اصفهان در آینه تاریخ
ناصر صالحی نژاد (رحمه الله)
پرداختن به تنظيم وبررسي تاريخ گذشتگان از كانال صحيح آن، يكي از ضروريات ولوازم شناخت وحفظ اصالت فرهنگي وفكري هر ملتي مي باشد. هر انساني ميان دو زمان گذشته وآينده حركت مي كند ،ديدگاه انسان نسبت به اين دو زمان، ترسيم كننده حال زندگي او مي باشد. وبه عبارت ديگر ،كيفيت جهت گيري هر فرد در زندگي، وابسته به چگونگي انجام وظايف او در رابطه با آنچه كه از عمر وي ودنيا سپري شده وآنچه كه از هستي او ودنيا باقي مانده است، مي باشد.
يكي از وظايف انسان در مورد زمان گذشته ، بازگشت به آن وعبور بر صحنه هاي حوادث واقع در آن است. مطالعه تاريخ، ريشه عميق در فرهنگ قرآن واسلوب تربيتي آن دارد.تفحص در اخبار گذشتگان فوايد بسياري را به ارمغان آورده وتأثيرات سازنده اي بر شكل گيري فرهنگ دروني وبيروني ملتها دارد كه به مهمترين آنان اشاره مي نماييم: دنباله این نوشته …
فتوحات قدس در طول تاریخ
استاد شهید (بإذن الله) شیخ محمد ضیائی/ ترجمه: عادل حیدری
آنچه در پیش رو دارید مقالهای است تحت عنوان (القدس والفتوحات) که به دست توانمند دعوتگر شهیر معاصر ایران استاد شهید (به اذن الله) شیخ محمد ضیائی رحمه الله و به زبان عربی به رشتهٔ تحریر در آمده که در شماره اول مجله دانشگاه اسلامی مدینهٔ منوره به چاپ رسیده است.از آنجایی که این مقاله در بر دارندهٔ مطالب و نکات بسیار ارزندهای است بر آن شدم آنرا به فارسی برگردانم تا فائد عموم افتد. (مترجم) دنباله این نوشته …
نقش خراسان در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی
عادل حیدری
وجه تسمیه خراسان
در مورد وجه تسمیه خراسان آراء گوناگونی وجود دارد بعضی می پندارند خراسان منسوب به خراسان فرزند نوح نبی است که در این منطقه ساکن شده است و بعضی دیگر چنین می پندارند که خر مخفف کلمه خورشید و آسان به معنای سهولت است.
مدار جغرافیایی بحث
زمانی که ما می خواهیم تاریخ خراسان را بررسی کنیم منظورمان خراسان در محدوده جغرافیایی امروزی نیست بلکه در محدوده ای است که بلاذری آنرا چنین معرفی می کند: دنباله این نوشته …
فرهنگ چپاولگری
سيد احمد هاشمی
چندی پیش با جمعی از دوستان در یک جلسه ی دوستانه گرم بحث و گفتگو پیرامون مسائل مختلف بودیم تا اینکه سخن به آنجا کشید که دانشمندان مسلمان در پایه ریزی علوم جدید سهم بزرگی داشته اند، یکی از دوستان که سمت استاد در دانشکده مهندسی دانشگاه را دارد نکته ای را یاد آور شد که حد اقل برای اینجانب جالب توجه بود. دنباله این نوشته …
حوادثی دردناک از تاریخ اسلام
حافظ عبدالواحد دهواری
از ميان حوادث درناك تاريخ اسلام، هيچ حادثهاي وحشتناكتر و غم انگيزتر وگريهآورتر از سقوط غرناطه – پايتخت اسلام دراندلس(اسپانيا) – نيست.
غرناطه، قرنها عروس اندلس بود كه با «الحمراء» كاخ مجلل و با عظمت خود بر سرنوشت ملتي عظيم حكومت ميكرد، و با مراكز علمي و مدارسش، نور علم و فنون را به نقاط مختلف شبه جزيرهي اسپانيا و جنوب اروپا ميپاشيد. ولي كار آن به جايي رسيد كه تنها دولت اسلامي در سراسر اسپانيا قرارگرفت، طوريكه در سال 896 هـ..ق خود را تنها ديد و از هرگونه ياور محروم ماند.
سپاهيان مسيحي از هرطرف آن را محاصره كرده و كاخ با عظمت «الحمرايش» را زير نظر داشتند. گويي تقدير برآن بود كه گور اسپانياي اسلامي و تمدن درخشان و علوم و فنون و تمام مظاهر مجد و عظمت درآن باشد. دنباله این نوشته …
آیا مسلمانان کتابخانههای ایران و مصر را آتش زدند؟
استاد ماموستا عبدالله احمديان (رحمه الله)
اشاره: سوال فوق از جمله سوالاتي است كه غالبا از زبان منتقدان در برخي از محافل طنين انداز مي گردد و جوانان مسلمان را در برابر آن همه علم پروري و كتاب دوستي دچار حيرت مي گرداند، مقاله حاضر اين اتهام ناروا را با اسناد غير قابل ترديد رد مي نمايد.
اتهام كتابسوزي كتابها و كتابخانه هاي ايران و مصر، افسانه اي بيش نيست و تا قرن ششم هجري و شكست اروپائيان در جنگهاي صليبي و آغاز دروغ پردازي و شايعه سازي عليه اسلام و مسلمين هيچ مسلمان و يا نامسلماني نگفته و ننوشته كه حتي يك كتاب هم بوسيله فاتحين مسلمان سوخته شده باشد. دنباله این نوشته …
نگاهی به قضیهی سوزاندن کتابخانههای اسکندریه و ایران
استاد سيد عبدالرحيم خطيب
… مورخين قرن اول اسلام تا شش قرن بعد يعني ششصد سال بعد از تاريخ فتح اسكندريه چه مورخ مسلمان و چه بيگانه با آنكه درباره فتح اين شهر به تفصيل شرح داده اند نه ذكري از وجود كتابخانه در آن زمان كرده اند و نه از آتش زدنش به دست عمروبن العاص فاتح اسكندريه حرفي زده اند.
اولين كسي كه تهمت زده گفته است عمروبن عاص پس از فتح اسكندريه كتابخانه بزرگش را به فرمان حضرت عمربن الخطاب آتش زد «عبداللطيف بغدادي» است كه اين مطلب را در كتابش به نام «الإفاده و الاعتبار» ذكر كرده است و هيچ احدي از تاريخ نويسان قبل از او در چندين قرن گذشته چيزي از اين باب نگفته و ننوشته است ، حتي مورخين غير مسلمان هم اشاره اي به اين مطلب نكرده اند و حال آنكه هرگاه چنين حادثه اي بود با آب و تاب مي نوشتند
شكي نيست كه خود عبداللطيف بغدادي در تاريخ فتح اسكندريه كه در سال 21 هجري (642) ميلادي بوده به دنيا نيامده تا گفته شود آنچه خودش شخصا در هنگام فتح اسكندريه به چشم ديده در كتابش به قلم آورده است زيرا او در سال 1231 ميلادي يعني 589 سال بعد از فتح اسكندريه از مادرش متولد گرديده است. دنباله این نوشته …
