حکمت‌ها و آداب متعلق به ماه

خطیب: دکتر سعود شریم

مسجدالحرام: جمعه 21 شعبان 1432 برابر با 31 تیر 1390

خطبهٔ اول:

ستایش مخصوص خداوند است، {او که شکافندهٔ صبح است و شب را مایهٔ آرامش قرار داد و خورشید و ماه را وسیلهٔ حساب گرداند، این است اندازه‌گیری آن توانای دانا} [انعام: 96]

او که {شب را در روز و روز را در شب داخل می‌گرداند و خورشید و ماه را مسخر گردانده است که هر کدام تا وقتی مشخص در جریانند} [لقمان: 29]

و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ الله و پیامبر او و برگزیدهٔ اوست، با حکمت و پند نیک به سوی راه پروردگارش دعوت داد و به زیبایی با آنان به گفتگو پرداخت در راه خداوند آنگونه که شایسته است مجاهده نمود تا آنکه یقین وی در رسید، پس درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و اصحاب نیک او و تابعین و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.

اما بعد، ای مردم خود و شما را به لزوم تقوای خداوند و چنگ زدن به ریسمان محکم اسلام سفارش می‌کنم:

{أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (62) الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: 62-63]

(بدانید که دوستان الله نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند (63) آنان که ایمان آوردند و تقوا پیشه می‌ساختند)

بندگان خداوند:

سخنمان دربارهٔ آفریده‌ای بزرگ از آفریده‌های خداوند است که تاثیر و جایگاهی عمیق در درون بندگان دارد و دارای نوری است که زندگی را در وجود ما شعله‌ور می‌سازد، همچنانکه نشانه‌ای است از نشانه‌های آشکار خداوند که خداوند 27 بار از آن در کتاب خود نام برده است و در سه جا به آن سوگند یاد کرده است و یک سورهٔ کامل قرآن نیز به نام آن نام‌گذاری شده است.

این آفریده مثالی است برای به حرکت آوردن احساس غم و زیبایی و شکوه، شعراء با آن بسیار سر و کار دارند، و به مانند انسان است که از مراحل کودکی به کمال و سپس باز به سوی پیری و نقصان می‌رود.

در شب‌های تاریک جای آن خالی است، که در شب‌های ظلمانی انسان به یاد ماه می‌افتد… آری، این آفریده، ماه است، ماهی که بر دیگر کواکب برتری دارد چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در بسیاری مواضع در سنت خود هنگام ذکر برتری برخی اشیاء بر برخی دیگر می‌فرمیاد: «به مانند برتری ماه بر دیگر ستارگان».

این ماه است که ما را به یاد چهره‌هایی تازه و خوشحال می‌اندازد که در قیامت به پروردگار خود نظر می‌کنند. چنانکه در حدیث جریر بن عبدالله بَجَلی آمده است که می‌گوید: همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بودیم پس نگاهی به ماه کامل ـ شب چهاردهم ـ انداخت و فرمود: «شما پروردگارتان را خواهید دید همانطور که این ماه را می‌بینید و برای دیدن او ازدحام نمی‌کنید، پس اگر توانایی انجام نمازی پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن را داشتید، آن را انجام دهید» سپس این آیه را تلاوت کرد: {وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا} (پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن به حمد پروردگارت تسبیح گوی) [طه: 130]؛ [به روایت بخاری و مسلم]

ای مسلمانان: قلب‌های بندگان بی‌تاب است و چشمانشان مشتاقانه منتظر هلال نو رمضان است که پس از چند روز بر آنان پرتو خواهد افکند، منتظر آن ماه نو‌اند تا وارد ماهی شوند که تاثیر بسیاری بر آن‌ها و جامعه و احساس درونی آنان دارد.

پس از 11 ماه حرکت در مسیر زندگی منتظرند تا این ماه نو سر برسد. عجیب است؛ خداوند چه عبرت‌ها و حکمت‌هایی که در این آفریدهٔ خود ننهاده که اگر بنده پی به ارزش آن برده و اسرار آن را در پی گیرد بی‌تردید نسبت به پروردگار خود معرفت و شناخت بیشتری خواهد یافت و او را بیشتر ارج خواهد نهاد، ببینید چگونه خداوند به این آفریدهٔ خود سوگند یاد کرده و فرموده است:

{ كَلَّا وَالْقَمَرِ } [مدثر: 32]

(هرگز، سوگند به ماه)

{ وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا } [شمس: 2]

(سوگند به ماه آنگاه که در پی [خورشید] بیاید)

{ وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ } [انشقاق: 18]

(سوگند به ماه آنگاه که کامل شود)

خداوند متعال جز به چیزهای بزرگ قسم یاد نمی‌کند و او حق دارد به هر کدام از مخلوقاتش که بخواهد سوگند یاد کند اما انسان‌های چنین حقی را ندارند و تنها می‌توانند به الله قسم یاد کنند و «هر که به غیر خداوند قسم یاد کند کفر ورزیده یا شرک آورده است» چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است. (که منظور از کفر و شرک، کفر و شرک اصغر است و انسان را از دین خارج نمی‌کند).

خداوند بر ماه چنین نوشته است که از مرحلهٔ هلال به سوی مرحلهٔ کمال پیش رود و سپس باز به سوی افول رود، و این سنت خداوند در همه چیز است:

{وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ} [یس: 39]

(و برای ماه منزل‌گاه‌هایی قرار دادیم تا آنکه به مانند شاخهٔ کهنهٔ خوشهٔ خرما باز می‌گردد)

زیرا همه چیز هنگامی که به کمال رسد رو به نقصان و کمبود می‌نهد و این حال مردم است زیرا باقی ماندن یک وضعیت از محالات است و هر جمعی رو به فراق می‌نهد و در حدیث صحیح آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «بر خداوند است که هیچ چیز از دنیا را بلند نکند مگر آن را دوباره زیر آورد».

پس برای چه انسان دچار غرور و تکبر و خودپسندی شود در این حال که می‌داند رو به زوال و افول است؟

{كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (26) وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ} [رحمن: 26-27]

(هر چه بر روی آن است فانی است (26) و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگار تو باقی می‌ماند)

{وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ} [فرقان: 58]

(و بر آن زنده‌ای که نمی‌میرد توکل کن)

از جمله براهینی که خلیل الله ابراهیم ـ علیه السلام ـ به واسطهٔ آن دهان قومش را در مورد عبادت غیر خدا و شرک به او بست، قرار دادن ماه به عنوان علامتی بر یگانگی خداوند بود و اینکه تنها او مستحق پرستش است، آنجا که خداوند دربارهٔ او می‌فرماید:

{فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ} [انعام: 77]

(و چون ماه را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، پس هنگامی که ناپدید شد گفت: اگر پروردگارم من را هدایت نکند بی‌تردید از گروه گمراهان خواهم بود)

و هر آنچه پایانش رو به افول باشد مستحق عبادت نیست زیرا:

{اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ} [بقره: 255]

(الله است که معبودی به حق جز او نیست و زنده و برپا دارنده است، و نه خواب سبک و نه سنگین او را فرو نمی‌گیرد)

ای مسلمانان: بخاری و مسلم در صحیح خود از حدیث انس ـ رضی الله عنه ـ آورده‌اند که اهل مکه از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خواستند که نشانه‌ای برایشان بیاورد، پس پیامبر ماه را به آنان به دو نیم نشان داد تا آنکه حراء را میان آن دو نیمهٔ ماه دیدند، و خداوند متعال فرمود: {اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ} یعنی: (قیامت نزدیک گردید و ماه به دو نیم شد) و حادثهٔ دو نیم شدن ماه از معجزات آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از دلائل پیامبری وی است.

ای بندگان خداوند، خداوند متعال برای عبادت‌ها اوقاتی زمانی و مکانی قرار داده است که در این میان، ماه نقش بزرگی در اوقات زمانی عبادت‌ها دارد، از جمله حج که خداوند متعال می‌فرماید: {الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ} (حج در ماه‌هایی است مشخص) و همچنین روزه که خداوند متعال دربارهٔ آن می‌فرماید: {فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ} (هر کدام از شما که ماه را دید آن را روزه گیرد) و دیگر اوقات زمانی که به هلال ماه و جایگاه آن بستگی دارد مانند عُده و روزهٔ روزهای سفید (أیام البیض) و دیگر عبادات.

وقت‌گذاری بر اساس ماه از جمله ویژگی‌هایی است که خداوند برای این امت قرار داده است به طوری که دیگر امت‌ها اوقات خود را بر اساس سال خورشیدی که روزهای آن 11 روز بیشتر از روزهای قمری است حساب می‌کردند. چنانکه خداوند متعال دربارهٔ مدت ماندن اهل کهف در غار می‌فرماید: {وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا} یعنی: (آن‌ها در غارشان سیصد سال به اضافهٔ نُه سال ماندند). سیصد سال به حساب شمسی و سیصد و نُه سال به حساب قمری.

عرب پیش از اسلام نیز به خلاف دیگر ملت‌ها اوقات خود را بر اساس تقویم قمری حساب می‌کردند که اسلام نیز با این تقویم موافقت نمود.

برای همین است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «ما امتی ناخوانده هستیم که نه می‌نویسیم و نه حساب نمی‌کنیم، و ماه اینگونه و اینگونه است» یعنی: یک بار 29 روز و باری دیگر 30 روز. [به روایت بخاری و مسلم]

ماه نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند است که خداوند بندگان خود را با خسوف آن در دنیا و در آخرت می‌ترساند. چنانکه خداوند فرموده است:

{فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ (7) وَخَسَفَ الْقَمَرُ (8) وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ (9) يَقُولُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ (10) كَلَّا لَا وَزَرَ (11) إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ} [قیامت: 7-12]

(پس آن هنگام که چشم‌ها از شدت ترس به گردش در آیند (7) و ماه بی‌نور شود (8) و خورشید و ماه یکجا شوند (9) آن روز انسان می‌گوید راه فرار کجاست؟ (10) هرگز، هیچ راه فرار و گریزگاهی نیست (11) آن روز قرارگاه پایانی تنها به نزد پروردگارت است)

این ماه است، آفریده‌ای از آفریده‌های خداوند و این بود برخی از نکته‌ها و حکمت‌هایی که خداوند در این آفریدهٔ بزرگ نهاده است. خدای متعال می‌فرماید:

{هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ} [لقمان: 11]

(این است آفریدهٔ الله، پس به من نشان دهید کسانی که جز اویند چه آفریده‌اند؟)

بر این اساس کوچک شمردن این آفریده و قرار دادن تاریخ و تقویم بر اساسی دیگر عیبی است بزرگ و همینطور بار آوردن کودکان با تصاویری که در آن ماه را دارای صورت و چشم و ابرو و دهن و بینی نشان می‌دهند یا آن را خندان یا گریان نشان می‌دهند نیز اشتباه است زیرا ماه نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند است که کوچک شمردن آن و بی‌احترامی به آن جایز نیست و این آفریده برای عبرت گیری و احساس عظمت خداوند و پاس داشتن قدر وی است زیرا خدای متعال می‌فرماید:

{وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ} [رعد: 2]

(و خورشید و ماه را مسخر نمود که هر کدام تا مدتی مشخص به حرکت خود ادامه می‌دهند، کار آفرینش را تدبیر می‌کند و آیات خود را به روشنی بیان می‌کند باشد که به دیدار پروردگار خود یقین حاصل کنید)

{وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ} [فصلت: 37]

(از جمله نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، نه به خورشید و نه به ماه سجده نبرید و بلکه به الله سجده کنید که آن‌ها را آفریده است اگر تنها او را عبادت می‌کنید)

در دوران‌های گذشته و حتی در دوران معاصر برخی از مردم و ملت‌ها دچار اشتباهات عقیدتی در مورد ماه شده‌اند که آن را ـ در ذهن آنان ـ از هدفی که برای آن آفریده شده است دور گردانده است. برخی از آنان گمان بردند که ماه برای مرگ یا به دنیا آمدن کسی دچار خسوف می‌شود اما پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که پس از مرگ فرزندش ابراهیم برخی این گمان را نمودند چنین چیزی را انکار نمود.

همینطور منجمان و جادوگران در گذشته و حال ماه را در امور مردم دخالت می‌دهند و آن را موثر می‌دانند. شیخ الاسلام ابن تیمیه و دیگران ذکر کرده‌اند که علی ـ رضی الله عنه ـ هنگامی که خواست برای نبرد با خوارج به سوی آنان خارج شود، ستاره‌شناسی به او گفت: ای امیرالمومنین! به سفر نرو که قمر در عقرب است که اگر در این حالت که قمر در عقرب است خارج شوی یارانت شکست می‌خورند! علی در جواب او گفت: «بلکه با اعتماد و توکل بر خداوند و برای دروغ دانستن سخن تو به سفر می‌رویم!» پس به سوی خوارج خارج شد و در این سفر برای او برکت حاصل شد و خوارج شکست خوردند.

ممکن است دچار تعجب شویم اگر بدانیم حتی برخی از پژوهش‌های معاصر نزد غیر مسلمانان به اعتقاد باطلی منتهی شده است که ماه بر مزاج انسان تاثیر دارد و جنایت‌ها هنگامی که ماه کامل است رو به ازدیاد می‌گذارد! و برای این اعتقاد اینگونه دلیل می‌آورند که از آن جا که ماه با جزر و مدر دریاها در ارتباط است و 80 درصد وزن انسان را نیز آب تشکیل داده است پس ماه بر روی انسان نیز تاثیر می‌گذارد.

اما عجیب‌تر هنگامی است که برخی مسلمانان فریب اینگونه سخنان را می‌خورند و حتی گردن نصوص شرع را نیز می‌چرخانند تا با این اعتقادات خرافی که عاقلان غیر مسلمان نیز آن را باطل می‌دانند، موافق شود! تا جایی که برخی فریب خوردگان میان روزه گرفتن در روزهای سفید یعنی روزهای 13 و 14 و 15 ماه قمری که ماه کامل است، و تاثیر ماه کامل بر انسان ارتباط داده‌اند و معتقدند این برای آن است که جنایت‌ها کمتر شوند!

پناه بر خداوند!

مگر ماه جز آفریده‌ای از آفریده‌های خداوند است و همانطور که بنی‌آدم به خداوند سجده می‌برند او نیز برای خداوند سجده می‌کند:

{أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ} [حج: 18]

(آیا ندانسته‌ای که هر که در آسمان‌ها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای الله سجده می‌برند و بسیاری‌اند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که الله او را خوار گرداند او هیچ گرامی‌دارنده‌ای نخواهد داشت، همانا الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد.)

خداوند برا من و شما در قرآن بزرگ برکت نهد و یا آیات و ذکر حکیم سود رسانَد. آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر اشتباه بود از من و از شیطان بود، و از خداوند آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده است.


خطبهٔ دوم:

ستایش مخصوص خداوند است برای احسان وی و سپاس برای توفیق و منت او و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله واحد بی‌شریک نیست و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست.

اما بعد:

بسیاری از اهل تفسیر ذکر کرده‌اند که برخی از صحابه از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیدند که قضیهٔ هلال چیست که اول کار باریک به نظر می‌رسد سپس بزرگ می‌شود تا آنکه گرد می‌شود و دوباره کم می‌شود تا آنکه به حالت اول باز می‌گردد؟ و خداوند نازل کرد که:

{يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ} [بقره: 189]

(از تو دربارهٔ هلال‌های ماه می‌پرسند. بگو این وقت‌هایی است برای مردم و برای موسم حج)

ما اینجا توقفی کنار این داستان خواهیم داشت زیرا برخی از مردم که نور وحی، یقین در قلب آنان ایجاد نکرده است ادعا کرده‌اند که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به سبب امی بودن از ذکر ویژگی‌های هلال و سبب تغییر شکل آن خودداری کرده است و تنها به این اکتفا نموده که این علامتی است برای اوقات عبادات.

بدتر از آن کسانی هستند که گمان می‌کنند رویت شرعی با حساب دقیق برابر نیست و تنها گمانی است که در برابر وسائل این دوران ناقص است در حالی که حساب نجومی دقیق‌تر و صحیح‌تر است.

پاسخ آنان این است که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هرچند امی بود از پاسخ دادن به آن سوال عاجر نبود زیرا او کسی بود که با وحی در ارتباط بود، و او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به چیزهایی بزرگتر از این مساله نیز اشاره نموده است، از جمله وصف آسمان‌های هفتگانه و پیامبرانی که در آن‌ها بودند که در داستان اسراء و معراج آمده است و همینطور وصف مسجدالاقصی چنانکه بود.

اما پاسخ مختصر آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای رسالت امت وی و نیاز آنان به عبادت و طاعت خداوند بود، و همینطور نیاز فعلی و واقعی آنان ـ و نه نظری و تئوری ـ همین بود که هلال‌های ماه برای شناختن اوقات عبادات و حج توسط مردم است و این سود واقعی ماه برای مردم بود.

اما هر کس ادعا کند که پاسخ پیامبر مخالف علوم فلک است بر خدا و رسولش دروغ بسته است. زیرا کتاب خداوند والاتر از آن است که کتابی برای ستاره‌شناسی و شیمی و فیزیک باشد چنانکه بسیاری تمام هم و غم خود را در اینگونه مسائل قرار داده‌اند نه برای آنچه خداوند به هدف آن کتابش را نازل کرده است یعنی هدایت و نور و نجات و موفقیت که همه در این کتاب است، این‌ها ممکن است به این سبب در سه مشکل شرعی واقع شوند.

نخست: شکست درونی آنان که فکر می‌کنند علم بر قرآن حاکم است و قرآن باید تابع آن باشد و برای همین سعی می‌کنند به واسطهٔ علم قرآن را ثابت کنند حتی اگر قرآن خلاف استدلال آنان باشد که این مصیبت بزرگی است.

دوم: سوء فهم حقیقت قرآن و رسالت آن، و اینکه این کتاب حقیقتی است نهایی که جایی برای تغییر ندارد زیرا گویندهٔ آن کسی است که هیچ چیزی در زمین و آسمان بر او پنهان نمی‌ماند.

سوم: واقع شدن در تاویل بی‌جا و تکلف در توجیه نصوص قرآن با نظریات و تئوری‌هایی که ممکن است خود پس از مدتی منسوخ شوند و نظریه‌ای دیگر جای آن‌ها را بگیرد. البته این به معنی عدم استفاده از نوآوری‌های علمی برای نشان دادن مدلول آیات و اعجاز آن‌ها نیست، اما باید علم را تابع قرآن دانست و نه قرآن را تابع علم.

همچنین اینجا لازم است که بر سعهٔ صدر و پذیرش دیدگاه‌های مخالف در مورد قضیهٔ هلال رمضان نیز سخن بگوییم. شایسته نیست چنین مساله‌ای سبب درگیری و پشت کردن به یکدیگر شود. باید این قضیه را بر اساس اجتهاد و برای رسیدن به هدف مورد نظر دید، و از جدل بی‌فایده و نکوهیده جلوگیری نمود؛ زیرا اصل رویت هلال، شرعی است اما این اصل نباید مانع از استفاده از نوآوری‌های علمی شود که اصل این قاعده را نفی نمی‌کند، مانند تلسکوپ‌ها یا حسابی که بر اساس رویت باشد، اینگونه به همهٔ نظرات توجه شده و اختلاف نیز کمتر می‌شود.

امام مسلم در صحیح خود از کریب روایت کرده است که او هلال را شب جمعه در شام دید سپس در آخر ماه به مدینه رسید. عبدالله بن عباس ـ رضی الله عنهما ـ از او دربارهٔ هلال پرسید و او نیز بر اساس دیدهٔ خود پاسخ داد. سپس ابن عباس گفت: «اما ما آن را شنبه دیده‌ایم و همچنان تا کامل کردن سی روز روزه می‌گیریم یا اینکه آن را خواهیم دید» سپس گفت: «پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را اینگونه امر نموده است».

ببینید آنان چه حیکم بودند و تا چه اندازه نسبت به یکدیگر نرم بوده‌اند. با وجود آنکه رویتشان با هم یکی نبود اما قلب‌هایشان یکی بود!

{أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ} [انعام: 90]

(آنانی کسانی اند که الله هدایتشان نموده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن)

و در پایان بر بهترین انسان ها و پاک‌ترین آنان، محمد بن عبدالله، صحاب حوض و شفاعت درود فرستید که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:

{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا} [احزاب: 56]

خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ صاحب چهر‌هٔ نورانی درود و سلام و برکت ارزانی دار و از چهار خلیفهٔ وی، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش راضی و خشنود باش از مهربان‌ترین مهربانان.

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، وشرک و مشرکان را خوار گردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.

خداوندا غم غم‌داران مسلمان را از بین ببر. و سختی سختی‌دیده‌گان را برطرف ساز و وام وام‌داران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.

خداوندا ما را به رمضان برسان، خداوندا ما را به رمضان برسان. خداوندا روزه و قیام و قرائت آن را در دل شب و کناره‌های روز نصیب ما گردان.

خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و ائمه و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را به دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی خشنودی تو باشند.

{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]

پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخر سخن آنکه: الحمدلله رب العالمین.

دیدگاه‌تان را ارسال کنید :

قدرت گرفته از وردپرس پارسی - طراحی شده توسط Fresh Sites - ترجمه و بهینه‌شده برای وردپرس پارسی توسط مسعود گلچین