نقش “وقف” در تحکیم برادری اسلامی

خطیب: دکتر سعود الشریم

مسجد الحرام: جمعه 14 صفر 1431 برابر با 9 بهمن 1388

خطبه‌ی اول:

ستایش از آن الله که آمرزنده‌ی گناهان است و پذیرنده‌ی توبه، و همچنین شدید العقاب است و قدرتمند… معبودی به حق جز او نیست و بازگشت به سوی اوست. او را حمد و سپاس می‌گویم و به سوی او توبه کرده و از او آمرزش می‌طلبم و از کوری پس از بینایی و گمراهی پس از هدایت، به او پناه می‌برم…

و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر او و برگزیده و خلیل او و بهترین بندگانش است و او را بر راه و روشی روشن قرار داده که شب آن به مانند روز آن است و جز آنکه ره هلاکت در پیش گرفته کسی از راهش کج نمی‌رود؛ پس درود و سلام پروردگار من بر او و بر اهل بیت پاکش و بر صحابه‌ی نیک وی و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند.

اما بعد…

ای مسلمانان: خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم و بدانید که راست ترین سخن، سخن خداوند است و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  است و بدترین کارها در دین، کارهای نوپدید است و هر کار نوپدید در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش …

ای مردم: امت اسلامی همچنان در خیر و خوبی و پیشرفت خواهد بود تا وقتی که روحیه‌ی تعاون و همکاری در میان آحاد آن گسترده و منتشر باشد… روحیه‌ی همکاری و تکافل و در فکر دیگران بودن و دوری از خودخواهی.

همینطور این امت در خیر و خوبی خواهد بود تا وقتی که ثروتمند، سختی فقیر را احساس کند و قلب انسان دارا حال ندار را درک کند و با شنوایی و بینایی خود صدای بی‌نوایان و سختی دردمندان را بشنود و ببیند…

هر امتی که در آن، میان غنی و فقیر و کوچک و بزرگ شکاف و از هم گسیختگی باشد و تنفر میان توانا و ناتوان و کوچک و بزرگ وجود داشته باشد، امتی است پاره پاره، امتی است با قلب‌هایی جدا از هم… امتی است که از داشتن ساده‌ترین زیرساخت‌های ترقی و استقرار و توازن اجتماعی و اقتصادی برگرفته از روح دین و ایمان محروم است. ایمان به این که اسلام شریعتی است برای فرد و جامعه، و در یک آن برنامه‌ای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی است.

از بزرگترین اسبابی که باعث قوی شدن بنیه‌ی جوامع شده و باعث استحکام رابطه‌ی میان طبقات مختلف مادی و اجتماعی جامعه می‌شود اوقاف شرعی است…

اوقافی که خداوند امت اسلام را با آن از دیگر امت‌ها متمایز گردانده و به معنای حبس کردن و مخصوص گرداندن مال برای انجام عمل خیر است که از ویژگی‌های امت اسلامی می‌باشد.

امام شافعی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: “اهل جاهلیت ـ تا آنجا که من می‌دانم ـ برای نیت خیر، خانه یا زمینی را مخصوص نگردانده‌اند بلکه اهل اسلام این کار را کرده‌اند”. [پایان کلام امام شافعی]

ریشه‌های این درخت، درخت “اوقاف خیریه” به دوران پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بر‌می گردد زیرا وی بخشنده‌ترین و نیکوکارترین و باتقواترین کسی بود که به سوی برادری و همگرایی دعوت نمود و جدی‌ترین منادی از بین بردن فقر و سختی‌ها در اجرای این سخن خداوند متعال بود که:

{ فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (11) وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ (12) فَكُّ رَقَبَةٍ (13) أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ (14) يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ (15) أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ } [بلد: 11-16]

(و[لى] نخواست از گردنه بالا رود (11) و تو چه دانى كه آن گردنه چيست (12) برده‏اى را آزاد كردن (13) يا در روز گرسنگى طعام ‏دادن (14) به يتيمى خويشاوند (15) يا بينوايى خاک‌‏نشين)

وقف یکی از نواع صدقات مستحب است اما با این وجود بهترین و ماندگارترین و فراگیرترین انواع آن است. وقف باعث بالا رفتن ارزش و مقام شخص وقف کننده و عزیمتی است برای از بین بردن حرص و خودخواهی.

وقف یعنی مهربانی و احساسی است پاک و باارزش و کمکی است بزرگ برای اقتصاد جامعه‌ی اسلامی زیرا اوقاف خیریه از مهم‌ترین پایه‌های جوامع موفق از نظر اقتصادی است زیرا یکی از دو محور اقتصاد به حساب می‌آید یعنی محور مردمی موسساتی.

وقف یکی از سه چیزی است که با مرگ انسان پایان نمی‌یاد زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: “هنگامی که فرزند آدم بمیرد عملش نیز قطع می‌شود مگر در سه مورد: صدقه‌ی جاریه یا علمی که از آن سود برده می‌شود یا فرزند صالحی که برایش دعا کند”. [به روایت امام مسلم]

از این خواستگاه بود که امت اسلام در گذشته مترقی‌ترین نمونه‌ها را برای شایستگی و توانایی رهبری و صدرنشینی در میان جهانیان به نمایش گذارد و به سبب انسانگرایی موجود میان افراد این امت توانست به مقام برتری انسانی دست یابد. و نه تنها این بلکه برخی از انواع اوقاف برای خدمت به حیوانات در نظر گرفته شده بود به مانند علوفه‌ی حیوانات و مانند آن…

نخستین کسانی که قدم در عرصه‌ی وقف گذاشتند اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بودند. جابر رضی الله عنه می‌گوید: “همه‌ی اصحاب رسول خدا که دارای توانایی مالی بودند وقف می‌کردند.”

امت اسلامی در اوقاف به درجه‌ای رسید که کسی پیش از آن‌ها بدان دست نیافته بود. آن‌ها موسسه‌های اجتماعی فراوانی برای اهداف خیریه بنا نمودند و برای عرصه‌ی علم و دادگستری و بهداشت و درمان و فقرا و خدمت به قرآن و مساجد و مدارس و دانشمندان و دیگر عرصه‌های خیر وقف نمودند تا آنجا که توانستند خواستگاه‌های طمع را در درون خویش از بین ببرند. آن خواستگاه‌هایی که توسط شیطان برانگیخته می‌شود تا آنکه آنان را از فقر و عیالواری بترساند و سلاحشان در برابر شیطان این سخن خداوند متعال بود که می‌فرماید:

{ الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ } [بقره: 268]

(شیطان شما را از فقر می‌ترساند و به فحشا و زشتی دستور می‌دهد اما الله به شما وعده‌ی مغفرت و فضل خویش می‌دهد و الله گشایشگر داناست)

ابن مسعود رضی الله عنه می‌گوید: وقتی آیه‌ی { كيست آن كس كه به الله وام نيكويى دهد؟} [بقره: 245] نازل شد ابو دحداح خطاب به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفت: ای رسول خداوند… آیا الله از ما وام می‌خواهد؟ وی فرمود: “آری ای ابودحداح” وی گفت: پس من باغی را که ششصد نخل دارد به پروردگارم قرض دادم. سپس رفت تا به آن باغ رسید در حالی که همسرش ام دحداح و فرزندانش در آن بودند. پس وی را صدا زد و گفت: ای ام دحداح. همسرش پاسخ گفت: لبیک. گفت: از باغ بیرون بیا که من به پروردگار خود این باغم را که ششصد نخل دارد قرض دادم. [به روایت بزار. هیثمی آن را صحیح می‌داند] در برخی از روایت‌ها آمده است که همسرش گفت: “معامله‌ات سودمند شد ای ابودحداح”.

{فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى (5) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (6) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى (7) وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (8) وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى (9) فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى} [لیل: 5-10]

(اما آنكه بخشید و تقوا پیشه کرد (5) و [پاداش] نيكوتر را تصديق كرد (6) بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت (7) و اما آنكه بخل ورزيد و خود را بى‏نياز ديد (8) و [پاداش] نيكوتر را به دروغ گرفت (9) بزودى راه دشوارى به او خواهيم نمود)

خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و ما را با آیات و ذکر حکیم سود رساند.

آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر خطا بود از نفس خویش و از شیطان است و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزشگر است.

خطبه‌ی دوم:

ای مردم: آنکه تاریخ اوقاف را در گذر قرن‌ها ورق زند به تعجب خواهد افتاد و مساحت وسیع اوقاف اسلامی را به چشم خواهد دید تا جایی که برخی از سرزمین‌های اسلامی در آن دوران به جایگاه عظیمی دست یافته بود به طوری که در برخی از سرزمین‌های اسلامی مساحت زمین‌های کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد دو سوم آن موقوفه است.

اما هم اکنون شخص ناظر خواهد توانست فاصله‌ی عمیق میان وضعیت حاضر و گذشته‌ی ما در باب اوقاف به چشم ببیند و خواهد دید که سنت وقف در دوران معاصر، آن حضور گذشته‌ی خود را ندارد و این برمی‌گردد به جهل مردم نسبت به ارزش و فضیلت آن و عقب انداختن این کار تا لحظه‌ی مرگ که دیگر وقف ارزش ندارد.

همچنین طمع و بخل نقش بزرگی در غیاب سنت وقف بازی می‌کند و همچنین بی‌اعتمادی به امنای اوقاف و مسئولان آن که این عکس العملی است در برابر برخی از رفتارهای نادرست از سوی امنای اوقاف.

تعجب از کسانی است که خداوند آنان را صاحب ثروت‌های ملیونی کرده و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر آن‌ها ارزانی داشته است اما با این وجود عملا به فکر وقف نیستند…

چه بسا ثروتمندانی که در این دنیا دارا بوند اما مرگ آن‌ها را غافلگیر کرد تا آنکه پس از مرگ خویش، خود را بی‌نوا یافتند… عمر خود را در جمع مال و ثروت و شمارش آن به سر بردند گو اینکه نقش آنان این است که خزانه دار کسانی باشند که پس از آنان می‌آیند!

چنین بی‌نوایانی چه می‌دانند که بیشتر ثروتمندان بی آنکه وقفی کنند از دنیا می‌روند و آنچه جمع کرده‌اند میان دیگران توزیع می‌شود که خوش شانس ترینشان کسی است که فرزندش او را به خیر یاد کند و از سوی او صدقه‌ای بدهد یا ندهد…

برای همین برای شخص ثروتمند بهتر است که وقف را بر وصیت مقدم بدارد آن هم به دو سبب:

ـ نخست اینکه: وقف در زمان حیات شخص به اجرا درمی‌آید و او خود می‌تواند تا وقتی در قید حیات است آن را اداره کند و هرگاه از دنیا رفت نیز وقفش در همان راهی که وقف کرده است خواهد ماند و با وفات وی قطع نخواهد شد به خلاف وصیت که معلوم نیست بعد از مرگش به اجرا در خواهد آمد یا نه.

- دوم آنکه: معمولا اموالی که از ثرومتندان به جا می‌ماند به سبب فراوانی و گستردگی آن و همچنین اختلاف وارثان، سال‌های زیادی بدون تقسیم به جا می‌ماند و به این سبب وصیت آن شخص نیز به سبب ارتباط با تقسیم میراث، به مدت زیادی معطل خواهد ماند. اما وقف اینگونه نیست زیرا در زندگی شخص اجرا می‌شود و ربطی به تقسیم میراث ندارد.

چه بسا مردگانی که سالها و بلکه ده‌ها سال از مرگشان گذشته اما وصیتشان معطل تصفیه‌ی حساب‌ها و انحصار وراثت است به خلاف وقف که شخص واقف در حالی که زنده است آن را احساس می‌کند و از کار نیک خود لدت می‌برد و منت هیچ کسی برای اجرای آن بر گردن شخص واقف نیست و هیچ مانعی هم میان او و اجرای آن وجود ندارد.

همچنین همانگونه که علما گفته‌اند شایسته است که شخص واقف در هنگام وقف برای احتیاط شرط کند که بتواند تا هنگامی که زنده است از سود موقوفه استفاده نماید و اگر خواست از آن استفاده کند و اگر خواست از آن استفاده نکند و پس از مرگ وی تمام موقوفه و سود آن برای کار خیر صرف خواهد شد.

و راست گفت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آنجا که به اصحابش فرمود: “کدام یک از شما مال وارثش برایش محبوبتر از مال خودش است؟” گفتند: ای رسول خدا… هیچ یک از ما نیست مگر آنکه مال خودش را بیشتر دوست دارد. آنگاه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: “پس بدانید که مال شخص آن چیزی است که برای خود پیش فرستاده است و آنچه باقی گذاشته است مال وارثان است” [به روایت امام بخاری در ادب المفرد]

بدانید که مال می‌آید و می‌رود و در واقع این مال جز وسیله‌ای برای مصرف و بخشش و بذل نیست. چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: “بهترین صدقه آن صدقه‌ای است که از روی بی نیازی باشد” [متفق علیه]

و راضی باد خداوند از عمر فاروق… روزی به سوی بقیع رفت و گفت: “سلام بر شما ای اهل قبور… خبر ما این است که زنانتان ازدواج کردند و خانه‌هایتان مسکن دیگران شد و اموالتان تقسیم گردید، پس هاتفی ندا داد که: ای عمربن خطاب… خبر ما هم این است که آنچه پیش فرستادیم آن را یافتیم و آنچه انفاق کردیم سود بردیم و آنچه جای گذاشتیم از دستش دادیم”.

و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها محمد بن عبدالله آن صاحب حوض کوثر و دارای مقام شفاعت که خداوند شما را بدان امر نموده و فرموده است:

{… يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا } [احزاب: 56]

و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: “هر که بر من یک درود فرستد خداوند بخاطر آن بر وی ده درود خواهد فرستاد”.

خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر یاران پیامبرت و از تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما ای مهربانترین مهربانان.

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.

خداوندا غم غم‌داران و سختی سختی دیدگان مسلمان را از بین ببر و قرض قرض داران را ادا کن و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را با رحمت خود شفا ده.

خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را صالح گردان و مسئولیت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را داشته و در پی رضایت تو باشند.

خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست… تو بی‌نیازی و ما نیازمند… بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان… بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان… بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان… خدایا خیر خود را به سبب شر ما از ما دریغ مدار.

پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.

پاک و منزه است پروردگار تو آن پروردگار عزت و بزرگی از آنچه مشرکان به دروغ وصف می‌کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.

___________________

با تشکر از شبکۀ جهانی نور

http://www.nourtv.net

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :

قدرت گرفته از وردپرس پارسی - طراحی شده توسط Fresh Sites - ترجمه و بهینه‌شده برای وردپرس پارسی توسط مسعود گلچین