خطبههای حرمین: فضیلت “راستی و راستگویی” و اهمیت آن
خطیب: دکتر صالح آل طالب
مسجد الحرام: جمعه ۲۹ محرم ۱۴۳۱ برابر با ۲۵ دی ۱۳۸۸
خطبهی اول:
ستایش از آن الله است:
{سپاس از آن الله است که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست سنجیدهکار آگاه (۱) آنچه در زمین فرو مىرود و آنچه از آن بر مىآید و آنچه از آسمان نازل مىشود و آنچه در آن بالا مىرود [همه را] مىداند و اوست مهربان آمرزنده} [سبأ: ۱-۲]
تسبیح و ستایش او را میگویم که او نهفتههای درون و اسرار آن را میداند و نهانهای درون دلها را برملا میسازد:
{ یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ } [غافر: ۱۹] (او خیانت چشمان و آنچه را در سینهها مخفی است میداند)
و دستاورد زبانها را در روز قیامت در نامهی اعمال منتشر خواهد کرد… اعمال را ثبت کرده و مینویسد و سپس محاسبه کرده، یا مورد مغفرت قرار میدهد و یا مورد عذاب…
و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد، بنده و پیامبر اوست… درود و سلام و برکات خداوند بر وی و بر اهل بیت پاک و صحابهی نیک وی.
اما بعد:
تقوا بهترین وصیت و بهترین لباس و بهترین خصلت است:
{َیا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً} [احزاب: ۷۰-۷۱]
(ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الله را داشته باشید و سخنی استوار گویید (۷۰) تا کارهای شما را به صلاح آورده و گناهان شما را مورد آمرزش قرار دهد و هر که از الله و رسولش اطاعت کند قطعا پیروزی بزرگی به دست آورده است)
رحمت خداوند بر بندهای که زبان خود را صالح گردانده و کنترل نفس خود را در دست داشته و آن را در راه حق به راه انداخته است.
ای مسلمانان: سخن امروز ما دربارهی خصلتی است که سرور اخلاق و جمع کنندهی فضیلتها و رأس همهی خصلتهاست. خصلتی که خداوند متعال آن را در کتاب خود ستوده و فرموده است:
{…وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثاً } [نساء: ۸۷] (وچه کسی راستگوتر از الله است؟)
و فرموده است:
{…وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِیلاً } [نساء: ۱۲۲] (و چه کسی راستگفتارتر از الله است؟)
و باز فرموده است:
{ قُلْ صَدَقَ اللّهُ …} [آل عمران: ۹۵] (بگو: راست گفت الله…)
خداوند متعال پیامبران و خاصان و اولیای خود را با صفت صدق و راستی ستوده است:
{ وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیّاً } [مریم: ۵۴]
(و در این کتاب اسماعیل را یاد کن که او در وعدهاش راست بود و رسولی پیامبر بود)
و خطاب به همهی بندگانش فرموده است:
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ } [توبه: ۱۱۹]
(ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الله را پیشه ساخته و همراه راستان باشید)
ای مسلمانان: صفت “صدق و راستی” یک صفت مستحب نیست بلکه فریضه و واجبی است برای هر شخص مسلمان و یک خصلت برای انسان مومن است. یک مومن باید در باطن و ظاهر خود به یک اندازه راستی و پاکی و صفای نفس داشته باشد…
با وجود سادگی این صفت و اجماع همهی انسانها در نیک دانستن آن، ما امروز بیش از هر زمان دیگری در بحبوحهی بحران اخلاقی که در آن به سر میبریم، به توصیهی به پایبندی به آن نیاز داریم. بحرانی اخلاقی که اسباب مختلفی باعث آن شده است از جمله: ضعف ایمان و ضعف تربیت و رقابت برای به دست آوردن دنیا.
صفت صدق و راستی در دنیا و آخرت مورد ستایش قرار گرفته و نشانهی تقوا و سبب بخشش گناهان و بالا رفتن درجات است که همهی اینها در این سخن خداوند متعال جمع گردیده است، آنجا که میفرماید:
{وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (۳۳) لَهُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ (۳۴) لِیُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ} [زمر: ۳۳-۳۵]
(و آن کس که راستى آورد و آن را باور نمود آنان همان متقیانند (۳۳) براى آنان هر چه بخواهند پیش پروردگارشان خواهد بود این است پاداش نیکوکاران (۳۴) تا الله بدترین عملى را که کردهاند از ایشان بزداید و آنان را به بهترین کارى که مىکردهاند پاداش دهد)
در مورد پاداش صادقان در روز قیامت، این سخن خداوند متعال را بشنوید که میفرماید:
{قَالَ اللّهُ هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ} [مائده: ۱۱۹]
(الله فرمود این روزى است که راستی راستگویان آنان را سود بخشد. براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان] آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانند، الله از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند این است رستگارى بزرگ)
راستی یعنی فضیلت و نجابت، یعنی راهی روشن و درونی والا، و انسان راست و صادق همیشه بسوی نیکیها توفیق مییابد. در این حدیث که عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت نموده است دقت کنید که از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت میکند که ایشان فرمودند:
“همانا صدق وراستی به سوی نیکی هدایت میکند، و نیکی به سوی بهشت، و شخص همیشه راستی پیشه میکند تا آنکه به مقام “راستی” میرسد. و همانا دروغ به سوی فجور رهنمون میشود و فجور نیز انسان را به سوی آتش میبرد و شخص همیشه دروغ میگوید تا آنکه نزد خداوند به عنوان دروغگو نوشته میشود” [به روایت بخاری و مسلم]
و در روایتی از امام مسلم آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: “شخص همچنان راست میگوید و در پی راستی میرود تا آنکه نزد خداوند به عنوان “صِـدّیـق” نوشته میشود، و شخص دیگر همچنان دروغ میگوید و در پی دروغ میرود تا آنکه نزد خداوند به عنوان “کَـذّاب” نوشته میشود”.
صدق وراستی هدایتگر به سوی هر نیکی و خیر است و صاحب خود را به سوی راههای هدایت میکشاند تا آنکه وی را به بهشت داخل سازد. چرا که نه؟! در حالی که چنین شخصی راستگو است و همیشه در هر سخن و کردارش در پی حق است؟
او راست میگوید و به راستی پایبند میماند و برای راستی احتیاط پیشه میکند و کلماتی را که میگوید در ترازو قرار میدهد و از اشتباه دوری گزیده و از لغزش میترسد و اینچنین نفس خود را از هر گونه خیانت و گناه پنهانی حفظ میکند تا آنکه نزد خداوند به عنوان صدیق شناخته میشود.
یک مسلمان پس از رسیدن به این منزلت دیگر چه آرزویی خواهد داشت؟ چنین کسانی همراهی پیامبران و شهدا را به دست خواهند آورد:
{…فَأُوْلَـئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِکَ رَفِیقاً } [نساء: ۶۹]
(پس آنان به همراه کسی هستند که الله بر آنها نعمت ارزانی داشته است [یعنی] پیامبران و راستان و شهدا و صالحان و آنان چه یاران نیکی هستند)
ای مسلمان: برای آنکه اثر راستی را بر قلب بدانی و بدانی که چرا انسانهای صادق مستحق همراهی با پیامبران شدهاند در این حدیث صحیح تأمل کن: از ابوهریرة رضی الله عنه روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند:
“هنگامی که زمان قیامت نزدیک شود نزدیک است که رویای مومن دروغ نشود و راستترین شما از نظر رویا راستگوترین شماست و رویای مومن جزئی از ۴۶ جزء نبوت است” [به روایت بخاری و مسلم]
خوب دقت کن… رویای راست جزئی از نبوت است و چنین رویایی در قلب صادقی متجلی خواهد گردید که والا و پاک است و به نور خداوندی روشن گردیده و اینچنین پردههای غیب در برابرش گشوده شده و خداوند او را از آنچه خواسته مطلع گردانده است.
ای مسلمانان: هر که در کودکی پایبند راستی شود در بزرگی بیشتر به آن پایبند خواهد شد و هر که در حق خودش راستی کند در حق خداوند بیشتر به راستی چنگ خواهد زد و هر که در پی راستی باشد به سوی آن هدایت خواهد شد و در نتیجه درونش پاک شده و قلبش نورانی میگردد.
ای بندگان خداوند: هرگز آسانگیری و سهلانگاری در مورد این خصلت جایز نیست، زیرا این اخلاق یکی از خصلتهای اساسی در دین ما و نشانهی اسوه و الگوی ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بود که زندگیاش بهترین مثال است برای انسان کاملی که راستی در گفتار، و امانتداری در کردار را به عنوان خطی ثابت در زندگی خود قرار داده بود و حتی به اندازهی یک بند انگشت نیز از آن منحرف نمیشد و این اخلاق برای وی به عنوان یک خصلت و ویژگی درآمده بود به طوری که حتی پیش از بعثت به “راستی” و “راستگویی” شناخته شده بود و “صادق” و “امین” خوانده میشد و در میان مردم به این نام شناخته میشد.
هنگامی که پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به دعوت آشکار دستور داده شد مردم را جمع کرده و از آنان پرسید: اگر آنان را از قضیهای باخبر سازد تا چه اندازه سخنش را باور خواهند کرد؟ و آنان در پاسخ گفتند: تاکنون از تو جز راستی ندیدهایم.
نگاهی به این صحنه از زندگی سراسر راستی و نجابت و وفای او بیندازید: از عبدالله ابن ابی حمساء روایت است که گفت: پیش از بعثت پیامبر با وی معاملهای انجام دادم و قسمتی از پول وی باقی ماند پس با وی وعده نمودم که در همان مکان بیایم [تا معامله را به پایان برسانیم] اما فراموش کردم و پس از سه روز قضیه را به یاد آوردم. پس به آنجا بازگشتم و او را در همان جا یافتم. او به من گفت: “ای جوان!! بر من سخت گرفتی… من سه روز است که اینجایم و منتظرت هستم!” [به روایت ابوداوود]
آری! او سه روز پی در پی از روی وفای به عهد و راستی، در همان جایی که وعده نموده بودند حاضر میشد.
این مبدأ از کودکی در درون وی استوار و راسخ بود و تا وفاتش حتی یک دروغ نیز نگفت و بلکه دروغ در نزد وی بدترین خصلتها بود. ام المومنین عایشه ـ رضی الله عنها ـ میگوید: “هیچ خصلتی نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بدتر از دروغ نبود و پیش میآمد که شخصی نزد وی دروغی میگفت و این به یاد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میماند [و به خاطر بدی آن، آن را فراموش نمیکرد] تا اینکه میدانست آن فرد از این رفتار توبه نموده است” [به روایت امام احمد و ابن حبان]
زیرا دروغ صفتی است پست و بس ناشایست. ممکن است انسان بخیل یا ترسو عذری برای این اخلاق خود داشته باشد اما دروغگو هیچ عذری ندارد.
صفوان بن سلیم میگوید: به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ گفته شد: آیا ممکن است انسان مومن ترسو باشد؟ فرمود: “آری ممکن است”. گفته شد: آیا ممکن است بخیل باشد؟ فرمود: “آری. ممکن است” گفته شد: آیا ممکن است دروغگو باشد؟ فرمود: “هرگز” [به روایت امام مالک در موطا با سند ضعیف]
البته این حدیث را حدیث دیگری که امام احمد در مسند خویش روایت کرده است تایید میکند: از ابوامامة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: “هر خصلتی ممکن است در مومن باشد به جز خیانت و دروغ”.
امام نووی رحمه الله میگوید: “نصوص کتاب و سنت بطور کلی بر تحریم دروغ دلالت میکند و دروغ جزو گناهان زشت و عیبهای بسیار ناشایست است و اجماع امت و نصوص آشکار بر تحریم آن منعقد شده است”.
وی سپس ادامه میدهد: “برای متنفر شدن از این خصلت، این حدیث که بر صحت آن اتفاق شده است کافی است که ابوهریرة ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت نموده که ایشان فرمودند: “نشانهی منافق سه چیز است: هنگامی که سخن گوید دروغ گوید، و هنگامی که وعده دهد خلاف کند و هنگامی که امین شمرده شود در امانت خیانت کند”…
و از عبدالله به عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: “چهار خصلت است که اگر در کسی باشد آن شخص منافق خالص است و اگر یکی از آنها در وی باشد در وی خصلتی از نفاق وجود دارد تا آنکه آن را ترک گوید: ۱- اگر امین شمرده شود خیانت کند ۲- و اگر سخن گوید دروغ گوید ۳- و اگر عهد کند عهد شکنی کند ۴- و هنگامی که بر سر موضوعی با کسی اختلاف کند و به نزد قاضی روند برای اثبات ادعای خود دروغ گوید”. [به روایت بخاری و مسلم]
دروغ، ایمان را ناقص میکند. خداوند متعال میفرماید:
{إِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِ اللّهِ …} [نحل: ۱۰۵]
(تنها کسانی دروغپردازی میکنند که به نشانههای الله ایمان نمیآورند)
و حتی انسان دروغگو در معرض لعنت خداوند قرار دارد:
{…ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ } [آل عمران: ۶۱]
(…سپس مباهله کنیم و لعنت الله را بر دروغگویان قرار دهیم)
گنگ بودن بهتر از دروغ است و راست گفتاری آغاز سعادت است و اگر انسان درست فکر کند هیچ چیزی را برای بیآبرویی و رسوایی بدتر از دروغگویی نخواهد یافت زیرا دروغ، جامع همهی بدیها و اصل و اساس همهی گناهان است و دروغ کوچک انسان را به دروغ بزرگ میکشاند…
حکیمان گفتهاند: “هرکه از پستان دروغ شیر نوشید رها کردن آن برایش سخت خواهد شد”؛ برای همین است که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دروغ را ـ هر چند که در ظاهر کوچک باشد ـ نکوهیده است و از دروغ گفتن حتی به کودکان نهی نموده است تا آنکه آنان بر راستی تربیت شده و به آن عادت کنند و از دروغ دور شده و از آن متنفر گردند:
از عبدالله بن عامر روایت است که گفت: روزی از روزها در حالی که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در خانهی ما نشسته بود مادرم مرا صدا زد و گفت: بیا اینجا تا چیزی به تو بدهم… پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به مادرم فرمود: “میخواستی به او چه بدهی؟” مادرم گفت: میخواهم به او خرما بدهم. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ گفت: “اگر [قصد داشتی] به او چیزی ندهی برای تو یک دروغ نوشته میشد”. [ به روایت ابوداوود با سند حسن]
و از ابوهریرة رضی الله عنه از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ رواست است که فرمود: “هر که به کودکی بگوید: بیا تا چیزی به تو بدهم ولی به او چیزی ندهد، این یک دروغ است” [به روایت امام احمد با سند صحیح]
ببین چگونه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پدران و مادران را آموزش میدهد تا فرزندان خود را به گونهای بار بیاورند که راستی را مقدس دانسته و از دروغ دوری کنند و اگر او از این گونه دروغها چشم پوشی کرده بود و آن را کوچک دانسته بود ترس این میرفت که کودکان بزرگ شوند و دروغ را از گناهان کوچک بشمارند در حالی که نزد خداوند، دروغ گناهی است بس بزرگ.
این جدیت در مورد حقیقت و رعایت راستگویی حتی در مورد مسائل به ظاهر کوچک نیز صادق است: از اسماء بنت یزید ـ رضی الله عنها ـ روایت است که گفت: گفتم ای رسول خدا اگر کسی از ما در مورد چیزی که اشتهایش را دارد بگوید اشتها ندارم آیا این دروغ به حساب میآید؟ فرمود: “دروغ، دروغ نوشته خواهد شد… حتی دروغ کوچک هم به نام دروغ کوچک [در نامهی اعمال] نگاشته خواهد شد”. [به روایت امام احمد و طبرانی در معجم کبیر]
در مورد دروغ حتی برای شوخی و تفریح هیچ سهل انگاری وجود ندارد: از بهز بن حکیم از پدرش از جدش ـ رضی الله عنهم ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید: “وای بر آنکه سخن دروغ میگوید تا مردم را بخنداند… وای بر او… وای بر او” [به روایت احمد و ابوداوود و ترمذی و نسائی. ترمذی میگوید: حسن صحیح است]
و در لفظ ابوداوود آمده است: “وای بر کسی که سخن میگوید و دروغ میگوید تا مردم را بخنداند… وای بر او… وای بر او”.
اگر این دربارهی اموری باشد که ساده و کوچک به نظر میرسد در مورد بدترین نوع دروغ که دروغ بستن بر خدا و بر رسولش می باشد چه فکر میکنید؟ خداوند متعال میفرماید:
{ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ تَرَى الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ …} [زمر: ۶۰]
(و روز قیامت میبینی کسانی که بر الله دروغ بستهاند چهرههایشان تیره است…)
و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید: “هر که به عمد بر من دروغ ببندد جایگاه خود را در آتش مهیا سازد”. [متفق علیه]
پس از این دروغ، بدترین نوع دروغ دروغی است که ضرر آن همه گیر باشد مانند دروغی که به منافع امت و قضایای مهم آن ضربه بزند و یا در میان آحاد جامعه آشوب ایجاد کرده و اطمینان را از مردم سلب نموده و حق را از باطل غیر قابل تشخیص نماید مخصوصا با وجود وسائل ارتباط جمعی و سرعت انتشار اخبار در عصر جهانی سازی.
در اینترنت شایعات پراکنده میشود و در رسانهها دروغ گفته میشود و در میان این آشوب، راستی و حق کمیاب میگردد. در صورتی که حقیقت و دروغ با هم مخلوط شود مردم سر در گم و حیران خواهند شد.
ممکن است دروغ از منبعی سرچشمه گیرد که شنونده وی را راستگو بداند و بر اساس آن دروغ رفتار کند و در نتیجه دچار بلا و زیانی شود که تنها خداوند میداند و چه بسا بر اثر یک دروغ یا سخنچینی خانهها ویران شده و خانوادههایی از هم پاشیده و یا حتی خونها ریخته شده است؛ و در حدیث آمده است: “چه بزرگ است آن خیانتی که با برادرت سخنی بگویی که او تو را در آن راستگو بپندارد اما تو نسبت به او دروغ گفته باشی”. [به روایت ابوداوود]
بندگان خداوند، راستی برکت است و دروغ از بین برندهی آن و از آنجایی که در هنگام خرید و فروش طمع حاضر است و وَرَع و قناعت اندک، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین میفرماید: “خریدار و فروشنده تا وقتی که از هم جدا نشدهاند اختیار [فسخ معامله] را دارند. پس اگر راستی پیشه نمودند و آشکارا معامله کردند (و از پنهانکاری اجتناب ورزیدند) در معاملهی آنان برکت انداخته خواهد شد، و اگر کتمان کردند و دروغ گفتند برکت معاملهی آنان از بین خواهد رفت”. [به روایت بخاری و مسلم]
و از رفاعة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که او به همراه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به سوی مصلی خارج شد پس دید که مردم در حال داد و ستد هستند پس به آنها گفت: “ای جمع تجار!” آنها در استجابت به ندای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سرهای خود را بلند کرده و بسوی وی نگریستند، پس فرمود: “تاجران در روز قیامت فاجر و بدکار برانگیخته خواهند شد جز آن تاجرانی که تقوای وی را پیشه ساخته و نیکی کنند و راست گویند”. [به روایت ترمذی و ابن ماجه. ترمذی میگوید: این حدیثی حسن و صحیح است]
پس صدق و راستی را به عنوان علامت و روش خود قرار دهید و در آشکار و نهان به آن پایبند باشید تا آنکه خداوند تقوای خود را در قلب شما جای دهد و راه شما را پر از نور و موفقیت کند:
{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ } [توبه: ۱۱۹]
(ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الله را پیشه سازید و با راستان همراه باشید)
خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت قرار داده و با روش سید المرسلین سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از خداوند بزرگ آمرزش میخواهم..
خطبهی دوم:
سپاس و ستایش خداوند را میگویم برای نیکی و احسان وی… و شکر و سپاس او را میگویم برای توفیق و منت وی و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز او که تنها و بیشریک است و گواهی میدهم که محمد، بنده و رسول وی و دعوتگر به سوی رضوان اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران و تابعین او و کسانی باد که به نیکی تا روز قیامت از آنان پیروی نمایند.
اما بعد…
ای مسلمانان، عادت دادن نفس به راستی و پایبند نمودن آن به این صفت و در نظر داشتن مراقبت الهی در پنهان و آشکار و پیشه ساختن تقوایش، همهی اینها انسان را برای در پیش گرفتن خصلت صدق و راستی کمک میکند…
نشر فرهنگ راستگویی در جامعه و طرد نمودن دروغ و دروغگویان ـ به ویژه در وسائل ارتباط جمعی و منابع اطلاعرسانی ـ برای مردم جامعه لازم و ضروری است.
این خیلی بد است که مردم به وجود کسانی عادت کنند که دروغ میگویند و همچنان با قلم و وسیلهی اطلاعرسانی که در اختیار دارند به صورت موثر در جامعه باقی میمانند… این درست است که ممکن است همیشه و در هر جایی کسانی باشند که دروغ میگویند اما این روا نیست که دروغ به صورت رسمی وجود داشته باشد یا مردم به وجود آن عادت کنند.
شریعت اسلامی در این جانب بسیار جدی است و بر همین اساس در قرآن کریم جریمهی کسی که به دروغ به دیگران تهمت زنا میزند، تازیانه و “مشهور شدن به فسق” است و همچنین خداوند متعال دربارهی چنین کسانی میگوید:
{ وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً …} [نور: ۴] (و هرگز هیچ گواهی از آنان نپذیرید)
راستی و راستگویی فرهنگ یک جامعهی سالم و مسئولیت هر فرد آن است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دربارهی دروغ میگوید: “و آیا چیزی جز حاصل زبانهای مردم آنها را بر صورتهایشان در آتش میاندازد؟”
و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسانها و پاکترین آنها محمد بن عبدالله هاشمی قریشی، خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاکش و بر صحابهی نیکوکردارش و راضی باش از آن امامان هدایتگر و خلفای مورد رضایتت ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهی پیامبرت و از همهی آنانی که راه آنان را پیموده و از سنت آنان پیروی نمایند.
خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود گردان و این سرزمین و دیگر سرزمینهای مسلمان را در امن و امان بدار…
خداوندا ما را در سرزمینهایمان ایمن بدار و مسئولان و والیان امر ما را صالح گردان.
خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و سختیها و فتنههای بد آشکار و پنهان را از ما دور گردان. خداوندا سرزمین ما را حفظ کن و مرزهای ما را امن گردان.
خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر مکانی اصلاح نما، خداوندا آنها را بر حق و هدایت جمع کن. خداوندا جانهای آنان را حفظ کن و آنان را در سرزمینشان در امن و امان بدار و زندگیشان را گوارا گردان و دشمنشان را نابود گردان. خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جایی یاری ده… خدایا آنان را در فلسطین یاری ده، خداوندا مرزداران ما را در دور و بر بیت المقدس یاری ده. خدایا آنان را بر حق جمع نما ای پروردگار جهانیان.
خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده. خداونداای پروردگار جهانیان، پناه تو محکم است و ثنای با عظمت و نامهایت مقدس… ای آنکه لشکریانش شکست نمیخورد و وعدهاش خلاف نمیشود… تو پاک و منزه و ستوده شدهای… خداوندا شب ستمگران به طول انجامید… خداوندا صهیونیستها تجاوز کردند و در غطیان زیادهروی کردند… خداوندا برای نابودی آنان دستانی حق طلب را مهیا ساز که شوکت آنان را نابود ساخته و بنیانشان را برکند، خداوندا ای پروردگار حق و حقیقت عذاب خود را بر آنان نازل ساز، خداوندا هیچ پرچمی برای آنان باقی مگذار و آنان را به هیچ یک از اهدافشان مرسان و آنها را نشانه و عبرتی برای دیگران بگردان. خداوندا شکستشان ده و زمین را زیر پای آنان بلرزان و ما را بر آنها پیروز گردان ای پروردگار جهانیان.
پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار، خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیبهای ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آن خواستههایی که باعث رضایت توست برسان.
پروردگارا ما و پدران و مادران و ما و دیگر مسلمانان را مورد مغفرت خود قرار ده که تو شنوندهی دعایی.
ای بندگان خداوند: {همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر مینماید و از فحشا و منکر و ستم نهی میکند. او شما را پند میدهد تا آنکه اندرز گیرید (۹۰) و به پیمان خداوند هنگامی که با او پیمان بستید وفادار بمانید و سوگند را پس از استوار کردن آن مشکنید در حالی که الله را بر خود ضامن گرفتهاید. همانا الله به آنچه میکنید آگاه است} [نحل: ۹۰-۹۱]
___________________
با تشکر از شبکۀ جهانی نور

