پند و حکمت

ترس اگر منجر به نا امیدی و یأس از رحمت خداوند شود نکوهیده است و بلکه اسائه‌ی ادب وجهل به رحمت پروردگار است؛ رحمتی که از خشمش پیشی گرفته است. — ابن قیم (رحمه الله), مدارج السالکین 2/42

از فریبکاری های دشمن قسم خوردهء تان (شیطان) آگاه باشید

احمد صیام (روؤفی)

از ابتدای سورهء انفال، وقایع و احوال مربوط به غزوه بدر و نصایح و عبرتهای حاصل از آن، بیان می شود. از آن جمله یکی، واقعه فریب کاری شیطان است، که قریش مکّه را علیه مسلمانان تحریک کرد؛ و سپس در میدان جنگ از رفاقت آنان دست کشید، و بکنار رفت، که این واقعه در ابتدای آیات مذکور، بیان شده است.

این فریب کاری شیطان در قلوب قریش به صورت وسوسه بود، یا این که به صورت انسان آمده، به گفتگوی حضوری انجام گرفت؛ هر دو احتمال درست است؛ اما نظر به الفاظ قرآن تأیید صورت دوم بیشتر است، که به صورت انسان آمده، حضوراً آنها را فریب داد.

امام ابن جریر از روایت حضرت عبدالله بن عباس (رضی الله عنهما) نقل کرده است، وقتی که لشکر قریش مکه (کفار) به قصد مبارزه با مسلمانان از مکه بیرون آمدند، به دل اندیشیدند که در نزدیک، طایفهء بنی بکر هم دشمن ماست، مبادا چنین اتفاقی پیش بیاید، که ما به مقابله مسلمانان برویم و در عقب، این دشمن از فرصت سوء استفاده کرده، به خانه ها و زن و فرزندان ما حمله ور شود، با داد و فریاد امیر کاروان ابوسفیان آماده شده، بیرون آمدند؛ اما این خطر برایشان زنجیر پا قرار گرفته بود، که ناگاه شیطان در صورت سراقه بن مالک به این کیفیت وارد شد، که در یک دست پرچم و به همراه او گروهی جنگجو و دلاور بود.

سراقه سردار آن منطقه و قبیله بود که موجب خطر قرار گرفته بودند، او به جلو آمده، به لشکر جوانان قریش خطاب کرد، و آنها را از دو حیث در فریب انداخت: نخست این که «لاغالِبَ لَکُم الیِومَ مِنَ النّاس» یعنی: امروز در تمام مردم هیچ کس بر شما غالب نخواهد آمد. مقصود این که من از نیروی مخالفین شما هم آگاهم و کثرت و قوت شما را هم می بینم، لذا، به شما اطمینان می دهم که شما بدون اندیشه جلو بروید، شما پیروز خواهید شد، هیچ کس در مقابله با شماغالب نخواهد آمد.

دوم: این که: «اِنّی جَارُ لّکُم» یعنی: آنچه شما از طرف بنی بکر و غیره به فکر فرو رفته بودید، که آنان از پشت سر بر مکه حمله خواهند کرد، من متعهدم که چنین نخواهد شد، من حامی (پشتیبان) شما هستم، قریش مکه از شخصیت بزرگ سراقه و اثر و نفوذ او قبلاً آگاه بودند، با شنیدن سخنان او خاطر جمع شدند و از اندیشه بنی بکر، بی فکر شده و برای مبارزه با مسلمانان آماده گشتند.

با این دو نوع فریب شیطان آنها را به سوی کشتارگاه شان سوق داد، چنانچه خداوند (عز وجل) میفرماید: «فَلَما تَرَآءَتِ الفِئَتان نَکَصَ عَلی عَقِبَیهَ» وقتی که دو گروه، مشرکان مکه و مسلمانان، (درمقام بدر) رو در روی یکدیگر قرار گرفتند، شیطان به عقب برگشت.

و چون در غزوه بدر پشت مشرکان مکه یک لشکر(قشون) شیطانی آمده بود. خداوند متعال در مقابله با آنها لشکر فرشتگان را تحت فرماندهی جبرئیل و میکائیل علیهما السلام اعزام داشت.

شیطان در شکل سراقه بن مالک که قشون شیطانی خود را رهبری می کرد، وقتی که جبرئیل امین را با لشکر فرشتگان دید، ترسید، و این هنگام دست او در دست یکی از جوانان قریش بنام «حارث بن هشام» بود، دست خود را از دست او کشید، و خواست که بگریزد، حارث به او طعنه زد که چه می کنی، او بر سینه حارث مشتی زد و او را بر زمین انداخت و با لشکر خود پا به فرار گذاشت، حارث به پندار اینکه او سراقه است گفت: ای سردار عرب، سراقه، تو چنین گفته بودی که من حامی و مددکار شما هستم و در عین میدان جنگ به چنین حرکتی مرتکب می شوی!

شیطان در شکل سراقه به او چنین پاسخ داد، که، «انی بریءٌ منکم انی اری ما لا ترون انی اخاف الله» یعنی من از معاهده با شما بیزارم، زیرا من چیزی را می بینم که شما نمی بینید.(مراد از آن لشکر فرشتگان بود) و این که من از خدا می ترسم، لذا از رفاقت با شما چشم می پوشم.

شیطان که لشکر فرشته گان را دید و از نیروی آنها آگاه شده بود، فهمید که اکنون موقعیت برای او خوشایند نیست. بناً لشکر کفار را ترک گفت: وقتی ابوجهل عقب نشینی سراقه و لشکرش را مشاهده کرد و دید انسجام لشکر در حال از هم پاشیدن است، او خود تدبیری به کار بست و گفت: شما از فرار سراقه متأثر نباشید؛ او در نهان با محمد (صلی الله علیه وسلم) سازش کرده بود.

پس از عقب نشینی شیطان آنچه به آنها، مقرر بود، واقع شد. سرداران قریش کشته شدند و شکست فاحشی به لشکر کفر واقع شد که حق پیروز و باطل ناکام گردید…

چندی بعدی وقتی آنها در مکه سراقه را دیدند او را ملامت کرده و گفتند: که مسؤل شکست و هزیمت ما در جنگ بدر تو هستی، او، در جواب گفت: که من نه همراه شما رفته ام و نه در جنگ شرکت جسته ام، من بعد از برگشت شما به مکه، از شکست شما اطلاع یافتم…

دوستان عزیزم! هدف از نوشتن داستان واقعه ی جنگ بدر و فریب کاری شیطان لعین این است که، شیطان دشمن قسم خوردهء بنی آدم است. انسان را در فساد مبتلا می کند و در صحنهء حساس از او جدا می شود چنانکه در آیه ۱۶ سوره حشر آمده:

«کمثل الشیطان اذقال للانسان، اکفر فلما کفر، قال انی بری ءٌ منک انی اخاف الله رب العالمین» ترجمه: (داستانِ منافقان بااهل کتاب مانند داستان شیطان است چون گفت آدمی را کافر شو پس چون کافر شد گفت هرآئینه من بی تعلقم از تو هر آئینه من می ترسم از خدا پرودگار عالمها)،

شیطان لعین بخاطر ضرر رسانی به انسان از هر حیله ای کار می گیرد، و به هر نوع تدبیر دست می زند و رنگ عوض می کند بسا اوقات تنها، در دل انسان وسوسه می اندازد، و او را به نافرمانی خالق، دلیر و گستاخ می سازد؛ و بسا اوقات در حضور آمده او را فریب می دهد. و دیگر اینکه الله تعالی به شیطان این قدرت را داده که می تواند به صورتهای (چهره) مختلف نمودار گردد. این مسله در کتاب «اکام المرجان فی احکام الجان» تألیف یکی از فقها به وضاحت کامل ثابت شده است.

بسا اوقات شیطان اعمال بد انسانها را در نظر شان نیکو می گرداند باطل خود را حق و بد را نیک می پندارند، این است که قشون قریش به هنگام خروج در مقابل بیت الله قرار گرفتند و این دعا را خواندند « اللهم انصر اهدی الطائفتین» یعنی: ای الله از ما دو گروه هر کس که بیشتر بر هدایت استوار است، او را کمک کن و پیروز گردان. و آنها چنان فریب شیطان را خورده بودند که خود را دعای بد کرده و در نظر شان نیک پنداشته می شد.

این مطلب به ما می آموزاند که بدون تحقیق پیروی از هر کسی خطر ناک است، باید خیلی انسان مواظب باشد که دوست او چه کسی است مولانای روم می گوید:

ای بسا ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نشاید داد دست

پروردگارا اگر کمک تو نباشد ما نمی توانیم با شیطان مقابله کنیم بار الها! ما را یک لحظه هم به حال خود ما رها نکن… به امید اینکه پروردگار عالم همهء مسلمانان را از شر شیطان در پناه خود داشته باشد تا الهامات مَلَکی را جذب و وساوس شیطانی را از خود دفع نماییم. حافظ شیرازی می گوید:

در راه عشق وسوسه اهرمن بس است هشدار و گوشرا به پیام سروش دار

مراد از پیام سروش وحی الهی (قرآن) است.

همه باید به وحی الهی (که به مثابه کشتی نوح علیه السلام ) بر گردند در غیر آن راه نجات نیست…

موفق و موید کامگار باشید محتاج دعای خیر شما هستیم…

وما توفیقی الا باالله علیه توکلت و هو علی کل شیٍ قدیر

واخرالدعواناان الحمدلله رب العالمین

منبع: تفسیر معارف القرآن.

نظر بدهید