قلب خود را ببین
ترجمه: ابوعامر
قلب نظرگاه خداوند متعال است چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:
«خداوند به چهره ها و بدن هایتان نگاه نمی کند بلکه به قلب ها و اعمالتان نظر می کند»
و «قلب» قلب نامیده نشده مگر به علت تقلب و تغییر پی در پی آن. گاه بنده قلب خود را مملو از ایمان و خشیت الهی می یابد که این باعث سعادت و انس و گشودگی درون وی می شود و گاه نیز قلب انسان بر او تنگی می کند و ایمان در وی ضعیف می گردد و این طبیعت فرزندان آدم است. دنباله این نوشته …
نصیحت زیبای ابن عباس
محمد الحجی / ترجمه: ابوعامر
روزی ابن عباس رضی الله عنهما به برخی از یارانش چنین گفت:
“هیچگاه در امری که به تو مربوط نیست سخن مگو مگر اینکه موقعیتی مناسب برای آن سخن بیابی و هیچگاه نه با سفیه و نه با شکیبا جدل مکن زیرا که سفیه تحقیرت می کند و شکیبا شکستت می دهد، و برادرت را تنها آنگونه یاد کن که دوست داری او در نبودنت تو را یاد کند و مانند شخصی عمل کن که می داند برای کار نیک پاداش می گیرد و برای جنایت، مواخذه می شود“ دنباله این نوشته …
خواستن، توانستن است
دکتر ناصر العمر / ترجمه: عادل حیدری
ابن قیم رحمه الله می فرماید: اگر انسان در مقابل کوهی بایستد و تصمیم بگیرد آنرا از جای بکند ، می تواند.
پس از سالها بحث وتحقیق و تأمل واندیشه بدین نتیجه دست یافتم :
هیچ چیزی در دنیا محال نیست مگر دو چیز:
اول: آنچه در آفرینش بر مبنای محال قرار دارد.
{فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ} [البقرة: الآية 258].
(ابراهيم گفت: خداوند خورشيد را از مشرق برميآورد، پس تو آن را از مغرب برآور پس آن كافر مغلوب شد ) دنباله این نوشته …
زیباترین داستان محبت در تاریخ
نویسنده: عادل حیدری
امروزه هر نویسنده و یا خواننده ای تلاش می کند داستانی را بعنوان شگفت انگیزترین و زیباترین داستان محبت در تاریخ ذکر کند و اشخاص داستان را نمادی از محبت و سمبلی از عشق راستین بداند.
عده ای می گویند بهترین داستان ، داستان لیلی و مجنون می باشد زیرا که شهره آفاق گشته و ضرب المثلی برای عشق ومحبت شده اند؛ دنباله این نوشته …
موانع خوشبختی
شیخ اسحاق دبیری (رحمه الله)
بدون شک موانع زیادی وجود دارند که سر راه خوشبختی واقع شده و نمیگذارند که انسان بدان برسد و از نعمتهای آن بهرهمند شود. این موانع عبارتند از:
1- کفر: خداوند متعال میفرماید:
{فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء}. [انعام: 125]
«و آن کس را که خدا بخواهد گمراه و سرگشته کند، سینه اش را به گونهای تنگ میسازد که گوئی به سوی آسمان صعود میکند».
این چنین قرآن هلاکت بدبختی و تیرهروزی را به طور دقیق توصیف میکند. دنباله این نوشته …
بسوی خوشبختی- 11 (تلخی ها را به شیرینی تبدیل کن)
دکتر عائض قرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
شخص باهوش و زیرک شکست ها را به پیروزی تبدیل می کند اما انسان نادان وبزدل مصیبت و بلای وارده بر خویش را دو چندان می نماید. رسول الله صلی الله علیه وسلم از مکه بیرون رانده شد، اما دولتی را در مدینه برپا ساخت که چشم و گوش تاریخ را پر نمود.
«امام احمد بن حنبل» به زندان انداخته شده وشلاق خورد، ولی امام اهل سنت گردید. دنباله این نوشته …
بسوی خوشبختی- 10 (پایان شب سیه سپید است)
دکتر عائض قرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
ای انسان ! بعد ازگرسنگی سیری، بعد ازتشنگی سیراب شدن، بعد ازشب زنده داری استراحت وخوابیدن و بعد ازبیماری سلامتی می باشد. غایب خواهد آمد، گمشده به را ه درست رهنمون شده و تاریکی ازمیان خواهد رفت
{فعسى الله أن يأتي بالفتح أو أمر من عنده } [ المائدة: 52.]
اميد است كه خداوند پیروزی را پيش آورد يا از جانب خود كاری كند.
شب را به صبحی روشنگر، که ازمیان قلهی کوهها و شکاف صخره ها نمایان خواهد شد، مژده بده. دنباله این نوشته …
بسوی خوشبختی- 9 (به قضا و قدر ایمان داشته باش)
دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
{ما أصاب من مصيبة في الأرض ولا في أنفسكم إلا في كتاب من قبل أن نبرأها} [حدید: 22] (هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است)
قلم خشکید، پرونده ها بسته شد، حکم صادر گشت، تقدیرها نوشته شد، به ما چیزی نمی رسد مگر آن چیزی که برای مان نوشته شده است. انچه که به تو رسیده قرار نبوده که به تو نرسد؛ و آنچه که به تو نرسیده قرار نبوده که به تو برسد. دنباله این نوشته …
بسوی خوشبختی- 8 (خودباختگی را رها کن)
دکتر عائض قرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
در نقش شخصی دیگر بازی مکن و در دیگران ذوب مشو. اینچنین بودن، عذابی دائمی بدنبال دارد.
خیلی ها هستند که خودشان، صداها، حرکتها، سخنان، استعدادها و شرایط خویش را به باد فراموشی سپرده اند تا در شخصیت دیگران ذوب شوند، که نتیجه ی آن به زحمت افتادن، خود باختگی، خودسوزی، و اعدام هویت و موجودیت خویشتن است. دنباله این نوشته …
گناه کن، اما به چند شرط !!
ترجمه: عادل حیدری
شخصی به نزد ابراهیم بن ادهم آمد و عرض کرد : ای شیخ ، نفسم مرا وادار به ارتکاب گناه می کند مرا پندی ده.
ابراهیم خطاب به وی فرمود: آنگاه که نفست تو را وادار به نافرمانی ومعصیت پروردگار نمود ، او را اطاعت نموده و گناه کن وهیچ باکی بر تو نیست اما به چند شرط.
مرد گفت: آنها را برایم بازگو کن. دنباله این نوشته …
پندهای امام ابن جوزی رحمه الله
ترجمه: عادل حیدری
1- گناهان قلب انسان را می پوشانند ، پس آنگاه که آینه قلب تاریک شد نیکی ها و هدایت در آن مشاهده نخواهد شد. کسی که به ضررهای گناه پی برده باشد احساس پشیمانی می نماید.
2- ای کسی که دامان خویش را به گناه آلوده ای ، کجایند اشکهایی که جاری می شوند؟ و ای کسی که در بند معاصی اسیر شده ای بر گناهان پیشینت گریه کن ، وای بر تو اگر مرگ بسراغت بیاید در حالیکه بسوی پروردگار باز نگشته ای ، و وای برتو که به بازگشت بسوی خداوند فرا خوانده می شوی اما دعوتش را اجابت نمی نمایی. چه خواهی کرد آنگاه بانگ سفر سر دهند و خویش را آماده سفر نکرده باشی؟ آیا تو همان کسی نبودی که آشکارا نافرمانی می نمودی و خدا را فراموش کرده بودی؟ دنباله این نوشته …
آثار ناگوار گناه بر فرد و جامعه
ابوعامر
گناه آثار ناگواری بر انسان بر جای میگذارد. امام ابن قَیّم جوزی برخی از این آثار بد را ذکر کرده است:
1- محروم شدن از علم :
علم شرعی نوری است که خداوند به قلب هر که بخواهد میتاباند و گناه باعث خاموش شدن این نور میگردد.
هنگامی که امام شافعی برای آموختن علم به نزد امام مالک آمد، مالک که از هوش و استعداد وی خوشش آمده بود او را اینگونه نصیحت کرد: دنباله این نوشته …
بسوی خوشبختی- 7 (اوقات فراغت را با کار مفید غنیمت شمار)
دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
انسانهای بیکار در جریان زندگی، اهل بیهوده گویی وشایعه پراکنی هستند؛ زیرا ذهن هایشان پریشان ومتشتت می باشد
«رضوا بأن يكونوا مع الخوالف» ([منافقان] راضى شدند كه با خانهنشينان باشند). دنباله این نوشته …
پندهای امام سفیان ثوری رحمه الله
ترجمه: عادل حیدری
1- درون خویش را اصلاح کن که پروردگار برونت را اصلاح می گرداند.. ورابطه میان خویش و پروردگار را اصلاح کن که پروردگار رابطه میان تو و مردم را اصلاح می گرداند… و دنیا را به آخرت بفروش که در هر دو، سود عایدت می شود و مبادا آخرت را به دنیا بفروشی که در هر دو زیان خواهی دید. دنباله این نوشته …
در جستجوی خوشبختی

طلال العمرانی/ ترجمه: عادل حیدری
براستی این دنیا عجیب است و عجیبتر از آن، کارهایی است که انسانها انجام می دهند. انسانها گروههای مختلفی هستند. یکی ساکت ودرمانده است ودیگری همیشه در حال سخن گفتن وپرده دری اسرار دیگران و ایراد داستانهای لهو ولعب وخوشگذرانیهای خویش است. گروه دیگر همواره سخن از کامپیوتر واینترنت را بر زبان جاری می سازند و دیگری خود را با شبکه های ماهواره ای مشغول نموده و با دیدن فیلمها وبازیهای بیهوده در هوا وهوس خویش غرق است. دنباله این نوشته …
نامه ای به زبانم
مترجم: عادل حیدری
نمیدانم چگونه با تو سخن بگویم ویا برایت نامه ای بنگارم .روزهایی را که در گذشته با تو سپری کردم تو سخنگو بوده ای ومن شنونده ای بیش نبوده ام و این تو بودی که فرامینت را به من القاء می کردی و من چاره ای جز امتثال اوامرت نداشتم . دنباله این نوشته …
بسوی خوشبختی-6 ( نیکی به دیگران و احساس خوشبختی)
دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
زیبایی به قشنگی اسمش ، نیکی به طراوت کلمه اش و خوبی همانند طعم دلچسبش می باشد .
نخستین بهره مندان از شادمان کردن دیگران ، کسانی هستند که به ایجاد شادی و سرور در وجود دیگران مبادرت می ورزند. ثمره های آن را خیلی زود در وجود ، اخلاق و وجدان خویش برداشت نموده و به گشادگی و فراخی سینه ، آرامش واطمینان قلبی خواهند رسید. دنباله این نوشته …
آغاز پایبندی و سختیهای اول راه
صبحی مجاهد – نهال محمود مهدی/ ترجمه: ابوعامر
توضیج: منظور از کلمه ی “التزام” که معادل “پایبندی” را برای آن در نظر گرفته ام بازگشت به انجام عملی دین و تصمیم به اجرای دستورات خدا و رسولش یعنی قرآن وسنت است. یک فرد “پایبند” کسی است که دین را بصورت اعتقادی و عملی و همه جانبه و در یک کلام به عنوان برنامه ای برای زندگی قبول دارد. (ابوعامر) دنباله این نوشته …
سعی کن؛ شاید امروز بتوانی!
نویسنده: ابوعامر
تقدیم به اسیر
حس نتوانستن یا بهتر بگویم این توهم خیلی از ما را از کاری که می توانیم بکنیم (یا می توانستیم) باز داشته است.
از قول یکی از حکیمان همین عصر قضیه ی جالبی را برایت نقل می کنم:
می گوید: توی یه سیرک یه تربیت کننده فیل دیدم که یه فیل رو تنها با یه طناب نه چندان کلفت بسته بود. من با خودم گفتم چرا یه همچین جانور بزرگی این طناب رو پاره نمی کنه و خودش رو آزاد نمی کنه. دنباله این نوشته …
گردآوری: ابوخالد محمدی