نگاهی به قضیهی سوزاندن کتابخانههای اسکندریه و ایران
استاد سيد عبدالرحيم خطيب
… مورخين قرن اول اسلام تا شش قرن بعد يعني ششصد سال بعد از تاريخ فتح اسكندريه چه مورخ مسلمان و چه بيگانه با آنكه درباره فتح اين شهر به تفصيل شرح داده اند نه ذكري از وجود كتابخانه در آن زمان كرده اند و نه از آتش زدنش به دست عمروبن العاص فاتح اسكندريه حرفي زده اند.
اولين كسي كه تهمت زده گفته است عمروبن عاص پس از فتح اسكندريه كتابخانه بزرگش را به فرمان حضرت عمربن الخطاب آتش زد «عبداللطيف بغدادي» است كه اين مطلب را در كتابش به نام «الإفاده و الاعتبار» ذكر كرده است و هيچ احدي از تاريخ نويسان قبل از او در چندين قرن گذشته چيزي از اين باب نگفته و ننوشته است ، حتي مورخين غير مسلمان هم اشاره اي به اين مطلب نكرده اند و حال آنكه هرگاه چنين حادثه اي بود با آب و تاب مي نوشتند
شكي نيست كه خود عبداللطيف بغدادي در تاريخ فتح اسكندريه كه در سال 21 هجري (642) ميلادي بوده به دنيا نيامده تا گفته شود آنچه خودش شخصا در هنگام فتح اسكندريه به چشم ديده در كتابش به قلم آورده است زيرا او در سال 1231 ميلادي يعني 589 سال بعد از فتح اسكندريه از مادرش متولد گرديده است.
پس بايد اين مطلب را در تاريخ تدوين شده سابقين بيابد تا بنويسد و حال آنكه كسي قبل از او [چنين چيزي] نگفته و در هيچ تاريخي قبلا ذكر نشده است و بغدادي هم در كتابش استناد به هيچ كتاب تاريخي نكرده است بنابراين مسلما چيزي از پيش خود گفته و گفته اش ارزش تاريخي ندارد و قابل اعتبار و اعتنا نمي باشد.
بدين جهت است كه پاره اي از دانشمندان غرب مانند گيبون و پوتلر و سديو و گوستاو لوبون و امثال آنها اين مطلب را با ذكر دليل رد كرده اند و عمروبن العاص و عمربن الخطاب را از اين تهمت مبرا مي دانند.
هرگاه توجه كنيم كه عبداللطيف بغدادي مي گويد، كتابهاي كتابخانه مزبور شش ماه متوالي زير خزانه حمامهاي اسكندريه كه چهار هزار (!) حمام داشته به جاي هيزم براي گرم كردن آب خزانه بسوزانند، آن وقت است كه خوب پي مي بريم داستان سوزاندنكتابخانه اسكندريه چقدر بي اساس و جز خرافه نيست. مگر شهر اسكندريه چقدر بزرگ و چقدر سكنه داشته كه نياز به چهار هزار حمام داشته باشد؟ يا مگر كتابهاي كتابخانه تا چه حد زياد بوده كه دوام داشته شش ماه متوالي شب و روز آتش چهار هزار حمام افروخته، آب خزانه هاي چهار هزار حمام گرم كند؟ سبحان الله!
بنابراين يا در هنگام حمله مسلمين به اسكندريه كتابخانه اي كه كتاب داشته باشد اصلا وجود نداشته و يا اگر موجود بوده رومي ها كه وضع خود را در خطر ديده اند قبل از اينكه شهر به دست مسلمين افتد كتابهاي آن را از راه دريا به پايتخت روم انتقال داده اند.
همچنين آتش زدن كتابخانه ايران به دست فاتحين اسلام چنانكه برخي محققين گفته اند افسانه ايست موهوم. چه در هيچيك از منابع معتبر قرون اول اسلام ذكري از اين امر ديده نمي شود. مورخين معروف غرب كه با بي طرفي و دور از تعصب به اين موضوع توجه و به دقت بررسي كرده اند تصريح كرده اند كه اين مطلب جز دروغ و بهتان نيست. دكتر «ماكس ميرهوف» اسلام شناس و مستشرق معروف در كتاب خود به نام «ميراث اسلام» مي گويد: «مراكزي براي تحصيل علم در قسمتهاي مختلف ايران بود كه پس از تسلط مسلمين بر ايران دست نخورده باقي ماند و حتي جندي شاپور، يكي از مراكز علمي امپراطوري اسلام گرديد» (ص 103 ميراث اسلام).
بنابر اين تهمتي كه برخي از بي اطلاعان در باب آتش زدن كتابخانه ايران به مسلمين مي زنند هيچگونه مدرك تاريخي ندارد و جز بهتان نيست.
در تاريخ مي خوانيم كه رومي ها در سال 70 ميلادي بر شهر بيت المقدس كه در آن زمان شهر مذهبي يهوديان بود تسلط يافتند و كتب ديني آنان را براي توهين لگدمال كردند و پس از آن آنچه بود تماما در مسجد الاقصي عبادتگاه بزرگشان آتش زده سوزاندند و خود مسجد (معبد) را نيز به آتش كشيدند.
همچنين مسيحيان در كشمكشهاي ديني كه بر ضد يهوديان در اندلس (اسپانيا) به راه انداختند تمام كتابهاي ديني آنها را طعمه حريق ساخته از بين بردند.
چنانكه در اين كتاب (شيخين ابوبكر و عمر) نوشتيم مسلمين بر ايران و سوريه و فلسطين و اردن و مصر تسلط يافتند ولي در هيچ تاريخي حتي تواريخ همين مردمي كه مملكتشان را از دست دادند ديده نمي شود كه مسلمين به كتب ديني آنها توهين كرده يا ازبين بردند يا بناهاي ديني آنها را خراب يا آتش زده اند و حال آنكه مسلمين حامل لواي دين اسلام بودند و يكي از اسباب جهادشان تبليغ دين اسلام و دعوت مردم به سوي اين دين بود و ظاهرا مي بايست كتب ديني ديگران را از بين ببرند و معابدشان را خراب كنند، ولي نه تنها دست به چنين كاري نزدند بلكه برعكس به معابدشان تا آنجا احترام مي گذاردند كه حضرت عمر پس از فتح همين شهر بيت المقدس كه روميان چنين و چنانش كردند در كليساي بزرگ قيامت نماز نخواند به اين نظر كه مبادا مسلمين در آينده بدين علت كه خليفه در آن نماز خوانده آنرا از دست مسيحيان گرفته تبديل به مسجد نمايند.
در جنگ خيبر كه در عهد حيات رسول الله و به رهبري آن حضرت واقع شد چند جلد تورات غنيمت به دست مسلمانان افتاد و يهوديان پس از پايان جنگ از حضرت رسول تقاضا كردند تا مجلدات تورات را به آنها بازگرداند و آن حضرت امر فرمود [كتب آنها] به آنها مسترد شود.
مردمي كه با كتب و ابنيه ديني ديگران چنين رفتار نيك مي كردند آيا امكان دارد كه ساير كتابهاي آنها از قبيل فلسفه و فلك و غيره كه اصلا مخالف دين اسلام نمي باشد آتش بزنند؟ هرگز!
مسلما دشمنان اين دين خواسته اند با جعل و وضع چنين داستاني وجهه مسلمين را بد جلوه بدهند ولي اين تاريخ صحيح است كه مشت محكم بر دهانشان مي زند.
بسیار سپاسگزارم از انتشار مقالات تاریخی مستند با دلایل منطقی و علمی پژوهشگران در بارۀ شناخت درست و حقیقی از تاریخ و جهانشناختی اسلام. امیدوارم این کار ارزنده و مفید برای جامعۀ بشری با همت شما عزیزان بدون وقفه همچنان ادامه پیدا کند. خسته نشوید، اجرتان و موفقیتان از سوی خداوند متعال باشد.ما هم برای شناساندن جهان بینی و تاریخ اسلام در سطح گسترده تر در جمهوریهای مسلمان آسیای مرکزی به منابع تاریخی اسلامی و کتب محققان کشورهای غربی نیاز مبرمی داریم. از این رو مطالب شما در این سایت کمک بزرگی به کار تحقیقی و تالیفی ما میتواند باشد.سلام ما و دعای ما بندگان عاجز بدرقۀ کار خیر شما در راه اسلام صلح گرا در جهان باشد.”انا فتحنا لک فتحنا مبینا”