پند و حکمت

اگر لحظه‌ای ذکر مرگ از من جدا شود قلبم فاسد خواهد شد. — عمر بن عبدالعزیز (رحمه الله)

خطبه‌های حرمین: جنبه‌های مجازات و آزمایش در حوادث و بحران‌ها

خطیب: دکتر صالح بن حمید

مسجد الحرام: جمعه ۷ صفر ۱۴۳۱ برابر با ۲ بهمن ۱۳۸۸

خطبه‌ی اول:

ستایش شایسته‌ی الله است. او را برای آنچه عطا نموده و بازداشته است و برای همه‌ی آزمایش‌ها و امتحاناتش ستایش می‌کنیم…

او را ستایش و سپاس می‌گویم که او با خوشی و ناخوشی مردم را مورد آزمایش قرار می‌دهد تا آنکه شاکر از کافر نعمت، و بی‌صبر از صبور مشخص گردد:

{… وَنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیْرِ فِتْنَةً وَإِلَیْنَا تُرْجَعُونَ } [انبیاء: ۳۵]

(… و شما را از راه آزمایش به بد و نیک خواهیم آزمود و به سوى ما بازگردانیده مى‏شوید)

و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و در همه حال مورد ستایش است. خیر به دست اوست و بدی به او برنمی‌گردد و اوست آن بزرگ بلندمرتبه. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست… هیچ خیری نیست مگر اینکه بدان راهنمایی کرده و هیچ بدی و شری نبوده مگر آنکه امت را از آن برحذر داشته است و اوست آن که در حال و گفتار و کردارش خیرخواه و امانتدار است. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و صحابه‌ی نیکش و بر تابعین و کسانی باد که به نیکی پیروی آنان را پیشه سازند…

اما بعد…

ای مردم خود و شما را به تقوای خداوند توصیه می‌کنم و هر که درون خود را اصلاح نماید خداوند نیز بیرون و آشکار او را اصلاح خواهد کرد و هر که برای دینش تلاش نماید خداوند نیز امر دنیایش را اصلاح خواهد کرد و هر که در آنچه میان او و خداوند است نیکی پیشه سازد خداوند نیز میان او و مردم را نیک خواهد ساخت و هر که دنیا را آنگونه که هست بشناسد سختی‌های دنیا برای وی آسان خواهد شد…

بدترین گناهان آن است که صاحبش آن را کوچک شمارد و هر که بر بلا صبر نکند به قضا و قدر الهی راضی نخواهد شد. پس ای بنده‌ی خداوند هر جا که بودی تقوای الله را پیشه ساز و خداوند را حفظ کن تا تو را حفظ کند و پس از بدی‌ها نیکی انجام ده تا آن را پاک سازد و با مردم با اخلاق نیک رفتار کن:

{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ } [حشر: ۱۸]

(اى کسانى که ایمان آورده‏اید از الله پروا دارید و هر کسى باید بنگرد که براى فردا[ى خود] از پیش چه فرستاده است و [باز] از الله بترسید در حقیقت‏ الله به آنچه مى‏کنید آگاه است)

ای مسلمانان: در زمانه‌ای نه چندان دور، این سرزمین سال‌های سختی و فقر و کمبود غذا و ترس و دربه دری را به چشم دیده است اما مردم در ایمان خود بهتر بودند و با پروردگار خود ارتباط بهتری داشتند. سپس خداوند ترس را به امنیت و فقر را به ثروت و تفرقه را به وحدت تبدیل ساخت… پس شکر و سپاس و منت تنها از آن الله است.

اما برخی از فرزندان آن نسل پس از آنکه نعمت‌ها افزون شد و رفاه و آسایش منتشر گردید، دچار غفلت شدند و نعمت‌ها را به کسی غیر از صاحب آن منسوب نمودند و دیگران را شکر گفتند. آنان این سخن حداوند متعال را نفهمیدند که می‌فرماید:

{ ثُمَّ بَدَّلْنَا مَکَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ وَّقَالُواْ قَدْ مَسَّ آبَاءنَا الضَّرَّاء وَالسَّرَّاء … } [اعراف: ۹۵]

(آنگاه به جاى بدى نیکى قرار دادیم تا انبوه شدند و گفتند پدران ما را [هم مسلما به حکم طبیعت] رنج و راحت مى‏رسیده است)

در میان آنان کسانی بودند که از دین خود برای دنیا خرج می‌کردند و کسانی بودند که در پی شهوت‌ها افتاده و گرفتار انواع حرام و باطل شدند و کسانی بودند که با کوچکترین نیرنگ و حیله‌ای اموال مردم را حلال می‌دانستند و برخی با سوار شدن بر سر و گردن ضعیفان به مناصب بالا دست یافتند و همه‌ی اینها به همراه غفلت از نشانه‌های خداوند و سنت‌های او در این جهان و نشانه‌هایی بود که برای هشدار و عبرت و یادآوری می‌فرستد.

در حدیثی که در صحیحین از ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت شده است ایشان می‌گوید: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که باد می‌وزید می‌گفت: “خداوندا من از تو خیر آن و خیر آنچه در آن است و خیر آنچه به خاطر آن فرستاده شده را می‌خواهم و از شر آن و شر آنچه در آن است و شر آنچه برای آن فرستاده شده به تو پناه می‌برم…”

و هنگامی که آسمان دگرگون می‌شد رنگ رخساره‌ی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تغییر می‌کرد و ناآرام می‌شد و پس از آنکه باران شروع به باریدن می‌کرد، وی آرام می‌گرفت. پس عایشه سبب را از او پرسید و ایشان فرمودند: “ای عایشه شاید این همان چیزی باشد که قوم عاد گفتند: {پس چون آن [عذاب] را [به صورت] ابرى روى‏آورنده به سوى وادیهاى خود دیدند گفتند این ابرى است که بارش‏دهنده‌ی ماست [هود گفت نه] بلکه همان چیزى است که به شتاب خواستارش بودید بادى است که در آن عذابى پر درد [نهفته] است} [احقاف: ۲۴]

و همچنین این سخن خداوند متعال را بخوانید که می‌فرماید:

{… وَمَا نُرْسِلُ بِالآیَاتِ إِلاَّ تَخْوِیفاً } [اسراء: ۵۹]

(…و ما نشانه‌ها را جز براى بیم‏دادن [مردم] نمى‏فرستیم)

آری ای عزیزان، ترس و اختیاط تنها مخصوص کسانی که آشکارا گناه می‌کنند و اهل گناهان کبیره نیست…

جامعه‌ی محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و اصحاب او بهترین جامعه‌ها بود. آیا وی وقتی که اینگونه از ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی و بادها و تغییرات جوی مردم را هشدار می‌داد اصحاب خود را به بدی و فساد متهم می‌کرد؟؟

باید که فقه و فهم محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را پیشه سازید و از روش فرعونی به دور باشید، آنجا که خداوند متعال درباره‌ی وی می‌فرماید:

{ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُم مِّنَ الْیَمِ مَا غَشِیَهُمْ (۷۸) وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى } [طه: ۷۸-۷۹]

(پس فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کرد و[لى] از دریا آنچه آنان را فرو پوشانید فرو پوشانید (۷۸) و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود)

و از در پیش گرفتن راه و روش امثال فرعون خودداری کنید. آنان که خداوند متعال درباره‌شان فرموده است:

{ إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ (۹۶) وَلَوْ جَاءتْهُمْ کُلُّ آیَةٍ حَتَّى یَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِیمَ } [یونس: ۹۶-۹۷]

(در حقیقت کسانى که سخن پروردگارت بر آنان تحقق یافته ایمان نمى‏آورند (۹۶) هر چند هر گونه نشانه‌ای برایشان بیاید تا وقتى که عذاب دردناک را ببینند)

و چه خردمند بودند قوم یونیس آنجا که خداوند متعال درباره‌شان فرموده است:

{… إِلاَّ قَوْمَ یُونُسَ لَمَّا آمَنُواْ کَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْیِ فِی الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِینٍ } [یونس: ۹۸]

(مگر قوم یونس که وقتى [در آخرین لحظه] ایمان آوردند عذاب رسوایى را در زندگى دنیا از آنان برطرف کردیم و تا چندى آنان را برخوردار ساختیم)

ای بندگان خداوند: لازم است ترس بیشتری داشته باشیم و برای توبه و بازگشت و پند پذیری شتاب ورزیم، مخصوصا که کم‌کاری و غفلت بسیار شده است و نعمت‌ها افزون گشته و برخی از منکرات و گناهان هم آشکار گردیده است. خداوند متعال می‌فرماید:

{ وَمَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ } [شوری: ۳۰]

(و هر [گونه] مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسیارى درمى‏گذرد)

و فرموده است:

{ ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ } [روم: ۴۱]

(به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را که کرده‏اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند)

بر این اساس، برحذر داشتن مردم از گناهان و هشدار دادن آنان از انجام آن هرگز به معنای فاسق دانستن امت یا متهم نمودن مردم به تقصیر و کمکاری نیست.

بلاها در دوران پیشینیان نیز رخ داده است و فاجعه‌ها در بهترین دوران‌ها نیز پیش آمده‌اند. برای مثال سال گرسنگی و طاعون در دوران صحابه ـ رضی الله عنهم ـ پیش آمد در حالی که مهاجرین و انصار و اهل بدر و بهترین‌های امت در میانشان بود…

هنگامی که بلا و مصیبت بر اهل اسلام و سرزمین‌های اسلامی رخ می‌دهد، با این که ترس و شتافتن به توبه لازم می‌گردد اما با این وجود اهل علم می‌گویند که هر بلایی برای عذاب یا آزمایش نیست بلکه برخی از این بلاها برای آزمایش و مشخص شدن خوب و بد است و برخی برای بالا رفتن درچات و بخشیده شدن گناهان و برخی هم برای آزمایش رضایت بنده و میزان تسلیم بودن او و همچنین محقق شدن ایمان وی به تقدیرهای خداوندی است.

و چنان بلا و آزمایش بر بنده‌ی مومن نازل می‌شود تا آنکه وی در حالی بر روی زمین راه می‌رود که هیچ گناهی ندارد و هیچ غم و ناراحتی و غصه‌ای نصیب مومن نمی‌شود مگر آنکه خداوند به واسطه‌ی آن گناهان او را از بین خواهد برد حتی اگر خاری به پای او رود.

بلکه برخی از آن مصیبت‌هایی که خداوند در دنیا نصیب بنده‌ی مومن خود می‌کند مانع عذاب آخرت کردیده و برخی دیگر باعث صالح شدن شخص و یا نسل او در دین و دنیا می‌شود.

دوستان گرامی: با وجود واضح بودن این مساله در اصول و مبادی اسلام اما این هم آشکار و واضح است که برخی از حوادث و مصیبت‌ها و نشانه‌ها مربوط به اعمال بنی آدم و گناهان و فسوق آنان است. پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است:

“ای امت محمد! به خدا قسم که هیچ کس غیرتمندتر از خداوند نیست که بنده‌اش یا کنیزش مرتکب زنا شود”…

و هنگامی که به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ گفته شد که: آیا هلاک می‌شویم در حالی که نیکوکاران در میان ما هستند؟ ایشان فرمودند: “آری اگر بدی زیاد شود”. [متفق علیه]

و در حدیثی که امام احمد با سندی حسن روایت کرده است آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: “همانا بنده با گناهی که مرتکب می‌شود از رزق و روزی محروم می‌شود”…

کسی از گناهان و معاصی و کم کاری در حق خداوند معصو نیست زیرا هر فرزندی از فرزندان آدم بسیار خطاکار است… چه ثروتمند و چه فقیر… چه صالح و چه فاجر… چه مرد و چه زن.

اما بسیاری از مردم تنها گناهان منتشر شده یا گناهان نوپدید را به چشم می‌بینند، اما بسیاری از گناهان هست که به علت برخورد زیاد مردم با آن، از آن در غفلت هستند. گناهانی مانند بدرفتاری با پدر و مادر و قطع کردن پیوند خویشاوندی و حسد و ریا و فریب و تکبر و بدرفتاری با زنان و غیبت و سخن چینی و خوردن مال یتیم و حق مستضعفان و دیگر انواع ستم و تجاوز به همراه پافشاری بر آن و استغفار اندک…

همچنان که این کم‌کاران و افراط پیشه‌گان از دیدن آثار کم‌کاری خود مانند جنگ‌ها و بیماری‌ها و مسلط شدن ستمگران و ذلت و ضعف و خشکسالی و بحران‌های اقتصادی، غافل هستند.

همچنین آثار گناهان و معصیت‌ها و تخلف‌های شرعی تنها به حوادث آشکار یا مصیبت‌ها محدود نیست بلکه ممکن است آنگونه باشد که خداوند متعال فرموده است:

{قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ} [انعام: ۶۵]

(بگو او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم اندازد [و دچار تفرقه سازد] و عذاب بعضى از شما را به بعضى [دیگر] بچشاند بنگر چگونه آیات [خود] را گوناگون بیان مى‏کنیم باشد که آنان بفهمند)

آیا پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نگفته است که: “اگر با عینه معامله‌ نمودید و در پی دم گاوان افتادید و به کشاورزی راضی شدید و جهاد را ترک نمودید خداوند خواری و ذلتی بر شما مسلط خواهد نمود که از شما دور نخواهد شد تا آنکه به دینتان برگردید.” [به روایت ابوداوود و دیگران] (و معامله‌ی عینه نوعی از معاملات ربوی است)

همه‌ی انواع آثار گناهان را نمی‌توان برشمرد و از عذاب دردناک او و شدت آن به خداوند پناه می‌بریم… ای بندگان خداوند: اگر به این نکته‌ها توجه کنیم این توهم که گناهان بر کسانی که گناهی ندارند نازل می‌شود از ما دور خواهد شد…

همچنین از دیگر سخنانی که اهل غفلت به زبان می‌آورند این سخن است که: چرا ما نمی‌بینیم اقوام یا سرزمین‌هایی که اهل فسق و گناه آشکار هستند گرفتار این حوادث دردناک شوند؟!

این سخن از عجیب‌ترین سخنان و از شدیدترین انواع غفلت و جرات بر خداوند و تقدیر اوست و مشخص است که حکمت‌ها و احکام بزرگی بر این افراد مخفی مانده است از جمله اینکه:

ـ این سخن آنان عتراض به تقدیر خداوند و حکمت وی است. زیرا او درباره‌ی آنچه می‌کند مورد سوال قرار نمی‌گیرد.

- همچنانکه این حوادث و مصیبت‌ها بر همه‌ی اهل زمین نازل می‌شود و خداوند در انتخاب مکان و زمان آن حکمتی دارد.

ـ از دیگر حکمت‌ها این است که عذاب‌های خداوندی متفاوت است: مانند مهلت دادن به ظالم و مهر زدن بر قلب او و سخت گرداندن آن…

ـ همچنین با وجود آنکه گناهان سبب فاجعه‌های طبیعی هستند اما همه‌ی این اسباب را در بر نمی‌گیرند زیرا در حمت و تقدیر خداوندی اینچنین است که هر که در گناهی افتاد حتما برای او مصیبت یا فاجعه‌ای رخ نمی‌دهد، همچنانکه ممکن است شخص راستکردار و نیکوکار نیز دچار آزمایش و مصیبت گردد.

بر این اساس این تنها اسباب نیستند که تاثیرگذار هستند بلکه ممکن است یک سبب با شرایط و عوامل خاصی یک جا شده و موثر شود و ممکن است برخی از این عوامل نیز تاثیرگذار نباشند و در کل این خداوند است که دارای حکمت فراگیر و مشیئت انجام شدنی است.

و با همه‌ی اینها اینکه این حوادث و فاجعه‌های طبیعی دارای اسباب ظاهری و تفسیر علمی باشند، انکار شدنی نیست اما باید از دل سپردن محض به این ظواهر طبیعی به طوری که باعث کم شدن جنبه‌ی عبرت آمیز آن شده و باعث ضخیم شدن حجاب غفلت گردد، اجتناب ورزید.

زیرا از ورای این اسباب یک مسبب و پروردگار این اسباب وجود دارد. و او اگر اراده‌ی چیزی کند اسباب آن را آماده کرده و بر اساس آن نتایج و آثاری مترتب خواهد کرد.

اما بعد… ای مسلمانان. نگاه مومن به همه‌ی حوادث و فاجعه‌ها و تغییرات جهانی ـ چه زمینی و چه آسمانی ـ نگاهی است ایمانی و توحیدی و عبادی که میان تسلیم شدن به تقدیر و برگرفتن اسباب جمع می‌بندد. زیرا هر آنچه رخ می‌دهد با تقدیر و اراده‌ی خداوندی است و هیچ چیز از تقدیر و دبیر و مشیت او خارج نیست و آنچه باید به آن نگریست نه خود بلا یا مصیبت است زیرا این چیزی است که قضا و سنت الهی بر آنه رفته است و بر هر که بخواهد آن را خواهد فرستاد، بلکه آنچه مهم است موضع بنده در برابر آن است که صبر پیشه می‌کند و تسلیم می‌شود و راضی می‌گردد و تقدیر را با تقدیر دفع می‌کند یا خیر.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:

{مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ (۲۲) لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ} [حدید: ۲۲-۲۳]

(هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما نرسد مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است این [کار] بر الله آسان است (۲۲) تا بر آنچه از دست ‏شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است ‏شادمانى نکنید و الله هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد)

خطبه‌ی دوم:

الحمدلله، ستایش از آن الله که تقدیر او در مردم انجام شدنی است و حکمش بر بندگان جاری است. او را ستایش و سپاس گفته و به سوی وی توبه می‌کنم و از او آمرزش می‌خواهم… او که نعمت‌هایش فراوان است و پی در پی…

و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و هیچ پنهانی از ما بر او پنهان نمی‌ماند و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که با آخرین دین و شریعت هدایتگر آمده است… درود و سلام و برکات خداوندی بر وی و بر اهل بیت و یاران و اصحاب وی و تابعین و همه‌ی آنانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.

اما بعد… آنچه روی می‌دهد و حوادث و نوازلی که فرو می‌آید و آیات و نشانه‌هایی که پیش می‌آید، بشریت برای همه‌ی اینها جلوگیرنده‌ای ندارد و نمی‌تواند آن را باز دارد.

همچنین این اوج غفلت و جفا است که پند و اندرز نصیحت کنندگان با شک در نیت و مسخره پاسخ داده شود و بدتر از همه اینکه وعظ و پند و اندرز را “ترور فکری” بنامند و یا آن را “زمینه سازی برای اندیشه‌ی تندرو” بدانند.

و غفلت و سنگدلی جفا وقتی شدیدتر می‌شود که یاد آوری خداوند و هشدار از نشانه‌های او “استفاده از دین و سوء استفاده از نص” خوانده شود.

آیا سنگدلی و جفا به این جا رسیده است؟ آیا جهل و نادانی تا این حد؟!

آری این درست است، نصیحت یعنی استفاده از دین و یادآوری یعنی استفاده از نص، و مگر دین چیزی جز این است؟؟ آیا نصوص شرع جز برای این نازل شده است؟! دین و تدین جز پایبندی به همه‌ی آن در خوشی و ناخوشی و یادآوری نصوص و استفاده از آن در ترغیب و ترهیب نیست.

دین و دین‌داری یعنی پایبندی و رفتار به آن و چنگ زدن به آن در همه‌ حال:

{ قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (۱۶۲) لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ } [انعام: ۱۶۲-۱۶۳]

(بگو در حقیقت نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من براى الله پروردگار جهانیان است (۱۶۲) [که] او را شریکى نیست و بر این [کار] دستور یافته‏ام و من نخستین مسلمانم)

خداوند متعال اقوامی را به خاطر آنکه آیات و هشدارها به سوی آنان آمده بود و از آن استفاده نبرده و بیدار نشدند مورد سرزنش قرار داده است:

{ وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَکَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا یَتَضَرَّعُونَ } [مومنون: ۷۶]

(و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم و[لى] نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند)

بلکه بالاتر از این آیا خداوند متعال پیامبرش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و به همراه او برگزیدگان امت را به خاطر کم کاری در روز احد مورد خطاب قرار نداده است؟:

{ أَوَلَمَّا أَصَابَتْکُمْ مُصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ } [آل عمران: ۱۶۵]

(آیا چون به شما [در نبرد احد] مصیبتى رسید [با آنکه در نبرد بدر] دو برابرش را [به دشمنان خود] رساندید گفتید این [مصیبت] از کجا [به ما رسید] بگو آن از خود شما [و ناشى از بى‏انضباطى خودتان] است آرى الله به هر چیزى تواناست)

پس تقوای خداوند را پیشه سازید و به سوی او توبه کنید و از او آمرزش خواهید و در پی رضایت او باشید و از خشم وی دوری گزینید.

و درود و سلام فرستید برا آن رحمت هدایتگر و آن نعمت خداوندی، پیامبرتان محمد که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:

{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } [احزاب: ۵۶]

خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد آن محبوب مصطفی و آن پیامبر برگزیده و بر اهل بیت پاکش و بر همسرانش مادران مومنان و از چهار خلیفه‌ی راشد پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و همه‌ی صحابه و تابعین و آنان که به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان و طاغیان و ملحدان و دیگر دشمنان دین را خوار گردان.

خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را صالح گردان و مسولیت ما را به دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی رضایت تو باشد ای پروردگار جهانیان.

خداوندا مسئولان مسلمان را برای عمل به کتابت و سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ یاری ده و آنان را رحمتی برای بندگان مومنت قرار ده و کلمه‌ی آنان را بر حق جمع گردان ای پروردگار جهانیان.

خداوندا برای امت اسلامی امری رشید قرار ده که در آن اهل طاعت تو عزیز شوند و اهل معصیت راه هدایت در پیش گیرند و در آن به معروف امر شده و از منکر باز داشته شود که تو بر هر کاری توانایی.

خداوندا دین ما را که بازدارنده‌ی ماست و دنیای ما را که زندگی ما در آن است و آخرت که ما که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیاده‌ی در نیکی‌ها و مرگ را باعث راحتی از هر بدی قرار ده و عاقبت ما را در همه‌ی امور نیک گردان.

خداوندا هر که برای ما و برای دین و وطن و امنیت و امت و وحدت ما اراده‌ی بد دارد به خود مشغول ساز و نقشه‌ی او را در نابودی خود او قرار ده…

خداوندا صهیونیست‌های غاصب را به تو می‌سپاریم که آنان قادر به عاجز ساختن تو نیستند خداوندا عذابت را که از ظالمان برگشت پذیر نیست بر آنان فرو آور.

خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست… تو بی‌نیازی و ما نیازمند… بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست… تو بی‌نیازی و ما نیازمند… بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست… تو بی‌نیازی و ما نیازمند… بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان…

خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، باران رحمت و نه باران ویرانی و بلا و سیل…

پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت ور حمت خویش قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود… خداوندا ما را به سوی توبه و بازگشت موفق ساز و درهای قبول و اجبت را بر ما بگشای. خداوندا طاعات و دعاها و کارهای نیک ما را بپذیر و گناهان ما را پاک ساز و بر ما توبه پذیر و ما را مورد مغفرت و رحمت قرار ده ای مهربان‌ترین مهربانان.

پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دورخ دور گردان.

ای بندگان خداوند: {همانا خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان دستور داده و از فحشا و منکر و تجاوز باز داشته است. او شما را چنین موعظه می‌کند تا آنکه پند گیرید} [نحل: ۹۰]

پس الله را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را شکر گویید تا شما را افزون دهد و بی تردید یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.

___________________

با تشکر از شبکۀ جهانی نور

http://www.nourtv.net

یک نظر برای “خطبه‌های حرمین: جنبه‌های مجازات و آزمایش در حوادث و بحران‌ها”

  • بیماری مولانا خیر شاهی در زندان و انتقال وی به بیمارستان مولانا عبدالعلی خیرشاهی امام جماعت اهل سنت مسجد النبی مشهد، ادامه دهنده ی راه شهید مولانا ابراهیم دامنی و شهید مولانا نعمت الله توحیدی پس از بیمارى در زندان به بیمارستان منتقل گردید. ایشان به اتهام دفاع از عقاید اهل سنت و صحابه ی رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و رد دروغها ی تیجانی و عصام العماد یمنی، محکومیت ۵ ساله ی خود را در زندان می گذرانند. ایشان در بیدادگاه ویژه ی روحانیت مشهد در روز چهارشنبه ۲۳\۱۱\۸۷ به چهار سال و شش ماه زندان و پنج سال تبعید و ممنوعیت دائمی از سخنرانی، محکوم شدند برای سلامتی و آزادی هر چه زودتر ایشان از اسارت ظالمان دعا کنید. یاحق

نظر بدهید