آغاز پایبندی و سختیهای اول راه
صبحی مجاهد – نهال محمود مهدی/ ترجمه: ابوعامر
توضیج: منظور از کلمه ی “التزام” که معادل “پایبندی” را برای آن در نظر گرفته ام بازگشت به انجام عملی دین و تصمیم به اجرای دستورات خدا و رسولش یعنی قرآن وسنت است. یک فرد “پایبند” کسی است که دین را بصورت اعتقادی و عملی و همه جانبه و در یک کلام به عنوان برنامه ای برای زندگی قبول دارد. (ابوعامر)
احساس بسیاری زیبا و باشکوهی وی را در آغاز پایبندی در بر می گرد….احساس رهبت قلب، وی را جادو کرده است… احساسی قوی به وی می گوید او از نو به پا خاسته … او لباسی تنگ و چرکین را از بدن در آورده و خداوند بجای آن لباس تقوا به وی پوشانده است… او دوست دارد خداوند همه ی مردم را هدایت کند تا آنها نیز شیرینی بازگشت بسوی پروردگار را بچشند.
اما آنهایی که فکر می کنند پایبندی کاری است ساده سخت در اشتباهند. پیامبر ما صلی الله علیه و سلم این حقیقت را بیان کرده است که: “زمانه ای بر امت من خواهد آمد که در آن کسی که بر پایبندی بر دینش صبر می کند به کسی می ماند که زغال داغ در دستش گرفته است” و آیا ممکن است ثمره ی بهشت را بچیند مگر کسی که در راه آن سختی کشیده باشد؟
لغزشگاه ها و مشکلات زیادی در راه یک “پایبند جدید” پیش می آید که اگر وی اهمیت و نحوه ی برخورد با آن را نفهمد ممکن است دچار لغزش شده و از ادامه ی راه بازبماند. یا اینکه مایوس شده ودوباره به همان آشوب و بی بندوباری گذشته بازگردد و یا در همان نیمه ی راه باقی بماند، نه به بهشت نزدیکان درگاه دست یابد و نه هم به غفلتکده ی فریب خوردگان بازگردد.
راستی این لغزشها و لغزشگاه ها کدامند؟ این چیزی است که در داستان کسانی که در پایبندی باقی ماندند خواهیم خواند…
خستگی سریع
عبدالرحمن خیزران ـ نویسنده و پژوهشگر مراکشی ـ به برخی از مشکلاتی که در آغاز پایبندی خود با آن مواجه شد اشاره می کند از جمله: وارد شدن به مراحل دینداری بدون مرحله بندی صحیح، از دست دادن لذت عبادت و خستگی قلبی و احساس نقص در احساس شیرینی ایمان.
همچنین خانم ندا محمد ـ مهندس معماری از سوریه ـ اینچنین خاطرات آغاز پایبندی خود را تعریف می کند. وی می گوید: در یک خانواده نه چندان پایبند به احکام شریعت بزرگ شدم. هنگامی که خواستم نسبت به دینم پایبند شوم و به پروردگار نزدیک شوم بعضی از اطرافیانم مرا از هر سو مورد فشار قرار دادند تا از چارچوب هایی که برای خودم معین کرده بودم خارج شوم.
مشکل احساس غربت در جامعه ای بود که در آن زندگی می کرد و چیزی که باعث شد بیشتر به وی فشار بیاید این بود که بسیاری از دیندارهایی که وی می شناخت هیچ ارتباطی با علم شرعی نداشتند و بر اساس فکر و اندیشه رفتار نمی کردند و صرفا بر اساس تقلید پیش می رفتند. علاوه بر همه ی اینها تعدد آرا و اختلافات بین طوائف مذهبی و درگیری های میان دیندارها حتی داخل مساجد و سفر فکری طولانی وی برای یافتن دعوتگری که بتواند به سخنانش اعتماد کند…
تمسخر از سوی جامعه
با وجود سختی مشکلات ایمانی که یک پایبند جدید با آن مواجه می شود که ممکن است برای سست شدن استحاکم درونی شخص کافی باشد، جامعه سهم اصلی را در رنجی که جوانان بازگشته به دین تحمل می کنند دارا می باشد.
محسن شامخ ـ آموزگار مصری ـ مشکلاتی را که با آن در اوایل پایبندی مواجه شده است تعریف می کند. بزرگترین آنها برخوردی بود که از سوی بسیاری از اقوام و آشنایان خویش به خاطر گذاشتن ریش رخ داد. آنها تمسخرآمیز وی را اینگونه مورد سوال قرار می دادند: “از نظر تو پایبندی به دین یعنی این؟!”
وی میگوید: “همه ی گناه من این بود که خواستم آنچه را که از سنت های پیامبرم در توان دارم انجام دهم. گرچه این پایبندی در آغاز و قبل از آنکه نسبت به علم شرعی آگاهی پیدا کنم بیشتر در مورد سنت ها واعمال ظاهر بود.”
به من گفتند: باید روبنده ی خود را برداری!
تجربه ی خانم شیما عبید ـ دانشجوی مصری ـ در تلخی کمتر از موارد قبلی نیست. وی قبلا به حجاب پایبند نبوده و حتی نمازهای فریضه را به جای نمی آورد. اما پس از مدتی از این نوع زندگی به تنگ آمده و تصمیم می گیرد از دستورات الهی پیروی کند و در حجاب به جایی می رسد که از نقاب (1) استفاده می کند و در مشاهده برنامه هایی که از تلویزیون می دید نیز تغییراتی داده و سعی می کند از اختلاط بدون ضرورت با مردان خودداری کند. وی تا جایی می رسد که حس می کند خداوند در همه حال مراقب اعمال وی است.
وی در این شرایط انتقالی سخت شدیدا به کسی نیاز داشت که کنار وی بایستد و او را کمک کند. اما چیزی که وی از دوروبری های خود دید کاملا برعکس تصورش بود. آنها هرگز صداقت وی را در تغییر باور نکردند حتی بعضی به وی گفتند حجاب او از روی تغییر مد و زیبایی است نه تطبیق شریعت خداوند!
درددناکترین چیزی که وی با آن روبرو شد برخوردی بود که از سوی هم کلاسی های “پایبند” وی رخ داد. یکی از آنها در یکی از جلسات دینی در مسجد پیامی به وی فرستاد با این مضمون که “نقاب را از صورتت بردار تو کسی نیستی که بتوانی به این چیزها پایبند بمانی!”
همه می توانند تصور کنند شیما در آن لحظه چه احساسی داشته است. وقتی وی سنگینی نگاه های تمسخرآمیز را بر روی خود احساس کرد و حس کرد دارد از خجالت می میرد تصمیم گرفت از نقاب صرف نظر کند اما خداوند وی را به تفکر صحیح بازگرداند و ثابت قدم نگه داشت.
تردید درونی
خانم دکتر سعیده ابوسوسو ـ استاد روانشناسی در دانشگاه الازهر ـ علتهای استرس درونی را که معمولا جوانان ملتزم با آن روبرو می شوند شرح داده می گوید: معمولا وقتی یک انسان از حالت آشوب و بی نظمی به حالت التزام و پایبندی هدفمند منتقل می شود دچار نوعی تردید درونی شده و اگر از سوی اطرافیان مورد تشویق و همکاری قرار نگیرد امکان دارد به بازگشت فکر کند.
به نظر دکتر سعیده درمان واقعی این حالت در مطالعه و جستجوی معرفت واقعی دینی است که به پایبندی انسان کمک می کند. این تحقیق و مطالعه در واقع محافظ واقعی یک ملتزم از شک در مورد افکار و اندیشه هایی است که در سر دارد و اگر یک شخص مسلمان پایبند نسبت به عقیده و روش خود قانع شد دیگر هیچ نیروی منفی نمیتواند بر وی اثر بگذارد.
دکتر عبدالحکم الصعیدی ـ استاد دانشگاه الازهر ـ رنج هایی را که ممکن است یه جوان ملتزم متحمل شود این چنین ذکر می کند:
اول: احساس دلتنگی نسبت به مرحله ی گذشته (عدم التزام) او ممکن است وضعیت کنونی خود را با گذشته ی بدون پایبندی اش مقایسه کند. زیرا التزام باعث ایجاد نوعی قید و بند می شود و این همان چیزی است که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) بر آن تاکید نموده است: “بهشت با سختی ها پوشانده شده و آتش با شهوات”
دوم: شانه خالی کردن جامعه و خانواده از کمک و پشتیبانی وی. ممکن است یک فرد تازه پایبند با شرایطی مواجه شود که باعث تلخکامی و ناخوشی وی گردد و یا شاید باعث صرف نظر وی از التزام به ضوابط شرع شود. مثلا ممکن است یک جوان ملتزم تنها کسی باشد که در تمام خانواده اش به ضوابط شرع پایبند باشد یا برادران و دوستانی داشته باشد که چندان پایبند به شرع و ضوابطش نیستند اما به عللی نمی تواند آنها را ترک کند.
سوم: کمی اطلاعات دینی و علم شرعی که این باعث می شود باعث سرگردانی وی در برخورد با مسائل و یا سوالها و مشکلاتی شود که برایش پیش می آید و شاید عالم و یا شخص آگاه به علم شرعی در دسترس وی نباشد که وی را کمک کند.
دکتر صعیدی تاکید می کند که می توان این مشکلات را از طریق این راه حل ها پشت سر گذاشت:
1- اراده ی صادقانه و توکل بر الله سبحانه و تعالی و ترک هر کاری باعث عقب گرد وی می شود.
2- دوستان خوبی که وی را در مسیر طاعت خداوند کمک کنند. پروردگار می فرماید:
{وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلاَ تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}
(و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام فرامىخوانند و خشنودى او را مىطلبند صبر پيشه كن و دو ديدهات را از آنان برمگير كه زيور زندگى دنيا را بخواهى و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساختهايم و از هوس خود پيروى كرده و كارش بر زيادهروى است پیروی مكن) [ الكهف: 28].
3- پایبندی روزانه به خواندن بخشی ثابت از قرآن و پایبندی به استغفار و دعاهای نبوی.
نیروی اراده
دکتر محمد أبولیلة ـ رئیس بخش زبان انگلیسی پژوهش های اسلامی در دانشگاه بین المللی آمریکای جنوبی ـ به این موضوع اشاره می کند که اولین مشکلی که یک جوان تازه ملتزم با آن روبرو می شود آزمایش نیروی اراده است. زیرا میزان این نیرو است که مشخص می کند شخص در برخورد با جامعه چگونه رفتار خواهد کرد و در مقابله با نفس و خواهش های آن چگونه خواهد بود.
اما در مورد احساس علاقه به بازگشت به گذشته که یکی از خطرناکترین مشکلات جوانان ملتزم است دکتر ابولیله اعتقاد دارد این مساله در اوایل التزام امری طبیعی است و مقابله با آن برمی گردد به نیروی اراده و عزم جدی برای تغییر.
وی اعتقاد دارد کسی که تازه رو به پایبندی آورده است (مانند کسی که اعتیاد به سیگار داشته یا هر عادت بد دیگر) یا باید گذشته را فراموش کند و بر آن پیروز شود و یا آنکه برای همیشه اسیر گذشته باقی مانده و آینده را هم ار دست بده زیرا “گناهکار آینده ای ندارد”.
دکتر ابولیلة مهمترین مشکلاتی را که ممکن است در برابر یک شخص تازه ملتزم پیش بیاید اینچنین بیان می کند: 1- عدم وجود یک فضای صالح و مناسب. 2- جهل نسبت به دین 3- سنگدلی و قسوت قلب 4- معاشرت بیش از حد و بیش از نیاز با دیگران 5- اختلاط بدون ضرورت و بدور از آداب بین مردان و زنان.
دکتر ابولیلة برای کسانی که تازه تصمیم به بازگشت و توبه گرفته اند تعدادی راه عملی پیشنهاد می کند:
1- نزدیکی با انسان های نیک و صالح. این نزدیکی و ارتباط باعث می شود اراده شخص قوی شود. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: “مومن، برادر مومن است. از وی محافظت و نگهبانی می کند و او را از پشت سر (در غیبت وی) حفظ می کند” (به روایت اوبوداوود)
2- ترک نکردن عبادت در هر صورت. زیرا ترک کردن عبادت مانند ترک کردن دواست برای بیمار. بر این اساس اگر شخص تازه پایبند عبادت را رها کند بیماریش بازگشته و عقب گرد خواهد کرد.
3- به دست آوردن علم شرعی و آگاهی نسبت به دین و کثرت حضور در مجالس ذکر و یادآوری و همچنین یادآوری مرگ و احوال آخرت زیرا این کارها باعث از بین رفتن قسوت قلب شده و شخص متدین را از فساد محیط اطرافش حفظ می کند و باعث ایجاد رحمت در قلب وی می شود.
4- تقوای خداوند در هر حال. برای هر کسی که پس از مدتی به انجام عملی اسلام برگشته لازم است در هر حال تقوای خداوند را در نظر داشته باشد و در صورت گناه به سرعت بازگردد و برای انجام آن گناه پشیمان شود.
5- برخورد با مردم با اخلاق نیک. یه شخص متدین نباید در برابر دیگران خود را به چشم یک “مفتی” یا یک مجتهد و یا یک قاضی ببیند. وی باید خود را از تندروی و خشونت و همچنین برخورد تند برابر دیگران محافظت کند. (2)
6- عدم ترک مردم و دوری از آنان. شخص متدین باید بر اساس دین و دستورات آن با مردم و جامعه برخورد و تعامل داشته باشد.
7- یک متدین نباید مردم را به دید یک عده “گمراه” نگاه کند. وی باید برای خداوند در برابر مردم تواضع و فروتنی داشته باشد و خداوند را برای نعمت دینداری و پایبندی شاکر باشد. چه می داند شاید در یک لحظه و به سادگی این نعمت را از دست بدهد؟ [و کوچک شمردن مردم یکی از راه های از دست دادن این نعمت است.]
————————————————
منبع: اسلام آنلاین.نت با اندکی تغییرو و تصرف
————————————————
(1) در مورد پوشاندن چهره برای خانمها و وجوب یا عدم وجوب آن در بین فقها اختلاف است و هر دو رای قوی می باشد. برای همین در صورتی که شخص بر اساس قناعت نسبت به دلیل، یکی از این دو رای را بپذیرد اشکالی نخواهد داشت و الله اعلم.
(2) و این البته به معنای ترک نهی از بدی ها و نصیحت نیست. منتهی نهی از منکر آداب خودش را دارد و باید بر اساس خیرخواهی و روش نیکو و صبر و تحمل باشد.