<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; کتابخانه</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/farsi/ketabkhane/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>کتابچهٔ «خاطراتم در بریتانیا»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4061</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4061#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Aug 2011 03:30:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[قضایای معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4061</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عبدالله خاطر / ترجمه: ابراهیم کیانی درمیان بنده، حدود سه سال در لندن زندگی کرده‌ام. در این مدت درسم را در رشته‌ی روانپزشکی دنبال می‌کردم و در عین حال در یکی از مساجد آن‌جا به نام پیکهام فعالیت داشتم. جوانان خوبی از کشورهای اسلامی به این مسجد رفت و آمد داشتند. من در پایتخت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-4064" title="khateratam-dar-beritaneia" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/08/khateratam-dar-beritaneia.jpg" alt="" width="100" height="120" />دکتر عبدالله خاطر / ترجمه: ابراهیم کیانی درمیان</h4>
<p>بنده، حدود سه سال در لندن زندگی کرده‌ام. در این مدت درسم را در رشته‌ی روانپزشکی دنبال می‌کردم و در عین حال در یکی از مساجد آن‌جا به نام پیکهام فعالیت داشتم. جوانان خوبی از کشورهای اسلامی به این مسجد رفت و آمد داشتند. من در پایتخت انگلستان چیزهایی دیدم که خوبست آن‌ها را به قلم درآورم.</p>
<p>من مشاهدات خودم را به‌صورت یک مجموعه در‌می‌آورم تا مطالعه‌ی آن‌ها، برای همه، درس و عبرتی باشد. [از مقدمهٔ کتاب]</p>
<p><a title="دانلود کتابچهٔ خاطراتم در بریتانیا - word" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/08/khateratam-dar-beritaneia.zip">دانلود کتاب به صورت سند مایکروسافت وُرد</a></p>
<p><span style="color: #888888;">منبع: کتابخانهٔ عقیده</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4061/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «شيوه‌های نبوی در برابر اشتباهات مردم»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3703</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3703#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 May 2011 00:05:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3703</guid>
		<description><![CDATA[محمد صالح المنجد / مترجم: عبدالقدوس دهقان حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) برترین مربی و مصلح بشریت و موفق‌ترین و نخستین دعوتگر این امت هستند، خداوند متعال ایشان را در تاریک‌ترین ادوار تاریخ (قرن ششم و هفتم میلادی) به رسالت برگزید و ایشان را به اصلاح و تربیت چنان قومی مأموریت داد که به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3704" href="http://www.bidary.net/archives/3703/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom"><img class="alignright size-full wp-image-3704" title="shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom.jpg" alt="شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم" width="100" height="159" /></a>محمد صالح المنجد / مترجم: عبدالقدوس دهقان</h4>
<p><span style="color: #000000;">حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) برترین مربی و مصلح بشریت و موفق‌ترین و نخستین دعوتگر این امت هستند، خداوند متعال ایشان را در تاریک‌ترین ادوار تاریخ (قرن ششم و هفتم میلادی) به رسالت برگزید و ایشان را به اصلاح و تربیت چنان قومی مأموریت داد که به مشکل می‌شد در میان آنان از خصائص و ویژگی‌های انسان و فضایل اخلاقی اثری پیدا نمود&#8230; خیر و شر، صلاح و فساد برای آنان مفهومی یکسان داشت و آنان تا گردن در باتلاق و منجلاب فساد اجتماعی و بی‌بندوباری اخلاقی فرو رفته بودند، شرک و بت‌پرستی، شرابخواری، قماربازی، رباخواری، زنا، تعصب قومی و نژادپرستی، جنگ، قتل و غارت و راه‌زنی، قساوت و سخت‌دلی و زنده به گورکردن دختران و فرزندان در جامعهٔ آن روز اعراب ریشه دوانیده بود، و نه تنها آن را بد نمی‌دانستند، بلکه این اعمال را از مآثر و افتخارات خویش می‌شمردند&#8230;<span id="more-3703"></span></span></p>
<p><span style="color: #000000;">آری، حضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) در میان چنین قومی طغیانگر و اوضاعی آشفته مبعوث گشتند، و ایشان از همان لحظات نخست بعثت خویش با عزمی راسخ و اراده‌ای سستی ناپذیر با تلاش‌های پی‌گیر و همه جانبة خویش برای اصلاح مفاسد و سامان‌بخشیدن اوضاع بهم ریخته و آشفته کمر همت بستند: مصایب و مشکلات، مرارت‌ها و تلخی‌های زیادی را به جان خریدند و در این راه از نفس نفیس خویش گذشتند و از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیدند تا این که پس از مدتی تلاش‌های ایشان به ثمر رسید و یثرب به مدینهٔ فاضله تبدیل گشت، اکنون دیگر از شرک و بت‌پرستی و از اعراب سخت‌دل و جفاکش خبری نبود، مفاسد اخلاقی و خصلت‌های حیوانی از جامعه رخت بر بسته بود، اکنون راه‌زنان سالار و نگهبان قافله و قاتلان و غارتگران مدافع حقوق مردم و منادیان صلح و صفا و صمیمیت بودند، نه تنها دختری زنده بگور نمی‌شد، بلکه به دخترداشتن و تربیت و پرورش آن افتخار هم می‌کردند، جامعه‌ای سرتاسر صلح و صفا، ایثار و همدردی، برادری و برابری، صدق و اخلاص، مهر و عطوفت، احسان و خیراندیشی و&#8230; پدید آمده بود!</span></p>
<p><span style="color: #000000;">راستی این همه تحول و دگرگونی چگونه به وجود آمد؟ حضرت پیامبر (صلی الله علیه وسلم) برای ایجاد این انقلاب عظیم درونی و اخلاقی چه شیوه و اسالیبی را به کار گرفتند؟ و در این راستا از چه وسایل و ابزاری استفاده نمودند؟ در برابر اشتباهات و اشتباهات مردم چگونه برخورد می‌کردند؟ اولویت‌های دعوت و اصلاح نزد ایشان چه بود؟</span></p>
<p><span style="color: #000000;">بی‌تردید انتخاب شیوه و ابزار مناسب در موفقیت دعوت و اصلاح تأثیر به سزا و نقشی غیر قابل انکار دارد، چه بسا مربیان و دعوتگرانی با دلسوزی و نیاتی صادقانه افرادی را به راه خیر دعوت داده و از خطاها و منکرات منع نموده اند، اما چون با شیوه و ابزاری نامناسب به این کار پرداخته اند، ناآگاهانه و ناخواسته موجبات تباهی و گمراهی بیشتر افراد را فراهم آورده و سبب طغیان و اصرار آنان بر خطا و معصیت شده اند. </span><span style="color: #000080;">[از مقدمهٔ مترجم]</span></p>
<p>—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a title="شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم ـ دانلود سند ورد" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a title="شیوه های نبوی در برابر اشتباهات مردم ـ دانلود پی دی اف" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/shiveh-haye-nabavi-dar-barabare-eshtebahate-mardom.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As ـ در مرور گر فایرفاکس </span><span style="color: #888888;">Save Link As</span><span style="color: #888888;"> ـ را انتخاب نمایید).</span></p>
<div id="_mcePaste" class="mcePaste" style="position: absolute; left: -10000px; top: 0px; width: 1px; height: 1px; overflow: hidden;"><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves /> <w:TrackFormatting /> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF /> <w:LidThemeOther>EN-US</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> <w:SplitPgBreakAndParaMark /> <w:DontVertAlignCellWithSp /> <w:DontBreakConstrainedForcedTables /> <w:DontVertAlignInTxbx /> <w:Word11KerningPairs /> <w:CachedColBalance /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math" /> <m:brkBin m:val="before" /> <m:brkBinSub m:val=" " /> <m:smallFrac m:val="off" /> <m:dispDef /> <m:lMargin m:val="0" /> <m:rMargin m:val="0" /> <m:defJc m:val="centerGroup" /> <m:wrapIndent m:val="1440" /> <m:intLim m:val="subSup" /> <m:naryLim m:val="undOvr" /> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"   DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99"   LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="footnote text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="footnote reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" Name="Default Paragraph Font" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading" /> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]> <mce:style><!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"جدول عادی"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} --> <!--[endif] --><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Zar&quot;; mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" lang="FA">حضرت محمد </span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;AGA Arabesque&quot;; mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-bidi-font-family: &quot;B Zar&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA; mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: &quot;AGA Arabesque&quot;;"><span style="mso-char-type: symbol; mso-symbol-font-family: &quot;AGA Arabesque&quot;;">r</span></span><span style="font-size: 14.0pt; font-family: &quot;B Zar&quot;; mso-ascii-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-fareast-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-hansi-font-family: &quot;Times New Roman&quot;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;" lang="FA"> برترین مربی و مصلح بشریت و موفق‌ترین و نخستین دعوتگر این امت هستند، خداوند متعال ایشان را در تاریک‌ترین ادوار تاریخ (قرن ششم و هفتم میلادی) به رسالت برگزید و ایشان را به اصلاح و تربیت چنان قومی مأموریت داد که به مشکل می‌شد در میان آنان از خصائص و ویژگی‌های انسان و فضایل اخلاقی اثری پیدا نمود</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3703/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «اسلام به مبارزه می‌طلبد»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3673</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3673#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 May 2011 20:37:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3673</guid>
		<description><![CDATA[وحیدالدین خان / ترجمه: نذیر احمد سلامی «همانگونه كه شکافتن هسته و انفجار اتم، كليه تصورات و باورهای گذشته‌ی انسان را درباره‌ی مادّه دگرگون كرد و آنها را از بين برد، درست به همين شکل پيشرفت علم و دانش در قرن گذشته، به مثابه يک انفجار بزرگ علمی (Knowledge Explosion) بود كه در نتيجه‌ی آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/3673"><img class="size-full wp-image-3677 alignright" title="eslam-be-mobarezeh-mitalabad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/eslam-be-mobarezeh-mitalabad.png" alt="اسلام به مبارزه می‌طلبد" width="100" height="121" /></a>وحیدالدین خان / ترجمه: نذیر احمد سلامی</h4>
<p style="text-align: justify;">«همانگونه  كه شکافتن هسته و انفجار اتم، كليه تصورات و باورهای گذشته‌ی انسان را  درباره‌ی مادّه دگرگون كرد و آنها را از بين برد، درست به همين شکل پيشرفت  علم و دانش در قرن گذشته، به مثابه يک انفجار بزرگ علمی (Knowledge  Explosion) بود كه در نتيجه‌ی آن كليّه‌ی باورها و انديشه‌های قديمی در  ارتباط با خدا و دین به يكباره پايان پذيرفتند»</p>
<p style="text-align: justify;">جولين هكسلی، با الفاظ و عبارت مذكور، به نمايندگی از دانش و علوم تجربی،  دين را به مبارزه می‌طلبد. از اینرو من، خودم را موظف می‌دانم كه در مباحث  بعدی اين كتاب، مبارزه طلبی او را پاسخ بدهم؛ در این میان مطمئن هستم و خوب  می‌دانم كه دانش و علوم تجربی، بيش از پيش زمينه تقويت مبانی، حقانيّت و  صداقت دین را فراهم نموده است. [از متن کتاب]<span id="more-3673"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>شناسنامهٔ کتاب: </strong></h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">اسلام به مبارزه می‌طلبد</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">نویسنده: وحیدالدین خان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">ترجمه: نذیراحمد سلامی، ویرایش و بازنگری: ابراهیم کیانی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #000080;">انتشارات سنت احمد 1386</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333333;">—————————————————————————————————————————————</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a title="اسلام به مبارزه می‌طلبد - ورد" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/eslam-be-mobarezeh-mitalabad.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p style="text-align: justify;"><a title="اسلام به مبارزه می‌طلبد ـ پی دی اف" href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/05/eslam-be-mobarezeh-mitalabad.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #808080;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3673/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رساله‌ای در تزکیه‌ی نفس؛ برگرفته از سخنان امام ابن قیم (رحمه الله)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3266</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3266#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 28 Nov 2010 15:38:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3266</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و باز نویسی: ابوعامر ملامحمدی دریافت کتابچه به صورت سند وُرد (doc) رساله‌ای که در برابر شما قرار دارد حاوی سخنانی است اندک و بهره‌ای نه آنچنان فراوان از علم، اما با این وجود دارای اهمیتی است بسیار، زیرا خطوط کلی روش اهل سنت و جماعت را در سلوک و مداوای نفس و تزکیه‌ی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/11/Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-3267" title="Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/11/Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>ترجمه و باز نویسی: ابوعامر ملامحمدی</strong></h4>
<p><strong> </strong></p>
<p style="text-align: left;"><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/11/Tazkie_Nafs_Ebne_Qayyem.zip">دریافت کتابچه به صورت سند وُرد (doc)</a></p>
<p>رساله‌ای که در برابر شما قرار دارد حاوی سخنانی است اندک و بهره‌ای نه آنچنان فراوان از علم، اما با این وجود دارای اهمیتی است بسیار، زیرا خطوط کلی روش اهل سنت و جماعت را در سلوک و مداوای نفس و تزکیه‌ی آن، برای رسیدن به حقیقت تقوا و نور معرفت در بر دارد.</p>
<p>این رساله مختصری است برگرفته از سخنان <span style="color: #0000ff;">امام «ابن قیم جوزی»</span> ـ رحمه الله ـ ، که ایشان نسبت به دردهای نفس بشری و داروهای آن و روش‌های درمان آن، آگاه و صاحب نظر است.<span id="more-3266"></span></p>
<p>من در این رساله سخنان ایشان را به بخش‌هایی تقسیم، و برای هر بخش، عنوانی انتخاب کرده‌ام تا ذهن خواننده پراکنده نشده و یا دچار خستگی نشود.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>عنوان خوشبختی</strong></span></h4>
<p>امام ابن قیم رحمه الله عنوان خوشختی بنده را در سه چیز می‌داند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">1- اگر به وی نعمتی برسد شکر به جا می آورد 2- اگر دچار ابتلا و آزمایش شود صبر در پیش می‌گیرد 3- و اگر گناهی مرتکب شود استغفار می‌کند و آمرزش می‌طلبد.</span></p>
<p>وی می‌گوید: این امور سه گانه، عنوان خوشبختی یک بنده و نشانه‌ی سعادت او در دنیا و آخرت است، و ممکن نیست یک بنده‌ی خوشبخت این سه مورد را ترک گوید. زیرا یک بنده همیشه در میان این سه طبقه در رفت و آمد است:</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>1- شکر نعمت</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">نخست آنکه: </span>نعمت‌هایی از سوی الله به او می‌رسد و او نیز با شکر از این نعمت‌ها استقبال می‌کند.</p>
<p>ارکان شکر: شکر بر سه رکن استوار است:</p>
<p>1- اعتراف درونی به نعمت 2- سخن گفتن و آشکار کردن آن در ظاهر 3- استفاده از نعمت در راه رضایت اعطا کننده‌ی آن.</p>
<p>اگر بنده این ارکان را به جای آورد با وجود تقصیر، شکر نعمت را انجام داده است.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>2- صبر بر مصیبت ها</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">دوم آنکه:</span> از سوی خداوند با سختی‌ها و مصیبت‌هایی آزمایش شود که در این حالت وظیفه‌ی وی صبر و حفظ آرامش است.</p>
<p>ارکان صبر: 1<span style="color: #0000ff;">- نگه داشتن نفس از نارضایتی نسبت به تقدیر و اعتراض به آن 2- نگه داشتن زبان از شکایت 3- نگه داشتن اعضای بدن از گناهانی مانند زدن به سر و صورت و پاره کردن لباس و کندن مو و مانند این کارها.</span></p>
<p>مدار صبر بر این سه مورد استوار است و اگر بنده این سه رکن را آنگونه که شایسته است انجام دهد مصیبت برای وی تبدیل به غنیمت گشته و ناخوشایند به خوشایند تبدیل می‌شود.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>چه حکمتی در مصیبت‌ها و سختی‌ها وجود دارد؟</strong></span></h4>
<p>الله سبحانه و تعالی بنده را برای آن دچار مصیبت ها نمی‌کند که وی را نابود سازد، بلکه این امتحان برای آن است که صبر وی و بندگی وی را آزمایش کند. زیرا همانگونه که در خوشی و نعمت عبادتی لازم است همانگونه نیز در سختی‌ها بر وی عبادتی نسبت به خداوند وجود دارد، و همانگونه که در ناخوشایندها عبادتی است همانگونه نیز در دوست‌داشتنی‌ها عبادتی بر بنده لازم است.</p>
<p>اکثر بندگان عبادتی را که در حالت خوشی بر آنها لازم است انجام می‌دهند. اما در مورد عبادتی که در ناخوشی بر بندگان لازم است مردم درجات متفاوتی دارند و بر حسب این درجات، منزلت آنان نزد خداوند نیز متفاوت است.</p>
<p>برای مثال وضو با آب خنک در هوای بسیار گرم، عبادت است و همبستری با همسر زیبایت که دوستش داری نیز عبادت است و خرج کردن مال برای خود و خانواده نیز عبادت است.</p>
<p>از سویی دیگر وضو با آب سرد در هوای سرد عبادت است، و ترک کردن گناهی که نفس برای انجام آن به شدت شوق دارد و در صورت انجام دادن آن ترسی از مردم نیز وجود ندارد، عبادت است و انفاق مال در حالت سختی و تنگدستی نیز عبادت است، اما تفاوت بزرگی بین این دو دسته از عبادت‌ها وجود دارد.</p>
<p>آنکه در هر دو حالت خوشی و ناخوشی بنده ی الله باشد و در دوست داشتنی‌ها و ناخوشایندها حق عبودیت خداوند را به جای آورد هموست که خداوند در کلامش به وی اشاره می‌کند که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟}</span> [زمر:36]</p>
<p>و در قرائتی دیگر اینچنین آمده است که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{آیا الله برای بندگانش کافی نیست؟}</span></p>
<p>که هر دو قرائت یکسان است زیرا در قرائت نخست، «عبد» مضاف است و به مانند قرائت «عباد» معنای جمع می‌دهد.</p>
<p>بر این اساس کفایت کامل، به همراه عبودیت و بندگی کامل می آید و کفایت ناقص نیز به دنبال بندگی ناقص است. پس هر کس خیری یافت، خداوند را شکر گوید و هر که غیر از آن یافت جز خودش را ملامت نکند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>اغوای شیطان</strong></span></h4>
<p>اینان آن دسته از بندگان پروردگار هستند که دشمن وی (شیطان) هیچ تسلطی بر آنان ندارد. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{<span style="color: #800000;"> إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ </span>}</span> [حجر: 22]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">تو بر بندگان من تسلطی نداری</span>)</p>
<p>آنگاه که ابلیس دانست پروردگار متعال بندگانش را تسلیم وی نمی‌کند و او را بر آنان مسلط نخواهد ساخت، گفت:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ } </span>[ص: 82-83].</p>
<p>(<span style="color: #800000;">پس قسم به عزت تو که همه‌ی آنان را اغوا خواهم کرد (82) جز مخلصان از بندگانت را</span>)</p>
<p>و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{<span style="color: #800000;">وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٠﴾ وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ</span>}</span> [سبأ: 20-21]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">و ابلیس گمان خود را در مورد آنان درست یافت و جز گروهی از مومنان [دیگران] از وی پیروی کردند (20) و او بر آنان تسلطی نداشت مگر برای آنکه آنان را که به آخرت ایمان دارند از آنان که درباره‌ی آن در شک به سر می‌برند بشناسیم</span>).</p>
<p>پس خداوند، دشمنش را بر بندگان خود مسلط نساخته است، زیرا آنان در حفظ و نگهبانی وی و در مراقبت وی قرار دارند، و اگر دشمن او ابلیس یکی از بندگانش را همان گونه که دزد، انسان را غافلگیر می‌کند، غافلگیر کند؛ این امری است ناگزیر، زیرا بنده به غفلت و شهوت و خشم مبتلاست، و شیطان از یکی از این درها بر بنده وارد می‌شود و حتی اگر بنده تمام هوش و حواس خود را جمع کند نیز ناگزیر دچار غفلت یا شهوت و یا خشم خواهد شد.</p>
<p>آدم ابوالبشر با وجود آنکه از عاقلترین خلق و از داناترین آنان بود، ابلیس پیوسته وی را مورد مکر و حیله قرار داد تا آنکه توانست وی را در آنچه نباید رخ می‌داد بیندازد؛ حال در مورد انسانی که عقلش در برابر عقل پدرش آدم چون تفی است که در دریا انداخته شود، چه گمانی می‌توان برد؟</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نعمت باز بودن باب توبه</strong></span></h4>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>3- توبه و پشیمانی:</strong></span></h4>
<p>اگر خداوند برای بنده‌ای اراده‌ی خیر کند، دری از درهای توبه و پشیمانی و فروتنی و احساس فقر و نیازمندی به معبود، و استعانت به وی و پناهجویی صادقانه و تضرع مداوم و دعا و نزدیکی از طریق نیکی‌ها را به رویش باز خواهد کرد، تا آنجا که حتی همان گناه برای او سبب رحمت شود تا این که دشمن پروردگار، ابلیس بگوید: کاش او را رها کرده بودم و در گناه نینداخته بودم! و این همان معنای گفته‌ی یکی از سلف است که:</p>
<p>«<span style="color: #0000ff;">بنده، گاه گناهی انجام می‌دهد و به وسیله‌ی همان گناه به بهشت وارد می‌شود و گاه کار نیکی انجام می دهد اما آن کار نیک باعث وارد شدنش به آتش جهنم می گردد!</span>».</p>
<p>گفتند: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ گفت: «ممکن است بنده گناهی انجام دهد و آن گناه همیشه در برابر چشمانش باشد و بر اثر آن همیشه در حالت ترس و گریه و پشیمانی باشد و از پروردگار خود شرم کند و در برابر او فروتن شده و با قلب شکسته به او روی بیاورد. اینجا آن گناه سبب سعادت  بنده و رستگاری وی خواهد شد، تا جایی که آن گناه بر اثر آثار نیکی که بر آن مترتب شده است، از بسیاری از طاعات و کارهای نیک سودمندتر شده و سبب ورود او به بهشت می گردد».</p>
<h4><strong><span style="color: #ff0000;">آفت </span><span style="color: #ff0000;">غرور و خودپسندی</span></strong></h4>
<p>«اما [در مقابل] ممکن است بنده‌ای کار نیکی انجام دهد و همیشه برای آن کار نیک بر پروردگارش منت گذاشته و تکبر ورزد و خود را بزرگ ببیند و از خود راضی شود و بگوید: من چنین و چنان کرده‌ام! در این حالت آن نیکی باعث می‌شود وی دچار خودبینی و کبر و فخرفروشی شود تا جایی که باعث هلاکت وی شود». حال اگر پروردگار برای این بیچاره اراده‌ی خیر کند او را مبتلای چیزی می‌کند که باعث خرد شدن و کوچک شدن وی در نگاه خودش شود؛ و اگر اراده‌ی دیگری کند وی را با خودبینی و تکبرش رها ساخته و این همان <strong>«</strong><span style="color: #0000ff;">خُذلان</span>» است که به هلاکت و نابودی منتهی خواهد شد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌ی توفیق الهی</strong></span></h4>
<p>همه‌ی عارفان بر این اتفاق دارند که <span style="color: #0000ff;">توفیق</span>، آن است که الله متعال تو را به خودت وانگذارد و برعکسِ آن یعنی <span style="color: #0000ff;">خذلان</span> آن است که: خداوند متعال تو را به خودت بسپارد.</p>
<p>پس هرکه خداوند برای او ارده‌ی خیر کند باب ذلت و شکستگی و فروتنی در برابر پروردگار و پناهجویی مداوم به سوی او و نیاز به وی و دیدن عیب‌ها و نادانی‌ها و ستم‌ها و تجاوز‌هایی که بر خود نموده و همچنین دیدن فضل و احسان پروردگار و رحمت و بخشندگی و نیکی و بی‌نیازی و ستایش او را بر وی باز می‌کند.</p>
<p>پس عارف با این دو بال به سوی الله متعال سیر می‌کند و ممکن نیست این مسیر را ادامه دهد مگر با هر دوی این بال‌ها، و هرگاه یکی از این دو بال را از دست دهد به مانند پرنده‌ای خواهد شد که یکی از بال‌هایش را از دست داده باشد.</p>
<p>شیخ الإسلام ابن تیمیه می‌گوید: «<span style="color: #0000ff;">عارف در میان مشاهده‌ی منت الهی و مطالعه‌ی عیب نفس خود و عمل، به سوی الله سیر می‌کند</span>».</p>
<p>و این معنای این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیث صحیح است که می‌فرماید:</p>
<p>« <span style="color: #008000;">سَيِّدُ الِاسْتِغْفَارِ أَنْ تَقُولَ : اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ..</span>» [به روایت امام بخاری]</p>
<p>یعنی: (<span style="color: #008000;">سید الاستغفار آن است که بنده بگوید: بارالها تو پروردگار منی که معبودی به حق جز تو نیست؛ مرا آفریده‌ای و من بنده‌ی توام و من بر پیمان و وعده‌ی تو تا آنجا که بتوانم خواهم ماند؛ از بدی آنچه انجام داده‌ام به تو پناه می‌برم؛ اعتراف می‌کنم به نعمت‌های تو بر خود، و اعتراف می‌کنم به گناهم؛ پس مرا مورد مغفرت قرار ده که هیچ کس جز تو گناهان را مورد مغفرت قرار نمی‌دهد</span>)</p>
<p>در این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">به نعمت تو بر خودم و به گناه خود، اعتراف می‌کنم</span>» میان دیدن منت خداوندی و دیدن عیب نفس و عمل، جمع بسته شده است.</p>
<p>اینچنین، مشاهده‌ی منت خداوندی موجب محبت و حمد و شکر نعمت و احسان وی‌ گردیده و مشاهده‌ی عیب‌های درون، و کوچکی اعمال نیز باعث کوچک شمردن خود در برابر خداوند و ضرورت توبه‌ی دائمی می‌شود.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>مدار بندگی:</strong></span></h4>
<p>مدار بندگی بر دو قاعده بنا شده است که این دو قاعده، اصل و اساس بندگی‌اند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">1- محبت کامل برای خداوند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- ذلت و تواضع کامل در برابر خداوند.</span></p>
<p>منشأ این دو اصل، همان مشاهده‌ی منت خداوندی است که باعث به وجود آمدن محبت خداوند در قلب بنده می‌شود، و همچنین نظر انداختن به عیب‌های بشری و اعمال ناچیز بنده است، که این باعث به وجود آمدن تواضع در برابر خداوند می‌شود.</p>
<p>در صورتی که بنده، سلوک خود به سوی خداوند را بر این دو اصل بنا کند، دشمن او ـ ابلیس لعین ـ هرگز نخواهد توانست بر او پیروز گردد مگر در حال غفلت، که در آن صورت نیز خداوند متعال با رحمت خود، لغزش او را بخشیده و او را به راه باز می‌گرداند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>عوامل استقامت قلب:</strong></span></h4>
<p>همه‌ی این‌ها با استقامت قلب و استقامت اعضای بدن، حاصل خواهند شد؛ استقامت قلب نیز با دو چیز حاصل خواهد شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">1</span><span style="color: #0000ff;">- اول اینکه محبت خداوند نزد بنده بر همه‌ی دوستی‌ها و محبت‌های دیگر مقدم باشد.</span> مثلا اگر محبت خداوند و محبت غیر او در تعارض با هم قرار گرفت، محبت خداوند بر دیگر محبت‌ها سبقت گیرد، که چنین چیزی در ادعا بسیار ساده است اما در عمل دشوار! آنچنان که گفته‌اند: «هنگام امتحان، انسان یا مورد احترام قرار می‌گیرد و یا تحقیر می‌شود!»</p>
<p>چه بسیار اتفاق می‌افتد که شخص، آنچه را که دوست دارد یا آن چیزی را که بزرگتر یا رئیس و یا شیخ وی و یا خانواده و خویشاوندانش دوست دارند، بر محبت خداوند و آنچه او دوست می‌دارد مقدم می‌دارد. محبت خداوند در قلب چنین کسی از دیگر محبت‌ها پیشی نگرفته است و این محبت نیروی محرک او برای انجام اعمال نیست.</p>
<p>سنت خداوند متعال در مورد چنین شخصی اینچنین است که همه‌ی محبت‌های دیگر را برای او مُکدّر و ناخوشایند خواهد ساخت و او، به هیچکدام از چیزهایی که دوست دارد دست نخواهد یافت مگر با سختی و ناخوشی، و این جزای مقدم داشتن هوا و هوس خود و کسانی که دوست می‌دارد بر دوستی و محبت خداوند است.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- دومین چیزی که باعث استقامت قلب می‌شود بزرگ داشتن امر و نهی خداوندی است</span> که این امر ناشی از بزرگ داشتن خداوندی است که امر و نهی از او صادر شده است، زیرا خداوند متعال کسانی را که دستورات و مناهی وی را بزرگ نمی‌دارند مورد نکوهش قرار داده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> مَّا لَكُم لاَتَرجُونَ للهِ وَقَاراً</span><strong> </strong>} [نوح: 13]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">شما را چه شده است که برای خداوند عظمتی قائل نیستید؟</span>)</p>
<p>مفسران، در تفسیر این آیه گفته‌اند: شما را چه شده که از عظمت خداوند متعال پروا ندارید؟</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>حقیقت بزرگ داشت امر و نهی الهی:</strong></span></h4>
<p>چه زیباست سخنی که شیخ الإسلام ابن تیمیه درباره‌ی بزرگداشت امر و نهی گفته است:</p>
<p>«<span style="color: #0000ff;">[این بزرگداشت چنین است] که [فرمانبرداری از خداوند] در معرض رخصت‌تراشی جفا کاران و یا سخت‌گیری و زیاده‌روی غالیان قرار نگیرد و یا دچار اشکالی که فرمانبرداری را دچار ضعف و سستی می‌گرداند، نشود</span>».</p>
<p>معنای سخن شیخ الإسلام چنین است که نخستین مراتب بزرگداشت حق ـ سبحانه و تعالی ـ بزرگداشت امر و نهی اوست، زیرا مومن، خداوند را از طریق رسالتی که توسط پیامبرش ـ صلی الله علیه وسلم ـ به سوی همه‌ی انسان‌ها فرستاده است می‌شناسد، که مقتضای این رسالت، تسلیم بودن در برابر امر و نهی اوست، و این ممکن نیست مگر با بزرگداشت دستورات خداوند و پیروی از آن، و بزرگداشت نهی خداوندی و اجتناب از آن، و اینگونه است که بزرگداشت خداوند متعال توسط انسان مومن نشانه‌ی بزرگداشت صاحب امر و نهی ـ یعنی خداوند متعال ـ توسط اوست.</p>
<p>بر اساس این تعظیم و بزرگداشت است که ایمان و تصدیق نیکان مورد تایید قرار می‌گیرد و از نفاق بزرگ تبرئه می‌شوند. زیرا ممکن است که انسان، امر خداوندی را برای مردم و یا برای به دست آوردن مقام و منزلتی نزد آنان، انجام دهد و از ترس بی‌آبرویی و یا افتادن از چشم مردم و یا عقوبت‌های دنیایی که شریعت برای برخی گناهان قرار داده است، از حرام دوری کند. که این انجام دادن و ترک کردن ناشی از بزرگداشت امر و نهی و بزرگداشت خداوندی که چنین امر و نهیی از سوی او صادر شده است نیست.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌های بزرگداشت اوامر خداوند:</strong></span></h4>
<p>- رعایت کردن اوقات و حدود اوامر خداوند.</p>
<p>- جستجوی ارکان و واجبات اوامر خداوند و کامل انجام دادن آن.</p>
<p>- تلاش در جهت بهتر انجام دادن اوامر خداوندی و به جا آوردن آن در وقت آن.</p>
<p>- شتاب در انجام آن پس از واجب شدن.</p>
<p>- اندوه و ناراحتی و تاسف در صورت فوت شدن یکی از حقوق آن.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>بزرگداشت نماز:</strong></span></h4>
<p>به مانند شخصی که برای از دست دادن نماز جماعت اندوهگین است و می‌داند که حتی اگر نماز فردی او نیز قبول شود اجر 27 برابری که در صورت خواندن آن نماز به صورت جماعت، به دست می‌آورد را از دست داده است.</p>
<p>همچنین اگر نماز اول وقت را از دست بدهد، زیرا نماز اول وقت باعث رضایت خداوندی است، و یا اگر صف اول را از دست بدهد، زیرا فرشتگان بر کسانی که در دست راست آن قرار دارند درود می‌فرستند و اگر بندگان ارزش آن را می‌دانستند برای آن با هم درگیر می‌شدند و ناگزیر برای آن قرعه می‌انداختند.</p>
<p>همچنین از دست دادن خشوع در نماز و حضور قلب در برابر خداوند متعال، که این روح نماز و عصاره‌ی آن است و نماز بدون خشوع و حضور قلب به مانند بدن مرده است که روح در آن نیست.</p>
<p>آیا بنده از این خجالت نمی‌کشد که به بنده‌ای مانند خود برده یا کنیزی مرده هدیه بدهد؟ حال چه خواهد شد اگر همین هدیه را به خدمت پادشاه یا امیری تقدیم کند؟ نماز بدون خشوع و حضور قلب نیز به منزله‌ی همین برده یا کنیز مرده‌ای است که قصد پیشکش کردن آن به پادشاه را دارد. برای همین است که خداوند چنین نمازی را از او نخواهد پذیرفت حتی اگر در احکام دنیا فرض از گردن او ادا شده است اما پاداشی به دست نخواهد آورد، زیرا بنده همان اندازه از نمازش را به دست خواهد آورد که آن را فهمیده باشد. چنانکه در «سُنَن» و «مسند امام احمد» و دیگر منابع حدیثی از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت شده است که فرمودند:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">همانا بنده از نمازش فارغ می‌شود در حالی که جز نصف آن برایش نوشته نشده است، [و یا] تنها یک سوم آن، تا آنکه گفت: [و یا] تنها یک دهم آن</span>» [شیخ آلبانی آن را حسن دانسته است].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">ترجیح اعمال بر اساس آن چیزی است که در قلب است:</span></h4>
<p>باید دانست که دیگر اعمال نیز به همین ترتیب هستند. زیرا اساس ارزش‌گذاری اعمال نزد خداوند بر اساس مقدار ایمانی است که در قلب‌ها وجود دارد و همینطور اخلاص و محبت و توابع آن. بنابر این عملی که کامل است باعث از بین رفتن کامل گناهان می‌شود و عمل ناقص نیز به طور ناقص گناهان را پاک می‌سازد. بر اساس این دو قاعده بسیاری از ابهامات از بین خواهند رفت:</p>
<p>1- ارزش‌گذاری اعمال، بر اساس مقدار ایمانی است که در قلب وجود دارد.</p>
<p>2- پاک شدن گناهان به واسطه‌ی کارهای نیک، بر اساس کمال و یا نقصان آن کار نیک است.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>باطل کننده‌های کارهای نیک:</strong></span></h4>
<p>باطل کننده‌های کارهای نیک و فاسد کننده‌های آن بیشتر از آنی هستند که به شمار آیند. از سویی دیگر، قضیه تنها در خود کار نیک نیست بلکه مساله‌ی مهم‌تر، حفظ کردن آن کار نیک از فساد و بطلان است.</p>
<p>ـ <strong>ریا</strong> ـ هر چند که کوچک باشد ـ باعث باطل شدن کار نیک می‌شود، و ریا ابواب فراوانی دارد که در شمار نمی‌آید.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- انجام دادن عمل بدون پیروی از سنت</span> نیز موجب باطل شدن آن می‌شود.</p>
<p>- همچنین <span style="color: #0000ff;">منت نهادن بر خداوند</span> موجب فاسد شدن آن کار می‌شود.</p>
<p>همینطور منت نهادن در صدقه و کار نیک و صله‌ی رحم باعث فاسد شدن آن می‌شود چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أيُها الذِينَ أمَنُوا لاَ تُبطِلُوا صَدَقَاتَكُم بِالمَنِ والأذَى</span> } [بقره: 264]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقات خود را با منت‌گذاری و آزار، باطل نکنید</span>)</p>
<p>بیشتر مردم از کارهای بدی که باعث از بین رفتن نیکی‌ها می‌شود آگاه نیستند، در حالی که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يّا أيُها الذِينَ أمَنُوا لاَ تَرفَعُوا أصواتَكُم فَوقَ صَوتِ النَّبي وَلاَ تَجهَرُوا لَهُ بِالقَولِ كَجَهرِ بَعضِكُم لبعض أن تحبط أعمالكم وَأنتُم لاَ تَشعُرُونَ </span>} [حُجُرات: 2]</p>
<p>(<span style="color: #800000;">ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدای خود را بر صدای پیامبر بالا نبرید و به مانند بلند سخن گفتنتان در میان همدیگر با او به بلند سخن مگویید که [در نتیجه‌ی آن] کارهایتان باطل شود در حالی که شما احساس نمی‌کنید</span>)</p>
<p>خداوند متعال آنان را از باطل شدن کارهایشان در صورت بلند سخن گفتن با پیامبر، هشدار داده است. در حالی که این کار موجب مرتد شدن نمی‌شود بلکه گناهی است که باعث بی‌ارزش شدن کار نیک می‌گردد در حالی که صاحب آن، احساس هم نمی‌کند. حال در مورد کسی که سخن و روش خود یا دیگران را بر سخن و راه و روش رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مقدم می‌دارد، چه می‌توان گفت؟! آیا چنین کسی جزو آنانی قرار نخواهد گرفت که کارهای نیکشان باطل می‌شود، بی آن که احساس کنند؟</p>
<p>همچنین از جمله مثال‌هایی که برای باطل شدن کارهای نیک می‌توان به آن اشاره نمود این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که نماز عصر را ترک گوید کارهای نیکش باطل شده است</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>بنابر این دانستن آنچه باعث نابودی کار نیک در هنگام انجام آن یا پس از انجام آن خواهد شد، از مهم‌ترین چیزهایی است که بنده باید در پی آن بوده و از انجام آن بر حذر باشد.</p>
<p>در «أثر» معروفی آمده است که: بنده کار نیکی را در پنهان انجام می‌دهد و کسی جز الله از آن مطلع نمی‌شود اما او آن را به دیگران تعریف کرده و آن کار از «دیوان سر» به «دیوان علانیه» منتقل می‌گردد. سپس اگر بنده بخاطر ریا و تعریف دیگران یا امید به منزلت نزد دیگران، آن را برای دیگران تعریف کند، خداوند آن را باطل می‌کند گو اینکه آن را از همان اول برای تعریف دیگران انجام داده باشد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>مدافعه و کشمکش نیکی‌ها وبدی‌ها:</strong></span></h4>
<p>پرسش: حال اگر گفته شود: اگر این شخص از ریای خود توبه کند، آیا ثواب آن کار به او برگردانده خواهد شد؟</p>
<p>پاسخ: آنچه به نظر من می‌رسد ـ والله أعلم ـ این است که نیکی‌ها و بدی‌ها با یکدیگر در تدافع و کشمکش هستند و حکم نهایی برای آنی است که غلبه از آن وی بوده است تا جایی که انگار آن مغلوب هرگز وجود نداشته است.</p>
<p>برای مثال اگر حسنات و نیکی‌های بنده بر بدی‌هایش غالب شود، نیکی‌های بسیارش بدی‌های او را از بین می‌برد، و هر گاه بنده از گناهی توبه کند، این توبه‌اش باعث به دست آمدن نیکی‌های بسیاری می‌شود که چه بسا بیشتر از آن اجری باشد که بر اثر گناه از بین رفته بود.</p>
<p>هر گاه توبه‌ی شخص جدی و صحیح، و از صمیم قلب باشد، همه‌ی بدی‌هایی که پیش از آن انجام داده است را خواهد سوزاند، گو آنکه هرگز وجود نداشته است زیرا: <span style="color: #008000;">«توبه کننده‌ی از گناه به مانند کسی است که گناهی ندارد»</span> [به روایت ابن ماجه].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>گناهان، بیماری‌های قلبند:</strong></span></h4>
<p>بدی‌ها و گناهان در واقع بیماری قلبند، چنانکه تب و دیگر دردها، بیماری بدن به حساب می‌آیند، و بیمار اگر از بیماری‌اش به طور کامل شفا یابد نیروی گذشته‌اش به او برخواهد گشت و چه بسا نیرومندتر از گذشته شود، انگار هرگز بیمار نبوده است.</p>
<p>نیرویی که پس از بیماری به دست می‌آید به منزله‌ی کارهای نیک است و بیماری به منزله‌ی گناهان، و سلامتی و شفا به منزله‌ی توبه است و همانطور که برخی از بیماران به علت ضعف عافیت و شفا، هرگز به سلامتی باز نمی‌گردند، برخی دیگر به همان سلامتی گذشته باز می‌گردند و برخی دیگر به علت قدرت شفا و دوایی که استفاده کرده‌اند، حتی قوی‌تر و سالم‌تر و با نشاط‌تر از گذشته می‌شوند. و چه بسا که بیماری، سبب سلامت و بدنی سالم‌تر شود، چنانکه شاعر می‌گوید:</p>
<p style="text-align: center;"><em>چه بسا سرزنشِ تو عاقبت نیک به همراه داشته باشد</em></p>
<p style="text-align: center;"><em>و چه بسا بدن‌هایی که با بیماری به سلامت رسیده‌اند</em></p>
<p>همینطور بنده پس از توبه یکی از این سه حالت را خواهد داشت. [اگر توبه‌اش قوی باشد، یا به مانند گذشته و یا بهتر از گذشته خواهد شد و اگر توبه‌اش ضعیف باشد کاملا از عواقب گناه رهایی نخواهد یافت].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌های بزرگداشت نهی خداوند:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">1- تلاش برای دوری از اسباب گناه و آنچه که به سوی گناه دعوت می‌کند و دوری از هر وسیله‌ای که انسان را به گناه نزدیک می‌سازد. به مانند کسی که از جاهایی که تصاویر فتنه‌آمیز در آنجا موجود است، دوری می‌کند از ترس آنکه مورد فتنه واقع نشود.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- خشمگین شدن به خاطر خداوند، در صورت زیر پا نهاده شدن نهی خداوندی.</span></p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نشانه‌های بزرگداشت امر و نهی خداوندی:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">1- اینکه اوامر و نواهی خداوندی با رخصت‌تراشی و یا سخت‌گیری بی‌مورد، زیر پا نهاده نشوند، زیرا هدف نهایی همان راه راستی است که رونده‌ی خود  را به خداوند می‌رساند.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">2- اینکه امر خداوندی را به سبب چیزی که باعث ضعیف شدن تسلیم در برابر خداوند می‌شود انجام ندهد. بلکه تسلیم دستور خداوند و حُکم او شود، چه حکمت شرع برای او مشخص باشد و چه حکمت امر و نهی خداوند را نداند.</span></p>
<h4><strong>منبع: </strong></h4>
<p><span style="color: #888888;">این مطلب ترجمه‌ای است از: کتابچه‌ی « رسالة في تزكية النفوس منتقاة من كلام ابن القيم»</span></p>
<p><span style="color: #888888;">ناشر: بخش علمی «دار الوطن»</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3266/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتابچهٔ «نام‌گذاری فرزندان در اسلام»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3094</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3094#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 May 2010 16:32:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و خانواده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3094</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: صادق رجبیان تمک یکی از امور پسندیده‌ی اجتماعی آن است که پس از تولد فرزند، پدر و مادر برای او نامی انتخاب می‌کنند تا با آن شناخته شود و برای دور و نزدیک قابل شناسایی باشد و چون شریعت اسلامی کامل شد و هیچ موردی را فروگذار نکرده است، به این نکته نیز توجه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3535" href="http://www.bidary.net/archives/3094/namgozari-farzandan-4"><img class="alignright size-full wp-image-3535" title="namgozari-farzandan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/namgozari-farzandan1.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>نویسنده: صادق رجبیان تمک</h4>
<p>یکی از امور پسندیده‌ی  اجتماعی آن است که پس از تولد فرزند، پدر و مادر برای او نامی انتخاب می‌کنند تا با آن شناخته شود و برای دور و نزدیک قابل شناسایی باشد و چون شریعت اسلامی کامل شد و هیچ موردی را فروگذار نکرده است، به این نکته نیز توجه نموده و به آن اهمیت داده است و احکامی وضع نموده که نشانگر توجه این عقیده‌ی والا به موضوع فوق است، تا امت اسلامی تمامی مسائل مربوط به نوزاد را هم بداند و تمامی آنچه را که باعث ارتقاء و تکامل شخصیت و تربیت او می‌گردد بشناسد و بکار گیرد&#8230; [از متن کتابچه]<span id="more-3094"></span></p>
<p>—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/namgozari-farzandan.zip"> دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/namgozari-farzandan.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3094/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرگ در می‌زند&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2617</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2617#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2010 18:39:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2617</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: محمد جمال‌زهی - آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; - نه!!! - متأسفانه فوت شده &#8230; - «إنا لله و إنا إلیه راجعون» افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2621" title="marg-dar-mizanad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/marg-dar-mizanad.jpg" alt="marg-dar-mizanad" width="100" height="112" />نویسنده: محمد جمال‌زهی</h4>
<p>- آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230;</p>
<p>- نه!!!</p>
<p>- متأسفانه فوت شده &#8230;</p>
<p>- «إنا لله و إنا إلیه راجعون»</p>
<p>افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟<span id="more-2617"></span></p>
<p>مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230;</p>
<p>بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد [از متن کتاب]</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
<div id="_mcePaste" style="overflow: hidden; position: absolute; left: -10000px; top: 0px; width: 1px; height: 1px;"><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:SimSun; 	panose-1:2 1 6 0 3 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:宋体; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} @font-face 	{font-family:"B Lotus"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"B Badr"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"Traditional Arabic"; 	panose-1:2 1 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 0 0 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"\@SimSun"; 	panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	text-align:right; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:SimSun; 	mso-bidi-font-family:"Traditional Arabic"; 	mso-bidi-language:AR-SA;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><!--[if gte mso 10]> <mce:style><!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} --> <!--[endif]--></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">نه!!! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">متأسفانه فوت شده &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><strong><span style="font-size: 16pt; font-family: &quot;B Badr&quot;;" lang="FA">«إنا لله و إنا إلیه راجعون» </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230; .</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2617/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «قواعد فهم عقیده و رفتار با مخالف»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1572</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1572#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Nov 2009 17:33:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[دعوت اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1572</guid>
		<description><![CDATA[استاد دکتر احمد بن سعد / ترجمه: ابوعمر انصاری می دانیم که این دین برای همه ی انسانهاست، نه فقط برای گروهی مشخص که هرآنکس را بخواهند وارد و هر کس را که نخواسته از دین خارج کنند. و اینکه اختلاف امری است حتمی که نمی توانیم آنرا به طور کامل برداریم زیرا عقل و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-1573" title="zavabete-fahme-aqeede" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/zavabete-fahme-aqeede.jpg" alt="zavabete-fahme-aqeede" />استاد دکتر احمد بن سعد / ترجمه: ابوعمر انصاری</h4>
<p>می دانیم که این دین برای همه ی انسانهاست، نه فقط برای گروهی مشخص که هرآنکس را بخواهند وارد و هر کس را که نخواسته از دین خارج کنند.</p>
<p>و اینکه اختلاف امری است حتمی که نمی توانیم آنرا به طور کامل برداریم زیرا عقل و درک ها متفاوت است و زبانها، معانی، علوم دین و احکامش وسیع هستند.</p>
<p>و هرکس گمان کند که می تواند انسانها را با یک فکر و فهم متفق کند اشتباه کرده است.<span id="more-1572"></span></p>
<p>این تصور می تواند سبب ازدیاد اختلافات و وسعت دشمنی ها شود و امور بر اساس نتایج آن سنجیده می شوند.</p>
<p>ما می گوییم: باید سه جنبه در انسان‌ها پرورش داده شود:</p>
<h4>اول: جنبه ی علمی</h4>
<h4>دوم: جنبه ی دینی</h4>
<h4>سوم: جنبه ی عقلی</h4>
<p>ممکن است شخصی را ببینی که علم و دین دارد ولی عقل ندارد یا عقلش کامل نیست، این انسان بیشتر از اینکه اصلاح کند تخریب می کند.</p>
<p>پس باید هر سه جنبه را پرورش داد، علم را پروراند، دین را قوی کرد و عقل را بیدار نمود.</p>
<p>بعد از این به برادران جوان می گوییم که علم سه مرحله دارد</p>
<h4>اول: حفظ نص</h4>
<h4>دوم: فهم معنای آن</h4>
<h4>سوم: چگونگی تطبیق این نص با پیشامد ها</h4>
<p>زیرا ممکن است انسان نص را حفظ کند و معنایش را هم بداند ولی در تطبیق آن در حوادث دچار اشتباه شود</p>
<p>همانند زمانی که شخصی به سخن علما بر می خورد که: هر کس چنین و چنان کند، او کافر یا مبتدع یا مانند آن است و سپس شخصی را ببیند که آن سخن را گفته پس به او حکم کفر می دهد.</p>
<p>در حالی که اهل علم بین تکفیر مطلق و تکفیر معین فرق می گذارند.</p>
<p>آنها می گویند: اگر کسی چنین بگوید او کافر شده ولی زمانی که با شخصی که این سخن را گفته مواجه شوند او را تکفیر نمی کنند زیرا تطبیق حکم بر اشخاص دارای شروط و موانعی است.</p>
<p>سپس تحقیق کرده و نگاه می کنند، اگر همه ی شروط را داشت و موانعی، نداشت بر او حکم را اطلاق می کنند. و اگر همه این شروط را یا بعضی از آن را نداشت این حکم را بر او صادر نمی کنند.</p>
<p>این وصیت برادری دلسوز است که دو موضوع از مهمترین مسائلی که جوانان بیداری با آن مواجهند را در بر دارد</p>
<h4>موضوع اول: ضوابط فهم عقیده</h4>
<h4>و موضوع دوم: ضوابط برخورد با مخالف</h4>
<p>از الله عزوجل درخواست می کنم که برای نویسنده و خواننده مفید واقع شود. براستی که او شنوا و اجابت کننده است و صلی الله علی نبینا محمد و آله و سلم [از مقدمه ی کتاب]</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/zavabete-fahme-aqeede1.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/zavabete-fahme-aqeede.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1572/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سرنوشت احادیث؛ از دوران رسول الله (صلی‌الله‌علیه وآله وسلم) تا عمربن عبدالعزیز</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1237</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1237#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Feb 2009 09:58:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1237</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری و نگارش: ابوعمر انصاری در بین برخی چنین شایع است که احادیث رسول الله صلی الله و علیه و آله و سلم بیش از صد سال بدون اینکه نوشته شود، سینه به سینه در میان مسلمانان نقل شده، تا اینکه زمان عمربن عبدالعزیز رحمه الله این احادیث به دستور وی بر روی کاغذ مکتوب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1450" title="sarnevesht-hadith" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/02/sarnevesht-hadith.jpg" alt="sarnevesht-hadith" />گردآوری و نگارش: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>در بین برخی چنین شایع است که احادیث رسول الله صلی الله و  علیه و آله و سلم بیش از صد سال بدون اینکه نوشته شود، سینه به سینه در میان  مسلمانان نقل شده، تا اینکه زمان عمربن عبدالعزیز رحمه الله این احادیث به دستور وی  بر روی کاغذ مکتوب شده است.</p>
<p>لذا افرادی که منتظر بهانه برای وارد کردن طعن به  دومین منبع اصیل اسلام یعنی سنت هستند فرصت را غنیمت شمرده، از این اشتباه غیر علمی  سود برده و برای خود داستانها ساخته تا شاید به گمان باطل دلهایی را به بیراهه  کشانده و بگویند از کجا معلوم احادیثی که پس از یک قرن بدون نوشتن رها شده ساخته ی  فکر جاعلان و دروغگویان نباشد؟ [از متن  کتابچه]<span id="more-1237"></span></p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span><br />
<a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/sarnevesht-hadith.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a><br />
<a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/sarnevesht-hadith.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a><br />
<span style="color: #888888;"> (برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را  انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1237/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قرآن کتابی شگفت‌انگیز</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1091</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1091#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 20 Jan 2009 23:51:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1091</guid>
		<description><![CDATA[گری میلر / ترجمه: صلاح الدین توحیدی شگفت‌نگیز دانستن قرآن فقط به مسلمانانی که این کتاب برایشان ارجمند و مورد احترام است، مربوط نمی‌شود بلکه غیر مسلمانان نیز آن را کتابی شگفت‌انگیز می‌دانند و حتی افرادی نیز که به شدت از اسلام متنفرند، به شگفت‌انگیز بودن آن اقرار می‌کنند . آن چیزی که مایه‌ی تعجب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1945" title="Quran-shegeftangiz" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/01/Quran-shegeftangiz.jpg" alt="Quran-shegeftangiz" width="80" height="107" />گری میلر / ترجمه: صلاح الدین توحیدی</strong></h4>
<p>شگفت‌نگیز دانستن قرآن فقط به مسلمانانی که این کتاب برایشان ارجمند و مورد احترام است، مربوط نمی‌شود بلکه غیر مسلمانان نیز آن را کتابی شگفت‌انگیز می‌دانند و حتی افرادی نیز که به شدت از اسلام متنفرند، به شگفت‌انگیز بودن آن اقرار می‌کنند .</p>
<p>آن چیزی که مایه‌ی تعجب غیر مسلمانانی که این کتاب را به دقت مورد مطالعه قرار داده‌اند، می‌باشد این است که قرآن، خود را آن گونه که آنان انتظار داشتند، نشان نداد. [از متن کتاب]<span id="more-1091"></span></p>
<p>مقاله‌ای که در برابر خود دارید یکی از مقالات کتاب &#8220;قرآن کتابی شگفت انگیز&#8221; است که مجموعه‌ای است از مقالات در باب قرآن و اعجاز آن. این مقاله به ابعادی متفاوت از اعجاز در کتاب خداوند می‌پردازد که شاید کمتر به آن پرداخته شده است.</p>
<p>کتاب مورد نظر را آقای صلاح الدین توحیدی به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب نام خود را از مقاله‌ی اول این کتاب که همین مقاله‌ی &#8220;قرآن کتابی شگفت‌انگیز&#8221; است و نوشته‌ی آقای گری میلر می‌باشد، برگرفته است.</p>
<p>بررسی این موضوع که قرآن چیست؟ و اینکه اگر وحی خداوندی نیست پس ممکن است چه چیزی باشد و به عبارتی دیگر چگونه می‌توان آن را توجیه نمود دغدغه‌ی اصلی نویسنده‌ی این مقاله می‌باشد.</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/Quran-shegeftangiz1.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/Quran-shegeftangiz1.pdf"> دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1091/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «عثمان بن ابی العاص؛ فاتح جزیره‌ی قشم»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/562</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/562#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 20:28:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاريخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[نام‌های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[صحابه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=562</guid>
		<description><![CDATA[شیخ موسی بازماندگان به امر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) عثمان (رضی الله عنه) امیر طائف ماند تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) وفات نمودند با وفات پیامبر(صلی الله علیه وسلم) بعضی عرب ها از جمله اهل طائف مرتد شدند ولی عثمان (رضی الله عنه) با حکمت و زیرکی اهل طائف را مخاطب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-1609" title="othman-ibn-abilas" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/othman-ibn-abilas.jpg" alt="othman-ibn-abilas" /><strong>شیخ  موسی بازماندگان </strong></h4>
<p>به امر پیامبر (صلی الله علیه وسلم) عثمان (رضی الله عنه) امیر طائف ماند تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) وفات نمودند با وفات پیامبر(صلی الله علیه وسلم) بعضی عرب ها از جمله اهل طائف مرتد شدند ولی عثمان (رضی الله عنه) با حکمت و زیرکی اهل طائف را مخاطب قرار داد و گفت:</p>
<p>«يا ابناء ثقيف! كنتم آخر من أسلم، فلا تكونوا أول من ارتد» ای فرزندان ثقیف! شما آخرین گروهی بودید که ایمان آوردید؛ پس اولین گروهی نباشید که مرتد می شوید.<span id="more-562"></span></p>
<p>در نتیجه توانست در حالی که اکثر قبائل مرتد شده بودند از مرتد شدن طائفه ی خود جلوگیری کند&#8230; [از متن کتاب]</p>
<p style="text-align: right;">این کتاب نگاهی است گذرا به زندگی عثمان بن ابی العاص فاتح جزیره  قشم.</p>
<p style="text-align: right;"><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/othman-ibn-abelas.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/othman-ibn-abelas.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/562/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «حسد؛ از بیماری‌های قلب»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/508</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/508#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 06:24:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=508</guid>
		<description><![CDATA[شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) / ترجمه: علی صارمی این کتاب بخشی از کتاب «قلب های بیمار و مداوای آن» است. این کتاب مجموعه‌ای از بیماری های قلبی و راه مداوای آنها را بیان می‌کند. نوشتاری که در پیش روی دارید به آفت حسد و راهکار مداوای آن می‌پردازد. &#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212; دریافت کتاب به صورت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/508"><img class="alignright size-full wp-image-3655" title="hasad-bimari-qalb" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/hasad-bimari-qalb.jpg" alt="" width="80" height="96" /></a>شیخ الاسلام ابن تیمیه (رحمه الله) / ترجمه: علی صارمی</h4>
<p>این کتاب بخشی از کتاب «قلب های بیمار و مداوای آن» است. این کتاب مجموعه‌ای از بیماری های قلبی و راه مداوای آنها را بیان می‌کند. نوشتاری که در پیش روی دارید به آفت حسد و راهکار مداوای آن می‌پردازد.<span id="more-508"></span></p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/hasad-bimari-qalb.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/hasad-bimari-qalb.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/508/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «ترجمه‌ی فارسی ریاض الصالحین»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/506</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/506#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 06:18:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=506</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: امام ابی زکريا يحيی بن شرف نووی دمشقی ترجمه و شرح: استاد عبد الله خاموش هروی ریاض الصالحین مجموعه ای زیبا از احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است که توسط امام نووی جمع آوری شده است. هدف امام نووی از جمع آوری این مجموعه از احادیث گردآوری کتابی است جامع برای تزکیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-1846" title="riadh" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/riadh.jpg" alt="riadh" width="80" height="116" />نویسنده: امام ابی زکريا يحيی بن شرف نووی دمشقی</h4>
<h4>ترجمه و شرح: استاد عبد الله خاموش هروی</h4>
<p>ریاض الصالحین مجموعه ای زیبا از احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم است که توسط امام نووی جمع آوری شده است. هدف امام نووی از جمع آوری این مجموعه از احادیث گردآوری کتابی است جامع برای تزکیه ی نفس و سلوک رهپویان خوشبختی بسوی بهشت و رضایت الهی.<span id="more-506"></span></p>
<p>این مجموعه ی ارزشمند از باب اخلاص نیت شروع می شود و قدم به قدم سالک را بر اساس هدایت و روش نبوی صحیح به سوی سرمنزل مقصود می رساند.<br />
روش امام نووی در این کتاب بدینصورت است که نخست آیاتی از کلام الله را که مرتبط با باب مورد نظر است آورده و سپس به ذکر احادیث مربوط به آن باب می پردازد.</p>
<p>این کتاب به دستان توانای استاد خاموش هروی به فارسی ترجمه شده و در اختیار شما عزیزان قرار می گیرد.</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/reyaz.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><span style="color:#888888;">منبع اصلی:<a href="http://www.islam411.com/"> سایت اسلام 411</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/506/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «تفسیر بزرگترین سورهٔ قرآن»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/432</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/432#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 04:14:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=432</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: علی صارمی &#8230;این سوره شامل هر سه نوع بندگی خداوند &#8211; توحید الوهیت، ربوبیت و اسماء و صفات &#8211; می‏‌باشد، خصوصاً توحید الوهیت و یا همان پرستش مطلق خداوند، که آن را بندگی واقعی نیز تعبیر می‏‌نمایند به خاطر همین پرستش و توحید الوهیت است که خداوند جهان را خلق کرده است و انسان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3695" href="http://www.bidary.net/archives/432/hamd_tafseer"><img class="alignright size-full wp-image-3695" title="hamd_tafseer" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/hamd_tafseer.jpg" alt="تفسیر بزرگترین سورهٔ قرآن (سورهٔ حمد)" width="80" height="98" /></a>نویسنده: علی صارمی</strong></h4>
<p>&#8230;این سوره شامل هر سه نوع بندگی خداوند &#8211; توحید الوهیت، ربوبیت و اسماء و صفات &#8211; می‏‌باشد، خصوصاً توحید الوهیت و یا همان پرستش مطلق خداوند، که آن را بندگی واقعی نیز تعبیر می‏‌نمایند به خاطر همین پرستش و توحید الوهیت است که خداوند جهان را خلق کرده است و انسان را به آن مکلف کرده و پیامبران (علیهم السلام) را برای دعوت به سوی این پرستش مبعوث کرده، همچنانکه اوج این مبحث در این آیه بیان شده است&#8230;<span id="more-432"></span></p>
<p>&#8230;برای رسیدن به هدفم در این کتاب از منابع معتبری استفاده کرده‏‌ام که مهم‌ترین آنها تفسیر طبری، ابن کثیر و مختصر تفسیر ابن کثیر است و تمام اقوالی را که در مورد بزرگی و تفسیر سوره فاتحه وجود دارند در این کتاب آورده‏‌ام، همچنین اکثر آیات و احادیثی که می‏‌توانستند در تبین بحثمان سودمند باشند را نقل کرده‌‏ام&#8230;</p>
<p style="text-align: center;">—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/tafsir_Hamd.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/tafsir_Hamd.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/432/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «جایگاه و منزلت سنّت در اسلام»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/430</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/430#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 04:13:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=430</guid>
		<description><![CDATA[علامه‌ی محدث محمدناصرالدین آلبانی (رحمه الله) &#8230; مـتأسفانه امروزه کتابهای زیادی درباره شریعت و اعتقادات اسلامی و عقیدهٔ اهل سنت و جماعت نوشته می‌شوند و نویسندگان این کتابها، به اقرار خودشان می‌گویند که ما برای نوشتن این کتاب‌ها هیچگونه مراجعه‌ای به احادیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نداشته و فقط به قرآن مراجعه کرده‌ایم، در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3692" href="http://www.bidary.net/archives/430/sonnat-albany-2"><img class="alignright size-full wp-image-3692" title="sonnat-albany" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/sonnat-albany.jpg" alt="جایگاه و منزلت سنت در اسلام" width="80" height="119" /></a>علامه‌ی محدث محمدناصرالدین آلبانی (رحمه الله)</strong></h4>
<p>&#8230; مـتأسفانه امروزه کتابهای زیادی درباره شریعت و اعتقادات اسلامی و عقیدهٔ اهل سنت و جماعت نوشته می‌شوند و نویسندگان این کتابها، به اقرار خودشان می‌گویند که ما برای نوشتن این کتاب‌ها هیچگونه مراجعه‌ای به احادیث پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نداشته و فقط به قرآن مراجعه کرده‌ایم، در حالیکه می‌دانیم شریعت و اعتقادات اسلامی تنها قرآن نیست بلکه احادیث پیامبر(صلی الله علیه وسلم) هم جزو شریعت اسلام است، و قرآن و حدیث پیوسته و همیشه با هم هستند و مانند دو بال، برای پرواز عمل می‌کنند و پرواز با یک بال ممکن نیست.<span id="more-430"></span></p>
<p>کسی که به یکی از آن دو دست بگیرد و از آن، پیروی کند در اصل به هیچکدام دست نگرفته و از هیچکدام پیروی نکرده است، زیرا هر یک از آن دو به پیروی و دست گرفتن به دیگری امر می‌کنند، همچنانکه خداوند در آیات متعددی به این مطلب اشاره کرده است و می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«من يطع الرسول فقد أطاع الله»</span> (نساء / 80)</p>
<p style="text-align: right;">«هر کس از پیامبر اطاعت کند به حقیقت از خداوند اطاعت کرده است».</p>
<p style="text-align: center;">—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/Jayegahe_sonat.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/430/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کتاب «پیروی از کتاب، سنت و فهم سلف صالح»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/428</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/428#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 04:12:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=428</guid>
		<description><![CDATA[محمد بن حمد الحمود النجدی / ترجمه: علی صارمی &#8230; پیروی کردن از أولی الأمر ـ عالمان و حاکمان اسلامی ـ در راستای پیروی کردن آنها از خدا و رسولش است و به همین دلیل است که خداوند در این آیة سورة نساء عامل ـ أطیعوا ـ را در هنگام ذکر أولی الأمر تکرار نکرده، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3689" href="http://www.bidary.net/archives/428/peyravi"><img class="alignright size-full wp-image-3689" title="peyravi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/peyravi.jpg" alt="" width="74" height="66" /></a>محمد بن حمد الحمود النجدی</strong><strong> / ترجمه: علی صارمی</strong></h4>
<p>&#8230; پیروی کردن از أولی الأمر ـ  عالمان و حاکمان اسلامی ـ در راستای پیروی کردن آنها از خدا و رسولش است و به همین  دلیل است که خداوند در این آیة سورة نساء عامل ـ أطیعوا ـ را در هنگام ذکر أولی  الأمر تکرار نکرده، ولی در هنگام ذکر «رسول» عامل ـ أطیعوا ـ را تکرار کرده است.<span id="more-428"></span>تا  این طور تصور نشود همچنانکه أولی الأمر پیروی می‌شود پیامبر نیز آنگونه پیروی  می‌شود، و نتیجه گرفته شود که پیروی از اولی الأمر و پیامبر در یک راستا قرار  دارند، که این گمان نادرستی است&#8230;</p>
<p style="text-align: center;">—————————————————————————————————————————————</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/peyravi-salaf.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
<p><img src="/DOCUME~1/SEPEED~1/LOCALS~1/Temp/moz-screenshot.jpg" alt="" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/428/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

