نیکی و تقوا
خطیب: دکتر اسامه الخیاط
مسجد الحرام: جمعه 6 رجب 1431 برابر با 28 خرداد 1389
خطبۀ اول:
ستایش از آن الله است که هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند. او را ستایش می گویم که او آن نیکوی رئوف و مهربان است و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی شریک و گواهی می دهم که سرور ما محمد بنده و پیامبر او و دارای اخلاق بزرگ و منهج راست است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش و همۀ آن هایی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند درود و سلام فرست.
اما بعد…
ای بندگان خداوند تقوای او را پاس دارید که بنده تا آنگاه که راه نیکی در پیش گیرد و برای دنیای خویش برای آخرت توشه بردارد، بر خیر و نیکی است.
ای مسلمانان:
آیه ای در کتاب خدا است که همۀ منافع بندگان را در دنیا و آخرت در بر گرفته و شامل همۀ روابط میان بنده و پروردگار وی می باشد که شایسته است پی در پی در معانی این آیه و فهم آن تدبر نموده و برای عمل به آن تلاش نمود و آن آیه این سخن خداوند متعال است که می فرماید:
{ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ } [مائده: 2]
(و بر نیکی و تقوا با یکیدگر همکاری کنید و بر گناه و تجاوز با هم همکاری نکنید و از الله پروا دارید که همانا الله سخت کیفر است)
زیرا هر بنده ای همانطور که امام ابن قیم می فرماید ممکن نیست از یکی از این دو حالت و دو واجب جدا باشد:
1- یا وظیفه ای که بین او و خداوند است
2- و یا وظیفه ای که میان او و بندگان خدا است
اما وظیفه ای که میان او و بندگان است اینگونه است که همراهی او با مردم بر اساس تعاون بر خشنودی خداوند و طاعت وی باشد زیرا این هدف، اوج خوشبختی بنده و سعادت اوست و بدون آن به خوشبختی دست نخواهد یافت که آن را می توان در دو کلمه ی “نیکی و تقوا” خلاصه کرد که در واقع همۀ دین را در بر می گیرد.
زیرا حقیقت “بر” یا “نیکی” همان کمالی است که از یک چیز و سود آن انتظار می رود زیرا “بر و نیکی” کلمه ای است که همۀ انواع خیر و کمالی که از بنده انتظار می رود را در بر می گیرد.
در مقابل این کلمه، “اثم” یا “گناه” قرار دارد که در واقع کلمه ای است که همۀ انواع بدی و عیب را در خود جای می دهد.
همچنین ایمان و اجزای آشکار و پنهان آن نیز در مفهوم بر و نیکی جای می گیرد که شکی در این نیست که تقوا نیز جزئی از مفهوم نیکی است و بیشتر آن را “نیکی قلب” می نامند که همان وجود طعم ایمان و شیرینی آن در قلب است به همراه آرامش و سلامت و شادی قلب بر اثر ایمان. زیرا ایمان دارای لذت و شادی خاصی است که در قلب به وجود می آید و هر که آن را نداشته باشد یا فاقد ایمان است یا ایمانش ناقص است.
خداوند متعال خصلت های ایمان را در این آیه چنین بیان نموده است:
{لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ} [بقره: 177]
(نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد بلكه نيكى آن است كه كسى به الله و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى] و پيامبران ايمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راهماندگان و گدايان و در [راه آزاد كردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زكات را بدهد و آنان كه چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفتهاند و آنان همان پرهيزگارانند)
خداوند متعال در آیه چنین بیان نموده است که نیکی یعنی: ایمان به الله و ملائکۀ وی و کتاب های و پیامبرانش و روز قیامت که این ها همان اصول پنجگانۀ ایمان است که ایمان بدون آن ها وجود نخواهد داشت و همچنین ایمان شامل شریعت های ظاهری از جلمه برپا داشتن نماز و دادن زکات و نفقه های واجب است و همینطور شامل اعمال قلبی است از جمله صبر و وفای به عهد و بدین ترتیب این خصلت ها همۀ قسمت های دین را در بر می گیرد که همان خصلت های تقوا است.
اما تقوا حقیقت آن عمل به طاعت خداوند است از روی ایمان و امید به پاداش و همان امر و نهی است که بنده را به انجام آنچه خداوند امر نموده و ترک کردن آنچه خداوند نهی نموده است وا می دارد چنانکه طلق بن حبیب می گوید: “هرگاه فتنه رخ داد آن را با تقوا خواموش کنید”. گفتند: تقوی چیست؟ گفت: “اینکه بر اساس نوری از خداوند طاعت او را کنی و به ثواب او امید داشته باشی و اینکه بر اساس نوری از خداوند معصیت او را از ترس عقوبت او ترک کنی”.
که این جمله از بهترین سخنانی است که در تعریف تقوا و بیان حقیقت آن گفته شده است؛ زیرا هر کاری باید اساس و هدفی داشته باشد و هیچ عملی طاعت و قربت به حساب نمی آید مگر آنکه مصدر آن از ایمان باشد و اینگونه است که ایمان سبب انجام آن می شود و نه عادت یا هوای نفس و نه طلب ستایش از مردم و یا به دست آوردن جاه و مقام، بلکه باید مبدا آن محض ایمان و ثواب خداوندی و به دست آوردن رضایت او باشد که این خصلت “احتساب” نامیده می شود.
بر این اساس هدف از اجتماع مردم و معاشرت آنان باید بر اساس نیکی و تقوا باشد و هر کدام از آنان دیگری را از نظر علمی و عملی یاری رساند. زیرا هیچ کس همۀ علم و توان را در اختیار ندارد و اینگونه حکمت خداوند چنین اقتضا نموده است که بنی بشر به همدیگر نیازمند باشند و سپس فرموده است:
{ وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ } (و بر گناه و تجاوز با یکدیگر همکاری نکنید)
که گناه و تجاوز از نظر نهی به مانند نیکی و تقوا از نظر امر هستند.
“اثم” یا گناه به چیزی گفته می شود که ذات آن حرام است به مانند زنا و دزدی و مانند آن. “عدوان” یا تجاوز نیز به چیزی گفته می شود که به سبب زیاده روی در نوع آن حرام شده است که در واقع تجاوز و عبور کردن از مرزهای خداوند است که در بارۀ آن چنین فرموده است:
{ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ } [بقره: 229]
(آن ها مرزهای الله هستند پس از آنها تجاوز نکنید و هر که مرزهای الله را مورد تجاوز قرار دهد پس آنانند که ستمکارانند)
و فرموده است:
{ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا } [بقره: 187]
(آن ها مرزهای الله هستند پس به آن ها نزدیک مشوید)
خداوند متعال تجاوز از این مرزها را تحریم نموده است زیرا مرزهای وی حد پایانی میان حلال و حرام است.
این ها احکامی بود که به رابطۀ میان بنده و مردم مربوط بود که باید روابط آنان با یکدیگر از نظر علم و عمل بر اساس نیکی و تقوا باشد اما در رابطۀ میان بنده و پروردگار بر بنده لازم است که طاعت او را مد نظر داشته و از معصیت او دوری گزیند که همان رهنمون خداوند متعال است که می فرماید: {و تقوای الله را داشته باشد} و این توصیه هم برای یادآوری وظایف بنده نسبت به دیگر بندگان است و هم وظایفی که نسبت به خداوند بر دوش دارد.
انسان عاقل آن است که به خوبی این دو وظیفه را پاس داشته و حق آن ها را به نیکی ادا نماید تا اسباب سعادت را در زندگی دنیا به دست آورده و درجات والای بهشت را تصاحب نماید.
از بهترین عواملی که در انسان را در این زمینه یاری می رساند تربیت نمودن نفس و عادت دادن آن بر این اخلاق است؛ مخصوصا در مراحل اول زندگی که افراد بر اساس یاری رسانی و تعاون میان همدیگر تربیت شوند و در مورد ضرورت این اخلاق و آثار و عاقبت نیک آن آگاهی یابند و پس از آن این اخلاق در مورد نزدیکان و همسایه ها نیز عملی شده و وظیفه های واجب در مورد آن ها یعنی صلۀ رحم و همکاری و مهربانی مورد عمل قرار گیرد. تا آنکه حلقه های این اخلاق همۀ جامعۀ مسلمان را در بر گیرد و همانگونه شود که رسول خدا – صلی الله علیه و اله و سلم – فرموده اند که: مثال مومنان در دوستی و مهربانی و عطوفتی که میان همدیگر دارند به مانند یک بندن یگانه است که اگر عضوی از آن به درد آید همۀ بدن آن عضو را با شب بیداری و تب همراهی می کنند”. [به روایت بخاری و مسلم]
پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و برای انجام همکاری نیکی و تقوایی که بدان امر شده اید و دوری از همکاری در گناه و تجاوز تلاش نمایید تا هم امر خداوند را که باعث سود و استقامت شماست به انجام رسانده و هم حقوق برادرانتان را به جای آورید.
و همچنین اینگونه با نشان دادن آثار حقیق وبزرگ تعاون بر نیکی و تقوا نصیبی در دعوت به دینتان داشته باشید.
خداوند من و شما را با رهنمودهای قرآن و سنت سود رساند… این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ از هر گناهی آمرزش می طلبم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.
خطبۀ دوم:
حمد و سپاس از آن الله است. او را ستایش گفته و از او یاری می جوییم و از بدی های نفس خود و اعمال ناشایستمان به او پناه می بریم که الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز او که تنها و بی شریک است و گواهی می دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.
اما بعد:
اای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و بدانید که بهترین سخنان کلام خداوند است وبهترین رهنمون، رهنمون محمد بن عبدالله است و بدترین امور در دین نوآوری در آن است و هر نوآوری در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است. پس ای بندگان خداوند به این نور پایبندی کنید و از انحراف از قرآن و سنت برحذر باشید تا از رستگارانی شوید که بر نیکی و تقوا همکاری می کنند.
و همیشه به یاد داشته باشید که خداوند متعال شما را به درود و سلام بر خاتم پیامبران امر نموده و فرموده است:
{ِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً} [احزاب: 56]
خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفۀ وی ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران وی و بر تابعین و همۀ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم و احسان خویش راضی باش…
خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و حوزۀ دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود ساز و میان قبول مسلمانان الفت ایجاد کن و رهبران آنان را اصلاح نما و کلمۀ آنان را بر حق یکی بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومن مجاهدت را یاری رسان.
خداوندا ما را در سرزمین هایمان ایمن بدار و رهبران و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا عاقبت ما را در همۀ مسائل نیک بگردان و ما را از خاری دنیا و عذاب آخرت نجات ده. خداوندا ما از زوال نعمتت و از برگشتن عافیتت و عذاب ناگهانی تو و همۀ انواع خشمت به تو پناه می بریم.
خداوندا دین ما را که نگهدارندۀ امر ماست و دنیای ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیادۀ در نیکی ها و مرگ را آسودگی از همۀ بدی ها بگردان.
پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی تردید از زیانکاران خواهیم بود.
پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.
و درود و سلام بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش و الحمدلله رب العالمین.