسپاریم حتی اگر قرائنی بر آنچه می گوییم وجود داشته باشد اما با این وجود ظاهر افراد قوی تر از هر قرینه و گمان دیگری است چنانکه در این حدیث مشاهده کردیم.

حافظ ابن حجر از برخی از سلف چنین نقل نموده که: «در سرزنش اسامه توسط رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آموزش و نصیحتی است تا آنکه هیچکس نسبت به قتل کسی که کلمه ی توحید را می گوید اقدام نکند»

اکنون کسی که به حال و روز مسلمانان نظری بیاندازد وضعیت بدی را مشاهده خواهد کرد که در آن تفکری منحرف، قتل و ترور را روش و منهجی برای خود قرار داده است و نه تنها این، بلکه آن را به مانند شمشیری بر سر قوم و فرزندان وطن خود قرار داده… و خواهد دید که چگونه این اندیشه ی منحرف سیر انحرافی خود را از هدف قرار دادن غیرمسلمانان هم پیمان آغاز کرد تا آنکه به هدف قرار دادن مسلمانان و هموطنان منتهی گردید و حتی کسانی را مورد هدف قرار داد که توسط ولی امر مسئول حفظ امنیت کشور شده اند تا آنکه امنیت و آرامش من و تو و و پدر و مادر خواهر و برادر و فرزندان من و تو تامین گردد.

اما راست گفته است رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم آنجا که درباره ی این گروه منحرف فرمودند: «مسلمانان را می کشند و بت پرستان را رها می کنند»…

در خلال پنجمین درسی که می توان از داستان فرزندان آدم برگرفت اشاره ای می کنیم به وضعیتی که اصحاب اندیشه ی منحرف در آن افتاده اند و ترورهای خائنانه ای که از بزرگترین منکرات به حساب می آید.

چنین ترورهایی نه از روش رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم است و نه از روش صحابه و سلف امت اما اسفبار تر آن است که برخی از اینها برای کارهای خود اینگونه دلیل می آورند که رسول خداوند دستور کشتن برخی از مشرکان را صادر کرده است!

چه عجیب است این استدلال و چه فاسد است این قیاس… مشرک کجا و مسلمان کجا؟ این منحرفان کجا و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم کجا؟؟!

قسم به خداوند که اگر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ما را به کشتن فرزندانمان دستور می داد این کار را می کردیم اما او هرگز به ستم و خونریزی دستور نمی دهد…. خدایا تو پاک و منزهی که این بهتانی است بس عظیم…

مساله ی دیگری که باید در کنار آن کمی توقف کنیم… چگونه یک انسان کشتن خود را جایز می داند؟ او چنین چیزی را از کدام شریعت آورده است در حالی که خداوند متعال می فرماید:

{وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً } [نساء: 29]

(و خود را نکشید که الله نسبت به شما مهربان است)

هیچکس پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و صحابه و سلف صالح بر دین خدا غیورتر نیست. کدام یک از آنان خود را کشته یا بر این کار تشویق کرده یا به انجام آن فتوا داده است؟ حتی اگر این کار برای کشتن یک مشرک محارب باشد؟

همه ی آنها می دانند که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرموده است: «هر که خود ر از کوهی پرتاب کند، در آتش جهنم نیز تا ابد خود را پرتاب خواهد کرد، و هرکه سم بنوشد و خود را بکشد در آتش جهنم نیز سم در دستش است و تا ابد آن را می نوشد، و هر که خود را با آهن به قتل رساند، در آتش جهنم آن وسیله در دستش است و تا ابد خود را با آن می زند» [به روایت بخاری و مسلم]

و در سُنن آمده است که مردی را که خود را با تیر ِ کمان کشته بود برای نماز میت به نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آوردند اما او بر وی نماز نگذارد. حال اگر خودکشی با غدر و خیانت همراه شود وضعیت چنین فردی چه خواهد بود؟؟

بخاری در صحیح خود از نافع روایت کرده است که گفت: وقتی اهل مدینه بیعت با یزید بن معاویه را شکستند و او را خلع کردند، این عمر رضی الله عنهما فرزندان خود را جمع کرد و گفت: من شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: «برای هر پیمان شکنی در روز قیامت پرچمی نصب خواهد شد» . ما با این مرد بر پیمان خدا و رسولش بیعت کرده ایم و من پیمان شکنی و غدری را بدتر از این نمی دانم که با مردی بر پیمان خدا و رسولش بیعت شود سپس با او جنگیده شود. هر کدام از شما که یزید را خلع کرده و یا در این قضیه وارد شده است را نمی بینم جز اینکه بین من و او جدایی افتاده است.

خداوند برای من و شما در قرآن و سنت برکت قرار دهد و ما را با آیات و ذکر و حکمت های آن سود رسانَد. آنچه را گفتم اگر صحیح و حق است از خداوند است و اگر اشتباه و نادرست از نفس و از شیطان و از خداوند مغفرت می خواهم که او بسیار غفور است…

خطبه ی دوم:

ستایش تنها از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از او نیست.

بندگان خداوند تقوای وی را پیشه سازید و این ماه مبارک را با توبه و بازگشت به خداوند غنیمت شمارید که خداوند بندگان مقصر خود را اینگونه مورد خطاب قرار می دهد:

{وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ } [نور: 31]

(ای مومنان! همگی بسوی الله بازگردید تا رستگار شوید)

این ماه مبارک بزرگترین فرصت است تا آنکه گناهکار توبه کند و قاتل بسوی خداوند برگشته و گمراه به راه راست هدایت شود.

ای آنکه به دنیال توبه ای، بدان که رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم همه ی توبه کاران را اینگونه مورد بشارت قرار می دهد که: «هیچ کسی نیست که گناهی کرده باشد سپس برخیزد و وضو گیرد و به نیکی وضو بجا بیاورد سپس از خداوند طلب مغفرت کند مگر آنکه خداوند عزوجل او را مورد مغفرت قرار می دهد». سپس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم این آیه را تلاوت نمودند:

{وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ } [آل عمران: 135]

(و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند الله را به ياد می آورند و براى گناهانشان آمرزش می خواهند و چه كسى جز الله گناهان را می آمرزد. و بر آنچه مرتكب شده اند با آنكه می دانند [كه گناه است] پافشارى نمی کنند)

درست است که افتادن در اشتباه یک عیب آشکار است اما این همه ی عیب ها نیست. بلکه عیب کامل و فراگیر آن است که اشتباه را انجام دهیم سپس بر آن اصرار و پافشاری کنیم و از بازگشت به حق سرپچی نماییم…

سلف صالح آنگاه که بازگشت خود را به سوی حق اعلام نمودند بهترین مثال را در شجاعت در بازگشت به حق برای ما به جای گذاشته اند. از مشهورترین این ائمه می توان به ابوالمعالی جوینی و ابوحامد غزالی و ابن عقیل و ابن قیم و بسیاری دیگر از علما اشاره کرد…

همه ی آنان از اعتراف به اشتباه و بازگشت به حق هنگام آشکار شدن آن اجتناب نکردند بلکه با متهم نمودن خود، به حق برگشتند زیرا کتاب خدا و سنت پیامبرش جز به حق راهنما نمیشوند.

لازم است همه ی این متهوران که خود و جامعه شان را به خطر انداخته و بسوی پایانی بد سوق می دهند از خداوند ترسیده و بدانند که حال آنان چنین است که ابن قیم می گوید: «آنان به مانند کورانی اند که بدون راهنما در تاریکی رها شده اند و با دست و عصا به جان هم افتاده اند تا جایی که همه شان یا سرشکسته و یا زخمی و یا کشته شده اند، کوران دیگر که صدای آنان را می شنوند برای نجات آنان به داخل تاریکی می آیند اما نمی توانند جز داد و فریاد بیشتر دردی از آنان دوا کنند!»

همه ی کسانی که وارد این افکار منحرف و تعصب های کور شده اند تقوای خدا را در پیش گیرند و این ماه مبارک را خواستگاهی برای تصحیح خود و بازگشت به راه درست و سمع و طاعت و پیش گرفتن راه امامان و اهل علم قرار دهند و از راه هایی که توسط والیان امر برای بازگشت و توبه قرار داده شده است به خوبی استفاده نمایند:

پس به سرعت خود را به قافله ی کسانی برسانید که در دنیا و آخرت مورد بخشش قرار می گیرند چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

{إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ } [مائده: 34]

(مگر كسانى كه پيش از آنكه بر ايشان دست یابيد توبه كرده باشند پس بدانيد كه الله آمرزنده مهربان است)

پس درود و سلام بفرستید بر بهترین انسان ها و پاکترین آنها محمد بن عبدالله که صاحب حوض کوثر و مقام شفاعت است که خداوند شما را چنین امر نموده و فرموده است:

{إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً } [احزاب: 56]

(الله و ملائکه اش بر پیامبر درود می فرستند ای مومنان بر او درود و سلام فرستید)

بارالها درود و سلام و برکات خود را بر بنده و پیامبرت محمد ارزانی دار و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه ی پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر یاران پیامبرت صلی الله علیه وآله وسلم و از تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم و احسانت ای مهربانترین مهربانان.

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خدایا دینت را و کتابت را وسنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده…

خداوندا غم و غصه ی دردمندان مسلمان را از بین ببر و سختی سختی دیدگان را برطرف نما و قرض وامداران را ادا کن و بیماران ما و بیماران مسلمان را با رحمت خود شفا عنایت فرما…

بارالها ما را در سرزمین هایمان ایمن گردان و مسئولان ما و دیگر مسئولان مسلمان را صالح گردان و ولایت ما را بر عهده ی کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و به دنیال خشنودی تو باشند. خداوندا ولی امر ما را بسوی آنچه تو دوست داری موفق بگردان…

پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ حفظ نما. پاک و منزه است پروردگات پروردگار عزت از آنچه مشرکات به باطل وصف می کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.

___________________

با تشکر از شبکۀ جهانی نور

http://www.nourtv.net

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :

قدرت گرفته از وردپرس پارسی - طراحی شده توسط Fresh Sites - ترجمه و بهینه‌شده برای وردپرس پارسی توسط مسعود گلچین