<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; باغ‌های بهشت</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/farsi/bagh-behesht/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 11 Aug 2010 23:30:02 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>خوش یمنی و بدیمنی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3125</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3125#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3125</guid>
		<description><![CDATA[دکتر بدر عبد الحمید همیسه / ترجمه : ابوعمر انصاری
اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.
یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3126" href="http://www.bidary.net/archives/3125/shogoon"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3126" title="shogoon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/shogoon-100x74.jpg" alt="" width="100" height="74" /></a>دکتر بدر عبد الحمید همیسه</strong><strong> </strong><strong>/ </strong><strong>ترجمه : </strong><strong>ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.</p>
<p>یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله عزوجل واگذار کرده ، آن کسی که تمامی امور در گذشته وآینده از آن اوست.</p>
<p>و به همین دلیل اسلام پیروانش را بر اساس خوش یمنی و امید و دوری از بدشگونی و بدفالی تربیت می کند.<span id="more-3125"></span></p>
<p>قرآن کریم انسانهایی را که در مورد دعوت پیامبران شگون بد، زده ، مذمت کرده و الله سبحانه وتعالی می فرماید: <strong>((قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ (۱۸) قَالُوا طَائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَئِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )) (۱۹)</strong> سورة یس .</p>
<p>گفتند : ما شما را به فال بد گرفته‌ایم .  ( وجود شما شوم است و مایه بدبختی شهر و دیار ما است . سوگند می‌خوریم که از این سخنان ) اگر دست برندارید ، قطعاً شما را سنگسار خواهیم کرد و شکنجه دردناکی از ما خواهید دید.  ‏ گفتند : شومی خودتان ( که ناشی از کفرتان است ) با خودتان همراه است ( و اگر درست بیندیشید ، به این حقیقت واقف خواهید شد که تیره‌روزی شما ناشی از افکار منحطّ و اعمال زشت و عقیده پلشتی است که دارید ، نه این که به سبب دعوت ما به خداپرستی و انجام نیکیها و ترک بدیها باشد ) آیا اگر یادآور گردید ( به خدا و اوامر و نواهی او و چیزهائی که سعادت شما در آنها است ، باید ما دعوت‌کنندگان را شکنجه دهید و بکشید ؟ ! ) اصلاً شما گروهی هستید که ( در سرکشی و کفر از حدّ درمی‌گذرید ، و در معاصی و زشتکاریها ) اسرافکار و متجاوزید . ‏</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از بدشگونی نهی نموده است ، از عبدالله بن عتبه روایت است که ابوهریره رضی الله عنه گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: اقبال وجود ندارد، و بهترین آن فأل است . گفتند: فأل چیست؟ فرمود: سخن خوبی که یکی از شما به دیگران می گوید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۲۶۶(۷۶۰۷) و\&#8221;البُخاری\&#8221; ۷/۱۷۴(۵۷۵۴) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵۸۵۳ .</p>
<p>عرب در گذشته هرگاه می خواست مسافرت کند ، اولین پرنده ای را که می گرفت به پرواز در می آورد، اگر پرنده به سمت راست حرکت می کرد ، به سفر می رفت و آن را خوش یمن می دانست و اگر پرنده به سمت چپ پرواز می کرد ، آن را شوم دانسته و بر می گشت.</p>
<p>عکرمه رحمه الله حکایت می کند که روزی نزد ابن عباس رضی الله عنه نشسته بودیم ، ناگهان پرنده ای از آنجا گذشت که جیغ می زد ، یکی از مردم گفت: خیر باشد.</p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه گفت: نه خیر است و نه شر، و شعر لبید یکی از شاعران عرب را خواند:</p>
<p>قطعا کسانی که با سنگریزه یا با پراندن پرندگان فال می گیرند ، نمی دانند که الله چه خواهد کرد.</p>
<p>این رفتار زشتی که در گذشته بین عرب رایج بود را اسلام دور انداخت و بر آن سخت گرفت. از زربن حبیش روایت است که عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود: : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه وسلم:الطِّیَرَةُ شِرْکٌ ، وَمَامِنَّا إِلاَّ ، وَلَکِنِ اللَّهُ یُذْهِبُهُ بِالتَّوَکُّلِ. أخرجه أحمد( ۱/۳۸۹(۳۶۸۷) والبُخاری فی الأدب المفرد(۹۰۹ ).</p>
<p>بد یمنی شرک است و هیچ یک از ما نیست که در دلش بد یمنی خطور نکند ولی الله عزوجل با توکل شخص به او این بد یمنی را از دلش می زداید.</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ أَتَى کَاهِنًا ، أَوْ عَرَّافًا ، فَصَدَّقَهُ بِمَا یَقُولُ ، فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ. أخرجه أحمد ۲/۴۲۹(۹۵۳۲).</p>
<p>هر کس نزد کاهن یا فالگیری برود و سخن او را قبول کند ، پس یقینا به آنچه بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده کفر ورزیده است.</p>
<p>و در حدیثی که امام مسلم نیشابوری آن را از ابن عباس رضی الله عنهما در مورد صفات کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند روایت کرده چنین آمده است: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِی سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَیْرِ حِسَابٍ، هُمُ الَّذِینَ لَا یَسْتَرْقُونَ، وَلَا یَتَطَیَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ . أخرجه البخاری ۶۴۷۲</p>
<p>از امت من هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها کسانی هستند که طلب رقیه ننموده و بدشگونی نمی کنند و بر پروردگارشان توکل می کنند.</p>
<p>بدین صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حتی در سخت ترین موقعیت ها نیز در دل یارانش رضی الله عنهم روح خوش یمنی و امید و جدیت را می دمید ،</p>
<p>از خباب بن الأرت رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لباسی یمنی بر تن داشت و در سایه ی کعبه تکیه زده بود نزد او رفته و از حال و روز خود شکایت کردیم و گفتیم : آیا برای ما طلب پیروزی نمی کنی ، آیا برای ما دعا نمی فرمایی؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قبل از شما مردمانی بودند که شخصی از آنها گرفته می شد و برایش در زمین گودالی می کندند و او را در آن فرو کرده و اره بر سر او گذاشته و به دو نیمش می کردند، و یا اینکه با چنگک های آهنین گوشتش را از پوستش جدا می کردند، اما تمام این چیزها او را از دینش بر نمی گرداند. به الله قسم که ،الله این دین را کامل می گرداند تا جایی که سواره از صنعاء به طرف حضرموت حرکت کرده و به جز از الله از هیچ کس نترسیده مگر اینکه بترسد گوسفندانش را گرگ شکار کند.  ولی شما عجله می کنید.</p>
<p>و در غار و آن لحظه های خطرناکی که بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه گذشت ،  ابوبکر صدیق رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: اگر یکی از آنها به زیر پایش نظری بیاندازد ما را خواهد دید، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابوبکر نظرت در مورد دو نفری که الله سومینشان است چیست؟ « ای ابوبکر اندوهگین مباش که الله با ماست»</p>
<p>و در صلح حدیبیه ، بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شروط صلح را پذیرفت بعضی از صحابه اعتراض کردند تا جایی که عمر رضی الله عنه گفت: آیا در دین خود کوتاه بیاییم.</p>
<p>ابی وائل روایت می کند که سهل بن حنیف در جنگ صفین در بین مردم ایستاد و گفت: ای مردم ، به نفس خود به دیده ی اتهام بنگرید، ما همراه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در صلح حدیبیه حظور داشتیم ، و اگر به ما دستور جنگ داده می شد ، حتما می جنگیدیم . در آن وقت عمربن خطاب رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت: آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ فرمود: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای پسر خطاب ، من فرستاده ی الله هستم و او هرگز من را خوار نمی کند.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه از نزد رسول الله صلی الله علیه وآله به نزد ابوبکر صدیق رفته و به او گفت:</p>
<p>آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  ابوبکر گفت: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ گفت: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>ابوبکر رضی الله عنه گفت: او رسول الله است و الله هرگز او را خوار نخواهد کرد.</p>
<p>سپس قرآن بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که خبر از پیروزی می داد، او نیز کسی را به دنبال عمر رضی الله عنه فرستاد و این آیات را بر او خواند، سپس عمر رضی الله عنه گفت: آیا این آیات خبر از پیروزی می دهند؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله.</p>
<p>پس دل عمر رضی الله عنه آرام گرفته و بازگشت.</p>
<p>أخرجه أحمد ۳/۴۸۵(۱۶۰۷۱) و\&#8221;البُخَارِی\&#8221; ۴/۱۲۵(۳۱۸۲) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵/۱۷۵(۴۶۵۶) و\&#8221;النَّسَائی\&#8221; فی \&#8221;الکبرى\&#8221; ۱۴۴۰, سیرة ابن هشام ۴/۲۸۴٫</p>
<p>و جنگ خندق آن زمان که صخره ای بزرگ در راه مسلمانان ظاهر گشت ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تیشه را برداشته و سه ضربه بر این صخره زد و دروازه های امید را به روی صحابه رضی الله عنهم گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید: از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت شده که او در گوشه ای از خندق مشغول کندن زمین بود که ناگهان به صخره ای بر می خورد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در نزدیکی او بود، زمانی که من را دید که بر این صخره می کوبم و سختی آن را مشاهده نمود ، پایین آمده و تیشه را از دستم گرفته و ضربه ای به آن صخره زد که جرقه ی آن سطح صخره را روشن کرد و سپس ضربه ی دیگر زد که بازهم جرقه ی آن سطح سنگ را روشن کرد و ضربه ی سوم نیز به همین صورت ( و صخره تکه تکه شده و از میان برداشته شد)</p>
<p>سلمان می گوید به رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفتم: پدر و مادرم فدایت باید ای رسول الله، این نوری که دیدم چه بود تا کنون چنین نوری ندیده بودم؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا این نور را دیدی ای سلمان؟</p>
<p>گفتم: بله</p>
<p>فرمود: اما اولی ، الله عزوجل بوسیله ی آن گشوده شدن یمن را به من نشان داد و دومی الله عزوجل فتح شام و مغرب و در ضربه سوم الله عزوجل دروازه های مشرق را بر من گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید : انسانهای مورد اطمینانی از ابوهریره رضی الله عنه برایم روایت کرده اند که : ابوهریره رضی الله عنه زمانی که این سرزمینها درزمان عمر و عثمان و بعد از آنها فتح شد ، می گفت: هرچه توانستید فتح کنید و این را بدانید : قسم به کسی که جان ابوهریره در دست اوست ، هیچ شهری را فتح نکرده و تا قیامت فتح نمی کنید مگر اینکه الله عزوجل قبلا کلید آن را به محمد صلی الله علیه وآله وسلم داده بود. سیرة ابن هشام ۲/۲۱۹٫</p>
<p>و از تمیم داری رضی الله عنه روایت شده که شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این دین به هرمکانی که شب و روز می رسد ، خواهد رسید و الله خانه ی هیچ شهرنشین و صحرانشینی را رها نکرده مگر اینکه این دین را وارد آن می کند، بوسیله ی عزت عزتمند و یا ذلت ذلیل ، عزتی که الله بوسیله ی آن اسلام را عزت می دهد و ذلتی که به وسیله آن الله کفر را ذلیل می گرداند. أخرجه أحمد ۴/۱۰۳(۱۷۰۸۲) \&#8221;السلسلة الصحیحة\&#8221; ۱ / ۷ .</p>
<p>و از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: الله عزوجل زمین را برایم گرد آورد به صورتی که مشرق ها و مغربهای آن را دیدم ، و همانا سلطه ی امت من به تمام مکانهایی که دیدم خواهد رسید ، و دو گنجینه به من داده شد ، سرخ و سفید. أخرجه أحمد ۵/۲۷۸(۲۲۷۵۲) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۸/۱۷۱ و\&#8221;أبو داود\&#8221; ۴۲۵۲٫</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با بیان تمام این مطالب قصد داشت تا از وجود اصحابش و بلکه از وجود تمامی مسلمانان روح بدیمنی و تسلیم بودن و نا امیدی را دور کرده و به جای آن روح امید و اطمینان نسبت به پیروزی الهی را در جان آنها بدمد.</p>
<p>قطعا اسلام برای کاشتن این روحیه در مجتمع اسلامی تمامی راه ها را به کار برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور می دهد که با برادرانمان با رویی گشاده برخورد کنیم تا در جامعه روح خوش یمنی و امید انتشار یابد.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کار نیکی صدقه است ، از جمله ی کارهای نیک این است که برادرت را با رویی گشاده ملاقات کنی و اینکه با ظرف خود در ظرف برادرت بریزی. أخرجه أحمد ۳/۳۴۴(۱۴۷۶۶) و\&#8221;البُخَارِی\&#8221;، فی (الأدب المفرد) ۳۰۴ والتِّرْمِذِیّ\&#8221; ۱۹۷۰ .</p>
<p>همچنین ما را به آشکار کردن سلام در بین یکدیگر توصیه نموده تا محبت و الفت در جامعه برقرار شود.</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست ، وارد بهشت نخواهید شد تا اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمی آورید تا اینکه به یکدیگر محبت نمایید ، آیا شما را به چیزی رهنمون نسازم که اگر انجامش دهید در بین شما محبت برقرار می شود؟ سلام را در بین خود آشکار کنید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۳۹۱(۹۰۷۳) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۱۰۴ و\&#8221;ابن حِبَّان\&#8221; ۲۳۶٫</p>
<p>همچنین ما را به همنشینی با همنشینان صالح توصیه می نماید که مانند عطر بوده و می  توانیم با همنشینی با آنها روح صلاح و خوبی را به دست آوریم.</p>
<p>همچنین ما را به انتخاب نام های زیبا برای خویش و فرزندانمان  توصیه می نماید تا بدین وسیله دعوت گر به سوی خوش اقبالی و خوش خبری باشیم .</p>
<p>از بریده رضی الله عنها روایت است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه آمد ، ابوعبدالله بریده بن الحصیب اسلمی با هفتاد نفر از قومش با او ملاقات کردند ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: کیستی ؟ گفت: بریده. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ابوبکر رضی الله عنه فرمود:  (برد أمرنا وصلح). کار ما آسان و درست گردید. سپس فرمود: از کدام قبیله؟ گفت: از قبیله ی اسلم. به ابوبکر صدیق فرمود: ( سلمنا) در امان ماندیم ..</p>
<p>سپس بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: کیستی؟ فرمود: محمد بن عبدالله پیامبر خدا.</p>
<p>بریده گفت: شهادت می دهم که هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>بریده و تمام کسانی که با او بودند ایمان آوردند. سپس بریده گفت: الحمدلله که بنوسهم همگی با رضایت و بدون اکراه ایمان آوردند.</p>
<p>فردا صبح بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای رسول الله بدون پرچم وارد مدینه مشو. سپس عمامه اش را برداشته و بر نیزه اش گره زد و جلوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به حرکت در آمده تا اینکه وارد مدینه شدند. البیهقی فی الدلائل ۲ / ۲۲۱٫</p>
<p>و در حکایت آن مرد انصاری که غم و بدهکاریهای فراوان، او را به گوشه مسجد کشانده بود ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را راهنمایی می کند که افکار منفی را از زندگیش پاک کرده و با فکر مثبت به زندگی بنگرد و نا امیدی و شوم پنداری را رها کرده و با بهترین وجه به الله عزوجل توکل کند.</p>
<p>از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مسجد شده و می بیند که مردی  انصاری که نامش ابوامامه بود در مسجد نشسته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابا امامه چه شده که در غیر از وقت نماز تو را در مسجد می بینم. ابوامامه می گوید: غم و اندوه و بدهکاری هایی که من را در برگرفته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که اگر آنها را بگویی، الله عزوجل غم و اندوه را از تو دور نموده و بدهکاریهایت را ادا می کند.</p>
<p>گفت: گفتم بله ای رسول الله .</p>
<p>فرمود: هنگام صبحگاه و شامگاه بگو:  «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْکَسَلِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنَ الْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّیْنِ وَقَهْرِ الرِّجَالِ » پروردگارا من از غم و اندوه به تو پناه می برم و از عجز و سستی به تو پناه می برم و از ترس و بخیلی به تو پناه می برم و از مدیون شدن و چیرگی مردمان به تو پناه می برم.</p>
<p>ابوامامه می گوید: من این کار را انجام دادم و الله عزوجل غم و اندوه را از من دور کرده و بدهکاریم را ادا نمود. أخرجه أبو داود (۱۵۵۵).</p>
<p>و اؤ عروه بن عامر قرشی روایت است که درباره ی شوم بودن و بدیمنی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فرمود: بهترین آن فال نیکو است و نباید سبب تردید مسلمان شود، و اگر کسی از شما چیزی دید که سبب ناراحتی او شد باید بگوید: (اللَّهُمَّ لاَ یَأْتِی بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ یَدْفَعُ السَّیِّئَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِکَ.) پروردگارا ، خوبیها را کسی جز تو نمی تواند بیاورد و بدی ها را جز تو کسی نمی تواند دور کند و هیچ حرکت و نیرویی وجود ندارد مگر با اراده ی تو. أخرجه أبو داود ۳۹۱۹</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از اشاعه ی روح بدیمنی و نا امیدی در جامعه به بهانه ی بدی روزگار و اینکه مردم هلاک شدند و دیگر در آنها خوبی وجود ندارد، نهی نموده است.</p>
<p>از عبدالله بن ابی قتاده از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است. أخرجه أحمد ۵/۲۹۹ (۲۲۹۱۹).</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است ، الله تعالی می فرماید: فرزند آدم من را ناراحت کرده و به زمانه دشنام می دهد، در حالی که من زمانه هستم، و خوبی در دست من است و شب و روز را من می گردانم. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۲۳۸(۷۲۴۴) و\&#8221;البُخاری\&#8221; ۴۸۲۶ و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵۹۲۵ .</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هرگاه شنیدی شخصی می گوید: مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان هست.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده که هرگاه شنیدید شخصی می گوید: یقینا مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان است ، الله عزوجل می گوید، هلاک شده ی واقعی خودش است.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده : هرگاه شخصی بگوید : مردم هلاک شدند ، پس او هلاک ترینشان است.</p>
<p>و الله جزای خیر دهد به کسی که این ابیات را سرود:</p>
<p>نعیبُ زماننا والعیبُ فینا *** وما لزمانِنا عیبٌ سوانا</p>
<p>ونهجو ذا الزمانَ بغیر ذنبٍ *** ولو نطقَ الزمانُ لنا هجانا</p>
<p>ولیس الذئبُ یأکل لحمَ ذئبٍ *** ویأکلُ بعضُنا بعضًا عیانا</p>
<p>عیب از زمانه می گیریم درحالی که عیب در خودمان است  &#8230; و زمانه به جز ما عیب دیگری ندارد</p>
<p>و زمانه را بدون گناهی دشنام می دهیم &#8230; و اگر زمانه به صدا در می آمد ما را دشنام می داد</p>
<p>گرگ هیچ وقت گوشت گرگ را نمی خورد &#8230; در حالی که بعضی از ما آشکارا بعضی دیگر را می خوریم</p>
<p>و در پایان راه باید بدانیم که خوش یمنی و بدیمنی از درون انسان سرچشمه می گیرد، کسی که درونش سالم باشد به زندگی با دیدی درست و روشن می نگرد و در آن به جز زیبایی که فراخوان به سوی امید است مشاهده نمی کند ، اما فردی که درونش بیمار بوده به زندگی با دیدی سیاه و دردآور می نگرد، و در آن جز بدیهایی که سبب نا امیدی و یأس و شومی است چیز دیگری نمی بیند.</p>
<p>در پایان باید این گفته ی الله عزوجل را در جلوی دیدگان خود قرار داده و شعارمان این باشد: <strong>(وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) (۲۱۶)</strong> سورة البقرة .</p>
<p>چه بسا چیزی را دوست نمی‌دارید و آن چیز برای شما نیک باشد ، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن چیز برای شما بد باشد ، و خدا ( به رموز کارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) می‌داند و شما ( از اسرار امور بی‌خبرید و مصلحت خود را چنان که شاید و باید ) نمی‌دانید .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3125/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ ۱۳ (عزلت پسندیده)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3121</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3121#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 16:37:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3121</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3122" title="ozlat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/ozlat.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و سیاحت خواهد پرداخت.<span id="more-3121"></span></p>
<p>کناره‌گیری وعزلت از هرچیزی که مانع کسب خیر و پیمودن راه بندگی شود دارویی شفابخش است؛ زیرا پزشکان روحی آن را تجربه نموده و به پیروزی‌های غیر قابل تصوری دست یافته‌اند، بنابر این تو را به آن فرا می‌خوانم. در کناره گیری از شر، لغویات و انسانهای کوته فکر، پالایش اندیشه، اجرا شدن قانون خداترسی و جشن گرفتن تولد بازگشت بسوی الله ذوالجلال و الاکرام و به یادآوردن وی نهفته است.</p>
<p>جمع شدن پسندیده و اختلاط مورد قبول، همانا اختلاطی است که در نمازها، جمعه‌ها، مجالس علمی وهمکاری در امور خیر است. اما از مجالس عاطل وباطل پرهیز کن و دوری نما. از آن گریزان باش، بر گناهانت گریه کن، زبانت را کنترل نما و در خانه‌ات بمان. اختلاط ناشیانه و بی‌هدف، جنگی است بی مهابا علیه خویشتن و تهدیدی است خطرناک علیه امنیت و آرامش درونیت، زیرا تو با بزرگان شایعه پراکنی و قهرمانان اراجیف‌بافی و استادان پخش فتنه، فاجعه و بلا همنشین می‌شوی! تا جایی که ممکن است هر روز چندین مرتبه بمیری و زنده شوی پیش از اینکه مرگ حقیقی به سراغت آید.</p>
<p><span style="color: #800000;">{لو خرجوا فیکم ما زادوکم إلا خبالاً}</span> [توبه: ۴۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏افزودند)</span></p>
<p>آرزو دارم که به امور خودت بپردازی و در اتاق خویش آرام بگیری و بیرون نروی مگر برای گفتار خیر و کردار خیر. آنگاه است که خواهی دید قلبت به وجودت بازگشته و از وقت‌کشی وبیهوده سپری شدن عمر در امان مانده‌ای.</p>
<p>زبانت را ازغیبت، دلت را از نگرانی، گوشت را از شنیدن یاوه‌گویی‌ها و قلبت را از سوء ظن حفاظت نموده‌ای. هر کس تجربه نماید این را خواهد فهمید، اما کسی که نفس خویش را سوار بر مرکب اوهام نموده و با عوام هم نشینی نمود بر او سلام فرست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3121/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خواهرم غمگین مباش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3087</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3087#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 May 2010 11:05:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن مسلمان]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3087</guid>
		<description><![CDATA[دکترصالح بن علی أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین مصلح
خواهر مسلمان!
ای مؤمن مطیع!
ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی!
السلام علیکِ و رحمة الله تعالى وبرکاته&#8230;
غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار وهمراه مرد قرار داده است. الله تعالی می‌فرماید:
{ إِنَّ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3088" title="khaharam-ghamgin-mabash" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/khaharam-ghamgin-mabash.jpg" alt="" width="100" height="112" />دکترصالح بن علی أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>خواهر مسلمان!</p>
<p>ای مؤمن مطیع!</p>
<p>ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی!</p>
<p>السلام علیکِ و رحمة الله تعالى وبرکاته&#8230;<span id="more-3087"></span></p>
<p>غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار وهمراه مرد قرار داده است. الله تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیراً وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِیما } </span>[الأحزاب: ۳۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‏پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانى که الله را فراوان یاد مى‏کنند، الله براى [همه] آنان آمرزش و پاداش بزرگی فراهم ساخته است)</span></p>
<p>فقط این نیست؛ بلکه به تو منزلتی بس والا بخشیده هنگامی که تو و زنان نیکوکار، عبادت گزار، فرمانبردار، ومؤمن راستینی مانند تو‌ را به أمهات المؤمنین منتسب نموده است. کسانی که شاعر در موردشان می گوید:</p>
<p style="text-align: center;">فتشبَّهُوا إن لم تکونوا مِثلهم&#8230;&#8230;. إن التَّشبه بالکِرام فلاحُ</p>
<p style="text-align: center;">(اگر مانند آنان نیستید خود  را به آنان شبیه سازید &#8230;. که همانا شباهت به بزرگان رستگاری است)</p>
<p>غمگین مباش! درحالی که اسلام با قرار دادن تو به عنوان دختری پاکدامن، خواهری گرامی، همسری مورد اطمینان، مادری مهربان و با شفقت و مادر بزرگی با وقار، انصاف را در مورد تو رعایت نموده است.</p>
<p>وبدان که اگردر تربیت فرزندان امانتداری را رعایت ننموده و حافظ کیان خانواده نباشی این مقام والا و جایگاه ویژه زیبنده ی تو نخواهد بود. بنابراین در نگهداری از این امانت بزرگ کوتاهی نکن، و به پاداش الله جل جلاله در برابر این تلاش و وقت گذاری چشم ببند؛ زیرا او سبحانه و تعالی  پاداش عمل هیچ عملگری چه زن و چه مرد را تباه نخواهد کرد.</p>
<p>غمگین مباش! در حالیکه به حجاب شرعی خویش، که پوشاننده‌ی آنچه که خداوند به پوشیدن آن امر نموده می‌باشد، چنگ زده‌ای؛ زیرا در این حجاب عزت و کرامتی نهفته است که شیرینی آن را فقط کسی خواهد چشید که به الله به عنوان پروردگار، به اسلام به عنوان دین و به محمد صلی الله علیه وسلم به عنوان پیامبر و فرستاده‌ی خداوند ایمان آورده باشد.</p>
<p>از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه روایت شده که او از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنید که فرمود : <span style="color: #008000;">«طعم ایمان را کسی چشید که به الله به عنوان پروردگار، به اسلام به عنوان دین ، و به محمد به عنوان پیامبر راضی گردید»</span> [به روایت ترمذی: ۲۶۲۳].</p>
<p>بر حذر باش و بازهم بر حذر باش از اینکه حجابت را رها سازی یا اینکه در حفاظت از آن سهل انگاری نمایی؛ زیرا حجاب فرمان الله متعال است تا اینکه آزار و اذیت  را از تو دور سازد. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً }</span> [الأحزاب : ۵۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و الله آمرزنده مهربان است)</span></p>
<p>و همچنین حجاب از رهنمون‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌باشد که آن را آورده تا بدینوسیله زن مسلمان از زنان دیگر متمایز باشد و اینکه از آغاز زندگی با گوهر حیا آراسته گردد تا بدین سان به إذن الله در خوشبختی و سرور زیسته، از افتادن درناپاکی‌ها و گناهان در امان مانده و الله عزیز و بخشنده از وی راضی گردد. شاعر چه زیبا می‌سراید:</p>
<p style="text-align: center;">لا تُعرضی عن هدی ربک ساعةً *** عضی علیه مدى الحیاةِ لتغنمی</p>
<p style="text-align: center;">(لحظه‌ای از هدایت پروردگارت روی گردان مباش و در تمام زندگی به آن چنگ بزن تا رستگار گردی)</p>
<p style="text-align: center;">ما کان ربُکِ جـائراً فی شرعه *** فاستمسکی بعُراه حتى تسّلمی</p>
<p style="text-align: center;">(پروردگار تو در دستورات شرع خود ستمگر نیست /  پس به ریسمانش چنگ بزن تا در امان بمانی)</p>
<p style="text-align: center;">ودعی هراء القائلـیـن سفاهةً ***  إن التقدم فی السفور الأعجمی</p>
<p style="text-align: center;">(مزخرفات انسانهای نادان را که می گویند: پیشرفت در خودنمایی بمانند زنان بیگانه است، را رها کن)</p>
<p>غمگین مباش! اگر تو از کسانی هستی که الله متعال وی را به بر دوش گرفتن رسالت اسلام و دعوت بسوی آن  در خانه، مدرسه، محل کار و در هر زمان و مکانی مشرف نموده است؛ پس بکوش تا الگویی نیکو در دین و دنیا، علم و عمل، خوردن و نوشیدن، پوشش و لباس، سخن و سکوت، و در همه‌ی امور زندگی باشی. و بدان که هر کاری سرانجامی داشته و هر سفری پایانی دارد.</p>
<p>غمگین مباش! در حالی که می‌دانی نیکی ده برابر و تا هزار برابر و بیشتر پاداش داده شده و گناه فقط به اندازه ی یک گناه مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. وفراموش نکن که الله متعال با فضل، رحمت و بخشندگی خویش بندگانش را مورد عفو قرار داده و از آنها در می‌گذرد.</p>
<p>غمگین مباش! هنگامی که تو کانون خانه را گرم نگه داشته‌ای، بر واجبات پایبندی داری و آنچه از عبادات و طاعات که الله تعالی بر تو فرض نموده را بجا می‌آوری؛ وبدان که اختلاط نکردن با هرزگان و سست عنصران نعمتی بس عظیم بوده که هیچ قیمتی نمی‌توان بر آن گذاشت؛ چرا که در دوری از آنان آرامش حال، راحتی فکر، سلامت روح و روان و دوری از گناهان نهفته است.</p>
<p>غمگین مباش! در حالی که بر یاد الله تعالی پایبند بوده و همواره بر استغفار مداومت داری؛ زیرا استغفار زیاد و استمرار انسان بر آن، مایه‌ی رهایی از غم‌ها و غصه‌ها و وسیله‌ی بدست آوردن خوشبختی و آرامش درون است.</p>
<p>در حدیثی از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده که معلم خوبی‌ها &#8211; صلی الله علیه و سلم &#8211; فرمود: <span style="color: #008000;">«هر کس بر استغفار پایبندی داشته باشد الله در هر تنگی‌ای راه چاره، و در هر غمی راه برون رفت از آن را به وی نشان خواهد داد، و از جایی که انتظارش را ندارد به وی روزی خواهد رساند»</span> [به روایت ابو داوود: ۱۵۱۸].</p>
<p>پس بر تو باد تسبیح ( سبحان الله گفتن ) و حمد (الحمدلله گفتن) و تکبیر (الله اکبرگفتن) و تهلیل (لاإله إلله گفتن) و استغفار (أستغفرالله گفتن) بسیار، و زبانت را همواره با ذکر و یاد الله تازه گردان تا اینکه آرامش حقیقی را بدست آوری. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }</span> [الرعد : ۲۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همان کسانى که ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد الله آرام مى‏گیرد آگاه باش که دلها با یاد الله آرامش مى‏یابد)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3087/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آخرین مسافر بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3064</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3064#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 May 2010 11:00:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3064</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: عادل حیدری
آنگاه که پرسیده شود اولین کسی که دروازه های بهشت بر وی گشوده خواهد شد و وارد بهشت می شود چه کسی است؟ بی گمان بلادرنگ همه پاسخ خواهند داد: سرور اولین و آخرین و سید أنبیاء و مرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم.
اما سؤالی که پیش می آید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3071" href="http://www.bidary.net/archives/3064/akharin-mosafer"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3071" title="akharin-mosafer" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/akharin-mosafer-100x75.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>نویسنده: عادل حیدری</h4>
<p>آنگاه که پرسیده شود اولین کسی که دروازه های بهشت بر وی گشوده خواهد شد و وارد بهشت می شود چه کسی است؟ بی گمان بلادرنگ همه پاسخ خواهند داد: سرور اولین و آخرین و سید أنبیاء و مرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم.</p>
<p>اما سؤالی که پیش می آید این است که آخرین مسافر بهشت کیست؟ آخرین کسی که بر نعیم مقیم قدم می نهد چه کسی است ؟ کسی که پس از وی درهای بهشت بسته می شوند وپس از آن کسی وارد بر بهشت نمی شود. آری آخرین مسافر بهشت چه کسی می باشد؟<span id="more-3064"></span></p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم داستان این مرد را بر یاران خود بیان می دارد کما اینکه این حدیث متفق علیه بوده و احادیث صحیح دیگری نیز پیرامون این مرد وجود دارد.</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">داستان آخرین مسافر بهشت برگرفته از احادیث نبوی</span></h4>
<p>آخرین مسافر بهشت مردی است که سالیان دراز را در جهنم تحت عذاب گذرانده تا اینکه بسوی خدا دست زاری بلند می کند و می گوید: بارإلها مرا از این آتش نجات ده چرا که بویش مرا آزرده و شعله هایش مرا سوزانده است، خدایش گوید تو را رها سازم اما مشروط بر اینکه دیگر بار چیزی از من نخواهی، می‌گوید: پروردگارا به عزت تو سوگند که پس از آن چیز دیگری از تو نخواهم .</p>
<p>آنگاه که از جهنم نجات می‌یابد و از پل صراط می گذرد از خوشحالی می‌گوید: بلندمرتبه است خداوندی که مرا نجات داد بی‌گمان امروز به نعمتی دست یافته‌ام که هیچکدام از پیشینیان بدان دست نیافته و هیچ یک از آیندگان بدان نخواهند رسید (غافل از این است که وی آخرین مسافر بهشت می‌باشد اما چرا این سخن را نگوید؟! مگر نه این است که: {فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ} کسی که از آتش دور داشته شد و بر بهشت وارد آمد پس یقینا به پیروزی رسیده است)</p>
<p>در این میان ناگهان درختی سبز و زیبا در مقابلش می‌روید و از زیر آن چشمه‌ای جاری می‌شود و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم، خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟</p>
<p>اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست، آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم، و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p><img class="alignleft size-full wp-image-3065" title="akharin-mosafer-behesht1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/akharin-mosafer-behesht1.jpg" alt="" width="263" height="177" />وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان درختی سبزتر و زیباتر از درخت اول در مقابلش می‌روید و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم.</p>
<p>خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست. آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p>وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان درختی سبزتر و زیباتر از دو درخت اول در مقابلش می‌روید و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم! خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست، آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p>وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان صدای خوشی‌های اهل بهشت را می‌شنود پس می‌گوید: خدایا مرا به بهشت داخل نما! خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست و به او می‌‌گوید وارد بهشت شو، و چون وارد بهشت می‌شود تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا بر می‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم، خدایش گوید وارد بهشت شو و چون برای بار دوم وارد بهشت می شود بار دیگر تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا برمی‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم! خدایش گوید وارد بهشت شو، و چون برای بار سوم وارد بهشت می‌شود بار دیگر تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا برمی‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم!</p>
<p>خدایش گوید: آنچه را می‌خواهی آرزو کن و چون آرزو می‌کند خدایش گوید: برای تو در بهشت است آنچه را که آرزو نمودی و ده برابر دنیا.</p>
<p>آن مرد از شدت خوشحال می‌گوید: بارالها آیا مرا به باد مسخره گرفته‌ای درحالی که تو فرمانروا هستی؟!!</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم &#8211; پس از نقل این داستان برای صحابه رضی الله عنهم، خندیدند.</p>
<h5>اماکنی که می توان این داستان را یافت (در صحیح بخاری و مسلم) :</h5>
<p><span style="color: #888888;">صحیح بخاری &#8211; کتاب التوحید – &#8220;باب وجوه یومئذ ناضرة إلی ربها ناظرة&#8221; &#8211; عن أبی هریرة رضی الله عنه. حدیث ۷۴۳۷</span></p>
<p><span style="color: #888888;">کتاب الرقائق – &#8220;باب صفة الجنة والنار&#8221; &#8211; حدیث ۶۵۷۱ عن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه -</span></p>
<p><span style="color: #888888;">&#8220;باب الصراط جسر جهنم&#8221; – حدیث ۶۵۷۳ – عن أبی هریرة رضی الله عنه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">صحیح مسلم- کتاب الإیمان- &#8220;باب آخر أهل النار خروجا&#8221; – أحادیث ۳۰۸ و ۳۰۹ و ۳۱۰ کلهم عن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3064/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی &#8211; ۱۲ (فریادرس حقیقی)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2897</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2897#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2010 02:08:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2897</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح
کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او وجود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2898" title="faryadras" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/03/faryadras-100x120.jpg" alt="faryadras" width="100" height="120" />دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح</h4>
<p>کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد.</p>
<p>بر من و شماست که در سختی و نعمت، خوشحالی وناخوشی او را بخوانیم. در ناراحتی‌ها وسختی‌ها به او متوسل شده و درب رحمت وی را با خواهش، گریه، فروتنی و پشیمانی بکوبیم؛ در این هنگام است که یاری و مدد وی بسوی‌مان آمده و گشایش اوبزودی فرا خواهد رسید<span id="more-2897"></span></p>
<p><span style="color: #800000;">{أمن یجیب المضطر إذا دعاه} (کیست که ناچار را اجابت کند آنگاه که وی را فراخواند؟)</span>؛ در نتیجه غرق شده نجات می‌یابد، غایب برخواهد گشت، بلادیده عافیت یافته و مظلوم یاری خواهد شد. گمراه به جاده‌ی هدایت آمده، مریض شفا پیدا کرده و مصیبت‌دیده دستگیری خواهد شد: <span style="color: #800000;">{فإذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین}. (پس هنگامی که به کشتی سوار شوند الله را خالصانه فریاد خواهند زد)</span></p>
<p>در اینجا نمی‌خواهم اذکار ودعاهای از بین برنده‌ی غم، غصه، ناراحتی و سختی را برایت نام برم؛ بلکه تو را به کتابهای سنت فرا می‌خوانم تا اینکه روش شرعی مورد خطاب قرار دادن الله سبحانه وتعالی را بیاموزی. با وی به نجوا پرداخته و او را فریاد بزنی. وی را خوانده و تنها به او امید وار باشی. چرا که اگر او را پیدا کنی، همه چیز را یافته‌ای و اگر ایمان به وی را از دست دهی، همه چیز را از دست داده‌ای. دعا کردن فقط به درگاه الله یکتا، خود عبادت وطاعتی بزرگ و بالاتر از رسیدن به نتیجه است و بنده‌ای که روش شرعی دعا را بکار می‌بندد، سزاوار است که غم، غصه، و ناراحتی‌ها را به کناری اندازد.</p>
<p>همه‌ی طناب‌ها جز طناب او پاره شده وهمه‌ی درها جز درب وی بسته خواهد شد. او نزدیک، شنوا واجابت کننده است. درمانده را در هنگام فریادزنی، اجابت خواهد نمود. تورا درحالی که فقیر، ضعیف و نیازمند هستی و او غنی، نیرومند و یکتای با عظمت است، فرمان می‌دهد که او را بخوانی <span style="color: #800000;">{ادعونی أستجب لکم} (مرا فرا خوانید تا شما را استجابت کنم).</span></p>
<p>هنگامی که ناگواری‌ها بر تو فرود آمده و سختی‌ها تو را در بر گرفتند، او را یاد کن. اسمای حسنایش را بر زبان آور و از وی مدد و کمک بخواه. گشایش و یاریش را طلب کن. پیشانیت را برای بزرگ شمردن نام وی فرود آور تا تاج آزادگی نصیبت شود و بینی‌ات را بر خاک بندگی‌اش بگذار تا اینکه راه نجات را بیابی. دستهایت را بالا ببر، زبانت را به حرکت در آور، بسیار از وی بخواه. در خواستن و طلبیدن از وی زیاده روی کرده و پافشاری نما. در رحمتش را بکوب، منتظر لطفش بمان و در کمین گشایش او باش. به نام‌های نیک وی متوسل شو، به وی حسن ظن داشته باش، به او روی آور و با تمام وجود به سمت وی متوجه باش تا خوشبختی و رستگاری را به دست آوری.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2897/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پادشاه و سه وزیرش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2857</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2857#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 16:52:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2857</guid>
		<description><![CDATA[
 ترجمه: ابوعمر انصاری
در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند
و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند
از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود
و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند
همچنین از آنها خواست که در این کار از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2858" title="bostan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/03/bostan-100x96.jpg" alt="bostan" width="100" height="96" /></p>
<h4><strong> ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند</p>
<p>و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند</p>
<p>از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود</p>
<p>و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند</p>
<p>همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند</p>
<p><span id="more-2857"></span></p>
<p>وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند</p>
<p>وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.</p>
<p>اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود.</p>
<p>و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.</p>
<p>روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند</p>
<p>وقتی وزیران نزد شاه آمدند ،  به سربازانش دستور داد ، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند</p>
<p>در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند</p>
<p>وزیر اول پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید</p>
<p>اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد</p>
<p>و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p><span style="color: #000080;">حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم ؟ زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم ،</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند</span></p>
<p><span style="color: #000080;">در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی ،</span></p>
<p><span style="color: #000080;">نظرت چیست؟</span></p>
<p><span style="color: #000080;">آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به ما سود می رسانند.</span></p>
<p>الله تعالی می فرماید: <strong>(</strong><strong>وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یَا أُوْلِی الأَلْبَابِ) البقره ۱۹۷</strong></p>
<p>و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است ، و ای خردمندان ! از ( خشم و کیفر ) من بپرهیزید .</p>
<p><span style="color: #000080;">پس کمی بایستیم و با خود بیاندیشیم .. فردا در زندانمان چه خواهیم کرد !</span></p>
<p><strong>ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2857/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مادرم&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2850</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2850#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Feb 2010 15:16:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن مسلمان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2850</guid>
		<description><![CDATA[دکترعائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
تقدیم به مادر عزیز و فداکارم
بزرگ شده‌ام ولی پیش مادر هنوز کوچکم. بسوی پیری رهسپارم اما نزد وی هنوز کودکم. او تنها کسی است که اشک، شیرو خونش را فدایم نمود. همه‌ی مردم فراموشم کردند، مگر مادر. همه رهایم کردند جز مادر. همه ی دنیا برایم تغییر کرد مگر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2851" title="madaram" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/madaram.jpg" alt="madaram" width="100" height="119" />دکترعائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p style="text-align: right;"><em><span style="color: #888888;">تقدیم به مادر عزیز و فداکارم</span></em></p>
<p>بزرگ شده‌ام ولی پیش مادر هنوز کوچکم. بسوی پیری رهسپارم اما نزد وی هنوز کودکم. او تنها کسی است که اشک، شیرو خونش را فدایم نمود. همه‌ی مردم فراموشم کردند، مگر مادر. همه رهایم کردند جز مادر. همه ی دنیا برایم تغییر کرد مگر مادر.</p>
<p>مادر: چقدر گونه‌هایت را با اشک شستشو دادی هنگامی که به سفر می‌رفتم! و چه اندازه خواب را بر خویش حرام می‌کردی وقتی نبودم. چه سان خواب را به فراموشی می‌سپردی وقتی بیمار می‌شدم!<span id="more-2850"></span></p>
<p>مادر: هنگامی که از سفر بر می‌گردم، دم در ایستاده‌ای، به من نگریسته و اشک خوشحالی ازچشمانت جاری می‌شود و زمانی که از خانه بیرون می‌روم، با قلبی اندوهناک با من خداحافظی می‌کنی.</p>
<p>مادر: در روزهای دردناک و پردردسر مرا حمل نمودی و با تحمل رنجها و دردها مرا به دنیا آوردی و با بوسه‌ها ونوازش‌هایت مرا درآغوش گرفتی.</p>
<p>مادر: هرگز به خواب نمی‌روی تا اینکه خواب به سراغ پلکهایم آید، هیچ گاه احساس راحتی نمی‌کنی تا اینکه شادمانی را درمن نبینی. اگر خندیدم، می‌خندی بدون اینکه دلیلش را بدانی و اگر غمگین شدم گریان می‌شوی بدون اینکه سبب را دریابی. قبل از ارتکاب اشتباه، عذرم را می‌پذیری و پیش ازاظهار پشیمانی مرا بخشیده و قبل از عذر خواهی از من در می‌گذری.</p>
<p>مادر: هر کس از من تعریف کند او را تصدیق می‌کنی، گر چه مرا پیشوای خلایق و ماه شب چهارده بنامد. وکسی که مرا بدگویی کند او را دروغگو می پنداری، گرچه اهل عدالت به سود وی شهادت داده و معتمدین او را پاک بدانند. همیشه تو تنها کسی هستی که به کارهای من مشغول بوده و فقط تو هستی که غم مرا در دل داری.</p>
<p>مادر: من بزرگترین مشغولیت، قصه‌ی زیبا و امید تازه‌ی تو هستم. به من نیکی کرده و با این حال از کوتاهی خویش در حق من پوزش می‌خواهی. با شور و شوق تمام در من ذوب می‌شوی و باز هم زیاده از این می‌خواهی.</p>
<p>مادر: کاش می‌توانستم با اشکهای وفاداری قدمهایت را شستشو دهم و در جشن زندگی‌کفش‌هایت را بردارم.</p>
<p>مادر: کاش مرگی که هوایت را کرده به سراغ من آید و بلایی که قصد تو را کرده بر من فرود آید.</p>
<p>درونم به من می‌گوید: روح و جانم فدای تو باد، بدانی یا ندانی.</p>
<p>مادر: چگونه نیکی‌هایت را پاسخ گویم، در حالی که شکمت را جایگاه من قرار داده، از شیرت به من نوشاندی و آغوشت را برایم پوششی قرار دادی. چگونه خوبی‌هایت را جبران کنم، زمانی که تو در راه خوشبخت شدن من موهای سرت را سفید نموده، و بدن خویش را برای راحتی من فرسوده و ضعیف ساختی، و کمرت برای آسایش من خمیده گردید.</p>
<p>چگونه اشکهای راستین تو که گاهی به علت غمگین بودنت برای من و گاهی از روی خوشحالی‌ات بخاطرمن از گونه‌هایت سرازیر می‌گردید را تلافی نمایم؟ که تو در غم و خوشی من اشک می‌ریزی.</p>
<p>مادر: وقتی به صورتت می‌نگرم، انگار صفحه‌ی کتابی است که در آن داستان درد ورنج کشیدن بخاطر من، و روایت تلاش و تحمل سختی به سبب من نوشته شده است.</p>
<p>مادر: تمام وجودم احساس شرمندگی وشرمساری می‌کند، زمانی که به تو نگریسته و تورا درسراشیبی پیری و خود را دراوج جوانی می‌بینم. تو با مشقت برروی زمین راه رفته و من سریع حرکت می‌کنم.</p>
<p>مادر: زمانی که همه‌ی دوستان به من پشت کردند، تو تنها کسی بودی که وفادار ماندی. و زمانی که وفاداران به من خیانت کرده، و یاران صمیمی مرا فریب دادند، تنها تو بودی که با قلب مهربان، اشکهای گرم، سخنان دلنواز و همدردی بی‌مانند خویش با من همراهی می‌نمودی. مرا در آغوش می‌گرفتی، می‌بوسیدی، نوازش می کردی، دلداری می‌دادی، همدردی می‌کردی وبرایم دعا می‌کردی.</p>
<p>مادر: می‌بینم که گذشت سالها وجود تورا ضعیف ساخته و جسم تو را ناتوان نموده. به یاد می‌آورم چه اندازه، درآغوش گرفتن، بوسه، اشک، نوازش و همدردی را با رضایت و اختیار کامل و با کمال محبت و بخشش، بدون درخواست پاداش و انتظار تشکر، نثارم می‌نمودی.</p>
<p>به تو می‌نگرم در حالی که داری با زندگی خداحافظی می‌کنی و من به سراغ زندگی می‌روم، عمر را به پایان برده و من تازه در اوایل عمر بسر می‌برم. ناتوانم از برگرداندن جوانیت که به پای جوانی من ریختی و بازگرداندن نیرو و توانت که به پای نیرومند شدن من تباه ساختی.</p>
<p>تمامی اعضای بدنم با شیرت قوام گرفت و گوشتم از گوشت بدنت بافته شد. گونه‌هایم با اشک‌هایت شستشو داده شد، موهای سرم با بوسه هایت روییده شده و موفقیتم به برکت دعاهایت تحقق پیدا کرد.</p>
<p>نیکی‌هایت را می‌بینم که مرا دربرگرفته، بنابراین در مقابل تو مانند خدمتگزاری ناچیز می‌نشینم. موفقیت‌ها، برتری‌ها، نوآوری‌ها، و استعدادهای خود را نزد تو به فراموشی می‌سپارم؛ چرا که همه‌ی اینها فقط قسمتی از بخشش‌های تو درحق من است.</p>
<p>دربین مردم احساس بزرگی و درمیان دوستان احساس منزلت کرده و نزد دیگران احساس باارزش بودن می‌کنم؛ اما در پیشگاه تو همان کودک خردسال هستم؛ احساس هیچ بودن کرده، شرمندگی تمام وجودم را دربر گرفته و دچار دلهره می‌شوم؛ از این رو لقب‌ها را باطل کرده و شهرت را از یاد می‌برم. مال را به گوشه‌ای انداخته و تعریف و تمجیدها را به باد فراموشی می‌سپارم؛ چرا که تو مادر، و من فرزند، تو سرور و بزرگ و من خدمتگزاری ناچیز، تو مدرسه و من دانش آموز، تو درخت و من میوه‌ی آن هستم؛ و اینکه تو همه چیز در زندگی من هستی. پس به من اجازه بده تا برپاهایت بوسه زنم. و از ارزش و بزرگی توست روزی که فروتنی به خرج داده و به لب‌های من اجازه دهی که خاک پای تو را پاک نمایند.</p>
<p>ربِّ اغفر لوالدی وارحمهما کما ربّیانی صغیراً.</p>
<p>(پروردگارا! پدر و ما در مرا مورد مغفرت و رحمت خود قرارده، همانگونه که در کودکی مرا پروراندند).</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2850/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مومن واقعی چه کسی است؟</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2799</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2799#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Feb 2010 17:44:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2799</guid>
		<description><![CDATA[گرد آوری: ابوخالد محمدی
در کتاب‌ و سنت‌، تعاریف‌ گوناگون‌ و بسیار زیادی‌ در مورد مؤمن‌ واقعی‌ بیان‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ مختصر می‌توان‌ گفت‌:
مؤمن‌ واقعی‌ کسی‌ است‌ که‌ خود را فدای‌ الله و رسول‌ او ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ بنماید، و خواست‌ خویش‌ را قربان‌ خواست‌ الله و رسولش‌ بکند و در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2801" title="mo'mene-waqei-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/momene-waqei-01.JPG" alt="mo'mene-waqei-01" width="100" height="101" />گرد آوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p>در کتاب‌ و سنت‌، تعاریف‌ گوناگون‌ و بسیار زیادی‌ در مورد مؤمن‌ واقعی‌ بیان‌ شده‌ است‌ که‌ به‌ صورت‌ مختصر می‌توان‌ گفت‌:</p>
<p>مؤمن‌ واقعی‌ کسی‌ است‌ که‌ خود را فدای‌ الله و رسول‌ او ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ بنماید، و خواست‌ خویش‌ را قربان‌ خواست‌ الله و رسولش‌ بکند و در تمام‌ امور از قرآن‌ و سنت‌ تبعیّت‌ نماید، نه‌ اینکه‌ بخشی‌ از آن‌ را گرفته‌ و بخش‌ دیگر را رها سازد، که‌ در این‌ صورت‌ امدادهای‌ پروردگار شامل‌ حالش‌ نشده‌ و وعده‌های‌ الهی‌ برای‌ مؤمنین‌ کامل‌، در مورد او صدق‌ نمی‌کند.<span id="more-2799"></span></p>
<p><span style="color: #800000;">{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی السِّلْمِ کَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ} </span> [بقره‌: ۲۰۸]</p>
<p>«ای‌ کسانی‌ که‌ ایمان‌ آورده‌اید، همگی‌ (اسلام‌ را به‌ تمام‌ و کمال‌ بپذیرید و) به‌ صلح‌ و آشتی‌ درآئید، و از گام‌های‌ اهریمن‌ (و وسوسه‌های وی‌) پیروی‌ نکنید (و به‌ دنبال‌ او راه‌ نروید) بی‌گمان‌ او دشمن‌ آشکار شماست»‌.</p>
<p>پس‌ جلب‌ و جذب‌ امدادهای‌ خداوندی‌ منوط‌ به‌ دخول‌ کامل‌ در دین‌ است‌، کسی‌ که‌ بعضی را که‌ مطابق‌ میلش‌ است‌ اختیار کند و بعضی‌ دیگر را که‌ برای‌ او مشکل‌ است‌، رها سازد، این‌ فرد را مؤمن‌ واقعی‌ و کامل‌ نمی‌گویند.</p>
<p>اگر یاران‌ پیامبر صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ در میدان‌های مختلف‌ پیروز می‌شدند و خداوند سریعاً دعایشان‌ را قبول‌ می‌فرمود، به‌ خاطر دخول‌ کاملشان‌ در دین‌ بود و تبعیّت‌ کامل‌ از پیامبر ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ آنان‌ کاملاً خود را فدای‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ کرده‌ بودند و برای‌ گسترش‌ اسلام‌ دست‌ به‌ هر کاری‌ می‌زدند و همیشه‌ به‌ دنبال‌ کسب‌ رضای‌ الهی‌ بودند.</p>
<p>می‌بینیم‌ که‌ در جنگ‌ «احد» فقط‌ برای‌ یک‌ بار فرمان‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ را نادیده‌ گرفتند، فوراً خداوند امدادش‌ را از آنان‌ قطع‌ نمود و طعم‌ شکست‌ ظاهری‌ را به‌ آنان‌ چشاند تا دیگر خلاف‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ قدمی‌ برندارند.</p>
<p>حال‌ برای‌ چند لحظه‌ خودمان‌ و مسلمانان‌ امروزی را بررسی‌ نمائیم‌، چه‌ اندازه‌ از احکام‌ خداوند را در زندگی‌مان‌ پیاده‌ کرده‌ایم‌، چند بار خواست‌ نفس‌ و تمنای‌ درونی‌ خویش‌ را قربان‌ خواست‌ خدا و رسول‌ نموده‌ایم‌. آیا تمام‌ کارهایمان‌ مطابق‌ دستورات‌ قرآن‌ و سنت‌ است‌؟ آیا در روش‌ زندگی‌، رسول‌ الله ـ صلی الله علیه‌ وسلم‌ ـ را اسوه‌ و الگوی‌ خویش‌ قرار داده‌ایم‌؟! و صدها سؤال‌ دیگر، که‌ قطعاً در مقابل‌ اینها با شرمندگی‌ باید سر را پایین‌ انداخته‌ و اعتراف‌ نماییم‌ که‌ ما راه‌ و سیره رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ و یارانش‌ را ترک‌ کرده‌ایم‌.</p>
<p>امروزه‌ مسلمانان‌ قرن‌ ۲۱ به‌ شدت‌ به‌ دنبال‌ آن‌ چیزهایی‌ هستند که‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ و یارانش‌ از آن‌ اجتناب‌ می‌نمودند و خود را از آن‌ دور می‌ساختند. محبت‌ مال‌، فرزند، زن‌، ماشین‌ و&#8230; بر قلوب‌ مؤمنان‌ این‌ عصر مستولی شده‌ و جایی برای‌ محبت‌ رسول‌ الله ـ صلی الله علیه‌ وسلم‌ ـ و یارانش‌ باقی‌ نگذاشته‌ است‌.</p>
<p><span style="color: #800000;">{قُلْ إِن کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَآؤُکُمْ وَإِخْوَانُکُمْ وَأَزْوَاجُکُمْ وَعَشِیرَتُکُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسَادَهَا وَمَسَاکِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَیْکُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى یَأْتِیَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ}</span> [توبه‌: ۲۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">«بگو: اگر پدران‌ و فرزندان‌ و برادران‌ و همسران‌ و قوم‌ و قبیله‌ی شما و اموالی‌ که‌ فرا چنگش‌ آورده‌اید و بازرگانی‌ و تجارتی‌ که‌ از بی‌بازاری‌ و بی‌رونقی‌ آن‌ می‌ترسید، و منازلی‌ که‌ مورد علاقه‌ی شما است‌، اینها در نظرتان‌ از الله و پیامبرش‌ و جهاد در راه‌ او محبوب‌تر باشد، در انتظار باشید که‌ الله کار خود را می‌کند (و عذاب‌ خویش‌ را فرو می‌فرستد) الله کسان‌ نافرمان‌بردار را (به‌ راه‌ سعادت‌) هدایت‌ نمی‌نماید».</span></p>
<p>اگر ما فقط‌ در این‌ آیه‌ تدبُّری‌ بنمائیم‌ و خود را به‌ آن‌ محک‌ بزنیم‌، در می‌یابیم‌ که‌ با خط‌ و مشی‌ قرآن‌ و سنت‌ خیلی‌ فاصله‌ داریم‌. متأسفانه‌ افرادی‌ نیز هستند که‌ به‌ خاطر دنیاطلبی‌شان‌ و عدم‌ وجود تقوی‌ در اعماق‌ قلبشان‌، پایبندی‌ به‌ سنت‌های‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ را تحجر و عقب افتادگی می‌نامند و باز خود را از رهروان‌ کتاب‌ و سنت‌ قلمداد می‌نمایند. با کدامین‌ عشق‌ و محبت‌، خود را از عاشقان‌ آن‌ حضرت‌ ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ می‌نامیم‌، با کدامین‌ عمل‌ می‌خواهیم‌ در زمره‌ی یاران‌ ایشان‌ قرار گیریم‌.</p>
<p>پس‌ با این‌ توضیح‌ کوتاه‌ به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسیم‌ که‌ مشکل‌ در اسلام‌ نیست‌، بلکه‌ اسلام‌ همیشه‌ پیروز بوده‌ و پیروز خواهد بود. اشکال‌ اینجاست‌ که‌ مؤمنان‌ واقعی‌ اندک‌ و قلیل‌ هستند، پس‌ وعده‌های‌ خداوند برای‌ کسانی‌ است‌ که‌ همانند یاران‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ باشند و سیره‌ و روش‌ آنها را در زندگی‌ اختیار نمایند.</p>
<h4>سرافرازی مؤمنان یک سنت الهی است</h4>
<p>آنچه می‌گوییم یک رؤیا و یا یک خواب رنگین نیست، زیرا خداوند متعال چه بخواهیم چه نخواهیم به دینش در زمین عزت می‌دهد، &#8230; حال یا به وسیله‌ی ما یا به وسیله‌ی دیگران&#8230; اما اگر نخواهیم این راه مقدس را بپیماییم بی شک خداوند متعال قوم دیگری را بر می‌گزیند که این راه را بپیمایند.</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَإِن تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ} </span>[محمد:۳۸]</p>
<p><span style="color: #800000;">«و اگر شما (از فرمان الله) سرپیچی کنید مردمان دیگری را جایگزین شما می‌گرداند که هرگز همسان شما نخواهند بود»</span></p>
<p><span style="color: #800000;">{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ &#8211; إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ -وَمَن یَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ} </span>[مائده:۵۴-۵۶]</p>
<p><span style="color: #800000;">«ای مؤمنان! هرکس از شما از دین خود برگردد الله مردمانی را خواهد آورد که او دوستشان می‌دارد و آنان هم اورا دوست می‌دارند. نسبت به مؤمنان نرم و فروتن بوده و در برابر کافران سخت و نیرومندند در راه الله جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ سرزنش کننده‌ای هراسی به خود راه نمی‌دهند، این هم فضل الله است، الله آن را به هر کس که بخواهد عطا می‌کند و الله دارای فضلی فراوان و دانشی وسیع است<span style="color: #800000;"> </span></span><span style="color: #800000;">و هرکس که الله و پیامبر او و مؤمنان را به دوستی بپذیرد، (از زمره‌ی حزب الله است) و بی تردید حزب الله پیروز است».</span></p>
<p>پس ای برادر و خواهر! برخیز و به سوی عمل بشتاب، انتظار بس است که ناگاه مرگ به سراغت می‌آید و بعد از آن محاسبه شوی، آنجاست که برای عمر بر باد رفته پشیمان می شوی و دیگر پشیمانی سودی ندارد.</p>
<p>برادر و خواهر عزیزم! بدان که خداوند مهربان برای کسی که این راه را بپیماید، پاداش بزرگی مقدر کرده است.</p>
<p>از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:</p>
<p><span style="color: #008000;">«إنَّ مِن ورائکم أیاماً الصابرُ فیهنَّ کالقابِضِ علی الجَمرِ، للعامل فیها أَجر خَمسینَ، قالوا: یا رسول الله: خمسینَ مِنهم أو خمسین منّا؟ قال: خمسین منکم».</span></p>
<p><span style="color: #008000;">(بعد از شما روزگاری خواهد آمد، هر آنکس در آن روزگار صبر کند به سان کسی است که اخگری را به دستانش می‌فشارد، آن که در آن زمان عمل صالح انجام دهد پاداش پنجاه نفر را می‌گیرد. گفتند: ای رسول خدا! ۵۰ نفر از آنان یا از ما؟ فرمود: پنجاه نفر از شما)</span></p>
<p>به یاد داشته باشید که راه بهشت راهی پر محنت و دشوار است&#8230; اما ارزش آن را دارد که انسان سختی‌هایش را به جان بخرد&#8230;</p>
<p>از انس رضی الله عنه روایت می کنند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:</p>
<p><span style="color: #008000;">«یؤتی بأنعمِ أهلِ الدُّنیا مِن أهلِ النار، فَیُصبَغُ فی النّار صبغةً، ثُمَّ یُقالُ لَهُ: یا ابن ادم هل رأیتَ خَیراً قَطُّ؟ هَل مَرَّ بِکَ نعیمٌ قَطُّ؟ فیقول: لا واللهِ یا ربِّ. و یُؤتی بأشَدِّ الناسِ بُؤسا فی الدُّنیا مِن أهلِ الجَنَّةِ، فَیُصبَغُ فی الجَنَّةِ، فیقال له: یا ابنَ آدم هَل رأیتَ بُؤساً قَطُّ؟ هَل مَرَّ بِکَ مِن شِدَّةِ قَطُّ؟ فیقول: لا والله یا ربِّ. ما مرَّبی بُؤسٌ قَطُّ، و لا رأیتُ شِدَّةً قَطُّ»</span></p>
<p><span style="color: #008000;">(خوشبخت‌ترین اهل دنیا از دوزخیان را می‌آورند و او را یک بار در آتش جهنم فرو می‌برند سپس به او می‌گویند، ای بنی آدم، آیا هرگز خیر و خوشی دیده‌ای؟ آیا هرگز از نعمتی بهره برده‌ای؟ در پاسخ می‌گوید: نه به خدا قسم، ای پروردگارم.</span></p>
<p><span style="color: #008000;">و فقیرترین مردم دنیا از بهشتیان را می‌آورند و او را یک بار به بهشت داخل می‌کنند، سپس به او می‌گویند: ای بنی آدم، آیا هرگز فقر و تنگدستی دیده‌ای؟ آیا هرگز سختی دیده‌ای؟ در پاسخ می‌گوید: نه به خدا قسم، ای پروردگارم هرگز تنگدست و فقیر نبوده‌ام و هیچ وقت سختی ندیده‌ام).<br />
</span></p>
<h4>دلایل‌ شکست‌ مسلمانان‌ امروزی‌ در جبهه‌های مختلف‌</h4>
<p>در اینجا ‌ می‌توان‌ به‌ اختصار چند علّت‌ مهم‌ که‌ باعث‌ شکست‌ مسلمانان‌ در میدان‌های‌ گوناگون‌ شده‌ است‌، اشاره‌ نمود:</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">۱ـ عدم‌ وجود ایمان‌ کامل‌ و قوی‌ به‌ خداوند سبحان‌</span></h4>
<p>آنچه‌ باعث‌ شده‌ بود که‌ صحابه‌ی رسول الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ در میادین‌ مختلف‌ سربلند و پیروز بیرون‌ بیایند، داشتن‌ ایمانی‌ استوار و راسخ‌ بود که‌ هیچ‌ چیزی‌ نمی‌توانست‌ در آن‌ خللی‌ وارد آورد. به‌ همین‌ دلیل‌ احکام‌ الهی‌ را سریعاً می‌پذیرفتند و در انجام‌ آن‌ سستی‌ و کاهلی‌ را به‌ خویش‌ راه‌ نمی‌دادند. و این‌ یقین‌ در آنها به‌ وجود آمده‌ بود که‌ همه‌ چیز در دست‌ الله قرار دارد، اگر او اراده‌ کند می‌تواند آب‌ را برای‌ انسان‌ها مانند آسفالت‌ مسخّر گرداند، اگر او اراده‌ کند می‌تواند دریا را برای‌ انسان‌ به‌ مانند خشکی‌، امن‌ و هموار کند، اگر او اراده‌ کند می‌تواند آتش‌ را برای‌ انسان‌ گلستان‌ کند و&#8230; خلاصه‌ انسان‌ها و مخلوقات‌ را فقط‌ یک‌ مخلوق‌ ضعیف‌ تصوّر می‌کردند و قدرت‌ اصلی‌ و حقیقی و قویِّ مطلق‌ را خداوند می‌دانستند به‌ همین‌ خاطر خود را به‌ «قوی‌» نسبت‌ می‌دادند و از قدرت‌ «قویِّ» حقیقی‌ استفاده‌ می‌کردند.</p>
<p>اما مسلمانان‌ امروز؛ بسیاری‌ از مسلمانان‌ امروزی‌ قدرت‌ را در دست‌ رهبران کفر و تجهیزات‌ جنگی‌ آنان‌ می‌دانند و دیدشان‌ از مافوق‌ آسمان‌ها به‌ عالم‌ کَوْنی‌ آمده‌ است‌ به‌ همین‌ جهت‌ همیشه‌ دچار خواری‌ و ذلّت‌ هستند. وقتی‌ ذلیل‌ها را بزرگ‌ و با عظمت‌ تصوّر می‌کنند، وقتی از مخلوقات‌ متأثر می‌شوند، قطعاً و بی‌شک‌ خداوند نیز آنان‌ را رها می‌سازد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">۲ـ عدم‌ عشق‌ به‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ</span></h4>
<p>دلیل‌ دوم‌ شکست‌ مسلمانان‌ امروزی‌ صادق‌ نبودن‌ در عشق‌ و محبت‌ رسول‌ الله ـ صلی الله علیه‌ وسلم‌ ـ می‌باشد. خیلی‌ها خود را عاشق‌ رسول الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ می‌دانند، اما اعمالشان‌ اعمال‌ «ابوجهلی‌» است‌.</p>
<p>عشق‌ یعنی‌ سوختن‌ و فانی‌ شدن‌ در معشوق‌، عاشقی‌ یعنی به‌ طور کامل‌ خود را به‌ معشوق‌ تبدیل‌ کردن‌. اما بسیاری‌ از مسلمانان‌ عصر ما فقط‌ نام‌ «محمد صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ » را می‌دانند، فقط‌ به‌ نامش‌ احترام‌ می‌گذارند، ولی‌ متأسفانه‌ و بدبختانه‌ هنگامی که‌ سیره‌ و شیوه‌ی زندگانی آن‌ سرور ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ بَر ایشان‌ عرضه‌ می‌شود، به‌ سرعت‌ می‌گویند، آن‌ زمان‌ سپری‌ شده‌ است‌!&#8230; آگاهانه‌ و نا آگانه‌ به‌ دشمنی‌ با سنت‌های‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ با سیره‌ و خط‌ و مشی‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ قیام‌ می‌نمایند، آیا با وجود این‌ می‌توان‌ ارسال‌ کمک‌های‌ غیبی‌ و امدادهای‌ الهی‌ را برای‌ چنین‌ مسلمانانی انتظار داشت‌!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">۳ـ دوری‌ از سنت‌های رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ</span></h4>
<p>از دیگر مشکلات‌ جامعه مسلمانان‌ عصر ما این‌ است‌ که‌ به‌ سنت‌های‌ پیامبرشان‌ بی‌اعتنا هستند و برای‌ آن‌ اهمیتی‌ قائل‌ نیستند و حتی‌ شاید در بسیاری‌ جاها از انجام‌ آن‌ شرم‌ داشته‌ باشند، چرا که‌ با فرهنگ‌ غربی‌ها سازگار نیست‌.</p>
<p>بسیار جای‌ تأسف‌ است‌ برای ما مسلمانان‌ که‌ از سنت‌ها و روش‌ رهبرمان‌ دور شده‌ایم‌ و عمل‌ به‌ آن‌ را ننگ‌ و مایه‌ی عقب‌افتادگی‌ می‌دانیم‌، در حالی‌ که‌ در جوامع‌ دیگر، برای‌ رهبران‌ دنیوی‌ خویش‌ بسیار احترام‌ قائل‌ هستند و در هر جایی‌ به‌ احیاء آداب‌ و سنن‌ خویش‌ می‌پردازند.</p>
<p>یاران‌ رسول‌ الله ـ صلی الله علیه‌ وسلم‌ ـ حاضر نبودند که‌ در کوچک‌ترین‌ کاری‌ و در ساده‌ترین‌ امری‌، خلاف‌ روش‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ گام‌ بردارند، اگر خواست‌ درونی‌شان‌ چیز دیگری‌ می‌بود، به‌ خاطر فعل‌ و کار رسول‌ الله ـ صلی الله علیه‌ وسلم‌ ـ خواست‌ خویش‌ را فدا می‌کردند.</p>
<p>حضرت‌ عمر فاروق‌ ـ رضی الله عنه ـ هنگامی که‌ بر حجرالاسود بوسه‌ می‌زند، می‌فرماید: اگر محبوب‌ و رهبرم‌ چنین‌ عملی‌ را انجام‌ نمی‌داد، من‌ هیچگاه‌ بر این‌ تکه‌ سنگ‌ بوسه‌ نمی‌زدم‌.</p>
<p>و در موارد دیگری‌ از هر کدام‌ از صحابه‌ کارهای‌ مشابه‌ این‌ را مشاهده‌ می‌نماییم‌، در زمان‌ خلافت‌ حضرت‌ ابوبکر صدیق‌ ـ رضی الله عنه ـ با وجود شورش‌های‌ گوناگون‌ و تثبیت‌ نشدن‌ پایه‌های خلافت‌ اسلامی‌، تصمیم‌ می‌گیرد حتماً سپاه‌ اسامه رضی الله عنه‌ را اعزام‌ نماید، با وجود مخالفت‌های مختلف‌ می‌فرماید: چون‌ این‌ خواست‌ و اراده‌ی رسول‌ الله ـ صی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ بوده‌، حتماً باید عملی گردد.</p>
<p>اما ما امروزه‌ در صحبت‌ کردن‌، راه‌ رفتن‌، شیوه‌ی زندگی‌، لباس‌ پوشیدن‌ و خلاصه‌ اکثر اعمال‌ و رفتارمان‌ از غربی‌ها و غیرمسلمین‌ تقلید می‌کنیم‌ و خیلی‌ راحت‌ سنت‌های محبوب‌ حجازی‌ را گذاشته‌ایم‌ و خیلی‌ بی‌شرمانه‌ برای‌ عدم‌ عمل‌ به‌ آن‌ نیز دلیل‌ می‌آوریم‌.</p>
<p>یکی‌ از اساتیدم‌ تلویحاً می‌فرمود: در جنگ‌ اسرائیل‌ و فلسطین‌، بارها ملائکه‌ نازل‌ شدند که‌ به‌ مسلمان‌ها کمک‌ برسانند، اما چون‌ هر دو طرف‌ ظاهر و شکلشان‌ عین‌ همدیگر بود، ملائکه‌ برگشتند و فرمودند: خداوندا، خودت‌ بهتر می‌دانی‌، آنها هیچ‌ فرقی‌ با هم‌ نداشتند، تمام‌ اعمالشان‌ مانند یکدیگر بود و&#8230;</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">۴ـ اهمیت‌ و عظمت‌ دنیا در دل‌ مسلمانان‌</span></h4>
<p>از دیگر مواردی‌ که‌ سبب‌ شده‌ که‌ ابهت‌ و عظمت‌ مسلمانان‌ عصر ما از بین‌ برود و آنها را به‌ مسلمانانی‌ توخالی‌ و پوشالی‌ تبدیل‌ کند، محبت‌ و علاقه‌ی دنیا در قلوب‌ بسیاری‌ از آنها می‌باشد. رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ فرمود: برای‌ هر قومی‌ فتنه‌ای‌ آمد و آنها را تباه‌ ساخت‌، فتنه‌ی امت‌ من‌ دنیا می‌باشد که‌ می‌ترسم‌ آنها را از پای‌ درآورد.</p>
<p>به راستی‌ همین‌ طور است‌، محبت‌ دنیا و علاقه‌ به‌ متعلقات‌ دنیوی‌، سبب‌ شده‌ که‌ فکر آخرت‌ و روز قیامت‌ در اذهان‌ مسلمانان‌ کم رنگ‌ گردد و سفر آخرت‌ را بسیار دور و دراز تصور نمایند، به‌ همین‌ جهت‌ برای به‌ دست‌ آوردن‌ متاع‌ دنیوی تمام‌ وقت‌ خویش‌ را صرف‌ می‌نمایند و به‌ همان‌ اندازه‌ از راه‌ حق‌ و حقیقت‌ و از رضایت‌ الله و رسول‌ دور می شوند.</p>
<p>بسیار جای‌ تعجب‌ است‌ برای‌ افرادی‌ که‌ خود را رهرو رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ می‌دانند، اما با شدت‌ و علاقه‌ی فراوان برای‌ چیزی‌ تلاش‌ می‌نمایند که‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ از دچار شدن‌ به‌ آن‌ و فریب‌ خوردن‌ آن‌ هشدار داده‌ است‌. این‌ چه‌ نوع‌ اتباع‌ و محبت‌ و عشقی‌ است‌ که‌ در هیچ‌ چیزی محبوب‌ و معشوق‌ در نظر گرفته‌ نمی‌شود.</p>
<p>ولی اگر یاران‌ رسول‌ الله ـ صلی الله علیه‌ وسلم‌- را بنگریم‌، آنها به‌ دنیا نمی‌اندیشیدند، تمام‌ هم‌ّ و غمشان‌ آخرت‌ بود، لحظه‌ای‌ در به‌ دست‌ آوردن‌ رضای‌ او تعالی‌ تأخیر نمی‌کردند و هر آنچه‌ سبب‌ تقرب‌ بیشتر آنان‌ به‌ بارگاه‌ الهی‌ می‌گشت‌، بدون‌ معطلی‌ انجام‌ می دادند، اما مسلمانان‌ عصر ما، هر آنچه‌ را سبب‌ دوری از او تعالی‌ است‌، بعضاً به‌ نام‌ دین‌ انجام‌ می‌دهند و خوشحالند که‌ از امت‌ محمدی‌ هستند!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">۵ ـ ترک‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر</span></h4>
<p>از دیگر دلایل‌ ضعف‌ مسلمانان‌ عصر ما، ترک‌ کردن‌ دعوت‌ و تبلیغ‌ می‌باشد، که‌ رسول‌ الله ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ و یاران‌ گرانقدرش‌ در آن‌ راه‌، جان‌ خود را تقدیم‌ نمودند و از هیچ‌ تلاشی‌ در این‌ راستا دریغ‌ نورزیدند.</p>
<p>خداوند سبحان‌ زنده‌ کردن‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر را در جامعه‌ی اسلامی‌ راهی‌ برای‌ ایجاد وحدت‌ و همدلی‌ و همبستگی عنوان‌ می‌فرماید و اعتصام‌ به‌ حبل‌ الله را در گرو داشتن‌ تقوای‌ الهی‌ و احیاء امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر معرفی‌ می‌کند.</p>
<p>پیامبر گرامی‌ اسلام‌ ـ صلی‌ الله علیه‌ وسلم‌ ـ فرموده‌ است‌ که‌ هر گاه‌ در جامعه‌ای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر ترک‌ شود و در کنارتان‌ هر منکری‌ انجام‌ گیرد شما راحت‌ از کنار آن‌ بگذرید و کاری‌ نداشته‌ باشید، پس‌ منتظر عذاب‌ الهی‌ باشید که‌ در آن‌ وقت‌ هر قدر دعا و تضرع‌ نمایید، دعا و تضرّعتان‌ مقبول‌ نمی‌افتد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">۶ـ پیروی‌ و اتباع‌ از شیطان‌</span></h4>
<p>خداوند متعال‌ بارها در آیات‌ متعدد قرآن‌ مجید هشدار داده‌ است‌ که‌ ای‌ انسان‌ها بدانید! شیطان‌ دشمن‌ قسم‌ خورده‌ی شماست‌ و در تلاش‌ است‌ که‌ شما را به‌ بیراهه‌ و ضلالت‌ بکشاند، پس‌ از او تبعیت‌ و پیروی‌ نکنید و مواظب‌ حربه‌هایش‌ باشید، اما متأسفانه‌ بسیاری‌ از مسلمان‌ عصر ما با کمال‌ اطمینان‌، آگاهانه‌ و نا آگانه‌ افسار خویش‌ را به‌ او سپرده‌اند و با یقین‌ کامل‌ دنباله‌رو راه‌ او گشته‌اند.</p>
<p>برادر و خواهر گرامی، مرا از دعاهای خیر بی نصیب مگردان، زیرا که گناهان زیاد و دردها بی‌درمانند، و قدرت و قوت از آنِ خداوند قدیر است.</p>
<p>خداوندا، مجاهدان اسلام را در هر مکانی که در آن نام خدا برده می‌شود، پیروز بگردان.</p>
<p>خداوندا، غم و اندوهشان را برطرف نما و آنان را متحد و یکپارچه و شکست‌هایشان را جبران و اسیرانشان را آزاد گردان، و آرزوهایشان را با خیر و نیکویی برآورده کن و اعمالشان را به طاعت ختم بگردان.</p>
<p>بارالها، ما را در گرداب سختی‌ها وا مگذار، ما را (با بلایا) غافلگیر مکن، و ما را در زمره‌ی بی‌خبران قرار مده&#8230;</p>
<p>خداوندا، ما را از بندگانی قرار بده که تو را دوست دارند و تو آنان را دوست داری و ما را با کسانی قرار ده که آنان را اکرام کرده و به بهترین گونه پاداش داده‌ای و ما را از کسانی قرار ده که آنان را از آتش دور گردانده‌ای.</p>
<p>بار الها، اسلام و مسلمانان را به طور کامل نصرت بفرما، نصرتی همچون روز بدر به وسیله‌ی نیروها و دوست دارانت، یا رب العالمین.</p>
<p><span style="color: #993300;">{ربّنا تقبل منّا إنک انت السَّمیعُ العَلیمُ}</span></p>
<h4>منبع:</h4>
<p>۱- چرا مسلمانان شکست می‌خورند؟، نویسنده: ایوب گنجی</p>
<p>۲- راه سعادت، نویسنده: مجدی الهلالی، مترجم: هیوا حفیدی، ناشر: نشر احسان، سال و نوبت چاپ:۱۳۸۶- اول</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2799/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هیچ پوشیده ز او پنهان نیست</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2729</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2729#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 21:54:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2729</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: عادل حیدری
{وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِید} [البروج: ۹] (و الله بر هر چیزی گواه است)
{وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا} [نساء: ۷۹] (کافی است که الله گواه باشد)‏
{إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا} [نساء: ۱] (بیگمان الله مراقب شما است ( و کردار و رفتار شما از دیده او پنهان نمی‌ماند) ‏
{وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ رَقِیبًا} [احزاب: [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2730" title="shahid-raghib-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/shahid-raghib-01.jpg" alt="shahid-raghib-01" width="100" height="112" />نویسنده: عادل حیدری</h4>
<p><span style="color: #000080;">{وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِید}</span> [البروج: ۹] <span style="color: #000080;">(و الله بر هر چیزی گواه است)</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا}</span> [نساء: ۷۹] <span style="color: #000080;">(کافی است که الله گواه باشد)‏</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا} </span>[نساء: ۱] <span style="color: #000080;">(</span><span style="color: #000080;">بیگمان الله مراقب شما است ( و کردار و رفتار شما از دیده او پنهان نمی‌ماند) ‏</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ رَقِیبًا}</span> [احزاب: ۵۲] <span style="color: #000080;">(الله ناظر و مراقب بر هر چیزی است)</span></p>
<p><span style="color: #000080;"><span id="more-2729"></span>{وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی أَنْفُسِکُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ}</span> [بقره: ۲۳۵] <span style="color: #000080;">(و بدانید که الله آنچه را در دل دارید می‌داند، پس از (مخالفت فرمان) او خویشتن را برحذر دارید و بدانید که بیگمان الله بس آمرزنده و شکیبا است)</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ} </span>[حدید: ۴] <span style="color: #000080;">(و او در هر کجا که باشید [با علم خویش]، با شما است. و الله می‌بیند هر چیزی را که می‌کنید)</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى}</span> [علق: ۱۴] <span style="color: #000080;">(‏آیا او ندانسته است که الله ( همه‌ی احوال او را می‌پاید، و همه‌ی اعمال وی را) می‌‌بیند؟‏)</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ} </span>[غافر: ۱۹] <span style="color: #000080;">(‏خداوند از دزدانه نگاه کردن چشمها و از رازی که سینه‌ها در خود پنهان می‌دارند، آگاه است)</span></p>
<h4>برادرم و خواهرم</h4>
<p>اندکی در آیات فوق بیندیشید و در این واژه‌ها درنگی نمایید<span style="color: #ff0000;"> </span><span style="color: #ff0000;"><strong>&#8220;رقیب و شهید&#8221;</strong></span></p>
<h4>آیا می‌دانید معنای این دو صفت الهی چیست؟</h4>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">شهید: </span></strong>یعنی آگاه از همه چیز که چیزی از او نهان نمی‌شود و همه صداها را می‌شنود و همه‌ی موجودات از ریز و درشتش، پیدا و پنهانش را می‌بیند و علمش همه چیز را در بر گرفته اس</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رقیب:</strong> </span>یعنی آگاه از مکنونات درونی انسان و مراقب و نگرنده اعمال انسان و هیچ چیزی از او پوشیده نمی‌ماند.</p>
<p>گمانم مفهوم سخن را دریافته باشی: آری حس مراقبت الهی در خفا و آشکار و بویژه در خفا که  ابلیس و لشکریانش را حیله ها افزونتر باشد</p>
<p>به این فرموده‌ی علامه ابن القیم رحمه الله دقت فرما: &#8220;خردمندان اتفاق دارند که اساس تقویت سرای ایمان و پایداری، عبادتهای پنهانی و اساس نابودی سرای ایمان، گناهان پنهانی می‌باشد&#8221;.</p>
<p>آری برادرم، خلوت ابزاری است که اولیای الهی با غنیمت شمردن آن پله های رسیدن به خالق خویش را می‌پیمایند چنانچه بگفته رسول خدا صلی الله علیه و سلم از جمله کسانی که در روز قیامت در زیر سایه عرش الهی قرار می‌گیرند انسانی است که در خلوت خویش یاد خدا را می نماید و چشمانش اشکبار می شود و نیز مردی که در پنهانی صدقه می دهد بگونه ای که دست چپش از آنچه دست راستش داده است با خبر نمی شود.</p>
<p>خلوت آن زیبا لحظاتی است که رسول خدا صلی الله علیه و سلم قبل از رسالتش در غار حرا آن را غنیمت شمرده و با خدای خویش مناجات می نمود و بعد از رسالتش همواره یاران و نیز امت خویش را به غنیمت شمردن آن تشویق می‌نمود.</p>
<p>اما بایستی دانست که در مقابل برای برخی انسانها خلوت مهلکه‌ای است که شیاطین تمام همت خود را بکار بسته تا حس مراقبت الهی را در وی تضعیف و نابود گردانند و با وادار کردن انسان به دریدن پرده حرمت الهی کاشانه ایمان وی را نابود نموده و گوهر ایمان و یقین وی را به ثمن بخس به تاراج ببرند.</p>
<h4>اندکی به این حدیث نبوی بیندیش:</h4>
<p><span style="color: #000080;">&#8220;عَنْ ثَوْبَانَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ لَأَعْلَمَنَّ أَقْوَامًا مِنْ أُمَّتِی یَأْتُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِحَسَنَاتٍ أَمْثَالِ جِبَالِ تِهَامَةَ بِیضًا فَیَجْعَلُهَا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ هَبَاءً مَنْثُورًا قَالَ ثَوْبَانُ یَا رَسُولَ اللَّهِ صِفْهُمْ لَنَا جَلِّهِمْ لَنَا أَنْ لَا نَکُونَ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَا نَعْلَمُ قَالَ أَمَا إِنَّهُمْ إِخْوَانُکُمْ وَمِنْ جِلْدَتِکُمْ وَیَأْخُذُونَ مِنْ اللَّیْلِ کَمَا تَأْخُذُونَ وَلَکِنَّهُمْ أَقْوَامٌ إِذَا خَلَوْا بِمَحَارِمِ اللَّهِ انْتَهَکُوهَا. &#8220;</span></p>
<p>ثوبان از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت می‌کند که ایشان فرمودند: <span style="color: #000080;">&#8220;اقوامی از امت خویش را می‌شناسم که در روز قیامت با نیکی‌هایی سفید به پری کوههای تهامه حاضر می‌شوند اما خداوند همه آنها را همچون ذرّات غبار پراکنده در هوا می سازد&#8221; </span>[و نابود می کند] ثوبان گفت: ای رسول خدا آنها را برای ما توصیف کن تا از روی نادانی در زمره آنها قرار نگیریم. رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: <span style="color: #000080;">&#8220;آنها برادران شما و از میان شما می باشند که چه بسا چون شما نماز شب بر پا می‌دارند اما آنها کسانی هستد که چون در خلوت با محارم الهی  قرار گرفتند پرده‌ی حرمت الهی را می‌درند&#8221;.</span></p>
<div id="attachment_2731" class="wp-caption alignleft" style="width: 261px"><img class="size-medium wp-image-2731 " title="shahid-raghib-02" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/shahid-raghib-02-251x186.jpg" alt="shahid-raghib-02" width="251" height="186" /><p class="wp-caption-text">بر حذر باش از اینکه شیطان را در آشکارا دشمن باشی و در خلوت با وی دوستی گزینی. سحنون (رحمه الله)</p></div>
<h4>برادر و خواهرم:</h4>
<p>آیا دوست می داری از زمره این گروه باشی کسانی که از تمام کرده ها و زحمتهایشان بهره ای جز سختی نمی برند و  کلبه ایمانی که خشت خشت آن را با رنج نهاده ای با تیشه لذت و خوشی آنی در لحظه ای نابود سازی و لذت و نعیم دائمی را قربانی نمایی.</p>
<p>و نیز بگفته سحنون رحمه الله بر حذر باش از اینکه شیطان را در آشکارا دشمن باشی و در خلوت با وی دوستی گزینی.</p>
<h4>برادر و خواهرم :</h4>
<p>آنگاه که با خویش خلوت نمودی و درها را بروی خویش بسته یافته و پرده ها را کنار گشیدی و دید بشر را از خود کوته یافتی و شیطان گنه را بر تو آراست بیاد بیاور کسی که هیچ چیزی از او پنهان نمی ماند، خدایی که مورچه سیاه را در شب تاریک بر صخره سیاه می بیند و صدای پایش را می شنود.</p>
<p><span style="color: #000080;">{یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ}</span> [نساء: ۱۰۸]</p>
<p><span style="color: #000080;">(  ‏آنان می‌توانند خیانت خود را از مردم پنهان دارند ، ولی نمی‌توانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است.)</span></p>
<p>امام قحطانی رحمه الله میفرماید:</p>
<p style="text-align: center;">اذا خلوت بریبة فی ظلمة                والنفس داعیة الی العصیان</p>
<p style="text-align: center;">استحی من نظر الاله و قل له         ان الذی خلق الظلام یرانی</p>
<p><em>آنگاه که در تاریکی در معرض حرمت الهی قرار گرفتی و نفست تو را ودار به معصیت نمود از نگاه خدا شرم کن و به او بگو کسی که تاریکی را آفریده است مرا می بیند.</em></p>
<p>آری برادرم چون یوسف در خلوت خویش فریاد معاذ الله بر آور تا بر عرش مصر،  نه بر عرش مصر بلکه بر سریر بهشت تکیه زنی و با حوریان در آمیزی. و بدان یکی دیگر از کسانی که در روز قیامت که انسانها در عرق خویش غرق می شوند در زیر سایه عرش الهی قرار می گیرد مردی است که زنی صاحب جمال و مکنت او را دعوت به فحشا می کند اما وی می گوید: من از خدای خویش می ترسم.</p>
<h4>برادرم و خواهرم:</h4>
<p>آیا اگر کسی را در اطراف خود می یافتی دامان خویش را به گناه آلوده می ساختی؟ خواهی گفت: خیر، پس چگونه خداوند را کم ارزشترین نگرنده به خود می پنداری.</p>
<h4>برادر و خواهرم:</h4>
<p>نه تنها پروردگار بلکه دو فرشته مراقب کردار تو هستد و  اعمال تو را ثبت می نمایند:</p>
<p><span style="color: #000080;">{وَإِنَّ عَلَیْکُمْ لَحَافِظِینَ (۱۰) کِرَامًا کَاتِبِینَ (۱۱) یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ} </span>[انفطار: ۱۰-۱۲]</p>
<p><span style="color: #000080;">(‏بدون شکّ نگاهبانانی بر شما گمارده شده‌اند.‏ ‏نگاهبانانی که (در پیشگاه پروردگار مقرّب و) محترم هستند و پیوسته (اعمال شما را) می‌‌نویسند. ‏می‌‌دانند هرکاری را که می‌کنید).</span></p>
<p><span style="color: #000080;">{وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ (۱۶) إِذْ یَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّیَانِ عَنِ الْیَمِینِ وَعَنِ الشِّمَالِ قَعِیدٌ (۱۷) مَا یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ}</span> [ق: ۱۶-۱۸]</p>
<p><span style="color: #000080;">(‏ما انسان را آفریده‌ایم و می‌دانیم که به خاطرش چه می‌گذرد و چه اندیشه‌ای در سر دارد ، و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیکتریم .‏ ‏بدانگاه که دو فرشته‌ای که در سمت راست و در طرف چپ انسان نشسته‌اند و اعمال او را دریافت می‌دارند [ما از همه چیز و همه کس - حتی از این دو فرشته‌- به او نزدیکتریم ] .‏ ‏انسان هیچ سخنی را بر زبان نمی‌راند مگر این که فرشته‌ای ، مراقب و آماده [برای دریافت و نگارش] آن سخن است‏).</span></p>
<h4>در پایان برادر و خواهرم:</h4>
<p>عنان طاعت خویش را با هم‌نغمه شدن با شیطان که هر لحظه فسون تازه‌ای می بافد مبر که در سنگلاخ زندگی خود را گم خواهی کرد .</p>
<p>در آخر سخن این فرموده خداوند را بیادت می آورم:</p>
<p><span style="color: #000080;">{یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ (۶) الَّذِی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ (۷) فِی أَیِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَکَّبَکَ}</span> [الانفطار: ۶-۸]</p>
<p><span style="color: #000080;">(‏ای انسان ! چه چیز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است و در حق او گولت زده است [که چنان بی‌باکانه نافرمانی می‌کنی و خود را به گناهان آلوده می‌‌سازی‌؟ !] ‏پروردگاری که تو را آفریده است و سپس سر و سامانت داده است و بعد معتدل و متناسبت کرده است.‏ ‏و آن گاه به هر شکلی که خواسته است تو را درآورده است و ترکیب بسته است).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2729/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وصف بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2474</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2474#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jan 2010 12:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2474</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی
سخن از بهشت برین و نعمت‌ها و راه رسیدن به آن برای کسانی که تقوی پیشه نموده و با جان و مال خود در راه کسب رضایت خداوند متعال می کوشند و سر منزل مقصود خود را رسیدن به بهشت و جاودانه زندگی کردن در آن قرار داده اند، آهنگی دلنشین و روح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2650" title="wasef-behesht" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/wasef-behesht.jpg" alt="wasef-behesht" width="100" height="108" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p>سخن از بهشت برین و نعمت‌ها و راه رسیدن به آن برای کسانی که تقوی پیشه نموده و با جان و مال خود در راه کسب رضایت خداوند متعال می کوشند و سر منزل مقصود خود را رسیدن به بهشت و جاودانه زندگی کردن در آن قرار داده اند، آهنگی دلنشین و روح نواز است. این بندگان مخلص خدا همواره سعی و تلاش می نمایند تا با عبادت و پرهیزگاری توشه‌ای برای آخرت خود فراهم سازند.<span id="more-2474"></span></p>
<p>سراسر آیات کلام الله مجید و روایات منقول از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم، انسان‌های مؤمن و پرهیزگار را به راه رسیدن بهشت و برخورداری از نعمت‌های بیکران و ابدی آن رهنمون می‌نمایند.</p>
<p>الله جل جلاله در آیات زیادی بهشت و نعمت‌های آن را برای ما توصیف می‌کند، در اینجا به برخی از این آیات و همچنین سنت پاک رسول الله صلی الله علیه وسلم رجوع می‌کنیم.</p>
<p>خداوند می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{أُوْلَئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}</span> [کهف:۳۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«آنها کسانی هستند که بهشت‌های عدن مال آنها است. بهشت‌هایی که زیر درختانش نهرهایی جاری است و به زیورهای زرین آراسته شده‌اند. در آنجا (بهشتیان) لباس‌های سبز و حریر و دیبا می‌پوشند و بر تخت‌ها تکیه می‌زنند. چه پاداش نیکو و چه آرامگاه خوبی است.»</span></p>
<p>همچنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ- نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ}</span> [فصلت:۳۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و برای شما در آنجا (بهشت) هرچه مایل باشید یا آرزو کنید، همه مهیا است. این سفره احسان خداوندی است که برای شما گسترده شده است»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل می‌کند که فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خداوند مهربان برای بنده‌های خود چیزهایی تهیه نموده است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به تصور کسی می‌آید. سپس فرمود: این آیه را بخوانید که خداوند می فرماید: {هیچ کس اطلاع ندارد برای خنکی چشم آنها (بندگان صالح) چه چیز در نظر گرفته شده است}.»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«به بهشتیان گفته می‌شود: همیشه زنده بمانید و مرگ به سراغتان نیاید. و برای ابد تندرست باشید و هیچ وقت بیمار نشوید. دائماً جوان بمانید و پیر و ناتوان نشوید و برای همیشه در انواع نعمت‌ها بسر برید؛ چون این نعمت‌ها از شما گرفته نخواهد شد»</span> (۲)</p>
<p>همچنین ابوبکر بن عبدالله بن قیس از پدرش نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«برای مؤمن در بهشت خیمه‌ای وجود دارد به طول ۶۰ میل (هفتاد کیلومتر) که از جواهر ساخته شده است. در آن خیمه همسرانی وجود دارد که به آن‌ها سر می‌زند درحالی که آنها از یکدیگر بی‌خبرند و همدیگر را نمی‌بینند»</span> (۳)</p>
<p>خداوند در وجود انسان، هواهای گوناگونی قرار داده است! به گونه‌ای که می‌توان او را مجموعه‌ای از خواهشات و هواها نامید. انسان دوست دارد با چشم‌هایش به هر چیز و هر سو بنگرد، و با زبانش هر سخنی را که دوست دارد بگوید و با گوش‌هایش هر صدا یا آواز دلخواهی را بشنود و هر طوری که دوست دارد و هر کجا که بخواهد اطفای شهوت کند.</p>
<p>مال را از هر راهی که ممکن است بدست بیاورد و به هر نحوی که دوست دارد خرج کند. اما خدایی که انسان را آفریده و این هممه نعمت‌های گران‌بها به او عطا فرموده، اجازه نداده که انسان مهارش را به دست نفس اماره بسپارد و هواهای نفسانی، او را به هر سو که بخواهند سوق دهند، مؤمن در دایره‌ی ایمان محاصره است؛ بدین معنی که باید چشم و گوش و زبان و قلب و&#8230; و سایر متصرفاتش و سرانجام، مرگ و زندگی‌اش ملهم از ایمان به خدا و احکام الهی باشد.</p>
<p>انسانی که بدین صورت کلیه هواهای خود را در قربان‌گاه اطاعت از رب زیر پا بگذارد، خداوند در زندگی جاودان اخروی به عنوان پاداش، تمام امیال وی را برآورده خواهد ساخت.</p>
<p>اما کسانی که در دنیا لذت ارضای تمایلات را چشیده و حاضر نشده‌اند هواهای نفسانی را به خاطر رضای خدا، زیر پا بگذارند، پس از مرگ به خواسته‌های آنها ارجی نخواهد شد. و تمام آرزوهایشان در دوزخ، طعمه حریق خواهد گشت.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ-وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ} </span>[زمر:۷۴]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«افراد مؤمن و پرهیزگار را گروه گروه به سوی بهشت می‌برند و چون بدانجا رسند، همه‌ی درهای بهشت به روی آنها گشوده می‌شوند و نگهبانان بهشتی با تهنیت به آنها می‌گویند سلام بر شما باد. که پاک بودید اکنون بفرمایید وارد بهشت شوید. و برای همیشه از نعمت‌های آن بهره‌مند گردید. آنها می‌گویند حمد خدای را که به وعده‌ی خود وفا کرد و ما را وارث همه‌ی سرزمین بهشت گردانید. تا هر جای آن که بخواهیم منزل گزینیم. پس پاداش نیکوکاران بسیار نیکو خواهد بود»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه وسلم پرسیدیم که بهشت از چه چیزی ساخته شده است؟ فرمود، <span style="color: #0000ff;">«خشتی از طلا و خشتی از نقره و ملاط آن از مسک است. و سنگریزه‌هایش از جواهر و یاقوت، و خاکش زعفران است هر کس در آن راه یابد همیشه در آن زنده می‌ماند و هرگز نخواهد مرد. لباسش کهنه نمی‌شود و همیشه جوان می‌ماند و پیر نخواهد شد»</span> (۴)</p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«در بهشت درختی وجود دارد که اگر سوارکاری ۱۰۰ سال سایه‌اش را بپیماید به انتهایش نخواهد رسید»</span> .(۵)</p>
<p>ابن عمر رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله فرمود: <span style="color: #0000ff;">«پس از اینکه بهشتیان وارد بهشت شوند و دوزخیان وارد دوزخ گردند، مرگ در میان بهشت و جهنم ذبح خواهد شد و سپس گفته می‌شود ای اهل بهشت و جهنم! دیگر مرگی وجود ندارد. پس از شنیدن این سخن شادی اهل بهشت زیاد می‌شود و غم و اندوه اهل جهنم نیز افزون می‌گردد»</span>. (۶)</p>
<h4><strong>درختان و میوه‪های بهشت</strong></h4>
<p>از جمله نعمت‌های جاویدان بهشت، انبوه درختان و فراوانی میوه‌ها و ثمره‌ها و پرندگان گوناگون آن می‌باشد، قدر و ارزش درختان جنت را کسی جز خالق و آفریننده‌ی آن نمی‌داند، درختان میوه آن، دارای شاخه‌های زیاد و ساقه و ریشه‌های طولانی می‌باشند، که خداوند آنها را زیبایی بی‌نظیر و شگفت‌انگیزی عطا نموده است، رنگ‌های آن بسیار دل‌انگیز و دارای ظاهری تازه و سایه‌هایی طویل و میوه‌هایی شیرین می‌باشند که مانند آن بر هیچ فکری خطور نکرده و نه چشمی آن را دیده و نه گوشی آن را شنیده است.</p>
<p>برادر عزیز و خواهر گرامی! چنین تصور کن که صاحب یکی از آن درخت‌های زیبا و پرثمر بهشت هستی؛ چقدر خوشحال و مسرور خواهی شد؟</p>
<p>درختان جنت بسیار زیاد و متنوع و گوناگون می‌باشند، بعضی از آنها انار، بعضی انگور، بعضی سدر و بعضی دیگر موز هستند، تصور نکن که میوه‌های بهشت، مانند میوه‌های فانی این دنیا می‌باشند، بلکه میوه‌های بهشت تنها در اسم، با میوه‌های این دنیا مشابهت دارند چنانکه ابن عباس رضی الله عنه نیز بر این موضوع تأکید نموده است.</p>
<p>اما شکل و رنگ و طمع و مزه‌ی آنها را کسی جز خالق آنها نمی‌داند. خداوند عزوجل می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ} </span>[الرحمن:۶۹]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«پس کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب و انکار می‌نمایید؟»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ- فِی سِدْرٍ مَّخْضُودٍ- وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ- وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ- وَمَاء مَّسْکُوبٍ- وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ}</span> [واقعه: ۲۷-۳۲]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«سمت راستی‌ها! چه سمت راستی‌هایی؟! (اوصاف مواهب و نعمت‌هایشان در بیان نمی‌گنجد) در (سایه‌ی درخت) سدر بی‌خار آرمیده‌اند، در سایه‌ی درختان موزی بسر می‌برند که میوه‌هایش روی هم ردیف و چین چین افتاده است، و در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده (خوش و آسوده‌اند) و در کنار آبشارها و آب‌های روان بسر می‌برند که زمزمه‌ی آن گوش جان را نوازش می‌دهد و منظره‌ی آن چشم انسان را روشنی می‌بخشد، و در میان میوه‌های فراوان هستند».</span></p>
<div id="attachment_2651" class="wp-caption alignleft" style="width: 261px"><img class="size-medium wp-image-2651" title="wasfe-behesht-1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/wasfe-behesht-1-251x181.jpg" alt="wasfe-behesht-1" width="251" height="181" /><p class="wp-caption-text">رسیدن به بهشت یعنی دستیابی به همه‌ی خواسته‌ها و آرزوها</p></div>
<p>پس ای بزرگوار! این لحظات باقی مانده‌ی عمر خود را برای انجام اعمال صالح و کارهای نیک غنیمت شمار، و مواظب باش! دنیا تو را فریب ندهد، زیرا این دنیا و آنچه در آن است، مانند ابر تابستانی است که زود از بین می‌رود و راه اهل تقوا را پیش بگیر تا از میوه‌های فراوان جنت بهره‌مند شوی، خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَشَرَابٍ} </span>[ص:۵۱]</p>
<p>در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَفَاکِهَةٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ}</span> [واقعه:۲۰]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و از هر میوه‌ای که بخواهند».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(نوجوانان بهشتی برای آنان می‌گردانند) هر نوع میوه‌ای که برگزینند»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی ظِلَالٍ وَعُیُونٍ- وَفَوَاکِهَ مِمَّا یَشْتَهُونَ}</span> [مرسلات:۴۱- ۴۲]</p>
<p>«پرهیزگاران در زیر سایه‌ها و در کنار چشمه‌سارانند و در میان میوه‌هایی که بخواهند و آرزو کنند»</p>
<p>در میان درختان بهشت، چنان درختانی هستند که سایه‌ی آنها اینقدر طولانی است که یک شخص سوار اگر به مسافت یکصد سال در زیر سایه آن راه برود، مسافت آن تمام نمی شود.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«در بهشت درختی وجود دارد که اسب سوار، اسب تیزروی خود را صدسال در سایه‌ی آن می‌راند، ولی نمی‌تواند مسافت آن را به پایان برساند»</span> (۷)</p>
<h4><strong>آیا از سدرة‪المنتهی چیزی می دانید؟</strong></h4>
<p>خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ}</span> [واقعه:۳۰]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و (اهل بهشت) در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده (خوش و آسوده‌اند)» </span></p>
<p>و از جمله‌ی این درختان جنت، درختی بنام سدرة المنتهی وجود دارد که الله تعالی در مورد آن می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى – عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}</span> [نجم: ۱۳-۱۴]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«او که بار دیگر (در شب معراج) وی را نزد سدرة المنتهی دیده است»</span></p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم در حدیث معراج می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«بعد جبرئیل مرا همراه خود برد تا اینکه به سدرة المنتهی رسید&#8230; میوه‌هایش به بزرگی کوزه‌های هجر و برگ‌هایش مانند بزرگی گوش‌های فیل بود، چنان بزرگ که نزدیک بود برگ‌های آن امت را تحت پوشش در آورد. ناگاه به رنگ‌هایی در آمدند که نمی‌دانستم چه است، سپس وارد بهشت شدم و در آن با گنبدهایی که از مروارید ساخته شده بود روبرو شدم، و خاک جنت از مشک بود. و از جمله‌ی درختان جنت، آنهایی هستند که لباس‌های اهل جنت از آن درست می شود»</span> (۸)</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«طوبی، درختی است در جنت، که به اندازه‌ی مسافت صد سال است، که لباس اهل جنت از آن درست می‌شود»</span> (۹)</p>
<p>آنچه که به زیبایی و منظره‌ی درختان جنت می‌افزاید، این است که ساقه‌های آن‌ها از طلا می‌باشند، چنانچه رسول محبوب صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«در جنت درختی نیست مگر این که ساقه‌های آن از طلا می‌باشد»</span> (۱۰)</p>
<h4><strong>راه رسیدن به بهشت</strong></h4>
<p>اما راه رسیدن به بهشت؛ همه‌ی آن عبادات و اعمال صالحی که تو را به سوی خدا نزدیک گردانند، راه‌های رسیدن به بهشت هستند. پروردگار توانا در قرآن مجید همه‌ی عبادات و طاعاتی را که اگر با اخلاص عمل شوند و پاداش آنها جنت است، بیان فرموده‌اند:</p>
<h4>۱- ایمان و عمل صالح:</h4>
<p>خداوند در سوره‌ی عصر بیان می‌فرماید که: انسان در خسارت و نقصان قرار دارد، مگر کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، چنانچه که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَالْعَصْرِ-إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ-إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ} </span>[عصر:۱- ۳]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«سو گند به زمانه (که سرمایه‌ی زندگی انسان است، و فرصت تلاش او برای نیل به سعادت دو جهان است). انسان‌ها همه زیان‌کارند؛ مگر کسانی که ایمان می‌آورند، و کارهای شایسته و بایسته می‌کنند، و همدیگر را به تمسک به حق (در عقیده و قول و عمل) سفارش می‌کنند، و یکدیگر را به شکیبایی (در تحمل سختی‌ها و دشواری‌ها و دردها و رنج‌هایی) توصیه می‌نمایند (که موجب رضایت خدا می گردد)»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ}</span> [بقره:۲۵]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(ای پیامبر!) مژده بده به کسانی که ایمان آورده‌اند و کردار نیکو انجام داده‌اند و این که، ایشان را است باغ‌هایی (بهشتی) که در زیر درختان آن رودها روان است»</span></p>
<p>و امثال این آیات در قرآن کریم زیاد است.</p>
<p>زیرا ایمان، شناخت خدا و خوف و ترس و احترام به پروردگار توانا و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه وسلم را می‌طلبد، و عمل صالح یعنی: انجام دادن آنچه الله تعالی امر کرده و دوری نمودن از آنچه نهی فرموده، از قبیل گناهان کبیره و فساد و اعمال ناروا.</p>
<h4>۲- نماز:</h4>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ} </span>[عنکبوت:۴۵]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«مسلماً نماز (انسان را) از گناهان بزرگ و کارهای ناشایست باز می‌دارد».</span></p>
<p>نماز محو و نابود کننده‌ی خطا و گناه می‌باشد. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«هیچ شخص مسلمانی نیست که هرگاه وقت نماز فرض او فرا می‌رسد، پس وضو و خشوع و رکوعش را خوب انجام می‌دهد، مگر اینکه کفاره‌ای بر گناهان قبلی‌اش می‌شود، تا زمانی که مرتکب گناه کبیره نشود، و نماز وی در طول زندگانی‌اش چنین می‌باشد»</span> (۱۱)</p>
<p>پس برادر و خواهر گرامی بر حفاظت از نماز خود همت کن، زیرا نماز نور چهره و نور چشم مؤمن و تعهد و پیمان وی با خدا و تفاوت میان مؤمن و کافر می‌باشد.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«همانا فاصله‌ی میان مرد و میان شرک و کفر، ترک نماز می‌باشد»</span>. (۱۲)</p>
<p>و می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«عهدی که میان ما و آنان (کافران) می‌باشد، نماز است، کسی که آن را ترک کند، پس بتحقیق که کافر شده است».</span> (۱۳)</p>
<h4>۳- ادای نوافل:</h4>
<p>بعد از ادای فرائض، انجام مستحبات سبب نزدیکی و تقرب به الله تعالی می‌گردد و به تو برادر و خواهر گرامی‌ام، لباس ولایت را خواهد پوشاند زیرا نوافل علامت محبت تو و اخلاص تو نسبت به الله تعالی می‌باشد.</p>
<p>رسول صلی الله علیه وسلم می فرماید: <span style="color: #0000ff;">«پاداشی بهتر از این برای هیچ بنده‌ای که روزانه دوازده رکعت نماز نفل، غیر از فرض بخواند نیست، مگر اینکه خداوند خانه‌ای زیبا برای وی در بهشت بنا خواهد کرد، یا مگر اینکه خانه‌ای در جنت برای او ساخته خواهد شد»</span> (۱۴)</p>
<h4>۴- نیکی به والدین:</h4>
<p>از اعمالی که سبب ورود به بهشت می‌گردد: نیکی به والدین است، رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: بینی‌اش خاک آلود باد، سپس بینی‌اش خاک آلود باد، سپس بینی‌اش خاک آلود باد، کسی که پدر و مادرش را، یا یکی از آن دو را، یا هر دو را در پیری ببیند، و با خدمت کردن به آنها داخل بهشت نشود. (۱۵)</p>
<p>پس ای خواننده‌ی گرامی! برای نیکی به والدین حریص باش و آنچه دستور می‌دهند اطاعت نما، تا وقتی دستورشان موجب نافرمانی از الله تعالی نگردد، در این دنیا با آنان به نیکی رفتار کن، خداوند با بخشش و فضل و جنتش، با تو به خوبی رفتار خواهد نمود، بدان که نافرمانی از والدین، از بزرگترین گناهان می‌باشد، زیرا خداوند متعال اطاعت از آنها را با توحید و بر حذر داشتن و منع از شرک به خودش، یکجا ذکر فرموده:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا} </span>[نساء: ۳۶]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(تنها) الله را عبادت کنید و (بس. و هیچ‌کس و) هیچ چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر خود نیکی کنید».</span></p>
<p>برادر وخواهرم! بدان که توبه، به جهت انجام دادن نیکی‌ها و عبادات می‌باشد و این منزلتی است که انسان‌های صالح در سفر این دنیا از آن جدا نخواهد شد، بلکه انبیاء و رسولان نیز همواره توبه می‌نمودند.‪</p>
<p>زیرا خداوند متعال در هر وقت و زمانی به توبه امر می‌فرماید و فلاح و رستگاری را در گرو آن قرار داده است.</p>
<p>چون همه‌ی فرزندان آدم خطا کارند. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ}</span> [نور:۳۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«ای مؤمنان! همگی به سوی الله برگردید  (و از مخالفت‌هایی که در برابر خدا داشته‌اید توبه کنید) تا رستگار شوید».</span></p>
<p>پس بیاندیش که خداوند، چگونه توبه‌کنندگان را نخست به ایمان موصوف نمود، بعد آنها را به توبه دعوت کرد، تا هر مسلمانی این را بداند که توبه برای انسان در سایر راه‌هایی که به خاطر الله می‌پیماید، لازم می‌باشد.</p>
<p>و همواره به یاد داشته باش که بهشت با کارهای سخت و جهنم با شهوت و خواهش‌های نفسانی پوشیده است، و اگر چنین نباشد، آزمایش بندگان چگونه صورت می‌گیرد و فرق بین صابر و مجرم و مطیع و فرمان‌بردار و عاصی و نافرمان چگونه شناخته می‌شود؟</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«وقتی خداوند بهشت را آفرید، جبرئیل را به بهشت فرستاد و فرمود: به جنت و آنچه خداوند برای اهل جنت آماده کرده بود نگاه کند، بعد نزد خداوند برگشت و گفت: قسم به ذاتت! کسی در مورد آن چیزی نمی‌شنود، مگر اینکه داخل آن بشود، رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: پس دوباره به جنت برگشت، آنگاه دید که آن با کارهای دشوار و سخت پوشیده شده است، پس به سوی خداوند برگشت و گفت، قسم به ذاتت! ترسیدم که کسی داخل آن نرود.»</span></p>
<p>اللهم إنّا نسألک الجنة و ما قرب إلیها من قول أو عمل و صلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین.</p>
<p>خداوندا! از درگاه تو بهشت و آنچه از گفتار و کردار خوب که ما را به جنت نزدیک می‌کند، مسئلت داریم. و درود و سلام بر پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم و آل اصحاب گرامی‌اش.</p>
<p style="text-align: center;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h4><span style="color: #888888;"><strong>منابع:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #888888;">گامی به سوی ایمان و یقین &#8211; نویسنده: عبدالله ریگی احمدی &#8211; ناشر: انتشارات حرمین &#8211; سال و نوبت چاپ :بهار ۸۴- اول</span></p>
<p><span style="color: #888888;">وصف جنت &#8211; نویسنده: ابوالحسن ابن الفقیه &#8211; مترجم: ام عزیز الرحمان ملازاده &#8211; ناشر: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام &#8211; سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۲- اول</span></p>
<p style="text-align: center;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<p><span style="color: #888888;">۱- متفق علیه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۲- مسلم</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۳- بخاری</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۴- صحیح</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۵- بخاری</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۶- متفق علیه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۷- بخاری ۱۱/۴۱۶ و مسلم ۲/۲۱۷۶</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۸- صحیح الجامع ۴/۸۲ و الحدیث فی الصحیحین</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۹- السلسلة الصحیحة ۴/۶۳۹</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۰-صحیح الجامع ۵/۳۴</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۱- مسلم/ ۲۲۸</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۲- مسلم/ ۸۲</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۳- الترمذی ۲۶۲۳ و قال حسن صحیح</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۴- مسلم ۷۲۸</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۵- مسلم ۲۵۵۱</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۶- رواه الترمذی (۲۵۶۰) و قال حسن صحیح و رواه احمد ۲/۳۳۲٫ و حسن اسناده الآلبانی فی تخریج مشکاة المصابیح. حدیث رقم (۵۶۹۶).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2474/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیایید همدیگر را دوست داشته باشیم!</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2627</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2627#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Jan 2010 13:35:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2627</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی
انواع عشق و محبت کدام است؟
۱- عشق به خداوند که اساس ایمان است و همچنین دوست داشتن رسول خدا صلی الله علیه وسلم.
۲- دوست داشتن در راه خدا، مانند برادری با مؤمنان و دوست داشتن همه آنان، اما محبت نسبت به تک‌تک آنان، بر اساس میزان ایمان و تقربشان به خداوند و اطاعت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2628" title="i love u in allah" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/i-love-u-in-allah.png" alt="i love u in allah" width="100" height="108" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p><span style="color: #ff0000;">انواع عشق و محبت کدام است؟</span></p>
<p>۱- عشق به خداوند که اساس ایمان است و همچنین دوست داشتن رسول خدا صلی الله علیه وسلم.</p>
<p>۲- دوست داشتن در راه خدا، مانند برادری با مؤمنان و دوست داشتن همه آنان، اما محبت نسبت به تک‌تک آنان، بر اساس میزان ایمان و تقربشان به خداوند و اطاعت او، متفاوت است.<span id="more-2627"></span></p>
<p>۳-  در کنار عشق به خدا، عشق به غیر او در دل جای گیرد این همان شریک قرار دادن غیر خدا در عشقی است که داشت آن نسبت به پروردگار بر ما واجب است، مانند عشق مشرکان به الهه شان. این عشق، خود اساس شرک است.</p>
<p>۴-  عشق طبیعی که انواع مختلفی دارد مانند دوست داشتن از روی احترام، مثل محبت نسبت به پدر و مادر.عشق از روی دلسوزی و ترحم، مثل دوست داشتن فرزند، دوست داشتن به خاطر وجود شباهت‌هایی متعدد مثل دوست داشتن سایر انسان ها و دوست داشتن فطری و ذاتی چون دوست داشتن غذا از دیگر انواع عشق طبیعی محسوب می شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">محبت خالصانه خدا و رسول </span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">چرا باید نسبت به خدا و رسول او محبت خالصانه داشته باشیم؟</span></p>
<p>زیرا خداوند سبحان از چندین جهت شایسته ی چنین محبت خالصانه ای است:</p>
<p>او یگانه آفریدگار هستی و منشاء حیات و انسان است.</p>
<p>تمام نعمت‌های نهان و آشکار بی پایانش را به انسان بخشیده، این هستی عظیم و پهناور را به خاطر مصلحت او آفریده و آن را برایش رام و مسخر نموده است. همچنین قوانین و مقررات استوار و برنامه‌های اساسی را برای انسان فرو فرستاده است.</p>
<p>تنها اوست که نیاز نیازمندان را برآورده و ضرر و زیان را از بندگان دور می سازد. و بندگان به او نیازمند بوده و در حالی براو اعتماد و توکل دارند.</p>
<p>خداوند متعال می فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ} [نمل:۵۹]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«بگو: خدا را سپاس می گویم و از او درخواست می نمایم که رحمت و مغفرت خود را بر بندگان برگزیده‌ی خویش نازل فرماید، آیا الله بهتر است یا آنچه آنان با او شریک می‌سازند؟»</span><strong><br />
</strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;">{أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ؟ وَمَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ} [نمل:۶۴]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«آیا معبودهای دروغین شما بهترند یا کسی که آفرینش را آغاز نموده و سپس آن را برگشت می دهد و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی عطا می کند؟ آیا معبودی با خدا است، بگو: دلیل و برهان خود را بیان دارید اگر راست می گویید».</span></p>
<p>پس تا زمانی که انسان مؤمن به این منزلت شایان از محبت و دوستی خداوند نرسد و خود را نیازمند او نداند و بر او اعتماد و توکل نکند و از او استمداد و یاری نجوید و در برابر نعمت‌های بی شمار او شکرگزار نباشد، او در ادعای محبت خداوندی صادق نبوده و حلقه‌ی ایمان خویش را گسسته است.</p>
<p>بعد از محبت و دوستی خداوند ضروری است که انسان مؤمن محبت و دوستی خود را نسبت به پیامبر صلی الله علیه وسلم خالص گرداند که این شخصیت وارسته نیز از چندین جهت شایان چنین محبتی است:</p>
<p>چون او کامل ترین اشخاص و از لغزش به دور بوده است و از گناه و معصیت معصوم می باشد.</p>
<p>پیامبر اسلام شایسته‪ی چنین محبتی است زیرا اطاعت از او اطاعت از خداوند بوده و سنت او بعد از کلام خداوندی دومین مرجع و منهج انسان مسلمان است. و همچنین آن شخصیت مبارک برای کسانی که خواهان مراتب عالیه‪ی انسانی و خواستار رسیدن به مجد و بزرگواری هستند الگو و راهنما است</p>
<p>پیامبر اسلام لایق چنین محبتی است زیرا امانتی را که خداوند به او سپرده بود به بهترین و نیکوترین شیوه ادا نمود و رسالت خویش را بدون هیچ کم و کاستی ادا و امت اسلامی را نهایت دلسوزی نصیحت و پند داده است. و آن چنانکه لازم بود به خاطر دین اسلام به گونه ای کوشید که دولت اسلام را در جزیرة‪العرب پا بر جا ساخت. او سزاوار چنین محبتی است زیرا به راستی وجود مبارکش همچون نورافکنی پرنور تمام جهان را منور ساخته و برای بشریت مایه‌ی هدایت و رحمت شد</p>
<p>برای اثبات این ادعا کافی است به صادق ترین سخن یعنی کلام خدا رجوع کنیم:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرً} [احزاب:۲۱]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«همانا سرمشق و الگوی زیبایی در پیامبر خدا برای شماست، برای کسانی که امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند و خدا را بسیار یاد کنند».</span></p>
<p>یا در سوره انبیاء چنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ} [انبیاء:۱۰۷]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و ما تو را نفرستادیم مگر اینکه برای جهانیان رحمت باشی».</span></p>
<p>یا در سوره آل عمران چنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ} [آل عمران:۳۱]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«بگو- ای محمد- اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.»</span><strong><br />
</strong></p>
<p>بدیهی است اگر انسان مؤمن از درون نسبت به پیامبر چنین احساسی داشته باشد لازمه‪ی آن اطاعت کامل و تسلیم شدن در برابر اوامر اوست. و تا زمانی که انسان مؤمن به این سطح شایان از محبت و اطاعت از پیامبر نرسد، چنین شخصی در ادعای محبت پیامبر  صادق نبوده و حلقه‪ی ایمان خود را گسسته است. خداوند متعال در این مورد چنین می فرماید</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا} [نساء:۶۵]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اما نه به پروردگارت سوگند ـ ای محمد ـ که آنان ایمان نمی‌آورند تا آنکه تو را در اختلافاتی که میانشان اتفاق افتاده داور کنند سپس از قضاوتی که تو می‌کنی هیچ حرجی در دل راه ندهند و تسلیم امر تو گردند».</span><strong><br />
</strong></p>
<p>و در فضل و بزرگواری و جاودان بودن نام آن حضرت همان بس که خداوند نام او را در میان بشریت برافراشته و او را به عنوان پیشوای همه‪ی نسل ها برگزیده و بر سایر بشریت برتری بخشیده است</p>
<p><span style="color: #ff0000;">نمونه هایی از محبت و فداکاری</span></p>
<p>اکنون نمونه‪هایی پسندیده از عشق و فداکاری صادقانه‪ی خدا و رسول را برای خوانندگان محترم بیان می‪نماییم</p>
<p>اگر صفحات تاریخ را با سر انگشتان تدبیر ورق زده و به مطالعه‌ی آن بپردازیم به طور مسلم در میان آن نمونه های دلربا و شگفت انگیزی را خواهیم یافت و خواهیم دید که نسل اول مسلمانان- اصحاب و تابعین- چگونه باده‌ی عشق نوشیده و شیرینی و لذت ایمان را چشیده اند.</p>
<p>امام بیهقی و ابن اسحاق در کتاب تاریخ خود چنین روایت می کنند:</p>
<p>«یکی از زنان انصار به نام نسیبه دختر کعب در جنگ احد، پدر، برادر و شوهرش به شهادت رسیدند و پس از آنکه خبر شهادت آنان را دریافت کرد، اولین جمله ای که بر زبان آورد، جویا شدن حال رسول خدا بود. زمانی که به او خبر می دهند پیامبر صلی الله علیه وسلم سالم و تندرست است، ایمان ژرف وافرش نسبت به پیامبر چنان او را به وجد می آورد که می گوید: به خدا قسم تا پیامبر را نبینم آرام نمی‪گیرم! او را نزد پیامبر می برند و با دیدن آن ذات پاک الفاظی را که از ایمان ژرف او سرچشمه می گیرد بر زبان جاری ساخته و چنین می گوید: <span style="color: #0000ff;">«کل مصیبة بعدک جلل یا رسول الله»</span> یعنی: ای رسول خدا! با وجود مبارک و شریفت هر مصیبتی برایم سهل و آسان است</p>
<p>ابن عساکر با سند جیّد از بلال حبشی روایت می کند: «او بعد از رحلت پیامبر خدا در منطقه ای نزدیک شام به نام داریا مسکن می گزیند و در یکی از شب‪ها در خواب به خدمت پیامبر شرفیاب می شود، پیامبر به او می گوید: ای بلال! چرا این قدر خشک و بی رغبت هستی؟ آیا وقت آن فرا نرسیده که مرا زیارت کنی؟</p>
<p>بلال با حالتی وحشتناک و اندوهگین از خواب پریده و در صبح همان شب بر شترش سوار شده و روانه‪ی مدینه می شود و در آنجا بر مرقد آن بزرگوار حضور یافته و می گرید و پس از دعای علوّ درجات برای پیامبر خدا و دعای آمرزش برای خود به سوی شهر بر می گردد. ناگاه در میان راه به نوه‪های پیامبر حسن و حسین می رسد، آنان را در آغوش کشیده و شروع به بوسیدنشان می کند، حسن و حسین از او درخواست می کنند که دگر بار، آن اذانی را که در زمان پیامبر گفته است برایشان تکرار کند، بلال با درخواست و اصرار آنان بر بام مسجد رفته و در همان مناره‪ای که قبلاً اذان می گفت می‪ایستد و به محض گفتن <strong>«الله اکبر»</strong> مدینه را سراپا گریه فرا می گیرد و هنگام گفتن <strong>«أشهد أن لا إله إلا الله»</strong> صدای گریه و زاری مدینه شدت می گیرد و هنگامی که به <strong>«أشهد أنّ محمدا رسول الله»</strong> می رسد، زنان مدینه از منازل خود بیرون آمده و می پرسند: آیا پیامبر خدا دگربار مبعوث شده است؟</p>
<p>راوی می گوید: مدینه تا آن وقت شاهد چنین گریه و زاری مردان و زنانش و چنان شوق و علاقه‪ای نبوده است!!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">اشک های محبت</span></p>
<p>گریه از شدت عشق و دوست داشتن، شگفت انگیز و اشک شوق محبت، عجیب و غریب است. تیر شوق محبت به هدف اصابت می کند و برای جدایی، طبیب و مرهمی جز وصل نیست.</p>
<p>اگر نزد دوستداران از محبوب‪هایشان یادی به میان آید، به سرعت گریه می کنند؛ و از چشمان شان اشک شوق سرازیر می شود.</p>
<p>هنگامی که کلام خداوند یگانه بر سید مخلوقات، محمد صلی الله علیه و سلم خوانده شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلاء شَهِیدًا} [نساء:۴۱]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(ای محمد، حال اینان) چگونه خواهد بود؟ بدان گاه که از هر ملتی (از پیامبران برای شهادت بر قوم خود) گواهی بیاوریم؛ و تو را شاهدی بر اینان بیاوریم؟»</span></p>
<p>چشمانش ‪ پر از اشک شد</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">بادٍ هواک صبرت أم لم تصبرا      و بکاک إن لم یجرد معک أو جری</span></p>
<p>(عشق و علاقه ی تو- چه شکیبایی کنی، یا نه- آشکار و روشن است؛ و گریه ی تو- چه اشک جاری بشود، و یا نه- آشکار و روشن است.)</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">کم غرّ صبرک و احتمالک صاحباً    لما رآک و فی الحشا ما لا یری</span></p>
<p>(چه قدر شکیبایی و بردباری تو رفیقان را فریفت! وقتی که تو را دیدند؛ و در اندرون چیزیست، که دیده نمی شود.)</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم شب را به‪طور کامل بیدار ماند؛ و پیوسته این آیه را تکرار می کرد</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیم} [مائده: ۱۱۸]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اگر آنان را مجازات کنی، بندگان تو هستند. و اگر ایشان را گذشت کنی، همانا تو چیره و توانا و حکیم هستی».</span></p>
<p>متنبی گفته است:</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">عجنا فأذهب ما أبقی الفراق لنا     من العقول و ما ردّ الذی ذهبا</span></p>
<p>(سستی و تنبلی را برای ما به جای گذاشت؛ و درد فراق و جدایی، هیچ چیزی را از خرد برای ما باقی نگذاشت؛ و آنچه هم از دست رفته بود، باز پس نداد.)</p>
<p>وقتی سوره نصر <span style="color: #0000ff;">{إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ}</span> نازل شد، ابوبکر صدیق رضی الله عنه از ترس جدایی رسول خدا صلی الله علیه و سلم گریه می کرد؛ و می گفت: «به دنبال نصر و فتح، رحلت و وفات پیامبر می آید.»</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم به عمر رضی الله عنه مژده‪ی ورود به کاخی را در بهشت داد و فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خواستم که وارد آن کاخ شوم؛ اما ای عمر! غیرت تو را به یاد آوردم و این کار را نکردم.»</span> عمر با شنیدن این سخنان گریه کرد و گفت: ای رسول خدا، آیا بر تو هم غیرت می ورزم؟</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">لیت من لام عیونی فی الجوی     ذاق ما ذقناه فی یوم الفراق</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">قد شوینا أکبداً قد طویت            قبل هذا الیوم و الدم یراق</span></p>
<p>ای کاش کسی که چشمان مرا در ریختن اشک و سوزش غم و اندوه سرزنش می کند، آنچه ما در روز فراق چشیدیم، می چشید. همانا دل‪هایی را پیش از این از سوز فراق کباب کردیم؛ در حالی که از آن خون ریخته می شد</p>
<p>وقتی که حاطب ابن ابی بلتعه راز پیامبر را (در حمله به مکه) آشکار کرد، عمر خواست که او را بکشد؛ اما پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: «ای عمر! تو چه می دانی؟ همانا خداوند از وضعیت اهل بدر آگاه بود، که به آن‪ها فرمود: <span style="color: #0000ff;">«اعمَلُوا مَا شِئتُم فَقَد غَفَرتُ لَکُم»</span> (انجام دهید، آنچه می خواهید. همانا من گناهان شما را بخشیدم)».عمر رضی الله عنه وقتی این سخنان را شنید به شدت گریست</p>
<p>سوگند به خدا! مسلمانان از شدت شوق و غلبه‪ی ترس و حرارت اشتیاق، نتوانستند مقاومت کنند، بلکه سرهایشان را از روی تأسف پایین انداختند؛ و پیشانی‪هایشان را گریه کنان بر زمین ساییدند؛ و سجده کنان بر صورت‪هایشان به زمین افتادند</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">لیتنی صنت للقاء دموعاً      ذهبت یوم حان منا الرحیلُ</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">کنت خففت من لهیب ضلوعی       یوم زار الفؤاد همُّ ثقیلُ</span></p>
<p>ای کاش کمی از اشک‌هایی که هنگام فرا رسیدن جدایی ریخته شدند، برای روز ملاقات باقی می‌گذاشتم.</p>
<p>از شعله‪ی آتش درون ام می کاستم ، روزی که همّ و غم سنگینی به سراغ دلها آمد</p>
<p>برخی از دوستداران خدا و رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای رفتن به جهاد در راه خدا، نزد پیامبر آمدند تا برای رفتن آماده شوند؛ اما پیامبر فرمود: «شتر و اسبی نداریم، که شما را بر آن سوار کرده و به میدان جهاد بفرستیم.» آنان از عدم استطاعت برای رفتن تأسف کنان گریه می کردند!</p>
<p>خداوند فرمود: <span style="color: #0000ff;">{وَلاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ} [توبه:۹۲]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«ایراد و گناهی نیست، بر کسانی که هنگامی که پیش تو آمدند، تا آنان را بر مرکبی سواری (به جهاد بفرستی) تو گفتی: مرکبی ندارم، که شما را بر آن سوار کنم. ایشان برگشتند در حالی که چشمانشان از غم پر از اشک بود».</span></p>
<div id="attachment_2629" class="wp-caption alignleft" style="width: 260px"><img class="size-medium wp-image-2629" title="hobb" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hobb-250x185.jpg" alt="hobb" width="250" height="185" /><p class="wp-caption-text">دوستی در راه الله ماندگار و همیشگی است</p></div>
<p><span style="color: #0000ff;">1- در قیامت زیر سایه ی عرش خداوند قرار می گیرد: «عن ابی هریرة رضی الله عنه قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: «إن اللَّه تعالى یقولُ یَوْمَ الْقِیَامةِ: أَیْنَ المُتَحَابُّونَ بِجَلالِی؟ الْیَوْمَ أُظِلُّهُمْ فی ظِلِّی یَومَ لا ظِلَّ إِلاَّ ظِلِّی» رواه مسلم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: الله متعال در روز قیامت می‌گوید: کجایند آنانی که در راه جلال من یکدیگر را دوست داشته‌اند؟ من امروز آنان را در سایه‌ی خود خواهم گرفت؛ روزی که سایه‌ای جز سایه‌ی من وجود ندارد.[۱])</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۲- قرار داده شدن منبرهایی از نور برای شخص: «عن مُعَاذٍ رضی اللَّه عنه قال: سمِعتُ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم یقول: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: المُتَحَابُّونَ فی جَلالی، لَهُمْ مَنَابِرُ مِنْ نُورٍ یَغْبِطُهُمْ النَّبِیُّونَ وَالشُّهَدَاءُ».</span></p>
<p>رواه الترمذی وقال: حدیثٌ حسنٌ صحیحٌ.</p>
<p>(از معاذ رضی الله عنه روایت شده است که گفت: از پیامبرصلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: <span style="color: #0000ff;">خداوند ـ عز و جل ـ می‌فرماید: برای کسانی که همدیگر را به خاطر عظمت من دوست دارند، برایشان منبرهایی از نور آماده است که (به سبب آن) پیامبران و شهیدان به منزلت آنها غبطه می‌خورند.[۲]<strong>)</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۳- محشور شدن با کسی که او را دوست داشته باشد: «عن أبی  موسى الأَشْعَرِیِّ رضی اللَّهُ عنه أَن النَّبِیَّ صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم قال: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ». متفق علیه وفی روایة قال قیل للنبی صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم الرجل یحب القوم وَلَمّا یلحق بهم؟ قال: «المرء مع من أحب».</span></p>
<p>(از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: <span style="color: #0000ff;">شخص با کسی (محشور) است که او را دوست دارد.[۳]</span></p>
<p>در روایتی دیگر آمده است: ابوموسی رضی الله عنه گفت: به پیامبرصلی الله علیه وسلم گفته شد: انسان، گروهی را دوست دارد و هنوز (در عمل) به آن گروه نپیوسته است (حال او چگونه است)؛ پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:<span style="color: #0000ff;"> شخص (در روز قیامت)، با کسی (محشور) است که او را دوست دارد.[۴])</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۴- خداوند آن شخص را دوست می دارد: «عن أبی  هریرة رضی اللَّه عنه عن النبی صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: «أَنَّ رَجُلاً زَارَ أَخاً لَهُ فی قَریَةٍ أُخْرَى، فَأَرْصد اللَّهُ تعالى على مَدْرجَتِهِ ملَکاً، فَلَمَّا أَتَى عَلَیْهِ قال: أَیْن تُریدُ؟ قال: أُرِیدُ أَخاً لی فی هذِهِ الْقَرْیةِ. قال: هَلْ لَکَ علَیْهِ مِنْ نِعْمَةٍ تَرُبُّهَا عَلَیْهِ؟ قال: لا، غَیْر أَنِّی أَحْببْتُهُ فی اللَّهِ تعالى، قال: فَإِنِّی رسول اللَّهِ إِلَیْکَ بأَنَّ اللَّه قَدْ أَحبَّکَ کَما أَحْببْتَهُ فِیهِ»</span> رواه مسلم.</p>
<p>(از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: <span style="color: #0000ff;">مردی به دیدار یک برادر دینی، در دهی دیگر رفت؛ خداوند بر سر راه او فرشته‌ای را منتظر گماشت و وقتی که او به فرشته رسید، فرشته به وی گفت: می‌خواهی کجا بروی؟ گفت: به دیدن برادر دینیم در این دهکده؛ گفت: آیا تو نزد او مال و نعمتی داری که به واسطه‌ی او، آن را افزایش دهی (یا کاری به او داری)؟ گفت: نه، فقط برای رضای خدا او را دوست دارم، فرشته گفت: پس من از طرف خدا به سوی تو فرستاده شده‌ام و مأمورم که (به تو بگویم): خداوند تو را دوست دارد، همچنان که تو او را به خاطر وی دوست داری[۵])</span></p>
<p>اصحاب و یاران باوفای آن حضرت صلی الله علیه وسلم وقتی آیان و احدادیثی را شنیده آن را با گوش جان، می پذیرفتند و عملاً برادری و محبت خود را نسبت به همدیگر می افزودند ما نیز که این آیات و احادیث را می شنویم باید بر اخوت و محبت نسبت به همدیگر بیفزاییم. د ر ادامه پس از بیان صفات مهاجران و انصار خداوند دیگر مؤمنان را چنین می‌ستاید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیم} [حشر:۱۰]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و کسانی که پس از آنها آمده اند گویند: پروردگارا و و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفته اند بیامرز و در دل های ما نسبت به مؤمنان کینه ای مگذار؛ پروردگارا تو رئوف و مهربانی».</span></p>
<p>عزیزانم! این دعا را از صمیم دل بخوانید و از خداوند بخواهید که کینه نسبت به مؤمنان را از دل ما بزداید.</p>
<h4>منابع:</h4>
<p>حلاوت ایمان، عبدالله ناصح علوان، مترجم: عزیزالله عبدی، ناشر: مترجم، سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۰- اول</p>
<p>دستاورد سفر تابستان، دکتر عائض قرنی، مترجم: محمد جبروتی ، نشر احسان، سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۶- اول</p>
<p><strong> </strong></p>
<p>تفسیر سه جزء آخر قرآن به ضمیمه آن احکامی مهم برای هر مسلمان، ناشر:www.tafseer.info ، سال و نوبت چاپ: رمضان ۱۴۲۷ ه.ق – دهم</p>
<p>ریاض الصالحین، نویسنده: امام نووی، مترجم: استاد محمود حواری نسب، انتشارات کردستان، سال چاپ: ۱۳۸۵یا</p>
<p>دریغ از این مسلمانی!؟ ، عمرو خالد، مترجم: محمد عزیز حسامی ، انتشارات کردستان، سال و نوبت چاپ:۱۳۸۷- اول</p>
<hr size="1" />[۱]- مسلم روایت کرده است؛ [(۲۵۶۶)].</p>
<p>[۲]- ترمذی روایت کرده است [(۲۳۹۱)] و گفته است: حدیث حسن صحیح است.</p>
<p>[۳]- متفق علیه است؛ [خ(۶۱۷۰)، م(۲۶۴۰)].</p>
<p>[۴]- این روایت، بخشی از حدیثی است که شماره‌ی ۱۹، آمده است.</p>
<p>[۵]- مسلم روایت کرده است؛ [(۲۵۶۷)].</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2627/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرگ در می‌زند&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2617</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2617#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2010 18:39:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2617</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: محمد جمال‌زهی
- آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230;
- نه!!!
- متأسفانه فوت شده &#8230;
- «إنا لله و إنا إلیه راجعون»
افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟
مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2621" title="marg-dar-mizanad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/marg-dar-mizanad.jpg" alt="marg-dar-mizanad" width="100" height="112" />نویسنده: محمد جمال‌زهی</h4>
<p>- آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230;</p>
<p>- نه!!!</p>
<p>- متأسفانه فوت شده &#8230;</p>
<p>- «إنا لله و إنا إلیه راجعون»</p>
<p>افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟<span id="more-2617"></span></p>
<p>مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230;</p>
<p>بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد [از متن کتاب]</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
<div id="_mcePaste" style="overflow: hidden; position: absolute; left: -10000px; top: 0px; width: 1px; height: 1px;"><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:SimSun; 	panose-1:2 1 6 0 3 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:宋体; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} @font-face 	{font-family:"B Lotus"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"B Badr"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"Traditional Arabic"; 	panose-1:2 1 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 0 0 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"\@SimSun"; 	panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	text-align:right; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:SimSun; 	mso-bidi-font-family:"Traditional Arabic"; 	mso-bidi-language:AR-SA;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><!--[if gte mso 10]> <mce:style><!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} --> <!--[endif]--></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">نه!!! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">متأسفانه فوت شده &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><strong><span style="font-size: 16pt; font-family: &quot;B Badr&quot;;" lang="FA">«إنا لله و إنا إلیه راجعون» </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230; .</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2617/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تامل‌هایی در سوره‌ی فاتحه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2591</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2591#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jan 2010 22:05:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2591</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر

سوره‌ی فاتحه را هر مسلمان روزانه به تعداد رکعت‌های نماز می‌خواند زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که بخاری از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت نموده چنین می‌فرماید: «کسی که فاتحة الکتاب را نخواند نماز ندارد&#8230;» که این نشان دهنده‌ی شان والای این سوره است و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;"><strong><img class="alignright size-full wp-image-2596" title="hamd-00" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-00.jpeg" alt="hamd-00" width="100" height="113" />ترجمه و بازنویسی: ابوعامر<br />
</strong></h4>
<p>سوره‌ی فاتحه را هر مسلمان روزانه به تعداد رکعت‌های نماز می‌خواند زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که بخاری از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت نموده چنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«کسی که فاتحة الکتاب را نخواند نماز ندارد&#8230;» </span>که این نشان دهنده‌ی شان والای این سوره است و شایسته است هر مسلمانی در معانی آن تامل کند زیرا بر اساس حکمت والایی خداوند از میان همه‌ی سوره‌های قرآن تکرار این سوره را در نمازها واجب گردانده است.<span id="more-2591"></span></p>
<h4><strong>نام‌های سوره‌ی فاتحه:</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوره‌ی فاتحه</strong>: </span>رسول خداوند (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این سوره را «فاتحة الکتاب» نام نهاده است زیرا این اولین سوره‌ای است که از قرآن خوانده می‌شود و در اول مصحف قرار دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>أم القرآن (مادر قرآن):</strong> </span>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) آن را به این نام خوانده است و این شاید به آن دلیل باشد که همه‌ی معانی قرآن به این سوره باز می‌گردد زیرا این سوره شامل همه‌ی معانی کلی و مبانی اساسی است که قرآن درباره‌ی آن سخن گفته است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سبع المثانی (هفت تکرار شونده):</strong></span> زیرا این سوره هفت آیه‌ای است که پی در پی (در نمازها) تکرار می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>قرآن عظیم (قرآن بزرگ):</strong> </span>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این نام را برای سوره‌ی فاتحه ذکر نموده است: <span style="color: #0000ff;">«این سوره همان سبع المثانی و قرآن بزرگ است»</span>.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوره‌ی حمد:</strong></span> زیرا این سوره با حمد و ستایش خداوند آغاز می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نماز:</strong> </span>زیرا خداوند متعال در حدیث قدسی آن را به این نام یاد نموده است: <span style="color: #0000ff;">«نماز را میان بنده‌ام به دو نیمه تقسیم نموده‌ام پس هر گاه بگوید الحمدلله رب العالمین&#8230;»</span> و همچنین برای آنکه این سوره شامل ذکر و دعا است.</p>
<h4><strong>نام‌های نیکوی خداوند در این سوره:</strong></h4>
<p>در این سوره پنج نام از نام‌های نیک خداوند (اسماء الله الحسنی) ذکر شده است:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الله ـ رب ـ الرحمن ـ الرحیم ـ المالک.</strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الله:</strong> </span>این نام (بر اساس قول گروهی از علما) اسم اعظم خداوند است که دیگر نام‌ها به این نام ملحق می‌شوند و کس دیگری در این نام با او شریک نیست.</p>
<p>از معانی اسم الله این است که: قلب‌ها به سوی او متمایل می‌شوند و مشتاق دیدار اویند و با نام او انس می‌گیرند.</p>
<p>و او کسی است که عقل‌ها در شناخت حقیقت او به حیرت افتاده و نمی‌توانند او را به طور کامل بشناسند و حقیقت چیزی نیست جز آنچه خداوند در کتابش یا بر زبان پیامبرش بیان نموده است. اگر عقل‌ها در شناخت برخی از مخلوقات او دچار حیرت می‌شوند درباره‌ی ذات خداوند چه می‌توان گفت؟!</p>
<p>از دیگر معانی نام الله است که: او همان معبودی است که به تنهایی شایسته‌ی عبادت است و برای همین است که این اسم در کلمه‌ی شهادتین آمده است زیرا انسان مومن می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">«أشهد أن لا إله الله» (گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله)</span> و مثلا نمی‌گوید: «أشهد أن لا إله إلا الرحمن».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رب (پروردگار):</strong></span> زیرا او پروردگار جهانیان است، پروردگار هر چیز و آفریدگار هر چیز است. همه‌ی آنچه در آسمان‌ها و زمین است بنده‌ی اوست و در قبضه‌ی او و زیر قدرت او است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رحمن و رحیم:</strong></span> اسم رحمن مانند اسم الله مخصوص خداوند است و به هیچ کس جز الله تعلق ندارد و شایسته نیست کسی دیگر این نام را بر خود بگذارد. اما نام‌های دیگر بر کسان دیگری نیز گذاشته شده است. مثلا خداوند متعال در مورد پیامبرش می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{بر مومنان رئوف و رحیم است} [توبه: ۲۲]</span></p>
<p>دو اسم رحمن و رحیم از رحمت (مهربانی) بر گرفته شده‌اند. رحمن به معنای رحمتی است که برای همه‌ی آفریده‌هاست. و رحیم تنها مخصوص مومنان است.</p>
<p>حکمت از تکرار دو نام رحمن و رحیم: با این وجود که صحیح است مثلا بگوییم: «بسم الله العزیز الحکیم» اما چنین نمی‌گوییم زیرا خداوند در حدیث قدسی فرموده است: «رحمت من از خشمم پیشی گرفته است» و رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) بسیار اصحابش را به امید داشتن به الله و آنچه نزد الله است تشویق می‌نمود و اینکه اعتماد انسان به الله و به رحمت او بیشتر از اعتماد او به عملش باشد.</p>
<p>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«عمل هیچ کس او را به بهشت وارد نمی‌سازد، حتی عمل من مگر آنکه الله مرا با رحمت خود در بر گیرد».</span></p>
<p>این سه نام: الله و رب و رحمن، اساس نام‌های نیک خداوند است. اسم الله در بر گیرنده‌ی صفات الوهیت است. نام رب در بر گیرنده‌ی صفات ربوبیت و نام رحمن در بر گیرنده‌ی صفت‌های بخشش و نیکی و احسان.</p>
<p>ربوبیت از سوی خداوند برای بندگانش است. تألیه  از سوی بندگان برای خداوند است  و رحمت سبب و ارتباط میان خداوند و بندگانش.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مالک:</strong></span> که در این سخن خداوند متعال به آن اشاره شده است: <span style="color: #0000ff;">{مالک روز جزا}</span> یعنی مالک روزی که مردم در آن بر اساس آنچه کرده‌اند مورد جزا قرار می‌گیرند که این آیه شامل ثنای خداوند و بزرگداشت وی است و همچنین مومنان را به یاد روز جزا و پاداش می‌اندازد.</p>
<h4><strong><img class="alignleft size-medium wp-image-2593" title="hamd-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-01-251x202.jpg" alt="hamd-01" width="251" height="202" />{حمد از آن الله، پروردگار جهانیان است}</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>حمد:</strong></span> یعنی ثنا گفتن شخص برای فضل و نعمتی که ارزانی داشته است، اما مدح یعنی ثنا گفتن شخص برای عظمت و کمالی که از آن برخوردار است.</p>
<p>پس حمد یعنی ثنا گفتن الهی برای نعمت‌هایی که به تو داده است. اگر گفته شد کسی خداوند را حمد گفته است به این معنا است که او را برای احسانی که به او ارزانی داشته مورد سپاس قرار داده است. اما اگر گفته شد فلانی وی را مدح گفته است لازم نیست که این مدح در برابر نعمتی باشد که به او داده بلکه به سبب کمال یا ویژگی خوبی در وی است مثلا به دلیل بلاغت و فصاحت او یا به سبب قدرت او یا چیزی دیگر.</p>
<p>پس در کلمه‌ی حمد هم معنای شکر است و هم معنای اعتراف به نیکی و محبت خداوندی و این سوره با این اعتراف آغاز شده است، که خود اعتراف دارای معنای بزرگی است زیرا خود اقراری است از سوی بنده به تقصیرش در برابر خداوند و نیازش به او و همچنین اقراری است به کمال و فضل و احسان خداوند متعال که این از بزرگترین انواع عبادت‌ها است.</p>
<p>ممکن است که بنده خداوند را در حالی عبادت کند که از عبادت خود راضی است و آن را کافی می‌داند و این عمل پذیرفته نخواهد شد زیرا در درون او نوعی رضایت از خود وجود دارد که با اعتراف و خشوع در برابر خداوند سازگاری ندارد و بنده نمی‌تواند از هیچ دری وسیع‌تر از در شکستگی و خشوع بسوی خداوند راه یابد، زیرا از بزرگترین معانی عبادت همین خشوع و شکستگی در برابر خداوند است.</p>
<p>برای همین است که رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) بسیار در برابر خداوند به نقص خود اعتراف می‌نمود و می‌فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خداوندا من به خود ظلمی بسیار روا داشتم و کسی جز تو گناهان را نمی‌بخشد پس مرا از سوی خود مورد مغفرت و رحمت قرار ده که تو بسیار بخشنده و مهربانی».</span></p>
<p>آغاز شدن سوره با <span style="color: #0000ff;">{الحمد لله رب العالمین}</span> در بر دارنده‌ی معنای اعتراف به نعمت‌هاست و شکی در این نیست که برعکس اعتراف همان انکار و ناشکری است و این نخستین گناه ابلیس است که از طاعت خداوند استکبار ورزید. پس هنگامی که بنده می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">{الحمدلله رب العالمین}</span> از همه‌ی این‌ها تبری جسته و در واقع چنین می‌گوید: «اعتراف می‌کنم که من بنده‌ای محتاج و مقصرم و تو ای الله پروردگار من و نعمت‌دهنده و دارای فضل و بخششی».</p>
<h4><strong>{تنها تو را عبادت می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم}</strong></h4>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">{إیاک}:</span> </strong>اینجا اول ضمیر نام برده شده است که در زبان عربی اشاره به «حصر»  (منحصر گرداندن) و «تخصیص» (ویژه ساختن) دارد. و در این آیه معنای اعتراف به «الوهیت» خداوند متعال نهفته است.</p>
<p>الوهیت یعنی این که تنها الله شایسته‌ی عبادت است که این همان اصل و اساس توحیدی است که پیامبران برای آن مبعوث شده‌اند. زیرا قضیه‌ی ربوبیت یعنی اعتراف به خداوند، مساله‌ای است فطری، و انحرافی که در این مورد وجود دارد قابل مقایسه با انحرافی که در مورد توحید الوهیت رخ داده است نیست.</p>
<p>برای همین شایسته است در مورد توحید الوهیت (توحید در عبادت) و دعوت مردم به آن تلاش بیشتری شود زیرا این، اصل و اساس دین است.</p>
<p>در این قسمت آیه <span style="color: #0000ff;">{إیاک نستعین}</span> <span style="color: #0000ff;">(تنها از تو یاری می‌خواهیم)</span> اثبات استعانت و یاری جویی از خداوند و نفی آن از هر کس دیگر است. یعنی: «جز یاری تو نمی‌خواهیم و از غیر تو یاری نمی‌جوییم و از فضل تو بی‌نیازی نمی‌جوییم».</p>
<p>خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«این میان من و بنده‌ی من است»</span> . سپس می‌گوییم: <span style="color: #0000ff;">{إیاک نعبد} (تنها تو را عبادت می‌کنیم)</span> این حق خداوند بر بندگان است که بنده به آن اعتراف می‌کند.</p>
<p>اما <span style="color: #0000ff;">{إیاک نستعین} (تنها از تو یاری می‌جوییم)</span> یاری جستن بنده از خداوند است برای اجرای صحیح این عبادت. زیرا بنده بدون یاری خداوند حتی قادر به انجام همین توحید نیست چه رسد به دیگر امور دنیا و آخرت. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَقَالُوا الْحَمْدُ للهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللهُ } [اعراف: ۴۳]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و گفتند حمد و سپاس برای الله که ما را به این (راه) هدایت کرد و ما هدایت نمی‌شدیم اگر الله ما را راهنمایی نمی‌کرد.)</span></p>
<h4><strong>{ما را به راه راست هدایت نما}</strong></h4>
<p>این درخواست هدایت است که معانی بسیار را در خود جای داده است:</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">معنای اول:</span></strong> ما را بر راه راست ثابت قدم بدار تا آنکه به انحراف نرویم. زیرا ممکن است انسان امروز بر راه هدایت باشد و فردا دچار انحراف شود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">معنای دوم: </span></strong>هدایت ما را استوارتر گردان.  هدایت درجات متفاوتی دارد و هدایت یافتگان نیز در یک درجه نیستند. برخی از هدایت یافتگان به درجه‌ی والای «صدیقین» دست می‌یابند و برخی به درجه‌ای پایین‌تر و هر کس بر اساس هدایتی که یافته است بر روی صراط آسان‌تر راه خواهد پیمود.</p>
<p>خداوند متعال دو صراط دارد. صراطی در دنیا و صراطی در آخرت. راه رفتن تو بر روی صراط آخرت به چگونگی سیر تو در صراط دنیا مربوط است. صراط دنیایی نیز همان راه خداوند است و اطاعت از اوست در آنچه امر نموده و یا نهی کرده است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ . صِرَاطِ اللهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ } [شوری: ۵۲-۵۳]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و تو (ای پیامبر) به راه راست هدایت می‌کنی (۵۲) راه الله که هر چه در آسمان و زمین است از آن اوست)</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> یعنی: هدایت ما را قوی گردان و ایمانمان را افزون نما و ما را بیاموزان زیرا علم از ایمان است و هر چه بنده به راه راست پایبندتر گردد بر علمش نیز افزوده خواهد شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ فَأَمَّا الّذِینَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِیمَاناً وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ } [توبه: ۱۲۴]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(اما کسانى که ایمان آورده‏اند بر ایمانشان مى‏افزاید و آنان شادمانى مى‏کنند)</span></p>
<p>و افزون شدن ایمان یعنی افزوده شدن بر ثبات و پایداری در راه راست (صراط مستقیم). خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدى } [محمد: ۱۷] (و آنانی که راه هدایت پیمودند (خداوند) بر هدایت آنان افزود)</span></p>
<p>زیرا ممکن است انسان هدایت شده باشد اما باز هم هدایتش افزایش یافته و بصیرت و علم و معرفت و صبرش افزون شود که این یکی از معانی این سخن خداوند است که:‌ <span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>معنای سوم: </strong></span>صراط مستقیم و راه راست آن است که بنده در هر زمانی همان کاری را انجام دهد که خداوند در آن زمان از او می‌خواهد، و آنچه را خداوند نهی نموده است انجام ندهد. به معنای دیگر خداوند در قلب وی آن اندازه علم و اراده‌ی جزمی و محکم برای انجام امر خداوندی، و بد دانستن جزمی برای ترک نهی خداوندی قرار دهد که به سوی خیر رهنمون گردد و شر و بدی را ترک گوید و این یکی از معانی هدایت به راه راست است.</p>
<h4><strong> <img class="alignleft size-full wp-image-2597" title="hamd-02" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-02.jpg" alt="hamd-02" width="200" height="217" />حقیقت هدایت:</strong></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> یعنی اینکه ای پروردگار مرا در همه‌ی امور زندگی به سوی آنچه دوست داری و از آن خشنود می‌گردی راهنمایی کن سپس مرا در انجام آنچه مرا بسوی آن راهنمایی کرده‌ای نیرومند ساز.</p>
<p>راز گمراهی به یکی از این دو مساله برمی‌گردد: «علم و عمل» و افتادن در ضد این دو یعنی «بی علمی» = جهل و «بی عملی».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نخست: </strong>جهل: </span>زیرا ممکن است در انسان رغبت انجام کار نیک وجود داشته باشد اما طریقه‌ی شرعی انجام کار نیک را نداند و راه و روش اهل بدعت را در پیش گیرد و بدون هیچ فایده‌ای خود را به زحمت اندازد و به سبب کمبود علم و آگاهی فکر کند که دارد کار نیک انجام می‌دهد در حالی که اینطور نیست.</p>
<p>هنگام که انسان می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> وی در واقع از پروردگارش درخواست علم و آگاهی می‌کند و از او می‌خواهد که راه را به وی نشان دهد تا در گمراهی جهل سرگردان نشود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">دوم: </span></strong><span style="color: #ff0000;">هوا و خواهش نفس:</span> ممکن است انسان عالم و دانا باشد اما دارای عزیمت و اراده‌‌ای نباشد که او را برای انجام کار نیک به حرکت درآورد و به سبب هوای نفس (تنبلی و تن پروری) کار واجب را انجام ندهد یا آنکه با وجود آنکه می‌داند کاری حرام است از روی ضعف ایمان و غلبه‌ی شهوت و عجله برای به دست آوردن خوشی دنیایی مرتکب آن شود.</p>
<h4><strong>{راه کسانی که به آنها نعمت ارزانی داشتی نه (راه) آنانی که بر آنان خشم گرفتی و نه (راه) گمراهان}</strong></h4>
<p>این آیه در واقع تاکید و شرح آیه‌ی قبل است. <span style="color: #0000ff;">{راه کسانی که بر آنها نعمت ارزانی داشتی} </span>و «کسانی که خداوند به آنان نعمت بخشیده است» کسانی‌اند که نعمت هدایت کامل الهی را به دست آورده‌اند و بر اساس آیه‌ی دیگری از قرآن «پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحانند».</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{نه آنانی که بر آن‌ها خشم گرفته‌ای&#8230;} </span>اینان کسانی هستند که حق را شناخته‌اند و آن را ترک گفته‌اند که یهود و کسانی‌اند که بر روش آنانند. خداوند متعال در جای دیگر می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{قُلْ هَلْ أُنَبِئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلکَ مَثُوبَةً عِندَ اللهِ مَن لَّعَنَةُ اللهُ وغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِکَ شَرٌّ مَّکَاناً وأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِیلِ} [مائده: ۶۰]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(بگو آیا شما را به بدتر از این کیفر در پیشگاه الله خبر دهم همانان که الله لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان میمون‌ها و خوک‌ها خلق نموده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‏اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند)</span></p>
<p>آنانی که خداوند بر آنان خشم گرفته‌اند ـ چه از یهودیان و چه کسان دیگر ـ به راه راست هدایت نشده‌اند و سبب این هدایت نیافتن همان پیروی از هوای نفس و خواهش‌های نفسانی است. بر این اساس یهودیان نسبت به هدایت علم داشتند اما به آن عمل نکردند.</p>
<p>خداوند متعال در این آیه <span style="color: #0000ff;">{مغضوب علیهم}</span> را بر <span style="color: #0000ff;">{ضالین} </span>مقدم داشته است زیرا کار اینان بدتر و گناهشان بزرگتر است. اگر انسان به سبب ندانستن گمراه شود ممکن است با کسب علم و معرفت نسبت به خداوند به هدایت دست یابد اما اگر گمراهی‌اش به سبب هوای نفس باشد سخت است که دست از گمراهی بردارد.</p>
<p>اما <span style="color: #0000ff;">{ضالین}</span> یعنی گمراهان کسانی هستند که از روی جهل و نادانی حق را ترک کرده‌اند که «نصارا» (مسیحیان) و کسانی هستند که به راه و روش آنانند. البته ممکن است گروهی از آنان نیز پس از جهل دچار عناد و پافشاری بر گمراهی شده باشند.</p>
<h4><strong>راه های سه گانه:</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه اول: </strong>صراط مستقیم = راه راست</span></p>
<p>این راه راه کسانی است که حق را شناخته و به آن عمل نموده‌اند. خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد} [توبه: ۳۳] </span>که هدایت و دین حق یعنی: علم نافع و عمل صالح.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه دوم: </strong>راه مغضوب علیهم</span></p>
<p>این راه یهود و کسانی است که به راه روش آنانند. این گروه کسانی هستند که حق را شناخته‌اند اما به آن عمل نمی‌کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه سوم: </strong>راه ضالین = گمراهان (۱)</span></p>
<p>اینان کسانی هستند که عمل می‌کنند اما بر اساس جهل و نادانی. برای همین است که برخی از سلف گقته‌اند: «هر که از عابدان این امت به گمراهی رفته است شباهتی به مسیحیان دارد» به مانند برخی از اهل تصوف که خداوند را بر اساس جهل و گمراهی عبادت می‌کنند.</p>
<p>در پایان از الله سبحانه و تعالی می‌خواهم که ما را از کسانی قرار دهد که به راه راست هدایت شده‌اند و علم نافع و عمل صالح به دست آورده و از پیمودن راه «مغضوبان» و «گمراهان» در امان مانده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;">________________________________________________________________________</p>
<p><span style="color: #888888;">۱- برای مطالعه در این زمینه پیشنهاد می‌کنم کتاب «گمراهان» نوشته‌ی مهندس مهدی بازرگان را مطالعه نمایید.</span></p>
<p><span style="color: #888888;">ترجمه شده از بروشور منتشر شده توسط دار القاسم</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2591/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اگر می‌خواهی ثابت قدم بمانی&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2516</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2516#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 07:22:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2516</guid>
		<description><![CDATA[عبید الله بن أحمد القحطانی / ترجمه: ابوعمر انصاری
الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم والصلاة والسلام على الهادی إلى الصراط المستقیم محمد بن عبد الله وعلى آله وصحبه ومن تبعهم على النهج القویم.
هر کس در حدیثی که امام بخاری در اول کتابش از ابن عباس رضی الله عنهما روایت می‌کند، تأمل کند با نشانه‌های عجیبی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-medium wp-image-2517" title="mohabatdin" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/12/mohabatdin-300x198.jpg" alt="mohabatdin" width="100" height="97" /><strong>عبید الله بن أحمد القحطانی / ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم والصلاة والسلام على الهادی إلى الصراط المستقیم محمد بن عبد الله وعلى آله وصحبه ومن تبعهم على النهج القویم.</p>
<p>هر کس در حدیثی که امام بخاری در اول کتابش از ابن عباس رضی الله عنهما روایت می‌کند، تأمل کند با نشانه‌های عجیبی که هرقل این مرد عاقل به آن اشاره کرده روبرو می‌شود.</p>
<p>حدیث: ابن عباس رضی الله عنهما از معاویة بن ابو سفیان رضی الله عنه در باره‌ی رفتن ابوسفیان پیش هرقل و سؤالات هرقل درباره‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می‌کند که : هرقل از آنها سؤال کرد : <span style="color: #333399;">آیا کسی به خاطر نفرت از دینی که وارد آن شده، آن را رها می‌کند؟ منظورش این بود که آیا کسی که وارد دین محمد صلی الله علیه وسلم شده، از روی نفرت آن را رها می‌کند؟</span> ابوسفیان گفت: نه.<span id="more-2516"></span></p>
<p>هرقل گفت: <strong><span style="color: #008000;">ویژگی ایمان همین است، هرگاه که  قلب با آن انس بگیرد.</span></strong></p>
<p>علامت عجیبی است، که این مرد عاقل به آن اشاره نموده است، تمسک به دین مبتنی بر محبت و رضایت از آن .</p>
<p>زیرا هرکس دین را دوست داشت به آن چنگ می‌زند و هرکس از آن بدش آمد، رهایش می‌کند.</p>
<p>ویژگی دین اسلام این است که هرکس حقیقت آن را درک کرده و در قلبش نفوذ کند، هر مشکلی که پیش بیاید آن را ترک نخواهد کرد.</p>
<p>اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم خوشی اسلام را با هیچ خوشی دیگر یکی نمی‌دانستند.</p>
<p><strong>امام مسلم نیشابوری از انس رضی الله عنه روایت می کند که : شخصی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و از او سؤال کرد، قیامت چه وقت است؟ <span style="color: #000080;">رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: چه چیزی برای آن آماده کرده‌ای؟</span></strong></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>گفت: محبت الله و رسولش (صلی الله علیه وسلم) را.</strong></span></p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>رسول الله فرمود: پس تو (در قیامت) با کسانی هستی که آنها را دوست داری.</strong></span></p>
<p><strong>انس رضی الله عنه می‌گوید:</strong> <strong>ب<span style="color: #003300;">عد از شادی مسلمان شدن ، هیچ چیزی مانند گفته‌ی رسول الله صلی الله علیه وسلم که فرمود: &#8220;تو با کسانی هستی که دوستشان داری&#8221;، ما را شاد نکرده بود.</span></strong></p>
<p><span style="color: #003300;"><strong>انس رضی الله عنه می‌گوید:</strong> <strong>و من الله و رسولش و ابوبکر و عمر را دوست دارم و امیدوارم که در قیامت با آنها باشم اگر چه اعمالم مانند آنها نیست.</strong></span></p>
<p>به همین دلیل بود که صحابه رضی‌الله عنهم در برابر اذیت و آزار کفار قریش صبر می‌کردند. در مقابل گرسنگی صبر می‌کردند، در مقابل فقر صبر می‌کردند، در مقابل غربت صبر می‌کردند، در برابرهرچیزی در راه الله صبر می‌کردند و به دینشان چنگ می‌زدند زیرا ایمان و محبت آن در دلهایشان ریشه دوانده بود و با آن انس گرفته بودند در نتیجه با تمام اتفاقاتی که پیش آمد آن را رها نکردند.</p>
<p>امروز مصیبت ما، کسانی هستند که تلاششان خرابی دلها نسبت به دین و متنفر نمودن قلبها از شریعت می‌باشد.</p>
<p>و برای اینکار قلمها و تصویرها و فیلم هایشان را به کار بسته‌اند.</p>
<p>قطعا این بدبختی بزرگی است که در سینه‌ی یک انسان بغض دین و نفرت از اهل آن باشد.</p>
<p>انسان گاهی از جایی ضربه می‌خورد که خودش هم نمی‌داند، و چه بسا این ضربه در دین شخص باشد نعوذ بالله، و به همین دلیل است که یکی از دعاهایی که رسول الله صلی الله علیه و سلم آن را زیاد تکرار می‌کرد این دعا بود: <strong>&#8221; یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک&#8221;</strong> <strong><span style="color: #333399;">(ای گرداننده ی قلبها ، قلبم را بر دین خود ثابت بگردان)</span></strong></p>
<p>امروز ما به افرادی مبتلا شده‌ایم که دین را عقب‌افتادگی معرفی کرده و می‌گویند  دین جلوی پیشرفت و تکنولوژی را می‌گیرد و علمای شریعت را به عنوان افرادی معرفی می‌کنند که واقعیت را درک نکرده و فتواها و علومشان متعلق به زمان گذشته است و به درد اکنون نمی‌خورد.</p>
<p>این افراد با حمله به دین آن را در چشم دینداران زشت جلوه داده و چیزهایی  به آن نسبت می‌دهند که کاملا از آن برئ می‌باشد.</p>
<p>اشتباهات دینداران را بزرگ جلوه می‌دهند تا مردم و جامعه را از آنها متنفر کنند و در واقع هدف آنها اشخاص نیستند بلکه هدف، هدایت و نوری است که آنها با خود حمل می‌کنند.</p>
<p>هیچ چیزی پیدا نکرده مگر اینکه به علما و دعوتگران و امامان و خطیبان و انجمن‌های خیریه و غیره نسبت می‌دهند تا اینکه آنها را در چشم افراد درست کار و کسانی که ظاهرشان را با سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم آراسته اند، خراب کرده و در نتیجه نگاه این انسانها را به دین عوض کنند.</p>
<p>می‌بینی که این افراد با سخن‌های ناروا و تهمت‌های فراوان و نگاه‌های زشت و بی‌ادبی با علماء و داعیان دین برخورد نموده و این باعث نفرت از دین شده و در نتیجه رها کردنش آسان می‌شود و غیرت نسبت به دین و خشم نسبت به هتک حرمتهای آن کم رنگ شده و از بین می‌رود و این همان چیزی است که مفسدان به دنبال آن هستند.</p>
<p>در پایان یک سؤال می‌کنم: در روز قیامت دوست داری کجا و با چه کسی باشی؟</p>
<p><strong>جواب:</strong> <span style="color: #333399;">به حدیث انس رضی الله عنه در این مقاله رجوع کن و آن را با تعمق بخوان، سپس به قلبت نگاه کن، چه چیزی را دوست دارد؟</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2516/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در توبه باز است</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2528</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2528#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 11:40:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2528</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی
{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا} [ تحریم ۸]
(ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)
برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2529" title="dare-tovbe" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/12/dare-tovbe-100x111.jpg" alt="dare-tovbe" width="100" height="111" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #008080;">{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا}</span> [ تحریم ۸]</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">(ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)</span></p>
<p dir="rtl">برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و خداوند تبارک وتعالی در آیه ای دیگر می فرماید:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #008080;">{و من لم یتب فاولئک هم الظالمون}</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">(کسانی که به درگاه خدا توبه نکنند از ظالمان وستمکارانند)<span id="more-2528"></span></span></p>
<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>توبه چیست؟</strong></span></h4>
<p dir="rtl">توبه همان پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، عدم بازگشت توسط اندام</p>
<p dir="rtl">بیائیم با قلب پشیمان شویم (ندامت شدید) و همراه با زبان از خدا طلب مغفرت کنیم (استغفار)</p>
<p dir="rtl">وبا اندام خود نشان دهیم که می توانیم خدا را خوشحال کنیم.</p>
<h4 dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">ا</span><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;">ی</span>ن سوال پیش می آید اگر ما تمام این موارد را عمل کنیم چه می شود؟</span></strong></h4>
<h4 dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">گناهان قبل از توبه چه می شود؟</span></strong></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ای پیامبر از سوی من بگو ای بندگانی که بر خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید. به راستی خداوند همه گناهان را می بخشد. بی گمان اوست آمرزگار مهربان و پیش از آنکه عذاب به شما برسد، آنگاه یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز آیید و در برابر او تسلیم شوید. </span>( سوره زمر آیه ۵۳،۶۳)</p>
<p dir="rtl">وهمچنین ابن ماجه رحمه الله روایت میکند.</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«التائب من الذنب کمن لا ذنب له»</span> (صحیح الجامع ۳۰۰۸)</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«توبه کننده از گناه همانند کسی است که هیچ گناهی ندارد».</span></p>
<p dir="rtl">جواب دوستانی که  ناشی از عدم یقین وایمان وهمچنین بدبینی احساس می کنند که گناهان آنها بیشتر از آن است که خداوند آنها را ببخشد.</p>
<p dir="rtl">خداوند تبارک وتعالی میفرماید:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #008080;">{ورحمتی وسعت کل شیء}</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«رحمت من همه چیز را فرا گرفته»</span></p>
<p dir="rtl">وهمچنین خداوند  تبارک وتعالی  در حدیث قدسی می فرماید:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«هر کس نظر وعلمش درباره من چنین باشد که توانایی بخشیدن تمامی گناهان را دارم او را خواهم بخشید و برایم اصلا مهم  نخواهد بود به شرط آنکه با من کسی را شریک نگرداند»</span></p>
<p dir="rtl">این حدیث را طبرانی در کبیر و همچنین حاکم روایت کرده است (صحیح الجامع ۴۳۳۰)</p>
<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">کارهایی که فرد توبه کننده باید انجام دهد.</span></h4>
<p dir="rtl">۱-  از روی اخلاص توبه کند نه از روی عجز وناتوانی</p>
<p dir="rtl">۲- گناه هایی را که انجام داده آن ها را زشت پندارد  ونه اینکه از انجام دادن بار دیگر آنها لذت ببرد. (یعنی در قلب خود باز به خوشی از آن یاد کند)</p>
<p dir="rtl">۳- با انجام توبه نسبت به رفتارش مغرور نگردد.</p>
<p dir="rtl">۴-  از بین بردن اسباب گناه وحرام.</p>
<p dir="rtl">۵- به بدنش توجه کند و در راستای اطاعت وفرمانبرداری قرار دهد.</p>
<p dir="rtl">۶- بازگرداندن حقوق کسانی که بر آنها ظلم شده (حق الناس)</p>
<h4 dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">درصورت مرتکب شدن دوباره گناه چه کنیم؟</span></strong></h4>
<p dir="rtl">شایسته است دو کار را انجام دهیم</p>
<p dir="rtl">پشیمانی قلبی و عزم جدی بر ترک گناه. (پشیمانی قلبی)</p>
<p dir="rtl">اعضاء وجوارح بدن اعمال نیکو بسیار انجام دهند که یکی از آنها نماز توبه است</p>
<p dir="rtl">حضرت ابوبکر (رضی الله عنه) روایت می کند از حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) شنیدم که فرمودند:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«جز این نیست که هر کس مرتکب گناهی بزرگ یا مهم یا &#8230;گردد سپس برخیزد و طهارت گرفته و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند بخشاینده طلب بخشش بکند، الله گناه او را خواهد بخشید»</span> (این حدیث را اصحاب سنن روایت کرده اند. صحیح الترغیب والترهیب ۱/۲۸۴)</p>
<p dir="rtl">دوست عزیز شاید بگویی گناهان زندگی را بر من تلخ کرده واستراحت وآرامشم را از من گرفته اما بدان این حالات از نشانه ی توبه صادقانه است واز رحمت الله نا امید مباش وشاکر باش که توانسته ای توبه ای صادقانه کنید.</p>
<p dir="rtl">ای بنده ی خدا، پروردگار کریم ومهربان در توبه را گشوده. آیا بهتر نیست وارد آن شوی؟</p>
<p dir="rtl">پروردگار باشکوه وعظمت نیاز به توبه ی ما ندارد اما اندکی تفکر کن ما با توبه ی واقعی پروردگار جهانیان را خوشحال می کنیم خوشحال کردن پروردگار آسمان ها و زمین افتخار کمی نیست.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><em>صد هزاران دام ودانه است ای خدا            ما چو مرغان حریص و بی نوا</em></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><em>دم به دم ما    بسته ی دام توایم                   هر یکی گر باز و سیمرغی شویم</em></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><em><span style="color: #000000;">می رهانی هر دمی ما را و باز                  سوی دامی می رویم ای بی نیاز</span></em></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;">م</span><span style="color: #808080;">نبع: «توبه» (عنوان اصلی: التوبة إلی الله)</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;">تالیف: دکتر یوسف قرضاوی </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;">ترجمه: دکتر احمد نعمتی</span></p>
<p><span style="color: #808080;">ناشر: احسان </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2528/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
