<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: گذری بر زندگی خواجه نظام الملک طوسی</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/archives/382/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net/archives/382</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Feb 2012 11:54:13 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
	<item>
		<title>با: کیوان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/382/comment-page-1#comment-658</link>
		<dc:creator>کیوان</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 12:25:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=382#comment-658</guid>
		<description>در آن زمان که خلافت عباس با اقتدار قدرتهای دنیا را به زانو در آورد و بستر علم و دانش در مه جا گسترانده شد پس از مدتی با رخنه کردن عده ای که بعدها به آل بویه معروف شدن به داخل حکومت موجبات سست شدن ارکان خلافت عباسی شدند و از طفی با قدرت گرفتن فاطمیان در مصر و کشتار هزاران بیگناه و ادعای خدایی نمدن خلیفه ی فاطمی  و همه این جنایتها  سبب جرات دار کردن دشمنان بر علیه  خلافت اسلامی شد، و در اثر همین اغتشاشاتی که آل بویه در عراق و فاطمیان در مصر  بوجود آورده بودند دولتی به نام دولت سلاجقه شکل گرفت ، که از معروفترین چهره هایش آلپ ارسلان بود ، که هدفش بازگرداندن عظمت از دست رفته به خلافت اسلامی بود ، وی با سرکوب نمودن آل بویه و وصلت با خاندان عباسی به قدرت خود افزود اما دیری نگذشت که توسط باطنیان فتنه گر کشته شد، در واقع نظام الملک کسی بود که توسط او به وزارت گمارده شده بود، خواجه نظام الملک از اطاعت سلطان قصد تعطیل نمودن عقل را نداشته، چرا که بزرگترین دانشمندان ایران در آن عصر ظهور کردند و از دانشگاههای نظامیه فارغ التحصیل شدند، بلکه هدفش تقویت بیان حکومت سلاجقه در رویارویی با باطنیانی بوده که ارکان خلافت اسلامی و اتحاد مسلمین را به خطر می انداختند و جان و مال مسلمانان از دست آنها در امان نبود. و اطاعت از ولی امر مادامی که امر به معصیت ننموده است بر مسلمانان واجب است . و گوش به فرمان حکومت بودن در اموری که خلاف شرع نباشد تعارضی با تعقل ندارد.
در مورد اینکه (   تمدن اسلامی با عبور از معتزله به سمت اشاعره  از حرکت باز ایستاد) باید گفت: تمدن اسلامی با گرایش بسوی معتزله بزرگتری آسیب را دریافت، چرا که معتزلیان بجای تفکر و تعقل در مسائل علمی و ارائه ی دست آوردهای جدید ، خود را به مسائلی مشغول نمودند که سبب عقب ماندگی مسلمانان شد من جمله تفکر در ذات خداوند، که این مسئله برای هیچ کسی قابل فهم نیست و اگر معتزله از این خرد خود در اموری استفاده می نمودند که آنها را نفعی حاصل می شد ، تمدن اسلامی با دست آوردهای جدیدتری مواجه می شد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در آن زمان که خلافت عباس با اقتدار قدرتهای دنیا را به زانو در آورد و بستر علم و دانش در مه جا گسترانده شد پس از مدتی با رخنه کردن عده ای که بعدها به آل بویه معروف شدن به داخل حکومت موجبات سست شدن ارکان خلافت عباسی شدند و از طفی با قدرت گرفتن فاطمیان در مصر و کشتار هزاران بیگناه و ادعای خدایی نمدن خلیفه ی فاطمی  و همه این جنایتها  سبب جرات دار کردن دشمنان بر علیه  خلافت اسلامی شد، و در اثر همین اغتشاشاتی که آل بویه در عراق و فاطمیان در مصر  بوجود آورده بودند دولتی به نام دولت سلاجقه شکل گرفت ، که از معروفترین چهره هایش آلپ ارسلان بود ، که هدفش بازگرداندن عظمت از دست رفته به خلافت اسلامی بود ، وی با سرکوب نمودن آل بویه و وصلت با خاندان عباسی به قدرت خود افزود اما دیری نگذشت که توسط باطنیان فتنه گر کشته شد، در واقع نظام الملک کسی بود که توسط او به وزارت گمارده شده بود، خواجه نظام الملک از اطاعت سلطان قصد تعطیل نمودن عقل را نداشته، چرا که بزرگترین دانشمندان ایران در آن عصر ظهور کردند و از دانشگاههای نظامیه فارغ التحصیل شدند، بلکه هدفش تقویت بیان حکومت سلاجقه در رویارویی با باطنیانی بوده که ارکان خلافت اسلامی و اتحاد مسلمین را به خطر می انداختند و جان و مال مسلمانان از دست آنها در امان نبود. و اطاعت از ولی امر مادامی که امر به معصیت ننموده است بر مسلمانان واجب است . و گوش به فرمان حکومت بودن در اموری که خلاف شرع نباشد تعارضی با تعقل ندارد.<br />
در مورد اینکه (   تمدن اسلامی با عبور از معتزله به سمت اشاعره  از حرکت باز ایستاد) باید گفت: تمدن اسلامی با گرایش بسوی معتزله بزرگتری آسیب را دریافت، چرا که معتزلیان بجای تفکر و تعقل در مسائل علمی و ارائه ی دست آوردهای جدید ، خود را به مسائلی مشغول نمودند که سبب عقب ماندگی مسلمانان شد من جمله تفکر در ذات خداوند، که این مسئله برای هیچ کسی قابل فهم نیست و اگر معتزله از این خرد خود در اموری استفاده می نمودند که آنها را نفعی حاصل می شد ، تمدن اسلامی با دست آوردهای جدیدتری مواجه می شد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علیرضا</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/382/comment-page-1#comment-632</link>
		<dc:creator>علیرضا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Apr 2010 22:46:21 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=382#comment-632</guid>
		<description>اگرچه تمجید بزرگان و مفاخر این سرزمین از وظایف همه هموطنان بوده تا نام آنان به بوته ی فراموشی سپرده نگردد ولی بدور از ادب و خلاف مروت است که برای تمجید و بالا بردن ارزش شخصی (هرچند که ارزشمند نیز باشد) دیگری را دانسته یا نادانسته پایین آوریم و از ارزشش بکاهیم. بی شک خواجه نظام الملک و حسن صباح هردو از بزرگان این مرز و بومند که دشمنی آنان با یکدیگر یکی از نقاط سیاه تاریخ این سرزمین است  و این نقاط سیاه متاسفانه بارها در تاریخ این آب و خاک تکرار گشته است ولی بی معرفتی است که برای تعریف از خواجه (نظام) از کارهای ارزشمند حسن صباح و یارانش چشم پوشی کنیم. بودند باطنیان بزرگی که نامشان چون ستاری درخشانی در آسمان تاریخ این سرزمین همیشه روشن خواهد ماند (ابو حمزه، ناصر خسرو، ...)هرگاه که قرعه فال، میان بزرگانمان آتش نفاق افکنده است برگی سیاه به کتاب تاریخمان افزوده که از سوزاندنش فقط دود بر چشم مردم رفته است و بس. پس ای کاش هنگامی که قلم بر دست می گیریم تا سطری نگاریم برای آیندگان، فراموش نکنیم که مسوولیتی سنگین بر دوش گرفته ایم که روزی باید جوابگویش باشید. به امید سربلندی ایران.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگرچه تمجید بزرگان و مفاخر این سرزمین از وظایف همه هموطنان بوده تا نام آنان به بوته ی فراموشی سپرده نگردد ولی بدور از ادب و خلاف مروت است که برای تمجید و بالا بردن ارزش شخصی (هرچند که ارزشمند نیز باشد) دیگری را دانسته یا نادانسته پایین آوریم و از ارزشش بکاهیم. بی شک خواجه نظام الملک و حسن صباح هردو از بزرگان این مرز و بومند که دشمنی آنان با یکدیگر یکی از نقاط سیاه تاریخ این سرزمین است  و این نقاط سیاه متاسفانه بارها در تاریخ این آب و خاک تکرار گشته است ولی بی معرفتی است که برای تعریف از خواجه (نظام) از کارهای ارزشمند حسن صباح و یارانش چشم پوشی کنیم. بودند باطنیان بزرگی که نامشان چون ستاری درخشانی در آسمان تاریخ این سرزمین همیشه روشن خواهد ماند (ابو حمزه، ناصر خسرو، &#8230;)هرگاه که قرعه فال، میان بزرگانمان آتش نفاق افکنده است برگی سیاه به کتاب تاریخمان افزوده که از سوزاندنش فقط دود بر چشم مردم رفته است و بس. پس ای کاش هنگامی که قلم بر دست می گیریم تا سطری نگاریم برای آیندگان، فراموش نکنیم که مسوولیتی سنگین بر دوش گرفته ایم که روزی باید جوابگویش باشید. به امید سربلندی ایران.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/382/comment-page-1#comment-630</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Apr 2010 04:54:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=382#comment-630</guid>
		<description>این مطلب  در سایت بالاترین انتشار پیدا کرد و مخالفانی داشت که نظر مخالفان را اینجا مینویسم اگر نظری در مورد نظر آنها دارید بنویسید 

نظر اول:واجه نظام الملک و شاگرد محبوبش غزالی از پایه گذاران دین حکومتی و جایگزین کنندگان تفکر و تعقل با تقلید و اطاعت محض از عالم دینی و سلطان (جانشین خدا ) بودند 


نظر دوم :نظامیه ها هم محلی برای تربیت کردن انسان هایی گوش به فرمان و یک شکل که در آینده بتوانند در راس امور حکومتی قرار گیرند و بدون تفکر فقط اوامر را اجرا نمایند بود ، با مراکز علم که به تربیت نیروهای دانشمند بپردازند تفاوت داشتند و از آن دوران زوال تفکر و اندیشیدن در ایران شروع شد و همه به یک صورت و پیرو یک دستور العمل در آمدند . 

 نظر بعدی :تاب &quot; ما چگونه ما شدیم&quot; از دکتر زیباکلام را مرور نماید و بعد انصاف بدهید که آیا نظامیه ها پای گذار تحصیل بودند یا نابود کننده تفکر 

لینک دانلود کتاب :این هم لینک کتاب برای شما دوست عزیز :
http://shopping.ketab.com/search.asp?cat=1&amp;alf=%D9%85%D8%A7+%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87+%D9%85%D8%A7+%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85 

 و نظر آخر:بگردید دنبال &quot; اشاعره و معتزله &quot; و ببینید که تمدن اسلامی با عبور از معتزله به سمت اشاعره چگونه از حرکت باز ایستاد


 البته کاربری در بالاترین به قسمت زیادی از سوالات پاسخ دادند.. من دوست دارم نظر شما بعنوان یک محقق در این مورد بدانم..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این مطلب  در سایت بالاترین انتشار پیدا کرد و مخالفانی داشت که نظر مخالفان را اینجا مینویسم اگر نظری در مورد نظر آنها دارید بنویسید </p>
<p>نظر اول:واجه نظام الملک و شاگرد محبوبش غزالی از پایه گذاران دین حکومتی و جایگزین کنندگان تفکر و تعقل با تقلید و اطاعت محض از عالم دینی و سلطان (جانشین خدا ) بودند </p>
<p>نظر دوم :نظامیه ها هم محلی برای تربیت کردن انسان هایی گوش به فرمان و یک شکل که در آینده بتوانند در راس امور حکومتی قرار گیرند و بدون تفکر فقط اوامر را اجرا نمایند بود ، با مراکز علم که به تربیت نیروهای دانشمند بپردازند تفاوت داشتند و از آن دوران زوال تفکر و اندیشیدن در ایران شروع شد و همه به یک صورت و پیرو یک دستور العمل در آمدند . </p>
<p> نظر بعدی :تاب &#8221; ما چگونه ما شدیم&#8221; از دکتر زیباکلام را مرور نماید و بعد انصاف بدهید که آیا نظامیه ها پای گذار تحصیل بودند یا نابود کننده تفکر </p>
<p>لینک دانلود کتاب :این هم لینک کتاب برای شما دوست عزیز :<br />
<a href="http://shopping.ketab.com/search.asp?cat=1&#038;alf=%D9%85%D8%A7+%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87+%D9%85%D8%A7+%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85" rel="nofollow">http://shopping.ketab.com/search.asp?cat=1&#038;alf=%D9%85%D8%A7+%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87+%D9%85%D8%A7+%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85</a> </p>
<p> و نظر آخر:بگردید دنبال &#8221; اشاعره و معتزله &#8221; و ببینید که تمدن اسلامی با عبور از معتزله به سمت اشاعره چگونه از حرکت باز ایستاد</p>
<p> البته کاربری در بالاترین به قسمت زیادی از سوالات پاسخ دادند.. من دوست دارم نظر شما بعنوان یک محقق در این مورد بدانم..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/382/comment-page-1#comment-629</link>
		<dc:creator>محمد</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 Mar 2010 19:36:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=382#comment-629</guid>
		<description>ابوالمعالی جوینی و ابوالقاسم قشیری و امثال آنها زمانی که بر من وارد می‌شوند بسیارمرا تمجید می‌کنند و مرا از منزلتی که در آن هستم بالاتر می‌برند و سخن آنان سبب ایجاد کبر در درون من‌ می‌شود هرگاه فارمزی به نزد من می‌آید عیوب و ظلمهای مرا یادآور می‌شود که سبب می‌شود اعمال خود را اصلاح نمایم


  این سخن خواجه خیلی به دلم نشست.. ... نکته ظریفی توی این جمله نهفته است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ابوالمعالی جوینی و ابوالقاسم قشیری و امثال آنها زمانی که بر من وارد می‌شوند بسیارمرا تمجید می‌کنند و مرا از منزلتی که در آن هستم بالاتر می‌برند و سخن آنان سبب ایجاد کبر در درون من‌ می‌شود هرگاه فارمزی به نزد من می‌آید عیوب و ظلمهای مرا یادآور می‌شود که سبب می‌شود اعمال خود را اصلاح نمایم</p>
<p>  این سخن خواجه خیلی به دلم نشست.. &#8230; نکته ظریفی توی این جمله نهفته است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ابو حذيفه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/382/comment-page-1#comment-628</link>
		<dc:creator>ابو حذيفه</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Mar 2010 08:15:20 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=382#comment-628</guid>
		<description>خوشا آنانكه با عزت ز گيتي بساط خويش برچيدند و رفتند****

ز كالاهي اين آشفته بازار محبت را پسنديدند و رفتند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خوشا آنانكه با عزت ز گيتي بساط خويش برچيدند و رفتند****</p>
<p>ز كالاهي اين آشفته بازار محبت را پسنديدند و رفتند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

