<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; شریعت، آداب و اخلاق اسلامی</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/farsi/adabe-sharei/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 07:39:59 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>شمولیت سنت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3118</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3118#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Jun 2010 05:02:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3118</guid>
		<description><![CDATA[امام ابن القیم رحمه الله/ ترجمه: عادل حیدری
رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حالی دار فانی را وداع گفت که پرنده ای در آسمان پر نمی گشود مگر از آن دانشی برای امتش بیان نموده و همه چیز را به آنان آموزش داد، حتی آداب قضای حاجت، آداب همبستری، آداب خواب، آداب نشست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3119" title="shomolliate-sonnat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/06/shomolliate-sonnat.jpg" alt="" width="100" height="100" />امام ابن القیم رحمه الله/ ترجمه: عادل حیدری</h4>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حالی دار فانی را وداع گفت که پرنده ای در آسمان پر نمی گشود مگر از آن دانشی برای امتش بیان نموده و همه چیز را به آنان آموزش داد، حتی آداب قضای حاجت، آداب همبستری، آداب خواب، آداب نشست و برخاست، آداب خوردن و نوشیدن، آداب سوار و نیز پیاده شدن، آداب سفر و اقامت، آداب سکوت و سخن گفتن، آداب عزلت و همنشینی، آداب فقر و دارایی، آداب سلامتی و بیماری، و تمام احکام مرگ و زندگی را به آنان باز گفت،<span id="more-3118"></span> عرش را برای آنان توصیف نمود و نیز  فرشتگان و جنیان  و جهنم و بهشت و روز قیامت و آنچه در آن رخ خواهد داد را چنان بیان نمود که گویا با دیدگان خود بدان می‌نگرند و چنان پروردگار و معبود مردم را به آنها معرفی نمود که گویی او را با اوصاف کمال و نعوت جلالش مشاهده می‌نمایند، و داستان پیامبران و امت‌هایشان و آنچه که میان آنها گذشت را برای امتش باز گو نمود، گویا خود در آن میان حاضر بوده‌اند، و راه‌های خرد و درشت خیر و شر را چنان برای امت نمایاند که هیچ پیامبری برای امت خود چنین ننمایانده است، و از احوال مرگ و آنچه در برزخ خواهد گذشت و نعمت و عذابی که روح و بدن را در بر می‌گیرد چنان سخن گفت که هیچ پیامبری برای امت خود چنان نکرده است، و به آنها ادله‌ی توحید و نبوت و معاد و نیز رد بر همه‌ی گروههای کفر و گمراهی را آنگونه نشان داد که کسی که آنرا در یابد حاجتی بر غیر آن نباشد مگر اینکه کسی بخواهد  آنرا به دیگران برساند و به تبیین و توضیح آنچه پنهان مانده بپردازد، و نیز فنون جنگی و رسم مبارزه با دشمنان و راه‌های پیروزی را چنان به آنان نمایاند که گر آن را بیاموزند و بدان عمل نمایند هیچگاه کسی را یارای آن نخواهد بود که به دشمنی با آنان برخیزد، و نیز آنان را از نیرنگ‌های ابلیس و راههایی که بر آدمیان وارد می‌شود آگاه نمود و سپرهایی به آنان نشان داد که با چنگ زدن بدان خود را از نیرنگ و دسیسه‌هایش برهانند، بگونه‌ای که کسی را نشاید بر آن رهنمودها بیفزاید.</p>
<p>و نیز آنها را از نفس و ویژگی‌ها و نیز نیرنگ‌ها و کمینگاه‌هایش آگاه نمود به گونه‌ای که دیگر نیازمند دیگری نباشند، و آنان را چنان از امور زندگی باخبر ساخت که اگر بدان پی ببرند دنیایشان به برترین وجه استوار خواهد شد.</p>
<p>خلاصه‌ى امر اینکه تمام خوبی دنیا و آخرت را برای بشر به ارمغان آورد و آنها را نیازمند هیچ کسی نگردانید، پس چگونه عده‌ای گمان می برند شریعت کامل وی که دنیا را دربر گرفته، ناقص بوده و نیازمند سیاستی از خارج آن می باشد تا آنرا کامل گرداند؟! یا اینکه نیازمند قیاس و یا حقیقت و یا معقولی خارج از آن است؟!</p>
<p>کسی که چنین پندارد چون کسی است که می‌پندارد بشر نیازمند پیامبری دیگر می‌باشند.</p>
<p>و سبب آن پنهان ماندن آنچه رسول خدا صلی الله علیه و سلم آورده بر کسی می‌باشد که چنین می‌پندارد و نصیب اندکی که از فهمی دارد که خداوند یاران پیامبرش را بدان رهنمون ساخت، کسانی که به آنچه رسول خدا صلی الله علیه و سلم آورده بود بسنده نموده و بدین ترتیب از غیر آن احساس بی‌نیازی نمودند و بدین سبب قلبها و سرزمینها را گشودند و چنین گفتند: «این عهد پیامبرمان به ما و نیز عهد ما به شما می‌باشد»</p>
<p><span style="color: #888888;">برگرفته از کتاب: اعلام الموقعین ۴/۴۵۴- ۴۵۶</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3118/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحریم حیله و نیرنگ در شریعت خداوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3112</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3112#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 May 2010 15:45:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3112</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس
مسجد الحرام: جمعه ۷ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن خداوند است که دارای عزت و جلال است&#8230; خداوندا تو را برای نعمت‌هایی که پیاپی می‌آید سپاس می‌گوییم، پاک و منزهی ای آفریدگار که نیرنگ و فریب را حرام گردانده و آنانی را که حدودت را زیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۷ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۳۱ فروردین ۱۳۸۹<span id="more-3112"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوند است که دارای عزت و جلال است&#8230; خداوندا تو را برای نعمت‌هایی که پیاپی می‌آید سپاس می‌گوییم، پاک و منزهی ای آفریدگار که نیرنگ و فریب را حرام گردانده و آنانی را که حدودت را زیر پا می‌گذارند وعده‌ی عذاب داده‌ای&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز تو که واحد و بی‌شریکی و حلال را از حرام آشکار گردانده‌ای، و گواهی می‌دهم که پیامبر و اسوه‌ی ما محمد، بنده و پیامبر توست&#8230; و او پاک‌ترین کسی است که برای حفظ حقوق و آبرو و اموال مردم مبعوث گردیده شده؛ پس درود و سلام پروردگار من بر او و بر اهل بیت پاکش باد، آنانی که دارای خصلت‌های و سجایای نیک‌اند و بر صحابه‌اش که به قله‌های بزرگی و کمال دست یافتند و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند، تا آنگاه که روز و شب در پی هم می‌آیند&#8230;</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند: خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم که تقوای خداوند بهترین یاور برای ثبات در طاعت و فرمانبرداری او و محکمترین ریسمان برای هدایت و وصال و بزرگترین زاد و توشه برای روزی است که نه در آن معامله‌ای است و نه دوستی میان کسی وجود دارد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230;وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى } </span>[بقره: ۱۹۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و توشه برگیرید که بهترین توشه تقوا است)</span></p>
<p>ای امت مسلمان: در زمانه‌ای که آکنده است از کش مکش‌های مادی و اجتماعی و پدیده‌های رفتاری و اخلاقی، و فهم برعکس نسبت به شریعت اسلامی، در این زمانه قضیه‌ای بس خطرناک رخ عیان نموده که ایستادن در برابر آن واجب و حتمی است&#8230; مشکلی که به وجود نیامده است مگر بر اثر حرص و طمع و نادیده گرفتن و تلاش در فریب دادن خداوند متعال&#8230;</p>
<p>آن معضلی است وحشتناک و مشکلی است ترسناک و آن چیزی نیست جز فریبکاری و دخالت دادن حیله و نیرنگ در شریعت خداوند و احکام وی و چرخ دادن آن به چیزی غیر از حقیقت آن و گذاشتن احکام الهی در غیر سیاق شرعی‌اش&#8230;</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; این قضیه هشداری است برای هر فساد و زیان&#8230; و دور بودن از آن هدایت است و خشنودی و سرور. هر که در صادر نمودن احکام به راه فریب رود و از نیرنگ و راه و روش ستمگران برای خواسته‌ی خود استفاده کند و به خود جرات زیر پا نهادن حدود خداوندی را بدهد خود را آلوده‌ی بزرگترین گناه و خشم خداوند نموده است&#8230; چرا که فریب و نیرنگ بر اساس کتاب و سنت و اجماع سلف امت و قواعد شریعت و مقاصد آن حرام می‌باشد.</p>
<p>به علت همین سیاه‌کاری‌ها و گمراهی‌های زشت است که خداوند متعال درباره‌ی یهود و آنچه در روز شنبه انجام دادند و عذاب دردناکی که به آن دچار شدند برای ما چنین می‌گوید که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَواْ مِنکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ } </span>[بقره: ۶۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و کسانى از شما را که در روز شنبه [از فرمان الله] تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانى طرد شده باشید)</span></p>
<p>و به سبب بزرگی این جنایت و زشتی آن است که خداوند متعال یاران باغ را که فریب‌پیشه بودند و حق مستمندان را نادیده می‌گرفتند مجازات نمود و باغ آنان را سوزاند و ترس در دلشان انداخت تا آنکه عبرتی شوند برای هر فریبکار و تا داستانشان تربیتی باشد برای طاعت و فرمانبرداری خداوند.</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: از آنجایی که فریب و نیرنگ به منزله‌ی مخالفت با فرمان خداوند است و باعث دشمنی و کینه است و به بازی گرفتن آبرو و جان دیگران ختم می‌شود، حرام قرار داده شده است&#8230;</p>
<p>فریب و نیرنگ از آثار و نشانه‌های خودخواهی و اندیشیدن به منفعت مادی است که چشمان زیادی را کور کرده و آن را با حرام پوشانده است و اگر آنان به حلال اندک راضی می‌شدند برایشان از حرام بسیار، بهتر بود.</p>
<p>چگونه ممکن است اینچنین مفاسدی با شریعتی که همه‌اش نجابت است و پاکی و صفا هماهنگ شود؟&#8230; آنانی که در پی انواع و اقسام حیله‌ها می‌روند تا آنچه را که حرام است حلال کنند و با الفاظ و کلمات بازی می‌کنند و از اهداف و معانی شرعی روی می‌گردانند. آنان ندانسته‌اند که مسائل بر اساس حقایق و معانی‌شان بررسی می‌شوند و نه بر اساس ظاهرشان&#8230;</p>
<p>امام علامه ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;حیله‌های حرام در واقع تلاش برای فریب دادن خداوند است و سعی در فریب خداوند حرام است؛ پس برای کسی که تقوای خداوند را دارد و از عذاب او می‌ترسد شایسته است که از حلال کردن حرام‌های خداوند با استفاده از انواع حیله‌ها بپرهیزد.</p>
<p>ای مسلمانان: اگر نگاهی به حال اهل فریب و حیله بیاندازیم، آنانی که در پی رخصت‌های حرام و فریب حرامند چیزهایی خواهیم دید که باعث تاسف و اندوه و درد می‌شود و کافی است برای دانستن نمونه‌ای از این نوع نیرنگ به این سخن مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم گوش بسپارید که می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«خداوند یهود را نفرین کند&#8230; چربی [حیوان] بر آن‌ها حرام گردید پس آن را آب کردند و فروختند»</span> [متفق علیه]</p>
<p>امام خطابی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;این حدیث دلیل بطلان هر حیله‌ای است که به وسیله‌ی آن سعی در رسیدن به حرامی شود و اینکه حکم آن حرام با تغییر شکل و اسم آن تغییر نمی‌کند&#8221;. پایان کلام امام خطابی.</p>
<p>هیچ کدام از حیله‌ها و نیرنگ‌ها از چارچوب مغالطه و در نظر گرفتن ظاهر بدون توجه به مقصد شریعت، خارج نیست&#8230;</p>
<p>از جمله‌ی انواع حیله‌ها حیله‌گری در بالا بردن قیمت توسط کسی است که در واقع قصد خرید جنس را ندارد تا خریدار واقعی فریب بخورد که این همان &#8220;نجش&#8221; حرام است&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ &#8230;}</span> [فاطر: ۴۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230;و نیرنگ زشت جز [دامن] صاحبش را نمی‌گیرد &#8230;)</span></p>
<p>و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که در صحیحین وارد شده است از نجش نهی نمودند.</p>
<p>مثال دوم: حیله و فریب برای به دست آوردن وام است مانند این که شخص تاجر جنسش را به صورت مدت‌دار به شخص وام گیرنده بفروشد سپس آن را از همان شخص به صورت نقدی با قیمتی پایین‌تر بخرد؛ که این همان مساله‌ی معروف به &#8220;عینه&#8221; است&#8230;</p>
<p>این حیله بدین صورت است که ظاهر کار به مانند فروش است اما در حقیقت همان ربای حرام است. شیخ الاسلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;&#8230; سبحان الله! که چگونه ربایی که آن قدر نزد خداوند گناه عظیمی است [به طوری که] جنگ با کسی که آن را حلال بداند واجب دانسته و خورنده و دهنده و نویسنده و شاهدان آن را لعنت نموده است به ساده‌ترین روش در صورت عقدی که عبث و بازی است حلال گردانده می‌شود&#8221;.</p>
<p>و همچنین روش‌های دیگر فریب‌کاری برای ربا و انجام معاملات غیر شرعی در خرید و فروش و وام و صرافی و سرمایه‌گذاری و صیغه‌های حاوی غرر در عقود و پروژه‌ها و مناقصه‌ها و سوء استفاده‌های شغلی و رشوه و تقلب&#8230; این جدا از تعطیل حدود و تعزیرات و قاچاق و ترویج مواد مخدر و اختلاس و تجاوز به اموال عمومی است&#8230;</p>
<p>و از جمله‌ی این نیرنگ‌ها متوسل شدن به حیله و فریب برای فرار از ادای زکات است آن هم با فروش مقداری از مال زکات یا هدیه دادن آن تا به حد نصاب نرسد و سپس برگشتن از آن&#8230;</p>
<p>و چهارمین نمونه استفاده از حیله و نیرنگ برای ساقط نمودن چیزی است که در حال واجب گردیده است مانند نفقه‌ی زن مطلقه و ادای دین، و اینچنین است که شخص سعی در فریب پروردگارش می‌کند و در واقع جز خود کسی را نمی‌فریبد و به زعم اعسار و سختی مال همسر یا فرزندانش را تصاحب میکند و چه زشت است این حیله‌گری&#8230;</p>
<p>از دیگر صورت‌های حیله‌گری حرام این است که شخصی که قصد طلاق دادن همسرش را دارد برای برگرداندن مهریه‌ای که داده است همسرش را تحت فشار قرار می‌دهد و با اذیت و آزار او باعث می‌شود که زن برای آزاد شدن از شر وی از مهریه‌اش گذشته و خلع کند.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ } </span>[بقره: ۲۲۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(این است ‏حدود احکام الهى پس از آن تجاوز مکنید و کسانى که از حدود احکام الهى تجاوز کنند آنان همان ستمکارانند)</span></p>
<p>ششمین نمونه فریب دادن زن با رجوع بعد از طلاق است، نه برای الفت و جمع شدن بلکه برای تجاوز و زیان رساندن به زن&#8230;</p>
<p>و در مورد این حیله و فاش ساختن آن است که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلاَ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَاراً لَّتَعْتَدُواْ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آیَاتِ اللّهِ هُزُواً&#8230;} </span>[بقره: ۲۳۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و آنان را براى [آزار و] زیان رساندن [به ایشان] نگاه مدارید تا [به حقوقشان] تعدى کنید و هر کس چنین کند قطعا بر خود ستم نموده است و آیات الله را به ریشخند مگیرید)</span></p>
<p>ای امت مسلمان: و از دیگر کارهایی که در زیر حیله‌گری حرام قرار می‌گیرد زیان رساندن به وارثان در نصیب و سهم آن‌ها از طریق محروم کردن آن‌ها به وسیله‌ی وصیت کردن و بخشیدن بیش از یک سوم مال به دیگران یا کم کردن نصیب آنان است.</p>
<p>این بلای کمرشکن چه بسیار میان برادران دشمنی ایجاد کرده و همدلی‌ها را از بین برده است و تاسف‌آور است که شعله‌های آن بسیاری از جوامع را به کام خود کشانده است&#8230;</p>
<p>و همچنین حیله‌گری و دست انداختن بر اوقاف و وصیّت دیگران و اموال زنان و بیوه‌ها و یتیمان و کودکان و است. ولا حول ولا قوة إلا بالله.</p>
<p>ای مومنان: هشتمین این حیله‌ها و نیرنگ‌هایی که باعث آفت‌های فراوان گشته و باعث زیر پا گذاشته شدن کرامت زنان مومن بی خبر گشته حیله‌ها و نیرنگ‌هایی است که زیر اسم ازدواج‌های مختلف با نام‌های گوناگون صورت می‌گیرد که بیشتر این ازدواج‌ها برای اشباع غریزه است تا برای مودت و رحمت و انجام واجبات زناشویی و ظاهر آن صحیح است اما محتوای آن تدلیس و فریبی است واضح و آشکار.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«آنچه را که یهود مرتکب شدند مرتکب نشوید که حرام‌های خداوند را با کمترین حیله‌ها حلال کنید»</span> [به روایت ترمذی و دیگران با سند حسن]</p>
<p>از دیگر انواع حیله‌گری و فریب تمییع و تغییر قضایای دینی به نام مصلحت و آسان‌گیری و تساهل و پیشرفت و تمدن است..</p>
<p>آری این اصطلاحات حق‌اند و درست و این‌ها جزو دین و از نتایج آنند اما این کلمات دارای معانی و مضمون خاصی هستند که همینطور بدون قید و ضابطه بر زبان رانده نمی‌شوند و کسی نمی‌تواند وارد این عرصه شود مگر علمای راسخ در فهم و استنباط احکام شرع.</p>
<p>آیا این اصطلاحات و فتاوای بی ضابطه که به دور از تامل و آگاهی و ورع بر زبان رانده می‌شود نتیجه‌ای داشته است جز مهجور شدن شعائر اسلام؟</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: اما کج کردن نصوص کتاب و سنت و احتکار نمودن معانی آن به دور از فهم سلف امت به قصد نشر افکار ویرانگری که کشتن بی‌گناهان را مباح نموده و سرزمین‌های ایمن را عرصه‌ی تکفیر و بمب‌گذاری می‌کند، عین فریب و نیرنگ است که گوش از شنیدن آن ابا دارد و آن را انکار می‌کند&#8230;</p>
<p>همینطور می‌توان درباره‌ی کسانی گفت که صورت‌های خود را به سوی غرب گرفته‌اند و  کاری ندارند جز حمله به ثوابت این امت و مخصوصا قضایای متعلق به زن و وارد کردن وی به عرصه‌ی رذیلت‌ها و تبرج و خودنمایی و بی‌حجابی و اختلاط حرام&#8230;</p>
<p>برای انسان غیرتمند بسیار جای تعجب است که انسانی که خود را مسلمان می‌داند در برابر آنچه برای وی فرض گردیده است ایستاده و تکبر بورزد و برای یافتن حیله‌ای برای در رفتن از زیر آن به این سو و آن سو برود.</p>
<p>آیا عقب‌گردی بدتر از این دیده و شنیده‌اید؟ احکام اسلام به این سادگی تعطیل شود و چنین گستاخانه شبهات انجام گیرد و از تکالیف و وظایف شانه خالی گردد؟</p>
<p>کجاست ترس و خشیت از خداوند آگاه به غیب؟ کجاست نور ایمان در قلب‌ها؟ چه بد جسارتی است که تنها ناشی از اخلاقی ویران شده است که عاقبتی ندارد جز پشیمانی و زیان:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ أَفَأَمِنُواْ مَکْرَ اللّهِ فَلاَ یَأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ } </span>[اعراف: ۹۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آیا از مکر الله خود را ایمن دانستند [با آنکه] جز مردم زیانکار [کسى] خود را از مکر الله ایمن نمى‏داند)</span></p>
<p>به خدا سوگند بسیار عجیب است! چگونه مردمی که از انجام معاملات حرام واضح دوری می‌کنند اما وقتی همان معامله از در پشتی و یا زیر میز صورت می‌گیرد در آن اشکالی نمی‌بینند&#8230; گویی زبان حالشان چنین می‌گوید که: هر که حیله‌ای بلد است به آن متوسل شود!</p>
<p>خداوند از بین ببرد باندهای فریب و نیرنگ را که از طاعت خداوند روی برگردانده و با استفاده از نیرنگ روباه‌گونه‌شان از سادگی خوبان سوء استفاده می‌کنند. خداوند کارشان را لنگ کرده و آنان را زیاد نگرداند&#8230;</p>
<p>پس ای مسلمانان تقوای خداوند را پیشه سازید و بشنوید و اطاعت کنید و از حیله‌ها و نیرنگ‌ها به سوی خداوند توبه‌ای نصوح کنید تا به منزلت صالحان دست یافته و رضایت خداوند را به دست آورید.</p>
<p>خداوندا تو مولای مایی پس ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ده و تو بهترین آمرزندگانی.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که بهترین احکام و صالح‌ترین آن‌ را برای بندگان خویش قرار داد و حیله‌ها و نیرنگ‌ها را حرام گرداند و گواهی می‌دهم که مبعودی به حق نیست جز الله و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیامرسان اوست و بهترین کسی است که راه‌های رشد و راست‌ترین آن را بیان نمود&#8230; درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد آنان که حدود خداوند را پاس داشته و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا روز قیامت از آنان پیروی می‌نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: اگر قضیه‌ی حیله و نیرنگ در این عصر مادی که پیشرفت فناوری و تمدنی در آن به فزونی گراییده و در پی آن زیان و شر آن نیز افزایش یافته است، این به آن برمی‌گردد که شخص حیله‌گر از آنجا که کار خود را حلال می‌داند به فکر توبه نمی‌افتد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ } </span>[بقره: ۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(با الله و مؤمنان به نیرنگ می‌پردازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند)</span></p>
<p>اما الحمدلله فریب و فریبکاری اینان با بیان علمای ربانی و رهبران دلسوز مورد تعقیب و روشنگری است&#8230;</p>
<p>اما امت نیاز به تلاش بیشتری برای بیان زشتی حیله‌گری در مورد حدود خداوند و حقوق بندگان دارد هر چه تاویل و بهانه و توجیه فریبکاران زیاد باشد و هر چند حیله‌گران آن را زرنگی بدانند که این چیزی نیست جز ورشکستگی و عقب‌گرد&#8230;</p>
<p>همچنین باید بر این تاکید شود که انجام گرفتن معلاملات حیله‌گرانه میان دو نفر بر اساس رضایت آنان حرام را حلال نمی‌کند حتی اگر بر اساس ادعای آنان نیت‌ها پاک باشد.</p>
<p>و در این قضیه چه خوب است که علمای شریعت پی به اهمیت تربیت نسل‌های مسلمان برده و آنان را به سوی پاکی و حلال خوری و تسلیم در برابر دستورات خداوند و دور شدن از حرام و فهم شامل و کامل حقایق اسلام و مقاصد آن رهنمون شوند.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را در احکام و شریعت و تکالیف وی پیشه سازید و از فریب و خطر شیطان بر حذر باشید و اسیر مکر هوای نفس و تزیین ابلیس نشوید تا آنکه به پیروزی و نعیم و بزرگی برسید.</p>
<p>سپس بر بهترین انسان‌ها درود و سلام بفرستید تا آنکه رحمت و اجر و پاداش آن را به دست آورید زیرا مولایتان عزوجل شما را در کتاب کریمش بدان فرمان داده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً }</span> [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا بر سرور اولین و آخرین، پیامبر و حبیب و الگوی ما محمد بن عبدالله درود و سلام و برکت فرست و راضی و خشنود باش از خلفای راشدین و از صحابه و تابعین و از کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با رحمت خویش راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان.</p>
<p>خداوندا ما و مسئولان ما را حفظ نما. خداوندا آنان را به سوی آنچه دوست داری یاری کن و آنان را به سوی نیکی و تقوا رهنمون ساز.</p>
<p>خداوندا همه‌ی والیان امر مسلمان را برای تحکیم شریعتت و پیروی از سنت پیامبرت یاری ده. خداوندا آنان را رحمتی برای بندگانت قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما را از حرام با حلال خود بی‌نیاز ساز و با طاعت خویش از معصیتت و ما را با فضل خویش از دیگران بی‌نیاز بگردان&#8230; ای زنده‌ی پایدار، به رحمت تو یاری می‌جوییم همه‌ی امور ما را اصلاح نما و ما را حتی برای یه چشم به هم زدن به خودمان وامگذار ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا برادران مجاهد ما را که در راه تو جهاد می‌کنند در همه جا یاری ده. خداوندا آنان را در  فلسطین یاری ده، خداوندا آنان را در  فلسطین یاری ده، خداوندا آنان را در  فلسطین بر صهیونیست‌های متجاوز یاری ده&#8230; خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده&#8230; خداوندا مسجد الاقصی را از تجاوز متجاوزان حفظ نما&#8230; خداوندا آن را تا روز قیامت سربلند بدار.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز و کارهای ما را با نیکی‌ها خاتمه بده و عمر ما را با خوشبختی به پایان برسان. خداوندا غصه‌ی غصه‌داران را از بین ببر و سختی سختی‌دیده‌گان را آسان گردان و قرض و دین را از قرض‌داران ادا نما و بیماران ما و بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3112/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتابچهٔ «نام‌گذاری فرزندان در اسلام»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3094</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3094#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 May 2010 16:32:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و خانواده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3094</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: صادق رجبیان تمک
یکی از امور پسندیده‌ی  اجتماعی آن است که پس از تولد فرزند، پدر و مادر برای او نامی انتخاب می‌کنند تا با آن شناخته شود و برای دور و نزدیک قابل شناسایی باشد و چون شریعت اسلامی کامل شد و هیچ موردی را فروگذار نکرده است، به این نکته نیز توجه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3097" title="namgozari-farzandan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/namgozari-farzandan.jpg" alt="" width="100" height="116" />نویسنده: صادق رجبیان تمک</h4>
<p>یکی از امور پسندیده‌ی  اجتماعی آن است که پس از تولد فرزند، پدر و مادر برای او نامی انتخاب می‌کنند تا با آن شناخته شود و برای دور و نزدیک قابل شناسایی باشد و چون شریعت اسلامی کامل شد و هیچ موردی را فروگذار نکرده است، به این نکته نیز توجه نموده و به آن اهمیت داده است و احکامی وضع نموده که نشانگر توجه این عقیده‌ی والا به موضوع فوق است، تا امت اسلامی تمامی مسائل مربوط به نوزاد را هم بداند و تمامی آنچه را که باعث ارتقاء و تکامل شخصیت و تربیت او می‌گردد بشناسد و بکار گیرد&#8230; [از متن کتابچه]<span id="more-3094"></span></p>
<p>—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/namgozari-farzandan.zip"> دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/namgozari-farzandan.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3094/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راستی با خداوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3091</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3091#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 May 2010 15:53:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[صحابه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3091</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر حسین بن عبدالعزیز آل شیخ
مسجد نبوی شریف: جمعه ۳۰ جمادی اول ۱۴۳۱ برابر با ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
سپاس از آن خداوند است که یاور نیکوکاران است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و معبود جهانیان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر حسین بن عبدالعزیز آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۳۰ جمادی اول ۱۴۳۱ برابر با ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹<span id="more-3091"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>سپاس از آن خداوند است که یاور نیکوکاران است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و معبود جهانیان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان او و امام مرسلین است. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام و برکت ارزانی دار&#8230;</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً }</span> [احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه ساخته و سخنی استوار گویید (۷۰) [تا آنکه] کارهایتان را برایتان نیکو ساخته و گناهانتان را برایتان بیامرزد و هر که از الله و پیامبرش اطاعت کند به تحقیق پیروزی بزرگی به دست آورده است)</span></p>
<p>ای مسلمانان&#8230; اساس زندگی پاک و بنیان سعادتی که همه در پی آنند و اساس عاقبت نیک در دنیا و آخرت در &#8220;راستی&#8221; پیشه کردن با خداوند در نهان و آشکار و در گفتار و کردار است.</p>
<p>بر اساس این اصل است که ثمرات نیک به دست آمده و نتیجه‌های مورد رضایت در دنیا و آخرت به دست خواهد آمد. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{.. فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَکَانَ خَیْراً لَّهُمْ }</span> [محمد: ۲۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; پس اگر با الله راستی پیشه کرده بودند حتما برایشان بهتر بود)</span></p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بخشی از غنیمت‌های خیبر را به یک اعرابی بخشید. پس او به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آمد و گفت: من برای این از تو پیروی نمی‌کنم ای رسول خداوند، بلکه من برای این از تو پیروی می‌کنم که تیری به اینجایم اصابت کند و کشته شوم و به بهشت وارد شوم (و به گلوی خود اشاره کرد).</p>
<p>پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به وی فرمود: &#8220;اگر با خداوند صادق باشی تو را تصدیق خواهد کرد&#8221;. آن اعرابی برای نبرد با دشمن برخواست. پس از مدتی او را به نزد رسول خدا آوردند در حالی که به شهادت رسیده بود، پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;آیا او همان است؟&#8221; گفتند: آری. گفت: <span style="color: #008000;">&#8220;با خداوند راستی کرد و خداوند نیز او را تصدیق نمود&#8221;.</span> سپس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  او را در لباس خود کفن نمود و برایش اینگونه دعا کرد: <span style="color: #008000;">&#8220;خداوندا این بنده‌ات است که برای هجرت در راهت خارج شده، و به شهادت رسیده است و من بر این گواهی می‌دهم&#8221;. </span>[حدیث صحیح]</p>
<p>این خصلت &#8220;راستی&#8221; است که با داشتن آن، قلب و بدن و ظاهر و باطن، در پاسداشت کامل دستورات خداوند زندگی می‌کنند و بر راه وی استقامت می‌ورزند. &#8220;صدق&#8221; و راستی یعنی تربیت درون با بیداری همیشگی و هشدار بودن نسبت به خشم خداوند و عذاب وی و سعی برای به دست آوردن خشنودی و بهشتش.:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ ..}</span> [آل عمران: ۳۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و الله شما را از [کیفر] خود بر حذر می‌دارد&#8230;)</span></p>
<p>بر این اساس، امروزه که فتنه‌ها از همه سو امت مسلمان را در محاصره گرفته و مصیبت‌ها از همه جانب زندگی این امت را تهدید می‌کند، این امت نیاز شدیدی به صدق با خداوند دارد. صدق و راستی در ایمان و در طاعت، راستی در اراده و در کار و تلاش و فرمانبری، و در همه‌ی امور و همه‌ی عرصه‌های زندگی.</p>
<p>این اصل، اساس و زیرساخت تلاش افراد و جوامع است برای دستیابی به اصلاح و خوشبختی و فرجام نیک در دنیا و آخرت و همین اصل است که جوامع را به سوی به دست آوردن مطلوب و دور شدن از نامطلوب می‌برد.</p>
<p>برای این است که حاکم و مسئول، در سیاست و مراعات مصالح مردم و تلاش در امور آنان به صدق و راستی با خداوند نیازمند است. همچنین مردم در اطاعت از حاکم بر اساس راه و روش شریعت، باید با خداوند صادق باشند تا جامعه‌ی فاضلی که &#8220;حیات طیبه&#8221; در آن متحقق می‌شود به وجود آید.</p>
<p>به همین ترتیب هیچ مسئولی بر راه صحیح نمی‌رود و کارش اصلاح نمی‌شود و تلاشش به فرجام نمی‌رسد مگر هنگامی که با خداوند از در راستی و صدق درآید و بر اساس آن روش شرعی و صحیحی که اساس مسئولیتش بر آن است یعنی طلب خشنودی خداوند و پاداش او حرکت و تلاش کند&#8230;</p>
<p>قاضی هیچگاه به رای صحیح نمی‌رسد مگر با داشتن صداقت کامل با خداوند و مفتی به آنچه صحیح است رهنمون نمی‌گردد مگر هنگامی که در پنهان و آشکار خویش با خداوند راستی پیشه کند و همینطور شخص تاجر در تجارت خویش و کارگر در کار خویش و نویسنده و اهل رسانه در حرفه‌شان.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; حقیقت صدق و راستی با خداوند در خوف و خشیت الهی در ظاهر و باطن انسان متجلی می‌شود و اینگونه همه‌ی حرکات و سکنات و رفتار‌ها و اراده‌ها و کردارها و گفتارها، همه‌شان محکوم به امر خدا و رسول وی و در چارچوب روش قرآن و سنت پیامبر قرار خواهند گرفت&#8230; نه هواهای درونی بر آن تاثیر خواهد گذاشت و نه منافع شخصی به آن راه خواهد یافت و نه تحت تاثیر موثرات دنیایی و شخصی قرار خواهد گرفت. بلکه حکم نهایی و مرجع اصلی در خوشی و ناخوشی و سختی و آسانی و همه‌ی شرایط، محقق گرداندن شریعت خداوندی و گردن نهادن در برابر فرمان او خواهد بود.</p>
<p>چه در برابر دوست و دشمن یا در مقابل غریب و خویشاوند، یا ثروتمند و فقیر&#8230; ابوبکر صدیق رضی الله عنه می‌فرماید: &#8220;در سخنی که گوینده‌ی آن وجه الله را نخواهد هیچ خیری نیست&#8221;. و خالد بن ولید رضی الله عنه می‌گوید: &#8220;خدا رحمت کند عمر را&#8230; همه‌ی سخنان و کارهایش برای خداوند بود&#8221;.</p>
<p>این تنها &#8220;صدق و راستی&#8221; است که با آن، همه‌ی منافع شخصی و خواهش‌های نفسانی از بین خواهند رفت. در داستان سقیفه‌ی بنی ساعده وقتی که در آغاز کار ابوبکر صدیق عمر و ابوعبیده را برای بیعت انتخاب کرد عمر گفت: &#8220;به خدا قسم که از هیچ کدام از سخنان ابوبکر بدم نیامد جز این سخن&#8221; سپس گفت: &#8220;به خداوند سوگند اینکه مورد ضرب قرار گیرم و گردنم زده شود اما به گناه نزدیک نشوم برایم بهتر است از اینکه امارت قومی را بر عهده بگیرم که ابوبکر در میانشان است&#8221; سپس خطاب به ابوبکر گفت: &#8220;دست را دراز کن&#8221; و با او بیعت کرد و مهاجرین و انصار نیز با او بیعت کردند.</p>
<p>این ثمره‌ی صدق و راستی است که هنگامی که ابوبکر صدیق خواست بیعت را از دوش خویش بردارد علی بن ابی طالب به او گفت: &#8220;به الله سوگند که تو را بر کنار نخواهیم کرد؛ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  تو را در دین ما ـ یعنی در امامت نماز ـ مقدم داشت پس چه چیزی تو را به عقب خواهد کشاند؟&#8221;</p>
<p>این صدق و راستی است که باعث می‌شود انصار بگویند: پناه بر خدا که ما از ابوبکر پیشی بگیریم در حالی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  او را در دین ما ـ یعنی در نماز ـ مقدم گرداند.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; چه زیباست این نمونه‌های صدق و راستی که توسط صحابه رضی الله عنهم و به یمن تربیت نبوی و مدرسه‌ی محمدی به نمایش در آمده‌اند.</p>
<p>ابن حجر ـ رحمه الله ـ در کتاب &#8220;الاصابه&#8221; ذکر می‌کند که: &#8220;سعد بن خیثمه و پدرش برای شرکت در جنگ بدر قرعه انداختند پس قرعه به نام سعد افتاد پس پدرش به وی گفت: ای فرزندم امروز برای من فداکاری کن. سعد به وی گفت: ای پدر اگر برای غیر از بهشت بود حتما می‌کردم&#8230; پس سعد در روز بدر به نبرد شتافت و پدرش باقی ماند. سعد در این نبرد به شهادت رسید و پدرش نیز پس از او در نبرد احد به مقام شهادت دست یافت&#8230;&#8221;</p>
<p>این، همه‌اش به خاطر صدق و راستی با خداوند بود که توانستند به مقام شهادت که بزرگترین مطلوب است دست بابند.</p>
<p>در صحیح السیرة آمده است که عمیر بن ابی وقاص در روز بدر به علت کم بودن سنش از جنگیدن باز داشته شد پس وی گریست و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به او اجازه داد تا در نبرد شرکت کند. برادر وی &#8220;سعد&#8221; می‌گوید: &#8220;برادرم عمیر را پیش از آنکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ما را ببیند دیدم که خود را از رسول خدا پنهان می‌داشت. پس به وی گفتم: تو را چه شده است ای برادرم؟ گفت: می‌ترسم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  من را کم سن و سال بداند و مرا باز گرداند.. در حالی که من می‌خواهم در راه خدا خارج شوم شاید که خداوند شهادت را نصیب من گرداند&#8230; او با خداوند صدق پیشه کرد و خداوند نیز او را تصدیق نمود و درجه‌اش را با شهادت والا گرداند&#8221;.</p>
<p>همچنین در صحیح السیرة آمده است که أنس بن نضر ـ رضی الله عنه ـ برای عدم شرکتش در نبرد بدر بسیار تاسف می‌خورد، پس گفت: به خدا سوگند که اگر خداوند مرا در واقعه‌ای به همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  حاضر گرداند خواهد دید که چه خواهم کرد. او با خداوند راستی پیشه کرد پس در نبرد احد وقتی از کنار گروهی می‌گدشت که شایعه‌ی شهادت پیامبر، آنان را بهت‌زده کرده بود به آنان گفت: چه باعث شده که شما بنشینید؟ گفتند: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  کشته شده است. گفت: &#8220;ای قوم! اگر رسول خدا کشته شده است خدای محمد زنده است و نمی‌میرد. شما نیز بر آن چیزی که رسول خدا برایش کشته شد کشته شوید&#8221;. سپس گفت: &#8220;خدایا من برای آنچه اینها می‌گویند از تو معذرت می‌خواهم&#8221;&#8230;</p>
<p>سپس وی سعد بن معاذ را دید و گفت: &#8220;ای سعد&#8230; من بی‌شک بوی بهشت را از احد حس می‌کنم&#8221; وی سپس خود را در صف مشرکان انداخت و آنچنان جنگید تا آنکه به شهادت رسید؛ پس در بدن او هشتاد و چند ضربه‌ی شمشیر و نیزه و تیر یافتند و کسی او را نشناخت جز خواهرش که از روی سرانگشتانش او را شناخت&#8230;</p>
<p>در مورد امثال وی خداوند متعال این آیه را نازل کرد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً }</span> [احزاب: ۲۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(از میان مؤمنان مردانى‏اند که به آنچه با الله عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند)</span></p>
<p>نمونه‌ها و مثال‌ها در مورد کسانی که با خداوند راستی پیشه کردند بیش از آن است که در حساب درآید. صدقی که باعث شد آنان به این مقام و منزلت بلند دست یابند تا آن که خداوند متعال درباره‌ی آنان می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ}</span> [توبه: ۱۰۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند الله از ایشان خشنود و آنان [نیز] از او خشنودند و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر [درختان] آن نهرها روان است، همیشه در آن جاودانه‏اند این است همان کامیابى بزرگ)</span></p>
<p>ما چقدر به این نیازمندیم که در گفتار و کردار و در پنهان و آشکار و در اراده و نیتمان با خداوند راستی پیشه کنیم و زندگی و روش و رفتار خود را بر اساس این روش پایه‌ریزی نماییم تا آنکه به مغفرت و رضایت الهی در آخرت و سعادت و زندگی نیک در این دنیا دست یابیم.</p>
<p>خداوند من و شما را به واسطه‌ی قرآن برکت داده و با آیات و بینات آن سود رساند&#8230;</p>
<p>این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از همه‌ی گناهان از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>خداوند را ستایش و سپاس گفته و بر سرور و پیامبرم محمد، درود وسلام می‌فرستم.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; راستی با خداوند آن عاملی است که انسان را برای فدا کردن همه چیز در راه رضایت وی و به دست آوردن محبتش و برای نصرت دین وی بر می‌انگیزد هر چند این فداکاری بزرگ باشد و هر چه هزینه‌ای که در این راه می‌دهد زیاد باشد.</p>
<p>صدق و یک رویی با خداوند بود که باعث شد طلحه ـ رضی الله عنه ـ در روز احد آنچنان از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  دفاع کند تا آنکه دستش در این راه معیوب گردد.</p>
<p>وصدق و راستی با خداوند بود که باعث شد سعد بن ابی وقاص در روز احد روبروی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به نبرد بایستد و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  که به او تیر می‌داد به او بگوید: <span style="color: #008000;">&#8220;پرتاب کن ای سعد&#8230; پدر و مادرم فدایت&#8221;.</span></p>
<p>و این خصلت ـ یعنی صدق با خداوند ـ باعث شد که &#8220;ابو دجانة&#8221; رضی الله عنه خود را سپر رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  قرار دهد طوری که تیرها بر پشت وی می‌نشست و او خود را بر روی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  انداخته بود تا جایی که تیرهای زیادی بر پشت وی فرو رفت&#8230;</p>
<p>پس ای برادران و خواهران&#8230; ای مسلمانان&#8230; امروزه برخی از مسلمانان را چه شده است که تا با منافعی زودگذر یا مصلحتی شخصی روبرو می‌شوند در پی آن می‌دوند و برای به دست آوردن آن هر کاری می‌کنند هر چند به حساب دین و زیر و پا گذاشتن فرمان خداوند باشد؟ چه بد گروهی هستند اینان که دنیا را بر آخرت خویش ترجیح دادند و فانی را با باقی عوض کردند.</p>
<p>سپس بدانید که خداوند عزوجل ما را به امری بزرگ فرمان داده است که همانان درود وسلام است بر آن پیامبر بزرگوار&#8230;</p>
<p>خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از همه‌ی صحابه و اهل بیت و از کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا ما را با نیکان راست همراه گردان، خداوندا ما را با نیکان راست همراه گردان، خداوندا ما را با نیکان راست همراه گردان.</p>
<p>خداوندا دشمنان مسلمانان را نابود گردان، خداوندا آنان را که بر مسلمانان یا بر سرزمین‌های آنان مسلط گردیده یا به دین و ناموس آن‌ها تجاوز کرده‌اند نابود گردان. خداوندا دشمان خود را که دشمنان دین تواند نابود گردان. خداوندا هیچ بیرقی را برای آنان باقی مگذار. خداوندا آنان را عبرتی برای آیندگان قرار ده ای دارای جلال و بزرگی.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را بر خیر و تقوا متحد گردان. خداوندا با متحد نمودن آنان بر خیر و تقوا بر آنان منت بگذار.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مسلمان و مومن،‌ مردگان و زندگان آنان را مورد مغفرت خویش قرار ده&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3091/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خطر غم و اندوه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3084</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3084#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 11:53:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3084</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم
مسجد الحرام: جمعه ۲۳ جمادی اول برابر با ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
حمد و سپاس از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های خویش و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم&#8230; الله هر که را هدایت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود الشریم</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۲۳ جمادی اول برابر با ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۹<span id="more-3084"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های خویش و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم&#8230; الله هر که را هدایت کند او گمراه کننده‌ای نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست&#8230;</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } </span>[آل عمران: ۱۰۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">{یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً} </span>[نساء: ۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً} </span>[احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مردم: روزهای زندگی انسان به مانند طنابی کشیده شده است که وی نمی‌داند چه هنگام قطع خواهد شد و دو سوی این طناب، گذشته و آینده است و وسط آن، زمان حال قرار دارد. چه بسا ممکن است اسنان به گذشته‌اش نگاه کند و بر آن حسرت خورد و دچار غم و اندوه شده و به سستی و ناتوانی روی آورد، و یا شاید به آینده نظر بیندازد و پیش از رسیدن آن آرزوی دانستن آن را داشته باشد اما واقعیت آن است که وی جز زمان حال را که در آن زندگی می‌کند چیز دیگری ندارد؛ زیرا گذشته‌ای که رفته است نه لذت آن را احساس خواهد کرد و نه سختی‌های آن را، و آینده نیز غیبی است که رخ نداده است و در این صورت، انسان چیزی ندارد جز همین ساعتی که در آن زندگی می‌کند و نه خواهد توانست که گذشته را بر گرداند و نه رسیدن آینده را سرعت بخشد.</p>
<p>انسان تا هنگامی که روح در بدن دارد بر اساس تقدیری که نوشته شده است زندگی می‌کند&#8230; آن زندگی که خالی از مصیبت‌ها نیست و کم اتفاق می‌افتد که خالی از حوادث عجیب و غریب باشد. همچنانکه همیشه نسیم خوش آرامش در زندگی انسان نمی‌وزد، زیرا تلخ کننده‌ها بسیارند و بر هم زننده‌های آرامش نیز کم نیستند و نمی‌توان برای همیشه با آن انس گرفت. همه‌ی این خطرها و حوادث باعث به وجود آمدن احساسی ناخوشایند و نگران کننده در قلب انسان‌ها می‌شود&#8230; احساسی که مردان و زنان را نگران و ترسان می‌کند. این احساس چیزی نیست جز غم و اندوه.</p>
<p>غم و اندوه آن احساسی است که بر انسان مستولی شده و باعث به وجود آمدن نگرانی و نا آرامی و ناامیدی در درون وی می‌شود تا آنکه جایی برای انس و آرامش و خوش بینی در درون وی باقی نماند. وی پس از آن نه خواب راحتی خواهد داشت و نه از غذا و نوشیدنی لذت خواهد برد. این احساس غم و نگرانی است که با بودن آن، انسان احساس می‌کند روز به شب نخواهد رسید و در پی شب روزی نخواهد بود. این احساس است که دقیقه‌ها را به سان ساعت‌هایی طولانی می‌گرداند و چه طولانی است شب برای آنکه خواب به چشمانش نمی‌آید!</p>
<p>اندوه، تن نحیف را نحیف‌تر کرده و گرد پیری را بر پیشانی جوان قرار می‌دهد&#8230; اندوه، ذهن و هوش و هواس انسان را مشوش گردانده و فکر او را پراکنده می‌کند&#8230; دنیا را برای انسان تنگ می‌کند حتی اگر در قصری بزرگ زندگی کند&#8230; سینه‌اش را چنان تنگ می‌کند که گویی به آسمان صعود می‌کند و او را به بیماری یا هلاکت می‌کشاند&#8230;</p>
<p>کدام یک از ما زندگی بدون اندوه را تجربه کرده است یا گرد و غبار اندوه به او نرسیده است مگر آن که خدا بخواهد؛ صاحب منصب در ترس از دست دادن آن است و برای آن هر لحظه را در اندوه می‌گذارند، و پدر و مادر نیز برای حال و آینده‌ی فرزندانشان اندوه فراوانی دارند&#8230; گاه برای لباس این فرزند غم می‌خورند و گاه برای ازدواج آن و یا برای پیداک ردن کار برای فرزند دیگر و تربیت آن یکی.</p>
<p>کسی که گمان می‌کند غم و اندوه تنها مخصوص بیچارگان و مستمندان است سخت در اشتباه است زیرا ما بسیاری از بزرگان و ثروتمندان را می‌بینیم که دچار اندوه و اضطراب هستند هم چنانکه بسیاری از فقرا و بی چیزها را مشاهده می‌کنیم که در رضایت و آرامش به سر می‌برند&#8230;</p>
<p>اگر برخی از فقرا برای خالی بودن شکم بر اثر فقر دچار اندوه می‌شوند از سوی دیگر ثروتمندانی را می‌بینیم که در اثر رفاه بیش از حد از زور پرخوری دچار درد و اندوه می‌شوند&#8230; همه‌ی این‌ها در مورد کودک و جوان و مرد و زن و سالم و بیمار و ثروتمند و فقیر صدق می‌کند.</p>
<p>در واقع بسیاری از مردم از ناخوشی ها و نا آرامی‌هایی که با آن روبرو می‌شوند و همچنین سیاهی‌هایی که آن‌ها را غافلگیر می‌سازد به تنگ می‌آیند&#8230; با اینکه سختی‌ها و دردها، خاکی است حاصل خیز که دانه‌های نیرو و نشاط به خوبی در آن بارور می‌گردد، و موهبت بزرگان بارور نگردیده مگر در میان انبوهی از سختی‌ها و تلاش پی در پی&#8230;</p>
<p>اگر انسان کمی به خود بیاید حتما احساس خود در برابر حوادث را متهم خواهد کرد&#8230; زیرا کسی چه می‌داند؟ چه بسا زیان‌هایی که باعث سود شدند و بسا بدن‌هایی که با بیماری به شفا رسیده‌اند و چه سختی‌هایی که در درون خود باعث ایجاد فرصت شده‌اند. چه بسیارند لبخندهای پس از سختی و چه بسیارند شادی‌های پس از غم‌ها.</p>
<p>حوادث و سختی‌ها ـ چه به راست بروی و چه به چپ ـ به تو نخواهند رسید مگر آنچه که برای تو نوشته شده است و از تو دور نخواهند شد مگر آنچه که قرار شده به تو نرسد؛ پس غصه برای چیست؟</p>
<p>بسا خوشایندها که در ناخوشایندها پنهانند و بسا خیری که در شر نهان است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{.. وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئاً وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ } </span>[بقره: ۲۱۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; بسا چیزى را خوش نمى‏دارید و آن براى شما خوب است و بسا چیزى را دوست مى‏دارید و آن براى شما بد است و الله مى‏داند و شما نمى‏دانید)</span></p>
<p>ابراهیم بن ادهم از کنار مردی غمگین عبور کرد پس به او گفت: من درباره‌ی سه چیز از تو می‌پرسم و پاسخ می‌خواهم: آیا در این جهان چیزی که خدا نخواهد رخ می‌دهد؟ و آیا چیزی از روزی‌ای که خداوند برای تو تعیین نموده کم خواهد شد؟ یا از اجل و عمری که برایت تعیین شده لحظه‌ای کم خواهد شد؟ آن مرد گفت: خیر. ابراهیم به او گفت: پس غم برای چیست؟</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; اندوه، لشکری است از لشکریان خداوند که هر کدام از بندگانش را که بخواهد با آن مورد آزمایش قرار می‌دهد تا ببیند که بندگانش چه خواهند  کرد. و اندوه اگر چه یک احساس غیر مادی است، اما از بسیاری از آزارها و سختی‌های مادی سخت‌تر است .</p>
<p>از علی بن ابی طالب ـ رضی الله عنه ـ پرسیده شد: قوی‌ترین لشکریان خداوند چیست؟ فرمود: &#8220;کوه‌ها، و آهن کوه‌ها را می‌شکافد.. پس آهن قوی‌تر است، و آتش آهن را ذوب می‌کند&#8230; پس آتش قوی‌تر است، و آتش توسط آب خاموش می‌شود&#8230; پس آب قوی‌تر است، و ابر آب را حمل می‌کند، پس ابر قوی‌تر است&#8230; و باد ابر را به این سو و آن سو می‌برد، پس باد قوی‌تر است و انسان با دست یا لباسش جلو باد را می‌گیرد&#8230; پس انسان قوی‌تر است، و خواب بر انسان غلبه می‌کند&#8230; پس خواب قوی‌تر است، و اندوه و غم خواب را مغلوب می‌کند، پس اندوه قوی‌ترین لشکریان خداوند است و خداوند بر هر کدام از بندگانش که بخواهد آن را مسلط می‌گرداند&#8221;</p>
<p>و راست گفت خداوند متعال که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ}</span> [انعام: ۱۲۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(پس کسى را که الله بخواهد هدایت نماید قلبش را به پذیرش اسلام مى‏گشاید و هر که را بخواهد گمراه کند قلبش را سخت تنگ مى‏گرداند چنانکه گویى به زحمت در آسمان بالا مى‏رود این گونه الله پلیدى را بر کسانى که ایمان نمى‏آورند قرار مى‏دهد)</span></p>
<p>خداوند من و شما را با قرآن بزرگ برکت داده و با آیات و ذکر حکیم سود رساند&#8230;</p>
<p>این سخن خویش را گفته و از خداوند برای خود و شما و دیگر مسلمانان از همه‌ی گناهان آمرزش می‌خواهم. پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ای مردم: یکی از نشانه‌های بارز شریعت اسلام این است که انسان را به سوی همه‌ی خوبی‌ها راهنمایی کرده و از همه‌ی بدی‌های باز می‌دارد، و از جمله راهنمایی‌های شریعت غرای ما این است که افراط در غم و اندوه خطری است که کیان امت و بازدهی آن را به خطر می‌اندازد. و این به خیر و صلاح هر جامعه‌ی مسلمانی است که با امید و بشارت به استقبال زندگی برود، تا بتواند از وقت خود استفاده نموده و نا امیدی و بیکارگی را از بین ببرد.</p>
<p>ممکن نیست که انسان عاقل در پی انس و شادی نباشد، و در صورتی که انسان دچار عوارض ناگوار گردید و در پی آن آرامش و رضایت را از دست داد، شایسته است که از داروی مجربی که دین ما به آن راهنمایی نموده استفاده کند تا اسیر جریان اندوه نگردد. جریانی که با ناتوانی و سستی باعث فرو ریختن تلاش و کوشش می‌گردد.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  چنانکه در حدیث صحیح وارد شده است از غم و اندوه به خداوند پناه می‌برد و می‌فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;هرکه هنگام صبحگاه و شامگاه هفت بار &#8220;حسبی الله لا إله إلا هو.. علیه توکلت وهو رب العرش العظیم&#8221; را بگوید، خداوند او را از آنچه باعث اندوهش شده کفایت می‌کند&#8221;</span> [به روایت ابوداوود].</p>
<p>ای انسان اندوهگین&#8230; لازم است که زبانت را با ذکر خداوند تازه گردانی تا از تنگنای این شیشه به سوی فضایی وسیع راه یابی، و از بین رفتن غم‌ها وابسته به پایبندی به استغفار است چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;هر که پایبند استغفار باشد خداوند برای او از هر تنگنایی گشایشی قرار خواهد داد و از هر اندوهی فرجی قرار خواهد داد و او را از جایی که حسابش را نمی‌کرده روزی خواهد داد&#8221;</span>. [به روایت ابوداوود و نسایی].</p>
<p>تا وقتی که ما درب مهرباننترین مهربانان را که بر درون همه آگاه است را نزده‌ایم، به پای فلان و بهمان افتادن هیچ سودی برایمان نخواهد داشت؛ زیرا آنکه انس با خداوند را از دست داده است چه یافته است؟ و آنکه انس با خداوند را به دست آورده چه از دست داده؟</p>
<p>پس ای بنده، از غم‌ها و اندوه‌ها به سوی آفریدگار و مولای خود بگریز&#8230;</p>
<p>روزی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  وارد مسجد شد پس مردی از انصار را که ابوأمامة نام داشت دید. پس به او گفت: ای ابا امامة چه شده است که تو را در غیر وقت نماز در مسجد می‌بینم؟ او گفت: اندوهی که به همراه من است و قرضی که بر گردنم است [باعث شده این ساعت در مسجد باشم] ای رسول خداوند. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;آیا سخنی را به تو یاد ندهم که اگر آن را بگویی خداوند غمت را از بین برده و قرضت را ادا نماید؟ به هنگام صبح و شام بگو: &#8221; اللهم إنی أعوذ بک من الهم والحزن ، وأعوذ بک من العجز والکسل ، وأعوذ بک من الجبن والبخل ، وأعوذ بک من غلَبة الدین وقهر الرجال&#8221; (خداوندا من به تو پناه می‌برم از غم واندوه و پناه می‌برم به تو از ناتوانی و سستی، و پناه می‌برم به تو از ترسویی و بخل، و پناه می‌برم به تو از غلبه‌ی قرض و قهر مردان).</span>&#8221; ابوامامة می‌گوید: من آن را انجام دادم پس خداوند اندوهم را از بین برد و دینم را ادا کرد. [به روایت ابوداوود].</p>
<p>بندگان خداوند؛ اگر پناه بردن به خداوند سببی است برای از بین رفتن غم‌هایی که بر انسان هجوم آورده‌اند یاد محبوبمان مصطفی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  نیز سببی است برای انس گرفتن و از بین رفتن غصه‌ها.</p>
<p>مردی به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفت: ای رسول خدا، آیا همه‌ی دعایم را برای تو قرار ندهم؟ (یعنی آیا همه‌ی وقتی را که برای دعا کردن برای خودم می‌گذاشتم صرف درود بر تو نکنم؟) رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;<span style="color: #008000;">در این صورت خداوند متعال تو را از همه‌ی آنچه درباره‌ی دنیا و آخرتت دچار اندوه می‌سازد کفایت خواهد کرد&#8221;</span>. [به روایت امام احمد]</p>
<p>پی ای بندگان خداوند تقوای الله را پیشه سازید و در رفتار و تعامل با اندوه، راه درست را در پی گیرید تا سعادتمند شوید، و از این بر حذر باشید که غم و اندوهتان ساخته تخیلتان باشد و ربطی به واقعیت نداشته باشد، و کار دنیا را آسان بگیرید و از اسباب غم و اندوه دوری کنید و چشم پوشی نمایید، و در پی آن باشید که غم دنیا را با به یاد آوردن هم و فکر آخرت از بین ببرید و از کثرت گناهان بر حذر باشید که گناهان چنگال‌های غم و اندوهند&#8230;. خداوند من و شما را از آن حفظ نماید.</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر پاک‌ترین انسان‌ها و بهترین آنان، محمد بن عبدالله، صحاب حوض کوثر و مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{.. یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } </span>[احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا درود و سلام و فزونی وبرکت ارزانی دار بر بنده و رسولت محمد، و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت محمد و از تابعین و کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش راضی باش ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و دینت و کتابت و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری رسان.</p>
<p>خداوندا اندوه اندوهگینان مسلمان را از بین ببر و سختی سختی دیدگان را زایل گردان و وام وام‌داران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و امامان و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>پاک و منزه است پروردگار تو پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ به او نسیت می‌دهند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3084/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیامدهای ناگوار اذیت و آزار مسلمان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3082</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3082#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 11:48:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3082</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب
مسجد الحرام: جمعه ۱۶ جمادی اول ۱۴۳۱ برابر با ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست خویش به او پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۱۶ جمادی اول ۱۴۳۱ برابر با ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۹<span id="more-3082"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست خویش به او پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامرسان اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی و بر تابعین و کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد. تقوای خداوند را آنگونه که شایسته است در پیش گیرید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید و بدانید که فردا در برابر خداوند برای حساب خواهید ایستاد و در مقابل کارهای خود پاداش داده خواهید شد و برای آنچه انجام داده‌اید مورد محاسبه قرار خواهید گرفت، و پایان راه یا به سوی بهشت است و یا به سوی آتش.</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ }</span> [حشر: ۱۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای مؤمنان ! از الله بترسید و هر کسی باید بنگرد که چه چیزی را برای فردا ( ی قیامت خود ) پیشاپیش فرستاده است. و از الله بترسید، همانا الله از هر آن چیزی که می‌‌کنید آگاه است)</span></p>
<p>بندگان خداوند&#8230; بنده‌ی مسلمان نزد خداوند دارای حرمت و احترام است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرموده است: &#8220;زوال دنیا نزد خداوند از ریخته شدن خون مسلمان آسانتر است&#8221; [حدیث صحیح به روایت ترمذی و نسائی و ابن ماجه و بیهقی]</p>
<p>شریعت اسلام نیز در بردارنده‌ی آداب و توصیه‌ها و احکام و حدودی است که حرمت مسلمان را پاس داشته و مومن را از تجاوز و بی حرمتی و آزار حفظ نموده است حتی اگر این آزار متوجه احساسات وی باشد.</p>
<p>اسلام مبدأ برادری را برای این قرار داده است که مستوجب نیکی و احسان است و آزار رسانی و اذیت را در هر صورتی که باشد نفی می‌نماید. خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ&#8230;}</span> [حجرات: ۱۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همانا مومنان برادر یکدیگرند&#8230;)</span></p>
<p>و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;به یکدیگر حسد مورزید و یکدیگر را فریب ندهید و کینه‌ی هم را به دل نگیرید و برخی از شما بر معامله‌ی برخی دیگر معامله نکند و بندگان خداوند و برادران هم باشید. مسلمان، برادر مسلمان است؛ نه به او ستم می‌کند و نه او را تحقیر می‌کند و نه دست از یاری او می‌کشد. تقوا اینجاست ـ و سه بار با دستش به سینه‌اش اشاره کرد ـ برای شخص همین مقدار شر و بدی کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند&#8230; همه‌ی مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خونش و مالش و آبرویش&#8221; [به روایت امام مسلم]</p>
<p>و باز رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه برای برادرش همان چیزی را دوست داشته باشد که برای خودش دوست می‌دارد&#8221;. [متفق علیه]</p>
<p>بلکه می‌توان گفت حجة الوداع اعلانی بود برای حقوق مسلمان و اعلامی بود برای مبدأ کرامت آن و بزرگداشت حرمت و قدر وی نزد الله و تحریم آزار او در این میثاق تاریخی که در آن جمع عظیم بیان گردید.</p>
<p>ای مسلمانان: زیر پا گذاشتن این حرمت که توسط خداوند پاس داشته شده است و تجاوز به مسلمانان با آزار و اذیت آنان از بزرگترین گناهان است و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً }</span> [احزاب: ۵۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(کسانی که مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون این که کاری کرده باشند و گناهی داشته باشند &#8211; آزار می‌‌رسانند ، مرتکب دروغی زشت و گناه آشکاری شده‌اند)</span></p>
<p>این گناه هنگامی بزرگتر می‌شود که اذیت و آزار علیه صالحان و خوبان مومن باشد. در حدیث قدسی آمده است که خداوند عزو جل فرمود: &#8220;هر که دوستی از دوستان من را آزار دهد یقینا با او اعلام جنگ کرده‌ام&#8221; [به روایت امام بخاری]</p>
<p>آن کدام انسان بدبختی است که به جنگ با خداوند برخواسته است در حالی که خداوند متعال فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا&#8230;}</span> ‌[حج: ۳۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همان الله از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند)</span></p>
<p>و به هر اندازه‌ که ایمان فرد بیشتر باشد به همان اندازه نیز دفاع خداوند از او بیشتر خواهد بود و اگر بنده در ایمانش به درجه‌ی دوستی خداوند برسد آنگاه است که خداوند با دشمنان او اعلام جنگ خواهد کرد.</p>
<p>چه بسا که مومن ضعیف و ناشناس دوستی از دوستان خداوند باشد و تو آن را ندانی، پس از اذیت کسی که خداوند دفاع از او را بر عهده گرفته بترس.</p>
<p>ابن کثیر ـ رحمه الله -‌ می‌گوید: &#8220;این سخن خداوند متعال که می‌فرماید: { کسانی که مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون این که کاری کرده باشند آزار می‌‌رسانند} یعنی اینکه مومنان را به آنچه انجام نداده‌اند و از آن بری هستند متهم می‌سازند {مرتکب دروغی زشت و گناه آشکاری شده‌اند} و این همان بهتان آشکار است که از مردان و زنان مومن بابت کاری که نکرده‌اند عیبجویی شود&#8221;. [پایان سخن امام ابن کثیر]</p>
<p>ای بندگان خداوند. شریعت اسلام به جایی رسیده است که حتی آنچه را باعث جریحه دار شدن احساس مسلمان می‌گردد را نیز حرام کرده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;اگر سه نفر بودید هیچگاه دو نفرتان در میان هم با یکدیگر در گوشی سخن نگویند که این کار باعث ناراحتی [شخص سوم] می‌گردد&#8221;. [به روایت ترمذی و آن را صحیح دانسته است]</p>
<p>و بلکه شریعت، جزای کسی را که خاری را از جلو راه مسلمانان بردارد بهشت قرار داده است.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;مردی از کنار شاخه‌ی درختی که در راه افتاده بود گذشت؛ پس با خود گفت: به خدا قسم که آن را از راه مسلمانان برخواهم داشت تا به آنان آزار نرساند؛ پس [به واسطه‌ی این کار] وارد بهشت گردید&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>ببین اجر و پاداش کسی که آزار و اذیت را از راه مسلمانان بر می‌دارد تا چه اندازه است؟ هر چند که آن کار کوچک باشد و هر چند که خود او آن را به وجود نیاورده باشد.</p>
<p>تنها همین برداشتن و از بین بردن اذیت و آزار، خود، کاری معروف و نیک است که انسان مسلمان به واسطه‌ی آن اجر و پاداش به دست خواهد آورد&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;شر خود را از مردم باز می‌داری که این صدقه‌ای است از خودت برای خودت&#8221; [به روایت امام مسلم]</p>
<p>و هنگامی که از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  درباره‌ی این پرسش شد که کدام یک از مسلمانان بهترند، فرمود: &#8220;آنکه دیگر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند&#8221; [متفق علیه] و در روایتی دیگر آمده است که فرمودند: &#8220;مسلمان آن است که دیگر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند&#8221;&#8230;</p>
<p>ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;شایسته است تنها کسی که مسلمانان از زبان و دستش در امانند، مسلمان دانسته شود و منظور از مسلمان [در این حدیث] مسلمان کامل است، پس هر که مسلمانان از زبان و دستش در امان نباشند کمال اسلام که واجب است از وی نفی می‌شود زیرا در امان ماندن دیگر مسلمانان از زبان و دست انسان واجب است و آزار رساندن به مسلمان با زبان و دست حرام است&#8221;. [پایان سخن حافظ ابن حجر]</p>
<p>از ابوسیعد خدری ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که فرمود: &#8220;از نشستن در راه‌ها بر حذر باشید&#8221;. گفتند: ای رسول خداوند&#8230; ما ناچار به نشستن در مجالسمان هستیم که در آن با یکدیگر سخن می‌گوییم. پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;اگر راهی نداشتید جز آنکه در این مجالس بنشینید پس حق راه را ادا کنید&#8221;. گفتند: حق راه چیست ای رسول خداوند؟ فرمود: &#8220;فرو هشتن چشمان و خودداری از آزار و اذیت دیگران و جواب دادن به سلام و امر به معروف و نهی از منکر&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>از نمونه‌های آزار و اذیت می‌توان این موارد را نام برد: تنگ کردن راه بر دیگر مسلمانان در راه‌ها و اماکن عمومی و ریختن آشغال و زباله بدون احترام گذاشتن به حقوق دیگران&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;از دو کار موجب لعنت پرهیز کنید&#8221;. گفتند: دو کار موجب لعنت چیست ای رسول خداوند؟ فرمود: &#8220;آن که در راه مردم یا در سایه‌ای که از آن استفاده می‌کنند قضای حاجت می‌کند&#8221;. [به روایت امام مسلم] و در حدیثی که ابوداوود روایت کرده آمده است که رسول خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;از دو لعنت کننده بپرهیزید&#8221;.</p>
<p>همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ما را چنین ارشاد فرموده‌اند که برداشتن آزار و اذیت از راه مردم صدقه است و این کار از شعبه‌های ایمان است، چنانکه طبرانی و دیگران با سند صحیح روایت نموده‌اند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;هر که مسلمانان را در راه عبورشان مورد آزار قرار دهد مستوجب لعنت آنان گردیده است&#8221; همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;نه آزار رساندن [جایز است] و نه مقابله به مثل کردن در برابر آزار دیگران&#8221; [به روایت امام احمد و ابن ماجه]</p>
<p>حتی برای کسی که قصد خیر دارد جایز نیست که به بهانه‌ی آن به دیگر مسلمانان آزار برساند. روایت شده که مردی در روز جمعه در حالی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  خطبه می‌خواند از روی سر و گردن مردم رد می‌شد پس رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به او فرمود: &#8220;بنشین که آزار رساندی&#8221; [ به روایت ابوداوود و ابن خزیمه و ابن حبان]</p>
<p>از جابر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که فرمودند: &#8220;هر که پیاز و سیر و تره خورد به مسجد ما نزدیک نشود زیرا ملائکه از آنچه انسان‌ها از آن بدشان می‌آید آزار می‌بینند&#8221;&#8230; [به روایت امام مسلم]</p>
<p>این حدیث دال بر ممنوع بودن اذیت مومنان است حتی اگر عمدی نباشد و حتی اگر برای هدفی شرعی باشد چه برسد به آزار رساندن عمدی که برای موافقت با شهوت و هوای نفس باشد.</p>
<p>ای مسلمانان: آزار رساندن انواع مختلف و بی‌شماری دارد که لازم است فرد مسلمان خود را از همه‌ی آن‌ها دور بدارد، مخصوصا انواعی که در مورد آن نص وارد شده است&#8230; چنانکه در مورد غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به همسایه‌ها و خدمتکاران و ضعیفان آیات و احادیث فراوانی وارد شده است.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;هر که به کارگری ظلم روا دارد یا او را مورد اهانت قرار دهد یا او را به بیش از توانش مکلف سازد یا از او بدون رضایتش چیزی بردارد، در روز قیامت با من طرف است&#8221; [به روایت ابوداوود با سند صحیح]</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفته شد: فلان زن نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد و [در این حال] همسایگانش را با زبان می‌آزارد. پس رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;خیری در او نیست&#8230; او در آتش است&#8221;. و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;هر که به الله و روز قیامت ایمان دارد همسایه‌اش را نیازارد&#8221;. [متفق علیه]</p>
<p>دشنام و بدگویی و غیبت و سخن‌چینی و طعنه وارد کردن در ناموس دیگران از جمله‌ی انواع آزار رسانی به دیگران است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُم مَّا لَیْسَ لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ } </span>[نور: ۱۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(در آن زمانی که به استقبال این شایعه می‌‌رفتید و آن را از زبان یکدیگر می‌‌قاپیدید ، و با دهان چیزی پخش می‌‌کردید که علم و اطّلاعی از آن نداشتید ، و گمان می‌‌بردید این ، مسأله ساده و کوچکی است ، در حالی که در پیش الله بزرگ بوده)</span></p>
<p>از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: روزی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به منبر بالا رفت و با صدای بلند فرمود: &#8220;ای گروه کسانی که با زبان خود اسلام آورده‌اید اما ایمان به قلبتان نرسیده است&#8230; مسلمانان را با زبان آزار نرسانید و از آنان عیبجویی نکنید و در پی پوشیده‌های آنان نباشید؛ که هر که در پی پوشیده‌های برادر و خواهر مسلمانش باشد خداوند نیز در پی پوشیده‌های او خواهد بود و هر که خداوند در پی پوشیده‌های او باشد او را رسوا خواهد کرد حتی اگر در درون خانه‌اش باشد&#8221;&#8230; راوی می‌گوید: روزی ابن عمر به کعبه نگاه انداخت و گفت: &#8220;چه بزرگی تو و چه بزرگ است حرمتت، و مومن نزد خداوند حرمتش از تو بزرگتر است&#8221;. [به روایت ترمذی با سند صحیح]</p>
<p>بلکه در صحیح مسلم در حدیثی از عامر بن عمرو ـ رضی الله عنه ـ روایت شده است که: هر که مسلمانی را خشمگین سازد، پروردگارش را خشمگین ساخته و او در خطر عقوبت و انتقام خداوند است حتی اگر از بزرگان مردم باشد.</p>
<p>ای مسلمانان: از آزار رساندن به مومنان و بدی در حق همه‌ی مردم بر حذر باشید مگر آنکه برای ستاندن حق واضح و آشکاری باشد که برای آن دلیل آشکار و بدون هیچ معارضی از قرآن و سنت و سخنان سلف صالح این امت داشته باشید. تا انکه بتوانید در برابر خداوند دلیل قاطعی داشته باشید&#8230;</p>
<p>آزار رساندن به مومن ظلم است و میان خداوند و دعای مظلوم حجابی وجود ندارد اما صبر کردن بر ستم بندگان بهتر از دعا کردن علیه آنان است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِّلصَّابِرینَ }</span> [نحل: ۱۲۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; و اگر صبر پیشه سازید بدون شک آن برای صابران بهتر است)</span></p>
<p>برخی از آزار و اذیت‌هاست که نه با نماز و نه با صدقه و روزه بخشیده نمی‌شود بلکه ظالم بخشیده نمی‌شود تا آنکه مظلوم از او در گذرد و هیهات که مظلوم در روزی که نامه‌های اعمال به پرواز در خواهد آمد و همه به نیکی‌ها محتاجند از ظالم درگذرد!</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به صحابه فرمود: &#8220;می‌دانید مفلس و بی‌چیز کیست؟&#8221; گفتند در میان ما بی‌چیز کسی است که درهم و دینار و مال و متاع ندارد. پس پیامبر فرمود: &#8220;بلکه مفلس آن است که روز قیامت با نماز و روزه و زکات می‌آید&#8230; اما در حالی می‌آید که این را بد گفته است و به آن تهمت زده است و مال این را خورده است و خون آن را ریخته و این را زده است&#8230; پس به این و آن از خوبی‌هایش داده می‌شود تا آنکه پیش از پایان یافتن حقوق دیگران خوبی‌هایش به پایان می‌رسد و آن‌گاه از بدی‌های آنان برداشته شده و به او داده می‌شود و سپس در آتش انداخته می‌شود&#8221;. [به روایت امام مسلم]</p>
<p>همچنین اذیت و آزار هر چه حرمت شخص مورد آزار قرار گرفته یا حرمت زمان یا مکانی که در آن واقع شده است بیشتر باشد، گناه بزرگتری خواهد داشت. اگر به مسخره گرفتن مردم نوعی اذیت و آزار و بلا است، به مسخره گرفتن صالحان و عابدان گناه و خطرش بزرگتر است. اینگونه مسخره کردن و طعنه زدن و عیبجویی در واقع اولین اسلحه‌ای است که علیه پیامبران و انبیا به کار گرفته شده است.</p>
<p>گرچه هیچ دورانی و هیچ سرزمینی از این گناه در امان نبوده است اما وقتی تاسف و اندوه، عمیق می‌شود که این پدیده به صورت علنی و آشکار و بدون آن که مورد انکار قرار گیرد همه گیر می‌شود. زیرا مسخره کردن اهل علم و دین و مورد اهانت قرار دادن آنان قضیه‌ای است که در سرزمین‌های اسلامی رخ نداده بود به جز در این اواخر. و دین تا وقتی که حاملان آن مورد احترام باشند محترم باقی خواهد ماند و اگر کسانی که از نظر دین و علم پایین‌ترند بر اهل دین مسلط شوند آن‌گاه است که بر امت مسلمان خطر نقص و فتنه خواهد رفت.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; ستم و ظلمی که از سوی خویشاوندان باشد سخت‌تر و تلخ‌تر است و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در خطبه‌ی حجة الوداع در مورد زنان و نیکی به آنان سفارش نمود کما اینکه در حال مرگ نیز در مورد آنان سفارش نمود.</p>
<p>پس وای بر آن کسی که وصیت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را به فراموشی سپارد و در حق زنان ستم روا دارد و وای بر زنی که همسرش را اذیت کند و مورد لعنت ملائکه قرار گیرد&#8230; آزار رساندن زن و شوهر به یکدیگر از زشت‌ترین انواع آزار رسانی است چنانکه مسلط شدن روسا بر زیر دستانشان و آزار رساندن به آنان و زیر پا گذاشتن حقوق کارگران و به تاخیر انداختن منفعت مردم در هر مجالی که باشد در این وعید شدید خداوند متعال داخل است که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً } </span>[احزاب: ۵۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(‏ کسانی که مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون این که کاری کرده باشند و گناهی داشته باشند &#8211; آزار می‌‌رسانند ، مرتکب دروغی زشت و گناه آشکاری شده‌اند‏)</span></p>
<p>خداوند بزرگ من و شما را با قرآن و سنت و آیات و حکمت موجود در آن سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از الله متعال آمرزش می‌خواهم.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله پروردگار جهانیان است، او که رحمن و رحیم است و مالک روز جزا است. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و اوست آن پادشاه بر حق و آشکار و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش و تابعین و آنانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان: حال که آزار رساندن به مسلمانان بر اساس مثال‌هایی که زدیم یکی از گناهان کبیره و از محرمات می‌باشد، در مورد آزاری که به ملیون‌ها مسلمان می‌رسد و مجموعه‌ی امت را در بر‌می‌گیرد چه می‌توان گفت؟</p>
<p>زیرا آزار و اذیت هر چه دایره‌ی آن وسیع‌تر گردد گناه مرتکب آن نیز به همان ترتیب بزرگتر خواهد شد. اگر قضای حاجت و ریختن نجاست در راه مردم و در سایه ای مورد استفاده‌ی آنان که تنها به آزار رساندن تعداد محدودی از آنان منتهی می‌شود، انسان را مستحق لعنت می‌کند، چه خواهد بود حال آنانی که مومنان را در دین و عقیده‌شان آزار رسانده و هزاران مومن را مورد اذیت قرار می‌دهند؟!</p>
<p>چنین کسانی در واقع به اذیت و آزار خداو و رسولش دست زده‌اند چنانکه خداوند متعال در حدیث صحیح قدسی می‌فرماید: &#8220;فرزند آدم مرا آزار می‌دهد&#8221; و چنانکه در قرآن کریم آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{آنان که الله و رسولش را مورد آزار قرار می‌دهند، الله آنان را در دنیا و آخرت مورد نفرین قرار داده و برایشان عذابی خوار کننده مهیا ساخته است}</span> [احزاب: ۵۷]</p>
<p>چنانکه از دیگر مظاهر آزار مسلمانان می‌توان خلط میان حقایق و پوشش نهادن بر واقعیت‌ها و مسموم نمودن فرهنگ و آگاهی مردم را نام برد. همین را می‌توان در مجال ارزش‌ها و اخلاق و سلوک نیز ذکر کرد&#8230;</p>
<p>چه بسیار پیش می‌آید که مردم با دیدن و یا خواندن صحنه‌ها و مطالبی که با فرهنگ مردم و ارزش‌ها و فطرت آنان در تضاد است مورد آزار قرار می‌گیرند و این جدای از اصول شریعت و مبادی آن است که با اینگونه محتوای رسانه‌ای در تضاد می‌باشد. آیا همه‌ی این‌ها آزار رساندن به مسلمانان و به چالش کشاندن دین و احساسات آن‌ها به حساب نمی‌آید؟ تا جایی که هر که بخواهد خود و خانواده‌اش را از افتادن در انحراف حفظ کند با سختی‌های فراوانی مواجه خواهد شد.</p>
<p>بندگان خداوند: نوعی دیگر از انواع اذیت و آزار سوء استفاده از احتیاج مردم و فقر آنان و به کار بردن مکارانه‌ی ربا است. ربایی که با سایه‌ی سیاه خود بر سرزمین مسلمانان سایه افکنده است تا آنکه به خانه‌ی همه وارد شده است، حتی کسانی که نمی‌خواهند به آن آلوده شوند نیز به غبار آن آلوده گشته‌اند و این ربا از بانک‌ها شروع شد و به خرید و فروش قسطی رسید تا آنکه در پی آن قرض‌ها زیاد شد و در این میان سودی عاید وام گیرنده نشد و برکت مال‌ها نیز از بین رفت.</p>
<p>لازم است که دارندگان ثروت و سرمایه و اهل اقتصاد در آنچه در دست دارند تقوای خداوند را در نظر بگیرند که به خداوند سوگند در فردای قیامت مورد سوال قرار خواهند گرفت&#8230;</p>
<p>تجارت باب روزی کریمانه است&#8230; اما این به آن معنا نیست که همه‌ی فشار بر گرده‌ی ضعیف باشد و تا آخرین قطره‌ی خونش مکیده شود&#8230; پس همیشه این سخن خداوند را به یاد داشته باشیم که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً } </span>[احزاب: ۵۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(‏ کسانی که مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون این که کاری کرده باشند و گناهی داشته باشند &#8211; آزار می‌‌رسانند ، مرتکب دروغی زشت و گناه آشکاری شده‌اند)</span></p>
<p>و درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاک‌ترین بشریت، محمد بن عبدالله هاشمی قریشی&#8230; خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابه‌ی بزرگوارش و راضی و خشنود باش از امامان هدایتگر و خلفای راشد ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و از کسانی که بر راه و روش آنان عمل نمایند ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و امامان و مسئولان ما را اصلاح گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و سختی‌ها و بلاها و فتنه‌های بد ظاهر و آشکار را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر مکان اصلاح نما. خداوندا آن‌ها را بر حق و هدایت متحد گردان و جانشان را حفظ نما و آنان را در سرزمین‌شان ایمن گردان و زندگی آنان را آسان گردان و اوضاعشان را اصلاح نما و دشمنشان را سرکوب گردان.</p>
<p>خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جایی یاری ده. خداوندا آنان را در فلسطین یاری ده. خداوندا مرزداران مسلمان را در اطراف بیت المقدس یاری ده. خداوندا آنان را بر حق متحد گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آرزوهای مورد خشنودی خودت برسان. خداوندا غم و غصه‌ی غصه‌داران مسلمان را از بین ببر و سختی سختی دیدگان را زایل نما و اسیران در بند را آزا ساز و وام وام داران را ادا نما و با رحمت خویش بیماران ما و بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه پذیر ومهربانی. پاک و منزه است پروردگار تو آن پروردگار عزت وبزرگی از آنچه مشرکان به دروغ وی را وصف می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3082/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خشم و آثار ناگوار آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3080</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3080#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 11:43:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3080</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس
مسجد الحرام: جمعه ۲ جمادی الاولی ۱۴۳۱ برابر با ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
حمد و سپاس به حق از آن الله است. او که جان‌ها را آفرید و به نیکی خلقتشان نمود. وی را سپاس می‌گویم  که او همواره شایسته‌ی ثنا و شکر است و از روی بندگی گواهی می‌دهم که معبودی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۲ جمادی الاولی ۱۴۳۱ برابر با ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹<span id="more-3080"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپاس به حق از آن الله است. او که جان‌ها را آفرید و به نیکی خلقتشان نمود. وی را سپاس می‌گویم  که او همواره شایسته‌ی ثنا و شکر است و از روی بندگی گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد بنده و پیامرسان اوست. او که والاترین انسان‌ها و شکیباترین و نرم‌خوترین آن‌هاست&#8230; درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت مبارک وی و اصحاب نیکش و تابعین و آنانی باد که تا ابد به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; بهترین خصلتی که نصیحت‌ها با آن آغاز گردیده و پایان می‌یابد، وصیت به تقوای خداوند است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230;وَلَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَإِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُواْ اللّهَ &#8230;} </span>[نساء: ۱۳۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; و ما به کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و [نیز] به شما سفارش کردیم که تقوای الله را پیشه سازید&#8230;)</span></p>
<p>ای مسلمانان: اگر چه زندگی در بیشتر عرصه‌ها و انواع داد و ستدها رو به آسانی گراییده است، اما با این وجود بحران‌ها و چالش‌های آن نیز فزونی یافته است&#8230; بد اخلاقی در آن انتشار یافته و بیماری خشم و انفعال همه گیر شده و نیکی‌ها و ارزش‌ها در آن بی‌رنگ گردیده است.</p>
<p>همه‌ی این‌ها رخ نداده جز به خاطر ضعف یقین و رویگردانی از شریعت که باعث آشکار شدن هواهای درونی و درد‌های اخلاقی گردیده که به از بین رفتن خصلت‌های نیک و ناپدید شدن آن‌ها منجر گردیده است.</p>
<p>چه بسیار این پدیده‌ی ملتهب باعث نعره‌های حیوانی و حوادث ناگوار گردیده است.. اما باید دانست که این پدیده ماشه‌ی نابودی و ویرانگری است، آثار آن بسیار دردناک و عاقبت آن ناگوار است&#8230; چرا نه؟! در حالی که این، اخلاقی است احمقانه و راه روشی است نادرست که به تجاوز و دشمنی و از هم گسیختگی روابط و از بین رفتن همکاری و دوستی می‌انجامد&#8230; این خصلت، &#8220;خشم&#8221; است که چونان آتشی شعله ور صاحب خود را به هلاکت می‌کشاند.</p>
<p>برادران و خواهران&#8230; بر شما پنهان نیست که فطرت انسانی دارای نسبت ثابتی از خشم و غیرت است که از بین بردن آن سخت است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. چنان که همنشینی با مردم، انسان را در معرض بدی‌های آن‌ها و بد زبانیشان قرار می‌دهد که این باعث می‌شود انسان دچار خشم و ناآرامی‌های درونی گردد&#8230;</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی&#8230; به دلیل بزرگ بودن خطر خشم و مردود بودن این خصلت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در نصیحت خویش از آن برحذر داشته است. از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که مردی به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفت: مرا نصیحت کن. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;خشمگین مشو&#8221; آن مرد باز درخواست خود را بارها تکرار کرد. باز رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;خشمگین مشو&#8221;&#8230; [به روایت بخاری] و در روایت دیگری نزد امام احمد آمده است که آن مرد گفت: هنگامی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  نصیحتش را گفت به آن فکر کردم و دانستم که خشم، همه‌ی بدی‌ها را در بر می‌گیرد.</p>
<p>ای عزیزان&#8230; کسی که در تاریخ گذشته و وضعیت حال حاضر نظر بیاندازد با دیدن آثار خشم، تلخ کام می‌گردد. به سبب خشم نعره‌های دشمنی و جنایت شنیده شده و نیرنگ‌ها و شکایت‌ها فزونی گرفته و خیانت‌ها گسترش یافت. چه چیزی جز خشم فتیله‌ی بحران‌های اجتماعی و اختلافات خانوادگی را شعله‌ور ساخته است؟</p>
<p>چه بسیار پیوندهایی که به سبب این خصلت از هم گسسته و چه بسیار ریسمان‌هایی که بریده شده و روابط مستحکمی که قطع گردیده است. از بزرگترین مهلکاتی که خشم و غضب با خود به ارمغان آورده است می‌توان قتل و طلاق و انتقام و تکفیر و بمب‌گذاری و ویرانگری را نام برد.</p>
<p>این خصلت، چه بسیار خون‌ها که ریخته و چه بسیار زنانی را که بیوه کرده و چه خانه‌هایی را که ویران نموده است.</p>
<p>از بلاها و دردهای مزمنی که بر اثر خشم پدید می‌آید هیچ مپرس. امام علی بن ابی طالب ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: &#8220;اول خشم دیوانگی است و آخرش پشیمانی و چه بسا که هلاکت انسان در خشمش نهفته باشد&#8221;.</p>
<p>امام غزالی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;خشم به مانند شعله‌ی آتشی است که در قلب به مانند آتش زیر خاکستر پنهان است و تکبری که در قلب ستمگران تندخو موجود است آن را نمایان می‌سازد&#8221;.</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی&#8230; عجیب این است که این خصلت تند و ویرانگر هیچ کس را رها نکرده است، نه پیر و نه جوان نه کوچک و نه بزرگ، بلکه همه از جام تلخ آن نوشیده‌اند و چه بسا که خشمشان به علت کوچکترین مسائل و پوچ‌ترین اسباب رخ داده است.</p>
<p>برخی از مردم هستند که در حماقت و عصبانیت پیشتازند و اگر مساله‌ای بر آنها گران تمام شود عربده کشیده و تغییر چهره داده و سرخگون می‌شوند و برخی از آنها هستند که اگر به مراد خویش نرسند خشمگین می‌شوند و منفعل شده و غرش می‌کنند&#8230; و چه بسا سخنان ناشایست به زبان رانده و چهره در هم کشیده و رخ عبوس می‌کنند&#8230;</p>
<p>برخی حتی اگر غذایشان دیر شود بر افروخته و کارهای احمقانه انجام داده و مشت و لگد می‌پرانند و یا تهدید به طلاق کرده و شکیبایی را فراموش کرده و آرامش را از دست می‌دهند.</p>
<p>همه‌ی این کارهای عجیب و غریب علتی ندارد جز خشم کور و عدم تسلیم در برابر تقدیر خداوند و تسلیم شدن در برابر هوای نفس و سستی اخلاق و بی ادبی&#8230;</p>
<p>ای امت مسلمان: از گنج‌های سنت و سخنان بهترین پیامبران درباره‌ی نیروی حقیقی و جوانمردی واقعی، این سخن پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  است که می‌فرماید: &#8220;قوی آن نیست که پشت دیگران را به زمین می‌زند بلکه قوی آن است که نفس خود را در هنگام خشم کنترل می‌کند&#8221; [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>به عبدالله بن مبارک گفته شد: اخلاق را برای ما در یک کلمه تعریف کن. گفت: &#8220;ترک کردن خشم&#8221;.</p>
<p>چه سخن جامعی و چه لفظ نوآورانه‌ای! زیرا که بدون این اخلاق مصیبتی بدتر را نمی‌توان تصور کرد و بالاتر از پاداش شکیبایی و حلم نمی‌توان پاداشی زیباتر را تصور نمود و از عمر بن عبدالعزیز ـ رحمه الله ـ روایت است که گفت: &#8220;رستگار شد آنکه از هوای نفس و خشم و طمع در امان ماند&#8221;.</p>
<p>ای امت مسلمان: خشم خصلتی است درونی در انسان‌ها که مفری از آن نیست و دلیل آن این سخن خداوند متعال است که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{.. وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ }</span> [شوری: ۳۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; و آنان هنگامی که خشمگین شوند می‌بخشند)</span></p>
<p>این‌ها همان انسان‌های کامل نجیب و برگزیده‌ای هستند که نه عیب جویی ناکسان آنان را برانگیخته می‌سازد و نه با سخنان ناشایست از کوره به در می‌روند بلکه خشم خود را فروبرده و هیجان درون را فرو نشانده و با شکیبایی و بردباری خویش با انسان‌های خشمگین برخورد کرده و آن‌ها را به سوی فضیلت و بزرگواری سوق می‌دهند و این همان راه و روش رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  است.</p>
<p>ای مسلمانان. این آفت مهلک گاهی نکوهش می‌شود و گاهی از نظر شرعی ستوده شده است&#8230; اگر از حد طبیعی خود خارج شده و از مقاصد شریعت خارج شود و باعث ناراحتی دیگران شود آنگاه چونان آتشفشانی بر سر روابط انسانی فرود خواهد آمد&#8230;</p>
<p>اما خشم ستوده شده آن است که پایه‌های حق و دین را محکم کند، که این از صفات سرور پیامبران است که در صورت زیر پا نهاده شدن محارم خداوند خشمگین می‌گردید. از ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: &#8220;هیگاه رسول خدا برای ظلمی که به وی شده بود انتقام نمی‌گرفت مگر آنکه حرامی از حرام‌های خداوندی زیر پا نهاده می‌شد که در آن صورت برای خداوند انتقام می‌گرفت&#8221;. [به روایت مسلم]</p>
<p>ای امت گذشت و بخشش&#8230; چه بسیار پیش می‌آید که انسان در عرصه‌ی زندگی و برخورد با دیگران و عرصه‌ی کار و فعالیت و در جامعه با انسان‌هایی برخورد می‌کند که به بر انگیخته نمودن مشکلات و تحریک دیگران و گسترش درگیری‌ها مشغولند&#8230; و بسیار پیش می‌آید که این خصلت به مطبوعات و رسانه‌ها و دادگاه‌ها و مراکز پلیس نیز کشیده می‌شود&#8230; همچنین آنچه در خانواده‌ها و سایت‌های اینترنتی و تالارهای گفتگو و دیگر عرصه‌های بحث و جدل و در دنیای شایعات و اختلافات و درگیری‌ها رخ می‌دهد.</p>
<p>در چنین مواضع ملتهبی لازم است که خشم کنترل شده و به زنجیر کشیده شود تا آنکه خرد حاکم گردیده و باید به شکیبایی متوسل شد تا به درجات والا دست یافت. چه بسیار رخ داده است که آتشفشان خشم برخی را از حالت طبیعی خارج ساخته و باعث گردیده تا سوار مرکب حماقت شده و در پی جنجال رفته تا به شهرت دست یابد.</p>
<p>چنین کسی آرا و افکار عجیب را طرح می‌کند تا استثنایی جلوه دهد و تکروی می‌کند و به هر دری می‌زند تا رای خود را به کرسی نشاند تا مردم را در دینشان به فتنه اندازد. او نه به مقاصد شریعت توجه خواهد کرد و نه به منافع امت و همگرایی جامعه، و با به دیوار زدن اصول گفتگو راه را برای دشمنان شریعت و دشمنان ملت برای ضربه زدن به ثوابت و وحدت کلمه، فراهم می‌نماید.</p>
<p>عحیب است! ببین چگونه هوای نفس و خشم سرکش اینان را به دره‌های هلاک کشانده است؟ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به أشجِّ عبد القیس چنین فرمود: &#8220;در تو دو خصلت وجود دارد که خداوند آنان را دوست دارد: شکیبایی و تأنی&#8221; [به روایت امام مسلم در صحیح خود از روایت ابن عباس]</p>
<p>گفته شده که نه دهم عقل در چشم پوشی و نادیده گرفتن است. چه بسا که شخص عالم و دعوتگر و امر کننده‌ی به نیکی‌ها و بازدارنده‌ی از بدی‌ها، از سوی خفاشان تاریکی و قلم به دستان نادان دچار آزار و اذیت و طعنه و عیبجویی ‌شود&#8230; او در این حال تنها در شکیبایی و بردباری ماوای امن خواهد یافت&#8230;</p>
<p>شایسته‌ترین افراد برای در پی گرفتن این اخلاق کسانی هستند که برای مردم قدوه و الگویند مانند علما و دعوتگران و امرکنندگان به معروف و ناهیان از منکر&#8230; در حدیث صحیح آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;قاضی در حالی که خشمگین است به قضاوت نپردازد&#8221; [ابن حبان در صحیح خود]</p>
<p>چه بسیار پیش آمده که انسان غیرتمند سخنانی می‌شنود یا کارهایی را می‌بیند که ممکن است در پی آن دچار خشم شود اما به این نصیحت کامل رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گوش می‌سپارد که: &#8220;خشمگین مشو، خشمگین مشو&#8230;&#8221; و به دنبال آن با آرامش و امید به آینده چشم از بدی‌ها پوشانده و به گفتار نیک و کردار نیک می‌پردازد&#8230;</p>
<p>دوستداران گرامی&#8230; با وجود همه‌ی سختی‌ها و زخم‌هایی که امت اسلامی با آن مواجه است و با وجود همه‌ی چالش‌های پیش رو که خوشه‌های خشم صهیونیست‌ها علیه مقدسات  امت و مسجد الاقصی تنها یک زنجیره از این سلسله‌ی مکر بزرگ دشمنان است&#8230; با وجود همه‌ی اینها برای آنکه امت اسلامی آن کمال مورد نظر را به دست آورد و به شکوه گذشته‌اش دست یابد لازم است که افراد این امت درون خود را به شکیبایی وصبر و تانی آراسته گردانده و در دوره‌ای که بدبینی و یاس فراگیر شده است به خوش‌بینی و امید پناه ببرند تا آنکه خداوند نصرت و تایید خود را مقرر گرداند.</p>
<p>این چنین، انسان مومن همچنان در حرکات و سکنات و سخنان و رفتارش در برابر ترکش‌های خشم مقاومت می‌کند تا آنکه تیردان خشم به پایان رسد و آتش این ترکش‌ها را با آب شکیبایی سرد می‌کند و بر باقیمانده‌ی آن دلوی از آب عفو و بخشش می‌ریزد&#8230;</p>
<p>اما بعد&#8230; برای آنکه این امت از مشکلات خود و از بدی‌ها رهانیده شده و آکنده‌ی از خوبی‌ها و نیکی‌ها گردد باید ـ بی هیچ تردید ـ این نصیحت مصطفی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را در برابر خود قرار دهد که: &#8220;خشمگین مشو&#8221; و این نصیحت را همیشه در همه‌ی امور شعار و دستور العمل خود بگرداند تا خیر دنیا و آخرت را به دست آورد.</p>
<p>بالاتر از این سخن، سخن خداوند متعال است که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (۳۴) وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (۳۵) وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ} </span>[فصلت: ۳۴-۳۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(خوبی وبدی یکسان نیست. [بدی] را با آنچه بهتر است دفع کن. آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است گو اینکه دوستی یکدل می‌گردد (۳۴) و این خصلت را به دست نمی‌آورد مگر آنان که صبر پیشه کردند و آن را به دست نمی‌آورد مگر صاحب بهره‌ی بزرگ () و هر گاه دمدمه‌ای از شیطان به تو رسید پس به الله پناه ببر که همانا او بسیار شنوا و داناست)</span></p>
<p>خداوند من و شما را با قرآن بزرگ و با راه و روش سید المرسلین سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همه‌ی مسلمانان از هر گناهی از خداوند بزرگ بلندمرتبه آمرزش می‌خواهم. پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که با بزرگی و جلال خویش نعمت‌ها و فضلش را بر ما فروفرستاده&#8230; مبارک و خجسته است آن خدایی که با خصلت‌های نیک آرزوهای بزرگ را محقق می‌گرداند و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که پیامبر و اسوه‌ی ما محمد، بنده و پیامبر اوست که موصوف به زیباترین خصلت‌ها و بهترین اخلاق است&#8230;. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد که با شکیبایی و بردباری به مقامی دست نایافتنی رسیدند و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230;. تقوای او را پیشه سازید و صبح و شام برای تزکیه‌ی درون خویش تلاش کنید و آن را بر چشمه‌ی حلم و شکیبایی و کمال سیراب گردانید تا به عظمت و مقصد بزرگ خویش دست یابید.</p>
<p>ای مومنان&#8230; در راه از بردن خشم و آثار آن و برای از بین بردن آتش آن، رسول ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ما را به بهترین و کاربردی‌ترین دوای این درد راهنمایی نموده و فرموده است: &#8220;هنگامی که کسی از شما خشمگین شد اگر ایستاده است بنشیند&#8230; و اگر خشم او بر طرف نشد دراز بکشد.&#8221; [به روایت امام احمد و ابوداوود با سند صحیح]</p>
<p>یا اینکه خشم خویش را آنگونه که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید با وضو خاموش سازد  زیرا که خشم اخگری از آتش است که آب آن را خاموش می‌کند&#8230;</p>
<p>همچنین در حالت خشم شایسته است که انسان بسیار به خداوند پناه ببرد آنچنان که در حدیث سلیمان بن صرد آمده که می‌گوید: &#8220;دو نفر نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به همدیگر بد گفتند. پس یکی از آنان بسیار خشمگین شد و چهره‌اش سرخ شده و بر افروخته گردید. پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: من کلمه‌ای می‌دانم که اگر آن را می‌گفت حالتی که برایش پیش آمده بود از بین می‌رفت. گفتند: آن [کلمه] چیست ای رسول خدا؟ فرمود: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. پس آن مرد آن کلمه را گفت و حالت خشمش برطرف گردید&#8221;. [به روایت امام بخاری]</p>
<p>ای دوستداران بزرگوار&#8230; برای در امان ماندن از آفت خشم و برای دست یافتن به اخلاق بلندمرتبه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  این دعا را بر زبان می‌راند که: &#8220;خداوندا من از تو کلمه‌ی حق را در خشم و در خشنودی مسالت دارم&#8221;.</p>
<p>حافظ ابن رجب ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;و این بسیار نادر است&#8230; این که انسان تنها حق را بگوید چه در حالت خشم و چه در حالت خشنودی&#8230; زیرا بیشتر مردم در هنگام خشم در آنچه می‌گویند دقت نمی‌کنند&#8221;.</p>
<p>برادر و خواهر مسلمان من&#8230; ملاک نجات از خشم و آثار آن، پناه بردن به بردباری و فرو بردن خشم و به یاد آوردن اجر بخشش و گذشت است&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ }</span> [آل عمران: ۱۳۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230;  و کسانی که خشم خود را فرو می‌خورند و آنان که از مردم در می‌گذرند و همانا الله نیکوکاران را دوست دارد)</span></p>
<p>و همچنین این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  که فرمود: &#8220;هرکه خشم خود را در حالی که توانایی انتقام را دارد فرو نشاند خداوند متعال او را در روز قیامت و در برابر بندگان فرا می‌خواند که هر کدام از حوران بهشتی را که می‌خواهد برای خود انتخاب نماید&#8221;. [به روایت بخاری]</p>
<p>الله اکبر! چه عطای بزرگی&#8230; اینان بردباران و شکیبایانند که بزرگ داشته می‌شوند، کسانی که در برابر بدی و تهور دیگران با گذشت و بخشش و بلند مرتبگی و والامقامی برخورد می‌کنند&#8230;</p>
<p>پس تقوای الله را پیشه سازید و به اخلاق نیک خو گیرید و این خصلت نکوهیده یعنی خشم را ترک گویید تا در دنیا و در آخرت سعادتمند شوید.</p>
<p>سپس درود و سلام فرستید برای آن محبوب مصطفی و پیامبر برگزیده، امام حنیفان، بهترین و برگوارترین انسانی که بندگان را مورد عفو و بخشش قرار می‌داد، چنان که خداوند شما را بدان امر نموده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً }</span> [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا بر سرور پیشینیان و پسینیان و رحمت بر جهانیان، پیامبر و حبیب ما محمد بن عبدالله درود و سلام فرست و از خلفای راشدین، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و تابعین و از آنانی که با نیکی تا قیامت از آنانی پبروی نمایند و همچنین از ما راضی و خنشود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود ساز و حوزه‌ی دین را حفظ نما و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان و رفاه بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را صالح گردان&#8230;</p>
<p>خداوندا همه‌ی مسئولان مسلمان را برای عمل به شریعتت و پیروی از سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  موفق گردان و آنان را رحمتی بر بندگان مومنت بگردان.</p>
<p>خداوندا نفوس ما را متقی گردان و آن را پاک ساز که تو بهترین پاک کننده‌ی آنی. خداوندا عاقبت ما را در همه‌ی امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را مورد مغفرت قرار ده و میان قلوب آنان الفت ایجاد کن و آنان را به راه‌های صلح و آرامش رهنمون ساز و روابط میان آنان را اصلاح کن و آنان را از فاحشه‌های پنهان و آشکار در امان بدار.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده، خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده، خداوندا مسجد الاقصی را از دست صهیونیست‌های متجاوز نجات ده و آن را تا روز قیامت سرفراز بدار.</p>
<p>خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست&#8230; تو بی‌نیازی و ما نیازمند&#8230; باران را بر ما نازل کن و ما را از نومیدان مگردان&#8230; خداوندا باران را بر ما بباران و ما را از مایوسان قرار مده&#8230; خداوندا ما از تو آمرزش می‌خواهیم که تو بسیار آمرزنده‌ای پس آسمان را بر ما بباران&#8230; خداوندا ما را باران عطا کن&#8230; بارانی گوارا و خوش و پی در پی و فراگیر و سودرسان و بی‌ضرر و زود&#8230; خدایا آن را باران رحمت بگردان و نه باران عذاب و بلا و ویرانی و سیل&#8230;</p>
<p>خداوندا از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی و ما و والدین ما و همه‌ی مسلمانان را ـ زندگان و مردگان ـ با رحمت خویش مورد آمرزش خویش قرار ده.</p>
<p>پاک و منزه است پروردگار تو آن پرودرگار عزت و بزرگی از آنچه مشرکان وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3080/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احساس عقب گرد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3051</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3051#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 May 2010 19:43:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3051</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصر العمر/ ترجمه: ابوعمر انصاری
الحمد لله رب العالمین، وصلى الله وسلم على إمام الفرقة الناجیة والطائفة المنصورة، نبینا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى یوم الدین وبعد:
پروردگارا ، ای گرداننده ی قلبها ، قلب هایمان را بر دینت ثابت بگردان ، و ای جهت دهنده ی قلبها ، قلب هایمان را به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3052" title="ehsaa aqabgard" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/ehsaa-aqabgard-100x102.jpg" alt="احساس عقب گرد" width="100" height="102" />دکتر ناصر العمر/ ترجمه: ابوعمر انصاری</h4>
<p>الحمد لله رب العالمین، وصلى الله وسلم على إمام الفرقة الناجیة والطائفة المنصورة، نبینا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى یوم الدین وبعد:</p>
<p>پروردگارا ، ای گرداننده ی قلبها ، قلب هایمان را بر دینت ثابت بگردان ، و ای جهت دهنده ی قلبها ، قلب هایمان را به سوی فرمانبرداریت جهت ده..</p>
<p>برادارن و خواهران : ابن حِبّان در کتاب صحیحش می گوید: مستحب است که شخص از الله جل وعلا درخواست کند تا قلبش را به سوی فرمانبرداریش سوق دهد ، و در این باره حدیثی از عبدالله بن عمرو بن العاص روایت می کند که گفت: <span id="more-3051"></span>شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: <strong>(إن قلوب ابن آدم ملقى بین إصبعین من أصابع الرحمن کقلب واحد یصرفه کیف یشاء) </strong>همانا قلب های بنی آدم همانند یک قلب بین دو انگشت از انگشتان خداوند رحمن قرار دارد ، هرگونه که بخواهد آن را حرکت می دهد.</p>
<p>سپس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:  <strong>(اللهم اصرف قلوبنا إلى طاعتک)</strong> پروردگارا قلب های ما را به سوی فرمانبرداریت جهت ده. و این حدیث در صحیح مسلم وجود دارد.</p>
<p>با وجود اینکه  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم این دعا را زیاد می خواند&#8230; و اصحاب خویش را به آن سفارش می نمود و درحالی که بر صحابه ی خود از این امر بیم داشت ، آیا به جز شخص مغرور و جاهل کسی از این موضوع خود را ایمن می پندارد؟</p>
<p>حتی ابراهیم خلیل، از الله عزوجل طلب پایداری بر توحید می کند و از اینکه دچار شرک پنهان یا آشکار شود به الله پناه می برد : <strong>{وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ} [إبراهیم: ۳۵-۳۶].</strong> آن گاه را که ابراهیم ( پس از بنای کعبه ) گفت : پروردگارا ! این شهر ( مکّه نام ) را محلّ امن و امانی گردان ، و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاهدار .</p>
<p>به الله قسم که بسیاری از انسانهای باهوش و زیرک در هند وسند ، در شرق و غرب وجود دارند که گمراه شده اند؟</p>
<p>هرکس خود را برتر از آنها می داند ، باید از ابراهیم خلیل پیروی کند، و گرنه باید بداند که عاقبتش فریب و گمراهی است.</p>
<p>الله تعالی به بهترین نسل ( نسل صحابه) و کسانی که بعد از آنها می آیند، پس از امر به چنگ زدن به دین می فرماید: <strong>{إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْأِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ} [النحل:۹۰]</strong></p>
<p>خداوند به دادگری ، و نیکوکاری ، و نیز بخشش به نزدیکان دستور می‌دهد ، و از ارتکاب گناهان بزرگ ( چون شرک و زنا ) ، و انجام کارهای ناشایست ( ناسازگار با فطرت و عقل سلیم ) ، و دست‌درازی و ستمگری نهی می‌کند . خداوند شما را اندرز می‌دهد تا این که پند گیرید.</p>
<p>و پس از این، دستور دوم را در مورد وفای به عهد صادر می نماید: (وأوفوا بعهد الله) و به پیمان الله وفا کنید، و این شامل تمام پیمانهایی می شود که بنده با الله بسته است مانند عبادتها و نذرها و قسم هایی که وفای به آن صحیح است و همچنین شامل پیمانهایی می شود که با دیگران بسته مانند پیمان متعاقدین و همچنین وعده هایی که شخص به دیگران داده  باید در صورت توانایی به تمام اینها وفا کند[ ابن سعدی].  الله عزوجل می فرماید: <strong>{وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلا تَنْقُضُوا الْأَیْمَانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً} [النحل: من الآیة۹۱]</strong></p>
<p>به پیمان خدا ( که با همدیگر می‌بندید ) وفا کنید هرگاه که بستید ، و سوگندها را پس از تأکید ( آنها با قَسمِ به نام و ذات خدا ) نشکنید ، در حالی که خدای را آگاه و گواه ( بر معامله و وفای به عهد ) خود گرفته‌اید . بی‌گمان خدا می‌داند آنچه را که می‌کنید.</p>
<p>سپس نهی از عقب گرد به همراه امر به پایداری می آید ، الله سبحانه و تعالی می فرماید: <strong>{وَلا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکَاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمَانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ&#8230;} [النحل: من الآیة۹۲]</strong></p>
<p>شما ( که با پیمان بستن به نام خدا تعهّدی را می‌پذیرید ، به عهد خود وفا کنید و ) همانند آن زنی نباشید که ( به سبب دیوانگی ، پشمهای ) رشته خود را بعد از تابیدن ، از هم وا می‌کرد . شما نباید سوگندهای خود را ( بشکنید و آن را ) وسیله خیانت و تقلب و فساد قرار دهید .</p>
<p>سپس در ادامه می فرماید: <strong>{وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَکِنْ یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ} [النحل: ۹۳].</strong></p>
<p>اگر الله می‌خواست شما را ملّت واحدی می‌کرد. لیکن ( بدانید که در هر حال از حیطه قدرت خدا خارج نیستید ، و ) هر که را بخواهد گمراه می‌نماید و هر که را بخواهد هدایت عطاء می‌فرماید ،  ( امّا برابر قوانین و سنن الهی ، لذا این هدایت و اضلال ، هرگز سلب مسؤولیّت از شما نمی‌کند ) و به طور قطع در برابر کارهائی که می‌کنید ( مسؤولید و ) از شما بازخواست می‌شود .</p>
<p>در حالی که این آیات به بهترین نسل گوشزد شده پس شایسته است که ما از نفس خود بترسیم  و هرکس که قرآن می خواند باید عبرت بگیرد و در مورد این آیه تفکر کند: <strong>{إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى}</strong> [القصص: من الآیة۷۶]..</p>
<p>قارون از قوم موسی بود</p>
<p>تعبیر به  &#8221; کان&#8221; در این سیاق بیانگر این است که این اتفاق ( یعنی گمراهی قارون) بعدها به وجود آمده و او از اول اینگونه نبوده ..</p>
<p>قارون از قوم موسی بود ، از تمام لحاظ ، نسب و دین و زبان و شرف ، او از نسل اسرائیل علیه السلام بود&#8230;</p>
<p>از گوشت و خون آنها ، به زبانشان سخن می گفت. هر نوزادی با فطرت پاک متولد می شود ، قارون نیز از ابتدا طغیانگر و فرعون صفت و متجاوز نبود .. بلکه روایت صحیح از ابن عباس رضی الله عنه و دیگران وارد شده که که قارون پسر عموی موسی بود. پیوسته به دنبال جمع آوری علم بود ، و در همین حال بود که ناگهان بر موسی علیه السلام طغیان نمود&#8230; و اینکه او پسر عموی موسی بوده را تعداد زیادی از علمای گذشته نقل کرده اند و حتی بعضی ها گفته اند که او پسر برادرش بوده و درباره ی صفات او که جای عبرت دارد گفته اند: او جوینده ی علم بوده و همچنین به خاطر خوش صدایی اش در خواندن تورات بر او نام &#8220;نورانی&#8221; گذاشته بودند.</p>
<p>ولی استوار ماندن گرانبهاست و پایدار ماندن کرامتی است که به جز با رحمت الله نمی توان به آن دست یافت</p>
<p><strong>(فبغى علیهم)</strong>.. بر آنان فخر فروشی کرد&#8230;</p>
<p>و این بلای انسانهای متردد و منحرف است، زیرا آنها  به تنازل از اساسیات و گناه و کوتاهی خویش اعتراف نمی کنند و اگر این کار را می کردند کار خیلی آسان تر بود. اگر می گفتند که من اشتباه می کنم و منحرف شده ام ، الله من را هدایت کند همانگونه که دیگر گناهکاران را هدایت نموده است کار آسان تر بود..</p>
<p>ولی بعضی از همین مترددین و منحرفین شروع به اثبات و دفاع از این انحراف خود کرده و تلاش می کنند این فکر و کار اشتباه را حق و مطابق با عقل و حکمت جلوه دهند. سپس شیطان آنها را به نبرد با برادران قدیمی شان که در راه حق ثابت قدم مانده اند می کشاند. و این امر در کسانی که در گذشته دارای فضل و منزلتی بوده اند اما شهوتی پنهان آنها را به انحراف از راه حق و دفاع از منزلتی که داشته اند کشانده ، زیاد دیده می شود و این کار را با زیبا جلوه دادن حال خود و خرده گیری باطل از کسانی که بر راه حق ثابت قدم مانده اند انجام می دهند!</p>
<p>و مقصود این است که استوار ماندن و ثبات امری گرانقدر است، و مستقیم ماندن کرامتی است که الله به کسانی می دهد که در آنها خیر و خوبی ببیند و الله نسبت به محل نزول رحمتش داناتر است، از الله فضل و کرمش را طلب می کنیم.</p>
<p>در این میان وظیفه ی ما این است که مراقب نفس خود بوده و به جای مشغول شدن به حال و روز دیگران و اعمال هلاک شدگان به خود رجوع کنیم. کسی که از نفس خود غافل شد خوف بر هلاکتش می رود، اگر چه خیلی باهوش و زرنگ باشد، و کسی که احساس  نسبت به رخدادهای درون خود را از دست دهد طبیعی است که مریضی او را از پای دربیاورد و آن وقت است که مراقبت از کارهای دیگران که نمی داند الله پایانشان را چه رقم زده است به او هیچ نفعی نمی رساند!</p>
<p>پس به نفس خود رجوع کرده و محاسبه اش کن و خود را در امان مپندار که این صفت انسانهای سالم و نجات یافته &#8211; البته بعد از اخلاص و پیروی از دین- است. منظورم ترس بر نفس و محاسبه آن است.</p>
<p>امام بخاری از ابن أبی ملیکه روایت می کند که گفت: سی نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را ملاقات نمودم در حالی که تمامی آنها از اینکه نفسشان دچار نفاق شده باشد می ترسیدند. هیچ کدام از آنها نمی گفتند که ایمان ما مانند ایمان جبرئیل و میکائیل است &#8230; و از حسن بصری رحمه الله نقل شده : کسی که از نفس خود بترسد مؤمن است و کسی که خود را در امان بداند ، منافق است.</p>
<p>همچنین روایتی از حسن بصری در صحیح بخاری به صورت معلق ذکر شده  و امام بیهقی آن را در کتاب شعب الإیمان با سند ذکر کرده که معلی بن زیاد گفت: از حسن بصری شنیدم که می گفت: قسم به الله که در روی زمین هیچ مؤمنی باقی نمانده مگر اینکه از راه یافتن نفاق به نفسش می ترسد و به جز منافقان کسی نفس خود را در امان نمی بیند.</p>
<p>الله من و شما را از نفاق و اهل آن حفظ بفرماید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3051/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایستگاه قطار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3023</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3023#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Apr 2010 21:34:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3023</guid>
		<description><![CDATA[
دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح
حکایت شده شخصی به بعضی از دوستانش گفت: دوست دارم برای گردش و تفریح به کشور ایتالیا بروم، نظر تان چیست؟ اما آن‌ها او را نسبت به سفر به این کشور هشدار دادند. هنگامی که او دلیلش را از آنها پرسید، جواب دادند: این کشور پر از دزد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignright size-full wp-image-3024" title="adl" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/adl.jpg" alt="" width="100" height="88" /></p>
<h4>دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>حکایت شده شخصی به بعضی از دوستانش گفت: دوست دارم برای گردش و تفریح به کشور ایتالیا بروم، نظر تان چیست؟ اما آن‌ها او را نسبت به سفر به این کشور هشدار دادند. هنگامی که او دلیلش را از آنها پرسید، جواب دادند: این کشور پر از دزد است؛ اگر می خواهی پول و مدارکت را از دست بدهی  به آنجا برو!</p>
<p>آن شخص گفت: در مورد آن کشور خیلی به من گفته‌اند و باید به آنجا بروم. یکی از آنها به او گفت: اگر خیلی به این کار اصرار داری، پس به منطقه‌ای که فلان ایستگاه قطار در آن قرار دارد نرو؛ چرا که آن منطقه پر از دزد است. شخص گفت: اشکالی ندارد، هر طور شده به آنجا نخواهم رفت.<span id="more-3023"></span></p>
<p>دوست ما به ایتالیا سفر کرد و شدیدا مواظب بود تا به جایی که دوستانش وی را از آن برحذر داشته بودند نزدیک نشود.</p>
<p>وی پس از مدتی به پول نیاز پیدا کرد؛ بنابراین خانواده‌اش را در جریان گذاشت تا پول را از طریق حواله‌ی فوری به وی بفرستند. پس از چند روز حواله رسید؛ اما چیز بسیار ناراحت کننده این بود که مکان تحویل گرفتن حواله در بانکی بود که در منظقه‌ای که وی را از رفتن به آنجا بر حذر داشته بودند قرار داشت.</p>
<p>اما او که چاره‌ای جز این نداشت، در حالی که بسیار ترسیده بود به آنجا رفت و حواله را تحویل گرفت.  او در حالی که همه طرف را به دقت می‌پایید شروع به حرکت کرد. پس از چند دقیقه متوجه شخصی شد که از پشت سرش دوان دوان بسویش می‌آید و از دور او را صدا می زند، با خودش گفت: ظاهرا عملیات کلاه برداری و دزدی شروع شد! بنابراین هر چه نیرو و شجاعت و تمرکز که در درون خود داشت را بکار گرفته و چند گام به عقب برگشت تا ببیند کلاهبرداری که شتابان بسوی او می‌آید چه می خواهد.</p>
<p>ولی چیز شگفت آور این بود که آن شخص به وی گفت: هی آقا! این کیف کنار درب بقالی‌ای که شما از آن بیرون آمدید، افتاده بود! و کیف پول او را به وی تحویل داد!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>درس مستقیمی که در این حکایت نهفته است، اهمیت پرهیز از تعمیم دادن قضاوت درمورد کشورها، زمان‌ها و اشخاص می‌باشد و اینکه منطقه‌ای که به دزدی مشهوراست از اشخاصی که دارای بالاترین درجات امانتداری و پاک سرشتی هستند خالی نیست. و این مشیئت الله متعال است که خیر یا شر همه‌اش در یک کشور، قوم و یا ملت جمع نشود و ما هنگامی که به یک کشور می‌رویم، می‌توانیم هم انسان‌های خوب و هم مجرمان و بدکاران را بیابیم. پس در هر سرزمینی هر چیزی از هر نوعی وجود دارد و هر شخصی می‌تواند هم‌رنگان خویش را از این گروه (خوب‌ها) یا آن گروه (بدها) بیابد.</em></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3023/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آثار سخنان انسان و اهمیت آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3011</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3011#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 21:50:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3011</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن السدیس
مسجد الحرام: جمعه ۱۰ ربیع الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۶ فروردین ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
حمد و سپاس از آن الله است، حمد و سپاس از آن اوست که تنها شایسته‌ی ثنا و بزرگداشت است. پاک و منزه است او که بندگانش را با نعمت‌های فراگیر بزرگ داشته است، و گواهی می‌دهم که معبودی به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن السدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۱۰ ربیع الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۶ فروردین ۱۳۸۹<span id="more-3011"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است، حمد و سپاس از آن اوست که تنها شایسته‌ی ثنا و بزرگداشت است. پاک و منزه است او که بندگانش را با نعمت‌های فراگیر بزرگ داشته است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که یکتا و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان او و الگوی جهانیان در رفتار و سکوت و سخن خویش است&#8230; درود و سلام و برکات خداوندی بر وی و بر اهل بیت والا مقام وی و صحابه‌ی نیک وی باد که از سخنان بی‌ارزش دور، و در سخنان زیبا به سان ماه‌هایی تابناک بودند و همچنین بر تابعین و همه‌ی کسانی که به امید رستگاری راه آنان را پیمودند.</p>
<p>اما بعد ای بندگان خداوند، بهترین نصیحتی که برای طالبان عزت و سربلندی گفته می‌شود تقوای خداوند است زیرا تقوای الهی تشنگان بسیاری را از نیکی سیراب کرده و اهداف سخت را قابل دسترسی می‌نماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰)  یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ &#8230;}</span> [احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سخنی استوار گویید (۷۰) تا کارهای شما را برایتان نیک گرداند و گناهانتان را برایتان بیامرزد&#8230;)</span></p>
<p>ای مسلمانان: سخن از قضیه‌ای تمدنی و ارزشی و جهانی است که ملت‌ها در میدان وسیع آن به رقابت پرداخته و آرزوی پیروزی در آن را دارند و برای آن فداکاری می‌کنند&#8230; قضیه‌ای که معنای تمدن و برگرفته از آن است و تصویری از قدرت و انعکاس آن است که ملت‌ها را به سوی بلندی‌ها و عزت و افتخار سوق می‌دهد&#8230; قضیه‌ای که  نور و حکمت و حیات و رحمت و هدایت و رستگاری را در بر گرفته و بلکه همان &#8220;باقیات الصالحات&#8221; است</p>
<p>آن چیزی که می‌خواهیم در باره‌اش سخن گوییم &#8220;مسئولیت در برابر سخن&#8221; است&#8230;</p>
<p>سخن&#8230; سخن چیست؟ واژه‌ای است چون شمشیر دو لب و رسالتی است دارای دو بعد متضاد&#8230; اگر بخواهی خورشیدی است روشنگر یا آتشی است سوزاننده&#8230; یا دلیلی است قاطع و یا شمشیری برنده&#8230; یا باران رحمت است و یا سیل ویرانگر&#8230;</p>
<p>سخن، اگر بخواهی احترام است و بزرگواری، یا نیزه‌ای است کشنده&#8230; یا باعث خوشحالی و سرور است و یا هشداری برای غم و اندوه&#8230; سخن، یا شیرین‌تر از شهد است و یا تلخ‌تر از ناسزا&#8230;</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: سخن نیک راهبری است به سوی هدایت و اصلاح و چارچوب اندیشه و رستگاری است که اسلام با آن عالمگیر شد و منتشر گردید و ملت‌ها را به سوی خود دعوت داد و رهبری کرد. این، مناره‌ی راهنمایی و ارشاد و یاری دهنده‌ی آموزش و آماده‌سازی است.</p>
<p>سخن است که به دقیق‌ترین مسائل و سخت‌ترین آن‌ها پرداخته و آن را آشکار ساخته و در درون انسان‌ها نفوذ کرده، آن‌ها را یا ترقی می‌دهد و یا به شقاوت می‌کشاند؛ برای همین است که شریعت حنیف اسلام نسبت به اشتباهات و دستاوردهای آن هشدار داده و رسول گرامی اسلام فرموده است: <span style="color: #008000;">&#8220;آیا چیزی جز دستاور زبان مردم آنان را به صورت در آتش می‌اندازد؟&#8221;..</span></p>
<p>همچنین رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید:<span style="color: #008000;"> &#8220;بنده، سخنی را از روی خشنودی خداوند به زبان می‌آورد و برای آن اهمیتی قائل نمی‌شود اما خداوند به واسطه‌ی آن درجات وی را افزون می‌گرداند، و بنده کلمه‌ای را از روی خشم خداوندی به زبان می‌آورد و به آن اهمیت نمی‌دهد و به واسطه‌ی آن در آتش جهنم سقوط می‌کند&#8221;.</span> [به روایت بخاری]</p>
<p>برای اهیمت و خطورت سخن و کلام است که برای آن در اسلام مجازات‌ها و حدود و تعزیراتی مشخص شده و بر آن احکامی مترتب گردیده است؛ مثلا کلمه‌ی توحید و لفظ نکاح یا طلاق یا آزاد کردن برده که تنها با یک سخن است&#8230;</p>
<p>بر همین اساس است که در منهج نمونه‌ی قرآنی دستور العمل‌هایی برای حفظ سخن از زخم زبان و در خدمت گرفتن آن در میدان وسیع راستی و ارزش‌ها وجود دارد&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ }</span> [ق: ۱۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">([انسان]سخنی را تلفط نمی‌کند مگر آنکه مراقبی سخت‌گیر نزد اوست [و آن را ثبت می‌کند])</span></p>
<p>به دلیل عظمت سخن و مسئولیتی که در ورای آن موجود است می‌بینیم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  حتی در شوخی خود جز حق و راستی نمی‌گفت.</p>
<p>ای امت اسلام&#8230; سخن ربانی و مخلصانه و زیبا، درون انسان‌ها را از مرداب‌های سستی و نادانی و جایگاه‌های فریب و گمراهی دور می‌سازد و آن را از درندگان شهوات و اندیشه‌ها و مفاهیم کشنده رها می‌سازد.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{&#8230; وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً&#8230;} </span>[بقره: ۸۳] <span style="color: #800000;">(&#8230; و به مردم سخن نیک بگویید&#8230;)</span></p>
<p>و می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{ وقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ &#8230;}</span> [اسراء: ۵۳] <span style="color: #800000;">(و به بندگانم بگو: آنچه را که بهتر است بگویند&#8230;)</span></p>
<p>و در این آیات اسوه و الگوی کاملی برای علما و دعوتگران و اهل فتوا و نویسندگان و مخاطبان و اهل رسانه وجود دارد.</p>
<p>امت گفتار نیک، امت گفتار نورانی با ارزشی است که از زبان اهل هنر خارج شده و در راه دعوت و اصلاح به کار برده می‌شود و با نهایت لطف و زیبایی و استواری و اعتدال و به دور از بد زبانی و ابتذال است تا آنکه هدایت و خیر را محقق نموده و از بدی‌ها جلوگیری نماید زیرا چنین سخنی از اعماق قلب و برای هدایت بندگان خداوند و نشر رحمت و مودت بر زبان آمده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ أَلَمْ ترَ کَیْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء * تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا &#8230;} </span>[ابراهیم: ۲۴-۲۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آیا ندیدى که الله چگونه مثل زده سخنى پاک که مانند درختى پاک است که ریشه‏اش استوار و شاخه‏اش در آسمان است (۲۴) میوه‏اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏دهد&#8230;)</span></p>
<p>چه زیباست سخن سازنده و چه زیباست کلام هدایتگر مهربان!</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی&#8230; از مقتضیات سخن با ارزش، نقد سازنده‌ و هدفمند از سوی رسانه‌ها است. رسانه‌هایی که همه‌ی آفاق را در نوردیده و به افکار و اندیشه‌ها نفوذ کرده‌اند. نقدی که از سوی رسانه‌ها نگاشته یا نمایش داده می‌شود باید از سوی افرادی باشد که دارای قدرت بیانی و اندیشه‌ای هدفمند و خیرخواهانه باشند&#8230;</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;هر آنکه به خداوند و روز قیامت ایمان دارد پس یا سخن خیری بگوید یا ساکت باشد&#8221;.</span> [به روایت بخاری در صحیحش]</p>
<p>داناترین مردم کسی است که با علم سخن بگوید یا با شکیبایی سکوت اختیار کند و خداوند رحمت کند شخصی را که سخن خیری گفت و غنیمت برد و یا سکوت اختیار کرد و راه سلامت پیمود و عجیب نیست! چه بسا سخنانی که باعث نفرت و کینه و دشمنی گردیده است.</p>
<p>پس ای عزیزان قلم به دست، ای سازندگان سخن و ای مردان رسانه: سخنان نوشتاری و شنیداری در زمانه‌ی ما عرصه‌ی مبارزه شده‌اند؛ پس درباره‌ی آنچه برای دختران و پسران این جامعه می‌نویسید تقوای خداوند را فراموش نکنید و از هیاهو و جنجال بپرهیزید و ارزش سخن را پاس دارید و برای کلمه، آن هدفش را که تزکیه‌ی اخلاق و جمع کردن اندیشه‌ها بر دوستی و همگرایی است، محفوظ بدارید. زیرا سخنی که روشنگر است در واقع آینه‌ای است از روح نویسنده‌اش و نشان‌ دهنده‌ی پاکی اندیشه و وجدان اوست.</p>
<p>چه بسا آتش جنگ‌هایی که با همین کلمات روشن شده‌اند و چه بسا دوستی‌ها که در لحظاتی پا گرفته‌اند.</p>
<p>زنهار که سخن را در خدمت تصفیه حساب‌ها یا برای طعنه وارد کردن در افراد به کار برید و یا در پی دروغ‌ها و شایعات راه افتید!</p>
<p>بیان و سخن را در خدمت دین و یاری قضایای مسلمانان و یکی نمودن امت و وحدت آن و برای خدمت به منافع مردم به کار برید و بدانید که سخن سودمند صادقانه در واقع نشان‌دهنده و بروز دهنده‌ی اندیشه‌ی روشن و درون پاک گوینده‌اش است.</p>
<p>اما بعد&#8230; برادران و خواهران مسلمان&#8230; سخن راست و دقیق، ملاک جهانیان برای بر قرار نمودن عدالت و صلح و انصاف و همگرایی و از بین رفتن کشمکش‌هاست و ریسمان محکم امت ماست، امتی که امت سخن درست و قرآن مبین است، تا بتواند جایگاه شایسته‌ی خود را در میان جهانیان باز یافته و دوباره قلب مردم دنیا را از عظمت خود پر سازد و این بر خداوند متعال سخت نیست چه بسا که منهج و روش مسلمانان همیشه این بوده که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَهُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِیدِ } </span>[حج: ۲۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و به سخن پاک هدایت می‌شوند و به سوی راه [پروردگار] ستوده شده هدایت می‌شوند)</span></p>
<p>خداوند برای من و شما در دو وحی کتاب و سنت برکت دهد و ما را با راه و روش سرور پیامبران سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از هر گناهی از خداند بزرگ و مهربان آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید و بسوی او توبه کنید که او آن مولای بزرگوار و جلیل است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که به نعمت‌های او اعتراف کرده و شکرش را به جای می‌آوریم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده‌ی الله و پیامبر اوست و بهترین انسانی است که سخن وری نموده&#8230; درود و سلام و برکات الله بر وی و بر اهل بیت و یارانش و تابعین و کسانی باد که به نیکی و به امید بهشت خداوندی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مومنان&#8230; تقوای پروردگارتان را در پنهان و آشکار پاس دارید و بدانید که در فردای قیامت به دقیق‌ترین ترازو عرضه خواهید شد پس از سخنان ناشایست و آفات زبان بر حذر باشد.</p>
<p>ای امت اسلام&#8230;شریعت اسلام همانگونه به برگزیدن سخن نیک دستور داده است، به همان صورت نیز از سخن ناپاک بر حذر داشته زیرا که اینگونه سخنان همان خطرگاه و پرتگاهی است که انسان را به سوی بد زبانی و تهمت و شهادت دروغ سوق می‌دهد.</p>
<p>زیرا آنکه حرمت سخن را زیر پا گذارد و زبانش به پستی گراید، از آن به مانند قیچی در راه تخریب ناموس و آبروی دیگران استفاده خواهد کرد و این جاست که زبان تبدیل به آلت تخریبی خواهد شد که جز بدخواهان امت کسی از آن خوشحال نخواهد شد.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;مومن، طعنه‌زن و نفرینگر و زشت سخن و بدزبان نیست&#8221; </span>[به روایت امام احمد با سند صحیح]</p>
<p>و اگر نظر بیفکنی در بسیاری از گفتگوها و کانال‌های ماهواره‌ای و اینترنت نمونه‌های بسیاری از این بدزبانی‌ها را خواهی دید&#8230;</p>
<p>در ضرب المثل آمده است که: &#8220;مرگ انسان در بین دو فک اوست&#8221;.</p>
<p>شایسته‌ی انسان مومن است که سخن را پیش از گفتن آن بسنجد تا آنکه از آن ضربه نبیند و چه بسا گویندگانی که هر چه خواهند می‌گویند و در نتیجه آنچه نمی‌خواهند خواهند دید، و گفته‌اند که زخم زبان بدتر از اثر شمشیر بران است&#8230;</p>
<p>ای امت &#8220;گفتار نیک&#8221;&#8230; برای محافظت از شرف سخن و دوری از تمسخر و ابتذال و تحریک و جنجال و سوء استفاده، باید که قلم‌ها و تریبون‌ها به دست افراد امانتدار و شایسته و راستگو و اهل حکمت و ابتکار قرار گیرد&#8230;</p>
<p>اینهایند که کلمه‌ی امت را بالا برده و در مقابل، این امت را که امت کلمه‌ است را از نظر فرهنگی و رسانه‌ای و فکری و اجتماعی به جایگاه کمال و عظمت می‌رسانند&#8230; این است امید و آرزوی ما و برای آن به مولای عزو جل استعانت می‌جوییم که او بخشنده و کریم است.</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر راستگوترین کسی که سخن به زبان آورده و راهنمایی کرده و تبیین نموده است، و بدانید که خداوند متعال در در کتاب مبین خود فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } </span>[احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و با فضل خویش کلمه‌ی حق و دین را بلند گردان ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را صالح بگردان&#8230; خداوندا دین ما را که حافظ امر ماست و دنیای ما را که زندگی ما در آن است و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیاده‌ی در نیکی‌ها بگردان مرگ را برای ما آسایش از هر بدی قرار ده.</p>
<p>خداوندا سختی سختی‌دیدگان مسلمان و غم و غصه‌ی غصه‌داران را از بین ببر و وام و قرض وام داران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا مقدسات مسلمانان را حفظ نما و مسجد الاقصی را از تجاوز متجاوزان در امان دار. خداوندا مسجد الاقصی را از صهیونیست‌های غاصب اشغالگر محافظت کن. خداوندا آن را تا روز قیامت سربلند و عزیز بدار. ای داری جلال و اکرام&#8230;</p>
<p>خداوندا ما را باران عطا نما&#8230; خداوندا ما را باران عطا نما&#8230; خداوندا آن را باران رحمت بگردان و نه باران نابودی و ویرانی&#8230;</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>خداوندا از ما بپدیر که تو شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی و ما و والدین ما و همه‌ی مسلمانان را ـ چه زندگان و چه رفتگان ـ مورد آمرزش خود قرار ده.</p>
<p>پاک و منزه است پروردگار تو آن پروردگار عزت و جلال از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;">با  تشکر  از شبکۀ جهانی نور</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3011/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نصیحتی برای ثروتمندان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2892</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2892#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Mar 2010 21:49:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2892</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط
مسجد الحرام: جمعه ۲۶ ربیع الاول ۱۴۳۱ برابر با ۲۱ اسفند ۱۳۸۸
خطبه‌ی اول:
حمد و سپس از آن الله است. وی را ستایش گفته و از او یاری جسته و از وی آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند گمراهگری نخواهد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۲۶ ربیع الاول ۱۴۳۱ برابر با ۲۱ اسفند ۱۳۸۸<span id="more-2892"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپس از آن الله است. وی را ستایش گفته و از او یاری جسته و از وی آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست&#8230; خداوندا بر بنده و پامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان الله تقوای وی را پیشه ساخته و تا قیامت از بهترین توشه، توشه برگیرید.</p>
<p>ای مسلمانان: خداوند بر مسلمانان و بر بندگان توفیق یافته‌اش به خاطر &#8220;نفس لوامه&#8221; منت نهاده است. نفس لوامه‌ یا همان &#8220;نفس ملامتگر&#8221; که بر آن قسم یاد کرده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ لَا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیَامَةِ (۱) وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ }</span> [قیامت: ۱-۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">(قسم به روز قیامت (۱) و قسم به نفس ملامتگر)</span></p>
<p>نفس لوامه نفسی است که صاحب خود را در صورت بهره نبردن از نیکی‌ها و یا افتادن در بدی‌ها مورد سرزنش قرار می‌دهد و آن را بر ترک بدی و بد داشتن آن تشویق می‌کند&#8230;</p>
<p>کسی که دارای نفس لوامه است وجدانی بیدار و قلبی زنده دارد. وی هم خود از دست خود راحت است و هم مردم از وی در آسودگی هستند.</p>
<p>برعکس آن، انسان سنگدل و خشن است&#8230; وی کسی است که اگر دست به هر گناه بزرگی بزند و یا هر خطایی انجام دهد کمترین ناراحتی به او دست نداده و احساس پشیمانی نمی‌کند. برای همین، چنین شخصی وبالی بر گردن خود و خطری برای دیگران است.</p>
<p>از آنجایی که او زندگی خود را در حال غفلت از پروردگار و یا پیروی از هوای نفس خود است و توجهی به مسائل دیگر ندارد، وبالی است بر گردن خود و از آنجا که تنها برای خود زندگی می‌کند و خودپرست است، خیرش را از دیگران بازمی‌دارد مخصوصا اگر از انسان‌های ثروتمند و مرفه باشد که در این صورت ثروتش باعث طغیان و تکبر او شده و رحمت و شفقت از قلبش بیرون رفته و گوشش از شنیدن حق ناشنوا گردیده و چشمش را از دیدن هر تشریعی که به همیاری و همکاری و تعاون میان افراد جامعه‌ی مسلمان دعوت می‌کند می‌پوشاند&#8230;</p>
<p>خداوند متعال مومنان را اینگونه وصف می‌کند که آنان بر کفار شدید و سخت‌گیرند و میان یکدیگر دلسوز و مهربانند و در حدیثی که ابوداوود و ترمذی با سند صحیح از عبدالله بن عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده‌اند آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;رحیمان مورد رحمت خداوند رحمن قرار می‌گیرند، به آنان که در زمینند رحم کنید تا آن که در آسمان است شما را مورد رحمت قرار دهد&#8221;</span> و همچنین در حدیثی که بخاری و مسلم در صحیح خود روایت کرده‌اند از جریر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;آن که به مردم رحم نمی‌کند خداوند نیز وی را مورد رحمت قرار نمی‌دهد&#8221;.</span></p>
<p>انسان مغرور و خودپرست، وقتی در برابر این معانی عظیم قرار می‌گیرد از آن روی می‌گرداند و گمان می‌برد که این حق اوست که هرگونه دلش بخواهد در مال خود تصرف نماید و کسی بر او قدرتی ندارد زیرا او با تلاش و نیرو و تجربه و دانش خود آن را جمع‌آوری نموده است&#8230;</p>
<p>مثال او به مانند قارون است که خداوند وی را نمونه‌ای برای انسان‌های ثروتمندی قرار داده که قلبهایشان سنگ شده و بصیرتشان کور گردیده و دست‌هایشان به گردنشان بسته شده است. برای همین است که خداوند متعال داستان وی را برای ما نقل نموده تا عبرتی ابدی شود برای همه‌ی خردمندان&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إنَّ قَارُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَیْهِمْ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ &#8230;}‌</span> [قصص: ۷۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(قارون از قوم موسی بود پس بر آنان ستم کرد و ما به او آنچنان از گنجینه‌ها عطا کردیم که کلید‌های آن بر گروهی نیرومند نیز سنگین بود&#8230;)</span></p>
<p>یعنی کلید‌های گنج‌های قارون حتی بر گروهی قدرتمند نیز سنگینی می‌کرد. هنگامی که وی این نعمت را با شکری که لایق آن باشد و نیکی به مردم، پاسخ نگفت عاقبت این کفران نعمت این شد که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا کَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ یَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا کَانَ مِنَ المُنتَصِرِینَ } </span>[قصص: ۸۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(پس او را و خانه‌اش را به زمین فرو بردیم و او گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری کنند وخود نیز نتوانست از خود دفاع کند)</span></p>
<p>چه بسیارند ثروتمندانی که این راه و روش را طی کرده‌اند&#8230; و هر آنکه این روش را در پیش گیرد ممکن نیست از شکرگذارانی شود که با بذل نیکی و تلاش در میدان‌های آن به بندگان خداوند احسان ورزند&#8230; چه بسیار بودند این ثروتمندان که اوضاع آنان تغییر یافت و بلا بر اموالشان نازل گردید و ثروتشان از بین رفت و پس از آن ثروت، دچار فقر شدند و به گدایی مردم پرداختند&#8230;</p>
<p>در این سرنوشت‌ها عبرتی است برای خردمندان که شکر نعمت کنند و به خلق خدای احسان نمایند. بنده‌ای که خداوند به او مالی عطا کرده و او در مقابل این نعمت، آن را به عنوان راهی برای شکرگذاری خداوند و نیکی به بندگان او استفاده کند، چنین بنده‌ای از سوی خداوند بشارت عاقبت نیک و گذشت از تقصیرات و گناهان را به دست آورده است&#8230;</p>
<p>در حدیثی که مسلم در صحیح خود روایت نموده است از عقبة بن عامر ـ رضی الله ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;بنده‌ای از بندگان ثروتمند خداوند را در روز قیامت ـ برای حساب و کتاب ـ می‌آورند پس به او گفته می‌شود: در دنیا چه عملی انجام داده‌ای؟ وی ـ در حالی که چیزی از خداوند پنهان نمی‌کند ـ می‌گوید: ای پروردگارم&#8230; تو به من مال عطا کردی و من با این مال با مردم خرید و فروش می‌کردم و از اخلاق من این بود که بر مردم آسانگیری و گذشت می‌کردم؛ من بر کسی که مشکل داشت آسان می‌گرفتم و برای کسی که مقروض بود و توانایی پرداخت قرضش را نداشت نیز صبر می‌کردم. خداوند متعال فرمود: من از تو شایسته‌تر به این اخلاقم&#8230; از بنده‌ام بگذرید؛ پس خداوند وی را بهشت وارد می‌کند&#8221;</span>&#8230;</p>
<p>و در روایت دیگری از بخاری و مسلم آمده است که: <span style="color: #008000;">&#8220;مردی بود که هیچ کار خیری انجام نمی‌داد جز اینکه به مردم قرض می‌داد اما هنگامی که فرستاده‌ی خویش را برای بازپس گرفتن قرض به نزد شخص بدهکار می‌فرستاد به وی می‌گفت: هر آنچه را که توانستی از شخص بدهکار بگیری ـ و در اختیار داشت ـ بگیر و از بقیه‌ی آن در گذر شاید که خداوند از گناهان ما در گذرد&#8230; پس هنگامی که وفات یافت خداوند به وی گفت: آیا کار خیری انجام داده‌ای؟ گفت: نه&#8230; مگر اینکه من به مردم قرض می‌دادم و خدمتکاری داشتم که وقتی برای گرفتن آن قرض‌ها او را به سوی بدهکاران می‌فرستادم به او می گفتم هر چه توانستی بگیر و هر چه نداشتند را ترک کن و از باقیمانده‌ی آن درگذر تا آنکه خداوند از ما در گذرد&#8230; پس خداوند فرمود: از گناهانت درگذشتم&#8221;.</span></p>
<p>این راه و روشی است بس بزرگ و دارای آثاری بسیار عظیم! و چه نیک است آخر و عاقبت آن! و چه زیباست که انسان برای احسان و نیکوکاری به مردم، از همه‌ی انواع نیکی و آسانگیری و رفع سختی از آنان استفاده کند، به ویژه مهلت دادن به بدهکار یا بخشیدن او که این راه و روش کسانی است که برای رسیدن به خشنودی پروردگار، و بهشت پرنعمت با بندگی نیک و تلاش و مجاهدت، وسیله می‌جویند. بهشت جاودانی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  درباره‌ی آن می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;در آن ـ یعنی در بهشت ـ چیزی است که نه چشمی دیده است و نه گوشی شنیده است و نه به قلب هیچ بشری خطور کرده است&#8221; </span>[به روایت مسلم  در صحیح خود از حدیث سهب بن سعد ساعدی]</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای وی را پیشه سازید و به یاد داشته باشید که هر که امروز به بندگان خداوند احسان و نیکی روا دارد و سختی آنان را از بین ببرد و یا آنان را از تنگناهای دنیا نجات دهد، در مقابل وعده‌ی احسان خداوندی در روز قیامت را به دست آورده است&#8230; آن احسانی که در این حدیث که امام مسلم و اصحاب سنن روایت کرده‌اند به آن اشاره شده است:</p>
<p>از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;هر که از مسلمانی یک سختی از سختی‌ها دنیا را بزداید، خداوند نیز از او یک سختی از سختی‌های آخرت را می‌زداید، و هر که در دنیا بر بدهکاری آسان گیرد خداوند نیز برای او در دنیا و آخرت آسان خواهد گرفت، و هر که مسلمانی را در دنیا بپوشاند خداوند نیز او را در دنیا و آخرت خواهد پوشاند و ستر خواهد کرد، و خداوند در یاری و کمک بنده است تا وقتی که بنده در یاری و کمک برادرش باشد&#8221;.</span></p>
<p>و عجیب نیست که خداوند متعال پاداش نیکی را اینگونه بیان نماید که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ }</span> [رحمن: ۶۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟)</span></p>
<p>خداوند متعال من و شما را با هدایت کتاب و سنت سود رساند، این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند متعال از هر گناهی آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم، الله هر که را هدایت نماید وی گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; امام احمد در مسند خویش و ترمذی و ابن ماجه با سند صحیح از ابوهریره‌ ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;هر که به بدهکاری مهلت دهد یا اینکه از او درگذرد خداوند در روز قیامت او را در زیر سایه‌ی عرشش قرار خواهد داد، در روزی که هیچ سایه‌ای نیست جز سایه‌ی او&#8221;.</span></p>
<p>چه غنیمت بزرگی است در امان ماندن از گرمای جهنم و قرار گرفتن در زیر سایه‌ی رحمن، و چه اجر بزرگ و کریمانه‌ای است این اجر که شایسته است ثروتمندان را برای مهلت دادن به بدهکارانی که توانایی ندارند یا بخشیدن، آنان تشویق کند&#8230;</p>
<p>پس ای بندگان الله، تقوای او را پیشه سازید و به یاد داشته باشید که الله متعال شما را به فرستادن درود و سلام بر خاتم پیامبران محمد بن عبدالله امر نموده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً}</span> [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی راشد ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و از کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی کنند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش خشنود باش ای بهترین بخشندگان&#8230;</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و حوزه‌ی دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود گردان و میان قلب‌های مسلمانان الفت ده و صفوفشان را یکی گردان و رهبران آنان را اصلاح کن و کلمه‌ی آنان را بر حق یکی گردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  و بندگان مومن مجاهدت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و رهبران و مسئولان ما را اصلاح بگردان. خداوندا این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را از هر خیری بهره‌مند و از هر شری ایمن بدار.</p>
<p>خداوندا دین ما را که حافظ امر ماست و دنیای ما را که زندگی ما در آن است و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیاده‌ی در هر نیکی و مرگ را آسودگی از هر بدی قرار بده.</p>
<p>خدایا ما به تو از زوال نعمت و برگشت عافیت و عذاب ناگهانی و همه‌ی عوامل خشمت پناه می‌بریم&#8230; پروردگار ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی تردید از زیانکاران خواهیم بود.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را مورد رحمت خویش قرار ده و ما را به آرزوهایی که باعث رضایت توست برسان و با اعمال نیک پرونده‌ی ما را خاتمه ده.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار. و درود و سلام خداوند بر بنده و پیامبرش محمد، و بر اهل بیت و یارانش، و الحمدلله رب العالمین.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2892/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آثار و نشانه‌های اخلاق نیک</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2867</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2867#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Mar 2010 08:37:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2867</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح بن حمید
مسجد الحرام: جمعه ۱۹ ربیع الاول ۱۴۳۱ برابر با ۱۴ اسفند ۱۳۸۸
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است. ستایش از آن اوست که اجل‌ها به دست اوست و به تغییرات نفس انسانی و احوال آن آشناست. هر اراده‌ای که برای بندگانش کند با قدرت و خواست خود به اجرا گذارد. او را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح بن حمید</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۱۹ ربیع الاول ۱۴۳۱ برابر با ۱۴ اسفند ۱۳۸۸<span id="more-2867"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. ستایش از آن اوست که اجل‌ها به دست اوست و به تغییرات نفس انسانی و احوال آن آشناست. هر اراده‌ای که برای بندگانش کند با قدرت و خواست خود به اجرا گذارد. او را برای فضل و نعمت فراگیرش حمد و سپاس می‌گویم&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی شریک است، بر حکمش اعتراضی نیست و حکمتش بی‌انتهاست&#8230; و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست&#8230; درود و سلام و برکات الله بر وی و بر اصحاب و اهل بیت و همه‌ی آنانی باد که تا قیامت به نیکی از ایشان پیروی نموده و بر راه و روش آنان راه پویند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>خود و شما را به تقوای الله توصیه می‌کنم پس تقوای وی را پیشه سازید&#8230; در میان خود و خداوند تقوا را رعایت کنید و با نفس خود به جهاد بپردازید و با مردم تواضع پیشه کنید و در دنیا زهد ورزید و بدانید که مهربانی با خق دری است به سوی رحمت الهی که رحیمان مورد رحمت خداوند قرار می‌گیرند و خود را برای عرضه‌ی بزرگ بر خداوند آماده سازید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنکُمْ خَافِیَةٌ} </span>[حاقه: ۱۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آن روز بر پروردگار عرضه می‌شود و هیچ پوشیده‌ای ازشما پنهان نمی‌ماند)</span></p>
<p>زیرا کسانی که در دنیا محاسبه‌ی نفس خویش کرده‌اند در آخرت حسابشان آسان خواهد بود و آنانی که در دنیا خود را به ترازوی اعمال سپرده‌اند در آخرت کفه‌ی ترازویشان سنگین خواهد بود.</p>
<p>محاسبه‌ی نفس به واسطه‌ی ورع و تقوا و آراستن خویش برای عرضه‌ی بزرگ قیامت و خشیت پادشاه پادشاهان، خواهد بود.</p>
<p>ای مسلمانان: برادری میان مسلمانان رابطه‌ای است عمیق و بر اساس ارتباطی محکم استوار است. رابطه‌ی برادرگونه که در آن نسب انسانی به همراه حقایق رسالت اسلامی شکوفا می‌شود&#8230; برادری، روح اسلام و چکیده‌ی نظام و شریعت آن و اساس جامعه و حکومت آن است. برادری بر اساس وفاداری به تعالیم اسلام و برپا داشتن احکام و اجرای توصیه‌های آن و التزام به اخلاق آن:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً&#8230;} </span>[آل عمران: ۱۰۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و همگى به ریسمان الله چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‏ الله را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید&#8230;)</span></p>
<p>دین اسلام ـ با عقاید و عبادات و اخلاق خویش ـ برای این آمده است که بشریت را به سوی میدان‌های وسیع و جهانی روشن که آکنده از فضائل و آداب است، رهنمون سازد&#8230;</p>
<p>در مقابل آن می‌بینیم که علوم دین و احکام و تعالیم آن در صورت غلبه‌ی هوای نفس و سرکشی انحرافات و ظلم و ستم، رو به ضعف می‌نهد.</p>
<p>انسانی که سنگدل و بد اخلاق است انسانی متدین به حساب نمی‌آید و آنکه قلبش به واسطه‌ی هوا و هوس و خرافات آلوده گردیده نیز انسانی صالح نیست.</p>
<p>اساس دینداری بر سالم بودن انسان از نظر قلب و عقل و نفس و جوارح وی  و سالم بودن آن از انحراف می‌باشد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ &#8230;} </span>[روم: ۳۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که الله مردم را بر آن سرشته است آفرینش الله تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار&#8230;)</span></p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَمَن یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى &#8230;}</span> [لقمان: ۲۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم الله کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ زده است)</span></p>
<p>عبادت‌ها نیز وقتی به اوج خود می‌رسند که اخلاق نیک و رفتار صحیح را در انسان به وجود آورند:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ } </span>[عنکبوت: ۴۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; همانا نماز از فحشا و منکر باز می‌دارد)</span></p>
<p><span style="color: #800000;">{ خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا } </span>[توبه: ۱۰۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(از اموالشان صدقه‌ای برگیر تا با آن‌ آنها را پاک سازی)</span></p>
<p><span style="color: #800000;">{ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِی الْحَجِّ } </span>[بقره: ۱۹۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(حج در ماههاى معینى است پس هر کس در این [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند که] در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال [روا] نیست)</span></p>
<p>محور عبادات بر تزکیه‌ی نفس و پاک کردن درون و محقق نمودن معنای خضوع برای حق تعالی است و هیچ نجات و صلاح و موفقیت و خوشبختی نیست مگر با عبودیت راستین برای الله سبحانه و تعالی و رفتار نیک با خلق خدا.</p>
<p>این چه دینداری است که عبادات خود را انجام می‌دهد اما ترشروی است و شرارت بر وی هویداست؟ چگونه ممکن است یه انسان متدین و صالح باشد در حالی که رذایل اخلاقی در درون وی آکنده است و سینه‌اش از آن مملو است؟ و شما می‌دانید که مفلس و بی‌چیز بر اساس حدیث نبوی کسی است که <span style="color: #008000;">&#8220;</span><span style="color: #008000;">د</span><span style="color: #008000;">ر روز قیامت</span> <span style="color: #008000;">با نماز و زکات و روزه به پیشگاه خداوند حاضر می‌شود در حالی که به این فحش داده است و به آن تهمت زده و مال این را خورده و خون این را ریخته و آن را زده است. پس در مقابل، از خوبی‌های وی به این و آن داده می‌شود&#8230; و هنگامی که خوبی‌هایش تمام شد از گناهان دیگران برداشته شده و به وی داده می‌شود و سپس در آتش انداخته می‌شود&#8221;</span> [حدیث صحیح به روایت امام مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان: احیای دین در درون انسان‌ها و در رفتار آن‌ها با احیای اخلاق و توصیه‌های دین امکان‌پذیر است&#8230; باید حقیقت ایمان در رفتارها نمایان شود همانگونه که در عبادات نمایان می‌شود:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ } </span>[عنکبوت: ۴۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همانا نماز از فحشا و منکر باز می‌دارد)</span></p>
<p>اخلاق در اسلام از اصول &#8220;حیات طیبه&#8221; یا همان &#8220;زندگی پاک&#8221; است. فضیل بن عیاض ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;اصل ایمان و فرع آن پس از کلمه‌ی شهادتین و ادای فرایض، راستگویی و حفظ امانت و وفای به عهد و صله‌ی رحم و خیرخواهی برای مسلمانان است&#8221; بلکه اهل علم می‌گویند: &#8220;دین همه‌اش اخلاق است. پس هر که بر اخلاق تو افزود بر دینت افزوده است&#8221;</p>
<p>این دین است که قواعد اخلاق را ترسیم نموده و نشانه‌های آن را گذاشته و معیارهای آن را تنظیم می‌کند و مکارم آن را ارج می‌نهد.</p>
<p>اخلاق بدون دین، عبث و بیهوده است&#8230; دین و اخلاق دو همتایند که از هم جدا نمی‌شوند و از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که فرمودند:</p>
<p><span style="color: #008000;">&#8220;محبوب‌ترین بندگان نزد خداوند خوش‌اخلاقترین آنان است&#8221; </span>و <span style="color: #008000;">&#8220;کامل‌ترین انسان‌ها از نظر ایمان، بهترین آنان از نظر اخلاق است&#8221;</span> و فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;بهترین چیزی که به انسانی عطا شده است اخلاق نیکو است&#8221;</span></p>
<p>همچنین بر اساس حدیث نبوی، زندیکترین کس به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در روز قیامت نیکواخلاق‌ترین آنان است. و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;هیچ چیز در ترازوی انسان مومن در روزی قیامت سنگین‌تر از اخلاق نیک نیست&#8221;</span> و در جای دیگر می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;نیکی یعنی اخلاق نیک&#8221;.</span></p>
<p>بزرگواری انسان مومن دین وی است و حسب و نسب وی اخلاقش می‌باشد.</p>
<p>برای آنکه منزلت اخلاق و اثر آن در کنترل افراد و استقرار جامعه برایتان آشکار شود نگاهی به احکام و قوانین بیندازید. با وجود اهمیت و ضرورت وجود قانون و احکام قانونی برای تنظیم امور مردم و احقاق حقوق و رفع ستم، تنها وجود آن‌ها برای کنترل انسان‌ها کافی نیست زیرا قانون با همه‌ی جدیت و تطبیق دقیق تنها بر ظاهر حاکم است نه بر درون انسان‌ها و به روابط انسان‌ها با یکدیگر مربوط است و نه به مسائل شخصی و تنها انسان‌های قانون‌شکن را تنبیه می‌کند اما انسان‌های قانونمدار را مورد تشویق و پاداش قرار نمی‌دهد و با همه‌ی این‌ها دور زدن آن آسان است و تفسیر آن بر حسب دلخواه نیز ممکن است و در رفتن از زیر حکم آن نیز کار سختی نیست&#8230;</p>
<p>برای این لازم است که انسان دیندار و اخلاق مدار باشد و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;اگر کسی که نسبت به دین و اخلاق او راضی هستید ـ به خواستگار دختر شما ـ آمد او را به ازدواج درآورید&#8230; که اگر این کار را نکنید فتنه و فسادی بزرگ در زمین پدید خواهد آمد&#8221; </span>[به روایت ترمذی با سند حسن]</p>
<p>بدون دین اخلاقی نخواهد بود و بدون اخلاق نیز نه نظام و نه قانون وجود واقعی نخواهد داشت.</p>
<p>دوستان عزیز: حال که قضیه به این صورت است باید بدانیم که جامع اخلاق نیک اینهاست: حیا،، سودرسانی به مردم، راستی، جدیث در کار، دوری از اشتباهات، دوری از سخن و کار اضافی و بی‌فایده، نیکوکاری، وفاداری، صبر، شجاعت، احسان، تشکر، بردباری، عدالت، عفت، دلسوزی، پاکی زبان و درون، گذشت، بزگواری و بخشندگی، رحمت، عطوفت با دیگران، انصاف و همدردی با مردم&#8230; که می‌توان گفت: میانه‌روی و اعتدال منشا اخلاق است.</p>
<p>برادران و خواهران: انسان خوش اخلاق اهل بخشش و بزرگواری است&#8230; خشم خود را فرو می‌نشاند و در حالی که قادر به انتقام است، می‌بخشد و در حالی که حق با اوست درمی‌گذرد&#8230; او خود را با درگیری و دشمنی‌ها مشغول نمی‌سازد زیرا لحظات عمر و برادری نزد وی با ارزش‌تر از این‌هاست.</p>
<p>انسان خوش اخلاق، برادری دینی و همیاری را در بهترین صورت آن به نمایش می‌گذارد، انسان خوش اخلاق در درون خود و در میان خانواده‌ی خود خوشبخت و سعادتمند است. او شادی را نثار غمدیدگان می‌کند و اشک آنان را پاک ساخته و راه را برای انسان‌های سرگردان روشن می‌سازد و گمراهان را به سوی هدایت رهنمون می‌سازد و صاحب لبخندی زیبا و دستی نوازشگر و قلبی دلسوز است.</p>
<p>انسانی که دارای اخلاق نیک است در به رحمت و عدل پروردگار خویش در آنچه میان بندگان تقسیم نموده ایمان دارد و و در حالی که سینه‌اش خالی از کینه‌ و کدورت‌هاست صبح را به شب رسانده و شب را به صبح می‌رساند و این دعای صالحان را بر زبان دارد که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230;رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ } </span>[حشر: ۱۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230;پرودرگارا ما را و برادران ما را که در ایمان از ما سبقت جستند مورد آمرزش قرار ده و در دل‌های ما هیچ کینه و کدورتی نسبت به کسانی که ایمان آوردند قرار مده. پروردگارا همانا تو رئوف و مهربانی)</span></p>
<p>او روز خود را با این دعا شروع و با همین دعا به پایان می‌رساند که: <span style="color: #008000;">&#8221; اللهمَّ ما أصبح بی من نعمة أو بأحدٍ من خلقِکَ فمِنکَ وحدَکَ لا شریکَ لک ؛ فلک الحمدُ ولک الشکر &#8220;</span> (پروردگارا هر نعمتی که به من یا به کسی از بندگانت روی آورد تنها از توست که شریکی نداری، پس حمد و شکر از آن توست)</p>
<p>وی مهربان است و به آن نحوی که بهتر است رفتار می‌کند و به آن کاری دستور می‌دهد که در حد توان است و دیگران را به کاری که نمی‌توانند مکلف نمی‌سازد.</p>
<p>در این سه رفتار زیبا دقت کنید: صبر زیبا، رویگردانی زیبا، و ترک گفتن زیبا. و این سه خلت زیبا نیست مگر برای کسی که دارای اخلاق زیبا است&#8230; ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ می‌گوید: &#8220;نیکی کاری ساده است: صورتی گشاده و سخن نرم&#8221; و عروة بن زبیر می‌گوید: &#8220;چه بسا کلمه‌ی فروتنانه‌ای که برایم عزت و افتخار به ارمغان آورد&#8221; &#8230;</p>
<p>اخلاق، ملاک ارزیابی فرد و اساس جامعه‌ی خوشبخت است. تا وقتی که باشد، جامعه نیز مترقی می‌ماند و اگر رخت ببندد آن جامعه نیز رو به فنا می‌رود و ملت‌ها چیزی نیستند جز اخلاقی که دارند&#8230;</p>
<p>خوش اخلاقی تلخ را شیرین کرده و خاک را کیمیا می‌کند و کدورت را به صفا مبدل ساخته و نقمت را به نعمت بدل می‌کند&#8230; شدت را رحمت و دشمن را دوست می‌گرداند. خوش اخلاقی آهن را نرم و سنگ را آب می‌کند و زندگی را در قلب‌ها برانگیخته می‌سازد. اخلاق نیک ـ به اذن خداوند ـ خشنودی را گسترده ساخته و امنیت را فراگیر می‌گرداند. آنکه در اخلاق خود صادق است بشاشت ایمان به قلبش راه می‌یابد&#8230;</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: <span style="color: #800000;">{وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ  * وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ * وَإِمَّا یَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ} </span>[فصلت: ۳۴-۳۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و نیکى با بدى یکسان نیست [بدى را] با آنچه خود بهتر است دفع کن آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‏گردد (۳۴) و این [خصلت] را جز کسانى که شکیبا بوده‏اند نمى‏یابند و آن را جز صاحب بهره‏اى بزرگ نخواهد یافت (۳۵) و اگر دمدمه‏اى از شیطان تو را از جاى درآورد پس به الله پناه ببر که او خود شنواى داناست)</span></p>
<p>خداوند من و شما را با قرآن بزرگ و با راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از همه‌ی گناهان آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>خداوند را به سان شکرگویان، شکر می‌گویم و به مانند اهل یقین به او ایمان می‌آورم و او را برای فضل آشکارش شکر می‌گویم. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و دینم را برای او خالص می‌گردانم. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد  بنده و پیامرسان او و سرور پیشنیان و آیندگان است. درود و سلام می‌فرستم بر او و بر دیگر پیامبران و بر اهل بیت و یارانش و بر تابعین و آنانی که به نیکی راه آن‌ها را در پیش گیرند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>همه‌ی مسلمانان این را به می‌گویند و به آن ایمان دارند که اسلام دین فضیلت‌ها و مکارم است&#8230; اخلاق باارزش را دوست دارد و به آن فرا می‌خواند و از پستی‌ها بیزار است و از آن باز می‌دارد&#8230;. و همه‌ی آن‌ها می‌گویند که هیچ اخلاق نیکی نیست مگر آنکه این دین به آن فرا می‌خواند و هیچ اخلاق بدی نیست مگر آنکه از آن باز برحذر می‌دارد.</p>
<p>اما&#8230; اما متاسفانه چه بسا مسلمانانی که نه احسانی می‌شناسند و نه نرمخویی و نه رحمت و عطوفت و عفو و گذشت و نه عدل و صبر و بردباری&#8230; در میانشان کسانی هستند که صله‌ی رحم را قطع می‌کنند و به همسایه‌ی خود جفا می‌کنند و احترام بزرگتر را به جا نمی‌آورند و به کوچکترها رحم نمی‌کنند و برای بیوه‌ زنان و یتیمان و بی‌نوایان تلاش نمی‌کنند. چه بسیارند در میان مسلمانان کسانی که به عمد دروغ می‌گویند و خلاف وعده و فریبکاری می‌کنند&#8230;</p>
<p>این تصویری است از جامعه‌ی ما اما تصویر غم‌انگیزتر این است که برخی از مسلمانان در فهم دین و حقیقت تدین دچار اشتباه هستند.</p>
<p>از بدفهمی‌ها و اشکالاتی که برخی از مسلمانان دچار آنند این است که می‌بینی برخی از آنان نماز را به خوبی به جا می‌آورند اما در باب معاملات و رفتار با مردم دچار تقصیر و کم‌کاری فراوان هستند. گو اینکه آنان دین و دینداری را به همین عبادت محدود ساخته‌اند.</p>
<p>از دیگر مظاهر تقصیر این است که به اخلاق و رفتار و خوش رفتاری با دیگران به گونه‌ای نگاه شود که انگار در مرتبه‌ی چهارم یا دهم دینداری قرار دارد&#8230; نزد اینگونه دینداران آداب و رفتار جزو موکدات دینی قرار ندارد و شما دانستید که مفلس در روز قیامت چه کسی است. همچنین در حدیث صحیح آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;سه خصلت است که اگر در کسی باشد وی منافق خالص است گر چه نماز بگذارد و روزه بگیرد و به حج و عمره رود و بگوید که من مسلمانم: هنگامی که سخن گوید دروغ گوید، و اگر وعده دهد خلاف کند و اگر امین شمرده شد در امانت خیانت کند&#8221; </span>و در جای دیگر می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;مومن نیست آنکه همسایه‌اش از شرش در امان نیست&#8221;</span></p>
<p>اخلاق بد بیماری قلب و درون است&#8230; عبدالرحمن بن مهدی می‌گوید: &#8220;شایسته است که انسان همانگونه که از حرام دوری می‌کند از اخلاق پست نیز دوری کند زیرا بزرگواری جزو دین است&#8221;</p>
<p>پس تقوای الله را پیشه سازید و به دین خود به طور کامل از نظر عقیده و عبادت و اخلاق، پایبند باشید و از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید که بسیاری از گمان‌ها گناهند و تجسس نکنید و برخی از شما غیبت برخی دیگر را نکنند و گروهی گروه دیگر را به ریشخند نگیرند، چه بسا آن گروه از اینان بهتر باشند&#8230; برای بد بودن شخص همین کافی است که برادر مسلمان خود را تحقیر کند.</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر آن رحمت هدایتگر و آن نعمت خداوندی، پیامبرتان محمد رسول خداوند؛ که او شما را در کتاب خود به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{همانا الله وفرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر وی درود و سلام فرستید}</span> [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاکش و بر همسرانش مادران مومنان و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی راشد ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه و تابعین و از کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و بخشش و احسانت راضی باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و طاغیان و ملحدان و دیگر دشمنان دین را نابود ساز&#8230; خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما و ولایت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی رضایت تو باشند.</p>
<p>خداوندا دین ما را که ضامن امر ماست و دنیای ما را که زندگی ما در آن است و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیاده‌ی در نیکی گردان و مرگ را راحتی از بدی‌ها قرار ده و عاقبت ما را در همه‌ی امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده.</p>
<p>خداوندا هر که را برای ما و برای وطن و امنیت و وحدت ما اراده‌ی بد دارد به خود مشغول ساز و نیرنگ او را عامل نابودی وی گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا صهیونیست‌های غاصب را نابود گردان، خداوندا صهیونیست‌های اشغالگر را نابود ساز. خدایا تویی آن الله که معبودی به حق نیست جز تو&#8230; تو بی‌نیازی و ما نیازمند&#8230; باران را بر ما بباران و ما را از نومیدان مگردان&#8230; خداوندا ما را باران ده&#8230; خداوندا بر ما باران رحمت نازل کن و نه باران عذاب و بلا و سیل و نابودی&#8230;.</p>
<p>خداوندا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو رما را مورد مغفرت و رحمت قرار ندهی از زیانکاران خواهیم بود&#8230; خداوندا ما را به توبه موفق گردان و درهای قبول استجابت را بر ما باز گردان&#8230; خداوندا طاعات و دعاها و اعمال نیک ما را بپذیر و از بدی‌های ما در گذر و ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خدایا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار&#8230;</p>
<p>ای بندگان الله، همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر نموده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد&#8230; وی شما را پند می‌دهد تا آنکه یاآور گردید.. و او را بر نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر  از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2867/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۲ نکته در باره‌ی جشن مولودی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2839</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2839#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Feb 2010 09:15:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2839</guid>
		<description><![CDATA[حسن الحسینی / ترجمه: ابوعامر
نکته‌ی اول:
خداوند متعال پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را به پیروی از شریعت و پیروی نکردن از هوای نفس دستور داده است. پروردگار متعال می‌فرماید:
{سپس تو را بر شریعت [و راه و روشی که ناشى] از امر [پروردگار است] نهادیم پس آن را پیروى کن و از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2842" title="mawled" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/mawled.jpg" alt="mawled" width="100" height="119" />حسن الحسینی / ترجمه: ابوعامر</h4>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی اول:</span></h4>
<p>خداوند متعال پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را به پیروی از شریعت و پیروی نکردن از هوای نفس دستور داده است. پروردگار متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{سپس تو را بر شریعت [و راه و روشی که ناشى] از امر [پروردگار است] نهادیم پس آن را پیروى کن و از هوسهاى کسانى که نمى‏دانند پیروى مکن} </span>[جاثیه: ۱۸]</p>
<p>عبادتها &#8220;توقیفی&#8221; هستند یعنی در آن‌ها هیچ مجالی برای رای و نظر افراد نیست بلکه باید تنها کسی که آن را تشریع می‌کند خود خداوند باشد و برای همین است که خداوند متعال بارها و در جاهای مختلفی پیامبرش را به پیروی از وحی امر کرده است. و بر اساس این است که علما تقریر کرده‌اند &#8220;عبادات مبنی بر اتباع است نه ابتداع&#8221;.<span id="more-2839"></span></p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دوم:</span></h4>
<p>خداوند متعال به خاطر بعثت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بر بندگان خود منت نهاده است و نه برای ولادت وی:</p>
<p><span style="color: #800000;">{به یقین الله بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و اگر چه پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند}</span> [آل عمران: ۱۶۴]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی سوم:</span></h4>
<p>سلف صالح ما در روز تولد پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  هیچ کاری اضافه بر دیگر روزها انجام نمی‌دادند و اگر کار خاصی انجام می‌دادند حتما خبر آن به ما می‌رسید! این بر ما پنهان نیست که آن‌ها بسیار بیشتر از ما، پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را دوست داشتند و او را بزرگ می‌داشتند.</p>
<p>علامه ابو عبدالله محمد الحفار مالکی می‌گوید: &#8220;آیا نمی‌بینی که روز جمعه بهترین روزی است که خورشید بر آن طلوع کرده است و بهترین کاری که انسان می‌تواند در یک روز بافضیلت انجام دهد روزه گرفتن در آن روز است اما با این وجود رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  از روزه گرفتن جمعه با وجود فضیلتی که دارد نهی کرده است و این دلیل بر این است که هیچ عبادتی در زمان یا مکان خاصی مشروع نیست مگر آنکه از سوی شریعت تعیین گردد و [در باب عبادات] هر آنچه مشروع نیست انجام داده نمی‌شود زیرا ممکن نیست متأخرین این امت روشی هدایت کننده تر از پیشگامان این امت بیاورند&#8230; و همه‌ی خیر در پیروی از پیشینیان و سلف صالح این امت است&#8221; [المعیار المعرب ۷/۹۹].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی چهارم:</span></h4>
<p>نگاهی به فقه عمر فاروق ـ رضی الله عنه ـ بینداز وقتی که آغاز تاریخ را از هجرت مصطفی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  قرار داد زیرا نماد پیروزی، دین او بود و میلاد یا وفات پیامبر را آغاز تاریخ هجری نکرد. می‌دانی چرا؟ برای اینکه وی حقیقت‌ها و معانی را بر رسم‌ها و ظواهر و تعارفات مقدم می‌داشت!!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی پنجم:</span></h4>
<p>خلفای فاطمی اولین کسانی بودند که بدعت مولود را در قرن چهارم هجری در قاهره راه انداختند و در واقع شش مولود را به وجود آوردند: مولود پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  و مولود امام علی و فاطمه و حسن و حسین ـ رضی الله عنهم ـ و مولود خلیفه‌ی حاضر.</p>
<p>این مولودها به همین روش باقی ماندند تا آنکه &#8220;افضل بن امیر الجیوش&#8221; آن را لغو نمود و سپس به سال ۵۲۴ هجری در دوران خلافت خلیفه‌ی فاطمی &#8220;الحاکم بأمر الله&#8221; پس از آنکه نزدیک بود مردم آن را به فراموشی بسپارند دوباره به راه افتاد.</p>
<p>بر این اساس امت اسلام تا پیش از این دولت، چیزی به نام مولود نبوی را به چشم ندیده بود. آیا این حکومت شایسته‌ی تقلید است یا پیامبر و صحابه و تابعین؟ عجیب این است که کار بعضی از مسلمانان به جایی رسیده که حتی جشن مولودی را از شب قدر هم بهتر می‌دانند!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی ششم:</span></h4>
<p>مورخان و سیرت‌نگاران درباره‌ی ماهی که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در آن دیده به جهان گشود اختلاف دارند. گفته شده ایشان در ماه رمضان به دنیا آمده اما جمهور مورخان و سیرت‌نگاران بر این هستند که ایشان در ربیع الاول به دنیا آمده‌اند. اما باز در مورد روز تولد ایشان اختلاف کرده‌اند:</p>
<p>برخی گفته‌اند: روز دوم ربیع الاول، که این رای ابن عبدالبر است. و گفته شده روز هشتم، که این نظر را ابن حزم صحیح دانسته است و اکثر اهل حدیث نیز این رای را برگزیده‌اند. و گفته شده روز نهم ربیع الاول و ابن رای را ابوالحسن ندوی و زاهد کوثری ترجیح داده‌اند. و همچنین گفته شده روز دهم که این انتخاب باقر است. و گفته شده روز دوازدهم و این نص ابن اسحاق است. و گفته شده هفدهم ربیع الاول و همچنین هجدهم ربیع الاول&#8230;</p>
<p>این اختلاف اگر نشان‌دهنده‌ی چیزی باشد ،نشان‌دهنده‌ی عدم اهمیت صحابه در نقل تاریخ تولد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به ما می‌باشد زیرا اگر چنین چیزی برای آن‌ها مهم بود حتما آن را بازگو می‌کردند و اگر در چنین روزی رسم یا عبادت خاصی وجود داشت نیز بدون شک به مانند دیگر عبادات وقت آن مشهور و معلوم می‌شد و اختلافی در آن صورت نمی‌گرفت.</p>
<p>شیخ یوسف قرضاوی می‌گوید: &#8220;اگر به این مساله از دیدگاه تاریخی نظر بیندازیم خواهیم دانست که صحابه رضی الله عنهم برای سالگرد ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و نه برای سالگرد اسراء و معراج و یا هجرت ایشان جشن نگرفته‌اند بلکه واقعیت این است که آن‌ها حتی به دنبال تاریخ این روزها هم نمی‌گشتند! زیرا آن‌ها در مورد روز ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  اختلاف کرده‌اند و اگر چه مشهور این است که آن روز دوازدهم ربیع الاول است اما برخی دیگر گفته‌اند: اینطور نیست و صحیح‌تر آن است که آن روز نهم ربیع الاول است نه روز دوازدهم.</p>
<p>و این اختلاف و عدم اهتمام برای این است که هیچ عبادت یا عملی بر این روز مترتب نمی‌شود. هیچ نماز یا روزه‌ای در این روز نیست. برای همین معروف این است که صحابه و تابعین و قرن‌های نخست که بهترین نسل‌های این امت هستند برای این مناسبت‌ها جشن نگرفته‌اند! این چیزها پس از آن‌ها بعد از چند قرن‌ها  شروع شد&#8230;&#8221;</p>
<p>برای مراعات این اختلاف تاریخ، &#8220;ملک مظفر الدین&#8221; یک سال روز هشتم ماه ربیع الاول را جشن می‌گرفت و سال دیگر روز دوازدهم را!! [نگا: ابن خلکان ۱/۴۳۷]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی هفتم:</span></h4>
<p>تاریخی که بر اساس رای مشهور، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در آن به دنیا آمده است دقیقا همان تاریخی است که در آن وفات کرده‌ است! یعنی روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول. برای همین خوشحال بودن در چنین روزی مقدم بر اندوه نیست و بسیاری از اهل علم به این موضوع اشاره کرده‌اند از جمله ابن الحاج مالکی و امام فاکهانی.</p>
<p>ابن الحاج مالکی می‌گوید: &#8220;شگفتی این است که چگونه جشن مولود را با ترانه‌سرایی و خوشحالی و سرور بر پا می‌کنند آن هم به بهانه‌ی تولد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در این ماه در حالی که وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در همین ماه به رحمت پروردگار منتقل شده است و امت به علت وفات ایشان دچار غم و مصیبتی عظیم شدند که هیچ مصیبتی با این مصیبت برابر نیست و [اگر درست بود] باید [به جای شادی] گریه می‌کردند و اندوهگین می‌شدند&#8230; اما ببین در این ماه بزرگ چگونه می‌رقصند و خوشحالی می‌کنند!&#8221; [المدخل ۲/۱۶].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی هشتم:</span></h4>
<p>مساله‌ی قابل تامل این است که انتشار این جشن در میان مسلمانان در سرزمین‌هایی شروع شد که در آن مسلمانان در کنار نصارا (مسیحیان) زندگی می‌کردند چنانکه در شام و مصر رخ داد&#8230; زیرا نصارا در روز تولد مسیح و نزدیکانش جشن می‌گرفتند و این سبب سرعت انتشار این بدعت در میان مسلمانان شد.</p>
<p>حتی حافظ سخاوی ـ رحمه الله ـ در دفاع از جشن مولودی می‌گوید: &#8220;اگر اهل صلیب شب تولد پیامبرشان را عیدی بزرگ قرار داده‌اند اهل اسلام از باب اولی به بزرگداشت پیامبرشان شایسته‌تر هستند&#8221;!!</p>
<p>ملا علی قاری ـ رحمه الله ـ در تعقیب این سخن سخاوی می‌گوید: &#8220;من می‌گویم: در پاسخ وی می‌توان گفت ما به مخالفت با اهل کتاب دستور داده شده‌ایم&#8221; [المورد الروی فی المولد النبوی ۲۹]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی نهم:</span></h4>
<p>محبت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  با جشن گرفتن در روز میلاد وی به دست نمی‌آید و بلکه در هر روز از زندگی فرد مسلمان با عمل به سنت وی و مقدم داشتن سخن وی بر هر سخن دیگر، و تسلیم شدن در برابر هر چه از سوی خداوند آورده است، محقق می‌گردد. شادی برای پیامبر تنها محدود به یک روز نیست بلکه ما با هر روز نزدیک‌تر شدن به سنت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  و التزام بیشتر به سنت وی برای او شاد می‌شویم تا آنکه به برکت این پیروی ضعف خود را به نیرو تبدیل کرده و در درون خود قواعد عقیده‌ی خویش و مبادی بزرگ اسلام را راسخ گردانیم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دهم:</span></h4>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;در مورد من آنگونه که نصارا در مورد عیسی بن مریم غلو کردند غلو و زیاده‌روی نکنید زیرا من بنده‌ی اویم پس بگویید: بنده‌ی الله و رسول وی&#8221; </span>[بخاری]</p>
<p>در بیشتر این مراسم‌های مولودی در مدح رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  مبالغه و زیاده‌روی رخ می‌دهد و عجیب این است که حتی طرفداران این رسم نیز به غلوی که در این مراسم رخ می‌دهد و گاه تا حد کفر می‌رسد اعتراف کرده‌اند! به ویژه که برخی به خود جرات داده و درباره‌ی مولود کتاب نوشته و احادیث دروغین به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  نسبت داده‌اند. عبدالله الغماری ـ یکی از بزرگان معاصر تصوف و از طرفداران این رسم ـ می‌گوید:</p>
<p>&#8220;کتاب‌های مولودی پر از این احادیث دروغین است و این دروغ‌ها تبدیل به عقیده‌ای راسخ در میان عموم مردم گردیده است، و امیدوارم خداوند مرا توفیق دهد تا بتوانم کتابی در مولودی بنویسم که خالی از دو چیز باشد: اولا احادیث دروغین، و ثانیا: سجع با تکلف&#8230;</p>
<p>مقصود این است که غلو در مدح پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  نکوهیده است زیرا خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{در دین خود غلو نکنید}</span> و همچنین کسی که با روایتی که ثابت نشده است مدح پیامبر می‌کند بر وی دروغ بسته است و داخل در این وعید است که: &#8220;هر که بر من به عمد دروغ ببندد جایگاه خود را در آتش مهیا سازد&#8221;.</p>
<p>فضایل پیامبر نیز چیزی نیست که بشود در مورد آن سهل انگاری  کرد زیرا به پیامبر این امت مربوط است. پیامبری که دروغ را حرام گردانده و آن را از گناهان کبیره دانسته است تا آنجا که ابومحمد جوینی، پدر امام الحرمین قائل به کفر کسی است که بر پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  دروغ ببندد.</p>
<p>بر این اساس همه‌ی مبالغه‌ها و غلوهای بی‌اساسی که در کتب مولودی و داستان معراج وجود دارد باید سوزانده شود تا آنکه صاحبان این کتاب‌ها و خواننده‌های آن در آتش نسوزند&#8230;&#8221; [پایان سخن غماری از نقد وی بر برده‌ی بوصیری / صفحه‌ی ۷۵]</p>
<p>و عادت بر این است که بسیاری از این مراسم‌ها با عبارت‌های بدعتی و شرک‌آمیز خاتمه می‌یابند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی یازدهم:</span></h4>
<p>مفسده‌هایی که در این مراسم‌ها رخ می‌دهد بر فرد مسلمان پنهان نمی‌ماند که اینجا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنم:</p>
<p>کسانی که روز ولادت پیامبر را جشن می‌گیرند متاسفانه مخالفان خود را به عدم محبت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  متهم می‌کنند! و فراموش می‌کنند که بزرگداشت و محبت با پیروی و اتباع است نه با نوآوری و ابتداع در دین. همچنین کارهایی ناشایست در این مراسم‌ها صورت می‌گیرد مانند تکان دادن سر و بدن و &#8230; به اضافه‌ی اذکار دروغین و داستان‌های وهمی&#8230;</p>
<p>شیخ &#8220;علی محفوظ ازهری&#8221; می‌گوید: &#8220;در این مراسم‌ها اسراف و هدر دادن مال و وقت کشی فروانی است که هیچ فایده و خیری در آن نیست&#8221;. [الابداع ۳۲۴] بر اساس قواعد شرعی اگر مباح ـ بر فرض این که اینگونه مراسم‌ها مباح باشد ـ به کار حرام منجر شود از باب &#8220;سد ذرایع&#8221; حرام خواهد شد. چه رسد به این که خود این کار حاوی منکرات باشد!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دوازدهم:</span></h4>
<p>در واقع مسلمانان بر بدعت بودن جشن گرفتن مولد نبوی اجماع کرده‌اند اما در مورد اینکه این بدعت &#8220;حسنه&#8221; است یا &#8220;سیئه&#8221; (یعنی بدعت نیک و بدعت بد) اختلاف کرده‌اند. برخی از این علما این مراسم را بدعت حسنه دانسته‌اند مانند ابن حجر و سیوطی و سخاوی (رحمهم الله) و دیگران. که این بزرگان بر اساس مصلحتی برای این مراسم تصور کرده‌اند آن را بدعت حسنه دانسته‌اند.</p>
<p>اما علمای اهل تحقیق متقدم و متاخر بر اساس ادله‌ی شرعی دال بر پرهیز از بدعت در دین به حرمت چنین جشن‌ها و مراسم‌هایی فتوا داده‌اند و اعیاد و جشن‌ها جزو امور شرعی است. این علما نیز در برابر باز کردن در یک شر حتمی برای یک خیر وهمی قرار گفتند. و علاوه بر این اساس این خیر وهمی چیست؟</p>
<p>کاری که نه پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  انجام داده است و نه صحابه و تابعین و دیگر پیروان آنان طی قرن‌های متوالی انجام نداده‌اند! و در ضمن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  میان بدعت حسنه و سیئه تفاوتی نگذاشته و فرموده است: <span style="color: #008000;">&#8220;هر بدعتی گمراهی است&#8221;</span>!</p>
<p>امام مالک رحمه الله می‌گوید: &#8220;هر که در اسلام بدعتی بگذارد که آن را حسنه بپندارد پنداشته است که محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در رسالتش خیانت کرده است! زیرا خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{امروز دینتان را کامل کردم}</span> پس هر چیزی در آن روز جزو دین نبوده است امروز نیست جزو دین نیست&#8221; [الاعتصام شاطبی]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">برخی از علما که فتوا به بدعت بودن جشن مولودی داده‌اند:</span></h4>
<p>&#8220;امام شاطبی&#8221; مولود نبوی را بدعت دانسته است. وی در اول کتابش &#8220;الاعتصام&#8221; [۱/۳۴] برخی از اواع بدعت‌ها را ذکر کرده و از آن جمله قرار دادن روز ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به عنوان عید و مراسم را نام برده و آن را نکوهیده است.</p>
<p>&#8220;امام فاکهانی&#8221; در رساله‌ی مفرده‌ی خویش [۸-۹] این مراسم را بدعت دانسته است.</p>
<p>علامه &#8220;ابن الحاج مالکی&#8221; نیز در مدخل خویش مولد نبوی را بدعت دانسته است. [۲/۱۱ – ۱۲]</p>
<p>علامه‌ی هند، &#8220;ابوالطیب شمس الحق عظیم آبادی&#8221; مولد نبوی را بدعت دانسته است و همچنین شیخ وی علامه بشیر الدین قنوجی که کتابی تحت عنوان &#8220;غایة الکمال فی إبطال عمل المولد والقیام&#8221; نوشته است. [نگا: تعلیق وی بر حدیث <span style="color: #008000;">"من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد" </span>در سنن دارقطنی].</p>
<p>شیخ علامه &#8220;ابو عبدالله محمد الحفار مالکی&#8221; از علمای مغرب می‌گوید: &#8220;سلف صالح ما ـ که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم و تابعین آن‌هایند ـ برای عبادت در شب ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  جمع نمی‌شدند و هیچ کاری اضافه بر کارهای دیگر شب‌ها سال انجام نمی‌دادند زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بزرگ داشته نمی‌شود مگر به صورتی که شرع آن را قرار داده است، و بزرگداشت پیامبر از بزرگترین کارهای نیک است که باعث قربت به خداوند می‌شود اما انسان تنها با آن چیزی که خود خداوند مشروع گردانده است به وی نزدیکی می‌جوید&#8221;. [المعیار المعرب ۷/۹۹]</p>
<p>شیخ علامه &#8220;محمد بن صالح العثیمین&#8221; می‌گوید: &#8220;‌آن‌ها این مراسم را آنگونه که خود می‌گویند، برای اینکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را دوست دارند برپا می‌کنند و می‌خواهند یاد رسول الله را زنده نگه دارند. ما به آن‌ها می‌گوییم: مرحبا به شما اگر پیامبر را دوست دارید و مرحبا به شما اگر قصد زنده نگه داشتن یاد وی را دارید، اما!! ترازویی وجود دارد که الله، پروردگار جهانیان آن را قرار داده است که ترازوی محبت‌سنج است و آن این سخن خداوند متعال است که: {ای پیامبر بگو اگر الله را دوست دارید پس از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد}.</p>
<p>پس اگر انسان در ادعای محبت الله و رسولش راستگو است بیاید و تابع شریعت الله شود و از آنچه پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آورده است پیروی کند. و اگر پیرو پیامبر نیست در ادعای خود دروغ گفته است زیرا این ترازو، ترازوی راستی و عدالت است. پس بیایید نگاه کنیم که آیا ساختن جشنی در شب ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ایا از شریعت الهی است؟ آیا پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آن را انجام داده است؟ آیا خلفای راشدین آن را انجام داده‌اند؟ آیا صحابه و تابعین و پیروان نیک آنان آن را انجام داده‌اند؟ پاسخ همه‌ی این سوال‌ها قطعا منفی است و هر کس ادعای خلاف این را دارد دلیل خود را بیاورد&#8230;&#8221; [از سایت شیخ ابن عثیمین]</p>
<p>شیخ یوسف قرضاوی می‌گوید: &#8220;&#8230; گفته‌اند کسانی که این مولود‌ها و این چیزها را ابداع نموده فاطمی‌ها هستند و این مراسم از مصر به دیگر سرزمین‌ها منتقل شده است و شاید در پس همه‌ی این‌ها اهداف سیاسی مشخصی پنهان باشد! که آن‌ها می‌خواسته‌اند مردم را با این مراسم و این جشن‌ها مشغول سازند تا مردم در امور سیاسی و دیگر قضایای عمومی مشغول نشوند! و برای همین اگر به قضیه به عنوان یک عبادت نگاه کنیم خواهیم گفت: این عبادت در شرع وارد نشده و صحیح نیست&#8221; [برنامه‌ی الشریعه والحیاة کانال الجزیرة]</p>
<p>شیخ محمد غزالی به بدعت بودن این مراسم فتوا داده است. وی در کتابش &#8220;لیس من الاسلام&#8221; [صفحه‌ی ۲۵۲] می‌گوید:</p>
<p>&#8220;نزدیک شدن به خداوند به واسطه‌ی برپایی این مولودخوانی‌ها عبادتی است که هیچ اساسی ندارد&#8230; و بر این اساس ما به عام کردن حکم بر همه‌ی این مولودی‌ها گرایش داریم که این‌ها بدعت‌هایی هستند مردود و هیچ عذری برای برپایی آن‌ها وجود ندارد&#8230; الغای این مولودی‌ها ضرورتی دینی و دنیوی است&#8230; اینگونه جشن گرفتن برای شب مولود و شب اسراء و معراج و شب نیمه‌ی شعبان و شب قدر و راس سال هجری شکل گرفته است و برای این جشن‌ها تاریخ‌هایی تعیین شده و خرج کردن پول برای آن‌ها جزو مظاهر تدین قرار داده شده است!! و عوام و خواص آن را با سخن و غذای اضافی زنده نگه داشته‌اند و یاری اسلام شده این!!&#8221;</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">و در پایان:</span></h4>
<p>در پایان از الله می‌خواهم که این برگه‌های ناچیز را پذیرفته و با آن به مسلمانان سود رساند که نیت نفع رساندن بود و دیگر هیچ.</p>
<p>پس خداوندا ، گریز ما به سوی توست نه به سوی غیر تو، گام‌های ما را بر حق استوار گردان و ما را نسب به خودمان آگاهی ده و هیچ کاری از ما را برای دیگران مگردان&#8230; الله است که به راه راست هدایت می‌کند و سخن آخر اینکه: <span style="color: #800000;">{الحمدلله رب العالمین}</span></p>
<p><span style="color: #888888;">منبع: صید الفوائد / ترجمه: ابوعامر ـ بیداری اسلامی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2839/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>امر به معروف و نهی از منکر</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2824</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2824#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Feb 2010 13:02:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2824</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی
مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۸ صفر ۱۴۳۱ برابر با ۲۳ بهمن  ۱۳۸۸ 
خطبه‌ی اول:
حمد و سپاس از آن الله است. او را ستایش گفته و از او یاری جسته و از او هدایت می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خویش و از کارهای ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۸ صفر ۱۴۳۱ برابر با ۲۳ بهمن  ۱۳۸۸ <span id="more-2824"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است. او را ستایش گفته و از او یاری جسته و از او هدایت می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خویش و از کارهای ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرورما محمد، بنده و پیامرسان اوست&#8230; بارالها بر وی و بر اهل بیت و یارانش و بر رهروان سنتش درود و سلام و برکت ارزانی دار..</p>
<p>اما بعد&#8230; تقوای الله را آنگونه که شایسته است پیشه سازید و به سوی بهشت و رضایت وی سبقت جویید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً}</span> [نساء: ۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدى آفرید و جفتش را [نیز ] از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد پروا دارید و از آن الله که به [نام] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و از خویشاوندان مبرید که الله همواره بر شما نگهبان است)</span></p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ }</span> [آل عمران: ۱۰۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی تقوای وی هست پیشه سازید و نمیرید مگر در حالی که مسلمانید)</span></p>
<p>ای مسلمانان&#8230; پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #008000;">&#8220;همانا الله فریضه‌هایی را فرض نموده است پس آن‌ها را ضایع نسازید و حدودی را قرار داده است پس از این حدود تجاوز نکنید و چیزهایی را حرام کرده است پس آن‌ها را زیر پا نگذارید و از روی رحمت خویش نه از روی فراموشی درباره‌ی چیزهایی نیز سکوت کرده است پس به دنبال [حکم] آن‌ها نباشید.&#8221; </span>[حدیث حسن به روایت دارقطنی و دیگران]</p>
<p>و از جمله چیزهایی که الله بر بندگانش واجب گردانده است فریضه‌ی امر به معروف و نهی از منکر است، زیرا این فریضه منافع عام و خاص دینی و دنیوی فراوانی را در بر گرفته است و بسیاری از بدی‌ها و مفاسد و بلاها را دفع می‌نماید.. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ } </span>[آل عمران: ۱۰۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و باید از میان شما گروهى [مردم را] به نیکى دعوت کنند و به معروف وادارند و از منکر بازدارند و آنان همان رستگارانند)</span></p>
<p>و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ ..}</span> [آل عمران ۱۱۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‏اید، به معروف فرمان مى‏دهید و از منکر بازمى‏دارید و به الله ایمان دارید)</span></p>
<p>عمر بن خطاب رضی الله عنه می‌فرماید: &#8220;هر که می‌خواهد جزو این امت باشد شرط خداوندی آن را ادا کند&#8221; و این شرط همان امر به معروف و نهی از منکر است. خداوند متعال در وصف مومنان چنین می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ} </span>[توبه: ۷۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به معروف امر می‌کنند و از منکر باز مى‏دارند و نماز را بر پا مى‏کنند و زکات مى‏دهند و از الله و پیامبرش فرمان مى‏برند آنانند که الله به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد که الله توانا و حکیم است)</span></p>
<p>الله ـ سبحانه و تعالی ـ کسانی از اهل کتاب را که به شریعت خود که تغییر و تحریف نیافته پایبند هستند و به امر به معروف و نهی از منکر عمل می‌کنند، چنین ثنا می‌گوید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{لَیْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْکِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ یَتْلُونَ آیَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّیْلِ وَهُمْ یَسْجُدُونَ (۱۱۳) یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ وَأُوْلَـئِکَ مِنَ الصَّالِحِینَ} </span>[آل عمران: ۱۱۳-۱۱۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">([همه‌ی آنان] یکسان نیستند، از میان اهل کتاب گروهى درستکردارند که آیات الله را در دل شب مى‏خوانند و سر به سجده مى‏نهند (۱۱۳) به الله و روز قیامت ایمان دارند و به معروف فرمان مى‏دهند و از منکر باز مى‏دارند و در کارهاى نیک شتاب مى‏کنند و آنان از شایستگانند)</span></p>
<p>معروف: همه‌ی آن چیزهایی است که اسلام به عنوان واجب و یا مستحب دستور به انجام آن داده است و قرآن و سنت جز به آنچه خیر دو دنیا در آن است و جز به آنچه توسط الله به عنوان راه ورود به بهشت‌های پرنعمت قرار داده شده است دستور نمی‌دهند.</p>
<p>و اسلام جز از هر بدی حتمی در دنیا و آخرت و اسباب ورود به آتش نهی نمی‌کند. از حذیفه رضی الله عنه روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند:</p>
<p><span style="color: #008000;">&#8220;قسم به آنکه جانم در دست اوست یا آنکه به معروف امر خواهید کرد و از منکر باز خواهید داشت و یا آنکه نزدیک است الله از سوی خود عذابی به سوی شما فرستد سپس او را دعا کنید و او شما را استجابت نکند&#8221; </span>[به روایت ترمذی و آن را حسن و صحیح دانسته است]</p>
<p>و همچنین الله متعال در وصف مومنان می‌گوید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ ..}</span> [توبه: ۷۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به معروف امر می‌کنند و از منکر باز مى‏دارند&#8230;)</span></p>
<p>و برخی از اهل علم گفته‌اند که این رکنی است از ارکان اسلام&#8230; و از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت می‌کند که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;هر که از شما منکری دید آن را با دستش تغییر دهد پس اگر نتوانست با زبانش، و اگر نتوانست با قلبش ـ آن را بد بداند ـ و این سست‌ترین ـ درجه‌ی ـ ایمان است&#8221;</p>
<p>همچنین روایت شده است که <span style="color: #008000;">&#8221; در قیامت شخص، خود را به شخص دیگری آویزان می‌کند. پس آن شخص به او می‌گوید: مرا رها کن که من نه در خانواده‌ات و نه در مالت و نه در آبرویت به تو ستمی روا نداشته‌ام. پس آن شخص اول می‌گوید: تو مرا در حال انجام منکر می‌دیدی اما مرا از آن نهی نمی‌کردی&#8221;.</span></p>
<p>برای شخصی که به کار معروف امر می‌کند باید مشخص و واضح باشد که کاری که به آن امر می‌کند معروف است و شرع به آن دستور داده است و بداند که آنچه دارد از آن نهی‌ می‌کند منکری است که شرع آن را منکر دانسته است تا پیرو دلیل و بر اساس بصیرت و آگاهی عمل کرده باشد و همچنین لازم است که شخص امر کننده به معروف و نهی کننده از منکر، انسانی حکیم باشد و نسبت به آنچه می‌گوید آگاه باشد تا بتواند دلایل شرعی را در جایگاه خود بنشاند و با استفاده از سخن الله و رسولش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در مسائل و شرایط مختلف ره بپیماید. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ }</span> [نحل: ۱۲۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‏اى] که نیکوتر است مجادله نماى در حقیقت پروردگار تو به [حال] کسى که از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏یافتگان [نیز] داناتر است)</span></p>
<p>امر به معروف و نهی از منکر نگهبان فضائل و فرائض دین و از بین برنده‌ی بدی‌ها و رذائل است&#8230; تغییر منکر با دست مخصوص حاکم یا یا کسی است که از سوی وی نیابت دارد، و انکار منکر با زبان به وسیله‌ی حکمت و ترغیب و ترهیب و اخلاق نیک در برابر همه‌ی کسانی است که نسبت به حکم الله در مورد منکر آگاهی دارند و انکار گناه با قلب نیز مخصوص همه‌ی مسلمانان است&#8230;</p>
<p>هر دوی این فریضه‌ها ـ یعنی امر به معروف و نهی از منکر ـ همراه یکدیگر هستند و از هم جدا نمی‌شوند پس هر که معروف را دوست داشته باشد اما منکر را بد نداند دچار کوتاهی در واجب شده است و هر که به معروف امر کند اما از منکر باز ندارد، واجبی را ترک گفته است و هر که از منکری نهی نماید اما معروف را دوست نداشته باشد از روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  سرپیچی نموده است زیرا امر به معروف و دوست داشتن آن و نهی از منکر و بد داشتن ـ هر دو با هم ـ لازم و ضروری است&#8230; و برخی از سلف گفته‌اند: &#8220;هر که به معروف امر نمود و از منکر بازداشت حتما خود را به این سخن الله سبحانه و تعالی عرضه کند که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ }</span> [بقره: ۴۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آیا مردم را به نیکى فرمان مى‏دهید و خود را فراموش مى‏کنید با اینکه شما کتاب را مى‏خوانید آیا [هیچ] نمى‏اندیشید)</span></p>
<p>و همچنین این سخن الله متعال که از قول شعیب می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{.. وَمَا أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ .. } </span>[هود: ۸۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(من نمى‏خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‏دارم با شما مخالفت کنم [و خود مرتکب آن شوم])</span></p>
<p>و این کلام الله سبحانه و تعالی که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ (۲) کَبُرَ مَقْتاً عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ }</span> [صف: ۲-۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى کسانى که ایمان آورده‏اید چرا چیزى مى‏گویید که انجام نمى‏دهید (۲) نزد الله سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید)</span></p>
<p>برای شخصی که امر به معروف و نهی از منکر می‌نماید، صبر واجب و ضروری است زیرا وی حتما همانگونه که سنت پروردگار است در معرض اذیت و آزار قرار خواهد گرفت. پروردگار متعال از قول لقمان چنین می‌فرماید که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (۱۶) وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً ..}</span> [لقمان: ۱۷-۱۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى پسرم نماز را برپا دار و به معروف امر کن و از منکر باز دار و بر آسیبى که بر تو وارد آمده است‏ شکیبا باش این [حاکى] از عزم [و اراده تو در] امور است (۱۷) و از مردم [به نخوت] رخ برمتاب و در زمین خرامان راه مرو)</span></p>
<p>زیرا وی در برابر هوا و هوس و دلخواه مردم خواهد ایستاد و هوای نفس بر بسیاری از مردم چیره است. آنانی که از منکر نهی می‌کنند و به معروف امر می‌کنند هم در دنیا و هم در آخرت از سوی الله متعال بشارت داده شده‌اند:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ..} </span>[احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى کسانى که ایمان آورده‏اید از الله پروا دارید و سخنى استوار گویید (۷۰) تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید)</span></p>
<p>همچنین الله سبحانه و تعالی کسانی را که به معروف امر کرده و از منکر باز می‌دارند از عقوبت گناهان نجات داده و پاداش عظیمی نصیب آن‌ها می‌کند:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ فَلَوْلاَ کَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِکُمْ أُوْلُواْ بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِی الأَرْضِ إِلاَّ قَلِیلاً مِّمَّنْ أَنجَیْنَا مِنْهُمْ ..} </span>[هود: ۱۱۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(پس چرا از نسلهاى پیش از شما خردمندانى نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند جز اندکى از کسانى که از میان آنان نجاتشان دادیم&#8230;)</span></p>
<p>و پروردگار متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ أَنجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُواْ یَفْسُقُونَ }</span> [اعراف: ۱۶۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(پس هنگامى که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند از یاد بردند کسانى را که از [کار] بد باز مى‏داشتند نجات دادیم و کسانى را که ستم کردند به سزاى آنکه نافرمانى مى‏کردند به عذابى شدید گرفتار کردیم)</span></p>
<p>همچنین الله سبحانه و تعالی به واسطه‌ی امر به معروف و نهی از منکر جلوی به فتنه افتادن انسان در مال و خانواده‌ وفرزندانش را می‌گیرد، زیرا وقتی از حذیفه رضی الله عنه درباره‌ی فتنه‌ها سوال شد وی گفت: &#8220;الله به واسطه‌ی نماز و روزه و امر به معروف و نهی از منکر انسان را از به فتنه افتادن در فرزندان و مالش حفظ می‌کند&#8221;.</p>
<p>الله سبحانه و تعالی کسانی را که به معروف امر کنند و از منکر باز دارند به بهشت‌های پرنعمت و نجات از عذاب دردناک وعده داده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنکَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ }</span> [توبه: ۱۱۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همان توبه‏کنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزه‏داران رکوع‏کنندگان سجده‏کنندگان امر کنندگان به معروف بازدارندگان از منکر و پاسداران مقررات الله و مؤمنان را بشارت ده)</span></p>
<p>و آنها را در هر دو دنیا بشارت نیک داده است و از جمله‌ی این بشارت‌ها این سخن وی ـ جل جلاله است ـ که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَى نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ} </span>[حدید: ۱۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آن روز که مردان و زنان مؤمن را مى‏بینى که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است [به آنان گویند] امروز شما را مژده باد به باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در آنها جاودانید این است همان کامیابى بزرگ)</span></p>
<p>پروردگار متعال من و شما را به واسطه‌ی قرآن عظیم مورد برکت قرار دهد و من و شما را به وسیله‌ی آیات آن و به واسطه‌ی راه و روش سرور پیامبران سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از الله متعال آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید&#8230;</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که ولی مومنان است، وی را ستوده و شکر می‌گویم و به سوی وی توبه نموده و از وی آمرزش می‌خواهم، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و متقیان را دوست می‌دارد، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که الله او را با هدایت و یقین مبعوث نموده است تا آنان را که زنده‌اند هشدار دهد و تا آنکه سخن پروردگار درباره‌ی کافران تحقق یابد&#8230;</p>
<p>بارالها بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام وبرکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد&#8230; تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی وی هست پیشه سازید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید.</p>
<p>بندگان الله&#8230; بزرگترین نعمت برای بنده آن است که الله سبحانه و تعالی به وی قلبی سالم عطا نماید که معروف را بداند و آن را دوست بدارد و به آن امر کند و اهل آن را نیز دوست بدارد، و منکر را شناخته و آن را بد دانسته و به همراه اهل منکر در آن نیفتد.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; به سبب شناخت اندک نسبت به اعمال صالح و کارهای ناشایست، جهل و نادانی فراگیر شده است و بزرگترین نفعی که یک مسلمان می‌تواند به یک مسلمان دیگر برساند این است که او را به هدایتی رهنمون شود و یا از بدی و حرامی بازدارد و مومنان، خیرخواهانی هستند که خیر را برای برادران مسلمان خویش دوست می‌دارند چنانکه در حدیث آمده است:</p>
<p><span style="color: #008000;">&#8220;کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه برای برادرش همان چیزی را دوست بدارد که برای خویش می‌پسندد&#8221;</span> [به روایت بخاری و مسلم] و جریر رضی الله عنه می‌گوید: <span style="color: #008000;">&#8220;با رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بر نصیحت هر مسلمان بیعت نمودم&#8221;.</span></p>
<p>انسان منافق شخصی است فریبگر که از خیر جلوگیری می‌کند. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَیَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} </span>[توبه: ۶۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(مردان و زنان منافق [همانند] یکدیگرند به منکر وامى‏دارند و از معروف باز مى‏دارند و دستهاى خود را [از انفاق] فرو مى‏بندند الله را فراموش کردند پس [الله هم] فراموششان کرد در حقیقت این منافقانند که فاسقند)</span></p>
<p>پس ای مسلمانان همدیگر را دوست بدارید و با نرمخویی و مودت یکدیگر را نصیحت کنید&#8230; نادان را نسبت به امور دینش آگاهی دهید&#8230; وی را نسبت به توحید و انواع شرک و احکام نماز و ارکان اسلام آگاه نمایید&#8230; از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;اگر الله به واسطه‌ی تو یک نفر را هدایت نماید برایت از شتر‌های سرخ بهتر است&#8221;.</span></p>
<p>آنان را که از الله غافلند تذکر دهید تا برای آخرت تلاش کرده و فریفته‌ی دنیا نشوند، و آنانی را که نسبت به پروردگار سرکشی می‌کنند و بر انجام گناهان جری شده‌اند به یاد عذاب و خشم وی بیاندازید و کم کاران و کسانی را که در انجام کارهای نیک سست هستند به انجام اعمال نیک و تلاش در طاعات ترغیب کنید. همت‌های ضعیف را با استفاده از قرآن و سنت بیدار کید تا ایمان‌ها افزایش یابد.</p>
<p>ای مسلمان&#8230; وظیفه‌ی امر به معروف و نهی از منکر نسبت به فرزندان و خانواده و خویشاوندان و همسایگانت در اولویت قرار دارد زیرا تو نسبت به آنان وظیفه‌ی سنگین و امانتی بزرگ بر گردن داری که آنان را به فریضه‌هایی که الله بر آن‌ها واجب نموده آگاه سازی تا آن را ادا نمایند و از آنچه حرام گردانده و از راه و روش شیطان‌های انس و جن باز داشته و نهی نمایی&#8230; الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَیْهَا مَلَائِکَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ}</span> [تحریم: ۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى کسانى که ایمان آورده‏اید خودتان و خانواده‌تان را از آتشى که سوخت آن مردم و سنگهاست ‏حفظ کنید. بر آن [آتش] فرشتگانى خشن [و] سختگیر [گمارده شده] اند از آنچه الله به آنان دستور داده سرپیچى نمى‏کنند و آنچه را که مامورند انجام مى‏دهند)</span></p>
<p>و شدیدترین حسرت در روز قیامت از آن کسانی است که این امانت را ضایع گردانده‌اند.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; آیا دوست ندارید که فرزندن شما به همراه شما در بهشت باشند؟ الله متعال که راست گفتارترین سخنگویان است و وعده‌اش خلاف نمی‌شود، می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُم بِإِیمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَمَا أَلَتْنَاهُم مِّنْ عَمَلِهِم مِّن شَیْءٍ کُلُّ امْرِئٍ بِمَا کَسَبَ رَهِینٌ }</span> [طور: ۲۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و کسانى که ایمان آوردند و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروى کرده‏اند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزى از کار[ها]شان را نمى‏کاهیم هر کسى در گرو دستاورد خویش است)</span></p>
<p>مفسران درباره‌ی این آیه می‌گویند: &#8220;الله تبارک و تعالی فرزندان را به منزلت پدران خود در بهشت بالا می‌برد حتی اگر کار نیک فرزندان کمتر از پدران باشد و این از روی کرم و فضل و رحمت پروردگار است تا آنکه چشم پدران با دیدن فرزندانشان روشن شود و از ثواب پدران چیزی کم نمی‌کند زیرا  الله سبحانه و تعالی کریم و بخشنده است و کرمش پایان ندارد و او شما را فرا خوانده تا فضل و بزرگواری وی را به دست آورید پس شما نیز در مقابل آنچه را امر نموده است انجام دهید تا او نیز آنچه را وعده نموده است وفا نماید و الله ـ عزوجل ـ هرگز خلاف وعده نمی‌کند.</p>
<p>بندگان الله&#8230;. <span style="color: #800000;">{همانا الله و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسای که ایمان آورده‌اید بر وی درود و سلام فرستید}</span> [احزاب: ۵۶]</p>
<p>بارالها از همه‌ی صحابه راضی و خشنود باش. بارالها از خلفای پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه و اهل بیت و همچنین از ما با کرم و رحمت خویش راضی و خشنود باش ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>بار الها اسلام و مسلمانان را عزت ده، بار الها اسلام و مسلمانان را عزت ده، بار الها اسلام و مسلمانان را عزت ده و کفر و کافران را خوار گردان و دشمنانت دشمنان دین را نابود گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>بارالها مکر و نیرنگ دشمنان اسلام را باطل ساز، بارالها نقشه‌های دشمنان اسلام را که قصد ضربه‌ زدن به  این دین را دارند باطل ساز که تو بر هر کاری توانایی. بارالها دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری ده ای مهربانترین مهربانان و ای قوی استوار.</p>
<p>بارالها ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و والیان امر ما را صالح گردان و سرزمین ما و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان و رفاه قرار ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>بارالها مردگان ما و دیگر مردگان مسلمانان را مورد مغفرت قرار ده که تو رحمن و رحیمی. بارالها ما از تو می‌خواهیم که گناهان گذشته و آینده و پنهان و آشکار ما را مورد مغفرت خویش قرار دهی&#8230; ای زنده‌ی پایدار به رحمتت دست یاری دراز می‌کنیم، همه‌ی امور ما را اصلاح گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>بارالها ما را باران ده، بارالها ما را باران ده، بارالها ما را بارانی نزدیک عطا کن ای پروردگار جهانیان، ای رحمن دنیا و آخرت.</p>
<p><span style="color: #800000;">{ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ }</span> [بقره: ۲۰۱]</p>
<p>ای بندگان الله: <span style="color: #800000;">{ در حقیقت‏ الله به دادگرى و نیکوکارى و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‏دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز مى‏دارد به شما اندرز مى‏دهد باشد که پند گیرید (۹۰) و چون با الله پیمان بستید به پیمان خود وفا کنید و سوگندهاى [خود را] پس از استوار کردن آنها مشکنید با اینکه الله را بر خود ضامن قرار داده‏اید زیرا الله آنچه را انجام مى‏دهید مى‏داند }</span> [نحل: ۹۰-۹۱]</p>
<p>و الله بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را شکر گویید تا شما را افزون دهد <span style="color: #800000;">{و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است}</span>.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2824/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقش &#8220;وقف&#8221; در تحکیم برادری اسلامی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2680</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2680#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Feb 2010 13:30:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2680</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم
مسجد الحرام: جمعه ۱۴ صفر ۱۴۳۱ برابر با ۹ بهمن ۱۳۸۸
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله که آمرزنده‌ی گناهان است و پذیرنده‌ی توبه، و همچنین شدید العقاب است و قدرتمند&#8230; معبودی به حق جز او نیست و بازگشت به سوی اوست. او را حمد و سپاس می‌گویم و به سوی او توبه کرده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود الشریم</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۱۴ صفر ۱۴۳۱ برابر با ۹ بهمن ۱۳۸۸<span id="more-2680"></span></p>
<p><strong>خطبه‌ی اول:</strong></p>
<p>ستایش از آن الله که آمرزنده‌ی گناهان است و پذیرنده‌ی توبه، و همچنین شدید العقاب است و قدرتمند&#8230; معبودی به حق جز او نیست و بازگشت به سوی اوست. او را حمد و سپاس می‌گویم و به سوی او توبه کرده و از او آمرزش می‌طلبم و از کوری پس از بینایی و گمراهی پس از هدایت، به او پناه می‌برم&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر او و برگزیده و خلیل او و بهترین بندگانش است و او را بر راه و روشی روشن قرار داده که شب آن به مانند روز آن است و جز آنکه ره هلاکت در پیش گرفته کسی از راهش کج نمی‌رود؛ پس درود و سلام پروردگار من بر او و بر اهل بیت پاکش و بر صحابه‌ی نیک وی و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان: خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم و بدانید که راست ترین سخن، سخن خداوند است و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  است و بدترین کارها در دین، کارهای نوپدید است و هر کار نوپدید در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش &#8230;</p>
<p>ای مردم: امت اسلامی همچنان در خیر و خوبی و پیشرفت خواهد بود تا وقتی که روحیه‌ی تعاون و همکاری در میان آحاد آن گسترده و منتشر باشد&#8230; روحیه‌ی همکاری و تکافل و در فکر دیگران بودن و دوری از خودخواهی.</p>
<p>همینطور این امت در خیر و خوبی خواهد بود تا وقتی که ثروتمند، سختی فقیر را احساس کند و قلب انسان دارا حال ندار را درک کند و با شنوایی و بینایی خود صدای بی‌نوایان و سختی دردمندان را بشنود و ببیند&#8230;</p>
<p>هر امتی که در آن، میان غنی و فقیر و کوچک و بزرگ شکاف و از هم گسیختگی باشد و تنفر میان توانا و ناتوان و کوچک و بزرگ وجود داشته باشد، امتی است پاره پاره، امتی است با قلب‌هایی جدا از هم&#8230; امتی است که از داشتن ساده‌ترین زیرساخت‌های ترقی و استقرار و توازن اجتماعی و اقتصادی برگرفته از روح دین و ایمان محروم است. ایمان به این که اسلام شریعتی است برای فرد و جامعه، و در یک آن برنامه‌ای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی است.</p>
<p>از بزرگترین اسبابی که باعث قوی شدن بنیه‌ی جوامع شده و باعث استحکام رابطه‌ی میان طبقات مختلف مادی و اجتماعی جامعه می‌شود اوقاف شرعی است&#8230;</p>
<p>اوقافی که خداوند امت اسلام را با آن از دیگر امت‌ها متمایز گردانده و به معنای حبس کردن و مخصوص گرداندن مال برای انجام عمل خیر است که از ویژگی‌های امت اسلامی می‌باشد.</p>
<p>امام شافعی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;اهل جاهلیت ـ تا آنجا که من می‌دانم ـ برای نیت خیر، خانه یا زمینی را مخصوص نگردانده‌اند بلکه اهل اسلام این کار را کرده‌اند&#8221;. [پایان کلام امام شافعی]</p>
<p>ریشه‌های این درخت، درخت &#8220;اوقاف خیریه&#8221; به دوران پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بر‌می گردد زیرا وی بخشنده‌ترین و نیکوکارترین و باتقواترین کسی بود که به سوی برادری و همگرایی دعوت نمود و جدی‌ترین منادی از بین بردن فقر و سختی‌ها در اجرای این سخن خداوند متعال بود که:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ (۱۱) وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ (۱۲) فَکُّ رَقَبَةٍ (۱۳) أَوْ إِطْعَامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ (۱۴) یَتِیمًا ذَا مَقْرَبَةٍ (۱۵) أَوْ مِسْکِینًا ذَا مَتْرَبَةٍ } </span>[بلد: ۱۱-۱۶]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و[لى] نخواست از گردنه بالا رود (۱۱) و تو چه دانى که آن گردنه چیست (۱۲) برده‏اى را آزاد کردن (۱۳) یا در روز گرسنگى طعام ‏دادن (۱۴) به یتیمى خویشاوند (۱۵) یا بینوایى خاک‌‏نشین)</span></p>
<p>وقف یکی از نواع صدقات مستحب است اما با این وجود بهترین و ماندگارترین و فراگیرترین انواع آن است. وقف باعث بالا رفتن ارزش و مقام شخص وقف کننده و عزیمتی است برای از بین بردن حرص و خودخواهی.</p>
<p>وقف یعنی مهربانی و احساسی است پاک و باارزش و کمکی است بزرگ برای اقتصاد جامعه‌ی اسلامی زیرا اوقاف خیریه از مهم‌ترین پایه‌های جوامع موفق از نظر اقتصادی است زیرا یکی از دو محور اقتصاد به حساب می‌آید یعنی محور مردمی موسساتی.</p>
<p>وقف یکی از سه چیزی است که با مرگ انسان پایان نمی‌یاد زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;هنگامی که فرزند آدم بمیرد عملش نیز قطع می‌شود مگر در سه مورد: صدقه‌ی جاریه یا علمی که از آن سود برده می‌شود یا فرزند صالحی که برایش دعا کند&#8221;.</span> [به روایت امام مسلم]</p>
<p>از این خواستگاه بود که امت اسلام در گذشته مترقی‌ترین نمونه‌ها را برای شایستگی و توانایی رهبری و صدرنشینی در میان جهانیان به نمایش گذارد و به سبب انسانگرایی موجود میان افراد این امت توانست به مقام برتری انسانی دست یابد. و نه تنها این بلکه برخی از انواع اوقاف برای خدمت به حیوانات در نظر گرفته شده بود به مانند علوفه‌ی حیوانات و مانند آن&#8230;</p>
<p>نخستین کسانی که قدم در عرصه‌ی وقف گذاشتند اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بودند. جابر رضی الله عنه می‌گوید: &#8220;همه‌ی اصحاب رسول خدا که دارای توانایی مالی بودند وقف می‌کردند.&#8221;</p>
<p>امت اسلامی در اوقاف به درجه‌ای رسید که کسی پیش از آن‌ها بدان دست نیافته بود. آن‌ها موسسه‌های اجتماعی فراوانی برای اهداف خیریه بنا نمودند و برای عرصه‌ی علم و دادگستری و بهداشت و درمان و فقرا و خدمت به قرآن و مساجد و مدارس و دانشمندان و دیگر عرصه‌های خیر وقف نمودند تا آنجا که توانستند خواستگاه‌های طمع را در درون خویش از بین ببرند. آن خواستگاه‌هایی که توسط شیطان برانگیخته می‌شود تا آنکه آنان را از فقر و عیالواری بترساند و سلاحشان در برابر شیطان این سخن خداوند متعال بود که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ } </span>[بقره: ۲۶۸]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(شیطان شما را از فقر می‌ترساند و به فحشا و زشتی دستور می‌دهد اما الله به شما وعده‌ی مغفرت و فضل خویش می‌دهد و الله گشایشگر داناست)</span></p>
<p>ابن مسعود رضی الله عنه می‌گوید: وقتی آیه‌ی <span style="color: #0000ff;">{ کیست آن کس که به الله وام نیکویى دهد؟}</span> [بقره: ۲۴۵] نازل شد ابو دحداح خطاب به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفت: ای رسول خداوند&#8230; آیا الله از ما وام می‌خواهد؟ وی فرمود:<span style="color: #0000ff;"> &#8220;آری ای ابودحداح&#8221;</span> وی گفت: پس من باغی را که ششصد نخل دارد به پروردگارم قرض دادم. سپس رفت تا به آن باغ رسید در حالی که همسرش ام دحداح و فرزندانش در آن بودند. پس وی را صدا زد و گفت: ای ام دحداح. همسرش پاسخ گفت: لبیک. گفت: از باغ بیرون بیا که من به پروردگار خود این باغم را که ششصد نخل دارد قرض دادم. [به روایت بزار. هیثمی آن را صحیح می‌داند] در برخی از روایت‌ها آمده است که همسرش گفت: &#8220;معامله‌ات سودمند شد ای ابودحداح&#8221;.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى (۵) وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى (۶) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى (۷) وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى (۸) وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى (۹) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى}</span> [لیل: ۵-۱۰]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(اما آنکه بخشید و تقوا پیشه کرد (۵) و [پاداش] نیکوتر را تصدیق کرد (۶) بزودى راه آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت (۷) و اما آنکه بخل ورزید و خود را بى‏نیاز دید (۸) و [پاداش] نیکوتر را به دروغ گرفت (۹) بزودى راه دشوارى به او خواهیم نمود)</span></p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و ما را با آیات و ذکر حکیم سود رساند.</p>
<p>آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر خطا بود از نفس خویش و از شیطان است و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزشگر است.</p>
<h4><strong>خطبه‌ی دوم:</strong></h4>
<p>ای مردم: آنکه تاریخ اوقاف را در گذر قرن‌ها ورق زند به تعجب خواهد افتاد و مساحت وسیع اوقاف اسلامی را به چشم خواهد دید تا جایی که برخی از سرزمین‌های اسلامی در آن دوران به جایگاه عظیمی دست یافته بود به طوری که در برخی از سرزمین‌های اسلامی مساحت زمین‌های کشاورزی مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد دو سوم آن موقوفه است.</p>
<p>اما هم اکنون شخص ناظر خواهد توانست فاصله‌ی عمیق میان وضعیت حاضر و گذشته‌ی ما در باب اوقاف به چشم ببیند و خواهد دید که سنت وقف در دوران معاصر، آن حضور گذشته‌ی خود را ندارد و این برمی‌گردد به جهل مردم نسبت به ارزش و فضیلت آن و عقب انداختن این کار تا لحظه‌ی مرگ که دیگر وقف ارزش ندارد.</p>
<p>همچنین طمع و بخل نقش بزرگی در غیاب سنت وقف بازی می‌کند و همچنین بی‌اعتمادی به امنای اوقاف و مسئولان آن که این عکس العملی است در برابر برخی از رفتارهای نادرست از سوی امنای اوقاف.</p>
<p>تعجب از کسانی است که خداوند آنان را صاحب ثروت‌های ملیونی کرده و نعمت‌های آشکار و پنهان خود را بر آن‌ها ارزانی داشته است اما با این وجود عملا به فکر وقف نیستند&#8230;</p>
<p>چه بسا ثروتمندانی که در این دنیا دارا بوند اما مرگ آن‌ها را غافلگیر کرد تا آنکه پس از مرگ خویش، خود را بی‌نوا یافتند&#8230; عمر خود را در جمع مال و ثروت و شمارش آن به سر بردند گو اینکه نقش آنان این است که خزانه دار کسانی باشند که پس از آنان می‌آیند!</p>
<p>چنین بی‌نوایانی چه می‌دانند که بیشتر ثروتمندان بی آنکه وقفی کنند از دنیا می‌روند و آنچه جمع کرده‌اند میان دیگران توزیع می‌شود که خوش شانس ترینشان کسی است که فرزندش او را به خیر یاد کند و از سوی او صدقه‌ای بدهد یا ندهد&#8230;</p>
<p>برای همین برای شخص ثروتمند بهتر است که وقف را بر وصیت مقدم بدارد آن هم به دو سبب:</p>
<p>ـ نخست اینکه: وقف در زمان حیات شخص به اجرا درمی‌آید و او خود می‌تواند تا وقتی در قید حیات است آن را اداره کند و هرگاه از دنیا رفت نیز وقفش در همان راهی که وقف کرده است خواهد ماند و با وفات وی قطع نخواهد شد به خلاف وصیت که معلوم نیست بعد از مرگش به اجرا در خواهد آمد یا نه.</p>
<p>- دوم آنکه: معمولا اموالی که از ثرومتندان به جا می‌ماند به سبب فراوانی و گستردگی آن و همچنین اختلاف وارثان، سال‌های زیادی بدون تقسیم به جا می‌ماند و به این سبب وصیت آن شخص نیز به سبب ارتباط با تقسیم میراث، به مدت زیادی معطل خواهد ماند. اما وقف اینگونه نیست زیرا در زندگی شخص اجرا می‌شود و ربطی به تقسیم میراث ندارد.</p>
<p>چه بسا مردگانی که سالها و بلکه ده‌ها سال از مرگشان گذشته اما وصیتشان معطل تصفیه‌ی حساب‌ها و انحصار وراثت است به خلاف وقف که شخص واقف در حالی که زنده است آن را احساس می‌کند و از کار نیک خود لدت می‌برد و منت هیچ کسی برای اجرای آن بر گردن شخص واقف نیست و هیچ مانعی هم میان او و اجرای آن وجود ندارد.</p>
<p>همچنین همانگونه که علما گفته‌اند شایسته است که شخص واقف در هنگام وقف برای احتیاط شرط کند که بتواند تا هنگامی که زنده است از سود موقوفه استفاده نماید و اگر خواست از آن استفاده کند و اگر خواست از آن استفاده نکند و پس از مرگ وی تمام موقوفه و سود آن برای کار خیر صرف خواهد شد.</p>
<p>و راست گفت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آنجا که به اصحابش فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;کدام یک از شما مال وارثش برایش محبوبتر از مال خودش است؟&#8221;</span> گفتند: ای رسول خدا&#8230; هیچ یک از ما نیست مگر آنکه مال خودش را بیشتر دوست دارد. آنگاه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #0000ff;">&#8220;پس بدانید که مال شخص آن چیزی است که برای خود پیش فرستاده است و آنچه باقی گذاشته است مال وارثان است&#8221; </span>[به روایت امام بخاری در ادب المفرد]</p>
<p>بدانید که مال می‌آید و می‌رود و در واقع این مال جز وسیله‌ای برای مصرف و بخشش و بذل نیست. چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;بهترین صدقه آن صدقه‌ای است که از روی بی نیازی باشد&#8221;</span> [متفق علیه]</p>
<p>و راضی باد خداوند از عمر فاروق&#8230; روزی به سوی بقیع رفت و گفت: &#8220;سلام بر شما ای اهل قبور&#8230; خبر ما این است که زنانتان ازدواج کردند و خانه‌هایتان مسکن دیگران شد و اموالتان تقسیم گردید، پس هاتفی ندا داد که: ای عمربن خطاب&#8230; خبر ما هم این است که آنچه پیش فرستادیم آن را یافتیم و آنچه انفاق کردیم سود بردیم و آنچه جای گذاشتیم از دستش دادیم&#8221;.</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها محمد بن عبدالله آن صاحب حوض کوثر و دارای مقام شفاعت که خداوند شما را بدان امر نموده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{&#8230; یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا } </span>[احزاب: ۵۶]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;هر که بر من یک درود فرستد خداوند بخاطر آن بر وی ده درود خواهد فرستاد&#8221;.</span></p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر یاران پیامبرت و از تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا غم غم‌داران و سختی سختی دیدگان مسلمان را از بین ببر و قرض قرض داران را ادا کن و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را با رحمت خود شفا ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را صالح گردان و مسئولیت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را داشته و در پی رضایت تو باشند.</p>
<p>خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست&#8230; تو بی‌نیازی و ما نیازمند&#8230; بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان&#8230; بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان&#8230; بر ما باران ببار و ما را از نومیدان مگردان&#8230; خدایا خیر خود را به سبب شر ما از ما دریغ مدار.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>پاک و منزه است پروردگار تو آن پروردگار عزت و بزرگی از آنچه مشرکان به دروغ وصف می‌کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2680/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
