<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; باغ‌های بهشت</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/farsi/bagh-behesht/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>اسباب رستگاری در دو جهان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4159</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4159#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 20:24:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4159</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390<span id="more-4159"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">عزت انسان در عبادت الله، بدون شریک قرار دادن برای اوست، و سعادت او در سر فرو آوردن برابر خداوند با انجام طاعات و محبت صادقانه است که این خوشبختی دنیا و پیروزی آخرت است. هرکه میان انجام امر خداوند و دوری از آنچه نهی نموده است جمع بندد از سابقین و از صالحینی است که نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ</span>} [واقعة: 10-12]</p>
<p style="text-align: justify;">(و سبقت‌جویندگان پیشگامند (10) آنان همان مقربانند (11) در بهشت‌های پرنعمت)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ</span>} [فاطر: 32]</p>
<p style="text-align: justify;">(سپس این کتاب را به آن بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم، پس از آن‌ها گروهی به نفس خود ستم می‌کنند و گروهی مقتصدند و برخی از آن‌هایند که به فرمان پروردگار در انجام نیکی‌ها پیشروند که این خود توفیق بزرگ است)</p>
<p style="text-align: justify;">«سابقین» یعنی پیشروان کسانی هستند که فرائض و واجبات را به جا می‌آورند و محرمات و مکروهات را ترک می کنند و اعمال مستحب را بسیار انجام می دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما «مقتصدان» یعنی میانه‌روان از آنان پایین‌ترند و «آنان که بر نفس خود ستم کرده‌اند» کسانی‌اند که اعمال نیک و بد را در هم آمیخته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">عبادتی که مسلمان به واسطهٔ آن به خداوند نزدیک می‌شود هر سخن یا کردار ظاهر و پنهانی است که باعث خشنودی خداوند می‌شود، و بزرگترین عبادت پس از محقق گردیدن شهادتین، همین نماز است، زیرا خداوند در این فریضه اعمال قلب و اعمال بدن را یکجا گرداندن است، بنابراین هر که نمازش را برپا دارد و حق آن را ادا نماید بالاترین درجات را به دست آورده و نمازش او را از فحشاء و از حرام باز خواهد داشت و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ</span>} [عنکبوت: 45]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا نماز از زشتی و منکر باز می‌دارد، و قطعا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیث آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">نخستین چیزی که بنده در روز قیامت در مورد آن محاسبه خواهد شد، نماز است که اگر مورد قبول قرار گرفت اعمال دیگرش نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و اگر رد شد دیگر اعمالش نیز مردود است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روای است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در زمستان در حالی که برگ درختان در حال ریختن بود از خانه بیرون آمد، پس شاخه‌ای از درخت را گرفت و برگ‌های درخت فرو ریخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">بندهٔ مسلمان به نماز می‌ایستد در حالی که با آن خشنودی خداوند را می‌خواهد و گناهانش از او فرو می‌ریزند چنانچه این برگ‌ها از این درخت فرو ریخت</span>». [به روایت امام احمد. هیثمی در مجمع الزواید می‌گوید: رجال سند آن ثقه هستند]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">آیا نمی‌خواهید بدانید چه چیز درجات انسان را افزایش می‌دهد و بدی‌های او را از بین می‌برد؟ آیا نمی‌خواهید بدانید سعادتمندان به واسطهٔ چه اعمالی اهل سعادت شدند و مقربان چگونه به خداوند نزدیک شدند؟</p>
<p style="text-align: justify;">با کتاب خداوند و با سنت پیامبرتان با این اعمال آشنا شوید: «اعمال قلوب» یا همان «کارهای قلبی»؛ زیرا کارهای قلبی بهترین اعمال نزد خداوند است زیرا کار قلب اساس کارهای بدنی است و کارهای بدنی پیرو کار قلب است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال نیز از ما خواسته است به واسطهٔ کارهای قلبی عبادت او را انجام دهیم تا قلب‌های ما از آنچه خلاف امر خداوند است در امان بماند و از خواست‌گاه‌هایی هوا و پرتگاه محرمات دور بماند و اینگونه درون ما پاک شود و اعمال ما نیز پالایش یابد. برای همین خداوند متعال از ما خواسته است با توکل بر او و رغبت به فضل و خیر او و پروا داشتن از او و مجازاتش و امید به اجر و پاداش او و نجات از آتش جهنم، عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه او ـ سبحانه و تعالی ـ از ما می‌خواهد به واسطهٔ اخلاص در گفتار و کردار، و استقامت بر راه و روش سرورمان رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین ما را به صبر و فروتنی در برابر خداوند و پاکی از نیرنگ و فریب و دورویی و حسد امر نموده و دوستی خداوند و پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دوستی آنچه را دوست دارند و بد داشتن آنچه را بد می‌دارند و توبه و انابه و مهربانی و خیرخواهی برای خدا و رسول و کتاب خدا و امامان مسلمان و همهٔ مسلمانان و دیگر کارهای قلبی را جزو عبادت قرار داده است، کارهایی که مردم به واسطهٔ آن بر هم سبقت می‌جویند.</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین کسان ـ پس از صحابه و تابعین ـ که به بهترین وجه کارهای قلبی را انجام دادند و بهترین کسی که متصف به حقایق این اعمال گردیده و ارکان و معانی آن را عملی نموده است، صحابه و تابعین هستند؛ زیرا آنان معانی آن را دانسته و تطبیق نمودند و هر آنچه را نمی‌دانستند از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌پرسیدند چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ</span>} [نحل: 44]</p>
<p style="text-align: justify;">(و ذکر را بر تو نازل نمودیم تا برای مردم آنچه را به سوی آنان نازل نمودیم تبیین نمایی و تا آنکه بیندیشند)</p>
<p style="text-align: justify;">تو هم ـ ای مسلمان ـ راه آنان را در پی گیر، به آنچه می‌دانی عمل کن و دربارهٔ آنچه نمی‌دانی بپرس، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ</span>} [نحل: 43]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید)</p>
<p style="text-align: justify;">بر اهل علم فرض است که دین را به همه جهانیان برسانند و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">{قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ</span>} [یوسف: 108]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو این راه من است، که بر اساس بصیرت به سوی الله فرا می‌خوانم، من و هر که از من پیروی کند، و پاک و بی‌عیب است الله، و من از مشرکان نیستم)</p>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">از جانب من دین را برسانید، حتی اگر یک آیه باشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">شما در رمضان، عبادت پروردگارتان را به گونه‌های مختلف بجای آوردید و کارنامهٔ اعمالتان را آکندهٔ نیکی‌ها نمودید و کارهایی انجام دادید که پاک کنندهٔ گناهان است، پس این اعمال صالح خود را از نقص و از عواملی که کارهای نیکتان را باطل می‌گرداند پاک سازید زیرا همانطور که نیکی‌ها بدی‌ها را پاک می‌سازد، همانطور نیز بدی‌ها باعث کم شدن پاداش اعمال نیک می‌گردد و یا آنکه آن را باطل می‌گرداند.</p>
<p style="text-align: justify;">بر عبادت‌ها به طور مداوم پایبند بمانید و بیش از آنکه به فکر انجام نیکی‌ها هستید، به فکر حفظ آن باشید و در همهٔ ماه‌ها و همهٔ اوقات عبادت پروردگار را به جای آورید که حق پروردگار بسیار بزرگ است و ما قادر به عبادت او آنگونه که شایستهٔ اوست، نیستیم اما در پی انجام آنچه درست است باشید و زیاده‌روی نکنید و با پیروی از سنت عمل نیک انجام دهید و بشارت دهید و امیدوار باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">به بِشر حافی گفتند: مردمی هستند که تنها در رمضان عبادت خداوند را انجام می‌دهند و همین که رمضان به پایان رسید دست از عمل می‌کشند. گفت: «<span style="color: #3366ff;">چه بد قومی هستند؛ خداوند را نمی‌شناسند مگر در رمضان</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ</span>} [حجر: 99] (و پروردگارت را تا هنگامی که یقینت در رسد عبادت کن) که یقین در اینجا به معنای مرگ است، یعنی تا هنگام مرگ به عبادت پروردگارت بپرداز، زیرا عبادت خداوند پایان ندارد مگر آنکه مرگ در رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">استقامت کنید و بر دین خداوند پایدار باشید، همان دینی که خداوند از آن خشنود است و عمل کسی را می‌پذیرد که بر اساس آن عمل کند. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ</span>} [احقاف: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا کسانی که گفتند الله پروردگار ماست و استقامت پیشه کردند نه ترسی بر آن‌هاست و نه غمگین می‌شوند (13) آن‌ها اهل بهشتند که به سبب آنچه می‌کردند جاودانه در آن می‌مانند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم، و با سنت سیدالمرسلین، سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است که اجابت کنندهٔ دعاهاست، او که آفرینندهٔ زمین و آسمان‌هاست، پروردگارم را ستایش می‌گویم و شکر او را به جای می‌آورم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و بی‌نیاز است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر او و بهترین بنده‌ای است که با طاعات به خداوند نزدیکی جست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، تقوای او را پیشه سازید و از معصیت او بپرهیزید و در پی خشنودی او باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال با طاعت خود در رمضان بر شما منت نهاد، پس ای مسلمان، طاعت خداوند را با طاعت شیطان عوض مکن، خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ</span>} [محمد: 33]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید از الله اطاعت کنید، و از پیامبر اطاعت کنید و اعمال خود را باطل نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که شیاطین در رمضان در غل و زنجیر بودند و شیطان می‌خواهد از شما انتقام بگیرد، برای همین از هر سو در برابر انسان مسلمان قرار خواهد گرفت، پس او را مایوس و خوار باز گردانید تا اعمال نیکتان را به باد ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که بهترین وضعیت مسلمان این است که در پی بدی‌ها اعمال نیک انجام دهد و دست از بدی‌ها بکشد، و در درجهٔ پایین‌تر اینکه در پی انجام بدی، عمل نیک انجام دهد و در همه حال بیدار و در حال توبه باشد. از معاذ ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">در همه حال تقوای الله را پیشه ساز، و در پی بدی نیکی انجام بده تا آن را محو گرداند و با اخلاق نیک با مردم رفتار کن</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، خداوند شما را به کاری امر نموده که نخست خود انجام داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">پس بر سرور پیشینیان و پسینیان، و امام پیامبران، درود و سلام فرستید. خداوندا بر محمد و بر آل محمد درود فرست چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی که همان تو ستوده شده و با عظمتی، خداوندا بر محمد و بر آل محمد برکت ارزانی دار چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم برکت ارزانی داشتی، که همانا تو ستوده‌شده و باعظمتی و سلام بسیار فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا و همچنین از همهٔ صحابهٔ پیامبرت و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نماید راضی و خشنود باشد. خداوندا و همچنین با عفو و بزرگواریت از ما نیز به همراه آنان راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، از خلفای راشدین، آن امامان هدایت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابهٔ پیامبرت راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو مسالت داریم که گناهان گذشته و آیندهٔ و گناهان پنهان و آشکار ما و آنچه خود بهتر از ما بدان آگاهی را مورد آمرزش قرار دهی، هیچ معبود حقیقی نیست جز تو.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما و زیاده‌روی ما در حق خودمان را بیامرز و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا نفس‌های ما را تقوا ارزانی دار، و آن را پاک ساز که تو بهترین کسی هستی که آن را پاک می‌گردانی، و تو ولی و مولای آنی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت در امان دار، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا حق را آنگونه که هست به ما بنما و ما را توفیق پیروی از آن عطا کن، و باطل را آنگونه که هست به ما نشان ده و ما را توفیق دوری از آن عطا کن و آن را بر ما مشتبه نگردان که راه گمراهی را در پی گیریم ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از بدی‌های نفس خود در امان بگردان و از شر هر صاحب شری محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را به سوی هدایت خود توفیق ده، خداونا ما را به سوی هدایت خود موفق گردان که توی بر هر کاری توانایی داری.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا با حلال خود ما را از حرام بی‌نیاز گردان و با طاعت خود ما را از معصیت خود بی‌نیاز گردان و با فضل خود ما را از دیگران بی‌نیاز نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو بهشت را خواهنیم و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد، و از آتش و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، ای دارای جلال و بزرگی، مکر و فریب شیطان را باطل گردان، خداوندا نیرنگ دشمنان اسلام را باطل گردان، خداوندا نقشه‌های دشمنان اسلام را باطل گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری گردان، ای قوی و ای متین.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا راه و روش پیامبرت محمد را آشکار گردان، و سنت او را در همه حال و همه جا ظاهر و آشکار گردان ای پروردگار جهانیان. خداوندا دین او را بر همهٔ ادیان پیروز گردان، حتی اگر مشرکان را خوش نیاید.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش محافظت نما</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از شماتت دشمنان حفظ نما. خداوندا ما را از سوء قضا و از شماتت دشمنان و از نگونبختی و از سختی بلا محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا سختی سختی‌دیدگان مسلمان را از بین ببر، خداوندا وام وام‌داران را ادا نما. خداوندا بیماران ما و دیگر بمیاران مسلمان را شفا ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش نموده و از فحشا و منکر و تجاوزپیشگی باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که یادآور گردید (90) و چون با الله پیمان بستید به پیمان خود وفادار بمانید و سوگندهای خود را پس از استوار کردن آن مشکنید در حالی که الله را بر خود ضامن گرفته‌اید همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است</span>} [نحل: 90-91]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند، و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد، و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4159/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رمضان، فرصتی برای بازنگری</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3994</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3994#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Jul 2011 06:42:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3994</guid>
		<description><![CDATA[زیاد بن عابد المشوخی / ترجمه: ابوعمر انصاری ما همواره نیازمند به بازنگری در بسیاری از امور و احوال زندگی می باشیم حال فرقی نمی کند در سطح فردی باشد یا سطح اجتماعی. انسان با شنیدن کلمه ی بازنگری با خود می اندیشد که دچار اشتباه شده و نیاز به بازنگری دارد. اما حقیقت این [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;" dir="RTL"><a href="http://www.bidary.net/archives/3994"><img class="alignright size-full wp-image-4010" title="baznegari" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/07/baznegari.jpg" alt="" width="100" height="113" /></a>زیاد بن عابد المشوخی / ترجمه: ابوعمر انصاری</h4>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ما همواره نیازمند به بازنگری در بسیاری از امور و احوال زندگی می باشیم حال فرقی نمی کند در سطح فردی باشد یا سطح اجتماعی.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">انسان با شنیدن کلمه ی بازنگری با خود می اندیشد که دچار اشتباه شده و نیاز به بازنگری دارد. اما حقیقت این است که ما همواره نیازمند به بازنگری هستیم چه خطا کرده باشیم یا نه؛ زیرا نفس انسان همواره در معرض فراموشکاری و ضعف و سستی قرار دارد.<span id="more-3994"></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">خداوند متعال به نفس ملامت کننده قسم می خورد و می فرماید: {<span style="color: #800000;">وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ</span>} (القيامة:2)، و به نفس سرزنشگر سوگند !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">حسن بصری –رحمه الله- می گوید: «<span style="color: #3366ff;">به خدا قسم این نفس سرزنشگر همان نفس انسان مؤمن است زیرا انسان مؤمن همواره نفس خویش را مورد سرزنش قرار می دهد: هدف از این سخنم چه بود؟ چرا این چیز را خوردم؟ چه فکری در سر دارم؟ این درحالی است که شخص فاجر نفس خویش را مورد محاسبه قرار نمی دهد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">مجاهد رحمه الله می گوید: «<span style="color: #3366ff;">نفس سرزنشگر نفسی است که به خاطر آنچه از دست داده خود را ملامت کرده و پشیمان می شود. خود را به خاطر کار بدی که انجام داده  و به خاطر کم کاری در کار نیک سرزنش می نماید</span>».</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">سرزنش و محاسبه نفس به علت مشغولیتهای فراوان و روزانه کم کم رو به فراموشی می رود. پس اکنون که ما در انتظار این ماه مبارک (یا واقع در آن) هستیم. در ماه رمضان، ماه بخشنده، بهترین فرصت برای بازنگری در بسیاری از رفتارها، عادت ها، روابط ، نفسها و اعمال‌مان می باشد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #008080;">ماه رمضان فرصتی است برای بازنگری در قطع رابطه ی مان با قرآن کریم و هجران تدبر، فهم، قراءت و عمل به آن.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #008080;">فرصتی برای بازنگری در روابط با خویشاوندان، همسایه ها و نزدیکان</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #008080;">فرصتی برای بازنگری به اموالمان، و اینکه از راه حلال به دست آمده اند یا نه؟</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #008080;">فرصتی برای بازنگری در توجه به خانواده، فرزندان و برادران و خواهرانمان</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #008080;">فرصتی برای بازنگری در عکس العمل ما نسبت به مشکلات مسلمانان مستضعف</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #008080;">فرصتی برای بازنگری در بهینه سازی کارها و کیفیت محصولاتمان که ما را از سیطره ی دشمنان خارج می کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">و باید بدانیم که اصلاح شخص بر امت تأثیر خواهد گذاشت زیرا امت در واقع تشکیل یافته از افراد می باشد. چه بسا افرادی که با اصلاح شدنشان یک امت اصلاح می شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">پروردگارا ما را به ماه مبارک رمضان برسان و ما را در ادای روزه، قیام، ایمان و اخلاص در این ماه یاری بنما.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3994/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا می‌خواهی&#8230;؟</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3934</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3934#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 05:30:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3934</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر آیا می‌خواهی خداوند برایت میهمانی باشکوهی در بهشت تدارک ببیند؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هرکه هنگام سپیده‌دم یا پس از زوال به سوی مسجد رود، خداوند برای هر بار رفتنش ، برای او در بهشت ضیافتی تدارک می‌بیند». [متفق علیه] آیا این حدیث تاثیری در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3935" title="aya-mikhahi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/07/aya-mikhahi.jpg" alt="" width="100" height="119" />ترجمه و بازنویسی: ابوعامر</h4>
<p><span style="font-size: small; color: #993300;">آیا می‌خواهی خداوند برایت میهمانی باشکوهی در بهشت تدارک ببیند؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هرکه هنگام سپیده‌دم یا پس از زوال به سوی مسجد رود، خداوند برای هر بار رفتنش ، برای او در بهشت ضیافتی تدارک می‌بیند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا این حدیث تاثیری در زندگی‌ات داشته است؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ صبحی نیست مگر آنکه دو فرشته از آسمان فرو می‌آیند؛ یکی از آن‌ها می‌گوید: خداوندا انفاق دهنده را عوض ده، و دیگری می‌گوید: خداوندا بخیل را زیان ده</span>». [به روایت مسلم]<span id="more-3934"></span></p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی خداوند بر تو درود فرستد؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که بر من یک درود بفرستد خداوند به سبب آن بر او ده درود خواهد فرستاد</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی صاحب خانه‌ای در بهشت شوی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">بنده‌ای نیست که هر روز به جز نمازهای فرض، 12 رکعت مستحب به جای آورد مگر آنکه خداوند برای او خانه‌ای در بهشت می‌سازد</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا این سفارش پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را شنیده‌ای؟</span></p>
<p>ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #008000;">خلیلم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا به سه روز روزه در هر ماه و دو رکعت نماز ضحی سفارش نمود و اینکه پیش از آنکه بخوابم نماز وتر را به جای آورم</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی کارهای نیکت حتی پس از مرگ ادامه یابد؟</span></p>
<p>کارهای بسیاری هست که می‌توانی انجام دهی: ساختن مساجد و مدارس، نشر کتاب‌های دینی و کمک مادی در این راه، انتشار بروشورها و کتاب‌های دعوی و یا کمک به پروژه‌های دعوی و خیری، حفر چاه در مناطق کم آب، آموختن علم و نشر آن و&#8230;</p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هنگامی که انسان بمیرد عمل وی قطع می‌شود مگر از سه راه: صدقهٔ جاریه، یا علمی که پس از وی به مردم سود می‌رساند، یا فرزندی صالح که برای وی دعا کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی دعایت قبول شود؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">مسلمانی نیست که پشت سر برادرش برای او دعا کند مگر آنکه فرشته‌ای می‌گوید: برای تو هم به مانند آن است</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌دانی محبوب‌ترین سخن نزد خداوند کدام است؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">آیا تو را از محبوب‌ترین سخن نزد خداوند آگاه سازم؟ دوست‌داشتنی‌ترین سخن نزد خداوند &#8220;<span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="font-size: medium;">سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِه</span></strong></span>&#8221; است</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی گناهانت ـ هر چند بسیار ـ مورد آمرزش قرار گیرند؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که در روز صد بار بگوید: &#8220;<span style="font-size: medium; font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong>سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِه</strong></span>&#8221; گناهانش فرو می‌ریزند حتی اگر به مانند کف دریا باشند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی به پروردگارت نزدیک شوی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">نزدیک‌ترین حالت بنده به پروردگارش زمانی است که در سجده است، پس [در این حالت] بسیار دعا کنید</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا دوست داری آرامش را به دست آوری و رحمت تو را در بر بگیرد؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">گروهی برای یاد و ذکر خداوند نمی‌نشینند مگر آنکه فرشتگان آنان را در بر می‌گیرند و رحمت آنان را فرا می‌گیرد و آرامش بر آنان نازل می‌شود و خداوند آنان را نزد کسانی که پیش اویند یاد می‌کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا به این حدیث فکر کرده‌ای؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ مسلمانی نیست که دچار خستگی و نه بیماری و نه غم و غصه و نه آزار و اذیت و نه دلتنگی شود، و نه حتی خاری که به پایش می‌رود، مگر آنکه خداوند به واسطهٔ آن گناهانش را پاک می‌گرداند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی پاداش نماز خواندن یک شب کامل را به دست آوری؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که نماز عشاء را با جماعت به جای آورد مانند این است که نصف شب را نماز گزارده است، و هر که نماز صبح را در جماعت به جای آورد مانند این است که همهٔ شب را نماز گزارده است</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی اجر و پاداشی به اندازهٔ کوه‌ها داشته باشی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هرکه در تشییع جنازه‌ای شرکت کرد تا آنگاه که بر وی نماز [میت] خواندند، برای او یک قیراط است، و هر که در تشییع جنازه شرکت کرد تا آنکه آن را دفن نمودند برای وی دو قیراط [پاداش] است</span>» گفتند: دو قیراط چه اندازه است؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">به مانند دو کوه بزرگ</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی در حفظ و ضمانت خداوند قرار بگیری؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که نماز صبح را به جای آورد در ضمانت خداوند قرار دارد</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی خداوند میان تو و آتش جهنم به اندازهٔ هفتاد سال فاصله اندازد؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">بنده‌ای نیست که یک روز را در راه الله روزه گیرد مگر آنکه خداوند به سبب آن یک روز، چهرهٔ او را هفتاد سال از آتش جهنم دور می‌گرداند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا در جستجوی راهی برای رسیدن به بهشت هستی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که راهی را در پیش گیرد که در آن در جستجوی علمی باشد، خداوند به سبب آن، راهی برای رسیدن به بهشت برای او آسان می‌کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی اجر کسی که همیشه روزه است و اجر کسی که همهٔ شب را نماز می‌گزارد و اجر مجاهد را به دست آوری؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">کسی برای بیوه‌زنان و مستمندان تلاش کند مانند مجاهد در راه خداوند است ـ راوی می‌گوید: و گمان می‌کنم که فرمود: ـ و مانند نمازگزاری که خسته نمی‌شود و روزه‌داری که هیچ‌گاه افطار نمی‌کند (یعنی هر روز روزه است)</span>». [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی؟؟</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3934/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسبابِ پایانِ بد (سوء خاتمه)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3753</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3753#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Jun 2011 21:27:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3753</guid>
		<description><![CDATA[عبدالله بن عبدالمحسن الترکی / ترجمه: عبدالحمید مهرآبادی اسبابی که منشاء پایان بد (سوء خاتمه) برای انسان هستند به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شوند: 1- تأخیر در توبه 2- آرزوهای طولانی 3-حبّ معصیت و انجام آن 4- خودکشی 1- تأخیر در توبه آن‌چه بر همه مسلمانان واجب است این است که در تمام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3754" title="asbab-payane-bad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/asbab-payane-bad.jpg" alt="" width="100" height="116" />عبدالله بن عبدالمحسن الترکی / ترجمه: عبدالحمید مهرآبادی</h4>
<p>اسبابی که منشاء پایان بد (سوء خاتمه) برای انسان هستند به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:</p>
<p>1- تأخیر در توبه 2- آرزوهای طولانی 3-حبّ معصیت و انجام آن 4- خودکشی<span id="more-3753"></span></p>
<h4>1- تأخیر در توبه</h4>
<p>آن‌چه بر همه مسلمانان واجب است این است که در تمام دوران و لحظات زندگی به سوی الله (عزو جل) رجوع کنند و به درگاه او توبه و استغفار نمایند. الله (عزو جل) در قرآن فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعًا أَيُّهَا المُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ</span>} [النور:31]</p>
<p>«ای مومنان به سوی خداوند رجوع کنید تا رستگار شوید».</p>
<p>همان‌طور که می‌دانید رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) معصوم است و تمامی گناهان گذشته و آیندهٔ او بخشیده شده است با این حال روزی صدبار به سوی خداوند توبه و استغفار می‌کردند.</p>
<p>اغر مزنی روایت می‌کند که رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">يَا أَيُّهَا النَّاسُ، تُوبُوا إِلَى رَبِّكُمْ، فَإِنِّي أَتُوبُ إِلَيْهِ فِي الْيَوْمِ مِئَةَ مَرَّةٍ</span>»</p>
<p>«<span style="color: #008000;">ای مردم به سوی خداوند توبه و رجوع کنید زیرا من روزی صدبار به سوی او توبه می‌کنم</span>».</p>
<p>و در جایی فرموده است: «<span style="color: #008000;">التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ</span>» یعنی: «<span style="color: #008000;">توبه‌کنندهٔ از گناه مانند شخصی است، که گناه ندارد</span>».</p>
<p>اگر شخصی از آماج حملات وساوس و فریب شیطان که به وسیله آن انسان را گمراه می‌کند نجات یافت و دچار وساوس شیطانی نشد او پیروز شده است. زیرا شیطان در دل انسان رسوخ می‌کند و به او می‌گوید، که برای رجوع به سوی خداوند و فرصت زیادی دارد و او را با فکر و وسوسه خود فریب می‌دهد تا در توبه تأخیر کند. و همچنین در دلش وسوسه می‌کند که اگر توبه کردی و بعد از آن بار دیگر مرتکب آن گناه شدی، توبه اصلا پذیرفته نمی‌شود یا این که می‌گوید: ای انسان تو حالا جوان هستی از این جوانی و شکوفهٔ عمرت استفاده کامل را بگیرد و خود را در این مدت زیاد پای‌بند به طاعت و بندگی قرار نده، و هنگامی که به سن کهولت (50 تا 60) رسیدی توبهٔ نصوح خواهی کرد. در آن وقت مسجد را بر خود لازم بگیر و اعمالی را انجام بده تا مقرّب درگاه الهی شوی.</p>
<p>امّا ای انسان آگاه باش که اینها همه وساوس شیطانی است و چه بسا افراد هستند که به سن کهولت نمی‌رسند یا فرصت توبه را دست نمی‌آورند.</p>
<p>در آیات و احادیث است که اگر صدبار توبه کردی و بعد از آن گناه انجام دادی از درگاه الهی ناامید مشو، همچنین بعضی از بزرگان فرموده‌اند که همین که در توبه، امروز و فردا کردی، یکی از وساوس شیطانی است و شیطان همیشه در این فکر است، که انسان را از حق منحرف گرداند برای مومن مقید به امور شرعی و انسان مفرط (که از احکام شرع غافل شده است)، مثالی زده‌اند فرموده‌اند: مثال این دو شخص مانند قومی است که اراده سفر به شهری را دارند؛ هنگامی که در این سفر حرکت می‌کند و به مقصد می‌رسد در میان ایشان دو نفر هستند. که یکی به محض رسیدن به مقصد، به فکر کارهای خویش می‌افتد و به شهر رهسپار می‌شود. تمام مایحتاج سفر خود را آماده و مهیا می‌کند. و کوله بار سفر را برای برگشت می‌بندد و خوب فکر می‌کند که چه چیزی در طول مسافرت لازم است همه را مهیا می‌کند و شادمان، منتظر اعلان حرکت است. اما شخص دیگر از اوّل که به مقصد رسیده، هیچ به فکر سفر خود نیست و با خود می‌گوید «فردا به شهر می‌روم و مایحتاج خود را آماده می‌کنم». تا اینکه امیر قافله اعلان حرکت می‌دهد و هیچ فرصتی برای تأمین مایحتاج خود را ندارد.</p>
<p>دنیا به منزلهٔ همین شهر است که باید انسان برای سرای آخرت تمام زاد و توشهٔ خود را مهیا کنند و آمادهٔ سفر به دار آخرت باشد؛ مومن راسخ هنگامی که در این دنیای فانی است به فکر آخرت است و عمل نیکو انجام می‌دهد و تمام امور شرعی را مطابق با قرآن و سنّت رسول ‌(صلی الله علیه وآله وسلم) انجام می‌دهد و هنگامی که مرگ به سراغش می‌آید، با آغوش باز از او استقبال می‌کند و خوشحال است که به ملاقات پروردگار و جنّت‌المأوی که تمامی نعمت‌ها در آن یافت می‌شود می‌رود اما شخصی که در انجام امور شرعی کوتاهی می‌کنند مانند همان مسافرت غافل است که هیچ زاد و توشه‌ای برای خود آماده نکرده و هنگامی که مرگ به سراغش بیاید بسیار ناراحت می‌شود و در آن هنگام افسوس می‌خورد که ای کاش عمل نیکو انجام می‌دادم و زاد و توشه‌ای برای آخرتم برمی‌داشتم امّا این افسوس خوردن جز ندامت و پشیمانی نتیجهٔ دیگری ندارد و در آن هنگام می‌گوید.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">رَبِّ ارْجِعُونِ (99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ</span>} [المؤمنون:99-100]</p>
<p>«پروردگارا! مرا به دنیا برگردان تا عمل صالح انجام دهم».</p>
<p>اما در این وقت هیچ چیزی نصیب او نمی‌شود و توبهٔ او نیز پذیرفته نخواهد شد.</p>
<h4>2- آرزوهای طولانی</h4>
<p>سبب بدبختی بسیاری از مردم همین آرزوهای طولانی است، طوری که شیطان آنها را وسوسه می‌کند و در مقابل چشمانشان عمر زیادی را به تصویر می‌کشد و آنها را طوری وسوسه می‌کند که از آخرت غافل می‌شوند و مدام در این فکرند که چگونه به این آرزوهای خود برسند و هیچ‌گاه مرگ دیگران را نیز به یاد نمی‌آورند و از مرگ دیگران عبرت نمی‌گیرند زیرا که به لذات و خوشگذرانی دنیا مشغول شده‌اند و محبت دنیا جلو چشمانشان را گرفته است و چشم بصیرت هم ندارند که با چشم بصیرت به دنیا نظر کنند که این دنیا مانند باد، زودگذر است. و رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)، امت خود را از دو چیز بر حذر داشته‌اند و می‌فرمایند: «<span style="color: #008000;">إِنَّ أَشَدَّ مَا أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ خَصْلَتَيْنِ: اتِّبَاعَ الْهَوَى وَطُولَ الْأَمَلِ، فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَإِنَّهُ يَعْدِلُ عَنِ الْحَقِّ، وَأَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَالْحُبُّ لِلدُّنْيَا</span>»</p>
<p>پیامبر فرمود: که «<span style="color: #008000;">من در مورد دو چیز برای شما می‌ترسم: پیروی از هواهای نفسانی و آرزوهای طولانی؛ پیروی هواهای نفسانی شما را از حق منحرف می‌کند، و آرزوهای طولانی سبب افزایش محبت دنیا در قلوب شما می‌گردد</span>».</p>
<p>انسان باید آخرت را بر دنیا ترجیح دهد و اول به فکر آباد کردن خانهٔ آخرت خود باشد. زیرا آباد کردن خانهٔ آخرت اصل است و بعد به فکر دنیا باشد، زیرا دنیا محل کشت است و آخرت محل برداشت؛ کشت همان عمل صالح می‌باشد و هر طور کشت کردی به همان طریق کشت خود را برداشت می‌کنی، و انسان باید به گونه‌ای در دنیا عمل کند که خداوند او را با منعمین درگاه خود محشور گرداند زیرا آنها به فکر خانهٔ آخرت خود بودند و دنیا در مقابل چشمان آنان هیچ ارزشی نداشت. منعمان واقعی چهار گروه هستند که خداوند آنها را در قرآن ذکر نموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا</span>} [النساء:69]</p>
<p>1-انبیا 2- راست‌گویان 3- شهدا 4- صالحین؛ اما در مقابل کسی که دنیا را بر آخرت خود ترجیح داد، آثار و علایم محبت دنیا در وجودش ظاهر است و آن شخص مشغول به زیورآلات و لذات دنیا است و چنین شخصی خودش موجبات هلاکت خویش را فراهم آورده و خداوند او را از آخرت و از حشر با منعمان درگاهش محروم می‌گرداند.</p>
<p>اما آثار و علایم قصر (آرزوهای کوتاه) در دو چیز است: 1- مبادرت و سبقت به سوی اعمال خیر و نیکو 2- غنیمت شمردن اوقات زودگذر عمر، زیرا مدت عمر انسان از طرف الله (عزو جل) مقدر است و کم و زیاد نمی‌شود و در اختیار او است و هرچه از دست رفت هیچ‌گاه بر نمی‌گردد.</p>
<p>رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی ما را به سبقت گرفتن در هفت چیز امر کرده است و فرموده: «<span style="color: #008000;">بادِرُوا بِالأَعْمَالِ سَبْعاً، هَلْ تَنْتَظِرُونَ إلاَّ فَقراً مُنسياً، أَوْ غِنىً مُطغِياً، أَوْ مَرَضاً مُفسِداً، أَوْ هَرَماً مُفْنداً، أَوْ مَوتاً مُجْهزاً، أَوْ الدَّجَّالَ فَشَرُّ غَائِبٍ يُنْتَظَرُ، أَوْ السَّاعَةَ فالسَّاعَةُ أدهَى وَأَمَرُّ</span>»</p>
<p>«<span style="color: #008000;">پیش از هفت چیز به انجام اعمال صالحه بشتابید: آیا انتظار می‌کشید مگر فقری را که شما را به فراموشی وا دارد یا ثروتی که شما را طغیانگر سازد، یا بیماری که وجودتان را فاسد کند یا پیریی که شما را خَرِفْ و تنبل کند یا مرگی که شما را به شتاب دریابد و یا دجّال که بدترین غایبی است که انتظارش را می‌کشند. یا قیامت که حقا قیامت، بزرگترین آزمون و تلخ‌ترین‌شان است</span>».</p>
<p>حضرت عبدالله بن عمر(رضی الله عنهما) روایت می‌کند که روزی رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شانه‌های مرا گرفتند و فرمودند:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ ، أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ</span>» «<span style="color: #008000;">در دنیا مانند شخص بیگانه یا مسافر زندگی کن</span>» زیرا شخص مسافر به جایی که داخل می‌شود. کارش را انجام می‌دهد. و می‌رود. شما هم در دنیا مانند آنها باشید. در این دنیا آمده‌اید تا عمل نیکو انجام دهید. و برای آخرت زاد و توشه بردارید و کوچ کنید.</p>
<p>عبدالله بن عمر(رضی الله عنهما)  فرمود: «<span style="color: #3366ff;">إِذَا أَمْسَيْتَ فَلَا تَنْتَظِرِ الصَّبَاحَ، وَإِذَا أَصْبَحْتَ فَلَا تَنْتَظِرِ الْمَسَاءَ، وَخُذْ مِنْ صِحَّتِكَ لِمَرَضِكَ وَمِنْ حَيَاتِكَ لِمَوْتِكَ</span>»</p>
<p>«<span style="color: #3366ff;">ای انسان هنگامی که شب کردی، در انتظار صبح مباش و اگر به صبح رسیدی در انتظار شب مباش و از وقت سلامتی برای بیماری خود و از حیات برای بعد از مردن خود توشه بگیر</span>» یعنی عمل صالح انجام ده و در انجام افعال نیک تأخیر مکن که اگر بیماری یا مرگ به سراغت بیاید در آن وقت استطاعت نداری که عمل نیکو انجام دهی.</p>
<p>و رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) مومنان را نصیحت می‌کند که به سوی آرزوهای طولانی نشتابند و با چشم بصیرت به دنیا بنگرند زیرا دنیا مانند باد، زود گذر است چنانکه در قصهٔ حضرت سلیمان که مورچه‌ای ایشان را نصیحت می‌کرد از ایشان سوال کرد که ای سلیمان آیا می‌دانی چرا خداوند باد را در اختیار تو قرار داد؟ فرمود «خیر»؛ مورچه گفت: بخاطر اینکه دنیا مانند باد است، کسی که بر دنیا اعتماد کرد مانند آن است که بر باد اعتماد کرده و یکی از صفات باد این است که یک بار می‌وزد و یک بار نمی‌وزد و سریع می‌رود.</p>
<h4>3- حب معصیت و انجام گناه</h4>
<p>هنگامی که انسان با گناه مانوس شد و گناه را به کرّات انجام داد و به درگاه الهی رجوع نکرد. شیطان لعین بر وجود و فکر او غالب می‌شود تا اینکه او را از هدف اصلی که رضایت الهی و رسیدن به جنت است باز می‌دارد و حتی در لحظات آخر حیاتش نیز او را تنها نمی‌گذارد یعنی به گونه‌ای بر او مستولی می‌شود. که هر چه خویشاوندان و اطرافیانش کلمه شهادت را به او تلقین می‌کنند. گناه و معصیت بر فکرش غالب می‌شود و استطاعت ندارد کلمه شهادتین را بر زبان جاری کند و از کارهایی که قبل از مرگ انجام می‌داده است صحبت می‌کند و بدون کلمه شهادتین و با همان حالت فجیع از دنیا رخت سفر برمی‌بندد.</p>
<p>در این باره چند قصه بیان شده است که ذکر آن در اینجا بی‌فاید نخواهد بود:</p>
<p>1- مردی در بازار دلال بود و خرید و فروش می‌کرد. هنگامی که مرگش فرا رسید و در بستر مرگ افتاد، فرزندانش قصد داشتند. شهادتین را به او تلقین کنند و به نزدش آمدند. و در حالی که شهادتین را به او تلقین می‌کردند، او در جواب می‌گفت (5، 4 تومان 5، 5 تومان 5، 4 تومان) و اصلا قادر به گفتن کلمهٔ شهادتین نشد و بدون کلمه از دنیا رفت.</p>
<p>2- شخص دیگری مرگش فرا رسید؛ به او گفتند کلمهٔ شهادتین را بر زبان جاری کن. در جواب می‌گفت:</p>
<p style="text-align: center;">یا رب قائله یوما و قد تعبت / کیف الطریق الی حمام منجاب</p>
<p>3- شخص دیگری مرگش فرا رسید. به او گفتند: «کلمه شهادتین را بر زبان جاری کن»</p>
<p>در جواب اظهار بی‌نیازی می‌کرد و می‌گفت: «من به این کلمه نیازی ندارم»</p>
<p>خداوند (عزو جل) بر زبان من و شما و تمامی مسلمین کلمه شهادتین را جاری گرداند. چه بسا مرگ در حالی به سراغ انسان می‌آید که او مشغول معصیت و گناه است و الله (عزو جل) بر او غضب می‌کند و روحش در همان حالی که به خشم الهی دچار شده از بدن جدا می‌شود و بر همان حال در حضور الهی قرار می‌گیرد و رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده‌اند: «<span style="color: #008000;">مَنْ مَاتَ عَلَى شَيْءٍ بَعَثَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ</span>» «<span style="color: #008000;">الله (عزو جل) بندگان خود را بر همان حالی که جان آنها را قبض کرده است، محشور می‌گرداند</span>».</p>
<h4>4- خودکشی</h4>
<p>هنگامی که به انسان مصیبت و بلایی رسید و در مقابل صبر کرد و از خداوند اجر و پاداش طلب نمود، خداوند نیز پاداش بسیاری زیادی نصیب او می‌کند. اما اگر در مقابل بی‌صبری کرد و از زندگی به تنگ آمد و خودکشی را بهترین روش خلاص از این مشکلات و مصائب خود یافت، بدون هیچ شکی به سوی معصیت و غضب الهی روی آورده و غضب خداوند را برای خود فراهم آورده است و نفسی را به ناحق از بین برده است.</p>
<p>حضرت ابوهریره (رضی الله عنه) از رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می‌کند که فرمود: «<span style="color: #008000;">الَّذِي يَخْنُقُ نَفْسَهُ يَخْنُقُهَا فِي النَّار، وَالَّذِي يَطْعُنُهَا يَطْعُنُهَا فِي النَّارِ</span>» «<span style="color: #008000;">هر انسانی که خود را در دنیا خفه کند در آتش دوزخ نیز خود را خفه خواهد کرد و هر کسی خود را در دنیا نیزه بزند در آخرت نیز خود را نیزه خواهد زد</span>». یعنی هر شخصی به هر حالتی که در دنیا خودکشی کند در آخرت نیز به همان صورت در آتش دوزخ عذاب داده خواهد شد.</p>
<p>و همچنین ابوهریره (رضی الله عنه) روایت کرده است که شخصی با رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در غزوهٔ خبیر شرکت نمود و رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به او که ادای اسلام می‌کرد اشاره کرد که او جهنمی است. هنگامی که جنگ شروع شد این شخص در مقابل مشرکین خوب جنگ را شروع کرد و با آنها جنگید ولی در اثنای جنگ به او جراحت شدیدی رسید و در همین هنگام شخصی به نزد رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: «آن شخص که تو گفتی جهنمی است با مشرکین خوب جنگید و فوت کرد». رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) باز هم فرمود «اهل دوزخ است» هنگامی که مسلمانان این کلام رسول ‌(صلی الله علیه وآله وسلم) را شنیدند: تعجب کردند. اما در همین اثنا شخصی به نزد رسول آمد و گفت که او فوت نکرده، بلکه موضوع از این قرار است که در هنگام جنگ شدیدا مجروح شد و بر این جراحت خود طاقت نیاورد و صبر نکرد و در پاسی از شب خودکشی کرد. رسول‌ خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در این هنگام گفت: «<span style="color: #008000;">الله‌اکبر، أشهد أنی عبدالله ورسوله</span>»، و به حضرت بلال دستور داد تا برای مردم اعلان کند. «<span style="color: #008000;">إِنَّهُ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا نَفْسٌ مُسْلِمَةٌ، وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِر</span>»</p>
<p>«<span style="color: #008000;">ای مردم! آگاه باشید که هیچ شخصی داخل جنت نمی‌شود. مگر این که مسلمان کامل باشد و همانا خداوند دین خود را با مرد بدکار نیز نصرت و تقویت می‌کند</span>».</p>
<p><span style="color: #808080;">منبع: خاتمهٔ نیکو، عبدالله بن عبدالمحسن الترکی، ترجمه: عبدالحمید گل مهرآبادی (با اندکی تغییر و تصرف و ویرایش)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3753/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی- 15 (ایمان یعنی زندگی)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3632</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3632#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Apr 2011 03:01:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3632</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح تهیدستان حقیقی آنانند که از گنج‌های ایمانی و پس‌انداز باور راستین محرومند. اینان هستند که همیشه در نارضایتی، خشم، حقارت و ذلت زندگی را سپری می‌کنند {هر که از یاد من رویگردانی کند زندگی تنگ و سختی خواهد داشت} [طه: 124] این تنها ایمان به الله، پروردگار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3635" title="iman-zendegi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/04/iman-zendegi.jpg" alt="" width="100" height="116" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>تهیدستان حقیقی آنانند که از گنج‌های ایمانی و پس‌انداز باور راستین محرومند. اینان هستند که همیشه در نارضایتی، خشم، حقارت و ذلت زندگی را سپری می‌کنند {<span style="color: #800000;">هر که از یاد من رویگردانی کند زندگی تنگ و سختی خواهد داشت</span>} [طه: 124]</p>
<p>این تنها ایمان به الله، پروردگار جهانیان است که روح و روان را خوشبخت ساخته، تزکیه می کند، به جوش و خروش در می‌آورد و غم، اندوه و پریشانی را از آن دور می‌سازد. زندگی هیچ طعم و لذتی نخواهد داشت مگر با بودن «ایمان».<span id="more-3632"></span></p>
<p style="text-align: center;"><em>إذا الإيمان ضاع فلا حياة   ولا دنيا لمن لم  يحي دينا</em></p>
<p><em>(اگر ایمان تباه گشت، زندگی‌ای وجود ندارد. و دنیایی ندارد، کسی که دینش زنده نیست)</em></p>
<p>آخرین انتخاب برای ملحدان و بی دینان که ایمان ندارند این است که به خودکشی متوسل شوند تا خود را از تنگناها، غل و زنجیرها، تاریکی‌ها و ناگواری‌ها خلاص کنند.</p>
<p>چه تیره‌بختی‌ای نصیب بی ایمان‌ها خواهد شد و چه نفرین همیشگی‌ای بیرون‌روندگان از راه و روش الهی را در دنیا در بر خواهد گرفت: {<span style="color: #800000;">دل‌ها و دیدگانشان را برمی‌گردانیم چنانکه نخستین بار به آن ایمان نیاوردند و آنان را رها می‌کنیم تا در سرکشی‌شان سرگردان بمانند</span>} [انعام: 110]</p>
<p>وقت آن رسیده است که دنیا واقعا به این قناعت برسد و با تمام وجود ایمان بیاورد که: لا إله إلا الله «هیچ معبود بر حقی نیست ؛ مگر الله».</p>
<p>بعد از آزمون و تجربه‌ای طاقت‌فرسا و طولانی سرانجام عقل به این نتیجه خواهد رسید که بت پرستی خرافه است، کفرورزی نفرین است و الحاد دروغ وفریبی بیش نیست، و خواهد دانست همهٔ پیامبران راستگو بوده‌اند و الله حق است. فرمانروایی، حمد و ستایش از آن اوست و او بر هرچیزی قادر و تواناست.</p>
<p>به اندازه ی نیرو و ضعف، و گرمی و سردی ایمانت؛ خوشبختی، آسودگی خاطر و آرامش به سراغت خواهد آمد.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">هر کس از زن و مرد که کار نیک انجام دهد و مومن باشد، بی‌تردید او را زندگی نیک بخشیم و پاداش آنان را بهتر از آنچه می‌کرده‌اند به آنان عطا خواهیم کرد</span>} [نحل: 97] و این «حیاة طيبة» یا «زندگی نیک» یعنی: آرامش درون به سبب ایمان به وعدهٔ الهی، استواری قلب‌ها به سبب محبتی که نسبت به پروردگارشان دارند، پاکی درون از انواع انحرافات، آرامش اعصاب در برابر حوادث گوناگون، خونسردی و آرامش قلبی در هنگام وقوع رویدادهای غیر منتظره و راضی بودن به قضا و قدر الهی؛ چرا که آنان به این راضی گشته‌اند که: الله پروردگارشان، اسلام دین‌شان و محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ پیامبرشان باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3632/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اکنون هنگام توبه است</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3630</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3630#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Apr 2011 02:40:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3630</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صلاح البدیر مسجد نبوی شریف: 4 جمادی الاول 1432 برابر با 19 فروردین 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است. ستایش از آن الله است که از روی احسان و فضل بر بندگان عطا می‌کند. او را ستایش می‌کنم که زبان‌ها به حمد او شکر و تسبیح و ذکر می‌کنند و او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: 4 جمادی الاول 1432 برابر با 19 فروردین 1390<span id="more-3630"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. ستایش از آن الله است که از روی احسان و فضل بر بندگان عطا می‌کند. او را ستایش می‌کنم که زبان‌ها به حمد او شکر و تسبیح و ذکر می‌کنند و او را شکر می‌گویم که عفو او گناهکاران را فرا گرفته و اجر او نیکوکاران را، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است. گواهی بنده‌ای که از پروردگارش امید عفو و پوشش دارد و از گناهانش ترسان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ بندگان اوست. درود و سلام و خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p>بزرگترین موهبت، ایمان و تقوا است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا</span>} [احزاب: 70-71]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سختی استوار گویید (70) تا اعمال شما را برای شما به صلاح آورد و گناهانتان را آمرزش کند و هر که از الله و رسولش اطاعت کند بی‌ترید پیروزی بزرگی به دست آورده است.)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>مسلمان معصوم از خطا و لغزش نیست. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">قسم به آنکه جانم در دست اوست، اگر شما گناه نکنید خداوند شما را خواهد برد و گروهی را خواهد آورد که گناه کنند و از الله آمرزش بخواهند و او نیز آنان را آمرزش کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p>و از انس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">همهٔ فرزندان آدم بسیار گناهکارند و بهترین گناهکاران بسیار توبه کنندگانند</span>» [به روایت امام احمد]</p>
<p>چه بسا گناهکارانی که خستگی‌شان به طول انجامیده و نگرانی‌شان شدت گرفته و سوخته‌دل، اسیر گناهند و افسرده از گناه، آرزوی نسیم امید را دارند و در پی نور آنند و منتظر آن صبح نزدیکند&#8230; صبحی که با نور توبه و استقامت و هدایت و بازگشت بر آنان بتابد، تا با تابش خود یاس و ناامیدی را نابود کند و ابرهای یأس و افسردگی و نگون‌بختی و سرگردانی را کنار زند&#8230;</p>
<p>احساس سنگینی گناه و درد کشیدن از زخم آن و زجر لغزش، و پشیمانی بر گناهان گذشته و تاسف از کوتاهی گذشته و اعتراف به گناه، همان راه بازگشت و تصحیح است، راه بازگشت و توبه، اما رکن نخست توبه دست کشیدن از گناه و دوری گزیدن از معصیت است. بدون انجام واجبات و ترک گناهان و باز گرداندن حق دیگران و حلالیت از آنان، توبه‌ای در کار نخواهد بود.</p>
<p>پس به سوی در توبه و بازگشت بشتابید و خود را از هر گونه گناه و خطا رها کنید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ</span>} [نور: 31]</p>
<p>(ای مومنان همگی به سوی الله توبه کنید باشد که رستگار شوید)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>توبه یعنی فروتنی در برابر خداوند و طلب آمرزش و درخواست عذر از درگاه او و دوری از خواستگاه‌های گناه و برانگیزاننده‌های شر و بدی و مجالس فتنه و راه‌های فساد و دوستان بد&#8230;</p>
<p>توبه یعنی باز کردن صفحه‌ای جدید در زندگی، یعنی پاکی و صفا، ترس و حیا، دعا و ندا، فروتنی و گریه، شرمندگی در برابر خداوند و بازگشت و دست کشیدن و جبران&#8230; در آن باز است و خیر آن همیشگی است تا هنگامی که روح به حلقوم نرسیده چنانکه ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">اگر چنان گناه کنید که گناهانتان به آسمان برسد، سپس توبه کنید بی‌تردید خداوند توبهٔ شما را می‌پذیرد</span>». [به روایت ابن ماجه]</p>
<p>و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال می‌فرماید: ای بندگانم! شما شبانه‌روز گناه می‌کنید و من همهٔ گناهان را می‌آمرزم، پس از من آمرزش بخواهید تا شما را مورد آمرزش قرار دهم</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>همینطور از انس بن مالک (رضی الله عنه) روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال چنین فرمود: ای فرزند آدم! تو تا وقتی که مرا فرا بخوانی و از من امید داشته باشی تو را با هر گناهی که داشته باشی می‌بخشم و برایم مهم نیست. ای فرزند آدم! اگر گناهانت به ابرها برسند سپس از من آمرزش بخواهی تو را مورد مغفرت قرار خواهم داد. ای فرزند آدم! اگر تو به اندازهٔ زمین گناه نزد من بیاوری سپس در حالی که نسبت به من شرکی مرتکب نشده‌ای نزد من آیی به اندازهٔ آن مغفرت ارزانی تو خواهم کرد</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p>و نزد مسلم چنین آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که به اندازهٔ یک وجب به من نزدیک شود به اندازهٔ یک دست به او نزدیک خواهم شد و هر که به اندازهٔ یک دست به من نزدیک شود به اندازهٔ دو دست به او نزدیک خواهم شد و هر که روان رو به من آورد من دوان به سوی او می‌روم و هر که با گناهانی به اندازهٔ زمین به من روبرو شود اما با من چیزی را شریک نکرده باشد با مغفرتی به اندازهٔ آن با او روبرو خواهم شد</span>».</p>
<p>چه فضل عظیم و چه عطای والایی است از سوی پروردگاری کریم و آفریدگاری رحیم که ما را با عفو خود بزرگ داشته و با حلم و مغفرتش در بر گرفته و در توبه را باز گذاشته است. عفو می‌کند و  می‌بخشد، لطف می‌ورزد و آسان می‌گیرد و با توبهٔ بنده‌اش شاد می‌شود. دست خود را بر شب می‌گستراند تا گناهکار روز توبه کند و دست خود را بر روز می‌گستراند تا گناهکار شب توبه کند تا آنکه خورشید از مغرب طلوع کند. آمرزندهٔ گناه است و پذیرندهٔ توبه که از بندگانش توبه می‌پذیرد و از بدی‌ها چشم‌پوشی می‌کند.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا</span>} [نساء: 110]</p>
<p>(و هرکه کار بدی انجام دهد یا به خود ستم ورزد سپس از الله آمرزش بخواهد، الله را آمرزنده‌ای مهربان خواهد یافت.)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>این توبه که از آن سخن می‌گوییم، اکنون در آن باز است، وقت آن رسیده است و فرصت آن وجود دارد. پس دست از امروز و فردا کردن بردارید، از خواب غفلت بیدار شوید، از سستی هوا و هوس برخیزید، سابقهٔ گناه را با احسان و نیکی پاک کنید و از غافلگیری شیطان به هوش باشید و با زندگی خوش سبزی که دوام ندارد فریب نخورید و از زشتی حرام و گناه و پافشاری بر معصیت به سوی الله توبه کنید.</p>
<p>فورا توبه کنید، برای همهٔ گناهانی که از شما سر زده است توبه کنید و حتی اگر باز گناهی از شمار سر زد باز هم از آن توبه کنید.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>گناهکاران به چه کسی پناه می‌برند؟ و مقصران به که امید دارند؟ به کجا می‌گریزند؟ که در روز بازپسین همه به سوی الله باز خواهند گشت:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ</span>} [غافر: 16]</p>
<p>(آن روز که آنان ظاهر گردند چیزی از آنها بر الله پوشیده نمی‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ</span>} [حاقه: 18]</p>
<p>(در آن روز عرضه می‌شوید و هیچ پوشیده‌ای از پوشیده‌های شما پنهان نمی‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي</span>} [فجر: 23-24]</p>
<p>(در آن روز انسان یاد آور می‌شود و (این) یاد آوری کجا (برای او فایده‌ای) دارد؟ (23) می‌گوید ای کاش برای زندگی خود پیش فرستاده بودم)</p>
<p>پس با توبه‌ای نصوح و بازگشتی صادقانه و اراده‌ای محکم و قلبی شکسته رو به سوی الله آورید که توبه‌کنندهٔ از گناه به مانند کسی است که گناهی نکرده است.</p>
<p>آنچه را شنیدید گفتم، و از الله برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناه و معصیتی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او آمرزندهٔ مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که به وجود آورندهٔ مخلوقات است و دانندهٔ نهان. او را ستایشی می‌گویم بی‌پایان و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که شریکی ندارد و معبودی به حق جز او نیست و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بنده و پیامرسان او و برگزیدهٔ اوست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد که خلفای دین و هم‌پیمانان یقین بودند. درود و سلامی دائم و همیشگی تا روز قیامت.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان: تقوای الله را پیشه سازید که هر که راه تقوا گزید نجات یافت و هر که در پی هوای نفس افتاد راه گمراهی گرفت.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا</span>} [طلاق: 4]</p>
<p>(و هر که تقوای الله را پیشه سازد، برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد)</p>
<p>توبه‌ات را برای کی به عقب انداخته‌ای؟ در حالی که برای آن عذری نداری؟ تا کی در غفلت و اشتباه و غرور باقی خواهی ماند؟</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همین روز روز تولدتان باشد، روز آغاز بازگشت و طلوع صبح جدید. هر که امروز توبه نکند کی توبه خواهد کرد؟ و هر که امروز برنگردد کی باز خواهد گشت؟</p>
<p>خداوند متعال من و شما را از جملهٔ کسانی قرار دهد که توبه کرده‌اند و باز گشته‌اند و دست از گناه کشیده‌اند و از گناهان هلاک کننده دست شسته‌اند و توبه‌ای صادقانه کرده‌اند.</p>
<p>و بر بهترین انسان‌ها درود و سلام فرستید که هر که بر او یک درود فرستد خداوند بر او ده درود خواهد فرستاد.</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ او که شایستهٔ پیروی‌اند، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و پیروان آنان تا روز قیامت راضی و خشنود باش. و همچنین از ما با عفو و کرم خویش خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و طاغیان و ستمگران و متجاوزان را نابود گردان و رحمت خود را بر مومنان بگستران ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا امنیت و رفاه را بر سرزمین حرمین بادوام بدار.</p>
<p>خداوندا برادران و خواهران مستضعف ما را در همه جا یاری ده، خداوندا آنان را در همه جا یاری ده. خداوندا جان و مال آنان را حفظ کن و فتنه‌ها و بدی‌ها و جنگ‌ها و ناآرامی‌ها را از آنان دور بگردان.</p>
<p>خداوندا کافرانی را که در برابر دین تو ایستاده‌اند و با یاران تو دشمنی می‌کنند از بین ببر و عذاب خود را بر آنان نازل کن ای معبود به حق، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا برادران ما را در فلسطین بر یهودیان غاصب یاری ده. خداوندا یهود طغیان ورزیدند و در فساد و تجاوز از حد به در رفته‌اند. خداوندا زمین را در زیر پاهای آنان بلرزان و ترس در دل آنان بیانداز و آنان را عبرتی برای عبرت‌گیران قرار ده. خداوندا هیچ پرچمی برای آنان میفراز و هیچ هدفی از اهداف آنان را محقق مساز و آنان را عبرتی برای دیگران قرار ده ای قوی و ای عزیز، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مبتلایان ما را عافیت عطا کن و اسرای ما را آزاد گردان و بیماران ما را رحمت کن و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان، خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان، خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان.</p>
<p>بندگان خداوند: {<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پند گیرید</span>} [نحل: 90}</p>
<p>پس الله بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بر نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3630/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ 14 (جایگزین بهتر از سوی الله)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3440</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3440#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Feb 2011 18:43:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3440</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح الله چیزی را از تو نمی‌گیرد مگر اینکه چیزی بهتر از آن را به تو عنایت می‌کند، اگر صبر پیشه نموده و در پی اجر و پاداش باشی. خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: «من أخذت حبيبتيه فصبر عوضته منهما الجنة» «هر کس دو حبیب (یعنی دو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3441" href="http://www.bidary.net/archives/3440/jaigozin"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3441" title="jaigozin" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/02/jaigozin-100x109.jpg" alt="" width="100" height="109" /></a>دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>الله چیزی را از تو نمی‌گیرد مگر اینکه چیزی بهتر از آن را به تو عنایت می‌کند، اگر صبر پیشه نموده و در پی اجر و پاداش باشی.</p>
<p>خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">من أخذت حبيبتيه فصبر عوضته منهما الجنة</span>» «هر کس دو حبیب (یعنی دو چشم) او را بگیرم و صبر پیشه نماید بجای آنها بهشت را به وی می‌بخشم»<span id="more-3440"></span></p>
<p>«<span style="color: #993300;">من سلبت صفيه من أهل الدنيا ثم احتسب عوضته من الجنة</span>» «هر کس محبوبش از اهل دنیا را از او بگیرم، سپس از من طلب اجر و پاداش نماید بهشت را به او عطا می‌کنم».</p>
<p>هر کس فرزندش را از دست دهد و صبر نماید خانهٔ حمد در بهشت برایش ساخته می‌شود و بر این منوال قیاس بگیر. این تنها نمونه‌های کوچکی بود.</p>
<p>بنابراین بر مصیبتی که بر تو وارد شده تاسف مخور؛ زیرا کسی که آن را مقدر نموده بهشت، پاداش، جایگزین بهتر و اجر بزرگی برایت در نظر می گیرد.</p>
<p>همانا دوستان مصیبت‌دیده و بلا دیدهٔ الله در بهشت صدا زده می‌شوند که : {<span style="color: #993300;">سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار</span>» [الرعد 24]</p>
<p>(درودتان باد!  (هميشه به سلامت و خوشی بسر می‌بريد) به سبب شكيبایی (بر اذيّت و آزار) و استقامتی كه (بر عقيده و ايمان) داشتيد).</p>
<p>چه پايان خوبی</p>
<p>بر ماست که به جایگزین بهتر مصیبت و پاداش و خیری که در ورای آن وجود دارد بیندیشیم</p>
<p>{<span style="color: #993300;">أولئك عليهم صلواتٌ من ربهم ورحمةٌ وأولئك هم المهتدون</span>} [البقره 157]</p>
<p><strong></strong>(آنان (همان بردباران با ايمانی هستند كه) الطاف و رحمت و احسان و مغفرت خدايشان شامل حال آنان می‌گردد ، و مسلّماً ايشان راه‌يافتگان (به جادهٔ حق و حقيقت و طريق خير و سعادت) هستند).<strong> ‏</strong><strong> </strong></p>
<p>تبریک به مصیبت‌دیدگان و مژده به صاحبان بلا.</p>
<p>عمر دنیا کوتاه و گنج‌ها ودارایی‌های آن ناچیز و حقیر است و آخرت بهتر و جاودانه تر است. هر که اینجا مصیبت و بلا بیند آنجا پاداش داده خواهد شد و هر کس اینجا خستگی بکشد آنجا در راحتی خواهد زیست. اما دلدادگان به دنیا، عاشقان و تکیه‌کنندگان بر آن، شدیدترین ضربه‌ای که بر قلبشان وارد می‌شود از دست رفتن بهره‌ها و به هم ریختن آرامش آن‌ها در دنیا است؛ چرا که آنها تنها در پی دنیا هستند، بنابراین مصیبت‌ها برایشان سنگین بوده و بلاها نزدشان بزرگ جلوه می‌نماید؛ چرا که آنان فقط زیر پاهایشان را می‌نگرند، بنابراین به جز این دنیای فانی کم‌‌مقدار و بی‌ارزش را نمی‌بینند.</p>
<p>ای مصیبت‌دیدگان! چیزی از دست نداده‌اید و برنده‌های واقعی شما هستید. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ با رسالتی برای شما مبعوث گردیده که آکنده از لطف، مهربانی، پاداش و گزینش نیکو است.</p>
<p>بر مصیبت‌دیده‌ای که مصیبت و بلا بر اطرافش خیمه زده شایسته است که دیدگان بصیرت را باز نموده تا ببیند که نتیجه {<span style="color: #993300;">&#8230;فضرب بينهم بسورٍ لهُ باب باطنهُ فيه الرحمة وظاهره من قبله العذابُ</span>} [الحدید 13] (ديواری ميان آنان کشيده می‌شود كه دری دارد، داخل آن رو به رحمت است و خارج آن رو به عذاب)  و اینکه آنچه نزد الله وجود دارد بهتر، ماندگارتر، بابرکت‌تر، باارزش‌تر، گرامی‌تر و بزرگتر است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3440/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاسخ بدی را با خوبی بده</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3415</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3415#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Dec 2010 09:30:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3415</guid>
		<description><![CDATA[شیخ محمد عریفی / ترجمه: آســع روزی اشعب (نام مرد) با مرد بازرگانی همسفر شد و این مرد تمام کارها را به تنهایی انجام می‌داد مانند پایین آوردن وسایل از روی  اسب‌ها و آب دادن به اسب‌ها و&#8230;. در راه بازگشت برای غذا خوردن از روی اسب پیاده شدند. اشعب روی زمین نشست و پاهایش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3416" href="http://www.bidary.net/archives/3415/babadiha"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3416" title="babadiha" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/12/babadiha-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" /></a>شیخ محمد عریفی / ترجمه: آســع</strong></h4>
<p>روزی اشعب (نام مرد) با مرد بازرگانی همسفر شد و این مرد تمام کارها را به تنهایی انجام می‌داد مانند پایین آوردن وسایل از روی  اسب‌ها و آب دادن به اسب‌ها و&#8230;.</p>
<p>در راه بازگشت برای غذا خوردن از روی اسب پیاده شدند. اشعب روی زمین نشست و پاهایش را دراز کرد. و مرد فرش را پهن کرد و وسایل را از روی اسب‌ها پیاده کرد سپس به اشعب نگاهی کرد و گفت: بلند شو هیزم جمع کن و من گوشت را تکه تکه می‌کنم ..</p>
<p>اشعب: به خدا از بس که سوار این اسب شدم خسته‌ام .<span id="more-3415"></span></p>
<p>مرد بلند شد و هیزم را جمع کرد سپس به اشعب گفت: بیا و آتش بزن&#8230;</p>
<p>اشعب: اگر به آتش نزدیک شوم دودش سینه‌ام را اذیت می‌کند.</p>
<p>مرد آتش را روشن کرد و گفت: بیا مرا در خرد کردن این گوشت کمک کن.</p>
<p>اشعب: می‌ترسم چاقو دستم را ببرد</p>
<p>مرد به تنهایی گوشت‌ها را خرد کرد و باز رو به اشعب کرد و گفت: بیا و گوشت‌ها را درون قابلمه بریز و غذا درست کن.</p>
<p>اشعب: وقتی به پختن غذا درون قابلمه نگاه می‌کنم چشمانم درد می‌گیرد .</p>
<p>تا اینکه مرد غذا را درست کرد و خسته روی زمین نشست و به اشعب گفت : برو سفره را پهن و غذا را در بشقاب بریز.</p>
<p>اشعب: بدنم سنگینی می‌کند نمی‌توانم این کار را بکنم .</p>
<p>مرد از جای خود بلند شد و سفره را پهن و غذا را آماده کرد سپس گفت: ای اشعب بیا و مرا در خوردن غذا همراهی کن .</p>
<p>اشعب: واقعا خجالت زده هستم از اینکه نتواستم کاری انجام دهم اما الان من در خدمتت هستم و هر کاری خواستی انجام می‌دهم&#8230;</p>
<p>سپس بلند شد و غذا خورد .</p>
<p><strong>نتیجه‌گیری: <span style="color: #008000;">شاید با مردمی مثل اشعب برخورد کنی&#8230; ناراحت نشو&#8230; کوه باش و استوار.</span></strong></p>
<p>منبع: کتاب از «زندگی ات لذت ببر» (استمتع بحیاتک) شیخ محمد عریفی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3415/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رساله‌ای در تزکیه‌ی نفس؛ برگرفته از سخنان امام ابن قیم (رحمه الله)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3266</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3266#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Nov 2010 15:38:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3266</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و باز نویسی: ابوعامر ملامحمدی دریافت کتابچه به صورت سند وُرد (doc) رساله‌ای که در برابر شما قرار دارد حاوی سخنانی است اندک و بهره‌ای نه آنچنان فراوان از علم، اما با این وجود دارای اهمیتی است بسیار، زیرا خطوط کلی روش اهل سنت و جماعت را در سلوک و مداوای نفس و تزکیه‌ی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/11/Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-3267" title="Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/11/Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>ترجمه و باز نویسی: ابوعامر ملامحمدی</strong></h4>
<p><strong> </strong></p>
<p style="text-align: left;"><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/11/Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem.zip">دریافت کتابچه به صورت سند وُرد (doc)</a></p>
<p>رساله‌ای که در برابر شما قرار دارد حاوی سخنانی است اندک و بهره‌ای نه آنچنان فراوان از علم، اما با این وجود دارای اهمیتی است بسیار، زیرا خطوط کلی روش اهل سنت و جماعت را در سلوک و مداوای نفس و تزکیه‌ی آن، برای رسیدن به حقیقت تقوا و نور معرفت در بر دارد.</p>
<p>این رساله مختصری است برگرفته از سخنان <span style="color: #0000ff;">امام «ابن قیم جوزی»</span> ـ رحمه الله ـ ، که ایشان نسبت به دردهای نفس بشری و داروهای آن و روش‌های درمان آن، آگاه و صاحب نظر است.<span id="more-3266"></span></p>
<p>من در این رساله سخنان ایشان را به بخش‌هایی تقسیم، و برای هر بخش، عنوانی انتخاب کرده‌ام تا ذهن خواننده پراکنده نشده و یا دچار خستگی نشود.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>عنوان خوشبختی</strong></span></h4>
<p>امام ابن قیم رحمه الله عنوان خوشختی بنده را در سه چیز می‌داند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">1- اگر به وی نعمتی برسد شکر به جا می آورد 2- اگر دچار ابتلا و آزمایش شود صبر در پیش می‌گیرد 3- و اگر گناهی مرتکب شود استغفار می‌کند و آمرزش می‌طلبد.</span></p>
<p>وی می‌گوید: این امور سه گانه، عنوان خوشبختی یک بنده و نشانه‌ی سعادت او در دنیا و آخرت است، و ممکن نیست یک بنده‌ی خوشبخت این سه مورد را ترک گوید. زیرا یک بنده همیشه در میان این سه طبقه در رفت و آمد است:</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>1- شکر نعمت</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">نخست آنکه: </span>نعمت‌هایی از سوی الله به او می‌رسد و او نیز با شکر از این نعمت‌ها استقبال می‌کند.</p>
<p>ارکان شکر: شکر بر سه رکن استوار است:</p>
<p>1- اعتراف درونی به نعمت 2- سخن گفتن و آشکار کردن آن در ظاهر 3- استفاده از نعمت در راه رضایت اعطا کننده‌ی آن.</p>
<p>اگر بنده این ارکان را به جای آورد با وجود تقصیر، شکر نعمت را انجام داده است.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>2- صبر بر مصیبت ها</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">دوم آنکه:</span> از سوی خداوند با سختی‌ها و مصیبت‌هایی آزمایش شود که در این حالت وظیفه‌ی وی صبر و حفظ آرامش است.</p>
<p>ارکان صبر: 1<span style="color: #0000ff;">- نگه داشتن نفس از نارضایتی نسبت به تقدیر و اعتراض به آن 2- نگه داشتن زبان از شکایت 3- نگه داشتن اعضای بدن از گناهانی مانند زدن به سر و صورت و پاره کردن لباس و کندن مو و مانند این کارها.</span></p>
<p>مدار صبر بر این سه مورد استوار است و اگر بنده این سه رکن را آنگونه که شایسته است انجام دهد مصیبت برای وی تبدیل به غنیمت گشته و ناخوشایند به خوشایند تبدیل می‌شود.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>چه حکمتی در مصیبت‌ها و سختی‌ها وجود دارد؟</strong></span></h4>
<p>الله سبحانه و تعالی بنده را برای آن دچار مصیبت ها نمی‌کند که وی را نابود سازد، بلکه این امتحان برای آن است که صبر وی و بندگی وی را آزمایش کند. زیرا همانگونه که در خوشی و نعمت عبادتی لازم است همانگونه نیز در سختی‌ها بر وی عبادتی نسبت به خداوند وجود دارد، و همانگونه که در ناخوشایندها عبادتی است همانگونه نیز در دوست‌داشتنی‌ها عبادتی بر بنده لازم است.</p>
<p>اکثر بندگان عبادتی را که در حالت خوشی بر آنها لازم است انجام می‌دهند. اما در مورد عبادتی که در ناخوشی بر بندگان لازم است مردم درجات متفاوتی دارند و بر حسب این درجات، منزلت آنان نزد خداوند نیز متفاوت است.</p>
<p>برای مثال وضو با آب خنک در هوای بسیار گرم، عبادت است و همبستری با همسر زیبایت که دوستش داری نیز عبادت است و خرج کردن مال برای خود و خانواده نیز عبادت است.</p>
<p>از سویی دیگر وضو با آب سرد در هوای سرد عبادت است، و ترک کردن گناهی که نفس برای انجام آن به شدت شوق دارد و در صورت انجام دادن آن ترسی از مردم نیز وجود ندارد، عبادت است و انفاق مال در حالت سختی و تنگدستی نیز عبادت است، اما تفاوت بزرگی بین این دو دسته از عبادت‌ها وجود دارد.</p>
<p>آنکه در هر دو حالت خوشی و ناخوشی بنده ی الله باشد و در دوست داشتنی‌ها و ناخوشایندها حق عبودیت خداوند را به جای آورد هموست که خداوند در کلامش به وی اشاره می‌کند که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟}</span> [زمر:36]</p>
<p>و در قرائتی دیگر اینچنین آمده است که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{آیا الله برای بندگانش کافی نیست؟}</span></p>
<p>که هر دو قرائت یکسان است زیرا در قرائت نخست، «عبد» مضاف است و به مانند قرائت «عباد» معنای جمع می‌دهد.</p>
<p>بر این اساس کفایت کامل، به همراه عبودیت و بندگی کامل می آید و کفایت ناقص نیز به دنبال بندگی ناقص است. پس هر کس خیری یافت، خداوند را شکر گوید و هر که غیر از آن یافت جز خودش را ملامت نکند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>اغوای شیطان</strong></span></h4>
<p>اینان آن دسته از بندگان پروردگار هستند که دشمن وی (شیطان) هیچ تسلطی بر آنان ندارد. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{<span style="color: #800000;"> إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ </span>}</span> [حجر: 22]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">تو بر بندگان من تسلطی نداری</span>)</p>
<p>آنگاه که ابلیس دانست پروردگار متعال بندگانش را تسلیم وی نمی‌کند و او را بر آنان مسلط نخواهد ساخت، گفت:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ } </span>[ص: 82-83].</p>
<p>(<span style="color: #800000;">پس قسم به عزت تو که همه‌ی آنان را اغوا خواهم کرد (82) جز مخلصان از بندگانت را</span>)</p>
<p>و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{<span style="color: #800000;">وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٠﴾ وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ</span>}</span> [سبأ: 20-21]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">و ابلیس گمان خود را در مورد آنان درست یافت و جز گروهی از مومنان [دیگران] از وی پیروی کردند (20) و او بر آنان تسلطی نداشت مگر برای آنکه آنان را که به آخرت ایمان دارند از آنان که درباره‌ی آن در شک به سر می‌برند بشناسیم</span>).</p>
<p>پس خداوند، دشمنش را بر بندگان خود مسلط نساخته است، زیرا آنان در حفظ و نگهبانی وی و در مراقبت وی قرار دارند، و اگر دشمن او ابلیس یکی از بندگانش را همان گونه که دزد، انسان را غافلگیر می‌کند، غافلگیر کند؛ این امری است ناگزیر، زیرا بنده به غفلت و شهوت و خشم مبتلاست، و شیطان از یکی از این درها بر بنده وارد می‌شود و حتی اگر بنده تمام هوش و حواس خود را جمع کند نیز ناگزیر دچار غفلت یا شهوت و یا خشم خواهد شد.</p>
<p>آدم ابوالبشر با وجود آنکه از عاقلترین خلق و از داناترین آنان بود، ابلیس پیوسته وی را مورد مکر و حیله قرار داد تا آنکه توانست وی را در آنچه نباید رخ می‌داد بیندازد؛ حال در مورد انسانی که عقلش در برابر عقل پدرش آدم چون تفی است که در دریا انداخته شود، چه گمانی می‌توان برد؟</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نعمت باز بودن باب توبه</strong></span></h4>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>3- توبه و پشیمانی:</strong></span></h4>
<p>اگر خداوند برای بنده‌ای اراده‌ی خیر کند، دری از درهای توبه و پشیمانی و فروتنی و احساس فقر و نیازمندی به معبود، و استعانت به وی و پناهجویی صادقانه و تضرع مداوم و دعا و نزدیکی از طریق نیکی‌ها را به رویش باز خواهد کرد، تا آنجا که حتی همان گناه برای او سبب رحمت شود تا این که دشمن پروردگار، ابلیس بگوید: کاش او را رها کرده بودم و در گناه نینداخته بودم! و این همان معنای گفته‌ی یکی از سلف است که:</p>
<p>«<span style="color: #0000ff;">بنده، گاه گناهی انجام می‌دهد و به وسیله‌ی همان گناه به بهشت وارد می‌شود و گاه کار نیکی انجام می دهد اما آن کار نیک باعث وارد شدنش به آتش جهنم می گردد!</span>».</p>
<p>گفتند: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ گفت: «ممکن است بنده گناهی انجام دهد و آن گناه همیشه در برابر چشمانش باشد و بر اثر آن همیشه در حالت ترس و گریه و پشیمانی باشد و از پروردگار خود شرم کند و در برابر او فروتن شده و با قلب شکسته به او روی بیاورد. اینجا آن گناه سبب سعادت  بنده و رستگاری وی خواهد شد، تا جایی که آن گناه بر اثر آثار نیکی که بر آن مترتب شده است، از بسیاری از طاعات و کارهای نیک سودمندتر شده و سبب ورود او به بهشت می گردد».</p>
<h4><strong><span style="color: #ff0000;">آفت </span><span style="color: #ff0000;">غرور و خودپسندی</span></strong></h4>
<p>«اما [در مقابل] ممکن است بنده‌ای کار نیکی انجام دهد و همیشه برای آن کار نیک بر پروردگارش منت گذاشته و تکبر ورزد و خود را بزرگ ببیند و از خود راضی شود و بگوید: من چنین و چنان کرده‌ام! در این حالت آن نیکی باعث می‌شود وی دچار خودبینی و کبر و فخرفروشی شود تا جایی که باعث هلاکت وی شود». حال اگر پروردگار برای این بیچاره اراده‌ی خیر کند او را مبتلای چیزی می‌کند که باعث خرد شدن و کوچک شدن وی در نگاه خودش شود؛ و اگر اراده‌ی دیگری کند وی را با خودبینی و تکبرش رها ساخته و این همان <strong>«</strong><span style="color: #0000ff;">خُذلان</span>» است که به هلاکت و نابودی منتهی خواهد شد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌ی توفیق الهی</strong></span></h4>
<p>همه‌ی عارفان بر این اتفاق دارند که <span style="color: #0000ff;">توفیق</span>، آن است که الله متعال تو را به خودت وانگذارد و برعکسِ آن یعنی <span style="color: #0000ff;">خذلان</span> آن است که: خداوند متعال تو را به خودت بسپارد.</p>
<p>پس هرکه خداوند برای او ارده‌ی خیر کند باب ذلت و شکستگی و فروتنی در برابر پروردگار و پناهجویی مداوم به سوی او و نیاز به وی و دیدن عیب‌ها و نادانی‌ها و ستم‌ها و تجاوز‌هایی که بر خود نموده و همچنین دیدن فضل و احسان پروردگار و رحمت و بخشندگی و نیکی و بی‌نیازی و ستایش او را بر وی باز می‌کند.</p>
<p>پس عارف با این دو بال به سوی الله متعال سیر می‌کند و ممکن نیست این مسیر را ادامه دهد مگر با هر دوی این بال‌ها، و هرگاه یکی از این دو بال را از دست دهد به مانند پرنده‌ای خواهد شد که یکی از بال‌هایش را از دست داده باشد.</p>
<p>شیخ الإسلام ابن تیمیه می‌گوید: «<span style="color: #0000ff;">عارف در میان مشاهده‌ی منت الهی و مطالعه‌ی عیب نفس خود و عمل، به سوی الله سیر می‌کند</span>».</p>
<p>و این معنای این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیث صحیح است که می‌فرماید:</p>
<p>« <span style="color: #008000;">سَيِّدُ الِاسْتِغْفَارِ أَنْ تَقُولَ : اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ..</span>» [به روایت امام بخاری]</p>
<p>یعنی: (<span style="color: #008000;">سید الاستغفار آن است که بنده بگوید: بارالها تو پروردگار منی که معبودی به حق جز تو نیست؛ مرا آفریده‌ای و من بنده‌ی توام و من بر پیمان و وعده‌ی تو تا آنجا که بتوانم خواهم ماند؛ از بدی آنچه انجام داده‌ام به تو پناه می‌برم؛ اعتراف می‌کنم به نعمت‌های تو بر خود، و اعتراف می‌کنم به گناهم؛ پس مرا مورد مغفرت قرار ده که هیچ کس جز تو گناهان را مورد مغفرت قرار نمی‌دهد</span>)</p>
<p>در این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">به نعمت تو بر خودم و به گناه خود، اعتراف می‌کنم</span>» میان دیدن منت خداوندی و دیدن عیب نفس و عمل، جمع بسته شده است.</p>
<p>اینچنین، مشاهده‌ی منت خداوندی موجب محبت و حمد و شکر نعمت و احسان وی‌ گردیده و مشاهده‌ی عیب‌های درون، و کوچکی اعمال نیز باعث کوچک شمردن خود در برابر خداوند و ضرورت توبه‌ی دائمی می‌شود.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>مدار بندگی:</strong></span></h4>
<p>مدار بندگی بر دو قاعده بنا شده است که این دو قاعده، اصل و اساس بندگی‌اند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">1- محبت کامل برای خداوند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- ذلت و تواضع کامل در برابر خداوند.</span></p>
<p>منشأ این دو اصل، همان مشاهده‌ی منت خداوندی است که باعث به وجود آمدن محبت خداوند در قلب بنده می‌شود، و همچنین نظر انداختن به عیب‌های بشری و اعمال ناچیز بنده است، که این باعث به وجود آمدن تواضع در برابر خداوند می‌شود.</p>
<p>در صورتی که بنده، سلوک خود به سوی خداوند را بر این دو اصل بنا کند، دشمن او ـ ابلیس لعین ـ هرگز نخواهد توانست بر او پیروز گردد مگر در حال غفلت، که در آن صورت نیز خداوند متعال با رحمت خود، لغزش او را بخشیده و او را به راه باز می‌گرداند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>عوامل استقامت قلب:</strong></span></h4>
<p>همه‌ی این‌ها با استقامت قلب و استقامت اعضای بدن، حاصل خواهند شد؛ استقامت قلب نیز با دو چیز حاصل خواهد شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">1</span><span style="color: #0000ff;">- اول اینکه محبت خداوند نزد بنده بر همه‌ی دوستی‌ها و محبت‌های دیگر مقدم باشد.</span> مثلا اگر محبت خداوند و محبت غیر او در تعارض با هم قرار گرفت، محبت خداوند بر دیگر محبت‌ها سبقت گیرد، که چنین چیزی در ادعا بسیار ساده است اما در عمل دشوار! آنچنان که گفته‌اند: «هنگام امتحان، انسان یا مورد احترام قرار می‌گیرد و یا تحقیر می‌شود!»</p>
<p>چه بسیار اتفاق می‌افتد که شخص، آنچه را که دوست دارد یا آن چیزی را که بزرگتر یا رئیس و یا شیخ وی و یا خانواده و خویشاوندانش دوست دارند، بر محبت خداوند و آنچه او دوست می‌دارد مقدم می‌دارد. محبت خداوند در قلب چنین کسی از دیگر محبت‌ها پیشی نگرفته است و این محبت نیروی محرک او برای انجام اعمال نیست.</p>
<p>سنت خداوند متعال در مورد چنین شخصی اینچنین است که همه‌ی محبت‌های دیگر را برای او مُکدّر و ناخوشایند خواهد ساخت و او، به هیچکدام از چیزهایی که دوست دارد دست نخواهد یافت مگر با سختی و ناخوشی، و این جزای مقدم داشتن هوا و هوس خود و کسانی که دوست می‌دارد بر دوستی و محبت خداوند است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- دومین چیزی که باعث استقامت قلب می‌شود بزرگ داشتن امر و نهی خداوندی است</span> که این امر ناشی از بزرگ داشتن خداوندی است که امر و نهی از او صادر شده است، زیرا خداوند متعال کسانی را که دستورات و مناهی وی را بزرگ نمی‌دارند مورد نکوهش قرار داده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> مَّا لَكُم لاَتَرجُونَ للهِ وَقَاراً</span><strong> </strong>} [نوح: 13]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">شما را چه شده است که برای خداوند عظمتی قائل نیستید؟</span>)</p>
<p>مفسران، در تفسیر این آیه گفته‌اند: شما را چه شده که از عظمت خداوند متعال پروا ندارید؟</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>حقیقت بزرگ داشت امر و نهی الهی:</strong></span></h4>
<p>چه زیباست سخنی که شیخ الإسلام ابن تیمیه درباره‌ی بزرگداشت امر و نهی گفته است:</p>
<p>«<span style="color: #0000ff;">[این بزرگداشت چنین است] که [فرمانبرداری از خداوند] در معرض رخصت‌تراشی جفا کاران و یا سخت‌گیری و زیاده‌روی غالیان قرار نگیرد و یا دچار اشکالی که فرمانبرداری را دچار ضعف و سستی می‌گرداند، نشود</span>».</p>
<p>معنای سخن شیخ الإسلام چنین است که نخستین مراتب بزرگداشت حق ـ سبحانه و تعالی ـ بزرگداشت امر و نهی اوست، زیرا مومن، خداوند را از طریق رسالتی که توسط پیامبرش ـ صلی الله علیه وسلم ـ به سوی همه‌ی انسان‌ها فرستاده است می‌شناسد، که مقتضای این رسالت، تسلیم بودن در برابر امر و نهی اوست، و این ممکن نیست مگر با بزرگداشت دستورات خداوند و پیروی از آن، و بزرگداشت نهی خداوندی و اجتناب از آن، و اینگونه است که بزرگداشت خداوند متعال توسط انسان مومن نشانه‌ی بزرگداشت صاحب امر و نهی ـ یعنی خداوند متعال ـ توسط اوست.</p>
<p>بر اساس این تعظیم و بزرگداشت است که ایمان و تصدیق نیکان مورد تایید قرار می‌گیرد و از نفاق بزرگ تبرئه می‌شوند. زیرا ممکن است که انسان، امر خداوندی را برای مردم و یا برای به دست آوردن مقام و منزلتی نزد آنان، انجام دهد و از ترس بی‌آبرویی و یا افتادن از چشم مردم و یا عقوبت‌های دنیایی که شریعت برای برخی گناهان قرار داده است، از حرام دوری کند. که این انجام دادن و ترک کردن ناشی از بزرگداشت امر و نهی و بزرگداشت خداوندی که چنین امر و نهیی از سوی او صادر شده است نیست.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌های بزرگداشت اوامر خداوند:</strong></span></h4>
<p>- رعایت کردن اوقات و حدود اوامر خداوند.</p>
<p>- جستجوی ارکان و واجبات اوامر خداوند و کامل انجام دادن آن.</p>
<p>- تلاش در جهت بهتر انجام دادن اوامر خداوندی و به جا آوردن آن در وقت آن.</p>
<p>- شتاب در انجام آن پس از واجب شدن.</p>
<p>- اندوه و ناراحتی و تاسف در صورت فوت شدن یکی از حقوق آن.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>بزرگداشت نماز:</strong></span></h4>
<p>به مانند شخصی که برای از دست دادن نماز جماعت اندوهگین است و می‌داند که حتی اگر نماز فردی او نیز قبول شود اجر 27 برابری که در صورت خواندن آن نماز به صورت جماعت، به دست می‌آورد را از دست داده است.</p>
<p>همچنین اگر نماز اول وقت را از دست بدهد، زیرا نماز اول وقت باعث رضایت خداوندی است، و یا اگر صف اول را از دست بدهد، زیرا فرشتگان بر کسانی که در دست راست آن قرار دارند درود می‌فرستند و اگر بندگان ارزش آن را می‌دانستند برای آن با هم درگیر می‌شدند و ناگزیر برای آن قرعه می‌انداختند.</p>
<p>همچنین از دست دادن خشوع در نماز و حضور قلب در برابر خداوند متعال، که این روح نماز و عصاره‌ی آن است و نماز بدون خشوع و حضور قلب به مانند بدن مرده است که روح در آن نیست.</p>
<p>آیا بنده از این خجالت نمی‌کشد که به بنده‌ای مانند خود برده یا کنیزی مرده هدیه بدهد؟ حال چه خواهد شد اگر همین هدیه را به خدمت پادشاه یا امیری تقدیم کند؟ نماز بدون خشوع و حضور قلب نیز به منزله‌ی همین برده یا کنیز مرده‌ای است که قصد پیشکش کردن آن به پادشاه را دارد. برای همین است که خداوند چنین نمازی را از او نخواهد پذیرفت حتی اگر در احکام دنیا فرض از گردن او ادا شده است اما پاداشی به دست نخواهد آورد، زیرا بنده همان اندازه از نمازش را به دست خواهد آورد که آن را فهمیده باشد. چنانکه در «سُنَن» و «مسند امام احمد» و دیگر منابع حدیثی از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت شده است که فرمودند:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">همانا بنده از نمازش فارغ می‌شود در حالی که جز نصف آن برایش نوشته نشده است، [و یا] تنها یک سوم آن، تا آنکه گفت: [و یا] تنها یک دهم آن</span>» [شیخ آلبانی آن را حسن دانسته است].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">ترجیح اعمال بر اساس آن چیزی است که در قلب است:</span></h4>
<p>باید دانست که دیگر اعمال نیز به همین ترتیب هستند. زیرا اساس ارزش‌گذاری اعمال نزد خداوند بر اساس مقدار ایمانی است که در قلب‌ها وجود دارد و همینطور اخلاص و محبت و توابع آن. بنابر این عملی که کامل است باعث از بین رفتن کامل گناهان می‌شود و عمل ناقص نیز به طور ناقص گناهان را پاک می‌سازد. بر اساس این دو قاعده بسیاری از ابهامات از بین خواهند رفت:</p>
<p>1- ارزش‌گذاری اعمال، بر اساس مقدار ایمانی است که در قلب وجود دارد.</p>
<p>2- پاک شدن گناهان به واسطه‌ی کارهای نیک، بر اساس کمال و یا نقصان آن کار نیک است.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>باطل کننده‌های کارهای نیک:</strong></span></h4>
<p>باطل کننده‌های کارهای نیک و فاسد کننده‌های آن بیشتر از آنی هستند که به شمار آیند. از سویی دیگر، قضیه تنها در خود کار نیک نیست بلکه مساله‌ی مهم‌تر، حفظ کردن آن کار نیک از فساد و بطلان است.</p>
<p>ـ <strong>ریا</strong> ـ هر چند که کوچک باشد ـ باعث باطل شدن کار نیک می‌شود، و ریا ابواب فراوانی دارد که در شمار نمی‌آید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- انجام دادن عمل بدون پیروی از سنت</span> نیز موجب باطل شدن آن می‌شود.</p>
<p>- همچنین <span style="color: #0000ff;">منت نهادن بر خداوند</span> موجب فاسد شدن آن کار می‌شود.</p>
<p>همینطور منت نهادن در صدقه و کار نیک و صله‌ی رحم باعث فاسد شدن آن می‌شود چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أيُها الذِينَ أمَنُوا لاَ تُبطِلُوا صَدَقَاتَكُم بِالمَنِ والأذَى</span> } [بقره: 264]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقات خود را با منت‌گذاری و آزار، باطل نکنید</span>)</p>
<p>بیشتر مردم از کارهای بدی که باعث از بین رفتن نیکی‌ها می‌شود آگاه نیستند، در حالی که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يّا أيُها الذِينَ أمَنُوا لاَ تَرفَعُوا أصواتَكُم فَوقَ صَوتِ النَّبي وَلاَ تَجهَرُوا لَهُ بِالقَولِ كَجَهرِ بَعضِكُم لبعض أن تحبط أعمالكم وَأنتُم لاَ تَشعُرُونَ </span>} [حُجُرات: 2]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدای خود را بر صدای پیامبر بالا نبرید و به مانند بلند سخن گفتنتان در میان همدیگر با او به بلند سخن مگویید که [در نتیجه‌ی آن] کارهایتان باطل شود در حالی که شما احساس نمی‌کنید</span>)</p>
<p>خداوند متعال آنان را از باطل شدن کارهایشان در صورت بلند سخن گفتن با پیامبر، هشدار داده است. در حالی که این کار موجب مرتد شدن نمی‌شود بلکه گناهی است که باعث بی‌ارزش شدن کار نیک می‌گردد در حالی که صاحب آن، احساس هم نمی‌کند. حال در مورد کسی که سخن و روش خود یا دیگران را بر سخن و راه و روش رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مقدم می‌دارد، چه می‌توان گفت؟! آیا چنین کسی جزو آنانی قرار نخواهد گرفت که کارهای نیکشان باطل می‌شود، بی آن که احساس کنند؟</p>
<p>همچنین از جمله مثال‌هایی که برای باطل شدن کارهای نیک می‌توان به آن اشاره نمود این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که نماز عصر را ترک گوید کارهای نیکش باطل شده است</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>بنابر این دانستن آنچه باعث نابودی کار نیک در هنگام انجام آن یا پس از انجام آن خواهد شد، از مهم‌ترین چیزهایی است که بنده باید در پی آن بوده و از انجام آن بر حذر باشد.</p>
<p>در «أثر» معروفی آمده است که: بنده کار نیکی را در پنهان انجام می‌دهد و کسی جز الله از آن مطلع نمی‌شود اما او آن را به دیگران تعریف کرده و آن کار از «دیوان سر» به «دیوان علانیه» منتقل می‌گردد. سپس اگر بنده بخاطر ریا و تعریف دیگران یا امید به منزلت نزد دیگران، آن را برای دیگران تعریف کند، خداوند آن را باطل می‌کند گو اینکه آن را از همان اول برای تعریف دیگران انجام داده باشد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>مدافعه و کشمکش نیکی‌ها وبدی‌ها:</strong></span></h4>
<p>پرسش: حال اگر گفته شود: اگر این شخص از ریای خود توبه کند، آیا ثواب آن کار به او برگردانده خواهد شد؟</p>
<p>پاسخ: آنچه به نظر من می‌رسد ـ والله أعلم ـ این است که نیکی‌ها و بدی‌ها با یکدیگر در تدافع و کشمکش هستند و حکم نهایی برای آنی است که غلبه از آن وی بوده است تا جایی که انگار آن مغلوب هرگز وجود نداشته است.</p>
<p>برای مثال اگر حسنات و نیکی‌های بنده بر بدی‌هایش غالب شود، نیکی‌های بسیارش بدی‌های او را از بین می‌برد، و هر گاه بنده از گناهی توبه کند، این توبه‌اش باعث به دست آمدن نیکی‌های بسیاری می‌شود که چه بسا بیشتر از آن اجری باشد که بر اثر گناه از بین رفته بود.</p>
<p>هر گاه توبه‌ی شخص جدی و صحیح، و از صمیم قلب باشد، همه‌ی بدی‌هایی که پیش از آن انجام داده است را خواهد سوزاند، گو آنکه هرگز وجود نداشته است زیرا: <span style="color: #008000;">«توبه کننده‌ی از گناه به مانند کسی است که گناهی ندارد»</span> [به روایت ابن ماجه].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>گناهان، بیماری‌های قلبند:</strong></span></h4>
<p>بدی‌ها و گناهان در واقع بیماری قلبند، چنانکه تب و دیگر دردها، بیماری بدن به حساب می‌آیند، و بیمار اگر از بیماری‌اش به طور کامل شفا یابد نیروی گذشته‌اش به او برخواهد گشت و چه بسا نیرومندتر از گذشته شود، انگار هرگز بیمار نبوده است.</p>
<p>نیرویی که پس از بیماری به دست می‌آید به منزله‌ی کارهای نیک است و بیماری به منزله‌ی گناهان، و سلامتی و شفا به منزله‌ی توبه است و همانطور که برخی از بیماران به علت ضعف عافیت و شفا، هرگز به سلامتی باز نمی‌گردند، برخی دیگر به همان سلامتی گذشته باز می‌گردند و برخی دیگر به علت قدرت شفا و دوایی که استفاده کرده‌اند، حتی قوی‌تر و سالم‌تر و با نشاط‌تر از گذشته می‌شوند. و چه بسا که بیماری، سبب سلامت و بدنی سالم‌تر شود، چنانکه شاعر می‌گوید:</p>
<p style="text-align: center;"><em>چه بسا سرزنشِ تو عاقبت نیک به همراه داشته باشد</em></p>
<p style="text-align: center;"><em>و چه بسا بدن‌هایی که با بیماری به سلامت رسیده‌اند</em></p>
<p>همینطور بنده پس از توبه یکی از این سه حالت را خواهد داشت. [اگر توبه‌اش قوی باشد، یا به مانند گذشته و یا بهتر از گذشته خواهد شد و اگر توبه‌اش ضعیف باشد کاملا از عواقب گناه رهایی نخواهد یافت].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌های بزرگداشت نهی خداوند:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">1- تلاش برای دوری از اسباب گناه و آنچه که به سوی گناه دعوت می‌کند و دوری از هر وسیله‌ای که انسان را به گناه نزدیک می‌سازد. به مانند کسی که از جاهایی که تصاویر فتنه‌آمیز در آنجا موجود است، دوری می‌کند از ترس آنکه مورد فتنه واقع نشود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- خشمگین شدن به خاطر خداوند، در صورت زیر پا نهاده شدن نهی خداوندی.</span></p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌های بزرگداشت امر و نهی خداوندی:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">1- اینکه اوامر و نواهی خداوندی با رخصت‌تراشی و یا سخت‌گیری بی‌مورد، زیر پا نهاده نشوند، زیرا هدف نهایی همان راه راستی است که رونده‌ی خود  را به خداوند می‌رساند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- اینکه امر خداوندی را به سبب چیزی که باعث ضعیف شدن تسلیم در برابر خداوند می‌شود انجام ندهد. بلکه تسلیم دستور خداوند و حُکم او شود، چه حکمت شرع برای او مشخص باشد و چه حکمت امر و نهی خداوند را نداند.</span></p>
<h4><strong>منبع: </strong></h4>
<p><span style="color: #888888;">این مطلب ترجمه‌ای است از: کتابچه‌ی « رسالة في تزكية النفوس منتقاة من كلام ابن القيم»</span></p>
<p><span style="color: #888888;">ناشر: بخش علمی «دار الوطن»</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3266/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غلبه ی احساس</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3192</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3192#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Sep 2010 09:31:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3192</guid>
		<description><![CDATA[دکترعبدالکریم بکار/ ترجمه : صلاح الدین مصلح دوست مان شخصی آرام  و متوازن بود و گاهی می شنیدم که در مورد بیطرفی در نگرش به امور مختلف و ضرورت رعایت انصاف و عدالت حتی درمورد دشمنان صحبت  می نمود. در یکی از روزها پسر نوجوانش به سرعت نزد وی آمده و کلماتی چند به وی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3193" href="http://www.bidary.net/archives/3192/ehsas"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3193" title="ehsas" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/09/ehsas-100x102.jpg" alt="" width="100" height="102" /></a>دکترعبدالکریم بکار/ ترجمه : صلاح الدین مصلح</h4>
<p>دوست مان شخصی آرام  و متوازن بود و گاهی می شنیدم که در مورد بیطرفی در نگرش به امور مختلف و ضرورت رعایت انصاف و عدالت حتی درمورد دشمنان صحبت  می نمود.</p>
<p>در یکی از روزها پسر نوجوانش به سرعت نزد وی آمده و کلماتی چند به وی گفته و رفت. ناگهان این مرد از کوره در رفته و کلماتی را به زبان آورد که خیلی از عفت کلام به دور بود!</p>
<p>مشخص شد  پسرش به وی خبر داده که پسر همسایه برادر کوچکش را کتک کاری نموده تا جایی که خونین شده است.<span id="more-3192"></span></p>
<p>هنگامی که با همسایه و پسرش از نزدیک ملاقات نموده و ماجرا را بطور کامل از زبان آنها شنید برایش روشن شد که پسر او آغازکننده ی دعوا و ضرب وشتم بوده است. پس چاره ای جز معذرت خواهی ازهمسایه وابراز تأسف بدلیل زود قضاوت نمودن نیافت.</p>
<p>وضعیت بیان شده در مورد دوست مان حالتی نادر و کمیاب نمی باشد. <strong><span style="color: #993300;">ماغالبا در حال آرامش به نفع رفتار درست رأی می دهیم و آن را تأیید می نماییم؛ اما وقتی که از کوره در رفته و عصبانی می شویم، احساسات ما چشمان و عقل های مان  را پوشانده  و انگار در تاریکی قرار می گیریم</span></strong>؛ بنابراین نظارت عقل بر رفتار مان ضعیف گشته و جاهلانه رفتار می نماییم.</p>
<p>پیامبر ما – صلی الله علیه و سلم – نمونه ی برتر همگرایی و تعادل در هر وضعیت را به ما ارائه می نماید.</p>
<p>ایشان – صلی الله علیه و سلم – هنگامی که شوخی نموده و خوشحال می شد به جز حق  نمی گفت و عصبانی نمی شد مگر برای رضای الله. عصبانی می شد وقتی که حرمتی از حرمت های الهی زیر پا گذاشته می شد وهیچگاه بخاطر خودش یا به علت نشان دادن ناراحتی اش از آزار و اذیتی که به وی رسیده، عصبانی نمی شد!!</p>
<p>پروردگارمان عکس العملی را که شایسته است در موقع شنیدن آنچه که ما را آزرده خاطر نموده و باعث انتقام جویی می شود داشته باشیم، را به ما آموخته است. وی &#8211; سبحانه و تعالی &#8211; می فرماید: <strong>((</strong><strong>يا أيها الذين آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا أن تصيبوا قوماً بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين)). الحجرات 6<br />
</strong></p>
<p><span style="color: #808080;">اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اگر شخص فاسقي خبري را به شما رسانيد درباره آن تحقيق كنيد ، مبادا به گروهي &#8211; بدون آگاهي ( از حال و احوالشان و شناخت راستين ايشان‌ &#8211; ) آسيب برسانيد ، و از كرده خود پشيمان شويد .</span></p>
<p>«تبیین» یعنی : &#8221; اطمینان حاصل نمودن از صحت آنچه که می شنویم&#8221;. گر چه روایت کننده ی خبر &#8221; مورد اطمینان &#8221; باشد؛ اما ممکن است در تفسیر آنچه که شنیده دچار وهم و گمان شود یا اینکه خبر را از شخصی &#8220;غیر مطمئن&#8221; نقل نماید. &#8221; اطمینان حاصل نمودن&#8221; به ما فرصت می دهد تا واکنش خویش در مورد آنچه  که می پنداریم به زیان ماست را به تأخیر اندازیم. و هنگامی که در واکنش و عکس العمل وقفه ایجاد می شود، شعله ی عصبانیت فروکش نموده و این باعث می شود که قضاوت ها و رفتارهای مان &#8220;عادلانه&#8221;، &#8220;منصفانه&#8221; و &#8220;متوازن&#8221; باشد.</p>
<p>اگر به واقعیت زندگی روزمره بنگریم، خواهیم دید چیزی که کنترل بیشتر مردم در اکثر وقت ها را بدست گرفته &#8220;احساسات شان&#8221; می باشد و نه &#8220;عقل هایشان&#8221;. و این خروج از منهج پایدار ربانی و ادبیات رفتار منطقی مورد قبول می باشد. امید است که این امر با پیشرفت علم و آگاهی فروکش نموده و کمرنگ شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3192/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوش یمنی و بدیمنی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3125</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3125#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3125</guid>
		<description><![CDATA[دكتر بدر عبد الحميد هميسه / ترجمه : ابوعمر انصاری اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده. یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3126" href="http://www.bidary.net/archives/3125/shogoon"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3126" title="shogoon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/shogoon-100x74.jpg" alt="" width="100" height="74" /></a>دكتر بدر عبد الحميد هميسه</strong><strong> </strong><strong>/ </strong><strong>ترجمه : </strong><strong>ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.</p>
<p>یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله عزوجل واگذار کرده ، آن کسی که تمامی امور در گذشته وآینده از آن اوست.</p>
<p>و به همین دلیل اسلام پیروانش را بر اساس خوش یمنی و امید و دوری از بدشگونی و بدفالی تربیت می کند.<span id="more-3125"></span></p>
<p>قرآن کریم انسانهایی را که در مورد دعوت پیامبران شگون بد، زده ، مذمت کرده و الله سبحانه وتعالی می فرماید: <strong>((قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (18) قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )) (19)</strong> سورة يس .</p>
<p>گفتند : ما شما را به فال بد گرفته‌ايم .  ( وجود شما شوم است و مايه بدبختي شهر و ديار ما است . سوگند مي‌خوريم كه از اين سخنان ) اگر دست برنداريد ، قطعاً شما را سنگسار خواهيم كرد و شكنجه دردناكي از ما خواهيد ديد.  ‏ گفتند : شومي خودتان ( كه ناشي از كفرتان است ) با خودتان همراه است ( و اگر درست بينديشيد ، به اين حقيقت واقف خواهيد شد كه تيره‌روزي شما ناشي از افكار منحطّ و اعمال زشت و عقيده پلشتي است كه داريد ، نه اين كه به سبب دعوت ما به خداپرستي و انجام نيكيها و ترك بديها باشد ) آيا اگر يادآور گرديد ( به خدا و اوامر و نواهي او و چيزهائي كه سعادت شما در آنها است ، بايد ما دعوت‌كنندگان را شكنجه دهيد و بكشيد ؟ ! ) اصلاً شما گروهي هستيد كه ( در سركشي و كفر از حدّ درمي‌گذريد ، و در معاصي و زشتكاريها ) اسرافكار و متجاوزيد . ‏</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از بدشگونی نهی نموده است ، از عبدالله بن عتبه روایت است که ابوهریره رضی الله عنه گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: اقبال وجود ندارد، و بهترین آن فأل است . گفتند: فأل چیست؟ فرمود: سخن خوبی که یکی از شما به دیگران می گوید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/266(7607) و\&#8221;البُخاري\&#8221; 7/174(5754) و\&#8221;مسلم\&#8221; 5853 .</p>
<p>عرب در گذشته هرگاه می خواست مسافرت کند ، اولین پرنده ای را که می گرفت به پرواز در می آورد، اگر پرنده به سمت راست حرکت می کرد ، به سفر می رفت و آن را خوش یمن می دانست و اگر پرنده به سمت چپ پرواز می کرد ، آن را شوم دانسته و بر می گشت.</p>
<p>عکرمه رحمه الله حکایت می کند که روزی نزد ابن عباس رضی الله عنه نشسته بودیم ، ناگهان پرنده ای از آنجا گذشت که جیغ می زد ، یکی از مردم گفت: خیر باشد.</p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه گفت: نه خیر است و نه شر، و شعر لبید یکی از شاعران عرب را خواند:</p>
<p>قطعا کسانی که با سنگریزه یا با پراندن پرندگان فال می گیرند ، نمی دانند که الله چه خواهد کرد.</p>
<p>این رفتار زشتی که در گذشته بین عرب رایج بود را اسلام دور انداخت و بر آن سخت گرفت. از زربن حبیش روایت است که عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود: : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:الطِّيَرَةُ شِرْكٌ ، وَمَامِنَّا إِلاَّ ، وَلَكِنِ اللَّهُ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ. أخرجه أحمد( 1/389(3687) والبُخاري في الأدب المفرد(909 ).</p>
<p>بد یمنی شرک است و هیچ يك از ما نیست که در دلش بد یمنی خطور نکند ولی الله عزوجل با توکل شخص به او این بد یمنی را از دلش می زداید.</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ أَتَى كَاهِنًا ، أَوْ عَرَّافًا ، فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ ، فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ. أخرجه أحمد 2/429(9532).</p>
<p>هر کس نزد کاهن یا فالگیری برود و سخن او را قبول کند ، پس یقینا به آنچه بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده کفر ورزیده است.</p>
<p>و در حدیثی که امام مسلم نیشابوری آن را از ابن عباس رضی الله عنهما در مورد صفات کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند روایت کرده چنین آمده است: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِي سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَيْرِ حِسَابٍ، هُمُ الَّذِينَ لَا يَسْتَرْقُونَ، وَلَا يَتَطَيَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ . أخرجه البخاری 6472</p>
<p>از امت من هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها کسانی هستند که طلب رقیه ننموده و بدشگونی نمی کنند و بر پروردگارشان توکل می کنند.</p>
<p>بدین صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حتی در سخت ترین موقعیت ها نیز در دل یارانش رضی الله عنهم روح خوش یمنی و امید و جدیت را می دمید ،</p>
<p>از خباب بن الأرت رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لباسی یمنی بر تن داشت و در سایه ی کعبه تکیه زده بود نزد او رفته و از حال و روز خود شکایت کردیم و گفتیم : آیا برای ما طلب پیروزی نمی کنی ، آیا برای ما دعا نمی فرمایی؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قبل از شما مردمانی بودند که شخصی از آنها گرفته می شد و برایش در زمین گودالی می کندند و او را در آن فرو کرده و اره بر سر او گذاشته و به دو نیمش می کردند، و یا اینکه با چنگک های آهنین گوشتش را از پوستش جدا می کردند، اما تمام این چیزها او را از دینش بر نمی گرداند. به الله قسم که ،الله این دین را کامل می گرداند تا جایی که سواره از صنعاء به طرف حضرموت حرکت کرده و به جز از الله از هیچ کس نترسیده مگر اینکه بترسد گوسفندانش را گرگ شکار کند.  ولی شما عجله می کنید.</p>
<p>و در غار و آن لحظه های خطرناکی که بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه گذشت ،  ابوبکر صدیق رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: اگر یکی از آنها به زیر پایش نظری بیاندازد ما را خواهد دید، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابوبکر نظرت در مورد دو نفری که الله سومینشان است چیست؟ « ای ابوبکر اندوهگین مباش که الله با ماست»</p>
<p>و در صلح حدیبیه ، بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شروط صلح را پذیرفت بعضی از صحابه اعتراض کردند تا جایی که عمر رضی الله عنه گفت: آیا در دین خود کوتاه بیاییم.</p>
<p>ابی وائل روایت می کند که سهل بن حنیف در جنگ صفین در بین مردم ایستاد و گفت: ای مردم ، به نفس خود به دیده ی اتهام بنگرید، ما همراه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در صلح حدیبیه حظور داشتیم ، و اگر به ما دستور جنگ داده می شد ، حتما می جنگیدیم . در آن وقت عمربن خطاب رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت: آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ فرمود: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای پسر خطاب ، من فرستاده ی الله هستم و او هرگز من را خوار نمی کند.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه از نزد رسول الله صلی الله علیه وآله به نزد ابوبکر صدیق رفته و به او گفت:</p>
<p>آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  ابوبکر گفت: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ گفت: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>ابوبکر رضی الله عنه گفت: او رسول الله است و الله هرگز او را خوار نخواهد کرد.</p>
<p>سپس قرآن بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که خبر از پیروزی می داد، او نیز کسی را به دنبال عمر رضی الله عنه فرستاد و این آیات را بر او خواند، سپس عمر رضی الله عنه گفت: آیا این آیات خبر از پیروزی می دهند؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله.</p>
<p>پس دل عمر رضی الله عنه آرام گرفته و بازگشت.</p>
<p>أخرجه أحمد 3/485(16071) و\&#8221;البُخَارِي\&#8221; 4/125(3182) و\&#8221;مسلم\&#8221; 5/175(4656) و\&#8221;النَّسَائي\&#8221; في \&#8221;الكبرى\&#8221; 1440, سيرة ابن هشام 4/284.</p>
<p>و جنگ خندق آن زمان که صخره ای بزرگ در راه مسلمانان ظاهر گشت ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تیشه را برداشته و سه ضربه بر این صخره زد و دروازه های امید را به روی صحابه رضی الله عنهم گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید: از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت شده که او در گوشه ای از خندق مشغول کندن زمین بود که ناگهان به صخره ای بر می خورد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در نزدیکی او بود، زمانی که من را دید که بر این صخره می کوبم و سختی آن را مشاهده نمود ، پایین آمده و تیشه را از دستم گرفته و ضربه ای به آن صخره زد که جرقه ی آن سطح صخره را روشن کرد و سپس ضربه ی دیگر زد که بازهم جرقه ی آن سطح سنگ را روشن کرد و ضربه ی سوم نیز به همین صورت ( و صخره تکه تکه شده و از میان برداشته شد)</p>
<p>سلمان می گوید به رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفتم: پدر و مادرم فدایت باید ای رسول الله، این نوری که دیدم چه بود تا کنون چنین نوری ندیده بودم؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا این نور را دیدی ای سلمان؟</p>
<p>گفتم: بله</p>
<p>فرمود: اما اولی ، الله عزوجل بوسیله ی آن گشوده شدن یمن را به من نشان داد و دومی الله عزوجل فتح شام و مغرب و در ضربه سوم الله عزوجل دروازه های مشرق را بر من گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید : انسانهای مورد اطمینانی از ابوهریره رضی الله عنه برایم روایت کرده اند که : ابوهریره رضی الله عنه زمانی که این سرزمینها درزمان عمر و عثمان و بعد از آنها فتح شد ، می گفت: هرچه توانستید فتح کنید و این را بدانید : قسم به کسی که جان ابوهریره در دست اوست ، هیچ شهری را فتح نکرده و تا قیامت فتح نمی کنید مگر اینکه الله عزوجل قبلا کلید آن را به محمد صلی الله علیه وآله وسلم داده بود. سيرة ابن هشام 2/219.</p>
<p>و از تمیم داری رضی الله عنه روایت شده که شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این دین به هرمکانی که شب و روز می رسد ، خواهد رسید و الله خانه ی هیچ شهرنشین و صحرانشینی را رها نکرده مگر اینکه این دین را وارد آن می کند، بوسیله ی عزت عزتمند و یا ذلت ذلیل ، عزتی که الله بوسیله ی آن اسلام را عزت می دهد و ذلتی که به وسیله آن الله کفر را ذلیل می گرداند. أخرجه أحمد 4/103(17082) \&#8221;السلسلة الصحيحة\&#8221; 1 / 7 .</p>
<p>و از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: الله عزوجل زمین را برایم گرد آورد به صورتی که مشرق ها و مغربهای آن را دیدم ، و همانا سلطه ی امت من به تمام مکانهایی که دیدم خواهد رسید ، و دو گنجینه به من داده شد ، سرخ و سفید. أخرجه أحمد 5/278(22752) و\&#8221;مسلم\&#8221; 8/171 و\&#8221;أبو داود\&#8221; 4252.</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با بیان تمام این مطالب قصد داشت تا از وجود اصحابش و بلکه از وجود تمامی مسلمانان روح بدیمنی و تسلیم بودن و نا امیدی را دور کرده و به جای آن روح امید و اطمینان نسبت به پیروزی الهی را در جان آنها بدمد.</p>
<p>قطعا اسلام برای کاشتن این روحیه در مجتمع اسلامی تمامی راه ها را به کار برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور می دهد که با برادرانمان با رویی گشاده برخورد کنیم تا در جامعه روح خوش یمنی و امید انتشار یابد.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کار نیکی صدقه است ، از جمله ی کارهای نیک این است که برادرت را با رویی گشاده ملاقات کنی و اینکه با ظرف خود در ظرف برادرت بریزی. أخرجه أحمد 3/344(14766) و\&#8221;البُخَارِي\&#8221;، في (الأدب المفرد) 304 والتِّرْمِذِيّ\&#8221; 1970 .</p>
<p>همچنین ما را به آشکار کردن سلام در بین یکدیگر توصیه نموده تا محبت و الفت در جامعه برقرار شود.</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست ، وارد بهشت نخواهید شد تا اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمی آورید تا اینکه به یکدیگر محبت نمایید ، آیا شما را به چیزی رهنمون نسازم که اگر انجامش دهید در بین شما محبت برقرار می شود؟ سلام را در بین خود آشکار کنید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/391(9073) و\&#8221;مسلم\&#8221; 104 و\&#8221;ابن حِبَّان\&#8221; 236.</p>
<p>همچنین ما را به همنشینی با همنشینان صالح توصیه می نماید که مانند عطر بوده و می  توانیم با همنشینی با آنها روح صلاح و خوبی را به دست آوریم.</p>
<p>همچنین ما را به انتخاب نام های زیبا برای خویش و فرزندانمان  توصیه می نماید تا بدین وسیله دعوت گر به سوی خوش اقبالی و خوش خبری باشیم .</p>
<p>از بریده رضی الله عنها روایت است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه آمد ، ابوعبدالله بریده بن الحصیب اسلمی با هفتاد نفر از قومش با او ملاقات کردند ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: کیستی ؟ گفت: بریده. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ابوبکر رضی الله عنه فرمود:  (برد أمرنا وصلح). كار ما آسان و درست گردید. سپس فرمود: از کدام قبیله؟ گفت: از قبیله ی اسلم. به ابوبکر صدیق فرمود: ( سلمنا) در امان ماندیم ..</p>
<p>سپس بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: کیستی؟ فرمود: محمد بن عبدالله پیامبر خدا.</p>
<p>بریده گفت: شهادت می دهم که هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>بریده و تمام کسانی که با او بودند ایمان آوردند. سپس بریده گفت: الحمدلله که بنوسهم همگی با رضایت و بدون اکراه ایمان آوردند.</p>
<p>فردا صبح بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای رسول الله بدون پرچم وارد مدینه مشو. سپس عمامه اش را برداشته و بر نیزه اش گره زد و جلوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به حرکت در آمده تا اینکه وارد مدینه شدند. البيهقي في الدلائل 2 / 221.</p>
<p>و در حکایت آن مرد انصاری که غم و بدهکاریهای فراوان، او را به گوشه مسجد کشانده بود ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را راهنمایی می کند که افکار منفی را از زندگیش پاک کرده و با فکر مثبت به زندگی بنگرد و نا امیدی و شوم پنداری را رها کرده و با بهترین وجه به الله عزوجل توکل کند.</p>
<p>از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مسجد شده و می بیند که مردی  انصاری که نامش ابوامامه بود در مسجد نشسته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابا امامه چه شده که در غیر از وقت نماز تو را در مسجد می بینم. ابوامامه می گوید: غم و اندوه و بدهکاری هایی که من را در برگرفته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که اگر آنها را بگویی، الله عزوجل غم و اندوه را از تو دور نموده و بدهکاریهایت را ادا می کند.</p>
<p>گفت: گفتم بله ای رسول الله .</p>
<p>فرمود: هنگام صبحگاه و شامگاه بگو:  «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْكَسَلِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ وَقَهْرِ الرِّجَالِ » پروردگارا من از غم و اندوه به تو پناه می برم و از عجز و سستی به تو پناه می برم و از ترس و بخیلی به تو پناه می برم و از مدیون شدن و چیرگی مردمان به تو پناه می برم.</p>
<p>ابوامامه می گوید: من این کار را انجام دادم و الله عزوجل غم و اندوه را از من دور کرده و بدهکاریم را ادا نمود. أخرجه أبو داود (1555).</p>
<p>و اؤ عروه بن عامر قرشي روايت است كه درباره ی شوم بودن و بدیمنی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فرمود: بهترین آن فال نیکو است و نباید سبب تردید مسلمان شود، و اگر کسی از شما چیزی دید که سبب ناراحتی او شد باید بگوید: (اللَّهُمَّ لاَ يَأْتِي بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ يَدْفَعُ السَّيِّئَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِكَ.) پروردگارا ، خوبیها را کسی جز تو نمی تواند بیاورد و بدی ها را جز تو کسی نمی تواند دور کند و هیچ حرکت و نیرویی وجود ندارد مگر با اراده ی تو. أخرجه أبو داود 3919</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از اشاعه ی روح بدیمنی و نا امیدی در جامعه به بهانه ی بدی روزگار و اینکه مردم هلاک شدند و دیگر در آنها خوبی وجود ندارد، نهی نموده است.</p>
<p>از عبدالله بن ابی قتاده از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است. أخرجه أحمد 5/299 (22919).</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است ، الله تعالی می فرماید: فرزند آدم من را ناراحت کرده و به زمانه دشنام می دهد، در حالی که من زمانه هستم، و خوبی در دست من است و شب و روز را من می گردانم. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/238(7244) و\&#8221;البُخاري\&#8221; 4826 و\&#8221;مسلم\&#8221; 5925 .</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هرگاه شنیدی شخصی می گوید: مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان هست.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده که هرگاه شنیدید شخصی می گوید: یقینا مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان است ، الله عزوجل می گوید، هلاک شده ی واقعی خودش است.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده : هرگاه شخصی بگوید : مردم هلاک شدند ، پس او هلاک ترینشان است.</p>
<p>و الله جزای خیر دهد به کسی که این ابیات را سرود:</p>
<p>نعيبُ زماننا والعيبُ فينا *** وما لزمانِنا عيبٌ سوانا</p>
<p>ونهجو ذا الزمانَ بغير ذنبٍ *** ولو نطقَ الزمانُ لنا هجانا</p>
<p>وليس الذئبُ يأكل لحمَ ذئبٍ *** ويأكلُ بعضُنا بعضًا عيانا</p>
<p>عیب از زمانه می گیریم درحالی که عیب در خودمان است  &#8230; و زمانه به جز ما عیب دیگری ندارد</p>
<p>و زمانه را بدون گناهی دشنام می دهیم &#8230; و اگر زمانه به صدا در می آمد ما را دشنام می داد</p>
<p>گرگ هیچ وقت گوشت گرگ را نمی خورد &#8230; در حالی که بعضی از ما آشکارا بعضی دیگر را می خوریم</p>
<p>و در پایان راه باید بدانیم که خوش یمنی و بدیمنی از درون انسان سرچشمه می گیرد، کسی که درونش سالم باشد به زندگی با دیدی درست و روشن می نگرد و در آن به جز زیبایی که فراخوان به سوی امید است مشاهده نمی کند ، اما فردی که درونش بیمار بوده به زندگی با دیدی سیاه و دردآور می نگرد، و در آن جز بدیهایی که سبب نا امیدی و یأس و شومی است چیز دیگری نمی بیند.</p>
<p>در پایان باید این گفته ی الله عزوجل را در جلوی دیدگان خود قرار داده و شعارمان این باشد: <strong>(وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) (216)</strong> سورة البقرة .</p>
<p>چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد ، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد ، و خدا ( به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) مي‌داند و شما ( از اسرار امور بي‌خبريد و مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد ) نمي‌دانيد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3125/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ 13 (عزلت پسندیده)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3121</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3121#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 16:37:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3121</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3122" title="ozlat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/ozlat.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و سیاحت خواهد پرداخت.<span id="more-3121"></span></p>
<p>کناره‌گیری وعزلت از هرچیزی که مانع کسب خیر و پیمودن راه بندگی شود دارویی شفابخش است؛ زیرا پزشکان روحی آن را تجربه نموده و به پیروزی‌های غیر قابل تصوری دست یافته‌اند، بنابر این تو را به آن فرا می‌خوانم. در کناره گیری از شر، لغویات و انسانهای کوته فکر، پالایش اندیشه، اجرا شدن قانون خداترسی و جشن گرفتن تولد بازگشت بسوی الله ذوالجلال و الاکرام و به یادآوردن وی نهفته است.</p>
<p>جمع شدن پسندیده و اختلاط مورد قبول، همانا اختلاطی است که در نمازها، جمعه‌ها، مجالس علمی وهمکاری در امور خیر است. اما از مجالس عاطل وباطل پرهیز کن و دوری نما. از آن گریزان باش، بر گناهانت گریه کن، زبانت را کنترل نما و در خانه‌ات بمان. اختلاط ناشیانه و بی‌هدف، جنگی است بی مهابا علیه خویشتن و تهدیدی است خطرناک علیه امنیت و آرامش درونیت، زیرا تو با بزرگان شایعه پراکنی و قهرمانان اراجیف‌بافی و استادان پخش فتنه، فاجعه و بلا همنشین می‌شوی! تا جایی که ممکن است هر روز چندین مرتبه بمیری و زنده شوی پیش از اینکه مرگ حقیقی به سراغت آید.</p>
<p><span style="color: #800000;">{لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالاً}</span> [توبه: 47]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اگر با شما بيرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏افزودند)</span></p>
<p>آرزو دارم که به امور خودت بپردازی و در اتاق خویش آرام بگیری و بیرون نروی مگر برای گفتار خیر و کردار خیر. آنگاه است که خواهی دید قلبت به وجودت بازگشته و از وقت‌کشی وبیهوده سپری شدن عمر در امان مانده‌ای.</p>
<p>زبانت را ازغیبت، دلت را از نگرانی، گوشت را از شنیدن یاوه‌گویی‌ها و قلبت را از سوء ظن حفاظت نموده‌ای. هر کس تجربه نماید این را خواهد فهمید، اما کسی که نفس خویش را سوار بر مرکب اوهام نموده و با عوام هم نشینی نمود بر او سلام فرست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3121/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خواهرم غمگین مباش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3087</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3087#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 May 2010 11:05:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن مسلمان]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3087</guid>
		<description><![CDATA[دکترصالح بن علي أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین مصلح خواهر مسلمان! ای مؤمن مطیع! ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی! السلام عليكِ و رحمة الله تعالى وبركاته&#8230; غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار و همراه مرد قرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3541" href="http://www.bidary.net/archives/3087/khaharam"><img class="alignright size-full wp-image-3541" title="khaharam" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/khaharam.jpg" alt="" width="100" height="112" /></a>دکترصالح بن علي أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>خواهر مسلمان!</p>
<p>ای مؤمن مطیع!</p>
<p>ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی!</p>
<p>السلام عليكِ و رحمة الله تعالى وبركاته&#8230;<span id="more-3087"></span></p>
<p>غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار و همراه مرد قرار داده است. الله تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيما} </span>[الأحزاب: 35]</p>
<p><span style="color: #800000;">(مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه الله را فراوان ياد مى‏كنند، الله براى [همه] آنان آمرزش و پاداش بزرگی فراهم ساخته است)</span></p>
<p>فقط این نیست؛ بلکه به تو منزلتی بس والا بخشیده هنگامی كه تو و زنان نیکوکار، عبادت گزار، فرمانبردار، ومؤمن راستینی مانند تو‌ را به أمهات المؤمنين منتسب نموده است. کسانی که شاعر در موردشان می گوید:</p>
<p style="text-align: center;">فتشبَّهُوا إن لم تكونوا مِثلهم&#8230;&#8230;. إن التَّشبه بالكِرام فلاحُ</p>
<p style="text-align: center;">(اگر مانند آنان نیستید خود  را به آنان شبیه سازید &#8230;. که همانا شباهت به بزرگان رستگاری است)</p>
<p>غمگین مباش! درحالی که اسلام با قرار دادن تو به عنوان دختری پاکدامن، خواهری گرامی، همسری مورد اطمینان، مادری مهربان و با شفقت و مادر بزرگی با وقار، انصاف را در مورد تو رعایت نموده است.</p>
<p>و بدان که اگر در تربیت فرزندان امانتداری را رعایت ننموده و حافظ کیان خانواده نباشی این مقام والا و جایگاه ویژه زیبنده‌ی تو نخواهد بود. بنابراین در نگهداری از این امانت بزرگ کوتاهی نکن، و به پاداش الله جل جلاله در برابر این تلاش و وقت گذاری چشم ببند؛ زیرا او سبحانه و تعالی  پاداش عمل هیچ عملگری چه زن و چه مرد را تباه نخواهد کرد.</p>
<p>غمگین مباش! در حالیکه به حجاب شرعی خویش، که پوشاننده‌ی آنچه که خداوند به پوشیدن آن امر نموده می‌باشد، چنگ زده‌ای؛ زیرا در این حجاب عزت و کرامتی نهفته است که شیرینی آن را فقط کسی خواهد چشید که به الله به عنوان پروردگار، به اسلام به عنوان دین و به محمد صلی الله علیه وسلم به عنوان پیامبر و فرستاده‌ی خداوند ایمان آورده باشد.</p>
<p>از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه روایت شده که او از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنید که فرمود : <span style="color: #008000;">«طعم ایمان را کسی چشید که به الله به عنوان پروردگار، به اسلام به عنوان دین ، و به محمد به عنوان پیامبر راضی گردید»</span> [به روایت ترمذی: 2623].</p>
<p>بر حذر باش و بازهم بر حذر باش از اینکه حجابت را رها سازی یا اینکه در حفاظت از آن سهل انگاری نمایی؛ زیرا حجاب فرمان الله متعال است تا اینکه آزار و اذیت  را از تو دور سازد. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً }</span> [الأحزاب : 59]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و الله آمرزنده مهربان است)</span></p>
<p>و همچنین حجاب از رهنمون‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌باشد که آن را آورده تا بدینوسیله زن مسلمان از زنان دیگر متمایز باشد و اینکه از آغاز زندگی با گوهر حیا آراسته گردد تا بدین سان به إذن الله در خوشبختی و سرور زیسته، از افتادن درناپاکی‌ها و گناهان در امان مانده و الله عزیز و بخشنده از وی راضی گردد. شاعر چه زیبا می‌سراید:</p>
<p style="text-align: center;">لا تُعرضي عن هدي ربك ساعةً *** عضي عليه مدى الحياةِ لتغنمي</p>
<p style="text-align: center;">(لحظه‌ای از هدایت پروردگارت روی گردان مباش و در تمام زندگی به آن چنگ بزن تا رستگار گردی)</p>
<p style="text-align: center;">ما كان ربُكِ جـائراً في شرعه *** فاستمسكي بعُراه حتى تسّلمي</p>
<p style="text-align: center;">(پروردگار تو در دستورات شرع خود ستمگر نیست /  پس به ریسمانش چنگ بزن تا در امان بمانی)</p>
<p style="text-align: center;">ودعي هراء القائلـيـن سفاهةً ***  إن التقدم في السفور الأعجمي</p>
<p style="text-align: center;">(مزخرفات انسانهای نادان را که می گویند: پیشرفت در خودنمایی بمانند زنان بیگانه است، را رها کن)</p>
<p>غمگین مباش! اگر تو از کسانی هستی که الله متعال وی را به بر دوش گرفتن رسالت اسلام و دعوت بسوی آن  در خانه، مدرسه، محل کار و در هر زمان و مکانی مشرف نموده است؛ پس بکوش تا الگویی نیکو در دین و دنیا، علم و عمل، خوردن و نوشیدن، پوشش و لباس، سخن و سکوت، و در همه‌ی امور زندگی باشی. و بدان که هر کاری سرانجامی داشته و هر سفری پایانی دارد.</p>
<p>غمگین مباش! در حالی که می‌دانی نیکی ده برابر و تا هزار برابر و بیشتر پاداش داده شده و گناه فقط به اندازه ی یک گناه مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. وفراموش نکن که الله متعال با فضل، رحمت و بخشندگی خویش بندگانش را مورد عفو قرار داده و از آنها در می‌گذرد.</p>
<p>غمگین مباش! هنگامی که تو کانون خانه را گرم نگه داشته‌ای، بر واجبات پایبندی داری و آنچه از عبادات و طاعات که الله تعالی بر تو فرض نموده را بجا می‌آوری؛ وبدان که اختلاط نکردن با هرزگان و سست عنصران نعمتی بس عظیم بوده که هیچ قیمتی نمی‌توان بر آن گذاشت؛ چرا که در دوری از آنان آرامش حال، راحتی فکر، سلامت روح و روان و دوری از گناهان نهفته است.</p>
<p>غمگین مباش! در حالی که بر یاد الله تعالی پایبند بوده و همواره بر استغفار مداومت داری؛ زیرا استغفار زیاد و استمرار انسان بر آن، مایه‌ی رهایی از غم‌ها و غصه‌ها و وسیله‌ی بدست آوردن خوشبختی و آرامش درون است.</p>
<p>در حدیثی از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده که معلم خوبی‌ها &#8211; صلی الله علیه و سلم &#8211; فرمود: <span style="color: #008000;">«هر کس بر استغفار پایبندی داشته باشد الله در هر تنگی‌ای راه چاره، و در هر غمی راه برون رفت از آن را به وی نشان خواهد داد، و از جایی که انتظارش را ندارد به وی روزی خواهد رساند»</span> [به روایت ابو داوود: 1518].</p>
<p>پس بر تو باد تسبیح (سبحان الله گفتن) و حمد (الحمدلله گفتن) و تکبیر (الله اکبرگفتن) و تهلیل (لاإله إلله گفتن) و استغفار (أستغفرالله گفتن) بسیار، و زبانت را همواره با ذکر و یاد الله تازه گردان تا اینکه آرامش حقیقی را بدست آوری. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }</span> [الرعد : 28]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد الله آرام مى‏گيرد آگاه باش كه دلها با ياد الله آرامش مى‏يابد)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3087/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آخرین مسافر بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3064</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3064#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 May 2010 11:00:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3064</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: عادل حیدری آنگاه که پرسیده شود اولین کسی که دروازه های بهشت بر وی گشوده خواهد شد و وارد بهشت می شود چه کسی است؟ بی گمان بلادرنگ همه پاسخ خواهند داد: سرور اولین و آخرین و سید أنبیاء و مرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم. اما سؤالی که پیش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3071" href="http://www.bidary.net/archives/3064/akharin-mosafer"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3071" title="akharin-mosafer" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/akharin-mosafer-100x75.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>نویسنده: عادل حیدری</h4>
<p>آنگاه که پرسیده شود اولین کسی که دروازه های بهشت بر وی گشوده خواهد شد و وارد بهشت می شود چه کسی است؟ بی گمان بلادرنگ همه پاسخ خواهند داد: سرور اولین و آخرین و سید أنبیاء و مرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم.</p>
<p>اما سؤالی که پیش می آید این است که آخرین مسافر بهشت کیست؟ آخرین کسی که بر نعیم مقیم قدم می نهد چه کسی است ؟ کسی که پس از وی درهای بهشت بسته می شوند وپس از آن کسی وارد بر بهشت نمی شود. آری آخرین مسافر بهشت چه کسی می باشد؟<span id="more-3064"></span></p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم داستان این مرد را بر یاران خود بیان می دارد کما اینکه این حدیث متفق علیه بوده و احادیث صحیح دیگری نیز پیرامون این مرد وجود دارد.</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">داستان آخرین مسافر بهشت برگرفته از احادیث نبوی</span></h4>
<p>آخرین مسافر بهشت مردی است که سالیان دراز را در جهنم تحت عذاب گذرانده تا اینکه بسوی خدا دست زاری بلند می کند و می گوید: بارإلها مرا از این آتش نجات ده چرا که بویش مرا آزرده و شعله هایش مرا سوزانده است، خدایش گوید تو را رها سازم اما مشروط بر اینکه دیگر بار چیزی از من نخواهی، می‌گوید: پروردگارا به عزت تو سوگند که پس از آن چیز دیگری از تو نخواهم .</p>
<p>آنگاه که از جهنم نجات می‌یابد و از پل صراط می گذرد از خوشحالی می‌گوید: بلندمرتبه است خداوندی که مرا نجات داد بی‌گمان امروز به نعمتی دست یافته‌ام که هیچکدام از پیشینیان بدان دست نیافته و هیچ یک از آیندگان بدان نخواهند رسید (غافل از این است که وی آخرین مسافر بهشت می‌باشد اما چرا این سخن را نگوید؟! مگر نه این است که: {فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ} کسی که از آتش دور داشته شد و بر بهشت وارد آمد پس یقینا به پیروزی رسیده است)</p>
<p>در این میان ناگهان درختی سبز و زیبا در مقابلش می‌روید و از زیر آن چشمه‌ای جاری می‌شود و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم، خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟</p>
<p>اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست، آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم، و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p><img class="alignleft size-full wp-image-3065" title="akharin-mosafer-behesht1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/akharin-mosafer-behesht1.jpg" alt="" width="263" height="177" />وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان درختی سبزتر و زیباتر از درخت اول در مقابلش می‌روید و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم.</p>
<p>خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست. آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p>وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان درختی سبزتر و زیباتر از دو درخت اول در مقابلش می‌روید و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم! خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست، آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p>وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان صدای خوشی‌های اهل بهشت را می‌شنود پس می‌گوید: خدایا مرا به بهشت داخل نما! خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست و به او می‌‌گوید وارد بهشت شو، و چون وارد بهشت می‌شود تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا بر می‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم، خدایش گوید وارد بهشت شو و چون برای بار دوم وارد بهشت می شود بار دیگر تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا برمی‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم! خدایش گوید وارد بهشت شو، و چون برای بار سوم وارد بهشت می‌شود بار دیگر تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا برمی‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم!</p>
<p>خدایش گوید: آنچه را می‌خواهی آرزو کن و چون آرزو می‌کند خدایش گوید: برای تو در بهشت است آنچه را که آرزو نمودی و ده برابر دنیا.</p>
<p>آن مرد از شدت خوشحال می‌گوید: بارالها آیا مرا به باد مسخره گرفته‌ای درحالی که تو فرمانروا هستی؟!!</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم &#8211; پس از نقل این داستان برای صحابه رضی الله عنهم، خندیدند.</p>
<h5>اماکنی که می توان این داستان را یافت (در صحيح بخاری و مسلم) :</h5>
<p><span style="color: #888888;">صحیح بخاری &#8211; کتاب التوحید – &#8220;باب وجوه یومئذ ناضرة إلی ربها ناظرة&#8221; &#8211; عن أبی هریرة رضی الله عنه. حدیث 7437</span></p>
<p><span style="color: #888888;">کتاب الرقائق – &#8220;باب صفة الجنة والنار&#8221; &#8211; حديث 6571 عن عبدالله بن مسعود رضي الله عنه -</span></p>
<p><span style="color: #888888;">&#8220;باب الصراط جسر جهنم&#8221; – حديث 6573 – عن أبي هريرة رضي الله عنه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">صحیح مسلم- كتاب الإيمان- &#8220;باب آخر أهل النار خروجا&#8221; – أحاديث 308 و 309 و 310 كلهم عن عبدالله بن مسعود رضي الله عنه</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3064/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی &#8211; 12 (فریادرس حقیقی)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2897</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2897#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2010 02:08:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2897</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2898" title="faryadras" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/03/faryadras-100x120.jpg" alt="faryadras" width="100" height="120" />دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح</h4>
<p>کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد.</p>
<p>بر من و شماست که در سختی و نعمت، خوشحالی وناخوشی او را بخوانیم. در ناراحتی‌ها وسختی‌ها به او متوسل شده و درب رحمت وی را با خواهش، گریه، فروتنی و پشیمانی بکوبیم؛ در این هنگام است که یاری و مدد وی بسوی‌مان آمده و گشایش اوبزودی فرا خواهد رسید<span id="more-2897"></span></p>
<p><span style="color: #800000;">{أمن يجيب المضطر إذا دعاه} (کیست که ناچار را اجابت کند آنگاه که وی را فراخواند؟)</span>؛ در نتیجه غرق شده نجات می‌یابد، غایب برخواهد گشت، بلادیده عافیت يافته و مظلوم یاری خواهد شد. گمراه به جاده‌ی هدایت آمده، مریض شفا پیدا کرده و مصیبت‌دیده دستگیری خواهد شد: <span style="color: #800000;">{فإذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين}. (پس هنگامی که به کشتی سوار شوند الله را خالصانه فریاد خواهند زد)</span></p>
<p>در اینجا نمی‌خواهم اذکار ودعاهای از بین برنده‌ی غم، غصه، ناراحتی و سختی را برایت نام برم؛ بلکه تو را به کتابهای سنت فرا می‌خوانم تا اینکه روش شرعی مورد خطاب قرار دادن الله سبحانه وتعالی را بیاموزی. با وی به نجوا پرداخته و او را فریاد بزنی. وی را خوانده و تنها به او امید وار باشی. چرا که اگر او را پیدا کنی، همه چیز را یافته‌ای و اگر ایمان به وی را از دست دهی، همه چیز را از دست داده‌ای. دعا کردن فقط به درگاه الله یکتا، خود عبادت وطاعتی بزرگ و بالاتر از رسیدن به نتیجه است و بنده‌ای که روش شرعی دعا را بکار می‌بندد، سزاوار است که غم، غصه، و ناراحتی‌ها را به کناری اندازد.</p>
<p>همه‌ی طناب‌ها جز طناب او پاره شده وهمه‌ی درها جز درب وی بسته خواهد شد. او نزدیک، شنوا واجابت کننده است. درمانده را در هنگام فریادزنی، اجابت خواهد نمود. تورا درحالی که فقیر، ضعیف و نیازمند هستی و او غنی، نیرومند و یکتای با عظمت است، فرمان می‌دهد که او را بخوانی <span style="color: #800000;">{ادعوني أستجب لكم} (مرا فرا خوانید تا شما را استجابت کنم).</span></p>
<p>هنگامی که ناگواری‌ها بر تو فرود آمده و سختی‌ها تو را در بر گرفتند، او را یاد کن. اسمای حسنایش را بر زبان آور و از وی مدد و کمک بخواه. گشایش و یاریش را طلب کن. پیشانیت را برای بزرگ شمردن نام وی فرود آور تا تاج آزادگی نصیبت شود و بینی‌ات را بر خاک بندگی‌اش بگذار تا اینکه راه نجات را بیابی. دستهایت را بالا ببر، زبانت را به حرکت در آور، بسیار از وی بخواه. در خواستن و طلبیدن از وی زیاده روی کرده و پافشاری نما. در رحمتش را بکوب، منتظر لطفش بمان و در کمین گشایش او باش. به نام‌های نیک وی متوسل شو، به وی حسن ظن داشته باش، به او روی آور و با تمام وجود به سمت وی متوجه باش تا خوشبختی و رستگاری را به دست آوری.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2897/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

