سقوط اندلس
ترجمه: طارق محیائی درگهانی
شروعی با فتح مسلمانان… وانتهایی با سقوط، سقوط دردناک..
این از بزرگترین مثالهایی است که خداوند از گذشت نسل ها برای انسانها آورده است…
و دلیلی از بزرگترین دلایل …بر این که سنتهای الهی بر زندگی مردم حاکم است…کسی از مشت آن رهایی نخواهد یافت..یا امتی از امتها!!!
و هر دولتی که بر ظلم بنا شده باشد از بین خواهد رفت و بسیار سخت در هم خواهد شکست… صرفه نظر از ایمان و کفر آن…
واین اندلس امت جدیدی نبود…
همانا ستاره ای از سوارکاران بر اساس ایمان و عدل آن را بنا کرده بود… مردم برای او دست زدند…
و روزها گذشت و آنها در خوشگذرانیهای بیش از حد فرو رفتند…و اخطاپوس ظلم…
پس قانون حتمی آنها بر آن واقع گشت.. {فدمرناها تدمیرا} !!!

نمای قصر الحمراء از بیرون
اینچنین ….به وقوع میپیوندد… و حتما به وقوع خواهد پیوست… و در سنت خداوند هیچ تبدیل و تغییری نخواهی یافت!!!
دولتی که هشتصد سال ادامه پیدا کرد… از سال 91 هـ تا 905 هـ… یا بیشتر…
دولت بزرگی بود به معنای تمام یک دولت بزرگ… نظامی… اقتصادی… علمی… هنری… و اخلاقی…
در همهی شئون در رفاه به سر میبرد…
بر بلندای شبه جزیرهی اسپانیا قد علم کرده و به خود میبالید…. همسایگانش از آن وحشت داشتند… و همه دوستی او را طلب میکردند…
پس چرا چنین حکومتی برافتاد و سرنگون شد… و از ریشه بر چیده شد؟!!
برای اینکه این دولت، در درون خود متلاشی شده بود… و تبدیل شده بود به حکومتهای کوچکی که با یکدیگر میجنگیدند… به همدیگر ظلم میکردند…
و این هشدارِ نابودی است… پس دشمنان در کمین نشسته به مرزهای آن یورش بردند…
و آن را بلعیدند… و به آن رحم نکردند… مردمانش را دریدند… و آن را نابود و ویران کردند!

نمایی از درون قصر الحمراء
آیا این در کتاب خداوند ذکر شده است؟! بله… خداوند سبحان میفرماید:
{وَإِن مَّن قَرْيَةٍ إِلاَّ نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَاباً شَدِيداً كَانَ ذَلِك فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً}
(هر شهر و دياري را (كه اهل آن ستمكار باشند) پيش از روز قيامت (به مجازات میرسانيم و) نابودش میگردانيم، يا (اهالی) آن را به عذاب سختی گرفتار مینمائيم. اين (مجازات دنيوی پيش از مجازات اخروی) در كتاب (الهی لوح محفوظ) ثبت گرديده است).
همچنین پروردگار سبحان می فرماید:
(( وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيراً ))
(هرگاه بخواهيم شهر و دياری را نابود گردانيم، افراد دارا و خوشگذران و شهوتران آنجا را سردار و چيره ميگردانيم ، و آنان در آن شهر و ديار به فسق و فجور ميپردازند (و به مخالفت با دستورات الهي برميخيزند)، پس فرمان (وقوع عذاب) بر آنجا واجب و قطعي ميگردد و آن گاه آن مكان را سخت درهم ميكوبيم).
أمرنا مترفیها: دستور دادیم آنها را به عدالت…
ففسقوا فیها: پس از اصول عدالت خارج گشتند و در هر جا ظلم کردند…
فحق علیها القول: پس ناموس و سنت الهی بر آن قطعی شد… وآن مواخذهی ظالمان است…
فدمرناها تدمیرا: همانطور که برای اهل اندلس رخ داد… بطوری که دولت آنها نابود شد…
و از همهی سرزمینها رانده شدند … و آنها را بر سر زبانها انداختیم!!!
یقیناً قصهی اندلس…مثال زیبایی است…
برای اینکه همه ی مردم بدانند… که سنتهای الهی در کمین همه است…

نمایی از محوطهی قصر الحمراء
{وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَاباً شَدِيداً وَعَذَّبْنَاهَا عَذَاباً نُّكْراً * فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْراً}
(چه بسيار مردمان شهرها و آباديهائي كه از فرمان پروردگارشان و دستور پيغمبران او، سرپيچي و سركشي كردهاند، و در نتيجه ما سخت به حسابشان رسيدهايم و به مجازات ناگوار و كيفر ناخوشايندشان رساندهايم. و عقوبت اعمالشان را چشيدهاند، و عاقبت كار و بارشان زيان و خسران بوده است.
برگرفته از کتاب “طارق بن زیاد فاتح اندلس” نوشتهی: محمود شلبی
[...] This post was mentioned on Twitter by Lutz Bucklitsch, Balatarin. Balatarin said: هر دولتی که بر ظلم بنا شده باشد از بین خواهد رفت و بسیار سخت در هم خواهد شکست http://bit.ly/8yU6o3 #Iran #Iranelection [...]
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد ابن رشد یکی از دانشمندان و بزرگان اندلس مطلبی کوتاه یکی از دوستان در سایت بالاترین نوشته بود که من اینجا مینویسم
ابن رشد کیست؟؟
او نخست فقه آموخت و موطا امام مالک را به حافظه سپرد (ابن ابار التکمله ج 2 ص 533 و 534 ، ابن ابی اصیبعه ، عیون الانباء ج 3 ص 122 و محمد مراکشی الذیل و التکمله ج 6 ص 22).محمد بن عبدالملک مراکشی در کتاب الذیل و التکمله ص 24 می گوید:ابوالقاسم ین الطیلسان می گوید که من در مسجد جامع قرطبه سخنان او (ابن رشد) را با زبانی فصیح و گفتاری خوش شنیدم که مردمان را به جهاد و نبرد در راه خدا بر می انگیخت و روزی که خبر شکست آلفونس هشتم در نبرد الارک رسید و پرچمهای فروافتاده دشمن را دیدیم قاضی ابن رشد به نشانه ی شکر سجده کرد و همه با او سجده کردیم و سپس حدیثی از ابوداوود آورد که پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگاه خبر شادی بخشی یا مژده ای به او می رسید سجده کنان بر زمین می افتاد و خدا را سپس می گفت.
ابن رشد می نویسد:بر هر انسانی واجب است که مبادی شریعت را بپذیرد و در آنها از واضع تقلید کند زیرا انکار آنها و مجادله در آنها تباه کننده وجود انسان است … و آنچه باید درباره ی آنها گفته شود این است که مبادی شریعت اموری الهی هستند فراتر از عقلهای انسانی و ناگزیر باید بر آنها معترف هر چند با نداشتن عقلهای (تهافت التهافت ص 527).
اگر انسان هماهنگ با فضایل دینی رشد کند مطلقا با فضیلت می شود و اگر عمر و سعادت نصیب وی شوند تا اینکه از دانایان استوار در دانش گردد و چنان روی دهد که بتواند مبدائی از مبادی شریعت را تاویل کند وظیفه اوست که این تاویل را آشکار نسازد و درباره ی آن همان را بگوید که خداوند سبحان گفت:و استواران در دانش می گویند ما به آن ایمان داریم ، همه از سوی پروردگار است (آل عمران آیه 7) (تهافت التهافت ص 528).ابن رشد در ابتدای کتاب فصل النقال می نویسد:آیا پرداختن به فلسفه و دانش منطق از دیدگاه شرع مباح است یا ممنوع یا توصیه شده است؟.سپس در ادامه سخنش می نویسد : کار فلسفه چیزی نیست جز نگرش و پژوهش درباره ی موجودات از لحاظ دلالت آنها بر سازنده ای که همه ی آنها ساخته های اویندوپس شناخت سازنده باید از راه شناخت ساخته هایش حاصل شود ، و شناخت به ساخته ها هر چه کامل تر باشد شناخت به سازنده نیز کامل تر می شود.از سوی دیگر شرع نیز مردمان را به اندیشیدن درباره ی موجودات و پژوهش عقلی و شناختن آنها به وسیله ی عقل تشویق کرده است و در قران نیز آیات بسیاری در این باره آمده است مانند فاعتبروا یا اولی الأبصار که صریحا کاربرد قیاس عقلی و شرعی هر دو را واجب می شمارد.
برادر گرامی از مطلب مفیدی که اضافه نمودید بسیار ممونیم. بیداری