پند و حکمت

عقل مردم به اندازه‌ی زمانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند. — مطرِّف ابن عبدالله (رحمه الله), طبقات ابن سعد (7/143)

هلال رمضان بین حقیقت و خیال!

خواهران، أم جهاد وأم شهید

با فرو ریخته شدن پایه های متزلزل خلافت عثمانی آخرین پرچمی که با نام اسلام در صحرای وحشتناک جهالت قرن نوزدهم بر افراشته شده بود، این میراث بزرگ بین فرزندان ناباب اسلام، یعنی مسلمانانی که با اسلام فرسنگها فاصله داشتند به طور ناعادلانه تقسیم گشت.

دست خون آشام استعمار نیز در این مسئله دخالت کرده، از هر چند شهرکی کشوری ساخته بر هر سری کلاهی با رنگ وبوی خاصی نهاده شد.

از آنروز هیمنه سیاسی با نظام وحکومت الهی قهر کرده خودش را بسوی نظامهای بی نظام غربی سوق داد که نهایتا این کشورهای بی قانون جهان سوم، پدیده آن حرکت پوشیده و پوسیده قدیم که نه خدای را پیششان ارزشی است ونه انسان را، بوجود آمدند.

بار دیگر قرآن بزندان رفت واسلام در زیر چکمه های بچه های عاق شده اش در سلولهای تاریک ووحشتناک به جیغ وفریاد در آمد.

امروزه شاهدان عینی این همه وحشیگری وبی خدایی هستیم که فردا در میدان محشر شهادت خواهیم داد وبا پرده کشیدن از اینهمه ظلم وستم رسوایی ظالمان وستمگران را شاهد خواهیم شد.

از آنجا که روح دین وخدا پرستی در سینه های این امت کاشته شده وبا رگ وخونشان آمیخته شده بود، هر حکومتی برای جذب مردم ندای اسلام برآورد وقرآن را در کنار داس وچکش ویا صلیب وکرواتش ویا ویا… قرار داد.

دین اسلام نیز دینی است شامل که تمامی شئون زندگی فردی وزندگی اجتماعی را برای پیروانش ترسیم نموده، که التزام به آن می بایستی همه جوانب را بپوشاند، احکام شخصی وفردی فقط دور وبر تکه گوشتی که قلب نامیده می شود می چرخد وپس از آن احکام اجتماعی است که این قلب با خدا را با قلبهای دیگر هم خانواده اش می آمیزاند. از جمله این عبادات همگانی عبادت روزه است که سالی یکماه معده ای که همواره زیر رحمت الهی با نظام خاصی نعمتهای پروردگارش را می بلعید در این مدت کوتاه کمکی استراحت می کند تا بتواند با ادای فرامین پروردگارش شکری بجا آورد.

در ضمن روح وروان از خالی شده معده استفاده کرده غذای مورد علاقه خود را درمی یابند وباز پس از سفری طولانی در گناه ومعصیت بسوی ریسمان معصوم الهی بازگشته اعتراف می کنند که ما بنده ایم، بنده وبرده پروردگار عالمیان فقط.

بنده خدا وفقط بنده او بودن یعنی از عبادت همه دست کشیدن وبسوی او روی آوردن… مخالف إله منشی بسیاری از حکومتها است از اینرو آنها همواره سعی می کنند که در این عبادت الهی نیز دخالت کرده آنرا زیر قانونهای اساسی بی اساسشان در آرند.

بهمین جهت از مسئله اختلاف مطالع ـ یعنی اختلاف در طلوع ماه وخورشید ـ سوء استفاده کرده آنرا بر زبان علمای درباری، خواسته یا ناخواسته، مطرح می کنند تا همیشه نانشان در روغن بماند!

در حقیقت در فقه اسلامی چیزی بنام” اختلاف طلوع وغروب ماه وخورشید مطرح بوده است وپیامبر اسلام نیز فرموده اند” صوموا لرؤیته وافطروا لرویتـه” یعنی با دیدن هلال رمضان روزه بگیرید وبا دیدن هلال شوال افطار کنید.

این تنها راه دریافتن ماه مبارک رمضان بوده وهست. اما همانطور که واضح وروشن است سخن پیامبر گرامی اسلام موجه بهمه امت اسلامی است پس اگر چنانچه چند نفر از این امت در جایی از کره زمین هلال ماه مبارک رمضان را دیدند روزه بر همه امت واجب می شود، نه اینکه ما طبق نظام امروزی اوامر پیامبر اسلام را تأویل کنیم وبگوئیم که ایشان اهل هر کشوری را جداگانه امر فرموده اند، چرا که:

اولاً: وجود این کشورها ومرزهای آنها طبق نظام سیاسی معینی است که روز بروزتغییر می کند در حالی که نظام اسلام واحکام الهی ثابت است ـ مگر در موارد برخی احکام اجتهادی ـ که اجتهاد نیز در دایره نص ثابت انجام می گیرد.

ثانیاً: مناطق مرزی هر کشوری بکشور همسایه نزدیکترند تا به پایتخت کشور خود، مثلاً فاصله مناطق جنوبی با کشورهای عربی کمتر است تا فاصله شان با پایـتخت کشور پس بر چه اساسی در دیدن ماه تابع پایتخت خود باشند؟ (شاید دانستن این نقطه برایت جالب توجه باشد که فاصله بین پاکستان وایران جاده ای است به عرض ۴ متر وفاصله بین پاکستان وافغانستان طنابی به قطر ۲سانتی متر (!) ومی بینی که در این سوی طناب وآنسوی اسفالت مردم آدامس نشخوار می کنند در حالیکه همسایه ها وخویشانشان تسبیح بدست با دهان روزه ذکر خدا می گویند، وچند پگاهی بعد در اینسوی طناب مردم عید را به همدیگر تبریک می گویند در حالیکه در آن سو چشمان برادرانشان خیره به آسمان در انتظار شب قدر است! ـ سؤال گریه برانگیز اینست که چرا مسلمانان عقلهایشان را بکار نمی گیرند؟).

از این قرائن وبسیاری جهات دیگر واضح می شود که اختلافاتی که در روزه بعضی از اقوام پیشین بوده سبب آن مسافت طولانی راه ونه بودن وسائل حمل ونقل سریع بوده نه اختلاف مطالع، بدین معنی که مثلاً در شهری ماه دیده شده ومردم شروع بروزه گرفتن نموده اند اما در شهر دیگری که از شهر اول ۲۰۰کیلو متر فاصله داشته بسبی، از جمله مه آلود بودن هوا، ویا ابری بودن آسمان ویا ویا… ماه دیده نشده وروز بعد با دیدن ماه ویا با کامل شدن۳۰ روز شعبان، رمضانشان شروع شده، بر همین اساس عید این دو شهر نیز با اختلاف یک روز بر پا می شود که این امر اگر چنانچه واقعاً در گذشته اتفاق افتاده، هیچ غوغائی را نمی توانست به پا کند چرا که چاره ای جز قبول آن نبود واین اختلاف ـ در طول مسافت گم می شد، وکسی نمی توانست بر دیگری اعتراض کند.

اما امروزه با پیشرفت علم بشری ـ که این خود یکی از راههای خداشناسی است وخداوند متعال با تأکید فراوان می فرمایند که “إنما یخشی الله من عباده العلماء”. (تنها وتنها دانشمندانند که از خداوند می ترسند).

پس دانش راهی است برای دریافتن قدرت الهی وعلم همیشه وهمواره در خدمت تعالیم الهی بوده است. انسان توانسته است که از نظام گردش زمین وخورشید وماه بطور کلی باخبر شده واز بسیاری از ریزه کاریهای آن مطلّع گردد، واگر ما توجه کنیم در خواهیم یافت که همه جهان اسلام ـ کشورهای اسلامی ـ در یک شب با هم مشترکند ـ واختلاف طلوع وغروب بیش از چند ساعت نیست ـ واین بدین معنی است که همه ما در مسیرگردش”یک ماه” قرار می گیریم ـ یعنی همان هلالی که در یمن قبل از چند ساعت دیده شده بعد از چند ساعتی در شهر ما ودر کشور ما می بایستی دیده شود، واگر عواملی طبیعی ویا… مانع دیدن ما شد دیگر بر ما هیچ عذری وبهانه ای نیست ومی بایستی بنابر سخن برادرانمان روزه گیریم چرا که امت اسلامی یک جسد هماهنگ است.

وآیا واقعاً شرم آور نیست که مثلاً در کشورهای چون کشورهای عرب در خلیج که هر کشوری از شهرکی بزرگتر نیست یکی امروز ودیگری فردا وآن دیگر بعد ازدو روز دیگر رمضانش شروع می شود. واگر امروز روابط سیاسیش با کشور فلان هماهنگی می کرد در روزه امسال همسفرش خواهد شد وإلا مخالفت پیشه می گیرد.(هلال سیاسی یا هلال شرعی!! بنگر که چرا برخی از سالها روزه ما با عربستان سعودی هماهنگ می شود وسالهای دیگر یک روز به عقب می افتد ؟ در سالهای اتفاق اختلاف مطالع کجا رفته بود؟ – شاید جواب این سؤال در وزارت خارجه نهفته باشد!).

وآیا شرم آور نیست که در شهرهای بزرگ دنیا چون لندن وپاریس مسلمانان سه روز نماز عید می گذارند، سعودیها بر طبق عید سعودی ، ایرانیها بر اساس عید در ایران، وترکها همگام با عید ترکیه!.

روزهای سال چون واگنهای یک قطار بهم چسپیده، پیش می روند. اگر ما بطور مثال، یک روز قبل از کشور عربستان روزه بگیریم پس ما یک روز از آنهایی که بر اساس اعتقاد خویش دیرتر روزه گرفته اند جلو خواهیم افتاد، از اینرو احکام حج ما نیز می بایستی یک روز جلو بیفتد وقیام در عرفات ما نیز یک روز جلو می افتد، عید قربان ما نیز قبل از عید آنها خواهد بود واگر چنانچه کشوری دیگر بعد از آنها روزه گرفته باشد در همه این مسائل یک روز با آنها ودو روز با ما اختلاف خواهد داشت. واضحتر اینکه: روزی که حجاج خانه مطهر خداوند متعال در عرفات هستند ونیمی از مسلمانان جهان بنا به سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم روزه دارند ما قربانیهایمان را می بایستی سر ببریم، ودر روز دیگر که حجاج بیت الله الحرام قربانی می دهند وروزه اساسا حرام است برادرهای دیگر ما در جای دیگری از دنیا دهان به روزه عرفه دارند!!!

پس همانگونه که روشن شد این یک نوع تلاعب وبازی گرفتن احکام است ودر طول تاریخ اسلام چه در زمان پیامبراکرم (صلی الله علیه وسلم) وچه در زمان یاران آنحضرت وبعد از آنها همچنین مسئله ای اصلاً روی نداده ومطرح نبوده است. حال بیا یک لحظه با خود بیندیشیم که این اختلاف ساختگی چه ها می تواند بر پا کند.

۱ـ کره زمین امروز چون یک دهکده کوچکی است که همه انسانها می توانند در کوتاهترین وقت وبا ساده ترین روشها با هم رابطه بر قرار کرده بهم برسند. در چنین موقعیتی اختلاف در اولین روز رمضان وعید چه معنا دارد؟!

۲ـ در شهرهای بزرگی که مردم صدها کشور مختلف بنابه احتیاجات روز مره وروابط گوناگون دور هم جمع شده اند وهر یکی در احکام تابع فتوای کشور خودش است برقرار کرده چند نماز عید در چند روز متوالی چه معنا دارد؟!

آیا اینها همه منافی مفهوم عید واجتماع در نماز و… نیست؟

وآیا با هماهنگی عبادت روزه تعارض ندارد؟

پیشرفت علم ثابت کرده که این اختلاف هیچ گونه دلیلی نداشته وتنها بر أوهام وتنگ نظریها بنا شده است. ودر حقیقت این یک مسئله علمی ونجومی است نه یک مسئله فقهی که بر فتوای قدیم بنا شود.

هر یک از ما اگر قدری با خود بیندیشد ومسئله را بدون تعصب وجهت گیری فقط وفقط برای رسیدن بحقیقت بنگرد، در خواهد یافت که این جنجال جز یک تئاتر بی معنا چیز دیگری نیست ودر خواهد یافت که امام ابوحنیفه رحمه الله وقتی در فتوایشان فرمودند که: “اگر چنانچه یک مسلمان راستگو در هر جایی از زمین ماه را ببیند روزه رمضان بر همه مسلمانان واجب می شود”.

چقدر دور اندیش وحکیم بوده است. نمی دانم که چرا ما در این مورد بخصوص سخن آن حضرت را زیر پا نهاده وبه رأی ضعیفتر ومخالف با عقل ومنطق وعلم روی می آوریم؟!

نظر بدهید

New Page 1

نظرسنجی

آیا تا به حال دروغ گفته‌ای؟

نمایش نتایج

در حال بارگزاری ... در حال بارگزاری ...
New Page 2

وردپرس فارسی