در اولین برخورد خوش اخلاق باش
loading...
شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع
تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند …
در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.
مربی وارد کلاس شد … سکوت همه جا را فرا گرفت. چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد
رو به جوان فریاد زد : چرا می خندی ؟
جوان : ببخشید !! من نمی خندم
مربی: چرا … می خندیدی .
سپس ادامه داد :تو آدم بی نظم وغیر جدی هستی بایستی با اولین پرواز برگردی پیش خانواده ات من نمی توان به اشخاصی مثل تو درس بدهم.
آن جوان از این برخورد خیلی ناراحت شده و کمی به دوستانش نگاه کرد نمی توانست بیشتر از این تحمل کند
سپس مربی با چشمانی خشمگین به در اشاره کرد وگفت : بیرون …
آن جوان هم بی چون وچرا بیرون رفت … سپس مربی به جوانان نگاه کرد وگفت : من دکتر ((.فلان.)) هستم واین کتاب اموزشی را به شما می اموزم
ولی قبل از شروع درس میخواهم این برگه های سؤال را پر کنید بدون وارد کردن نامتان ….سپس برگها را بین جوانان پخش کرد
پنج سؤال در آن وجود داشت :
۱- نظرتان در مورد اخلاق مربیتان چیست ؟
۲- نظرتان در مورد روش تدریس چیست ؟
۳- آیا مربیتان نظر دیگران را قبول دارد؟
۴- نظرتان در مورد تکرار درس توسط مربیتان چیست؟
۵- از اینکه مربیتان را در خارج از محیط درسی ببینید خوشحال می شوید ؟
جلوی هر سوال چهار گزینه بود ( عالی … خیلی خوب … خوب …بد )
جوانان برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند مربی هم بدون انکه نگاهی بیندازد برگه ها را روی میز گذاشت
وشروع کرد به درس داد که ناگهان گفت : نه … چرا دوستتان را از این درس محروم کنیم
به خارج از کلاس رفت لبخند زنان به آن جوان دست داد واو را وارد کلاس کرد
مربی : مثل اینکه من خیلی با تو رفتار بدی داشتم ولی من یک ناراحتی رنج میبرم ونارحتیهای خودم را در تو ریختم … من واقعا متاسفم تو شا گرد خوبی هستی چرا که خانواده ات را ترک کردی واینجا آمدی
ممنونم از همه شما..
برای من افتخاریست که به شماها درس بدهم
مربی مهربان تر از قبل شد ولبخند میزد سپس برگه های جدیدی مثل همان برگه های قبلی بیرون آورد وگفت : الان که دوستتان امده نظرتان چیست دوباره از اول این برگه را پر کنید !!
همه برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند ….سپس برگه های اول را بیرون آورد و با برگه های دومی مقایسه کرد
در برگه های اول، بیشتر جوانان فقط از گزنیه بد استفاده کرده بودند
اما در برگه های دومی همه از گزینه های عالی وخیلی خوب استفاده کرده بودند
این چیزی را که دیدید نتیجه ی رفتار بد بین مدیر وکارمند … آن رفتاری را که با دوستتان کردم تنها یک نمایش بود که میخواستم برایتان واقعی بنظر آید
ولی بیچاره قربانی رفتار خشن من شد پس ببینید چگونه نظرتان تغییر کرد هنگامی که من رفتارم را عوض کردم
این طبیعت انسان است …..
نتیجه گیری : اولین برخورد ۷۰% از تصویر واقعی توست …. پس با مردم طوری برخورد کن که بدانند این رفتار اول و آخر توست .

باسلام پندی حکیمانه بود لذت بردم
loading...
من از کوردستان دستى شوما درد نکونى بةراستى زور بةسودة
loading...
واقعا که مطلبی جالب بود و از آن سود بردیم و امیدوارم که الله سبحانه و تعالی چنین رفتار هایی را در ما تثبیت نمایند آمین
loading...
عثمان از ایران خیلی مفیدواموزنده است
loading...
واقعا خیلی زیبا و سودمند بود . تا به حال به اخلاق نیک در اولین برخورد فکر نکرده بودم ولی بعد از خواندن این مطلب تصمیم جدی گرفتم که همیشه خوش اخلاق باشم مخصوصا در اولین برخورد اشنایی با افراد جدید.
اسکنک الله فسیح جناته.
loading...
jazakallah 1000 kheyr
loading...
سلام
من که از این مطلب آموزنده خیلی استفاده کردم از تمامی شما می خواهم که این مطالب را با اخذ منبع چاپ کنین و هر هفته در مساجدتان بزنید تا اون دسته از کسانی که به اینترنت و خیلی از امکانات دسترسی ندارند بتوانند استفاده کنند.
با کمال تشکر
محمد از هندوستان
loading...
خیلی تاثیر کذار وامیدوارم همه ما ازاین درس فهمیده باشیم که در اولین قدم باید خوش اخلاق باشیم
loading...
السلام علیکم
ان شاءالله داستانها وعبرتهای دیگری را برایتان ترجمه میکنم
موید باشید
loading...
چه ناگهانی ؟ چه تلخ ؟ چه دلهره آور؟
اعلام ترک وبلاگ نویسی توسط پدر وبلاگ نویسی شهرستان سیریک و یکی از مسن ترین وبلاگ نویسان هرمزگان وکشور. ولی چرا؟
ما نمی دانیم. اصولا نیازی به دانستن این هست که چرا ایشان با این جایگاه ممتاز نوشتن را ترک کرده اند. شاید درد ایشان با درد گل آقا یکی باشد که او هم ناگهان انتشار هفته نامه گل آقا که جایگاهی ممتاز در مطبوعات ایران داشت و دارد را متوقف نمود.
نقش ما در این میان چیست ؟ ما که هر روز صبح در اولین فرصتی که به اینترنت وصل می شدیم سری به ولاگ وزین شان می زدیم و حظی می بردیم. آیا باید همینگونه نشست ونظاره گر یک رویداد تلخ فرهنگی بود؟ برای مقابله با این وضعیت چه می توانیم انجام دهیم؟
این وبلاگ برای همین منظور تأسیس گردیده و تا روزی که آقای محمد آراسته را ترغیب به فعالیت مجدد نماید از پا نخواهد نشست.
رسما از همه شما دوستان و دوستداران آقای آراسته دعوت می کنیم که با نگارش یک نامه به ایشان و ایمیل آن به آدرس :
Bozorg_gerowg@yahoo.com
کمکی به متقاعد نمودن ایشان جهت فعالیت دوباره بنمایید. بی صبرانه منتظرم
واله
loading...
جالب و آموزنده بود امیداوارم در زندگی همه ی جوانان استفاده ببرند
loading...
سلام
من که استفاده بردم
عالی بود
loading...
[...] نظر // پرینت نویسنده: شیخ محمد عریفی مترجم: آسع لینک مطلب [...]
هرچه خواهی بطلب تو زمن و شرم مدار
برمن ای بنده اجابت بود وبر تو دعاست
loading...
دوستان این ایمان آوردن ها را ساده نگیرید..
این دختر در مصاحبه خودش میگوید: میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسانها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.
loading...
سلام.
امروز یک مطلب قدیمی اما مهم پیدا کردم.. دوست دارم دوستان مسلمان بخوانند..
داستان ایمان آوردن زیباترین دختر روسیه به اسلام است. او اکنون یک مادر مسلمان است و با افتخار خودش را مسلمان میداند..
سبحان الله..
لینک مطلب :http://301040.blogsky.com/1387/11/26/post-41/
از این لینک هم میتوانید استفاده کنید :http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7_%D8%A2%D9%84%D8%A7%D9%84%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D9%86%D8%A7
loading...
[...] [...]