<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; شریعت، آداب و اخلاق اسلامی</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/farsi/adabe-sharei/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>اسلام، دین پایدار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4183</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4183#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 23:36:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[توحید و خداشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4183</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 22 ذوالحجه 1432 برابر با 27 آبان 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، ستایش مخصوص اوست که حج بیت‌الله الحرام را برای بندگانش کامل گرداند و زیر پای نهادن آن سرزمین‌هایی را که قدم‌گاه پیامبران بوده است برای آنان آسان نمود. آن است عرفات و مِنیٰ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد الحرام: جمعه 22 ذوالحجه 1432 برابر با 27 آبان 1390<span id="more-4183"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، ستایش مخصوص اوست که حج بیت‌الله الحرام را برای بندگانش کامل گرداند و زیر پای نهادن آن سرزمین‌هایی را که قدم‌گاه پیامبران بوده است برای آنان آسان نمود. آن است عرفات و مِنیٰ و این است مقام ابراهیم، نمادهای اسلام و رسم پیامبران که سال‌ها و روزها از آن می‌گذارد و همچنان باقی مانده‌اند تا آیندگان را به یاد گذشتگان اندازند و تا این جایگاه‌ها به سخن آیند و داستان پیامبران را که بر این خاک رخ داده است بازگو نمایند. تا کوه‌های این سرزمین سوره‌هایی را که بر آن نازل شده است و عقایدی را که بر آن راسخ گردیده و شریعت‌هایی که تشریع شده‌اند به یاد آورند.</p>
<p style="text-align: justify;">گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد بندهٔ و پیامبر اوست؛ خداوند به واسطهٔ او پیامبری را به پایان رساند و چه نیک پایانی بود! درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید، و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ } [آل عمران: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">در این زندگی نظام‌های فکری و مناهج و اندیشه‌های مختلفی است، بناهایی باشکوه را می‌بینی که چونان درختی سربلندند، اما همین که بادها و طوفان وزیدن می‌گیرند و زمین به لرزه می‌افتد تصاویر قلابی فرو می‌ریزند و بناهای به ظاهر محکم به زیر می‌آیند و اینجاست که عیب و ایرادشان آشکار می‌گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">آنکه امروز در حال و روز جهان نظر افکند این فرو ریختن‌های پی در پی را به چشم می‌بیند. در دنیای پول و اقتصاد، در حکومت‌داری و سیاست، و در اندیشه و ایدئولوژی؛ حیرت و پریشانی صاحبان سرمایه و سیاستمداران را می‌بیند و سپس نگاهی به بنای سر به فلک کشیدهٔ اسلام می‌اندازد و آن را ثابت و مستقر می‌یابد که ریشهٔ آن در زمین است و فرع آن در آسمان.</p>
<p style="text-align: justify;">هنگامی که در مبادی اسلام در همهٔ جوانب زندگی تامل می‌کنی ارزش‌هایی خواهی یافت ریشه‌دار و محکم، در همهٔ زمینه‌ها؛ چه در عقیده و اندیشه، چه در عبادت و شریعت، و چه در اخلاق و رفتار؛ و آن را برای هر زمان و مکانی مناسب می‌بینی، و شایسته است هر مسلمانی پس از این تامل فضل خداوند را به یاد آورده و ارزش دین خود و نعمتی را که خداوند به او ارزانی داشته است قدر بداند.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند هیچ نعمتی را کامل‌تر و با ارزش‌تر و فراگیرتر از این به تو عطا نکرده است که مسلمانی هستی در میان دیگر مسلمانان، نه به سوی درختی سجده می‌بری و نه به سنگ، نه برای حیوانی خود را ذلیل می‌کنی و نه برای هیچ جمادی و نه حتی برای هیچ انسانی دیگر و تنها عبادت پروردگارت را به جای می‌آوری. این اسلام مبارکت باد و این ایمان گوارایت؛ خداوند تو را در زمانه‌ای توفیق هدایت داد که بسیاری گمراه شدند، و هنگامی تو را راهنمایی نمود که بسیاری سرگردان شدند. بار دیگر تامل کن و به اساس دین خود و قاعدهٔ ایمانت تمسک بجوی و با شناخت فضیلت اسلام و توحید پروردگار به این بشارت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به معاذ ـ رضی الله عنه ـ دلخوش باش که می‌فرماید: «کسی نیست که صادقانه از قلب خود گواهی دهد که معبودی به حق جز الله نیست و محمد پیامبر خداوند است، مگر آنکه خداوند وی را بر آتش حرام می‌گرداند» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین معاذ بن جل ـ رضی الله عنه ـ در جای دیگری از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که فرمود: «هر که در حالی به دیدار خداوند رود که برای اوهیچ شریکی قائل نیست به بهشت وارد می‌شود» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">این توحید نشانه‌هایی دارد که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را بیان و ترسیم نموده است. این بشارت نبوی دارای شواهدی است که شایسته است مسلمان به آن چنگ زده و از جدایی انداختن میان آن‌ها دوری کند تا مبادا کارهایش بی‌ارزش شده یا تلاشش به هدر رود، زیرا چه بسا سرگردانانی که خود نمی‌دانند و چه گمراهانی که گمان می‌کنند بر راه هدایتند!</p>
<p style="text-align: justify;">از ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که معاذ ـ رضی الله عنه ـ فرمود: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا به یمن فرستاد و فرمود: «تو به سوی گروهی از اهل کتاب خواهی رفت، پس آنان را به گواهی دادن به اینکه معبودی به حق جز الله نیست و اینکه من پیامبر خدایم فرا بخوان، پس اگر تو را اطاعت کردند آنان را آگاه ساز که خداوند نمازهای پنجگانه روزانه را بر آنان فرض نموده است، پس اگر از تو اطاعت نمودند آنان را آگاه ساز که خداوند صدقه‌ای را بر آنان واجب گردانده است که از ثروتمندانشان گرفته شده و به فقرایشان بازگردانده می‌شود، پس اگر از تو اطاعت کردند زنهار که به اموالشان دست‌درازی نمایی و از دعای مظلوم بترس که میان آن و خداوند هیچ حجابی نیست» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث اصول ایمان را توحید، سپس نماز، سپس زکات و سپس حفظ حقوق و مبدأ عدالت مطلق قرار داده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند انسان را گرامی داشته است و برای او قوانینی را تشریع نموده است که وی را از خرافات و یا تعلق به اوهام دور گرداند و او را آزاد گردانده به طوری که جز به خداوند که خالق اوست وابسته نباشد و وابستگی به غیر خداوند را چه از نظر اعتقادی و چه عملی، منافی توحید دانسته است. از علی بن ابی‌طالب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «خداوند لعنت کند کسی را که برای غیر خداوند ذبح نماید، و خداوند لعنت کند کسی را که بدعت‌گذاری را پناه دهد، و خداوند لعنت کند کسی که پدر و مادرش را نفرین کند، و خداوند لعنت کند کسی که علامت‌های زمین را تغییر دهد» (یعنی زمین مردم را به ناحق تصرف نماید) [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه از نذر نمودن برای غیر خداوند نهی نموده و آن را از عمل مشرکان دانسته است. خداوند متعال در کتاب مبین خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ} [انعام: 136]</p>
<p style="text-align: justify;">(و [مشرکان] براى الله از آنچه از کشت و دامها كه آفریده است‏سهمی گذاشتند و به پندار خودشان گفتند اين برای الله است و اين ویژهٔ بتان ما، پس آنچه خاص بتانشان بود به الله نمی‌رسید و[لی] آنچه خاص الله بود به بتانشان می‌رسید چه بد داوری می‌کنند)</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر نشانه‌های این توحید، پناه جستن به خداوند است و نه هیچ کس دیگر؛ خداوند متعال دربارهٔ مشرکان فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا} [جن: 6]</p>
<p style="text-align: justify;">(و همانا مردانی از انسیان به مردانی از جنیان پناه می‌بردند و بر سرکشی آنان می‌افزودند)</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر زیبایی‌های این دین این است که مسلمان جز خداوند را فرا نمی‌خواند و جز به الله امید ندارد، زیرا میان مسلمان و پروردگارش هیچ واسطه‌ای نیست؛ خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً} [اعراف: 55]</p>
<p style="text-align: justify;">(پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ} [غافر: 60]</p>
<p style="text-align: justify;">(و پروردگار شما گفت: مرا فرا بخوانید تا شما را استجابت کنم. همانا کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند خوار و ذلیل به جهنم وارد می‌شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در این آیه دعا را عبادت دانسته است و در آیه‌ای دیگر پیامبر خود را به خالص گرداندن آن از هرگونه شائبه‌ای امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي} [زمر: 14]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو الله را عبادت می‌کنم در حالی که دین خود را برای او خالص گردانده‌ام)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ (106) وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ} [یونس: 106-107]</p>
<p style="text-align: justify;">(و به جز الله چیزی را که نه سودی و نه زیانی برای تو ندارد فرا مخوان که اگر چنین کنی از ستمگران خواهی بود (106) و اگر الله به تو زیانی برساند آن را برطرف‌کننده‌ای نیست جز او، و اگر برای تو خیری بخواهد بخشش او را رد کننده‌ای نیست، آن را به هر کس از بندگان که بخواهد می‌رساند و او آمرزندهٔ مهربان است)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال کسانی را که جز او را به فریاد می‌طلبند چنین مورد خطاب قرار داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [عنکبوت: 17]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که به جز الله عبادت می‌کنید برای شما مالک رزقی نیستند، پس نزد الله روزی بخواهید و او را عبادت کنید و شکر او را به جای آورید که به سوی او باز خواهید گشت)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در جای دیگری می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5) وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ}[احقاف: 5]</p>
<p style="text-align: justify;">(و چه کسی گمراه‌تر از آن کسی است که به جز الله کسی را به فریاد می‌خواند که تا روز قیامت او را استجابت نمی‌کند و آن‌ها از دعایشان بی‌خبرند (5) و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان می‌شوند و به عبادتشان کافر می‌شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">حتی خداوند متعال دعا و به فریاد خواندن غیر خود را شرک دانسته و در کلام خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ (13) إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ} [فاطر: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که به جز او فرا می‌خوانید مالک پوستهٔ هستهٔ خرمایی نیستند (13) اگر آن‌ها را فراخوانید دعای شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند نخواهند توانست پاسخ شما را دهند و روز قیامت به شرک شما کفر می‌ورزند و کسی مانند [خداوند] آگاه تو را خبردار نمی‌کند)</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله مسائلی که باعث انحراف و فساد در دین‌داری است غلو و زیاده‌روی و مبالغهٔ از روی بی‌علمی است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده‌اند: «از غلو در دین دوری کنید که کسانی که پیش از شما بودند به واسطهٔ غلو و زیاده‌روی در دین هلاک شدند» [به روایت امام احمد و ترمذی و نسائی و ابن ماجه با سند صحیح] و در روایت مسلم آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سه بار پشت سر هم چنین فرمودند که: «افراط‌گرایان هلاک شدند».</p>
<p style="text-align: justify;">و خداوند متعال فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ} [نساء: 171]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای اهل کتاب در دینتان زیاده‌روی نکنید و بر الله جز حق نگویید)</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله غلو و افراط و زیاده‌روی در دین، زیاده‌روی در بزرگداشت اولیا و صالحان یا بزرگداشت آثار آنان است و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نسبت به چنین غلوی هشدار داده و فرموده است: «چنانکه نصاریٰ در مورد عیسی بن مریم غلو کردند در مورد من غلو و زیاده‌روی نکنید؛ زیرا من بندهٔ اویم پس بگویید: بندهٔ خداوند و پیامبر او» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">و از شقیق از عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «از بدترین مردم کسانی هستند که در حالی که زنده‌اند قیامت برپا می‌شود، و کسانی که قبرها را مسجد می‌کنند» [به روایت امام احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">دین اسلام، همه‌اش نیکی است و زیبایی، و خداوند از چیزی نهی ننموده است مگر به سبب زیانی که به انسان‌های و جوامع وارد می‌سازد، مانند جادوگری و آمدن به نزد کاهنان و پیشگویان؛ خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى } [طه: 69]</p>
<p style="text-align: justify;">(و جادوگر هر جا که رود رستگار نمی‌شود)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ } [بقره: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(و [هاروت و ماروت] به کسی جادوگری یاد نمی‌دادند مگر آنکه [پیش از آن به او] می‌گفتند همانا ما آزمایشی هستیم پس کافر مشو)</p>
<p style="text-align: justify;">و در ادامه می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ } [بقره: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بی‌تردید دانسته بودند که هر کس خریدار این کالا باشد در آخرت نصیبی نخواهد داشت )</p>
<p style="text-align: justify;">چه بسیار مردمی که به این اوهام وابسته شده و دین و دنیای خود را از دست داده‌اند و عقلشان به درک خرافات سقوط کرده است، خرافاتی که آن را دین و آیین خود قرار داده‌اند. شکر خدای که ما را با اسلام گرامی داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «از هفت گناه هلاک کننده دوری کنید» فرمودند: ای رسول خدا خداوند! آن‌ها چه هستند؟ فرمود: «شرک به خداوند، و جادوگری، و کشتن انسانی که خداوند حرام نموده است جز به حق، و خوردن ربا، و خوردن مال یتیم، و پشت کردن در روز نبرد، و تهمت زدن به زنان پاک‌دامن بی‌خبر» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و نزد مسلم روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که نزد کاهن و طالع‌بینی بیاید و از او در مورد چیزی سوال کند، نماز او تا چهل شب پذیرفته نخواهد شد» و نزد ابوداوود روایت است که فرمودند: «هر که نزد کاهنی آید و او را تصدیق نماید از آنچه بر محمد نازل شده است بیزاری جسته است».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله نشانه‌های زیبای دین والا بردن و با ارزش نمودن محبت‌ها و عواطف و دوستی‌ها و یاری یکدیگر است، آن هم در زمانه‌ای که مبادی و ارزش‌های اهل دنیا رو به پستی نهاده است و محبت و یاری نیست مگر برای دنیا و منافع دنیایی؛ از انس ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «سه خصلت است که در هر که باشد شیرینی ایمان را خواهد چشید: اینکه الله و رسول نزد او از دیگران محبوب‌تر باشند، و اینکه شخص را جز برای خداوند دوست نداشته باشد، و اینکه بازگشت به کفر را چنان بد بدارد که افتادن در آتش را بد می‌دارد» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">این دین، دین خداوند است و این شریعت، شریعت اوست و بر هر کسی که کلام خداوند و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به او رسیده است واجب است که از حق پیروی نماید و جز آن را ترک گوید، و کتاب و سنت را برای سخن هر کسی ـ هر که باشد ـ ترک نکند، و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} [نور: 64]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس کسانی که مخالفت امر او می‌کنند از این بترسند که دچار فتنه‌ای شوند یا عذابی دردناک به آنان برسد)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال کسانی را که از بزرگان خود در مخالفت امر خداوند و پیامبر او اطاعت نمودند نکوهش نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ } [نور: 31]</p>
<p style="text-align: justify;">(آنان احبار و راهبان خود را به جای الله به الوهیت گرفتند)</p>
<p style="text-align: justify;">عدی بن حاتم ـ رضی الله عنه ـ که نصرانی بود و سپس اسلام آورد می‌گوید: هنگامی که شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ این آیه را می‌خواند گفتم: ای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما آنان را عبادت نمی‌کنیم. فرمود: «آیا اینگونه نیست که آنچه را خداوند حلال کرده حرام می‌کنند و شما نیز آن را حرام می‌کنید؟ و آنچه را حرام کرده حلال می‌گردانند و شما نیز آن را حلال می‌کنید؟» گفتم: آری. فرمود: «همین عبادت کردن آن‌هاست» [به روایت امام احمد و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا برای ما در کتاب و سنت برکت ده و با آیات و حکمت سود رسان، این سخن خود را گفته و برای خود و شما از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوندی است که با نعمت او نیکی‌ها به کمال می‌رسند، با نیکی‌ها به بندگان خود احسان نموده و از بدی‌ها در می‌گذرد، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله، و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست، خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او تا روز قیامت درد و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">توحید اعتقاد، توحید پیروی را به دنبال خواهد داشت، بنابراین بر مسلمان واجب است که پروردگار خود را دوست داشته و عمل خود را برای او خالص گرداند و احساسات خود را تسلیم خداوند نماید، مسلمان جز خداوند را فرا نمی‌خواند و جز او را عبادت نمی‌کند و جز دستور او را جرا نمی‌کند، آنچه را او حلال بداند حلال می‌داند، و آنچه را حرام بداند، حرام می‌داند و همانجایی می‌ایستد که خداوند تعیین کرده است و بر اساس خواست خداوند حرکت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">مسلمان در برابر هر موجود زنده‌ای راست قامت است، پشت خود را جز برای خداوند خم نمی‌کند و شناخت او نسبت به خداوند و چیرگی کامل او بر همهٔ وجود، باعث می‌شود که احساس رغتب و رهبت و ترس و امید در وجود او به راه مستقیم رود و دچار انحراف و اضطراب نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;">برای همین است که پر شدن قلب از عقیدهٔ توحید اساسی برای قدرت وعزت است و مومن صادق هیچگاه از آن جدا نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، حجاج بیت الله الحرام:</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان هر کاری، مسلمان این معیار را به یاد می‌آورد که معیار قبول هر عملی، خالص گرداندن آن کار برای خداوند و پیروی از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در انجام آن است، و بدانید که فضل خداوند بسیار وسیع است و از نشانه‌های پذیرش یک عمل از سوی خداوند این است که انسان پس از انجام یک نیکی، نیکی دیگری انجام دهد، و نشانهٔ حج مبرور این است که بهتری از آنکه بودی از حج بازگردی، و هر که نامهٔ عملش با مغفرت خداوندی پاک شده است از این برحذر باشد که دوبارهٔ به ناپاکی گناهان باز گردد؛ زیرا عقب‌گرد بدتر از زخم است، و انسان باید سعی کند که پس از حج به افزایش نیکی‌های خود بپردازد زیرا این از نشانه‌های پذیرش عمل است.</p>
<p style="text-align: justify;">سپس درودهای پاک و سلام دائم خداوندی بر بهترین بندگان خداوند، محمد بن عبدالله، و بر اهل بیت پاک او باد. خداوند بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک وی درود و سلام و برکت ارزانی دار و از آن ائمهٔ هدایت، و خلفای پیامبرت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت و همهٔ کسانی که به راه آنان روند و از سنت آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان، و دشمنان دین را نابود گردان و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا هر که را برای ما و سرزمین ما ارادهٔ سوء یا تفرقه دارد، مکر و حیله‌اش را به سوی خود او بازگردان و تدبیرش را در نابودی او قرار ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و سختی‌ها وفتنه‌های آشکار و پنهان را از ما دور گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جا که هستند اصلاح نما، خداوندا آنان را بر حق و هدایت یکی گردان، خداوندا جان آنان را حفظ نما و ترسشان را به امنیت تبدیل کن و آنان را بر هر که به آنان ستم نموده است یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جا که هستند یاری ده، خداوندا آنان را بر حق یکی گردان، خداوندا آنان را در فلسطین بر صهیونیست‌های اشغالگر یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده، خداوندا دشمنان دین را نابود ساز که آنان را یارای ناتوان ساختن تو نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان، و کارهای ما را آسان بگردان و ما را به آن خواسته‌هایی که باعث رضایت توست برسان. پروردگارا ما را و پدران و مادران ما را مورد آمرزش قرار ده که همانا تو شنوندهٔ دعایی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا از حاجیان حجشان را بپذیر و دعایشان را مستجاب گردان. خداوندا حج‌شان را مبرور و سعی‌شان را مشکور و گناهانشان را مغفور قرار ده و آنان را سالم به دیارشان بازگردان، خداوندا از ما و آن‌ها بپذیر و ما و آن‌ها را بر حق و هدایت پایدار بگردان و عاقبت ما را به خیر بگردان ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">از الله آمرزش می‌طلبم، از الله آمرزش می‌طلبیم، از آن خداوندی که معبودی به حق جز او نیست، آن زندهٔ به پای دارنده، آمرزش می‌خواهیم و به سوی او بازمی‌گردیم، خداوندا ای آنکه معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، بارانی گوارا و پی در پی و گسترده و سودمند و همه‌گیر. خداوندا ما را باران ده، خداوندا بارانی که به واسطهٔ آن سرزمین‌ها را زنده کرده و بندگان را آب دهی و آن را به شهر نشینان و بادیه‌نشیانان برسانی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا باران رحمت، خداوندا باران رحمت، خداوندا باران رحمت و نه باران عذاب و بلا و ویرانی و غرق.</p>
<p style="text-align: justify;">پروردگارا از ما بپذیر و که همانا تو شنونده و دانایی و از ما توبه پذیر که همانا تو توبه‌پذیر و مهربانی.</p>
<p style="text-align: justify;">پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، آن پروردگار رحمت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4183/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راه‌های محافظت از طاعات و نیکی‌ها</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4181</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4181#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Nov 2011 23:30:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[حج و دهه‌ی ذی‌الحجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4181</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر حسین آل شیخ مسجد نبوی شریف: جمعه 15 ذوالحجة 1432 برابر با 20 آبان 1390 خطبهٔ اول: سپاس مخصوص خداوند است برای نعمت اسلام، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و پاداشاه داناست و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و فرستادهٔ اوست؛ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر حسین آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 15 ذوالحجة 1432 برابر با 20 آبان 1390<span id="more-4181"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>سپاس مخصوص خداوند است برای نعمت اسلام، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و پاداشاه داناست و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و فرستادهٔ اوست؛ بهترین درودها و سلام‌های خداوند بر او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان: خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم که تقوای او سبب رستگاری در دنیا و آخرت است.</p>
<p>ای مسلمانان، حجاج بیت الله:</p>
<p>پایان رساندن مناسک حج با سلامت و عافیت و این آسودگی خاطر بر شما مبارک باد؛ خداوند این نعمت‌ها را برای همهٔ مومنان کامل گرداند و سختی‌ها و مصیبت‌ها را از آنان دور سازد، خداوند حجتان را مبرور و سعیتان را مشکور و گناهانتان را مغفور گرداند.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>خداوند به واسطهٔ حج مبرور گناهان را بخشیده و درجات انسان را افزون می‌گرداند و انسان را به بهشت وارد می‌سازد، اما این حج مبرور نشانه‌هایی دارد که با آنها شناخته می‌شود و اهل علم با جستجو در کتاب و سنت برخی از آنها را ذکر نموده‌اند:</p>
<p>نخستین نشانه‌های حج مبرور این است که بنده ـ پس از حج ـ بر طاعت خداوند ـ جل و علا ـ استقامت گزیده و به آخرت راغب شود و در انجام اعمال نیک کمر همت ببندد و تا زنده است بر طاعت خداوند پایبند بماند چنانکه خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} [حجر: 99]</p>
<p>(و تا هنگام رسیدن مرگ به عبادت پروردگارت بپرداز)</p>
<p>آری از مهم‌ترین نشانه‌های قبولی طاعات ـ از جمله حج ـ استقامت و پایداری همیشگی بر نیکی و تقوا است و خداوند متعال خطاب به کسی که گناهان گذشته و آینده‌اش آمرزیده شده است و همینطور امت وی می‌فرماید:</p>
<p>{ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} [هود: 112]</p>
<p>(پس آن طور که دستور یافته‌ای پایداری پیشه کن و [همچنین] کسانی که همراه تو‌اند و از حد به در نروید که او به آنچه می‌کنید بینا است)</p>
<p>{ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ} [فصلت: 6]</p>
<p>(پس به سوی او استقامت ورزید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان)</p>
<p>مردی نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمد و گفت: ای رسول خداوند! برای من در اسلام سخنی بگو که پس از تو از کسی دیگر نپرسم. فرمود: «بگو به الله ایمان آوردم، سپس پایداری کن».</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>این استقامتی است که کمال فروتنی در برابر خداوند و کمال محبت او را به همراه صبر بر انجام دستورات و دوری از محرمات، و صبر بر تقدیر و پیروی از زیبایی‌های اخلاق و صفات والا، در خود دارد.</p>
<p>مردی نزد حسن بصری آمد و گفت: پاداش حج مبرور، آمرزش و مغفرت خداوند است. حسن بصری به او گفت: «اما نشانه‌های آن این است که به کارهای بد گذشتهٔ خود باز نگردد».</p>
<p>ابن رجب حنبلی و دیگران نقل کرده‌اند که مردی به حج رفت و سپس شبی با قوم خود در مکه ماند، پس نفسش وی را به انجام گناهی فرا خواند. اینجا بود که هاتفی را شنید که می‌گوید: «ای تو! مگر حج نکرده‌ای؟!» و خداوند این را سببی برای عصمت و دوری او از آن گناه قرارداد.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>گرچه حج از چنین اجر و پاداش عظیمی برخوردار است اما باید این را دانست که بزرگترین هدفی که انسان باید در این دنیا به آن بپردازد محقق ساختن ایمان به خداوند عزوجل است.</p>
<p>از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیده شد که کدام کارها بهتر است؟ فرمود: «ایمان به خداوند، سپس جهاد در راه خدا و سپس حج مبرور» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ایمان به خداوند متعال همان هدفی است که انسان برای آن آفریده شده است:</p>
<p>{ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} [ذاریات: 56]</p>
<p>(و جن و انس را جز برای این نیافریده‌ام که مرا عبادت کنند)</p>
<p>این ایمانی است که محقق گرداندن توحید یعنی یکی ساختن خداوند در عبادت و ترس و امید و انابت و توکل و دعا را در خود دارد. مومن صادق کسی است که جز الله را عبادت نمی‌کند و جز الله را فرا نمی‌خواند و جز از او چیزی نمی‌خواهد. او دوری از زیان و به دست آوردن سود را جز از خداوند نمی‌خواهد، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ} [یونس: 106]</p>
<p>(و به جای الله کسی را که نه سود و نه زیانی برای تو ندارد به دعا مخوان که اگر چنین کردی بی‌تردید از ستمگران خواهی بود)</p>
<p>و آیات در این باب بسیار است.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیثی که ابن مسعود از ایشان روایت نموده است می‌فرماید: «هر که بمیرد در حالی که جز خداوند شریکی را فرا می‌خواند به آتش داخل می‌شود» [به روایت بخاری]</p>
<p>و جابر ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «هر که در حالی به ملاقات خداوند برود که چیزی را برای او شریک نیاورده است به بهشت وارد می‌شود و هر که در حالی به ملاقات او رود که چیزی را برای او شریک آورده است به آتش داخل می‌شود» [به روایت مسلم]</p>
<p>و همینطور ایمان به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با طاعت او در آنجام امر نموده است و دوری از آنچه نهی نموده و اینکه عبادت خداوند را انجام ندهد جز به همان روشی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با سخن یا عمل یا تقریر خود مشروع گردانده است.</p>
<p>و اما بزرگترین مجاهدت و تلاش در راه خداوند، جهاد با نفس بر طاعت خدا و رسول اوست، زیرا امام احمد و ترمذی با سندی حسن و صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت کرده‌اند که: «مجاهد آن است که با نفس خود در راه خداوند جهاد نماید».</p>
<p>مردی نزد یکی از بزرگان صحابه آمد و گفت: من می‌خواهم به نبرد روم. او گفت: «نخست به نبرد نفس خود برو و آن را فتح کن، و شایسته است در راه خداوند با نفس خود به جهاد بپردازی».</p>
<p>آری؛ از بزرگترین جهادها این است که انسان با نفس خود بر انجام دستورات خداوندی جهاد کند، از جمله: محافظت بر نمازهای فرض به طوری که هیچ چیز او را از نماز فرض باز ندارد و مشغول نسازد مگر عذری موجه.</p>
<p>از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی که امام مسلم نیشابوری تخریج نموده است، آمده که فرمودند: «آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که خداوند به واسطهٔ آن گناهان را پاک نموده و درجات انسان را بلند می‌گرداند؟ کامل ساختن وضو در سختی‌ها، و انتظار نمازی پس از نمازی دیگر، و بسیار گام برداشتن به سوی مساجد، که این است جهاد، این است جهاد، این است جهاد».</p>
<p>و از بزرگترین انواع جهاد با نفس این است که انسان دست و زبان و همهٔ اعضای خود را از آزار رساندن به برادران مومن خود باز دارد، زیرا از بزرگترین چیزهایی که باعث از بین رفتن نیکی‌ها می‌شود زیر پا گذاشتن حقوق مخلوقات خداوند است. و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیث صحیحی که از وی روایت شده است می‌فرماید: «مهاجر کسی است که آنچه را خداوند نهی نموده است ترک گوید، و مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند».</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را نسبت به ورشکستگی و فقر حقیقی هشدار داده و فرموده است: «آیا می‌دانید بی‌چیز کیست؟» صحابه گفتند: نزد ما بی‌چیز و فقیر کسی است که درهم و دیناری ندارد. فرمود: «مفلس و بی‌چیز کسی است که روز قیامت می‌آید در حالی که این را ناسزا گفته است و این را زده است و مال این را برداشته است، پس این یکی از نیکی‌هایش برمی‌دارد، واین یکی از نیکی‌هایش برمی‌دارد و هنگامی که نیکی‌هایش به پایان رسید از بدی‌های آنان برمی‌دارند و بر دوش او می‌گذارند و در پایان به آتش انداخته می‌شود».</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همچنین از جملهٔ جهاد با نفس این است که انسان دارای همتی بلند و نفسی والا و علاقمند به انجام کارهای نیک باشد، زیرا صحابهٔ پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که این سخن خداوند متعال را شنیدند که می‌فرماید: {به سوی انجام نیکی‌ها از یکدیگر سبقت گیرید} [بقره: 148] و {به سوی آمرزشی از سوی پروردگارتان بر یکدیگر سبقت گیرید} [حدید: 21] هر کدام از آن‌ها تلاش نمود تا از دیگری در انجام نیکی‌ها پیشی گیرد.</p>
<p>عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «به سوی هیچ کار نیکی مسابقه ندادیم مگر آنکه ابوبکر در انجام آن بر ما سبقت گرفت».</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «حسودی نیست مگر بر دو شخص: شخصی که خداوند به او مالی عطا کرده است و او در پنهان و آشکار از آن انفاق می‌کند، و شخصی که خداوند به او [علم] قرآن داده است و او شب و روز آن را می‌خواند و به دیگران یاد می‌دهد».</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:</p>
<p>{ إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ} [فصلت: 30]</p>
<p>(آنان که گفتند پروردگار ما الله است سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که نترسید و غمگین نباشید و شما را به بهشتی بشارت باد که به آن وعده داده شده بودید)</p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و رهنمون‌های آن سود رسانَد، این سخن را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از الله آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص الله پروردگار جهانیان است، او که رحمان و رحیم است و مالک روز جزا است. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و معبود پیشینیان و پسینیان است، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست، بهترین درود و سلام تا قیامت بر او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مردم، خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم زیرا این، سفارش خداوند برای پیشینیان و پسینیان است.</p>
<p>عباد الله:</p>
<p>ختام و پایان همهٔ کارهای نیک، استغفار و درخواست آمرزش از خداوند است، از جمله حج زیرا خداوند متعال دربارهٔ آن فرموده است:</p>
<p>{ ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ} [بقره: 199]</p>
<p>(سپس از از همانجا که مردم روانه می‌شوند شما نیز روانه شوید و از الله آمرزش بخواهید که همانا الله بسیار آمرزنده و مهربان است)</p>
<p>منظور استغفاری است که با قلب و زبان و به همراه توبهٔ نصوح باشد، و گرنه کسی که با زبان خود آمرزش بخواهد و قلبش به گناهان بسته باشد و باز به گناهان برگردد این ترس بر او می‌رود که درِ قبول و اجابت بر او بسته شده باشد.</p>
<p>خداوند جل و علا هنگامی که احکام حج را یاد می‌کند در آخرین آیهٔ مربوط به احکام حج در سورهٔ بقره سفارشی بس عظیم دارد و آن تقوای خداوند در پنهان و آشکار و در همه حال و در همهٔ سخنان و کردارها است:</p>
<p>{ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ} [بقره: 203]</p>
<p>(و پروای الله را داشته باشید و بدانید که شما به سوی او برانگیخته خواهید شد)</p>
<p>سپس بدانید که خداوند عزوجل شما ما را به امری بزرگ فرمان داده است که همانا درود و سلام بر پیامبر بزرگوار اوست.</p>
<p>خداوند بر پیامبر و سرور ما محمد درود و سلام و برکت و نعمت ارزانی دار و از چهار خلیفهٔ راشد وی: ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر اهل بیت و یاران او و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.</p>
<p>خداوند بر بندگان مومنان لطف ارزانی دار، خداوند رحمتی از رحمت‌هایت را بر آنان نازل گردان، که آنان را از جز تو بی‌نیاز گرداند و اوضاع آنان را به صلاح آورد، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوند مسلمانان را در هر جایی که هستند حفظ نما، خداوندا مسلمانان را در هر جایی که هستند حفظ نما، خداوندا آن‌ها را در شام و یمن حفظ نما، خداوندا آنان را در شام و یمن و در دیگر سرزمین‌ها حفظ نما.</p>
<p>خداوندا اوضاع و احوال برادران ما را در مصر و تونس و لیبی سامان بخش و زندگی پاک را نصیب آنان گردان و آنان را بر حق و بر نیکی و تقوا یکی گردان، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را شامل رحمت خود گردان، خداوند آنان را بیامرز، خداوندا ما و آنان را مورد آمرزش خود قرار ده، خداوندا ما و آنان را مورد آمرزش خود قرار ده.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خود قرار ده.</p>
<p>خداوندا در میان ما هیچ بدبخت و محرومی قرار مده، خداوندا در میان ما هیچ بدبخت و محرومی قرار مده، خداوندا ما را از اهل رستگاری و سعادت بگردان، خداوندا ما را از اهل رستگاری و موفقیت و خوشبختی بگردان، ای حی و ای قیوم.</p>
<p>خداوندا بیماران ما و دیگر بیماران مسلمانان را شفا ده، خداوندا بیماران ما و دیگر بیماران مسلمانان را شفا ده، خداوند حجاج بیت الله را سالم و غنیمت‌یافته، و در حالی که توبه نصیبشان گردیده است به سرزمین‌هایشان بازگردان، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوندا با راه و روش و راهنمایی قرآن ما را سودمند گردان، خداوندا ما را با راه و روش و سنت سرور فرزندان عدنان سود رسان.</p>
<p>خداوندا تو بی‌نیازی و ما نیازمند، خداوندا باران را بر ما نازل گردان، خداوندا باران را بر ما نازل گردان، خداوندا باران را بر ما نازل گردان، خداوندا ما را باران ده ای زنده و ای پایدار.</p>
<p>بندگان خداوند، خداوندا را بسیار یاد کنید و صبحگاه و شام‌گاهاو را تسبیح گویید، و آخرْ سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4181/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام، دین اخلاق</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4176</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4176#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Nov 2011 17:06:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4176</guid>
		<description><![CDATA[دکتر صالح بن حمید مسجدالحرام: جمعه 23 ذی القعدة 1432 برابر با 6 آبان ماه 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، ستایش ویژهٔ اوست که امت‌ها را پدید آورده و از بین می‌برد و خاکستر مردگان را دوباره زنده می‌گرداند، شاکرانه و فرمانبردارانه او را سپاس می‌گویم و و عابدانه و وفروتنانه از او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">دکتر صالح بن حمید</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 23 ذی القعدة 1432 برابر با 6 آبان ماه 1390<span id="more-4176"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، ستایش ویژهٔ اوست که امت‌ها را پدید آورده و از بین می‌برد و خاکستر مردگان را دوباره زنده می‌گرداند، شاکرانه و فرمانبردارانه او را سپاس می‌گویم و و عابدانه و وفروتنانه از او آمرزش می‌خواهم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست که پروردگارش او را با دین حق، هدایتگر و دعوتگر مبعوث نمود. درود و سلام بسیار و پی در پی خداوند بر وی وی و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مردم شما و خود را به تقوای خداوند ـ عزوجل ـ سفارش می‌کنم، پس تقوای او را پیشهٔ خود سازید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ } [بقره: 282]</p>
<p style="text-align: justify;">(تقوای الله را پیشه سازید و الله شما را علم خواهد آموخت)</p>
<p style="text-align: justify;">با علم، عمل درست خواهد شاد و با عمل حکمت به دست خواهد آمد و با حکمت است که زهد صحیح وجود خواهد داشت و با زهد دنیا شناخته می‌شود و هر که دنیا را به خوبی بشناسد به آخرت دل خواهد بست و هر که دل به آخرت بندد توفیق خداوندی را به دست خواهد آورد که توفیق خداوندی بهترین راهبر است و هر که به قضای خداوندی خشنود شود هیچکس نخواهد توانست او را خشمگین سازد و هر که به عطای پروردگار قانع شود دچار حسد نمی‌شود و هر که درهای خیر را در برابر خود گشوده دید شایسته است به سوی آن بشتابد که او نمی‌داند این در کی بسته خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که مرگ به همهٔ ما خواهد رسید و قبر همه را در آغوش خود خواهد گرفت و قیامت همهٔ ما را دوباره یکجا جمع خواهد کرد و خداوند است که میان ما داوری خواهد نمود و او بهترین داور است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون } [مائده: 48]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت گیرید، بازگشت همه شما به سوی الله است، سپس شما را نسبت به آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه خواهد ساخت)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، حجاج بیت الله الحرام؛ خداوند عزوجل می‌فرمایند:</p>
<p style="text-align: justify;">{ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَاب } [بقره: 197]</p>
<p style="text-align: justify;">(حج ماه‌هایی مشخص است پس هر که در این ماه‌ها حج را بر خود واجب گرداند [بداند که] هم‌بستری و گناه و جدل در حج [جایز] نیست و هر آنچه از خیر انجام دید الله آن را می‌داند، و توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه تقوا است و ای خردمندان پروای مرا بدارید)</p>
<p style="text-align: justify;">قواعد رفتار، و معیارهای اخلاقی و آداب برخورد و تعامل با مردم معیار و مقیاسی آشکار از معیارهای پایبندی عملی به دین اسلام و نشانه‌ای از نشانه‌های پیشرفت تمدنی و تعالی انسانی است و آن قواعد و آدابی است که بر روابط میان انسان‌ها حاکم است، از هر طبقه و گروهی که باشند؛ قواعدی که احساس امنیت و محبت و حسن معاشرت و خوشبختی جامعه را در پی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">حاجیان نیز در جمع خود و همچنین دیگر مسلمانان در اجتماع‌های خود، تجلی‌گر مظاهر این رفتار و اخلاق دین خود و پایبندی به تعالیم شریعت خود هستند و هر که مردم را دوست بدارد آنان نیز او را دوست خواهند داشت و هر که را با نیکی با آنان رفتار نماید می‌پذیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">اخلاق نیک و برخورد خوب یکی زبان انسانی مشترک است که هر کس آن را می‌فهمد و بزرگواران جذب آن می‌شوند و حکیمان به آن گوش فرا می‌دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">چهرهٔ باز و بشاش بهترین وسیله را به دست آوردن مردم است و روی خوش کینه‌ها را از بین می‌برد و انسان حکیم کسی است که پیش از آن که مردم را با زبان مورد خطاب قرار دهد با عمل خود با آنان رابطه برقرار می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، ای جمع حجاج:</p>
<p style="text-align: justify;">در دین ما آن اندازه راهنمایی‌ها و توجیهات فراوانی وجود دارد که قادر است شبکه‌ای وسیع از روابط را در دایرهٔ خانواده و جامعه و در دایره‌ٔ وسیع‌تر جهان اسلام و سپس دایرهٔ وسیع‌تر جامعهٔ اسلامی، شکل دهد و مدیریت کند.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در نصوص دینی ما آمده است که: «کامل‌ترین مومنان از نظر ایمان بهترین آن‌ها از نظر اخلاق است» [به روایت احمد و ابوداوود و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیث دیگری آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «اموال شما برای عطا کردن به همهٔ مردم کافی نیست پس شایسته است که چهرهٔ خود را برای آنان بشاش نمایید و اخلاقتان را نیک کنید» [به روایت ترمذی و حاکم از حدیث ابوهریرة با سند صحیح]</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیثی که امام مسلم از عبدالله بن عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده است آمده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که دوست دارد از آتش دور شده و به بهشت داخل شود در حالی مرگش در رسد که به الله و روز قیامت ایمان دارد و طوری به نزد مردم آید که دوست دارد مردم به نزد او آیند».</p>
<p style="text-align: justify;">مردم معادنی متفاوت و دارای طبقات و منزلت‌های گوناگونی هستند و رفتار با همهٔ آن‌ها به یک نحو چیزی است که در زندگی امکان‌پذیر نیست، برای مثال آنچه برای این مناسب است برای آن یکی مناسب نیست و رفتاری که با این گروه مناسب است ممکن است با آن گروه مناسب نباشد و رفتاری که با این یکی خوب است با دیگری زیبا نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور باید آنگونه مردم را مورد خطاب قرار داد که می‌دانند زیرا عقل و خرد انسان‌ها یکی نیست و فهم مردم با هم متفاوت است و طبیعت آنان نیز متفاوت است. پدر و فرزند، همسر و برادر، رئیس و مرئوس، زودفهم و دیر فهم، گرم و سرد، خویشاوند دار و دور از خویشاوندان، مردم و صفاتشان و حالاتشان، در سختی و آسانی، و شادی و غم و در همهٔ اینها، خداوند بندگان خود را می‌آزماید&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">حکیمان گفته‌اند: اگر خواستی ماهی صید کنی برلبهٔ قلاب خود طعمه‌ای مناسب بگذار، چه بسا کرمی برای این کار مناسب باشد و بهترین گوشت مناسب این کار نباشد!</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، حجاج بیت الله:</p>
<p style="text-align: justify;">در اینجا قصد داریم بخشی کوچک از سیرهٔ مصطفوی و راه و روش محمدی و سنت نبوی را در انواع معاملات و توجیهات برای گروه‌ها و شخصیت‌های متفاوت به نمایش بگذاریم؛ چرا که او آن برگزیدهٔ خداوند و هدایتگر بشریت است که خداوند او را با این سخن خویش بر دیگر بندگان ویژگی داده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيم } [توبه: 128]</p>
<p style="text-align: justify;">(پیامبری از سوی خود شما به نزد شما آمده است که رنج شما بر او سخت است، [به هدایت] شما حریص است و نسبت به مومنان مهربان و دلسوز است)</p>
<p style="text-align: justify;">و خداوند عزوجل فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين } [آل عمران: 159]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس به سبب رحمتی از سوی الله بود که با آنان نرمخو شدی و اگر تندخو و سنگدل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند پس از آنان درگذر و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن، پس هرگاه به کاری تصمیم گرفتی بر الله توکل کن زیرا الله توکل کنندگان را دوست دارد)</p>
<p style="text-align: justify;">نخستین چیزی که در این سیرهٔ کریمهٔ نبوی و راه و روش محمدی، انسان را به تامل وا می‌دارد، رفتار ایشان با خانواده و اهل بیت خود است.</p>
<p style="text-align: justify;">محبوب و پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ انسانی مانند دیگر انسان‌ها بود، لباس خود را می‌شست، گوسفند می‌دوشید و خود کارهای شخصی خود را انجام می‌داد و در مشغولیت‌های خانوادهٔ خود می‌کوشید اما همینکه وقت نماز می‌شد برای نماز خارج می‌شد؛ [به روایت بخاری و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرمود: «بهترین شما کسی است که با خانوادهٔ خود بهتر باشد، و من بهترین شما برای خانوادهٔ خود هستم» [به روایت ترمذی و ابن ماجه]</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از مردم به اشتباه گمان می‌کنند که مردانگی و شخصیت در چهرهٔ عبوس و در هم کشیده و صادر کردن امر و نهی و دوری از خوش گفتاری با خانواده و گوش ندادن به حرف‌های آنان است.</p>
<p style="text-align: justify;">در حدیثی طولانی که ام زرع روایت کرده است داستان شب‌نشینی و سخن و شوخی میان رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وهمسرشان عائشه ـ رضی الله عنها ـ آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر نشانه‌های رفتار نیک با خانواده مشورت با آن‌ها در مسائل خانوادگی و دیگر مسائل است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا } [بقره: 233]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس اگر پدر و مارد بخواهند بر اساس رضایت دو طرف و مشورت با همدیگر کودک را از شیر بگیرند گناهی بر آن‌ها نیست)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در داستان صلح حدیبیه با همسرش ام سلمه مشورت نمود و به مشورت او نیز عمل کرد. همچنین در داستان افک با بَریره مشورت کرد که قضیهٔ کوچکی نبود.</p>
<p style="text-align: justify;">بیایید رفتار او را با اشتاهات مردم و غیرت زنانه ببینید؛ هنگامی که یکی از زنان او ظرف پر از غذایی را که دیگر همسر پیامبر برای او فرستاده بود شکست تنها کاری که او ـ علیه الصلاة والسلام ـ انجام داد این بود که با نرمی با وی برخورد کرد و فطرت و طبیعت زنانه را در نظر گرفت و فرمود: «مادرتان دچار غیرت شد» سپس غذا را با دستانش جمع کرد و گفت: «غذایی در برابر غذا، و ظرفی در برابر ظرف» [به روایت بخاری و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌فرماید: «در این حدیث این عبرت است که نباید زنان را برای غیرت در برابر یکدیگر سرزنش نمود زیرا در حالت به علت شدت خشمی که از غیرت سرچشمه می‌گیرد عقل آنان محجوب می‌شود».</p>
<p style="text-align: justify;">برخورد شدید و خشونت و زدن از هر کس بر می‌آید، اما حِلم و بردباری و نرمش و گذشت و تسامح تنها از کسانی که دارای اراده‌ای قوی و اخلاق والا هستند بر می‌آید چنانکه صحابه می‌گویند: «پیامبر شما هیچ‌گاه هیچ زنی و نه هیچ خدمتکاری را نزد [وهرگز کسی را نزد] مگر آنکه در جهاد در راه خداوند باشد» [به روایت احمد و ابوداوود]</p>
<p style="text-align: justify;">اما دربارهٔ رفتار با کودکان می‌توان بسیار از راه و روش نبوی سخن گفت:</p>
<p style="text-align: justify;">از ملاحظات دقیق در مورد رفتار با کودکان این است که آنان تفاوت میان اوقات شوخی و اوقات جدی را نمی‌دانند. کودک گمان می‌کند که همهٔ وقت دیگران از آن اوست و اسلام نیز به این احساس او ارج نهاده است؛ می‌بینیم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دختر خود را در نماز نیز برمی‌دارد و در هنگام رکوع او را به زمین می‌گذارد و دوباره هنگامی که از رکوع بلند می‌شود او را برمی‌دارد. [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر حسمن و حسین ـ رضی الله عنهما ـ در حالی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در نمازند سوار او می‌شوند و آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سجدهٔ خود را طولانی می‌کند تا آنکه کودکان از سیر بازی شوند. [به روایت احمد و نسائی]</p>
<p style="text-align: justify;">و حتی یک بار هنگامی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حال خطبه بود حسن ـ رضی الله عنه ـ به منبر بالا رفت و پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ او را در آغوش گرفت و بر سر او دست کشید و فرمود: «این فرزند من آقا است و شاید خداوند به دست او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان را اصلاح نماید» [به روایت ابوداوود]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین راه و آسان‌ترین روش در برخورد با کودکان مهربان و شوخی با آنان و اهمیت دادن به آنان و توجه و عطوفت در حق آنان است و هیچ‌کس نسبت به خانواده‌اش مهربان‌تر از محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">مشغولیت‌ها و بسیار بودن وظائف و مسئولیت‌ها نباید انسان را از چنین رفتاری با خانواده‌اش باز بدارد زیرا این نیز از جملهٔ مسئولیت‌ها و وظائف انسان است.</p>
<p style="text-align: justify;">انس ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: ابراهیم فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روستاهای نزدیک مدینه نزد دایه بود و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حالی که ما با او بودیم به راه می‌افتاد و داخل آن خانه می‌شد و او را بر می‌داشت و می‌بوسید سپس باز می‌گشت. [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">واژه‌های کلیدی رفتار با کودکان این‌ها هستند: بوسه‌ای از روی مهربانی، آغوشی گرم، بازی کودکانه، که همهٔ این‌ها زبانی است ساده و کم‌هزینه اما دارای تاثیری بس بزرگ.</p>
<p style="text-align: justify;">بیچاره آن سنگدلان خشک و خشن مانند این مرد که هنگامی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را در حال بوسیدن نوه‌اش حسن بن علی ـ رضی الله عنهما ـ دید گفت: مگر شما کودکان خود را می‌بوسید؟ من ده فرزند دارم که تاکنون یکی از آن‌ها را نبوسیده‌ام. اینجا بود که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «آیا من می‌توانم کاری انجام دهم وقتی خداوند رحمت و مهربانی را از قلب‌های شما برداشته است؟»</p>
<p style="text-align: justify;">بلکه حتی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ اگر در حال نماز صدای گریهٔ کودکی را می‌شنید برای مراعات حال مادرش و برای آنکه دچار فتنه نشود نماز را کوتاه می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">ای جمع دوست‌داران، ای حجاج بیت الله:</p>
<p style="text-align: justify;">اما تعامل و رفتار با خدمتکاران و کارگران را این سخن انس ـ رضی الله عنه ـ دربارهٔ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به تصویر می‌کشد، آنجا که می‌فرماید: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را ده سال خدمتگذاری کردم و هیچگاه برای کاری که انجام دادم نگفت چرا آن را انجام دادی؟ و برای کاری که نکردم هیچگاه نگفت چرا آن را انجام ندادی؟</p>
<p style="text-align: justify;">به این داستان که برای خود انس ـ رضی الله عنه ـ رخ داده است توجه کنید: انس ـ رضی الله عنه ـ برای انجام یکی از کارهای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از خانه بیرون رفت، اما کودکان را دید که در بازار به بازی مشغولند و با آن‌ها مشغول بازی شد زیرا خود وی کودک و در سن آن‌ها بود. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که تاخیر انس را دید برای یافتن او خارج شد و او را در حال بازی با کودکان یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">انس می‌گوید: ناگهان رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا از پشت سر گرفت، به او نگاه کردم و او در حالی که می‌خندید فرمود: «انس کوچولو! آیا آنجا که گفتم رفتی؟» گفتم: بله! خواهم رفت ای رسول خدا!</p>
<p style="text-align: justify;">این درسی است که باید از پیامبر آموخت؛ درس انسانیت، نرمخویی و نرمی در صدا زدن کودکان: ایشان انس را «انس کوچولو» نامید و نه او را به تندی سرزنش کرد، چه رسد به آنکه بر سرش داد بزند یا آنکه او را مورد کتک و خشنونت قرار دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین هنگامی که مردی شکایت خدمتکارش را به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برد و گفت: او بدی می‌کند و ستم می‌ورزد، آیا او را بزنم؟ فرمود: «هر روز هفتاد بار او را ببخش» [به روایت احمد و ابوداوود و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">آری ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله جاهایی که آداب رفتار بزرگوارانه خود را به نمایش می‌گذارد، موضعی است که مردم در معاملات و خرید و فروش و وام گرفتن از یکدیگر به نمایش می‌گذارند، چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «خداوند رحمت کند بندهٔ آسانگیر را هنگامی که می‌فروشد، هنگامی که می‌خرد، هنگامی که به آسانی قرض خود را ادا می‌نماید، و هنگامی که قرض خود را به نیکی و نرمی از مردم می‌خواهد» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون } [بقره: 280]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر [بدهکارتان] تنگدست باشد تا هنگام گشایش به او مهلت دهید و اگر او را ببخشید این برایتان بهتر است اگر می‌دانستید)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر که دوست دارد خداوند وی را از سختی‌های روز قیامت نجات دهد بر وامداری که دچار مشکل است آسان گیرد یا قرض را از او بردارد» [به روایت امام مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای جمع حجاج:</p>
<p style="text-align: justify;">اما دربارهٔ رفتار و برخورد با مکر فریبکاران و خیانت خیانتکاران و کفر کافران خداوند متعال خطاب به پیامبرش فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين } [مائده: 13]</p>
<p style="text-align: justify;">(و تو همواره از خیانتی از سوی آن‌ها آگاه می‌شوی مگر اندکی از آنان [که خیانتکار نیستند] پس آنان را ببخش و از آنان چشم‌پوشی کن. همانا الله نیکوکاران را دوست می‌دارد)</p>
<p style="text-align: justify;">اگر انسان مسلم نگاهی به پیمان‌هایی که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با غیر مسلمانان بسته است بیندازد انواع و اقسام تسامح و جدال نیک و عفو و گذشت را مشاهده خواهد کرد که او را به تعجب وا خواهد داشت چنانکه در فتح مکه مي‌فرمایند: «هر که وارد خانهٔ ابوسفیان شود در امان است، هر که در را بر خود ببندد در امان است و هر که سلاح را به زمین اندازد در امان است».</p>
<p style="text-align: justify;">و خطاب به قریش با آن تاریخ سیاه و ستمگرانه‌شان با رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و یارانش و شکنجه‌ای که در حق مستضعفان روا داشته بودند، در روز فتح چنین فرمود: «فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟» گفتند: برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگوار، فرمود: «به شما چنان می‌گویم که یوسف به برادرانش گفت: {امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست، الله شما را بیامرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است} بروید که شما آزادید».</p>
<p style="text-align: justify;">و هنگامی که به او گفتند تا علیه مشرکان نفرین کند فرمود: «من لعنت کننده مبعوث نشده‌ام بلکه به عنوان رحمت برانگیخته شده‌ام» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">ترازوی در اختیار شماست که تفاوتی در اندازه‌گیری‌اش نیست و معیاری است که کم و زیاد نمی‌کند، برا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4176/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مفهوم آزادی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4172</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4172#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 15:35:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[قضایای معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4172</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود شریم مسجدالحرام: جمعه 2 ذوالقعده برابر با 8 مهرماه 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند واحد یکتاست، آن بی‌نیازی که نه می‌زاید و نه زاده شده است و کسی هم‌شأن او نیست. او که از احکام دین چیزی برای ما تشریع نمود که نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر سعود شریم</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 2 ذوالقعده برابر با 8 مهرماه 1390<span id="more-4172"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند واحد یکتاست، آن بی‌نیازی که نه می‌زاید و نه زاده شده است و کسی هم‌شأن او نیست. او که از احکام دین چیزی برای ما تشریع نمود که نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد را بدان سفارش نموده بود، پس دین را به پا دارید و در آن دچار تفرقه نشوید و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ بندگان و او خلیل اوست؛ رسالت را ابلاغ نمود و امانت را ادا نمود و برای امت خیرخواهی کرد و در راه خداوند آنگونه که شایسته است جهاد نمود؛ پس درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک او و بر تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و در پنهان و آشکار او را مراقب خود بدانید زیرا خداوند به نگاه خائنانه و آنچه در دل‌ها نهان است آگاه است.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که هر نعمتی دارید از سوی خداوند است و هیچ نعمتی بزرگتر و تاثیرگذارتر از نعمت اسلام و دین و پایبندی به امر خداوند و پیامبرش و پیگیری رضایت خداوند و دوری از عوامل خشم او نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">هر انسانی بر این کرهٔ خاکی آرزویی دارد که درون او را رها نمی‌کند و دور نیست اگر بگوییم این آرزو در مقدمهٔ همهٔ آرزوها و خواسته‌های او در زندگی قرار دارد که همانا: زندگی آزادانه و بزرگوارانه و با عزت است، زندگی‌ای که مساحتی وسیع از آزادی و استقلال را در اختیار او قرار دهد تا او آزادنه با دیگران مشارکت نموده و گفتگو نماید و داد و ستد داشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">می‌بینیم که شریعت ما چنین چیزی را برای هر مسلمانی تضمین نموده و پاس داشته است و او را چنان آزاد و بزرگوار و باعزت قرار داده است که هیچ کس و هیچ چیز جز سلطهٔ شریعت خداوند بر او تسلط ندارد. او در همه مراحل زندگی، در کودکی و در جوانی و میان‌سالی و پیری در آزادی مطلق قرار دارد، تا جایی که به وظائف خود در مقابل پروردگارش و دین و مردمش اخلال وارد نسازد و تا هنگامی که موانع و محذوراتی را که آزادی منوط به آن‌هاست زیر پا ننهد، زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «نسبت به یکدیگر حسادت نورزید، و در خرید و فروش با یکدیگر حیله‌گری روا ندارید و به یکدیگر کینه نورزید و به هم پشت نکنید و بر فروش همدیگر نفروشید و بندگان خدا و برادران هم باشید؛ مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم می‌ورزد و دست از یاری او می‌کشد و نه او را تحقیر می‌کند، تقوا اینجاست ـ و در این حال سه بار به سینهٔ خود اشاره نمود ـ برای بدی یک انسان همین کافی است که برادر مسلمان خود را تحقیر کند. همهٔ مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است؛ خونش و مالش و آبرویش» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">شریعت ضمانت در امان ماندن مصلحت عمومی است، و بر رحمت و عدالت و خیر بنا شده است که خداوند بندگان خود را بدان امر نموده است و به خوشبختی انسان‌ها در کوتاه مدت و بلندمدت منتهی خواهد گردید و بدی‌هایی که شریعت، مردم را از آن نهی نموده است نیست مگر برای در امان ماندن آن‌ها از زیان‌ها در کوتاه‌مدت و بلندمدت.</p>
<p style="text-align: justify;">برای همین است که اسلام، مسلمان را از نظر روحی و بدنی و از نظر عقلی و قلبی به مقام و منزلت والایی می‌رساند. اسلام نه بر گردن انسان یوغ می‌نهد و نه در پاهایش غل و زنجیر قرار می‌دهد و نه پاکی‌ها را بر او حرام می‌کند. اما در همین حال او را همانند توپی سبک نمی‌گرداند که توسط بازیکنان به هر سو در حرکت باشد تا آنکه انسان گمان کند تنها برای خودش و برای دنیا زندگی می‌کند که در این صورت احمق‌هایی که اینطور فکر می‌کنند زندگی می‌کنند تا بخورند و عاقل‌هایشان می‌خورند تا زنده بمانند!</p>
<p style="text-align: justify;">اما انسان مومن صادق که با محبت و خشیت خود نسبت به خداوند با او در رابطه است این سخن خداوند متعال را به یاد دارد که می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ} [مومنون: 115]</p>
<p style="text-align: justify;">(آیا گمان برده‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و اینکه شما به سوی ما باز نخواهید گشت؟)</p>
<p style="text-align: justify;">شاطبی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «امت بر این اتفاق دارند که شریعت همانا برای محافظت از ضروریت‌های پنجگانه یعنی دین و جان و عقل و نسل و مال، وضع شده است و این دانش نزد امت مساله‌ای ضروری است».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مردم:</p>
<p style="text-align: justify;">مردم همگی در جستجوی آزادی و کرامت هستند و در طلب آن خسته شده‌اند، جز اینکه بسیاری از آن‌ها مسیر آن را به خطا رفته‌اند و جایی که نیست به جستجوی آن پرداخته‌اند. برخی از آن‌ها آن را در دویدن در پی دنیا و زیبایی‌های آن می‌دانند و بلکه برخی از آن‌ها دورتر رفته‌اند تا جایی که مفهوم آزادی نزدشان این است که: اگر گرگ نباشی گرگ‌ها تو را خواهند درید و اگر فلانی نهار تو نباشد تو شام او خواهی بود!</p>
<p style="text-align: justify;">آزادی نزد آن‌ها این است که هر چه خواهی گویی و هر چه دوست داری انجام دهی و هر چه می‌خواهی بنویسی و در مورد هر کس که می‌خواهی سخن بگویی بی‌آنکه هیچ قید و بندی در برابرت باشد، و حتی اگر در مورد مسائل دین و عقیده و حق خداوند و حق پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آزادی حقیقی آن دینی است که به همراه عمل و عادت دادن درون بر تحمل سختی‌ها و روبرو شدن با مصیبت‌ها با صبر، و سختی‌ها با تلاش، و حفظ حدود، و تسلیم شدن در برابر شریعت و پایبندی به آن است. آزاد کسی است که باقی را بر فانی ترجیح دهد. آزادی آن است که انسان به پروردگاری الله راضی شود و اسلام را به عنوان دین خود با خشنودی بپذیرد و محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را با خشنودی تمام، پیامبر خود بداند و به آنچه نصیب او شده قانع باشد و به خالق خود اعتماد داشته باشد و از او یاری بجوید، و هر که مزهٔ ایمان را حس کند مزهٔ آزادی را چشیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین هرکه عبودیت برای خداوند را محقق گرداند بندهٔ هوای نفس خود نخواهد شد و بندگی هیچ‌کس را نخواهد کرد زیرا نه شهوت و خواسته‌هایش بر او حاکم خواهد بود و نه مجبور به سازش با دیگران خواهد شد. چنین کسی را قانون «چقدر داری؟» و «پست و مقامت چیست؟» هدایت نخواهد کرد زیرا او در این حالت ارزش مردم را خواهد دانست نه ارزش ذات خود را تا با این نگاه مثبت انسانی «آزاد» باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله اسا‌س‌های آزادی این است که بنده حق خداوند را آنگونه که خداوند می‌خواهد به جای آورد و حق مردم را آنگونه که خداوند تشریع نموده است به جای آورد، بنابراین در عرصهٔ حلال و حرام، آزادی وجود ندارد زیرا خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا } [مائده: 3]</p>
<p style="text-align: justify;">(امروز دینتان را برای شما کامل ساختم و نعمت خود را بر شما به کمال رساندم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم)</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ } [نحل: 116]</p>
<p style="text-align: justify;">(و برای آنچه زبان شما به دروغ وصف می‌کند نگویید این حلال است و این حرام است تا بر الله دروغ ببندید)</p>
<p style="text-align: justify;">هیچ انسانی در مورد چیزهایی که به آبروی انسان‌های دیگر مربوط است از آزادی برخوردار نیست که در این صورت ـ یعنی در صورت تهمت زدن به آبروی دیگران ـ به شلاق محکوم خواهد شد، یا به رجم در زنا محکوم خواهد شد. و یا در مورد از بین بردن عقل خود و دیگران از آزادی برخوردار نیست که در صورت ارتکاب چنین کاری ممکن است با مجازات اعدام ـ در صورت تجارت مواد مخدر ـ و یا تعزیر، روبرو شود و در مورد مال دیگران از آزادی برخوردار نیست زیرا در صورت ارتکاب جرم دزدی و یا غصب مال دیگران ممکن است با قطع دزد و یا تعزیر مجازات شود، و در مورد جان دیگران آزاد نیست و در صورت دست‌درازی به جان دیگران ممکن است قصاص شود. همچنین در تغییر دین خود آزادی مطلق ندارد زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ} [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هر که دینی غیر از اسلام برگیرد از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از جملهٔ زیانکاران خواهد بود)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «ریختن خون هیچ مسلمانی حلال نیست مگر به سه سبب: متاهل زناکار، و جان در برابر جان، و کسی که دین خود را ترک کند و جماعت مسلمانان را ترک گوید» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین هر کس که آزادی حقیقی را می‌خواهد باید میزان موافقت آن را با شریعت خداوند در نظر بگیرد و هرکس می‌خواهد آزادی را به خوبی پاس بدارد این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را گوش دهد که می‌فرماید: «همانا خداوند متعال فریضه‌هایی را فرض گردانده است پس آن‌ها را ضایع نسازید، و حدودی را مشخص ساخته است پس از آن تجاوز نکنید، و چیزهایی را حرام گردانده است پس آن را زیر پا نگذارید، و از روی رحمت و نه فراموشی، در مورد برخی چیزها سکوت کرده است پس در جستجوی [حکم] آن نباشید» [حدیثی است حسن که دارقطنی و دیگران آن را روایت کرده‌اند]</p>
<p style="text-align: justify;">حاصل سخن آنکه آزادی رابطه‌ای است محکم میان افراد یک جامعه و خانه‌ها و خانواده‌های آن که با هم در وظائف و در حقوق مشترکند و برخی بر برخی دیگر تجاوز روا نمی‌دارند و در حق یکدیگرستم روا نمی‌دارند و در برابر خود مساحت گسترده از امور مباح و حلال می‌بینند که شارع حکیم در مورد آن سکوت کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا «اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نه منحرف بودند و نه اهل زهد ساختگی، بلکه در مجالس خود شعر می‌سرودند و دوران جاهلیت را به یاد می‌آوردند اما اگر کسی به دین آن‌ها طعنه وارد می‌ساخت چشمانشان از خشم از حدقه بیرون می‌آمد» [به روایت بخاری در ادب المفرد]</p>
<p style="text-align: justify;">اینگونه بزرگ و کوچک، و شریف و وضیع، و غنی و فقیر، همه به دور از معانی دینار و درهم به هم متصل می‌شوند تا گرانبها والا گردد و بی‌ارزش در نگاه مردم، پست گردد، نه آنکه خس و خاشاک به روی آب آید و دُرّ و گُهر به زیر آب رود!</p>
<p style="text-align: justify;">شایسته است همه از حدود خداوند دوری گزینند زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا } [بقره: 229]</p>
<p style="text-align: justify;">(آن‌ها مرزهای الله است پس از آن تجاوز نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ } [طلاق: 1]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هر که از مرزهای خداوندی تجاوز کند در واقع به خود ستم کرده است)</p>
<p style="text-align: justify;">و باز می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (13) وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ} [نساء: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(این مرزهای الله است و هر که از الله و رسول او اطاعت کند او را وارد بهشت‌هایی خواهد ساخت که از زیر [قصرهای آن] رودهایی روان است و جاودانه در آن خواهند ماند و آن پیروزی بزرگ است (13) و هر که از [دستورات] الله و پیامبرش عصیان ورزد و از مرزهای او پافراتر نهد وی را به آتشی داخل خواهد ساخت که جاواده در آن خواهد ماند و برای او عذابی است خوار کننده)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن عظیم برکت نهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. آنچه را گفتم، اگر درست بود از سوی خداوند، و از اگر خطا بود از نفس و از شیطان بود و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و بدانید که محافظت از بنیان جامعهٔ اسلامی از بزرگترین مصلحت‌هایی است که شارع حکیم به آن راهنمایی کرده است و زیر پا گذاشتن آن از بزرگترین مفاسدی است که شریعت از آن بر حذر داشته است و کشتن نفسی که خداوند آن را حرام قرار داده است جزئی از آن است که چنین جنایتی آنچنان ستمگرانه است که بر هیچ انسانی پوشیده نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «از بین بردن زیرساخت انسانی جامعه اوج ستم است».</p>
<p style="text-align: justify;">کشتن نفس بی‌گناه یکی از بزرگترین گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا } [نساء: 93]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هر که به عمد مومنی را بکشد جزای او جهنم است که جاودانه در آن خواهد ماند و الله بر او خشم گرفته و نفرین کرده و عذابی بزرگ برای او تدارک دیده است)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «نابود شدن دنیا برای خداوند ساده‌تر از کشته شدن یک مسلمان است» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و باز رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «اگر همهٔ اهل آسمان و زمین در کشتن یک مومن شرکت کنند خداوند همهٔ آنان را در آتش دوزخ خواهد انداخت».</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر فرموده است: «مقتول در روز قیامت می‌آید درحالی که سر خود را در دست راست دارد که از رگ‌های آن خون می‌چکد و در برابر عرش خداوند می‌ایستد و می‌گوید: از این [قاتل] بپرسید برای چه مرا کشت؟» [به روایت امام احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">ستمگران و متهورانی که لولهٔ تفنگ خود را به سوی سینهٔ برادران خود و فرزندان جامعهٔ خود نشانه می‌روند و در کشتن زیاده‌روی می‌کنند و زشت‌ترین کشتارها را مرتکب می‌شوند بی‌آنکه حرمت خون و مال و فرزندان دیگران را پاس بدارند، تنهای برای به دست آوردن دنیایی زائل و موقت، و منافع شخصی خود را بر حرمت بندگان مقدم می‌دارند تا جایی که کشتن انسان‌ها برای برخی از آن‌ها از کشتن مگس هم آسان‌تر شده است که به خداوند سوگند، به خداوند، به خداوند سوگند، این خسران و زیان بزرگ است.</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ } [عنکبوت: 13]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بی‌تردید روز قیامت دربارهٔ آنچه به دروغ افترا می‌بستند مورد پرسش قرار خواهند گرفت)</p>
<p style="text-align: justify;">قاتل زندانی است، حتی اگر آزاد باشد، غمگین است حتی اگر بخندد، زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «مومن همچنان در دین خود گشایش و مجال دارد تا آنکه دست به خون حرام آلوده نکرده باشد» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">و ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ می‌گوید: «از جمله مهلکه‌هایی که هیچ راه برون رفتی ندارد برای کسی است که خونی حرام را به زمین بریزد».</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان ایستادن در برابر خداوند است. بنابراین همهٔ کسانی که در سرزمین‌های خود دست به کشتن برادران خود می‌زنند باید از خداوند بترسند.</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاک‌ترین آنان، محمد بن عبدالله، صاحب حوض و شفاعت، که خداوند شما را به کاری امر نموده که خود نخست آن را انجام داده و سپس فرشتگان تسبیح‌گوی او آن را انجام داده‌اند و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا } [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر که بر من یک درود فرستد، خداوند به سبب آن بر وی ده درود خواهد فرستاد».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ او: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی نمایند راضی و خشنود باش و همچنین از ما به همراه آنان با عفو و کرم خود خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتاب را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا غم غم‌دارد و سختی سختی‌دیدگان را برطرف ساز و اسیران دربند را آزاد گردان، ای دارای جلال و بزرگواری، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و امامان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا ولایت ما را در ست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته‌اند و در پی خشنودی تو‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در همه جا اصلاح نما. خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جا که هستند اصلاح نما. خداوندا اوضاع آنان را در مصر و سوریه و یمن و لیبی و دیگر سرزمین‌های مسلمان سامان بخش ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">پاک و بی‌عیب است پروردگار ما، پروردگار عزت از آنچه دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخر سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4172/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دنیا از دیدگاه قرآن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4088</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4088#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 17 Sep 2011 07:30:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4088</guid>
		<description><![CDATA[سید سابق (رحمه الله) / ترجمه: ابوعامر قرآن در جاهای بسیاری توجه انسان را به زیبایی‌های موجود در جهان و طبیعت و اشیای دور و بر او جلب می‌کند: { وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ} [حجر: 16] (بی‌تردید ما در آسمان برج‌هایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم) {أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;" dir="RTL"><img class="alignright size-full wp-image-4089" title="دنیا از دیدگاه اسلام" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/09/donya-az-didgah-islam.jpg" alt="" width="100" height="100" />سید سابق (رحمه الله) / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">قرآن در جاهای بسیاری توجه انسان را به زیبایی‌های موجود در جهان و طبیعت و اشیای دور و بر او جلب می‌کند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">{ <span style="color: #993300;">وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ</span>} [حجر: 16]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">(بی‌تردید ما در آسمان برج‌هایی قرار دادیم و آن را برای تماشاگران آراستیم)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">{<span style="color: #993300;">أَمَّنْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا بِهِ حَدَائِقَ ذَاتَ بَهْجَةٍ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَهَا أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ يَعْدِلُونَ</span>} [نمل: 60]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">([آیا آنان که برای خداوند شریک قرار داده‌اند بهترند] یا آنکه آسمان‌ها و زمین را آفرید و برای شما از آسمان آبی فرو ریزاند پس با آن باغ‌هایی بهجت‌انگیز رویاندیم، شما نمی‌توانستید که درختان آن را برویانید. آیا معبودی [به حق] با الله است؟ [خیر] بلکه آنان گروهی منحرفند)<span id="more-4088"></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">{<span style="color: #993300;">أَفَلَمْ يَنْظُرُوا إِلَى السَّمَاءِ فَوْقَهُمْ كَيْفَ بَنَيْنَاهَا وَزَيَّنَّاهَا وَمَا لَهَا مِنْ فُرُوجٍ (6) وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَاسِيَ وَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ</span>} [ق: 6-7]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">(مگر به آسمان بالای سر خود ننگریسته‌اند [که] چگونه آن را بنا نمودیم و زینت دادیم در حالی که در آن هیچ شکافتگی نیست؟ (6) و زمین را گستراندیم و در آن کوه‌های پابرجا نهادیم و در آن از هر زوج شادی‌آوری رویاندیم)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">خداوند متعال زیبایی را در همه چیز دوست دارد: زیبایی در گفتار، زیبایی در کردار، زیبایی در صفات و زیبایی در نام‌ها و حتی زیبایی لباس زیرا از مالک بن عوف روایت است که گفت: نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدم در حالی که لباس و ظاهرم بسیار ساده و فقیرانه بود، پس پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">آیا مال و منالی داری؟</span>» گفتم: آری. فرمود: «<span style="color: #008000;">اگر خداوند تو را مالی داده است [شایسته است] اثر نعمت خداوند و بزرگواری‌اش بر تو دیده شود</span>».[1]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">و در حدیثی دیگر فرموده‌اند: «<span style="color: #008000;">اگر خداوند به تو مالی عطا کرد [باید اثر آن] بر تو نمایان شود، زیرا خداوند دوست دارد اثر نعمت او بر بنده‌اش به نیکی نمایان گردد، و بدبختی و بدبخت‌نمایی را دوست ندارد</span>».[2]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">و به سند صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">لباس زیبا بپوشید و مرکب نیک برگیرید تا آنکه در میان مردم شناخته شده گردید</span>».[3]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">حدیث فوق اشاره به این دارد که انسان مسلمان دارای شخصیتی ویژه است، پس همانگونه که خداوند از او خواسته است با ایمان، درون خود را پاک سازد، همانطور نیز از او خواسته است در ظاهر خود کامل و برازنده باشد تا توجه مردم را در مورد لباس و وسیلهٔ سواری و وسائل خانه‌اش جلب کند تا آنکه در میان آن‌ها شناخته شده گردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">علمای امت این توجیه خداوندی را درک نموده و بر این اساس رفتار می‌کردند، از ابی‌یعفور روایت است که گفت: شنیدم مردی از ابن عمر دربارهٔ چگونه لباس پوشیدن سوال کرد و او در پاسخ گفت: «<span style="color: #3366ff;">لباسی بپوش که نه نادانان تو را کوچک شمارند و نه حکیمان از تو عیب گیرند</span>».[4] [به روایت طبرانی]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">حسن بصری لباسی می‌پوشید که چهارصد سکه قیمت داشت و فرقد سنجی لباس خشن می‌پوشید، فرقد حسن را ملاقات کرد و به او گفت: لباست چه نرم است! حسن گفت: «<span style="color: #3366ff;">ای فرقد، نه لباس نرم من مرا از خداوند دور  می‌کند و نه لباس خشن تو تو را به خداوند نزدیک می‌سازد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">روایت است که یکی از سخت‌گیرها بر زیبایی ظاهر و لباس علی بن حسن شاذلی ایراد گرفت، پس ابوالحسن به او گفت: «<span style="color: #3366ff;">این ظاهر من می‌گوید: الحمدلله، اما قیافهٔ تو می‌گوید: از دنیای خود به من هم بدهید!</span>»</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">این بهره بردن از دنیا در بحث دوست داشتن دنیا که در حدیث نبوی «<span style="color: #008000;">حب دنیا سر هر اشتباه است</span>»[5] [به روایت بیهقی] به آن اشاره شده است وارد نمی‌شود. زیرا منظور از دوست داشتن دنیا که اساس هر اشتباه است دوست داشتن فخر و رئاست‌طلبی و دوست داشتن مال دنیا به هدف فخرفروشی و زیاده‌طلبی و بالا دانستن خود بر مردم است، بی‌آنکه هدف از مال دنیا یاری رساندن به حق یا به قصد زیبایی در میان مردم باشد. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">{<span style="color: #993300;">تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لاَ يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلاَ فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ</span>} [قصص: 83]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">(آن خانهٔ آخرت را برای کسانی قرار می‌دهیم که در زمین خواهان برتری و فساد نیستند و فرجام [نیک] از آن متقیان است)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">از کعب بن مالک روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">دو گرگ گرسنه که در گله‌ای از گوسفندان رها شوند بر آن گله خطرناک‌تر از حرص انسان بر مال و فخرفروشی بر دین او نیستند</span>».[6] [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اما اگر انسان مال و شرف را برای یاری حق بخواهد یا برای رسیدن به جایگاهی که شایستهٔ آن است، در این صورت حب مال و مکانت و جستجوی آن خوب و مطلوب است چنانکه یوسف پیامبر، خطاب به پادشاه مصر فرمود:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">{<span style="color: #993300;">قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ</span>} [یوسف: 55]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">(گفت: مرا بر خزانه‌های این سرزمین قرار ده، که من نگهبانی دانا هستم)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">و یکی از اصحاب از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ درخواست نمود که امام قوم خود باشد؛ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">تو امام قوم خود هستی</span>».[7]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اما با این وجود، شایسته است انسان از آنچه او را نسبت به هدف اساسی‌اش مشغول و دور می‌دارد و او را از معانی خیر به سوی رذائل اخلاقی و صفات زشت منحرف می‌سازد دوری گزیند:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">{<span style="color: #993300;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (9) وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (10) وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ</span>} [منافقون: 9-11]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید مال‌ها و فرزندانتان شما را از یاد الله مشغول ندارد و هر که این کار را کند آنان از زیانکاران هستند (9) و از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید پیش از آن که مرگ یکی از شما در رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتی نزدیک [مرگ] مرا به تاخیر نینداختی تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم (10) و الله هیچ نفسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تاخیر نخواهد انداخت و الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اینگونه دنیاخواهی منافاتی با زهد ندارد، زیرا معنای زهد تحریم زینت خداوندی که برای مردم قرار داده است، و ترک روزی‌های پاک، نیست، بلکه زهدی که اسلام می‌خواهد، دوری از حرام و زهد نسبت به شبهات و زهد در زیاده‌روی در لذت‌ها و شهوت‌ها است، به طوری که انسان را از وظائف شخصی و اجتماعی دور گردانده و التزامات او را نسبت به پروردگارش و خودش و خانواده و دیگر انسان‌ها از یاد او ببرد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اسلام حد و مرزی برای زهد قرار داده است که در روایت ترمذی و ابن ماجه از حدیث ابوذر ـ رضی الله عنه ـ چنین تعریف شده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">زهد در دنیا نه با حرام دانستن حلال است و نه با حیف و میل کردن مال، بلکه زهد در دنیا این است که به آنچه در دست خود داری بیش از آنچه نزد خداوند است اطمینان نداشته باشی و اینکه ثواب مصیبت و از دست دادن چیزی را بیشتر از آن دوست داشته باشی که اگر آن چیز هنوز برایت باقی مانده بود</span>».[8]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">زهد به این معنا، قلب و بدن را آسوده ساخته و باعث به دست آمدن محبت خداوند و محبت مردم است. از سهل بن سعد روایت است که مردی نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خداوند، مرا به کاری راهنمایی کن که اگر آن را انجام دهم خداوند مرا دوست بدارد و مردم [نیز] من را دوست بدارند. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">در دنیا زهد بورز تا خداوند تو را دوست بدارد، و در مورد آنچه نزد مردم است زهد پیشه کن تا مردم تو را دوست بدارند</span>».[9] [به روایت ابن ماجه]</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #888888;">منبع: سایت آلوکه برگرفته از: مجلهٔ توحید ـ شمارهٔ ربیع الأول سال 1395هـجری قمری، صفحهٔ 16/ تحقیق و تخریج روایات: سایت آلوکه.</span></p>
<div>
<hr align="left" size="1" width="33%" />
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[1] &#8211; صحیح ابن حبان (12/ 234/ شماره: 5416) شعیب ارناووط می‌گوید: إسناد آن بر اساس شرط مسلم صحیح است.</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[2] &#8211; به روایت بخاری در تاریخ کبیر (3/ 426) و طبرانی (5/ 273/ شماره: 5308). هیثمی در مجمع الزوائد (5/ 132) می‌گوید: رجال آن همه ثقه هستند. همچنین أبونعیم اصفهانی در حلیة الأولیاء (7/ 118) و در معرفة الصحابة (3/ 226 شماره: 1071 حدیث: 3075) آن را تخریج نموده است.</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[3] &#8211; حاکم نیشابوری (4/ 203، شماره: 7371). علامه آلبانی آن را ضعیف دانسته است. نگا: ضعیف الجامع (206).</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[4] &#8211; آلبانی در «غایة المرام فی تخریج أحادیث الحلال والحرام» می‌گوید: طبرانی آن را تخریج کرده است. در متن کتاب لفظ حکماء (حکیمان) آمده است که لفظ درست آن حلماء (حلمیان ـ بردباران) است.</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[5] &#8211; شیخ آلبانی در «سلسة الضعیفة» (3/ 370، شماره: 1226) آن را موضوع (ساختگی) دانسته است.</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[6] &#8211; به روایت احمد (3/ 456، شماره: 15822) و ترمذی (4/ 588، شماره: 2376) که آن را حسن و صحیح دانسته است، و دارمی (2/ 394، شماره: 2730) و طبرانی (19/ 96، شماره: 189). شیخ آلبانی آن را صحیح دانسته است.</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[7] &#8211; به روایت ابوداوود (شماره: 531) و نسائی (شماره: 671). حافظ ابن حجر در فتح الباری (2/ 199) می‌گوید: إسناد آن حسن است و اصل آن در صحیح مسلم روایت شده است. شیخ آلبانی آن را صحیح دانسته است.</p>
</div>
<div style="text-align: justify;">
<p dir="RTL">[8] &#8211; به روایت ترمذی (4/ 571، شماره: 2340) و آن را غریب دانسته است، و ابن ماجه (2/ 1373، شماره: 4100) و همچنین دیلمی (3/ 403، شماره: 5228). شیخ آلبانی آن را ضعیف دانسته است. نگا: حدیث شماره (3194) در ضعیف الجامع.</p>
</div>
<div>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">[9] &#8211; به روایت ابن ماجه (2/ 1373، شماره: 4102). بوصیری می‌گوید: این إسناد ضعیف است. همچنین طبرانی (6/ 193، شماره: 5972) و حاکم نیشابوری (4/ 348، شماره: 7873) و آن را صحیح الإسناد دانسته است و بیهقی در شُعَب الإیمان (7/ 344، شماره: 10522) و گفته است: خالد بن عمرو ضعیف است. همچنین قُضاعی (1/ 373، شماره: 1815) و ابن جوزی در علل المتناهیة (2/ 808، شماره: 1352) و ابن أبی حاتم در «عِلل» (2/ 107، شماره: 1815) و گفته است: پدرم می‌گوید: این حدیثی است باطل؛ یعنی با این إسناد. منذری (4/ 74) می‌گوید: ابن ماجه آن را روایت کرده است و برخی از مشایخ ما إسناد آن را حسن دانسته‌اند که این بعید است زیرا از روایت خالد بن عمرو قریشی اموی سعیدی است و این خالد متروک است و [به دروغگویی] متهم شده است و ندیده‌ام کسی او را ثقه (مورد اطمینان) دانسته باشد، اما برقی از نور نبوت در آن می‌بینم و اینکه یک راوی ضعیف آن را روایت کرده است مانع آن نیست که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را گفته باشد، همچنین محمد بن کثیر صنعانی نیز آن را متابعه کرده است و این محمد با وجود ضعفی که دارد ثقه دانسته شده است و وضعیتش از خالد بهتر است. آلبانی آن را حسن دانسته است.</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4088/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وجوب تدبر در قرآن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4157</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4157#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Aug 2011 19:47:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4157</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط جمعه 12 رمضان 1432 برابر با 21 مرداد 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند والا و والامرتبه است، او را ستایش می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، او که آنچه در آسمان‌ها و زمین و میان آن دو و زیر خاک است، از آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p style="text-align: justify;">جمعه 12 رمضان 1432 برابر با 21 مرداد 1390<span id="more-4157"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند والا و والامرتبه است، او را ستایش می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، او که آنچه در آسمان‌ها و زمین و میان آن دو و زیر خاک است، از آن اوست؛ و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و امام پیامبران و خاتم آنان و بهترین انسان‌هاست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او، آن امامان هدایت و آن ستارگان روشنگر، درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید {<span style="color: #800000;">و از روزی بترسید که در آن به سوی الله باز خواهید گشت، سپس هر کس آنچه را انجام داده است به طور کامل دریافت خواهد داشت و نسبت به آنان ستم نخواهد شد</span>} [بقره: 281]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال با فرو فرستادن کتاب عزیز خود بر این امت منت نهاده است، کتابی با ارزش و مبارک که هیچ کژی در آن نیست، کتابی که به سوی آنچه استوارتر است هدایت می‌کند. خداوند به واسطهٔ آن بندگانش را به سوی هر خیری که با آن زندگی پاک را به دست بیاورند، و خوشبختی به درونشان راه یابد و عاقبت نیک را به دست آورند، راهنمایی کرده است. به واسطهٔ این کتاب، قلب‌های مرده زنده شدند و تاریکی‌های راه از بین رفت، چنانکه خداوند متعال در وصف آن فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ</span>} [ص: 29]</p>
<p style="text-align: justify;">(آن کتابی است مبارک که بر تو نازل نمودیم تا در آیات آن تدبر کنند و تا صاحبان خرد یادآور گردند)</p>
<p style="text-align: justify;">برکت‌های آن حدی ندارد، و پایان نمی‌پذیرد، جز اینکه راه به دست آوردن این برکت، راهی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را به ما نشان داده است. کسی که خداوند او را اسوهٔ ما گردانده تا به او اقتدا کنیم و گام‌های او را در پیش گیریم و به روش او چنگ زنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا</span>} [احزاب: 21]</p>
<p style="text-align: justify;">(بی‌شک در شخصیت رسول الله برای شما الگوی نیکی است برای هر که امید الله و روز آخرت را دارد و بسیار الله را یاد می‌کند)</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای امت خود، بهترین روش را برای بهره بردن از قرآن و هدایت یافتن از آن، بیان نموده است. با آن قرآن برکت واقعی خود را نشان داده و راه عمل به قرآن مشخص می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بیان نموده‌اند که اشتغال مستمر به تلاوت این کتاب از چه برکتی برخوردار است؛ برکتی که صاحب خود را غرق در اجر و حسنات می‌کند و او را به درجات والا ترقی می‌دهد و او را به منازل شریف و باارزشی که خداوند برای حاملان قرآن در نظر گرفته است می‌رساند. چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">قرآن را بخوانید، که آن ـ یعنی قرآن ـ در روز قیامت به عنوان شفیعی برای یاران خود می‌آید</span>» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث ابو أمامة رضی الله عنه]</p>
<p style="text-align: justify;">و همینطور این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">در روز قیامت قرآن و اهل قرآن را که در دنیا به آن عمل می‌کردند می‌آورند در حالی که سورهٔ بقره و آل عمران در جلو آنان قرار دارند و از صاحب خود دفاع می‌کنند</span>» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث نواس بن سمعان رضی الله عنه]</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">خداوند به واسطهٔ این قرآن گروه‌هایی را بلندمرتبه ساخته و گروه‌هایی را پایین می‌آورد</span>» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث عمر بن خطاب رضی الله عنه]</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">آنکه قرآن را می‌خواند و در آن ماهر است همراه فرشتگان فرستاده شدهٔ بزرگوار نیک است، و آنکه قرآن را می‌خواند و خواندن آن برایش سخت است دو اجر دارد</span>» [به روایت بخاری و مسلم در صحیح از حدیث عائشه رضی الله عنها]</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">در روز قیامت خطاب به صاحب قرآن گفته می‌شود: به ترتیل بخوان و بالا برو چنانکه در دنیا به ترتیل می‌خواندی، زیرا جایگاه تو نزد آخرین آیه‌ای است که می‌خوانی</span>» [به روایت امام احمد در مسند و ترمذی و ابوداوود در سنن از حدیث عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما با إسناد صحیح]</p>
<p style="text-align: justify;">اما رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تنها این را نگفته است، بلکه همچنین برای امت خود بیان کرده است که برکت این کتاب و سود بردن کامل از آن و راه بهره بردن از هدایت آن، برای کسی است که تنها هدف و دلمشغولی خود را خواندن آن قرار ندهد، بلکه به تدبر و فهم معانی آن نیز بپردازد زیرا هدف از خواندن و تلاوت قرآن همین است.</p>
<p style="text-align: justify;">اهل علم تدبر را چنین وصف کرده‌اند که قلب قاری قرآن به تفکر در معنی آنچه می‌خواند بپردازد و معنی هر آیه را بداند و به تامل در امر و نهی آن پرداخته و اعتقاد به پذیرش آن داشته باشد، و اگر از کسانی بوده که پیش از آن در مورد امر و نهی قرآن کوتاهی کرده است آمرزش بخواهد و اگر به آیهٔ رحمت برسد خوشحال شود و از الله رحمت او را بخواهد و چون به آیه عذاب رسد در هراس افتد و به خداوند پناه برد و اگر به آیهٔ تنزیه رسد خداوند را از هر نقصی پاک بداند و او را بزرگ بدارد و چون به آیهٔ دعا رسد متضرعانه از خداوند درخواست کند.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سهم والایی از این صفات داشت. حذیفة بن یمان ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: شبی همراه با رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نماز گزاردم. ایشان سورهٔ بقره را آغاز کرد، با خود گفتم نزد صد آیه به رکوع خواهد رفت، اما ادامه داد، با خود گفتم سورهٔ بقره را در ـ هر دو رکعت ـ نمازش خواهد خواند، اما باز ادامه داد، سپس سورهٔ نساء را آغاز کرد و آن را خواند، سپس سورهٔ آل عمران را آغاز کرد و آن را خواند، و به آرامی می‌خواند و اگر به آیه‌ای که در آن تسبیح بود می‌رسید تسبیح می‌گفت و اگر به آیه‌ای که در آن درخواستی بود می‌رسید، درخواست می‌کرد و اگر به آیه‌ای می‌رسید که در آن پناه بردن به خداوند بود، به خداوند پناه می‌برد. [به روایت مسلم در صحیح خود]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ علیه الصلاة والسلام ـ در تدبر قرآن و کمال تفکر در آن و یاد آوردن معانی آن در قلب، و عظمت پروردگارِ گویندهٔ قرآن، به جایی رسیده بود که یک شب را در نماز تنها به خواندن یک آیه گذراند، چنانکه در حدیثی که امام احمد در مسند خود و نسائی و ابن ماجه در سنن خود و حاکم در مُستَدرَک با سند صحیح از ابوذر غِفاری ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند آمده است که وی گفت: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ شبی را تنها با یک آیه نماز گزارد تا آنکه صبح نمود. با آن رکوع می‌کرد و با آن سجده می‌کرد و آن آیه، این سخن خداوند متعال است که می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ</span>} [مائده: 118] (اگر آن‌ها را عذاب دهی آن‌ها بندگان تو هستند و اگر آن‌ها را بیامرزی همانا تویی که عزیز و حکیمی)</p>
<p style="text-align: justify;">عجیب نیست که این راه و روش نبوی تاثیر خود را در قلب و عقل سلف صالح ما ـ رضوان الله علیهم ـ به جای گذاشته باشد. مردی از زید بن ثابت ـ رضی الله عنه ـ پرسید: نظرت دربارهٔ خواندن همهٔ قرآن در هفت روز چیست؟ گفت: «<span style="color: #3366ff;">خوب است، اما خود من ترجیح می‌دهم که همهٔ آن را در نیم ماه یا بیست روز بخوانم. از من بپرس چرا؟</span>» گفت: چرا؟ فرمود: «<span style="color: #3366ff;">تا در آن تدبر کنم و بر معانی آن واقف شوم</span>». [به روایت امام مالک در موطا و عبدالرزاق در مُصَنَّف خود]</p>
<p style="text-align: justify;">روزی نصر بن عِمران به ابن عباس گفت: من سریع قرآن می‌خوانم، و قرائت همهٔ قرآن را در سه روز به پایان می‌رسانم. ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ فرمود: «<span style="color: #3366ff;">اینکه سورهٔ بقره را در یک شب به پایان برسانم و در آن تدبر کنم و آن را به ترتیل بخوانم برایم دوست‌داشتنی‌تر از آن است که به مانند تو قرآن بخوانم</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">مردی به عبدالله بن مسعود گفت: من مُفصَّل ـ یعنی از سورهٔ ق تا پایان قرآن ـ را در یک رکعت خوانده‌ام. ابن مسعود به او گفت: «<span style="color: #3366ff;">یعنی همینطور سریع به مانند خواندن شعر؟ همانا اقوامی قرآن را می‌خوانند اما از گلویشان جلوتر نمی‌رود، اما اگر در قلب افتد و در آن راسخ شود آنگاه سودمند است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">و باز ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ می‌فرماید: «<span style="color: #3366ff;">قرآن را بخوانید و با آن قلب‌ها را به حرکت در آورید و در کنار عجائب آن توقف کنید و همهٔ فکر و ذکر یکی از شما به پایان رساندن سوره نباشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">اما بسیاری از مردم در گذر زمان از این راه و روش نبوی و طریقهٔ سلفی روی‌گردان شده‌اند و همهٔ دل‌مشغولیشان ـ به ویژه در ماه رمضان ـ این است که تا می‌توانند با عجلهٔ تمام هر چه بیشتر قرآن را ختم کنند بی آنکه به تدبر و فهم معانی آن اهمیت دهند، و این همان چیزی است که ابن جوزی ـ رحمه الله ـ آن را از جملهٔ تبلیس ابلیس دانسته و گفته است: «ابلیس گروهی را با خواندن بسیار قرآن فریب داده است وآنان قرآن را به مانند شعر سریع می‌خوانند بی‌آنکه ترتیل را رعایت کنند و یا در آن فکر کنند و این حالت خوبی نیست، گرچه روایت شده است که برخی از سلف همهٔ قرآن را در یک روز یا در یک رکعت خوانده‌اند اما این به طور نادر از آن‌ها سر زده است، اما اگر کسی به طور مداوم چنین کند ـ گرچه جایز است ـ اما ترتیل و آرام خواندن نزد علما مستحب‌تر است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده‌اند: «<span style="color: #008000;">کسی که قرآن را در کمتر از سه روز بخواند آن را نخواهد فهمید</span>» [به روایت ابوداوود و نسائی و ابن جه در سنن خویش با إسناد صحیح]».</p>
<p style="text-align: justify;">و در ادامه می‌گوید: «ابلیس بر گروهی از قاریان نیز تلبیس نموده به طوری که شبانه یک یا دو جزء از قرآن را بر منارهٔ مسجد با صدای بلند می‌خوانند و اینگونه هم مردم را با جلوگیری از خوابشان آزار می‌دهند و هم خود را در معرض ریا قرار می‌دهند. برخی از آنان هم در مسجد به هنگام اذان قرآن می‌خوانند، زیرا در این هنگام مردم در مسجد هستند!</p>
<p style="text-align: justify;">از عجیب‌ترین کارهایی که از برخی آنان دیده‌ام این است که: مردی نماز صبح را برای مردم امامت کرد سپس بعد از نماز سورهٔ فلق و ناس را خواند و سپس دعای ختم قرآن را خواند تا مردم بدانند که قرآن را ختم کرده است! و این راه و روش سلف نیست زیرا آنان عبادات خود را مخفی نگه می‌داشتند. عمل ربیع بن خُثَیم مخفیانه بود تا جایی که گاه بر وی داخل می‌شدند و او قرآن را باز کرده بود اما آن را با لباسش می‌پوشاند و امام احمد بسیار قرآن می‌خواند اما کسی نمی‌دانست کی قرآن را ختم می‌کند».</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و امر خداوند و راه و روش پیامبر وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بهترین انگیزه برای شما باشد تا در کتاب خداوند تدبر نمایید، زیرا تدبر است که باعث عمل به قرآن می‌شود که هدف اصلی از قرائت قرآن است چنانکه خداوند متعال ما را به تدبر در قرآن تشویق نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا</span>} [نساء: 82]</p>
<p style="text-align: justify;">(آیا (در معانی) قرآن تدبر نمی‌کنند؟ اگر از جانب غیر الله بود بی‌شک در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال من و شما را با راهنمایی کتاب خود و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همهٔ مسلمانان از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم که همانا او آمرزندهٔ مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن خداوند است، او که هر چه بخواهد انجام می‌دهد. او را ستایش گفته و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است، آنکه آغاز می‌کند و باز می‌گرداند، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر او و صاحب راه و روش صحیح است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگان خداوند.</p>
<p style="text-align: justify;">این سخن خداوند متعال که می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">آیا [در آیات] قرآن تدبر نمی‌کنند؟ یا آنکه بر قلب‌هایشان قفل‌هایی نهاده شده است؟</span>} [محمد: 24] نزد برخی از علما به معنای وجوب تدبر قرآن برای همه مکلفین است، زیرا خداوند متعال با سرزنش کسانی که از تدبر قرآن روی‌گردان هستند به تدبر قرآن تشویق نموده است، و این نشان دهندهٔ واجب بودن آن است، به ویژه در مورد مسائلی که هیچ مسلمانی عذری در ندانستن آن ندارد و ترک آن هرگز جایز نیست و عبادتی بدون آن مورد قبول قرار نمی‌گیرد، مانند توحید خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات و روزهٔ رمضان و حج خانه خدا، اما فروع آن و تفصیل احکام شرعی و اعتقادی و دیگر ابواب علم کار راسخان در علم است زیرا آنان اسباب آن را در اختیار دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">چه زیبا است که به هدف تدبر قرآن مجالسی در مساجد و خانه‌ها و مدارس برپا گردد تا این نمونه از نمونه‌های هدایت، جا افتاده و وعده‌ای که پیامبر در این حدیث نبوی به آن اشاره نموده است محقق گردد که: «<span style="color: #008000;">هیچ گروهی در خانه‌ای از خانه‌های خداوند جمع نمی‌شوند که کتاب خداوند را بخوانند و آن را در میان خود مورد مدارسه قرار دهند مگر آنکه آرامش بر آن‌ها نازل شده و رحمت آن‌ها را در بر می‌گیرد و خداوند آنان را نزد کسانی که پیش اویند یاد می‌کند</span>» [به روایت مسلم در صحیح خود]</p>
<p style="text-align: justify;">روزها و شب‌های این ماه مبارک می‌تواند بهترین موقعیت برای دستیابی به این امید باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشهٔ‌ خود ساخته و تدبر در کتاب خداوند را بهترین توشهٔ خود و قوی‌ترین انگیزه برای انجام اعمالی قرار دهید که باعث رضایت و خشنودی پروردگارتان گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان بر پیامبر خداوند و برگزیدهٔ او محمد بن عبدالله درود و سلام فرستید که خداوند در کتاب خود شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ وی ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران پیامبرت و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش؛ و همینطور از ما با عفو و کرم و احسان خود خشنود باش ای بهترین بخشندگان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و بندگان موحدت را یاری ده و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا ما را آنگونه که خود می‌دانی از دشمنانمان حفظ نما، خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت محافظت کن.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دین ما را که نگه‌دارندهٔ امر ماست و دنیای ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما سبب زیادهٔ در نیکی‌ها و مرگ را عامل رهایی از همهٔ بدی‌ها قرار ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز. خداوندا ما از زوال نعمتت و برگشت عافیتت و خشم ناگهانی‌ات به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا قلب‌های ما را پس از آنکه ما را هدایت نمودی دستخوش تغییر قرار مده و ما را از جانب خود رحمتی عطا کن، که تو خود بخشایشگری</span>} [آل عمران: 8]</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 210]</p>
<p style="text-align: justify;">درود و سلام خداوند بر بنده و فرستادهٔ وی پیامبر ما محمد، و بر اهل بیت و یاران وی {<span style="color: #800000;">والحمد لله رب العالمين</span>}.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4157/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشتباهاتی که برخی روزه‌داران مرتکب می‌شوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4013</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4013#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Aug 2011 08:56:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4013</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض قرنی / ترجمه: ابوعامر برخی روزه‌دارن به سبب نا آگاهی نسبت به دین خداوند، از جمله روزه و احکام آن، دچار اشتباه می‌شوند. بسیاری از آنان نمی‌دانند چه باعث باطل شدن روزه یا کم شدن اجر آن یا فاسد شدن آن می‌شود، چه چیز برای روزه‌دار سنت است و چه چیز جایز است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/4013"><img class="alignright size-full wp-image-4014" title="eshtebahat-roozedaran" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/08/eshtebahat-roozedaran.jpg" alt="" width="100" height="119" /></a>دکتر عائض قرنی / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p>برخی روزه‌دارن به سبب نا آگاهی نسبت به دین خداوند، از جمله روزه و احکام آن، دچار اشتباه می‌شوند. بسیاری از آنان نمی‌دانند چه باعث باطل شدن روزه یا کم شدن اجر آن یا فاسد شدن آن می‌شود، چه چیز برای روزه‌دار سنت است و چه چیز جایز است و چه چیز بر او واجب است و چه چیز حرام است.</p>
<p>با سند صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">هر که خداوند برای او ارادهٔ خیر داشته باشد او را در دین آگاه می‌سازد</span>» [بخاری: 1/126 و مسلم: 5/239]</p>
<p>گو آنکه هر کس در دین آگاه نیست خداوند برای او ارادهٔ خیر ننموده است.<span id="more-4013"></span></p>
<p>همینطور خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ خطاب به بندگان خود می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">اگر نمی‌دانید از اهل ذکر بپرسید</span>} [نحل: 43] که اهل ذکر همان علما و آگاهان هستند. برای مسلمانی که می‌خواهد خداوند را بر اساس بصیرت و آگاهی عبادت کند شایسته است آنچه از امور دین خود را نمی‌داند بپرسد و در پی علم باشد و نسبت به آگاهی در دین حریص باشد.</p>
<p>برخی از روزه‌دارن ـ متاسفانه ـ دچار گناهان بزرگی می‌شوند که روزهٔ‌ آنان را فاسد ساخته و اجر نمازشان را ضایع می‌سازد، از جمله: غیبت که در مطلب «<a title="روزهٔ زبان" href="http://www.bidary.net/archives/4006">روزهٔ زبان</a>» به آن پرداخته‌ایم. همچنین سخن‌چینی و بددهانی و مسخره کردن دیگران و لعن و نفرین و دیگر گناهان زبان.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">از دیگر اشتباهات:</span> اسراف در سفرهٔ افطار و سحری است. برخی برای سحری و افطار غذایی آماده می‌کنند که برای تعداد بسیاری کافی است و برای رنگین کردن سفره انواع و اقسام غذای گران و ارزان و شیرین و ترش و شور فراهم می‌کنند که جز مقدار کمی از آن خورده نمی‌شود و باقی‌ماندهٔ آن به زباله انداخته می‌شود که این خلاف روش اسلام است. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">بخورید و بیاشامید و زیاده‌روی نکنید که همانا او اسرافکاران را دوست ندارد</span>} [اعراف: 31]</p>
<p>هر چه از نیاز انسان و مقدار واقعی مصرف او بیشتر باشد اسراف است و نکوهیده است، و پروردگار روزه‌دارن به آن راضی نیست و زیر نهی خداوندی قرار می‌گیرد که:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">و اسراف و زیاده‌روی نکن (26) همانا اسرافکاران برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگار خود ناسپاس بوده است</span>} [اسراء: 26-27]</p>
<p>و خداوند بزرگ در وصف بندگان نیکوکار خود می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">و آنان که اگر انفاق نمودند زیاده‌روی نمی‌کنند و نه [دست خود را] تنگ می‌گیرند و در میان این دو حد وسط را پیش می‌گیرند</span>} [فرقان: 67]</p>
<p>هم‌اکنون خانواده‌های بسیاری به سبب گرسنگی در خطر مرگ قرار دارند و حتی تکه نانی برای خوردن ندارند، خانواده‌های بسیاری بی آنکه سقفی بالای سر داشته باشند فرششان زمین است و لحافشان آسمان، اما این سوی دنیا هستند خانواده‌هایی که از پرخوری به دل‌درد افتاده‌اند&#8230;</p>
<p><span style="color: #0000ff;">از اهداف روزه</span> خالی شدن معده از مواد فاسد و اضافه، به واسطهٔ کم خوردن است. اما چگونه ممکن است کسی که در خوردن و نوشیدن زیاده روی می‌کند و اسراف پیشه می‌کند به این هدف دست یابد؟!</p>
<p>بسیاری از روزه‌داران روز را در خواب سپری می‌کنند انگار که روزه نبوده‌اند، برخی از آن‌ها به جز برای نماز بیدار نمی‌شوند و دوباره می‌خوابند. روز در غفلت و شب در شب‌نشینی!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حکمت روزه</span> این است که روزه‌دار لذت گرسنگی برای خداوند و تشنگی در راه او را بچشد، اما آنکه روز خود را شب کرده است چنین چیزی را احساس نخواهد کرد.</p>
<p>برخی روزه‌داران وقت خود را صرف بازی‌هایی می‌کنند که حداقل حکمشان کراهت است مانند بازی ورق، یا در بازی فوتبال زیاده‌روی می‌کنند. یا به بازی‌هایی می‌پردازند که آن را سرگرم کننده می‌دانند در حالی که خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">آیا گمان کرده‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به سوی ما باز نخواهید گشت؟</span>} [مومنون: 115]</p>
<p>و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">آن‌هایی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفته‌اند و زندگی دنیا آن‌ها را فریفته است، رها کن</span>} [انعام: 70]</p>
<p><span style="color: #808000;">برخی روزه‌داران شب را بیهوده به شب‌نشینی می‌گذرانند و بی هدف در لهو و خوشگذرانی به سر می‌برند در حالی که همهٔ‌ شب حتی دو رکعت نماز شب هم نمی‌خوانند.</span></p>
<p>از بدترین اشتباهات گروهی از روزه‌داران این است که به کوچکترین عذر و بهانه از حضور در نماز جماعت کوتاهی می‌ورزند که این از نشانه‌های نفاق و از علائم بیماری قلب است. برخی از آن‌ها نیز در رمضان رابطه‌ای با قرآن ندارند. بسیار می‌خوانند، اما نه کتاب خداوند را.</p>
<p>برخی دیگر در این ماه بزرگ هیچ صدقه‌ای نمی‌دهند و سفره‌شان از حضور روزه‌داران مشرف نمی‌شود، درشان بسته است و دستشان بخیل. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">آنچه نزد شماست تمام می‌شود و آنچه نزد خداوند است باقی است</span>} [نحل: 96]</p>
<p>و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">و هر خیری که برای خود از پیش فرستید آن را نزد الله خواهید یافت</span>} [بقره: 110]</p>
<p><span style="color: #808000;">برخی روزه‌داران نیز نماز تراویح را از روی تنبلی ترک کرده‌اند، انگار زبان حالشان می‌گوید: همان نماز فرض برایم کافی است! اما همین شخص در امور دنیای خود تنها به ضرورت‌ها اکتفا نمی‌کند و حتی می‌بینی که برای مسائل غیر ضروری نیز همانطور خرج می‌کند که برای امور ضروری.</span></p>
<p>برخی روزه‌داران خانواده و همسر خود را با متحمل کردن زحمت بسیار برای پخت و آماده ساختن غذاها و نوشیدنی‌های رنگارنگ چنان خسته می‌کنند که از قرآن و انجام سنت‌ها و از یاد خداوند و عبادت او باز می‌مانند. اگر چنین مردانی به نیازهای ضروری قانع می‌شدند بی‌تردید همسرشان وقتی بیشتری برای طاعت خداوند به دست می‌آورد.</p>
<p>خداوندا ما را افزون ده و از ما کم مکن، و به ما عطا کن و محروممان مگردان، و گرامیمان دار و خوارمان مساز و از ما در گذر.</p>
<p><span style="color: #888888;">منبع: أخطاء يقع فيها بعض الصائمين ـ سایت «یا له من دین» / ترجمه: ابوعامر ـ بیداری اسلامی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4013/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روزهٔ زبان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4006</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4006#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Jul 2011 22:24:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4006</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: ابوعامر برادران و خواهران گرامی؛ السلام علیکم ورحمة الله نوعی خاصی از روزه است که افرادی خاص با آن آشنایند. کسانی که از لهو و بیهوده‌گویی روی‌گردانند. «روزهٔ زبان» روزه‌ای است همیشگی، که هم در رمضان و هم در غیر رمضان وجود دارد اما زبان در رمضان هم پاکسازی می‌شود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/4006"><img class="alignright size-full wp-image-4007" title="roozeye-zaban" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/08/roozeye-zaban.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>دکتر عائض القرنی / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p>برادران و خواهران گرامی؛ السلام علیکم ورحمة الله</p>
<p>نوعی خاصی از روزه است که افرادی خاص با آن آشنایند. کسانی که از لهو و بیهوده‌گویی روی‌گردانند. «<span style="color: #993300;"><span style="font-size: medium; font-family: arial, helvetica, sans-serif;">روزهٔ زبان</span></span>» روزه‌ای است همیشگی، که هم در رمضان و هم در غیر رمضان وجود دارد اما زبان در رمضان هم پاکسازی می‌شود و هم ادب می‌آموزد!<span id="more-4006"></span></p>
<p>به سند صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که خطاب به معاذ ـ رضی الله عنه ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">این را از خودت نگه دار</span>» و به زبانش اشاره کرد. معاذ گفت: «ای پیامبر خدا، مگر ما برای آنچه می‌گوییم هم مورد مواخذه قرار خواهیم گرفت؟» فرمود: «<span style="color: #008000;">مادرت به عزایت بنشیند ای معاذ! و آیا مردم جز به سبب حاصل زبان‌هایشان با صورت در آتش می‌افتند؟</span>» [علامه آلبانی آن را صحیح دانسته است]</p>
<p>زیانی که انسان از زبان می‌بیند بسیار بزرگ است و خطر آن شدید، ابوبکر صدیق ـ رضی الله عنه ـ زبان خود را می‌گرفت و می‌گفت: «<span style="color: #3366ff;">این مرا به اینجا و آنجا کشاند</span>».</p>
<p>زبان درنده‌ای خطرناک، افعی‌ای است وحشی و آتشی است سوزاننده.</p>
<p>ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ خطاب به زبانش می‌گفت: «<span style="color: #3366ff;">ای زبان یا خیری بگو که سودی عایدت شود و یا از بدی ساکت باش که سالم بمانی</span>».</p>
<p>خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">[انسان] هیچ سخنی را تلفظ نمی‌کند مگر آنکه مراقبی آماده [برای ثب آن] نزد اوست</span>} [ق: 18]</p>
<p>هر لفظی ضبط می‌شود و هر کلمه مورد محاسبه قرار خواهد گرفت. {<span style="color: #800000;">و پروردگار تو نسبت به بندگانش ستمگر نیست</span>} [فصلت: 46]</p>
<p>و به سند صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">هر که دهان و شرمگاهش را برای من تضمین کند من بهشت را برای او تضمین می‌کنم</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>سلف صالحان ما نیز هنگامی که به ادب کتاب و سنت پایبند شدند و الفاظ خود را پیش از به زبان آوردن در ترازو گذاشتند و برای سخنی که می‌گفتند احترام قائل شدند، نطق‌شان ذکر شد و نگاهشان عبرت و سکوت‌شان اندیشه.</p>
<p>نیکان و خوبان همین که از روز حضور در برابر آن یگانهٔ قهار ترسیدند زبان خود را در ذکر و شکر او به کار گرفتند و از بددهانی و سخنان زشت و بی‌ارزش دوری کردند.</p>
<p>ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">به خدا سوگند که در زمین چیزی به اندازهٔ زبان شایستهٔ آن نیست که مدتی طولانی زندانی شود</span>».</p>
<p>صالحان، بسیاری اوقات قصد سخن گفتن می‌کنند اما همینکه به یاد تبعات و عواقب آن می‌افتند ساکت می‌شوند.</p>
<p><span style="color: #993300;">چگونه روزه است کسی که افسار زبان خود را باز گذاشته است؟</span></p>
<p><span style="color: #993300;">چگونه روزه است آن‌که بازیچهٔ زبان خود است و زبانش او را فریفتهٔ خود کرده است؟</span></p>
<p><span style="color: #993300;">چگونه روزه است کسی که دروغ می‌گوید، غیبت می‌کند، فحش می‌دهد، بددهانی می‌کند، و روز محاسبه را به فراموشی سپرده است؟</span></p>
<p><span style="color: #993300;">چگونه روزه است آنکه شهادت دروغ می‌دهد و شر خود را از مسلمانان دور نمی‌دارد؟</span></p>
<p>از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به سند صحیح روایت است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">مسلمان آن است که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و آیا اسلام چیزی است جز عمل و تطبیق، و راه و روش و پایبندی، و سلوک و اطاعت؟</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">به بندگان بگو که آنچه را بهتر است بگویند، که شیطان میان‌شان را به هم می‌زند</span>} [اسراء: 53]</p>
<p>و این {<span style="color: #800000;">آن چه را که بهتر است</span>} یعنی لفظ مودبانهٔ زیبایی که باعث توهین به گروه یا شخصی نمی‌شود و یا شخصیت و آبرو و کرامت مومنی را لگدمال نمی‌کند.</p>
<p>پروردگار متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">و برخی از شما غیبت برخی دیگر را نکنند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ و آن را بد می‌دارید، و تقوای الله را پیشه سازید که الله بسیار توبه‌پذیر و مهربان است</span>} [حجرات: 12]</p>
<p>چه بسیار روزه‌دارانی که چون زبانشان فاسد شد به سبب بد دهانی، روزهٔ خود را از دست داده‌اند.</p>
<p>هدف از روزه گرسنگی و تشنگی نیست بلکه تهذیب و تادیب است.</p>
<p><span style="color: #993300;">زبان در صورتی که انسان مراقب آن نباشد منبع بیش از ده بیماری است؛ از جمله: دروغ، غیبت، سخن‌چینی، بددهانی و ناسزا و فحش و شهادت دروغ و نفرین و مسخره کردن دیگران و دیگر امراض.</span></p>
<p>چه بسا کلمه‌ای که صاحب خود را ـ که زبانش را بی‌افسار رها کرده بود ـ به آتش انداخته است.</p>
<p>زبان هم راهی به سوی نیکی است و هم راهی به سوی بدی؛ خوش به حال آنکه به وسیلهٔ آن به یاد خداوند پرداخته و استغفار و حمد و تسبیح پروردگارش را به جای آورده یا توبه کند.</p>
<p>و بد به حال آنکه به واسطهٔ زبان به هتک حرمت دیگران و زیر پا نهادن ارزش‌ها بپردازد.</p>
<p>ای روزه‌دارن! زبان خود را به ذکر خداوند تازه کنید و آن را با تقوای خداوند از گناهان پاک سازید.</p>
<p>خداوندا ما از تو زبانی صادق و قلبی سالم و اخلاقی نیکو مسألت داریم.</p>
<p><span style="color: #808080;">منبع: «کیف یصوم اللسان؟» سایت وَذَکّر / ترجمه: ابوعامر ـ بیداری اسلامی (با کمی تغییر و تصرف)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4006/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حکمت‌ها و آداب متعلق به ماه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3945</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3945#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jul 2011 16:37:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه های رمضانی]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3945</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود شریم مسجدالحرام: جمعه 21 شعبان 1432 برابر با 31 تیر 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، {او که شکافندهٔ صبح است و شب را مایهٔ آرامش قرار داد و خورشید و ماه را وسیلهٔ حساب گرداند، این است اندازه‌گیری آن توانای دانا} [انعام: 96] او که {شب را در روز و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود شریم</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 21 شعبان 1432 برابر با 31 تیر 1390<span id="more-3945"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است، {<span style="color: #800000;">او که شکافندهٔ صبح است و شب را مایهٔ آرامش قرار داد و خورشید و ماه را وسیلهٔ حساب گرداند، این است اندازه‌گیری آن توانای دانا</span>} [انعام: 96]</p>
<p>او که {<span style="color: #800000;">شب را در روز و روز را در شب داخل می‌گرداند و خورشید و ماه را مسخر گردانده است که هر کدام تا وقتی مشخص در جریانند</span>} [لقمان: 29]</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ الله و پیامبر او و برگزیدهٔ اوست، با حکمت و پند نیک به سوی راه پروردگارش دعوت داد و به زیبایی با آنان به گفتگو پرداخت در راه خداوند آنگونه که شایسته است مجاهده نمود تا آنکه یقین وی در رسید، پس درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و اصحاب نیک او و تابعین و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد، ای مردم خود و شما را به لزوم تقوای خداوند و چنگ زدن به ریسمان محکم اسلام سفارش می‌کنم:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (62) الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ</span>} [یونس: 62-63]</p>
<p>(بدانید که دوستان الله نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند (63) آنان که ایمان آوردند و تقوا پیشه می‌ساختند)</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>سخنمان دربارهٔ آفریده‌ای بزرگ از آفریده‌های خداوند است که تاثیر و جایگاهی عمیق در درون بندگان دارد و دارای نوری است که زندگی را در وجود ما شعله‌ور می‌سازد، همچنانکه نشانه‌ای است از نشانه‌های آشکار خداوند که خداوند 27 بار از آن در کتاب خود نام برده است و در سه جا به آن سوگند یاد کرده است و یک سورهٔ کامل قرآن نیز به نام آن نام‌گذاری شده است.</p>
<p>این آفریده مثالی است برای به حرکت آوردن احساس غم و زیبایی و شکوه، شعراء با آن بسیار سر و کار دارند، و به مانند انسان است که از مراحل کودکی به کمال و سپس باز به سوی پیری و نقصان می‌رود.</p>
<p>در شب‌های تاریک جای آن خالی است، که در شب‌های ظلمانی انسان به یاد ماه می‌افتد&#8230; آری، این آفریده، ماه است، ماهی که بر دیگر کواکب برتری دارد چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در بسیاری مواضع در سنت خود هنگام ذکر برتری برخی اشیاء بر برخی دیگر می‌فرمیاد: «به مانند برتری ماه بر دیگر ستارگان».</p>
<p>این ماه است که ما را به یاد چهره‌هایی تازه و خوشحال می‌اندازد که در قیامت به پروردگار خود نظر می‌کنند. چنانکه در حدیث جریر بن عبدالله بَجَلی آمده است که می‌گوید: همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بودیم پس نگاهی به ماه کامل ـ شب چهاردهم ـ انداخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">شما پروردگارتان را خواهید دید همانطور که این ماه را می‌بینید و برای دیدن او ازدحام نمی‌کنید، پس اگر توانایی انجام نمازی پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن را داشتید، آن را انجام دهید</span>» سپس این آیه را تلاوت کرد: {<span style="color: #800000;">وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا</span>} (پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن به حمد پروردگارت تسبیح گوی) [طه: 130]؛ [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان: قلب‌های بندگان بی‌تاب است و چشمانشان مشتاقانه منتظر هلال نو رمضان است که پس از چند روز بر آنان پرتو خواهد افکند، منتظر آن ماه نو‌اند تا وارد ماهی شوند که تاثیر بسیاری بر آن‌ها و جامعه و احساس درونی آنان دارد.</p>
<p>پس از 11 ماه حرکت در مسیر زندگی منتظرند تا این ماه نو سر برسد. عجیب است؛ خداوند چه عبرت‌ها و حکمت‌هایی که در این آفریدهٔ خود ننهاده که اگر بنده پی به ارزش آن برده و اسرار آن را در پی گیرد بی‌تردید نسبت به پروردگار خود معرفت و شناخت بیشتری خواهد یافت و او را بیشتر ارج خواهد نهاد، ببینید چگونه خداوند به این آفریدهٔ خود سوگند یاد کرده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> كَلَّا وَالْقَمَرِ</span> } [مدثر: 32]</p>
<p>(هرگز، سوگند به ماه)</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا</span> } [شمس: 2]</p>
<p>(سوگند به ماه آنگاه که در پی [خورشید] بیاید)</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ</span> } [انشقاق: 18]</p>
<p>(سوگند به ماه آنگاه که کامل شود)</p>
<p>خداوند متعال جز به چیزهای بزرگ قسم یاد نمی‌کند و او حق دارد به هر کدام از مخلوقاتش که بخواهد سوگند یاد کند اما انسان‌های چنین حقی را ندارند و تنها می‌توانند به الله قسم یاد کنند و «<span style="color: #008000;">هر که به غیر خداوند قسم یاد کند کفر ورزیده یا شرک آورده است</span>» چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است. (که منظور از کفر و شرک، کفر و شرک اصغر است و انسان را از دین خارج نمی‌کند).</p>
<p>خداوند بر ماه چنین نوشته است که از مرحلهٔ هلال به سوی مرحلهٔ کمال پیش رود و سپس باز به سوی افول رود، و این سنت خداوند در همه چیز است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ</span>} [یس: 39]</p>
<p>(و برای ماه منزل‌گاه‌هایی قرار دادیم تا آنکه به مانند شاخهٔ کهنهٔ خوشهٔ خرما باز می‌گردد)</p>
<p>زیرا همه چیز هنگامی که به کمال رسد رو به نقصان و کمبود می‌نهد و این حال مردم است زیرا باقی ماندن یک وضعیت از محالات است و هر جمعی رو به فراق می‌نهد و در حدیث صحیح آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">بر خداوند است که هیچ چیز از دنیا را بلند نکند مگر آن را دوباره زیر آورد</span>».</p>
<p>پس برای چه انسان دچار غرور و تکبر و خودپسندی شود در این حال که می‌داند رو به زوال و افول است؟</p>
<p>{<span style="color: #800000;">كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (26) وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ</span>} [رحمن: 26-27]</p>
<p>(هر چه بر روی آن است فانی است (26) و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگار تو باقی می‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ</span>} [فرقان: 58]</p>
<p>(و بر آن زنده‌ای که نمی‌میرد توکل کن)</p>
<p>از جمله براهینی که خلیل الله ابراهیم ـ علیه السلام ـ به واسطهٔ آن دهان قومش را در مورد عبادت غیر خدا و شرک به او بست، قرار دادن ماه به عنوان علامتی بر یگانگی خداوند بود و اینکه تنها او مستحق پرستش است، آنجا که خداوند دربارهٔ او می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ</span>} [انعام: 77]</p>
<p>(و چون ماه را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، پس هنگامی که ناپدید شد گفت: اگر پروردگارم من را هدایت نکند بی‌تردید از گروه گمراهان خواهم بود)</p>
<p>و هر آنچه پایانش رو به افول باشد مستحق عبادت نیست زیرا:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ</span>} [بقره: 255]</p>
<p>(الله است که معبودی به حق جز او نیست و زنده و برپا دارنده است، و نه خواب سبک و نه سنگین او را فرو نمی‌گیرد)</p>
<p>ای مسلمانان: بخاری و مسلم در صحیح خود از حدیث انس ـ رضی الله عنه ـ آورده‌اند که اهل مکه از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خواستند که نشانه‌ای برایشان بیاورد، پس پیامبر ماه را به آنان به دو نیم نشان داد تا آنکه حراء را میان آن دو نیمهٔ ماه دیدند، و خداوند متعال فرمود: {<span style="color: #800000;">اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ</span>} یعنی: (قیامت نزدیک گردید و ماه به دو نیم شد) و حادثهٔ دو نیم شدن ماه از معجزات آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از دلائل پیامبری وی است.</p>
<p>ای بندگان خداوند، خداوند متعال برای عبادت‌ها اوقاتی زمانی و مکانی قرار داده است که در این میان، ماه نقش بزرگی در اوقات زمانی عبادت‌ها دارد، از جمله حج که خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ</span>} (حج در ماه‌هایی است مشخص) و همچنین روزه که خداوند متعال دربارهٔ آن می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ</span>} (هر کدام از شما که ماه را دید آن را روزه گیرد) و دیگر اوقات زمانی که به هلال ماه و جایگاه آن بستگی دارد مانند عُده و روزهٔ روزهای سفید (أیام البیض) و دیگر عبادات.</p>
<p>وقت‌گذاری بر اساس ماه از جمله ویژگی‌هایی است که خداوند برای این امت قرار داده است به طوری که دیگر امت‌ها اوقات خود را بر اساس سال خورشیدی که روزهای آن 11 روز بیشتر از روزهای قمری است حساب می‌کردند. چنانکه خداوند متعال دربارهٔ مدت ماندن اهل کهف در غار می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا</span>} یعنی: (آن‌ها در غارشان سیصد سال به اضافهٔ نُه سال ماندند). سیصد سال به حساب شمسی و سیصد و نُه سال به حساب قمری.</p>
<p>عرب پیش از اسلام نیز به خلاف دیگر ملت‌ها اوقات خود را بر اساس تقویم قمری حساب می‌کردند که اسلام نیز با این تقویم موافقت نمود.</p>
<p>برای همین است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">ما امتی ناخوانده هستیم که نه می‌نویسیم و نه حساب نمی‌کنیم، و ماه اینگونه و اینگونه است</span>» یعنی: یک بار 29 روز و باری دیگر 30 روز. [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ماه نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند است که خداوند بندگان خود را با خسوف آن در دنیا و در آخرت می‌ترساند. چنانکه خداوند فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ (7) وَخَسَفَ الْقَمَرُ (8) وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ (9) يَقُولُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ (10) كَلَّا لَا وَزَرَ (11) إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ</span>} [قیامت: 7-12]</p>
<p>(پس آن هنگام که چشم‌ها از شدت ترس به گردش در آیند (7) و ماه بی‌نور شود (8) و خورشید و ماه یکجا شوند (9) آن روز انسان می‌گوید راه فرار کجاست؟ (10) هرگز، هیچ راه فرار و گریزگاهی نیست (11) آن روز قرارگاه پایانی تنها به نزد پروردگارت است)</p>
<p>این ماه است، آفریده‌ای از آفریده‌های خداوند و این بود برخی از نکته‌ها و حکمت‌هایی که خداوند در این آفریدهٔ بزرگ نهاده است. خدای متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ</span>} [لقمان: 11]</p>
<p>(این است آفریدهٔ الله، پس به من نشان دهید کسانی که جز اویند چه آفریده‌اند؟)</p>
<p>بر این اساس کوچک شمردن این آفریده و قرار دادن تاریخ و تقویم بر اساسی دیگر عیبی است بزرگ و همینطور بار آوردن کودکان با تصاویری که در آن ماه را دارای صورت و چشم و ابرو و دهن و بینی نشان می‌دهند یا آن را خندان یا گریان نشان می‌دهند نیز اشتباه است زیرا ماه نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند است که کوچک شمردن آن و بی‌احترامی به آن جایز نیست و این آفریده برای عبرت گیری و احساس عظمت خداوند و پاس داشتن قدر وی است زیرا خدای متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ</span>} [رعد: 2]</p>
<p>(و خورشید و ماه را مسخر نمود که هر کدام تا مدتی مشخص به حرکت خود ادامه می‌دهند، کار آفرینش را تدبیر می‌کند و آیات خود را به روشنی بیان می‌کند باشد که به دیدار پروردگار خود یقین حاصل کنید)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ</span>} [فصلت: 37]</p>
<p>(از جمله نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، نه به خورشید و نه به ماه سجده نبرید و بلکه به الله سجده کنید که آن‌ها را آفریده است اگر تنها او را عبادت می‌کنید)</p>
<p>در دوران‌های گذشته و حتی در دوران معاصر برخی از مردم و ملت‌ها دچار اشتباهات عقیدتی در مورد ماه شده‌اند که آن را ـ در ذهن آنان ـ از هدفی که برای آن آفریده شده است دور گردانده است. برخی از آنان گمان بردند که ماه برای مرگ یا به دنیا آمدن کسی دچار خسوف می‌شود اما پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که پس از مرگ فرزندش ابراهیم برخی این گمان را نمودند چنین چیزی را انکار نمود.</p>
<p>همینطور منجمان و جادوگران در گذشته و حال ماه را در امور مردم دخالت می‌دهند و آن را موثر می‌دانند. شیخ الاسلام ابن تیمیه و دیگران ذکر کرده‌اند که علی ـ رضی الله عنه ـ هنگامی که خواست برای نبرد با خوارج به سوی آنان خارج شود، ستاره‌شناسی به او گفت: ای امیرالمومنین! به سفر نرو که قمر در عقرب است که اگر در این حالت که قمر در عقرب است خارج شوی یارانت شکست می‌خورند! علی در جواب او گفت: «<span style="color: #3366ff;">بلکه با اعتماد و توکل بر خداوند و برای دروغ دانستن سخن تو به سفر می‌رویم!</span>» پس به سوی خوارج خارج شد و در این سفر برای او برکت حاصل شد و خوارج شکست خوردند.</p>
<p>ممکن است دچار تعجب شویم اگر بدانیم حتی برخی از پژوهش‌های معاصر نزد غیر مسلمانان به اعتقاد باطلی منتهی شده است که ماه بر مزاج انسان تاثیر دارد و جنایت‌ها هنگامی که ماه کامل است رو به ازدیاد می‌گذارد! و برای این اعتقاد اینگونه دلیل می‌آورند که از آن جا که ماه با جزر و مدر دریاها در ارتباط است و 80 درصد وزن انسان را نیز آب تشکیل داده است پس ماه بر روی انسان نیز تاثیر می‌گذارد.</p>
<p>اما عجیب‌تر هنگامی است که برخی مسلمانان فریب اینگونه سخنان را می‌خورند و حتی گردن نصوص شرع را نیز می‌چرخانند تا با این اعتقادات خرافی که عاقلان غیر مسلمان نیز آن را باطل می‌دانند، موافق شود! تا جایی که برخی فریب خوردگان میان روزه گرفتن در روزهای سفید یعنی روزهای 13 و 14 و 15 ماه قمری که ماه کامل است، و تاثیر ماه کامل بر انسان ارتباط داده‌اند و معتقدند این برای آن است که جنایت‌ها کمتر شوند!</p>
<p>پناه بر خداوند!</p>
<p>مگر ماه جز آفریده‌ای از آفریده‌های خداوند است و همانطور که بنی‌آدم به خداوند سجده می‌برند او نیز برای خداوند سجده می‌کند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ</span>} [حج: 18]</p>
<p>(آیا ندانسته‌ای که هر که در آسمان‌ها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای الله سجده می‌برند و بسیاری‌اند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که الله او را خوار گرداند او هیچ گرامی‌دارنده‌ای نخواهد داشت، همانا الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد.)</p>
<p>خداوند برا من و شما در قرآن بزرگ برکت نهد و یا آیات و ذکر حکیم سود رسانَد. آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر اشتباه بود از من و از شیطان بود، و از خداوند آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده است.</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است برای احسان وی و سپاس برای توفیق و منت او و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله واحد بی‌شریک نیست و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>بسیاری از اهل تفسیر ذکر کرده‌اند که برخی از صحابه از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیدند که قضیهٔ هلال چیست که اول کار باریک به نظر می‌رسد سپس بزرگ می‌شود تا آنکه گرد می‌شود و دوباره کم می‌شود تا آنکه به حالت اول باز می‌گردد؟ و خداوند نازل کرد که:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ</span>} [بقره: 189]</p>
<p>(از تو دربارهٔ هلال‌های ماه می‌پرسند. بگو این وقت‌هایی است برای مردم و برای موسم حج)</p>
<p>ما اینجا توقفی کنار این داستان خواهیم داشت زیرا برخی از مردم که نور وحی، یقین در قلب آنان ایجاد نکرده است ادعا کرده‌اند که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به سبب امی بودن از ذکر ویژگی‌های هلال و سبب تغییر شکل آن خودداری کرده است و تنها به این اکتفا نموده که این علامتی است برای اوقات عبادات.</p>
<p>بدتر از آن کسانی هستند که گمان می‌کنند رویت شرعی با حساب دقیق برابر نیست و تنها گمانی است که در برابر وسائل این دوران ناقص است در حالی که حساب نجومی دقیق‌تر و صحیح‌تر است.</p>
<p>پاسخ آنان این است که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هرچند امی بود از پاسخ دادن به آن سوال عاجر نبود زیرا او کسی بود که با وحی در ارتباط بود، و او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به چیزهایی بزرگتر از این مساله نیز اشاره نموده است، از جمله وصف آسمان‌های هفتگانه و پیامبرانی که در آن‌ها بودند که در داستان اسراء و معراج آمده است و همینطور وصف مسجدالاقصی چنانکه بود.</p>
<p>اما پاسخ مختصر آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای رسالت امت وی و نیاز آنان به عبادت و طاعت خداوند بود، و همینطور نیاز فعلی و واقعی آنان ـ و نه نظری و تئوری ـ همین بود که هلال‌های ماه برای شناختن اوقات عبادات و حج توسط مردم است و این سود واقعی ماه برای مردم بود.</p>
<p>اما هر کس ادعا کند که پاسخ پیامبر مخالف علوم فلک است بر خدا و رسولش دروغ بسته است. زیرا کتاب خداوند والاتر از آن است که کتابی برای ستاره‌شناسی و شیمی و فیزیک باشد چنانکه بسیاری تمام هم و غم خود را در اینگونه مسائل قرار داده‌اند نه برای آنچه خداوند به هدف آن کتابش را نازل کرده است یعنی هدایت و نور و نجات و موفقیت که همه در این کتاب است، این‌ها ممکن است به این سبب در سه مشکل شرعی واقع شوند.</p>
<p>نخست: شکست درونی آنان که فکر می‌کنند علم بر قرآن حاکم است و قرآن باید تابع آن باشد و برای همین سعی می‌کنند به واسطهٔ علم قرآن را ثابت کنند حتی اگر قرآن خلاف استدلال آنان باشد که این مصیبت بزرگی است.</p>
<p>دوم: سوء فهم حقیقت قرآن و رسالت آن، و اینکه این کتاب حقیقتی است نهایی که جایی برای تغییر ندارد زیرا گویندهٔ آن کسی است که هیچ چیزی در زمین و آسمان بر او پنهان نمی‌ماند.</p>
<p>سوم: واقع شدن در تاویل بی‌جا و تکلف در توجیه نصوص قرآن با نظریات و تئوری‌هایی که ممکن است خود پس از مدتی منسوخ شوند و نظریه‌ای دیگر جای آن‌ها را بگیرد. البته این به معنی عدم استفاده از نوآوری‌های علمی برای نشان دادن مدلول آیات و اعجاز آن‌ها نیست، اما باید علم را تابع قرآن دانست و نه قرآن را تابع علم.</p>
<p>همچنین اینجا لازم است که بر سعهٔ صدر و پذیرش دیدگاه‌های مخالف در مورد قضیهٔ هلال رمضان نیز سخن بگوییم. شایسته نیست چنین مساله‌ای سبب درگیری و پشت کردن به یکدیگر شود. باید این قضیه را بر اساس اجتهاد و برای رسیدن به هدف مورد نظر دید، و از جدل بی‌فایده و نکوهیده جلوگیری نمود؛ زیرا اصل رویت هلال، شرعی است اما این اصل نباید مانع از استفاده از نوآوری‌های علمی شود که اصل این قاعده را نفی نمی‌کند، مانند تلسکوپ‌ها یا حسابی که بر اساس رویت باشد، اینگونه به همهٔ نظرات توجه شده و اختلاف نیز کمتر می‌شود.</p>
<p>امام مسلم در صحیح خود از کریب روایت کرده است که او هلال را شب جمعه در شام دید سپس در آخر ماه به مدینه رسید. عبدالله بن عباس ـ رضی الله عنهما ـ از او دربارهٔ هلال پرسید و او نیز بر اساس دیدهٔ خود پاسخ داد. سپس ابن عباس گفت: «<span style="color: #3366ff;">اما ما آن را شنبه دیده‌ایم و همچنان تا کامل کردن سی روز روزه می‌گیریم یا اینکه آن را خواهیم دید</span>» سپس گفت: «<span style="color: #3366ff;">پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را اینگونه امر نموده است</span>».</p>
<p>ببینید آنان چه حیکم بودند و تا چه اندازه نسبت به یکدیگر نرم بوده‌اند. با وجود آنکه رویتشان با هم یکی نبود اما قلب‌هایشان یکی بود!</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ</span>} [انعام: 90]</p>
<p>(آنانی کسانی اند که الله هدایتشان نموده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن)</p>
<p>و در پایان بر بهترین انسان ها و پاک‌ترین آنان، محمد بن عبدالله، صحاب حوض و شفاعت درود فرستید که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ صاحب چهر‌هٔ نورانی درود و سلام و برکت ارزانی دار و از چهار خلیفهٔ وی، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش راضی و خشنود باش از مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، وشرک و مشرکان را خوار گردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا غم غم‌داران مسلمان را از بین ببر. و سختی سختی‌دیده‌گان را برطرف ساز و وام وام‌داران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>خداوندا ما را به رمضان برسان، خداوندا ما را به رمضان برسان. خداوندا روزه و قیام و قرائت آن را در دل شب و کناره‌های روز نصیب ما گردان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و ائمه و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را به دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخر سخن آنکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3945/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اخلاق پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3941</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3941#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 07:32:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3941</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالمحسن القاسم مسجد نبوی شریف: جمعه 14 شعبان 1432 برابر با 24 تیر 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری می‌خواهیم و آمرزش می‌طلبیم و از بدی‌های نفس خود و از اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر عبدالمحسن القاسم</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: جمعه 14 شعبان 1432 برابر با 24 تیر 1390<span id="more-3941"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری می‌خواهیم و آمرزش می‌طلبیم و از بدی‌های نفس خود و از اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایت‌گری نخواهد یافت و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست. درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگان خداوند، تقوای او را آنگونه که شایسته است پیشهٔ خود سازید و در نهان او را مراقب خود بدانید.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان: خداوند بنی آدم را گرامی داشت و آنان را بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری بخشید و از میان آنان گروهی را به پیامبری خود انتخاب کرد و از میان آنان بهترین‌شان، محمد بن عبدالله که بهترین بنی‌هاشم است و آنان نیز بهترین قریش‌اند را برگزید&#8230; خداوند او را برای هدایت این امت به دین استوار خود و راه راست او انتخاب کرد، او که زندگی عملی‌اش عبادت بود و شکر خداوند، و دعوت و بردباری، و آزمایش و صبر، و اخلاقی والا به همراه خوش‌بینی&#8230; شمائلش عطرآگین و سیره‌اش پربار&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">ابن قیم رحمه الله می‌گوید: «<span style="color: #333399;">نیاز بندگان به شناخت پیامبر و آنچه آورده است، و راستگو دانستن وی در اخباری که آورده است و طاعت از اوامر او، بالاتر از ضرورت است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">هیچ خیری نیست مگر آنکه او امتش را بدان راهنمایی کرده است، و هیچ شری نیست مگر آنکه نسبت به آن هشدار داده، و خود دربارهٔ خود فرموده است: «<span style="color: #008000;">هیچ خیری نزد من نیست مگر آنکه آن را از شما باز نخواهم داشت</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">او نصف دوران رسالتش را تنها برای دعوت به سوی یک قضیه صرف نمود، دعوتی که هر کس آن را استجابت نکرد در آتش جاودانه می‌شود و بهشت بر او حرام می‌گردد، دعوتی که او رسالتش را بر کوه صفا با آن علنی نمود و خطاب به قریش فرمود: «<span style="color: #008000;">بگویید لا إله إلا الله، رستگار شوید</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">او ده سال را در مکه به چیزی جز این دعوت نکرد، سپس تا وفات خود به دیگر جنبه‌های شریعت ـ به همراه توحید ـ پرداخت و همهٔ کسانی را که دعوتش را اجابت کرده‌اند به دعای مستجاب خود در قیامت وعده داده و گفته است: «<span style="color: #008000;">هر پیامبری دعایی مستجاب دارد و هر یک از آنان دعای خود را در دنیا خواسته‌اند اما من دعای خود را گذاشته‌ام که شفاعت من برای امتم در قیامت است که ان شاءالله به دست خواهد آمد، [آن هم برای کسانی] که کسی را به خداوند شریک نیاورده‌اند</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">او برای خداوند بسیار عبادت‌گزار بود و طاعت و عبادت او را به بهترین وجه به جای می‌آورد، پاهایش از شدت طولانی بودن قیام می‌شکافت، گاهی تنها در یک رکعت بقره و آل عمران و نساء را می‌خواند، و در تلاوت قرآن بسیار خوش صدا بود. بَراء ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">شنیدم که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در نماز عشاء {<span style="color: #800000;">وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ</span>} را می‌خواند، پس ندیدم کسی از او خوش‌صداتر یا خوش‌قرائت‌تر باشد</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">برای خداوند خاشع و فروتن بود، نماز می‌گزارد در حالی که بر اثر گریه از سینه‌اش صدایی مانند صدای دیگ بلند می‌شد و زبانش از یاد خداوند خسته نمی‌شد. عائشه ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">در همه حالش خداوند را یاد می‌کرد</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">ما برای رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در یک مجلسش می‌شمردیم که صد بار می‌گفت:</span> <span style="color: #008000;">ربِّ اغفر لي وتُب عليَّ، إنك أنت التواب الرحيم، پروردگارا مرا مورد آمرزش قرار ده و توبه‌ام را بپذیر، که همانا تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">نماز را دوست می‌داشت و نسبت به آن سفارش می‌نمود؛ انس ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: عموم وصیت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در هنگام وفات این بود: «<span style="color: #008000;">نماز، و [نیکی نسبت به] بردگانتان</span>». انس می‌گوید: آنقدر این را تکرار کرد تا جایی که سینه‌اش به غرغره افتاد اما زبانش نمی‌توانست آن را بگوید، ـ یعنی نسبت به نماز و بردگان آنقدر سفارش نمود تا آنکه روحش تسلیم جان آفرین گردید ـ [به روایت امام احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">وی کودکان صحابه را نسبت به نمازهای مستحب تشویق می‌کرد. یک بار به ابن عمر که نوجوان بود فرمود: «<span style="color: #008000;">عبدالله بهترین مرد است اگر شب را نماز می‌گزارد</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">یقین او نسبت به خداوند بسیار بالا بود، یقین داشت که شفا در کلام خدا است و خود را به واسطهٔ کلام الله رُقیه می‌کرد. عائشه ـ رضی الله عنها ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">هنگامی که از بیماری رنج می‌برد مُعَوَذات ـ یعنی سوره‌های اخلاص و فلق و ناس ـ را بر خود می‌خواند و می‌دمید</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">پیامبران پیش از خود را گرامی می‌داشت. یک بار مردی به او گفت: ای بهترین آفریدگان! پس در پاسخ او فرمود: «<span style="color: #008000;">او ابراهیم است [که بهترین آفریدگان است]</span>»؛ [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">وی از زیاده‌روی و غلو در بزرگداشت خود نهی نمود و فرمود: «<span style="color: #008000;">چنانکه نصارا در مورد فرزند مریم زیاده‌روی کردند در مورد من زیاده‌روی و غلو نکنید، بلکه من بنده‌ای هستم، پس بگویید: بندهٔ خداوند و پیامبر او</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">همه کس را ـ حتی اگر مخاطبش کودک بود ـ به این دین دعوت می‌کرد، یک بار نوجوانی یهودی را عیادت کرد و کنار سرش نشست و گفت: «<span style="color: #008000;">اسلام بیاور</span>» پس آن نوجوان اسلام آورد. [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">در برابر کودکان فروتنی پیشه می‌کرد و عقیده را در قلب آنان می‌کاشت. یک بار خطاب به ابن عباس فرمود: «<span style="color: #008000;">ای نوجوان! من سخنانی را به تو می‌آموزم: خداوند را حفظ کن تا تو را حفظ کند، خداوند را حفظ کن، او را در برابر خود خواهی یافت، اگر چیزی خواستی از الله بخواه و اگر یاری جستی از الله یاری بجوی</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">در آموزش صحابه نرمی را رعایت می‌کرد و محبت قلبی خود را برای آنان آشکار می‌کرد؛ یک بار دست معاذ را گرفت و خطاب به او فرمود: «<span style="color: #008000;">به خدا سوگند که تو را دوست دارم، ای معاذ تو را سفارش می‌کنم که در پس هر نماز این را فراموش نکنی که بگویی: اللهم أعِنِّي على ذِكرِكَ وشُكرِكَ وحُسنِ عِبادتِك ـ خداوندا مرا برای یاد خود و شکر خود و نیکو به جای آوردن عبادت خود یاری ده</span>» [به روایت نسائی]</p>
<p style="text-align: justify;">نه خشونت می‌ورزید و نه تکبر پیشه می‌کرد؛ بلکه سینه‌اش برای همه فراخ بود؛ یک روز در حالی که خطبه می‌گفت مردی وارد شد و گفت: ای رسول خداوند! مردی غریبه آمده است و دربارهٔ دین خود می‌پرسد، نمی‌داند دینش چیست! آن مرد می‌گوید: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطبه‌اش را قطع کرد و به سوی من آمد تا آنکه نزد من رسید و برایش یک صندلی آوردند که گمان کردم پایه‌های آن از آهن است. راوی می‌گوید: پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بر آن نشست و همچنان آنچه را خداوند به او یاد داده بود به من یاد داد، سپس به خطبهٔ خویش برگشت و آن را به پایان رساند. [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">وی نسبت به جوانان یاور و دلسوز بود. مالک بن حویرث می‌گوید: در حالی که جوانانی هم سن و سال بودیم به نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدیم، پس بیست شب نزد او ماندیم تا جایی که او گمان کرد دلمان برای خانواده‌هایمان تنگ شده است و از ما دربارهٔ بازماندگانمان پرسید و او را نسبت به آنان آگاه نمودیم. راوی می‌گوید: او بسیار نرم‌خو و مهربان بود، فرمود: «<span style="color: #008000;">به سوی خانواده‌های خود برگردید و آنان را آموزش دهید و امر نمایید و همانطور که دیدید من نماز می‌گزارم، نماز بگزارید</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">اخلاق وی بسیار نیک بود، بد زبان نبود و حیای او از حیای دوشیزه بیشتر بود و هیچگاه در زندگی خود کسی را با دست خود نزد، عائشه ـ رضی الله عنها ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هیچگاه چیزی را به دست خود کتک نزد، و نه هیچ زن و یا خادمی را نیز نزد، مگر آنکه در راه خداوند به جهاد برود، و هیچگاه برای خود انتقام نگرفت؛‌ بلکه عفو می‌کرد و می‌بخشید و اگر میان انتخاب دو چیز مختار می‌شد تا جایی که گناه نبود آسان‌ترین آن را بر می‌گزید</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">او گشاده روی بود؛ جریر بن عبدالله می‌گوید: «<span style="color: #333399;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هیچ‌گاه من را نمی‌دید مگر آنکه تبسم می‌کرد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">پیوند خویشاوندی خویش را پیوسته می‌داشت و در سخن خود راستگو بود و نیاز محتاجان را برآورده می‌نمود؛ خدیجه خطاب به ایشان فرمود: «<span style="color: #333399;">تو پیوند خویشاوندی را نگه می‌داری و راستگویی پیشه می‌کنی و ناتوانان و فقیران را یاری می‌رسانی&#8230;</span>»</p>
<p style="text-align: justify;">نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود، قبر مادرش را زیارت کرد و گریست تا آنجا که کسانی که دور و برش بودند را به گریه انداخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">از پروردگارم اجازه خواستم که برای او آمرزش بخواهم، پس به من اجازه داده نشد، و از او اجازه خواستم که قبرش را زیارت کنم و مرا اجازه داد</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">نسبت به همسایه سفارش می‌نمود و بر حسن جوار و بزرگداشت همسایه تشویق می‌کرد. خطاب به ابوذر فرمود: «<span style="color: #008000;">اگر آبگوشتی پختی آب آن را زیاد کن و به همسایگانت هم برس</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">مهربان و رقیق القلب بود و نسبت به زیردستانش آسانگیر بود؛ انس ده سال خدمتکاری او را کرد و در این ده سال حتی اف به او نگفت، و هیچ‌گاه نگفت چرا این کار را کرده‌ای و یا چرا آن کار را نکرده‌ای.</p>
<p style="text-align: justify;">نسبت به ناتوانان و بیماران مهربان بود و دستور داد هر کس آنان را امامت می‌کند به خاطر آنان نماز را کوتاه‌تر بخواند.</p>
<p style="text-align: justify;">نسبت به مردم بسیار دلسوز و شکیبا بود، یک بار بیابان‌نشینی از روی نادانی در مسجد ادرار نمود، پس مردم او را دوره کردند تا او را تنبیه کنند، اما پیامبر خطاب به آنان فرمود: «<span style="color: #008000;">او را رها کنید تا کارش را تمام کند و بر روی ادرارش دلوی آب بریزید، زیرا شما آسانگیر مبعوث شده‌اید نه سختگیر</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">بسیار بخشنده و بزرگوار بود، هیچ سائل یا محتاجی را دست خالی برنمی‌گرداند، حکیم بن حزام ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مال خواستم، او به من عطا کرد، باز خواستم، باز به من عطا کرد، باز خواستم باز هم به من عطا کرد</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">مردی به نزد او آمد، پس پیامبر به اندازهٔ میان دو کوه به او گوسفندان غنیمت را عطا کرد. یک بار مردی پیامبر را دید که بُرده‌ای بر دوش دارد، گفت: چه زیباست! آن را به من بپوشان! پس پیامبر آن را به او بخشید. [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">پاک بود و جز پاکی نمی‌خورد، از هرگونه شبهه‌ای در غذا دوری می‌کرد و می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">گاه به نزد خانواده‌ام بر می‌گردم پس خرمایی را می‌بینم که بر رختخواب من افتاده است، آن را بر می‌دارم که بخورم اما می‌ترسم که خرمای صدقه باشد و آن را می‌اندازم</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">صحابه را حتی اگر کم سن و سال بودند گرامی می‌داشت، دربارهٔ اسامه بن زید که در آن روز تنها 18 سال داشت فرمود: «<span style="color: #008000;">شما را نسبت به او سفارش می‌کنم که او از صالحان شماست</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و اگر کسی از اصحاب بیمار می‌شد به عیادتش می‌شتافت و برای مصیبتش اندوهگین می‌شد. یک بار به عیادت سعد بن عبادة رفت و دید که به شدت بیمار است و در اثر آن گریست.</p>
<p style="text-align: justify;">نسبت به اصحابش وفادار بود و هیچ‌گاه محبت و ایثارشان را فراموش نمی‌کرد. آخرین روزی که به منبر بالا رفت فرمود: «<span style="color: #008000;">شما را نسبت به انصار سفارش می‌کنم؛ زیرا آنان گروه من و مورد اطمینان من و خاصان منند، آنچه را بر عهده‌شان بود انجام داده‌اند و حقوقی که بر گردن دیگران دارند باقی مانده است، پس از نیکانشان بپذیرید و از آنکه از آنان ستمی روا داشته است درگذرید</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">جایگاه خدیجه و بخشش سخاوتمندانه و خرد او را از یاد نبرد و پس از وفات وی همیشه او را به نیکی یاد می‌کرد و رابطهٔ خود را با خویشاوندان او حفظ می‌نمود و به دوستان او نیکی می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین از روی وفای به ابوبکر صدیق در پایان عمر خود امر نمود که همهٔ درهایی را که به مسجد باز می‌شوند جز در ابوبکر ببندند.</p>
<p style="text-align: justify;">و با وجود سنگینی وظیفه‌ای که بر عهدهٔ‌ او نهاده شده بود با خانواده‌اش به نیکی معاشرت می‌کرد و نسبت به آنان مهربان بود و همین که وارد خانه‌اش می‌شد به کار آنان مشغول بود تا آنکه برای نماز خارج می‌شد.</p>
<p style="text-align: justify;">با فرزندان و نوه‌هایش بسیار مهربان بود و آنان را بزرگ می‌داشت. هنگامی که دخترش فاطمه وارد می‌شد برای او برمی‌خواست و دستش را می‌گرفت و او را در جایی که نشسته بود می‌نشاند.</p>
<p style="text-align: justify;">حسن را بر گردن خود سوار می‌کرد و می‌گفت: «<span style="color: #008000;">خداوندا من او را دوست می‌دارم پس او را دوست بدار</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">یک بار بر صحابه خارج شد در حالی که نوه‌اش أمامة بر دوش وی بود، پس با آنان نماز گزارد و هنگامی که به رکوع می‌رفت او را بر زمین می‌گذاشت و همین که بلند می‌شد او را بر می‌داشت. [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">عثمان ـ رضی الله عنه ـ رفتار او با صحابه را چنین وصف می‌کند: «<span style="color: #333399;">رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را در سفر و حضر همراهی کردیم. او به عیادت بیمار ما می‌رفت و در تشییع جنازه‌های ما شرکت می‌کرد و همراه با ما به غزوه می‌آمد و با کم و زیاد با ما هم‌دردی می‌کرد</span>» [به روایت احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">سختی زندگی را چشید چنانکه عائشه ـ رضی الله عنها ـ می‌فرماید: «<span style="color: #333399;">زنی به همراه دو دخترش نزد من آمد و از من چیزی می‌خواست، اما نزد من جز یک دانه خرما نیافت</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">از گرسنگی به شکم خود سنگ می‌بست؛ عمر ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">آیا برایتان کافی نیست که هر چه می‌خواهید می‌خورید و می‌نوشید؟ من پیامبرتان را دیدم که حتی خرمای نامرغوب نمی‌یافت که شکمش را با آن سیر کند</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">سخت‌ترین سختی‌ها و مصیبت‌ها را در دنیا تجربه کرد، یتیم بزرگ شد، از سرزمینتش اخراج شد، سه سال در شعب در محاصره قرار گرفت، از دست قریش در غار مخفی شد، شش فرزند خود را در حیات خود از دست داد، قومش حتی در هجرتگاهش به جنگ او آمدند، اهل نفاق علیه او دست به نیرنگ زدند، به او زهر خورداندند، او را سحر کردند، و می‌گفت: «<span style="color: #008000;">برای خداوند چنان ترسانده شدم که کسی ترسانده نشد، و در راه خداوند چنان اذیت شدم که کسی اذیت نشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">اما با همهٔ سختی‌ها و مصیبت‌هایی که در زندگی دید، همیشه در زندگی خود خوش‌بین بود و می‌گفت: «<span style="color: #008000;">خوش‌بینی و خوش‌فالی و سخن نیک را دوست دارم</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">از دنیا روی برگرداند و به آنچه نزد خداوند است امید ورزید و می‌گفت: «<span style="color: #008000;">مرا چه به دنیا، من در دنیا نیستم جز به مانند سواره‌ای که به سایه‌ای پناه آورده سپس می‌رود و آن را ترک می‌گوید</span>» برای همین از دنیا رفت و چیزی به جای نگذاشت. عائشه ـ رضی الله عنها ـ می‌گوید: «<span style="color: #333399;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از دنیا رفت و هیچ درهم و دینار و گوسفند و شتری به جای نگذاشت و به چیزی نیز وصیت نکرد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">علی ـ رضی الله عنه ـ او را چنین توصیف می‌کند: «<span style="color: #333399;">نه پیش از او و نه پس از او به مانندش ندیدم</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">پیامبر ما امانت رسالت را ادا نمود و برای امتش خیرخواهی کرد و فرمود: «<span style="color: #008000;">مثال من و شما به مانند مردی است که آتشی افروخته است، پس حشرات و پروانه‌ها به آن هجوم می‌آورند و در آن می‌افتند و او آنها را از آتش دور می‌کند، و من نیز شما را گرفته‌ام که در آتش نیفتید و شما از دست من در می‌روید</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">اما وفاداری امت نسبت به او این است که حق او را ادا نمایند که همان ایمان به او و راستگو دانستن اوست زیرا او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ‌کس از این امت، نه یهودی و نه نصرانی نیست که، دربارهٔ من بشنوند و سپس در حالی بمیرد که به آنچه آورده‌ام ایمان نیاورده است، مگر آنکه از اهل آتش خواهد بود</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور از دیگر حقوقی که او بر گردن امتش دارد مقدم داشتن محبت او بر دیگر دوست داشتنی‌هاست، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه من نزد او از فرزندان و پدر و مادر او و همهٔ مردم محبوب‌تر باشم</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور اطاعت او در دستورات وی و دوری از آنچه نهی نموده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">همهٔ امت من به بهشت وارد می‌شوند مگر آنکه خود نخواهد</span>» گفتند: ای رسول خدا! کیست که از وارد شدن به بهشت ابا ورزد؟ فرمود: <span style="color: #008000;">«هرکه اطاعت من کند به بهشت وارد می‌شود و هر که از من سرپیچی کند خود ابا ورزیده است</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین از اصول گواهی دادن به پیامبری او این است که عبادت خداوند، جز بر اساس شریعت او صورت نگیرد، چنانکه خود فرموده است: «<span style="color: #008000;">از امور نوساخته در دین برحذر باشید</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور مطالعهٔ سیرت او و شناخت راه و روش او در همه حال و گسترش دعوت او در زمین، و اینکه مسلمان به همان چیزی دعوت کند که او مردم را به آن دعوت نمود یعنی: توحید و اوامر دین و نیکی‌ها و فضائل آن، و هر که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را در عبادات و معاملات الگوی خود قرار دهد، به خوشبختی و سعادت دست یافته است.</p>
<p style="text-align: justify;">اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: {<span style="color: #800000;">لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا</span>} [احزاب: 21]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن عظیم برکت نهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند، آنکه را شنیدید گفتم و برای خود و شما و همهٔ مسلمانان از هر گناهی از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است برای احسان وی، و او را برای توفیق و منتش شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر اوست، درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان: سعادت دو جهان در طاعت او ـ علیه الصلاة و السلام ـ است و هدایت و عزت و رستگاری به اندازه‌ای است که بنده از وی پیروی نماید، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا</span>} [نور: 54]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر از او پیروی کنید، هدایت می‌یابید)</p>
<p style="text-align: justify;">هر که از او اطاعت نماید دین و دنیایش به صلاح آمده و سینه‌اش فراخ می‌گردد. هر که می‌خواهد پیامبر رفیق و هم‌نشین او در آخرت باشد، باید پیرو او باشد و سنتش را در پی گیرد، و از هر آنچه با گواهی به پیامبری او در تضاد است روی گرداند. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا</span>} [نساء: 69]</p>
<p style="text-align: justify;">(هر که از الله و پیامبر اطاعت کند آنان با کسانی‌اند که خداوند بر آن‌ها منت نهاده از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان و چه نیک رفیقانی‌اند آنان!)</p>
<p style="text-align: justify;">سپس بدانید که خداوند شما را به درود و سلام بر پیامبرش امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الذِيْنَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيْمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از خلفای راشدین، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، که به حق حکم می‌نمودند و از دیگر صحابهٔ پیامبرت راضی و خشنود باش، و همچنین از ما با عفو و کرم خود خشنود باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌ها را در امن و امان بدار.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در همه جای دنیا اصلاح نما، خداوندا جان آنان را حفظ نما و آن‌ها را به زیبایی به سوی خود باز گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو توفیق و سعادت را در دنیا و آخرت خواهانیم. خداوندا ما را با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان محشور گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند: {<span style="color: #800000;">همانا الله شما را به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش نموده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد، او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پندپذیر گردید</span>} [نحل: 90]</p>
<p style="text-align: justify;">پس خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد، و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3941/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقش صلح در گسترش اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3769</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3769#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 14 Jul 2011 20:03:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[دعوت اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3769</guid>
		<description><![CDATA[دکتر جعفر شیخ ادریس / ترجمه: ابوعامر رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیمان صلح حدیبیه را با قریش در مکه امضا نمود و سپس به همراه یاران خود به مدینه بازگشت؛ در حالی که آنان در مسیر بازگشت بودند سورهٔ فتح بر وی نازل گردید: {إنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِيناً} (ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3770" title="Naqshe-solh-gostaresh-islam" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/07/Naqshe-solh-dar-gostaresh-islam.jpg" alt="" width="100" height="118" />دکتر جعفر شیخ ادریس / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیمان صلح حدیبیه را با قریش در مکه امضا نمود و سپس به همراه یاران خود به مدینه بازگشت؛ در حالی که آنان در مسیر بازگشت بودند سورهٔ فتح بر وی نازل گردید: {<span style="color: #800000;">إنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِيناً</span>} (ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه] پیروزی آشکاری!)</p>
<p>مردی با حالت تعجب از او پرسید: آیا این فتح است؟</p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">آری، قسم به آنکه جانم در دست اوست، این فتح [حقیقی] است</span>».(1)</p>
<p>چرا آن مرد (که عمر بن خطاب رضی الله عنه) بود این سوال را با تعجب پرسید؟ و اصلا فتح حدیبیه چه نوع فتحی بود؟ و آیا در این داستان عبرتی برای ما ـ در شرایط کنونی ـ وجود دارد؟<span id="more-3769"></span></p>
<p>تعجب عمر بی‌جا نبود، زیرا آن صلح در ظاهر به مصلحت مسلمانان نبود؛ آنان از ادای عمره در آن سال باز داشته شده بودند و نبردی هم رخ نداده بود و در مفاد آن پیمان‌نامه نیز شروطی بود که برخی از صحابه آن را اجحافی در حق خود می‌دانستند؛ برای مثال یکی از مفاد آن پیمان‌نامه چنین بود: «مردی از سوی ما به نزد تو نمی‌آید ـ حتی اگر بر دین تو باشد ـ مگر آنکه او را به ما باز گردانی».(2)</p>
<p>اما نوع این فتح را امام زُهری اینگونه تفسیر نموده است: «<span style="color: #333399;">پیش از آن در اسلام هیچ فتحی بزرگتر از فتح حدیبیه رخ نداده بود، بلکه همهٔ آن‌ها نبردهایی بودند که با رسیدن دو لشکر به هم رخ می‌داد. اما همینکه آتش بس اعلام شد و جنگ پایان یافت و مردم از یکدیگر ایمن شدند و با هم دیدار کردند و در بحث و جدل هم‌سخن شدند، در آن مدت با کسی که از حداقل خردمندی برخوردار بود دربارهٔ اسلام سخن گفته نشد مگر آنکه وارد آن گردید و در آن دو سال به اندازهٔ پیش از آن و یا بیشتر، مردم اسلام آوردند</span>».(3)</p>
<p>حافظ ابن حجر در تایید سخن زُهری می‌گوید: «<span style="color: #333399;">زیرا مردم به سبب امنیتی که به وجود آمده بود بدون آنکه کسی انکار نماید با یکدیگر هم‌نشین شدند و مسلمانان قرآن را به گوش مشرکان رساندند و آشکارا بی‌آنکه ترسی در میان باشد، دربارهٔ اسلام با آنان مناظره نمودند، در حالی که پیش از آن نزد آنان سخنی نمی‌گفتند مگر پنهانی</span>».(4)</p>
<p>ابن هشام نیز در تایید سخن زُهری می‌گوید: «<span style="color: #333399;">دلیل صحت سخن زهری آن است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با هزار و چهارصد تن به سوی حدیبیه خارج شد، سپس دو سال بعد با ده هزار تن به سوی فتح مکه رهسپار گردید</span>».(5)</p>
<p>از سخن این سه عالم بزرگوار چنین نتیجه گرفته می‌شود که این فتح اساساً در تعداد کسانی که به سبب صلح به اسلام وارد شدند، نمود یافته است.</p>
<p>همینطور می‌توان چنین نتیجه گرفت که سبب این پیشرفت در دعوت، صلحی بود که جای جنگ و نبرد را گرفت و این فضای صلح‌آمیز باعث شد مردم با یکدیگر بنشینند و مسلمانان دعوت اسلام را به گوش مشرکان برسانند و در فضایی ایمن به بحث و مناظره بپردازند، و این دعوت بدون خشونت همان چیزی بود که سبب قانع شدن عاقلان برای اسلام آوردن گردید.</p>
<h4>اما این چه ارتباطی با شرایط کنونی ما دارد؟</h4>
<p>ارتباطش این است که اگر دعوتگران خود را در چنین شرایطی دیدند (یعنی شرایط صلح و آرامش) باید سعی در حفظ از آن نمایند، بلکه باید تلاش کنند وضعیتشان با کسانی که به دعوت آنان می‌پردازند اینگونه باشد و برای آنان بیان کنند که نبرد و خشونت هدف آن‌ها نیست، بلکه همهٔ آن چیزی که در پی آنند این است که به آنان آزادی دعوت به سوی دینی که آن را حق می‌دانند و مصلحت دینی و دنیایی دعوت شده‌گان را در آن می‌بینند، داده شود.</p>
<p>آنان با این کار در واقع از سنت پیامبرشان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیروی نموده‌اند. این سخنان نرم و در عین حال مصمم را که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در برابر قریش به زبان آورد و سبب پیمان صلح حدیبیبه گردید به دقت بخوانید؛ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به آنان فرمود: «<span style="color: #008000;">ما نیامده‌ایم که با کسی بجنگیم بلکه برای عمره آمده‌ایم، نبرد، قریش را خسته کرده و به آنان زیان وارد ساخته است؛ پس اگر بخواهند مدتی به آنان فرصت خواهیم داد و آنان میان من را با مردم رها کنند (میان من و آن‌ها فاصله نیندازند)، اگر پیروز شدم می‌توانند وارد چیزی شوند که مردم به آن وارد شدند (یعنی اسلام) و گر نه آسوده شده‌اند. و اگر ابا ورزند، قسم به آنکه جانم به دست اوست برای هدفم تا وقتی که جان در بدن دارم با آنان خواهم جنگید و خداوند امر خود را نافذ خواهد کرد</span>».(6)</p>
<p>به نظر من و ضعیت مسلمانان در کشورهای دمکراتیک ـ به ویژه کشورهای غربی ـ تا اندازهٔ زیادی شبیه به وضعیت مسلمانان صدر اسلام در مدت دو سال پس از صلح حدیبیه است، مسلمانان در چنین اوضاعی می‌توانند با غیر مسلمانان هم‌نشین شوند و به دعوت و بحث با آنان بپرازند؛ حتی تجربه ثابت کرده است در کشوری مانند ایالات متحده به سبب این فضای صلح‌آمیز تعداد کسانی که اسلام می‌آورند به سرعت در حال افزایش است.</p>
<p>بر این اساس شایسته است دعوتگران این شرایط صلح‌آمیز و آرام را حفظ نمایند حتی اگر به اندازهٔ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و یارانش هنگامی که پیمان صلح حدیبیه را امضا نمودند، قوی باشند، چه رسد به وضعیت کنونی که آنان در موقعیت ضعف قرار دارند؟</p>
<p>بیشترین چیزی که دشمنان این دین در غرب برای آن تلاش می‌کنند این است که مسلمانان را به مانند وحشیانی تروریست به تصویر کشند که هدفی جز نابودی تمدن غرب ندارند. آنان برای این هدف از رسانه‌ها استفاده می‌برند و تا حدودی نیز در این هدف خود موفق شده‌اند.</p>
<p>آنان از هیچ چیز بیشتر از سخنان شخصی متهور شاد نمی‌شوند که به خشونت یا کشاندن نبرد به داخل سرزمین‌های غربی دعوت می‌کند زیرا چنین سخنانی تاییدی بر ادعای آن‌هاست و کمکی است برای متنفر ساختن مردم از دعوتگران مسلمان. آنان می‌دانند کسی که تو را خطری برای خود و خانواده‌اش می‌داند هرگز به سخن تو گوش فرا نخواهد داد و به آن اعتماد هم نخواهد کرد.</p>
<div id="attachment_3771" class="wp-caption alignleft" style="width: 220px"><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/07/Oklahomacitybombing.jpg"><img class="size-full wp-image-3771" title="Oklahomacitybombing" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/07/Oklahomacitybombing.jpg" alt="" width="210" height="308" /></a><p class="wp-caption-text">صحنه‌ای از خسارت‌های حادثهٔ بمب‌گذاری اوکلاهوما سیتی؛ این بمب‌گذاری توسط یکی از اعضای گروه نصرانی داوودیان به انتقام کشته شدن 80 تن از اعضای این گروه که بر اثر محاصرهٔ پلیس آمریکا اتفاق افتاد، انجام گرفت. (تصویر از ویکی‌پدیا)</p></div>
<p>من هنگامی که حادثهٔ تروریستی اوکلاهوما اتفاق افتاد در ایالات متحده بودم و هنگامی که برخی از اسلام ستیزان که کارشناس و آگاه نامیده می‌شدند در برخی رسانه‌ها می‌گفتند کار، کارِ مسلمانان است، وحشت مسلمانان ـ به ویژه آن عده از آن‌ها که به مساجد رفت و آمد داشتند ـ را لمس کردم، و مشاهده کردم که چگونه هنگامی که ثابت شد عامل انفجار مسلمان نیست، مسلمانان آمریکایی نفس راحتی کشیدند.(7)</p>
<p>این طبیعی بود؛ زیرا اقلیت مسلمان در میان اکثریت کافر حاکم بر کشور، مستضعف بودند. بنابراین جنگیدن با آنان در حالی که زیر سلطه‌شان بودند مناسب نبود و این سبب باز داشتن مسلمانان از نبرد با کفار در مکه بود. آنان در آن شرایط به این امر شده بودند که دست نگه دارند و نماز برپا دارند. اما هنگامی که هجرت کردند و از جامعهٔ کافر متمایز گردیدند و دارای سرزمین شدند به آنان اجازه نبرد داده شد و سپس به آن امر شدند.</p>
<p>از دیگر دلایلی که حفظ این شرایط صلح‌آمیز را برای گسترش اسلام در غرب لازم می‌گرداند، این است که ـ به گمان من ـ چنین شرایطی دوام نخواهد آورد. کشورهای دمکراتیک آزادی را تا هنگامی که مخالفان در اقلیت باشند و خطری را متوجه سکولاریسم نسازند، بی‌خطر می‌دانند، اما اگر تعداد مخالفان زیاد شد و آن‌ها را خطری برای نظام سکولار دانستند، در این صورت بی‌تردید دمکراسی را فدای سکولاریسم خواهند کرد.</p>
<p>من این را می‌دانم که چنین موضوعی بسیار حساس است و ممکن است مورد سوء برداشت قرار گیرد، برای همین بگذارید صریح و نه با اشاره بگویم که هر پیمان صلحی، صلح حدیبیه نیست؛ بلکه برخی از صلح‌ها از روی شکست است، و هیچ خیری در آن نیست و نه می‌خواهم به الغای جهاد فرا بخوانم یا صلح مطلق را در هر شرایطی خواهان شوم.</p>
<p>اما چیزی که می‌خواهم بر آن تاکید کنم آن است که نبرد شرایط خود را دارد، همانطور که صلح نیز دارای شرایط خاص خود است. حال اگر خداوند مسلمانان را از جهاد بی‌نیاز گرداند و شرایطی را برای آنان فراهم ساخت که در حال صلح توانستند اسلام را گسترش دهند واجب است که آنان این روش را برگزینند و از آن محافظت کنند و بر دعوت به واسطهٔ بیان و الگو تمرکز کنند.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">ادْعُ إلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْـسـَـــنُ إنَّ رَبَّــكَ هُـــوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ</span>} [نحل: 125]</p>
<p>(با حکمت و پند نیکو به راه پروردگارت دعوت ده و با آنان به شیوه‌ای که نیکوتر است مجادله کن، همانا پروردگارت به آنان که از راه او منحرف شده‌اند داناتر است و به آنان که هدایت یافته‌اند [نیز] داناتر است).</p>
<p>امام قرطبی در توضیح این آیه می‌گوید: «<span style="color: #000080;">گفته شده است کسی که از چنین شرایطی در میان کفار برخوردار است و امید به ایمان آوردن آن‌ها بدون نبرد می‌رود، این آیه برای شرایط او محکم است [یعنی منسوخ نیست]، والله اعلم</span>»(8)</p>
<p>این سخن کاملا صحیح است، زیرا هدف والایی که دعوتگر مسلمان در پی آن است این است که خداوند او را سببی برای هدایت مردم قرار دهد، نه کشتن آنان؛ و این پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است که علی ـ رضی الله عنه ـ را اینگونه نصیحت می‌کند: «<span style="color: #008000;">به الله سوگند، اگر خداوند یک مرد را توسط تو هدایت کند برای تو از شتران سرخ بهتر است</span>».(9)</p>
<p>پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی این سخن را خطاب به علی ـ رضی الله عنه ـ فرمود که پرچم را به دست او داده بود تا به سوی خیبر رود تا برای وی تبیین گردد که نبرد در ذات خود مطلوب نیست، اما ممکن است برای جلوگیری از ستم لازم باشد، حال چه این ستم علیه مردم باشد، چه علیه دعوت، اما اگر ستمی در کار نباشد و بلکه از سوی دیگران آمادگی شنیدن و مجادله و مناظره فراهم باشد، دیگر نیازی به نبرد وجود ندارد، مخصوصا در شرایطی که دعوتگران زیر سلطهٔ کفار و در حالت ضعف باشند.</p>
<h4>منبع:</h4>
<p><span style="color: #888888;">مجلهٔ بیان، شمارهٔ 138، صفر 1420 برابر با ژوئن 1999</span></p>
<h4>پانویس‌ها:</h4>
<p>1- فتح الباری، المغازی، الحدیبیة / ج 7، ص 550، چاپ دارالسلام.</p>
<p>2- فتح الباری، الشروط، الشروط فی الجهاد، ج 5 ص 421.</p>
<p>3- فتح الباری، المغازی، الحدیبیة، ج7، ص 550.</p>
<p>4- فتح الباری، الشروط، الشروط فی الجهاد، ج 5 ص 427.</p>
<p>5- فتح الباری، المغازی، الحدیبیة، ج7، ص 550.</p>
<p>6- فتح الباری، الشروط، الشروط فی الجهاد.</p>
<p>7- این نوشته مربوط به پیش از حوادث یازدهم سبتامبر 2001 میلادی است، متاسفانه اسلام ستیزان آن چه را در انتظارش بودند یافتند و حادثهٔ یازدهم سبتامبر ـ چه واقعی باشد و چه ساختگی ـ بهانه‌ای بزرگ را در سینی طلا تقدیم آنان نمود. ضربه‌ای که در پی این حادثه در کشورهای غربی و حتی دیگر کشورها به فعالیت‌های اسلامی و دعوت وارد شد بسیار سنگین بود. (مترجم)</p>
<p>8- برخی از مفسران در بحث ناسخ و منسوخ زیاده‌روی کرده‌اند و تقریبا همهٔ آیات مربوط به بخشش و دعوت و صبر را با آیهٔ سیف منسوخ دانسته‌اند، اما دیگر محققان این آیات را منسوخ نمی‌دانند و بلکه هر کدام را مربوط به شرایط خود می‌دانند. (مترجم)</p>
<p>9- بخاری، المناقب، 3425.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3769/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>40 بدعت و اشتباه جنائز</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3756</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3756#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Jun 2011 14:02:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3756</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر مرگ پایان کار انسان نیست و تنها پایان یک مرحله و آغاز یک مرحلهٔ جدید از مسیر انسان به سوی آخرت است. دین ما همانطور که برای زندگیِ ما برنامه و منهج دارد، همانطور نیز در مورد مرگ و نگاه به آن رهنمودهایی ارائه داده است. مجموعه‌ای که پیش روی شما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;"><a href="http://www.bidary.net/archives/3756"><img class="alignright size-full wp-image-3757" title="40-bedat-janaez" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/40-bedat-janaez.jpg" alt="" width="100" height="107" /></a>ترجمه و بازنویسی: ابوعامر</h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">مرگ پایان کار انسان نیست و تنها پایان یک مرحله و آغاز یک مرحلهٔ جدید از مسیر انسان به سوی آخرت است. دین ما همانطور که برای زندگیِ ما برنامه و منهج دارد، همانطور نیز در مورد مرگ و نگاه به آن رهنمودهایی ارائه داده است. مجموعه‌ای که پیش روی شما است <span style="color: #ff0000;">چهل مورد از اشتباهات ما در مورد نگرش به مرگ و همینطور اشتباهات و بدعت‌های جنائز</span> را بیان نموده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">همانطور که می‌دانید پس از وفات یک انسانِ مسلمان، وظائفی بر عهدهٔ دیگر مسلمانان نهاده می‌شود از جمله انجام وصیت و غسل و کفن و دفن و دیگر موارد&#8230; در این میان برخی بدعت‌ها که دین ما از آن نهی نموده است وارد مسالهٔ جنائز شده است که به طور مختصر به آن پرداخته‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">دلائل شرعی هر کدام از این چهل مورد را می‌توانید با رجوع به کتاب‌هایی در همین زمینه و همینطور منابع اساسی سنت، بیابید.</span><span id="more-3756"></span></p>
<p style="text-align: justify;">1-  طولانی نمودن آرزو و غفلت از یاد مرگ و ترک نمودن وصیت به خاطر امید در زنده ماندن. چه بسا در صورت عدم وصیت بازماندگان از قرض یا حقی که بر گردن انسان هست بی‌خبر بمانند و نتوانند آن را ادا نمایند و آن حق بر گردن شخص باقی بماند.</p>
<p style="text-align: justify;">2- خواندن سورهٔ یاسین بر فرد در حال مرگ. حدیثی که در این مورد روایت شده ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">3- گذاشتن قرآن کنار سرِ فردِ در حال احتضار و یا قرار دادن قرآن در دست راست مرده تا به عنوان قرار گرفتن کتاب اعمالش در دست راست تعبیر شود!</p>
<p style="text-align: justify;">4- اعتقاد بعضی از مردم مبنی بر اینکه روح مرده در مکانی که در آنجا فوت کرده باقی می ماند. این اعتقادی اسلامی نیست، روح آنطور که برخی ادیان اعتقاد دارند آزاد نیست که هر کاری بکند.</p>
<p style="text-align: justify;">5- قرار دادن خاک در چشمان میت و گفتن جملهٔ: «پر نمی‌کند چشمان فرزند آدم را جز خاک»!</p>
<p style="text-align: justify;">6- برخی پس از مرگ نزدیکانِ خود برای مدتی ریش می‌گذارند و پس از پایان مدت عزاداری دوباره آن را تیغ می‌زنند در حالی که گذاشتن محاسن همیشه جزو آداب و سنت‌های اسلامی است، نه تنها در شرایط خاص.</p>
<p style="text-align: justify;">7- استفاده ننمودن از وسائلی که مرده از آنها استفاده می‌کرده است به علت نحس دانستن آن!</p>
<p style="text-align: justify;">8- گفتن عبارت «فاتحه برای روح فلانی» پس از شنیدن خبر وفات آن فرد. فاتحه نام سورهٔ حمد است که متاسفانه هم‌اکنون حتی به دعای خیر برای میت هم فاتحه می‌گویند!</p>
<p style="text-align: justify;">9- ذکر با صدای بلند در هنگام غسلِ میت و تشییع جنازه.</p>
<p style="text-align: justify;">10- مکلف نمودن فرد جاهل نسبت به سنت پیامبر برای غسلِ میت. واجب است برای غسل میت شخصی انتخاب شود که به سنت پیامبر آگاه باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">11- تکرار نمودن اذکار خاص در هنگام شستن هر عضو از اعضای میت در حالی که ذکر خاصی در این مورد از پیامبر نقل نشده است.</p>
<p style="text-align: justify;">12- نوحه‌خوانی و داد و بی‌داد و فریاد کشیدن و نفرین نمودن و بیرون آمدن زنان در این حالت و با سر و رو و سینهٔ برهنه و زدن بر سر و سینه و خراشیدن صورت و&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">13- اجاره کردن زنانی که با نوحه‌خوانی زنان را برای گریه کردن بیشتر تشویق کنند!</p>
<p style="text-align: justify;">14- برگزار نمودن مراسم ختم و درست کردن غذا برای مرده و فخر فروختن به دیگران در هر چه باشکوهتر برگزار کردن این مراسم و دعوت نمودن از قاریان برای خواندن قرآن و یا پخش قرآن از طریق ضبط صوت.</p>
<p style="text-align: justify;">15- توزیع قلیان برای حاضرین در مراسم و کشیدن سیگار. (کشیدن سیگار و قلیان در همه حال حرام است. در برخی از این مراسم‌ها مردم در حالی که قرآن از ضبط صوت در حال پخش است به گپ و گفتگو و شوخی و خنده و کشیدن سیگار و قلیان مشغولند که این خود بی‌احترامی در حق کلام خداوند است).</p>
<p style="text-align: justify;">16- انتقال میت به شهرهای دوردست برای دفن در قبور صالحین.</p>
<p style="text-align: justify;">17- تزیین تابوت و حمل پرچم مقابل آن.</p>
<p style="text-align: justify;">18- حمل کردن گل و عکس میت و پخش کردن هدایا در هنگام تشییع جنازه.</p>
<p style="text-align: justify;">19- قربانی کردن گوسفند هنگام خروج جنازه از خانه کنارِ درب خانه.</p>
<p style="text-align: justify;">20- اعتقاد برخی مبنی بر این که جنازه اگر مربوط به فرد صالحی باشد سبک خواهد بود و حملش آسان است!</p>
<p style="text-align: justify;">21- گفتن «لا اله الا الله» توسط برخی با صدای بلند و تکرار کردن بقیه در هنگام حمل جنازه به سوی قبرستان.</p>
<p style="text-align: justify;">22- ذکر با صدای بلند و یا خواندن قرآن و بعضی از قصاید با صدای بلند در هنگام حمل جنازه. واجب است در هنگام حمل جنازه سکوت رعایت شود.</p>
<p style="text-align: justify;">23- آرام حمل کردن جنازه و یا دویدن در هنگام حمل آن که هر دو اشتباه است و سنت این است که در هنگام حمل جنازه به سرعت حرکت کنیم اما ندویم چون دویدن باعث تکان خوردن میت می‌شود که موجب بی‌احترامی به میت است.</p>
<p style="text-align: justify;">24- به تاخیر انداختن نماز میت در انتظار رسیدن نزدیکان و یا خویشاوندان. سنت این است که میت هر چه سریعتر آماده شود و بر وی نماز گزارده و دفن شود و هر کدام از خویشاوندان او بعدا می‌توانند بر او کنار قبرش نماز میت بخوانند. (گرچه در احادیث از نماز خواندن در قبرستان‌ها نهی شده است اما نماز میت در واقع بیشتر دعا است تا نماز، و رکوع و سجده ندارد و از این نهی مستثنا است)</p>
<p style="text-align: justify;">25- نماز نخواندن بر جنین سقط شده اگر بیش از چهار ماه در شکم بوده باشد. سنت این است که بر او نماز خوانده شود زیرا روح بر وی دمیده شده است و به عنوان انسان محسوب می‌شود و نه  یک تکه گوشت.</p>
<p style="text-align: justify;">26- خواندن دعای استفتاح هنگام نماز بر میت. (نماز میت دعای استفتاح ندارد و پس از تکبیر سورهٔ حمد خوانده می‌شود)</p>
<p style="text-align: justify;">27- دعا به صورت دست جمعی هنگام آماده شدن میت برای دفن.</p>
<p style="text-align: justify;">28- عدم عبرت‌گیری در هنگام تشییع جنازه و غافل بودن از اینکه روزی باید این مرحله را طی کنیم. چه بسا بسیاری از مردم در هنگام تشییع جنازه به شوخی و گپ و گفتگو با هم مشغولند؛ کسی چه می‌داند شاید خود آن‌ها نفر بعدی باشند!</p>
<p style="text-align: justify;">29- پاشیدن گلاب بر روی میت و بر روی قبر. این کار هیچ فایده‌ای برای میت ندارد و تنها نوعی هدر دادن مال است و هیچ دلیلی از سنت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">30- بد دانستن دفن میت به هنگام شب؛ درست این است که دفن در شب هیچ اشکالی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">31- تلقین نمودن مرده به این صورت که به او گفته شود: ای بندهٔ خدا هنگامی که دو فرشته آمدند و از تو پرسیدند خدایت کیست؟ بگو پروردگار من الله است و اگر پرسیدند: پیامبرت کیست: بگو محمد فرستاده خداوند. و اینگونه تلقین بدعت است. (تلقین صحیح در هنگام احتضار فرد می‌باشد نه پس از مرگش و شخصی که در زندگی خود موحد بوده و از رهنمود های رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیروی می‌نموده نیازی به چنین تلقینی ندارد و خود از پس سوال دو فرشته بر می‌آید اما آنکه در زندگی از خدا و رسول پیروی ننموده باشد حتی با چنین تلقینی نخواهد توانست به دو فرشته جواب دهد).</p>
<p style="text-align: justify;">32- خواندن سورهٔ فاتحه کنار سر میت و مقدمهٔ سوره بقره کنار پاهایش در هنگام دفن.</p>
<p style="text-align: justify;">33- گفتن این گونه جملات: «فلانی در آرامگاه ابدی خود دفن شد» یا نوشتن آن بر روی قبر. این اعتقاد کسانی است که به رستاخیز (قیامت) و بهشت و جهنم اعتقاد ندارند. (قبر برای همه آرامگاه نیست و از سوی دیگر ابدی هم نیست و تنها یک مرحلهٔ موقت است و در قیامت همه از قبرهای خود برانگیخته خواهند شد)</p>
<p style="text-align: justify;">34- برگشتن سریع از قبرستان پس از دفن. سنت این است که پس از دفن کمی بایستیم و برای میت استغفار نماییم و از خداوند برای او پایداری بخواهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">35- ساختن قبرها و تزیین نمودن آنها با سنگ مرمر و یا سیمان و آجر و یا قرار دادن آن در محفظه‌های آهنی و آلومینیومی و روشن نمودن چراغ و یا فانوس و شمع کنار آن و کاشی کاری کردن زمین آن و قرار دادن سنگ قبر و نوشتن نام میت و روز تولد و وفاتش بر آن و نوشتن اشعار و &#8230; بر آن و تمام اینها اموری است که پیامبر اسلام ما را از آنها نهی نموده و از بدعت‌های منکر است که باعث هدر دادن مال است و هیچ فایده‌ای برای میت ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">36- اهانت به قبور و مردگان از طریق راه رفتن و یا نشستن بر روی قبور و ریختن آشغال بر آنها.</p>
<p style="text-align: justify;">37- مختل نمودن زندگی به مدت طولانی پس از وفات شخص به ادعای احترام مرده. صحیح این است که پس از سه روز تسلیت گویی باید کم کم به زندگی عادی بازگشت. (البته تسلیت گفتن پس از سه روز نیز جایز است)</p>
<p style="text-align: justify;">38- گذاشتن قرآن در بلندگوی مساجد برای آگاه شدن مردم از وفات شخص و همچنین پخش قرآن از ضبط صوت در مراسم ترحیم. این کار در واقع جنایت در حق قرآن است چرا که آن را در حد ناقوس کلیسا و «خبر بد» پایین آورده و باعث شده است بسیاری از مردم با شنیدن قرآن به یاد مرگ و مصیبت بیفتند که این خود باعث دوری آن‌ها و نسل‌های جدید از قرآن می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">39- درست کردن غذا در خانهٔ شخص میت و خرج‌های سنگین برای این امر. صحابه این کار را جزو بدعت‌های جاهلیت می‌دانستند و سنت این است که در روزهای اول پس از وفات، همسایه‌ها و خویشاوندان برای خانوادهٔ متوفیٰ غذا بپزند نه برعکس!</p>
<p style="text-align: justify;">40- برگزاری مراسم سه روز و هفته و چهلم و چهارماه و سالگرد برای میت و صرف هزینه‌های کلان برای آن.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">بدیهی است بازگشت به راه و روش پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در همهٔ امور زندگی ضامن خوشبختی و زندگی نیک در دنیا و آخرت است. بیشتر این بدعت‌ها تنها رسم‌ها و سنت‌های اشتباه و دست و پاگیری هستند که بیشتر سنگینی آن بر دوش خانوادهٔ شخص میت خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">منبع: بدع الجنائز، ناشر دار ابن خزیمة.</span></p>
<p style="text-align: justify;">برای اطلاع بیشتر از احکام جنائز به کتاب «احکام جنائز» نوشتهٔ علامه ناصر الدین آلبانی مراجعه کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3756/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عادت خطرناک سخن‌چینی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3746</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3746#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Jun 2011 08:29:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3746</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح بن حمید مسجدالحرام: جمعه 15 رجب 1432 برابر با 27 خرداد 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است. او را حمد می‌گویم که هر که به او پناه آوَرَد بیش از خواسته‌اش او را عطا می‌کند و هر که از او بخواهد بیش از آن چه خواسته نصیب وی می‌شود. شکر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح بن حمید</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 15 رجب 1432 برابر با 27 خرداد 1390<span id="more-3746"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. او را حمد می‌گویم که هر که به او پناه آوَرَد بیش از خواسته‌اش او را عطا می‌کند و هر که از او بخواهد بیش از آن چه خواسته نصیب وی می‌شود. شکر و سپاس شایستهٔ اوست که هر کس روی به سوی او آوَرَد با عفو و قبول و آمرزش بر وی منت می‌نهد، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده  پیامبر اوست. او که راه‌های هدایت را تبیین نمود و دین را به طور کامل به ما رساند. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد که شریعت پروردگارشان را به طور کامل برپا نمودند، و همچنین بر تابعین و کسانی که به نیکی از آنان پیروی نمایند&#8230;</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای مسلمانان، شما و خود را به تقوای خداوند عزوجل سفارش می‌کنم، تقوای او را پیشه سازید و پیش از پایان عمر برای رهایی و خوشبختی خود راهی بجویید و از قرن‌های گذشته و پیشینیان عبرت گیرید. از قبور، حالِ مردگان را بپرسید زیرا خردمند آن است که عاقبت را در نظر می‌گیرد و هرکه از مرگ ناگهانی جان به در بَرَد ناگزیر گرفتار پیری می‌شود. آیا حال رفتگان برای عبرتِ ماندگان کافی نیست؟!</p>
<p>ای بندهٔ خداوند، اگر برای انجام کار نیکی عزم خود را جزم نمودی، آن را هر چه زودتر انجام بده که مرگ سررشته را قطع می‌کند و آخرت نیز عرصهٔ جبران نیست و آنکس که مست هوا و هوس است سخت است که به عقل آید.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (9) وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ (10) وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ</span>} [منافقون: 9-11]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید مال‌ها و فرزندانتان شما را از یاد الله مشغول نسازد و هر که چنین کند همان‌هایند که زیانکارانند (9) و از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید پیش از آنکه مرگ یکی از شما در رسد و بگوید پروردگارا ای کاش مرا به اجلی نزدیک مهلت می‌دادی تا آنکه صدقه می‌دادم و از نیکوکاران می‌شدم (10) و الله هیچ نَفسی را آنگاه که اجلش سر رسد به تاخیر نمی‌اندازد و الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p>سخنمان دربارهٔ خطری است عظیم که بزرگترین بدی‌ها و فسادها را در پی خود دارد. چه قلب‌ها که به واسطهٔ این عادت خطرناک به خون نشسته و چه بسیار روابط خویشاوندی که قطع گردیده و بی‌گناهانی که به سبب آن جان خود را از دست داده‌اند و مظلومانی که بی‌گناه شکنجه شده و زنانی که از همسر خود جدا شده‌اند&#8230; چه بسیار زنان پاکدامنی که تهمت ناروا نثارشان شده و آبروهایی که ریخته شده و خانواده‌هایی که از هم پاشیده شده و خانه‌هایی که ویران شده‌اند&#8230; بسا فتنه‌هایی که از آتش این عادت بد روشن شده‌اند و باعث دشمنی و جدایی در سطح اشخاص و خانواده‌ها و کشورها و منطقه‌ها شده و روابط را به تباهی کشانده و مردم را نسبت به هم بدبین نموده و جایی را برای آرامش و صلح باقی نگذارده است.</p>
<p>این، بیماری خطرناکی از بیماری‌های قلب و آفات زبان و یکی از دردهای جوامع است. دوران ما با امکانات رسانه‌ای و ارتباطی خود نیز به انتشار این پدیده و آثار آن کمک کرده است. آیا دانستید دربارهٔ چه دردی سخن می‌گوییم؟!</p>
<p>سخن ما دربارهٔ آفت خطرناک سخن‌چینی و دو به هم زنی است، یعنی نقل سخن مردم میان آن‌ها به قصد بدی و ایجاد کینه. سخن‌چینی اساس پیمان‌شکنی و بدی است؛ خداوند متعال خطاب به پیامبرش می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ (10) هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ (11) مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ (12) عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِكَ زَنِيمٍ</span>} [قلم: 10-13]</p>
<p>(و از هر بسیار قسم‌خورِ بی‌ارزش پیروی مکن (10) آن که عیبجوست و برای سخن‌چینی گام برمی‌دارد (11) مانعِ خیرِ متجاوزِ بسیار گناهکار است (12) سنگدل، و گذشته از آن زنا زاده است)</p>
<p>صفت‌هایی در پی هم، که هر یک بدتر از دیگری است. «<span style="color: #800000;">حَلّاف</span>»، یعنی کسی که بسیار قَسَم می‌خورد، چون او از درون خود خبر دارد و می‌داند که راستگو نیست و مردم به او اعتماد ندارند، «<span style="color: #800000;">مَهین</span>» یعنی حقیر و بی‌ارزش حتی اگر در ظاهر باعظمت و بزرگ به نظر آید زیرا او خود، خودش را گرامی نداشته و برای مردم احترام و ارزش قائل نشده است، حقارت صفتی است که ممکن است در ذات انسان باشد حتی اگر دارای جاه و مال و جمال باشد.</p>
<p>«<span style="color: #800000;">هَمّاز</span>» کسی است که با اشارهٔ چشم و ابرو و با سخن و اشاره و در حضور یا پشت سر شخص، عیبجویی او را می‌کند.</p>
<p>«<span style="color: #800000;">مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ</span>» یعنی خیر و خوبی را از خود و از دیگران باز می‌دارد. او «معتدی» است یعنی حق و عدل و انصاف را زیر پا می‌نهاد و به حریم آن تجاوز می‌کند چه رسد به آنکه اهل نیکی و نشر خوبی و محبت باشد.</p>
<p>او «<span style="color: #800000;">اثیم</span>» یعنی بسیار گناهکار است، در بدی‌ها و محرمات افتاده است، «<span style="color: #800000;">عُتُلّ</span>» است یعنی بسیار سنگدل، حتی اگر ظاهرا نرمی و نرمدلی مصنوعی از خود به نمایش گذارد. «<span style="color: #800000;">زَنیم</span>» است و بد، از آزار رساندن به دیگران خوشش می‌آید و با بدی رساندن و کاشتن بذر کینه میان دیگران لذت می‌برد.</p>
<p>شخصِ نَمّام، دو رو است؛ با گروهی طور دیگری است و با گروه دیگر به رنگی دیگر، و بر اساس موقعیت و منفعت شخصی خود رنگ عوض می‌کند. جز به هدف کینه و دشمنی و یا همراهی با بدان یا حُب سخن گفتن و خودنمایی در مجالس و یا با هدف ضربه زدن به کسانی که دربارهٔ‌شان سخن‌چینی می‌کند، سخن نمی‌گوید.</p>
<p>سخن‌چینِ بدخواه، خود را فراموش می‌کند و به عیب دیگران مشغول می‌شود، اگر خوبی از کسی دید پنهانش می‌دارد و اگر بدی دید منتشر می‌کند، و اگر نه بدی دید و نه خوبی رو به دروغ‌پردازی می‌آورد.</p>
<p>سخن‌چینان و پاپوش‌سازان دین خود را به دنیای دیگران فروخته‌اند و با به دست آوردن رضایت مردم خشم خداوند را به جان خریده‌اند، مردم‌داری کرده‌اند و تقوای خداوند را زیر پا گذاشته‌اند.</p>
<p>سخن‌چین، زبانش شیرین است و قلبش آتشین، در چند لحظه چنان فسادی به بار می‌آورد که جادوگران در یک سال نمی‌کنند! نه اهل شهامتند و نه دارای مروت. حقا که سخن‌چین چه بار سنگینی از گناه و جُرم بر دوش دارد و برای همین است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">سخن‌چین به بهشت وارد نمی‌شود</span>» [متفق علیه از حدیث حذیفه رضی الله عنه]</p>
<p>همچنین روایت شده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از کنار دو قبر عبور کردند و فرمودند: «<span style="color: #008000;">این دو دارند عذاب می‌بینند و [ظاهرا] در مورد گناه بزرگی عذاب نمی‌شوند، اما [در واقع] آن گناه بزرگی است؛ یکی از آن دو سخن‌چینی می‌کرد و دیگری خود را از ادرارش پاک نمی‌داشت</span>» [متفق علیه]</p>
<p>و در حدیثی که مسلم از حدیث عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">آیا به شما بگویم که بهتان چیست؟ آن سخن‌چینی میان مردم است</span>».</p>
<p>و در حدیثی دیگر آمده است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">در روز قیامت بدترین مردم نزد خداوند را شخصی می‌یابی که دو روست، نزد یک گروه با یک چهره و نزد گروه دیگر با چهره‌ای دیگری می‌رود</span>».</p>
<p>ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">سخن‌چین بدترین خلق خداست</span>».</p>
<p>امت بر تحریم سخن‌چینی و دو به هم زنی اتفاق دارند زیرا از بزرگترین گناهان و از جملهٔ کبائر است و در حدیث آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">بدترین بندگان خداوند آنان‌اند که سخن‌چینی می‌کنند و میان دوستان جدایی می‌افکنند و برای بی‌گناهان و بی‌خبران قصد بد دارند</span>». [به روایت احمد]</p>
<p>سخن‌چینی بر دروغ و حسادت و نفاق استوار است که این نهایت پستی است و در بدی و زشتی بدتر از آن نمی‌توان تصور نمود.</p>
<p>سخن‌چینی بدترین آفتی است که به جان فضیلت‌ها افتاده و رابطه‌ها دچار آن شده‌اند و این خصلت بد می‌تواند از طریق سخن و نوشتن و حتی با ایما و اشاره باشد.</p>
<p>برادران و خواهران گرامی:</p>
<p>سخن‌چینی و دو به هم زنی گاه به جان خانواده‌ها و همسران می‌افتد، خانه‌های آباد را به آتش خود می‌سوزاند و در میان خانواده‌ها تفرقه و شکاف ایجاد می‌کند. سینه‌ها را چرکین نموده و روابط خویشاوندی را قطع نموده و به تخریب مسئولان و کارفرمایان می‌پردازد.</p>
<p>لازم است بزرگان و صاحب منصبان و علما از برخی هم‌نشینان خود که در دینداری و امانت‌داری ضعیفند و خشنودی مردم را با خشم خداوند می‌خرند برحذر باشند. شایسته است این بزرگان دربارهٔ چیزهایی که به آن‌ها می‌رسد دقت کنند و در مورد درست یا نادرست بودن آن تحقیق نمایند تا آنکه ناخواسته دست مفسدان باز نشده و بی‌گناهان مورد مجازات قرار نگیرند.</p>
<p>از جمله مواردی که باید بسیار در مورد آن دقت نمود و به شدت نسبت به آن هشیاری پیشه ساخت اخباری است که رسانه‌ها منتشر می‌کنند یا برخی نویسندگان می‌نویسند که فلان و بهمان چنین و چنان گفته‌اند.</p>
<p>در دوران جنگ‌ها و فتنه‌ها و نا آرامی‌ها و شایعات قضیه سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌شود که این خود نیازمند احتیاط و مراقبت بیشتری است، گذشته از این که چه بسا این سخنان و نظرات آکنده از دو به هم زنی و سخن‌چینی به سادگی در همهٔ دنیا منتشر می‌شود، سخنانی که گویندگان آن بر اساس قاعدهٔ ظلمانی «هدف وسیله را توجیه می‌کند» به نشر آن می‌پردازند.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>کسی که نزد وی سخن‌چینی کردند یا بد کسی را گفتند یا در مجلس نمامی حاضر شد یا از سخن‌چین چیزی شنید نباید او را راستگو بپندارد زیرا چنین کسی فاسق است و خداوند دربارهٔ خبر فاسق گفته است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ </span>} [حجرات: 6]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید اگر فاسقی خبری برای شما آورد خوب آن را وارسی کنید که مبادا از روی نادانی گروهی را مورد آسیب قرار دهید و سپس برای آنچه کرده‌اید پشیمان شوید)</p>
<p>همچنین لازم است از چنین اخلاق و منشی متنفر بود زیرا چنین کاری از بزرگترین گناهان است.</p>
<p>شایسته و زیبا است که انسان مسلمان نسبت به برادری که از وی سخنی را نقل می‌کنند بدگمان نباشد، و اگر سخنی به او رسید یا چیزی در مورد او دانست آن را دنبال نکند و دست به تجسس نزند، واجب است که انسان مسلمان از اینکه صفت سخن‌چین به خود گیرد برحذر باشد و هر چه را می‌شنود و هر چه را که به او می‌رسد نقل نکند.</p>
<p>همچنین قبل و بعد از همهٔ این‌ها تقوای خداوند را در نظر گیرد و نصیحت و خیرخواهی پیشه سازد و اینگونه سخنان را با حکمت و نصیحت زیبا انکار نماید زیرا چنین خصلتی خطری است بزرگ و دارای اثری است ماندگار. شایسته است از روی خیرخواهی و دوستی و دلسوزی نسبت به برادران خود در راه هر آنچه باعث الفت میان قلب‌ها و وحدت کلمه و حفظ مودت و دوری از تفرقه و کینه است، تلاش نماید.</p>
<p>پس هشیار باشید و با شنیدن هر خبری تحقیق نمایید و عجله نکنید و ببخشید و عفو پیشه سازید و بشنوید و اطاعت کنید.</p>
<p>مردی سخن امام لیث بن سعد را به والی مصر رساند و سعی کرد برای او پاپوش درست کند، والی، لیث را احضار کرد و گفت: این مرد از تو نقل می‌کند که چنین و چنان گفته‌ای. لیث گفت: «<span style="color: #3366ff;">ای امیر از او بپرس چیزی که از من نقل می‌کند آیا من او را امین پنداشته بودم و او خیانت کرد و به شما نقل نمود که اگر چنین باشد شایسته نیست سخن خائن را بپذیری، و یا آنکه بر من دروغ بسته است که باز شایسته نیست سخن دروغگو را باور کنی</span>» والی گفت: راست گفتی ای اباحارث.</p>
<p>و مردی به نزد وَهب بن مُنَبِّه آمد و گفت: فلانی در بارهٔ تو چنین و چنان می‌گوید. وهب گفت: «<span style="color: #3366ff;">آیا شیطان پستچی دیگری جز تو نیافت؟</span>»</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>این صفت مذموم و ناپسند چه بسیار بی‌گناهان و بی‌خبران پاکدل را به قربانگاه کشانده است، چه بسیار فاجعه‌ها که بار آورده و بسا جان‌ها که از پی خود به قتل‌گاه برده است و مال‌ها را که به غارت کشانده است و چه خانواده‌هایی را از هم پاشیده است. باعث آزار بسیاری از علما شده و مردم زیادی را از سرزمین خود در به در کرده و فاجعه‌ها و مصیبت‌ها به بار آورده و کودکان و مادران را از خانوادهٔ خود محروم ساخته. روزی مردم را قطع کرده است بی‌آنکه گناهی کرده باشند آن هم تنها به دلیل یک بدگویی و سخن‌چینی.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید که چه بزرگ است این نعمت خداوند بر بنده که مردم را برای فضلی که خداوند به آنان داده است مورد حسادت قرار ندهد و از نمامی و سخن‌چینی در امان مانَد و از بدگویی دیگران دوری گزیند. هر که می‌خواهد سالم بمانَد باید که از سخن گفتن بسیار و افشای سِرّ مردم و پذیرش همهٔ سخنان اجتناب ورزد.</p>
<p>أعوذ بالله من الشیطان الرجیم</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (1) الَّذِي جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ (2) يَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (3) كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ (4) وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْحُطَمَةُ (5) نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (6) الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (7) إِنَّهَا عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ (8) فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ</span>} [همزه: 1-9]</p>
<p>(وای بر هر بدگوی عیب‌جو (1) آنکه مالی فراهم آورده و آن را می‌شمارد (2) گمان می‌کند مالش او را جاودان می‌سازد (3) هرگز! قطعا در آتش خُرد کننده فرو افتاده خواهد شد (4) آن آتش برافروخته شدهٔ خداوند (5) آتشی که به قلب‌ها می‌رسد (6) آتشی که آن‌ها را فرا گرفته است (7) در ستون‌هایی دراز)</p>
<p>خداوند من و شما را با هدایت کتاب خدا و سنت پیامبرش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از هرگونه گناه و معصیتی از خداوند آمرزش می‌خواهم. پس از او آمرزش خواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن خداوند است و او شایستهٔ حمد، او را حمد گفته و برای فضل همه‌گیر و خیر وافرش، شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که واحد و بی‌شریک است، چیزی به مانند او نیست و او بسیار شنوا و بیناست، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر او و بشارت‌دهنده و هشدار دهنده و چراغ روشنگر است. درود و سلام و برکات خداوند ارزانی وی و اهل بیت والا و اصحاب گرامی او و تابعین و همهٔ کسانی باد که به نیکی پیروی آنان کنند و راه حق را در پی گیرند.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای مسلمان؛ برادران تو آنانی هستند که اگر از آن‌ها جدا شوی تو را حفظ می‌کنند و اگر نزدشان نباشی عیب تو را نمی‌جویند. کسی که تو را به بدی می‌رساند مانند کسی است که بدی را برای تو خواسته است و هر که پیرو سخن‌چین باشد دوست خود را از دست می‌دهد. هر که سخن دیگران را نزد تو آوَرَد بی‌تردید سخن تو را نیز به نزد دیگران خواهد برد. هر که فحش دیگری را برای تو نقل کند در واقع خودش به تو فحش داده است. بدتر از سخن‌چین کسی است که به او گوش دهد و اگر حرفی که سخن‌چین می‌گوید درست هم باشد این اوست که برای بیان فحش و بدگویی به خود جرات داده است.</p>
<p>اما کسی که سخن بد او را در بارهٔ تو نقل کرده‌اند بیش از شخص سخن‌چین شایستهٔ بخشش و گذشت است، زیرا او حداقل این بدی را در مقابل تو نگفته است و در این حد احترام تو را نگه داشته است. کافی است به این سخن پیامبرمان محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ توجه کنید که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ کدام از اصحاب من چیزی را از کسی نزد من نقل نکند زیرا دوست دارم درحالی نزد شما بیایم که سینه‌ام [دربارهٔ شما] سالم است</span>». [به روایت احمد]</p>
<p>خردمند به سخنی که سخن‌چینان نقل می‌کنند توجه نمی‌کند و هر سخنی را که از اهل فضل نقل می‌کنند و شایستهٔ آن‌ها نیست به دیدهٔ تردید می‌نگرد زیرا اگر انسان به دیدهٔ تامل بنگرد خواهد دانست که سرزنش سزاوار آن است که سخن را به تو نقل کرده است نه آنکه آن را گفته است.</p>
<p>به ام دردارء ـ رضی الله عنها ـ گفتند: مردی نزد عبدالملک بن مروان بدگویی تو را کرده است. فرمود: «<span style="color: #3366ff;">اگر اینبار به آنچه در ما نیست متهم شده‌ایم در مقابل بارها نیز با آنچه در ما نیست مورد ستایش قرار گرفته‌ایم</span>».</p>
<p>در هر صورت اگر برای کسی سخن برادرش را نقل کردند اشکال ندارد که او را برای اشتباهش مورد عتاب قرار دهد و در صورت عذرخواهی عذر او را بپذیرد و خود را عادت دهد که در هنگام حفظ خداوندی شکر او را گوید و در صورت زیان، صبر پیشه سازد و بداند که نرمی با خطاکار خود عتابی برای اوست و بخشش از خصلت‌های آزادگان است.</p>
<p>پس تقوای الله را پیشه سازید و برادری اسلامی و رابطهٔ ایمانی را حفظ نمایید که هرکه خواهان در امان ماندن از گناه و باقی ماندن دوستی برادران خود است شایسته است سخن هیچ‌کس را دربارهٔ کس دیگر نپذیرد، زیرا مردمان بسیاری با سخن دیگران دوستی و دشمنی پیشه کردند و عاقبت پشیمان شدند.</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر آن رحمت هدایتگر، و آن نعمت خداوندی، پیامبرتان محمد مصطفی، که خداوند در آیات محکم کتاب خود به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا </span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد مصطفی و بر اهل بیت پاک او درود و سلام و برکت ارزانی دار و از چهار خلیفهٔ راشد او، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و تابعین و پیروان آنان راضی و خشنود باش و همچنین از ما با عفو و احسان و کَرم خویش راضی و خشنود باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزیز بگردان و شرک و مشرکان را خوار گردان و تجاوزگران و مُلحدان و دیگر دشمنان دین و امت را بی‌یار و یاور گردان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و والیان و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را بر عهدهٔ کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه سازند و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>خداوندا همهٔ مسئولان و والیان مسلمان را برای عمل به کتاب و سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وفق گردان و آنان را رحمتی برای مردمشان قرار ده و کلمهٔ آن‌ها را بر حق یکی بگردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا برای امت اسلامی امر رُشدی قرار ده که در آن اهل طاعت عزیز شوند و اهل معصیت هدایت شوند و در آن به معروف امر شود و از منکر باز داشته شود که تو بر کاری توانایی.</p>
<p>خداوندا حال و روز مسلمانان را در همه جای جهان اصلاح نما خداوندا نعمت امنیت را بر آن‌ها بگستران و کلمهٔ‌شان را یکی گردان و سختی‌شان را از بین ببر و آنان را مورد عنایت خود قرار ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا یهودیان غاصب اشغالگر را به تو می‌سپاریم، خداوندا آن‌ها قادر به ناتوان ساختن تو نیستند، خداوندا عذاب خود را بر آن‌ها نازل ساز، عذابی که از جنایتکاران باز داشته نمی‌شود&#8230;</p>
<p>خداوندا ما را به سوی توبه و بازگشت موفق گردان و در استجابت و قبول را بر ما بگشای. خداوندا طاعات ما را بپذیر و اعمال ما را اصلاح نما و بدی‌های ما را بپوشان و بر ما توبه پذیر و ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش جهنم دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>پاک و بی‌عیب است پروردگار تو از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3746/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «شيوه‌های نبوی در برابر اشتباهات مردم»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3703</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3703#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 May 2011 00:05:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3703</guid>
		<description><![CDATA[محمد صالح المنجد / مترجم: عبدالقدوس دهقان حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) برترین مربی و مصلح بشریت و موفق‌ترین و نخستین دعوتگر این امت هستند، خداوند متعال ایشان را در تاریک‌ترین ادوار تاریخ (قرن ششم و هفتم میلادی) به رسالت برگزید و ایشان را به اصلاح و تربیت چنان قومی مأموریت داد که به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3704" href="http://www.bidary.net/archives/3703/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom"><img class="alignright size-full wp-image-3704" title="shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom.jpg" alt="شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم" width="100" height="159" /></a>محمد صالح المنجد / مترجم: عبدالقدوس دهقان</h4>
<p><span style="color: #000000;">حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) برترین مربی و مصلح بشریت و موفق‌ترین و نخستین دعوتگر این امت هستند، خداوند متعال ایشان را در تاریک‌ترین ادوار تاریخ (قرن ششم و هفتم میلادی) به رسالت برگزید و ایشان را به اصلاح و تربیت چنان قومی مأموریت داد که به مشکل می‌شد در میان آنان از خصائص و ویژگی‌های انسان و فضایل اخلاقی اثری پیدا نمود&#8230; خیر و شر، صلاح و فساد برای آنان مفهومی یکسان داشت و آنان تا گردن در باتلاق و منجلاب فساد اجتماعی و بی‌بندوباری اخلاقی فرو رفته بودند، شرک و بت‌پرستی، شرابخواری، قماربازی، رباخواری، زنا، تعصب قومی و نژادپرستی، جنگ، قتل و غارت و راه‌زنی، قساوت و سخت‌دلی و زنده به گورکردن دختران و فرزندان در جامعهٔ آن روز اعراب ریشه دوانیده بود، و نه تنها آن را بد نمی‌دانستند، بلکه این اعمال را از مآثر و افتخارات خویش می‌شمردند&#8230;<span id="more-3703"></span></span></p>
<p><span style="color: #000000;">آری، حضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در میان چنین قومی طغیانگر و اوضاعی آشفته مبعوث گشتند، و ایشان از همان لحظات نخست بعثت خویش با عزمی راسخ و اراده‌ای سستی ناپذیر با تلاش‌های پی‌گیر و همه جانبة خویش برای اصلاح مفاسد و سامان‌بخشیدن اوضاع بهم ریخته و آشفته کمر همت بستند: مصایب و مشکلات، مرارت‌ها و تلخی‌های زیادی را به جان خریدند و در این راه از نفس نفیس خویش گذشتند و از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیدند تا این که پس از مدتی تلاش‌های ایشان به ثمر رسید و یثرب به مدینهٔ فاضله تبدیل گشت، اکنون دیگر از شرک و بت‌پرستی و از اعراب سخت‌دل و جفاکش خبری نبود، مفاسد اخلاقی و خصلت‌های حیوانی از جامعه رخت بر بسته بود، اکنون راه‌زنان سالار و نگهبان قافله و قاتلان و غارتگران مدافع حقوق مردم و منادیان صلح و صفا و صمیمیت بودند، نه تنها دختری زنده بگور نمی‌شد، بلکه به دخترداشتن و تربیت و پرورش آن افتخار هم می‌کردند، جامعه‌ای سرتاسر صلح و صفا، ایثار و همدردی، برادری و برابری، صدق و اخلاص، مهر و عطوفت، احسان و خیراندیشی و&#8230; پدید آمده بود!</span></p>
<p><span style="color: #000000;">راستی این همه تحول و دگرگونی چگونه به وجود آمد؟ حضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) برای ایجاد این انقلاب عظیم درونی و اخلاقی چه شیوه و اسالیبی را به کار گرفتند؟ و در این راستا از چه وسایل و ابزاری استفاده نمودند؟ در برابر اشتباهات و اشتباهات مردم چگونه برخورد می‌کردند؟ اولویت‌های دعوت و اصلاح نزد ایشان چه بود؟</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بی‌تردید انتخاب شیوه و ابزار مناسب در موفقیت دعوت و اصلاح تأثیر به سزا و نقشی غیر قابل انکار دارد، چه بسا مربیان و دعوتگرانی با دلسوزی و نیاتی صادقانه افرادی را به راه خیر دعوت داده و از خطاها و منکرات منع نموده اند، اما چون با شیوه و ابزاری نامناسب به این کار پرداخته اند، ناآگاهانه و ناخواسته موجبات تباهی و گمراهی بیشتر افراد را فراهم آورده و سبب طغیان و اصرار آنان بر خطا و معصیت شده اند. </span><span style="color: #000080;">[از مقدمهٔ مترجم]</span></p>
<p>—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a title="شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم ـ دانلود سند ورد" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a title="شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم ـ دانلود پی دی اف" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As ـ در مرور گر فایرفاکس </span><span style="color: #888888;">Save Link As</span><span style="color: #888888;"> ـ را انتخاب نمایید).</span></p>
<div id="_mcePaste" class="mcePaste" style="position: absolute; left: -10000px; top: 0px; width: 1px; height: 1px; overflow: hidden;"><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves /> <w:TrackFormatting /> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF /> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> <w:SplitPgBreakAndParaMark /> <w:DontVertAlignCellWithSp /> <w:DontBreakConstrainedForcedTables /> <w:DontVertAlignInTxbx /> <w:Word11KerningPairs /> <w:CachedColBalance /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math" /> <m:brkBin m:val="before" /> <m:brkBinSub m:val=" " /> <m:smallFrac m:val="off" /> <m:dispDef /> <m:lMargin m:val="0" /> <m:rMargin m:val="0" /> <m:defJc m:val="centerGroup" /> <m:wrapIndent m:val="1440" /> <m:intLim m:val="subSup" /> <m:naryLim m:val="undOvr" /> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"   DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99"   LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="footnote text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="footnote reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="Default Paragraph Font" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading" /> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <mce:style><!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"جدول عادی"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} --> <!--[endif] --><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Zar&quot;; mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" lang="FA">حضرت محمد </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;AGA Arabesque&quot;; mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-font-family: &quot;B Zar&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: &quot;AGA Arabesque&quot;;"><span style="mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: &quot;AGA Arabesque&quot;;">r</span></span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Zar&quot;; mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"> برترین مربی و مصلح بشریت و موفق‌ترین و نخستین دعوتگر این امت هستند، خداوند متعال ایشان را در تاریک‌ترین ادوار تاریخ (قرن ششم و هفتم میلادی) به رسالت برگزید و ایشان را به اصلاح و تربیت چنان قومی مأموریت داد که به مشکل می‌شد در میان آنان از خصائص و ویژگی‌های انسان و فضایل اخلاقی اثری پیدا نمود</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3703/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آداب و سنت‌های خواب و بیداری</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3722</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3722#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 24 Apr 2011 03:03:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3722</guid>
		<description><![CDATA[آداب و سنت‌های خواب و بیداری خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 18 جمادی الاول 1432 برابر با 2 اردیبهشت 1390 خطبهٔ اول: حمد و ستایش از آن الله است. او را ستایش گفته و از او یاری جسته و از بدی‌های خویش و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم. خداوند هر که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آداب و سنت‌های خواب و بیداری</p>
<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 18 جمادی الاول 1432 برابر با 2 اردیبهشت 1390<span id="more-3722"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>حمد و ستایش از آن الله است. او را ستایش گفته و از او یاری جسته و از بدی‌های خویش و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبود به حقی نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و از هرگونه شبیه و همتا منزه است {<span style="color: #800000;">هیچ چیز به مانند او نیست و او شنوا و بیناست</span>} [شوری: 11] و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ خلق اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران و تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای مردم، خودو شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم. تقوایی که خداوند جز آن را نمی‌پذیرد و جز اهل آن را مورد رحمت خویش قرار نمی‌دهد و جز برای آن پاداش نمی‌دهد که همانا پند دهندگان به آن فراوانند و عاملان به آن اندک:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ</span>} [بقره: 197]</p>
<p>(و توشه برگیرید که بهترین توشه تقوا است و ای صاحبان خرد از من پروا بدارید)</p>
<p>و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید و این را بدانید که فردا مورد محاسبه قرار خواهید گرفت و برای کارهایتان مورد پاداش و جزا قرار می‌گیرید و بدانید که بدن‌های شما توان گرمای آتش را نخواهد داشت.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ</span>} [حشر: 18]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و هر کس ببیند برای فردا [ی خود] چه پیش فرستاده است و تقوای الله را داشته باشید. همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هیچ خیری را ترک نگفته مگر آنکه ما را به سوی آن راهنمایی نموده و هیچ دری از بهشت را رها نکرده است مگر آنکه راه رسیدن به آن را برای ما مشخص کرده است و هیچ سببی از اسباب خوشبختی و رفاه را بدون راهنمایی ما به سوی آن فرو نگذاشته است. در همین حال او ما را بر پایبندی به سنت‌ها تربیت کرده و آداب صحیح را به ما آموخته است و از ما خواسته تا در همه حال همانگونه باشیم که خداوند از ما می‌خواهد؛ در خواب و بیداری، در محراب عبادت یا در میدان کسب و کار، حال و آینده‌ٔمان از آن خداوند باشد:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ</span>} [انعام: 162]</p>
<p>(بگو نماز و دیگر عبادت‌ها و زندگی و مرگ من برای الله پروردگار جهانیان است)</p>
<p>و این هدف بندگی است که همان عبادت است.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>انسان یا در حال بیداری است و یا در حال خواب و همانند تغییر شب و روز در میان این دو حالت است. خواب یکی از حالت‌های عجیب انسان است و نشانه‌ای است بزرگ از نشانه‌های بزرگ خداوند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ</span>} [روم: 23]</p>
<p>(و از جمله نشانه‌های او خواب شما در شب و روز و جستجوی شما در پی فضل اوست. همانا در این نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌شنوند)</p>
<p>خواب برای مردم اهمیت فراوانی دارد و برای آن وسائل خاصی را فراهم می‌کنند و خواب نقش مهمی در میان اوقات شبانه‌روز و زندگی آنان دارا است که اگر در آن کمی یا زیادی رخ دهد تاثیر منفی بر سلامت جسمی و روانی می‌گذارد و انسان‌ها به طور متوسط یک سوم زندگی خود را در خواب سپری می‌کنند.</p>
<p>از اینجاست که آداب نبوی و سنت‌های محمدی به ارائهٔ رهنمون‌هایی در زمینهٔ خواب و آداب آن پرداخته تا حتی خواب ما نیز طاعت و عبادتی برای پروردگار ما باشد و پایبندی به بن این سنت‌ها سببی برای به دست آوردن اجر و پاداش و کمکی برای بیدار شدن برای نماز صبح و نشاط در دیگر ساعت‌های روز و دوری از وسوسه‌ها و کابوس و ناراحتی‌های روحی باشد.</p>
<p>این سنت‌های و آداب ـ با وجود اهمیت و بزرگی اجر آن ـ متاسفانه به علت عدم اطلاع یا تنبلی از سوی بسیاری از مسلمانان با بی‌تفاوتی مواجه گردیده است.</p>
<p>اینجا به ذکر برخی از سنت‌ها و آداب خواب که از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با سند صحیح روایت شده است می‌پردازیم؛ سنت‌هایی که باعث سعادت دنیا و آخرت است.</p>
<p>نخستین ادب از آداب خواب، زود رفتن به رختخواب است. از ابی بَرزَة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که <span style="color: #3366ff;">رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از خوابیدن پیش از نماز عشاء و گپ و گفتگوی پس از آن بدش می‌آمد.</span> [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>سپس خواندن نماز وتر برای کسی که برای آخر شب بیدار نمی‌شود؛ از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: <span style="color: #3366ff;">خلیلم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا به سه چیز توصیه نمود: روزهٔ سه روز از هر ماه، و دو رکعت نماز ضحی، و اینکه پیش از خواب وترم را به جا بیاورم.</span> [به روایت مسلم]</p>
<p>از دیگر آداب خواب این است که پیش از آن چراغ‌ها را خاموش کرده و در ظرف‌ها و درهای خانه را ببندیم. از جابر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هنگام خوابیدن چراغ‌ها را خاموش کنید و درها را ببندید و درب ظرف‌های آب را ببندید و ظرف غذا و آب را بپوشانید حتی اگر با یک تکه چوب باشد</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و از ابن عمر ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «<span style="color: #008000;">هنگامی که می‌خوابید آتش را در خانه‌هایتان [روشن] رها نکنید</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>از ابوموسی اشعری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: خانه‌ای در مدینه شبانه بر اهل آن سوخت. دربارهٔ آن با رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سخن گفتند؛ ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">آتش دشمن شماست، هنگامی که خوابیدید آن را خاموش کنید</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>از جمله آداب خواب اجتنباب از خوابیدن در بلندی بدون حصار است. از علی بن شیبان ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">هر که بر پشت بامی بدون حصار بخوابد از هیچ امانی برخوردار نیست</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p>همچنین از جملهٔ آداب پیش از خواب شستن دست و دهان از آثار غذا و چربی و دیگر چیزهاست. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هر که خوابید در حالی که در دستانش آثار چرک و ناپاکی است و دچار [بیماری یا] مشکلی شد جز خود را ملامت نکند</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p>از جمله سنت‌های خواب وضو پیش از رفتن به رختخواب است. از براء بن عازب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هنگامی که به رختخواب خود می‌آیی وضویی بگیر که برای نمازت می‌گیری</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>وضو در هنگام خواب سنت است حتی اگر انسان جُنُب باشد. از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیدند: آیا جایز هست در حال جنابت خوابید؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">آری، در صورتی که وضو بگیرید می‌توانید در حال جنابت بخوابید</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>از دیگر آداب خواب، پاک کردن رختخواب و گفتن بسم الله پیش از آن است. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">اگر کسی از شما به رختخواب رفت با اِزار خود رختخوابش را پاک کند و بسم الله بگوید که او نمی‌داند پیش از او چه بر رختخواب او بوده است</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>شایسته است انسان مسلمان در حال خواب سعی در پوشیدن بدن خود داشته باشد تا در حال خواب عورت وی نمایان نگردد. از جابر بن عبدالله انصاری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">کسی از شما بر پشت دراز نکشد و یک پایش را بر پای دیگر نگذارد</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>از دیگر آداب خواب این است که افراد در هنگام خواب از همدیگر دور باشند. عمرو بن شعیب از پدرش از پدربزرگش روایت می‌کند که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">فرزندانتان را در هفت سالگی به نماز امر کنید و در ده سالگی برای آن تنبیه کنید و آن‌ها را در رختخواب‌هایشان از هم جدا کنید</span>» [به روایت احمد و ابوداوود]</p>
<p>سنت است انسان پیش از خواب وصیت خود را نوشته باشد. از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">بندهٔ مسلمان اگر چیزی برای وصیت کردن دارد حق ندارد بیش از دو شب بدون آنکه وصیتش نزد اوست به خواب رود</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از خوابیدن بر روش کم نهی کرده و فرموده است: «<span style="color: #008000;">این روش خوابیدن اهل آتش است</span>» و فرموده است: «<span style="color: #008000;">این خوابیدنی است که خداوند آن را بد می‌دارد</span>» [به روایت ابوداوود با سند صحیح]</p>
<p>از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مردی را دیدند که بر شکم خوابیده است پس فرمودند: «این خوابیدنی است که خدا و رسول آن را بد می‌دارند» [به روایت ترمذی]</p>
<p>از دیگر سنت‌های خواب، خوبیدن بر پهلوی راست است. از براء بن عازب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هنگامی که به بسترت آمدی وضویی را که برای نماز می‌گیری به جای آور و سپس بر پهلوی راست بخواب</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>همچنین سنت است که دست خود را در زیر صورت قرار دهیم چنانکه از حذیفه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: <span style="color: #3366ff;">رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که شب به بستر می‌رفت دست خود را زیر صورت خود قرار می‌داد. </span>[به روایت بخاری]</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>این‌ها برخی از سنت‌های عملی خواب بود. اکنون برخی از دعاها و اذکاری را که به سند صحیح از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است را ذکر خواهیم کرد. شایسته است هر مسلمان این اذکار و دعاها را حفظ کرده و بخواند و آن را سببی برای آرامش و اطمینان قلبی خود بگرداند. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هر که به بستر رود در حالی که یاد خداوند را نکند، این از جانب خداوند برای او عامل نقصان و کمبود خواهد بود</span>» [به روایت ابوداوود] یعنی این کار او باعث حسرت و نقصان و زیان او خواهد گردید.</p>
<p>از جملهٔ این اذکار، خواندن آیت الکرسی است. در حدیثی طولانی که ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده است آمده است که شیطان به او گفت: «هنگام خواب آیة الکرسی را بخوان که باعث محافظت تو توسط خداوند خواهد شد و تا صبح هیچ شیطانی به تو نزدیک نخواهد شد». رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پس از آنکه ابوهریره این داستان را به او گفت، فرمود: «<span style="color: #008000;">راست گفت در حالی که بسیار دروغگو است، او یک شیطان بوده است</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>همینطور از جملهٔ این اذکار سی و سه بار سبحان الله، سی و سه بار الحمدلله و سی و چهار بار الله اکبر، است که در مورد آن حدیث علی بن ابی طالب ـ رضی الله عنه ـ و شکایت فاطمه ـ رضی الله عنها ـ آمده است که هنگامی که از سختی کار با آسیاب به تنگ آمد درخواست خدمتکار کرد و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به آن دو فرمودند: «<span style="color: #008000;">آیا شما را به بهتر از آنچه که خواستید راهنمایی نکنم؟ هنگامی که به رختخواب رفتید سی و چهار بار تکبیر گویید و سی و سه بار الحمدلله گویید و سی و سه بار تسبیح گویید، که این برای شما بهتر از آن چیزی است که درخواست کردید</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>از دیگر دعاهایی که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگام خواب بر زبان می‌آورد دعایی است که حذیفة بن یمان ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده و گفته است: رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که به رختخواب می‌رفت می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">باسمِكَ اللهمَ أموتُ وأحیا</span>» (خداوندا به نام تو می‌میرم و زنده می‌شوم) و هنگامی که از خواب برمی‌خواست می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">الحَمدُ لله الذی أحیانا بعدَ ما أماتَنا وإلَیهِ النُشور</span>» (ستایش از آن خداوندی است که ما را پس از آنکه میراند دوباره زنده گرداند و برانگیخته شدن به سوی اوست) [به روایت بخاری]</p>
<p>و از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت شده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هنگامی که کسی از شما به رختخواب رفت رختخوابش را با ازار خود پاک کند که او نمی‌داند پس از او چه بر رختخوابش بوده است سپس بگوید: بِاسْمِكَ رَبِّ وَضَعْتُ جَنْبِي وَبِكَ أَرْفَعُهُ، إِنْ أَمْسَكْتَ نَفْسِي فَارْحَمْهَا ، وَإِنْ أَرْسَلْتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَكَ الصَّالِحِينَ</span>» (به نام تو ای پروردگارم پهلویم را [بر رختخواب] می‌گذارم و به نام تو آن را بلند می‌کنم. اگر جانم را [در خواب] گرفتی آن را مورد رحمت قرار ده و اگر آن را [دوباره به بدن] فرستادی پس آن را همانگونه که بندگان صالحت را حفظ می‌کنی محافظت کن) [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگام خواب می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَفَانِي وَآوَانِي وَأَطْعَمَنِي وَسَقَانِي، وَالَّذِي مَنَّ عَلَيَّ فَأَفْضَلَ، وَالَّذِي أَعْطَانِي فَأَجْزَلَ، الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ، اللَّهُمَّ رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ وَإِلَهَ كُلِّ شَيْءٍ أَعُوذُ بِكَ مِنَ النَّارِ</span>» (ستایش از آنِ الله است که مرا کفایت نمود و پناه داد و غذا و آب داد و آنکه بر من منت نهاد و زیاده عطا کرد و بخشش کرد و در بخشش کم ننمود. در هر حال سپاس از آن خداوند است. خداوندا ای پروردگار همه چیز و ای مالک همه چیز، و ای معبود هر چیز، از آتش جهنم به تو پناه می‌برم) [به روایت ابوداوود؛ ابن حبان و نووی آن را صحیح دانسته‌اند]</p>
<p>از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که ابوبکر صدیق ـ رضی الله عنه ـ خطاب به رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: ای رسول خدا مرا به کلماتی راهنمایی کن که هنگام صبح و هنگام شام آن‌ها را بگویم. فرمود: «<span style="color: #008000;">بگو: اللَّهُمَّ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَاطِرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّ كُلِّ شَيْءٍ وَمَلِيكَهُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسِي وَمِنْ شَرِّ الشَّيْطَانِ وَشِرْكِهِ، (خداوندا ای دانای نهان و آشکار، ای به وجود آورندهٔ آسمان‌های و زمین، ای پروردگار همه چیز و مالک آن، گواهی می‌دهم که معبود به حقی جز تو نیست، به تو پناه می‌برم از شر نفسم و از شر شیطان و شرک او) این‌ها را هنگامی که شب را به صبح می‌رسانی و صبح را به شب می‌رسانی و هنگامی که به رختخواب می‌روی بگو</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p>از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که فاطمه ـ رضی الله عنها ـ به نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمد و از او درخواست خدمتکار کرد، پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به او فرمود: «<span style="color: #008000;">بگو &#8220;اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ وَرَبَّ الْأَرْضِ، وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، رَبَّنَا وَرَبَّ كُلِّ شَيْءٍ، فَالِقَ الْحَبِّ وَالنَّوَى وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْفُرْقَانِ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ، اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَأَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ&#8221; (خداوندا ای پروردگار آسمان‌ها و زمین و ای پروردگار عرش بزرگ، پروردگار ما و پروردگار همه چیز، شکافنده دانه و هسته و فرو فرستندهٔ تورات و انجیل و فرقان، از هر چیزی که ارادهٔ آن به دست توست به تو پناه می‌برم. خداوندا تویی آن اول که پیش از تو چیزی نیست و تویی آن آخر که پس از تو چیزی نیست و تویی ظاهر که بالاتر از تو چیزی نیست و تویی باطن که نزدیک‌تر از تو چیزی نیست، قرض را از ما ادا کن و ما را از فقر بی‌نیاز بگردان)</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>و از براء بن عازب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگام خواب دست راست را بر زیر صورت خود می‌گذاشت و می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">اللَّهُمَّ قِنِي عَذَابَكَ يَوْمَ تَجْمَعُ عِبَادَكَ</span>» (خداوندا مرا روزی که بندگانت را مبعوث می‌کنی از عذاب خود حفظ نما) [به روایت احمد و ترمذی]</p>
<p>همچنین از انس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که به رختخواب می‌رفت می‌گفت: «<span style="color: #008000;">الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَطْعَمَنَا وَسَقَانَا وَكَفَانَا وَآوَانَا، فَكَمْ مِمَّنْ لَا كَافِيَ لَهُ وَلَا مُؤْوِيَ</span>» (ستایش از آن الله است که ما را غذا و آب داد و بی‌نیاز گرداند و پناه داد، چه بسیارند کسانی که نه کفایت‌کننده‌ای دارند و نه پناه دهنده‌ای) [به روایت مسلم]</p>
<p>و از علی بن ابی طالب ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که وی در هنگام خواب می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَكَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ مِنْ شَرِّ مَا أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ تَكْشِفُ الْمَغْرَمَ وَالْمَأْثَمَ، اللَّهُمَّ لَا يُهْزَمُ جُنْدُكَ وَلَا يُخْلَفُ وَعْدُكَ وَلَا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ، سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ</span>» (خداوندا من به چهرهٔ بزرگوارت و کلمات کاملت پناه می‌برم از شر آنچه تو اختیارش را در دست داری، خداوندا تو قرض و گناه را از بین می‌بری، خداوندا لشکریان تو شکست نمی‌خورند و وعدهٔ تو خلاف نمی‌شود و ثروت ثروتمند در برابر تو به او سودی نمی‌رساند، تو پاک و بی‌عیبی و حمد و ستایش از آن توست) [به روایت ابوداوود]</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>از براء بن عازب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">هنگامی که به رختخواب خود آمدی وضو بگیر و سپس بر پهلوی راست خود دراز بکش و بگو: اللَّهُمَّ أَسْلَمْتُ وَجْهِي إِلَيْكَ، وَفَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَيْكَ وَأَلْجَأْتُ ظَهْرِي إِلَيْكَ رَغْبَةً وَرَهْبَةً إِلَيْكَ، لَا مَلْجَأَ وَلَا مَنْجَا مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ، اللَّهُمَّ آمَنْتُ بِكِتَابِكَ الَّذِي أَنْزَلْتَ وَبِنَبِيِّكَ الَّذِي أَرْسَلْتَ</span>» (خداوندا چهره‌ام را تسلیم تو کردم و کارم را به تو سپردم و پشتم را به تو محکم کردم، از روی امید و بیمی که به تو دارم، خداوندا به کتابی که نازل کردی و به پیامبری که فرستادی ایمان آوردم) سپس فرمود: «<span style="color: #008000;">اگر شبی که این دعا را خوانده‌ای بمیری بر فطرت از دنیا رفته‌ای و آن را آخرین کلماتی بگردان که بر زبان می‌آوری</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>ممکن است برای مسلمان در خواب چیزهایی اتفاق بیفتد که باعث ترس و نگرانی او شود که در این صورت باید به خداوند پناه ببرد زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">اگر کسی از شما در خوابش دچار ترس شد بگوید: &#8220;أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ مِنْ غَضَبِهِ وَعِقَابِهِ وَشَرِّ عِبَادِهِ وَمِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ وَأَنْ يَحْضُرُونِ&#8221; (پناه می‌برم به کلمات کامل الله از خشم و عقوبت او و شر بندگانش و از وسوسه‌های شیاطین و از اینکه بر من حاضر شوند) که در این صورت این ترس به او زیانی نخواهد رساند</span>» [به روایت ابوداوود، ترمذی و ابن حجر آن را حسن دانسته‌اند]</p>
<p>رویا و خواب بد نیز دارای آداب و سنت خود می‌باشد، از ابوقتاده ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">رویا از خداوند است و خواب بد از شیطان، پس اگر کسی از شما چیزی دید که آن را بد می‌دارد سه بار بر سمت چپ خویش بدمد (به همراه کمی آب دهن) و سپس از شر آن به خداوند پناه ببرد که [در این صورت] به وی آسیبی نخواهد رساند</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>خداوند برای ما به واسطهٔ قرآن و سنت برکت عطا کند و با آیات و حکمت سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که یار و یاور مومنان است و عاقبت از آن متقیان است و دشمنی نیست مگر با ستمگران، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که واحد و بی‌شریک است و پادشاه بر حق است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر راستگوی امین اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر وی و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p>در صورتی که انسان مسلمان شب از خواب بیدار شد سنت است که خداوند را یاد کرده و دعا کند، زیرا چنین ساعتی دعا به استجابت نزدیک است. از عُبادة بن صامت ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «<span style="color: #008000;">هر کس شب از خواب برخواست و گفت: لا إله إلا الله وحده لا شریك له، له المُلك وله الحمدُ وهو علی کل شیء قدير، الحمدلله وسُبحان الله ولاإله إلا الله والله أکبر ولاحول ولا قوة إلا بالله، سپس بگوید: اللهم اغفر لی (خداوند مرا مورد مغفرت قرار ده) دعایش مورد استجابت قرار خواهد گرفت و اگر وضو گرفت و نماز گزارد نمازش قبول خواهد شد</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>و از معاذ بن جبل ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «<span style="color: #008000;">هیچ مسلمانی نیست که بر حالت وضو و با ذکر خداوند به خواب رود و سپس شب از خواب برخیزد و از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهد مگر آنکه خداوند آن را به وی عطا خواهد کرد</span>» [به روایت ابوداوود و ابن ماجه]</p>
<p>همچنین خواندن آیات پایانی سورهٔ آل عمران در صورت بیدار شدن از خواب در هنگام شب، سنت است. از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که: <span style="color: #3366ff;">رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ شب خوابید تا آنکه نیمهٔ شب یا کمی پیش از آن یا کمی پس از آن از خواب برخواست و نشست و با دست اثر خواب را از صورتش پاک کرد، سپس ده آیه پایانی سورهٔ آل عمران را خواند.</span> [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>مسواک زدن پس از خواب نیز از سنت رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است. از حذیفه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که <span style="color: #3366ff;">رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که از خواب برمی‌خواست دهانش را مسواک می‌زد</span>. [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و از عایشه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که <span style="color: #3366ff;">برای پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آب وضو و مسواکش نهاده می‌شد و هنگامی که از خواب برمی‌خواست به دستشویی می‌رفت و سپس مسواک می‌زد.</span> [به روایت ابوداوود]</p>
<p>و از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که <span style="color: #3366ff;">رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نمی‌خوابید مگر آنکه مسواک در کنارش بود و پس از بیدار شدن قبل از هر چیز مسواک می‌زد.</span> [به روایت احمد]</p>
<p>همینطور از جملهٔ سنت‌های نبوی ذکر پس از بیدار شدن از خواب است. از حذیفه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که به رختخواب می‌رفت دستش را زیر صورت خود قرار می‌داد و سپس می‌گفت: «<span style="color: #008000;">اللهم باسمك أموت وأحیا</span>» (خداوندا به نام تو می‌میرم و زنده می‌شوم) و هنگامی که بیدار می‌شد می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">الحمدُللهِ الذی أحیانا بعد ما أماتنا وإلیه النُشور</span>» (ستایش مخصوص الله که ما را پس از آنکه میراند زنده گرداند و گردآوری به سوی اوست) [به روایت بخاری]</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>هرکه می‌خواهد سینه‌اش فراخ شده و پس از بیدار شدن از خواب شاد و سرحال باشد به ذکر و یاد خداوند و سپس وضو و نماز بپردازد؛ از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">شیطان در پشت سر هر کدام از شما هنگام خواب سه گره می‌زند و در کنار هر گره با دستش زده و می‌گوید: بخواب که شبی طولانی داری، پس اگر بیدار شد و خداوند را یاد کرد یک گره باز می‌شود و اگر وضو گرفت گره بعدی باز می‌شود و اگر نماز گزارد گره دیگر نیز باز می‌شود و صبح را با نشاط و شادی آغاز خواهد کرد و در غیر این صورت کسل و افسرده خواهد شد</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>بندگان خداوند؛ این چهل حدیث از احادیثی بود که از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به ثبوت رسیده است و در روایات صحیح احادیث دیگری نیز در این باب موجود است که از خداوند می‌خواهم به گوینده و شنوندهٔ آن سود رسانده و ما را در عملی نمودن آن و پایبندی به آن یاری نماید.</p>
<p>خداوندا ما را در راه هدایت خود موفق گردان و ما را چنان فروتن گردان گو اینکه تو را می‌بینیم و ما را پیروان سنت پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بگردان. خداوند ما را بر حوض وی وارد گردان و شفاعت او را نصیب ما کن و زیر پرچم او محشور نما.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار بگردان . این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p>خداوندا هر که را برای این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان ارادهٔ بدی دارد به خودش مشغول ساز و تدبیرش را در نابودی‌اش قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و سختی‌ها و فتنه‌های ظاهر و آشکار را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا اوضاع مسلمانان را در همه جا اصلاح نما، خداوندا آنان را بر حق و هدایت یکی بگردان. خداوندا اوضاع برادران ما را در لیبی و یمن و سوریه و در همه جا اصلاح نما، خداوندا جان و خون آن‌ها را حفظ نما و ترس آنان را از بین ببر و سرزمین آنان را در امان بدار و آنان را بر حق و هدایت جمع نما.</p>
<p>خداوندا مستضعفان را در همه جا یاری ده، خداوندا آنان را در فلسطین یاری نما و بر حق یکی بگردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومن مجاهدت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا دشمن دین را نابود ساز که آنان را یارای ناتوان ساختن تو نیست. خداوندا شر اشرار و نیرنگ فُجار را از ما دور گردان.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور گردان</span>} [بقره: 201]</p>
<p>خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آنچه باعث رضایت توست برسان. پروردگار ما و پدر و مادر و ما و نسل‌های آیندهٔ ما را مورد مغفرت خود قرار ده که تو شنوندهٔ دعایی.</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوای دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه‌پذیر و مهربان. و آخر سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3722/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

