امانتداری و نقش آن در پیشرفت امت
خطیب: دکتر سعود الشریم
مسجد الحرام: ۸ محرم ۱۴۳۱ برابر با ۴ دی ۱۳۸۸
خطبهی اول:
حمد و ستایش از آن الله است… او را ستایش گفته و از او آمرزش خواسته و به سوی او توبه میکنیم و از بدیهای خود و از اعمال ناشایست خویش به الله پناه میبریم… هر که خداوند هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد داشت و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بیشریک است و گواهی میدهم که محمد، بنده و پیامرسان اوست..
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } [آل عمران: ۱۰۲]
{یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا} [نساء: ۱]
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا * یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً } [احزاب: ۷۰]
اما بعد… ای مردم. هیچ یک از ما نیست مگر اینکه دلش به سوی خوشبختی گرایش دارد. هر قلبی مگر آن قلب که دچار مرگ شده است به سوی این خواسته مایل است…
حال کدام عاقل است که خوشبختی خود را در سمت راست ببیند و سپس راه چپ را بپیماید؟! و کیست آنکه به سعادت دست نیابد یا آن را نخواهد؟! چنین شخصی یا نادان است و یا بیمار که هر دو احتمال تلخ است و ناگوار…
“خوشبختی خواهی” امری است فطری و غریزی که شریعت اسلام بر آن تایید کرده و به آن تشویق میکند اما باید دانست که مهمترین انواع خوشبختی آن است که فراگیر باشد نه محدود، و وسیع باشد نه کوچک. اگر بخواهیم به بهترین راه خوشبختی و بزرگترین و سودمندترین آن دست یابیم، آن، همان امانتی است که خداوند آن را بر آسمانها و زمین عرضه کرد اما آنها از برداشتن آن سرباز زده و بر خود ترسیدند و انسان را برداشت و او بسیار ستمگر و نادان بود.
این همان امانت بزرگ است… امانت به مفهوم وسیعی که خداو رسولش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از ما خواستهاند که ضد آن خیانت نامیده میشود بر اساس همان معنای وسیعی که الله و رسولش ما را از آن نهی نمودهاند.
تا جایی که عرصهی امانت همهی آنچه خداوند بر بندگان در دین و ناموس و مال و عقل و جان و معارف و علوم و ولایت و حکم و گواهی دادن و قضاوت و راز و حسهای پنجگانه و دیگر چیزها را در بر گیرد. به گونهای که قرطبی ـ رحمه الله ـ میگوید: “امانت همهی وظایف دینی را در بر میگیرد”.
انسان امین، “امین” شمرده نخواهد شد مگر آنکه از همهی چیزهایی که در آن حقی ندارد دست شوید و همهی حقوقی را که دیگران بر گردن او دارند ادا نموده و نسبت به حفط آنچه در مورد آن امین پنداشته شده است حریص بوده و سهل انگاری نکند.
هر که این خصلتها در وی باشد در دایرهی رستگارانی قرار خواهد گرفت که خداوند عزوجل دربارهشان فرموده است:
{ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ } [مومنون: ۱] (همانا مومنان رستگار شدند)
تا آنجه که میفرماید: { وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ } [مومنون: ۷] (و آنان که امانتها و پیمان خود را رعایت مىکنند)
امانت از نوآوریهای شریعت محمد نیست بلکه این خصلت از بارزترین اخلاق پیامبران است. ببینید نوح و هود و صالح و لوط و شعیب هر یک به قومش چنین فرمودهاند که:
{ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ } [شعراء: ۱۶۲] (من برای شما پیامبری امانتدار هستم)
و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نیز در قوم خویش به لقب صادق و امین معروف بود. خداوند عزوجل نیز این صفت را برای جبریل ذکر نموده و فرموده است:
{ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ } [شعراء: ۱۹۳] (جبرئیل روح الامین آن را فرو فرستاده است)
برخی از انسانها در فهم معنای امانتداری دچار محدودیت هستند و آن را تنها در حفظ امانتهای مالی و مادی محدود میبینند. آنان با این فهم خود در واقع مفهوم بس وسیعی را محدود نمودهاند در حالی که این برداشت از امانت تنها نوعی از انواع پرشمار امانتداری را شامل میشود.
انجام وظیفه یک نوع امانت داری است، ترک آنچه خداوند نهی نموده یک نوع امانت است، امر به معروف امانت است، نهی از منکر امانت است، حکومت و قضاوت امانت است، رعایت حقوق مردم امانت است، علم امانت است، حمایت از دین و پاسداشت آن امانت است و حفظ سرزمین مسلمان و حمایت از داراییهای جامعه نیز امانت است…
همهی این امانتها با انجام آنچه در مصلحت آن و دور کردن آنچه به زیان آن است و عدم خیانت به امت در زمینهی آن به تحقق میرسند:
{ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ خَوَّانًا أَثِیمًا }[نساء: ۱۰۷]
(همانا الله هر کس را که خیانتگر و گناهپیشه باشد دوست ندارد)
اگر به معنای امانت نگاه بیندازیم در آن معنای امن و اطمینان را خواهیم یافت گو اینکه امنیت و آرامش و استقرار همهاش به تحقق امانت به روش صحیح آن مربوط است… ممکن نیست شخص ظالم به امنیت درونی دست یابد یا انسان گناهکار آسوده خاطر شود و یا شخص خیانتکار و منافق خوشبختی را به دست آورد…
در حالی که قرآن امانت را در جاهای بسیاری ذکر کرده است در همین حال از ضد آن یعنی خیانت بر حذر داشته و نسبت به آن هشدار داه است:
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَخُونُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ } [انفال: ۲۷]
(اى کسانى که ایمان آوردهاید به الله و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود مىدانید)
و فرموده است:
{… وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ } [یوسف: ۵۲]
(…و الله نیرنگ خائنان را به جایى نمىرساند)
برای زشت دانستن و تنفر از خیانت همین کافی است که بدانیم این خصلت سبب ورود به جهنم و عاقبت بد است چنانکه خداوند با مثال آوردن از دو زن از زنان پیامبران برای عاقبت بد این خصلت مثال آورده است:
{ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَیْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئاً وَقِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ} [تحریم: ۱۰]
(الله براى کسانى که کفر ورزیدهاند زن نوح و زن لوط را مثل آورده [که] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست [شوهران] آنها در برابر الله ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید)
یعنی به آن دو پیامبر در دین خیانت میکردند. کار آنان این بود که در مورد کسانی که ایمان آورده بودند به قوم کافر خویش اطلاعات میداند.
این آتش جهنم است… ای کسی که در امانت خیانت ورزیدهای… این آتش جهنم است… این عذاب دردناک است ای آنکه نسبت به پروردگارت و ولی امرت و امتت و خودت خیانت اعمال داشتهای… رسول خدا صلی الله علیه وسلم، مسئولیتها را امانت دانسته و از کسانی که توان آن را داشتند و آن را به خوبی به انجام میرساندند برای انجام مسئولیتها دعوت میکرد و آن را از کسانی که در انجام آن ضعیف بودند باز میداشت.
ابوذر ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ـ درخواست نمود که به او مسئولیتی دهد، پس رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم به سینهی او زد و گفت: «ای اباذر تو ضعیف هستی و این امانت است… و این امانت در روز خیانت باعث خواری و پشیمانی است مگر برای کسی که حق آن را ادا نموده و چیزی را که بر گردنش بوده به انجام رسانده باشد» [به روایت مسلم]
بر اساس این حدیث میتوانیم برای هر کس که دلش میخواهد مسئولیتی از مسئولیتهای جامعهی اسلامی را بدون در نظر گرفتن توان خود و بزرگی مسئولیتی که در آن است بر عهده بگیرد پیامی هشدارگونه بفرستیم.
نیرویی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث به آن اشاره نموده استبه معنای اداره نمودن نیکوی مسئولیت به همراه جدیت و حکمت و مهارت است. کسی به ایمان ابوذر و تقوای وی شکی ندارد اما با این وجود رسول خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وی را ضعیف میداند…
“ضعف” عیبی است در بر دوش گرفتن مسئولیت ؛ ما در بسیاری از زمانها و مکانها مشاهده کردهایم که مسئولیتها به کسانی سپرده میشود که در ذات خود انسانهایی خوب و مومن و عبادتگذارند اما در مسئولیتی که آنان سپرده شده به نیکی رفتار نکرده و جلو اشکالات را نگرفته و وقتی به زیردستان او نگاه کنی آشفتگی و بینظمی را مشاهده خواهی کرد…
چنین کسی ندانسته که مسئولیت در واقع پیمانی است میان او و ولی امر یا یک موسسه برای انجام کاری محدود در برابر مزدی محدود. هر که در انجام این وظیفه کوتاهی نماید در واقع ایمانش به او در زمینهی انجام وظیفهاش سودی نرسانده است.
چگونه شخص مومن راضی خواهد شد در مسئولیتی که ولی امر به عهدهی او گذاشته و به منافع مردم و نیازهای آنان مربوط است کوتاهی ورزد؟ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید:
«آنکه امانت ندارد ایمان ندارد و آنکه عهد و پیمان ندارد دین ندارد» [به روایت احمد و ابن حبان]
بر این اساس، مسئولیتها ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ وسیلهای برای پیشرفت یا ثروتاندوزی نیست.. این مسئولیتها در واقع اساس یک حکومت و ضامن حال و آیندهی امت است.
هر که از سوی ولی امر مسئولیتی داده شد و آن را به بدی انجام داد، خائن است. او در حق امانت و در حق ولی امر و مردم خیانت ورزیده است و خداوند میفرماید:
{…إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْخَائِنِینَ } [انفال: ۵۸] (همانا الله خیانتکاران را دوست ندارد)
و این اخلاق مومن صادق و خیرخواه نیست زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید: «مومن کسی است که مردم او را بر جان و مال خود امانتدار بدانند» [به روایت ترمذی و نسائی]
همچنین “خائن در امانت” از منافقانی است که دارای نفاق رفتاری هستند زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید: «نشانهی منافق یه چیز است: اگر سخن گوید دروغ گوید و هنگامی که وعده دهد خلاف کند و هنگامی که امانتدار شمرده شد خیانت کند» [به روایت بخاری و مسلم]
پس ای بندگان خداوند از برعکس گرداندند معنای مفاهیم و عدم شناخت خائن و امانتدار برحذر باشید که زمانهی ما میدانی شده است برای خواستههای نفسانی و بر عکس شدن مفاهیم؛ و به سبب مفاهیم اشتباه و نادرست، خائن در امان است و عرصه بر انسانهای امانتدار تنگ شده است و راست گفت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آنجا که فرمود: «قسم به آنکه جانم در دست اوست… قیامت به پا نمیشود تا آنکه امین خائن شمرده شده و خائن امین دانسته شود…» [به روایت بخاری و مسلم]
خداوند من و شما را به واسطهی قرآن و سنت برکت دهد و من و شما را با آیات و ذکر و حکمت آن سود رساند…
آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی الله است و اگر اشتباه بود از من بود و از شیطان و از الله مغفرت میخواهم که او بسیار آمرزنده است.
خطبهی دوم:
ستایش فقط از آن الله است… و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست. اما بعد:
بدانید که که کسی صفت امانت را به دست نیاورده مگر آنکه خوشبختی و آرامش و اطمینان را حاصل نموده است و خردمندان ـ در گذشته و حال ـ مرد و زن و بزرگ و کوچک بر نیک دانستن هیچ اخلافی به مانند امانتداری متفق نبودهاند.
ببینید دختر شعیب ـ علیه السلام ـ هنگامی که در مورد موسی ـ علیه السلام ـ با پدرش سخن گفت چه فرمود:
{ یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ } [قصص: ۲۶]
(ای پدر او را استخدام کن چرا که بهترین کسى است که استخدام مىکنى هم نیرومند و هم امین است)
بر اساس این صفت امانت صفتی است مطلق که تابع نسبیت و چندگانگی نیست. یعنی ممکن نیست که یک فرد در یک حال هم خائن باشد و هم امانتدار و ممکن نیست که انسان مومن حتی در هنگام گرفتن حق خود و یا در مقام مقابله به مثل نیز خیانت انجام دهد زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید: «امانتداری را در حق آنکه تو را امین دانست انجام بده و به کسی که در حقت خیانت کرد خیانت نورز» [به روایت ابوداوود و ترمذی]
این برای آن است که خیانت به هیچ عنوان شایستهی ستایش نیست. بله ممکن است که انسان در برابر فریب و نیرنگ دست به فریب و نیرنگی متقابل بزند و خداوند عزوجل میفرماید:
{ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ ..} [نساء: ۱۴۲]
(همانا منافقان سعی میکنند که الله را فریب دهند و در واقع الله فریب دهندهی آنان است)
و فرموده است: { وَیَمْکُرُونَ وَیَمْکُرُ اللّهُ ..} [انفال: ۳۰] (آنان نیرنگ میکرد و الله نیز نیرنگ میکرد)
و میفرماید: { إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً (۱۵) وَأَکِیدُ کَیْداً } [طارق: ۱۵-۱۶]
(آنان دست به نیرنگ میزنند (۱۵) و من نیز دست به نیرنگ میزنم)
اما در مورد خیانت، خداوند متعال خود را از آن مبرا دانسته و فرموده است:
{ وَإِن یُرِیدُواْ خِیَانَتَکَ فَقَدْ خَانُواْ اللّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ ..} [انفال: ۷۱]
(و اگر قصد خیانت تو را داشته باشند پس آنان پیش از آن به الله خیانت کردند اما الله (شما را) بر آنان پیروز گرداند…)
از جمله چیزهایی که دقیق بودن و مهم بودن این خصلت را آشکار میسازد این دعای رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است که میفرماید: «خداوندا من از گرسنگی به تو پناه میبرم که بدترین همراه است و از خیانت به تو پناه میبرم که بدترین همنشین است». [به روایت نسائی]
و ما اکنون در زمانهای زندگی میکنیم که اخلاق فطرت و آداب شریعت در آن تغییر یافته است و بسیاری از مردم از پی گرفتن قافلهی آن تخلف کردهاند و بسیاری از نشانههای این اخلاق از بین رفته و حتی برخی از مردم نمیدانند که امانت چیست و خیانت کدام است. و راست گفت مصطفی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آنجا که فرمود: «نخستین چیزی که از دینتان از دست خواهید داد امانت است و آخرین آن نماز » [به روایت حاکم وبیهقی]
و در صحیحین بخاری و مسلم از حدیث حذیف رضی الله عنه دربارهی فتنههایی که در میان مردم رخ خواهد داد چنین آمده است که: «و مردم به خرید و فروش خواهند پرداخت و نزدیک است که هیچکدام امانت را پاس ندارند تا آنکه گفته میشود: در فلان قوم شخص امینی وجود دارد»…
و اگر این نشانهها که گفتیم ـ متاسفانه ـ راه و روش بسیاری از مردم در خرید و فروش و کار و قضاوت و دیگر کارهایشان شده است حق است که سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در بارهی آنان محقق گردد که: «اگر امانت ضایع گردید منتظر قیامت باش» گفتند چگونه امانت ضایع میشود؟ فرمود: «هنگامی کار به غیر اهلش سپرده شد در انتظار قیامت باش» [رواه بخاری]
و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسانها محمد بن عبدالله، صاحب حوض کوثر و مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً} [احزاب: ۵۶] (ای کسانی که ایمان آوردهاید بر او درود و سلام فرستید.)
خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفهی پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابهی پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و از آنانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند…
خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.
خداوندا غم و غصهی غصهداران مسلمان را از بین ببر و سختی سختی دیدگان را زایل گردان و وام وامداران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربانترین مهربانان.
خداوندا ما از گرسنگی به تو پناه میبریم که آن بدترین همراه است و از خیانت به تو پناه میبریم که آن بدترین همنشین است.
خداوندا ما را در سرزمینهایمان ایمن گردان و مسئولان ما و والیان امر ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را بر عهدهی کسانی قرار ده که تقوای تو را داشته و در پی رضایت تو باشد.
پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا نما و از عذاب آتش دور گردان. پاک و منزه است پرودرگارت آن پروردگار عزت از آنچه به دروغ به او نسبت میدهند و سلام بر پیامبران و آخر سخن ما این است که: {الحمدلله رب العالمین}.
___________________
با تشکر از شبکۀ جهانی نور


بسیار زیبا بود..
اسلام علیلم ورحمت الله وبرکاته
دوست عزیز بسیاجزاب بودخسته نباشید : ماشمارالینک کردیم امید است شماهم لطف نموده ودرصورت امکان ماراباعنوان : دوست داراصحاب واهلبیت نبی )ص( لینک نمایید :
مامنتظرنظرات کارکشاو سازنده شماهستیم موفق وسربلند باشیدانشاالله:
islammohammady.blogfa.com
سلام . خدا قوت. منتظر حضور سبز و ثبت نام مُحبّان حضرت حُجّت (عج) هستیم.التماس دعا.