حورِ بهشت
شیخ موسی بازماندگان
حور به چه معنايي مي آيد:
كلمه حَوَرَ به معناي شدت سفيدي چشم و شدت سياهي آن است.
وَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ الْحُورُ السُّودُ الْحَدَق. (ابن عباس مي گويد: حُور به كسي مي گويند كه حدقه چشمش سياه است).
ابن قيم مي گويد: حور جمع حوراء است و حوراء به زن جوان و قشنگ و سفيد و داراي چشمهاي بسيار سياه مي گويند.
آياتي كه درباره زنان بهشتي آمده است:
( إِنَّ اَصحابَ الجَنَّةِ الیَومَ فِی شُغُلٍ فاکِهُونَ* هُم وَ أَزواجُهُم فِی ظِلالٍ عَلَی الأَرائِکِ مُتَّکِئُونَ)
(سوره يس آيه 55 و56 )
بهشتيان در چنين روزي سخت سرگرم خوشي، و شادانند ( و بي خبر از اندوه ديگران، و خندان از نعمتهاي يزدانند. )
آنان و همسرانشان در زير سايه هاي ( قصرها و درختان بهشتي ) بر تختها تكيه زده اند.
( أُدخُلُوا الجَنَّةَ أَنتُم وَأَزواجُکُم تُحبَرُونَ)
( سوره الزخرف آيه 70 )
شما و همسرانتان به بهشت در آييد، در آنجا شادمان و مكرم و محترم خواهيد بود.
(كَذالِكَ وَزَوَّجناهُم بِحُورٍ عِينٍ) ( سوره الدخان آيه 54 )
بهشتيان اينچنين هستند و زنان بهشتي سياه چشم با چشماني درشت را نيز به همسري آنان در مي آوريم.
(مُتَکِئینَ عَلی سُرُرٍ مَصفُوفَةٍوَزَوَّجناهُم بِحُورٍ عِينٍ) (سوره الطور آيه 20)
اين در حالي است كه بر تختهاي رديف و كنار هم چيده تكيه زده اند ، و زنان سفيد اندام و درشت چشم زيباي بهشتي را همسرشان نموده ايم ( و در كنارشان قرار داده ايم. )
( فِيهِنَّ خَيراتٌ حِسَانٌ* فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِكُمَا تُكَذِّبَانِ* حُورٌ مَقصُوراتٌ فِي الخِيامِ) ( سوره الرحمن آيه 70 ـ72 )
در ميان باغهاي بهشت ، زنان خوب و زيبا هستند.
پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب و انكار مي نماييد.
سياه چشماني كه هرگز از خيمه ها بيرون نمي روند.
)إِنَّا أَنشَأناهُنَّ أَبکَاراً * عُرُباً أَترَاباً) ( سوره الواقعة آيه 35 ـ 37 )
ما آنان را ( در آغاز كار، بدين شكل زيبا و شمائل دلربا ) پديدار كرده ايم.
ايشان را دوشيزگاني ساخته ايم ( كه پس از آميزش ، بكارت خود را باز مي يابند. ) شيفتگان ( همسر خود ، و همه جوان و ) همسن و سال هستند.
(وَحُورٌ عِینٍ *کَأَمثَالِ اللُّؤلُوءِالمَکنُونِ) ( سوره الواقعة آيه 23 و22 )
و آنان همسران چشم درشت بهشتي دارند. كه همچون مرواريد در بين صدف هستند.
( إِنَّ لِلمُتَّقِینَ مَفازاً *حَدائِقَ وَأَعنَاباً * وَکَوَاعِبَ أَترَاباً) ( سوره النبأ آيه 31ـ 33 )
مسلماً براي پرهيزگاران پيروزي بزرگي است. باغهاي سرسبز و انواع انگورها ( بهره ايشان مي گردد.)
و دختران بسيار نوجوان و همسن و سال نصيب ايشان مي شود .
احاديثي كه درباره زنهاي بهشتي آمده است:
1. عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم: أَوَّلُ زُمْرَةٍ تَدْخُلُ الْجَنَّةَ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَالَّذِينَ عَلَى آثَارِهِمْ كَأَحْسَنِ كَوْكَبٍ دُرِّيٍّ فِي السَّمَاءِ إِضَاءَةً قُلُوبُهُمْ عَلَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ لَا تَبَاغُضَ بَيْنَهُمْ وَلَا تَحَاسُدَ لِكُلِّ امْرِئٍ زَوْجَتَانِ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ يُرَى مُخُّ سُوقِهِنَّ مِنْ وَرَاءِ الْعَظْمِ وَاللَّحْمِ. ( صحيح بخاري رقم: 3254 )
از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اولين گروهي كه به بهشت وارد مي شوند به شكل ماه شب چهارده هستند سپس كساني در مرتبه به آنها نزديك اند مانند روشن ترين ستاره اي كه در آسمان پرتو افكني مي كند. و دلهايشان يك دل است در ميانشان اختلاف و دشمني نبوده و براي هر كدام شان دو همسر است كه از زيبايي مغز ساق پايشان از پشت گوشت ديده مي شود.
2. عَنْ أَبِي هُرَيْرَة َ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِنَّ أَوَّلَ زُمْرَةٍ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَالَّذِينَ يَلُونَهُمْ عَلَى أَشَدِّ كَوْكَبٍ دُرِّيٍّ فِي السَّمَاءِ إِضَاءَةً لَا يَبُولُونَ وَلَا يَتَغَوَّطُونَ وَلَا يَمْتَخِطُونَ وَلَا يَتْفُلُونَ أَمْشَاطُهُمُ الذَّهَبُ وَرَشْحُهُمُ الْمِسْكُ وَمَجَامِرُهُمُ الْأَلُوَّةُ وَأَزْوَاجُهُمُ الْحُورُ الْعِينُ أَخْلَاقُهُمْ عَلَى خُلُقِ رَجُلٍ وَاحِدٍ عَلَى صُورَةِ أَبِيهِمْ آدَمَ سِتُّونَ ذِرَاعًا فِي السَّمَاءِ.
( صحيح مسلم رقم: 2834 )
از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اولين گروهي كه به بهشت وارد مي شوند به شكل ماه شب چهارده هستند سپس كساني در مرتبه به آنها نزديك اند مانند روشن ترين ستاره اي كه در آسمان پرتو افكني مي كند. بول و نجاست ننموده و آب بيني و دهان هم ندارند ، شانه هايشان طلا و بويشان مشك، و مجمرهايشان ( آتشدان ) چوب عود و همسرانشان حور عين ، همه به شكل يك مرد ، بر شكل پدرشان آدم عليه السلام 60 گز در آسمان مي باشند.
3. عن عبد الله يعني ابن مسعود رضی الله عنه عن النبي صلی الله علیه وسلم قال أَوَّلَ زُمْرَةٍ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ كأن وُجُوهِهِمْ ضوء الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَالزُّمْرَةُ الثَّانِيَةُ عَلَى لَوْنٍ أَحْسَنَ كَوْكَبٍ دُرِّيٍّ فِي السَّمَاءِ لِكُلِّ واحد مِنْهُمْ زَوْجَتَانِ من الحور العين عَلَى كُلِّ زَوْجَةٍ سَبْعُونَ حُلَّةً يُرَى مُخُّ سَاقِهَا مِنْ وَرَاءِ لُحُومِهَما وَحُلَلِهمَا كما يرى الشراب الأحمر في الزجاجة البيضاء . (صحيح الترغيب الترهيب رقم: 3745 )
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روايت است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: اولين گروهي كه به بهشت وارد مي شوند به شكل ماه شب چهارده هستند سپس كساني در مرتبه به آنها نزديك اند مانند روشن ترين ستاره اي كه در آسمان پرتو افكني مي كند. و براي هر كدام شان دو همسر از حوران بهشتي است بر بدن هر حوري هفتاد لباس است كه از زيبايي مغز ساق پايشان از پشت گوشت ديده مي شود ، و لباسهاي آنها نيز ديده مي شود آنچنان كه شربت سرخ در ليوان سفيد ديده مي شود.
4. عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِي ِّ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ إِنَّ أَدْنَى أَهْلِ الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً رَجُلٌ صَرَفَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَنْ النَّارِ قِبَلَ الْجَنَّةِ وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذَاتَ ظِلٍّ فَقَالَ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ فَأَكُونَ فِي ظِلِّهَا فَقَالَ اللَّهُ هَلْ عَسَيْتَ إِنْ فَعَلْتُ أَنْ تَسْأَلَنِي غَيْرَهَا قَالَ لَا وَعِزَّتِكَ فَقَدَّمَهُ اللَّهُ إِلَيْهَا وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذَاتَ ظِلٍّ وَثَمَرٍ فَقَالَ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّهَا وَآكُلُ مِنْ ثَمَرِهَا فَقَالَ اللَّهُ لَهُ هَلْ عَسَيْتَ إِنْ أَعْطَيْتُكَ ذَلِكَ أَنْ تَسْأَلَنِي غَيْرَهُ فَيَقُولُ لَا وَعِزَّتِكَ فَيُقَدِّمُهُ اللَّهُ إِلَيْهَا فَتُمَثَّلُ لَهُ شَجَرَةٌ أُخْرَى ذَاتُ ظِلٍّ وَثَمَرٍ وَمَاءٍ فَيَقُولُ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّهَا وَآكُلُ مِنْ ثَمَرِهَا وَأَشْرَبُ مِنْ مَائِهَا فَيَقُولُ لَهُ هَلْ عَسَيْتَ إِنْ فَعَلْتُ أَنْ تَسْأَلَنِي غَيْرَهُ فَيَقُولُ لَا وَعِزَّتِكَ لَا أَسْأَلُكَ غَيْرَهُ فَيُقَدِّمُهُ اللَّهُ إِلَيْهَا فَيَبْرُزُ لَهُ بَابُ الْجَنَّةِ فَيَقُولُ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَأَكُونَ تَحْتَ نِجَافِ الْجَنَّةِ وَأَنْظُرَ إِلَى أَهْلِهَا فَيُقَدِّمُهُ اللَّهُ إِلَيْهَا فَيَرَى أَهْلَ الْجَنَّةِ وَمَا فِيهَا فَيَقُولُ أَيْ رَبِّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ قَالَ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ قَالَ فَإِذَا دَخَلَ الْجَنَّةَ قَالَ هَذَا لِي قَالَ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ تَمَنَّ فَيَتَمَنَّى وَيُذَكِّرُهُ اللَّهُ سَلْ مِنْ كَذَا وَكَذَا حَتَّى إِذَا انْقَطَعَتْ بِهِ الْأَمَانِيُّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ لَكَ وَعَشَرَةُ أَمْثَالِهِ قَالَ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ زَوْجَتَاهُ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ فَيَقُولَانِ لَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَاكَ لَنَا وَأَحْيَانَا لَكَ فَيَقُولُ مَا أُعْطِيَ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُعْطِيتُ قَالَ وَأَدْنَى أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا يُنْعَلُ مَنْ نَارٍ بِنَعْلَيْنِ يَغْلِي دِمَاغُهُ مِنْ حَرَارَةِ نَعْلَيْه. ( سلسلة الصحيحة رقم: 3503 )
از ابي سعيد خدري رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: كمترين مقام براي اهل بهشت متعلق به مردي است كه خداوند او را از آتش جهنم دور كرده است و در جلو بهشت قرار داده است و براي اين مرد درختي كه داراي سايه است مثال مي زند پس مي گويد اي رب مرا به كنار اين درخت ببر تا در زير سايه آن قرار بگيرم. پس خداوند مي فرمايد: وقتي اين كار را انجام دادم آيا دوست داري چيز ديگري از من درخواست كني؟ آن مرد مي گويد قسم به عزت تو اي پروردگار كه چيز ديگري نمي خواهم.
پس خداوند آن مرد را به كنار درخت مي برد و درخت داراي سايه و ميوه را براي آن مرد مثال مي زند. پس آن مرد مي گويد اي رب مرا به كنار اين درخت ببر تا اينكه در سايه آن قرار بگيرم و از ميوه آن بخورم. خداوند به او مي گويد هنگامي كه درخت را به تو دادم آيا دوست داري چيز ديگري از من درخواست كني. آن مرد مي گويد قسم به عزت تو اي پروردگار كه چيز ديگري نمي خواهم. پس خداوند آن مرد را به كنار درخت مي برد و درخت داراي سايه و ميوه و آب را براي آن مرد مثال مي زند. پس آن مرد مي گويد اي رب مرا به كنار اين درخت ببر تا اينكه در سايه آن قرار بگيرم و از ميوه آن بخورم و از آبي كه در زير آن درخت روان است بنوشم خداوند به او مي گويد هنگامي كه اين كار را انجام دادم آيا دوست داري چيز ديگري از من درخواست كني. آن مرد مي گويد قسم به عزت تو اي پروردگار كه چيز ديگري نمي خواهم. پس خداوند آن مرد را به كنار درخت مي برد. پس درِ بهشت براي آن مرد نمايان مي شود. آن مرد مي گويد اي رب مرا به كنار درِ بهشت ببر تا در زير سردر بهشت قرار بگيرم و به اهل بهشت نگاه كنم.
پس خداوند آن مرد را به كنار در بهشت مي برد. پس آن مرد اهل بهشت و آنچه در بهشت است را مشاهده مي كند پس مي گويد اي رب مرا به بهشت داخل بگردان. خداوند او را به بهشت داخل مي گرداند. پس هنگامي كه وارد بهشت شد مي گويد اين براي من است. خداوند عزوجل به آن مرد مي گويد آرزو بكن. پس آرزو مي كند و خداوند هم به او مي گويد از اين و اين درخواست بكن. آنقدر آرزو و تمنا مي كند تا اينكه آرزوهايش به پايان مي رسد. خداوند مي فرمايد چيزهايي كه آرزو كردي براي تو و ده برابر آن هم براي تو است. سپس وارد بهشت مي شود. دو همسرش از حور عين بر او داخل مي شوند و به آن مرد مي گويند حمد و سپاس مخصوص خدايي است كه تو را براي ما زنده گردانيد و ما را براي تو زنده گردانيد. پس آن مرد مي گويد به هيچ كس به اندازه من داده نشده است. و كمترين عذاب از اهل دوزخ متعلق به كسي است كه دو دمپايي از آتش به پايش كرده مي شود كه به سبب حرارت دمپايي مغز سرش به جوش مي آيد.
5. عن حميد قَالَ سَمِعْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِك ٍ رضی الله عنه عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم لَرَوْحَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ غَدْوَةٌ خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا وَلَقَابُ قَوْسِ أَحَدِكُمْ مِنْ الْجَنَّةِ أَوْ مَوْضِعُ قِيدٍ يَعْنِي سَوْطَهُ خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا وَلَوْ أَنَّ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ اطَّلَعَتْ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ لَأَضَاءَتْ مَا بَيْنَهُمَا وَلَمَلَأَتْهُ رِيحًا وَلَنَصِيفُهَا عَلَى رَأْسِهَا خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا. ( صحيح بخاري رقم: 2796 )
از حميد روايت است كه گفت: از انس بن مالك رضی الله عنه شنيدم كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: يك شامگاه يا صبح گاهي در راه خدا بهتر از دنيا و آنچه در آن است و جاي يك عصا و چوب شما در بهشت بهتر از دنيا و آنچه در آن است و اگر زني از زنان بهشت نگاهي به زمين بيندازد زمين و آنچه در بين آن است را روشن مي سازد و زمين و آنچه بين آسمان و زمين است را پر از بوي خوش مي سازد و روسري آن از دنيا و آنچه در آن است بهتر و ارزشمندتر است.
6. وعن عبادة بن الصامت رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِنَّ لِلشَّهِيدِ عِنْدَ اللَّهِ سبع خِصَالٍ أَنْ يُغْفَرَ لَهُ فِي أَوَّلِ دَفْعَةٍ مِنْ دَمِهِ وَيُرَى مَقْعَدَهُ مِنْ الْجَنَّةِ وَيُحَلَّى حُلَّةَ الْإِيمَانِ وَيُجَارَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَيَأْمَنَ مِنْ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَيُوضَعَ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْوَقَارِ الْيَاقُوتَةُ مِنْهُ خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا وَيُزَوَّجَ ثنتَيْنِ وَسَبْعِينَ زَوْجَةً مِنْ الْحُورِ الْعِينِ وَيُشَفَّعَ فِي سَبْعِينَ إِنْسَانًا مِنْ أَقَارِبِهِ .
( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1374 )
از عبادة بن صامت رضی الله عنه روايت است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: شهيد نزد خداوند هفت ويژگي دارد: با چكيدن اولين قطره خونش تمام گناهانش بخشيده مي شود ، جايگاهش در بهشت به او نشان داده مي شود ، و لباس ايمان براي او پو شيده مي شود. از عذاب قبر نجات پيدا مي كند ، از اهوال و سختيهاي روز قيامت در امان است ، بر سرش تاجي عظيم و با شكوه كه ياقوت روي آن از دنيا و آنچه در آن است بهتر است ، گذاشته مي شود و او را به ازدواج با هفتاد و دو حور بهشتي در مي آورند و مي تواند هفتاد نفر از نزديكانش را شفاعت كند.
7. عن أنس رضی الله عنه أن رجلا أسود أتى النبي صلی الله علیه وسلم فقال يا رسول الله إني رجل أسود منتن الريح قبيح الوجه لا مال لي فإن أنا قاتلت هؤلاء حتى أقتل فأين أنا قال في الجنة فقاتل حتى قتل فأتاه النبي صلی الله علیه وسلم فقال قد بيض الله وجهك وطيب ريحك وأكثر مالك وقال لهذا أو لغيره لقد رأيت زوجته من الحور العين نازعته جبة له من صوف تدخل بينه وبين جبته.
( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1381 )
از انس بن مالك رضی الله عنه روايت است كه گفت: مرد سياهي به نزد پيامبر آمد و گفت: اي رسول خدا ! من مردي سياه و بدني بد بو دارم و زشت صورت هستم و مالي هم ندارم. اگر من با اينها بجنگم تا كشته شوم پس جايگاه من كجاست؟ پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: در بهشت. پس آن مرد جنگيد تا اينكه كشته شد. آنگاه پيامبر به نزد او آمد و گفت: همانا خداوند رويت را سفيد و بدنت را خوش بو و مال تو را زياد گرداند. انس رضی الله عنه مي گويد بعد از آن نمي دانم به آن مرد سياه گفت و يا به فرد ديگري كه به تحقيق ديدم كه همسر او از حور عين [ پيراهن او را كه از پشم بافته شده بود را باز مي كرد و او را در بر گرفته بود.
8. عن ابن عمر رضي الله عنهما أن النبي صلی الله علیه وسلم مر بخباء أعرابي وهو في أصحابه يريدون الغزو فرفع الأعرابي ناحية من الخباء فقال من القوم فقيل رسول الله صلی الله علیه وسلم وأصحابه يريدون الغزو فقال هل من عرض الدنيا يصيبون قيل له نعم يصيبون الغنائم ثم تقسم بين المسلمين فعمد إلى بكر له فاعتقله وسار معهم فجعل يدنو ببكره إلى رسول الله صلی الله علیه وسلم وجعل أصحابه يذودون بكره عنه فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم دعوا لي النجدي فوالذي نفسي بيده إنه لمن ملوك الجنة قال فلقوا العدو فاستشهد فأخبر بذلك النبي صلی الله علیه وسلم فأتاه فقعد عند رأسه مستبشرا أو قال مسرورا يضحك ثم أعرض عنه فقلنا يا رسول الله رأيناك مستبشرا تضحك ثم أعرضت عنه فقال أما ما رأيتم من استبشاري أو قال سروري فلما رأيت من كرامة روحه على الله عز وجل وأما إعراضي عنه فإن زوجته من الحور العين الآن عند رأسه .
(صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1382 )
از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم از كنار خيمه اعرابي عبور كرد در حالي كه به همراه اصحابش بود كه قصد رفتن به جهاد را داشتند پس اعرابي گوشه چادر را بالا زده و گفت: اينها چه كساني هستند؟ گفته شد رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب او هستند كه قصد جهاد دارند. پس اعرابي گفت: آيا چيزي از اموال دنيا به دست مي آورند. به او گفته شد بله. غنائم به دست مي آورند و بين مسلمين تقسيم مي شود. پس به سوي شترش رفته و افسار آن را گرفته و به همراه دوستانش رفت تا اينكه با شترش به رسول الله صلی الله علیه وسلم نزديك شد در حالي كه دوستانش سعي مي كردند شترش را از او دور كنند. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: كاري به او نداشته باشيد بگذاريد نجدي به پيشم بيايد.
پس قسم به ذاتي كه جانم در دست او است او از پادشاهان بهشت است. پس با دشمن جنگيد تا اينكه شهيد شد و پيامبر صلی الله علیه وسلم از حالش خبر داد. پس به نزديكش آمد و كنار سرش نشست در حالي كه به او بشارت مي داد يا اينكه شاد و خوشحال بود. سپس به او پشت كرد. گفتيم اي رسول خدا تو را ديديم در حالي كه به او بشارت مي دادي و خوشحال بودي سپس به او پشت كردي. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: اما هنگامي كه مرا بشارت دهنده و خندان ديدي به خاطر ديدن اكرامي بود كه به روحش كرده شد در نزد خداوند عزوجل اما روي گرداني من از او به اين خاطر بود كه همسر او از حور عين اكنون در كنار سرش نشسته بود.
9. عَنْ سَهْلِ بْنِ مُعَاذٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ مَنْ كَظَمَ غَيْظًا وَهُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَهُ دَعَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ اللَّهُ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ مَا شَاءَ .
( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 2753 )
از سهل بن معاذ از پدرش روايت است كه گفت: همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: كسي كه خشم خويش را فرو خورد در حالي كه مي تواند انتقام گيرد خداوند عزوجل در برابر ديدگان خلايق او را دعوت مي كند و به او اختيار مي دهد هر كدام از حور عينها كه دوست دارد انتخاب كند.
10. عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ لَا تُؤْذِي امْرَأَةٌ زَوْجَهَا فِي الدُّنْيَا إِلَّا قَالَتْ زَوْجَتُهُ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ لَا تُؤْذِيهِ قَاتَلَكِ اللَّهُ فَإِنَّمَا هُوَ عِنْدَكَ دَخِيلٌ يُوشِكُ أَنْ يُفَارِقَكِ إِلَيْنَا . ( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1945 )
از معاذ بن جبل رضی الله عنه روايت است كه گفت: همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هيچ زني نيست كه شوهرش را در دنيا آزار و اذيت كند جز اينكه همسر حور عيني او مي گويند او را اذيت نكن خدا تو را بكشد براستي كه او در نزد تو مهمان است و نزديك است كه از تو جدا شده و به سوي ما بر گردد.
11. عن أنس بن مالك رضی الله عنه أن النبي صلی الله علیه وسلم قال إن الحور في الجنة يغنين يقلن نحن الحور الحسان هدينا لأزواج كرام. ( سلسلة الصحيحة رقم: 3002 )
از انس بن مالك رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: حورها در بهشت آواز مي خوانند و مي گويند: ما حورهاي بسيار زيبا هستيم كه به شوهراني بسيار گرامي هديه داده مي شويم.
12. عن ابن عمر رضي الله عنهما قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم إن أزواج أهل الجنة ليغنين أزواجهن بأحسن أصوات سمعها أحد قط إن مما يغنين به نحن الخيرات الحسان أزواج قوم كرام ينظرون بقرة أعيان وإن مما يغنين به نحن الخالدات فلا نمتنه نحن الآمنات فلا نخفنه نحن المقيمات فلا نظعنه.
( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 3749 )
از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همسران بهشتي براي شوهرانشان سرود مي خوانند ، با بهترين صداها كه تا بحال كسي آن را نشنيده است. از جمله سرودي كه مي خوانند اين است. ما خيرهاي نيكو هستيم و همسران قومي گرامي هستيم. با چشمان قشنگشان نگاه مي كنند. و از سرودهايي كه مي خوانند: ما جاودان هستيم و نمي ميريم. ما آرام هستيم و او را نمي ترسانيم.
13. عن أبي هريرة رضی الله عنه قال قيل يا رسول الله ! هل نصل إلي نسائنا في الجنة ؟ فقال: إن الرجل ليصل في اليوم إلى مائة عذراء . [ يعني في الجنة ].
( سلسلة الصحيحة رقم: 367 )
از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه: گفته شد اي رسول الله! آيا در بهشت به زنهايمان مي رسيم ؟ پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: مرد در بهشت روزانه به صد دوشيزه مي رسد.
14. عَنْ أَنَسٍ عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ يُعْطَى الْمُؤْمِنُ فِي الْجَنَّةِ قُوَّةَ كَذَا وَكَذَا مِنْ الْجِمَاعِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوَ يُطِيقُ ذَلِكَ قَالَ يُعْطَى قُوَّةَ مِائَةٍ .
( حديث حسن صحيح / جامع ترمذي رقم: 2536 )
از انس رضی الله عنه روايت است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: به شخص مؤمن در بهشت قوت جماع اينقدر و اينقدر داده مي شود گفته شد اي رسول خدا آيا طاقت آن را دارد. فرمودند: قوت صد مرد داده مي شود.
15. إِنَّ الرَّجُلَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ ليُعْطَى قُوَّةَ مِائَةِ رَجُلٍ فِي الْأَكْلِ وَالشُّرْبِ وَالشَّهْوَةِ وَالْجِمَاعِ حَاجَةُ أَحَدِهِمْ عَرَقٌ يَفِيضُ مِنْ جِلْدِهِ فَإِذَا بَطْنُهُ قَدْ ضَمُرَ .
( حديث صحيح / جامع الصغير رقم: 1627 )
به مردي از اهل بهشت در خوردن و نوشيدن و شهوت و جماع، قدرت صد مرد داده مي شود. قضاي حاجت يكي از آنها عرقي است كه از پوستش بيرون مي آيد پس شكمش باريك مي شود.
اندوه وغم دنیا بسیار مختصر
خوشی ولذت دنیاهم بسیار مختصر
ای کاش این قوم انس وجن میدانستند