خطر توهم و خیالپردازی

خطیب: دکتر سعود الشریم

مسجد الحرام: جمعه 17 ربیع الثانی 1431 برابر با 13 فروردین 1389

خطبه‌ی اول:

ستایش از آن الله که در شکوه و عظمت و کمال خود یگانه و بی‌نظیر است… آنکه به تنهایی و بر اساس اندازه‌گیری دقیق به تدبیر امور بندگان پرداخت… آنکه بلند مرتبه و اهل عظمت است و قرآن را بر بنده‌اش نازل نمود تا هشداری باشد برای جهانیان…

و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که با این شهادت امید نجات و رستگاری دنیا و آخرت را دارم و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست…

او که در راه الله صبر پیشه کرد و رسالت را ادا نمود و امانت را پاس داشت و برای امت خویش دلسوزی نمود و در راه الله آنگونه که حق آن است جهاد نمود تا آنکه دنیا را وداع نمود. پس درود و سلام خداوندی بر وی و بر اهل بیت پاکش و بر صحابه‌ی نیک وی و بر همه‌ی کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.

اما بعد…

خود و شما را به آن چیزی توصیه می‌کنم که توصیه‌ی خداوند است برای پیشینیان و پسینیان که تقوای الهی است پس تقوای او را پیشه سازید و برای دنیایتان آنطور تلاش کنید که گویی برای همیشه زنده‌اید و برای آخرتتان آنگونه زحمت بکشید که انگار فردا خواهید مرد… برای انجام اعمال نیک تلاش کنید و به سوی خداوند توبه کنید و از او آمرزش بخواهید و در حالی که پیام او را می‌شنوید از او روی مگردانید:

{ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ (54) فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ } [قمر: 54-55]

(همانا متقیان در میان باغ‌ها و نهرهایند (54) در جایگاه صدق و راستی نزد پادشاهی قدرتمند)

ای مردم… هر انسانی که در این دنیا زندگی می‌کند آرزوها و اهداف و رویاهایی دارد که وجود آن را در زندگی خود حس می‌کند… کوچک و بزرگ و دارا و ندار و مرد و زن، همه این را حس کرده‌اند. زیرا این مربوط به همه‌ی مردم است و اگر هم کسی بتواند شخصی را از نظر ظاهری محدود کند نمی‌تواند تخیل او را محدود سازد و هیچ کس حتی اگر در اوج قدرت باشد نمی‌تواند جلو رویاهای تو را بگیرد یا تو را برای آن به محاسبه بکشاند یا تو را از آن باز بدارد.

بر این اساس این نه عیب است و نه گناه است که گاه به گاه این خیالات به فکرت خطور کند… اما برعکس اگر این رویاها و تخیلات صرفا اوهام و خیالاتی غیر واقعی باشد می‌تواند آن را عیب و شایسته‌ی سرزنش دانست. چه این اوهام در زمینه‌ی رغبت و تشویق باشد چه در زمینه‌ی هراس… چه از روی امید باشد و چه از روی ترس.

این به آن دلیل است که وهم گاه عاملی است برای تلخ گرداندن زندگی و ایجاد ترس و دلهره… و گاه نیز باعث ایجاد شادی غیر واقعی و مستی و بی خبری است! که در همه‌ی این حالات به عنوان حجابی در برابر حقیقت و برعکس واقعیت عمل نموده و به سان پرده‌ای است در برابر بصیرت، و از سوی دیگر بر اراده و عزم انسان تاثیر می‌گذارد. برای همین نباید از این تعجب کنید که توهم ممکن است قوی را ضعیف نشان داده و ضعیف را قوی به نظر بیاورد، و دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان دهد.

ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن ابرهای توهم خورشید حقیقت را پنهان کرد‌ه‌اند… زمانه‌ای که توهمات چهره‌ی حقایق را پوشانده‌اند و مردم و جوامع اسلامی از غلبه‌ی وهم و زخم تلخ آن بر بدن جامعه‌ شاکی‌اند و کار به جایی رسیده که “حقیقت” به سان گمشده‌ای گشته که کمتر کسی به آن راه می‌یابد. مردم نیز در وضعیتی هستند که فکر می‌کنند در میان تلخی‌های زندگی بهتر است گاه گاهی به توهم و خیالات پناه ببرند و کار به جایی رسیده که برخی از آنان برای فروش توهم تجارتی به راه انداخته‌اند که روز به روز مشتریان آن بیشتر می‌شود و گمان می‌برند که وارد شدن به بازار آن بهتر از این است که چشم خود را بر روی حقیقت‌های تلخ بگشایند. چه بسا بسیاری از آنان برای مرهم نهادن بر طعم تلخ واقعیت‌ها شهد دروغین توهم را می‌چشند…

بدترین انواع توهم‌ها، توهمی است که جوامع مسلمان دچار آنند. جوامعی که هنوز هر کالای عجیب و غریبی را که از سوی بیگانگان به آنان می‌رسد به سان معجزه‌ای از معجزات می‌نگرند و هر اختراع عجیب و غریب و پیشرفتی را که از سوی دیگران آمده است چونان جادویی می‌دانند که هم‌پایی با آن ممکن نیست.

و در پی آن خیال‌پردازی و وهم‌گرایی در جوامع مسلمان منتشر گردید و در عقل جمعی جامعه‌‌های مسلمان ریسمان‌هایی سست‌تر از خانه‌ی عنکبوت شکل گرفت که با سر و صدای نو‌آوری ‌آنها اوهام ما به حرکت افتاد و ما به نشستن و پستی و ناتوانی و سستی و شکست خو گرفتیم و در نتیجه، دیگران پیروز شدند و ما شکست خوردیم و دیگران جلو افتادند و ما عقب نشینی کردیم…

دیگران به حقیقت راضی شدند اما ما تن به خیالات دادیم و در مقابل، روابطمان دچار اشکال شد و ریسمان محکم ما پاره شد و سبب همه‌ی این‌ها چیزی نبود جز غلبه‌ی توهماتی که بیش از تخدیر جسم باعث تخدیر عقل ما شد.

از سوی دیگر، توهم و خیالات به حدی در قلب جوامع مسلمان رخنه کرده که آن‌ها فکر می‌کنند به درجه‌ای از کمال رسیده‌اند که دیگر نیازی به تصحیح و تحدید نظر در مورد اشتباهات و تقصیرات موجود نیست و این باعث به وجود آمدن احساس کمال وهمی می‌شود که هیچ نتیجه‌ی مثبتی در پس آن وجود نخواهد داشت…

نتیجه‌ی این وهم باطل تحجر در عقاید و وابستگی‌های قومی قبیله‌ای گردید و به جایی رسیدند که که گویا هر جامعه و هر فرد، خود به تنهایی در راه درست است و دیگران در اشتباه، و این توهم مانعی شد در برابر اصلاح و استفاده از راه و روش درستی که در نزد دیگران وجود داشت، اصلاحی که باعث به دست آمدن توان کار و تلاش و از بین رفتن اوهام می‌شد…

کسی که با چشم بصیرت خود و به دور از اوهام قضایا را می‌بیند قدر حقیقت را دانسته و به عمق زخمی که از پی شمشیر وهم می‌آید پی می‌برد. چه بسا قضایا و طرح‌ها و اهدافی که به شور و شوق بدان پرداخته شده اما با گذشت زمان مشخص گردیده که چیزی نبوده جز خیال و وهم. قضایایی که جلو عقل سلیم را گرفته و زیبا را زشت و زشت را زیبا جلوده داده و حرام و حلال را برعکس گردانده است.

توهم گرایی و خیال‌پردازی که در برخی از جوامع مسلمان شایع است در واقع در نتیجه‌ی ضعف‌ها و شکست‌هایی پی در پی رخ داد که باعث شد مردم این جوامع برای مرهم نهادن بر این زخم‌ها به اوهام پناه ببرند تا بلکه دردشان تسکین یابد. دردهایی که در عالم واقع آنان را آزار می‌داد…

همچنانکه می‌بینیم توهم و خیال‌پردازی در جوامع غیر مسلمان که به اوج تمدن و پیشرفت مادی دست یافته‌اند تبدیل به کالایی پر طرفدار گردیده تا بتوانند به واسطه‌ی آن آتش افسردگی و خشکی ماده‌گرایی را خاموش گردانند… تا بتوانند از پنجره‌ی این توهمات زودگذر، دنیایی دیگر را ببینند اما چه فایده که این پنجره خیلی زود بسته شده و باز باید با حقیقت روبرو شوند و بدانند که این دارو در واقع همان دردی است که از آن رنج می‌برند.

شاید آنچه که جوامع مسلمان بیدار را متمایز می‌گرداند این باشد که اگر روزی توهم و خیالات بر آن‌ها آشکار گردد برای آزاد شدن از آن شاد خواهند شد اما جوامع مریض همچنان اسیر آن مانده و آشکار شدن تقلبی بودن این کالا به معنای مرگ آن‌ها خواهد بود.

توهم، دردی است که کنترل آن توسط دیگران ساده نیست مگر از سوی خود فرد یا جامعه‌ای که اسیر آن است:

{ بَلِ الْإِنسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ (14) ولَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ } [قیامت: 14-15]

(بلکه انسان از وضع خود آگاه است (14) هر چند ظاهرا برای خود عذر بیاورد)

و کاش این درد در همین حد باقی می‌ماند… اما نه! مشکل این است که درد توهم از بدترین دردهایی است که مسری است و هر که دچار وهم شود سستی نیز به او روی خواهد آورد و هر که دچار سستی و ضعف شد اسیر غم و غصه می‌شود و این است نتیجه‌ی نهایی توهم و خیالات پوچ.

برای این لازم است که جامعه‌ی مسلمان به خود آمده و در نگاه خود به اوضاع و حوادث و واجباتش، تجدید نظر کند و به دور از حباب‌های توهم و نقاب‌های غیر واقعی به علاج آن‌ها بپردازد که اگر اینگونه نباشد دچار اشباه و خلط بین مسائل شده و نخواهیم توانست قرائتی درست از اوضاع داشته باشیم و در نتیجه هر روز از یک سوراخ گزیده شویم… و زنهار که توهم ما را فریفته و قانعمان کند که روزنامه‌نگار می‌تواند فقیه شود و آرایشگر پزشک شده و دلقک جای روشنفکر را بگیرد و تروریست‌ها اهل اصلاح گردند! و راست گفت خداوند متعال که می‌فرماید:

{ وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنّاً إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ } [یونس: 36]

(و بيشترشان جز از گمان پيروى نمى‏كنند [ولى] گمان به هيچ وجه [آدمى را] از حقيقت بى‏نياز نمى‏گرداند همانا الله به آنچه مى‏كنند آگاه است)

خداوند متعال من و شما را با قرآن بزرگ برکت داده و با آیات آن سود رساند…. آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر نادرست بود از نفس و از شیطان بود و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده‌ است.

خطبه‌ی دوم:

حمد و سپاس تنها از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست و بعد…

ای بندگان خداوند بدانید که “توهم” همانگونه که جامعه را مورد هدف قرار می‌دهد به همان صورت نیز افراد را دچار خود می‌کند و مگر جامعه چیزی است جز مجموعه‌ای از افراد؟

بسیاری از مردم دچار وهم و خیال شده و تسلیم آن گردیدند تا آنکه این باعث شکست درونی آن‌ها شده و آرزوهای آن‌ها را به باد داد… بسیار پیش آمده که شخص آرزوی چیزی را می‌کند اما توهم وی او را فریب داده و اینگونه به او وانمود کرده که به دست آوردن آن آسان و به مانند آب خوردن است و این باعث می‌شود که شخص از نگاه واقعی به توانایی‌های مادی و درونی خود دور بماند و در نتیجه خواب نبوغ ببیند و نداند که احمق‌ترین مردم است و یا در خیال خود جامه‌ی زهد به تن کند اما نداند که اسراف‌کارترین مردم است و یا در توهم خوشبختی باشد و در واقع از بدبخت‌ترین مردم باشد.

معیارهای سعادت و دینداری و شهرت و شجاعت و بزگواری چنان در نزد او مختل شود که در تنهایی و عزلت خود را مشهور بداند و در اوج ضعف خواب شجاعت ببیند و در حالی که بخیل است خود را کریم بداند.

و اگر شخص، اسیر توهم ترس شود مرگ را در هر گوشه خواهد دید و از طناب خواهد گریخت که مبادا مار است… اگر بیمار شود از چشم زخم می‌ترسد و اگر در کار یا درس خود شکست خورد باز آن را به گردن چشم زخم خواهد انداخت در حالی که شکستش به دلیل تنبلی و نادانی خود اوست.

او دستاوردهای دانایان و بزرگان امت را فراموش خواهد کرد و فراموش خواهد کرد که آنان اسیر اوهام نشدند…

به مانند دختران و پسرانی که هر روز خواب شریک زندگی کاملا ایده‌آل را می‌بینند و روز به روز نیز شرطی جدید به شرط‌های خود اضافه می‌کنند تا آنکه روزی از این خواب بر می‌خیزند که خود را بدون همسر خواهند دید.

به مانند این می‌توان از توهم بیماری و توهم بزرگی و توهم خوشبختی و توهم قدرت و توهم ضعف و توهم وسواس نام برد که همه‌ی این توهم‌ها بر گردن دشمنان حقیقت سوار خواهند شد.

برای همین است که دین حنیف ما، ما را تشویق نموده که همیشه در حدود خود و در اندازه‌ی توان و امکانات خود بیاندیشیم و خود را بیش از توان خود به زحمت نیندازیم و بر عکس طبیعت خود رفتار نکنیم و به مانند آن کس نباشیم که در آب در پی آتش می‌گردد، زیرا عاقبت توهم از بین می‌رود و آنچه باقی می‌ماند حقیقت است و نه چیز دیگر.

همچنین برخی از علما گفته‌اند که آنکه توهم بر وی غالب است دچار همان چیزی خواهد شد که توهم کرده است مانند کسی که بر روی دیوار راه می‌رود و اگر توهم سقط بر وی غالب شود حتما از دیوار خواهد افتاد و راست گفت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که فرمود:

“همه‌ی مردم صبح می‌کنند و خود را به فروش می‌رسانند پس یا آن را آزاد می‌کنند و یا آن را به هلاکت می‌کشانند”. [به روایت امام مسلم]

پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و توهمات و خیالپردازی‌ها را از همه‌ی شئون زندگی خود دور سازید تا به سعادت دست یابید زیرا که اوهام جزو گمان‌های بد است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است: “از گمان بر حذر باشد که گمان دروغ‌ترین سخن است” [به روایت بخاری]

پس بیایید توهم را با فهم صحیح و صادقانه و عزم راسخ و کمک خواستن از خداوند و گریختن به سوی وی، از خود دور سازیم که خداوند متعال فرموده است:

{ مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ } [حج: 15]

(هر كه مى‏پندارد كه الله [پیامبرش] را در دنيا و آخرت هرگز يارى نخواهد كرد [بگو] تا طنابى به سوى سقف كشد [و خود را حلق‏آويز كند] سپس [آن را] ببرد آنگاه بنگرد كه آيا نيرنگش چيزى را كه مايه‌ی خشم او شده از ميان خواهد برد؟)

و هرگاه دچار توهم ترس شدیم پا به جلو بگذاریم و هر گاه دچار توهم تهور و حماقت گردیدیم دست از اقدام بکشیم زیرا هر چه بر اساس وهم است خود نیز وهمی بیش نیست و هیچ چیز جز حقیقت وجود خارجی ندارد.

و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاکترین آنها محمد بن عبدالله، آن صاحب حوض کوثر و مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:

{… يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً } [احزاب: 56]

و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است: “هر که بر من یک درود فرستد خداوند به واسطه‌ی آن بر وی ده درود خواهد فرستاد”.

خداوندا بر محمد و اهل بیت وی و صحابه و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند درود و سلام فرست….

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.

خداوندا غصه‌ی غصه‌دارن را از بین ببرد و سختی آنان را بر طرف ساز و وام وام‌داران را ادا کن و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.

خداوندا نفس‌های ما را متقی گردان و آن را پاک بساز که تو بهترین کسی هستی که توانایی آن را داری و تو ولی و مولای آنی.

خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق نیست جز تو… تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم… باران را بر ما نازل کن و ما را از نومیدان مگردان… باران را بر ما بباران و ما را از مایوسان قرار مده… خداوندا باران را بر ما عطا کن و ما را از نا امیدان مگردان… خداوندا ما بنده‌ای از بندگان تو ایم پس به سبب گناهان ما فضل خود را از ما دریغ مدار.

خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را اصلاح نما و ولایت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه سازند و در پی رضایت تو باشند.

پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار. پاک و منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت و بزرگی از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبرات و الحمدلله رب العالمین.

___________________

با تشکر از شبکۀ جهانی نور

http://www.nourtv.net

2 دیدگاه برای : خطر توهم و خیالپردازی

  • محمد

    اقوال السلف
    =======
    علمت أن رزقي لن يأخذه غيري، فاطمأن قلبي
    الإمام الشافعي

    قال وهيب بن الورد:
    =============
    إن استطعـــت ألا يسبقـــك الى الله أحـــد فافعــــــل
    ==========
    قال عمر بن عبد العزيز :

    إن الليل والنهار يعملان فيك

    فاعمل أنت فيهما
    =========
    ال الزهري رحمه الله :

    مــا عُـــبـِد الله بشيء أفضل من العلم
    =============
    عن بعض السلف :

    من لم يصبر …على ذل التعليم بقي عمره في عماية الجهل ومن صبر عليه آل أمره الى عز الدنيا والآخرة
    ============
    حكى الشافعي عن نفسه فقال:

    كنت أتصفح الورقة بين يدي الإمام مالك

    تصفحاً رقيقاً – يعني في مجلس العلم -

    هيبة لئلا يسمع وقعها !!
    ==========
    قال مالك :
    إن حقاً على من طلب العلم أن يكون عليه

    وقار وسكينة وخشية

    وأن يكون متبعاً لآثار من مضى قبله
    ===========
    قال الامام أحمد :

    الناس الى العلم أحوج منهم الى الطعام والشراب لأن الرجل يحتاج الى الطعام والشراب في اليوم مرة أو مرتين

    وحاجته الى العلم بعدد أنفاسه
    =============
    قال ابن مسعود رضي الله عنه :

    من كان يحب أن يعلم انه يحب الله فليعرض نفسه على القرآن فمن أحب القرآن فهو يحب الله فإنما القرآن كلام الله
    ==========
    قال مالك ابن دينار :

    اتخذ طاعة الله تجارة تأتيك الارباح من غير بضاعة
    ========
    سُئل الإمام أحمد :

    متى يجد العبد طعم الراحة ؟

    فقال : عند أول قدم يضعها في الجنة !!
    ===========
    قال عمر بن الخطاب رضي الله عنه :

    أيها الناس احتسبوا أعمالكم .. فإن من احتسب عمله .. كُتب له أجر عمله وأجر حسبته

    ============
    اقوال السلف

    ما أحببت أن يكون معك في الآخرة فقدمه اليوم

    وما كرهت أن يكون معك في الآخرة فاتركه اليوم

    =========
    قيل لأبي حنيفة اتق اللـه فانتفض، واصفر، وأطرق، وقال: جزاك اللـه خيرا.

    ======

    كان عمر بن عبد العزيز رضى اللة عنة :
    يقول : الامور ثلاثة
    فما فية رشد … اتيناة
    وما فية اثم …. تركناة
    وما فية شبهة ….. رجعنا فية إلى كتاب اللة وسنة نبية صلى اللة علية وسلم
    ورددناة إلية وإلى رسولة صلى اللة علية وسلم
    كما ذكر فى كتابة العزيز حيث قال ( فإن تنازعتم فى شىء فردوة إلى اللة ورسولة )
    ==========
    قال الشافعي رحمه الله :
    طلبنا ترك الذنوب فوجدناه بصلاة الضحى . وطلبنا ضياء القبور فوجدناه في قراءة القرآن . وطلبنا عبور الصراط فوجدناه في الصوم والصدقة . وطلبنا ظل العرش فوجدناه في محبة الصالحين

    ============

    قال شيخ الإسلام ابن تيمية: ما ندم من استخار الخالق ، وشاور المخلوقين ، وثبت في أمره

    =========

    قال عمر بن الخطاب رضي الله عنه:
    إذا أطعمت فأشبع…وإذا ضربت فأوجع….فإن الملامة واحدة

    =======

    العفاف زينة الفقر، والشكر زينة الغنى

    =======
    قال ابن المنكدر رحمه الله:
    ما بقي في الدنيا من اللذات إلا ثلاث : قيام الليل، ولقاء الأخوان ، والصلاة في جماعة
    ======

    قال عبد الله بن وهب رحمه الله:
    كل ملذوذ إنما له لذة واحدة إلا العبادة فإن لها ثلاث لذات : إذا كنت فيها ، وإذا تذكرتها ، وإذا أعطيت أجرها

    =======

    يقول الشافعي رحمه الله : ما جادلت أحدا ، إلا تمنيت أن يُظهر الله الحق على لسانه دوني !!

    =======

    شتم رجل عمر بن عبد العزيز رضي الله عنه فقال عمر: لولا يوم القيامة لأجبتك ..

    ======

    قال يحيى بن معاذ الرازي: ترك الدنيا شديد وترك الجنة أشد منه وإن مهر الجنة ترك الدنيا.

    =======

    اعداد اخوكم الفقير الحقير الى الله

    حمزة المهاجر

  • محمد

    يغلب على البعض من الناس اليوم خلق ذميم ربما ظنوه نوعاً من الفطنة وضرباً من النباهة وإنما هو غاية الشؤم
    بل قد يصل به الحال إلى أن يعيب على من لم يتصف بخلقه ويعده من السذاجة وما علم المسكين
    ان إحسان الظن بالآخرين مما دعا إليه ديننا الحنيفة

    فالشخص السيئ يظن بالناس السوء، ويبحث عن عيوبهم، ويراهم من حيث ما تخرج به نفسه
    أما المؤمن الصالح فإنه ينظر بعين صالحة ونفس طيبة للناس يبحث لهم عن الأعذار، ويظن بهم الخير.

    “وَمَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ يَتبِعُونَ إِلا الظن وَإِن الظن لَا يُغْنِي مِنَ الْحَق شَيْئا”
    (النجم:28)

    وعليه فلا يجوز لإنسان أن يسيء الظن بالآخرين لمجرد التهمة أو التحليل لموقف ، فإن هذا عين الكذب
    ” إياكم والظن فإن الظن أكذب الحديث ”

    [ وأخرجه البخاري ومسلم ، الترمذي 2072 ]

    وقد نهى الرب جلا وعلا عباده المؤمنين من إساءة الظن بإخوانهم :

    ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ )
    [الحجرات : 12]

    روى الترمذي عن سفيان: الظن الذي يأثم به ما تكلم به، فإن لم يتكلم لم يأثم.

    وذكر ابن الجوزي قول سفيان هذا عن المفسرين ثم قال: وذهب بعضهم إلى أنه يأثم بنفس الظن ولو لم ينطق به.

    وحكى القرطبي عن أكثر العلماء: أن الظن القبيح بمن ظاهره الخير لا يجوز، وأنه لا حرج في الظن القبيح بمن ظاهره القبيح

    وحسن الظن راحة للفؤاد وطمأنينة للنفس وهكذا كان دأب السلف الصالح رضي الله عنهم :

    [فقط الأعضاء المسجلين يمكنهم رؤية الروابط. ]

    قال عمر بن الخطاب رضي الله عنه :

    ” لا تظن بكلمة خرجت من أخيك المؤمن شرًّا ، وأنت تجد لها في الخير محملا ً”.

    قال ابن سيرين رحمه الله:
    “إذا بلغك عن أخيك شيء فالتمس له عذرا، فإن لم تجد فقل: لعل له عذرا لا أعرفه”.

    وانظر إلى الإمام الشافعي رحمه الله حين مرض وأتاه بعض إخوانه يعوده فقال للشافعي:

    قوى لله ضعفك ، قال الشافعي: لو قوى ضعفي لقتلني ، قال : والله ما أردت إلا الخير .
    فقال الإمام : أعلم أنك لو سببتني ما أردت إلا الخير .فهكذا تكون الأخوة الحقيقية إحسان الظن
    بالإخوان حتى فيما يظهر أنه لا يحتمل وجها من أوجه الخير .

    كان سعيد بن جبير يدعو ربه فيقول :
    ” اللهم إني أسألك صدق التوكل عليك وحسن الظن بك ”

    وعن عبد الله بن عبيد بن عمير عن أبيه قال: قال موسى عليه الصلاة والسلام يارب يقولون بإله إبراهيم وإسحاق ويعقوب فبم قالوا ذلك ؟ قال:
    «إن إبراهيم لم يعدل بي شيء قط إلا اختارني عليه، وإن إسحاق جاد لي بالذبح وهو بغير ذلك أجود
    وإن يعقوب كلما زدته بلاء زادني حسن ظن».

    [ تفسير ابن كثير ج / 7 ص / 22 ]

    وعن الفضيل بن عياض عن سليمان عن خيثمة قال قال عبد الله والذي لا إله غيره ما أعطي عبد مؤمن شيئا خيرا من حسن الظن بالله تعالى

    [ كتاب حسن الظن بالله -الجزء 1 صفحة 96 ]

    إن إحسان الظن بالناس يحتاج إلى كثير من مجاهدة النفس لحملها على ذلك
    خاصة وأن الشيطان يجري من ابن آدم مجرى الدم ولا يكاد يفتر عن التفريق بين المؤمنين والتحريش بينهم
    وأعظم أسباب قطع الطريق على الشيطان هو إحسان الظن بالمسلمين .

    عن أبي هريرة قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم
    (( حسن الظن من حسن العبادة ))

    [ رواه الحاكم وأبو داود وأحمد في مسنده ]

    اللهم إني أسألك صدق التوكل عليك وحسن الظن بك
    اللهم إني أسألك صدق التوكل عليك وحسن الظن بك

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :

قدرت گرفته از وردپرس پارسی - طراحی شده توسط Fresh Sites - ترجمه و بهینه‌شده برای وردپرس پارسی توسط مسعود گلچین