نگاهی به سیستم بازار یابی شبکه ای وفعالیت شرکت های هرمی
سید احمد هاشمی
آیا تاکنون در شرکتهایی همچون گولد کوئیست, گولد ماین, بیزناس کام و… عضویت داشته اید؟آیا از طریق اینگونه شرکتها به سودهای کلان دست یافته اید؟ یا اینکه ضرر کرده اید و با دست خالی برگشته اید؟متأسفانه در سالهای اخیر در بسیاری ازکشورهای دنیا بویژه کشورما ایران,چنین شرکتهایی پا به عرصه ی ظهور گذاشته وتجارت ویژه ای را رواج داده اند, که از طریق آن افرادِ اندکی به ثروتهای هنگفت رسیده, و همین موضوع باعث گردیده تا این افراد اشتهای دیگران را هم برای عضویت در معاملات این شرکتها, تحریک نمایند, شاید آنان هم از این راه بتوانند راه صد ساله را یک شبه طی کنند.
این شرکتها که به شرکتهای هرمی معروفند تحت پوشش بازار یابی شبکه ای و با نامهای متعددی همچون Gold Quest, My7Dimonds,pentagona, Goldmine, EBL, Sky biz, Biznas com و… در جهان فعالیت دارند.
غرض از نگارش این سطور پرداختن به نحوه فعالیت بازار یابی شبکه ای(Network Marketing) و طرح هرمی(Pyramid scheme) و ارزیابی اقتصادی و شرعی آن, جهت روشن شدن حقیقت آنها می باشد, شاید با این کار بتوانیم با توفیقات پروردگاربه راهکاری شرعی و منطقی برای تعامل درست بااین پدیده دست پیدا کنیم, اگر دانستن این مبحث برای شما خواننده عزیز مهم است خواهشمندیم آنرا بطورکامل وبا دقت بخوانید.
نگاهی به تاریخچه این شرکتها:
بازاریابی شبکه ای, به گفته دکتر فریدون قاسم زاده استاد دانشگاه شریف, در ایران ظرف چند سال گذشته مطرح شده در حالی که در دنیا قریب ۷۰ سال سابقه دارد. از حوالی سال ۱۹۳۰ مفهومی به نام بازاریابی شبکه ای از کشور آمریکا آغاز شد, این مفهوم در برخی از موارد معادل بازاریابی مستقیم (Direct Marketing) استفاده می شد. در این روش تولیدکننده به جای اینکه کالاهای خود را از طریق عوامل پخش با درصد کمیسیون بالا به فروش برساند, از طریق خود مردم و مشتریان این کار را انجام می دهد. بدین طریق شبکه ای از مشتریانی که تمایل دارند در کار فروش به تولیدکننده کمک کرده و منفعتی نیز برای خود کسب نمایند, امر بازاریابی و فروش کالا را بر عهده می گیرند. در برخی از موارد در ادبیات، از بازاریابی شبکه ای به عنوان بازاریابی چند لایه ای (Multi Level Marketing-MLM) نیز نام برده می شود که هر دو عنوان ناظر به یک مفهوم هستند.
مکانیزم کار بازاریابی شبکه ای(Network Marketing) :
سازوکار بازاریابی شبکه ای به این شکل است که فردی به یکی از این شرکتهای مزبور تقاضای عضویت می دهد تا تبدیل به یک مالک مستقل کسب و کار (Independent Business Owner) (IBO) شود و این فرد با استفاده از مستندات و آموزش های شرکت مورد نظر به عنوان موجود مستقل اقتصادی کارش را آغاز می کند و از طریق گرفتن کمیسیون به کسب درآمد می پردازد.
در این مدل باید حداقل ۷۰ درصد از اجناس تحویل شده به فرد, فروخته شود تا فرد بتواند جنس بعدی را تحویل بگیرد و حتی در صورت عدم فروش, اجناس قابل بازپس گیری است, کسی هم حق گرفتن کمیسیون یا پور سانت را دارد که به تعدادی مشتری نهایی کالا بفروشد و در نتیجه در این مدل در واقع کالایی فروخته می شود.
اینجا سوالی مطرح می شود که چرا شرکتها علاقه مندند از طریق بازاریابی شبکه ای کالا و خدمات خود را بفروشند؟ برای استفاده از مکانیزم بازاریابی شبکه ای توسط شرکتها سه دلیل عمده وجود دارد:
اول اینکه: هزینه تبلیغات کم می شود چرا که افراد به صورت دهان به دهان (Word of Mouth) کالاها را به یکدیگر معرفی می کنند.
دوم اینکه: هزینه ای که صرف عوامل توزیع و مراکز پخش کالا می شود به میزان زیادی کاهش می یابد .
سوم اینکه: یک جریان مثبت نقدی یا (Positive Cash flow) ایجاد می شود.
مکانیزم کار طرح هرمی(Pyramid scheme):
طرح هرمی در واقع فرزند نامشروع بازاریابی شبکه ای است, به عبارتی دیگربازاریابی شبکه ای ذریعه ای برای ورود به فعالیتهای نامشروع هرمی است که مکانیزم اساسی آن نیزساده است, و میتوان آنرا اینطور خلاصه کرد که: فردی محصولات شرکتی را میخرد در مقابل اینکه دیگران را به خریدن محصولات شرکت متقاعد کند, در ازای این کار او درصدی از طرف شرکت نصیبش می شود, سپس هر کدام از کسانی که به این برنامه پیوسته اند باید دیگران را متقاعد کنند تا همان محصول را بخرند, شخص اول هر چه زیر مجموعه اش بزرگتر میشود سود بیشتری را دریافت می کند, به عبارتی دیگر شخص مذکور به حسن و حسین می پردازد تا از تقی و نقی باز پس بگیرد, برای روشن تر شدن مطلب به مثال زیر توجه کنید:
از آنجا که مکانیسم کلی این شرکتها در نتیجه یکسان است,لذا شرکت بیزناس کام را برای نمونه مثال می زنیم,فرض کنیدآقای x محصول شرکت را در مقابل ۱۰۰ دلار می خرد, شرکت به او بازای یافتن مشتریان جدید برای محصولاتش, کمسیون یا درصد معینی سود می دهد.x دو نفر را متقاعد می کند تا به این پروژه بپیوندند, یعنی محصول شرکت را بخرند و بازای درصد معینی سود, حق جذب مشتریان جدید را داشته باشند, هر کدام از این دو نفر هم, دو نفر دیگر را متقاعد به عضویت می کنند و این زنجیره بدین صورت ادامه می یابد,نتیجه ی این وضع, تشکیل شجره ای از اعضاء شرکت بشکل هرم است که به این طرع پیوسته اند, و بدین سبب به آن سیستم یا طرح هرمی(Pyramid Scheme) می گویند, مانند شکل زیر:
<!–[if gte vml 1]><![endif]–>
ملا حظه می شود که تعداد أعضاء در هر سطح دو برابر سطح قبلی است, یعنی أعضاء به صورت تصاعد هندسی اضافه می شوند, کما اینکه تعداد اعضاء سطوح آخر اندکی از مجموع کل اعضای قبلی بیشتر است(۱۶ نفر در سطح آخر در مقابل ۱۵ نفر در کل سطحهای قبلی).
شیوه ی محاسبه ی درصد سود(پورسانت):
شرط شرکت برای دستیابی xبه پورسانت مورد نظر, این است که زیر مجموعه ها ی x از ۹ نفر کمتر نباشد(تعداد اعضاء در هر شاخه از ۳ نفر کمتر نباشد), آنگاه که ۹ نفر تکمیل شدند به x پورسانت تعلق می گیرد که در این صورت پورسانت برابر با ۵۵ دلار است, (هر ۹ نفر در زنجیره هرمی را یک “درجه” گویند).
از آنجا که اعضای هرم هر بار که یک سطح به آن اضافه می گردد, دو برابر می شود, پور سانت هم به تبع آن دو برابر می گردد, اگر فرض کنیم که هرم هر ماه یک بار دو برابر شود, این بدان معناست که مثلاً درماه دوازدهم درصدی که عضوبدست می آورد مبلغی معادل بیست و پنج هزار دلار است.(جدول زیر)
|
ماه |
أعضای هر سطح |
مجموع کل أعضاء |
مقدار سود با دلار |
|
۱ |
۲ |
۲ |
۰ |
|
۲ |
۴ |
۶ |
۰ |
|
۳ |
۸ |
۱۴ |
۵۵ |
|
۴ |
۱۶ |
۳۰ |
۱۱۰ |
|
۵ |
۳۲ |
۶۲ |
۱۶۵ |
|
۶ |
۶۴ |
۱۲۶ |
۴۴۰ |
|
۰۰۰ |
۰۰۰ |
۰۰۰ |
۰۰۰ |
|
۱۲ |
۴٫۰۹۶ |
۸٫۱۹۰ |
۲۵٫۰۸۰ |
|
۱۸ |
۲۶۲٫۱۴۴ |
۵۲۴٫۲۸۶ |
۱٫۶۰۲٫۰۴۰ |
|
۲۴ |
۱۶٫۷۷۷٫۲۱۶ |
۳۳٫۵۵۴٫۴۳۰ |
۱۰۲٫۵۲۷٫۴۸۰ |
|
۳۰ |
۱٫۰۷۳٫۷۴۱٫۸۲۴ |
۲٫۱۴۷٫۴۸۳٫۶۴۶ |
۶٫۵۶۱٫۷۵۵٫۶۴۰ |
|
۳۱ |
۲٫۱۴۷٫۴۸۳٫۶۴۸ |
۴٫۲۹۴٫۹۶۷٫۲۹۴ |
۱۳٫۱۲۳٫۵۱۱٫۲۳۱ |
|
۳۲ |
۴٫۲۹۴٫۹۶۷٫۲۹۶ |
۸٫۵۸۹٫۹۳۴٫۵۹۰ |
۲۶٫۲۴۷٫۰۲۲٫۴۱۳ |
پورسانت اعضاء نیز به شیوه ی زیر محاسبه می شود:
سود یا پورسانت بر حسب تعداد درجه های موجود (دسته های نه تایی)در مجموع اعضاء داده می شود,البته پس از اینکه درجه های سطح قبلی از آن کم شد.در سطح سوم تعداد اعضاء ۱۴ نفرند, که برابر با یک درجه, یعنی فقط یک دسته ی نه تایی است, که عضو در اینجا یک پورسانت (۵۵دلار=۵۵×۱)دریافت میکند, در سطح چهارم مجموع اعضاء به ۳۰ نفر یعنی سه دسته ی نه تایی می رسد, که یک درجه داده شده به سطح قبلی از آن کم می شود, و دو درجه باقی می ماند, پس دو پورسانت یعنی ۱۱۰ دلار به عضو داده می شود(۱۱۰دلار=۵۵×۲) در سطح پنجم تعداد اعضاء به ۶۲ نفر یعنی ۶دسته ی نه تایی می رسد,که سه درجه بابت سطح قبلی از آن کم می شود و سه درجه باقی می ماند, که می شود:(۱۶۵دلار=۳×۵۵)و الی آخر.
ملاحظه می فرمایید که عضو تا قبل از ماه سوم هیچ پورسانتی دریافت نمی کند, و این بدان معناست که برای رسیدن به پورسانت, بایدهرم سه سطح را پشت سر بگذارد, از طرفی مقدار پورسانت(۵۵دلار) کمتر از مبلغی است که عضو پرداخته است(۱۰۰دلار),لذا عضو برای رسیدن به سود باید حداقل چهار زیرمجموعه داشته باشد.
اگر نمو ماهیانه هرم را دنبال کنیم, با یک حساب سر انگشتی میبینیم که در پایان سال(دوازده ماه) پورسانت ماهیانه عضو به ۲۵۰۰۰ دلار و بعد از ۱۸ ماه به ۱,۶۰۰,۰۰۰دلار و بعد از دوسال به بیش از صد ملیون دلار بالغ می شود.(به جدول نگاه کنید)
این سود هنگفت علت وسوسه عده ای برای ورود سیستم هرمیست, چرا که آنان در مقابل مبلغ ناقابلی(۱۰۰دلار) به ثروت هنگفتی دست پیدا می کنند.
ایراد این سیستم کجاست؟
ایراد نخست: ایراد اول این سیستم در آنجا نهفته است که امکان استمرار وادامه آن وجود ندارد, و باید در جایی متوقف شود, نتیجه ی حتمی توقف این زنجیره هم ضرر کردن طبقات پایین هرم و سود کردن طبقات بالایی هرم است, میدانیم که طبقه های پایینی خیلی بیشتر از طبقه های بالایی هستند, واین بدان معناست که اکثریت ضرر می کنند تا اقلیت سود کند, اگر به جدول سابق نگاهی بیندازید متوجه خواهید شد که(بفرض ادامه این روند) بعد از دو سال و نیم(سی ماه) تعداد مجموع اعضای هرم به به بیش از دو ملیارد نفر ودر ماه سی و یکم به چهار ملیارد و سیصد ملیون نفر و در ماه سی و دوم به هشت ملیارد نفر میرسد,ولی ما می دانیم بفرض عضویت همه ساکنان کره زمین در این طرح ,و با توجه به جمعیت فعلی جهان, جمعیتشان به ۸ ملیارد نمی رسد, لذا سیراین هرم در پایان ماه ۳۲ کاملا متوقف می شود, وبا توقف هرم, اعضای رده های پایین چون قادر به فروش بیشتر و جلب اعضای جدید نیستند,مجبورند به نفع اقلیت طبقه های بالاتر ضرر کنند.(در عمل بیش از ۹۳% به نفع کمتر از ۷% اعضاء ضرر می کنند)
البته این تنها یک فرض بود و گر نه از لحاظ علمی, خیلی قبل از رسیدن به این مرحله, هرم متوقف می شود,و بازار دیگرگنجایش چنین حجم عظیمی از کالا را ندارد, چرا که در علم بازاریابی هر محصولی سقف معینی برای فروش دارد, که بعد از آن بازار به مرحله ی اشباع(saturation)می رسد, و فروش هر نوع محصولی غیر ممکن می گردد, و اینجاست که رشد هرم متوقف می گردد.
بنابر این ضرر اکثریت اعضاء, لازمه ی رشد هرم است, و تحت هیچ شرایطی امکان ندارد همه ی أعضاء سود کنند,و اینجاست که معلوم میشود برنامه هرمی چیزی جز توهم و کلاهبرداری اقلیت از اکثریت بیش نیست.
ایراددوم:ایراد دیگر این سیستم آن است که سیستمی بسته یا متداخل است، اگر در نمودار و جدول فوق دقت کنید درخواهید یافت هیج پولی از خارج به سیستم تزریق نمی شود، به عبارتی دیگر کسانی که از این شرکتها جنس می خرند، مشتریان واقعی شرکت نیستند که مانند شرکتهای متعارف با خرید کالا پول به شرکت تزریق کنند، بلکه تمام مشتریان شرکت پس از خرید کالا، خود بخود به سهامدار یا عضو شرکت تبدیل می شوند، به زبان دیگر مشتری در سیستم هرمی هم سرمایه گذار یا سهامدار است و هم مشتری. اما سرمایه گذاری که شرکت در قبال او هیچ تضمینی ندارد، مگر اینکه او زیر مجموعه های خود را با تطمیع دیگران تکمیل کند، تا ابتدا پول خود را بازیافت کند و سپس به سود برسد.
در نظام معمول خرید و فروش،خریدار و فروشنده دو شخصیت حقوقی جداگانه هستند، که مشتری با دادن پول به فروشنده به کالا دست پیدا می کند، و فروشنده با دادن کالا به مشتری به سود می رسد، اما در نظام هرمی خریداران همان سرمایه گذارانند، و سرمایه گذاران همان خریداران. لذا هیچ سرمایه ای از خارج به سیستم وارد نمی شود، و این معنای سیستم بسته یا متداخل است.
نتیجه حتمی تداخل شخصیت حقوقی مشتری با سرمایه گذار این است که در این سیستم بسته باید عده ای نقش سرمایه گذار و عده ای هم ناخواسته باید نقش مشتری را بازی کنند، و این همان چیزی است که در سیستم هرمی اتفاق می افتد، یعنی افراد لایه های بالاتر نقش سرمایه گذار یا سودبر وافراد لایه های پایین نقش مشتری یا تزریق کننده سرمایه ونهایتاً متضرر را بازی می کنند.
آن سود کلانی که نصیب درصد کمی از لایه های بالایی می شود، در واقع پول اکثریت افراد لایه های پایین تریست که به خیال اینکه در لایه های بالایی قرار دارند، و به طمع ثروتهای بادآورده وارد سیستم شده اند، اما چون نتوانسته اند زیر مجموعه خود را تکمیل کنند، مجبور شده اند به نفع لایه های بالاتر ضرر کنند، و دست از پا درازتر برگردند.(از قدیم گفته اند:دزدی که به دزد بزند شاه دزد است، که شاه دزد در اینجا افراد طبقه بالایی هرمند)
تفاوت میان بازاریابی شبکه ای و طرح هرمی:
بازاریابی شبکه ای و طرح هرمی از چند جهت با هم تفاوت دارند:
اولاً: در طرح هرمی برای شروع خرید کالا, داوطلب بایستی مقداری پول به عنوان حق عضویت بدهد, هزینه عضویت هم اغلب بسیار بالاست(این حق عضویت مثلاً در شرکت گولد کوئیست بصورت خرید سکه پرداخت می شود), و یا اینکه برای آغاز کار وی را بدهکار می کنند, در حالی که در بازاریابی شبکه ای چنین نیست.
دوم اینکه: در مدل هرمی در صورت ناکام ماندن بازاریاب در جذب افراد جدید و فروش جنس شرکت به آنها, نه تنها هیچ پورسانتی دریافت نمی کند, بلکه جنسی که با چند برابر قیمت واقعی آن خریده است روی دستش باد می کند, در حالی که بازاریابی شبکه ای باید حداقل ۷۰ درصد از اجناس فروخته شود تا فرد بتواند برود جنس بعدی را تحویل بگیرد و حتی در صورت عدم فروش اجناس, قابل بازپس گیری است.
سوم اینکه: در طرح هرمی کالایی به معنای واقعی فروخته نمی شود و تنها توهم و خیال به افراد فریب خورده که عمدتا جوان و کم تجربه هستند فروخته می شود. در حالی که در بازاریابی شبکه ای کسی کمیسیون یا پور سانت را می گیرد که به تعدادی مشتری نهایی کالا بفروشد و در نتیجه در این مدل توهم و خیال به فروش نمی رود و در واقع کالایی فروخته می شود.
ولی وجود این تفاوتها دلیل بر جواز بازاریابی شبکه ای نیست چرا که بازاریابی شبکه ای در نهایت به طرح هرمی منجر می گردد.
نکته دیگری که لازم به یاد آوری است این است که شرکتهایی که مدعی اند با مدل بازار یابی شبکه ای فعالیت می کنند, یا وجود خارجی ندارند, و یا اگر هم وجود خارجی داشته باشند, با این پوشش به فعالیتهای هرمی مشغولند.(برای اطلاعات بیشتر از ماهیت این شرکتها رجوع کنید: http://www.falseprofits.com )
با توجه به مقایسه بالا متوجه می شوید که شرکتهایی مانند گولد کوئیست, گولد ماین, بیزناس کام و… در کشور ما,عمدتا بروش هرمی فعالیت می کنند ونه به روش بازاریابی شبکه ای, وهمین امر باعث شده تا زنگ خطرها بصدا درآید.
ارزیابی حقوقی طرحهای هرمی:
اصولا دو نوع طرح هرمی در دنیا رواج دارد:درنوع اول پای خرید و فروش کالا یا جنسی در میان نیست, مشترک تنهاحق عضویت پرداخت می کند و وارد سیستم می شود,در نوع دوم مشترک باید یک کالای خاصی را از شرکت بخرد(مثل شرکت گولد کوئیست که مشترک باید یک سکه طلا خریداری کند).
در مورد نوع اول بیشتر کشورهای جهان این نوع دادو ستد ها را غیر قانونی می دانند, اما در مورد نوع دوم, مثلاً قانون آمریکا از آن جلو گیری نمی کند, وهمین نقطه ضعف باعث شده که بسیاری از کارشناسان غربی از آن انتقاد نمایند, چرا که وجود کالا در این میان, تنها بهانه ای برای قانونی نشان دادن این طرح است, و نتیجه در هر دو نوع یکسان است, ولی با این وجود وزارت خارجه امریکا صراحتا به شهروندان هشدار داده است تا در دام این گونه برنامه ها نیفتند.(نگاه کنید به سایت وزارت خارجه امریکا:
http://www.ftc.gov/bcp/conline/edcams/pyramid/index.html)
ارزیابی شرعی:
شکی نیست که اسلام دین فطرت است, و شریعت اسلامی بر عدل وجلوگیری از ظلم بنا شده است,لذا اسلام بدو علت این نوع معاملات را جایز نمی شمارد:
۱- این نوع معاملات خوردن مال مردم بناحق است.
۲-این نوع معاملات بر غَرَر استوار است(غَرَر را بعداً توضیح خواهیم داد)
در مورد علت اول-همانطور که گذشت-واضح است که نظام هرمی امکان رشد ندارد, مگربه حساب زیان اکثریت به نفع اقلیت, حال چه هرم گسترش بیابد چه نیابد.چون ضرر مشترکین پایین هرم لازمه ی این جور معاملات است, و گرنه امکان ندارد بالا نشینان هرم سودهای هنگفت بدست آورند, و این یعنی بالا نشینان پول پایین نشینان را به ناحق خورده اند, واین همان چیزی است که قرآن کریم آنرا تحریم کرده است, خداوند می فرماید:) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنکُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُمْ رَحِیماً( [النساء : ۲۹] یعنی: (ایکسانیکهایمانآوردهاید اموالیکدیگر را بینخود بهنادرستی(باطل) نخورید مگر اینکهتجارتیدر میانباشد کهبا رضایتطرفینشما انجامگیرد و خودکشینکنید قطعاً خدا نسبتبهشما مهرباناست).
این پدیده در نزد اقتصاد دانان به «بازی صفر» (zero-sum game)، معروف است, چرا که نفع عده ای به حساب زیان عده دیگر است.
در مورد علت دوم یعنی غَرَر, لازم است ابتدا غَرَر را تعریف کنیم:
غَرَر عبارتست از دادن مال در مقابل جنس یا کالایی که به ظن غالب وجود خارجی ندارد, یا تحقق آن بنحو مطلوب میسر نیست, مانند فروختن ماهی در دریا یا پرنده درهوا,که در شرع جایز نیست. یا هر داد وستدی که ظاهر آن فریبنده و باطن آن مجهول باشد, حال بیایید تعریف غرر را با طرح هرمی تطبیق دهیم:
فردی که به طرح هرمی می پیوندد,مبلغی پول را در مقابل سودی که غالباً دست نیافتنیست, پرداخت می کند, فرض کنید احتمال موفقیت این عضو در جذب عضو جدید ۸۰% باشد(البته احتمال۸۰% خیلی بیشتر از واقعیت است, ولی فرض می کنیم), حال اگر احتمال موفقیت هر عضو در جذب عضو جدید همان ۸۰% باشد, احتمال اینکه این عضو بتواند ۱۸ نفر را جذب برنامه کند و فقط مبلغ پرداختی خود را پس بگیرد, مساوی است با ( (۸۰ %)۱۸ = ۱٫۸ % که این احتمال از دیدگاه علمی کاملاً بی ارزش است, حال لازمه ی بدست آوردن پورسانت ۲۵۰۰۰ دلار در ماه مستلزم این است که این عضو ۸۱۹۰ نفر را در زیر مجموعه اش داشته باشد, که احتمال وقوع چنین چیزی برابر است با: ((۸۰%)۸۱۹۰=۰ که با منطق احتمالات امری غیر ممکن است. جالب اینجاست که احتمال برنده شدن در بخت آزمایی(lottery) خیلی بیشتر ازاین احتمال است, تازه در بخت آزمایی شخص بعد از خرید بلیط ورود, نیاز به هیچ تلاش یا زحمتی ندارد,اما مشترک طرح هرمی هم پولش به هدر میرود و هم زحمتش برا ی جذب مشتری جدید,گرچه هر دو از لحاظ شرعی جایز نمی باشند.
بنابراین می توان چنین نتیجه گیری نمود که عضویت در برنامه هرمی, نوعی قمار محسوب می شود که هر کس در تلاش است قبل از فروپاشی هرم سود خود را بدست آورد,اگر شخص می دانست که هنگام فروپاشی هرم در ردیفهای پایین هرم قرار دارد,هرگزحاضر به عضویت ولو با ربع قیمت هم نمی شد,ولی اگر بداند که در ردیفهای بالا قرار می گیرد حتی با چند برابرقیمت هم حاضر به عضویت می شود, و این درونمایه ی غرر است, زیرا تنها انگیزه ای که فرد را برای دخول در این برنامه وسوسه می کند, رسیدن به ثروت بادآورده است, که با روح قمار همخوانی دارد.
طرح چند شبهه:
برخی از مروجین طرحهای هرمی برای توجیه کار خود به فتوای برخی علماء استناد می کنند واز این رهگذر قربانیان زیادی را در دام خود گرفتار کرده اند.برای روشن شدن مطلب باید عرض کنم که هیچ عالم شرعی معتبری در جهان اسلام فتوا به جواز این معاملات نداده و نمی دهد واگر فتواهای بعضی علماء توسط افرادی ترویج می شود از سه حالت خارج نیست:
۱-یا این فتواها جعلی و ساختگی است و بدروغ به این حضرات نسبت داده می شود.
۲-یا صورت مسئله بطور درست و دقیق برای آن عالم طرح نشده,و طرح سؤال گمراه کننده بوده, در نتیجه ایشان طبق سؤالِ سؤال کننده جواب داده است.
۳-یا کسی که فتوا به جواز این معاملات داده است, شخصیت معتبر و یا مورد قبول محافل علمای اسلامی نیست.
وگرنه با توجه به توضیحات پیشین هر آدم عاقلی با اندکی تفکر به باطل بودن این معاملات حکم می کند چه برسد به یک عالم شرعی.
بسیاری هم این معاملات را یک کار شریف تجاری مپندارند که با فروش اجناس معینی, مانند دیگر تجار و بازگانان در بازار کسب در آمد میکنند, دیگران جنس می فروشند آنها هم جنس میفروشند!!!!!ولی همانطور که گفته شد جنس یا کالا در معاملات این شرکتها مد نظر نیست بلکه پوششی است برای قانونی جلوه دادن این نوع معاملات برای فرار از قانون و بدام انداختن اعضای جدید در تور شرکت.برای اثبات این مطلب کافی است مقایسه ای سریع میان پورسانت بازار یابی و قیمت کالا انجام دهیم:قیمت کالای شرکت مثلا ۱۰۰دلار است, در حالی که پورسانتها گاهی به ۲۵ هزار دلار تا ۵۰ هزار دلار هم می رسد, آیا هیچ آدم عاقلی پیدا می شود که از ۵۰ هزار دلار به خاطرپرداخت فقط ۱۰۰ دلار ناقابل چشم پوشی کند؟ دلیل دیگری که خرید کالا مد نظر نیست این است که:کدام آدم عاقل سکه ی طلایی را به قیمت مثلا ۱۰۰ دلار در بازار به قیمت ۵۰۰ دلار از شرکت میخرد؟ مگر اینکه کاسه ای زیر نیم کاسه باشد, که کاسه ی زیر نیم کاسه همان جذب مشتری و سود بیشتر است و نه فروش اجناس شرکت.در اسلام طبق قاعده ی«العبرة بالمآلات» برای صدور احکام به عاقبت و سرانجام یک پدیده نگاه می شود و نه به ذات و شکل ظاهری آن, لذا این گفته که طرح هرمی یک نوع داد وستد است, جواز آنرا ثابت نمی کند چون داد و ستد تنها شکل ظاهری مسئله است و جوهر مسئله چیزی دیگر است.
برخی هم این نوع معاملات را با دلالی (Brokerage) (یا سمسره در عربی) قیاس می کنند, وبا استناد به آن جایز بودن این برنامه ها را توجیه می کنند!
در توضیح باید عرض کنم که این کار هیچ شباهتی به دلالی ندارد,از چند جهت:
۱-در دلالی, دلال در مقابل فروش کالایی برای فروشنده, حق العمل یا پورسانت دریافت می کند, در حالی که در بازاریابی هرمی, بازاریاب یا عضو از جیب خود حق العمل پرداخت می کند, تا بازاریابی کند واین عکس دلالی است.
۲-در دلالی هدف فروش کالاست در حالی که در طرح هرمی فروش کالا مد نظر نیست,کالا(سکه طلا در گولدکوئیست مثلاً) تنها پوشش وبهانه است و هدف اصلی جذب مشتریان جدیدی است که آنها هم مشتریان جدید جذب کنند, و الی آخر.
۳- در دلالی دلال(بشرط درست انجام دادن کارش) تحت هیچ شرایطی از کمسیون یا پورسانت محروم نمی شود, در حالی که در طرح هرمی اعضای پایین هرم الزاماً ضرر میکنند, چه بخواهند چه نخواهند, و هیچ کس هم پاسخگوی آنها نیست.
————————————————-
برخی مراجع که در نگارش این مطلب مورد استفاده قرار گرفته است:
۱-مقاله دکتر سامی بن إبراهیم السویلم کارشناس اقتصاد اسلامی در سایت: http://www.islamtoday.net/questions/show_question_content.cfm?id=14706
2-مصاحبه با دکترفریدون قاسم زاده استاد دانشگاه شریف در سایت: http://nms.ir/index.php?action=show_news&news_id=7
3-سایت اسلام انلاین:http://islamonline.net/servlet/Satellite?pagename=IslamOnline-Arabic-Ask_Scholar/FatwaA/FatwaA&cid=1122528620150
برخی سایتهای مفید پیرامون این موضوع:
http://www.pyramidschemealert.org
http://www.skepdic.com/pyramid.html
http://www.ftc.gov/speeches/other/dvimf16.htm
http://www.impulse.net/~thebob/Pyramid

