<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; خطبه‌های حرمین</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/farsi/khotbeha/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Sat, 07 Apr 2012 20:51:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>کارهای آسان، پاداش‌های بزرگ</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4219</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4219#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 19 Feb 2012 21:33:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4219</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالمحسن القاسم مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۵ ربیع الاول ۱۴۳۳ برابر با ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۰ خطبهٔ اول: ستایش ویژهٔ خداوند است، او را ستوده و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر عبدالمحسن القاسم</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۵ ربیع الاول ۱۴۳۳ برابر با ۲۸ بهمن ماه ۱۳۹۰<span id="more-4219"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش ویژهٔ خداوند است، او را ستوده و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله و محمد، بنده و پیامبر اوست، درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای بندگان خدا، تقوای او را آنگونه که شایسته است پاس دارید که هر که تقوای پروای پروردگار داشته باشد درجاتش بالا رود و عاقبتش نیک گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">هرگاه خداوند اراده کند بنده‌اش را با شناخت و محبت خود بزرگ دارد سینه‌ٔ او را برای پذیرش صفات خود گشاده می‌گرداند و از جمله صفات او ـ سبحانه و تعالی ـ کَرَم و بذل خیر بسیار و عطای جزیل است و همچنین شکر از صفات اوست، که کار کم را شکر گفته و برای آن پاداش بسیار و چند برابر عطا می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #993300;">إنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَكُورٌ</span>} [فاطر: 34]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا پروردگار ما بسیار آمرزنده و بسیار شکرگزار است)</p>
<p style="text-align: justify;">کمترین میزان چند برابر شدن نیکی‌ها توسط خداوند، ده برابر شدن آن، و به دست آوردن بهشت‌های پرنعمت است. انسان مسلمان هیچ کار نیکی را کم نمی‌شمارد زیرا او نمی‌داند کدام عمل او باعث بهشتی شدن او می‌شود و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را چنین توصیه می‌کند که: «<span style="color: #008000;">هیچ کار نیکی را حقیر مدان</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «برای انسان مسلمان شایسته است که در انجام هیچ خیری زهد نورزد و برای دوری از هیچ گناهی کوتاهی نکند، زیرا او نمی‌داند با کدام نیکی رحمت خداوند را به دست می‌آورد و با کدام بدی دچار خشم او خواهد شد».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال برای انجام برخی از اعمال آسان پاداش‌های چند برابری را قرار داده است زیرا توحید، دین اهل فطرت است و پاداش آن بهشت؛ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هرکه در حالی به دیدار خداوند برود که چیزی را با او شریک نساخته است وارد بهشت می‌شود» [به روایت مسلم] و می‌فرماید: «هر که آخرین سنخنش در دنیا «لا إله إلا الله» باشد به بهشت داخل می‌شود</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در برابر فروع عبادات که هر روز و شب تکرار می‌شوند گناهان را می‌بخشد و درهای بخشت را باز می‌کند. پاکی را نصف ایمان دانسته و مسواک زدن باعث رضایت او می‌شود و «<span style="color: #008000;">هر که وضو گیرد و به نیکی آن را انجام دهد گناهانش از بدن او خارج می‌شود تا آنکه از زیر ناخن‌هایش بیرون می‌آید و هر که پس از پایان یافتن وضو بگوید: « أشهدُ أن لا إله إلا الله، وأن محمدًا عبدُ الله ورسوله» درهای هشتگانهٔ بهشت برای او گشوده می‌شود که از هر کدام که بخواهد وارد شود</span>». [به روایت مسلم] و «<span style="color: #008000;">هر که وضو گیرد و به نیکی آن را به جا آورد سپس با حضور قلب دو رکعت نماز به جای آورد بهشت بر او واجب می‌شود</span>» [به روایت نسائی]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال گام‌های شخص به سوی نماز را چنین به شمار می‌آورد که یکی از آن‌ها گناهی را پاک می‌کند و دیگری یک درجه بر درجات او می‌افزاید و کسی که برای نماز اذان دهد تا جایی که صدایش می‌رود مورد آمرزش قرار می‌گیرد و هر تر و خشکی برای او گواهی می‌دهد و هر که صدای موذن را شنید و به مانند آنچه او گفت به زبان آورد اجری به مانند اجر وی خواهد داشت و «<span style="color: #008000;">هنگامی که موذن «أشهد أن محمداً رسول الله» می‌گوید، هر کس صدایش را بشنود بگوید: «وأنا أشهدُ، رَضِيتُ باللهِ ربًّا، وبِمُحمَّدٍ رَسولاً، وبِالإسلامِ دينًا» گناهش آمرزیده می‌شود</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین به سبب فضیلت نماز و جایگاه والای آن اجر آن نیز عظیم است، هر که صبح و شب به مسجد رود با هر رفتن او برایش بساز یک مهمانی در بهشت آماده می‌شود و نماز جماعت بر نماز انفرادی بیست و هفت درجه برتری دارد و هر که نماز صبح را به جای آورد تا شب در عهد و امان خداوند است.</p>
<p style="text-align: justify;">هر که بر نماز عصر پایبندی نماید اجر او دوبرار می‌شود. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">این نماز بر کسانی که پیش از شما بودند عرضه شد پس آن را ضایع ساختند پس هر که بر آن محافظت نماید اجر وی دو برابر خواهد بود</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که نماز عشاء را در جماعت به جای آورد به مانند آن است که نصف شب را نماز گزارده است و هر که نماز صبح را در جماعت به جای آورد به مانند آن است که همهٔ شب را در نماز بوده است.</p>
<p style="text-align: justify;">دو رکعت پیش از نماز فجر بهتر از دنیا و مافیها است و هر که در یک شبانه روز 12 رکعت نمازهای سنت را به جای آورد خداوند برای او خانه‌ای در بهشت می‌سازد و دو رکعت ضحی (یعنی چاشت) شکر نعمت همهٔ مفاصل انسان را ادا می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین خداوند متعال در نماز اذکاری قرار داده است که پاداش‌هایی چند برابر دارد. مردی پشت سر پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به نماز ایستاد پس هنگامی که سرش را از رکوع بلند کرد گفت: «ربَّنا ولك الحمدُ حمدًا كثيرًا طيبًا مُبارَكًا فيه» پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">سی و چند فرشته را دیدیم که از هم سبقت می‌گیرند که کدام یک زودتر آن را بنویسد</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">آمین گفتن به همراه امام در آخر سورهٔ فاتحه در نماز اگر با آمین گفتن ملائکه همراه شود باعث آمرزش شخص می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">و «<span style="color: #008000;">هر که آیة الکرسی را پس از هر نماز بخواهند چیزی میان او بهشت نیست مگر مرگ</span>» [به روایت نسائی]</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که پس از نماز مغرب هفت بار بگوید: «اللهمَّ أجِرني من النّار» اگر همان شب بمیرد از آتش نجات می‌یابد، و هر که آن را پس از نماز صبح بگوید و همان روز بمیرد از آتش نجات می‌یابد.</p>
<p style="text-align: justify;">کتاب خدا، کتابی است مبارک که هر که هر چه بیشتر به آن نزدیک شود مقامش والا شود، و هر که حرفی از آن بخواند برای هر حرف آن یک حسنه دارد و هر حسنه ده برابر می‌شود، و {<span style="color: #993300;">قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ</span>} معادل یک سوم قرآن است و هر که آن را دوست بدارد بهشتی است. مردی از انصار گفت: «ای رسول خدا! من آن را (یعنی سورهٔ اخلاص را) دوست می‌دارم» رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">دوست داشتن آن باعث وارد شدن تو به بهشت گردید</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">«<span style="color: #008000;">در روز قیامت به قاری قرآن گفته می‌شود: بخوان و بالا برو و به ترتیل بخوان چنانکه در دنیا به ترتیل می‌خواندی زیرا منزلت تو نزد آخرین آیه‌ای است که می‌خوانی</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p style="text-align: justify;">اسلام رابطهٔ برادری و محبت میان مسلمانان را بزرگ داشته و اجر فراوانی برای کسانی که آن را محکم سازند قرار داده است، برای همین هر دو مسلمانی که به هم برسند و با هم مصافحه کنند مورد آمرزش قرار می‌گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">و «<span style="color: #008000;">هنگامی که مسلمانی به عیادت برادر مسمان خود رود در همچنان در خُرفه‌ای از بهشت است</span>» گفتند: خرفهٔ بهشت چیست ای رسول خدا؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">ثمرات آن</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">سخن نیک نیز خود یک صدقه است. و هر که در تشییع جنازه شرکت کند تا بر آن نماز گزارند یک قیراط اجر دارد و هر قیراط به اندازهٔ کوه احد است و هر که تا دفن آن بماند دو قیراط اجر دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">هر که به مسلمانان نیکی کند و دین خدا را یاری دهد پیروز شده و مقام والا یافته است، هر که برای خداوند مسجدی بسازد برای او خانه‌ای در بهشت ساخته می‌شود و هر که یتیمی را کفالت کند در بهشت همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خواهد بود، و «<span style="color: #008000;">تلاش کننده برای بیوه‌زنان و مسستمندان به مانند کسی است که نماز می‌گذارد و خسته نمی‌شود و به مانند روزه‌داری است که افطار نمی‌کند</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">آنکه صدقه می‌دهد صدقه‌اش نزد خداوند عظیم می‌شود، خرمایی که صدقه داده می‌شود به خداوند می‌رسد و خداوند آن را پرورش داده تا به اندازهٔ یک کوه می‌گردد و هر که صدقه‌ای دهد و آن را مخفی دارد حتی اگر کم باشد، خداوند در روز قیامت او را در سایهٔ عرش خود می‌دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که به انجام دهندهٔ نیکی بگوید: «جزاك الله خیرا» او را ثنای بسیار گفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">اصلاح میان خویشان و آشنایان و دیگر مردم بهتر از درجهٔ روزه و نماز و صدقه است، و به سبب بزرگی حُرمت مسلمان نزد خداوند، هر که آزاری را از او دور کند به بهشت وارد شود. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">مردی را دیدم که در بهشت گردش می‌کرد، به سبب آنکه درختی را که باعث آزار مردم بود از راه آن‌ها برداشته بود</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">بلکه حتی اگر کسی به حیوانات نیکی کند خداوند، او را شاکر می‌شود: «<span style="color: #008000;">مردی سگی دید که از تشنگی لَه لَه می‌زد پس او را آب داد، پس خداوند، او را سپاس گفت و آمرزید</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین خداوند متعال از روی کَرَم و بزرگواری خویش کلماتی اندک از اذکار را برگزیده و اجر آن را بسیار قرار داده است، «الحمدلله» ترازوی عمل را پر می‌کند، و هر که بگوید: «سُبحانَ الله العظیمِ وَبِحمدِه» برای او در بهشت نخلی کاشته می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">«سبحانَ الله وَبِحَمدِه، سُبحانَ اللهِ العَظیم» دو ذکری هستند که بر زبان سبک و در ترازوی عمل، سنگین و نزد خداوند رحمان محبوبند.</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که در یک روز صد بار بگوید: «سُبحانَ اللهِ وَبَحَمِده» گناهانش پاک می‌شود حتی اگر به مانند کف دریا باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">و «<span style="color: #008000;">هر که صد بار «سُبحانَ الله» بگوید، برای او هزار نیکی نوشته یا هزار بدی از او پاک می‌شود</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">«لا حول ولا قوة إلا بالله» گنجی از گنج‌های بهشت است و «سُبحان الله، والحمدُ لله، ولا إله إلا الله، والله أكبرُ» محبوب‌ترین سخن نزد خداوند است، و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دربارهٔ آن می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">[این سخن] برای من محبوب‌تر از همهٔ چیزهایی است که خورشید بر آن طلوع کرده است</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به جویریه ـ رضی الله عنها ـ که از طلوع فجر تا بالا رفتن آفتاب به ذکر خداوند می‌پرداخت فرمود: «<span style="color: #008000;">من پس از تو چهار سخن را سه بار تکرار کردم که اگر با آنچه تو گفتی وزن شود به مانند آن سنگینی کند: سُبحان الله وبحمده عددَ خلقِه، ورِضا نفسِه، وزِنةَ عرشِهِ، ومِدادَ كلماته</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که ده بار بر پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ درود فرستد خداوند به سبب آن بر وی ده درود خواهد فرستاد.</p>
<p style="text-align: justify;">نعمت‌های خداوند پی در پی در حال فرو آمدن است، و هر که در هنگام صبح بگوید: «<span style="color: #008000;">اللهمَّ ما أصبَحَ بي مِن نِعمةٍ فمِنكَ وحدَكَ لا شريك لك، فلكَ الحمدُ ولك الشكر (خداوندا هر نعمتی که این صبح به من ارزانی داشتی تنها از توست که شریکی نداری، پس ستایش و سپاس از آن تو است) شکر آن روز را به جای آورده است و هر که مانند آن را به وقت شب بگوید، شکر شبش را به جای آورده است</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال انسان مسلمان را دوست دارد و او را گرامی داشته و از او دفاع می‌کند و اسبابی را برای محافظت او از دست دشمانش قرار داده است، برای همین آیاتی کوتاه نازل نموده که انسان را در شب و روز، و در منزلش و در هنگام خواب حفظ می‌کند؛ مُعَوَذتین (یعنی سورهای فلق و ناس) به سانِ دژهایی محکمند که هیچ کس در شب و روز به قلعه‌ای محکم‌تر از آن پناه نبرده است و هر که دو آیه از آیات پایانی سورهٔ بقره را بخواند او را از هر بدی حفظ می‌کند و هر که آیة الکرسی را پیش از خواب بخواند همچنان از سوی خداوند نگهبانی خواهد داشت تا صبح کند.</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور خداوند ـ سبحانه وتعالی ـ دعاهایی را مشروع گردانده است که هر که آن‌ها را حتی اگر در حال راه رفتن است بر زبان بیاورد از هر بدی حفظ خواهد شد. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که در منزلگاهی فرود آید و بگوید: «أعوذُ بكلمات الله التامَّات من شرِّ ما خلَق» هیچ چیزی به زیانی نخواهد رساند تا هنگامی که از آن منزلگاه برود</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و «<span style="color: #008000;">هر که از خانهٔ خود خارج شود و بگوید: «بسم الله، توكَّلتُ على الله، لا حول ولا قوة إلا بالله» ملائکه به او می‌گویند: «کفایت شدی و حفظ شدی» و شیطان از او کناره می‌گیرد</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر که از خداوند سه بار بهشت را بخواهد، بهشت می‌گوید: خداوندا او را به بهشت داخل ساز، و هر که سه بار از آتش به خداوند پناه برد آتش می‌گوید: خدایا او را از آتش دور ساز» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و خداوند متعال با نعمت‌های فراگیرش بر بنده منت می‌نهد اما اگر بنده پس از همین نعمت خداوند را بر آن شکر گوید خداوند گناهانش را می‌آمرزد. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که غذایی بخورد و بگوید: « الحمدُ لله الذي أطعمَني هذا ورَزَقنيه من غير حولٍ مني ولا قوةٍ» گناهان گذشته‌اش آمرزیده می‌شود</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال همینطور نَفحات خود را در مجالس مردم نیز گسترده است تا آنکه پس از سخنان بیهوده‌ای که می‌گویند پرونده‌هایشان باز سفید و پاک شود: «<span style="color: #008000;">هر که در مجلسی نشیند و سخنان گناه گوید سپس پیش از آنکه برخیزد بگوید: «سبحانك الله وبحمدك، أشهد أن لا إله إلا أنت، أستغفِرُك وأتوبُ إليك» گناهان او در آن مجلس آمرزیده می‌شود</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور خداوند متعال با منتی که بر بندگان دارد زمان‌های باارزشی را قرار داده است که دعا در آن رد نمی‌شود: خداوند متعال در هر شب بر بندگان خود منت می‌نهد و هر چه بخواهد به آن‌ها عطا می‌کند. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">همانا در هر شب ساعتی است که در آن هیچ مسلمانی از خداوند امر خیری از دنیا و آخرت نمی‌خواهد مگر آنکه آن را به وی عطا می‌کند و آن در هر شب است</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و «<span style="color: #008000;">در پایان هر شب پروردگار ما به آسمان دنیا فرو می‌آید و می‌گوید: کیست که مرا دعا کند تا او را استجابت نمایم و کیست که از من بخواهد تا به او عطا کنم و کیست که از من آمرزش بخواهد تا او را بیامرزم</span>» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">و در ساعت پایانی روز جمعه نیز از روی بزرگواری خود دعاها را استجابت می‌کند، و در هر سال شب قدر را مخصوص گردانده است که هرکس با ایمان و از روی اخلاص آن را به پا دارد گناهان گذشته‌اش آمرزیده می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">روزهٔ روز عرفه نیز کفارهٔ گناهان دو سال است، و روزهٔ عاشورا گناهان سال گذشته را تکفیر می‌کند و سه روز روزهٔ هر ماه به مانند روزه گرفتن همهٔ سال است و یک عمره در رمضان معادل یک حج است.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین خداوند متعال مکان‌هایی را با چند برابر کردن نیکی‌ها در آن‌ها، برتری داده است. یک نماز در مسجدالحرام بهتر از صدهزار نماز است، و نمازی در مسجد پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بهتر از هزار نماز است و نمازی در مسجدالاقصی بهتری از پانصد نماز است و هر که در خانه‌اش وضو گیرد و سپس به مسجد قبا بیاید و دو رکعت نماز بگذارد برای وی به مانند اجر یک عمره خواهد بود.</p>
<p style="text-align: justify;">در زمانهٔ فتنه‌ها و سختی‌ها خداوند عزوجل اجر و پاداش اعمال نیک را نیز چند برابر می‌کند زیرا کسی که در آخر الزمان به دینش چنگ بزند اجر پنجاه صحابی را خواهد داشت و «<span style="color: #008000;">عبادت در هنگام فتنه‌ها مانند هجرت به سوی پیامبر است</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر هر کس به سبب عذری از انجام کار نیکی ناتوان گردد در حالی که نیتش صادقانه است خداوند متعال از روی بزرگواری خویش به او اجر عمل کننده را خواهد داد حتی اگر آن را انجام نداده باشد، «<span style="color: #008000;">پس هرکه صادقانه از خداوند شهادت را بخواهد خداوند او را به منزلت شهدا خواهد رساند حتی اگر در بستر خود بمیرد</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که آرزو کند که مالی داشت تا آن را صدقه دهد اجر صدقه‌دهندگان را به دست خواهد آورد و هر که کسی را دوست بدارد با او محشور خواهد شد حتی اگر به مانند او نباشد. انس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: پس از اسلام آوردن از هیچ چیزی بیشتر این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ شاد نشدیم که فرمود: «<span style="color: #008000;">تو با کسی هستی که دوستش داری</span>» انس می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">من نیز خداوند و پیامبرش و ابوبکر و عمر را دوست دارم و امیدوارم به همراه آنان محشور گردم حتی اگر به مانند آنان عمل نکرده باشم</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور هنگامی که انسان به سفر رود یا بیمار شود خداوند اجر او را چنان که سالم و در شهر و کاشانهٔ خود باشد می‌نویسد.</p>
<p style="text-align: justify;">غم و اندوه نیز گناهان را می‌زداید و بلکه بالاتر از آن، از روی فضل بزرگ خداوند هر که ارادهٔ قوی برای انجام کاری نماید و آن را انجام ندهد برای وی یک نیکی کامل نوشته خواهد شد، و «<span style="color: #008000;">هر که قصد انجام کار بدی کند و آن را انجام ندهد خداوند نزد خود برای وی یک نیکی می‌نویسد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">موفق کسی است که کَرَم و شُکر خداوند را بفهمد و به مقتضای صفات او عمل نماید و به سوی انجام نیکی‌ها سبقت جوید تا از سبقت جویان به سوی بهشت گردد و هر که اعمال صالحهٔ خود را تنوع بخشد لذت‌هایش در آخرت نیز متنوع خواهد شد و کار نیک با اخلاص چند برابر می‌شود و علامت قبولی کار نیک انجام دادن کار نیک دیگری پس از آن است.</p>
<p style="text-align: justify;">اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #993300;">إِنَّ اللَّهَ لَا يَظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضَاعِفْهَا وَيُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا</span>} [نساء: 40]</p>
<p style="text-align: justify;">(همان الله به اندازهٔ مثقال ذره‌ای ستم نمی‌ورزد و اگر [آن ذره] کار نیکی باشد آن را چند برابر می‌کند و از نزد خود پاداش بزرگی می‌بخشد)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما به واسطهٔ قرآن عظیم برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. این سخن را که شنیدید گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است برای نیکی وی، و سپاس ویژهٔ اوست برای توفیق و منت وی، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">از رحمت خداوند بر بندگانش این است که به سوی آنان پیامبرانی فرستاد که مژده دهنده و بیم دهنده‌اند و آنان را با بدعت گذاری در دین به زحمت نینداخت، بلکه برای آنان آنچه را که باعث به دست آمدن رضایت و محبت اوست بیان نمود و قبول اعمال را به اخلاص عمل و طاعت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ منوط گرداند و هر که در دین بدعت نهد در واقع خود را به زحمتی انداخته است که خداوند اجازهٔ آن را نداده است و عمل وی مردود است و جز خستگی و گناه چیزی به دست نخواهد آورد. ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">پیروی کنید و بدعت نیاورید که کفایت شده‌اید</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">عمر ـ رضی الله عنه ـ قصد انجام کاری می‌کرد، اما همین که به او می‌گفتند پیامبر چنین کاری نکرده است دست از آن می‌کشید.</p>
<p style="text-align: justify;">انسان مومن اخلاص برای خداوند، و پیروی از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را یکجا با هم دارد و تا می‌تواند کار نیک انجام می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">سپس بدانید که خداوند شما را امر به درود و سلام بر پیامبرش نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ <span style="color: #993300;">إِنَّ اللهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الذِيْنَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيْمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از خلفای راشدین که به حق قضاوت می‌نمودند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابه و همچنین از ما به همراه آنان راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا همهٔ کارهای ما را صالح و خالصانه برای خودت قرار ده و برای هیچ کس در آن سهمی باقی مگذار.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #993300;">رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جای دنیا سامان ده، خداوندا ای قوی و ای عزیز، ای پادشاه و ای قدیر، خداوندا مستضعفان را در سرزمین شام یاری ده، خداوندا تو یار و یاور آنان باش، خداوندا آنان را با سربازانی از سوی خودت یاری ده، خداوندا قلبشان را آرام بگردان و با فرشتگانت با آنان باش، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بدی را بر دشمنت و دشمنشان قرار ده، خداوندا نیرنگشان را باعث نابودی‌شان بگردان و رعب و وحشت را در قلبشان بینداز و دشمنی‌شان را میان خود آنان قرار ده و تجهیزات و نیرویشان را علیه آنان بگردان. جمعشان را پراکنده ساز و آنان را عبرتی برای دیگران ساز، ای بزرگ و ای قوی و ای عزیز.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا تویی آن خداوندی که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان قرار مده، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا باران را بر ما عطا کن.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #993300;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #993300;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #993300;">همانا الله به عدل و احسان و نیکی به نزدیکان امر نموده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد، او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پندپذیر باشید</span>} [نحل: 90]</p>
<p style="text-align: justify;">پس خداوند بزرگ جلیل را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4219/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسباب مجازات خداوندی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4215</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4215#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Jan 2012 22:51:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توحید و خداشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4215</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجدالحرام: جمعه ۴ ربیع الاول ۱۴۳۳برابر با ۷ بهمن ۱۳۹۰ خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیمو از بدی‌های نفس خود و اعمال بدمان به الله پناه می‌بریم. الله هرکه را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه ۴ ربیع الاول ۱۴۳۳برابر با ۷ بهمن ۱۳۹۰<span id="more-4215"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیمو از بدی‌های نفس خود و اعمال بدمان به الله پناه می‌بریم. الله هرکه را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست. درود و سلام و برکات خداوند و بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>بهترین سخن، کتاب خداوند است و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ است و بدترین کارها نوآوری در دین است و هر نوآوری در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است.</p>
<p>سپس بهترین توصیه، توصیهٔ به تقوای خداوند است که در هر قلبی جای گرفت آن قلب به سلامت گرایید و به هر عقلی فرونشست برتری یافت و کسی از آن بهره نگرفت مگر آنکه راه صلاح را در پیش گرفت:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا</span>} [احزاب: 70-71]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سخنی استوار گویید (70) تا کارهای شما را برایتان به صلاح آورد و گناهانتان را بیامرزد و هر که از الله و رسول وی اطاعت کند بی‌تردید پیروزی بزرگی به دست آورده است)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همهٔ انسان‌ها برای دست یافتن به زندگی آرام و سعادتمند تلاش می‌کنند و همهٔ توانایی‌های خود را برای دوری از اسباب شقاوت و بدبختی و عذاب صرف می‌کنند. اگر به خیری دست یافتند به هر وسیله‌ای در حفظ آن می‌کوشند و نسبت به از دست دادن یا کم شدن آن نگران می‌شوند.</p>
<p>چه بسا امت‌هایی که در امنیت و آرامش به سر می‌بردند و ثمرات همه چیز به سوی آنان سرازیر بود و روزیشان از هر سو به آسانی به آنان می‌رسید. نه قلبی از ترس به تپش می‌افتاد و نه کسی از گرسنگی رنج می‌برد&#8230; اما، ناگهان اوضاع آنان در یک چشم به هم زدن از این رو به آن رو شد، نعمت‌های زائل شدند و عافیت از بین رفت و سختی‌ها و دردها نازل شدند.</p>
<p>چه بسیار، تاریخ سخن از حکومت‌ها و ملت‌ها و افرادی گفته است که در پی عذاب یا عقوب، از بیخ و بن برکنده شدند و اثری از آنان نماند و نه سلاح به داد آنان رسید و نه نیرویی که داشتند. از دست هر بشری می‌توان در رفت یا آسیب او را دفع نمود، اما هیچ پناهگاه و راه فراری از پروردگار نیست مگر به سوی خود او، زیرا اوست که نیروند و قاهر است، عزیز و قادر است و اوست آن بزرگی که بزرگتر از او نیست.</p>
<p>خداوند را با بندگانش روزها و سنت‌هایی است؛ کجایند عاد و ثمود؟ کجایند فراعنهٔ قدرتمند؟ کجایند آنان که کشورگشایی می‌کردند و کوه‌ها را می‌تراشیدند و اسباب قدرت را در دست داشتند؟ همین که خداوند را فراموش کردند خداوند نیز عذاب خود را بر آنان نازل کرد و تنها اثری از آنان باقی ماند و داستان و عبرتی شدند برای تاریخ:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">فَكُلاًّ أَخَذْنَا بِذَنبِهِ فَمِنْهُم مَّنْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِ حَاصِبًا وَمِنْهُم مَّنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَمِنْهُم مَّنْ خَسَفْنَا بِهِ الأَرْضَ وَمِنْهُم مَّنْ أَغْرَقْنَا وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُون</span>} [عنکبوت: 40]</p>
<p>(و هر يك [از ايشان] را به گناهش گرفتار [عذاب] كرديم از آنان كسانى بودند كه بر [سر] ايشان بادى همراه با شن فرو فرستاديم و از آنان كسانى بودند كه فرياد [مرگبار] آنها را فرو گرفت و برخى از آنان را در زمين فرو برديم و بعضى را غرق كرديم و [اين] خدا نبود كه بر ايشان ستم كرد بلكه خودشان بر خود ستم مى‏كردند)</p>
<p>سنت‌های خداوندی با کسی شوخی ندارد و هیچ فرد و جامعه‌ای از مصونیت ذاتی برخوردار نیست و هرگاه امتی در فراهم کردن عوامل دفاع در برابر مصیبت‌ها کم‌کاری نمی‌کند مگر آنکه باید پذیرای نتایج این کم‌کاری باشد و خوشبخت کسی است که با دیگری پند گیرد و هیچ امتی در صورت فراهم شدن اسباب عذاب خداوندی، از آن در امان نخواهد بود و در صورت پی گرفتن این راه و باز کردن درهای گناه در امان نخواهد بود.</p>
<p>برای همین، خداوند متعال بسیار این امت را با ذکر مصیبت اقوام گذشته پند داده است و آنانی را که در امن و امان هستند از مکر کسانی که ارزش خداوند را آنگونه که باید پاس نمی‌دارند و به امر و نهی وی اهمیت نمی‌دهند، بر حذر داشته است:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُون (45) أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِين (46) أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيم</span>} [نحل: 45-47]</p>
<p>(آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مى‏انديشند ايمن شدند از اينكه خدا آنان را در زمين فرو ببرد يا از جايى كه حدس نمى‏زنند عذاب برايشان بيايد (45) يا در حال رفت و آمدشان [گريبان] آنان را بگيرد و كارى از دستشان برنيايد (46) يا آنان را در حالى كه وحشت‏زده‏اند فرو گيرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است)</p>
<p>همچنین خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَائِمُون (97) أَوَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَن يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحًى وَهُمْ يَلْعَبُون (98) أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُون (99) أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَسْمَعُون</span>} [اعراف: 97-100]</p>
<p>(آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما شامگاهان در حالى كه به خواب فرو رفته‏اند به آنان برسد (97) و آيا ساكنان شهرها ايمن شده‏اند از اينكه عذاب ما نيمروز در حالى كه به بازى سرگرمند به ايشان دررسد (98) آيا از مكر خدا خود را ايمن دانستند [با آنكه] جز مردم زيانكار [كسى] خود را از مكر خدا ايمن نمى‏داند (99) مگر براى كسانى كه زمين را پس از ساكنان [پيشين] آن به ارث مى‏برند باز ننموده است كه اگر مى‏خواستيم آنان را به [كيفر] گناهانشان مى‏رسانديم و بر دلهايشان مهر مى‏نهاديم تا ديگر نشنوند)</p>
<p>در امان دانستن خود از تدبیر خداوندی، گناهی از گناهان کبیره است. از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: «<span style="color: #3366ff;">گناهان کبیره این‌هایند: شرک آوردن به خداوند، و در امان دانستن خود از مکر خداوند، و نومیدی و یاس از رحمت خداوند</span>» [به روایت طبرانی و بیهقی]</p>
<p>برای همین عارف‌ترین بندگان نسبت به خداوند و پارساترین آنان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که ابری می‌دید یا بادی می‌وزید چهره‌اش تغییر می‌یافت، هنگامی که علت را از او جویا شدند فرمود: «<span style="color: #008000;">چه چیز مرا از این ایمن می‌دارد که در آن عذابی باشد. زیرا اقوامی با باد عذاب شدند و قومی دیگر عذاب را به چشم خود دیدند و گفتند: {این ابری است که بر ما خواهد بارید} [احقاف: 24]</span>» [متفق علیه]</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ امت خویش را نسبت به مصیبت‌هایی که می‌ترسید بر آنان نازل شود و همچنین از اسبابی که منجر به آن می‌شود هشدار داده و فرموده است: «<span style="color: #008000;">ای جمع مهاجرین! پنج آفت است که به خداوند پناه می‌برم از آنکه به آن مبتلا شوید: فحشا در قومی آشکار نمی‌شود تا آنکه آن را علنی انجام دهند مگر آنکه طاعون و بیماری‌هایی در میان آنان شیوع می‌یابد که در گذشتگانشان نبوده است، و ترازو و پیمانه را کم نمی‌گیرند مگر آنکه با خشکسالی و گرانی و ستم حکام عذاب می‌بینند، و زکات اموالشان را نمی‌دهند مگر آنکه باران بر آن‌ها باز داشته می‌شود و اگر حیوانات نبودند هرگز باران بر آن‌ها نمی‌بارید، و پیمان خدا و و رسول را زیر پا نمی‌گذارند مگر آنکه خداوند دشمنی از غیر خودشان بر آن‌ها مسلط می‌گرداند که برخی از آنچه دارند را از آن‌ها بگیرد، و اگر حاکمانشان به کتاب خدا حکم نرانند و از آنچه خداوند نازل نموده هر چه را دوست داشنتد اجرا کنند، خداوند شدت و خشم آن‌ها را میان خودشان قرار خواهد داد</span>» [به روایت ابن ماجه و حاکم. حاکم آن را صحیح دانسته و ذهبی با وی موافقت نموده است]</p>
<p>آشکار شدن فحشا در میان مسلمانان و در رسانه‌ها، و کم‌فروشی و فریب در معاملات و ندادن زکات و خیانت در امانت و زیر پا گذاشتن پیمان‌ها و حاکم گردان هوای نفس و زیر پا نهادن شریعت اسباب مصیبت‌های عمومی هستند که اگر بر قومی نازل شوند کسی از آن در امان نخواهد ماند.</p>
<p>از دیگر اسباب عذاب‌های عمومی آن چیزی است که مصطفی ـ صلی الله علیه وسلم ـ در این حدیث به آن اشاره نموده است، آنجا که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">در این امت خسف (یعنی در زمین فرو رفتن) و مسخ (یعنی تغییر یافتن به جانواران) و سنگباران رخ خواهد داد</span>» مردی از مسلمانان پرسید؟ ای رسول خدا! آن کی خواهد بود؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">هنگامی که زنان خواننده و آلات موسیقی آشکار شوند، و خمر نوشیده شود</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p>ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">مسخ ناگزیر در این امت رخ خواهد داد که در میان دو گروه خواهد بود: نخست، علمای بد که بر خدا و رسول وی دروغ می‌بندند، کسانی که دین خدا و شریعت او را تغییر داده‌اند و خداوند نیز همانطور که دین او را دچار تغییر کردند چهرهٔ آنان را دچار تغییر خواهد کرد، و دوم، مجاهران، کسانی که فسق و فجور و گناه را علنی می‌کنند. و هر کس از آنان که در دنیا دچار مسخ نشود، در قبر یا در روز قیامت مسخ خواهد شد</span>».</p>
<p>ای مومنان:</p>
<p>در یک جامعه همهٔ افراد مسئولیند و همه امر به پیشگیری از مصیبت‌های همگانی شده‌اند، هر کس بر حسب جایگاهی که دارد. خداوند عزوجل فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَاصَّةً</span>} [انفال: 25]</p>
<p>(از فتنه‏ای كه تنها به ستمكاران شما نمی‏رسد بترسید)</p>
<p>ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ می‌گوید: «<span style="color: #008000;">خداوند مومنان را چنین امر می‌کند که منکر را در میان خود به رسمیت نشناسند و آن را عادی ندانند که مبادا عذاب خداوند همهٔ آنان را در بر گیرد و صالحان نیز دچار همان چیزی شوند که دیگر مردم دچار آن شده‌اند و همه یکجا هلاک شوند و در پایان همه بر اساس نیت‌هایشان مبعوث شوند</span>».</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>دور ماندن از این مصیبت‌های عمومی ممکن نیست مگر با دوری از اسباب آن، و ستمگری یکی از بزرگترین اسباب مجازات‌های عمومی است که به سبب آن امت‌های گذشته و نسل‌های پیشین هلاک شدند و به سبب آن است که حکومت‌ها سقوط می‌کنند و شهرها نابود می‌شوند:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَتِلْكَ الْقُرَى أَهْلَكْنَاهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَعَلْنَا لِمَهْلِكِهِم مَّوْعِدًا</span>} [کهف: 59]</p>
<p>(و [مردم] آن شهرها چون بيدادگری كردند هلاكشان كردیم و براى هلاكتشان موعدی مقرر داشتیم)</p>
<p>{ <span style="color: #993300;">وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِين</span>} [انبیاء: 11]</p>
<p>(و چه بسیار شهرها را كه [مردمش] ستمكار بودند در هم شكستیم و پس از آنها قومی ديگر پدید آوردیم)</p>
<p>خداوند عزوجل مهلت می‌دهد اما رها نمی‌کند. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">همانا خداوند به ستمگر مهلت می‌دهد اما همینکه وی را گرفتار سازد دیگر از دست وی رهایی نخواهد یافت» سپس این آیه را قرائت نموده که:</span>{<span style="color: #993300;">وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيد</span>} [هود: 102] (این گونه بود [به قهر] گرفتن پروردگارت وقتی شهرها را در حالی كه ستمگر بودند [به قهر] می‏گرفت آری [به قهر] گرفتن او دردناک و سخت است) [به روایت بخاری]</p>
<p>پس از ستم به بندگان خداوند و خوردن حق کارگران و ضعیفان و حقوق عمومی که زیان آن به بسیاری از مردم می‌رسد، برحذر باشید.</p>
<p>از دیگر انواع ستمگری ترک یاری مظلوم و دست کشیدن از کمک کردن به اوست، زیرا این باعث عقوبت خداوندی است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">مردم اگر ستمگر را ببینند و او را از ستم کردن باز ندارند نزدیک است که خداوند همهٔ آن‌ها را به عقوبت خود دچار سازد</span>» [به روایت ترمذی. وی آن را حسن و صحیح دانسته است]</p>
<p>و شدیدترین ستم‌ها ستمی است که باعث از بین رفتن دین یا جان یا آبرو یا مال شود.</p>
<p>ای مومنان:</p>
<p>امر به معروف و نهی از منکر جامعه را از عذاب خداوندی ایمن می‌سازد، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُون</span>} [هود: 117]</p>
<p>(و پروردگار تو بر آن نیست که مردم شهرها را در حالی که مردم آن مصلحند هلاک سازد)</p>
<p>چه بزرگ است برکت مصلحان، و چه بد است رفتار مردم با آنان!</p>
<p>همچنین از جمله سنت‌های خداوند در بندگانش ایت است که اگر منکری در میان آن‌ها همه گیر شود و آن را تغییر ندهند، عقوبت خداوندی شامل همهٔ آن‌ها خواهد شد و عذاب به همه خواهد رسید. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">خداوند عزوجل همهٔ مردم را با گناه برخی از آن‌ها عذاب نمی‌دهد مگر آنکه مردم منکر را در میان خود ببینند و قادر به انکار آن باشند و آن را انکار نکنند که اگر اینگونه انجام دهند خداوند هم آن گروه اندک را عذاب خواهد کرد و هم عموم مردم را</span>» [به روایت امام احمد. حافظ ابن حجر آن را حسن دانسته است]</p>
<p>همچنین از نعمان بن بشیر ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «<span style="color: #008000;">مثال کسی که حدود خداوند را رعایت می‌کند و کسی که آن را زیر پا می‌گذارد مانند گروهی است که برای نشستن در کشتی قرعه‌کشی نمودند، پس برخی در بالای آن سوار شدند و برخی پایین آن، آنانی که در پایین بودند مجبور بودند برای برداشتن آب بر کسانی که بالا هستند عبور کنند، پس با خود گفتند: کاش [برای برداشتن آب] سوراخی در قسمت خودمان ایجاد می‌کردیم و کسانی را که بالا هستند اذیت نمی‌کردیم. حال اگر آنانی که بالا هستند کاری به کار آن‌ها نداشته باشند تا آنچه را می‌خواهند انجام دهند، همگی هلاک خواهند شد، و اگر از کار آن‌ها جلوگیری کردند همگی نجات خواهند یافت</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>و از زینب بنت جحش ـ رضی الله عنها ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت است که فرمود: «<span style="color: #008000;">لا إله إلا الله، وای بر عرب از شری که نزدیک است. امروز از سد یاجوج و ماجوج به مانند این باز شده است</span>» و انگشت ابهام و انگشت کنار آن را حلقه کرد. زینب می‌گوید: گفتم ای رسول خدا! آیا ما هلاک می‌شویم در حالی که صالحانی در میان ما هستند؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">آری اگر بدی‌ها زیاد شود</span>» [متفق علیه]</p>
<p>امام احمد و ترمذی از حذیفة بن یمان روایت کرده‌اند که رسول خداـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">قسم به آنکه جانم در دست اوست؛ یا به معروف امر می‌کنید و از منکر باز می‌دارید، یا آنکه نزدیک است خداوند عذابی به سوی شما فرستد سپس او را دعا کنید و شما را استجابت نکند</span>».</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">قومی نیست که در میانشان گناه انجام می‌شد و آنان توانایی این را دارند که آن را تغییر دهند ولی دست به ایجاد تغییر نمی‌زنند مگر آنکه نزدیک است خداوند آنان را به عذابی همه‌گیر از سوی خود گرفتار سازد</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p>از جملهٔ اسباب عذاب عمومی، کفران نعمت است:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُون</span>}[نحل: 112]</p>
<p>(و الله شهری را مثل زده است كه امن و امان بود [و] روزیش از هر سو فراوان می‏رسید پس [ساكنانش] نعمتهای الله را ناسپاسی كردند و الله هم به سزاى آنچه انجام می‏دادند طعم گرسنگی و هراس را به [مردم] آن چشانید)</p>
<p>گرسنگی و ترس، شبحی است که همهٔ زندگان از آن در هراسند. خداوند در این آیه می‌فرماید: {<span style="color: #993300;">پس به نعمت‌های خداوند کفر ورزیدند</span>} و نفرمود: به خود خداوند کفر ورزیدند؛ زیرا این کفران نعمت است که سبب گرسنگی و ترس، و سبب فتنه‌ها و ناآرامی‌ها است و همانا نعمت با شکر منعم است که پایدار می‌ماند.</p>
<p>خداوند متعال عطا نمود و عطای کامل ارزانی داشت، و نعمت داد و افزون عطا نمود:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَآتَاكُم مِّن كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا</span>} [ابراهیم: 34]</p>
<p>(و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد، و اگر نعمت الله را شماره کنید نمی‌توانید آن را به شمار آورید)</p>
<p>و خداوند متعال که قادر به همه چیز است چنین وعده و وعید داده است که:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيد</span>} [ابراهیم: 7]</p>
<p>(و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد اگر شکر نمودید بی‌تردید [نعمت] را برای شما افزون می‌کنم و اگر کفر ورزیدید همانا عذاب من شدید است)</p>
<p>از دیگر نمونه‌های کفران نعمت، اسراف و تبذیر و بی‌حرمتی به غذا و سرکشی و مباهات به چیزهایی است که مایهٔ جلب خشم خداوند است.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همچنین از اسباب جلب عذاب عمومی، غفلت و غرق شدن در لهو و بیهودگی است. در مسند از عقبة بن عامر ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">اگر دیدی خداوند به بنده‌ای با وجود گناهانش چیزهای دوست‌داشتنی از دنیا را می‌دهد، بدان که این استدارج است</span>» سپس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ این آیه را تلاوت نمودند:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُون</span>} [انعام: 44]</p>
<p>(پس هنگامی که آنچه به آن پند داده شده بودند را فراموش کردند درهای همه چیز را بر آن‌ها گشودیم تا آنکه به آنچه داده شده بودند شاد و مغرور گردیدند، به ناگاه [گریبان] آنان را گرفتیم و یکباره نومید شدند)</p>
<p>حسن بصری ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «قسم به پروردگار کعبه که این قوم مورد مکر خداوندی قرار گرفتند؛ نخست حاجتشان به آنان داده شد، سپس به عذاب خداوند گرفتار شدند».</p>
<p>قتاده می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">امر خداوند، آن قوم را غافلگیر کرد و خداوند هیچ قومی را به عذاب خود دچار نمی‌کند مگر هنگام مستی و غفلت و در اوج نعمت</span>».</p>
<p>پس نسبت به خداوند فریب نخورید که جز فاسقان کسی فریفته نمی‌شود و از خوش‌گذرانی و دنیا پرستی و رقابت بر آن دوری کنید که آن همان دردی است که امت‌های پیشین گرفتار آن شدند و همان چیزی است که پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ امت خود را نسبت به آن هشدار داده و گفته است: «<span style="color: #008000;">به خدا سوگند از فقر بر شما نمی‌ترسم ولی از این می‌ترسم که دنیا بر شما گشوده شود چنانکه بر کسانی که پیش از شما بودند گشوده شد و برای آن همانند شما با یکدیگر مسابقه دادند، و شما را همانطور که آنان را هلاک کرد، هلاک کند</span>» [متفق علیه]</p>
<p>و در جای دیگری می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">از جمله چیزهایی که از آن بر شما می‌ترسم این است که زیبایی‌های دنیا و زینت آن بر شما گشوده شود</span>» [متفق علیه]</p>
<p>از دیگر اسباب عقوبت‌های عمومی انتشار فحشا و زنا و اسباب فسق و فجوری است که به فحشا منجر میشود. خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُواْ فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا</span>} [اسراء: 16]</p>
<p>(هرگاه اراده نمودیم که شهری را هلاک سازیم، خوشگذران‌های آن را وادار نمودیم تا در آن به انحراف بپردازند و در نتیجه عذاب بر آن شهر لازم گردد و آن را یکسره نابود سازیم)</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">فحشاء در میان قومی ٱشکار نمی‌شود به طوری که آن را علنی انجام دهند مگر آنکه طاعون و بیماری‌هایی منتشر می‌شود که در میان پیشینیان آن‌ها سابقه نداشته است</span>» [به روایت ابن ماجه و حاکم]</p>
<p>ای مومنان، امنیت خود را پاس بدارید و از خشم خداوند بترسید و از اسباب خشم او دوری کنید باشد که تقوای پیشه کنید.</p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن عظیم برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. این سخن خویش را گفته و از خداوند بزرگ برای خود و شما آمرزش می‌خواهم&#8230;</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است برای احسان وی، و شکر و سپاس برای توفیق وی، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است، و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر او و دعوتگر به سوی رضوان اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر وی و بر اهل بیت و یاران وی و کسانی باد که به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>سببی که همهٔ اسباب عقوبات عمومی ـ پس از شرک به خداوند ـ به آن برمی‌گردد، گناهان است. گناه است که باعث زوال نعمت‌ها و روی آوردن نقمت‌ها می‌شود و باعث می‌شود انواع فساد در آب و هوا و کشتزارها و خانه‌ها </p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4215/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آداب تعامل در زندگی زناشویی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4195</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4195#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Jan 2012 20:40:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و خانواده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4195</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح بن حمید مسجدالحرام: جمعه 26 صفر 1433 برابر با 30 دی 1390 خطبهٔ اول: ستایش ویژهٔ خداوند است، ستایش از آن اوست که با حکمت خود امور بندگان را تدبیر نمود و با فضل خود راه هدایت را به آنان نشان داد و با حجت خود اهل عناد را در جای خود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر صالح بن حمید</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 26 صفر 1433 برابر با 30 دی 1390<span id="more-4195"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش ویژهٔ خداوند است، ستایش از آن اوست که با حکمت خود امور بندگان را تدبیر نمود و با فضل خود راه هدایت را به آنان نشان داد و با حجت خود اهل عناد را در جای خود نشاند. او را ستایش و سپاس می‌گویم که نعمت‌های پروردگارمان با شکر او افزون می‌شود و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و از شبیه و همسان پاک و منزه است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خدا و پیامبراوست که پروردگار آن جایگاه محمود و حوض کوثر را ویژهٔ او گرداند. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و یاران نیک وی و تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مردم. شما و خودم را به تقوای خداوند عزوجل توصیه می‌کنم، پس پروای او را داشته باشید و {از روزی بترسید که در آن به سوی الله باز خواهید گشت} [بقره: 281] که هر که از حساب بترسد، در اکتساب تقوا پیشه خواهد کرد و هر که به کم قانع شد سختی برایش آسان‌تر خواهد بود و بدانید که گذر زمان کارها و آثار و یادها را به فراموشی خواهد سپرد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس برای کاری تلاش کنید که اثرش جاودانه است و یادی که ماندنی است و اثری که ماندگار است، یعنی ایمان و اخلاص و انجام نیکی‌ها و دوست داشتن مردم، زیرا قلب‌ها محبت کسی را در خود جای می‌دهند که به آنان نیکی روا دارد و بدانید که با سخن نرم دوستی‌ها دوام خواهد یافت و با اخلاق نیک زندگی شیرین خواهد شد و با تواضع است که کارها رو به سامان خواهند آورد:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ (34) وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ} [فصلت: 34-35]</p>
<p style="text-align: justify;">(و نیکی و بدی با هم برابر نیستند، [بدی را] با آنچه بهتر است دفع کن که آنگاه کسی که میان تو و او دشمنی است گوئی دوستی یکدل می‌گردد (34) و این [ویژگی] را جز کسانی که صبر ورزیده‌اند نمی‌یابند و آن نمی‌یابد جز کسی که دارای بهره‌ای عظیم است)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْدًا وَأَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ} [انبیاء: 89]</p>
<p style="text-align: justify;">([و زکریا را یاد کن که گفت] پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین به ارث برندگانی)</p>
<p style="text-align: justify;">انسان، طبیعتا اجتماعی است، به همراه گروه زندگی می‌کند و از آن تاثیر می‌گیرد و بر آن تاثیر می‌گذارد. وی از همان کودکی روابط اجتماعی خود را با مادر و پدر و سپس افراد خانواده و خویشاوندان و همسایگانش برقرار می‌کند تا آنکه گسترهٔ روابط و کنش و واکنش وی در دایره‌هایی متصل به هم در مدرسه و بازار و محیط کار و دیگر انحای سرزمینی که در آن زندگی می‌کند و همهٔ جامعه، گسترش می‌یابد.</p>
<p style="text-align: justify;">هم‌گرایی جامعه و سلامت و توسعه و انسجام آن به واسطهٔ یاری اعضایی منسجم و همگرا ممکن است که همهٔ‌ این‌ها از خانواده آغاز می‌شود، زیرا خانواده خشت اول در بنای بُنیهٔ اجتماعی انسان است و زن و مرد هر دو از نظر انسانی خواهر و برادری تنی هستند که نقشی مشترک را در خانواده و جامعه بازی می‌کنند. آن دو یا نقش همسری و پدر و مادری دارند، یا نقش برادری و خواهری که برای زندگی محترمانه و سعادتمندانه به کار و تلاش می‌پردازند:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ} [بقره: 35]</p>
<p style="text-align: justify;">(و گفتیم ای آدم تو و همسرت در این بهشت ساکن شوید و از هر کجای آن که خواهید فراوان بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود)</p>
<p style="text-align: justify;">{ قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا} [طه: 123]</p>
<p style="text-align: justify;">(فرمود: هر دو از آن فرو آیید)</p>
<p style="text-align: justify;">از اینجاست که ازدواج و زندگی زناشویی از نظر دین ما بسیار با اهمیت است و از سوی علما و اندیشمندان و اهل‌رای و جامعه‌شناسان و روانشاسان مسلمان مورد اهتمام قرار گرفته است زیرا آسودگی زن و شوهر و استقرار و استمرار زندگیِ آن دو به معنای استقرار و ادامه داشتن زندگی و خوشبختی و استقرار همهٔ جامعه است.</p>
<p style="text-align: justify;">همسران، دو شریک بزرگوارند که خداوند در میان آن‌ها مودت و رحمت را به وجود آورده است که هر دو با هم به آوردگاه زندگی پا می‌گذارند و اهداف خود را یکی پس از دیگری محقق می‌سازند، و ازدواج تنها رابطه‌ای میان دو نفر نیست بلکه رابطه‌ای است میان دو خانواده و پیمانی است محکم میان دو زوج:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَقَدْ أَفْضَى بَعْضُكُمْ إِلَى بَعْضٍ وَأَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقًا غَلِيظًا} [نساء: 21]</p>
<p style="text-align: justify;">(در حالی که از یکدیگر کام گرفته‌اید و آنان [یعنی زنان] از شما پیمانی استوار گرفته‌اند)</p>
<p style="text-align: justify;">پیمانی استوار که به راحتی نمی‌توان آن را زیر پا گذاشت، زیرا دو زوج، پیش از ازدواج هرکدام دارای طبیعت و تصورات و ترس‌ها و آرزوهای مخصوص خود بودند. این جدا از سنت‌ها و عادات و اعراف و سطح اجتماعی و اقتصادی آن دو است که ممکن است با هم متفاوت باشد، اما پس از ازدواج هر دو زوج نیاز به همگرایی و سازش با شرایط جدید و تجدید نظر در تصورات و ترس‌ها و آرزوهای گذشتهٔ خود دارند که این از سوی هر دو زوج و همینطور خانواده‌های آنان نیازمند تغییر است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">همسران شریک همند نه طلبکار، هر چه به سود مرد باشد بی‌تردید به سود زن نیز هست، و هر چه به سود زن باشد به سود مرد نیز خواهد بود، همینطور مصلحت خانواده و نزدیکان و جامعه. بر این اساس همکاری زن و شوهر یعنی تبادل منافع میان آن دو، و اشکالی ندارد اگر در شناخت مصلحت با هم اختلاف کنند یا آنکه از روی مشورت یک رای را بر رای دیگر ترجیح دهند اما به این شرط که هیچگاه از مصلحت برتر که همان احترام دوجانبه و فداکاری و گذشت دو جانبه از برخی خواسته‌های شخصی در زندگی خانوادگی است، نگذرند.</p>
<p style="text-align: justify;">لازم است که خانواده با آسانگیری و مودت و صبر و دعوت به صبر، و آرامش و گفتگوی سازنده و تفاهم بر اساس تسامح اداره شود.</p>
<p style="text-align: justify;">باید از تکبر و مفهوم برد و باخت یا به اجبار مطرح نمودن آرای شخصی در زندگی خانوادگی دوری کرد زیرا در یک خانواده کسی برنده یا بازنده نیست بلکه یا همه پیروزند یا همه بازنده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">سعادت در زیادی ثروت یا در جاه و مقام و غلبهٔ کسی بر کس دیگر نیست، بلکه سعادت به ایمان و صفای درون و آسودگی وجدان و دوری از منفعت شخصی و خودخواهی، و جستجوی خشنودی خداوند و سپس اصلاح خانواده وابسته است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">طبیعت انسان اینگونه است که در حالت خشم و ناراحتی تنها آنچه را خوب نیست به زبان می‌آورد و به شکار اشتباهات و بزرگ کردن خطاهای کوچک و طولانی کردن کوتاه و سخت کردنِ آسانِ آن می‌پردازد گرچه مشخص است که بیشتر انسان‌ها کارهای صحیحشان بیشتر از اشتباهاتشان است و خوبی‌هایشان بیش از بدی‌ها و نکات مثبتی که دارند بیش از نکات منفی‌شان است، اما در حالت خشم و نفرت، انسان تنها بدی‌ها را می‌بیند و از دیدن خوبی‌ها و نیکی‌ها کور می‌شود. پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به این طبیعت بشری اشاره نموده و در حدیث صحیح می‌فرماید: «هیچ مرد مومنی از زن مومنی بد نبرد که اگر از یک اخلاق او بدش آمد اخلاق دیگرش را خواهد پسندید» [به روایت امام مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">این موضوع بسیار وسیع است و سخن از آن ابعادی گوناگون را در بر می‌گیرد و طرح آن بسیار مهم و توجه به آن حیاتی است، بلکه می‌توان گفت قضیهٔ خانواده و مشکلات آن از مهم‌ترین قضایا است و تاسف‌آور است که بسیاری از مردم در خانه‌هایشان و بسیاری از همسران در مشکلات خانوادگی خود به هیچ علاجی فکر نمی‌کنند جز طلاق.</p>
<p style="text-align: justify;">عجله کردن بدون اندیشه در طلاق، و بدون فهم اسباب و نگاه به عاقبت و تبعات آن در نهایت به افسردگی و عزلت و یأس و نومیدی منجر و باعث به وجود آمدن شک و وسواس می‌شود که در پایان فرد از توازن و عدل و اعتدال دور می‌شود زیرا انسان عجول از ثبات و استقرار برخوردار نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">شوهر با دیدن ویران شدن خانه و از هم گسیختن خانواده‌اش هرگز خوشبخت نخواهد بود، با فرزندانش چه خواهد کرد؟ او ذهنی پراکنده و فکری پریشان دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">طلاق عجولانه زلزله‌ای است که نهاد خانواده را تهدید می‌کند و ارکان خانه را ویران می‌سازد و مگر یک خانه جز از دو رکن زن و مرد و مادر و پدر تشکیل شده است؟!</p>
<p style="text-align: justify;">برادران و خواهران:</p>
<p style="text-align: justify;">طلاقی که بدون نیاز واقعی و بدون اسباب صحیح رخ دهد خودش مشکلی است که راه حلی ندارد و بلکه تنها به زن و شوهر مربوط نیست بلکه شعله‌های آن دامن کودکان و حتی خانواده‌های دو طرف و سپس جامعه را خواهد گرفت.</p>
<p style="text-align: justify;">طلاق عجولانه یعنی دوری از انس همراهی و هم‌صحبتی و آرامش و استقرار. اختلافی که در پی طلاق به وجود می‌آید آکنده از خشونت و کینهٔ دوجانبه است و احساسی دشمنانه را در کودکان پدید می‌آورد به همراه خلأ عمیقی که میان کودک و اطرافیان او به وجود می‌آورد که گمان می‌برد از سوی آنان مورد پذیرش نیست و از سوی دیگران احساس کم‌رسی و اهمال و فقدان محبت می‌کند. همینطور احساس غم و بدبینی و خودکم‌بینی و دوری از مشارکت و کنش و واکنش اجتماعی و ضعف. چنین کودگی احساس سستی و گناه و درگیری درونی می‌کند و این احساس گناه و پشیمانی، درد و عزلت او را شدیدتر خواهد کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">فرزندان طلاق به خانواده‌ای از هم پاشیده تعلق دارند که محبت در آن اگر معدوم نباشد، کم است. آنان به همراه محبت، امنیت و حمایت و استقرار را نیز از دست می‌دهند و قربانی اختلاف پدر و مادر می‌شوند، چه این اختلاف بر سر حق حضانت آنان باشد یا برعکس، برای اینکه پدر و مادر بخواهند از دست آن‌ها راحت شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور ممکن است فرزندان از یکی از والدین یا هر دوی آن‌ها سخنانی نسنجیده بشوند که اعتماد آن‌ها را نسبت به خود و والدین و جامعهٔ‌شان از بین ببرد که تاثیر چنین چیزی بر رفتار و تحصیل و روابط آنان پوشیده نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">پدر و مادر، پشیتیبان و یار و یاور عاطفی و عقلی فرزندان خود و یاور آنان در مسیر زندگی و به ویژه در سال‌های نخست تربیت و تعلیم آنان هستند، اما با جدایی پدر و مادر از یکدیگر، فرزندان این منبع نصیحت و تربیت را از دست می‌دهند، جدای از احتمال انحراف و بزهکاری و افتادن در دام دوستان ناباب و محیط‌های نامناسب و شکست تحصیلی و بیماری‌های روحی و روانی و آوارگی و مواد مخدر و تکدی‌گری و انتشار جرم و جنایت که همه از عواقب طلاقند که پدیده‌هایی هستند بسیار خطرناک و آثارشان به همهٔ جامعه خواهد رسید.</p>
<p style="text-align: justify;">اما در مورد زنان، نگاه بسیاری از جوامع در مورد آنان نگاهی است کوته‌بین و بلکه اشتباه. نزد آنان زن مطلقه در همه حال گناهکار است. او به همراه وسائلش و همینطور دردها و اشک‌های خود به خانه برمی‌گردد در حالی که زخمی غیرقابل تحمل را در درون خود دارد. این فرهنگ اشتباه زن مطلقه را با نگاه تحقیر و شک می‌نگرد چنانکه آن زن همهٔ تیرها را می‌بیند که گویی تنها به سوی او نشانه رفته‌اند و احساس گناه و شکست و ناامیدی را در او برانگیخته می‌سازند چنانکه گویی همهٔ جامعه از مسئولیتی که در قبال او و فرزندانش دارند شانه خالی می‌کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">طلاقی که بر اساس سنت و راه و روش نبوی نباشد کاری است ناشایست که کینه و رنجی سنگین را بر دوش خانوادهٔ از هم پاشیده تحمیل می‌کند. وبال خود را بر روح و روان و جسم و تن گذاشته و باعث رنجش بدن و شکستگی قلب و تنگی سینه می‌شود و صاحب خود را ـ چه مرد و چه زن ـ احساسی از ناامیدی و نگرانی و تنفر می‌بخشد.</p>
<p style="text-align: justify;">تا جایی که می‌گویند: جدایی به واسطهٔ طلاق، از جدایی به سبب مرگ بدتر است هرچند هر دو حالتی دردناکند، زیرا جدایی با طلاق در پی خود احساس گناه و خودزنی و شک می‌آورد اما جدایی مرگ باعث غم و دلسوزی و درد جدایی می‌شود هرچند در این حالت توازن درونی انسان مختل نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">پس تقوای الله را پیشه سازید و از خانه و خانواده و فرزندانتان محافظت کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم:</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَِ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا (1) فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا} [طلاق: 1-3]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال من و شما را با قرآن عظیم و با راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ سود رساند. این سخن خود را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، به سبب وسعت عطایش، و او را برای نعمت‌های فراگیرش شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد است و در پروردگاری و وحدانیت و نام‌های و صفاتش بی‌شریک است، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که نامش را در زمین و آسمان بلندمرتبه ساخت. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران و دوست‌داران او و تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت از آنان پیروی نمایند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">اسلام طلاق را بد دانسته است و در حدیثی که ابوداوود با إسنادی متصل از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده است آمده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «خداوند هیچ چیزی را حلال نگردانده که نزد وی بدتر از طلاق باشد».</p>
<p style="text-align: justify;">اما هنگامی که ناگزیر نیاز به آن پیش آید دردی است تلخ که تنها با ضوابط و اصول آن جایز است زیرا در زندگی زناشویی جز دو حالت ممکن نیست: {یا باید [زن را] به نیکی نگاه داشت و یا آنکه به نیکی طلاق داد} [بقره: 229]</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ} [نساء: 130]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر از یکدیگر جدا شوند، الله هر کدام را از گشایش خود بی‌نیاز می‌گرداند)</p>
<p style="text-align: justify;">همانطور که سوء استفاده از طلاق خود مشکل و درد است نگه داشتن همسر به طور ناشایست و نامناسب بدتر و سخت‌تر از آن است. طلاق برای آن در اسلام مشروع گردیده است که راه برون‌رفت باشد نه آنکه باعث تنگنا و سختی بیشتر شود، یعنی هنگامی که همهٔ راه‌ها بسته شده و مقاصد ازدواج که بر مودت و آسایش و همکاری در زندگی بنا شده است محقق نگردد اینجاست که طلاق بر اساس ضوابط شریعت یک راه حل خواهد بود نه یک مشکل که کنندهٔ آن پشیمان نخواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر اسلام هنگامی که طلاق را مشروع گرداند برای آن قوانینی قرار داد و آن را چنان تنظیم نمود که راه علاج و دارویی برای درد باشد و مقاصد بزرگ زندگی یعنی استقرار و خوشبختی و حفظ کیان خانواده را در نظر گرفته است. بر این اساس طلاق در شریعت اسلام رخ نمی‌دهد مگر پس از پایان یافتن همهٔ وسائل اصلاح و هنگامی که زندگی سعادتمندانه و محبت و مودت دیگر ممکن نباشد.</p>
<p style="text-align: justify;">این طلاقی که خود راه حل است، پیش از آنکه رخ دهد نیاز به عدم استعجال و اندیشه و نصیحت و جدا شدن در بستر و تهدید بدون خشونت و داوری خویشاوندان دارد. اما اگر همهٔ این‌ها فایده‌ای نداشت و تصمیم بر طلاق گرفته شد لازم است که مرد منتظر پاکی زن از عادت ماهیانه شود، عادت ماهیانه‌ای که در آن نزدیکی صورت نگرفته است. پس از این همه انتظار و اندیشه تنها یک طلاق رجعی یعنی قابل بازگشت، صورت می‌گیرد.</p>
<p style="text-align: justify;">اسلام مجال بازگشت به زندگی زناشویی را پس از طلاق باقی گذارده است زیرا چه بسا احساسات و عواطف زناشویی پس از طلاق دوباره بازگردد که در این صورت حق بازگشت در صورتی که یک یا دو طلاق رخ داده باشد وجود دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">اگر طلاق رخ داد و جدایی حاصل شد باید که طلاقی از روی احسان باشد، چنانکه خداوند عزوجل می‌فرماید. همینطور فراموشی اشتباهات و ترک پیگیری آن‌ها و گذشت نیز از احسان است. امام نسائی در سنن خود بابی دارد به نام: «باب نهی از جستجوی عیب زنان» که این نام را از این حدیث نبوی برگرفته است که: «رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از آنکه مرد شبانه (ناگهانی) از سفر به نزد همسرش بیاید نهی نمود» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">که این در هنگام زندگی زناشویی است چه رسد به بعد از طلاق.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین از جملهٔ جدایی از روی احسان، دوری از زخم زبان زدن و خشونت است که خشونت و سختی خود طلاق کافی است چنانکه پیامبر آن را شکستن نامیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین محافظت از یاد و خاطرهٔ روزهای زیبا و لحظات محبت از جملهٔ جدایی از روی احسان است زیرا این از روی عقل و حکمت و خود مرهم و دوایی است برای درد فراق و زخم طلاق:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ} [بقره: 237]</p>
<p style="text-align: justify;">(و در میان یکدیگر بزرگواری را فراموش نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور پرداخت سخاوتمندانهٔ مخارج و هزینه‌های کودکان، چه در حضانت پدر باشند و یا در حضانت مادر، که این هرچند وظیفهٔ مرد است همینطور بزرگواری و نیکی و احسان نیز هست.</p>
<p style="text-align: justify;">ایوب سختیانی (رحمه الله) می‌گوید: «اگر بدانم فرزندانم سبزی می‌خواهند ساعتی با شما اینجا نمی‌نشستم».</p>
<p style="text-align: justify;">این‌ها برخی از راه‌ حل‌ها و آداب در زمینهٔ امور خانواده و تعاملات آن است. پس تقوای خداوند را پیشه سازید و روابط میان خود را اصلاح نمایید. بر هر خویشاوندی لازم است که در راه کم کردن دردها و عواقب و آثار طلاق از نظر مادی و معنوی یاری رسان باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان درود و سلام فرستید بر آن رحمت هدایتگر و نعمت خداوندی، پیامبرتان محمد، فرستادهٔ خداوند، که پروردگارتان در کتاب خود شما را بدان امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}‌ [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد مصطفی و نبی مجتبی، و بر اهل بیت و یاران پاک او و بر همسرانش مادران مومنان درود و سلام و برکت ارزانی دارد و از چهار خلیفهٔ راشد، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابه و تابعین، و کسانی که تا قیامت از آنان به نیکی پیروی نمایند و همچنین از ما به همراه آنان راضی و خشنود باش، ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و سرکشان و ستمگران و ملحدان و دیگر دشمنان دین و امت را خوار گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان، خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح گردان و مسئولیت‌های ما را بر عهدهٔ کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا مسئولان و والیان امر مسلمان را برای عمل به کتابت و سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ موفق گردان و آن‌ها را رحمتی برای بندگان مومنت قرار ده و کلمهٔ آن‌ها را بر حق و هدایت یکی گردانای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا برای امت اسلام امر رشدی قرار ده که در آن اهل طاعتت عزت یابند و اهل معصیت هدایت شوند و در آن به معروف امر شود و از منکر باز داشته شود که همانا تو بر کاری توانایی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا یهودیان تجاوزگر اشغالگر را به تو می‌سپاریم، خداوندا آنان را نابود ساز که آن‌ها را یارای ناتوان ساختن تو نیست، خداوندا عذاب خود را که از مجرمان بازگشت‌پذیر نیست بر آنان نازل گردان&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را به سوی توبه و بازگشت توفیق عطا کن و درهای قبول و استجابت را بر ما بگشای. خداوندا طاعات و دعای ما را بپذیر و اعمال ما را نیک گردان و بدی‌های ما را بپوشان و بر ما توبه پذیر و ما را مورد آمرزش و رحمتت قرار ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، تو آن معبود به حقی که مبعودی دیگر جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگران، خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما فقیرانیم، باران را بر ما فرو ریزان و ما را از مایوسان مگردان، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن. خداوندا ما از تو آمرزش می‌خواهیم که تو بسیار آمرزنده‌ای، پس باران را پی در پی بر ما نازل گردان و آن را برای ما نیرویی برای طاعتت بگردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما آفریده‌ای از آفریده‌های توایم، پس با گناهانمان فضل خود را از ما نستان.</p>
<p style="text-align: justify;">{بر پروردگارمان توکل نمودیم، پروردگارا ما را فتنه‌ای برای گروه ستمگران مگردان} [یونس: 85]</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه به دروغ وصفش می‌کنند، و سلام بر پیامبران، والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4195/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در ستایش آشتی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4193</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4193#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 20:31:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[کودک و خانواده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4193</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود شریم مسجدالحرام: جمعه 12 صفر 1433 برابر با 16 دی 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، او که {آمرزنده گناه است و پذیرندهٔ توبه و سخت‌کیفر و فراخ نعمت، معبودی به جز او نیست و بازگشت به سوی اوست} [غافر: 3] او را سپاس و ستایش گفته و به سوی او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر سعود شریم</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 12 صفر 1433 برابر با 16 دی 1390<span id="more-4193"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، او که {آمرزنده گناه است و پذیرندهٔ توبه و سخت‌کیفر و فراخ نعمت، معبودی به جز او نیست و بازگشت به سوی اوست} [غافر: 3]</p>
<p style="text-align: justify;">او را سپاس و ستایش گفته و به سوی او بازگشته و از او آمرزش می‌خواهم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ بندگان اوست که رسالت را ابلاغ نمود و امانت را به جای آورد و برای امت خیرخواهی نمود و ما را بر راه و روشی روشن که شب آن به مانند روز است باقی گذاشت و جز هلاک‌شده‌گان کسی از آن منحرف نمی‌شود. پس درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و بر صحابهٔ نیک او و بر تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد: بهترین سخن، کتاب خداوند است و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است و بدترین کارها نوآوری در دین است و هر نوآوری در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است.</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای خداوند توشهٔ هر امیدوار است و پشتوانهٔ هر هراسناک، که بنده به واسطهٔ آن از جایی که گمان نداشته است روزی به دست می‌آورد و از هر غم و تنگنایی راه برون رفت می‌یابد:</p>
<p style="text-align: justify;">{ أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (62) الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ} [یونس: 62-63]</p>
<p style="text-align: justify;">(آگاه باشید که دوستان الله نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند (62) کسانی که ایمان آوردند و تقوا پیشه می‌کردند)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، اختلاف مردم و تفاوت آنان در شناخت و رغبت‌ها و طبایعشان بسیار زیاد است، با آنکه همه از یک پدر و مادرند، و این در واقع اسباب امتحان است چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا} [فرقان: 20]</p>
<p style="text-align: justify;">(و برخی از شما را آزمایش برخی دیگر قرار دادیم که آیا صبر پیشه می‌کنید و پروردگار تو بسیار بینا است)</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر برخی از مردم شکیبا و اهل اندیشه و اخلاقند و از شنیدن کمی ناملایمتی کاری نمی‌کند که ضربه‌ای بزرگتر ببیند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما برخی دیگر ناشکیبا و مغرورند و چنان زود از کوره در می‌روند که کوچکترین عاملی باعث سر زدن حماقت از آنان شده و همیشه زبان و کردارشان پیش از عقلشان به کار می‌افتد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما مومن همیشه اهل اصلاح است، جمع می‌کند و جدایی نمی‌اندازد و اصلاح می‌کند و اهل فساد نیست و چنان از بردباری خود بر اهل دشمنی و تفرقه ارزانی می‌دارد که آنان را به سوی خیر و خوبی راهنما می‌شود و مردم به سبب اصلاح وی میان دشمنان، زبان به دعا و ثنای وی می‌گشایند.</p>
<p style="text-align: justify;">شناخت دو جانبه و مودت میان مردم، دو نوع ویژه از محبتند که نظیر ندارند و باعث به هم رسیدن دو انسان به هم می‌شوند تا یکدیگر را کامل کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما کسی که امروزه در اوضاع مردم نظر بیندازد متوجه شکافی خواهد شد که خدشه در صفای مودت و برادری انداخته است و در پیروی از هوای نفس و فریفتگی هر شخص در مقابل رای و نظرش نمود یافته است و اینگونه خیمهٔ دشمنی برافراشته‌اند و زبان‌ها و قلم‌هایشان میان عالم و جاهل و مسئول و غیرمسئول تفاوتی نمی‌گزارد.</p>
<p style="text-align: justify;">کار به جایی رسیده است که منطق برخی از عاشقان چنان شده است که فرعون گفت که:</p>
<p style="text-align: justify;">{ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى} [غافر: 29]</p>
<p style="text-align: justify;">(جز آنچه می‌بینم به شما نشان نمی‌دهم)</p>
<p style="text-align: justify;">و اینگونه است که ضابطهٔ رفتار نزد آنان ناهماهنگ شده و اشتباهاتشان آنقدر زیاد شده است که باعث به وجود آمدن شکاف‌هایی سخت و جبران ناپذیر گردیده است و کنترل این وضعیت بی‌افسار برای مصلحان سخت شده است. امانت سخن فرو ریخته و اطمینان میان مردم و برادری‌ها از بین رفته است و در این چیزی خودنمایی نمی‌کند جز کینه و سوء ظن و زخم زبان‌هایی که بدتر از شمشیر هندی است.</p>
<p style="text-align: justify;">راست گفت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که فرمود: «شیطان از این که نمازگزاران در جزیرة العرب، وی را عبادت کنند ناامید شده است اما در ایجاد کینهٔ میان آنان امیدوار است» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">در هنگام این دشمنی‌ها و کشمکش‌ها، صلح و آشتی و وحدت کلمه بسیار پسندیده است و اگر اختلاف و نزاع و دشمنی مصیبت است، آشتی و صلح و از بین بردن تفرقه رحمت است.</p>
<p style="text-align: justify;">گرچه اختلاف سنتی است از سنت‌های خداوندی در میان بندگانش، چنانکه خود می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ} [هود: 118]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر پروردگار تو می‌خواست بی‌تردید مردم را یک امت واحده می‌گرداند و[لی] همچنان در اختلافند)</p>
<p style="text-align: justify;">اما خداوند متعال در آیه بعد از میان بندگانش گروهی را که به آنان رحمت عطا کرده است استثنا کرده و می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ} ‌[هود: 119]</p>
<p style="text-align: justify;">(جز آنانکه پروردگارت به آنان رحم کرده باشد)</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا دشمنی بلا است و آشتی رحمت است. در میان مسلمانان، صلح و آشتی و سازش در مورد حقوق جایز است و برای از بین بردن دشمنی و جفا واجب، که به واسطهٔ آن دوران نزدیک می‌شوند و تنگناها فراخ می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">با آشتی است که خودخواهی شکست می‌خورد و ایثار پیروز می‌شوند و خداوند متعال به طور کلی در مورد صلح چنین فرموده است که:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَالصُّلْحُ خَيْرٌ} [نساء: 128]</p>
<p style="text-align: justify;">(و آشتی بهتر است)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ} [انفال: 1]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس از الله پروا کنید و روابط میان همدیگر را اصلاح کنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و باز فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ} [نساء: 114]</p>
<p style="text-align: justify;">(خیری در بسیاری از نجواهای آنان نیست مگر کسی که به صدقه یا کاری نیک یا اصلاح میان مردم امر نماید)</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا} [حجرات: 9]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر دو گروه از مومنان با هم به جنگ پرداختند میان آنها آشتی برقرار نمایید)</p>
<p style="text-align: justify;">و در ادامه می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ} [حجرات: 10]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا مومنان برادر یکدیگرند پس میان برادرانتان اصلاح نمایید)</p>
<p style="text-align: justify;">و در میان همهٔ بشریت هیچ مصلحی نبوده و نیست که همانند پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سختی دیدن ما بر وی سخت باشد و به مانند او بر ما حریص و دلسوز و مهربان باشد. اوست که میان قبائل و طوائف گوناگون و میان افراد و جوامع و میان طلبکاران و بدهکاران و زن و شوهر صلح و آشتی برقرار نمود و در قضایای مربوط به خون و مال و آبرو اختلافات را حل می‌نمود، زیرا اوست که می‌فرماید: «آیا شما را از کاری که درجهٔ آن از روزه و نماز و صدقه بالاتر است آگاه سازم؟» گفتند: آری؛ فرمود: «اصلاح روابط، زیرا فساد روابط است که تراشنده [ایمان] است». [به روایت ابوداوود و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و از سهل بن سعد ـ رضی الله عنه ـ روایت است که اهل قباء با هم درگیر شدند تا آنکه به سنگ پرانی به هم پرداختند پس پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از قضیه باخبر شدند و گفتند: «برویم و میان آن‌ها آشتی برقرار نماییم» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">و چه بد کسانی هستند آنان که از اصلاح رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روابطشان با یکدیگر تکبر می‌ورزند و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}‌ [نساء: 65]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس قسم به پروردگارت که ایمان نمی‌آورند تا آنکه تو را در اختلافی که میانشان رخ داده است داور کنند سپس در درون خود نسبت به آنچه حکم نموده‌ای هیچ حرجی نیابند و تسلیم شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا آشتی و اصلاح روابط باعث مودت و از بین رفتن جدایی‌ها می‌شود و قطعا از کشاندن قضیه به دادگاه‌ها بهتر است چرا که این به سبب حکم قضایی به سود یکی از دو طرف، باعث به وجود آمدن کینه و دشمنی می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">عمر ـ رضی الله عنه ـ به ابوموسی اشعری چنین نوشت که: «کسانی را که با هم اختلاف دارند برگردانید تا با هم آشتی کنند چرا که قضاوت باعث کینهٔ میان آنان می‌شود».</p>
<p style="text-align: justify;">آشتی و صلح خصلت عفو و گذشت را که نشانهٔ همبستگی اجتماعی است همه‌گیر می‌کند. با آشتی و گذشت است که دادخواهی‌ها کم شده و بحران‌ها در نطفه خفه می‌شوند. با آشتی و صلح است که سوء تفاهم‌ها با فهم صحیح از بین می‌روند، و با آشتی و صلح است که پاداش چند برابر شده و گناه محو می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">با اصلاح روابط است که اوضاع خانواده‌ها که اصلاح اوضاع جامعه به آن بسته است اصلاح می‌شود و در پی آن حال و روز امت نیز رو به صلاح می‌آورد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما همهٔ این‌ها رخ نمی‌دهد مگر هنگامی که عزم صادقانه و نیت خالصانه برای اصلاح از سوی دو متخاصم و از سوی مصلح وجود داشته باشد چرا که خداوند متعال موفقیت در اصلاح را به ارادهٔ نیک بسته دانسته است، آنجا که می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا} [نساء: 35]</p>
<p style="text-align: justify;">(اگر قصد اصلاح داشته باشند الله در میان آن‌ها توفیق [اصلاح] می‌دهد)</p>
<p style="text-align: justify;">که معنای دیگر آن این است که اگر ارادهٔ اصلاح میان فرد مصلح و میان دو طرف دعوا وجود نداشته باشد به توفیق دست نخواهند یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">دو فرد که با هم اختلاف داشتند از ثقیف به نزد حسن بصری ـ رحمه الله ـ آمدند. حسن بصری به آنان گفت: «شما هم با این سنی که دارید و با وجود خویشاوندی با هم اختلاف دارید؟» گفتند: ای اباسعید! همانا ما قصد صلح و آشتی داریم. حسن گفت: «پس سخن بگویید» ناگهان دو طرف دعوا به هم پریدند و همدیگر را به دروغ متهم کردند. حسن بصری که این را دید فرمود: «به خدا قسم دروغ می‌گویید و قصد صلح ندارید زیرا خداوند متعال فرموده است:‌ {اگر دو طرف دعوا قصد اصلاح داشته باشند خداوند میان آن‌ها توفیق اصلاح خواهد داد}».</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و دست از دشمنی و پشت به هم کردن بردارید به ویژه در مسائلی که ارزش آن را هم ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ} [شوری: 40]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس هر که گذشت نمود و اصلاح پیشه ساخت پس پاداش وی بر الله است. او ستمگران را دوست ندارد)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما به واسطهٔ قرآن عظیم برکت داده و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. آنچه را شنیدید گفتم. اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر اشتباه، از نفس و از شیطان بود و از خداوند آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص الله، پروردگار جهانیان است، و درود و سلام بر بهترین پیامبران&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">خانوادهٔ مسلمان، اساس جامعهٔ مسلمان است و تصویر کلی یک جامعه نشان دهندهٔ واقعیت خانواده‌های آن است. بنابراین اگر اختلاف و درگیری و دشمنی در خانواده پا بگیرد ناگزیر باید در چنین خانواده و جامعه‌ای منتظر تشتت و از هم گسیختگی بود و این مساله بیشتر در مورد زن و شوهر اهمیت دارد زیرا این دو اساس خانواده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">کسی که واقعیت جامعه را با چشم بصیرت نگاه کند مشکلاتی را که زندگی خانوادگی بسیاری از مردم با آن مواجه است را خواهد دید که همه‌اش با کم‌ترین و بیهوده‌ترین سبب‌ها رخ می‌دهد. چه بسا زنانی که به سبب کم بودن نمک غذا یا قفل بودن در طلاق داده می‌شوند، و گاه به اندازهٔ تعداد ستاره‌های آسمان طلاق داده می‌شوند! اینجاست که قدرت مردانه اعمال می‌شود و حکمت و محبت زیر پا نهاده می‌شود که برعکس آن نیز صحیح است.</p>
<p style="text-align: justify;">گاه نیز دخالت‌های نزدیکان و خویشاوندان باعث شعله‌ور شدن بیشتر اختلاف و درگیری می‌شود&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما آنچه بدیهی است این است که خداوند متعال زن و شوهر را با یک اخلاق و یک طبع نیافریده و هرکه چنین گمانی داشته باشد در توهم زندگی می‌کند زیرا ممکن نیست که یکی از زوجین با عقل دیگری فکر کند یا با قلب دیگری احساس کند و هر کدام عقل خود و قلب خود را دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">از سوی دیگر انتظار آسایش و آرامش کامل میان زوجین نیز نوعی وهم و خیال است که جز در حالات نادر رخ نمی‌دهد. برای همین از روی خرد است که انسان همیشه انتظار برخی تنگناها را در زندگی داشته باشد زیرا کمال تنها از آن خداوند است و بنابراین بر جوامع مسلمان لازم است که نسبت به خانواده اهمیت خاصی قائل شوند و بدانند که وضعیت خانواده چراگاهی است سرسبز برای هرگونه اختلاف و دشمنی چرا که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «ابلیس عرش خود را بر آب می‌نهد سپس سپاهیانش را می‌فرستد و نزدیکترین آنان به او کسی است که فتنه‌اش بزرگتر باشد. یکی از آنان می‌آید و می‌گوید: چنین و چنان کردم، ابلیس در پاسخ می‌گوید: کاری نکرده‌ای. سپس یکی دیگر می‌آید و می‌گوید: او را رها نکردم تا آنکه میان و همسرش جدایی انداختم. پس ابلیس آن شیطان را به خود نزدیک کرده و می‌گوید: آری، تو توانستی و او را گرامی می‌دارد» [به روایت امام مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">دین ما نیز نسبت به اصلاح میان همسران و از بین بردن اختلافات خانوادگی تاکید و تشویق روا داشته است تا آنکه این بنیان فرو نریخته و باعث لرزهٔ همهٔ جامعه نشود. برای همین خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا} [نساء: 35]</p>
<p style="text-align: justify;">(اگر از جدايى ميان آن دو [ زن و شوهر] بيم داريد پس داورى از خانوادهٔ آن [شوهر] و داورى از خانواده آن [زن] تعيين كنيد اگر سر سازگارى دارند الله ميان آن دو سازگارى خواهد داد آرى الله داناى آگاه است)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ}‌ [نساء: 128]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر زنى از شوهر خويش بيم ناسازگارى يا رويگردانى داشته باشد بر آن دو گناهى نيست كه از راه صلح با يكديگر به آشتى گرايند كه سازش بهتر است)</p>
<p style="text-align: justify;">شارع حکیم چنان بر آشتی و از بین بردن عوامل دشمنی حریص بوده است که حتی کمی دروغ را برای اصلاح و از همبستگی جایز دانسته است چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «کسی که روابط میان مردم را اصلاح می‌کند و سخن خیر می‌گوید یا سخن خیری را می‌رساند» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">منظور از دروغ در این حدیث سخنی است که باعث همبستگی و یکی کردن قلب‌ها می‌شود. چه زیباست دروغ اگر برای اصلاح میان مردم باشد و چه بد است راستی اگر برای فساد و به هم زدن میان دیگران باشد. چه بد انسانی است آنکه زبانش شیرین است و قلبش تلخ که خداوند متعال دربارهٔ چنین کسانی فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ (204) وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ (205) وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ} ‌[بقره: 204-206]</p>
<p style="text-align: justify;">(و از ميان مردم كسى است كه در زندگى اين دنيا سخنش تو را به تعجب وامى‏دارد و الله را بر آنچه در دل دارد گواه مى‏گيرد و حال آنكه او سخت‏ترين دشمنان است (204) و چون برگردد [يا رياستى يابد] كوشش مى‏كند كه در زمين فساد نمايد و كشت و نسل را نابود سازد و الله تباهكارى را دوست ندارد (205) و چون به او گفته شود از الله پروا كن نخوت وى را به گناه كشاند پس جهنم براى او بس است و چه بد بسترى است)</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان بر بهترین انسان‌ها محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، صاحب حوض و مقام شفاعت درود و سلام فرستید که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}‌ [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند بر بنده و پیامبرت محمد، درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ وی، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت، و از صحابه و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما همراه آنان، راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده. خداوندا غم غم‌داران و سختی سختی‌دیدگان را از بین ببر و وامِ وام‌داران را ادا کن و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمانان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو بهترین چیزهایی را می‌خواهیم که بنده و پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از تو خواسته است و از بدترین چیزهایی که بنده و پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از آن‌ها به تو پناه برده است، به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت‌های ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه سازند و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا تویی آن خداوندی که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، باران را بر ما نازل فرما و ما را از نومیدان مگردان. باران را بر ما نازل ساز و ما را مایوس مگردان. خداوندا تو بی‌نیازی و ما فقیرانیم، باران را بر ما فرو ریزان و ما را از نا امیدان قرار مده. خداوندا خیر خود را به سبب شر ما از ما دریغ مدار، ای دارای جلال و عظمت&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">پاک است و بی‌عیب پروردگار ما پروردگار عزت از آنچه وصف می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخر سخن آنکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4193/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صِدق و راستی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4191</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4191#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Jan 2012 20:25:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4191</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر حسین آل شیخ مسجد نبوی شریف: 28 محرم 1433 برابر با 2 دی 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوندی است که مردم را به آنچه صلاح آنان است امر نموده و از آنچه باعث فساد زندگی‌شان می‌شود نهی کرده است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر حسین آل شیخ</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: 28 محرم 1433 برابر با 2 دی 1390<span id="more-4191"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوندی است که مردم را به آنچه صلاح آنان است امر نموده و از آنچه باعث فساد زندگی‌شان می‌شود نهی کرده است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پبامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست، خداوند بر او و بر اهل و بیت و یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله ـ جَلّ و عَلا ـ را پاس دارید تا اوضاع شما را اصلاح نموده و شما را در دو دنیا سعادت ارزانی دارد:</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا} [احزاب: 70-71]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آوریده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سخنی راست گویید (70) تا کارهای شما را برایتان به صلاح آورد و گناهانتان را برایتان بیامرزد، و هر که از الله و پیامبرش اطاعت کند بی‌شک پیروزی بزرگ به دست آورده است)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان: از جمله اصول مورد اهمیت در اسلام، وجوب صدق و راستی در سخنان و کردارها، ودر همهٔ مجال‌های زندگی و همهٔ رفتارهاست. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ } [توبه: 119]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آوریده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و همراه با راستان باشید)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">راستی در شریعت اسلام در همهٔ جنبه‌ها و همهٔ تعاملات، چه کوچک و چه بزرگ مورد امر و تاکید قرار گرفته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">«خریدار و فروشنده تا هنگامی که از هم جدا نشده‌اند اختیار فسخ معامله را دارند، پس اگر راستی پیشه کردند و به روشنی معامله کردند برای آنان در فروششان برکت قرار داده خواهد شد، و اگر دروغ گفتند و پنهان‌کاری نمودند برکت فروش آنان از بین خواهد رفت» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">اما از زشت‌ترین رفتارها و ناشایست‌ترین روش‌ها، نیرنگ‌بازی و فریب است، به هر شکلی که باشد. پس هر که شیطان فریب در معامله را برای او زینت داده است و هوای نفس وی کلاه‌برداری و نیرنگ زدن به دیگران را برای منفعت شخصی در چشم او زیبا گردانده است بداند که خداوند در کمین‌گاه است، و او خود را در معرض عذاب قرار داده است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (1) الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2) وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ (3) أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4) لِيَوْمٍ عَظِيمٍ (5) يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ} [مطففین: 1-6]</p>
<p style="text-align: justify;">(وای بر کم‌فروشان (1) کسانی که اگر بر مردم پیمانه گیرند به طور کامل گیرند (2) و اگر برای مردم پیمانه بگیرند کم می‌دهند (3) آیا آنان نمی‌دانند که برانگیخته خواهند شد؟ (4) برای روزی بزرگ (5) روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پا خواهند ایستاد؟)</p>
<p style="text-align: justify;">عبدالملک بن مروان می‌گوید: عربی بادیه‌نشین به من گفت: ای عبدالملک! خداوند متعال دربارهٔ کم‌فروشان چنان گفته است، تو که اموال مردم را بدون کیل و ترازو برمی‌داری دربارهٔ خود چه گمانی داری؟!</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای که اموال مردم را با فریب و نیرنگ تصاحب می‌کنی! از خداوند بترس، در این آیات بزرگ اندیشه کن و پیش از آن که فرصت از کف رود و مرگ در رسد نفس خود را از مهلکات و بدی‌ها دور کن.</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از محققان اهل علم گفته‌اند: هرکه در یک معاملهٔ تجاری یا هر معاملهٔ دیگری به هر روشی فریب‌کاری کند «مطفف» است و تحت وعید این آیه قرار می‌گیرد، زیرا فریب و تقلب نوعی فساد در زمین است و خیانت‌کاری و آزار رساندن به خلق خدا و حق‌خوری است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند عزوجل از قول شعیب نقل می‌کند که خطاب به قوم خود چنین گفت:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ } [هود: 85]</p>
<p style="text-align: justify;">(و ای قوم من! ترازو را از روی عدل کامل دارید و حق مردم را کم مدهید و در زمین به فساد برمخیزید)</p>
<p style="text-align: justify;">برادر و خواهر مسلمان:</p>
<p style="text-align: justify;">پروای خداوند متعال را پیشه کن وبدان که فریب در همهٔ معاملات، یکی از گناهان کبیره است و برای همین است که پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ امت خود را از همهٔ انواع فریب‌کاری، با هر شکل و عنوانی بر حذر داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">وی آنان را با لفظی بسیار تند از نزدیک شدن به فریب، هشدار داده و فرموده است: «هر که با ما از در فریب در آید از ما نیست» و در لفظ دیگری فرموده است: «هر که فریب‌کاری نماید از ما نیست» [به روایت امام مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و بلکه آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از شدت حرصی که برای این امت داشت تنها به تحریم و نهی کلی از انواع فریب‌کاری اکتفا ننموده بلکه امتش را از هرگونه فریب و نیرنگ در برخی از رفتارها که بیشتر شایع هستند، برحذر داشته است:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله در باب مسئولیت‌ها، ایشان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ کسانی را که خداوند برخی از امور مردم را به آن‌ها واگذار نموده است از فریبکاری و خیانت و یا کم‌کاری و سهل‌انگاری در مورد حفظ منافع دینی و دنیوی مردم برحذر داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هیچ مسئولی نیست که خداوند به وی مسئولیت مردمی را می‌‌دهد و او در حق آنان فریب و دغل می‌آورد مگر آنکه خداوند بهشت را بر وی حرام می‌گرداند» و در لفظ دیگری آمده است که: «بنده‌ای نیست که خداوند مسئولیت مردمی را عطا می‌کند و او در حق آن مردم دلسوزی روا نمی‌دارد مگر آنکه به همراه آنان به بهشت وارد نمی‌شود».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در عرصهٔ معاملات مالی مانند خرید فروش و اجاره و دیگر معاملات تجاری، اسلام نسبت به فریب و دغلکاری به صورت قاطع نهی نموده است. خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ } [بقره: 188]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اموال خود را در میان خود به باطل مخورید)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «مسلمان،‌ برادر مسلمان است، برای یک مسلمان حلال نیست که چیزی را به برادرش بفروشد که از وجود عیبی در آن آگاه است مگر آنکه آن را برای وی بیان نماید» [این حدیث را ابن ماجه روایت نموده و ابن حجر آن را حسن دانسته است]</p>
<p style="text-align: justify;">و بلکه بالاتر از آن، اهمیتی که شریعت اسلام برای پیش‌گیری از فریب‌کاری و مبارزهٔ با آن قائل است به جایی رسیده است که همهٔ راه‌هایی که باعث فریب می‌شود را بسته است هرچند آن کار نه از سوی فروشنده و نه از سوی مشتری باشد. برای مثال، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی که شیخین ـ بخاری و مسلم ـ روایت کرده‌اند می‌فرماید: «با یکدیگری نَجش نورزید» و نَجش یعنی: کسی بدون آنکه قصد خریدن یک جنس را داشته باشد به قیمت آن بیفزاید تا بدین‌وسیله به فروشنده سود رسانده و یا باعث زیان خریدار شود.</p>
<p style="text-align: justify;">برادران مسلمان:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله خطرناک‌ترین انواع فریبکاری بر مسلمانان و بدعاقبت‌ترین آن‌ها کاری است که برخی از پیمانکاران در پروژه‌های دولتی یا شخصی انجام می‌دهند که پس از پایان کار آثار فریبکاری و تقلب را به سادگی می‌توان در آن پروژه مشاهده کرد، که این کاری است حرام و فساد‌کاری در زمین و خیانت به دولت و به مردم به شمار می‌رود.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دربارهٔ چنین کارهایی می‌فرماید: «برای هر پیمان‌شکنی در روز قیامت پرچمی است که گفته می‌شود: این پیمان‌‌شکنی در حق فلان است» [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">اما تو ای برادر مسئول؛ این را بدان که پروژه‌های دولتی که تحت مسئولیت وزارت یا ادارهٔ تو است در واقع امانتی است که بر گردن تو گزارده شده است. تو برای پی‌گیری دقیق این پروژه‌ها با تمام حرص و اخلاص و صداقت و اهمیت، امین قرار داده شده‌ای. بنابراین هرگونه اهمال یا کم‌کاری در این مورد، فریبکاری و نیرنگی است بزرگ در حق مسلمانان و ولی امری که تو را برای این مسئولیت امین دانسته است.</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای کسی که خواهان نجات خود و خوشبختی دنیا و آخرت هستی! در همهٔ معاملات خود صدق و راستی و بیان و شفافیت و دقت را به کار بند.</p>
<p style="text-align: justify;">از زیر پا گذاشتن حق دیگران بپرهیز و خود را از هرگونه فریب و تدلیس و دیگران انواع فریب دور بدار تا انسانی شوی پاک و متقی و و سالم از هر بدی، زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روزی وارد بازار شد و فرمود: «ای جمع تجار!» تاجران و بازرگانان رو به سوی وی کردند، سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به آنان فرمود: «ای جمع تجار! تاجران در روز قیامت به صورت فاجران برانگیته می‌شوند مگر آنکه نیکی و راستی پیشه کرد» [این حدیث را ترمذی روایت کرده و گفته است: حسن و صحیح است. برخی از اهل علم نیز آن را حسن دانسته‌اند]</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای مسلمانان، تقوای الله را پیشه سازید که تنها با تقوای او اوضاع ما رو به صلاح نهاده و زندگی ما رنگ سعادت و خوشی را به خود خواهد دید.</p>
<p style="text-align: justify;">این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">حمد و سپاس پروردگارم را به جای آورده و گواهی می‌دهم معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست. خداوندا بر وی و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">تحریم فریب‌کاری و خیانت و نهی از تدلیس و دغل‌بازی تنها به خرید و فروش و معاملات تجاری محدود نیست، بلکه هرگونه دغل‌کاری را در حق دیگر مسلمانان در همهٔ منافع آنان شامل می‌گردد؛ برای مثال یکی از انواع فریب‌کاری، فریب سخنان دروغینی است که در رسانه‌ها منتشر می‌شود و همچنین هرگونه نوشته‌ای که دعوت به افساد دین و اخلاق و آبرو می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">از بزرگترین انواع فریب و دغل‌بازی، دعوت به سوی زشتی و انتشار اسباب جرم و جنایت و زیر پا نهادن فضیلت‌ها است.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین اصدار فتواهایی که تنها به یک رای فقهی استناد دارند با وجود آنکه مخالفت صریح این رای با ادلهٔ صحیح از قرآن و سنت، آشکار است، بلکه تنها به سبب تعصب مذهبی صادر شده است و با دلیل شرعی و یا مقصدی از مقاصد شریعت در تضاد است.</p>
<p style="text-align: justify;">و از جمله زشت‌ترین انواع تقلب و فریب، نیرنگ در مسئولیتی است که خداوند و سپس ولی امر در اختیار انسان گذاشته است اما وی از این مسئولیت سوء استفاده نموده و در جذب نیروی جدید یا ترفیع، شخص کاردان را بر غیرکاردان ترجیح می‌دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">چنین کاری هنگامی بسیار زشت و زننده خواهد بود که برای منافع شخصی یا نژادی و قومی یا خانوادگی، انجام گیرد که چنین کاری با شریعت خداوند و هدف اولیای امور در سرزمین‌های اسلامی در تضاد است.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که بهترین کارها درود و سلام بر آن پیامبر بزرگوار است&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت، پیامبر ما محمد درود و سلام و برکت فرست، و از چهار خلیفهٔ راشد، آن امامان هدایت: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و اهل بیت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا دشمنان مسلمین را نابود گردان، خداوندا دشمنان مسلمین را نابود گردان، خداوندا شر آنان را هرگونه که خود می‌دانی از ما دور گردان که همانا تو بسیار شنوا و دانایی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا هر که را برای کسی از مسلمانان ارادهٔ بدی دارد به خودش مشغول گردان و تدبیرش را عامل نابودی‌اش بگردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع ما و دیگر مسلمانان را اصلاح گردان، خداوندا اوضاع ما و دیگر مسلمانان را هرجا که هستند اصلاح نما. خداوندا مسلمانان را هرجا که هستند حفظ کن. خداوندا سختی‌های آن‌ها را برطرف گردان. خداوندا سختی‌های آنان را برطرف گردان و غم و غصهٔ آنان را به شادی بدل گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ای حی و ای قیوم، از تو مسئلت داریم که بهترین مسلمانان را بر آنان مسئولیت دهی و آنان را از شر بدانشان باز داری&#8230; خداوندا بدان و نا اهلان را آنگونه که خود صلاح می‌دانی از آنان دور گردان. ای شنوای دانا، ای قوی و ای عزیز&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، ای حی و ای قیوم&#8230; از تو مسئلت داریم که قلب ما را با پیروزی مسلمانان در همه جا شاد گردانی. خداوندا فلب مومنان را با پیروزی مسلمانان شاد گردان. خداوندا قلب‌های ما را با آشکار شدن سنت در همه جای زمین شاد گردان، ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا مردان و زنان مومن، و مردان و زنان مسلمان، مردگان و زندگان را مورد آمرزش خود قرار ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا تو بی‌نیاز و ستوده‌شده‌ای، خداوندا ما را باران عطا کن، ما را باران عطا کن، ما را باران عطا کن، خداوندا ما را یاری رسان، خداوندا ضعیفان ما را مورد رحمت خود قرار ده، خداوندا ضعیفان ما را مورد رحمت خود قرار ده، خداوندا سختی و شکستگی ما را با باران خود شفا ده&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را با گناهانمان مورد مواخذه قرار مده، خداوندا ما را به واسطهٔ گناهانمان مواخذه مکن، خداوندا ما به رحمت و فضل تو ایمان آوردیم، خداوند به فضل و رحمتت ایمان آوردیم.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند را بسیار یاد کنید و او را صبحگاهان و شامگاهان تسبیح گویید. و آخر سخن اینکه: الحمدلله رب العالیمن.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4191/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فضیلت کلمهٔ توحید</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4189</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4189#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 20:20:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توحید و خداشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4189</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس مسجدالحرام: جمعه 21 محرم 1433 برابر با 25 آذر 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، پروردگارا تو را ستایش گفته و از تو یاری می‌جوییم و به سوی تو بازمی‌گردیم و تو را با همهٔ نیکی‌ها می‌ستاییم، ثنایی بسیار و پی در پی&#8230; و گواهی می‌دهم که معبودی به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 21 محرم 1433 برابر با 25 آذر 1390<span id="more-4189"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است، پروردگارا تو را ستایش گفته و از تو یاری می‌جوییم و به سوی تو بازمی‌گردیم و تو را با همهٔ نیکی‌ها می‌ستاییم، ثنایی بسیار و پی در پی&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است، گواهی اقرار کنندهٔ به پروردگاری و خداوندی و توحید او، و بزرگداشت جلال او، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بندهٔ الله و پیامبر اوست، او که پاک‌ترین دعوت‌کنندهٔ بسوی توحید از نظر اعتقاد و عمل است، درود خداوند بر او و بر اهل بیت پاک او که حق‌یاب بودند و صحابهٔ وی که برای کلمهٔ توحید هر چه داشتند فدا کردند و بر تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگان خداوند؛ اگر در پی برادری و وحدت کلمه هستید، اگر تمکین و عزت می‌خواهید و اگر ثواب خداوند و بهشت را آرزو دارید پس تقوای الله را در گفتار و کردار پیشه سازید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ } [آل عمران: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، در این زمانهٔ آکنده از تغییرات فکری و چالش‌های سیاسی و اجتماعی و موثرات فرهنگی و اطلاعاتی، و در حالی که در آغاز سال مبارک هجری جدید قرار داریم، نمی‌توان به آینده نگاه انداخت و نمی‌توان آفاق آن را ترسیم نمود مگر در روشنای نعمتی آشکار و پرفضیلت که عظیم‌ترین کلمه در همهٔ این وجود است، جلیل‌ترین کلمه‌ای که بر زبان‌ها جاری شده است و پاک‌ترین سخنی که گوش‌ها شنیده‌اند؛</p>
<p style="text-align: justify;">این کلمه آن نعمت بزرگ الهی و منت هدیه داده‌شده از سوی اوست، بزرگترین نعمتی که خداوند با آن بر هر کدام از بندگانش که بخواهد منت می‌نهد که کلمهٔ توحید، «لا إله إلا الله» است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ } [محمد: 19]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس بدان که معبودی [به حق] جز الله نیست)</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ }[انبیاء: 25]</p>
<p style="text-align: justify;">(و پس از تو هیچ پیامبری نفرستادیم مگر آنکه به سوی او چنین وحی می‌کردیم که مبعودی [به حق] جز من نیست پس مرا عبادت کنید)</p>
<p style="text-align: justify;">گرچه این مساله ـ یعنی کلمهٔ توحید ـ مورد اتفاق و اقرار همهٔ اهل قبله است و توسط آنان نگاشته شده و در قلب آنان حک شده است، اما گروه‌هایی از فرزندان اسلام تنها به قلب خود به آن راضی شده و به نام آن اکتفا جسته و به وصف آن قانع شده‌اند اما از مضمون و محتوای آن غفلت کرده‌اند و در نتیجه نسبت به آن بی‌حس شده و قلبشان دچار خشکی شده است.</p>
<p style="text-align: justify;">برای همین کسی که از این شرف بزرگ محروم شده است هرچه در این دنیا به مراتب بالا دست یابد و به هر درجه‌ای از جاه و مال و جمال و زیرکی دست یابد در روز قیامت چنین آرزو خواهد کرد که: {ای کاش خاک می‌بودم} [نبأ: 40]</p>
<p style="text-align: justify;">نعمت «لا إله إلا الله» را نمی‌توان قیمت نهاد؛ در حدیث صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که فرمود: «موسی ـ علیه السلام ـ گفت: پروردگارا مرا چیزی بیاموز که با آن تو را یاد کنم و فرا بخوانم. خداوند فرمود: ای موسی! بگو: لا إله إلا الله. موسی گفت: پروردگارا! همهٔ بندگانت این را می‌گویند. خداوند فرمود: ای موسی! اگر همهٔ آسمان‌ها و زمین و اهل آن جز من، و هفت زمین در یک کفه قرار گیرند، و لا إله إلا الله در یک کفه قرار گیرد بر آن‌ها سنگینی می‌کند» [به روایت حاکم و ابن حبان. ابن حبان آن را صحیح دانسته است]</p>
<p style="text-align: justify;">اگر مسلمانان بر مقتضای کلمهٔ اخلاص و احکام آن، و مضامین بدیع توقف می‌کردند، هرگز نه ظلمی می‌دیدیم و نه سرکشان بر بی‌گناهان تجاوز می‌کردند و نه دشمنان اینگونه عزت و شرف ما را می‌دریدند.</p>
<p style="text-align: justify;">برادران و خواهران ایمانی:</p>
<p style="text-align: justify;">این دین ارزشمند همان نعمت بزرگ و منت عظیم است که مومن به واسطهٔ آن از اهل دیگر امت‌ها متمایز می‌شوند، هر چند آنان نیز با وی در نعمت وجود و عقل و روزی و دیگر نعمت‌ها شریکند اما تنها مسلمان است که از نعمت اسلام، از نعمت «لا إله إلا الله» برخوردار است که شایسته است برای این نعمت، برای شکر خداوند متعال پیشانی بر خاک نهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">هر که از نعمت این زندگی برخوردار نباشد در حقیقت مرده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا } [انعام: 122]</p>
<p style="text-align: justify;">(آیا کسی که مرده بود پس او را زنده گرداندیم و برای او نوری قراردادیم که با آن در میان مردم راه برود همانند کسی است که در تاریکی‌ها است و از آن بیرون‌آمدنی نیست)</p>
<p style="text-align: justify;">و هر که با آن انس نمی‌گیرد تنها و بی‌کس واقعی است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولَئِكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ } [زمر: 22]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس آیا کسی که الله سینهٔ او را برای پذیرش اسلام گشاده ساخته است و از نوری از جانب پروردگارش برخوردار است [همانند تاریک‌دلان است؟] پس وای بر کسانی که از سنگدلی یاد خداوند نمی‌کنند؛ آنان در گمراهی آشکاری هستند)</p>
<p style="text-align: justify;">آیا خداوند متعال نیست که ما را آفرید و نیکو خلق نمود؟ مگر این است که با فضل و احسان اوست که هستیم و زنده‌ایم؟ و مگر هرگاه او را فرا خواندیم ما را استجابت نکرد؟ و آیا او نبود که ما را از هر سختی و تنگنایی نجات داد؟</p>
<p style="text-align: justify;">{ أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ } [نمل: 62]</p>
<p style="text-align: justify;">(یا کیست آنکه درمانده را آنگاه که فرایش خواند استجابت نموده و گرفتاری را برطرف می‌ساز و شما را جانشینان در زمین قرار می‌دهد؟ آیا معبودی به همراه الله است؟ چه کم یادآور می‌شوید)</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای عزیزان سختی‌دیدهٔ غم‌زده! هر جایی که هستید به دعا پناه ببرید و در برابر پروردگار زمین و آسمان به استغاثه بپردازید تا شما را از شر هر ستمگر و مستبدی نجات دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله والاترین معانی و مبادی این دین و بلکه زیباترین حقائق و ظرائف آن که جوهرهٔ و لُبّ آن به شمار می‌رود، اظهار شکستگی و فقر و نیاز در برابر خداوند یگانهٔ قهار است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای امت عقیده:</p>
<p style="text-align: justify;">تنها کسانی کلمهٔ توحید را فراچنگ می‌آورند که درپی آن هستند، و کسانی از یافتن آن ناتوانند که به جستجوی آن برنمی‌آیند و سلسلهٔ توحید را با شرکیات و خرافات و سیل اعتقادات گوناگون آلوده می‌سازند، زیرا کلمهٔ توحید تنها سختی نیست که بر زبان جاری می‌شود گرچه تنها به زبان آوردن آن جان و مال انسان را محترم می‌سازد بلکه این کلمه به مثابهٔ خون برای بدن، و هوا برای جانداران و آب برای گیاهان است که اگر در درون صاحب خود جای گرفت بی‌درنگ فریاد برخواهد آورد که تنها معبودی شایستهٔ عبادت اللهِ واحد بی‌نیاز است&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اینگونه همهٔ‌ سخنان و کردارها و رفت و آمدهای او همه برای الله پروردگار جهانیان خواهد شد، او که شریکی ندارد:</p>
<p style="text-align: justify;">{قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (162) لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ} [انعام: 162-163]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو همانا نماز و عبادات من و زندگی و مرگ من برای الله، پروردگار جهانیان است (162) او هیچ شریکی ندارد و به این امر شده‌ام و من نخستین مسلمانانم)</p>
<p style="text-align: justify;">و اینکه الله متعال در پروردگاری و الوهیت و در نام‌ها و صفات و در طاعت و فرمانبرداری از شریعت وی یگانه و بی‌شریک است، و این روح بندگی در کامل‌ترین بندگان خداوند و محبوبترین آنان نزد او و گرامی‌ترینشان، یعنی پیامبران او تجسید یافته بود.</p>
<p style="text-align: justify;">پیامبر و محبوب و اسوهٔ ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روز بدر رو به قبله نمود و سپس دست به سوی آسمان دراز کرد و چنین پروردگارش را به فریاد خواند که: «خداوندا آنچه را به من وعده دادی انجام ده، خداوندا آنچه را به من وعده نمودی انجام ده، خداوندا اگر این گروه از اهل اسلام را هلاک کنی در زمین پرستیده نخواهی شد».</p>
<p style="text-align: justify;">و همچنان پروردگارش را فرا می‌خواند تا آنکه ابوبکر آمد و او را از پشت سر در آغوش گرفت و گفت: «ای پیامبر خدا! دعا و در خواست از پروردگارت کافی است که او آنچه را به تو وعده داده است به انجام خواهد رساند&#8230;»</p>
<p style="text-align: justify;">{إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ} [انفال: 9]</p>
<p style="text-align: justify;">([به یاد آورید] آنگاه را که پروردگار خود را به فریاد می‌خواندید پس چنین شما را استجابت نمود که من شما را با هزار فرشتهٔ پیاپی یاری خواهم داد)</p>
<p style="text-align: justify;">ای جمع دوست‌داران:</p>
<p style="text-align: justify;">آنکه در این حدیث به خوبی تامل کند در آن تصویری زنده از خشوع و فروتنی و تضرع و فقر و نیاز و پناه‌آوردن به سوی خداوند واحد یگانه را از بهترین بندهٔ او که درود و سلام خداوند بر وی باد، خواهد یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">در سایهٔ تضرع و دعای خاشعانهٔ در عروج‌گاه توحید خالص در برابر خداوند متعال از سوی همهٔ پیامبران خدا، نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و ایوب و یونس و زکریا و محمد ـ درود و سلام خداوند بر آنان باد ـ است که اثر عقیده و محقق گردیدن خیر دنیا و آخرت، نمود می‌یابد.</p>
<p style="text-align: justify;">امت توحید و سنت:</p>
<p style="text-align: justify;">با وجود جایگاه والای کلمهٔ‌ توحید، حفاظت از آن و محقق ساختن شروط و مقتضیات آن به ویژه در میدان عمل و عرصهٔ موضع‌گیری‌ها و آزمایشات هدف بزرگ همهٔ زندگی است، زیرا بزرگترین مقصد از مقاصد شریعت حفظ دین و پاسداری از عقیده در برابر هرگونه تخلف به ویژه در زمانه‌ای است که کش‌مکش‌های عقیدتی و نعره‌های طائفه‌گری و اختلافات مذهبی در آن طغیان می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">در این دوران که دامنهٔ بدی‌ها گسترده شده و بدعت‌ها منتشر گردیده است و گرمای اشک‌ها با غرش توپخانه‌ها درآمیخته و آنانی که به عقیدهٔ صحیح و سنت پیامبرشان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و راه و روش سلف صالحشان پایبند مانده‌اند، دچار مصیبت‌ها گردیده‌اند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">می‌گوییم: ای اهل توحید و سنت، هر جا که هستید صبر پیشه کنید، صبر پیشه کنید، و بشارت دهید که اینک پرچم‌های پیروزی از دور نمایان می‌شوند&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">ای امت سلام:</p>
<p style="text-align: justify;">با وجود شرایط تلخی که امت مسلمان ما در گوشه و کنار سرزمین اسلامی با آن روبرو است، اما با خوش‌بینی احساس می‌کنیم که این آتش خالص کننده برای روشن شدن راه ما در این سال هجری جدید لازم و ضروری است و به این مطمئنیم که کلمهٔ توحید زاد و توشهٔ ما در هر سال جدید است و هیچ جایگزینی برای این کلمه برای رسیدن به سربلندی و افتخار و عزت و دستیابی به آرزویی که در پی آن هستیم و سروری و سربلندی امت نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">أعوذ بالله من الشیطان الرجیم:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [نور: 55]</p>
<p style="text-align: justify;">(الله کسانی از شما را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند چنین وعده داده است که بی‌تردید آنان را در این سرزمین جانشین خواهد ساخت چنانکه کسانی که پیش از شما بودند را جانشین [پیشینیان] قرار داد و آن دینی را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر گرداند و ترسشان را به امنیت تبدیل سازد [تا] مرا عبادتکنند و برای من شریکی قرار ندهند و هر که پس از آن کفر ورزد آنانند که نافرمانانند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال برای من و شما در قرآن سنت برکت نهد و با آیات و حکمت آن سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ از هر گناهی آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید و به سوی او توبه کنید که همانا پروردگار من بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست، شهادتی روشن و نورانی، و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد بندهٔ خداوند و پیامبر اوست که خالصانهٔ به سوی الله دعوت نمود و راه اصلاح را پیمود، خداوندا بر وی و بر اهل بیت و یارانش که دعوت توحید را شب و روز در پستی و بلندی منتشر نمودند و بر تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند، درود و سلام برکت ارزانی دار.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگاند خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را در پنهان و آشکار پیشهٔ خود سازید و او را برای توحید شکرگذار باشید و از آلوده ساختن آن به بدعت‌های آشکار و پنهان برحذر باشید و بدانید که بهترین سخن، کتاب خداوند است و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است و بدترین امور، امور نوساخته در دین است و هر بدعتی گمراهی است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای امت توحید و سنت:</p>
<p style="text-align: justify;">تنها انسان بصیر و آگاهی که در پی بازیافت عزت امت خود است حوادث و پیشامدهای جدید را در سایهٔ اصول کلی دین خود می‌بیند تا از پالش‌ها و کشمکش‌ها رهایی یابد، و ما در این شرایط که امت با سختی‌ها و محنت‌ها دست و پنجه نرم می‌کند به خداوند پناه می‌بریم که بلاها و مصیبت‌هایمان بیشتر از جانب خودمان باشد، نه از سوی دشمنان.</p>
<p style="text-align: justify;">این مسئولیت و امانت به ویژه در این مرحلهٔ اخیر بر اهل علم و دعوت و اصلاح که پیرو منهج ربانی هستند و همینطور رهبران و سیاستمداران، سنگین‌تر است تا جوامع و نسل‌ها را از انحراف عقیدتی دور نگه دارند و توحید و سنت را به عنوان بهترین راه و روش برگزینند تا اوضاع امت رو به بهبود نهد و اتحاد آن محکم گردیده و به اهداف خود برسد که این ممکن نیست مگر با اعتصام به کتاب و سنت:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا} [آل عمران: 103]</p>
<p style="text-align: justify;">(به ریسمان الله چنگ زنید و متفرق نشوید)</p>
<p style="text-align: justify;">که در آن صورت خداوند متعال وعدهٔ خود را محقق ساخته و امت را یاری خواهد رساند:</p>
<p style="text-align: justify;">{الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ} [انعام: 82]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که ایمان آورده و ایمان خود را با ستم (یعنی شرک) آلوده نساختند آنان که امنیت از آنشان است و آنان هدایت یافتگانند)</p>
<p style="text-align: justify;">و درود و سلام فرستید بر والامقام‌ترین انسان‌ها، آن ماه روشن که در تاریکی‌ها به سوی امت فرستاده شد، او که پرچم توحید و سنت را برافراشت، که خداوند متعال چنین امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند بر سرور پیشینیان و پسینیان، و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام فرست و از خلفای راشدین، و ائمهٔ مهتدین، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابهٔ پیامبرت و تابعین و همهٔ کسانی که به نیکی پیروی آنان نمایند راضی و خشنود باش، و همینطور از ما با رحمت خود خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و اهل طغیان و فساد و دیگر دشمنان دین را نابود ساز.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امن و امان بدار، خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار، خداوندا ما را به سوی هر خیری توفیق ده&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا یار و یاور برادران مستضعف ما باش، آنان که برای عقیده و پایبندی به سنت پیامبرت و سلف صالح این امت در رنج افتاده‌اند&#8230; خداوندا آن‌ها را هر جا که هستند یاری ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا از جان و خون مسلمانان محافظت نما، خداوندا جان آنان را حفظ کن و اوضاع آنان را هر جا که هستند اصلاح نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا برادران و خواهران ما را در شام و یمن و هر جای دیگر در امنیت و استقرار بدار، ای حی و ای قیوم، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، تویی آن خدایی که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، باران را بر ما نازل ساز و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما آفریده‌ای از آفریده‌های تو هستیم، به سبب گناهانمان فضل خود را از ما باز ندار. خداوندا ما از تو آمرزش می‌خواهیم که تو بسیار آمرزنده‌ای، آسمان را بر ما بباران.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و ما را از آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">پروردگارا از ما بپذیر که همانا تو بسیار شنوا و دانایی و بر ما توبه پذیر که همانا تو بسیار توبه‌پذیر و مهربان، و ما و والدین ما و همهٔ مسلمانان و مومنان را ـ مردگان و زندگان ـ مورد آمرزش قرار ده، همانا تو شنوا و نزدیک و پذیرندهٔ دعایی.</p>
<p style="text-align: justify;">و آخرْ سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4189/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مفهوم صلح در اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4187</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4187#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 20:12:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4187</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود شریم مسجد الحرام: جمعه 14 محرم 1433 برابر با 18 آذر 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آنِ‌ خداوند بزرگ والامرتبه است، آنکه دارای عزت و قدرت و جلال است، او که برق را می‌فرستد که بیم و امید بندگان را برانگیخته و ابرهای سنگین را به وجود می‌آورد، شکافندهٔ دانه است و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر سعود شریم</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد الحرام: جمعه 14 محرم 1433 برابر با 18 آذر 1390<span id="more-4187"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آنِ‌ خداوند بزرگ والامرتبه است، آنکه دارای عزت و قدرت و جلال است، او که برق را می‌فرستد که بیم و امید بندگان را برانگیخته و ابرهای سنگین را به وجود می‌آورد، شکافندهٔ دانه است و او سخت‌کیفر است. هرآنچه در آسمان‌ها و زمین است، و سایه‌هایشان، شبانگاهان و صبح‌گاهان، مطیعانه یا به اجبار سجدهٔ او را می‌برند، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد است و شریکی ندارد، و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ او و پیامبرش است، او دارای خصلت‌های والا بود و در گفتار و کردار اسوه و الگو، راستگو بود و تصدیق شده از نظر قلب و زبان و جوارح، پس درود و سلام خداوند بر وی و بر همسران، مادران مومنان، و بر اهل بیت و یاران وی و تابعین و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی پیروی آنان نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">توصیه‌ای که به خود و شما می‌نمایم، تقوای خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ است که همان توصیهٔ وی برای پیشینیان و پسینیان است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ } [نساء: 131]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بی‌تردید کسانی را که پیش از شما به آنان کتاب دادیم و شما را چنین توصیه نمودیم که پروای الله را داشته باشید)</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ } [عنکبوت: 17]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس از نزد الله روزی بخواهید و او را عبادت کنید و شکر او را به جای آورید. به سوی باز خواهید گشت)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند این جهان را چه جهان بالا و چه جهان پایین، با انس و جن آن، و ملائکه و جماد و حیوانات و پرندگانش آفرید تا تنها او را عبادت کنند و برای او شریکی نیاورند و تا همهٔ این جهان در برابر عظمت او فروتن شود و نسبت به عبودیت پروردگار یقین یابند، چنانکه خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ } [ذاریات: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">(و جن و انس را جز برای آن که مرا عبادت کنند نیافریدم)</p>
<p style="text-align: justify;">و چنانکه خداوند متعال در جای دیگری می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ } [ص: 27]</p>
<p style="text-align: justify;">(آسمان و زمین و آنچه میان آن‌هاست را بیهوده نیافریدیم. آن گمان کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای از آتش بر کسانی که کفر ورزیده‌اند)</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ (38) مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ } [دخان: 38-39]</p>
<p style="text-align: justify;">(و آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است را بازیچه نیافریدیم (38) آن دو را به جز برای حق نیافریدیم اما بیشتر آنان نمی‌دانند)</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا آفریدگار متعال، این جهان را بیهوده نیافریده و آن را بیهوده در اختیار بندگانش قرار ننهاده و زمین را بی‌هدف زیر سلطهٔ آنان قرار نداده است که در اطراف و اکناف آن سیر کنند و از روزی آن بخورند، چگونه چنین چیزی ممکن است در حالی که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ (16) لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْوًا لَاتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ (17) بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ (18) وَلَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَنْ عِنْدَهُ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَلَا يَسْتَحْسِرُونَ (19) يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لَا يَفْتُرُونَ} [انبیاء: 16-20]</p>
<p style="text-align: justify;">(و آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است را بازیچه نیافریدیم (16) اگر می‌خواستیم بازیچه‌ای بگیریم بی‌تردید آن را از پیش خود برمی‌گرفتیم (17) بلکه حق را بر باطل فرو می‌افکنیم پس آن را در هم می‌شکند و بناگاه نابود می‌گردد. وای بر شما از آنچه وصف می‌کنید (18) و برای اوست هرکه در آسمان‌ها و زمین است و کسانی که نزد اویند از عبادت او استکبار نمی‌ورزند و درمانده نمی‌شوند (19) شب و روز بی‌آنکه سستی ورزند تسبیح او را می‌گویند)</p>
<p style="text-align: justify;">از اینجاست که خداوند متعال کسانی را که معنای خلقت آسمان‌ها و زمین را درک نکرده‌اند مورد توبیخ خود قرار می‌دهد، کسانی که خلقت را وسیله‌ای برای محقق ساختن عبودیت او به یگانگی قرار نداده‌اند. خداوند متعال دربارهٔ آنان فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِينَ } [فصلت: 9]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو آیا شما به کسی کفر می‌ورزید که زمین را در دو روز آفرید و برای او شریکان قرار می‌دهید؟ این است پروردگار جهانیان)</p>
<p style="text-align: justify;">تا آنجا که می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ }[فصلت: 11]</p>
<p style="text-align: justify;">(سپس قصد آسمان نمود در حالی که بخار بود پس به آن به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید. گفتند: فرمان‌پذیر آمدیم)</p>
<p style="text-align: justify;">واقعا عجیب است! چگونه آنان که در زمینند از عبودیت او استکبار می‌ورزند در حالی که آسمانی که سایه بر آنان افکنده و زمینی که بر آن هستند هر دو مطیع باری ـ جل جلاله ـ هستند؟ همین آن چیزی است که خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ دربارهٔ آسمان‌ها و زمینش گفته است.</p>
<p style="text-align: justify;">و دربارهٔ پرندگان آسمان گفته است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ } [نور: 41]</p>
<p style="text-align: justify;">(و پرندگان که در آسمان بال گشوده‌اند همه ستایش و تسبیح خود را می‌دانند)</p>
<p style="text-align: justify;">و دربارهٔ دیگر جنبندگان و جمادات و درختان و سنگ‌ها فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ } [اسراء: 44]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هیچ چیز نیست مگر آنکه به ستایش او تسبیحمی‌گویند اما شما تسبیح آنان را درک نمی‌کنید)</p>
<p style="text-align: justify;">یعنی شما انسیان و جنیان عبادت و تسبیح آنان را درک نمی‌کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای انسان، عقل و قلب تو کجاست؟ و کجاست آن چیزی که خداوند به واسطهٔ آن تو را بر بسیاری از مخلوقاتش برتری داده است؟</p>
<p style="text-align: justify;">کشته باد انسان، چه ناسپاس است، پروردگارش او را آفریده است، اما او در برابر دیگران سر خم می‌کند، پروردگارش به او روزی می‌دهد، سپس او از دیگران تشکر می‌کند، پروردگارش به واسطهٔ عقل و حکمت و انسانیتی که به او عطا کرده است او را گرامی داشته اما:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا } [إسراء: 89]</p>
<p style="text-align: justify;">(ولی بیشتر مردم جز سر انکار ندارند)</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ } [بقره: 243]</p>
<p style="text-align: justify;">(اما بیشتر مردم شکر نمی‌گزارند)</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ } [اعراف: 187]</p>
<p style="text-align: justify;">(اما بیشتر مردم نمی‌دانند)</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ } [هود: 17]</p>
<p style="text-align: justify;">(اما بیشتر مردم ایمان نمی‌آورند)</p>
<p style="text-align: justify;">اما اسباب تعجب این است که: آنکه وسیلهٔ کامل را برای عبودیت در اختیار دارد از دیگر آفریدگار خداوند فروتنی کم‌تری پیشه می‌کند:</p>
<p style="text-align: justify;">{أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ} [حج: 18]</p>
<p style="text-align: justify;">(آیا ندیده‌ای که برای الله سجده می‌برد هر که در آسمان‌ها است هر که در زمین است و [همچنین] خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم، و بسیاری هستند که عذاب بر آنان واجب شده است و الله هر که را خوار دارد او را هیچ گرامی‌دارنده‌ای نیست. همانا الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد)</p>
<p style="text-align: justify;">خوب در این آیه تامل نمایید که خداوند متعال از میان آفریده‌هایی که در ذکر نموده است تنها انسان‌ها را مستثنا گردانده است چنانکه در آیات دیگری می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ } [بقره: 253]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس برخی از آن‌ها ایمان آورند و برخی از آن‌ها کفر ورزیدند)</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا أَكْثَرُ النَّاسِ وَلَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنِينَ } [یوسف: 103]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بیشتر مردم حتی اگر [در هدایتشان] حریص باشی مومن نیستند)</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که در آن زندگی مادی و نظریات فلسفی و انقلاب فناوری و زرادخانهٔ نظامی آکنده از روح خودخواهی و تجاوزکارانه، و ارادهٔ تکبر در زمین و از بین بردن جان‌ها و کشتزارها به اوج خود رسیده است. اما این تمدن نتوانست روح انسان‌ها را با رحمت و آرامش و حکمت و عدل و ایثار، سیر کند. دلیل این ادعا همین مسابقه‌ای است که انسان‌ها برای مسلح ساختن خود برگزار کرده‌اند، که چند برابر بیشتر از دیگر احتیاجات بشری از جمله اخلاق و غذا و آب است.</p>
<p style="text-align: justify;">تا آنکه که این سه‌گانهٔ خفه کننده، یعنی: خلأ روحی و تحریف تاریخ و قهر نظامی بر سینهٔ بشر نشست و سپس اسلحهٔ کشتار جمعی پا به عرصه گذاشت و صلح را به معنای حماقت، و مهربان را به معنای ناتوانی و عدل را به معنای تسلیم معرفی کرد، و مفهوم حماقت را در حق کسی صادق گرداند که سعی دارد حق خود را به نام عدالت و رحمت بگیرد، تا آنکه به جایی رسیدیم نمی‌توان مفهوم عدل را یافت مگر آنجایی که ستم است، و نمی‌توان مفهوم صلح را دید مگر آنجا که جنگ است تا آنکه جهان امروز آکنده گردید از انواع رنگارنگی از تجاوزهای سیاسی و اقتصادی و نظامی، و امنیت برای بسیاری از جوامع تبدیل به سرابی شد دست نایافتنی.</p>
<p style="text-align: justify;">راز پنهان در همهٔ این مصیبت‌ها به حاشیه راندن صلح است؛ آری، صلح حقیقی که همان آرامش و استقرار است. صلحی که بندگی در برابر آن داورِ عادل را مقرر می‌گرداند و او را به عنوان پروردگار روزی دهنده که معبودی دیگر جز او نیست می‌شناسد. همان صلحی که خداوند، آن پادشاه پاک که نامش «سلام» است تشریع نموده است. همان صلحی که باطل از هیچ سو راهی بدان ندارد و از سوی حکیمی ستوده شده نازل شده است. صلحی از سوی پروردگار سوی به سوی بشریت:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا } [نساء: 125]</p>
<p style="text-align: justify;">(و دین چه کسی بهتر از آن است که خود را تسلیم الله کرده است در حالی که نیکوکار است و از دین ابراهیم که به دور از شرک بود پیروی نمود و الله ابراهیم را به دوستی گرفته بود)</p>
<p style="text-align: justify;">بشریت هرچه قدر تلاش کند و هر چه علوم و دانسته‌هایش را صرف نماید و هرآنچه از اسباب را که در دست دارد استفاده نماید نخواهد توانست به مثقال ناچیزی از علم خداوند دست یابد چرا که خداوند می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ } [بقره: 255]</p>
<p style="text-align: justify;">(و به چیزی از علم وی احاطه نمی‌یابند مگر به آن اندازه که بخواهد)</p>
<p style="text-align: justify;">پس بشریت را چه شده است که به شکوه و عظمت خداوند اقرار نمی‌کند، در حالی که آنان را در مراحل مختلف آفریده است؟ هیچ چیز جز صلحی که از سوی خداوند آمده است برای بشریت سودی نخواهد داشت.</p>
<p style="text-align: justify;">در تاریخ هیچ مبدا یا دین یا اندیشه‌ای نبوده که مهربان‌تری و رئوف‌تر و عادل‌تر از دین اسلام باشد، و برای این ادعا نمی‌توان دلیلی روشن‌تر از این آورد که در این دین در حل جنگ با دشمن نیز کشتن پیرمردان و کودکان و زنان و قطع کردن درختان جایز نیست، چه صلحی بزرگتر از این صلح؟!</p>
<p style="text-align: justify;">اما بسیار جای تاسف است که برخی از مسلمانان همهٔ این‌ها را می‌دانند اما به سمت شعارهای براق و فلسفه‌هایی می‌شتابند که خداوند برای آن دلیلی نیاورده است و اسلام را آنگونه که نیست تفسیر می‌کنند.</p>
<p style="text-align: justify;">بدون شک هرچه بیداری و نگاه تیزبین مسلمانان نسبت به حقیقت اسلام ضعیف‌تر باشد همان‌طور شوق آنان به سوی سراب صلح پوشالین بیشتر خواهد شد، رنگ زیبای آن را خواهند دید و طعم تلخ آن را حس نخواهند کرد، اشک دروغین را خواهند دید و توپخانه را نخواهند دید، می‌دانند که مار هنگام نیش زدن تبسم نمی‌کند اما کسانی را که در حال نیش زدن می‌خندند نخواهند دید.</p>
<p style="text-align: justify;">چه زیبا است مثال ابوحاتم بُستی که از یکی از شیوخ خود نقل می‌کند که صیادی در روزی طوفانی گنجشک‌ها را شکار می‌کرد و باد باعث می‌شد گرد و خاک به چشم او رود و از آن اشک جاری شود. آن صیاد همین که گنجشکی را می‌گرفت بالش را می شکست و در کیسه می‌انداخت. مردی که این صحنه را می‌دید به دوستش گفت: چه دل‌رحم است! نمی‌بینی از چشمش اشک فرو می‌ریزد! دوستش به او گفت: به اشک چشمانش نگاه نکن، به کار دستش نگاه کن!</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (208) فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ} [بقره: 208-209]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید همگی به تسلیم و اطاعت الله درآیید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که همانان او دشمنی آشکار برای شماست (208) و اگر پس از آنکه برای شما دلایل آشکار آمد دستخوش لغزش شدید بدانید که الله عزیز و حکیم است)</p>
<p style="text-align: justify;">لازم است که هر کدام از ما خود را از خودخواهی و بی‌مسئولیتی برهاند و قید و بندهای منفی‌گرایی و بی‌مبالاتی را از خود باز کند تا بتواند تبدیل به یکی از آجرهای برج باشکوه اسلام شود. ساختمانی که هرکه بنایش کرد زیان نمی‌بیند و هر که در آن ساکن شد پشیمان نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا شناخت واقعی خداوند و ایمان به آنچه از سوی وی آمده است تنها راه تفاوت نهادن میان صلح حقیقی و صلح دروغین است، زیرا صلح در اسلام به معنای عدالت و صدق و امانت‌داری و رحمت است، اما صلح در مفهوم دروغین خود بر مصلحت شخصی و قدرت و سلطهٔ قوی‌ترها استوار است، همان اساس جاهلی که ظلم و ستم ورزیدن را از خصلت‌های اساسی بشر می‌داند، یا آنطور که می‌گویند: «هر که ستم نمی‌کند حتما نمی‌تواند!» و خداوند متعال از قول اصحاب کهف چه زیبا می‌فرماید که:</p>
<p style="text-align: justify;">{ إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا } [کهف: 20]</p>
<p style="text-align: justify;">(آنها اگر به شما دست یابند سنگسارتان می‌کنند یا شما را به دین خود باز می‌گردانند و آنگاه هرگز رستگار نخواهید شد)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال برای من و شما در قرآن بزرگ برکت نهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. این سخن خویش را گفته، اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر خطا، از سوی نفس و شیطان بود، و از خداوند آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">خداوند را برای احسانش ستایش می‌گویم و برای توفیق و منتش شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بندهٔ خدا و پیامبر او و دعوتگر به سوی رضوان اوست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای مردم:</p>
<p style="text-align: justify;">ما هنگامی که دربارهٔ صلح که همان اسلام است سخن می‌گوییم و اعتقاد داریم این دین تنها راه نجات بشریت از تاریکی‌های سرگردانی و انحراف عقیدتی و اخلاقی و فکری و نظامی است، هنگامی که از این سخن می‌گوییم منظورمان این است که برای صلح حتما باید پستی و سر به زیر انداختن و تسلیم را پذیرا شد، هرگز؛ امتی که جز برای پروردگار خود به رکوع نمی‌رود ممکن نیست برای کس دیگری فروتنی پیشه کند، امتی که جز الله را نمی‌شناسد ممکن نیست از کسانی که الله را نمی‌شناسند شکست بخورد، اما اسلام همان صلح حقیقی است با همهٔ معنایی که این کلمه می‌دهد، زیرا خداوند متعال خود آنگونه است که خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ } [حشر: 23]</p>
<p style="text-align: justify;">(آن [خداوندی که] سلامِ مومنِ (امنیت دهند) مهیمنِ (نگهبان) عزیزِ جبارِ متکبر است)</p>
<p style="text-align: justify;">لفظ «سلام» یعنی صلح به صورت متصرف 44 بار در قرآن کریم آمده است در حالی که لفظ «حرب» یعنی جنگ تنها شش بار در کتاب خدا آمده است و مسلمانان در اقتدا به روسل خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روزانه 10 بار این لفظ را بر زبان می‌آورند، زیرا ایشان پس از پایان نمازها می‌فرمودند: «أستغفرُالله، أستَغفِرُالله، أستَغفِرُالله، اللهمَّ أنتَ السلامُ ومِنكَ السلامُ، تبارَکتَ یا ذا الجلالِ والإکرام» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">«سلام» یعنی صلح دین خداوند بر روی زمین است و خوشامدگویی مسلمانان به یکدیگر همین سلام است زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «سلام را در میان خود فاش سازید» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">در میدان نبرد نیز اگر دشمن کلمهٔ صلح و اسلام را بر زبان آورد واجب است که دست از او کشیده و او را مسلمان و برخوردار از صلح دانست زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا} [نساء: 94]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آوردید، هنگامی که در راه الله به سفر [جهاد] رفتید خوب مطمئن شوید و به کسی که نزد شما اظهار اسلام می‌کند نگویید که تو مومن نیستی تا در پی متاع دنیا باشید زیرا نزد الله غنیمت‌های بسیاری است. پیش از این شما نیز اینگونه بودید پس الله بر شما منت نهاد، پس خوب رسیدگی کنید که همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است.)</p>
<p style="text-align: justify;">اگر این وضعیت دنیا باشد بهشتی که در آخرت است به طور کامل «دارالسلام» یعنی سرزمین صلح است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى دَارِ السَّلَامِ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ } [یونس: 25]</p>
<p style="text-align: justify;">(و الله به سوی سرای سلامت فرا می‌خواند و هر که را بخواهد به سوی راه مستقیم رهنمون می شود)</p>
<p style="text-align: justify;">خوشامدگویی مومنان در روزی پروردگار خود را دیدار خواهند کرد نیز سلام است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا } [احزاب: 44]</p>
<p style="text-align: justify;">(درودشان روزی که که دیدارش کنند سلام است و برای آنان پاداش بزرگوارانه‌ای آماده کرده است)</p>
<p style="text-align: justify;">ملائکه نیز هنگام وارد شدن بر اهل بهشت بر آنان سلام می‌فرستند:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَالْمَلَائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بَابٍ (23) سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ } [رعد: 23-24]</p>
<p style="text-align: justify;">(و فرشتگان از هر در بر آنان داخل می‌شوند (23) [و می‌گویند] سلام بر شما به سبب آنچه صبر پیشه کردید. چه نیکو است فرجام آن سرا)</p>
<p style="text-align: justify;">زندگی مومنان در بهشت را نیز خداوند متعال چنین وصف نموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا (25) إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا } [واقعه: 25-26]</p>
<p style="text-align: justify;">(در آن سخن بیهوده و [یا] گناهی نمی‌شوند (25) و سختی نیست جز سلام و درود)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال برای من و شما در قرآن و سنت برکت نهد. اما بعد، ای مسلمانان بدانید که خداوند شما را به کاری امر نموده که خود نخست انجام داده و سپس ملائکه را بدان امر نموده و سپس شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا } [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او و تابعین و کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند درود وسلام فرست، و همینطور بر ما با عفو و کرم خویش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خدوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و قرض و وام را از وام‌داران بردار و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمانان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا نفس‌های ما را تقوا عطا کن و آن را پاک گردان که تو بهترین پاک‌کنندهٔ آنی، تو ولی و مولای آنی ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت‌های ما را بر عهدهٔ کسانی قرار ده که خشیت و تقوای تو را داشته و در پی خشنودی تو باشند، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا تو آن اللهی که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگردان، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگران، باران را بر ما نازل گردان و ما را مایوس مساز، خداوندا خیر خود را به سبب بدی ما از ما دور نگردان&#8230; خداوندا ما خلقی از مخلوقات توایم پس به سبب گناهانمان فضل خود را از ما باز مدار.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و ما را از آتش دوزخ دور گردان} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">پاک است و بی‌عیب پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخرْ سخن آنکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4187/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کوتاه نمودن آرزوها</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4185</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4185#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 29 Nov 2011 20:02:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4185</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح بن حمید مسجد الحرام: جمعه 29 ذی الحجه 1432 برابر با 4 آذر 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوندی است که شب و روز را آفرید و آن دو را وقت‌هایی برای انجام اعمال و اندازه‌ای برای عمرها گرداند، معبودی به حق جز او نیست که گذر شب و روز را عبرتی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح بن حمید</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 29 ذی الحجه 1432 برابر با 4 آذر 1390<span id="more-4185"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوندی است که شب و روز را آفرید و آن دو را وقت‌هایی برای انجام اعمال و اندازه‌ای برای عمرها گرداند، معبودی به حق جز او نیست که گذر شب و روز را عبرتی برای اهل دنیا قرارداد. او را ستایش گفته و برای نعمت‌های بزرگش او را شکر می‌گوییم که شکر راهی است برای به دست آوردن نعمت‌های بیشتر؛ و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز او، آن گواهی و شهادتی که خالصانه و مخلصانه و به همراه صدق در عقیده است، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر اوست؛ آن پیامبر درس‌ناخواندهٔ عربی هاشمی برگزیده، درود و سلام خداوند بر او و بر اهل پاک و صحابهٔ نیک وی و تابعین و همهٔ آنانی باد که تا قیامت و پی در پی آمدن شب و روز راه آنان را بپیمایند&#8230;</p>
<p>اما بعد: ای مردم خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم، پس تقوای او را پیشه سازید که هر که خداوند را شناخت حق او را نیز ادا نمود و هر که پیامبر خدا را دوست داشت به سنت او پایبند گردید و هر که کتاب خدا را خواند به آن عمل نمود و هر که در آرزوی بهشت است برای آن تلاش می‌کند و هر که از آتش در هراس است از آن می‌گریزد و هر که به مرگ یقین داشته باشد خود را برای آن آماده می‌سازد.</p>
<p>علی ـ رضی الله عنه ـ می‌فرماید: «ترسم از دو چیز، بسیار است: طولانی داشتن آرزو و پیروی از هوای نفس؛ آرزوی طولانی انسان را به فراموشی می‌کشاند، و پیروی هوا نیز انسان را از حق باز می‌دارد».</p>
<p>{ أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ} [جاثیه: 23]</p>
<p>(پس آیا دیدی کسی را که هوای نفسش را به خدایی گرفته است و الله او را دانسته گمراه ساخته است و بر شنوایی و قلب او مهر زده و بر دیده‌اش پرده افکنده است؟ چه کسی پس از الله او را هدایت خواهد کرد؟ آیا یادآور نمی‌شوید؟)</p>
<p>ای مسلمانان، ای حجاج بیت الله الحرام:</p>
<p>هم‌اکنون با یک سال وداع نموده و به استقبال سالی دیگر می‌روید و سالی که گذشت همه اعمال شما و عمر شما بود. یک سال با کارهایی که در آن انجام دادید سپری شد و رفت، پس هر که عمل نیک انجام داد شاد باشد و خداوند را سپاس گوید و عمل نیک را افزون‌تر کند که بهترین توشه، تقوا است، و هر که کارنامه‌اش جز این بود بداند که همچنان مجالی دارد، پس جبران نماید که خداوند بر هر که توبه کند، توبه‌پذیر است.</p>
<p>خداوندا این سال ما را سالی پربرکت گردان و روزهای ما را روزهای امن و امان و سلامت و اسلام بگردان، خداوندا ما را در این سال توفیق عمل نیک عطا کن و از فتنه‌های آشکار و پنهان به دور دار و کلمهٔ مسلمانان را بر حق و هدایت و صلاح یکی گردان و اسلام و اهل آن را عزیز گردان و سرکشان و دشمنان امت را ذلیل ساز.</p>
<p>برادران و خواهران گرامی:</p>
<p>در گذشت روزها و سپری شدن سال‌ها فرصتی است برای مراجعهٔ خود و محاسبهٔ نفس؛ خوش به حال آنکه عبرت گیرد و اشک از چشمانش سرازیر شود، و آه و حسرت نصیب اهل غفلت است، پس هر که به عمل خود نگاه بیندازد و ببیند که اهل آرزو کجایند و آرزوهایشان به کجا رسید؟</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>پدران و پدربزرگان کجایند؟! بیماران و سالمان و عیادت‌کنندگان کجایند؟! همه به سوی آنچه پیش فرستاده بودند رفتند&#8230; وعده‌گاه همه روز معاد است و ملاقات همه در روز قیامت؛ آن روز که در صور دمیده خواهد شد&#8230;</p>
<p>ای بندهٔ خداوند:</p>
<p>خوشبخت کسی است که به واسطهٔ دیگران پند گیرد؛ اگر از مردگان یاد شد خود را از آنان بدان و از زندگی برای مرگ، و از فراغت برای مشغولیت، و از سلامتی برای بیماری، و از بی‌نیازی برای فقرت توشه برگیر. اگر صبح را به شب رساندی در انتظار صبح مباش و اگر صبح را به شب رساندی منتظر شب مباش و بدان که هر چه آرزوها کوتاه‌تر شوند انسان در سعی و تلاش خود جدی‌تر خواهد شد.</p>
<p>چه بسا انسان‌هایی که یک روز را آغاز می‌کنند و آن را به پایان نمی‌رسانند، و چه بسیارند آنانکه آرزوی فردا را دارند و فردا را نمی‌بینند. هر که به اجل خود فکر کند و مسیر خود را دریابد پی به حقیقت آرزو و فریب آن خواهد برد و سودمندترین روز مومن همان روزی است که گمان می‌کند پایان آن را نخواهد دید.</p>
<p>ای کسی که کمی بعد، در قبر خود تنها خواهی ماند، ای آنکه پس از پایان عمرت همدمان و یاران را رها کرده و تنها و بی‌کس خواهی ماند، دنیا را برای دیگران جمع‌آوری می‌کنی و همان‌هایی که از تو بهره خواهند برد تو را فراموش خواهند کرد، آیا بهتر نیست برای خانهٔ ماندگارت توشه جمع کنی؟</p>
<p>پس پیش از بیماری از سلامتی خود سود گیرید و امانت را برای کسانی که شما را امین داشته‌اند پاس دارید. هیچ‌چیز بی‌ارزش‌تر از دنیا نیست و هیچ‌چیز عزیزتر از جان نیست، پس به آن اندازه که برایت کافی است قانع باش و نفس خود را با عفاف و پاکدامنی مصون دار و به حال خود بیندیش که مومن بسیار اهل اندیشه است.</p>
<p>ای بندهٔ خداوند:</p>
<p>بهترین کارها، انجام آن چیزهایی است که خداوند بر تو فرض ساخته، و دوری از آنچه حرام گردانده و صدق نیت برای آنچه نزد خداوند است.</p>
<p>و بدان که خشنودی در طاعت خداوند است، پس هیچ طاعتی را خوار مشمار، و بدان که خشم خداوندی در معصیت اوست، پس هیچ معصیتی را کوچک به حساب نیاور، و با ارزش‌ترین اوقات آن اوقاتی است که در طاعت خداوند بگذرد، و کوچکی گناه را مبین بلکه بزرگی آن کسی را ببین که داری معصیت او را انجام می‌دهی.</p>
<p>و بدان که اگر نفس خود را در طاعت خداوند مشغول نگردانی تو را مشغول کارهایی خواهد ساخت که سودی برایت نخواهد داشت و قلب به مانند دیگ است که هر چه در آن باشد همان را به جوش خواهد آورد و گناهان فاسد کنندهٔ قلبند و نیرومند کسی است که بر طاعت پروردگار پایداری کند و ضعیف آن است که گناهان وی را مغلوب گرداند.</p>
<p>تلاش، سرمایهٔ قدرتمندان است و آرزو توشهٔ ناتوانان و عجله نکردن در هر چیزی خوب است جز در امور آخرت چنانکه خداوند متعال از قول موسی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:</p>
<p>{وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى} [طه:84]</p>
<p>(و ای پروردگارم به سوی تو عجله کردم تا خشنود شوی)</p>
<p>برکت در مال و کار حلال است. زیرا خداوند پاک است و جز پاکی را نمی‌پذیرد و خزائنش هیچگاه پایان نمی‌یابد زیرا او روزی‌دهندهٔ قدرتمند است و صدقه بلا را دفع می‌کند و هیچ مالی با صدقه کم نشده است و آیا جز با ضعیفانتان از سوی خداوند یاری داده می‌شوید؟</p>
<p>قناعت گنجی است پایان ناپذیر و آسودگی تن در کم خوردن است و آسودگی روان در کمی گناهان. آسایش قلب در کمی دل‌مشغولی‌ها است و آسایش زبان در کمی گفتار و بدانید که اهل معروف در دنیا اهل معروف در آخرتند.</p>
<p>شکست‌خورده آن است که از درون شکست خورده باشد و هر که به قضای خداوندی راضی نباشد دردش دوایی ندارد. معاش انسان تامین است و روزی در میان بندگان تقسیم شده است و غم‌ها همیشگی نیستند.</p>
<p>هر که گمان می‌کند سلامت و عافیت او همیشگی است و هرگز دچار بلا نمی‌شود معنای تکلیف و تسلیم شدن در برابر خداوند را ندانسته است و ندانسته است که همهٔ خیر در خشنودی و رضایت از خداوند است.</p>
<p>پس ای بندهٔ خداوند، اگر توانستی در برابر تقدیر خداوند خشنود باش، وگرنه حداقل در برابر آن صبر پیشه کن و خشنودی یعنی آرام داشتن قلب در برابر احکام خداوند.</p>
<p>حاتم اصَمّ می‌گوید: «در اوضاع بندگان نظر انداختم؛ دیدم آنانی که دوستشان دارم به من عطا نکردند و آنانکه بد می‌داشتم از من نپذیرفتند؛ با خود گفتم: مشکلم از کجاست؟ در پایان دیدم که مشکل از حسد است، پس حسد را کنار نهادم و در نتیجه همهٔ مردم را دوست داشتم و هر آنچه را برای خود نپسندیدم برای آن‌ها نیز نپسندیدم».</p>
<p>هر که ارزش خود را بداند زبان خود را حفظ خواهد کرد و از آنچه برای وی سودی ندارد دوری خواهد کرد و از دست درازی به آبروی برادرش خودداری خواهد کرد و در نتیجه در سلامت خواهد ماند و پشیمان نخواهد شد.</p>
<p>مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند و مومن آن است که مردم خود را از او در امان بدانند و مهاجر آن است که آنچه خداوند حرام گردانده است ترک گوید. مسلمان، برادر مسلمان است، به او ستم نمی‌کند و او را تسلیم نمی‌کند و او را خوار نمی‌گرداند و تحقیر نمی‌کند.</p>
<p>و نزدیک‌ترین انسان‌ها به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روز قیامت کسانی هستند که بهترین اخلاق را داشته باشند و نرمخویی در هیچ جا وارد نشد مگر آنکه آن را با ارزش گرداند و از چیزی کم نشد مگر آنکه آن را بی‌ارزش ساخت و خداوند با نرمخویی چیزی می‌دهد که در مقابل تندخویی عطا نمی‌کند، آنکه نیکی می‌کند به زمین نمی‌افتد و اگر افتاد تکیه‌گاهی خواهد یافت.</p>
<p>ای بنده‌ٔ خداوند:</p>
<p>قلب خود را به پروردگارت معلق گردان و اسباب را برگیر و همیشه توشه‌ات قناعت و صبر و شکر و امید به همراه عمل نیک و گمان خوب باشد.</p>
<p>همیشه ایستادن در کنار حق و گذر نکردن از مرز آن و وَرَع برای خداوند، زاد و توشه‌ات باشد تا به خود سود رسانده و مسئولیت خود را به انجام رسانی و هر که این راه را در پی گیرد ایمانش نیک می‌شود و کارش سامان می‌گیرد و نه وقت خود را بیهوده تلف خواهد کرد و نه تلاش خود را در کار بی‌فایده هدر خواهد داد.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند، همگی تقوای الله را پیشه سازید و مانند کسانی نباشید که قلبشان به سختی گراییده و حجابی ضخیم میان آنان و آیات خداوند جدایی انداخته است که نه از آن عبرت می‌گیرند و نه یادآور می‌شوند زیرا بسا گروه‌هایی که آیات پروردگار را دیدند اما به آن خندیدند و نشانه‌های پروردگار را پی در پی در برابر خود یافتند اما از آن رویگردان شدند.</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم</p>
<p>{ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَاخْشَوْا يَوْمًا لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئًا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ (33) إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ} [لقمان: 33-34]</p>
<p>(ای مردم از پروردگار خود پروا کنید و از روزی بترسید که هیچ پدری به کار فرزندش نمی‌آید و هیچ فرزندی سودی برای پدرش نخواهد داشت. همانا وعدهٔ الله حق است پس زندگی دنیا شما را نفریبد و (شیطان) فریبنده شما را نسبت به الله فریب ندهد (33) همانا این الله است علم قیامت به نزد اوست و اوست که باران را نازل می‌کند و می‌داند که در رحم‌ها چه است، و کسی نمی‌داند که فردا چه به دست خواهد آورد و کسی نمی‌داند که در کدام سرزمین خواهد مرد. همانا الله است که بسیار دانا و بسیار آگاه است)</p>
<p>خداوند من و شما را با قرآن عظیم و راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سود رساند. این سخن خود را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص الله است. او که قلب‌ها را با یادآوری و پند و اندرز زنده می‌سازد. او را ستایش گفته و برای خیر فراگیر و فضل فراوانش شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است، شهادتی که با آن از هرگونه شرک بزرگ و کوچکی بیزاری می‌جویم و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر او و مژده دهنده و بیم‌دهنده است. درود و سلام و برکات خداوند بر وی و بر اهل بیت پاک او و اصحاب نیک او و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>انسان، بدون دین چونان برگی است که بادها او را به هر سویی می‌برند، هیچ‌گاه بر یک حال استقرار نمی‌یابد و روی آرامش را نخواهد دید:</p>
<p>{ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ} [حج: 31]</p>
<p>(و هر که برای الله شریک آورد به مانند این است که از آسمان افتاده است پس پرندگان او را ربوده‌اند یا آنکه باد او را به جایی دور افکنده است)</p>
<p>انسانی بی‌دیم نزد خود هیچ ارزش و جایگاهی ندارد، نگران است و پریشان، سرگردان است و منقلب، نه حقیقت وجود خود را می‌داند و نه حکمت از بودن خود را:</p>
<p>{ فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ} [انعام: 125]</p>
<p>(پس الله هر که را بخواهد هدایت کند سینه‌ٔ او را برای پذیرش اسلام می‌گشاید و هر که را بخواهد گمراه سازد سینه‌اش را چنان تنگ می‌گرداند چنانکه انگار به زحمت در آسمان بالا می‌رود، اینچنین الله پلیدی را بر کسانی قرار می‌دهد که ایمان نمی‌آورند)</p>
<p>انسان، بدون دین همانند حیوانی است درنده و زیانبار، نه فرهنگی او را باز خواهد داشت و نه هیچ ارزش و معیاری جلو او را خواهد گرفت:</p>
<p>{ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} [اعراف: 179]</p>
<p>(آنان قلب‌هایی دارند که با آن تفکر نمی‌کنند و چشم‌هایی دارند که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شنوند. آنان به مانند چهارپایانند و بلکه گمراه‌ترند، آنان غافلانند)</p>
<p>جامعهٔ بی‌دین نیز جنگلی بیش نیست، حتی اگر متمدن باشد یا آثار علم بر آن نمایان باشد. در چنین جامعه‌ای زندگی از آن قوی‌تر است نه نیکوکارتر یا متقی‌تر.</p>
<p>علوم، تنها انسان را به سوی وسائل و اسباب راهنمایی می‌کنند نه به سوی اهداف، تنها وسائل را در اختیار انسان می‌نهند نه ارزش‌ها را، اینگونه علمی تنها علم و دانایی محدودی است نسبت به ظاهر زندگی دنیا چنانکه خداوند در مورد گروه‌هایی چنین فرموده است:</p>
<p>{ يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ} [روم: 7]</p>
<p>(تنها ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند و آنان از آخرت غافلند)</p>
<p>در ظاهر این دنیا ممکن است ثروت و قدرت برخی از مردم با گناه و عصیانشان افزون گردد چنانکه در کلام خداوند چننین آمده است که:</p>
<p>{ فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ (44) فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ} [انعام: 44-45]</p>
<p>(پس چون آنچه را بدان پند داده شده بودند فراموش کردند درهای همه چیز را بر آنان گشودیم تا آنکه به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند ناگهان آنان را به عذاب گرفتار کردیم و یکباره نومید شدند (44) پس ریشه گروه ستمگران برکنده شد، و ستایش از آن الله پروردگار جهانیان است)</p>
<p>بسیاری از گناهکاران هستند که تنبیه شده و متنبه می‌شوند، مورد مواخذه قرار می‌‌گیرند و از خطای خود برمی‌گردند، بنابراین محرومیت در بسیاری اوقات باعث دوری از گناه و توبه می‌شود.</p>
<p>اما بسیاری از گناهکاران هستند که دنیا به مانند امواجی طوفنده آنان را چونان غریقی در خود می‌گیرد و هرگز از مهلکه بیرون نمی‌آیند تا آنکه نابود می‌شوند.</p>
<p>انواع آزمایش‌های خداوندی و انواع پاداش او بسیاری بیشتر از علم و درک ماست. پس این سال خود را با عمل صالح آغاز کنید و گمان خود را نسبت به پروردگار اصلاح نمایید و روابط میان خود را بهبود بخشید و تقوای خداوند را پیشه سازید و به پیامبراو ایمان آورید {تا آنکه [خداوند] دو بهره از رحمت خویش را ارزانی شما سازد و برای شما نوری قرار دهد که با آن راه بپیمایید و شما را مورد آمرزش خود قرار دهد، و همانا الله بسیار آمرزنده و مهربان است} [حدید: 28]</p>
<p>از گناهان به سوی پروردگارتان توبه کنید و برای روزی آماده شوید و پاها و پیشانی‌ها را بگیرند، آنچه را ماندگار است بر آنچه از بین رفتنی است ترجیح دهید، باشد که از گروهی باشید که خداوند خطاب به آنان چنین می‌فرماید:</p>
<p>{ كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئًا بِمَا أَسْلَفْتُمْ فِي الْأَيَّامِ الْخَالِيَةِ} [الحاقه: 24]</p>
<p>(بخورید و بیاشامید! گوارایتان باد، به پاداش آنچه در روزهای گذشته انجام دادید.)</p>
<p>و سپس درود و سلام فرستید بر آن رحمت هدایتگر و آن نعمت خداوندی، پیامبرتان محمد بن عبدالله که خداوند در آیات محکم کتاب خود شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، آن محبوب برگزیده و بر اهل بیت پاک او و بر همسران وی، مادران مومنان درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ راشد، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی پیروی آنان کنند راضی و خشنود باش، و همینطور از ما به همراه آنان خشنود باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزیز گردان و شرک و مشرکان را خوار و ذلیل نما، و حوزهٔ دین را حفظ نما و سرکشان و ستمگران و ملحدان و دیگر دشمنان دین و امت را خوار گردان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت‌های ما را بر عهدهٔ کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>خداوندا مسئولان مسلمان را برای عمل به کتاب تو و سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ موفق گردان و آنان را رحمتی برای بندگان مومنت بگردان و کلمهٔ آنان را بر حق و هدایت یکی نما، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا برای امت اسلام امری رشید قرار ده که در آن اهل طاعت تو عزیز گردند و اهل معصیتت هدایت شوند و در آن به معروف امر شده و از منکر باز داشته شود که همانا تو بر هر کاری توانایی.</p>
<p>خداوندا ما برادران و خواهران مستضعفی داریم که ستم و سختی بر آنان رفته است، دچار ظلم و طغیان شده‌اند، خون‌ها ریخته شده، بی‌گناهان کشته شدند، زنان بیوه گردیدند و کودکان یتیم شدند&#8230; خداوندا، ای یاور مستضعفان و ای ناجی مومنان، آنان را یاری ده، سختی‌شان را از بین ببر و زیان را از آنان دور گردان.</p>
<p>خداوندا اوضاع مسلمانان را بهبود بخش، خداوندا اوضاع مسلمانان را بهبود بخش، خداوندا جانشان را حفظ نما و کلمه‌شان را بر حق و هدایت یگی گردان و بهترین‌شان را بر آنان قرار ده و شر بدان را از آنان دور گردان و امنیت و عدالت و رفاه را در سرزمین آنان گسترش ده و آنان را از بدی‌ها و فتنه‌های آشکار و پنهان دور گردان.</p>
<p>خداوندا توی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگردان، تویی آن خداوندی که معبودی به حق جز تو نیست، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا ما از تو آمرزش می خواهیم که تو بسیار آمرزنده‌ای پس آسمان را بر ما فرو ریزان و آن را برای ما نیرویی برای طاعت خود بگردان.</p>
<p>خداوندا ما آفریدگانی از آفریدگان توایم، به سبب گناهانمان فضل خود را از ما باز ندار.</p>
<p>{پروردگارا ما را از گروه ستمگران مگردان} [اعراف: 47]</p>
<p>{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش دور گردان} [بقره: 201]</p>
<p>پاک و بی‌عیب است پروردگار تو آن پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و {الحمد لله رب العالمین}.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4185/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام، دین پایدار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4183</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4183#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 23:36:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[توحید و خداشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4183</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 22 ذوالحجه 1432 برابر با 27 آبان 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، ستایش مخصوص اوست که حج بیت‌الله الحرام را برای بندگانش کامل گرداند و زیر پای نهادن آن سرزمین‌هایی را که قدم‌گاه پیامبران بوده است برای آنان آسان نمود. آن است عرفات و مِنیٰ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد الحرام: جمعه 22 ذوالحجه 1432 برابر با 27 آبان 1390<span id="more-4183"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، ستایش مخصوص اوست که حج بیت‌الله الحرام را برای بندگانش کامل گرداند و زیر پای نهادن آن سرزمین‌هایی را که قدم‌گاه پیامبران بوده است برای آنان آسان نمود. آن است عرفات و مِنیٰ و این است مقام ابراهیم، نمادهای اسلام و رسم پیامبران که سال‌ها و روزها از آن می‌گذارد و همچنان باقی مانده‌اند تا آیندگان را به یاد گذشتگان اندازند و تا این جایگاه‌ها به سخن آیند و داستان پیامبران را که بر این خاک رخ داده است بازگو نمایند. تا کوه‌های این سرزمین سوره‌هایی را که بر آن نازل شده است و عقایدی را که بر آن راسخ گردیده و شریعت‌هایی که تشریع شده‌اند به یاد آورند.</p>
<p style="text-align: justify;">گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد بندهٔ و پیامبر اوست؛ خداوند به واسطهٔ او پیامبری را به پایان رساند و چه نیک پایانی بود! درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید، و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ } [آل عمران: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">در این زندگی نظام‌های فکری و مناهج و اندیشه‌های مختلفی است، بناهایی باشکوه را می‌بینی که چونان درختی سربلندند، اما همین که بادها و طوفان وزیدن می‌گیرند و زمین به لرزه می‌افتد تصاویر قلابی فرو می‌ریزند و بناهای به ظاهر محکم به زیر می‌آیند و اینجاست که عیب و ایرادشان آشکار می‌گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">آنکه امروز در حال و روز جهان نظر افکند این فرو ریختن‌های پی در پی را به چشم می‌بیند. در دنیای پول و اقتصاد، در حکومت‌داری و سیاست، و در اندیشه و ایدئولوژی؛ حیرت و پریشانی صاحبان سرمایه و سیاستمداران را می‌بیند و سپس نگاهی به بنای سر به فلک کشیدهٔ اسلام می‌اندازد و آن را ثابت و مستقر می‌یابد که ریشهٔ آن در زمین است و فرع آن در آسمان.</p>
<p style="text-align: justify;">هنگامی که در مبادی اسلام در همهٔ جوانب زندگی تامل می‌کنی ارزش‌هایی خواهی یافت ریشه‌دار و محکم، در همهٔ زمینه‌ها؛ چه در عقیده و اندیشه، چه در عبادت و شریعت، و چه در اخلاق و رفتار؛ و آن را برای هر زمان و مکانی مناسب می‌بینی، و شایسته است هر مسلمانی پس از این تامل فضل خداوند را به یاد آورده و ارزش دین خود و نعمتی را که خداوند به او ارزانی داشته است قدر بداند.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند هیچ نعمتی را کامل‌تر و با ارزش‌تر و فراگیرتر از این به تو عطا نکرده است که مسلمانی هستی در میان دیگر مسلمانان، نه به سوی درختی سجده می‌بری و نه به سنگ، نه برای حیوانی خود را ذلیل می‌کنی و نه برای هیچ جمادی و نه حتی برای هیچ انسانی دیگر و تنها عبادت پروردگارت را به جای می‌آوری. این اسلام مبارکت باد و این ایمان گوارایت؛ خداوند تو را در زمانه‌ای توفیق هدایت داد که بسیاری گمراه شدند، و هنگامی تو را راهنمایی نمود که بسیاری سرگردان شدند. بار دیگر تامل کن و به اساس دین خود و قاعدهٔ ایمانت تمسک بجوی و با شناخت فضیلت اسلام و توحید پروردگار به این بشارت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به معاذ ـ رضی الله عنه ـ دلخوش باش که می‌فرماید: «کسی نیست که صادقانه از قلب خود گواهی دهد که معبودی به حق جز الله نیست و محمد پیامبر خداوند است، مگر آنکه خداوند وی را بر آتش حرام می‌گرداند» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین معاذ بن جل ـ رضی الله عنه ـ در جای دیگری از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که فرمود: «هر که در حالی به دیدار خداوند رود که برای اوهیچ شریکی قائل نیست به بهشت وارد می‌شود» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">این توحید نشانه‌هایی دارد که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را بیان و ترسیم نموده است. این بشارت نبوی دارای شواهدی است که شایسته است مسلمان به آن چنگ زده و از جدایی انداختن میان آن‌ها دوری کند تا مبادا کارهایش بی‌ارزش شده یا تلاشش به هدر رود، زیرا چه بسا سرگردانانی که خود نمی‌دانند و چه گمراهانی که گمان می‌کنند بر راه هدایتند!</p>
<p style="text-align: justify;">از ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که معاذ ـ رضی الله عنه ـ فرمود: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا به یمن فرستاد و فرمود: «تو به سوی گروهی از اهل کتاب خواهی رفت، پس آنان را به گواهی دادن به اینکه معبودی به حق جز الله نیست و اینکه من پیامبر خدایم فرا بخوان، پس اگر تو را اطاعت کردند آنان را آگاه ساز که خداوند نمازهای پنجگانه روزانه را بر آنان فرض نموده است، پس اگر از تو اطاعت نمودند آنان را آگاه ساز که خداوند صدقه‌ای را بر آنان واجب گردانده است که از ثروتمندانشان گرفته شده و به فقرایشان بازگردانده می‌شود، پس اگر از تو اطاعت کردند زنهار که به اموالشان دست‌درازی نمایی و از دعای مظلوم بترس که میان آن و خداوند هیچ حجابی نیست» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث اصول ایمان را توحید، سپس نماز، سپس زکات و سپس حفظ حقوق و مبدأ عدالت مطلق قرار داده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند انسان را گرامی داشته است و برای او قوانینی را تشریع نموده است که وی را از خرافات و یا تعلق به اوهام دور گرداند و او را آزاد گردانده به طوری که جز به خداوند که خالق اوست وابسته نباشد و وابستگی به غیر خداوند را چه از نظر اعتقادی و چه عملی، منافی توحید دانسته است. از علی بن ابی‌طالب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «خداوند لعنت کند کسی را که برای غیر خداوند ذبح نماید، و خداوند لعنت کند کسی را که بدعت‌گذاری را پناه دهد، و خداوند لعنت کند کسی که پدر و مادرش را نفرین کند، و خداوند لعنت کند کسی که علامت‌های زمین را تغییر دهد» (یعنی زمین مردم را به ناحق تصرف نماید) [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه از نذر نمودن برای غیر خداوند نهی نموده و آن را از عمل مشرکان دانسته است. خداوند متعال در کتاب مبین خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ} [انعام: 136]</p>
<p style="text-align: justify;">(و [مشرکان] براى الله از آنچه از کشت و دامها كه آفریده است‏سهمی گذاشتند و به پندار خودشان گفتند اين برای الله است و اين ویژهٔ بتان ما، پس آنچه خاص بتانشان بود به الله نمی‌رسید و[لی] آنچه خاص الله بود به بتانشان می‌رسید چه بد داوری می‌کنند)</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر نشانه‌های این توحید، پناه جستن به خداوند است و نه هیچ کس دیگر؛ خداوند متعال دربارهٔ مشرکان فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا} [جن: 6]</p>
<p style="text-align: justify;">(و همانا مردانی از انسیان به مردانی از جنیان پناه می‌بردند و بر سرکشی آنان می‌افزودند)</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر زیبایی‌های این دین این است که مسلمان جز خداوند را فرا نمی‌خواند و جز به الله امید ندارد، زیرا میان مسلمان و پروردگارش هیچ واسطه‌ای نیست؛ خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً} [اعراف: 55]</p>
<p style="text-align: justify;">(پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ} [غافر: 60]</p>
<p style="text-align: justify;">(و پروردگار شما گفت: مرا فرا بخوانید تا شما را استجابت کنم. همانا کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند خوار و ذلیل به جهنم وارد می‌شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در این آیه دعا را عبادت دانسته است و در آیه‌ای دیگر پیامبر خود را به خالص گرداندن آن از هرگونه شائبه‌ای امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي} [زمر: 14]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو الله را عبادت می‌کنم در حالی که دین خود را برای او خالص گردانده‌ام)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ (106) وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ} [یونس: 106-107]</p>
<p style="text-align: justify;">(و به جز الله چیزی را که نه سودی و نه زیانی برای تو ندارد فرا مخوان که اگر چنین کنی از ستمگران خواهی بود (106) و اگر الله به تو زیانی برساند آن را برطرف‌کننده‌ای نیست جز او، و اگر برای تو خیری بخواهد بخشش او را رد کننده‌ای نیست، آن را به هر کس از بندگان که بخواهد می‌رساند و او آمرزندهٔ مهربان است)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال کسانی را که جز او را به فریاد می‌طلبند چنین مورد خطاب قرار داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [عنکبوت: 17]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که به جز الله عبادت می‌کنید برای شما مالک رزقی نیستند، پس نزد الله روزی بخواهید و او را عبادت کنید و شکر او را به جای آورید که به سوی او باز خواهید گشت)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در جای دیگری می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5) وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ}[احقاف: 5]</p>
<p style="text-align: justify;">(و چه کسی گمراه‌تر از آن کسی است که به جز الله کسی را به فریاد می‌خواند که تا روز قیامت او را استجابت نمی‌کند و آن‌ها از دعایشان بی‌خبرند (5) و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان می‌شوند و به عبادتشان کافر می‌شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">حتی خداوند متعال دعا و به فریاد خواندن غیر خود را شرک دانسته و در کلام خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ (13) إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ} [فاطر: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که به جز او فرا می‌خوانید مالک پوستهٔ هستهٔ خرمایی نیستند (13) اگر آن‌ها را فراخوانید دعای شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند نخواهند توانست پاسخ شما را دهند و روز قیامت به شرک شما کفر می‌ورزند و کسی مانند [خداوند] آگاه تو را خبردار نمی‌کند)</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله مسائلی که باعث انحراف و فساد در دین‌داری است غلو و زیاده‌روی و مبالغهٔ از روی بی‌علمی است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده‌اند: «از غلو در دین دوری کنید که کسانی که پیش از شما بودند به واسطهٔ غلو و زیاده‌روی در دین هلاک شدند» [به روایت امام احمد و ترمذی و نسائی و ابن ماجه با سند صحیح] و در روایت مسلم آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سه بار پشت سر هم چنین فرمودند که: «افراط‌گرایان هلاک شدند».</p>
<p style="text-align: justify;">و خداوند متعال فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ} [نساء: 171]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای اهل کتاب در دینتان زیاده‌روی نکنید و بر الله جز حق نگویید)</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله غلو و افراط و زیاده‌روی در دین، زیاده‌روی در بزرگداشت اولیا و صالحان یا بزرگداشت آثار آنان است و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نسبت به چنین غلوی هشدار داده و فرموده است: «چنانکه نصاریٰ در مورد عیسی بن مریم غلو کردند در مورد من غلو و زیاده‌روی نکنید؛ زیرا من بندهٔ اویم پس بگویید: بندهٔ خداوند و پیامبر او» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">و از شقیق از عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «از بدترین مردم کسانی هستند که در حالی که زنده‌اند قیامت برپا می‌شود، و کسانی که قبرها را مسجد می‌کنند» [به روایت امام احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">دین اسلام، همه‌اش نیکی است و زیبایی، و خداوند از چیزی نهی ننموده است مگر به سبب زیانی که به انسان‌های و جوامع وارد می‌سازد، مانند جادوگری و آمدن به نزد کاهنان و پیشگویان؛ خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى } [طه: 69]</p>
<p style="text-align: justify;">(و جادوگر هر جا که رود رستگار نمی‌شود)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ } [بقره: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(و [هاروت و ماروت] به کسی جادوگری یاد نمی‌دادند مگر آنکه [پیش از آن به او] می‌گفتند همانا ما آزمایشی هستیم پس کافر مشو)</p>
<p style="text-align: justify;">و در ادامه می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ } [بقره: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بی‌تردید دانسته بودند که هر کس خریدار این کالا باشد در آخرت نصیبی نخواهد داشت )</p>
<p style="text-align: justify;">چه بسیار مردمی که به این اوهام وابسته شده و دین و دنیای خود را از دست داده‌اند و عقلشان به درک خرافات سقوط کرده است، خرافاتی که آن را دین و آیین خود قرار داده‌اند. شکر خدای که ما را با اسلام گرامی داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «از هفت گناه هلاک کننده دوری کنید» فرمودند: ای رسول خدا خداوند! آن‌ها چه هستند؟ فرمود: «شرک به خداوند، و جادوگری، و کشتن انسانی که خداوند حرام نموده است جز به حق، و خوردن ربا، و خوردن مال یتیم، و پشت کردن در روز نبرد، و تهمت زدن به زنان پاک‌دامن بی‌خبر» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و نزد مسلم روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که نزد کاهن و طالع‌بینی بیاید و از او در مورد چیزی سوال کند، نماز او تا چهل شب پذیرفته نخواهد شد» و نزد ابوداوود روایت است که فرمودند: «هر که نزد کاهنی آید و او را تصدیق نماید از آنچه بر محمد نازل شده است بیزاری جسته است».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله نشانه‌های زیبای دین والا بردن و با ارزش نمودن محبت‌ها و عواطف و دوستی‌ها و یاری یکدیگر است، آن هم در زمانه‌ای که مبادی و ارزش‌های اهل دنیا رو به پستی نهاده است و محبت و یاری نیست مگر برای دنیا و منافع دنیایی؛ از انس ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «سه خصلت است که در هر که باشد شیرینی ایمان را خواهد چشید: اینکه الله و رسول نزد او از دیگران محبوب‌تر باشند، و اینکه شخص را جز برای خداوند دوست نداشته باشد، و اینکه بازگشت به کفر را چنان بد بدارد که افتادن در آتش را بد می‌دارد» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">این دین، دین خداوند است و این شریعت، شریعت اوست و بر هر کسی که کلام خداوند و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به او رسیده است واجب است که از حق پیروی نماید و جز آن را ترک گوید، و کتاب و سنت را برای سخن هر کسی ـ هر که باشد ـ ترک نکند، و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} [نور: 64]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس کسانی که مخالفت امر او می‌کنند از این بترسند که دچار فتنه‌ای شوند یا عذابی دردناک به آنان برسد)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال کسانی را که از بزرگان خود در مخالفت امر خداوند و پیامبر او اطاعت نمودند نکوهش نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ } [نور: 31]</p>
<p style="text-align: justify;">(آنان احبار و راهبان خود را به جای الله به الوهیت گرفتند)</p>
<p style="text-align: justify;">عدی بن حاتم ـ رضی الله عنه ـ که نصرانی بود و سپس اسلام آورد می‌گوید: هنگامی که شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ این آیه را می‌خواند گفتم: ای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما آنان را عبادت نمی‌کنیم. فرمود: «آیا اینگونه نیست که آنچه را خداوند حلال کرده حرام می‌کنند و شما نیز آن را حرام می‌کنید؟ و آنچه را حرام کرده حلال می‌گردانند و شما نیز آن را حلال می‌کنید؟» گفتم: آری. فرمود: «همین عبادت کردن آن‌هاست» [به روایت امام احمد و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا برای ما در کتاب و سنت برکت ده و با آیات و حکمت سود رسان، این سخن خود را گفته و برای خود و شما از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوندی است که با نعمت او نیکی‌ها به کمال می‌رسند، با نیکی‌ها به بندگان خود احسان نموده و از بدی‌ها در می‌گذرد، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله، و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست، خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او تا روز قیامت درد و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">توحید اعتقاد، توحید پیروی را به دنبال خواهد داشت، بنابراین بر مسلمان واجب است که پروردگار خود را دوست داشته و عمل خود را برای او خالص گرداند و احساسات خود را تسلیم خداوند نماید، مسلمان جز خداوند را فرا نمی‌خواند و جز او را عبادت نمی‌کند و جز دستور او را جرا نمی‌کند، آنچه را او حلال بداند حلال می‌داند، و آنچه را حرام بداند، حرام می‌داند و همانجایی می‌ایستد که خداوند تعیین کرده است و بر اساس خواست خداوند حرکت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">مسلمان در برابر هر موجود زنده‌ای راست قامت است، پشت خود را جز برای خداوند خم نمی‌کند و شناخت او نسبت به خداوند و چیرگی کامل او بر همهٔ وجود، باعث می‌شود که احساس رغتب و رهبت و ترس و امید در وجود او به راه مستقیم رود و دچار انحراف و اضطراب نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;">برای همین است که پر شدن قلب از عقیدهٔ توحید اساسی برای قدرت وعزت است و مومن صادق هیچگاه از آن جدا نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، حجاج بیت الله الحرام:</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان هر کاری، مسلمان این معیار را به یاد می‌آورد که معیار قبول هر عملی، خالص گرداندن آن کار برای خداوند و پیروی از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در انجام آن است، و بدانید که فضل خداوند بسیار وسیع است و از نشانه‌های پذیرش یک عمل از سوی خداوند این است که انسان پس از انجام یک نیکی، نیکی دیگری انجام دهد، و نشانهٔ حج مبرور این است که بهتری از آنکه بودی از حج بازگردی، و هر که نامهٔ عملش با مغفرت خداوندی پاک شده است از این برحذر باشد که دوبارهٔ به ناپاکی گناهان باز گردد؛ زیرا عقب‌گرد بدتر از زخم است، و انسان باید سعی کند که پس از حج به افزایش نیکی‌های خود بپردازد زیرا این از نشانه‌های پذیرش عمل است.</p>
<p style="text-align: justify;">سپس درودهای پاک و سلام دائم خداوندی بر بهترین بندگان خداوند، محمد بن عبدالله، و بر اهل بیت پاک او باد. خداوند بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک وی درود و سلام و برکت ارزانی دار و از آن ائمهٔ هدایت، و خلفای پیامبرت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت و همهٔ کسانی که به راه آنان روند و از سنت آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان، و دشمنان دین را نابود گردان و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا هر که را برای ما و سرزمین ما ارادهٔ سوء یا تفرقه دارد، مکر و حیله‌اش را به سوی خود او بازگردان و تدبیرش را در نابودی او قرار ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و سختی‌ها وفتنه‌های آشکار و پنهان را از ما دور گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جا که هستند اصلاح نما، خداوندا آنان را بر حق و هدایت یکی گردان، خداوندا جان آنان را حفظ نما و ترسشان را به امنیت تبدیل کن و آنان را بر هر که به آنان ستم نموده است یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جا که هستند یاری ده، خداوندا آنان را بر حق یکی گردان، خداوندا آنان را در فلسطین بر صهیونیست‌های اشغالگر یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده، خداوندا دشمنان دین را نابود ساز که آنان را یارای ناتوان ساختن تو نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان، و کارهای ما را آسان بگردان و ما را به آن خواسته‌هایی که باعث رضایت توست برسان. پروردگارا ما را و پدران و مادران ما را مورد آمرزش قرار ده که همانا تو شنوندهٔ دعایی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا از حاجیان حجشان را بپذیر و دعایشان را مستجاب گردان. خداوندا حج‌شان را مبرور و سعی‌شان را مشکور و گناهانشان را مغفور قرار ده و آنان را سالم به دیارشان بازگردان، خداوندا از ما و آن‌ها بپذیر و ما و آن‌ها را بر حق و هدایت پایدار بگردان و عاقبت ما را به خیر بگردان ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">از الله آمرزش می‌طلبم، از الله آمرزش می‌طلبیم، از آن خداوندی که معبودی به حق جز او نیست، آن زندهٔ به پای دارنده، آمرزش می‌خواهیم و به سوی او بازمی‌گردیم، خداوندا ای آنکه معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، بارانی گوارا و پی در پی و گسترده و سودمند و همه‌گیر. خداوندا ما را باران ده، خداوندا بارانی که به واسطهٔ آن سرزمین‌ها را زنده کرده و بندگان را آب دهی و آن را به شهر نشینان و بادیه‌نشیانان برسانی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا باران رحمت، خداوندا باران رحمت، خداوندا باران رحمت و نه باران عذاب و بلا و ویرانی و غرق.</p>
<p style="text-align: justify;">پروردگارا از ما بپذیر و که همانا تو شنونده و دانایی و از ما توبه پذیر که همانا تو توبه‌پذیر و مهربانی.</p>
<p style="text-align: justify;">پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، آن پروردگار رحمت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4183/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راه‌های محافظت از طاعات و نیکی‌ها</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4181</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4181#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Nov 2011 23:30:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[حج و دهه‌ی ذی‌الحجه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4181</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر حسین آل شیخ مسجد نبوی شریف: جمعه 15 ذوالحجة 1432 برابر با 20 آبان 1390 خطبهٔ اول: سپاس مخصوص خداوند است برای نعمت اسلام، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و پاداشاه داناست و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و فرستادهٔ اوست؛ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر حسین آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 15 ذوالحجة 1432 برابر با 20 آبان 1390<span id="more-4181"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>سپاس مخصوص خداوند است برای نعمت اسلام، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و پاداشاه داناست و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و فرستادهٔ اوست؛ بهترین درودها و سلام‌های خداوند بر او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان: خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم که تقوای او سبب رستگاری در دنیا و آخرت است.</p>
<p>ای مسلمانان، حجاج بیت الله:</p>
<p>پایان رساندن مناسک حج با سلامت و عافیت و این آسودگی خاطر بر شما مبارک باد؛ خداوند این نعمت‌ها را برای همهٔ مومنان کامل گرداند و سختی‌ها و مصیبت‌ها را از آنان دور سازد، خداوند حجتان را مبرور و سعیتان را مشکور و گناهانتان را مغفور گرداند.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>خداوند به واسطهٔ حج مبرور گناهان را بخشیده و درجات انسان را افزون می‌گرداند و انسان را به بهشت وارد می‌سازد، اما این حج مبرور نشانه‌هایی دارد که با آنها شناخته می‌شود و اهل علم با جستجو در کتاب و سنت برخی از آنها را ذکر نموده‌اند:</p>
<p>نخستین نشانه‌های حج مبرور این است که بنده ـ پس از حج ـ بر طاعت خداوند ـ جل و علا ـ استقامت گزیده و به آخرت راغب شود و در انجام اعمال نیک کمر همت ببندد و تا زنده است بر طاعت خداوند پایبند بماند چنانکه خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{ وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ} [حجر: 99]</p>
<p>(و تا هنگام رسیدن مرگ به عبادت پروردگارت بپرداز)</p>
<p>آری از مهم‌ترین نشانه‌های قبولی طاعات ـ از جمله حج ـ استقامت و پایداری همیشگی بر نیکی و تقوا است و خداوند متعال خطاب به کسی که گناهان گذشته و آینده‌اش آمرزیده شده است و همینطور امت وی می‌فرماید:</p>
<p>{ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} [هود: 112]</p>
<p>(پس آن طور که دستور یافته‌ای پایداری پیشه کن و [همچنین] کسانی که همراه تو‌اند و از حد به در نروید که او به آنچه می‌کنید بینا است)</p>
<p>{ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ} [فصلت: 6]</p>
<p>(پس به سوی او استقامت ورزید و از او آمرزش بخواهید و وای بر مشرکان)</p>
<p>مردی نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمد و گفت: ای رسول خداوند! برای من در اسلام سخنی بگو که پس از تو از کسی دیگر نپرسم. فرمود: «بگو به الله ایمان آوردم، سپس پایداری کن».</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>این استقامتی است که کمال فروتنی در برابر خداوند و کمال محبت او را به همراه صبر بر انجام دستورات و دوری از محرمات، و صبر بر تقدیر و پیروی از زیبایی‌های اخلاق و صفات والا، در خود دارد.</p>
<p>مردی نزد حسن بصری آمد و گفت: پاداش حج مبرور، آمرزش و مغفرت خداوند است. حسن بصری به او گفت: «اما نشانه‌های آن این است که به کارهای بد گذشتهٔ خود باز نگردد».</p>
<p>ابن رجب حنبلی و دیگران نقل کرده‌اند که مردی به حج رفت و سپس شبی با قوم خود در مکه ماند، پس نفسش وی را به انجام گناهی فرا خواند. اینجا بود که هاتفی را شنید که می‌گوید: «ای تو! مگر حج نکرده‌ای؟!» و خداوند این را سببی برای عصمت و دوری او از آن گناه قرارداد.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>گرچه حج از چنین اجر و پاداش عظیمی برخوردار است اما باید این را دانست که بزرگترین هدفی که انسان باید در این دنیا به آن بپردازد محقق ساختن ایمان به خداوند عزوجل است.</p>
<p>از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیده شد که کدام کارها بهتر است؟ فرمود: «ایمان به خداوند، سپس جهاد در راه خدا و سپس حج مبرور» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ایمان به خداوند متعال همان هدفی است که انسان برای آن آفریده شده است:</p>
<p>{ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} [ذاریات: 56]</p>
<p>(و جن و انس را جز برای این نیافریده‌ام که مرا عبادت کنند)</p>
<p>این ایمانی است که محقق گرداندن توحید یعنی یکی ساختن خداوند در عبادت و ترس و امید و انابت و توکل و دعا را در خود دارد. مومن صادق کسی است که جز الله را عبادت نمی‌کند و جز الله را فرا نمی‌خواند و جز از او چیزی نمی‌خواهد. او دوری از زیان و به دست آوردن سود را جز از خداوند نمی‌خواهد، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ} [یونس: 106]</p>
<p>(و به جای الله کسی را که نه سود و نه زیانی برای تو ندارد به دعا مخوان که اگر چنین کردی بی‌تردید از ستمگران خواهی بود)</p>
<p>و آیات در این باب بسیار است.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیثی که ابن مسعود از ایشان روایت نموده است می‌فرماید: «هر که بمیرد در حالی که جز خداوند شریکی را فرا می‌خواند به آتش داخل می‌شود» [به روایت بخاری]</p>
<p>و جابر ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «هر که در حالی به ملاقات خداوند برود که چیزی را برای او شریک نیاورده است به بهشت وارد می‌شود و هر که در حالی به ملاقات او رود که چیزی را برای او شریک آورده است به آتش داخل می‌شود» [به روایت مسلم]</p>
<p>و همینطور ایمان به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با طاعت او در آنجام امر نموده است و دوری از آنچه نهی نموده و اینکه عبادت خداوند را انجام ندهد جز به همان روشی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با سخن یا عمل یا تقریر خود مشروع گردانده است.</p>
<p>و اما بزرگترین مجاهدت و تلاش در راه خداوند، جهاد با نفس بر طاعت خدا و رسول اوست، زیرا امام احمد و ترمذی با سندی حسن و صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت کرده‌اند که: «مجاهد آن است که با نفس خود در راه خداوند جهاد نماید».</p>
<p>مردی نزد یکی از بزرگان صحابه آمد و گفت: من می‌خواهم به نبرد روم. او گفت: «نخست به نبرد نفس خود برو و آن را فتح کن، و شایسته است در راه خداوند با نفس خود به جهاد بپردازی».</p>
<p>آری؛ از بزرگترین جهادها این است که انسان با نفس خود بر انجام دستورات خداوندی جهاد کند، از جمله: محافظت بر نمازهای فرض به طوری که هیچ چیز او را از نماز فرض باز ندارد و مشغول نسازد مگر عذری موجه.</p>
<p>از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روایتی که امام مسلم نیشابوری تخریج نموده است، آمده که فرمودند: «آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که خداوند به واسطهٔ آن گناهان را پاک نموده و درجات انسان را بلند می‌گرداند؟ کامل ساختن وضو در سختی‌ها، و انتظار نمازی پس از نمازی دیگر، و بسیار گام برداشتن به سوی مساجد، که این است جهاد، این است جهاد، این است جهاد».</p>
<p>و از بزرگترین انواع جهاد با نفس این است که انسان دست و زبان و همهٔ اعضای خود را از آزار رساندن به برادران مومن خود باز دارد، زیرا از بزرگترین چیزهایی که باعث از بین رفتن نیکی‌ها می‌شود زیر پا گذاشتن حقوق مخلوقات خداوند است. و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیث صحیحی که از وی روایت شده است می‌فرماید: «مهاجر کسی است که آنچه را خداوند نهی نموده است ترک گوید، و مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند».</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را نسبت به ورشکستگی و فقر حقیقی هشدار داده و فرموده است: «آیا می‌دانید بی‌چیز کیست؟» صحابه گفتند: نزد ما بی‌چیز و فقیر کسی است که درهم و دیناری ندارد. فرمود: «مفلس و بی‌چیز کسی است که روز قیامت می‌آید در حالی که این را ناسزا گفته است و این را زده است و مال این را برداشته است، پس این یکی از نیکی‌هایش برمی‌دارد، واین یکی از نیکی‌هایش برمی‌دارد و هنگامی که نیکی‌هایش به پایان رسید از بدی‌های آنان برمی‌دارند و بر دوش او می‌گذارند و در پایان به آتش انداخته می‌شود».</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همچنین از جملهٔ جهاد با نفس این است که انسان دارای همتی بلند و نفسی والا و علاقمند به انجام کارهای نیک باشد، زیرا صحابهٔ پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که این سخن خداوند متعال را شنیدند که می‌فرماید: {به سوی انجام نیکی‌ها از یکدیگر سبقت گیرید} [بقره: 148] و {به سوی آمرزشی از سوی پروردگارتان بر یکدیگر سبقت گیرید} [حدید: 21] هر کدام از آن‌ها تلاش نمود تا از دیگری در انجام نیکی‌ها پیشی گیرد.</p>
<p>عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «به سوی هیچ کار نیکی مسابقه ندادیم مگر آنکه ابوبکر در انجام آن بر ما سبقت گرفت».</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «حسودی نیست مگر بر دو شخص: شخصی که خداوند به او مالی عطا کرده است و او در پنهان و آشکار از آن انفاق می‌کند، و شخصی که خداوند به او [علم] قرآن داده است و او شب و روز آن را می‌خواند و به دیگران یاد می‌دهد».</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:</p>
<p>{ إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ} [فصلت: 30]</p>
<p>(آنان که گفتند پروردگار ما الله است سپس استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که نترسید و غمگین نباشید و شما را به بهشتی بشارت باد که به آن وعده داده شده بودید)</p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و رهنمون‌های آن سود رسانَد، این سخن را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از الله آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص الله پروردگار جهانیان است، او که رحمان و رحیم است و مالک روز جزا است. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و معبود پیشینیان و پسینیان است، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست، بهترین درود و سلام تا قیامت بر او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مردم، خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم زیرا این، سفارش خداوند برای پیشینیان و پسینیان است.</p>
<p>عباد الله:</p>
<p>ختام و پایان همهٔ کارهای نیک، استغفار و درخواست آمرزش از خداوند است، از جمله حج زیرا خداوند متعال دربارهٔ آن فرموده است:</p>
<p>{ ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ} [بقره: 199]</p>
<p>(سپس از از همانجا که مردم روانه می‌شوند شما نیز روانه شوید و از الله آمرزش بخواهید که همانا الله بسیار آمرزنده و مهربان است)</p>
<p>منظور استغفاری است که با قلب و زبان و به همراه توبهٔ نصوح باشد، و گرنه کسی که با زبان خود آمرزش بخواهد و قلبش به گناهان بسته باشد و باز به گناهان برگردد این ترس بر او می‌رود که درِ قبول و اجابت بر او بسته شده باشد.</p>
<p>خداوند جل و علا هنگامی که احکام حج را یاد می‌کند در آخرین آیهٔ مربوط به احکام حج در سورهٔ بقره سفارشی بس عظیم دارد و آن تقوای خداوند در پنهان و آشکار و در همه حال و در همهٔ سخنان و کردارها است:</p>
<p>{ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ} [بقره: 203]</p>
<p>(و پروای الله را داشته باشید و بدانید که شما به سوی او برانگیخته خواهید شد)</p>
<p>سپس بدانید که خداوند عزوجل شما ما را به امری بزرگ فرمان داده است که همانا درود و سلام بر پیامبر بزرگوار اوست.</p>
<p>خداوند بر پیامبر و سرور ما محمد درود و سلام و برکت و نعمت ارزانی دار و از چهار خلیفهٔ راشد وی: ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر اهل بیت و یاران او و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.</p>
<p>خداوند بر بندگان مومنان لطف ارزانی دار، خداوند رحمتی از رحمت‌هایت را بر آنان نازل گردان، که آنان را از جز تو بی‌نیاز گرداند و اوضاع آنان را به صلاح آورد، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوند مسلمانان را در هر جایی که هستند حفظ نما، خداوندا مسلمانان را در هر جایی که هستند حفظ نما، خداوندا آن‌ها را در شام و یمن حفظ نما، خداوندا آنان را در شام و یمن و در دیگر سرزمین‌ها حفظ نما.</p>
<p>خداوندا اوضاع و احوال برادران ما را در مصر و تونس و لیبی سامان بخش و زندگی پاک را نصیب آنان گردان و آنان را بر حق و بر نیکی و تقوا یکی گردان، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را شامل رحمت خود گردان، خداوند آنان را بیامرز، خداوندا ما و آنان را مورد آمرزش خود قرار ده، خداوندا ما و آنان را مورد آمرزش خود قرار ده.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خود قرار ده.</p>
<p>خداوندا در میان ما هیچ بدبخت و محرومی قرار مده، خداوندا در میان ما هیچ بدبخت و محرومی قرار مده، خداوندا ما را از اهل رستگاری و سعادت بگردان، خداوندا ما را از اهل رستگاری و موفقیت و خوشبختی بگردان، ای حی و ای قیوم.</p>
<p>خداوندا بیماران ما و دیگر بیماران مسلمانان را شفا ده، خداوندا بیماران ما و دیگر بیماران مسلمانان را شفا ده، خداوند حجاج بیت الله را سالم و غنیمت‌یافته، و در حالی که توبه نصیبشان گردیده است به سرزمین‌هایشان بازگردان، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوندا با راه و روش و راهنمایی قرآن ما را سودمند گردان، خداوندا ما را با راه و روش و سنت سرور فرزندان عدنان سود رسان.</p>
<p>خداوندا تو بی‌نیازی و ما نیازمند، خداوندا باران را بر ما نازل گردان، خداوندا باران را بر ما نازل گردان، خداوندا باران را بر ما نازل گردان، خداوندا ما را باران ده ای زنده و ای پایدار.</p>
<p>بندگان خداوند، خداوندا را بسیار یاد کنید و صبحگاه و شام‌گاهاو را تسبیح گویید، و آخرْ سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4181/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسلام، دین اخلاق</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4176</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4176#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Nov 2011 17:06:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4176</guid>
		<description><![CDATA[دکتر صالح بن حمید مسجدالحرام: جمعه 23 ذی القعدة 1432 برابر با 6 آبان ماه 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، ستایش ویژهٔ اوست که امت‌ها را پدید آورده و از بین می‌برد و خاکستر مردگان را دوباره زنده می‌گرداند، شاکرانه و فرمانبردارانه او را سپاس می‌گویم و و عابدانه و وفروتنانه از او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">دکتر صالح بن حمید</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 23 ذی القعدة 1432 برابر با 6 آبان ماه 1390<span id="more-4176"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، ستایش ویژهٔ اوست که امت‌ها را پدید آورده و از بین می‌برد و خاکستر مردگان را دوباره زنده می‌گرداند، شاکرانه و فرمانبردارانه او را سپاس می‌گویم و و عابدانه و وفروتنانه از او آمرزش می‌خواهم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست که پروردگارش او را با دین حق، هدایتگر و دعوتگر مبعوث نمود. درود و سلام بسیار و پی در پی خداوند بر وی وی و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مردم شما و خود را به تقوای خداوند ـ عزوجل ـ سفارش می‌کنم، پس تقوای او را پیشهٔ خود سازید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ } [بقره: 282]</p>
<p style="text-align: justify;">(تقوای الله را پیشه سازید و الله شما را علم خواهد آموخت)</p>
<p style="text-align: justify;">با علم، عمل درست خواهد شاد و با عمل حکمت به دست خواهد آمد و با حکمت است که زهد صحیح وجود خواهد داشت و با زهد دنیا شناخته می‌شود و هر که دنیا را به خوبی بشناسد به آخرت دل خواهد بست و هر که دل به آخرت بندد توفیق خداوندی را به دست خواهد آورد که توفیق خداوندی بهترین راهبر است و هر که به قضای خداوندی خشنود شود هیچکس نخواهد توانست او را خشمگین سازد و هر که به عطای پروردگار قانع شود دچار حسد نمی‌شود و هر که درهای خیر را در برابر خود گشوده دید شایسته است به سوی آن بشتابد که او نمی‌داند این در کی بسته خواهد شد.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که مرگ به همهٔ ما خواهد رسید و قبر همه را در آغوش خود خواهد گرفت و قیامت همهٔ ما را دوباره یکجا جمع خواهد کرد و خداوند است که میان ما داوری خواهد نمود و او بهترین داور است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون } [مائده: 48]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس در کارهای نیک بر یکدیگر سبقت گیرید، بازگشت همه شما به سوی الله است، سپس شما را نسبت به آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه خواهد ساخت)</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، حجاج بیت الله الحرام؛ خداوند عزوجل می‌فرمایند:</p>
<p style="text-align: justify;">{ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَاب } [بقره: 197]</p>
<p style="text-align: justify;">(حج ماه‌هایی مشخص است پس هر که در این ماه‌ها حج را بر خود واجب گرداند [بداند که] هم‌بستری و گناه و جدل در حج [جایز] نیست و هر آنچه از خیر انجام دید الله آن را می‌داند، و توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه تقوا است و ای خردمندان پروای مرا بدارید)</p>
<p style="text-align: justify;">قواعد رفتار، و معیارهای اخلاقی و آداب برخورد و تعامل با مردم معیار و مقیاسی آشکار از معیارهای پایبندی عملی به دین اسلام و نشانه‌ای از نشانه‌های پیشرفت تمدنی و تعالی انسانی است و آن قواعد و آدابی است که بر روابط میان انسان‌ها حاکم است، از هر طبقه و گروهی که باشند؛ قواعدی که احساس امنیت و محبت و حسن معاشرت و خوشبختی جامعه را در پی دارد.</p>
<p style="text-align: justify;">حاجیان نیز در جمع خود و همچنین دیگر مسلمانان در اجتماع‌های خود، تجلی‌گر مظاهر این رفتار و اخلاق دین خود و پایبندی به تعالیم شریعت خود هستند و هر که مردم را دوست بدارد آنان نیز او را دوست خواهند داشت و هر که را با نیکی با آنان رفتار نماید می‌پذیرند.</p>
<p style="text-align: justify;">اخلاق نیک و برخورد خوب یکی زبان انسانی مشترک است که هر کس آن را می‌فهمد و بزرگواران جذب آن می‌شوند و حکیمان به آن گوش فرا می‌دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">چهرهٔ باز و بشاش بهترین وسیله را به دست آوردن مردم است و روی خوش کینه‌ها را از بین می‌برد و انسان حکیم کسی است که پیش از آن که مردم را با زبان مورد خطاب قرار دهد با عمل خود با آنان رابطه برقرار می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، ای جمع حجاج:</p>
<p style="text-align: justify;">در دین ما آن اندازه راهنمایی‌ها و توجیهات فراوانی وجود دارد که قادر است شبکه‌ای وسیع از روابط را در دایرهٔ خانواده و جامعه و در دایره‌ٔ وسیع‌تر جهان اسلام و سپس دایرهٔ وسیع‌تر جامعهٔ اسلامی، شکل دهد و مدیریت کند.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین در نصوص دینی ما آمده است که: «کامل‌ترین مومنان از نظر ایمان بهترین آن‌ها از نظر اخلاق است» [به روایت احمد و ابوداوود و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیث دیگری آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «اموال شما برای عطا کردن به همهٔ مردم کافی نیست پس شایسته است که چهرهٔ خود را برای آنان بشاش نمایید و اخلاقتان را نیک کنید» [به روایت ترمذی و حاکم از حدیث ابوهریرة با سند صحیح]</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیثی که امام مسلم از عبدالله بن عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده است آمده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که دوست دارد از آتش دور شده و به بهشت داخل شود در حالی مرگش در رسد که به الله و روز قیامت ایمان دارد و طوری به نزد مردم آید که دوست دارد مردم به نزد او آیند».</p>
<p style="text-align: justify;">مردم معادنی متفاوت و دارای طبقات و منزلت‌های گوناگونی هستند و رفتار با همهٔ آن‌ها به یک نحو چیزی است که در زندگی امکان‌پذیر نیست، برای مثال آنچه برای این مناسب است برای آن یکی مناسب نیست و رفتاری که با این گروه مناسب است ممکن است با آن گروه مناسب نباشد و رفتاری که با این یکی خوب است با دیگری زیبا نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">همینطور باید آنگونه مردم را مورد خطاب قرار داد که می‌دانند زیرا عقل و خرد انسان‌ها یکی نیست و فهم مردم با هم متفاوت است و طبیعت آنان نیز متفاوت است. پدر و فرزند، همسر و برادر، رئیس و مرئوس، زودفهم و دیر فهم، گرم و سرد، خویشاوند دار و دور از خویشاوندان، مردم و صفاتشان و حالاتشان، در سختی و آسانی، و شادی و غم و در همهٔ اینها، خداوند بندگان خود را می‌آزماید&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">حکیمان گفته‌اند: اگر خواستی ماهی صید کنی برلبهٔ قلاب خود طعمه‌ای مناسب بگذار، چه بسا کرمی برای این کار مناسب باشد و بهترین گوشت مناسب این کار نباشد!</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، حجاج بیت الله:</p>
<p style="text-align: justify;">در اینجا قصد داریم بخشی کوچک از سیرهٔ مصطفوی و راه و روش محمدی و سنت نبوی را در انواع معاملات و توجیهات برای گروه‌ها و شخصیت‌های متفاوت به نمایش بگذاریم؛ چرا که او آن برگزیدهٔ خداوند و هدایتگر بشریت است که خداوند او را با این سخن خویش بر دیگر بندگان ویژگی داده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيم } [توبه: 128]</p>
<p style="text-align: justify;">(پیامبری از سوی خود شما به نزد شما آمده است که رنج شما بر او سخت است، [به هدایت] شما حریص است و نسبت به مومنان مهربان و دلسوز است)</p>
<p style="text-align: justify;">و خداوند عزوجل فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِين } [آل عمران: 159]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس به سبب رحمتی از سوی الله بود که با آنان نرمخو شدی و اگر تندخو و سنگدل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند پس از آنان درگذر و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن، پس هرگاه به کاری تصمیم گرفتی بر الله توکل کن زیرا الله توکل کنندگان را دوست دارد)</p>
<p style="text-align: justify;">نخستین چیزی که در این سیرهٔ کریمهٔ نبوی و راه و روش محمدی، انسان را به تامل وا می‌دارد، رفتار ایشان با خانواده و اهل بیت خود است.</p>
<p style="text-align: justify;">محبوب و پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ انسانی مانند دیگر انسان‌ها بود، لباس خود را می‌شست، گوسفند می‌دوشید و خود کارهای شخصی خود را انجام می‌داد و در مشغولیت‌های خانوادهٔ خود می‌کوشید اما همینکه وقت نماز می‌شد برای نماز خارج می‌شد؛ [به روایت بخاری و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرمود: «بهترین شما کسی است که با خانوادهٔ خود بهتر باشد، و من بهترین شما برای خانوادهٔ خود هستم» [به روایت ترمذی و ابن ماجه]</p>
<p style="text-align: justify;">برخی از مردم به اشتباه گمان می‌کنند که مردانگی و شخصیت در چهرهٔ عبوس و در هم کشیده و صادر کردن امر و نهی و دوری از خوش گفتاری با خانواده و گوش ندادن به حرف‌های آنان است.</p>
<p style="text-align: justify;">در حدیثی طولانی که ام زرع روایت کرده است داستان شب‌نشینی و سخن و شوخی میان رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وهمسرشان عائشه ـ رضی الله عنها ـ آمده است.</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر نشانه‌های رفتار نیک با خانواده مشورت با آن‌ها در مسائل خانوادگی و دیگر مسائل است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا } [بقره: 233]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس اگر پدر و مارد بخواهند بر اساس رضایت دو طرف و مشورت با همدیگر کودک را از شیر بگیرند گناهی بر آن‌ها نیست)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در داستان صلح حدیبیه با همسرش ام سلمه مشورت نمود و به مشورت او نیز عمل کرد. همچنین در داستان افک با بَریره مشورت کرد که قضیهٔ کوچکی نبود.</p>
<p style="text-align: justify;">بیایید رفتار او را با اشتاهات مردم و غیرت زنانه ببینید؛ هنگامی که یکی از زنان او ظرف پر از غذایی را که دیگر همسر پیامبر برای او فرستاده بود شکست تنها کاری که او ـ علیه الصلاة والسلام ـ انجام داد این بود که با نرمی با وی برخورد کرد و فطرت و طبیعت زنانه را در نظر گرفت و فرمود: «مادرتان دچار غیرت شد» سپس غذا را با دستانش جمع کرد و گفت: «غذایی در برابر غذا، و ظرفی در برابر ظرف» [به روایت بخاری و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌فرماید: «در این حدیث این عبرت است که نباید زنان را برای غیرت در برابر یکدیگر سرزنش نمود زیرا در حالت به علت شدت خشمی که از غیرت سرچشمه می‌گیرد عقل آنان محجوب می‌شود».</p>
<p style="text-align: justify;">برخورد شدید و خشونت و زدن از هر کس بر می‌آید، اما حِلم و بردباری و نرمش و گذشت و تسامح تنها از کسانی که دارای اراده‌ای قوی و اخلاق والا هستند بر می‌آید چنانکه صحابه می‌گویند: «پیامبر شما هیچ‌گاه هیچ زنی و نه هیچ خدمتکاری را نزد [وهرگز کسی را نزد] مگر آنکه در جهاد در راه خداوند باشد» [به روایت احمد و ابوداوود]</p>
<p style="text-align: justify;">اما دربارهٔ رفتار با کودکان می‌توان بسیار از راه و روش نبوی سخن گفت:</p>
<p style="text-align: justify;">از ملاحظات دقیق در مورد رفتار با کودکان این است که آنان تفاوت میان اوقات شوخی و اوقات جدی را نمی‌دانند. کودک گمان می‌کند که همهٔ وقت دیگران از آن اوست و اسلام نیز به این احساس او ارج نهاده است؛ می‌بینیم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دختر خود را در نماز نیز برمی‌دارد و در هنگام رکوع او را به زمین می‌گذارد و دوباره هنگامی که از رکوع بلند می‌شود او را برمی‌دارد. [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر حسمن و حسین ـ رضی الله عنهما ـ در حالی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در نمازند سوار او می‌شوند و آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سجدهٔ خود را طولانی می‌کند تا آنکه کودکان از سیر بازی شوند. [به روایت احمد و نسائی]</p>
<p style="text-align: justify;">و حتی یک بار هنگامی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حال خطبه بود حسن ـ رضی الله عنه ـ به منبر بالا رفت و پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ او را در آغوش گرفت و بر سر او دست کشید و فرمود: «این فرزند من آقا است و شاید خداوند به دست او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان را اصلاح نماید» [به روایت ابوداوود]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین راه و آسان‌ترین روش در برخورد با کودکان مهربان و شوخی با آنان و اهمیت دادن به آنان و توجه و عطوفت در حق آنان است و هیچ‌کس نسبت به خانواده‌اش مهربان‌تر از محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">مشغولیت‌ها و بسیار بودن وظائف و مسئولیت‌ها نباید انسان را از چنین رفتاری با خانواده‌اش باز بدارد زیرا این نیز از جملهٔ مسئولیت‌ها و وظائف انسان است.</p>
<p style="text-align: justify;">انس ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: ابراهیم فرزند رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در روستاهای نزدیک مدینه نزد دایه بود و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حالی که ما با او بودیم به راه می‌افتاد و داخل آن خانه می‌شد و او را بر می‌داشت و می‌بوسید سپس باز می‌گشت. [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">واژه‌های کلیدی رفتار با کودکان این‌ها هستند: بوسه‌ای از روی مهربانی، آغوشی گرم، بازی کودکانه، که همهٔ این‌ها زبانی است ساده و کم‌هزینه اما دارای تاثیری بس بزرگ.</p>
<p style="text-align: justify;">بیچاره آن سنگدلان خشک و خشن مانند این مرد که هنگامی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را در حال بوسیدن نوه‌اش حسن بن علی ـ رضی الله عنهما ـ دید گفت: مگر شما کودکان خود را می‌بوسید؟ من ده فرزند دارم که تاکنون یکی از آن‌ها را نبوسیده‌ام. اینجا بود که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «آیا من می‌توانم کاری انجام دهم وقتی خداوند رحمت و مهربانی را از قلب‌های شما برداشته است؟»</p>
<p style="text-align: justify;">بلکه حتی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ اگر در حال نماز صدای گریهٔ کودکی را می‌شنید برای مراعات حال مادرش و برای آنکه دچار فتنه نشود نماز را کوتاه می‌کرد.</p>
<p style="text-align: justify;">ای جمع دوست‌داران، ای حجاج بیت الله:</p>
<p style="text-align: justify;">اما تعامل و رفتار با خدمتکاران و کارگران را این سخن انس ـ رضی الله عنه ـ دربارهٔ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به تصویر می‌کشد، آنجا که می‌فرماید: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را ده سال خدمتگذاری کردم و هیچگاه برای کاری که انجام دادم نگفت چرا آن را انجام دادی؟ و برای کاری که نکردم هیچگاه نگفت چرا آن را انجام ندادی؟</p>
<p style="text-align: justify;">به این داستان که برای خود انس ـ رضی الله عنه ـ رخ داده است توجه کنید: انس ـ رضی الله عنه ـ برای انجام یکی از کارهای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از خانه بیرون رفت، اما کودکان را دید که در بازار به بازی مشغولند و با آن‌ها مشغول بازی شد زیرا خود وی کودک و در سن آن‌ها بود. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که تاخیر انس را دید برای یافتن او خارج شد و او را در حال بازی با کودکان یافت.</p>
<p style="text-align: justify;">انس می‌گوید: ناگهان رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا از پشت سر گرفت، به او نگاه کردم و او در حالی که می‌خندید فرمود: «انس کوچولو! آیا آنجا که گفتم رفتی؟» گفتم: بله! خواهم رفت ای رسول خدا!</p>
<p style="text-align: justify;">این درسی است که باید از پیامبر آموخت؛ درس انسانیت، نرمخویی و نرمی در صدا زدن کودکان: ایشان انس را «انس کوچولو» نامید و نه او را به تندی سرزنش کرد، چه رسد به آنکه بر سرش داد بزند یا آنکه او را مورد کتک و خشنونت قرار دهد.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین هنگامی که مردی شکایت خدمتکارش را به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برد و گفت: او بدی می‌کند و ستم می‌ورزد، آیا او را بزنم؟ فرمود: «هر روز هفتاد بار او را ببخش» [به روایت احمد و ابوداوود و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">آری ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله جاهایی که آداب رفتار بزرگوارانه خود را به نمایش می‌گذارد، موضعی است که مردم در معاملات و خرید و فروش و وام گرفتن از یکدیگر به نمایش می‌گذارند، چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «خداوند رحمت کند بندهٔ آسانگیر را هنگامی که می‌فروشد، هنگامی که می‌خرد، هنگامی که به آسانی قرض خود را ادا می‌نماید، و هنگامی که قرض خود را به نیکی و نرمی از مردم می‌خواهد» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَن تَصَدَّقُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون } [بقره: 280]</p>
<p style="text-align: justify;">(و اگر [بدهکارتان] تنگدست باشد تا هنگام گشایش به او مهلت دهید و اگر او را ببخشید این برایتان بهتر است اگر می‌دانستید)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر که دوست دارد خداوند وی را از سختی‌های روز قیامت نجات دهد بر وامداری که دچار مشکل است آسان گیرد یا قرض را از او بردارد» [به روایت امام مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای جمع حجاج:</p>
<p style="text-align: justify;">اما دربارهٔ رفتار و برخورد با مکر فریبکاران و خیانت خیانتکاران و کفر کافران خداوند متعال خطاب به پیامبرش فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلاَ تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىَ خَآئِنَةٍ مِّنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمُ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين } [مائده: 13]</p>
<p style="text-align: justify;">(و تو همواره از خیانتی از سوی آن‌ها آگاه می‌شوی مگر اندکی از آنان [که خیانتکار نیستند] پس آنان را ببخش و از آنان چشم‌پوشی کن. همانا الله نیکوکاران را دوست می‌دارد)</p>
<p style="text-align: justify;">اگر انسان مسلم نگاهی به پیمان‌هایی که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با غیر مسلمانان بسته است بیندازد انواع و اقسام تسامح و جدال نیک و عفو و گذشت را مشاهده خواهد کرد که او را به تعجب وا خواهد داشت چنانکه در فتح مکه مي‌فرمایند: «هر که وارد خانهٔ ابوسفیان شود در امان است، هر که در را بر خود ببندد در امان است و هر که سلاح را به زمین اندازد در امان است».</p>
<p style="text-align: justify;">و خطاب به قریش با آن تاریخ سیاه و ستمگرانه‌شان با رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و یارانش و شکنجه‌ای که در حق مستضعفان روا داشته بودند، در روز فتح چنین فرمود: «فکر می‌کنید با شما چه خواهم کرد؟» گفتند: برادری بزرگوار و برادرزاده‌ای بزرگوار، فرمود: «به شما چنان می‌گویم که یوسف به برادرانش گفت: {امروز هیچ سرزنشی بر شما نیست، الله شما را بیامرزد و او مهربان‌ترین مهربانان است} بروید که شما آزادید».</p>
<p style="text-align: justify;">و هنگامی که به او گفتند تا علیه مشرکان نفرین کند فرمود: «من لعنت کننده مبعوث نشده‌ام بلکه به عنوان رحمت برانگیخته شده‌ام» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">ترازوی در اختیار شماست که تفاوتی در اندازه‌گیری‌اش نیست و معیاری است که کم و زیاد نمی‌کند، برا</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4176/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مفهوم آزادی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4172</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4172#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2011 15:35:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[قضایای معاصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4172</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود شریم مسجدالحرام: جمعه 2 ذوالقعده برابر با 8 مهرماه 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند واحد یکتاست، آن بی‌نیازی که نه می‌زاید و نه زاده شده است و کسی هم‌شأن او نیست. او که از احکام دین چیزی برای ما تشریع نمود که نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر سعود شریم</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجدالحرام: جمعه 2 ذوالقعده برابر با 8 مهرماه 1390<span id="more-4172"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند واحد یکتاست، آن بی‌نیازی که نه می‌زاید و نه زاده شده است و کسی هم‌شأن او نیست. او که از احکام دین چیزی برای ما تشریع نمود که نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد را بدان سفارش نموده بود، پس دین را به پا دارید و در آن دچار تفرقه نشوید و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ بندگان و او خلیل اوست؛ رسالت را ابلاغ نمود و امانت را ادا نمود و برای امت خیرخواهی کرد و در راه خداوند آنگونه که شایسته است جهاد نمود؛ پس درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک او و بر تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و در پنهان و آشکار او را مراقب خود بدانید زیرا خداوند به نگاه خائنانه و آنچه در دل‌ها نهان است آگاه است.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که هر نعمتی دارید از سوی خداوند است و هیچ نعمتی بزرگتر و تاثیرگذارتر از نعمت اسلام و دین و پایبندی به امر خداوند و پیامبرش و پیگیری رضایت خداوند و دوری از عوامل خشم او نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">هر انسانی بر این کرهٔ خاکی آرزویی دارد که درون او را رها نمی‌کند و دور نیست اگر بگوییم این آرزو در مقدمهٔ همهٔ آرزوها و خواسته‌های او در زندگی قرار دارد که همانا: زندگی آزادانه و بزرگوارانه و با عزت است، زندگی‌ای که مساحتی وسیع از آزادی و استقلال را در اختیار او قرار دهد تا او آزادنه با دیگران مشارکت نموده و گفتگو نماید و داد و ستد داشته باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">می‌بینیم که شریعت ما چنین چیزی را برای هر مسلمانی تضمین نموده و پاس داشته است و او را چنان آزاد و بزرگوار و باعزت قرار داده است که هیچ کس و هیچ چیز جز سلطهٔ شریعت خداوند بر او تسلط ندارد. او در همه مراحل زندگی، در کودکی و در جوانی و میان‌سالی و پیری در آزادی مطلق قرار دارد، تا جایی که به وظائف خود در مقابل پروردگارش و دین و مردمش اخلال وارد نسازد و تا هنگامی که موانع و محذوراتی را که آزادی منوط به آن‌هاست زیر پا ننهد، زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «نسبت به یکدیگر حسادت نورزید، و در خرید و فروش با یکدیگر حیله‌گری روا ندارید و به یکدیگر کینه نورزید و به هم پشت نکنید و بر فروش همدیگر نفروشید و بندگان خدا و برادران هم باشید؛ مسلمان برادر مسلمان است، نه به او ستم می‌ورزد و دست از یاری او می‌کشد و نه او را تحقیر می‌کند، تقوا اینجاست ـ و در این حال سه بار به سینهٔ خود اشاره نمود ـ برای بدی یک انسان همین کافی است که برادر مسلمان خود را تحقیر کند. همهٔ مسلمان بر مسلمان دیگر حرام است؛ خونش و مالش و آبرویش» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">شریعت ضمانت در امان ماندن مصلحت عمومی است، و بر رحمت و عدالت و خیر بنا شده است که خداوند بندگان خود را بدان امر نموده است و به خوشبختی انسان‌ها در کوتاه مدت و بلندمدت منتهی خواهد گردید و بدی‌هایی که شریعت، مردم را از آن نهی نموده است نیست مگر برای در امان ماندن آن‌ها از زیان‌ها در کوتاه‌مدت و بلندمدت.</p>
<p style="text-align: justify;">برای همین است که اسلام، مسلمان را از نظر روحی و بدنی و از نظر عقلی و قلبی به مقام و منزلت والایی می‌رساند. اسلام نه بر گردن انسان یوغ می‌نهد و نه در پاهایش غل و زنجیر قرار می‌دهد و نه پاکی‌ها را بر او حرام می‌کند. اما در همین حال او را همانند توپی سبک نمی‌گرداند که توسط بازیکنان به هر سو در حرکت باشد تا آنکه انسان گمان کند تنها برای خودش و برای دنیا زندگی می‌کند که در این صورت احمق‌هایی که اینطور فکر می‌کنند زندگی می‌کنند تا بخورند و عاقل‌هایشان می‌خورند تا زنده بمانند!</p>
<p style="text-align: justify;">اما انسان مومن صادق که با محبت و خشیت خود نسبت به خداوند با او در رابطه است این سخن خداوند متعال را به یاد دارد که می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ} [مومنون: 115]</p>
<p style="text-align: justify;">(آیا گمان برده‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و اینکه شما به سوی ما باز نخواهید گشت؟)</p>
<p style="text-align: justify;">شاطبی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «امت بر این اتفاق دارند که شریعت همانا برای محافظت از ضروریت‌های پنجگانه یعنی دین و جان و عقل و نسل و مال، وضع شده است و این دانش نزد امت مساله‌ای ضروری است».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مردم:</p>
<p style="text-align: justify;">مردم همگی در جستجوی آزادی و کرامت هستند و در طلب آن خسته شده‌اند، جز اینکه بسیاری از آن‌ها مسیر آن را به خطا رفته‌اند و جایی که نیست به جستجوی آن پرداخته‌اند. برخی از آن‌ها آن را در دویدن در پی دنیا و زیبایی‌های آن می‌دانند و بلکه برخی از آن‌ها دورتر رفته‌اند تا جایی که مفهوم آزادی نزدشان این است که: اگر گرگ نباشی گرگ‌ها تو را خواهند درید و اگر فلانی نهار تو نباشد تو شام او خواهی بود!</p>
<p style="text-align: justify;">آزادی نزد آن‌ها این است که هر چه خواهی گویی و هر چه دوست داری انجام دهی و هر چه می‌خواهی بنویسی و در مورد هر کس که می‌خواهی سخن بگویی بی‌آنکه هیچ قید و بندی در برابرت باشد، و حتی اگر در مورد مسائل دین و عقیده و حق خداوند و حق پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما آزادی حقیقی آن دینی است که به همراه عمل و عادت دادن درون بر تحمل سختی‌ها و روبرو شدن با مصیبت‌ها با صبر، و سختی‌ها با تلاش، و حفظ حدود، و تسلیم شدن در برابر شریعت و پایبندی به آن است. آزاد کسی است که باقی را بر فانی ترجیح دهد. آزادی آن است که انسان به پروردگاری الله راضی شود و اسلام را به عنوان دین خود با خشنودی بپذیرد و محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را با خشنودی تمام، پیامبر خود بداند و به آنچه نصیب او شده قانع باشد و به خالق خود اعتماد داشته باشد و از او یاری بجوید، و هر که مزهٔ ایمان را حس کند مزهٔ آزادی را چشیده است.</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین هرکه عبودیت برای خداوند را محقق گرداند بندهٔ هوای نفس خود نخواهد شد و بندگی هیچ‌کس را نخواهد کرد زیرا نه شهوت و خواسته‌هایش بر او حاکم خواهد بود و نه مجبور به سازش با دیگران خواهد شد. چنین کسی را قانون «چقدر داری؟» و «پست و مقامت چیست؟» هدایت نخواهد کرد زیرا او در این حالت ارزش مردم را خواهد دانست نه ارزش ذات خود را تا با این نگاه مثبت انسانی «آزاد» باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله اسا‌س‌های آزادی این است که بنده حق خداوند را آنگونه که خداوند می‌خواهد به جای آورد و حق مردم را آنگونه که خداوند تشریع نموده است به جای آورد، بنابراین در عرصهٔ حلال و حرام، آزادی وجود ندارد زیرا خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا } [مائده: 3]</p>
<p style="text-align: justify;">(امروز دینتان را برای شما کامل ساختم و نعمت خود را بر شما به کمال رساندم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم)</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلَالٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ } [نحل: 116]</p>
<p style="text-align: justify;">(و برای آنچه زبان شما به دروغ وصف می‌کند نگویید این حلال است و این حرام است تا بر الله دروغ ببندید)</p>
<p style="text-align: justify;">هیچ انسانی در مورد چیزهایی که به آبروی انسان‌های دیگر مربوط است از آزادی برخوردار نیست که در این صورت ـ یعنی در صورت تهمت زدن به آبروی دیگران ـ به شلاق محکوم خواهد شد، یا به رجم در زنا محکوم خواهد شد. و یا در مورد از بین بردن عقل خود و دیگران از آزادی برخوردار نیست که در صورت ارتکاب چنین کاری ممکن است با مجازات اعدام ـ در صورت تجارت مواد مخدر ـ و یا تعزیر، روبرو شود و در مورد مال دیگران از آزادی برخوردار نیست زیرا در صورت ارتکاب جرم دزدی و یا غصب مال دیگران ممکن است با قطع دزد و یا تعزیر مجازات شود، و در مورد جان دیگران آزاد نیست و در صورت دست‌درازی به جان دیگران ممکن است قصاص شود. همچنین در تغییر دین خود آزادی مطلق ندارد زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ} [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هر که دینی غیر از اسلام برگیرد از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از جملهٔ زیانکاران خواهد بود)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «ریختن خون هیچ مسلمانی حلال نیست مگر به سه سبب: متاهل زناکار، و جان در برابر جان، و کسی که دین خود را ترک کند و جماعت مسلمانان را ترک گوید» [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">بنابراین هر کس که آزادی حقیقی را می‌خواهد باید میزان موافقت آن را با شریعت خداوند در نظر بگیرد و هرکس می‌خواهد آزادی را به خوبی پاس بدارد این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را گوش دهد که می‌فرماید: «همانا خداوند متعال فریضه‌هایی را فرض گردانده است پس آن‌ها را ضایع نسازید، و حدودی را مشخص ساخته است پس از آن تجاوز نکنید، و چیزهایی را حرام گردانده است پس آن را زیر پا نگذارید، و از روی رحمت و نه فراموشی، در مورد برخی چیزها سکوت کرده است پس در جستجوی [حکم] آن نباشید» [حدیثی است حسن که دارقطنی و دیگران آن را روایت کرده‌اند]</p>
<p style="text-align: justify;">حاصل سخن آنکه آزادی رابطه‌ای است محکم میان افراد یک جامعه و خانه‌ها و خانواده‌های آن که با هم در وظائف و در حقوق مشترکند و برخی بر برخی دیگر تجاوز روا نمی‌دارند و در حق یکدیگرستم روا نمی‌دارند و در برابر خود مساحت گسترده از امور مباح و حلال می‌بینند که شارع حکیم در مورد آن سکوت کرده است.</p>
<p style="text-align: justify;">زیرا «اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نه منحرف بودند و نه اهل زهد ساختگی، بلکه در مجالس خود شعر می‌سرودند و دوران جاهلیت را به یاد می‌آوردند اما اگر کسی به دین آن‌ها طعنه وارد می‌ساخت چشمانشان از خشم از حدقه بیرون می‌آمد» [به روایت بخاری در ادب المفرد]</p>
<p style="text-align: justify;">اینگونه بزرگ و کوچک، و شریف و وضیع، و غنی و فقیر، همه به دور از معانی دینار و درهم به هم متصل می‌شوند تا گرانبها والا گردد و بی‌ارزش در نگاه مردم، پست گردد، نه آنکه خس و خاشاک به روی آب آید و دُرّ و گُهر به زیر آب رود!</p>
<p style="text-align: justify;">شایسته است همه از حدود خداوند دوری گزینند زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا } [بقره: 229]</p>
<p style="text-align: justify;">(آن‌ها مرزهای الله است پس از آن تجاوز نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ } [طلاق: 1]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هر که از مرزهای خداوندی تجاوز کند در واقع به خود ستم کرده است)</p>
<p style="text-align: justify;">و باز می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (13) وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا خَالِدًا فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُهِينٌ} [نساء: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(این مرزهای الله است و هر که از الله و رسول او اطاعت کند او را وارد بهشت‌هایی خواهد ساخت که از زیر [قصرهای آن] رودهایی روان است و جاودانه در آن خواهند ماند و آن پیروزی بزرگ است (13) و هر که از [دستورات] الله و پیامبرش عصیان ورزد و از مرزهای او پافراتر نهد وی را به آتشی داخل خواهد ساخت که جاواده در آن خواهد ماند و برای او عذابی است خوار کننده)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن عظیم برکت نهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. آنچه را گفتم، اگر درست بود از سوی خداوند، و از اگر خطا بود از نفس و از شیطان بود و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و بدانید که محافظت از بنیان جامعهٔ اسلامی از بزرگترین مصلحت‌هایی است که شارع حکیم به آن راهنمایی کرده است و زیر پا گذاشتن آن از بزرگترین مفاسدی است که شریعت از آن بر حذر داشته است و کشتن نفسی که خداوند آن را حرام قرار داده است جزئی از آن است که چنین جنایتی آنچنان ستمگرانه است که بر هیچ انسانی پوشیده نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">حافظ ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «از بین بردن زیرساخت انسانی جامعه اوج ستم است».</p>
<p style="text-align: justify;">کشتن نفس بی‌گناه یکی از بزرگترین گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا } [نساء: 93]</p>
<p style="text-align: justify;">(و هر که به عمد مومنی را بکشد جزای او جهنم است که جاودانه در آن خواهد ماند و الله بر او خشم گرفته و نفرین کرده و عذابی بزرگ برای او تدارک دیده است)</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «نابود شدن دنیا برای خداوند ساده‌تر از کشته شدن یک مسلمان است» [به روایت ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">و باز رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «اگر همهٔ اهل آسمان و زمین در کشتن یک مومن شرکت کنند خداوند همهٔ آنان را در آتش دوزخ خواهد انداخت».</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر فرموده است: «مقتول در روز قیامت می‌آید درحالی که سر خود را در دست راست دارد که از رگ‌های آن خون می‌چکد و در برابر عرش خداوند می‌ایستد و می‌گوید: از این [قاتل] بپرسید برای چه مرا کشت؟» [به روایت امام احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">ستمگران و متهورانی که لولهٔ تفنگ خود را به سوی سینهٔ برادران خود و فرزندان جامعهٔ خود نشانه می‌روند و در کشتن زیاده‌روی می‌کنند و زشت‌ترین کشتارها را مرتکب می‌شوند بی‌آنکه حرمت خون و مال و فرزندان دیگران را پاس بدارند، تنهای برای به دست آوردن دنیایی زائل و موقت، و منافع شخصی خود را بر حرمت بندگان مقدم می‌دارند تا جایی که کشتن انسان‌ها برای برخی از آن‌ها از کشتن مگس هم آسان‌تر شده است که به خداوند سوگند، به خداوند، به خداوند سوگند، این خسران و زیان بزرگ است.</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَمَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ } [عنکبوت: 13]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بی‌تردید روز قیامت دربارهٔ آنچه به دروغ افترا می‌بستند مورد پرسش قرار خواهند گرفت)</p>
<p style="text-align: justify;">قاتل زندانی است، حتی اگر آزاد باشد، غمگین است حتی اگر بخندد، زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «مومن همچنان در دین خود گشایش و مجال دارد تا آنکه دست به خون حرام آلوده نکرده باشد» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">و ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ می‌گوید: «از جمله مهلکه‌هایی که هیچ راه برون رفتی ندارد برای کسی است که خونی حرام را به زمین بریزد».</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان ایستادن در برابر خداوند است. بنابراین همهٔ کسانی که در سرزمین‌های خود دست به کشتن برادران خود می‌زنند باید از خداوند بترسند.</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاک‌ترین آنان، محمد بن عبدالله، صاحب حوض و شفاعت، که خداوند شما را به کاری امر نموده که خود نخست آن را انجام داده و سپس فرشتگان تسبیح‌گوی او آن را انجام داده‌اند و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا } [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر که بر من یک درود فرستد، خداوند به سبب آن بر وی ده درود خواهد فرستاد».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ او: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی نمایند راضی و خشنود باش و همچنین از ما به همراه آنان با عفو و کرم خود خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتاب را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا غم غم‌دارد و سختی سختی‌دیدگان را برطرف ساز و اسیران دربند را آزاد گردان، ای دارای جلال و بزرگواری، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و امامان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا ولایت ما را در ست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته‌اند و در پی خشنودی تو‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در همه جا اصلاح نما. خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جا که هستند اصلاح نما. خداوندا اوضاع آنان را در مصر و سوریه و یمن و لیبی و دیگر سرزمین‌های مسلمان سامان بخش ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">پاک و بی‌عیب است پروردگار ما، پروردگار عزت از آنچه دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخر سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4172/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حسن ظن نسبت به خداوند و آثار آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4161</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4161#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 25 Sep 2011 14:59:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توحید و خداشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4161</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط مسجدالحرام: جمعه شوال 25 شوال 1432 برابر با 1 مهر 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص الله است، او که برای یارانش کافی است. او را حمدی می‌گویم که به واسطهٔ آن خواهان خشنودی او هستم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که شریکی ندارد و هیچ پروردگار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه شوال 25 شوال 1432 برابر با 1 مهر 1390<span id="more-4161"></span></p>
<p>خطبهٔ اول:</p>
<p>ستایش مخصوص الله است، او که برای یارانش کافی است. او را حمدی می‌گویم که به واسطهٔ آن خواهان خشنودی او هستم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که شریکی ندارد و هیچ پروردگار و معبودی جز او نیست و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بندهٔ الله و پیامبر او و بهترین پیامبران است که خداوند او را برگزید&#8230; خداوند بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلامی فرست که درون‌‌ها در پی آن پاک شوند و زندگی به آن نیک گردد.</p>
<p>اما بعد، بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و به سوی او توبه کنید و از او آمرزش خواهید تا {<span style="color: #800000;">بر شما از آسمان باران پی در پی فرستد (11) و شما را به واسطهٔ اموال و فرزندان یاری دهد و برایتان باغ‌ها و رودها قرار دهد</span>} [نوح: 11-12]</p>
<p>بندگان خداوند: روش خردمندان و متقیان و حال بندگان خداوند آن است که نسبت به پروردگار خود گمان نیک دارند و هرگز از این گمان نیک منحرف نمی‌شوند، و از این راه به کناره نمی‌روند و توقف نمی‌کنند. این راه و روش از سوی آنان عجیب نیست زیرا از سوی خداوند چیزهایی دیده‌اند که برای همیشه بر راه و روش حسن ظن به خداوند باقی خواهند ماند، چنانکه در حدیثی که بخاری و مسلم در صحیح خود از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند آمده است که خداوند فرمود: «<span style="color: #008000;">من نزد گمان بنده‌ام نسبت به خود هستم و من با اویم هنگامی که مرا یاد می‌کند&#8230;</span>».</p>
<p>و در حدیثی که مسلم در صحیح خود از جابر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده است آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">کسی از شما نمیرد مگر در حالی که نسبت به خداوند متعال حسن ظن دارد</span>».</p>
<p>این روش شدیدا با راه و روش کسانی که نسبت به خداوند گمان بد دارند در تضاد است؛ کسانی که خداوند به شدت راه و روش آنان را بد دانسته و در کلام خود و در معرض ذکر حوادث غزوهٔ بدر و حوادث و عبرت‌های آن می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ</span>} [آل عمران: 154]</p>
<p>(سپس [خداوند] پس از آن اندوه آرامشی [به صورت] خواب سبکی بر شما فرو فرستاد كه گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی [تنها] در فكر جان خود بودند و در بارهٔ الله گمانهای ناروا همچون گمانهای [دوران] جاهليت می‌بردند می‌گفتند آیا ما را در این کار اختیاری هست بگو سررشتهٔ کارها [شکست یا پیروزی] یکسر به دست الله است آنان چیزی را در دلهایشان پوشیده می‌داشتند که برای تو آشکار نمی‌کردند می‌گفتند اگر ما را در این کار اختیاری بود [و وعدهٔ پیامبر واقعیت داشت] در اینجا کشته نمی‌شدیم بگو اگر شما در خانه‌های خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده قطعا [با پای خود] به سوی قتلگاههای خویش می‌رفتند و [اینها ] برای این است که خداوند آنچه را در دلهای شماست [در عمل] بیازماید و آنچه را در قلبهای شماست پاک گرداند و الله به راز سینه‌ها آگاه است)</p>
<p>سخن دربارهٔ گروهی است که نسبت به خداوند متعال دچار شک و تردید بودند و در روز نبرد احد، آن خواب سبک که باعث آرامش مسلمانان شد، آنان را فرا نگرفت که این به سبب نگرانی و جزع و ترس و گمان بدی بود که نسبت به خداوند داشتند، چنانکه خداوند متعال دربارهٔ این گروه فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا</span>} [فتح: 12]</p>
<p>(بلکه شما گمان کردید که پیامبر و مومنان هرگز به سوی خانوادهٔ خود بر نخواهند گشت)</p>
<p>این گروه گمان داشتند که این پیروزی مشرکان نقطهٔ فاصله و پایانی میان مسلمانان و مشرکان خواهد بود و خداوند پیامبر خود را پیروز نخواهد کرد و کار او به پایان رسیده است و عاقبت کشته خواهد شد، یا آنطور که ابن قیم می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">آنان گمان کردند مصیبتی که به مسلمانان رسیده است بر اساس قضا و قدر و حکمت خداوندی نبوده است و این سخن آنان به معنای انکار حکمت و انکار قدر بود و اینکه خداوند کار پیامبرش را به کمال نخواهد رساند و دین او را بر دیگر ادیان برتری نخواهد داد</span>».</p>
<p>و این همان گمان بد و سوء ظنی بود که منافقان و مشرکان در مورد خداوند داشتند که در سورهٔ فتح به آن اشاره شده است آنجا که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا</span>} [فتح: 6]</p>
<p>(و تا آنکه مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که نسبت به الله گمان بد داشتند مورد عذاب قرار دهد. بدی‌ها و بلاها تنها آن‌ها را در بر می‌گیرد و الله بر آن‌ها خشمگین است و آنها را لعنت می‌کند و برای آن‌ها جهنم را آماده ساخته است که بد جایگاهی است.)</p>
<p>این گمان بد و جاهلی از آنجا به اهل جهل نسبت داده شده و گمانی بر اساس غیر حق نامیده شده است زیرا گمانی است که شایستهٔ نام‌های نیک خداوند و صفات والای او که از هر بدی پاک و مبرا است، نیست و خلاف حکمت و یگانگی او در ربوبیت و الوهیت و وعدهٔ راست اوست که هرگز به خلاف آن نمی‌رود و مخالف کلمهٔ اوست که هرگز دست از یاری پیامبرانش بر نخواهد داشت و لشکریان او همواره پیروز خواهند بود.</p>
<p>بر این اساس هر کس چنین گمان کند که خداوند پیامبرش را پیروز نخواهد ساخت و امر او را به کمال نخواهد رساند و او را یاری نخواهد کرد و لشکریانش را پیروز نخواهد کرد و آنان را برتر نخواهد گرداند و آنان را بر دشمنانشان پیروز نخواهد ساخت و شرک را بر توحید و باطل را بر حق برای همیشه غالب خواهد گرداند، چنین کسی نسبت به خداوند گمانی بد برده است، و آنچه را که خلاف کمال و جلال وصفات اوست به او نسبت داده است زیرا عزت و حکمت الهی از چنین وصفی ابا دارد و نمی‌پذیرد که حزب و لشکریان خود را ذلیل سازد و پیروزی همیشگی را از آن دشمنان مشرک خود سازد.</p>
<p>آنکه نسبت به خداوند چنین گمانی دارد نه او را شناخته است و نه صفات کمال او را، و همچنین کسی که گمان می‌کند این‌ها با قضا و قدر او نیست خداوند را نشناخته است و ربوبیت و پادشاهی و عظمت او را به جا نیاورند و همچنین هر کس گمان کند که خداوند این امور را بدون آنکه حکمت و هدفی در پشت آن نهان باشد، مقدر ساخته است و بلکه همهٔ این‌ها بر اساس صرف مشیت او و بدون داشتن هیچ حکمت و غایتی است، چنین کسی نیز خداوند را نشناخته است.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ</span>} [ص: 27]</p>
<p>(این گمان کسانی است که کفر ورزیده‌اند. پس وای به حال آنان که کفر ورزیده‌اند از آتس)</p>
<p>بیشتر مردم در مورد مسائل مربوط به خود و دیگران نسبت به خداوند گمانی ناحق و نادرست دارند و جز کسانی که خداوند را شناخته و نام‌ها و صفات او را می‌دانند و به موجب آن حمد او را به جای می‌آورند و حکمت او را می‌دانند، کسی از این گمان نادرست سالم نمی‌ماند، و هر کس از رحمت خداوند ناامید شود نسبت به او سوء ظن روا داشته است.</p>
<p>و هر کس برای خداوند این را جایز بشمارد که اولیای خود را با وجود نیکی و اخلاصشان، عذاب دهد و میان آن‌ها و دشمنانشان هیچ تفاوتی قائل نشود، نسبت به او گمان بد روا داشته است.</p>
<p>همچنین هر کس گمان می‌کند که خداوند بندگانش را بیهوده آفریده و نسبت به آنان هیچ امر و نهیی روا نمی‌دارد، و پیامبرانش را به سوی آنان نمی‌فرسند و کتاب‌هایش را بر آن‌ها نازل نمی‌کند بلکه آنان را به مانند جانوران رها کرده است نسبت به او سوء ظن روا داشته است.</p>
<p>هر کس گمان کند که خداوند بندگان خود را پس از مرگ برای ثواب و عِقاب در سرایی که نیکوکار با نیکی‌اش و بدکار بر اساس بدی‌اش مورد مواخذه قرار می‌گیرد، جمع نخواهد کرد، تا برای بندگانش آنچه را در آن اختلاف کرده‌اند بیان نماید، و تا برای جهانیان راستی خود و راستی پیامبرانش را ثابت سازد و دروغ دشمنانش را برملا گرداند، چنین کسی نسبت به پروردگارش گمان بد برده است.</p>
<p>هرکس گمان کند عمل صالح او که مخلصانه برای خداوند و برای اطاعت امر او انجام داده است، بیهوده است و خداوند بدون هیچ سببی آن را باطل می‌گرداند و او را به سبب کاری که انجام نداده است و اختیار و نیرو و اراده‌ای در آن نداشته است مورد مجازات قرار می‌دهد و بلکه او را به سبب کاری که خود خداوند با او کرده است مجازات می‌کند، یا گمان کند که خداوند دشمنان خود را که معجزات او را که پیامبران خود را با آن یاری می‌دهد تکذیب می‌کنند، یاری می‌دهد و معجزاتی را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد که با آن بندگانش را گمراه کنند، و هر کاری از سوی او خوب است، حتی اگر کسی را که همهٔ‌ عمر را در طاعت او گذرانده است به درک اسفل اندازد و کسی را که همهٔ عمر را در دشمنی با خدا و پیامبرانش و دینش گذرانده است به اعلی علیین بالا برد، و هر دوی این کارها در نیکی با هم برابرند، چنین کسی نسبت به خداوند سوء ظن روا داشته است.</p>
<p>و هر کس گمان کند که بنده اگر با رغبت و رهبت از خداوند چیزی بخواهد و به سوی او تضرع نموده و از او طلب کند و به او استعانت جوید و بر او توکل کند، خداوند او را مایوس خواهد کرد و آنچه را خواسته است به او نخواهد داد، نسبت به پروردگارش سوء ظن روا داشته است و در مورد او گمانی کرده است که شایسته نیست.</p>
<p>بیشتر مردم، و چه بسا غالب آنان ـ چنانکه امام ابن قیم می‌گوید ـ نسبت به پروردگار خود گمانی نادرست دارد، بیشتر انسان‌ها گمان می‌کنند حقشان زیر پا نهاده شده است و معتقدند که حقشان بیش از آن چیزی است که خداوند به آن‌ها عطا کرده است و با زبان حال می‌گویند: پروردگارم به من ستم روا داشته است و حقتم را به من نداده است در حالی که خود او علیه خود شهادت می‌دهد اما با زبان آن را انکار می‌کند و جرات بیان آن را ندارد و هر کس درون خود را مورد واکاوی قرار دهد و به شناخت درون و ناشناخته‌های آن بپردازد این موضوع را به مانند پنهان بودن آتش در اخگر مشاهده خواهد کرد&#8230;</p>
<p>پس در درون خود جستجو کن، آیا تو از سوء ظن نسبت به خداوند پاک هستی؟</p>
<p>شایسته است انسان خردمند نسبت به این موضوع دقت کند و در هر آن از سوء ظن نسبت به خداوند توبه کند و به نفس خود گمان بد برد که نفس منبع هر بدی است، و برای گمان بد شایسته‌تر است از خداوندی که احکم الحاکمین و عادل‌ترین عادلان و رحیم‌ترین رحیمان و غنی و ستوده شده است، او که بی‌نیازی و ستایش کامل از آن اوست و در ذات و صفات و افعال و نام‌هایش دارای حکمت کامل است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ</span>} [حشر: 24]</p>
<p>(اوست آن الله خالق نوساز صورتگر که دارای نام‌های نیک است. هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است تسبیح او را می‌گویند و او است آن عزیز حکیم)</p>
<p>خداوند من و شما را با هدایت کتاب خود و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همهٔ مسلمانان از خداوند بزرگ از هر گناهی آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش ویژهٔ خداوندی است که آفرید و به نیکی آفرید و اندازه گرفت و هدایت نمود. او را ستایش می‌گویم، ستایش بنده‌ای شکرگزار و فروتن، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و هر آنچه در آسمان‌ها و زمین و میان آن دو و آنچه زیر خاک است، از آن اوست، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ الله و پیامرسان او و محبوب برگزیدهٔ اوست. خداوند بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او، آن امامان هدایت و ستارگان شب، درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>خداوند متعال سخن ابراهیم علیه الصلاة والسلام خطاب به قومش را اینگونه بازگو می‌کند که گفت:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ (86) فَمَا ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ</span>} [صافات: 86-87]</p>
<p>(آیاغیر ازالله خواستار معبودانی سراپا دروغ هستید؟ (86) پس گمانتان نسبت به پروردگار جهانیان چیست؟)</p>
<p>یعنی شما که جز او را عبادت کرده‌اید گمان می‌کنید هنگام دیدار با او با شما چه کند؟</p>
<p>هر که در این آیه دقت کند به این برداشت اهل علم خواهد رسید که حسن ظن نسبت به خداوندهمان حسن عمل است، زیرا آنچه باعث می‌شود بنده دست به انجام اعمال نیک بزند این است که نسبت به پروردگار خود حسن ظن داشته باشد و بداند که برای اعمال نیک خود مورد پاداش او قرار خواهد گرفت و پروردگار عمل او را خواهد پذیرفت، اینجا حسن ظن باعث حسن عمل می‌گردد، وگرنه حسن ظن به همراه پیروی از هوای نفس چیزی جز ناتوانی نیست.</p>
<p>و به طور کلی می‌توان گفت که حسن ظن همراه با در پی گرفتن اسباب رستگاری است اما با در پی گرفتن اسباب هلاکت حسن ظنی وجود نخواهد داشت.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشهٔ خود سازید و گمانتان را نسبت به پروردگارتان نیک گردانید و عمل نیک انجام دهید تا به خشنودی و رضوان پروردگاری رحمان و رحیم دست یابید و در درجات والای بهشت ساکن گردید.</p>
<p>و در پایان بر سرور فرزندان عدنان درود و سلام فرستید که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ او، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش، و همچنین از ما به همراه آنان خشنود باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و حوزهٔ دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود ساز و میان قلب‌های مسلمانان الفت ایجاد نما و صف آنان را یکی گردان و رهبرانشان را اصلاح نما و کلمهٔ آنان را بر حق یکی بگردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و بندگان مومن مجاهد صادقت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان و والیان ما را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور نیک گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده.</p>
<p>خداوندا دین ما را که نگهدارندهٔ امر ماست و دنیای ما را که زندگی‌گاه ماست، و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما سبب زیادی هر خیر و مرگ را راحتی از هر بدی بگردان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز و ما را به آن آرزهایمان که سبب خشنودی توست برسان.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p>خداوندا ما از زوال نعمتت و برگشت عافیتت و خشم ناگهانیت و همهٔ انواع خشمت به تو پناه می‌بریم.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور گردان</span>} [بقره: 201]</p>
<p>و درود و سلام خداوند بر بنده و پیامبر او محمد، و بر اهل بیت و یاران او، والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4161/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسباب رستگاری در دو جهان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4159</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4159#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 20:24:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4159</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390<span id="more-4159"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">عزت انسان در عبادت الله، بدون شریک قرار دادن برای اوست، و سعادت او در سر فرو آوردن برابر خداوند با انجام طاعات و محبت صادقانه است که این خوشبختی دنیا و پیروزی آخرت است. هرکه میان انجام امر خداوند و دوری از آنچه نهی نموده است جمع بندد از سابقین و از صالحینی است که نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ</span>} [واقعة: 10-12]</p>
<p style="text-align: justify;">(و سبقت‌جویندگان پیشگامند (10) آنان همان مقربانند (11) در بهشت‌های پرنعمت)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ</span>} [فاطر: 32]</p>
<p style="text-align: justify;">(سپس این کتاب را به آن بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم، پس از آن‌ها گروهی به نفس خود ستم می‌کنند و گروهی مقتصدند و برخی از آن‌هایند که به فرمان پروردگار در انجام نیکی‌ها پیشروند که این خود توفیق بزرگ است)</p>
<p style="text-align: justify;">«سابقین» یعنی پیشروان کسانی هستند که فرائض و واجبات را به جا می‌آورند و محرمات و مکروهات را ترک می کنند و اعمال مستحب را بسیار انجام می دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما «مقتصدان» یعنی میانه‌روان از آنان پایین‌ترند و «آنان که بر نفس خود ستم کرده‌اند» کسانی‌اند که اعمال نیک و بد را در هم آمیخته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">عبادتی که مسلمان به واسطهٔ آن به خداوند نزدیک می‌شود هر سخن یا کردار ظاهر و پنهانی است که باعث خشنودی خداوند می‌شود، و بزرگترین عبادت پس از محقق گردیدن شهادتین، همین نماز است، زیرا خداوند در این فریضه اعمال قلب و اعمال بدن را یکجا گرداندن است، بنابراین هر که نمازش را برپا دارد و حق آن را ادا نماید بالاترین درجات را به دست آورده و نمازش او را از فحشاء و از حرام باز خواهد داشت و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ</span>} [عنکبوت: 45]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا نماز از زشتی و منکر باز می‌دارد، و قطعا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیث آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">نخستین چیزی که بنده در روز قیامت در مورد آن محاسبه خواهد شد، نماز است که اگر مورد قبول قرار گرفت اعمال دیگرش نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و اگر رد شد دیگر اعمالش نیز مردود است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روای است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در زمستان در حالی که برگ درختان در حال ریختن بود از خانه بیرون آمد، پس شاخه‌ای از درخت را گرفت و برگ‌های درخت فرو ریخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">بندهٔ مسلمان به نماز می‌ایستد در حالی که با آن خشنودی خداوند را می‌خواهد و گناهانش از او فرو می‌ریزند چنانچه این برگ‌ها از این درخت فرو ریخت</span>». [به روایت امام احمد. هیثمی در مجمع الزواید می‌گوید: رجال سند آن ثقه هستند]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">آیا نمی‌خواهید بدانید چه چیز درجات انسان را افزایش می‌دهد و بدی‌های او را از بین می‌برد؟ آیا نمی‌خواهید بدانید سعادتمندان به واسطهٔ چه اعمالی اهل سعادت شدند و مقربان چگونه به خداوند نزدیک شدند؟</p>
<p style="text-align: justify;">با کتاب خداوند و با سنت پیامبرتان با این اعمال آشنا شوید: «اعمال قلوب» یا همان «کارهای قلبی»؛ زیرا کارهای قلبی بهترین اعمال نزد خداوند است زیرا کار قلب اساس کارهای بدنی است و کارهای بدنی پیرو کار قلب است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال نیز از ما خواسته است به واسطهٔ کارهای قلبی عبادت او را انجام دهیم تا قلب‌های ما از آنچه خلاف امر خداوند است در امان بماند و از خواست‌گاه‌هایی هوا و پرتگاه محرمات دور بماند و اینگونه درون ما پاک شود و اعمال ما نیز پالایش یابد. برای همین خداوند متعال از ما خواسته است با توکل بر او و رغبت به فضل و خیر او و پروا داشتن از او و مجازاتش و امید به اجر و پاداش او و نجات از آتش جهنم، عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه او ـ سبحانه و تعالی ـ از ما می‌خواهد به واسطهٔ اخلاص در گفتار و کردار، و استقامت بر راه و روش سرورمان رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین ما را به صبر و فروتنی در برابر خداوند و پاکی از نیرنگ و فریب و دورویی و حسد امر نموده و دوستی خداوند و پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دوستی آنچه را دوست دارند و بد داشتن آنچه را بد می‌دارند و توبه و انابه و مهربانی و خیرخواهی برای خدا و رسول و کتاب خدا و امامان مسلمان و همهٔ مسلمانان و دیگر کارهای قلبی را جزو عبادت قرار داده است، کارهایی که مردم به واسطهٔ آن بر هم سبقت می‌جویند.</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین کسان ـ پس از صحابه و تابعین ـ که به بهترین وجه کارهای قلبی را انجام دادند و بهترین کسی که متصف به حقایق این اعمال گردیده و ارکان و معانی آن را عملی نموده است، صحابه و تابعین هستند؛ زیرا آنان معانی آن را دانسته و تطبیق نمودند و هر آنچه را نمی‌دانستند از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌پرسیدند چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ</span>} [نحل: 44]</p>
<p style="text-align: justify;">(و ذکر را بر تو نازل نمودیم تا برای مردم آنچه را به سوی آنان نازل نمودیم تبیین نمایی و تا آنکه بیندیشند)</p>
<p style="text-align: justify;">تو هم ـ ای مسلمان ـ راه آنان را در پی گیر، به آنچه می‌دانی عمل کن و دربارهٔ آنچه نمی‌دانی بپرس، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ</span>} [نحل: 43]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید)</p>
<p style="text-align: justify;">بر اهل علم فرض است که دین را به همه جهانیان برسانند و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">{قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ</span>} [یوسف: 108]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو این راه من است، که بر اساس بصیرت به سوی الله فرا می‌خوانم، من و هر که از من پیروی کند، و پاک و بی‌عیب است الله، و من از مشرکان نیستم)</p>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">از جانب من دین را برسانید، حتی اگر یک آیه باشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">شما در رمضان، عبادت پروردگارتان را به گونه‌های مختلف بجای آوردید و کارنامهٔ اعمالتان را آکندهٔ نیکی‌ها نمودید و کارهایی انجام دادید که پاک کنندهٔ گناهان است، پس این اعمال صالح خود را از نقص و از عواملی که کارهای نیکتان را باطل می‌گرداند پاک سازید زیرا همانطور که نیکی‌ها بدی‌ها را پاک می‌سازد، همانطور نیز بدی‌ها باعث کم شدن پاداش اعمال نیک می‌گردد و یا آنکه آن را باطل می‌گرداند.</p>
<p style="text-align: justify;">بر عبادت‌ها به طور مداوم پایبند بمانید و بیش از آنکه به فکر انجام نیکی‌ها هستید، به فکر حفظ آن باشید و در همهٔ ماه‌ها و همهٔ اوقات عبادت پروردگار را به جای آورید که حق پروردگار بسیار بزرگ است و ما قادر به عبادت او آنگونه که شایستهٔ اوست، نیستیم اما در پی انجام آنچه درست است باشید و زیاده‌روی نکنید و با پیروی از سنت عمل نیک انجام دهید و بشارت دهید و امیدوار باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">به بِشر حافی گفتند: مردمی هستند که تنها در رمضان عبادت خداوند را انجام می‌دهند و همین که رمضان به پایان رسید دست از عمل می‌کشند. گفت: «<span style="color: #3366ff;">چه بد قومی هستند؛ خداوند را نمی‌شناسند مگر در رمضان</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ</span>} [حجر: 99] (و پروردگارت را تا هنگامی که یقینت در رسد عبادت کن) که یقین در اینجا به معنای مرگ است، یعنی تا هنگام مرگ به عبادت پروردگارت بپرداز، زیرا عبادت خداوند پایان ندارد مگر آنکه مرگ در رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">استقامت کنید و بر دین خداوند پایدار باشید، همان دینی که خداوند از آن خشنود است و عمل کسی را می‌پذیرد که بر اساس آن عمل کند. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ</span>} [احقاف: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا کسانی که گفتند الله پروردگار ماست و استقامت پیشه کردند نه ترسی بر آن‌هاست و نه غمگین می‌شوند (13) آن‌ها اهل بهشتند که به سبب آنچه می‌کردند جاودانه در آن می‌مانند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم، و با سنت سیدالمرسلین، سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است که اجابت کنندهٔ دعاهاست، او که آفرینندهٔ زمین و آسمان‌هاست، پروردگارم را ستایش می‌گویم و شکر او را به جای می‌آورم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و بی‌نیاز است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر او و بهترین بنده‌ای است که با طاعات به خداوند نزدیکی جست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، تقوای او را پیشه سازید و از معصیت او بپرهیزید و در پی خشنودی او باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال با طاعت خود در رمضان بر شما منت نهاد، پس ای مسلمان، طاعت خداوند را با طاعت شیطان عوض مکن، خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ</span>} [محمد: 33]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید از الله اطاعت کنید، و از پیامبر اطاعت کنید و اعمال خود را باطل نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که شیاطین در رمضان در غل و زنجیر بودند و شیطان می‌خواهد از شما انتقام بگیرد، برای همین از هر سو در برابر انسان مسلمان قرار خواهد گرفت، پس او را مایوس و خوار باز گردانید تا اعمال نیکتان را به باد ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که بهترین وضعیت مسلمان این است که در پی بدی‌ها اعمال نیک انجام دهد و دست از بدی‌ها بکشد، و در درجهٔ پایین‌تر اینکه در پی انجام بدی، عمل نیک انجام دهد و در همه حال بیدار و در حال توبه باشد. از معاذ ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">در همه حال تقوای الله را پیشه ساز، و در پی بدی نیکی انجام بده تا آن را محو گرداند و با اخلاق نیک با مردم رفتار کن</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، خداوند شما را به کاری امر نموده که نخست خود انجام داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">پس بر سرور پیشینیان و پسینیان، و امام پیامبران، درود و سلام فرستید. خداوندا بر محمد و بر آل محمد درود فرست چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی که همان تو ستوده شده و با عظمتی، خداوندا بر محمد و بر آل محمد برکت ارزانی دار چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم برکت ارزانی داشتی، که همانا تو ستوده‌شده و باعظمتی و سلام بسیار فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا و همچنین از همهٔ صحابهٔ پیامبرت و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نماید راضی و خشنود باشد. خداوندا و همچنین با عفو و بزرگواریت از ما نیز به همراه آنان راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، از خلفای راشدین، آن امامان هدایت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابهٔ پیامبرت راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو مسالت داریم که گناهان گذشته و آیندهٔ و گناهان پنهان و آشکار ما و آنچه خود بهتر از ما بدان آگاهی را مورد آمرزش قرار دهی، هیچ معبود حقیقی نیست جز تو.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما و زیاده‌روی ما در حق خودمان را بیامرز و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا نفس‌های ما را تقوا ارزانی دار، و آن را پاک ساز که تو بهترین کسی هستی که آن را پاک می‌گردانی، و تو ولی و مولای آنی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت در امان دار، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا حق را آنگونه که هست به ما بنما و ما را توفیق پیروی از آن عطا کن، و باطل را آنگونه که هست به ما نشان ده و ما را توفیق دوری از آن عطا کن و آن را بر ما مشتبه نگردان که راه گمراهی را در پی گیریم ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از بدی‌های نفس خود در امان بگردان و از شر هر صاحب شری محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را به سوی هدایت خود توفیق ده، خداونا ما را به سوی هدایت خود موفق گردان که توی بر هر کاری توانایی داری.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا با حلال خود ما را از حرام بی‌نیاز گردان و با طاعت خود ما را از معصیت خود بی‌نیاز گردان و با فضل خود ما را از دیگران بی‌نیاز نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو بهشت را خواهنیم و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد، و از آتش و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، ای دارای جلال و بزرگی، مکر و فریب شیطان را باطل گردان، خداوندا نیرنگ دشمنان اسلام را باطل گردان، خداوندا نقشه‌های دشمنان اسلام را باطل گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری گردان، ای قوی و ای متین.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا راه و روش پیامبرت محمد را آشکار گردان، و سنت او را در همه حال و همه جا ظاهر و آشکار گردان ای پروردگار جهانیان. خداوندا دین او را بر همهٔ ادیان پیروز گردان، حتی اگر مشرکان را خوش نیاید.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش محافظت نما</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از شماتت دشمنان حفظ نما. خداوندا ما را از سوء قضا و از شماتت دشمنان و از نگونبختی و از سختی بلا محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا سختی سختی‌دیدگان مسلمان را از بین ببر، خداوندا وام وام‌داران را ادا نما. خداوندا بیماران ما و دیگر بمیاران مسلمان را شفا ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش نموده و از فحشا و منکر و تجاوزپیشگی باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که یادآور گردید (90) و چون با الله پیمان بستید به پیمان خود وفادار بمانید و سوگندهای خود را پس از استوار کردن آن مشکنید در حالی که الله را بر خود ضامن گرفته‌اید همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است</span>} [نحل: 90-91]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند، و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد، و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4159/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وجوب تدبر در قرآن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4157</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4157#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 14 Aug 2011 19:47:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4157</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط جمعه 12 رمضان 1432 برابر با 21 مرداد 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند والا و والامرتبه است، او را ستایش می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، او که آنچه در آسمان‌ها و زمین و میان آن دو و زیر خاک است، از آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p style="text-align: justify;">جمعه 12 رمضان 1432 برابر با 21 مرداد 1390<span id="more-4157"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند والا و والامرتبه است، او را ستایش می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، او که آنچه در آسمان‌ها و زمین و میان آن دو و زیر خاک است، از آن اوست؛ و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و امام پیامبران و خاتم آنان و بهترین انسان‌هاست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او، آن امامان هدایت و آن ستارگان روشنگر، درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید {<span style="color: #800000;">و از روزی بترسید که در آن به سوی الله باز خواهید گشت، سپس هر کس آنچه را انجام داده است به طور کامل دریافت خواهد داشت و نسبت به آنان ستم نخواهد شد</span>} [بقره: 281]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال با فرو فرستادن کتاب عزیز خود بر این امت منت نهاده است، کتابی با ارزش و مبارک که هیچ کژی در آن نیست، کتابی که به سوی آنچه استوارتر است هدایت می‌کند. خداوند به واسطهٔ آن بندگانش را به سوی هر خیری که با آن زندگی پاک را به دست بیاورند، و خوشبختی به درونشان راه یابد و عاقبت نیک را به دست آورند، راهنمایی کرده است. به واسطهٔ این کتاب، قلب‌های مرده زنده شدند و تاریکی‌های راه از بین رفت، چنانکه خداوند متعال در وصف آن فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ</span>} [ص: 29]</p>
<p style="text-align: justify;">(آن کتابی است مبارک که بر تو نازل نمودیم تا در آیات آن تدبر کنند و تا صاحبان خرد یادآور گردند)</p>
<p style="text-align: justify;">برکت‌های آن حدی ندارد، و پایان نمی‌پذیرد، جز اینکه راه به دست آوردن این برکت، راهی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را به ما نشان داده است. کسی که خداوند او را اسوهٔ ما گردانده تا به او اقتدا کنیم و گام‌های او را در پیش گیریم و به روش او چنگ زنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا</span>} [احزاب: 21]</p>
<p style="text-align: justify;">(بی‌شک در شخصیت رسول الله برای شما الگوی نیکی است برای هر که امید الله و روز آخرت را دارد و بسیار الله را یاد می‌کند)</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای امت خود، بهترین روش را برای بهره بردن از قرآن و هدایت یافتن از آن، بیان نموده است. با آن قرآن برکت واقعی خود را نشان داده و راه عمل به قرآن مشخص می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بیان نموده‌اند که اشتغال مستمر به تلاوت این کتاب از چه برکتی برخوردار است؛ برکتی که صاحب خود را غرق در اجر و حسنات می‌کند و او را به درجات والا ترقی می‌دهد و او را به منازل شریف و باارزشی که خداوند برای حاملان قرآن در نظر گرفته است می‌رساند. چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">قرآن را بخوانید، که آن ـ یعنی قرآن ـ در روز قیامت به عنوان شفیعی برای یاران خود می‌آید</span>» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث ابو أمامة رضی الله عنه]</p>
<p style="text-align: justify;">و همینطور این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">در روز قیامت قرآن و اهل قرآن را که در دنیا به آن عمل می‌کردند می‌آورند در حالی که سورهٔ بقره و آل عمران در جلو آنان قرار دارند و از صاحب خود دفاع می‌کنند</span>» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث نواس بن سمعان رضی الله عنه]</p>
<p style="text-align: justify;">و در جایی دیگر می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">خداوند به واسطهٔ این قرآن گروه‌هایی را بلندمرتبه ساخته و گروه‌هایی را پایین می‌آورد</span>» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث عمر بن خطاب رضی الله عنه]</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">آنکه قرآن را می‌خواند و در آن ماهر است همراه فرشتگان فرستاده شدهٔ بزرگوار نیک است، و آنکه قرآن را می‌خواند و خواندن آن برایش سخت است دو اجر دارد</span>» [به روایت بخاری و مسلم در صحیح از حدیث عائشه رضی الله عنها]</p>
<p style="text-align: justify;">و می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">در روز قیامت خطاب به صاحب قرآن گفته می‌شود: به ترتیل بخوان و بالا برو چنانکه در دنیا به ترتیل می‌خواندی، زیرا جایگاه تو نزد آخرین آیه‌ای است که می‌خوانی</span>» [به روایت امام احمد در مسند و ترمذی و ابوداوود در سنن از حدیث عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما با إسناد صحیح]</p>
<p style="text-align: justify;">اما رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تنها این را نگفته است، بلکه همچنین برای امت خود بیان کرده است که برکت این کتاب و سود بردن کامل از آن و راه بهره بردن از هدایت آن، برای کسی است که تنها هدف و دلمشغولی خود را خواندن آن قرار ندهد، بلکه به تدبر و فهم معانی آن نیز بپردازد زیرا هدف از خواندن و تلاوت قرآن همین است.</p>
<p style="text-align: justify;">اهل علم تدبر را چنین وصف کرده‌اند که قلب قاری قرآن به تفکر در معنی آنچه می‌خواند بپردازد و معنی هر آیه را بداند و به تامل در امر و نهی آن پرداخته و اعتقاد به پذیرش آن داشته باشد، و اگر از کسانی بوده که پیش از آن در مورد امر و نهی قرآن کوتاهی کرده است آمرزش بخواهد و اگر به آیهٔ رحمت برسد خوشحال شود و از الله رحمت او را بخواهد و چون به آیه عذاب رسد در هراس افتد و به خداوند پناه برد و اگر به آیهٔ تنزیه رسد خداوند را از هر نقصی پاک بداند و او را بزرگ بدارد و چون به آیهٔ دعا رسد متضرعانه از خداوند درخواست کند.</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سهم والایی از این صفات داشت. حذیفة بن یمان ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: شبی همراه با رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نماز گزاردم. ایشان سورهٔ بقره را آغاز کرد، با خود گفتم نزد صد آیه به رکوع خواهد رفت، اما ادامه داد، با خود گفتم سورهٔ بقره را در ـ هر دو رکعت ـ نمازش خواهد خواند، اما باز ادامه داد، سپس سورهٔ نساء را آغاز کرد و آن را خواند، سپس سورهٔ آل عمران را آغاز کرد و آن را خواند، و به آرامی می‌خواند و اگر به آیه‌ای که در آن تسبیح بود می‌رسید تسبیح می‌گفت و اگر به آیه‌ای که در آن درخواستی بود می‌رسید، درخواست می‌کرد و اگر به آیه‌ای می‌رسید که در آن پناه بردن به خداوند بود، به خداوند پناه می‌برد. [به روایت مسلم در صحیح خود]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ علیه الصلاة والسلام ـ در تدبر قرآن و کمال تفکر در آن و یاد آوردن معانی آن در قلب، و عظمت پروردگارِ گویندهٔ قرآن، به جایی رسیده بود که یک شب را در نماز تنها به خواندن یک آیه گذراند، چنانکه در حدیثی که امام احمد در مسند خود و نسائی و ابن ماجه در سنن خود و حاکم در مُستَدرَک با سند صحیح از ابوذر غِفاری ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند آمده است که وی گفت: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ شبی را تنها با یک آیه نماز گزارد تا آنکه صبح نمود. با آن رکوع می‌کرد و با آن سجده می‌کرد و آن آیه، این سخن خداوند متعال است که می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ</span>} [مائده: 118] (اگر آن‌ها را عذاب دهی آن‌ها بندگان تو هستند و اگر آن‌ها را بیامرزی همانا تویی که عزیز و حکیمی)</p>
<p style="text-align: justify;">عجیب نیست که این راه و روش نبوی تاثیر خود را در قلب و عقل سلف صالح ما ـ رضوان الله علیهم ـ به جای گذاشته باشد. مردی از زید بن ثابت ـ رضی الله عنه ـ پرسید: نظرت دربارهٔ خواندن همهٔ قرآن در هفت روز چیست؟ گفت: «<span style="color: #3366ff;">خوب است، اما خود من ترجیح می‌دهم که همهٔ آن را در نیم ماه یا بیست روز بخوانم. از من بپرس چرا؟</span>» گفت: چرا؟ فرمود: «<span style="color: #3366ff;">تا در آن تدبر کنم و بر معانی آن واقف شوم</span>». [به روایت امام مالک در موطا و عبدالرزاق در مُصَنَّف خود]</p>
<p style="text-align: justify;">روزی نصر بن عِمران به ابن عباس گفت: من سریع قرآن می‌خوانم، و قرائت همهٔ قرآن را در سه روز به پایان می‌رسانم. ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ فرمود: «<span style="color: #3366ff;">اینکه سورهٔ بقره را در یک شب به پایان برسانم و در آن تدبر کنم و آن را به ترتیل بخوانم برایم دوست‌داشتنی‌تر از آن است که به مانند تو قرآن بخوانم</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">مردی به عبدالله بن مسعود گفت: من مُفصَّل ـ یعنی از سورهٔ ق تا پایان قرآن ـ را در یک رکعت خوانده‌ام. ابن مسعود به او گفت: «<span style="color: #3366ff;">یعنی همینطور سریع به مانند خواندن شعر؟ همانا اقوامی قرآن را می‌خوانند اما از گلویشان جلوتر نمی‌رود، اما اگر در قلب افتد و در آن راسخ شود آنگاه سودمند است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">و باز ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ می‌فرماید: «<span style="color: #3366ff;">قرآن را بخوانید و با آن قلب‌ها را به حرکت در آورید و در کنار عجائب آن توقف کنید و همهٔ فکر و ذکر یکی از شما به پایان رساندن سوره نباشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">اما بسیاری از مردم در گذر زمان از این راه و روش نبوی و طریقهٔ سلفی روی‌گردان شده‌اند و همهٔ دل‌مشغولیشان ـ به ویژه در ماه رمضان ـ این است که تا می‌توانند با عجلهٔ تمام هر چه بیشتر قرآن را ختم کنند بی آنکه به تدبر و فهم معانی آن اهمیت دهند، و این همان چیزی است که ابن جوزی ـ رحمه الله ـ آن را از جملهٔ تبلیس ابلیس دانسته و گفته است: «ابلیس گروهی را با خواندن بسیار قرآن فریب داده است وآنان قرآن را به مانند شعر سریع می‌خوانند بی‌آنکه ترتیل را رعایت کنند و یا در آن فکر کنند و این حالت خوبی نیست، گرچه روایت شده است که برخی از سلف همهٔ قرآن را در یک روز یا در یک رکعت خوانده‌اند اما این به طور نادر از آن‌ها سر زده است، اما اگر کسی به طور مداوم چنین کند ـ گرچه جایز است ـ اما ترتیل و آرام خواندن نزد علما مستحب‌تر است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده‌اند: «<span style="color: #008000;">کسی که قرآن را در کمتر از سه روز بخواند آن را نخواهد فهمید</span>» [به روایت ابوداوود و نسائی و ابن جه در سنن خویش با إسناد صحیح]».</p>
<p style="text-align: justify;">و در ادامه می‌گوید: «ابلیس بر گروهی از قاریان نیز تلبیس نموده به طوری که شبانه یک یا دو جزء از قرآن را بر منارهٔ مسجد با صدای بلند می‌خوانند و اینگونه هم مردم را با جلوگیری از خوابشان آزار می‌دهند و هم خود را در معرض ریا قرار می‌دهند. برخی از آنان هم در مسجد به هنگام اذان قرآن می‌خوانند، زیرا در این هنگام مردم در مسجد هستند!</p>
<p style="text-align: justify;">از عجیب‌ترین کارهایی که از برخی آنان دیده‌ام این است که: مردی نماز صبح را برای مردم امامت کرد سپس بعد از نماز سورهٔ فلق و ناس را خواند و سپس دعای ختم قرآن را خواند تا مردم بدانند که قرآن را ختم کرده است! و این راه و روش سلف نیست زیرا آنان عبادات خود را مخفی نگه می‌داشتند. عمل ربیع بن خُثَیم مخفیانه بود تا جایی که گاه بر وی داخل می‌شدند و او قرآن را باز کرده بود اما آن را با لباسش می‌پوشاند و امام احمد بسیار قرآن می‌خواند اما کسی نمی‌دانست کی قرآن را ختم می‌کند».</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و امر خداوند و راه و روش پیامبر وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بهترین انگیزه برای شما باشد تا در کتاب خداوند تدبر نمایید، زیرا تدبر است که باعث عمل به قرآن می‌شود که هدف اصلی از قرائت قرآن است چنانکه خداوند متعال ما را به تدبر در قرآن تشویق نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا</span>} [نساء: 82]</p>
<p style="text-align: justify;">(آیا (در معانی) قرآن تدبر نمی‌کنند؟ اگر از جانب غیر الله بود بی‌شک در آن اختلاف بسیاری می‌یافتند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال من و شما را با راهنمایی کتاب خود و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همهٔ مسلمانان از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم که همانا او آمرزندهٔ مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن خداوند است، او که هر چه بخواهد انجام می‌دهد. او را ستایش گفته و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است، آنکه آغاز می‌کند و باز می‌گرداند، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر او و صاحب راه و روش صحیح است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای بندگان خداوند.</p>
<p style="text-align: justify;">این سخن خداوند متعال که می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">آیا [در آیات] قرآن تدبر نمی‌کنند؟ یا آنکه بر قلب‌هایشان قفل‌هایی نهاده شده است؟</span>} [محمد: 24] نزد برخی از علما به معنای وجوب تدبر قرآن برای همه مکلفین است، زیرا خداوند متعال با سرزنش کسانی که از تدبر قرآن روی‌گردان هستند به تدبر قرآن تشویق نموده است، و این نشان دهندهٔ واجب بودن آن است، به ویژه در مورد مسائلی که هیچ مسلمانی عذری در ندانستن آن ندارد و ترک آن هرگز جایز نیست و عبادتی بدون آن مورد قبول قرار نمی‌گیرد، مانند توحید خداوند و برپا داشتن نماز و دادن زکات و روزهٔ رمضان و حج خانه خدا، اما فروع آن و تفصیل احکام شرعی و اعتقادی و دیگر ابواب علم کار راسخان در علم است زیرا آنان اسباب آن را در اختیار دارند.</p>
<p style="text-align: justify;">چه زیبا است که به هدف تدبر قرآن مجالسی در مساجد و خانه‌ها و مدارس برپا گردد تا این نمونه از نمونه‌های هدایت، جا افتاده و وعده‌ای که پیامبر در این حدیث نبوی به آن اشاره نموده است محقق گردد که: «<span style="color: #008000;">هیچ گروهی در خانه‌ای از خانه‌های خداوند جمع نمی‌شوند که کتاب خداوند را بخوانند و آن را در میان خود مورد مدارسه قرار دهند مگر آنکه آرامش بر آن‌ها نازل شده و رحمت آن‌ها را در بر می‌گیرد و خداوند آنان را نزد کسانی که پیش اویند یاد می‌کند</span>» [به روایت مسلم در صحیح خود]</p>
<p style="text-align: justify;">روزها و شب‌های این ماه مبارک می‌تواند بهترین موقعیت برای دستیابی به این امید باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">پس ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشهٔ‌ خود ساخته و تدبر در کتاب خداوند را بهترین توشهٔ خود و قوی‌ترین انگیزه برای انجام اعمالی قرار دهید که باعث رضایت و خشنودی پروردگارتان گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">و در پایان بر پیامبر خداوند و برگزیدهٔ او محمد بن عبدالله درود و سلام فرستید که خداوند در کتاب خود شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ وی ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران پیامبرت و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش؛ و همینطور از ما با عفو و کرم و احسان خود خشنود باش ای بهترین بخشندگان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و بندگان موحدت را یاری ده و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا ما را آنگونه که خود می‌دانی از دشمنانمان حفظ نما، خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت محافظت کن.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دین ما را که نگه‌دارندهٔ امر ماست و دنیای ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما سبب زیادهٔ در نیکی‌ها و مرگ را عامل رهایی از همهٔ بدی‌ها قرار ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز. خداوندا ما از زوال نعمتت و برگشت عافیتت و خشم ناگهانی‌ات به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا قلب‌های ما را پس از آنکه ما را هدایت نمودی دستخوش تغییر قرار مده و ما را از جانب خود رحمتی عطا کن، که تو خود بخشایشگری</span>} [آل عمران: 8]</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 210]</p>
<p style="text-align: justify;">درود و سلام خداوند بر بنده و فرستادهٔ وی پیامبر ما محمد، و بر اهل بیت و یاران وی {<span style="color: #800000;">والحمد لله رب العالمين</span>}.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4157/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

