صاحب سوراخ

آنچه كه تاريخ اسلام را پر كرده است، حماسه هاي زيبا و قهرماني كساني است كه جان خود را در راه اسلام نذر ، و حيات و تلاش خود را براي خدا وقف كردند و براي او هيچ شريكي قرار ندادند.

حسن البنا ، در يكي از مقالات خود نمونه اي از اين مواقف پرشكوه را با عنوان « صاحب سوراخ » آورده است كه از نظر شما مي گذرانيم :

« مسلمانان در يكي از نبردها با قلعه و ديوار مستحكمي مواجه شدند و مدت طولاني قلعه را محاصره كرده بودند و دشمن در داخل قلعه مقاومت مي كرد ؛ يكي از سربازان مسلمان به فكر ايجاد سوراخ يا منفذي در ديوار افتاد كه از طريق آن در قلعه نفوذ كرده و در را بر روي جنگجويـان مسلمان بگشايد. اين سرباز مسلمان موفق شد و بـه تنهايي و در كمال آرامش و دور از سر و صدا ديوار را سوراخ كرد و راه را براي رسيدن مسلمانان به پيروزي مطلوب با كمترين قرباني هموار كرد.

آنچه كه مورد نظر ماست اين است كه فرمانده لشكر به دنبال «صاحب سوراخ» كـه اين پيروزي را براي مسلمانان رقم زده بود به كنجكاوي پرداخت. اما هيچكس حاضر نشد كه بگويد: منم . در ميـان سخنان خود به سربازان گفت: شما را به خدا سوگند مي دهم چه كسي اين سوراخ را ايجاد كرد؟ هر كس خبر دارد به من بگويد.

هنگامي كه فرمانده در خيمه خود نشسته بود ، مردي بر او وارد شد و به او گفت: مي خواهيد صاحب سوراخ را بشناسيد؟ گفت: آري به خدا قسم. گفت: من او را به تو نشان مي دهم اما به چند شرط. گفت: قبول دارم، رحمت خدا بر تو، شروط را بگو .

گفت: اسم او را نپرسيد، اسم او را ميان مسلمانان و پيش خليفه فاش نكنيد و او را تشويق نكنيد .

فرمانده گفت: قبول دارم ، اما او كيست؟ گفت، خـودِ من ! فرمانده از جاي خود برخاست و با او روبوسي كرد. اما سرباز بار ديگر از او خواست به شروط خود وفا كند و فرمانده چاره اي جـز لبيك به خواستة او نداشت و بدين شيوه اين سرباز گمنام در اين محيط بزرگ ذوب شد و بعد از آن صحنه كسي او را نديد…»
——————————
برگرفته از: نيت و اخلاص
نوشته دكتر يوسف قرضاوي
ترجمه: عمر قادري
نشر احسان

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :

قدرت گرفته از وردپرس پارسی - طراحی شده توسط Fresh Sites - ترجمه و بهینه‌شده برای وردپرس پارسی توسط مسعود گلچین