خشیت الهی؛ اهمیت و آثار آن
خطیب: دکتر أسامة الخیاط
مسجد الحرام: جمعه، ۴ ذوالقعده ۱۴۳۰ برابر با ۱ آبان ۱۳۸۸
خطبۀ اول:
ستایش مخصوص الله است؛ آنکه برای دوستانش کافی است… حمد او را میگویم، اوست که امر کرده جز او از کسی نترسیم، و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز او که تنها و بیشریک است و گواهی میدهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان او و بهترین آفریدگانش و برگزیدۀ اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.
اما بعد… تقوای الله را پیشه ساخته و روزی را به یاد آورید که در برابر او برای حساب خواهید ایستاد:
{ یَوْمَ تَأْتِی کُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ } [نحل: ۱۱۱]
(روزى که هر کس مىآید [و] از خود دفاع مىکند و هر کس به آنچه کرده بى کم و کاست پاداش مىیابد و به آنان ظلم نمیشود)
ای مسلمانان: اگر در میان مردم کسانی هستند که فریب زندگی دنیا، و چسبیدن به زمین و دنبالهروی از هوا و هوس، و جهل نسبت به اعتقاد صحیح، آنان را به سوی ترس از هر خطری میکشاند که ممکن است میان آنان و آرزوهایشان فاصله بیندازد، در مقابل از میان بندگان خداوند کسانی هستند که راه را درست میروند و کاملا مستقیم بر راه راست قدم برداشته و از طی کردن مسیر اهل حیرت و ناپایداری خوددرای میکنند و از راه اهل شک و ضعفِ یقین دوری میگزینند.
آنان به مانند کسانی که پروردگار خود را شناختهاند و رو بسویش آوردهاند بسوی او ره میپویند… به مانند کسانی که از هیچ کس هراسی ندارند و امیدی نیز از کسی دیگر ندارند… آنان کسانیاند که دانستهاند منزلت خوف و خشیت الهی از بزرگترین و جلیلترین منازل عبادتگذاران و استعانتجویان و از سودمندترین عوامل برای سلامت قلب و دارای بزرگترین اثر بر روی زندگی انسانها در دنیا و آخرت است، و این خشیت چنانکه خداوند میفرماید بر فرزندان آدم واجب است:
{ إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ } [آال عمران: ۱۷۵]
(در واقع این شیطان است که دوستانش را مىترساند پس اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید)
و همچنین این سخن خداوند متعال که میفرماید:
{ فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ } [مائده: ۴۴]
(پس از مردم نترسید و از من بترسید)
همینطور الله ـ سبحانه و تعالی ـ اهل این خشیت را به همۀ انواع مدح و ثنا ستوده و فرموده است:
{إِنَّ الَّذِینَ هُم مِّنْ خَشْیَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ (۵۷) وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ (۵۸) وَالَّذِینَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا یُشْرِکُونَ (۵۹) وَالَّذِینَ یُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ (۶۰) أُوْلَئِکَ یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ} [مومنون: ۵۷-۶۱]
(در حقیقت کسانى که از بیم پروردگارشان هراسانند (۵۷) و کسانى که به نشانههاى پروردگارشان ایمان مىآورند (۵۸) و آنان که به پروردگارشان شرک نمىآورند (۵۹) کسانى که آنچه را دادند [در راه خدا] مىدهند در حالى که دلهایشان ترسان است [و مىدانند] که به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت (۶۰) آنانند که در کارهاى نیک شتاب مىورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت مىجویند)
این مقام و منزلت چنانکه حسن بصری (رحمه الله) میگوید برای این است که آنان: «طاعات را انجام داده و در راه آن کوشیده و از این ترسیدهاند که این عمل از آنان پذیرفته نگردد… مؤمن میان نیکی و خشیت جمع بسته، و منافق میان بدی و در امان دانستن خود [از عقوبت].»
در حالی که خداوند متعال این خوی نیک را مورد مدح قرار داده و ملائکهاش را دارای این صفت دانسته و فرموده است:
{ یَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ } [نحل: ۵۰]
(از پروردگارشان که بر فراز آنهاست و بر آنها قادر است مىترسند و آنچه را مامورند انجام مىدهند)
و پیامبران را ثنا گفته و آنان را برای داشتن چنین صفتی مدح کرده و فرموده است:
{ الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلَا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَکَفَى بِاللَّهِ حَسِیباً } [احزاب: ۳۹]
(همان کسانى که پیامهاى الله را ابلاغ مىکنند و از او مىترسند و از هیچ کس جز الله بیم ندارند و الله براى حسابرسى کفایت مىکند)
از آنجایی که خشیت، نوعی ترس است که به همراه معرفت و علم میباشد، به همین سبب به اندازهای که علم و معرفت وجود داشته باشد، خوف و خشیت الهی نیز وجود خواهد داشت، و برای همین است که رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) دارای بیشترین خشیت نسبت به خداوند بود، چنانکه در حدیثی که امام بخاری آن را در صحیح خود روایت نموده چنین میفرماید:
«به الله سوگند که من داناترینشان نسبت به الله و ترساترین آنان نسبت به اویم» و در لفظی که مسلم در صحیح خود آورده است چنین آمده که فرمودند: «به الله سوگند که من امیدوارم ترساترین شما نسبت به الله و داناترین شما به این باشم که چگونه تقوایش را پیشه کنم» و همچنین فرمودند: «اگر شما آنچه را که من میدانم میدانستید قطعا کم میخندیدید و بسیار میگریستید و از زنان خود لذت نمیبردید و بیشک به بلندیها رفته و از خداوند پناه میخواستید» [امام احمد در مسند خویش و ترمذی در جامع با سند حسن]
و همینطور به همین سبب است که خداوند متعال علما را چنین وصف نموده که آنان «به راستی خشیت خداوند را دارند» و فرموده است:
{ وَمِنَ النَّاسِ وَالدَّوَابِّ وَالْأَنْعَامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ کَذَلِکَ إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاء إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ } [فاطر: ۲۸]
(و از مردمان و جانوران و دامها که رنگهایشان همان گونه مختلف است [پدید آوردیم]. همانا از بندگان الله تنها دانایانند که از او مىترسند. آرى الله ارجمندِ آمرزنده است)
این خشیت به این سبب در وجود آنها شکل گرفته که میدانند خداوند متعال مالک همۀ جهان است… کلیدهای آسمانها و زمین در دست اوست و بازگشت همۀ کارهای بسوی اوست و او مدبر امور همۀ آفریدگان است و او زندهای است که نمیمیرد، پایندهای است که همۀ خلایق به او وابستهاند و نیازمند او… بر خلاف دیگران که عاجز و فانیاند و برای خود سود و زیانی ندارند و نه مالک مرگ و زندگی و رستاخیزند.
همۀ مخلوقات واسطهای هستند برای رسیدن آن چیزی که خداوند تقدیر نموده. همانگونه که این حقیقت در حدیثی که ترمذی در جامع خود و احمد در مسند و حاکم در مستدرَک روایت نمودهاند از ابن عاس رضی الله عنه چنین آمده که رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) در خطاب به او فرمودند:
«ای نوجوان من سخنانی به تو یاد خواهم داد: خداوند را حفظ کن تا تو را حفظ کند، خداوند را حفظ کن، او را در برابر خود خواهی یافت، اگر چیزی خواستی از الله بخواه و اگر یاری خواستی از الله یاری بجو و بدان که اگر همۀ امت جمع شوند تا به تو سودی برسانند به تو سودی نخواهند رساند جز به آن اندازهای که الله برای تو مقدر کرده است و اگر همۀ امت جمع گردند تا به تو زیانی رسانند نخواهند توانست به تو زیانی برسانند جز به اندازهای که الله برای تو مقدر نموده است. قلمها برداشته شده و صحیفهها خشک شدهاند».
بندگان خداوند: خوف و ترس الهی خود هدف نیست. بلکه برای رسیدن به چیزی دیگر است، و راهی است برای رسیدن به هدفی دیگر، نه اینکه خود هدف یا غایتی مستقل باشد. و برای همین است که این خوف و خشیت با از بین رفتن علت آن از بین میرود؛ بر همین اساس، حال اهل بهشت چنان است که نه ترسی دارند و نه دچار غصهای میشوند زیرا ترس از عقوبت، از بین رفته، و آنان به فضل الهی و در بزرگداشت صبر و طاعتی که داشتهاند و دوریشان از معصیت، در خانۀ ابدی و پاداش الهی ساکن گردیدهاند.
بر این اساس ترسی خوب و صادقانه است که میان صاحب خود و محارم خداوند فاصله بیندازد. اما اگر انسان از این نوع ترس بگذرد، ترس ِ این میرود که دچار ناامیدی و یاسی شود که خداوند از آن برحذر داشته و آن را از صفات کافران دانسته است:
{ إِنَّهُ لاَ یَیْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ } [یوسف: ۸۷]
(همانا از رحمت الهی ناامید نمیشوند مگر گروه کافران)
قلب ـ چنانکه برخی از علما گفتهاند ـ در راه رسیدن به خداوند به مانند پرندهای است که محبت، به مانند سر آن است و ترس و امید، به مانند دو بال آن؛ هر گاه سر و دو بال آن سالم باشد این پرنده به خوبی پرواز خواهد کرد… اما همین که سرش قطع شود پرنده خواهد مرد، و هرگاه دو بال آن از بین بروند آن پرنده در معرض هر شکارچی و دشمنی قرار خواهد گرفت.
اما سَلـَف بهتر دانستهاند که در هنگام سلامتی بال ِ ترس بر بال امید غلبه داشته باشد و در هنگام خروج از دنیا و نزدیکی مرگ، بال امید بر بال ترس برتری یابد. گرچه کاملترین وضعیت همسان بودن ترس و امید و غلبۀ محبت الهی است…
از بزرگترین چیزهایی که باید به آن توجه کرده و آنگونه که شایسته است به آن رسیدگی شود تربیت قلب بر اساس محبت پروردگار ـ سبحانه و تعالی ـ و خشیت و امید به او با نیروی ایمان، و خالص گرداندن توحید وی در ربوبیت و الوهیت و نامها و صفات اوست. و همچنین با دانستن آنچه خداوند از خوشیها و نعمتهای ابدی برای متقین در سرزمین کرامت خود مهیا ساخته و در مقابل، آنچه برای معصیتکاران از عقوبت و عذاب دردناک مهیا نموده است.
و همینگونه با محسابۀ نفس برای کنترل آن و نگه داشتن آن بر مسیر مستقیم و مجبور گرداندن آن برای رفتن مسیر حق و نگه داشتن آن از همۀ شکلهای باطل…
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
{إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ وَکَانُواْ عَلَیْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَناً قَلِیلاً وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ} [مائده: ۴۴]
(ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم. پیامبرانى که تسلیم [فرمان الله] بودند به موجب آن براى یهود داورى مىکردند و [همچنین] ربانیان و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند، پس از مردم نترسید و از من بترسید و آیات مرا به بهاى ناچیزى مفروشید و کسانى که به موجب آنچه الله نازل کرده حکم نکنند آنان، خود کافرانند)
خداوند من و شما را با رهنمودهای کتابش و سنت پیامبرش (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند متعال برای همۀ گناهان آمرزش میخواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.
خطبۀ دوم:
ستایش از آن الله که یاور نیکوکاران است، او را ستایش گفته و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی شریک است، و گواهی میدهم که سرور و پیامبر ما محمد بنده و پیامرسان او و امام پیامبران و سرور نمازگزاران است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش و تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند درود و سلام فرست.
اما بعد… بندگان خداوند: برخی از اهل علم میگویند: هر کسی که از او بترسی از وی فرار خواهی کرد، جز خداوند که اگر خشیت و ترس وی را داشته باشی بسوی او فرار خواهی کرد؛ انسان ترسا و متقی از پروردگارش بسوی پروردگارش میگریز،د زیرا هیچ پناهی از خداوند نیست مگر نزد خود وی.
ترس خداوند باعث امنیت است زیرا عامل اخلاص در عمل و نیکو انجام دادن آن و پیروی از رسول خداوند (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) و دوری از مخالفت دستورات وی است، که جامع همۀ اینها این است که انسان بر هر آنچه باعث رضایت الله است حریص بوده و از هر آنچه اساب خشم وی است دوری گزیند که این، باعث در امان ماندن انسان ترسا و سالم ماندن سالک بسوی خداوند، و نجات وی از لغزشها و بهرهمند شدن از بهشت و نجات از آتش است.
پس تقوای وی را در پیش گیرید و درود و سلام بفرستید بر خاتم پیامبران محمد بن عبدالله همانگونه که در کتاب خداوند به آن امر شدهاید:
{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } [احزاب: ۵۶]
(همانا الله و فرشتگانش بر پیامبر درود میفرستند. ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود وسلام فرستید)
خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی باش از چهار خلیفۀ وی ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی پیروی آنان را نمایند و همچنین از ما، با عفو و کرم خویش راضی باش ای بهترین کسی که از گناهان در میگذرد و عفو مینماید.
خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و حوزۀ دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود ساز و میان قلوب مسلمانان الفت ایجاد کرده و صف آنان را یکی گردان و مسئولان و رهبران آنان را اصلاح نما و کلمۀشان را بر حق یکی بگردان ای پروردگار جهانیان…
خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت محمد (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) و بندگان مومن مجاهدت را یاری ده.
خداوندا ما را در سرزمینهایمان در امن و امان بدار و مسئولان ما را اصلاح گردان.
خداوندا از تو میخواهیم آنگونه که خود صلاح میدانی ما را از شر دشمنانمان و دشمنان خود محفوظ بداری. خداوندا ما را آنگونه که خود صلاح میدانی از شر دشمنانمان حفظ نما.
خداوند این سرزمین و دیگر سرزمینهای مسلمان را از هر خیری بهرهمند ساخته و از هر شری در امان بدار. ای پروردگار جهانیان.
خداوندا عاقبت ما را در همۀ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت حفظ نما… خداوندا دین ما را که حافظ امر ماست، و دنیای ما را که زندگی ما در آن است، و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست، اصلاح گردان، و زندگی را برای ما عامل زیادی در نیکیها، و مرگ را برای ما آسایشی از هر بدی قرار ده…
خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز و ما را به آن آرزوهایمان که رضایت و خشنودی تو در آن است برسان… و زندگی ما را با کارهای نیک پایان بخش…
پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بدون شک از زیانکاران خواهیم بود…. خداوندا ما از زوال نعمتت و برگشت عافیتت و خشم ناگهانیات به تو پناه میبریم…
پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار… و درود و سلام خداوند بر بنده و پیامبرش محمد و بر اهل بیت و یارنش و الحمدلله رب العالمین.
___________________
با تشکر از شبکۀ جهانی نور

