کلید مشکلات
نویسنده: ام جهاد
الحمد لله و الصلاة و السلام علی رسول الله
اما بعد :
“أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا آمنا وهم لايفتنون” (2عنكبوت)
آيا مردم مي پندارند همين كه بگويند ايمان آورديم به خود رها مي شوند وآزمايش نخواهندشد.
در اين آيه همان طور كه مي بينيم سخن از امتحان وآزمايش الهي به ميان آورده شده؛ چنين نيست كسي كه ايمان خود را به خدا ورسولش اعلام كرده وبا دل وجان به كلمهء”لااله الا الله محمد رسول الله” يقين پيدا كرده وجهان بيني ومكتب خاصي را براي خود برگزيده وبي گمان قدم در راه معيني نهاده كه او را اجبار به قبولاندن امتحانات وآزمايشات الهي مي گرداند.
دنيا مزرعه اي بيش نيست، مزرعه اي كه هزاران آفت وبلا مي تواند خوشه هاي طلايي رنگش را در جلوي ديدگانمان به كرمهاي آفت زا هديه كند، مزرعه اي كه هميشه مي بايستي دهقانش با چشمان باز وقلب زنده نگهبانيش دهد، علفهاي هرز را بكند، موشهاي خرابكار را از بين ببرد، مترسكهاي رقصان نصب كند تا گوش بلبلان مزرعه از غارغار كلاغان در امان ماند وهزاران كار ديگر….
خلاصه اينكه دهقان مي بايستي هميشه آگاه وهوشيار باشد چرا كه گرگان درنده بسيارند وچه بسا كه با زبان روباهيشان يا با وعده هاي سرخرمن ويا ويا…. انسان را گول مي زنند، اما آنكه قلبش از براي خدا ودين خدا مي تپد چشمانش لذات وشهوات شيطاني را نمي بيند او چشم به سعادت بهشت دوخته، درختان زيبا ونهرها ورودهاي پربار بهشت را مي بيند او ديگر با اين زمين خاكي رابطه اي ندارد چرا كه دنيا در پيش او سايهء درختي است كه لحظه اي زير آن آرام مي گيرد وسپس راه خويش را ادامه می دهد، بنايي است كه خود در اينجاست وقصرها در آنسوي عالم ماديت برپا مي كند، چه خوشبخت وخوش نوش است اين دهقان پرتلاش واين صابر راه سعادت!
خداوند متعال بندگان ومسلماناني را كه ادعاي ايمانداري وادعاي صلاح مي كنند را در پرتو رحمت بس شائبهء خویش مورد آزمايش قرار مي دهد تا برايشان دنيا پربارتر ولذت پذيرتر جلوه كند وبعد از هر سختي وگره اي گشايشی حاصل آيد بدين صورت هر ناراحتي را خوشي اي از بين خواهد برد، اما اگر همه زندگي ناز ونعمت وآسايش باشد بنده صالح وبد از همديگر واضح نخواهند شد وهر كسي ادعاي صبر بر مشكلات را خواهد داشت ودر روز قيامت زبان به شكوه خواهد گشود، از اين رو خداوند متعال ما را با مشكلات مواجه می کند تا به خودمان ثابت شود كه چقدر با خدا هستيم وآيا واقعاً بر ايمانمان پايبند وراستگوئيم يا اينكه ادعاي بيهوده مي كنيم!
چنانچه كه در حديث شريف آمده است:
حضرت علي مي فرمايند: اگر در مقابل قضا وقدر الهي صبر كردي آنچه كه خداوند خواسته همان خواهد شد وتو اجر وپاداش بسياري خواهي گرفت واگر چنانچه جزع وفزع كردي وصبر را پيشه راهت نكردي آنچه خداوند خواسته همان خواهد شد مگراينكه نصيب تو جز گناه وپشيماني نخواهد بود.
امروزه هم بعد از چهارده قرن که از آمدن اسلام گذشته باز هم مسلمان بودن ومسلمان ماندن آسان نيست؛ آري امروز هم روز آزمايش وامتحان است. صبر تنها كليد گشايش مشكلات است چرا كه خداوند متعال در قرآن كتاب آسمانيش مي فرمايند:”يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر والصلاه إن الله مع الصابرين”
ترجمه: اي كسانيكه ايمان آورده ايد از صبر ونماز كمك گيريد كه خدا با صابران است.
بارها وبارها شنيده ايم كه پايان شب سيه سپيد است اما آيا چنين است كه مي پنداريم؟
آري با تمسك به ريسمان محكم الهي مي توان پي به اين نكته برد چرا كه بارها وبارها در كتابها زندگي گذشتگان واز همه مهمتر پيامبران را مطالعه كرده ايم كه چطور خداوند آنها را بعد از به پايان رسانيدن مشكلات مورد لطف ورحمت بيکراش قرار داده.
آري گشايش وفرج نخواهد آمد مگر بعد از صبر، خوشي وسعادت نخواهد آمد مگر بعد از سختي ومشقت، پس گشايش وآسودگي پاداش صبر است وخوشي پاداش تحمل سختي ها، مگر نه اينست كه خداوند متعال مي فرمايند:” فإن مع العسر يسرا، إن مع العسر يسرا” همانا پس از هر سختي ومشقتي آسودگي است، آري با هر سختي اي گشايش وآسودگي است.
خداوند متعال لفظ “عسر” يعني سختي را دوبار در دو آيه با دو آسودگي ذكر كرده واين اسلوب در لغت عربي بدين معني است كه با يك سختي دو آسودگي ورهايي است يعني اينكه هيچ سختي ومشكلي نيست كه حل نشود ولذا پيامبر گرامي در تفسیر اين آيه فرمودند:”لا يغلب عسر يسرين” هرگز يك سختي بر دو آسودگي وفرج ورهايي غلبه نمي يابد.
خداوند بنده اش را امتحان مي كند با سختي ها مواجهش مي كند تا در مقابلش دست زاري وتضرع گشايد وآنگاه مقامش را بالا ببرد وبراي همين خداوند متعال پيامبرانش را با سختي هاي بسيار مواجه مي كرد، قصه نوح، يعقوب، ايوب، ابراهيم و… از پيامبران خداوندبه روشنی دیدیم ودریافتیم که آنها را نمونه صبر وبردباري در برابر آزمايشات الهي هستند چرا كه قاعده واساس قانون الهيست كه:”من يتق الله يجعل له مخرجاً” هر آنكس كه از خداوند بترسد خداوند از براي او گشايش ورهايشي از مشكلات بوجود خواهد آورد.
پيامبر مي فرمايند: اگر خداوند اقوامي را دوست دارد آنها را مورد آزمايش وامتحان خود قرار مي دهد هر كسي به امتحان خداوند راضي شود رضايت خداوند شامل حالش مي گردد وآنكس كه نارضايتي پيشه گيرد نارضايتي خداوند شامل حالش مي گردد.
اگر كمي به اين حديث توجه كنيم به ياد فرموده خداوند در قرآن كريم مي افتيم كه مي فرمايند:”من از رگ گردن هم به بندگانم نزديكترم” براستي كه اينچنين است چرا كه او مهر وعطوفت خود را که از مهر ومحبت وعشق مادر به فرزندش فزونی دارد شامل حال ما بندگان گنه كارش گردانيده.
بيائيد مشكلاتمان را نامحدود ودشوار نپنداريم؛ بلكه آنها كه آزمايشها وامتحانات الهي هستند را تهفه اي از جانب معشوق به عاشق بدانيم ودر هر حال به اين موضوع پي ببريم كه تمام موهبتهاي الهي بدنبال مشكلات وسختي ها در سايه صبر وشكيبايي بدست مي آيد همانگونه كه خداوند در سوره يوسف مي فرمايند: “إنه من يتق الله ويصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين” بي گمان هر كه تقوا وصبر پيشه كند خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمي كند.
آناني كه به خدا ايمان دارند وبه اصول وارزشهاي او پايبند هستند سختي ها ومشكلات را با اميد به ذات بي همتا با جان ودل قبول مي كنند چرا كه آنها به اين آيه كه خداوند در كتاب آسمانيش مي فرمايند ايمان دارند كه:
“من كان يرجوا لقآء الله فإن أجل الله لآت وهو السميع العليم”. هر كه به ديدار خدا اميد بسته (مطمئن باشد كه) وعده خدا البته فرا خواهد رسيد واو شنوا وداناست ومي داند كه وعده خداوند همانطور كه فرموده اند روزي فرا خواهد رسيد وآنان به ديدار خداوند نائل خواهند آمد، چرا كه رسيدن به لقاي پروردگار عاليترين وبالاترين آرزوي هر خدا پرست است. (انسان به آنچه كه دوست مي دارد تلاش مي كند) ورسيدن به لقاي پروردگار يعني رسيدن به همه آرزوها وكمالات است چرا كه زندگي يعني با خدا بودن وبا ياد او زيستن جز اين مرگ است ونابودي وپوچي!
پس بيائيد در برابر مشكلات چون كوه مقاوم واستوار باشيم وبه فرموده هاي پيامبر به ديدهء احترام بنگريم وعمل كنيم كه مي فرمايند:”واعلم أن النصر مع الصبر” آگاه باش كه پيروزي با صبر همراه است، صبر واميد دو چيز جدا نشدني ومشترك در يك امر مي باشند صبر بدون اميد واميد بدون صبر امكان ندارد.
حضرت عمر مي فرمايند: ما خير را در زندگيمان با صبر يافتيم. وهمچنين مي فرمايند: بهترين زندگي در كنار صبراست، براستي كه اينچنين است.
وبار ديگر بيائيد از بستان نبوي گلي برچينيم پيامبر حق ويكتا پرستي مي فرمايند:
“عجباً لأمر المؤمن، إن أمره كله خير إن أصابته سرآء شكر فكان خيراً له، وإن أصابته ضرآء صبر فكان خيراً له” خوشا بحال مؤمن چرا كه همهء كارهايش وهمه أمور برايش خير ونيكي است اگر خوشي بدو رسد شكر خداي بجاي مي آورد و اين برايش پاداش پاداشهاست واگر چنانچه سختي بدو اصابت كرد صبر پيشه مي كند واين برايش ثواب وپاداشيست، براستي كه زيباتر از اين نمي توان گفت كه “الدنيا سجن المؤمن وجنه الكافر، دنيا زنداني بيش براي يك مؤمن نيست چرا كه او مي داند زودگذر وفانيست براي همين در برابر مشكلاتش صبر را كه مسير بين دنيا وآخرت را برايش آسان مي كند راه خود قرار مي دهد تا زودتر بتواند از محيط كاشتن به آغاز درو (بهشت ابدي) پا نهد.
اگر به دقت در خود بنگريم مي بينيم چه بسا چيزي رامی پسنديم ودر آن خيري برايمان نیست وچه بسا چيزي را نپسنديم ودر آن خيري نهفته است واين را در كتاب آسماني مي بينيم كه مي فرمايند “وعسي أن تكرهوا شيئا وهو خيرٌ لكم وعسي أن تحبوا شيئا وهو شرٌ لكم” چه بسا چيزي را نپسنديد ودر آن خير شما نهفته باشد وچه بسا چيزي را خوش داريد وآن مايهء شري باشد برايتان وبندگان در برابرشان يا نالان، نالان چهار نل مي تازند كه تقدير الهي برآن خواهد رفت يا با دستان خالي در محشر ايزدي باز نالان نالان مي آيند.
ويا آنكه بشنويم داستاني از حضرت انس كه روايت كرده که پيامبر از جايي گذر مي کردند كه زني در حالي كه فرزندش را از دست داده بود گريه مي كرد پيامبر به آن زن فرمودند از خدا بترس وصبر پيشه كن.
زن در پاسخ گفت: مگر نمي داني چه مصيبت بزرگي برايم پيش آمده اگر خودت بجاي من بودي چه ميكردي، پيامبر به راهشان ادامه دادند ورفتند. مردي كه از آنجا گذر مي كرد گفت اي زن مگر نمي داني كه او پيامبر خدا است با او اينچنين سخن گفتيد. او خود را به نزد پيامبر رسانيد وگفت اي پيامبر خدا مرا ببخشید من شما را نشناختم پيامبر در جواب فرمودند “إنما الصبر عند الصدمه الأولي” صبر آنست كه در اولين لحظه باشد نه سكوت از مجبوريت! پيشه كرده بر آنچه خداوند خواهد راضي وخوشنود با لبان خندان رضايت وچشماني گريان سعادت در التماس ودعا وبندگي مي كوبند، وفردا با دستاني پر وتوشه اي پربارتر بسوي رضوان پر مي گشايند.
صبر و بردباري يکي از خصلتهاي پسنديده مومنين است. هنگامي که انسان مومن با شدايد و سختيها در گردنه هاي پر پيچ و خم زندگي مورد آزمايش قرار مي گيرد هدف سنجيدن ميزان صبر، استقامت و شناخت ميزان اعتقادات و باورهاي الهي است.
صابران کساني هستند که هر گاه به آنها مصيبت و ناگواري مي رسد بجاي خود باختگي و پناه بردن به شخص يا گروهي با اعتقاد اميد بخش مي گويند: البته همه ما براي خدا هستيم و بسوي او بازمي گرديم.
بايد اين باور در تفکر و شخصيت انسان شکل بگيرد که خداوند اختيار دار ماست و ما همواره از کار او راضي هستيم، باور کنيم جهان کلاس درس و ميدان آزمايش است که ما بايد در آن رشد کنيم.
دنيا محل ماندن نيست، خوابگاه و عشرتکده نيست وشدائد وسختيها نيز نشانه بي مهري خداوند نيست.
ناگواري ها براي اين است که زير پاي ما داغ شود و تندتر و سريعتر حرکت کنيم پس در هر تلخي شيريني نهفته است و رشد استعدادها و کاميابي پاداش الهي را بدنبال دارد.
اما ريشه صبر چيست؟ ريشه صبر را مي توانيم در ايمان به خداوند ومعاد واميد به دريافت پاداش بدانيم وقتي اعتقاد داشته باشيم که ما بنده خداوند هستيم واو مالک وصاحب اختيار ماست، پس اين باور را نيز داريم که هر سختي و ناگواري از طرف خداوند برسد ميزان استقامت ما سنجيده مي شود و براي اين صبر نيز پاداش و اجر بسيار در آخرت تعلق مي گيرد.
ياد خداوند به هنگام سختيها انسان را از کلام ناپسند وشکايت باز مي دارد.
باعث تسکين ودلداري وتلقين به انسان مي شود، مانع وسوسه هاي شيطاني خواهد شد. اگر به افراد دوروبر خود نگاهي کنيم براساس عکس العمل آنها در برابر سختي ها مي توانيم آنها را به چند دسته تقسيم کنيم.
بعضي کم صبر هستند و در برابر مصايب جيغ و داد مي کنند وگروهي صبور و بردبار هستند که خداوند به اين گروه بشارت داده است (وبشر الصابرين).
گروه ديگر علاوه بر صبر در مصائب شکرگزار نيز هستند. نوع برخورد انسان به مصايب نشانه معرفت انسان به فلسفه سختي ها ومصايب است.
اگر باورها واعتقادات خود را قوي کنيم وايمان محکم واستوار داشته باشيم عکس العمل ما نيز در برابر شدايد بيشتر خواهد بود.
ايوب پيامبر (ع) نمونه والگوي صبر در تاريخ اسلام است که در بيماري، تنهايي، نابودي اموال و…آنچنان صبور و متوکل بود که صبر ايوب قرنهاست در تاريخ به عنوان درسي فراموش نشدني به يادگار مانده است.
خداوند به صابران درود و سلام خاص و ويژه مي فرستد وآنها را در زمره هدايت شوندگان مي داند. خداوند صابران را غرق در رحمت خاص خود مي کند و اين گونه نگاه الهي به صابران نشانه آن است که در جامعه نسبت به صابران ديدگاه واحترام خاص قائل شويم.
لطف و رحمت خداوند عمومي است وشامل همه مي شود اما اين تحيت وصلوات ورحمت مرتبه اي خاص براي صابران است.
هدايت يابي شايد براي بعضي آرزو باشد اما در مورد صابران براساس نظر قرآن موضوعي قطعي تلقي مي شود.
هنگامي که عشق به حق در تار وپود انسان جاي گرفت وفهميديم خدايي داريم که همه چيز ما از اوست ودر صحنه زندگي تحت حاکميت الهي قرار داريم آنگاه سختي ها وشدايد نيز لطفي از جانب حضرت حق مي دانيم که خداوند هر انساني را که بيشتر به او توجه دارد سختي ومصيبت بيشتري را نيز نصيب او مي کند.
هر که در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند
مرض يا هر امتحان الهي ديگر كه مسلمان ومؤمن بدان آزمايش گردد نتایخی در بر دارد که مي توان موارد زير رااز جمله آنها دانست:
1ـ كفران وبخشش گناهان. رسول خدا مي فرمايند: هيچ مسلماني كه بدو چيزي اصابت كند خاري يا چيزي بزرگتر از آن مگر اينكه خداوند بدان گناهانش را مي بخشايد.
2ـ بالا رفتن مقامش در پيش خداوند، اجر وپاداش شهيد را دريافت مي كند.
3ـ پاداش وآثر آنرا در دنيا خواهد ديد.
4ـ قلبش پاك خواهد شد وجز خداوند كسي را نخواهد شناخت.
5ـ حقيقت مردم در امتحان وآزمايش واضح وروشن مي گردد.
6ـ در آن اقتدا وأسوه گرفتن از صابران وبندگان الهيست چرا كه صبر نصف ايمان است.
“فاصبر كما صبر اولو العزم من الرسل ولا تستعجل لهم” (احقاف:35)
أبي سعيد الخدري مي گويند: پيش پيامبر رفتم وايشان سخت مريض بودند، دستم را روي فراشش گذاشتم گرمي جسم مباركش حتي لحافش را گرم كرده بود، من گفتم؛ يا رسول خدا چقدر اين مريضي شما شديد است!
آنحضرت فرمودند: اين حال ما پيامبران است كه سختي هايمان چند برابر وپاداشمان نيز چند برابر است.
گفتم يا رسول الله چه كساني بيش از همه سختي مي كشند؟
آنحضرت فرمودند: پيامبران گفتم: يا رسول خدا پس از آنان؟
فرمودند؛ بندگان صالح خداوند، اگر يكي از آنها به فقر وناداري آزمايش شود تا حدي كه چيزي نيابد كه خودش را بپوشاند مگر تكه شالي ـ تكه پارچه اي ـ آنچنان از اين بلا خوشحال مي شود كه يكي از شما از رفاه وآسايش.
پس بيائيد همواره نيمه هاي شب دستان نيازمند خويش را بسوي خداي بي نياز وبي همتا دراز كنيم چرا كه مي فرمايند: اي بندهء من بخواه كه من مي دهم، رحمت ومغفرت من همه چيز را در بر مي گيرد چرا كه زندگي ومرگ سعادت وخوشبختي، شقاوت وبدبختي در دست خداست.
و بيا هر گاه مشكلي برايمان پيش آمد در ماهواره بين انسان وخدا يعني نماز بايستيم تا كوله بار اندوهمان خالي تر شود.
وبيا پيشاني حقارت ونيستي در برابر عظمتش به نشانه رضايت بر خاك نهيم، چرا كه او را توان آن است كه به مشكلات بزرگتري مبتلايمان كند، اما نظر رحمتش را بر ما بندگان حلقه بگوش درگاهش انداخته به اين كم بسنده نمود.
چه سعادتي است اين مصيبت! چرا كه نه در دين است وطاعت بلكه در دنياست براي اطاعت.
اميد بر آن است كه خداوند سپيده فجر را پس از تاريكي وظلمت بطلوعاند.
ام جهاد
ویرایش در سایت توسط : ابوصلاح
بسیار موضوع جالبی بود که هر انسانی در طول زندگی به نحوی با ان مواجه میشود امیدوارم بتوانیم این سنت ها و اداب اسلامی را در زندگی اجرا کنیم.
جزاکم الله خیر الجزاء.
مطلب زیبایی بود