ادب نبوی در اجازهی ورود به خانهها
ترجمه: ابوعامر
هنگامی که مردم پس از کار روزانه وارد خانهی خود میشوند خستگیهای خود را پشت در خانه به جا گذاشته و از لباس بیرون راحت میشوند. اینجاست که شاید ظاهری پیدا کنند که دوست نداشته باشند کسی آنان را آنگونه ببیند.
شریعت اسلام برای حفظ حرمت «خانه» و برای حفظ حریم صاحبان آن، رهنمودهایی را در این زمینه ارائه داده است که به آن «آداب استئذان» یا «آداب اجازهی ورود» میگویند. منظور از استئذان درخواست ورود به خانه برای جلوگیری از کشف عورتها و یا افتادن نگاه به چیزهایی است که صاحب خانه دوست ندارد دیگران به آن آگاهی یابند. رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) میفرماید: «همانا استئذان بخاطر دیدن است» [متفق علیه]
اگر نگاهی به آداب استئذان بیاندازیم خواهیم دید این آداب به دو بخش تقسیم میشود: بخشی که متعلق به داخل شدن به منزل است و بخشی که متعلق به حرکت در داخل خانه میباشد. در مورد بخش نخست نهی از وارد شدن به خانه قبل از اجازه خواستن از اهل آن در دین وارد شده است. خداوند متعال میفرماید:
{يا أيها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوتا غير بيوتكم حتى تستأنسوا وتسلموا على أهلها ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون} [نور: 27]
(اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خانههايى كه خانههاى شما نيست داخل مشويد تا آنکه اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد اين براى شما بهتر است باشد كه پند گيريد)
در روش پیامبر ((صلی الله علیه وآله وسلم)) نیز میتوان اهمیت ایشان بر عادت دادن اصحاب به اجازه خواستن قبل از وارد شدن به خانه را مشاهده کرد مخصوصا با تازه مسلمانان و اعرابیان بیابانگردی که به علت محیط خاص خویش اطلاع کمی از آداب و رفتار شهرنشینی داشتند.
در سنن ترمذی آمده است که صفوان بن امیه پس از اسلام خویش با مقداری غذا به حضور پیامبر ((صلی الله علیه وآله وسلم)) رسید و نه سلام گفت و نه اجازه ورود خواست. پس رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) به وی فرمود: «برگرد و بگو: السلام علیکم آیا وارد شوم؟»
همچنین در سنن ابوداوود وارد شده است که مردی از بین عامر از پیامبر ((صلی الله علیه وآله وسلم)) که داخل خانهشان بود اجازهی ورود خواست و گفت: آیا داخل شوم؟ پس رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) به خادمش فرمود: «به سوی این مرد خارج شو و به او آداب استذان را فرا ده و به او بگو اینگونه بگوید: السلام علیکم، آیا وارد شوم؟» آن مرد این سخنان پیامبر ((صلی الله علیه وآله وسلم)) را شنید و گفت: السلام علیکم آیا وارد شوم؟ و پیامبر ((صلی الله علیه وآله وسلم)) به او اجازه داد و آن مرد داخل خانه شد.
همچنین پیامبرمان ((صلی الله علیه وآله وسلم)) در احادیثی بر ضرورت محافظت از چشمان در هنگام انتظار در کنار در خانه تاکید میکند. در حدیثی ایشان میفرماید: «برای شخص مسلمان جایز نیست که به درون خانهای نگاه بیاندازید تا اینکه اجازه بخواهد پس اگر اجازه خواست میتواند داخل شود». [بخاری در ادب المفرد]
به دلیل اهمیت نگاه به عورتها و مطلع شدن از آن است که رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) چشمان کسی را که بدون اجازه به درون خانهی دیگران نگاه میکند بیارزش دانسته و دیه را از آن ساقط کرده است. وی میفرماید: «اگر کسی بدون اجازهی تو بر تو [در خانهات] مطلع شد و تو در مقابل وی را با سنگریزهای زدی و چشمش را ناکار کردی هیچ گناهی بر تو نیست» [متفق علیه]
سهل بن سعد انصاری رضی الله عنه چنن بازگو میکند که روزی در حالی که رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) با شانهای در حال شانه زدن موهای خود بود مردی از سوراخ در خانه به داخل نگاه انداخت پس رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) به وی گفت: «اگر میدانستم داری [به داخل خانه] نگاه میاندازی با این [شانه] چشمانت را میزدم؛ همانا استئذان برای چشمان است» [به روایت مسلم]
همچنین به همین هدف، نهی از ایستادن در جلو در خانه در هنگام اجازه خواستن وارد شده است. بر اساس روش نبوی در هنگام در زدن یا اجازه خواستن باید یا در جانب راست و یا در جانب چپ در ایستاد.
از ابوطلحه از هزیل رضی الله روایت شده است که مردی به حضور رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) رسید و اجازهی ورود خواست و در برابر در ایستاد. پس رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) به وی گفت: «یا اینگونه بایست یا اینگونه ـ یعنی یا سمت راست در بایست و یا سمت چپ ـ زیرا استئذان برای نگاه است» [به روایت ابوداوود]
و از عبدالله بن بسر رضی الله عنه روایت است که رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) هنگامی که برای اجازه خواستن کنار در خانهی کسی میرسید درمقابل در نمیایستاد بلکه کنار دیوار میایستاد تا اینکه به او اجازه داده شود یا اینکه برگردد. [به روایت احمد]
و نزد بخاری در کتاب «ادب المفرد» چنین آمده است که رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) هنگامی که کنار در خانهای برای اجازه خواستن میایستاد در مقابل در نمیایستاد بلکه در سمت راست یا سمت چپ قرار میگرفت پس اگر اجازه مییافت داخل میشد وگرنه برمیگشت.
همچنین از آداب اجازه خواستن این است که انسان از سه بار بیشتر اجازه ورود نخواهد. اگر به وی اجازه داده شد داخل شود و گرنه برگردد. حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه به همین معنا اشاره دارد.
وی میگوید: به همراه رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) به نزد سعد بن عباده خارج شدیم. تا اینکه [به در خانهی او رسید] پس پیامبر اجازه خواست اما به او اجازه ورود داده نشد. وی برای بار دوم و سوم اجازه خواست و باز هم به وی اجازهی ورود داده نشد. پس رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) فرمود: «آنچه را که بر گردن ما بود ادا کردیم» و برگشت. پس سعد [از خانه بیرون آمده] و خود را به پیامبر ((صلی الله علیه وآله وسلم)) رساند و گفت: ای رسول خداوند، قسم به آنکه تو را به حق مبعوث نمود تو هیچ بار سلام نکردی مگر آنکه من میشنیدم و به تو پاسخ میگفتم اما دوست داشتم شما بر من و بر اهل بیتم بیشتر سلام بفرستی. [بخاری در ادب المفرد]
اما اگر صاحب خانه شخصی را فرابخواند و برای آن کسی را به طلب او بفرستد نیازی به اجازه خواستن از سوی شخص دعوت شده وجود ندارد. حدیث ابوهریره رضی الله عنه به همین معنا دلالت دارد. وی روایت میکند که رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) فرمود: «اگر کسی از شما فراخوانده شد و به همراه فرستاده آمد همین [در حکم] اجازه خواستن اوست» [به روایت طبرانی]
در همین معنا رسول الله ((صلی الله علیه وآله وسلم)) میفرماید: «فرستادهی شخص به سوی شخص دیگر به معنای اجازهی وی است» [به روایت ابوداوود]
همچنین صاحبخانه میتواند هرکه را بخواهد از اجازه خواستن مستثنی کند یا اینکه میان خود و او نشانهای به عنوان اجازهی ورود قرار دهد.
چنانکه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به عبدالله بن مسعود رضی الله عنه چنین فرمود که: «به تو اجازه میدهم حجاب [خانهی من] را برداشته و سخنان خصوصی من را بشونی تا اینکه تو را نهی نمایم» [به روایت مسلم]
امام نووی در توضیح این حدیث میفرماید: «این حدیث دلیلی است بر این که میتوان برای اجازهی ورود نشانهای خاص قرار داد. مثلا اگر امیر یا قاضی یا دیگران بالا بودن پردهی در خانهی خود، یا هر علامت دیگری را نشانهی اجازهی ورود برای مردم یا برای گروه یا شخص خاصی قرار دهند، جایز است که این به عنوان اجازهی ورود قلمداد شده و اشخاص بدون اجازه خواستن وارد گردند».
از دیگر ادبهای شرعی در اجازه خواستن این است که افراد صدای خود را بلند نکرده و باعث آزار اهل خانه نشوند. برای همین است که صحابه در خانهی پیامبر را با ناخن میزدند [به روایت بخاری در ادب المفرد]
امام ابن العربی مالکی میگوید: «این کار صحابه محمول بر زیاده در ادب است و برای کسی که درب خانهاش به او نزدیک است [و صدای آن به او میرسد] نیکو است اما اگر شخص صاحب خانه از درب دور باشد و صدای در زدن با ناخن به او نرسد مستحب است که با صدای بلندتری در زده شود».
همچنین شایسته است که شخصی که اجازهی ورود میخواهد اسم خود را به صورت واضح بیان کند تا آنکه صاحبخانه او را شناخته و خود را آماده سازد. برای همین است که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) هنگامی که جابر رضی الله عنه از او اجازه خواسته و در پاسخ پیامبر که نام او را پرسیده بود گفته بود: «منم» خشمگین شده و فرمود: «منم منم!» گو اینکه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) از پاسخ جابر ناراحت شده بود. [متفق علیه]
اگر اهل خانه به شخصی که اجازهی ورود خواسته است بگویند: برگرد، باید برگردد زیرا آنها حتما برای اینکه آمادهی ورود وی نیستند و یا اینکه شرایط برای ورود او مناسب نیست، به او اجازهی ورود ندادهاند. خداوند متعال میفرماید:
{ وإن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم والله بما تعملون عليم } [نور: 28]
(و اگر به شما گفته شد برگرديد، برگرديد كه آن براى شما سزاوارتر است و الله به آنچه انجام مىدهيد داناست)
بر اساس همین معانی بزرگی که استئذان و اجازه خواستن بخاطر آنها مشروع گردیده است، همچنین نهی شده است که مرد بدون آگاه کردن خانوادهی خود بطور ناگهانی از سفر برگردد، تا اینکه زن بتواند خود را برای شوهرش آماده کرده و شوهرش او را در وضعیتی نامناسب نبیند.
همانگونه که اجازه خواستن برای ورود مشروع است برای خارج شدن نیز مشروع میباشد. خداوند متعال در سورهی نور مومنان را برای این اخلاق نیکو مورد مدح قرار داده است:
{ إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله ورسوله وإذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتى يستأذنوه إن الذين يستأذنونك أولئك الذين يؤمنون بالله ورسوله} [نور: 62]
(همانا مؤمنان كسانىاند كه به الله و پيامبرش ایمان آوردهاند و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند تا از وى كسب اجازه نكنند نمىروند در حقيقت كسانى كه از تو اجازه میخواهند آنانند كه به الله و پيامبرش ايمان دارند)
این آداب (آداب استئذان و اجازه خواستن) مربوط به خانههای مسکونی است اما خانههای غیر مسکونی مانند خانههایی که در راه قرار دارند و یا خانههایی که برای اجاره دادن آماده شدهاند نیازی به اجازهی ورود ندارند:
{ ليس عليكم جناح أن تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم والله يعلم ما تبدون وما تكتمون } [نور: 29]
(بر شما گناهى نيست كه به خانههاى غيرمسكونى كه در آنها براى شما استفادهاى است داخل شويد و الله آنچه را آشكار و آنچه را پنهان مىکنید مىداند)
در مورد آداب حرکت در داخل منزل در مورد خدمتکاران و کودکان نوعی تخفیف وجود دارد تا آنکه بتوانند بر اساس ضرورت به راحتی در داخل منزل حرکت کنند، جز در سه وقت که آنها نیز باید در این اوقات اجازه بگیرند:
1- پیش از نماز صبح
2- هنگام ظهر
3- پس از نماز عشاء
زیرا در این سه وقت به احتمال زیاد اهل خانه لباسهای راحتی پوشیدهاند و در رختخواب خود هستند.
بر اساس این نصیحتهای ربانی و سنتهای نبوی که گذشت می توان به اهمیتی که اسلام برای حفظ ناموس و احترام حریم خصوصی افراد و احساسات آنان قائل است پی برد.
منبع: الشبکة الإسلامیة