<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 11 Aug 2010 23:30:02 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>محبت میان مسلمانان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3171</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3171#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:16:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3171</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ حسین آل شیخ
مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۵ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است که بلند مرتبه و والاست و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست حز الله که تنها است و در دنیا و آخرت بی‌شریک است،، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ حسین آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۵ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۸۹<span id="more-3171"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که بلند مرتبه و والاست و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست حز الله که تنها است و در دنیا و آخرت بی‌شریک است،، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بنده، و پیامرسان او و برگزیده‌ی خداوند است. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران متقیش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد. ای مسلمانان&#8230; خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم که هر که تقوای او را پیشه سازد او را حفظ کرده و برای او از هر تنگایی راه برون رفت قرار خواهد داد.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; یکی از بزرگترین اهداف و مقاصد شریعت اسلام محقق ساختن دوستی و محبت در میان مسلمانان است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ &#8230;} [حجرات: ۱۰]</p>
<p>(همانا مومنان [با یکدیگر] برادرند&#8230;)</p>
<p>و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «مثال مومنان در محبت و عطوفت و مهربانی که میان همدیگر دارند به مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید دیگر اعضای بدن نیز با شب‌بیداری و تب با آن همدردی می‌کنند» [به روایت مسلم]</p>
<p>از جمله اصول محقق شدن این مقصد، تاکید بر پاک نمودن سینه از کینه و کدورت است. پروردگار ما ـ جل و علا ـ در وصف بندگان مومنش می‌فرماید:</p>
<p>{وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ} [حشر: ۱۰]</p>
<p>(و کسانى که بعد از آنان [ یعنی مهاجران و انصار] آمده‏اند مى‏گویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى و در دلهایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده‏اند [هیچ گونه] کینه‏اى مگذار پروردگارا به راستى که تو رئوف و مهربانى)</p>
<p>زیرا نجات در آخرت و به دست آوردن بهشت محقق نمی‌شود مگر با داشتن قلبی سالم از کینه و حسد، و به دور از ناپاکی و غل و غش. خداوند سبحان می‌فرماید:</p>
<p>{ یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (۸۸) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ } [شعراء: ۸۸-۸۹]</p>
<p>(روزى که هیچ مال و فرزندى سود نمى‏دهد (۸۸) مگر کسى که قلبی پاک به سوى الله بیاورد)</p>
<p>از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیده شد که کدام یک از مردم بهترند؟ فرمود: «هر که قلبی &#8220;مخموم&#8221; دارد و زبانی راستگوی» گفتند: راستگوی را دانستیم اما قلب مخموم چیست؟ فرمود: «هر قلب متقی پاکی که نه گناهی در آن است و نه ستم و نه غل و حسد» [به روایت ابن ماجه با سند جید]</p>
<p>به این حدیث بزرگ گوش بسپارید؛ حدیثی که شایسته است آن را چراغی فرا راه خویش قرار دهیم، چراغی که راه ما را در زمانه‌ای که طوفان‌های سختی و چند دستگی بر امت وزیدن گرفته است روشن می‌کند:</p>
<p>از انس رضی الله عنه روایت است که ما به همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نشسته بودیم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «اکنون مردی از اهل بهشت بر شما وارد می‌شود» پس مردی از انصار بر ما وارد شد در حالی که قطرات آب وضو از محاسن وی می‌چکید و کفش خود را در دستش گرفته بود. روز بعد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ باز همان سخن را گفت و باز همان مردی که روز اول بر ما وارد شده بود وارد شد. روز سوم نیز رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ همان سخن خویش را تکرار کرد و باز هم همان مرد به مانند روز اول [بر ما] وارد شد&#8230; عبدالله بن عمرو بن عاص (رضی الله عنهما) او را دنبال کرد و برای دانستن راز او سه روز نزد او ماند. عبدالله می‌گفت از آن مرد عملی بیش از عمل دیگر صحابه ندیدم جز اینکه شب‌ها در هنگام غلت زدن در رخت‌خوابش تکبیر خداوند را می‌گفت تا آنکه برای نماز صبح بیدار می‌شد. سپس عبدالله او را از سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ درباره‌ی وی آگاه ساخت و سپس به وی گفت: من ندیدم که تو عمل نیک زیادی انجام دهی پس چه چیز باعث شده به این جایی برسی که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود؟ او گفت: اعمالی که من انجام می‌دهم همینی بود که دیدی جز اینکه من در درون خود هیچ غل و غشی از کسی از مسلمانان نمی‌یابم و بر هیچکس به خاطر نعمتی که خداوند به او داده است حسادت نمی‌ورزم. پس عبدالله به او گفت: این همان چیزی است که باعث شده تو به این مقام برسی. [به روایت احمد با سند حسن]</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; از خطرناک‌ترین چیزها بر دین و بر مسلمانان این است که قلب‌های مسلمانان آکنده از کینه و حسد باشد. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «درهای بهشت در روز دوشنبه و پنجشنبه باز می‌شود پس خداوند هر بنده‌ای را که به او شرک نمی‌آورد مغفرت می‌کند مگر مردی که میان او و برادرش کینه و دشمنی باشد پس خداوند عزوجل می‌فرماید: این دو را نگه دارید تا با هم آشتی کنند». [به روایت مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; شعار خود را در همه‌ی مجال‌های زندگی این سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ قرار دهید که می‌فرماید: «کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا اینکه برای برادرش همان چیزی را دوست بدارد که برای خود می‌پسندد». [متفق علیه]</p>
<p>و آنگاه است که افراد و گروه‌های امت اسلامی راه سعادت و خوشبختی را خواهند پیمود.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; از منتقل کردن سخن دیگران به یکدیگر که باعث از بین رفتن محبت و الفت می‌شود خودداری کنید زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «سخن‌چین وارد بهشت نمی‌شود» [متفق علیه]</p>
<p>و همچنین از سخن زشت و بددهنی دوری کنید زیرا سخن بد باعث به وجود آمدن کینه می‌شود و صفای میان قلب‌ها را از بین می‌برد و پروردگار ما ـ عزوجل ـ می‌فرماید:</p>
<p>{ وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوّاً مُّبِینا } [اسراء: ۵۳]</p>
<p>(و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند که شیطان میانشان را به هم مى‏زند زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشکار است)</p>
<p>و از جدال دوری کنید مگر از روی علم و حسن نیت و با کلام نیک و الا بحث و جدل باعث جدایی و دوری قلب‌ها از هم می‌شود. امام مالک (رحمه الله) می‌گوید: «جدل باعث سنگدلی و کینه می‌شود&#8230;»</p>
<p>درگیری و جدل میان افراد و در عرصه‌ی رسانه و جامعه کافی است&#8230; کافی است این جدل که باعث کینه و نفرت می‌شود&#8230;</p>
<p>همچنین برای انسان مسلمان شایسته است که از شوخی زیاده از حد دوری کند زیرا این شوخی باعث دشمنی می‌شود و انسان را به سوی زشتی‌ها سوق می‌دهد چنانکه عمر بن عبدالعزیز رحمه الله می‌گوید: «نسبت به سخنی که از دهان برادرت خارج می‌شود تا جایی که می‌توانی گمان خوب کنی از گمان بد دوری کن»</p>
<p>و اگر در قلب خود نسبت به برادرت ناراحتی یافتی باید به نیکی آن را با او در میان گذاشته و با سخنی زیبا او را مورد مواخذه قرار دهی.</p>
<p>همچنین از دیگر دردهای مزمن و خطرناکی که در بسیاری از جوامع اسلامی وجود دارد و باعث منتشر شدن نفرت و کینه در قلب‌ها می‌شود، محبت شهرت و حرص در به دست آوردن مناصب و قدرت است.</p>
<p>فضیل رحمه الله می‌گوید: &#8220;کسی نیست که حب ریاست در قلبش به وجود آید مگر آنکه دچار حسادت و ستمگری شده و در پی عیب مردم می‌افتد و از ذکر خوبی دیگران بدش خواهد آمد&#8221;. پس ای مسلمان به آنچه خداوند نصیب تو ساخته است راضی شو که این کلید نجات و سلامت است. خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً} [نساء: ۳۲]</p>
<p>(آنچه را الله به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مکنید براى مردان از آنچه کسب کرده‏اند بهره‏اى است و براى زنان [نیز] از آنچه کسب کرده‏اند بهره‏اى است و از فضل الله درخواست کنید که الله به هر چیزى داناست)</p>
<p>خداوند متعال برای من و شما به واسطه‌ی قرآن و سنت برکت دهد، این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>سپاس و ستایش از آن الله برای احسان و نیکی و توفیق وی و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان او و دعوتگر به سوی رضوان وی است. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان تقوای الله را پیشه سازید تا پیروز و رستگار شوید.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدن رمضان را به اصحاب خود بشارت می‌داد چنانکه در حدیث صحیح آمده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به اصحابش چنین می‌فرمود که: «ماه رمضان، ماه مبارک به نزد شما آمده است» و همچنین از جمله دعاهای سلف چنین بود که: «خداوندا ما را به رمضان برسان و رمضان را به ما برسان و آن را از ما تحویل گرفته و از ما بپذیر&#8221;</p>
<p>پس ای مسلمان در همه‌ی عمرت بخشنده‌ی نیکی باش و به سوی خوبی‌ها بشتاب و در رمضان بهتر و بهتر باش که در صحیحین بخاری و مسلم از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت شده است که فرمود: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بخشنده‌ترین مردم بود و در ماه رمضان بیش از دیگر اوقات بخشنده بود آن هنگام که جبرئیل به ملاقات وی می‌آمد و با وی مدارسه‌ی قرآن می‌کرد و جبرئیل در همه‌ی شب‌های رمضان به دیدار وی می‌آمد و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که جبرئیل به نزد او می‌آمد در خیر و نیکی بخشنده‌تر از باد بود.</p>
<p>این ماه را با تلاوت قرآن و نماز و صدقه و احسان و هر آنچه باعث نزدیکی به خداوند رحمان است آباد کنید و از غفلت و گناه و سهل‌انگاری در طاعت خداوند برحذر باشید.</p>
<p>و بدانید که خداوند متعال ما را به امری بزرگ دستور داده است که همانا درود و سلام است بر آن پیامبر بزرگوار&#8230;</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر سرور و پیامبر ما محمد و راضی و خشنود باش از خلفای راشدین و امامان هدایتگر ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ  و از دیگر اهل بیت و یاران وی و از کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار بگردان.</p>
<p>خداوندا هر که را برای اسلام و مسلمین اراده‌ی بدی دارد به خودش مشغول ساز. خداوندا اوضاع ما و مسلمانان را با دین خود اصلاح نما و ما را برادرانی بگردان که برای طاعت خداوند با هم دوست و همدلند. خداوندا در قلب‌های ما هیچ ناراحتی و کینه‌ای نسبت به مومنان قرار مده که تو بسیار مهربان و بخشنده‌ای.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مومن و مردان و زنان مسلمان ـ زندگان و رفتگان ـ را مورد آمرزش خود قرار ده. خداوندا همه‌ی مسئولان مسلمان را در آنچه خیر مردم است یاری ده.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بگردان. خداوندا تو بی‌نیاز و ستوده شده‌ای باران را بر ما بباران و ما را از مایوسان مگردان، باران را بر ما نازل کن و ما را از نومیدان قرار مده.</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; او را ذکر بسیار گویید و در صبحگاهان و شامگاهان تسبیح گویید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3171/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استغفار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3168</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3168#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:11:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3168</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ حسین آل شیخ
مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۸ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۸ مرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش تنها از آن خداوند آمرزنده و مهربان است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و توبه‌پذیر و بزرگ است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ حسین آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۸ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۸ مرداد ۱۳۸۹<span id="more-3168"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش تنها از آن خداوند آمرزنده و مهربان است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و توبه‌پذیر و بزرگ است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان گرامی اوست. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان&#8230; خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم که تقوای او سبب سعادت و رستگاری و پیروزی و موفقیت است.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; ما در همه‌ی شرایط و در همه حال نیاز بسیاری به درخواست آمرزش از خداوند آمرزشگر خود داریم&#8230; آن استغفاری که بر زبان و از قلب باشد. استغفاری که به معنای زانو زدن در برابر آن خداوند منانی است که گناهان را می‌پوشاند و از اشتباهات و لغزش‌ها در می‌گذرد و انسان را از هلاکت و عاقبت گناهان در امان می‌دارد&#8230; خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{ وَمَن یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللّهَ یَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَّحِیماً } [نساء: ۱۱۰]</p>
<p>(و هر کس کار بدى کند یا بر خویشتن ستم ورزد سپس از الله آمرزش بخواهد الله را آمرزنده‌ی مهربان خواهد یافت)</p>
<p>و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «به الله سوگند که من در روز بیش از هفتاد بار از الله آمرزش می‌خواهم و به سوی او توبه می‌کنم» [به روایت بخاری] و همچنین می‌فرماید: «همانا گاه بر قلب من پوشیدگی رخ می‌دهد و من در روز صد بار از الله آمرزش می‌خواهم» [به روایت مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; بسیار استغفار کنید و شبانه روز به آن پایبند باشید، چه در سفر و چه در حال اقامت زیرا که الله سبحانه و تعالی خطاب به پیامبرش و همچنین امت وی می‌فرماید:</p>
<p>{ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ } [غافر: ۵۵]</p>
<p>(و برای گناه خویش آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و صبح‌گاهان تسبیح گوی)</p>
<p>همچنین در سنن ابوداوود با سند &#8220;جید&#8221; آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «خوش به حال کسی که در نامه‌ی اعمالش استغفار بسیاری بیابد» و همچنین نسائی در کتاب &#8220;عمل الیوم و اللیلة&#8221; با سند صحیح، و طبرانی با سند حسن، و همچنین بیهقی، چنین روایت نموده‌اند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که دوست دارد که نامه‌ی عملش باعث خشنودی‌اش شود، بسیار استغفار گوید»</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی&#8230; استغفار فضائل فراوان و اسراری بدیع و برکاتی گوناگون دارد که بزرگترین آن این است که سببی است برای آمرزش گناهان و دست یافتن به بزرگترین خواسته‌ها:</p>
<p>{وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ (۱۳۵) أُوْلَـئِکَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ} [آل عمران: ۱۳۵-۱۳۶]</p>
<p>(و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند الله را به یاد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند و چه کسى جز الله خدا گناهان را مى‏آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‏اند با آنکه مى‏دانند [که گناه است] پافشارى نمى‏کنند (۱۳۵) آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهایى است که از زیر [درختان] آن جویبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نیکوست)</p>
<p>و در صحیح مسلم از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت شده که ایشان درباره‌ی طبیعت بشر چنین فرمودند: «قسم به آن که جانم در دست اوست اگر شما گناه نمی‌کردید خداوند شما را می‌برد و گروهی را می‌آورد که گناه می‌کردند و سپس از الله آمرزش می‌خواستند و الله نیز آنان را مورد آمرزش قرار می‌داد»</p>
<p>و در حدیثی که حاکم آن را صحیح، و بر اساس شرط بخاری و مسلم دانسته است و منذری نیز سند آن را در &#8220;الترغیب و الترهیب&#8221; خوب دانسته است چنین آمده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که بگوید: أستغفر الله الذی لا إله إلا هو الحیَّ القیومَ وأتوب إلیه گناهانش مورد مغفرت قرار خواهد گرفت حتی اگر از جهاد فرار کرده باشد».</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; پایبندی به استغفار و آمرزش‌خواهی از خداوند متعال سببی است برای دفع بلاها و آفت‌ها و راهی است برای رفع فاجعه‌ها و حوادث؛ برای همین است که هر که همیشه به استغفار پایبند بماند خداوند نیز برای او از هر غم و ناراحتی و تنگنایی، راه برون رفتی قرار خواهد داد زیرا پروردگار ما می‌فرماید:</p>
<p>{ وَمَا کَانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ } [انفال: ۳۳]</p>
<p>(و تا وقتی که تو در میان آن‌هایی الله بر آن نیست که آنان را عذاب دهد و تا آن‌گاه که آنان استغفار می‌کنند، الله عذاب دهنده‌ی آنان خواهد بود)</p>
<p>شیخ الاسلام ابن تیمیه می‌گوید: «گواهی دادن به توحید در خیر را می‌گشاید، و استغفار در شر و بدی را می‌بندد»</p>
<p>بلکه استغفار باعث آسودگی خاطر و گشادگی سینه و آرامش درون و اطمینان قلب می‌شود زیرا خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{ وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُم مَّتَاعاً حَسَناً إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَیُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ ..} [هود: ۳]</p>
<p>(و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید [تا اینکه] شما را با بهره‏مندى نیکویى تا زمانى معین بهره‏مند سازد و به هر شایسته‌ی نعمتى، از کرم خود عطا کند)</p>
<p>زیرا پایبندی به استغفار از جمله عوامل قدرت یافتن و از جمله سبب‌هایی است که باعث یاری رساندن به انسان در امور دنیا و دین می‌شود. خداوند متعال درباره‌ی هود چنین می‌فرماید که ایشان خطاب به قوم خود چنین گفتند:</p>
<p>{ وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَاراً وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ ..} [هود: ۵۲]</p>
<p>(و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید)</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; به آنگونه استغفاری که متضمن خشوع و ذلت در برابر خداوند متعال است پایبند باشید تا به آنچه می‌خواهید دست یابید&#8230;</p>
<p>مردی به حضور حسن بصری ـ رحمه الله ـ آمد و از قحطسالی شکایت برد، پس حسن بصری به وی گفت: به استغفار پایبند باش؛ پس شخص دیگری به نزد او آمد و از فقر نالید، پس به او گفت: به استغفار پایبند باش؛ سپس مرد دیگری آمد و از کم فرزندی به او شکایت برد، پس به او گفت: به استغفار پایبند باش.. و این فهم صحیح حسن بصری از این سخن خداوند متعال است که می‌فرماید:</p>
<p>{ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّاراً (۱۰) یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَاراً (۱۱) وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَل لَّکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَل لَّکُمْ أَنْهَاراً } [نوح: ۱۰-۱۲]</p>
<p>(و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است (۱۰) بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد (۱۱) و شما را به اموال و پسران یارى کند و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد)</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; استغفار مستلزم این است که بنده در توبه‌ی خود صادق باشد و از پستی‌ها و گناهان دوری گزیند، یعنی استغفاری که به همراه ترک گناه و پشیمانی از آن و عدم پافشاری بر آن باشد، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{.. وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ } [آل عمران: ۱۳۵]</p>
<p>(&#8230; و در حالی که می‌دانند بر آنچه کرده‌اند پافشاری نکنند)</p>
<p>پس ای بندگان خداوند استغفار را پیشه‌ی خود سازید تا رحمت و مغفرت پروردگار رحمان را به دست آورید:</p>
<p>{..لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ } [نمل: ۴۶]</p>
<p>(&#8230;چرا از الله آمرزش نمى‏خواهید باشد که مورد رحمت قرار گیرید)</p>
<p>حسن بصری رحمه الله می‌گوید: «در خانه‌هایتان و سر سفره‌هایتان و در راه‌ها و بازارها و مجالستان بسیار استغفار بگویید زیرا شما نمی‌دانید که رحمت خداوندی کی نازل می‌شود».</p>
<p>خداوند بزرگ من و شما را به واسطه‌ی قرآن و سنت برکت ارزانی دارد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی آمرزش می‌طلبم. پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>پروردگارم را سپاس و ستایش می‌گویم و بر پیامبرمان محمد، درود وسلام می‌فرستم&#8230; اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; گفتن دعای سید الاستغفار را در آغاز شب و روز، پیشه‌ی خود سازید. شداد بن اوس ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت کرده که ایشان فرمودند:</p>
<p>«سید الاستغفار این است که بنده بگوید: اللهم أنت ربی لا إله إلا أنت خلقتنی وأنا عبدک ، وأنا على عهدک ووعدک ما استطعت ، أعوذ بک من شر ما صنعت ، أبوء لک بنعمتک علیَّ ، وأبوء لک بذنبی ، فاغفرلی فإنه لا یغفر الذنوبَ إلا أنت .. یعنی: ای الله تویی که پروردگار منی که معبودی به حق جز تو نیست، مرا آفریدی و من بنده‌ی توام و من تا جایی که بتوانم بر عهد و وعده‌ی تو خواهم ماند، از شر آنچه انجام داده‌ام به تو پناه می‌برم، به نعمت تو بر خود و به گناه خود اعتراف می‌کنم پس مرا مورد آمرزش قرار ده که کسی جز تو گناهان را مورد آمرزش قرار نمی‌دهد. هر که آن را با یقین به آن در اول روز بگوید و سپس در همان روز پیش از شب بمیرد از اهل بهشت است، و هر که آن را با یقین به آن در شب بگوید و سپس در همان شب پیش از آنکه صبح کند بمیرد از اهل بهشت است» [به روایت بخاری]</p>
<p>این ذکر معانی بسیار بدیع و کلمات زیبایی را در خود گرد آورده است به طوری که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را سید الاستغفار نامیده است. زیرا در این ذکر بنده به توحید خداوند در الوهیت و عبادت اقرار می‌کند و همچنین به اینکه او خالق است و به عهدی که خداوند از او گرفته اعتراف کرده و به وعده‌ای که به او داده است اظهار امیداوری می‌کند و از بدی‌هایی که در حق خود انجام داده به او پناه می‌برد. همچنین نسبت دادن نعمت به خالق آن و نسبت دادن گناه به خود، و رغبت در مغفرت و اعتراف به اینکه کسی جز خداوند نمی‌تواند او را مورد مغفرت قرار دهد&#8230;</p>
<p>پس ای برادران و خواهران، در محافظت بر این ذکر پایبند باشید و آن را به خانواده و فرزندان خود بیاموزید تا به رستگاری و سعادت دست یابید.</p>
<p>سپس بدانید که خداوند متعال ما را به امری بزرگ دستور داده است که همانا فرستادن درود و سلام بر پیامبر است&#8230; خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر سرور و محبوب ما و پیامبر و نور چشم ما محمد ـ صلی الله علیه وسلم.</p>
<p>خداوندا و همچنین راضی و خشنود باش از همه‌ی صحابه‌ی پیامبرت و از اهل بیت وی و کسانی که تا قیامت به نیکی از او پیروی کنند. خداوندا مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خویش قرار ده. خداوندا مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خویش قرار ده. خداوندا مردان و زنان مسلمان ـ زندگان و رفتگان را ـ مورد آمرزش خود قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما به خود ستم بسیاری نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود. خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را بهبود بخش. خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را بهبود بخش. خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را بهبود بخش.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را عزت عطا کن. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت عطا کن. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت عطا کن. خداوندا دشمنان مسلمانان را نابود ساز که آنان را یاری مقابله با تو نیست.</p>
<p>خداوندا همه‌ی مسئولان و والیان مسلمان را به سوی آنچه خیر مردم است توفیق ده. خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>بندگان خداوند او را بسیار یاد کنید و صبحگاه و شامگاه وی را تسبیح گویید. و آخرین سخن این که: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3168/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هشدار آتش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3165</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3165#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:02:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3165</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ صلاح البدیر
مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۱ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۱ مرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن خداوندی است که عزیز و پرشکوه است، او که پس از هشدار و وعید و فرستادن پیامبران، با آتش جهنم از عاصیان انتقام می‌گیرد و کسانی را که ترس او را دارند و تقوای او را پیشه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۱ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۱ مرداد ۱۳۸۹<span id="more-3165"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوندی است که عزیز و پرشکوه است، او که پس از هشدار و وعید و فرستادن پیامبران، با آتش جهنم از عاصیان انتقام می‌گیرد و کسانی را که ترس او را دارند و تقوای او را پیشه می‌سازند با بهشت برین بزرگ می‌دارد&#8230; هر که کار نیکی کند برای خودش است و هر که بدی پیشه سازد بر خود بدی کرده است و پروردگار تو به بندگانش ستم روا نمی‌دارد&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است. او که شایسته‌ی حمد و ثنا و تمجید است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان او و دعوتگر به سوی توحید است و اوست هشدار دهنده‌ی از آتش شعله‌ور و بشارت‌دهنده‌ی به بهشت ابدی. درود و سلام ابدی خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید و در پی دست یابی به رضایت وی کوشا باشید:</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً } [احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سخنی استوار گویید (۷۰) تا کارهای شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید و هر کس از الله و پیامبرش اطاعت کند پیروزی بزرگی به دست آورده است)</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; خداوند بندگان را به هدف عبادت خود آفرید و نشانه‌های عظمت خویش را در برابر آنان قرار داد تا هیبتش را در قلب آنان قرار دهد و عذاب شدید خود و جهنم را برای آنان وصف نمود تا عاملی باشد برای سرکوب گمراهی درون، و انگیزه‌ای باشد برای رستگاری آن.</p>
<p>پس از آن چیزی نسبت به آن هشدار داده شده‌اید برحذر باشید و از آن آتشی بترسید که خداوند در کتابش و توسط پیامبرش ذکر آن را نموده.</p>
<p>آن آتشی که خشم آن شدید است و آتش آن افروخته و تاریک و سیاه&#8230;</p>
<p>{ لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ (۲۸) لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (۲۹) عَلَیْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ } [مدثر: ۲۸-۳۰]</p>
<p>(نه باقى مى‏گذارد و نه رها مى‏کند (۲۸) پوستها را سیاه مى‏گرداند (۲۹) [و] بر آن [دوزخ] نوزده [نگهبان] است)</p>
<p>خانه‌ای که اهل آن نفرین شده‌اند و از دستیابی به لذت‌ها و خوشبختی محروم گشته‌اند.</p>
<p>{ جَهَنَّمَ یَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ } [ص: ۵۶]</p>
<p>(به جهنم درمى‏آیند و چه بد آرامگاهى است)</p>
<p>یاد آن ـ با طبقات و درجات و درهای آن قلب ترسایان را به لرزه در آورده و اشکها را بر گونه‌ها جاری ساخته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;قسم به آنکه جانم در دست اوست اگر آنچه را که من دیده‌ام می‌دیدید کم می‌خندید و بسیار گریه می‌کردید&#8221;. گفتند: مگر تو چه دیدی ای رسول خدا؟ فرمود: &#8220;بهشت و جهنم را دیده‌ام&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>و نعمان بن بشیر ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: شنیدم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در خطبه‌اش می‌فرمود: &#8220;شما را از آتش هشدار دادم، شما را نسبت به آتش هشدار دادم&#8221; تا آنکه عبایش که بر کتفش بود به روی پایش افتاد. [به روایت احمد]</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;دو امر بزرگ را فراموش نکنید: بهشت و جهنم را&#8221; و سپس در حالی که می‌گریست و اشک‌هایش ریش مبارکش را خیس کرده بود فرمود: &#8220;قسم به آنکه جان محمد در دست اوست اگر آنچه را که من در مورد آخرت می‌دانم می‌دانستید به دشت و صحرا می‌رفتید و بر سر خود خاک می‌ریختید&#8221; [به روایت ابویعلی]</p>
<p>ای مسلمانان: بهشت از بند کفش شما به شما نزدیک‌تر است و همینطور جهنم، و این آتشی که شما بر می‌افروزید جزئی از ۷۰ جزء آتش جهنم است که ۶۹ بار از آن گرم‌تر است و گرمای تابستان از نفس جهنم است که شما را به یاد آن بیندازد زیرا در صحیح بخاری چنین آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: &#8220;آتش جهنم به سوی پروردگارش شکایت برد که ای پروردگار، بخشی از من بخشی دیگر را می‌بلعد (یعنی از شدت گرما) پس خداوند به او اجازه داد دو بار نفس بکشد، یک بار در تابستان و یک بار در زمستان که علت گرما و سرمای شدیدی است که می‌بینید&#8221;.</p>
<p>جهنم را در روز قیامت می‌آورند در حالی که هفتاد هزار افسار دارد که هر افساری را هفتاد هزار ملائکه به دنبال خود می‌کشند و از شدت خشم فریاد می‌کشد و اینجاست که مجرمان به بدبختی خود یقین حاصل می‌کنند و امت‌ها بر زانوی خود می‌افتند و آنجاست که انسان به یاد آنچه کرده است می‌افتد و می‌گوید:</p>
<p>{یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی (۲۴) فَیَوْمَئِذٍ لَا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (۲۵) وَلَا یُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ } [فجر: ۲۴-۲۶]</p>
<p>(کاش برای زندگی (ابدی) خود (توشه‌ای) پیش فرستاده بودم (۲۴) پس در آن روز هیچ کس چون عذاب ‏کردن او عذاب نکند (۲۵) و هیچ کس چون دربند کشیدن او دربند نکشد)</p>
<p>عمق آن به فاصله‌ی هفتاد سال است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روزی در کنار اصحاب بودند که صدایی مهیبی به گوششان رسید پس فرمودند: &#8220;آیا می‌دانید این چیست؟&#8221; گفتند: الله و رسولش آگاهترند. فرمود: &#8220;این صدای سنگی بود که هفتاد سال پیش به آتش جهنم انداخته شده بود و همچنان در آن سقوط می‌کرد تا آنکه اکنون به قعر آن رسیده است&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>پل صراط بر روی چنین جهنم وحشتناکی زده می‌شود. جهنمی که شراره‌های آن از آن بر می‌جهد و چنگال‌هایی دارد که برخی از جهنمیان را از روی پل صراط به داخل خود می‌کشد، پس مومنان بر اساس اعمال خود به سرعت چشم به هم زدن و به سرعت برق و یا سرعت باد و یا سرعت پرندگان و یا سرعت اسبان دونده و یا سرعت انسان پیاده از آن می‌گذرند. پس برخی از آنان به راحتی عبور می‌کنند و برخی دیگر در هنگام عبور زخمی می‌شوند و برخی دیگر به آتش جهنم در می‌افتند و در آتش جهنم نیز برخی از جهنمیان تا مچ پا در آتشند و برخی تا زانو در آتشند و برخی تا سینه و برخی دیگر تا گردن&#8230;</p>
<p>اهل آتش به ذلت و خواری به سوی آتش فراخوانده و هل داده می‌شوند:</p>
<p>{&#8230; یُسْحَبُونَ (۷۱) فِی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ } [غافر: ۷۱-۷۲]</p>
<p>(&#8230;کشانیده مى‏شوند (۷۱) در میان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مى‏شوند)</p>
<p>آتشی که آنان را به مانند آب جوشان در بر می‌گیرد:</p>
<p>{ إِذَا أُلْقُوا فِیهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِیقًا وَهِیَ تَفُورُ } [ملک: ۷]</p>
<p>(چون در آنجا افکنده شوند از آن خروشى مى‏شنوند در حالى که مى‏جوشد)</p>
<p>از گرسنگی فریاد برمی‌آورند و غذا می‌خواهند و در پاسخ به آنان خبیث‌ترین غذا که برای اهل گناهان مهیا شده است داده می‌شود:</p>
<p>{ إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ (۴۳) طَعَامُ الْأَثِیمِ (۴۴) کَالْمُهْلِ یَغْلِی فِی الْبُطُونِ (۴۵) کَغَلْیِ الْحَمِیمِ } [دخان: ۴۳-۴۶]</p>
<p>(آرى درخت زقوم (۴۳) خوراک گناه پیشه است (۴۴) چون مس گداخته در شکمها مى‏گدازد (۴۵) همانند جوشش آب جوشان)</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;اگر قطره‌ای از زقوم به زمین فرو می‌افتاد زندگی را بر اهل دنیا تلخ می‌کرد پس چه می‌شود کسی که همه‌ی غذایش همین است و غذای دیگری ندارد؟&#8221; [به روایت احمد]</p>
<p>و به آنان ضریع داده می‌شود. غذایی که نه چاق می‌کند و نه گرسنگی را رفع می‌کند به مانند خاری که نه وارد شکمشان می‌شود و نه از حلقومشان در می‌آید و به آنان چرک و خونابه‌ی جهنمیان خورانده می‌شود و هنگامی که گلویشان از گرسنگی و تشنگی خشکیده شد از چشمه‌ای داغ نوشانده می‌شوند و به آنان آبی داده می‌شود جوشان که روده‌های آنان را ذوب می‌کند، روده‌هایی که زمانی آکنده از غذای حرام بود و صورت‌های آنان می‌سوزد، صورت‌هایی که همیشه به سوی معصیت خداوند متوجه بود.</p>
<p>{ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا } [کهف: ۲۹]</p>
<p>(وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است)</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;آب جوشان بر سرشان ریخته می‌شود پس جمجمه‌شان را آب می‌کند تا آنکه به شکمشان می‌رسد، پس هر چه در شکم دارند آب می‌شود تا آنکه از پایشان خارج می‌شود و سپس به همان حالتی باز می‌گردند که بودند&#8221; [به روایت احمد و ترمذی]</p>
<p>و آسان‌ترین اهل آتش از نظر عذاب کسی است که دو دمپایی از آتش دارد که مغزش به خاطر آن به مانند دیگ می‌جوشد و او گمان نمی‌کند که عذاب کسی از او شدیدتر باشد در حالی که او آسان‌ترین عذاب را دارد&#8221;</p>
<p>غل و زنجیر آنان را سنگین کرده است، پاهایشان به پیشانی‌شان بسته شده و چهره‌هایشان از خواری و ذلت گناه سیاه گشته است. از داد و بی‌داد سر و صدایشان بلند است و امید رهایی ندارند و آرزوی مرگ می‌کنند اما از اسارت جهنم رهایی نمی‌یابند:</p>
<p>{وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِیدٍ (۲۱) کُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِیدُوا فِیهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ } [حج: ۲۱-۲۲]</p>
<p>(و براى آنان گرزهایى آهنین است (۲۱) هر بار بخواهند از [شدت] غم از آن بیرون روند در آن باز گردانیده مى‏شوند [که هان] بچشید عذاب آتش سوزان)</p>
<p>درهایش بر آنان بسته می‌شود و غم و مصیبتشان افزون می‌شود&#8230; { لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِکُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ } [حجر: ۴۴] (براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معین از آنان [وارد مى‏شوند])</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: اهل آتش چنان می‌گریند که اگر کشتی‌ها در اشکشان قرار گیرند به جریان می‌افتند و آنان خون می‌گریند&#8221;&#8230; [به روایت حاکم]</p>
<p>آنان بر از دست دادن زندگی بدون آنکه توشه‌ای از آن برگیرند می‌گریند، آه بر آن‌ها از خشم خداوند و آه بر آنان از رسوایی‌شان در بین مردم؛ و فریاد برمی‌آورند که:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ } [فاطر: ۳۷]</p>
<p>(پروردگارا ما را بیرون بیاور تا کاری شایسته غیر از آنچه انجام می‌دادیم انجام دهیم)</p>
<p>و می‌گویند:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ نُجِبْ دَعْوَتَکَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ } [ابراهیم: ۴۴]</p>
<p>(پروردگارا ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوییم و از فرستادگان [تو] پیروى کنیم)</p>
<p>و می‌گویند:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ } [سجده: ۱۲]</p>
<p>(پروردگارا دیدیم و شنیدیم ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم چرا که ما یقین داریم)</p>
<p>{.. رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّینَ (۱۰۶) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ } [مومنون: ۱۰۶-۱۰۷]</p>
<p>(&#8230;پروردگارا شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم (۱۰۶) پروردگارا ما را از اینجا بیرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتیم در آن صورت ستمگر خواهیم بود)</p>
<p>خدایی را صدا می‌زنند که همیشه دستوراتش را زیر پا می‌گذاشتند و با دوستانش دشمنی می‌ورزیدند. خدایی را صدا می‌زنند که حکمش در مورد آنان به اجرا در آمده است و عذابش بر آنان نازل گردیده است.</p>
<p>{ قَالَ اخْسَئُوا فِیهَا وَلَا تُکَلِّمُونِ } [مومنون: ۱۰۸] (مى‏فرماید [بروید] در آن گم شوید و با من سخن مگویید)</p>
<p>نه به گریه‌شان رحم می‌شود و نه فریادرسی می‌شوند&#8230; از آرزوهایشان باز مانده‌اند و گناهان آنان را به محاصره در آورده اما همچنان در امید رهایی هستند که ناگهان منادی ندا می‌دهد که: &#8220;ای اهل بهشت جاودانگی است و دیگر مرگی نیست و ای اهل آتش جاودانگی است و دیگر مرگی در کار نیست&#8221;.</p>
<p>آتشی که خاموش نمی‌شود و جانی که دیگر گرفته نمی‌شود: { لَا یُقْضَى عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا وَلَا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا } [فاطر: ۳۶] (نه حکم به مرگ بر ایشان [جارى] مى‏شود تا بمیرند و نه عذاب آن از ایشان کاسته شود)</p>
<p>{ إِنَّهُ مَنْ یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا یَمُوتُ فِیهَا وَلَا یَحْیَى } [طه: ۷۴]</p>
<p>(در حقیقت هر که به نزد پروردگارش گنهکار رود جهنم براى اوست در آن نه مى‏میرد و نه زندگى مى‏یابد)</p>
<p>آنان همدیگر را سرزنش و لعنت می‌کنند و با هم به جدل بر می‌خیزند و یکدیگر را تکذیب می‌کنند: { کُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا } [اعراف: ۳۸] (&#8230;هر بار که امتى [در آتش] درآید همکیشان خود را لعنت کند)</p>
<p>به یکدیگر کفرمی‌ورزند و همدیگر را نفرین می‌کنند و کینه‌شان علیه کسانی که آنان را به چنین روزی انداخته‌اند شدت می‌گیرد و می‌گویند: { رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِیَکُونَا مِنَ الْأَسْفَلِینَ } [فصلت: ۲۹] (پروردگارا آن دو [گمراه‏گرى] از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر قدمهایمان بگذاریم تا زبون شوند)</p>
<p>و آنکه از یاد خداوند غافل بود خطاب به دوستش که او را از قرآن باز داشته و گناه را برای او زینت داده چنین می‌گوید که: {کاش میان من و تو (به اندازه‌ی) دوری مشرق و مغرب (فاصله) بود. پس چه بد دوستی بود چنین دوستی} [زخرف: ۳۸]</p>
<p>و همه‌ی این‌ها برایشان سودی در بر ندارد زیرا که همه در عذاب شریکند و همه سهمی از آن دارند اما نمی‌دانند.</p>
<p>خداوند من و شما را از آزاد شدگان از آتش قرار دهد&#8230; این سخنان را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال از هر گناهی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>سپاس و ستایش از آن الله است برای نیکی و احسان و توفیقش و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیامبر او و دعوتگر به سوی رضوان اوست&#8230; درود و سلام  خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید: {&#8230;اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ } [توبه: ۱۱۹] (&#8230; تقوای الله را پیشه سازید و با راستان همراه باشید)</p>
<p>ای مسلمانان: این‌ها برخی از اوصاف آتش جهنم و احوال اهل آن بود. پس از آتش جهنم به خداوند پناه ببرید و از هر سخن و کرداری که شما را به آتش نزدیک می‌سازد دوری کنید که شما امروزه در دوران فتنه‌های پی در پی و بدی‌ها قرار دارید. فتنه‌ی شبهات و شهوات که برخی برخی دیگر را زیبا جلوه می‌دهند که هر که را در پی آن‌ها به راه افتد در دینش و در عقیده و اخلاقش به عقب می‌رانند و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;آنچه من از آن بر شما ترس دارم شهوت‌های گمراه کننده در شکم و شرمگاه و هواهای گمراه‌کننده است&#8221; [ به روایت احمد]</p>
<p>پس به راه سختی‌های نجات دهنده گام نهید و قلب را از غفلت بیدار کنید و نفس را از خیزشگاه شهوت برهانید و به کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم کنید و بدانید که روزهای زندگی مهلت‌هایی است برای رستگاری که در ورای آن اجل در کمین است و هر که زمان حال به درد او نیاید آینده نیز برایش سودی نخواهد داشت و گذشته نیز به دردی از او دوا نخواهد کرد و بدانید که خوابی سنگین‌تر از خواب غفلت نیست و بردگی‌ای بدتر از بردگی شهوات وجود ندارد و مصیبتی بدتر از مرگ قلب نیست و هشدار دهنده‌ای رساتر از پیری نیست و بدانید که هیچ عاقبتی بدتر از آتش نخواهد بود:</p>
<p>{وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ (۳۱) کَلَّا وَالْقَمَرِ (۳۲) وَاللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ (۳۳) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (۳۴) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْکُبَرِ (۳۵) نَذِیرًا لِلْبَشَرِ (۳۶) لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ} [مدثر: ۳۱-۳۷]</p>
<p>(و این آیات نیست مگر یاد‌آوری برای بشر (۳۱) نه چنین است (که می‌پندارند) سوگند به ماه (۳۲) و سوگند به شب آنگاه که پشت می‌کند (۳۳) و سوگند به صبح هنگامی که آشکار شود (۳۴) که آن (قرآن) از پدیده‌های بزرگ است (۳۵) و بشر را هشدار دهنده است (۳۶) هر کدام از شما را که بخواهد پیشی جوید یا آنکه عقب بیفتد)</p>
<p>پس خود را از آتش نجات دهید و پیش از آنکه عبرتی شوید برای آیندگان، از گذشتگان عبرت گیرید و راه توبه‌کنندگان را در پیش گیرید که اکنون وقت بازگشت و توبه و ترک گناهان است.</p>
<p>ای بنده‌ی خداوند، ای آنکه حدود خداوندی را زیر پا نهاده‌ای و از راه درست دوری گزیده‌ای&#8230; خیلی زود توبه کن و چرک گناه را از خود بشوی و خود را از جهنم نجات ده.</p>
<p>از عدی به حاتم ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: &#8220;کسی از شما نیست مگر آنکه پروردگارش با او سخن می‌گوید بی آنکه میان او و پروردگارش واسطه‌ای باشد. پس بنده به راست خود می‌نگرد و چیزی جز آنچه پیش فرستاده است نمی‌بیند و به چپ خود می‌نگرد و چیزی جز اعمالی که پیش فرستاده نمی‌بیند و به روبرویش نظر می‌اندازد و جز آتش چیزی نمی‌بیند پس از آتش دوری کنید حتی اگر با نصف دانه‌ی خرما باشد و حتی اگر با سخنی نیک باشد&#8221; [به روایت بخاری]</p>
<p>ای مسلمانان: خود و خانواده و فرزندان خود و زیر دستان خویش را از آتش نجات دهید و بدانید که ضایع نمودن نماز و شبیه کردن خود به کافران و نظر انداختن به حرام و بی‌حجابی و خودآرایی زنان و نوشیدن خمر، همه‌ی این‌ها از کارهای اهل جهنم است و هرگونه معصیت خدا و رسول از کارهای اهل جهنم است، پس از آتش بترسید، از آتش بترسید&#8230;</p>
<p>{ وَمَن یَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِیهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ } [نساء: ۱۴]</p>
<p>(و هر که (از دستورات) الله و رسولش سرپیچی نماید و حدود او را زیر پا نهد او را وارد آتشی می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند و برایش عذابی خوار کننده خواهد بود)</p>
<p>و سپس بدانید که خداوند شما را به کاری امر نموده که خود آن را آغاز کرده و سپس ملائکه و سپس شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{همانا الله و ملائکه‌اش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آوریده‌اید بر او درود و سلام فرستید} [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بهترین و پاکترین انسان‌ها، محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و راضی و خشنود باش از خلفای پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و همچنین از ما با فضل و احسان خویش راضی باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و طاغیان و متجاوزان را نابود گردان و امنیت و رفاه و آرامش را در همه‌ی سرزمین‌های مسلمان مستقر بگردان.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان، خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان، خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و فاجعه‌ها  و فتنه‌های پنهان و آشکار و بی‌حجابی و اختلاط را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا مردگان ما را بیامرز و بیماران ما را شفا ده و اسیران ما را آزاد گردان و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان.</p>
<p>خداوندا بر توبه کنندگان توبه پذیر و بازگشت کنندگان به راهت را پذیرا باش و ما را به توبه‌ای صادقانه پیش از روز قیامت موفق گردان.</p>
<p>بندگان خداوند، {همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پندپذیر باشد} [نحل: ۹۰] پس او را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکرگذار باشید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3165/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیروی کورکورانه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3174</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3174#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:59:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3174</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم
مسجدالحرام: جمعه ۴ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۲۵ تیر ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است&#8230; او را ستایش گفته و از او یاری و آمرزش می‌طلبیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود الشریم</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه ۴ شعبان ۱۴۳۱ برابر با ۲۵ تیر ۱۳۸۹<span id="more-3174"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است&#8230; او را ستایش گفته و از او یاری و آمرزش می‌طلبیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها است و بی‌شریک، و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست:</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } [آل عمران: ۱۰۲]</p>
<p>{یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً} [نساء: ۱]</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً } [احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مردم: آنچه باعث بالا رفتن جایگاه انسان مومن و صدق مسلمانی او و ثبات وی بر راه و روش نبوی خواهد شد، اعتماد به نفسی است که بر اساس اعتماد به پروردگار و به دین او حاصل می‌شود؛ انسان مسلمانی که به خود اعتماد دارد مانند کوهی است بزرگ در برابر طوفان‌ها&#8230; نه بادی او را خواهد برد و نه موجی او را در هم خواهد کوبید و این است حال مسلمان حقیقی که در برابر فتنه‌ها و ناملایمات بر پایداری‌اش افزون شده و هر چه فتنه‌ها و مشکلات بیشتر شود تعلق او به پروردگار و دینش بیشتر می‌شود و او در همه‌ی این شرایط ثابت قدم است، و نه شیطان او را به سوی خود می‌کشد و نه در پی هر گمراهی راه خواهد افتاد&#8230; در پی گرفتن راه هدایت هدف اوست اگر چه رهروان آن کم باشند و، و دور شدن از راه گمراهی است حتی اگر رهروان آن بسیار باشند&#8230;</p>
<p>بر اساس این روش است که انسان مومن از جمله کسانی خواهد بود که این حدیث رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را درک نموده است، آنجا که امت خود را چنین هشدار داده است که: &#8220;إمَعَه نباشید که بگویید: اگر مردم خوبی کردند خوبی می‌کنیم و اگر ستم ورزیدند ستم می‌ورزیم، بلکه خود را عادت دهید که اگر مردم خوبی کردند خوبی کنید و اگر بدی کردند شما ستم نورزید&#8221; [به روایت ترمذی]</p>
<p>&#8221; إمَعَه&#8221; کسی است که از خود صاحب رای نیست و از هر کسی پیروی می‌کند و بر چیزی ثابت نمی‌ماند&#8230; او عزمی ضعیف دارد و دچار شک و تردید است&#8230;</p>
<p>این همان پیروی بدی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث ما را از آن برحذر داشته است&#8230;</p>
<p>ابن مسعود  ـ رضی الله عنه ـ به چنین انسان‌هایی اشاره کرده و گفته است: &#8220;ما در جاهلیت کسی را امعه می‌دانستیم که بدون دعوت برای خوردن غذا به نزد مردم می‌رفت، اما امرزه امعه کسی است که در دین خود از هر کسی تقلید می‌کند&#8221; و همچنین فرمود: &#8220;آگاه باشید که کسی از شما در دینش از کسی تقلید نکند که اگر ایمان آورد او ایمان بیاورد و اگر کفر ورزید کفر بورزد زیرا که در میان بشر کسی اسوه نیست.&#8221;</p>
<p>از بزرگترین عواملی که باعث می‌شود انسان از این صفت مذموم در امان بماند این است که دارای اعتماد به نفس و عزیمتی باشد که تردید و خجالت در آن راه نیابد&#8230; پس هر که صاحب رای است باید که صاحب عزیمت نیز باشد زیرا که تردید و دو دلی باعث فساد کار است.</p>
<p>با مطالعه و بررسی نصوص شرعی و احوال سلف صالح می‌توان این را فهمید که هر گاه عزیمت و رای صحیح با شرع خداوند همراه باشند ممکن نیست در آن کار اشکالی پیش بیاید.</p>
<p>موضع رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در صلح حدیبیه از ما پنهان نیست، آنجا که برخی از صحابه صلح را در ظاهر به سود مسلمانان ندانستند اما اعتمادی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به پروردگارش و وعده‌ی او داشت باعث شد تردید نکند و آرای دیگران در او تاثیر نگذارد.</p>
<p>شیخ الاسلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;علی بن ابی‌طالب ـ رضی الله عنه ـ هنگامی که قصد خروج برای جهاد با خوارج را نمود ستاره شناسی نزد او آمده و گفت: ای امیرالمومنین به مسافرت نرو زیرا قمر در عقرب است که اگر در این حالت به مسافرت بروی یارانت شکست خواهند خورد. علی ـ رضی الله عنه ـ در پاسخ او فرمود: &#8220;بلکه با اعتماد و توکل بر خداوند و با دروغ پنداشتن تو به سفر خواهیم رفت&#8221;؛ پس برای او در آن سفر برکت نهاده شد و عموم خوارج تار و مار شدند و آن از بزرگترین حوادثی بود که باعث خوشحالی وی گردید&#8221;.</p>
<p>شاید کسی بپرسد که آیا با وضعیت کنونی جوامع نیازی از سخن گفتن درباره‌ی &#8220;امعه&#8221; هست؟ و آیا این پدیده تا این حد گسترده است که لازم است درباره‌ی آن هشدار داد؟</p>
<p>آری؛ مخصوصا در این زمانه که علمای بسیاری از میان ما رفته‌اند و مردم سرانی برای خود انتخاب کرده‌اند که از نظر علم و توکل از خودشان هم ضعیف‌ترند، زمانه‌ای که در آن جهل و کم‌علمی رواج یافته و نادانان به سخن آمده‌اند و گاه حتی روزنامه‌نگاران هم فقیه و آگاه به شریعت شده‌اند! مرجعیت دینی رو به ضعف نهاده و نظارت آن بر فتوا کاهش یافته است و سخن گفتن و نظر دادن عادت کسانی شده که چیزی نمی‌دانند اما دوست دارند در مسائل مهم و اساسی که صلاحیت آن را ندارند نظر دهند.</p>
<p>شکی در این نیست که جامعه‌ای که وضعش چنین است نیاز به طرح چنین مساله‌ای دارد. دلیل درستی آنچه ذکر کردیم قاعده‌ای است که ابن قتیبه به آن اشاره کرده و با وصف وضعیت مردم و قابلیت تغییر و تحول و تاثیرپذیری آنان و تقلید کورکورانه‌ی آنان چنین گفته است: &#8220;مردم به مانند دسته‌های پرندگانند که همدیگر را دنبال می‌کنند و اگر بر آن‌ها کسی ظاهر شود که ادعای پیامبری و یا حتی ادعای خدایی کند، آنان با وجود دانستن این که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خاتم پیامبران است حتما ٱن شخص پیروانی برای خود خواهد یافت&#8221;. (پایان سخن ابن قتیبه)</p>
<p>ای مسلمانان: تقلید کورکورانه و &#8220;امعه&#8221; بودن دو روی یک سکه‌اند و این دو صفت تنها مخصوص انسان‌های ساده‌لوح و عوام نیست بلکه صفت &#8220;امعه&#8221; از این گسترده‌تر است و این صفت همانگونه که در فرد وجود دارد به همان صورت نیز در جامعه با اندیشه‌ها و سنت‌ها و عادت‌هایش نیز موجود است، یعنی ممکن است یک فرد امعه باشد و یا ممکن است یک جامعه یا مجموعه‌ای از مردم امعه باشند&#8230;</p>
<p>همینطور در مورد انسان عامی یا تحصیل‌کرده و اهل علم؛‌ زیرا مجرد این‌که انسان اهل علم یا دانش‌آموخته باشد دلیل نمی‌شود که او قربانی تقلید کورکورانه نگردد مخصوصا اگر بسیار به حرف دیگران توجه کند یا آنکه نسبت به درست بودن عقیده‌ی خود مطمئن نباشد و این را می‌توان دلیل اضطراب و سردرگمی برخی از منسوبان به علم در منهج و فتوا و انتقال پی در پی آنان در میان مذاهب و آرای مختلف دانست که گاه به گاه دیده می‌شود. موثراتی که باعث می‌شود شخص منتسب به علم به همان مسیری برود که دیگران می‌خواهند و فقه را در خدمت آنان در آورد و نه آنان را در مسیر فقه&#8230;</p>
<p>ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ می‌فرماید: &#8220;یا عالم باشید و یا طالب علم و در میان این دو، امعه نباشید&#8221; ابن قیم رحمه الله درباره‌ی این سخن ابن مسعود می‌گوید: &#8220;ببین او چگونه مقلد را از زمره‌ی علما و طالبان علم خارج ساخته است؟&#8230;&#8221;</p>
<p>و خدا رحمت کند حافظ ابن حجر را آنجا که در شکایت از انتشار امعه در میان منسوبان به علم و اندیشه در عصر خویش می‌گوید: &#8220;آنانی که پس از قرون برتر آمدند در بیشتر مسائلی که ائمه‌ی تابعین و تابعان آنان آن را انکار می‌نمودند زیاده‌روی کردند تا آنجا که مسائل دیانت را با کلام یونان مخلوط کردند و سخن فلاسفه را اصلی قرار دادند که هر گونه حدیث و اثری را که با آن مخالف بود با تاویل، هر چند که تاویلی زشت باشد به آن برگرداندند و به این هم اکتفا نکردند بلکه ادعا کردند آنچه ترتیب داده‌اند شریف‌ترین علوم و اولاترین آن است و هر که از علمی که آنان پدید آورده‌اند استفاده نکند عامی و جاهل است. اما خوشبخت آن است که بر روشی که سلف بر آن بودند پایبند بماند و از آنچه خلف به وجود آوردند دوری گزیند. (پایان سخن ابن حجر رحمه الله)</p>
<p>و چه شبیه است امشب به دیشب! و چه نزدیک است امروز به دیروز!</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لاَ یَضُرُّکُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ } [مائده: ۱۰۵]</p>
<p>(اى کسانى که ایمان آورده‏اید به خودتان بپردازید هر گاه شما هدایت‏یافتید آن کس که گمراه شده است به شما زیانى نمى‏رساند بازگشت همه شما به سوى الله است پس شما را از آنچه انجام مى‏دادید آگاه خواهد کرد)</p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت داده و ما را با آیات و ذکر حکیم سود رساند&#8230; آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و آنچه خطا بود از نفس و از شیطان بود و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش تنها از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست&#8230; اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان تقوای الله را پیشه سازید و بدانید که اگر صفت امعه بودن در جامعه‌ای رواج یابد جلو سازندگی آن را گرفته و شخصیت آن را ضعیف می‌کند و آن جامعه را در میان دیگر جوامع ذلیل و خوار کرده که به سبب این صفت روحیه‌ی تبعیت در آن تزریق شده به طوری که در عادات و فرهنگ و روش و اندیشه وبال دیگران خواهند شد.</p>
<p>افتادن جامعه‌ی مسلمان در گرداب تقلید از بیگانگان خواستگاه شکست درونی و به مانند مینی است پنهان که شخصیت آن جامعه را با تقلید کورکورانه از بین می‌برد تا آنکه تمام ویژگی‌های آن جامعه‌ی مسلمان که خداوند به واسطه‌ی آن‌ها این امت را از دیگران متمایز کرده بود به کلی ناپدید می‌شود:</p>
<p>{ صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ } [بقره: ۱۳۸]</p>
<p>(این است رنگ خدایی و چه کسی است که از الله خوش نگارتر باشد و ما برای او عبادت کنندگانیم)</p>
<p>جامعه‌ی مسلمان اگر امعه باشد در پس سرابی که با او متفاوت است به راه می‌افتد تا آنکه خود را با اخلاق و روشی جدید که از مدنیتی بیگانه با خود و دین و سنت‌هایش بیرون آمده شکل دهد&#8230; و این چنین مردانگی برخی از مردان آن و زنانگی برخی از زنانش تغییر کرده می‌کند و همه‌ی این‌ها به سبب یورش به سوی مجهول است مجهولی که با تقلید کورکورانه صورت می‌گیرد اما این تقلید کورکورانه هر چه برای خود سبب و علت داشته باشد که با زرق و برق خود برای بار اول چشم مردم را خیره کند اما طولی نمی‌کشد که در دنیای واقعی فرو می‌ریزد، و از قدیم گفته‌اند: &#8220;با نگاه اول قانع نشو زیاد فجر کاذب اول طلوع می‌کند!&#8221;</p>
<p>و اگر جامعه در درون خود این را احساس می‌کند که برای تغییر نیاز به نهضتی فراگیر دارد این نهضت در بازگشت به شرع پروردگار است، و شریعت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بزرگترین عاملی است که باعث تغییر و اصلاح اوضاع ما می‌شود:</p>
<p>{&#8230; إِنَّ اللّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ &#8230;} [رعد: ۱۱]</p>
<p>(&#8230; در حقیقت‏ الله حال قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند&#8230;)</p>
<p>و آیا این تغییر چیزی است جز اخلاق حقیقی اسلام؟ و آیا ممکن است بر روی زمین نهضتی ثابت به وجود بیاید مگر بر اساس این تغییر؟</p>
<p>{أَفَغَیْرَ اللّهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَهُوَ الَّذِی أَنَزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ} [انعام: ۱۱۴]</p>
<p>(پس آیا داورى جز الله جویم با اینکه اوست که این کتاب را به تفصیل به سوى شما نازل کرده است و کسانى که کتاب [آسمانى] بدیشان داده‏ایم مى‏دانند که آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است پس تو از تردیدکنندگان مباش)</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین و پاکترین انسان‌ها محمد بن عبدالله، آن صاحب حوض و مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است: {&#8230; یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوند درود و سلام وبرکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی وی ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و همچنین از دیگر صحابه‌ی پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند و همچنین از ما با عفو و کرمت راضی باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا غم و غصه‌ی غصه‌داران را از بین ببر و سختی سختی‌دیدگان را آسان گردان و وام وام‌داران را ادا کن و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و امامان ما و والیان امر ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را داشته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا نما و از آتش دوزخ دور کن.</p>
<p>پاک و منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه مشرکان وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخرین سخن ما این که: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3174/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خطر پیروی از شهوات</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3163</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3163#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:57:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3163</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب
مسجد الحرام: جمعه ۲۷ رجب ۱۴۳۱ برابر با ۱۸ تیر ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است، ستایش از آن الله است که ما را به سوی اسلام هدایت نمود و اگر هدایت او نبود ممکن نبود که راه هدایت را بیابیم&#8230; او را برای نعمت‌هایش شکر می‌گوییم و او را برای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۲۷ رجب ۱۴۳۱ برابر با ۱۸ تیر ۱۳۸۹<span id="more-3163"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است، ستایش از آن الله است که ما را به سوی اسلام هدایت نمود و اگر هدایت او نبود ممکن نبود که راه هدایت را بیابیم&#8230; او را برای نعمت‌هایش شکر می‌گوییم و او را برای آنچه قضا نموده ستایش می‌کنیم&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که همانند و همتایی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست که در توارات و انجیل از او یاد شده است&#8230; درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران بزرگوار وی و بر همه‌ی آنانی باد که بر راه آنان روند و روش آنان را در پی گیرند.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای بندگان خداوند از وارد شدن به دریای شهوات برحذر باشید و آرامش این دریا شما را فریب ندهد، در ساحل بمانید&#8230; قلعه‌ی تقوا را رها نکنید که مجازات، بس تلخ است و بدانید که دنیا، همه‌ی آن، با همه‌ی شرف و عظمتی که دارد چیزی نیست جز نیازهای بدن، نیاز شکم و دیگر نیازهایی که هر جنبنده‌ای دارد، پس تقوای الله را پیشه سازید و شیطان فریبنده شما را نفریبد و بدانید که اگر بنده‌ای به سوی رضوان خداوندی و بهشت رهسپار شود همه‌ی بلاهایی که در این دنیا به او رسیده است هیچ زیانی برای او نخواهد داشت و بنده‌ای که به سوی خشم خداوندی و آتش جهنم رهسپار شده است نیز همه‌ی خوشی‌هایی که در این دنیا بر او رفته است هیچ سودی برایش نخواهد داشت، گو اینکه همه‌ی آنچه در این دنیا بر او گذشته است &#8220;هیچ&#8221; بوده است:</p>
<p>{&#8230; فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَما الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ } [آل عمران: ۱۸۵]</p>
<p>(&#8230;پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا کامیاب شده است و زندگى دنیا جز مایه‌ی فریب نیست)</p>
<p>ای مومنان: دوستی شهوت‌ها برای مردم زیبا گردانده شده و آنان به مقتضای فطرت و غریزه به آن گرایش دارند. اسلام نیز هیچ‌یک از خوشی‌های پاک زندگی را حرام نکرده است بلکه آن‌را تهذیب و پیرایش کرده و و پاک گردانده، و آمده است تا انسان را از وارد شدن به مرداب ناپاکی‌ها و آنچه به زیان دین و دنیای اوست باز دارد و در واقع اسلام پیروان خود را از چیزی باز نداشته مگر آنکه در مقابل چیز دیگری از پاکی‌ها را که منافع آنان را محقق می‌سازد برای آنان مباح گردانده است.</p>
<p>اما با وجود بسیار بودن ابواب مباحات و گسترده بودن چیزهای حلال، گروهی از مردم اصرار بر زیر پا نهادن مرزهای خداوندی و تجاوز دیوارهای پاکی و فضیلت دارند&#8230; این دسته از مردم همانطور که پروانه‌ها برای افتادن در آتش عجله دارند برای افتادن در شهوت‌ها حریصند گو اینکه همانانی هستند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث بیان می‌کند که:</p>
<p>«مثال من به مانند مردی است که آتشی افروخت، پس هنگامی که این آتش افروخته شد پروانه‌ها و حشرات شروع به افتادن در آن کردند؛ آن مرد سعی در نگه داشتن آن‌ها از افتادن در آتش می‌کند اما آن‌ها از دستش در رفته و در آتش می‌افتند. ـ پس رسول خدا فرمودند‌ &#8211; پس این به مانند مثل من و شماست&#8230; من شما را گرفته‌ام که در آتش نیفتید ـ و می‌گویم: ـ از آتش دور شوید&#8230; از آتش دور شوید&#8230; اما شما از دست من در می‌روید و وارد آن می‌شوید».</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; ای مومنان&#8230; در سیاق سخنمان درباره‌ی شهوات این سخن پروردگار را ذکر می‌کنم آنجا که می‌فرماید:</p>
<p>{ وَاللّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُواْ مَیْلاً عَظِیماً (۲۷) یُرِیدُ اللّهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفاً } [نساء: ۲۷-۲۸]</p>
<p>(الله مى‏خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته‏ها[ى نفسانى] پیروى مى‏کنند مى‏خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید (۲۷) الله مى‏خواهد تا بارتان را سبک گرداند و [مى‏داند که] انسان ضعیف آفریده شده است)</p>
<p>خداوند می‌خواهد بر بندگانش که از قدرت شهوت رنج می‌برند آسان بگیرد و برای همین شریعت اسلام فرصت‌های گمراهی را کم کرده و انسان را از عوامل فتنه دور داشته و اسباب فتنه و شعله‌ور شدن شهوت‌ها را قطع کرده است و موانع را از سر راه لذت‌های مشروع برداشته است تا آنکه نیروی بشر در دیگر عرصه‌های مهم زندگی نیز صرف شده و تنها در راه لبیک گفتن به ندای شهوات صرف نگردد.</p>
<p>همچنین اسلام پیروان خود را به شریعت پاک فرا خوانده است؛ این دین از کسی که توانایی ازدواج را دارد خواسته است که ازدواج کند و از زیاده‌روی در مهریه نهی نموده و کسانی را که توانایی ازدواج ندارند امر به عفاف نموده تا آنکه خداوند آنان را از فضل خود بی‌نیاز سازد ووعده داده هر که عفت پیشه سازد را عفیف سازد و هر که قصد ازدواج دارد را کمک کند و کارهایی را که باعث فرو نشاندن شهوت می‌شود مانند روزه و کم‌خوردن را مستحب گردانده است.</p>
<p>همچنین تحریک کننده‌های زنا ـ یعنی خمر و آلات موسیقی ـ را حرام گردانده و از سر کشیدن به داخل خانه‌ها نهی نموده و دستور به اجازه خواستن برای ورود به آن داده و فرو هشتن چشم را واجب ساخته و زنان را از ظاهر ساختن زینت خویش برای بیگانگان و سخن گفنتن با ناز و ادا نهی نموده است تا مریض‌دلان در آنان طمع نورزند و همچنین بی حجابی و تبرج را حرام گردانده است. خداوند  متعال می‌فرماید:</p>
<p>{&#8230; وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى &#8230;} [احزاب: ۳۳]</p>
<p>(&#8230;و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید&#8230;)</p>
<p>و باز فرموده است:</p>
<p>{&#8230;وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ &#8230;} [احزاب: ۵۳]</p>
<p>(&#8230; و چون از زنان [پیامبر] چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‏تر است&#8230;)</p>
<p>پس شایسته نیست کسی چیزی غیر از آنچه خداوند فرموده است بگوید&#8230; کسی نگوید که باز کردن در شهوات و اختلاط بین دختران و پسران و آسان گرفتن در سخن گفتن میان آن‌ها و دیدار و نشستن با یکدیگر و با هم بودن آنان در هنگام کار و تحصیل، برای قلب آنان بهتر است و باعث عفیف شدن آن‌ها می‌شود و غریزه‌ی سرکوب شده را آزاد کرده و احساسات آن‌ها را رقیق می‌گرداند!</p>
<p>و بدانید هنگامی که خالق چیزی می‌گوید و مخلوق چیزی دیگر، سخن، سخن خداوند است و دیگر سخنان بی ارزش است و خداوند است که حق را می‌گوید و اوست که به راه راست هدایت می‌کند.</p>
<p>همچنین اسلام از خلوت کردن با زن بیگانه نهی نموده. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هیچ مردی با زنی بیگانه خلوت نمی‌کند مگر آنکه شیطان نفر سوم آن‌هاست»</p>
<p>همچنین برای زنان شرط کرده است که در سفر‌ طولانی به همراه محرم باشند و برای آن‌ها حرام گردانده که در هنگام خروج از خانه از عطر استفاده کنند. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر زنی که از عطر استفاده کند و از خانه خارج شود و سپس از کنار گروهی از مردان عبور کند به طوری که بوی عطر او را حس کنند به مانند این است که زناکار باشد»&#8230;</p>
<p>و از این نهی نموده است که زنان روابط زناشویی خود را برای زنان دیگر تعریف کنند و از منتشر نمودن فحشا در میان مومنان نهی کرده و کسانی را که چنین کنند در دنیا و آخرت وعده‌ی عذاب دردناک داده است.</p>
<p>همچنین خداوند متعال از نزدیک شدن به زنا نهی کرده و مجازات فاعل آن را اگر متاهل باشد &#8220;رجم&#8221; قرار داده است و برای زناکار مجرد صد ضربه شلاق و یک سال تبعید را به عنوان مجازات تعیین نموده و فرموده است:</p>
<p>{&#8230; وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِی دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ } [نور: ۲]</p>
<p>(اگر به الله و روز بازپسین ایمان دارید در [کار] دین خدا نسبت به آن دو دلسوزى نکنید و باید گروهى از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند)</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «زناکار در حالی که زنا می‌کند مومن نیست» و فرموده است: «هنگامی که شخص زنا می‌کند ایمانش از او خارج می‌شود گو اینکه سایه‌ای باشد پس هنگامی که دست از زنا بکشد (یعنی از آن توبه کند) ایمانش به او بر می‌گردد»</p>
<p>و همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از حال زناکاران در برزخ خبر داده است که آنان در سوراخی هستند به مانند تنور که بالای آن تنگ و زیر آن وسیع است و در حالی که زناکاران در آن برهنه‌اند زیر آنان آتش افروخته می‌شود و همین که آتش آن افروخته شد به بالای آن تنور می‌آیند تا آنکه نزدیک خارج شدن از آن می‌شوند اما همین که نزدیک به خارج شدن از آن می‌شوند آتش آن فرو می‌نشیند و به داخل آن باز می‌گردند، و این عذاب تا روز قیامت بر آنان تکرار می‌شود و سپس به عذابی شدیدتر منتقل می‌شوند و چنین است سخن خداوند متعال که می‌فرماید:</p>
<p>{وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَاماً * یُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَیَخْلُدْ فِیهِ مُهَاناً} [فرقان: ۶۸-۶۹]</p>
<p>(و کسانى‏اند که با الله معبودى دیگر نمى‏خوانند و کسى را که الله [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمى‏کشند و زنا نمى‏کنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت‏خواهد کرد (۶۸) براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‏شود و تا ابد در آن خوار مى‏ماند)</p>
<p>آیا پس از این هشدار شدید، هیچ کسی که به الله و روز قیامت ایمان دارد رو به زنا خواهد آورد در حالی که از وعید خداوندی آگاه است؟ و آیا ممکن است پس از شنیدن آنچه خداوند برای مرتکب زنا در آخرت مهیا کرده است حتی یک قدم در این راه بردارد؟!</p>
<p>بندگان خداوند، ای مومنان: این دین بزرگ نمی‌خواهد پیروان خود را در معرض فتنه قرار دهد و پس از آن آن‌ها را مکلف به کنترل خود نماید&#8230; این دین، دینی است که پیش از رخ دادن گناه و واجب شدن مجازات، سعی در پیشگیری از آن دارد&#8230; این دینی است که سعی در حفظ نمودن وجدان و احساسات و اعضای بدن دارد و خداوند از هر کس دیگری به آفریدگان خود آگاهتر و داناتر است&#8230;</p>
<p>در سایه‌ی این وصیت خداوندی است که انسان‌ها در فضایی ایمن و پاک زندگی می‌کنند و زن بر شوهرش ایمن شده و شوهر نسبت به همسرش احساس امنیت می‌کند و همه‌ی جامعه امنیت قلبی را به دست خواهند آورد&#8230; آنجا که نه فحشایی گسترش می‌یابد و نه تحریک کننده‌ای وجود دارد و نه فتنه‌ای سر بر می‌آورد و نه خودنمایی و تبرج انتشار می‌یابد و شهوات بر حرمت‌ها غالب نمی‌شود.</p>
<p>برپایی نظام خانواده و استقرار جامعه با وجود مرداب فحشاهای پنهان و آشکار امکان پذیر نیست و اگر غریزه تحریک شود دیگر نه قلبی آرام خواهد شد و نه هیچ خانه‌ای روی آرامش خواهد دید و نه هیچ ناموسی در امان خواهد ماند و نه هیچ خانواده‌ای&#8230; آنگاه یا خیانت‌های پی در پی خواهد بود و یا غریزه‌های سرکوب شده و درون‌های بیمار و نگرانی و ناآرامی و این همان چیزی است که خداوند نسبت به آن هشدار داده است&#8230;</p>
<p>خداوند نسبت به همان چیزی هشدار داده که اصحاب شهوات به وسیله‌ی نوشته و عکس و داستان و فیلم به دنبال آنند&#8230;</p>
<p>گسترش فحشا و تحریک غرایز اساس هر شر و بلا و از بزرگترین اسباب نزول مجازات عمومی و از بزرگترین اسباب فساد امور مردم و جامعه است. امت‌ها از پی این بلا چیزی به دست نیاورده‌اند جز ویرانی درون و اخلاق و ناپاکی جامعه و سست شدن اساس خانواده و در هم کوبیده شدن انسان،‌ و اگر انسان ویران گردید دیگر تنها با وجود کارخانه‌ها و تولید، تمدنی وجود نخواهد داشت.</p>
<p>پس ای مردم، ای خردمندان امت، ای دعوتگران و ای اولیای امور&#8230; این هشداری است پیش از وقوع فاجعه&#8230; آمارها وحشتناک و نگران کننده است&#8230; صدای ناله‌ی فضیلت و عفت می‌آید&#8230; میانگین خیانت‌های خانوادگی و تجاوز و انحرافات جنسی رو به افزایش است&#8230;</p>
<p>انحرافات اخلاقی که در گذشته در نهان رخ می‌داد هم اکنون در خانه‌ها و از طریق شبکه‌ها و کانال‌ها به نمایش گذاشته می‌شود و حتی در برخی از کشورها قانونی شده است و هم اکنون در برخی از کنفرانس‌های جهانی به سوی آن دعوت داده می‌شود همانطور که به سوی نماز فراخوانده می‌شود!</p>
<p>خداوند غیرتمند میشود و غیرت او آن است که بنده‌اش دچار زنا شود، و سنت‌های خداوندی با کسی شوخی ندارد و هر گاه زنا در قومی علنی شد خداوند دستور به نابودی آن می‌دهد و هرگاه قومی زنا را علنی ساختند خداوند آنان را گرفتار بیماری‌های واگیر و دردهایی خواهد کرد در گذشتگان نبوده است.</p>
<p>خداوند متعال فضیلت را حفظ کرده است و اگر امت مسلمان به نصیحت‌های قرآن عمل می‌نمود هرگز جوانان آن از سرکوب غریزه رنج نمی‌بردند و مشکلاتی که اکنون رخ داده است پیش نمی‌آمد:</p>
<p>{ وَاللّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَیُرِیدُ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِیلُواْ مَیْلاً عَظِیماً (۲۷) یُرِیدُ اللّهُ أَن یُخَفِّفَ عَنکُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِیفاً } [نساء: ۲۷-۲۸]</p>
<p>(الله مى‏خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته‏ها[ى نفسانى] پیروى مى‏کنند مى‏خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید (۲۷) الله مى‏خواهد تا بارتان را سبک گرداند و [مى‏داند که] انسان ناتوان آفریده شده است)</p>
<p>طاووس می‌گوید: «یعنی اگر نگاهش به زنان بیفتد نمی‌تواند خویشتنداری کند»</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (۲۴) وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنکُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ} [انفال: ۲۴-۲۵]</p>
<p>خداوندا ما را با قرآن بزرگ برکت ارزانی دارد و با آیات و ذکر حکیم سود رسان&#8230; آنچه را شنیدید گفتم؛ و بری خود و شما از خداوند آمرزش می‌خواهم.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است&#8230; ستایش از آن اوست آنگونه که شایسته‌ است، و درود و سلام بر بنده و گزیده‌ شده‌ی وی و بر اهل بیت و یاران و پیروان او.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مومنان: ما به کسانی نیاز داریم که در زمانه‌ی باز شدن در شهوت‌ها و آسان شدن راه گناه و فتنه‌ها، به سوی فضیلت و پاکی دعوت دهند&#8230; در دوران دعوتگران به سوی آتش که هر که آنان را اجابت کند او را به آتش می‌اندازند&#8230; زمانه‌ی فیلم و داستان‌ها و تصاویر و سایت‌های مستهجن و زمانه‌ی تحریک شهوات و فرو افتادن در محرمات&#8230;</p>
<p>در این دوران، مومنی که بر دینش صبر پیشه کرده است به مانند کسی است که اخگر داغ را در مشت خود گرفته است و افسار شهوت را به دست خود گرفته و نفس خود را ازهوا و هوس نهی می‌کند&#8230; او در برابر ضعف فطری و شهوت طبیعی خود مقاوت می‌کند و با نفس اماره به جهاد بر می‌خیزد؛ شیطان به او وعده می‌دهد و گناه را در نظر او زینت می‌دهد و پیروان شهوت‌ها نیز دوست دارند که او را دچار انحراف کنند&#8230;</p>
<p>چگونه در امان می‌ماند کسی که دشمنی دارد که خواب ندارد و نفسی دارد که به بدی امر می‌کند و شهوتی که بر او غالب است و شیطانی که بدی را در نظر او زینت می‌دهد؟ چنین کسی تنها در صورتی در امان می‌ماند که خداوند او را حفظ کند اما اگر خداوند او را به حال خود رها کند&#8230; در این حالت همه‌ی این بدی‌ها علیه او موضع گرفته و او هلاک خواهد شد.</p>
<p>اما با همه‌ی این‌ها خداوند متعال هنگامی که انسان را آفرید و شهوت را در وجود او گذاشت و او را به مخالفت با هوای نفس امر نمود و شیطان را بر او قرار داد او را رها نکرد بلکه به او نیرویی ارزانی کرد که بتواند با آن در مقابل دشمانش استقامت کند و خداوند به چیزی امر نمی‌کند مگر آنکه بنده‌اش را بر آن یاری می‌کند و از چیزی باز نمی‌دارد مگر آنکه بنده‌اش را از آن بی‌نیاز گردانده است.</p>
<p>راه بهشت، راهی است طولانی که در آن خارها پراکنده شده و گردنه‌های زیادی وجود دارد و خطرات و ناخوشی‌ها آن را در بر گرفته است و رونده‌ی این راه ناگزیر باید صبر پیشه سازد و آیا دینداری چیزی است جز صبر در برابر ندای شهوت؟ خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ إِنِّی جَزَیْتُهُمُ الْیَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ } [مومنون: ۱۱۱]</p>
<p>(من [هم] امروز به [پاس] آنکه صبر کردند بدانان پاداش دادم؛ آرى ایشانند که رستگارانند)</p>
<p>{ وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِیراً } [انسان: ۱۲]</p>
<p>(و به پاس آنکه صبر پیشه ساختند، بهشت و حریر پاداششان داد)</p>
<p>ای مسلمان: در زیر پا گذاشتن هوای نفس لذتی وجود دارد که بر هر لذت دیگر برتری دارد و هر که مغلوب هوای نفس شود ذلیل وخوار است و صبر کردن در برابر شهوت آسان از صبر کردن در برابر عواقب آن است و صبر بر حرام‌های خداوند آسانتر از صبر در برابر عذاب اوست:</p>
<p>{ لَّیْسَ بِأَمَانِیِّکُمْ وَلا أَمَانِیِّ أَهْلِ الْکِتَابِ مَن یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ &#8230;} [نساء: ۱۲۳]</p>
<p>(به دلخواه شما و به دلخواه اهل کتاب نیست، هر کس بدى کند در برابر آن کیفر مى‏بیند&#8230;)</p>
<p>شیرینی دست کشیدن از گناهان را تجربه کن که آن درختی است که عزت دنیا و شرف آخرت را در بر دارد و از هر چیزی که شهوت را بیدار می‌کند دست بکش که هیچ فتنه‌ای بدتر از نزدیک شدن به شهوت‌ها نیست و کمند افرادی که به آن نزدیک می‌شوند مگر آن که در آن می‌افتند و در حدیث آمده است که: «وای بر تو آن را باز نکن که اگر آن را گشودی در آن خواهی افتاد» و هر که به فتنه نزدیک شد از سلامت دور می‌شود و هر که ادعای صبر بر فتنه کند به خودش موکول خواهد شد و هر که به خود موکول شد هلاک می‌گردد. آیا نشنیده‌ای سخن آن بزرگوار بزرگوار زاده، یوسف پیامبر را که فرمود:</p>
<p>{&#8230; وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُن مِّنَ الْجَاهِلِینَ } [یوسف: ۳۳]</p>
<p>(&#8230; و اگر نیرنگ آنان را از من دور نسازی به سوی آنان خواهم گرایید و از نادانان خواهم شد)</p>
<p>قلب‌هایی که به شهوت‌ها وابسته شده‌اند از خداوند دورند و به خدا قسم، مرد آن است که اگر با حرام خلوت کند و بتواند آن را انجام دهد و تشنه‌ی انجام آن باشد، نگاه خداوند را به یاد آورد و حیا پیشه سازد&#8230;</p>
<p>{أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مَا یَکُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلَا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمْ وَلَا أَدْنَى مِن ذَلِکَ وَلَا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مَا کَانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ} [مجادله: ۷]</p>
<p>(آیا ندانسته‏اى که الله آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مى‏داند. هیچ گفتگوى محرمانه‏اى میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست و نه کمتر از این [عدد] و نه بیشتر مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده‏اند آگاه خواهد گردانید زیرا الله به هر چیزى داناست)</p>
<p>پس هنگامی که در خلوت خود قصد گناه کردی از نگاه آن زنده‌ی پایدار حیا کن و بدان که هر که در تنهایی خیانت پروردگار کند خداوند نیز در آشکار او را رسوا خواهد ساخت:</p>
<p>{ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (۴۰) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَى } [نازعات: ۴۰-۴۱]</p>
<p>(و اما کسى که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس باز داشت (۴۰) پس بهشت جایگاه اوست)</p>
<p>بنده‌ای نیست که چشم خود را از زیبایی‌های یک زن بپوشاند مگر آنکه خداوند در پاداش، به او ایمانی خواهد داد که شیرینی آن را در قلبش حس خواهد کرد و هر که نفسش او را به گناهی تشویق کند اما او از آن بدش بیاید و آن را از خود دور کند و برای خداوند آن را ترک گوید، تقوا و صلاحش افزایش می‌یابد و هر که در ترک شهوتی با خداوند راستی پیشه کند خداوند نیز آن را از قلبش خارج خواهد ساخت و هر که راه اخلاص در پیش گرفت، نجات یافت:</p>
<p>{&#8230; کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاء إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ } [یوسف: ۲۴]</p>
<p>(&#8230;چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او دور سازیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود)</p>
<p>و هر چه جذابیت شهوت بیشتر باشد مجاهده‌ی نفس نیز قوی‌تر شده و اجر بنده نیز افزایش می‌یابد. کسی که نفسش شهوت چیزی را دارد اما آن را بری خداوند ترک می‌کند از جمله‌ی آنانی است که خداوند قلب آنان را برای تقوا آزموده است&#8230;</p>
<p>خداوندا ما از شهوت حرام به تو پناه می‌بریم&#8230; خداوندا چنان از خشیت خود به ما عطا کن که میان ما و گناهان فاصله اندازد.</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین و پاکترین انسان‌ها محمد بن عبدالله هاشمی قریشی&#8230; خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابه‌ی نیک وی و راضی و خشنود باش از امامان هدایتگر ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و از کسانی که راه آنان را در پیشه گیرند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان و والیان امر ما را اصلاح گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و سختی‌ها و فتنه‌های پنهان و آشکار را از ما دور  ساز. خداوندا اوضاع مسلمانان را اصلاح گردان و آنان را بر حق و هدایت یکی بگردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده. خداوندا دشمنان دین را نابود ساز که آنان یارای ناتوان ساختن تو را ندارند.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آنچه باعث رضایت توست برسان. پروردگارا ما و پدر و ما را مورد آمرزش قرار ده که تو شنونده‌ی دعایی&#8230;</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوای دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی.</p>
<p>پاک و بی عیب است پروردگار تو آن پروردگار عزت از آنچه به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3163/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بزرگواری رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3159</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3159#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3159</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ عبدالمحسن القاسم
مسجد نبوی شریف: جمعه ۶ رجب ۱۴۳۱ برابر با ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
حمد و سپاس از آن الله است، او را سپاس گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خویش و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ عبدالمحسن القاسم</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۶ رجب ۱۴۳۱ برابر با ۲۸ خرداد ۱۳۸۹<span id="more-3159"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است، او را سپاس گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خویش و اعمال ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک، و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست&#8230; خداوندا بر او و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام بسیار فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای بندگان الله تقوای او را آنگونه که شایسته است پیشه سازید و او را در پنهان و نهان مراقب خود بدانید.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; خدای متعال از دیگران بی‌نیاز است، او در ذات و صفات و کار‌هایش دارای کمال مطلق است. نام‌های نیک او در زیبایی و جمال به غایت رسیده است و صفات والایش در والایی و جلال به اوج&#8230;</p>
<p>یکی از این نام‌های نیک خداوند نام &#8220;کریم&#8221; است. اوست که هر چه خواسته‌ایم به ما عطا کرده و آنچه را نخواسته‌ایم نیز بر ما انعام کرده است و اوست که اگر بنده دستش را به  سویش بلند کند شرمش می‌آید که آن  را خالی برگرداند، درش به سوی هر که فرایش خواند باز است و خزائنش بر روی بندگانش گشاده است و در عطا کم نمی‌کند.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;دستان خداوند پر است و بخشیدن و عطا کردن، آن را خالی نمی‌کند؛ بخشنده‌ای است که شب و روز می‌بخشد. آیا دیده‌ای که پروردگار شما از زمان خلق آسمان‌ها و زمین همچنان دارد بخشش می‌کند، اما آنچه در دست اوست تمام نشده است.&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>او کریمی است که به بنده‌اش نزدیک است و میان او و بنده‌اش برای درخواست و خواهش هیچ حجابی نیست:</p>
<p>{ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ..} [بقره: ۱۸۶]</p>
<p>(اگر بندگانم از تو درباره‌ی من پرسیدند (پس به آنان بگو که) من نزدیکم)</p>
<p>و اوست که به بندگانش بیش از آنچه آرزو کنند می‌دهد&#8230; در حدیث قدسی آمده است: &#8220;برای بندگان صالح خود چیزی آماده کرده‌ام که نه چشمی دیده است و نه گوشی شنیده است و نه به قلب هیچ بشری خطور کرده است&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>بلکه او بنده‌اش را از این نهی نموده که در هنگام دعا، دعای کم کند بلکه از او خواسته که تا می‌تواند از خداوند بخواهد، زیرا که بخشش او زیاد است&#8230; پس تا می‌توانی از او بخواه زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است:</p>
<p>&#8220;هنگامی که کسی از شما دعا کرد پس نگوید خدایا اگر خواستی من را بیامرز، بلکه با قاطعیت دعا کند و رغبت خود را افزون بگرداد&#8230; یعنی از او هر چه می‌خواهد مسالت کند زیرا برای خداوند بخشیدن هیچ چیزی سخت نیست&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>و خداوند برای کار نیک کوچک جزای برزگ می‌دهد. خداوند می‌فرماید:</p>
<p>{ مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ..} [انعام: ۱۶۰]</p>
<p>(هر که یک نیکی بیاورد برای او [اجر] ده برابر آن است)</p>
<p>و برای هر که بخواهد برای کارش چندین برابر بیش از آن اجر می‌دهد، و هر که قصد انجام کار نیکی کند و آن را انجام ندهد به او یک اجر می‌دهد و برای کسی که در دنیای موقتی او را اطاعت کرده است بهشت ابدی آخرت را عطا می‌کند و آن‌ها را با دیدن چهره‌ی بزرگوارش در روز قیامت پاداش می‌دهد.</p>
<p>همچنین کتاب خداوند متعال کتابی است کریم که هر که آن را تلاوت کرده و به آن عمل نماید خداوند نیز او را بزرگوار می‌دارد.</p>
<p>کرم و بزرگواری همچنین یک صفت پسندیده برای انسان است که نشانه‌ی صفای قلب و پاکی درون است. شیخ الاسلام ابن تیمیه می‌گوید: &#8220;اصول فضیلت‌ها این‌هایند: علم و دین و کرم و شجاعت که از خصلت‌های نیکی است و در هیچ مومنی نیست مگر آنکه خداوند او را به سبب آن والا مقام می‌گرداند&#8230;&#8221;</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در آغاز ورود خود به مدینه مردم را به این خصلت‌ها تشویق نمود و فرمود: &#8220;ای مردم سلام را در میان خود افشا کنید و غذا بدهید و در حالی که مردم در خوابند نماز بگذارید تا به سلامتی به بهشت وارید شوید&#8221; [به روایت ترمذی]</p>
<p>کرم، عبادتی از عبادات است و سنگین‌ترین چیز در ترازوی اعمال، &#8220;اخلاق نیک&#8221; است. حسن بصری رحمه الله می‌گوید: &#8220;اخلاق نیک همان کرم و بذل و بخشش است&#8221; و در حدیث آمده است که: &#8220;هر روز صبح دو فرشته نازل می‌شوند که یکی از آن‌ها می‌گوید: خداوندا به بخشنده، جایگزین مالش را عطا کن و دیگری می‌گوید: خداوندا به بخیل، تلف عطا کن&#8221; [به روایت ترمذی]</p>
<p>و شایسته است مسلمان برای انجام این عبادت مورد غبطه قرار گیرد: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;حسد نیست مگر در دو چیز: مردی که خداوند به او مالی عطا کرده و او آن را در راه حق مصرف می‌کند و مردی که خداوند به او حکمت ارزانی داشته است و او بر اساس آن قضاوت می‌کند و آن را آموزش می‌دهد&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>خداوند متعال نیز دانایی است که دانایان را دوست دارد و کریمی است که کریمان را دوست می‌دارد و محسنی است که محبت محسنان را دارد، و کرم از خصلت‌های جوانمردان و نیکان است و کریم‌ترین انسان‌ها پیامبرانند.</p>
<p>ابراهیم ـ علیه السلام ـ هنگامی که فرستادگان پروردگار به صورت انسان‌ها به نزد او آمدند و ندانست که آنان فرشتگانند با کرم با آنان برخورد کرد و گوساله‌ای چاق را برای آنان ذبح کرد و آن را برای آنان بر سنگ داغ بریان نمود و سریع به ایشان تقدیم کرد&#8230;</p>
<p>و موسی علیه السلام را خداوند، کریم خوانده است و فرموده است: {ما پیش از ایشان قوم فرعون را مورد آزمایش قرار دادیم و پیامبری کریم به نزد آنان آمد} [دخان: ۱۷]</p>
<p>همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ درباره‌ی یوسف ـ علیه السلام ـ می‌فرماید: &#8220;او بزرگوار، فرزند بزرگوار، فرزند بزرگوار، فرزند بزگوار است&#8221; [به روایت بخاری]</p>
<p>پیامبر ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نیز بخشنده‌ترین انسان‌ها بود و کریم و سخاوتمند بود&#8230; و &#8220;هیچگاه از او چیزی نخواستند که در پاسخ آن درخواست &#8220;نه&#8221; بگوید. مردی از او گله‌ای گوسفند خواست که میان دو کوه را پر کرده بود پس آن گله را به وی بخشید، پس آن مرد به نزد قومش بازگشت و گفت: اسلام بیاورید که محمد به مانند کسی بخشش می‌کند که از فقر هراسی ندارد. و یک بار رسول خدا بُرده‌ای پوشید پس مردی به وی گفت: چه زیباست! آن را بر من بپوشان ای رسول خداوند. پس آن را به او بخشید&#8221; [به روایت بخاری]</p>
<p>غنائم به نزد او آورده می‌شد و او آن را میان مردم تقسیم می‌کد. در حنین به &#8220;صفوان بن امیه&#8221; صد شتر و سپس صد شتر دیگر بخشید. صفوان پس از آن گفت: &#8220;به خدا سوگند رسول خدا هنگامی که آن بخشش را به من بخشید بدترین کس در نزد من بود اما آنچنان به من بخشید که دوست داشتنی‌ترین مردم در نزد من شد&#8221; [به رواست مسلم]</p>
<p>یک بار مال زیادی از بحرین آورده شد و آن بیشترین مالی بود که به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ آورده می‌شد پس فرمود: &#8220;آن را در مسجد گسترده کنید&#8221;. پس عباس به نزد او آمد و گفت: &#8220;ای رسول خدا به من عطا کن زیرا من در غزوه‌ی بدر برای آزاد کردن خود و عقیل مال داده‌ام&#8230;&#8221; پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم – به او گفت: &#8220;بگیر&#8221; و در دامان او مال زیادی ریخت. عباس خواست که برود اما نتوانست پس مقداری از آن را ریخت وسپس آن را بر دوش خود گذاشت. [به روایت بخاری]</p>
<p>و اگر نزد او بیش از آن بود نیز برای به دست آوردن رضای خداوند متعال آن را بخشش می‌نمود.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله وعلیه وآله وسلم – می‌فرماید: &#8220;اگر نزد من طلایی باشد دوست ندارم سه شبانه روز بگذرد و نزد من چیزی از آن باقی بماند مگر مالی که آن را برای قرض باقی گذارم&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>بلکه حتی کرم و بخشش رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم – به حدی بود که پیش از آنکه مالی به نزد او بیاید وعده‌ی بخشش آن را می‌داد. وی به جابر چنین فرمود: &#8220;اگر مال بحرین می‌آمد به تو اینقدر و اینقدر و اینقدر می‌دادم&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>ابن رجب رحمه الله می‌گوید: &#8220;رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عطایی می‌بخشید که کسرا و قیصر از آن ناتوان بودند&#8221;</p>
<p>بخشنده‌ترین مردم پس از رسول خدا ـ صلی الله علیه واله وسلم ـ صحابه‌ی گرامی وی بودند. رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ امر به صدقه نمود پس عمر رضی الله عنه نصف مال خود را آورد و ابوبکر رضی الله عنه همه‌ی مالش را آورد و عثمان رضی الله عنه ارتش &#8220;عسره&#8221; را خود با مال خود مجهز گرداند که رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ  در ثنای او گفت: &#8220;از این روز به بعد عثمان هر کاری کند به او زیانی نخواهد رسید&#8221; [به روایت ترمذی]</p>
<p>به نزد ابوطلحه ـ رضی الله عنه ـ مهمان آمد. پس همسرش به او گفت: &#8220;ما تنها غذای بچه‌های خود را داریم&#8221; پس ابوطلحه به او گفت: چراغ را خاموش کن و کودکان را اگر غذا خواستند خواب کن&#8221; پس او به بهانه‌ی آنکه می‌خواهد چراغ را درست کند آن را خاموش کرد و به همراه همسرش ادای غذا خوردن در آوردند و مهمانشان غذای آن‌ها را خورد. پس همگامی که ابوطلحه به نزد رسول خدا – صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمد، وی ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: &#8220;خداوند متعال امشب از کار شما به خنده آمد (یا آنکه به تعجب آمد)&#8221; [متفق علیه] و ابن عمر رضی الله عنهما غذا نمی‌خورد مگر آنکه مسکینی را می‌آوردند که با او غذا بخورد. [به روایت بخاری]</p>
<p>کرم و بزگواری ابواب گوناگونی دارد. مثلا انفاق کردن بر خود بهترین انواع نیکی است&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;هرگاه کسی از شما قصد داشت بخشش کند از خود و خانواده‌اش آغاز نماید&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>و انفاق بر همسر و فرزند از بهترین انواع احسان است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;دیناری که در راه الله داده‌ای و دیناری که به مسکینی عطا کردی و دیناری که بر خانواده‌ات صرف نموده‌ای [از میان آن‌ها] دیناری که برای خانواده‌ات مصرف کرده‌ای اجر آن بزرگتر است&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>از دیگر خصلت‌های کرم و وفاداری این است که انسان دوستان پدر و مادرش را گرامی بدارد و همچنین بزرگ داشتن همسایه از ایمان است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;هر که به الله و روز قیامت ایمان دارد پس همسایه‌اش را گرامی بدارد&#8221; [متفق علیه] و از بهترین راه‌های همسایه‌داری این است که برای آن‌ها غذا فرستاده شود&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;اگر آبگوشتی پختی آب آن را زیاد کن و  به همسایه‌ات هم برس&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>همینطور بزرگ داشتن مهمان از مروت و از اخلاق کریمانه است&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;هر که به الله و روز بازپسین ایمان دارد همسایه‌اش را گرامی بدارد&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>و هر که مالی ندارد سعی کند سخنش نیک باشد زیرا سخن نیک یکی از انواع بخشش و سخاوت است&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علهیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;خود را از آتش دور بدارید حتی اگر با نصف خرما باشد و هر که آن را هم نیافت پس با سخنی نیک&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>همچنین نیکی به دیگران با از بین بردن غم‌های آن‌ها نوعی دیگر از انواع کرم و سخاوت است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;هر کار نیکی صدقه است&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>علی بن ابی‌طالب ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: &#8220;از بخشیدن کم خجالت مکش زیرا که نبخشیدن از آن کم‌تر است و از بخشیدن زیاد مترس زیرا که تو از آن بیشتری&#8221;</p>
<p>و بدانید که گرامی‌ترین کارها آن کاری است که برای به دست آوردن رضایت الله باشد و بزرگترین انسان‌ها آنانند که بیشتر اطاعت خداوند را می‌کنند؛ الله سبحانه و تعالی می‌فرماید: {&#8230; همانا گرامی‌ترین شما نزد الله باتقواترین شماست&#8230;} [حجرات: ۱۳]</p>
<p>به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ گفته شد: &#8220;کریم ترین مردم کدامند؟&#8221; فرمود: &#8220;کریم‌ترین و گرامی‌ترین آنان باتقواترین آنان است&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>پس خود را از نظر مالی کریم و بزرگوار بگردان و با نفس خود نیز کریم باش و تا می‌توانی بر طاعت پروردگارت حریص باش تا از سعاتمندان بزرگوار گردی.</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: {.. وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ } [بقره: ۲۷۲]</p>
<p>خداوند من و شما را با قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و حکمت آن سود رساند. آنچه را شنیدید گفتم؛ و برای خود و شما و همه‌ی مسلمانان از خداوند بزرگ از هر گناهی آمرزش می‌طلبم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که نیک است و اهل احسان، و او را برای توفیقش شکرگذاریم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست&#8230; درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان&#8230; کرم و بزرگواری پوشاننده‌ی معایب است و از نیکی‌های دین انسان، و دلیلی است بر حسن ظن به خداوند و آن خصلتی است که در میان بخل و اسراف قرار دارد&#8230; الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p>{ وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاماً } [فرقان: ۶۷]</p>
<p>(و کسانى‏اند که چون انفاق کنند نه ولخرجى مى‏کنند و نه تنگ مى‏گیرند و میان این دو [روش] حد وسط را برمى‏گزینند)</p>
<p>و بزرگوار آن است که خداوند متعال او را با طاعتش بزرگ داشته باشد حتی اگر از نظر مالی فقیر باشد و بی‌ارزش آن است که خداوند او را با گناه بی‌ارزش کرده باشد حتی اگر غنی و ثروتمند باشد پس تا می‌توانید بر صفت کرم و بزرگواری حریص باشید و هر که در حد توان خود به آن پایبند باشد تا آنکه به سعادت برسید و خیر پروردگار را به دست آورید.</p>
<p>سپس بدانید که خداوند متعال شما را به درود و سلام بر پیامبرش امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً }[احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا بر پیامبر ما محمد درود و سلام و برکت ارزانی دار و از خلفای راشدین ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ  که به حق حکم می‌کردند و از دیگر اهل بیت و یاران پیامبرت راضی و خشنود باش.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و رفاه بدار.</p>
<p>خداوندا ما را افزون بدار و از ما کم مگردان و ما را بزرگ بدارد و خوار و کم مکن و ما را عطا کن و محروم مساز و هدایت کن و هدایت را برای ما آسان بگردان.</p>
<p>خداوندا ما از تو توفیق و سعادت دنیا و آخرت را مسالت داریم. خداوندا درستی را به ما الهام کن و ما را به سوی حق توفیق ده و از فتنه‌ها دور بدار.</p>
<p>{ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ } [بقره: ۲۰۱]</p>
<p>بندگان خداوند: {همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چینن اندرز می‌دهد باشد که پند گیرید} [نحل: ۹۰] پس خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و به راستی که یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3159/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نیکی و تقوا</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3155</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3155#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:36:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3155</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه الخیاط
مسجد الحرام: جمعه ۶ رجب ۱۴۳۱ برابر با ۲۸ خرداد ۱۳۸۹
خطبۀ اول:
ستایش از آن الله است که هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند. او را ستایش می گویم که او آن نیکوی رئوف و مهربان است و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز الله که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه الخیاط</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۶ رجب ۱۴۳۱ برابر با ۲۸ خرداد ۱۳۸۹<span id="more-3155"></span></p>
<h4>خطبۀ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که هر که را بخواهد به راه راست هدایت می کند. او را ستایش می گویم که او آن نیکوی رئوف و مهربان است و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی شریک و گواهی می دهم که سرور ما محمد بنده و پیامبر او و دارای اخلاق بزرگ و منهج راست است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش و همۀ آن هایی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند تقوای او را پاس دارید که بنده تا آنگاه که راه نیکی در پیش گیرد و برای دنیای خویش برای آخرت توشه بردارد، بر خیر و نیکی است.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>آیه ای در کتاب خدا است که همۀ منافع بندگان را در دنیا و آخرت در بر گرفته و شامل همۀ روابط میان بنده و پروردگار وی می باشد که شایسته است پی در پی در معانی این آیه و فهم آن تدبر نموده و برای عمل به آن تلاش نمود و آن آیه این سخن خداوند متعال است که می فرماید:</p>
<p>{ وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ } [مائده: ۲]</p>
<p>(و بر نیکی و تقوا با یکیدگر همکاری کنید و بر گناه و تجاوز با هم همکاری نکنید و از الله پروا دارید که همانا الله سخت کیفر است)</p>
<p>زیرا هر بنده ای همانطور که امام ابن قیم می فرماید ممکن نیست از یکی از این دو حالت و دو واجب جدا باشد:</p>
<p>۱-	یا وظیفه ای که بین او و خداوند است</p>
<p>۲-	و یا وظیفه ای که میان او و بندگان خدا است</p>
<p>اما وظیفه ای که میان او و بندگان است اینگونه است که همراهی او با مردم بر اساس تعاون بر خشنودی خداوند و طاعت وی باشد زیرا این هدف، اوج خوشبختی بنده و سعادت اوست و بدون آن به خوشبختی دست نخواهد یافت که آن را می توان در دو کلمه ی &#8220;نیکی و تقوا&#8221; خلاصه کرد که در واقع همۀ دین را در بر می گیرد.</p>
<p>زیرا حقیقت &#8220;بر&#8221; یا &#8220;نیکی&#8221; همان کمالی است که از یک چیز و سود آن انتظار می رود زیرا &#8220;بر و نیکی&#8221; کلمه ای است که همۀ انواع خیر و کمالی که از بنده انتظار می رود را در بر می گیرد.</p>
<p>در مقابل این کلمه، &#8220;اثم&#8221; یا &#8220;گناه&#8221; قرار دارد که در واقع کلمه ای است که همۀ انواع بدی و عیب را در خود جای می دهد.</p>
<p>همچنین ایمان و اجزای آشکار و پنهان آن نیز در مفهوم بر و نیکی جای می گیرد که شکی در این نیست که تقوا نیز جزئی از مفهوم نیکی است و بیشتر آن را &#8220;نیکی قلب&#8221; می نامند که همان وجود طعم ایمان و شیرینی آن در قلب است به همراه آرامش و سلامت و شادی قلب بر اثر ایمان. زیرا ایمان دارای لذت و شادی خاصی است که در قلب به وجود می آید و هر که آن را نداشته باشد یا فاقد ایمان است یا ایمانش ناقص است.</p>
<p>خداوند متعال خصلت های ایمان را در این آیه چنین بیان نموده است:</p>
<p>{لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَـئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَـئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ} [بقره: ۱۷۷]</p>
<p>(نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و [یا] مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به الله و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب [آسمانى] و پیامبران ایمان آورد و مال [خود] را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان و گدایان و در [راه آزاد کردن] بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند آنانند کسانى که راست گفته‏اند و آنان همان پرهیزگارانند)</p>
<p>خداوند متعال در آیه چنین بیان نموده است که نیکی یعنی: ایمان به الله و ملائکۀ وی و کتاب های و پیامبرانش و روز قیامت که این ها همان اصول پنجگانۀ ایمان است که ایمان بدون آن ها وجود نخواهد داشت و همچنین ایمان شامل شریعت های ظاهری از جلمه برپا داشتن نماز و دادن زکات و نفقه های واجب است و همینطور شامل اعمال قلبی است از جمله صبر و وفای به عهد و بدین ترتیب این خصلت ها همۀ قسمت های دین را در بر می گیرد که همان خصلت های تقوا است.</p>
<p>اما تقوا حقیقت آن عمل به طاعت خداوند است از روی ایمان و امید به پاداش و همان امر و نهی است که بنده را به انجام آنچه خداوند امر نموده و ترک کردن آنچه خداوند نهی نموده است وا می دارد چنانکه طلق بن حبیب می گوید: &#8220;هرگاه فتنه رخ داد آن را با تقوا خواموش کنید&#8221;. گفتند: تقوی چیست؟ گفت: &#8220;اینکه بر اساس نوری از خداوند طاعت او را کنی و به ثواب او امید داشته باشی و اینکه بر اساس نوری از خداوند معصیت او را از ترس عقوبت او ترک کنی&#8221;.</p>
<p>که این جمله از بهترین سخنانی است که در تعریف تقوا و بیان حقیقت آن گفته شده است؛ زیرا هر کاری باید اساس و هدفی داشته باشد و هیچ عملی طاعت و قربت به حساب نمی آید مگر آنکه مصدر آن از ایمان باشد و اینگونه است که ایمان سبب انجام آن می شود و نه عادت یا هوای نفس و نه طلب ستایش از مردم و یا به دست آوردن جاه و مقام، بلکه باید مبدا آن محض ایمان و ثواب خداوندی و به دست آوردن رضایت او باشد که این خصلت &#8220;احتساب&#8221; نامیده می شود.</p>
<p>بر این اساس هدف از اجتماع مردم و معاشرت آنان باید بر اساس نیکی و تقوا باشد و هر کدام از آنان دیگری را از نظر علمی و عملی یاری رساند. زیرا هیچ کس همۀ علم و توان را در اختیار ندارد و اینگونه حکمت خداوند چنین اقتضا نموده است که بنی بشر به همدیگر نیازمند باشند و سپس فرموده است:</p>
<p>{ وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ } (و بر گناه و تجاوز با یکدیگر همکاری نکنید)</p>
<p>که گناه و تجاوز از نظر نهی به مانند نیکی و تقوا از نظر امر هستند.</p>
<p>&#8220;اثم&#8221; یا گناه به چیزی گفته می شود که ذات آن حرام است به مانند زنا و دزدی و مانند آن. &#8220;عدوان&#8221; یا تجاوز نیز به چیزی گفته می شود که به سبب زیاده روی در نوع آن حرام شده است که در واقع تجاوز و عبور کردن از مرزهای خداوند است که در بارۀ آن چنین فرموده است:</p>
<p>{ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ } [بقره: ۲۲۹]</p>
<p>(آن ها مرزهای الله هستند پس از آنها تجاوز نکنید و هر که مرزهای الله را مورد تجاوز قرار دهد پس آنانند که ستمکارانند)</p>
<p>و فرموده است:</p>
<p>{ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا } [بقره: ۱۸۷]</p>
<p>(آن ها مرزهای الله هستند پس به آن ها نزدیک مشوید)</p>
<p>خداوند متعال تجاوز از این مرزها را تحریم نموده است زیرا مرزهای وی حد پایانی میان حلال و حرام است.</p>
<p>این ها احکامی بود که به رابطۀ میان بنده و مردم مربوط بود که باید روابط آنان با یکدیگر از نظر علم و عمل بر اساس نیکی و تقوا باشد اما در رابطۀ میان بنده و پروردگار بر بنده لازم است که طاعت او را مد نظر داشته و از معصیت او دوری گزیند که همان رهنمون خداوند متعال است که می فرماید: {و تقوای الله را  داشته باشد} و این توصیه هم برای یادآوری وظایف بنده نسبت به دیگر بندگان است و هم وظایفی که نسبت به خداوند بر دوش دارد.</p>
<p>انسان عاقل آن است که به خوبی این دو وظیفه را پاس داشته و حق آن ها را به نیکی ادا نماید تا اسباب سعادت را در زندگی دنیا به دست آورده و درجات والای بهشت را تصاحب نماید.</p>
<p>از بهترین عواملی که در انسان را در این زمینه یاری می رساند تربیت نمودن نفس و عادت دادن آن بر این اخلاق است؛ مخصوصا در مراحل اول زندگی که افراد بر اساس یاری رسانی و تعاون میان همدیگر تربیت شوند و در مورد ضرورت این اخلاق و آثار و عاقبت نیک آن آگاهی یابند و پس از آن این اخلاق در مورد نزدیکان و همسایه ها نیز عملی شده و وظیفه های واجب در مورد آن ها یعنی صلۀ رحم و همکاری و مهربانی مورد عمل قرار گیرد. تا آنکه حلقه های این اخلاق همۀ جامعۀ مسلمان را در بر گیرد و همانگونه شود که رسول خدا – صلی الله علیه و اله و سلم – فرموده اند که: مثال مومنان در دوستی و مهربانی و عطوفتی که میان همدیگر دارند به مانند یک بندن یگانه است که اگر عضوی از آن به درد آید همۀ بدن آن عضو را با شب بیداری و تب همراهی می کنند&#8221;. [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و برای انجام همکاری نیکی و تقوایی که بدان امر شده اید و دوری از همکاری در گناه و تجاوز تلاش نمایید تا هم امر خداوند را که باعث سود و استقامت شماست به انجام رسانده و هم حقوق برادرانتان را به جای آورید.</p>
<p>و همچنین اینگونه با نشان دادن آثار حقیق وبزرگ تعاون بر نیکی و تقوا نصیبی در دعوت به دینتان داشته باشید.</p>
<p>خداوند من و شما را با رهنمودهای قرآن و سنت سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ از هر گناهی آمرزش می طلبم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبۀ دوم:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است. او را ستایش گفته و از او یاری می جوییم و از بدی های نفس خود و اعمال ناشایستمان به او پناه می بریم که الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت و گواهی می دهم که معبودی به حق نیست جز او که تنها و بی شریک است و گواهی می دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>اای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و بدانید که بهترین سخنان کلام خداوند است وبهترین رهنمون، رهنمون محمد بن عبدالله است و بدترین امور در دین نوآوری در آن است و هر نوآوری در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است. پس ای بندگان خداوند به این نور پایبندی کنید و از انحراف از قرآن و سنت برحذر باشید تا از رستگارانی شوید که بر نیکی و تقوا همکاری می کنند.</p>
<p>و همیشه به یاد داشته باشید که خداوند متعال شما را به درود و سلام بر خاتم پیامبران امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً} [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفۀ وی ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران وی و بر تابعین و همۀ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم و احسان خویش راضی باش&#8230;</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و حوزۀ دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود ساز و میان قبول مسلمانان الفت ایجاد کن و رهبران آنان را اصلاح نما و کلمۀ آنان را بر حق یکی بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومن مجاهدت را یاری رسان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین هایمان ایمن بدار و رهبران و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا عاقبت ما را در همۀ مسائل نیک بگردان و ما را از خاری دنیا و عذاب آخرت نجات ده. خداوندا ما از زوال نعمتت و از برگشتن عافیتت و عذاب ناگهانی تو و همۀ انواع خشمت به تو پناه می بریم.</p>
<p>خداوندا دین ما را که نگهدارندۀ امر ماست و دنیای ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیادۀ در نیکی ها و مرگ را آسودگی از همۀ بدی ها بگردان.</p>
<p>پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی تردید از زیانکاران خواهیم بود.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>و درود و سلام بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3155/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نیاز به همکاری و تعاون</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3153</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3153#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:33:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3153</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم
مسجد الحرام: جمعه ۲۸ جمادی الثانی برابر با ۲۱ خرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است&#8230; او را ستایش گفته و از او یاری و آمرزش می‌خواهیم و به سوی او توبه می‌کنیم، و از بدی‌های نفس خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم&#8230; هر که را الله هدایت کند او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود الشریم</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۲۸ جمادی الثانی برابر با ۲۱ خرداد ۱۳۸۹<span id="more-3153"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است&#8230; او را ستایش گفته و از او یاری و آمرزش می‌خواهیم و به سوی او توبه می‌کنیم، و از بدی‌های نفس خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم&#8230; هر که را الله هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبود به حقی نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست:</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } [آل عمران: ۱۰۲]</p>
<p>{یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیباً} [نساء: ۱]</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً } [احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مردم: از نسل اول این امت تا کنون سال‌ها و قرن‌ها گذشته است و اسلام روز به روز به فرزندانش درس ثبات بر دین و آداب پیروزی و عقب راندن دشمنان و صبر در برابر سختی‌ها و دوری شدن از فتنه‌ها را با روحیه‌ی خشنودی از پروردگار و اطمینان به وعده‌ی وی داده است&#8230; که در راه آن هر سختی و ناملایمتی را تحمل کرده است&#8230;</p>
<p>این احساس مثبت تنها به فرد مسلمان محدود نمی‌شود و بلکه به جامعه‌ی مسلمان به طور کلی مربوط است و لازم است این احساس مثبت در همه‌ی جامعه موجود باشد و نه فقط در تعدادی از افراد  آن که به حد اجتماع نمی‌رسند؛ زیرا این از سنت‌های الهی در زندگی است که جوامع مسلمان با وجود آن که نسبت به پروردگار خود رضایت دارند ـ با این وجود ـ در توانایی‌ها و داشته‌ها و تلاش و ضعف و غنا و فقر و سلامتی و بیماری، با یکدیگر تفاوت دارند&#8230;</p>
<p>وجود این تفاوت نیاز این جوامع به یکدیگر در آسانی و سختی و غم و شادی ضروری‌تر می‌شود. همچنین نیاز به نزدیکی میان تک تک آنان را، هر چند سرزمین‌هایشان از یکدیگر دور باشد ضروری می‌سازد و نیاز به مهربانی را با وجود ظلم و ستم موجود لازم و ضروری می‌سازد&#8230; بلکه آنان نیاز شدیدی به حس کردن همدیگر دارند و این ممکن نیست جز بر اساس این احساس مثبت که دین ما بر آن تاکید دارد؛ چه اشکال دارد که نزدیکی و الفت میان جوامع مسلمان به جایی برسد که اگر کسی در شمال آن ناراحت شود فردی از امت در جنوب آن به درد آید&#8230; در این صورت حداقل او کسی را خواهد یافت که او را همدردی کرده یا وی را آرام سازد، و کمتر از آن دیگر نمی‌توان ذره‌ای تعاون و همدردی را تصور کرد.</p>
<p>هنگامی که چنین فضای مثبتی در بین جوامع مسلمان به وجود آید این امت شکار دیگران نخواهد شد که اگر در برابر او مصیبتی رخ دهد یا بحران‌ها و از هم گسیختگی‌ها خود را نمایان سازند و هر چه شب تاریک ظلم و ستم و سلطه بر سینه‌ی او فشار آورد، روحیه‌ی صبر و شکیبایی بر اساس رهنمون الهی در وجود این امت نخواهد مرد&#8230;.</p>
<p>بر اساس این خواستگاه، اسلام همیشه در برابر این امت زنده است و مسلمانان هیچگاه نخواهند مرد و بلکه همیشه این سخن پروردگار خویش را به زبان خواهند آورد که:</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ } [آل عمران: ۲۰۰]</p>
<p>(اى کسانى که ایمان آورده‏اید صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از الله پروا نمایید امید است که رستگار شوید)</p>
<p>آنان از آیات صبر که در بیش از هشتاد موضع در کتاب خداوند تکرار شده است، الگو و نشانه می‌گیرند زیرا که صبر از قوی‌ترین عوامل پیروزی میان حق و باطل است:</p>
<p>{&#8230; وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الأَرْضُ وَلَـکِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ } [بقره: ۲۵۱]</p>
<p>(&#8230;و اگر الله برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمى‏کرد قطعا زمین تباه مى‏گردید ولى الله نسبت به جهانیان تفضل دارد)</p>
<p>صبر در میان عوامل پیروزی جایگاه نخست را به دست نیاورده است مگر برای اینکه انواع نیکی‌ها را در مسیر موفقیت در بر می‌گیرد&#8230; زیرا صبر باعث روبرو شدن زیبا در برابر بلاها و سختی‌ها می‌شود و باعث می‌شود انسان به نیکی مصیبت‌ها را تحمل کند و به نیکی با آن‌ها روبرو گردد و با قدرت و اقتدار آ‌ن‌ها را تحمل کند و آن سختی‌ها را با اقتدار تمام از مسیر جاودانگی بردارد و دور سازد و باعث می‌شود جوامع مسلمان به نیکی با یکدیگر هم دردی کنند تا به مانند یک بدن یگانه شوند، و اجری را که خداوند به آنان وعده داده است به دست آورند که: {همانا صابران اجرشان را بدون حساب دریافت خواهند کرد} [زمر: ۱۰]</p>
<p>این پاداش بی حساب نیست مگر برای آن صابرانی که به عهد و پیمان الهی پایبند بوده و به اسلام و پایداری وفادار مانده‌اند و با همه‌ی سختی‌های طولانی و نفس‌گیر به یکدیگر وفادار مانده‌اند.</p>
<p>ای بندگان خداوند: نور اسلام بر جهانیان تابید تا یکی از رهنمون‌ها و دستاوردهایش محکم کردن رابطه‌ی میان افراد و جوامع مومن با یکدیگر بر اساس بهترین و شریف‌ترین روش‌‌ها باشد و این محکم‌سازی روابط را فضیلت و ایثار و مهربانی و یاری در بر گرفته است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ &#8230;} [توبه: ۷۱]</p>
<p>(و مردان مومن و زنان مومن، برخی یاران برخی دیگرند)</p>
<p>و می‌فرماید:</p>
<p>{ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ &#8230; } [حجرات: ۱۰]</p>
<p>(همانا مومنان برادرند&#8230;)</p>
<p>و رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: &#8220;مومن برای مومن به مانند یک ساختمان است که هر جزء آن جزء دیگر را محکم می‌دارد&#8221; [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و همچنین می‌فرماید: &#8220;مثال مومنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که میان یکدیگر دارند به مانند یک بدن یگانه است که اگر عضوی از آن به درد آید دیگر اعضای بدن با تب و شب بیداری با وی همراهی می‌کنند&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>همه‌ی این نصوص به روشنی دال بر این است که خداوند حکیم بر تعاون و الفت و خیرخواهی و یگانگی امیدها و دردهای میان مسلمانان تاکید نموده است زیرا پروردگار این امت و دین و پیامبر آن یکی است&#8230;</p>
<p>این حقیقتی است استوار که ریشه‌ی آن محکم است و شاخ و برگ آن در آسمان؛ بر این اساس بر جوامع مسلمان لازم است که معانی همگرایی و تراحم و یاری‌رسانی را در درون خویش روشن ساخته و این بلندی روح را در برادری و همکاری و برابری به وجود آورند&#8230;</p>
<p>زیرا دین اسلام، نژاد و زبان و رنگ را معیاری برای این معانی بلند قرار نداده است چون همه، بندگان خداوندند و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: &#8220;و بندگان خداوند، و برادران هم باشید&#8221; [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>پس چرا شریعت خداوند بر این معانی با ارزش تاکید نکند در حالی که خداوند فرزندان آدم را گرامی داشته و آنان را در زمین و دریا بر مرکب‌ها نشانده و از پاکی‌ها روزی داده است و از میان بنی آدم مسلمانان را با اسلام گرامی داشته است و بر این امت مهربانی و ارتباط با همدیگر و همگرایی و یاری رسانی را واجب گردانده است و بدین ترتیب همه‌ی معانی تفرقه و اختلاف و خودخواهی و ترک گفتن یاری و تسلیم نمودن یکدیگر به دشمن را حرام گردانده است.</p>
<p>هر کس کمترین آگاهی از زندگی برخی از موجودات داشته باشد تاثیر این معانی را در بقا و ایستادگی در برابر متجاوز درک خواهد کرد.</p>
<p>برای مثال مورچه‌ها با صبر و شکیبایی کارهای گوناگون را بارها تکرار می‌کنند و خداوند متعال داستان گروهی از مورچگان را با سلیمان چنین نقل می‌کند که:</p>
<p>{ حَتَّى إِذَا أَتَوْا عَلَى وَادِی النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ یَا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسَاکِنَکُمْ لَا یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمَانُ وَجُنُودُهُ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ } [نمل: ۱۸]</p>
<p>(تا آنگاه که به وادى مورچگان رسیدند مورچه‏اى گفت اى مورچگان به خانه‏هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال کنند)</p>
<p>و همینطور گروه زنبورها نیز چنین احساسی در مورد مملکت خویش دارند و با دقت و نظم برای ساختن و حمایت از کندوی خویش همکاری می‌کنند&#8230;</p>
<p>به همین صورت دیگر پرندگان و حیوانات؛ به طوری که می‌بینیم این جانوران به صورت فردی یا گروهی حرکت می‌کنند اما همین که خطری آنان را تهدید کرد یکجا شده و متحد می‌شوند زیرا آنان به صورت غریزی می‌دانند که اگر پراکنده شوند دچار خواری و ضعف خواهند شد.</p>
<p>اگر این احساس در میان حشرات و حیوانات زبان بسته به صورت غریزی موجود است در مورد انسان مسلمان که توانسته است با شریعت، و غریزه‌ی خویش آن را داشته باشد چه می‌توان گفت؟ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: &#8220;مسلمان، برادر مسلمان است؛ نه به او ستم می‌کند و نه او را تسلیم می‌نماید. هر که در تلاش برای برآوردن نیاز برادرش باشد خداوند نیز نیاز او را برآورده می‌سازد و هر که سختی و مصیبتی‌ از سختی‌های دنیا را از مسلمانی بر طرف سازد خداوند نیز یک سختی از سختی‌های آخرت او را بر طرف خواهد ساخت&#8221; [به روایت بخاری و دیگران]</p>
<p>در میان امت مسلمان جوامع مسلمانی هستند که در شرایط سختی به سر می‌برند زیرا در دوره‌ای از دوره‌های زمانی هستیم که در آن متجاوزان قدرتمند شده و به جای صاحبان واقعی سرزمین اسلامی نشسته و صاحبان واقعی آن را زخمی و آواره کرده‌اند.</p>
<p>بر این اساس لازم است که همت جوامع مسلمان را به سوی مهربانی و عطوفت با یکدیگر و احساس مسئولیت نسبت به همدیگر و تلاش بی وقفه برای احقاق حق و بر طرف نمودن ستم تشویق نمود. زیرا ممکن نیست به علت وجود امراضی که اهل حق گرفتار آنند و سرزمین و وطن آنان گرفتار اشغال شده است، ذات حق از بین برود.</p>
<p>خداوند من و شما را به واسطه‌ی قرآن بزرگ برکت داده و با آیات و حکمت‌های آن سود رساند. آنچه را گفتم اگر درست بود از سوی خداوند است و اگر خطا بود از نفس و از شیطان، و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش تنها از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست.</p>
<p>ای مردم: نیاز به همبستگی جوامع مسلمان و یکی ساختن احساس آن‌ها بر اساس شریعت خداوند و دعوت به قوی کردن این احساس سخن جدیدی نیست و نه هم خیالی است باطل و نه ایده آلی است که وجود آن در جهان واقع تصور نشود، بلکه آن واقعیتی است که در هر زمان و مکان وجود آن لازم است که اگر در مدت زمانی به ضعف بگراید در مدت زمانی دیگر قدرت می‌یابد&#8230;</p>
<p>و این هدف هر گاه که معانی تعاون صادقانه و احساس مشترک و واقعی برادری و دینداری تحقق یابد به اذن خداوند آسان خواهد بود؛ زیرا تنها نیرو کافی نیست و تنها صبر و شکیبایی نیاز ما را برطرف نخواهد ساخت و تنها با شجاعت نمی‌توان دشمنان را دور ساخت و با گریه نمی‌توان اشغالگر را بیرون راند، اگر همه‌ی این‌ها با همکاری و هم‌دستی میان جوامع مسلمان همراه نباشد، تا بدینوسیله بتوان این همبستگی را به مانند دیواری مستحکم در برابر هر تجاوز و هجومی قرار داد&#8230;</p>
<p>حال که نیروی تنها بدون همکاری و تعاون کافی نیست، چه می‌شود اگر ضعف و سستی جای نیرو را گرفته باشد؟ نیروی انسان قوی به کمال خود نمی‌رسد مگر با همکاری ضعیف، حال چگونه است اگر قوی به یاری ضعیف بشتابد؟ و چه نیرویی بالاتر از نیروی دین و امت است؟ خداوند در مورد ذو القرنین با آن همه قدرت و نیرویی که داشت چنین مثال می‌زند که از همکاری و مشارکت در برابر سختی‌ها بی‌نیازی نجست بلکه هنگامی که آن قوم از او خواستند میان آن‌ها و یاجوج و ماجوج سدی بسازد گفت:</p>
<p>{&#8230; مَا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ رَدْماً *آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَاراً قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً } [کهف:‌۹۵-۹۶]</p>
<p>(&#8230; آنچه پروردگارم به من در آن تمکن داده بهتر است پس مرا با نیرویى [انسانى] یارى کنید [تا] میان شما و آنها سدى استوار قرار دهم (۹۵) براى من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه که میان دو کوه برابر شد گفت بدمید تا وقتى که آن [قطعات] را آتش گردانید گفت مس گداخته برایم بیاورید تا روى آن بریزم)</p>
<p>او با همه‌ی قدرتی که داشت از آن‌ها کمک خواست و خواست تا برای او آهن بیاورند و در آن بدمند و آن‌ها برای او که آن‌همه نیرومند بود این سه کار را انجام دادند&#8230;</p>
<p>و همه‌ی این‌ها دلیلی است قوی بر این نکته که چوب‌ها اگر با هم جمع شوند شکسته نمی‌شوند و دیگ با بزرگی خود با کمک سنگ‌هایی کوچک در جای خود نگه داشته می‌شود.</p>
<p>{ قَالُواْ یَا شُعَیْبُ مَا نَفْقَهُ کَثِیراً مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاکَ فِینَا ضَعِیفاً وَلَوْلاَ رَهْطُکَ لَرَجَمْنَاکَ وَمَا أَنتَ عَلَیْنَا بِعَزِیزٍ } [هود: ۹۱]</p>
<p>(گفتند اى شعیب بسیارى از آنچه را که مى‏گویى نمى‏فهمیم و واقعا تو را در میان خود ضعیف مى‏بینیم و اگر عشیره تو نبود قطعا سنگسارت مى‏کردیم و تو بر ما پیروز نیستى)</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاک‌ترین آن‌ها محمد بن عبدالله، آن صاحب حوض کوثر و مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و خود و ملائکه‌اش بر وی درود فرستاده‌اند و فرموده:</p>
<p>{&#8230;  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد، و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی وی ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ و از تابعین و کسانی که تا روز قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش راضی باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا غم و غصه‌ی غصه‌داران و دردمندان مسلمان را از بین ببر و وام وام‌داران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان ما را اصلاح کن و ولایت ما را بر عهده‌ی کسانی بگذار که تقوای تو را داشته و در پی رضایت تو باشند.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه به دروغ به او نسبت می‌دهند و سلام بر پیامبران و سخن آخر اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3153/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مصادر شریعت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3149</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3149#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:16:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3149</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: صالح آل طالب
مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۱ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۱۴ خرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش برای الله است. ستایش برای الله است که پاک و منزه و بلند مرتبه است. دارای نام‌های نیک است و صفاتش در نیکی و کمال به غایت رسیده است. اوست که بر بندگانش شریعت‌ها را نازل نموده و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۱ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۱۴ خرداد ۱۳۸۹<span id="more-3149"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش برای الله است. ستایش برای الله است که پاک و منزه و بلند مرتبه است. دارای نام‌های نیک است و صفاتش در نیکی و کمال به غایت رسیده است. اوست که بر بندگانش شریعت‌ها را نازل نموده و در میان آن‌ها پیامبران را پی در پی مبعوث گردانده است. پس کسی که از آن چه از سوی خداوند آمده است رویگردان شد چه بدبخت است و بدحال، و آنکه راه هدایت را پیمود چه خوش جایگاهی است بهشت برای او&#8230; و آیا دین چیزی است جز پیروی؟ و آیا دستور جز برای این است که اطاعت شود و نهی برای این است که از آن دوری گردد؟ و آیا جز این است که همه‌ی شریعت، قابل اجرا و شدنی است؟</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که یگانه و بی‌شریک است&#8230; بزرگ است خلقت و امر پروردگار ما&#8230; او که حرام و حلال را در دین برای ما بیان نمود. و درود و سلام و برکات خداوند بر پیامبرش محمد، و بر اهل بیت و یاران وی باد&#8230;</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>آنگونه که شایسته‌ی خداوند است تقوای او را پیشه سازید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید:</p>
<p>{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } [آل عمران: ۱۰۲]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پاس دارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p>بدانید که دنیا به نوبت است و پیش از ما بر عاد و ثمود و قرن‌های نخستین گذشته است و بدانید که مال، امانت است و جان نیز به سوی خالقش بر خواهد گشت که یا خشنود خواهد شد و یا بدبخت، گذشتگان برای ما الگویند و ما برای آیندگان عبرت&#8230; پس خوش به حال آنکه آخرت خویش را آباد ساخت و در پی خشنودی پروردگارش بود.</p>
<p>خداوندا ای پروردگار جبرئیل و میکائیل و اسرافیل&#8230; ای آفریننده‌ی آسمان و زمین و ای آگاه به غیب و آشکار، تویی که میان بندگانت در آن‌چه اختلاف نمودند حکم خواهی کرد&#8230; ما را با خواست خود به سوی آن حقی که در آن اختلاف شده است راهنمایی کن، که تو هر که را بخواهی به راه راست هدایت می‌کنی&#8230;</p>
<p>خداوندا ای گرداننده‌ی قلب‌ها قلب ما را بر دینت ثابت بدار.</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; ای مسلمانان: همه‌ی ما به سوی خداند در سیر هستیم و در حال سفر به سوی خانه‌ی آخرتیم. آنجاست که نامه‌‌های اعمال منتشر می‌شود و ترازوها بر پا خواهد شد:</p>
<p>{ فَأَمَّا مَن طَغَى *وَآثَرَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا * فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَى * وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْوَى } [نازعات: ۳۷-۴۱]</p>
<p>(پس اما آنکه طغیان ورزید (۳۷) و زندگی دنیا را ترجیح داد (۳۸) پس همانا جایگاه او آتش است (۳۹) و اما آنکه از ایستادن در برابر پروردگارش هراس داشت و نفس خود را از هوس باز داشت (۴۰) پس همانا بهشت همان جایگاه اوست)</p>
<p>شریعت خداوند برای این آمده است که مردم را از دعوت نفس و هوا و هوس خارج کند تا بندگانی شوند برای خداوند و این است حقیقت بندگی&#8230; این که در شریعت و تقدیر خداوند تسلیم او شویم و بدانیم خداوند از ما چه می‌خواهد تا به آن عمل کنیم نه اینکه با حیله و نیرنگ از آن شانه خالی کنیم یا از آن بگریزیم؛ زیرا هدف از وجود ما تحقق بخشیدن بندگی خداوند است:</p>
<p>{ وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ } [ذاریات: ۵۶]</p>
<p>(و من جن و انس را نیافریدم مگر برای آنکه من را عبادت کنند)</p>
<p>و عبادت خداوند در توحید و اطاعت دستورات وی و گردن نهادن به امر و نهی وی تحقق می‌یابد&#8230; و مگر اطاعتی وجود دارد به جز در حلال و حرام؟</p>
<p>ای مسلمانان: آنکه حکم به حلال و حرام می‌کند همانا الله ـ جل جلاله – است و ما از طریق قرآن و سنت پیامبر وی ـ صلی الله علیه واله وسلم ـ بر اساس روش صحابه ـ رضی الله عنهم ـ به حکم وی پی خواهیم برد نه با هوای نفس و خواست دل، و همانا خداوند متعال برای این امت کسانی را قرار داده است که این دین را همانگونه که توسط مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم آمده است برای ما آورده‌اند و سنت و هدایت را در پیروی از آنان قرار داده است و سلامت را در پیمودن راه آنان گذاشته است که اولین آن‌ها صحابه‌ی پیامبرند. زیرا آنان شاهد نازل شدن وحی بودند و به تفسیر آن آگاه بودند و آنان آگاه‌ترین مردم به مقصود سخنان خداوند و پیامبر وی هستند&#8230;</p>
<p>پس از آنان علمای راسخ و آگاهان به سنت قرار دارند&#8230; آنان که جوانی خود و حتی بخشی از میان‌سالی خویش را در حلقه‌های علم و علم آموزی صرف کرده‌اند&#8230; روزها و شب‌ها را در پی این علم گذرانده‌اند و در کنار آن دارای خشیت و تقوایی بودند که باعث آبادی قلب و عقلشان بود&#8230; گذشته از سفرهایشان که در پی یافتن علم به گوشه و کنار دنیا می‌رفتند&#8230; و سپس بعد از این همه تلاش و کوشش، کسی از آن‌ها به فتوا نمی‌پرداخت مگر آنکه صد نفر از اهل علم به اهلیت وی گواهی می‌دادند&#8230;</p>
<p>به وسیله‌ی آن‌ها بود که شریعت حفظ گردید و امت مسلمان به راه راست رفت و آنان توانستند با این علم، قرن‌ها نیرنگ و دشمنی را به سلامت پشت سر بگذارند چنانکه کشتی از دریای طوفانی عبور می‌کند تا آنکه این شریعت پس از ۱۵ قرن، پاک و روشن به دست ما برسد.</p>
<p>ای بندگان خداوند: در این سال‌های اخیر پدیده‌ای ظاهر گردیده که نوید خوبی نمی‌دهد و  مدعیانی که ادعای آگاهی از شریعت دارند و بدون علم و تقوا به ساحت شریعت نزدیک می‌شوند و درهای شر را باز می‌کنند&#8230; و رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی نیز هر قول شاذی را میان مردم پخش می‌کنند و با فتوا دادن به رخصت در امور شرعی به این آتش دامن می‌زنند تا آنکه مردم در دین خود دچار اضطراب و دو دستگی شده و بسیاری از آنان به راه‌های انحرافی کشانده شده‌اند&#8230;</p>
<p>عقوبت آنان که دین مردم را به فساد می‌کشانند از کسانی که دنیا را به تباهی می‌کشانند بدتر است، و اگر اینگونه بود که هر سخنی در دین معتبر بود دیگر برای مردم نه دینی باقی می‌ماند و نه عقیده‌ای؛ چرا که حتی ابلیس و فرعون نیز دارای قولی در دین هستند! و هر انسانی دارای رای و فهمی است که اگر بر اساس شریعت منظم نشود دیگر مرزی برای گمراهی باقی نخواهد ماند&#8230;</p>
<p>شیخ الاسلام ابن تیمیه می‌گوید: &#8220;همانا چیزی میان مردم داوری نمی‌کند جز کتابی منزل یا وحیی که از آسمان آمده است و اگر همه به هوای نفس خود برمی‌گشتند و به آن عمل می‌کردند پس هر شخصی برای خود دارای عقلی است [که حکم متفاوتی می‌دهد]&#8230;&#8221;</p>
<p>چه بسیارند آنانی که به رای خود مغرورند و نمی‌دانند که در واقع امامی در گمراهی‌اند&#8230; که گناه گمراهی خود و گمراهی کسانی که به گمراهی می‌کشند را تا روز قیامت به دوش خواهند کشید و خداوند متعال در مورد فرعون و امثال وی می‌فرماید:</p>
<p>{ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ &#8230;} [قصص: ۴۱]</p>
<p>(و آنان را امامانی قرار دادیم که به سوی آتش دعوت می‌کنند&#8230;)</p>
<p>بندگان خداوند: در بحبوحه‌ی این دخالت‌های بدون علم در دین خداوند و کثرت کسانی که در دین خداوند نظر می‌دهند، ما همان سخنی را می‌گوییم که نخستینان این امت گفتند که : &#8220;همانا این علم، دین است پس ببینید که دین خود را از چه کسی می‌گیرید&#8221;.</p>
<p>و بدان که هنگامی که در برابر خداوند ایستادی با این عذر که از فلان کس که دین و علم و فقه و تقوایش مورد اعماد نیست، پیروی کردی رها نخواهی شد&#8230; زیرا تو از چنین کسی پیروی نکرده‌ای مگر برای آنکه موافق دلخواه تو فتوا داده است و سخن آن عالم ربانی را که تقوا و خشیت خداوند را در دل داشت رها نمودی&#8230;</p>
<p>دین از آن الله است&#8230; از سوی او نازل شده است و به سوی او باز خواهد گشت، و خداوندی که خلقت و امر از آن اوست هر آنچه را اراده کند حکم نموده و هر دستوری که بخواهد می‌دهد، و بدانید که در مسائلی که در آن اختلاف شده است حق تنها یکی است و دو تا نیست و حکمی که نزد خداوند است ثابت است و تنها یک حکم است هر چند که سخنان فتوا دهندگان چند تا باشد و بدانید که با قرار دادن یک مفتی میان خود و خداوند نمی‌توان خود را از پرسش خداوند رها کرد، اما آنچه بر شخص مکلف لازم است این است که جستجو کند و از کسی بپرسد که به او اطمینان دارد&#8230;</p>
<p>و بدترین بلا و مصیبت آن است که شخص به عمد در مسائل مورد اختلاف در پی فتوای آسان‌تر باشد و یا از کسی فتوا بخواهد که اهل آن نیست در حالی که خداوند می‌فرماید:</p>
<p>{&#8230; فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ } [نحل: ۴۳]</p>
<p>(پس از اهل آگاهی بپرسید اگر نمی‌دانید)</p>
<p>پس با پرسیدن از غیر اهل علم، سوال از گردن انسان نخواهد افتاد و از پیامدهای آن در امان نخواهد بود.</p>
<p>حدود خداوند با اشتباه یک عالم و یا با فتوای کسی که اهل آن نیست مباح نمی‌شود و هر که در پی رخصت‌های علما باشد به اتفاق اهل علم دچار فسق می‌شود و هر که رخصت‌های علما را بگیرد همه‌ی بدی‌ها در وی جمع خواهد شد و نیکی آن است که درون انسان و قلب وی با آن آرام گیرد و گناه آن است که در درون انسان احساس نا آرامی وجود آورده و در وجودت شک بیاندازید حتی اگر مردم به تو فتوای درست بودن آن را بدهند.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>با وجود علمایی که بر راه و روش گذشتگان هستند، آنچه امروز به راحتی دیده می‌شود، این است که بسیاری اوقات ساحت علم شریعت توسط ناآگاهان مورد تجاوز قرار می‌گیرد و نیمه عالمان برای وارد شدن به آن با هم مسابقه می‌دهند و کسانی که حتی کتب مختصر فقه را نخوانده‌اند یا در زندگی خود چیزی از احکام تکلیفی و وضعی و دلالت الفاظ و مقاصد شریعت و منابع احکام نشنیده‌اند، برای وارد شدن به آن به خود جرات می‌دهند، تا جایی که می‌بینی برخی از آن‌ها به حدیثی منسوخ یا ضعیف استدلال می‌کنند یا به شبهه‌ای متوسل می‌شوند که علما پاسخ آن را گفته‌اند&#8230;</p>
<p>تا آنجا که مساله‌ای شرعی که اگر بر ابوبکر صدیق عرضه می‌شد برای مشورت در مورد آن اهل بدر را جمع می‌کرد و اگر بر اهل علم عرضه می‌شد آن را به یکدیگر حواله می‌کردند، و بسیاری دیگر از مسائل علمی سوژه‌ای شده است برای یک روزنامه‌نگار یا عنوانی جذاب برای یک برنامه در یک کانال ماهواره‌ای یا موضوعی برای یک کاریکاتوریست&#8230; و آبرو و حیثیت بسیاری از علما و طالبان علم نیز عرصه‌ای آزاد گردیده برای عیبجویی و طعنه زدن و چنان برخی از روزنامه‌ها و رسانه‌ها در این عرصه قلم زده‌اند که دیگر چنین چیزی عادی شده است و کسانی که هیچ بهره‌ای از علم و دیانت ندارند در برابر فتوای علما می‌ایستند&#8230;</p>
<p>با وجود آنکه ما معتقدیم در اسلام مقام کهنوت و طبقه‌ی رجال دین وجود ندارد و جز رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم کسی معصوم نیست&#8230; اما با این وجود معتقدیم که این چنین پدیده‌ی خطرناکی در گذشته‌ی اسلام رخ نداده است.</p>
<p>مسائل شرعی باید بر اساس اصول و بین اهل آن مورد بررسی قرار گیرند&#8230;</p>
<p>آن کسی که بدون علم در مسائل شرعی وارد می‌شود به مانند کسی است که بدون آگاهی از پزشکی وارد آن می‌شود، بلکه علم شریعت مهم‌تر و خطیر تر از علم پزشکی است زیرا اگر سلامتی بدن‌ها به پزشکی مربوط است، سلامت دین انسان‌ها به علم دین است و اگر جلوگیری از طبابت کسی که به طب آگاه نیست لازم است چگونه می‌توان به کسی که نه از قرآن آگاهی دارد و نه از سنت و دارای فهم دین نیست اجازه داد پا به این عرصه بگذارد؟!</p>
<p>امام ابن حزم رحمه الله می‌گوید: &#8220;هیچ آفتی برای علوم و اهل آن خطرناک‌تر از بیگانگان که غیر اهل آن هستند نیست؛ زیرا آنان جاهلند و گمان می‌کنند می‌دانند و خراب می‌کنند اما به گمان خویش در حال اصلاحند!&#8221;</p>
<p>ما در زمانه‌ای قرار داریم که بیش از پیش به دینمان نیازمندیم و در این حال علمای بزرگ دارند از میان ما می‌روند و برخی از فرزندان مسلمانان از اصول دین چه برسد به فروع آن شانه خالی می‌کنند&#8230; اما با این حال در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی مشاهده می‌کنیم که کوتوله‌ها و بی‌چیزها برای مسخره کردن علما با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; ای مسلمانان در همه‌ی نقاط سرزمین اسلامی&#8230; ایستادن در کنار علمای دین در این دوره اگر وظیفه‌ای اسلامی هم نبود، بر اساس سیاست و مصلحت دنیایی لازم بود.</p>
<p>آری، درست است&#8230; اشتباه از سوی علما وارد است و ممکن است آنان نیز در مسائلی دچار لغزش و خطا شوند اما آرای شاذ آنان مردود است و بدفهمی سخن آنان از سوی مردم نیز بیشتر احتمال دارد&#8230; اما با همه‌ی این‌ها حرمت عالم و حرمت علم باید سر جای خود باقی بماند زیرا که علما به مانند ستارگان زمینند  که در تاریکی با وسیله‌ی آنان راه یافته می‌شود که اگر آنان باشند مردم راه هدایت را می‌یابند و اگر نباشند به گمراهی می‌روند و آنها، اگر به امر خداوند پایبند باشند بهترین خلق خدایند و اگر در آن سهل انگاری و کم کاری کنند بدترین آنانند.</p>
<p>همانا عالم اجتهاد می‌کند و ممکن است در این اجتهاد اشتباه کند یا به راه درست برود و ممکن است توفیق یابد و یا موفق نشود اما باید دانست که آرای درست علما بسیار بیشتر از آرای اشتباه آنان است و آنان در اجتهاد خود میان دو اجر و یک اجر قرار دارند (یعنی اگر اجتهادشان درست باشد دو اجر و اگر اشتباه باشد یک اجر خواهند داشت). و منصف کسی است که اشتباه کم شخص را با آرای درست بسیارش ببخشد.</p>
<p>اما شخص غیر عالم حتی اگر در مساله‌ی شرعی درست بگوید گناهکار است زیرا او اهل فتوا نیست. به او چه ارتباطی دارد که در مساله‌ای که نمی‌داند و به او مربوط نیست وارد شود؟</p>
<p>ای مردم: باعث کمک به دشمنان و حسودان نشوید و وارد مساله‌ای نشوید که وارد شدن به آن جز باعث تفرقه نمی‌شود&#8230; در حد خود بایستید که کفایت شده‌اید و از اختلاف دست بردارید که از آن نهی شده‌اید و به مانند کسی باشید که خود را با ارزش می‌داند و امر خود را تنها به کسی می‌سپارد که معتقد است می‌تواند او را به سوی بهشت و رضایت الهی ببرد.</p>
<p>و از آنانی بر حذر باشید که پیامبرتان شما را نسبت به آنان هشدار داده و فرموده است: &#8220;در آخر امت من کسانی خواهند بود که به شما سخنانی خواهند گفت که نه شما شنیده‌اید و نه پدرانتان&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>امام نووی رحمه الله می‌گوید: &#8220;از کسی علم آموخته نمی‌شود مگر آنکه اهلیتش کامل بوده و دینداری‌اش آشکار باشد و معرفتش محقق گردیده و پاکی‌اش مشهور باشد&#8230;&#8221;</p>
<p>و در اثر آمده است که: &#8220;دینت را حفظ کن که همانا آن گوشت و خونت است؛ پس ببین که آن را از چه کسی می‌گیری، از کسانی دینت را فرا بگیر که راه استقامت پیموده‌اند نه از آنانی که میل کرده و کج رفته‌اند&#8230;&#8221;</p>
<p>نخعی رحمه الله می‌گوید: &#8220;همانا شخص هنگامی که می‌خواست از شخصی علم بیاموزد به نماز او می‌نگریست و در حال او و اخلاق و ظاهرش نگاه می‌کرد سپس از او علم می‌آموخت&#8221;.</p>
<p>و ای اهل علم: راه استقامت را بپیمایید که پیشینیان بسیار از شما سبقت گرفته‌اند و به چپ و راست کج نشوید که اگر چنین کنید دچار گمراهی دور و درازی شده‌اید و حق را با باطل نپوشانید و آن را در حالی که می‌دانید کتمان نکنید&#8230;</p>
<p>و بدانید که هر حقی گفته نمی‌شود&#8230; امام مسلم با سند خویش از ابن مسعود رضی الله عنه روایت می‌کند که ایشان گفتند: &#8220;تو سخنی را به گروهی نمی‌گویی که عقلشان آن را درک نمی‌کند مگر آنکه آن سخن برای برخی از آنان فتنه خواهد شد&#8230;&#8221;</p>
<p>این اثر، از چشمه‌ی حکمت یکی از مبلغان شریعت و فقهای بزرگ آن است که در آن درسی است برای هر عالم و هر دعوتگر مخصوصا هنگامی که دین در درون بسیاری از مردم ضعیف شده و بسیاری از عقل‌ها حاضر به تسلیم در برابر نصوص قرآن و سنت نیستند&#8230;</p>
<p>یک عالم مردم را برای به فتنه افتادن کمک نمی‌کند&#8230; چه بسا مردمی که در کناره‌ی دره‌ی سقوط قرار گرفته‌اند و امت امروزه به استقامت و ثبات نیاز دارد نه به پراکندگی و تفرقه&#8230;</p>
<p>و قبل از همه چیز و بعد از همه، دل‌های ما پر از رضایت است نسبت به آنچه از سوی خداوند آمده است و تسلیم آن چیزی است که از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به سند صحیح به ما رسیده است و نه از آن روی برمی‌گردانیم و نه برای در رفتن از زیر آن عذر می‌آوریم&#8230;</p>
<p>و باید بدانیم که بلا و آزمایش بر بندگان نوشته شده است و خوشبخت آن است که ثابت قدم بماند و خداوند است که برای چنین کسانی وعده‌ی نیک داده است.</p>
<p>{ یَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ } [غافر: ۳۹]</p>
<p>(ای قوم من همانا این زندگی دنیا کالایی است و همان آخرت است که خانه‌ی ماندگاری است)</p>
<p>خداوندا قلب‌های ما را برای پذیرش وحیت نرم بساز و اعضا و جوارح ما را برای شریعتت مطیع ساز و چنان از یقین خویش بر ما بباران تا آنکه زندگی ما را آرام و مطمئن بگردانی و از شک و شبهه دور بداری و بازگشتگاه ما را به سوی بهشت خود قرار ده&#8230;</p>
<p>خداوندا دین ما را که نگاهبان امر ماست و دنیایی ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و دنیا را برای ما زیاده‌ی در هر نیکی قرار ده و مرگ را آسودگی از هر بدی&#8230;</p>
<p>این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است&#8230; ستایش از آن الله است که یاور صالحان است و عاقبت نیک از آن متقیان است و دشمنی نیست مگر با ستمگران&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست&#8230; درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان: در معرض قضایای بزرگ امت نمی‌توان از صحنه‌ی محاصره‌ی فلسطین و اشغال مستمری که در آن می‌گذرد گذشت&#8230; در این میان قاتلان کاری جز ادامه دادن به کشتار خود ندارند و روز به روز به صورت عملی همان چیزی را نشان می‌دهند که قرآن در باره‌ی آنان گفته است که آنان شدیدترین مردم در برابر مومنانند.</p>
<p>می‌بینیم کشتی‌های آزادی که بسوی غره به راه افتاده‌اند به اسارت می‌روند و حاملان امید برای اهل غزه کشته می‌شوند&#8230; داروهایی که برای آنان برده می‌شد و اسباب بازی کودکان را پراکنده می‌بینی گو اینکه مداوا و بازی برای اهل غزه حرام است و ممنوع&#8230;</p>
<p>قصد نداریم که آنچه را که گذشت وصف کنیم زیرا دنیا همه‌ی آنچه را که گذشت دیدند&#8230;</p>
<p>اعراب و مسلمانان باید بدانند که محاصره‌ی غزه تنها محاصره‌ی غزه نیست&#8230; همانا این محاصره‌ی کرامت امت و اراده‌ی آن است&#8230; این محاصره در واقع مبارزه‌ی طلبی است برای هر آزاده‌ای در جهان&#8230; این آزمایشی است برای همه‌ی داعیان حق و حامیان آن&#8230; این یک رسوایی است برای همه‌ی هیئت‌ها و موسسه‌های بین المللی که انسان و کرامتش برایشان مهم است&#8230; این سیلی محکمی است علیه هر کشوری که رژیم اشغالگر اسرائیل را حمایت کرده یا حتی جنایت‌هایشان را توجیه کند&#8230;</p>
<p>گشودن محاصره‌ی اهل غزه برای امت یک فرض کفایی است و امانتی است بر گردن هر انسان شریفی در این جهان که نباید امت در این راه از هیچ کوششی دست بردارد و باید از همه‌ی نیروی سیاسی و اقتصادی خویش برای برداشتن ظلم و گسستن محاصره و از بین بردن اشغال استفاده کند&#8230;</p>
<p>راضی شدن به این وضعیت بسا که نشانه‌ای باشد برای عقوبتی فوری از سوی خداوند و نشانه‌ای است بر ضعف ایمان. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: &#8220;به خدا سوگند که ایمان نیاورده است کسی که سیر بخوابد و همسایه‌اش در مجاورت او گرسنه است و او می‌داند&#8221;.</p>
<p>ادامه یافتن این حالت باعث افزون شدن دشمنی میان ملت‌ها و از بین برنده‌ی هر دعوت صلح آمیز و نزدیکی میان ملت‌هاست و کشنده‌ی هر فعالیتی است که بشارت حسن نیست میان ملت‌ها را می‌دهد.</p>
<p>استفاده از محصولات تمدن و لذت بردن از خوشی‌های آن ممکن نیست در حالی که هنوز طبل‌های جنگ نواخته می‌شود و خون بی‌گناهان می‌چکد و سرزمین‌شان مورد تجاوز و غصب قرار می‌گیرد، و در حالی که ملت‌های زمین احساس ظلم می‌کنند و آنانی که توانایی تغییر این وضعیت را دارند به ستمگر یاری می‌رسانند و مظلوم را در حالی که در خون خود غوطه ور است محکوم می‌کنند!</p>
<p>اما با این وجود لازم است اینجا از همه‌ی آزادگان جهان و همه‌ی شریفان دنیا از هر نژادی، که از اسارت رسانه‌ای صهیونیست‌ها آزاد شده‌اند و دست رد بر سینه‌ی ستم و ستمگر زده‌اند و خواهان پایان یافتن محاصره هستند تشکر و تقدیر نماییم&#8230;</p>
<p>این نشانه‌ای خوب است و بسا که آغازی باشد برای بیداری ملت‌هایی که از این ستم اطلاعی نداشتند. ستمی که شب آن و تاریکی آن بسیار به طول انجامید و چه بسا پس از اوج تاریکی صبح روشن بدمد&#8230;</p>
<p>بر برادران ما در فلسطین لازم است که بر عوامل پیروزی بیافزایند و با یکی گرداندن کلمه‌ی خویش و وحدت در میان خویش و صدق و راستی با خداوند، اطمینان دیگران را به خود جلب نمایند</p>
<p>صف خود را یکی بگردانید و به زیر یک پرچم درآیید و تقوای الله را پیشه سازید و میان خویش را اصلاح کنید.</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها محمد بن عبدالله&#8230; خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت پاک و صحابه‌ی نیک وی و راضی و خشنود باش از خلفای پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و از همه‌ی کسانی که بر راه آنان روند و از سنت آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و از حوزه‌ی دین محافظت نما و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان ما را اصلاح گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و سختی‌ها و فتنه‌های بد آشکار و نهان را از ما دور ساز و وضعیت مسلمانان را در هر جای دنیا اصلاح نما. خداوندا آنان را بر حق و هدایت یکجا ساز و جانشان را حفظ نما و سرزمینشان را در امان بدار و زندگی‌شان را مرفه بگردان و دشمنشان را سرکوب گردان.</p>
<p>خداوندا مستضعفان مسلمان را یاری ده. خدایا آنان را در فلسطین یاری ده. خداوندا مجاهدان را در اطراف بیت المقدس یاری نما. خداوندا محاصره‌ی محاصره شده‌گان را از بین ببر و مسلمانان را بر حق یکی بگردان&#8230; خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار. خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان بگردان&#8230;</p>
<p>پرودرگارا ما را و والدین ما را و فرزندان ما را مورد مغفرت خویش قرار ده که تو شنونده‌ی دعایی. خداوندا از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی.</p>
<p>پاک و بی عیب است پروردگار تو آن آن پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3149/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در اولین برخورد خوش اخلاق باش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3134</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3134#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 07:34:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3134</guid>
		<description><![CDATA[شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع
تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند &#8230;
در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.
مربی وارد کلاس شد &#8230; سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد
رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3><a rel="attachment wp-att-3135" href="http://www.bidary.net/archives/3134/awalin-barkhord"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3135" title="awalin-barkhord" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/awalin-barkhord-93x140.jpg" alt="" width="93" height="140" /></a><strong>شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع</strong></h3>
<p>تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند &#8230;</p>
<p>در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.</p>
<p>مربی وارد کلاس شد &#8230; سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد<br />
رو به جوان فریاد زد : چرا می خندی ؟<br />
جوان : ببخشید !! من نمی خندم<br />
مربی: چرا &#8230; می خندیدی .<span id="more-3134"></span><br />
سپس ادامه داد :تو آدم بی نظم وغیر جدی هستی بایستی با اولین پرواز برگردی پیش خانواده ات من نمی توان به اشخاصی مثل تو درس بدهم.<br />
آن جوان از این برخورد خیلی ناراحت شده و کمی به دوستانش نگاه کرد نمی توانست بیشتر از این تحمل کند<br />
سپس مربی با چشمانی خشمگین به در اشاره کرد وگفت : بیرون &#8230;<br />
آن جوان هم بی چون وچرا بیرون رفت &#8230; سپس مربی به جوانان نگاه کرد وگفت : من دکتر ((.فلان.)) هستم واین کتاب اموزشی را به شما می اموزم<br />
ولی قبل از شروع درس میخواهم این برگه های سؤال را پر کنید بدون وارد کردن نامتان &#8230;.سپس برگها را بین جوانان پخش کرد<br />
پنج سؤال در آن وجود داشت :<br />
۱- نظرتان در مورد اخلاق مربیتان چیست ؟<br />
۲- نظرتان در مورد روش تدریس چیست ؟<br />
۳- آیا مربیتان نظر دیگران را قبول دارد؟<br />
۴-  نظرتان در مورد تکرار درس توسط مربیتان چیست؟<br />
۵-  از اینکه مربیتان را در خارج از محیط درسی ببینید خوشحال می شوید ؟<br />
جلوی هر سوال چهار گزینه بود ( عالی &#8230; خیلی خوب &#8230; خوب &#8230;بد )<br />
جوانان برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند مربی هم بدون انکه نگاهی بیندازد برگه ها را روی میز گذاشت<br />
وشروع کرد به درس داد که ناگهان گفت : نه &#8230; چرا دوستتان را از این درس محروم کنیم<br />
به خارج از کلاس رفت لبخند زنان به آن جوان دست داد واو را وارد کلاس کرد<br />
مربی : مثل اینکه من خیلی با تو رفتار بدی داشتم ولی من یک ناراحتی رنج میبرم ونارحتیهای خودم را در تو ریختم &#8230; من واقعا متاسفم تو شا گرد خوبی هستی چرا که خانواده ات را ترک کردی واینجا آمدی<br />
ممنونم از همه شما..</p>
<p>برای من افتخاریست که به شماها درس بدهم<br />
مربی مهربان تر از قبل شد ولبخند میزد سپس برگه های جدیدی مثل همان برگه های قبلی بیرون آورد وگفت : الان که دوستتان امده نظرتان چیست دوباره از اول این برگه را پر کنید !!</p>
<p>همه برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند &#8230;.سپس برگه های اول را بیرون آورد و با برگه های دومی مقایسه کرد<br />
در برگه های اول، بیشتر  جوانان فقط از گزنیه بد استفاده کرده بودند<br />
اما در برگه های دومی همه از گزینه های عالی وخیلی خوب استفاده کرده بودند<br />
این چیزی را که دیدید نتیجه ی  رفتار بد بین مدیر وکارمند &#8230; آن رفتاری را که با دوستتان کردم تنها یک نمایش بود که میخواستم برایتان واقعی بنظر آید<br />
ولی بیچاره قربانی رفتار خشن من شد پس ببینید چگونه نظرتان تغییر کرد هنگامی که من رفتارم را عوض کردم<br />
این طبیعت انسان است &#8230;..</p>
<p><span style="color: #339966;"><strong><span style="color: #993300;">نتیجه گیری :</span> اولین برخورد ۷۰% از تصویر واقعی توست &#8230;. پس با مردم طوری برخورد کن که بدانند این رفتار اول و آخر توست .</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3134/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوش یمنی و بدیمنی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3125</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3125#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3125</guid>
		<description><![CDATA[دکتر بدر عبد الحمید همیسه / ترجمه : ابوعمر انصاری
اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.
یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3126" href="http://www.bidary.net/archives/3125/shogoon"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3126" title="shogoon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/shogoon-100x74.jpg" alt="" width="100" height="74" /></a>دکتر بدر عبد الحمید همیسه</strong><strong> </strong><strong>/ </strong><strong>ترجمه : </strong><strong>ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.</p>
<p>یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله عزوجل واگذار کرده ، آن کسی که تمامی امور در گذشته وآینده از آن اوست.</p>
<p>و به همین دلیل اسلام پیروانش را بر اساس خوش یمنی و امید و دوری از بدشگونی و بدفالی تربیت می کند.<span id="more-3125"></span></p>
<p>قرآن کریم انسانهایی را که در مورد دعوت پیامبران شگون بد، زده ، مذمت کرده و الله سبحانه وتعالی می فرماید: <strong>((قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ (۱۸) قَالُوا طَائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَئِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )) (۱۹)</strong> سورة یس .</p>
<p>گفتند : ما شما را به فال بد گرفته‌ایم .  ( وجود شما شوم است و مایه بدبختی شهر و دیار ما است . سوگند می‌خوریم که از این سخنان ) اگر دست برندارید ، قطعاً شما را سنگسار خواهیم کرد و شکنجه دردناکی از ما خواهید دید.  ‏ گفتند : شومی خودتان ( که ناشی از کفرتان است ) با خودتان همراه است ( و اگر درست بیندیشید ، به این حقیقت واقف خواهید شد که تیره‌روزی شما ناشی از افکار منحطّ و اعمال زشت و عقیده پلشتی است که دارید ، نه این که به سبب دعوت ما به خداپرستی و انجام نیکیها و ترک بدیها باشد ) آیا اگر یادآور گردید ( به خدا و اوامر و نواهی او و چیزهائی که سعادت شما در آنها است ، باید ما دعوت‌کنندگان را شکنجه دهید و بکشید ؟ ! ) اصلاً شما گروهی هستید که ( در سرکشی و کفر از حدّ درمی‌گذرید ، و در معاصی و زشتکاریها ) اسرافکار و متجاوزید . ‏</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از بدشگونی نهی نموده است ، از عبدالله بن عتبه روایت است که ابوهریره رضی الله عنه گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: اقبال وجود ندارد، و بهترین آن فأل است . گفتند: فأل چیست؟ فرمود: سخن خوبی که یکی از شما به دیگران می گوید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۲۶۶(۷۶۰۷) و\&#8221;البُخاری\&#8221; ۷/۱۷۴(۵۷۵۴) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵۸۵۳ .</p>
<p>عرب در گذشته هرگاه می خواست مسافرت کند ، اولین پرنده ای را که می گرفت به پرواز در می آورد، اگر پرنده به سمت راست حرکت می کرد ، به سفر می رفت و آن را خوش یمن می دانست و اگر پرنده به سمت چپ پرواز می کرد ، آن را شوم دانسته و بر می گشت.</p>
<p>عکرمه رحمه الله حکایت می کند که روزی نزد ابن عباس رضی الله عنه نشسته بودیم ، ناگهان پرنده ای از آنجا گذشت که جیغ می زد ، یکی از مردم گفت: خیر باشد.</p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه گفت: نه خیر است و نه شر، و شعر لبید یکی از شاعران عرب را خواند:</p>
<p>قطعا کسانی که با سنگریزه یا با پراندن پرندگان فال می گیرند ، نمی دانند که الله چه خواهد کرد.</p>
<p>این رفتار زشتی که در گذشته بین عرب رایج بود را اسلام دور انداخت و بر آن سخت گرفت. از زربن حبیش روایت است که عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود: : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه وسلم:الطِّیَرَةُ شِرْکٌ ، وَمَامِنَّا إِلاَّ ، وَلَکِنِ اللَّهُ یُذْهِبُهُ بِالتَّوَکُّلِ. أخرجه أحمد( ۱/۳۸۹(۳۶۸۷) والبُخاری فی الأدب المفرد(۹۰۹ ).</p>
<p>بد یمنی شرک است و هیچ یک از ما نیست که در دلش بد یمنی خطور نکند ولی الله عزوجل با توکل شخص به او این بد یمنی را از دلش می زداید.</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ أَتَى کَاهِنًا ، أَوْ عَرَّافًا ، فَصَدَّقَهُ بِمَا یَقُولُ ، فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ. أخرجه أحمد ۲/۴۲۹(۹۵۳۲).</p>
<p>هر کس نزد کاهن یا فالگیری برود و سخن او را قبول کند ، پس یقینا به آنچه بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده کفر ورزیده است.</p>
<p>و در حدیثی که امام مسلم نیشابوری آن را از ابن عباس رضی الله عنهما در مورد صفات کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند روایت کرده چنین آمده است: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِی سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَیْرِ حِسَابٍ، هُمُ الَّذِینَ لَا یَسْتَرْقُونَ، وَلَا یَتَطَیَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ . أخرجه البخاری ۶۴۷۲</p>
<p>از امت من هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها کسانی هستند که طلب رقیه ننموده و بدشگونی نمی کنند و بر پروردگارشان توکل می کنند.</p>
<p>بدین صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حتی در سخت ترین موقعیت ها نیز در دل یارانش رضی الله عنهم روح خوش یمنی و امید و جدیت را می دمید ،</p>
<p>از خباب بن الأرت رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لباسی یمنی بر تن داشت و در سایه ی کعبه تکیه زده بود نزد او رفته و از حال و روز خود شکایت کردیم و گفتیم : آیا برای ما طلب پیروزی نمی کنی ، آیا برای ما دعا نمی فرمایی؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قبل از شما مردمانی بودند که شخصی از آنها گرفته می شد و برایش در زمین گودالی می کندند و او را در آن فرو کرده و اره بر سر او گذاشته و به دو نیمش می کردند، و یا اینکه با چنگک های آهنین گوشتش را از پوستش جدا می کردند، اما تمام این چیزها او را از دینش بر نمی گرداند. به الله قسم که ،الله این دین را کامل می گرداند تا جایی که سواره از صنعاء به طرف حضرموت حرکت کرده و به جز از الله از هیچ کس نترسیده مگر اینکه بترسد گوسفندانش را گرگ شکار کند.  ولی شما عجله می کنید.</p>
<p>و در غار و آن لحظه های خطرناکی که بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه گذشت ،  ابوبکر صدیق رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: اگر یکی از آنها به زیر پایش نظری بیاندازد ما را خواهد دید، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابوبکر نظرت در مورد دو نفری که الله سومینشان است چیست؟ « ای ابوبکر اندوهگین مباش که الله با ماست»</p>
<p>و در صلح حدیبیه ، بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شروط صلح را پذیرفت بعضی از صحابه اعتراض کردند تا جایی که عمر رضی الله عنه گفت: آیا در دین خود کوتاه بیاییم.</p>
<p>ابی وائل روایت می کند که سهل بن حنیف در جنگ صفین در بین مردم ایستاد و گفت: ای مردم ، به نفس خود به دیده ی اتهام بنگرید، ما همراه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در صلح حدیبیه حظور داشتیم ، و اگر به ما دستور جنگ داده می شد ، حتما می جنگیدیم . در آن وقت عمربن خطاب رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت: آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ فرمود: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای پسر خطاب ، من فرستاده ی الله هستم و او هرگز من را خوار نمی کند.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه از نزد رسول الله صلی الله علیه وآله به نزد ابوبکر صدیق رفته و به او گفت:</p>
<p>آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  ابوبکر گفت: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ گفت: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>ابوبکر رضی الله عنه گفت: او رسول الله است و الله هرگز او را خوار نخواهد کرد.</p>
<p>سپس قرآن بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که خبر از پیروزی می داد، او نیز کسی را به دنبال عمر رضی الله عنه فرستاد و این آیات را بر او خواند، سپس عمر رضی الله عنه گفت: آیا این آیات خبر از پیروزی می دهند؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله.</p>
<p>پس دل عمر رضی الله عنه آرام گرفته و بازگشت.</p>
<p>أخرجه أحمد ۳/۴۸۵(۱۶۰۷۱) و\&#8221;البُخَارِی\&#8221; ۴/۱۲۵(۳۱۸۲) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵/۱۷۵(۴۶۵۶) و\&#8221;النَّسَائی\&#8221; فی \&#8221;الکبرى\&#8221; ۱۴۴۰, سیرة ابن هشام ۴/۲۸۴٫</p>
<p>و جنگ خندق آن زمان که صخره ای بزرگ در راه مسلمانان ظاهر گشت ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تیشه را برداشته و سه ضربه بر این صخره زد و دروازه های امید را به روی صحابه رضی الله عنهم گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید: از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت شده که او در گوشه ای از خندق مشغول کندن زمین بود که ناگهان به صخره ای بر می خورد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در نزدیکی او بود، زمانی که من را دید که بر این صخره می کوبم و سختی آن را مشاهده نمود ، پایین آمده و تیشه را از دستم گرفته و ضربه ای به آن صخره زد که جرقه ی آن سطح صخره را روشن کرد و سپس ضربه ی دیگر زد که بازهم جرقه ی آن سطح سنگ را روشن کرد و ضربه ی سوم نیز به همین صورت ( و صخره تکه تکه شده و از میان برداشته شد)</p>
<p>سلمان می گوید به رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفتم: پدر و مادرم فدایت باید ای رسول الله، این نوری که دیدم چه بود تا کنون چنین نوری ندیده بودم؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا این نور را دیدی ای سلمان؟</p>
<p>گفتم: بله</p>
<p>فرمود: اما اولی ، الله عزوجل بوسیله ی آن گشوده شدن یمن را به من نشان داد و دومی الله عزوجل فتح شام و مغرب و در ضربه سوم الله عزوجل دروازه های مشرق را بر من گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید : انسانهای مورد اطمینانی از ابوهریره رضی الله عنه برایم روایت کرده اند که : ابوهریره رضی الله عنه زمانی که این سرزمینها درزمان عمر و عثمان و بعد از آنها فتح شد ، می گفت: هرچه توانستید فتح کنید و این را بدانید : قسم به کسی که جان ابوهریره در دست اوست ، هیچ شهری را فتح نکرده و تا قیامت فتح نمی کنید مگر اینکه الله عزوجل قبلا کلید آن را به محمد صلی الله علیه وآله وسلم داده بود. سیرة ابن هشام ۲/۲۱۹٫</p>
<p>و از تمیم داری رضی الله عنه روایت شده که شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این دین به هرمکانی که شب و روز می رسد ، خواهد رسید و الله خانه ی هیچ شهرنشین و صحرانشینی را رها نکرده مگر اینکه این دین را وارد آن می کند، بوسیله ی عزت عزتمند و یا ذلت ذلیل ، عزتی که الله بوسیله ی آن اسلام را عزت می دهد و ذلتی که به وسیله آن الله کفر را ذلیل می گرداند. أخرجه أحمد ۴/۱۰۳(۱۷۰۸۲) \&#8221;السلسلة الصحیحة\&#8221; ۱ / ۷ .</p>
<p>و از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: الله عزوجل زمین را برایم گرد آورد به صورتی که مشرق ها و مغربهای آن را دیدم ، و همانا سلطه ی امت من به تمام مکانهایی که دیدم خواهد رسید ، و دو گنجینه به من داده شد ، سرخ و سفید. أخرجه أحمد ۵/۲۷۸(۲۲۷۵۲) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۸/۱۷۱ و\&#8221;أبو داود\&#8221; ۴۲۵۲٫</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با بیان تمام این مطالب قصد داشت تا از وجود اصحابش و بلکه از وجود تمامی مسلمانان روح بدیمنی و تسلیم بودن و نا امیدی را دور کرده و به جای آن روح امید و اطمینان نسبت به پیروزی الهی را در جان آنها بدمد.</p>
<p>قطعا اسلام برای کاشتن این روحیه در مجتمع اسلامی تمامی راه ها را به کار برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور می دهد که با برادرانمان با رویی گشاده برخورد کنیم تا در جامعه روح خوش یمنی و امید انتشار یابد.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کار نیکی صدقه است ، از جمله ی کارهای نیک این است که برادرت را با رویی گشاده ملاقات کنی و اینکه با ظرف خود در ظرف برادرت بریزی. أخرجه أحمد ۳/۳۴۴(۱۴۷۶۶) و\&#8221;البُخَارِی\&#8221;، فی (الأدب المفرد) ۳۰۴ والتِّرْمِذِیّ\&#8221; ۱۹۷۰ .</p>
<p>همچنین ما را به آشکار کردن سلام در بین یکدیگر توصیه نموده تا محبت و الفت در جامعه برقرار شود.</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست ، وارد بهشت نخواهید شد تا اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمی آورید تا اینکه به یکدیگر محبت نمایید ، آیا شما را به چیزی رهنمون نسازم که اگر انجامش دهید در بین شما محبت برقرار می شود؟ سلام را در بین خود آشکار کنید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۳۹۱(۹۰۷۳) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۱۰۴ و\&#8221;ابن حِبَّان\&#8221; ۲۳۶٫</p>
<p>همچنین ما را به همنشینی با همنشینان صالح توصیه می نماید که مانند عطر بوده و می  توانیم با همنشینی با آنها روح صلاح و خوبی را به دست آوریم.</p>
<p>همچنین ما را به انتخاب نام های زیبا برای خویش و فرزندانمان  توصیه می نماید تا بدین وسیله دعوت گر به سوی خوش اقبالی و خوش خبری باشیم .</p>
<p>از بریده رضی الله عنها روایت است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه آمد ، ابوعبدالله بریده بن الحصیب اسلمی با هفتاد نفر از قومش با او ملاقات کردند ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: کیستی ؟ گفت: بریده. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ابوبکر رضی الله عنه فرمود:  (برد أمرنا وصلح). کار ما آسان و درست گردید. سپس فرمود: از کدام قبیله؟ گفت: از قبیله ی اسلم. به ابوبکر صدیق فرمود: ( سلمنا) در امان ماندیم ..</p>
<p>سپس بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: کیستی؟ فرمود: محمد بن عبدالله پیامبر خدا.</p>
<p>بریده گفت: شهادت می دهم که هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>بریده و تمام کسانی که با او بودند ایمان آوردند. سپس بریده گفت: الحمدلله که بنوسهم همگی با رضایت و بدون اکراه ایمان آوردند.</p>
<p>فردا صبح بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای رسول الله بدون پرچم وارد مدینه مشو. سپس عمامه اش را برداشته و بر نیزه اش گره زد و جلوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به حرکت در آمده تا اینکه وارد مدینه شدند. البیهقی فی الدلائل ۲ / ۲۲۱٫</p>
<p>و در حکایت آن مرد انصاری که غم و بدهکاریهای فراوان، او را به گوشه مسجد کشانده بود ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را راهنمایی می کند که افکار منفی را از زندگیش پاک کرده و با فکر مثبت به زندگی بنگرد و نا امیدی و شوم پنداری را رها کرده و با بهترین وجه به الله عزوجل توکل کند.</p>
<p>از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مسجد شده و می بیند که مردی  انصاری که نامش ابوامامه بود در مسجد نشسته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابا امامه چه شده که در غیر از وقت نماز تو را در مسجد می بینم. ابوامامه می گوید: غم و اندوه و بدهکاری هایی که من را در برگرفته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که اگر آنها را بگویی، الله عزوجل غم و اندوه را از تو دور نموده و بدهکاریهایت را ادا می کند.</p>
<p>گفت: گفتم بله ای رسول الله .</p>
<p>فرمود: هنگام صبحگاه و شامگاه بگو:  «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْکَسَلِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنَ الْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّیْنِ وَقَهْرِ الرِّجَالِ » پروردگارا من از غم و اندوه به تو پناه می برم و از عجز و سستی به تو پناه می برم و از ترس و بخیلی به تو پناه می برم و از مدیون شدن و چیرگی مردمان به تو پناه می برم.</p>
<p>ابوامامه می گوید: من این کار را انجام دادم و الله عزوجل غم و اندوه را از من دور کرده و بدهکاریم را ادا نمود. أخرجه أبو داود (۱۵۵۵).</p>
<p>و اؤ عروه بن عامر قرشی روایت است که درباره ی شوم بودن و بدیمنی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فرمود: بهترین آن فال نیکو است و نباید سبب تردید مسلمان شود، و اگر کسی از شما چیزی دید که سبب ناراحتی او شد باید بگوید: (اللَّهُمَّ لاَ یَأْتِی بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ یَدْفَعُ السَّیِّئَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِکَ.) پروردگارا ، خوبیها را کسی جز تو نمی تواند بیاورد و بدی ها را جز تو کسی نمی تواند دور کند و هیچ حرکت و نیرویی وجود ندارد مگر با اراده ی تو. أخرجه أبو داود ۳۹۱۹</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از اشاعه ی روح بدیمنی و نا امیدی در جامعه به بهانه ی بدی روزگار و اینکه مردم هلاک شدند و دیگر در آنها خوبی وجود ندارد، نهی نموده است.</p>
<p>از عبدالله بن ابی قتاده از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است. أخرجه أحمد ۵/۲۹۹ (۲۲۹۱۹).</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است ، الله تعالی می فرماید: فرزند آدم من را ناراحت کرده و به زمانه دشنام می دهد، در حالی که من زمانه هستم، و خوبی در دست من است و شب و روز را من می گردانم. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۲۳۸(۷۲۴۴) و\&#8221;البُخاری\&#8221; ۴۸۲۶ و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵۹۲۵ .</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هرگاه شنیدی شخصی می گوید: مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان هست.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده که هرگاه شنیدید شخصی می گوید: یقینا مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان است ، الله عزوجل می گوید، هلاک شده ی واقعی خودش است.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده : هرگاه شخصی بگوید : مردم هلاک شدند ، پس او هلاک ترینشان است.</p>
<p>و الله جزای خیر دهد به کسی که این ابیات را سرود:</p>
<p>نعیبُ زماننا والعیبُ فینا *** وما لزمانِنا عیبٌ سوانا</p>
<p>ونهجو ذا الزمانَ بغیر ذنبٍ *** ولو نطقَ الزمانُ لنا هجانا</p>
<p>ولیس الذئبُ یأکل لحمَ ذئبٍ *** ویأکلُ بعضُنا بعضًا عیانا</p>
<p>عیب از زمانه می گیریم درحالی که عیب در خودمان است  &#8230; و زمانه به جز ما عیب دیگری ندارد</p>
<p>و زمانه را بدون گناهی دشنام می دهیم &#8230; و اگر زمانه به صدا در می آمد ما را دشنام می داد</p>
<p>گرگ هیچ وقت گوشت گرگ را نمی خورد &#8230; در حالی که بعضی از ما آشکارا بعضی دیگر را می خوریم</p>
<p>و در پایان راه باید بدانیم که خوش یمنی و بدیمنی از درون انسان سرچشمه می گیرد، کسی که درونش سالم باشد به زندگی با دیدی درست و روشن می نگرد و در آن به جز زیبایی که فراخوان به سوی امید است مشاهده نمی کند ، اما فردی که درونش بیمار بوده به زندگی با دیدی سیاه و دردآور می نگرد، و در آن جز بدیهایی که سبب نا امیدی و یأس و شومی است چیز دیگری نمی بیند.</p>
<p>در پایان باید این گفته ی الله عزوجل را در جلوی دیدگان خود قرار داده و شعارمان این باشد: <strong>(وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) (۲۱۶)</strong> سورة البقرة .</p>
<p>چه بسا چیزی را دوست نمی‌دارید و آن چیز برای شما نیک باشد ، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن چیز برای شما بد باشد ، و خدا ( به رموز کارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) می‌داند و شما ( از اسرار امور بی‌خبرید و مصلحت خود را چنان که شاید و باید ) نمی‌دانید .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3125/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ ۱۳ (عزلت پسندیده)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3121</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3121#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 16:37:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3121</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3122" title="ozlat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/ozlat.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و سیاحت خواهد پرداخت.<span id="more-3121"></span></p>
<p>کناره‌گیری وعزلت از هرچیزی که مانع کسب خیر و پیمودن راه بندگی شود دارویی شفابخش است؛ زیرا پزشکان روحی آن را تجربه نموده و به پیروزی‌های غیر قابل تصوری دست یافته‌اند، بنابر این تو را به آن فرا می‌خوانم. در کناره گیری از شر، لغویات و انسانهای کوته فکر، پالایش اندیشه، اجرا شدن قانون خداترسی و جشن گرفتن تولد بازگشت بسوی الله ذوالجلال و الاکرام و به یادآوردن وی نهفته است.</p>
<p>جمع شدن پسندیده و اختلاط مورد قبول، همانا اختلاطی است که در نمازها، جمعه‌ها، مجالس علمی وهمکاری در امور خیر است. اما از مجالس عاطل وباطل پرهیز کن و دوری نما. از آن گریزان باش، بر گناهانت گریه کن، زبانت را کنترل نما و در خانه‌ات بمان. اختلاط ناشیانه و بی‌هدف، جنگی است بی مهابا علیه خویشتن و تهدیدی است خطرناک علیه امنیت و آرامش درونیت، زیرا تو با بزرگان شایعه پراکنی و قهرمانان اراجیف‌بافی و استادان پخش فتنه، فاجعه و بلا همنشین می‌شوی! تا جایی که ممکن است هر روز چندین مرتبه بمیری و زنده شوی پیش از اینکه مرگ حقیقی به سراغت آید.</p>
<p><span style="color: #800000;">{لو خرجوا فیکم ما زادوکم إلا خبالاً}</span> [توبه: ۴۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏افزودند)</span></p>
<p>آرزو دارم که به امور خودت بپردازی و در اتاق خویش آرام بگیری و بیرون نروی مگر برای گفتار خیر و کردار خیر. آنگاه است که خواهی دید قلبت به وجودت بازگشته و از وقت‌کشی وبیهوده سپری شدن عمر در امان مانده‌ای.</p>
<p>زبانت را ازغیبت، دلت را از نگرانی، گوشت را از شنیدن یاوه‌گویی‌ها و قلبت را از سوء ظن حفاظت نموده‌ای. هر کس تجربه نماید این را خواهد فهمید، اما کسی که نفس خویش را سوار بر مرکب اوهام نموده و با عوام هم نشینی نمود بر او سلام فرست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3121/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شمولیت سنت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3118</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3118#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Jun 2010 05:02:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3118</guid>
		<description><![CDATA[امام ابن القیم رحمه الله/ ترجمه: عادل حیدری
رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حالی دار فانی را وداع گفت که پرنده ای در آسمان پر نمی گشود مگر از آن دانشی برای امتش بیان نموده و همه چیز را به آنان آموزش داد، حتی آداب قضای حاجت، آداب همبستری، آداب خواب، آداب نشست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3119" title="shomolliate-sonnat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/06/shomolliate-sonnat.jpg" alt="" width="100" height="100" />امام ابن القیم رحمه الله/ ترجمه: عادل حیدری</h4>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم در حالی دار فانی را وداع گفت که پرنده ای در آسمان پر نمی گشود مگر از آن دانشی برای امتش بیان نموده و همه چیز را به آنان آموزش داد، حتی آداب قضای حاجت، آداب همبستری، آداب خواب، آداب نشست و برخاست، آداب خوردن و نوشیدن، آداب سوار و نیز پیاده شدن، آداب سفر و اقامت، آداب سکوت و سخن گفتن، آداب عزلت و همنشینی، آداب فقر و دارایی، آداب سلامتی و بیماری، و تمام احکام مرگ و زندگی را به آنان باز گفت،<span id="more-3118"></span> عرش را برای آنان توصیف نمود و نیز  فرشتگان و جنیان  و جهنم و بهشت و روز قیامت و آنچه در آن رخ خواهد داد را چنان بیان نمود که گویا با دیدگان خود بدان می‌نگرند و چنان پروردگار و معبود مردم را به آنها معرفی نمود که گویی او را با اوصاف کمال و نعوت جلالش مشاهده می‌نمایند، و داستان پیامبران و امت‌هایشان و آنچه که میان آنها گذشت را برای امتش باز گو نمود، گویا خود در آن میان حاضر بوده‌اند، و راه‌های خرد و درشت خیر و شر را چنان برای امت نمایاند که هیچ پیامبری برای امت خود چنین ننمایانده است، و از احوال مرگ و آنچه در برزخ خواهد گذشت و نعمت و عذابی که روح و بدن را در بر می‌گیرد چنان سخن گفت که هیچ پیامبری برای امت خود چنان نکرده است، و به آنها ادله‌ی توحید و نبوت و معاد و نیز رد بر همه‌ی گروههای کفر و گمراهی را آنگونه نشان داد که کسی که آنرا در یابد حاجتی بر غیر آن نباشد مگر اینکه کسی بخواهد  آنرا به دیگران برساند و به تبیین و توضیح آنچه پنهان مانده بپردازد، و نیز فنون جنگی و رسم مبارزه با دشمنان و راه‌های پیروزی را چنان به آنان نمایاند که گر آن را بیاموزند و بدان عمل نمایند هیچگاه کسی را یارای آن نخواهد بود که به دشمنی با آنان برخیزد، و نیز آنان را از نیرنگ‌های ابلیس و راههایی که بر آدمیان وارد می‌شود آگاه نمود و سپرهایی به آنان نشان داد که با چنگ زدن بدان خود را از نیرنگ و دسیسه‌هایش برهانند، بگونه‌ای که کسی را نشاید بر آن رهنمودها بیفزاید.</p>
<p>و نیز آنها را از نفس و ویژگی‌ها و نیز نیرنگ‌ها و کمینگاه‌هایش آگاه نمود به گونه‌ای که دیگر نیازمند دیگری نباشند، و آنان را چنان از امور زندگی باخبر ساخت که اگر بدان پی ببرند دنیایشان به برترین وجه استوار خواهد شد.</p>
<p>خلاصه‌ى امر اینکه تمام خوبی دنیا و آخرت را برای بشر به ارمغان آورد و آنها را نیازمند هیچ کسی نگردانید، پس چگونه عده‌ای گمان می برند شریعت کامل وی که دنیا را دربر گرفته، ناقص بوده و نیازمند سیاستی از خارج آن می باشد تا آنرا کامل گرداند؟! یا اینکه نیازمند قیاس و یا حقیقت و یا معقولی خارج از آن است؟!</p>
<p>کسی که چنین پندارد چون کسی است که می‌پندارد بشر نیازمند پیامبری دیگر می‌باشند.</p>
<p>و سبب آن پنهان ماندن آنچه رسول خدا صلی الله علیه و سلم آورده بر کسی می‌باشد که چنین می‌پندارد و نصیب اندکی که از فهمی دارد که خداوند یاران پیامبرش را بدان رهنمون ساخت، کسانی که به آنچه رسول خدا صلی الله علیه و سلم آورده بود بسنده نموده و بدین ترتیب از غیر آن احساس بی‌نیازی نمودند و بدین سبب قلبها و سرزمینها را گشودند و چنین گفتند: «این عهد پیامبرمان به ما و نیز عهد ما به شما می‌باشد»</p>
<p><span style="color: #888888;">برگرفته از کتاب: اعلام الموقعین ۴/۴۵۴- ۴۵۶</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3118/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بد رفتاری با پدر و مادر</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3115</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3115#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 Jun 2010 03:17:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3115</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صلاح البدیر
مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با  ۷ خرداد ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن خداوندی است که فرموده است: { و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید} [اسراء: ۲۳]
او را سپاس می‌گویم که او نعمت عطا نموده و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با  ۷ خرداد ۱۳۸۹<span id="more-3115"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوندی است که فرموده است:<span style="color: #800000;"> { و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید} </span>[اسراء: ۲۳]</p>
<p>او را سپاس می‌گویم که او نعمت عطا نموده و ما را بی‌نیاز ساخته است،  و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است، آنگونه شهادتی که با آن امید نجات و رستگاری و رضوان خداوند و مغفرت او را داریم، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که ما را به نیکی دستور داده و از بدی و نافرمانی نهی نموده است. درود و سلام و خداوند بر وی و بر اهل بیت و یارانش باد. آنان که سمبل حق بودند و یاور نیکی&#8230;</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان تقوای الله را پیشه سازید که تقوای او بهترین دستاوردهاست و طاعت او بالاترین شرف و نسب است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } </span>[آل عمران: ۱۰۲]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پاس بدارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</span></p>
<p>ای مسلمانان&#8230; از خوشبختی انسان است که پدر و مادرش در کنارش باشند و چشمش با دیدن آن‌ها شاد شده و با گرمای مهر و محبت آنان گرما گیرد و با نصیحت آنان راهنما شود و برکت دعای آن‌ها و اجر نیکی به آن‌ها و همراهی نیک آنان را به دست آورد.</p>
<p>از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که گفت: مردی به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد و گفت: با تو بر هجرت و جهاد بیعت می‌کنم و اجر آن را از الله می‌خواهم. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به او گفت: &#8220;آیا از پدر و مادرت هیچکدامشان در قید حیات هستند؟&#8221; گفت: آری، هر دو زنده هستند. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;آیا از خداوند متعال اجر و پاداش می‌خواهی؟&#8221; </span>گفت: آری. پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;پس به نزد پدر و مادرت برگرد و با آن دو به نیکی بمان&#8221;.</span> [متفق علیه]</p>
<p>ای مسلمان&#8230; همانا بدی و نافرمانی پدر و مادر توسط پسران و دختران همان مصیبت بزرگ و بلای سهمگین و زندگی تلخ است&#8230; بدی و نافرمانی تلخی که قصه‌ی پرغصه‌اش تمام شدنی نیست&#8230;</p>
<p>این گناه بزرگ و کبیره‌ای است که باعث خشم و عذاب پروردگار است. از ابوبکرة رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;آیا شما را به بزرگترین گناهان کبیره آگاه نکنم؟&#8221; </span>گفتیم آری ای رسول خداوند. گفت: <span style="color: #008000;">&#8220;شرک آوردن به الله و نافرمانی و بدی نسبت به پدر و مادر&#8221;</span>&#8230; سپس وی که تکیه داده بود نشست و گفت:<span style="color: #008000;"> &#8220;آگاه باشید، و سخن دروغین و گواهی دروغین&#8221; </span>پس همچنان این جمله را تکرار می‌کرد تا آنکه گفتیم کاش بیشتر نمی‌گفت. [متّفق علیه]</p>
<p>و همچنین از مغیرة بن شعبة رضی الله عنه از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;همانا الله نافرمانی و بدی نسبت به مادران و منع کردن آنچه باید بدهید و درخواست آنچه حقی در آن ندارید، و زنده به گور کردن دختران را حرام کرده است. و گفتن و نقل کردن هر چه را می‌شنوید و در خواست کردن بسیار، و هدر دادن مال را برایتان بد دانسته است&#8221;.</span> [متفق علیه]</p>
<p>و از ابوهریرة رضی الله عنه از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمودند:<span style="color: #008000;"> &#8220;خوار و بدبخت شد، سپس خوار و بدبخت شد، سپس خوار و بدبخت شد آن که پدر و مادر یا یکی از آن دو را در هنگام پیری درک نمود اما [به واسطه‌ی نیکی به آنان] وارد بهشت نگردید&#8221; </span>[به روایت مسلم]</p>
<p>و از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;سه کس هستند که الله در روز قیامت به آنان نظر ننموده و به بهشت داخل نمی‌شوند: آنکه نسبت به پدر و مادرش بدی و نافرمانی می‌کند و زنی که خود را به مردان شبیه می‌سازد و آنکه نسبت به ناموس خود بی غیرت است&#8221; </span>[به روایت احمد و نسائی]</p>
<p>پس چه پست است آنکه در حق پدر و مادرش بدی می‌کند و چه بی‌ارزش است و تا چه اندازه در سفاهت و حماقت به سر می‌برد! آنگاه که والدینش به پیری رسیدند و کمر خم کردند، او در مقابل، خوبی آن‌ها را با کفران و انکار و فراموشی و قطع رابطه پاسخ گفت&#8230; وفای آنان را با جفا عوض کرد و صفا و صمیمیت‌شان را با بد دهنی&#8230;</p>
<p>اگر از او چیزی بخواند بخل می‌رود و اگر به او امیدی داشته باشند آنان را ناامید می‌کند و اگر او را بخواهند حاضر نخواهد شد&#8230; پاسخشان را نمی‌دهد مگر به تندی و چیزی نمی‌دهد مگر از روی ترس و چیزی جز کلمه‌ی &#8220;بعداً&#8221; نمی‌داند.</p>
<p>او فراموش نموده که دستور پدر و مادر باید اطاعت شود و حق‌شان نباید پایمال گردد&#8230; پس وای به حال نافرمان&#8230; وای به حال او از آن روزی که سوار بر اسب نافرمانی و بدی نسبت به پدر و مادرش گردد و در رکاب اهل بدی و فسق و فجور راه بیفتد&#8230; وای بر او از آن روزی که باعث گریه و آه پدر و مادر شود و آن دو را ناراحت کند و باعث خستگی و آزار آنان شده و آن دو را با غم‌ها و غصه‌ها رها سازد&#8230;</p>
<p>ای آنکه در حق پدر و مادر بدی می‌کنی&#8230; ای آنکه حقوقی را که بر گردنت هست فراموش کرده‌ای&#8230; چطور با تندی و بی‌توجهی و کوچک شمردن و خوار کردن و این روز به آن روز انداختن با پدر و مادرت برخورد می‌کنی؟؟ چگونه است که زن و خانواده و دوستان و پول و ثروت را بر آن‌ها مقدم می‌داری در حالی که اکنون برای خود مردی شده‌ای و آنان پس از خدا به تو امید دارند و از تو انتظار نیکی و احترام و محبت و ارتباط دارند.</p>
<p>چگونه از خداوند انتظار خشنودی داری در حالی که به مادر و پدرت بدی کرده‌ای؟ چطور توانسته‌ای مادرت را ترک کنی؟ چطور توانسته‌ای او را ترک کنی در حالی که او برای تو خود را از خواب محروم می‌کرد و بدنش را برای تو فنا کرد و از وجودش به تو شیر داد و آغوشش را منزل تو گرداند و برای تو خستگی و سختی را تحمل کرد؟</p>
<p>اگر تو دچار غم  اندوه شدی او نیز غمگین و اندوهگین شد&#8230; تو را بر خود ترجیح داد و برای تو آرزوی زندگی کرد حتی اگر به قیمت مرگ خودش باشد&#8230;</p>
<p>اکنون&#8230; اکنون که او پیر شده و به تو نیاز دارد در نگاه تو بی‌ارزش‌ترین چیز گردیده است؟ و خوبی‌های او را به فراموشی سپرده‌ای و خوبی‌اش را انکار کرده‌ای؟ خدمت آسان او برایت سخت شد و عمر کوتاه او برایت طولانی گردید؟ او را هنگامی ترک گفتی که او بعد از خداوند به تو نیاز داشت و در هنگام پیری او را از یاد بردی و سینه‌ات برایش تنگ شد و او را جام زهر نوشاندی و خود با خیال راحت خوابیدی و خودخواهانه به سرزنش دیگران هم گوش نسپردی&#8230; این بود پاداش او بعد از این همه سختی؟ حقا که تو نادانی و کور&#8230;</p>
<p>ابو بردة روایت می‌کند که ابن عمر رضی الله عنهما مردی را دید که طواف کعبه می‌کند در حالی که مادرش را بر کول خود گذاشته است و می‌گوید: من شتر رام اویم&#8230; سپس به ابن عمر گفت: آیا به نظر تو حقش را ادا کرده‌ام؟ ابن عمر گفت: هرگز، نه حتی به اندازه‌ی یک نفس از نفس‌ زدن‌های هنگام درد زایمان. [به روایت بخاری در ادب مفرد]</p>
<p>و از ابوهریرة رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:<span style="color: #008000;"> &#8220;هیچ فرزندی حق پدرش را ادا نمی‌کند مگر آنکه او را در حال بردگی بیابد و سپس او را بخرد و آزاد کند&#8221;.</span> [ به روایت سلم]</p>
<p>پس ای آنکه در حق پدر و مادرت بدی می‌کنی&#8230; چقدر آن‌ها کام تو را شیرین کردند و چقدر تو آنان را تلخ‌کام می‌کنی. بیا اکنون کم‌کاری خود را در حق آنان جبران کن که آنان تو را مدتی طولانی نگهداری کردند پس تو آنان را در این مدت کوتاه نگهداری کن.</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیراً }</span> [اسراء: ۲۴]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; و بگو پروردگارا آن دو را مورد رحمت قرار ده همانطور که مرا در کودکی تربیت نمودند)</span></p>
<p>با آنان مهربان و نرم‌خو باش و با فروتنی در خدمت آن‌ها باش و به آنان سخن بزرگوارانه و زیبا بگو و بگو خداوندا آن دو را رحمت کن همانگونه که من را در کودکی نگهداری نمودند زیرا از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که ایشان فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;خشنودی پروردگار در خشنودی پدر است و خشم پروردگار در خشم پدر&#8221; </span>[به روایت ترمذی]</p>
<p>خداوند من و شما را با کتاب و سنت برکت داده و با بینات و حکمت موجود در آن سود رساند&#8230; آنچه را شنیدید گفتم، و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهبد که او بسیار بخشنده و بسیار مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>سپاس و ستایش از آن خداوند برای احسان و یاری و توفیقش، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان او و دعوتگر به سوی رضوان اوست&#8230; درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان&#8230; تقوای الله را پیشه سازید و او را مراقب خود بدانید و از او اطاعت کنید و از وی سرپیچی نکنید&#8230;</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ } </span>[توبه: ۱۱۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و با صادقان باشید)</span></p>
<p>ای مسلمان&#8230; زندگی چیزی نیست جز وامی که باید ادا شود. و کاری که جزا داده خواهد شد. پس هر که با پدر و مادرش نیکی کند فرزندانش نیز به او نیکی خواهند کرد و هر که با پدر و مادرش بدی کند فرزندانش نیز در حق او بدی و نافرمانی خواهند کرد و او را ترک خواهند گفت. زیرا از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;به پدر و مادرتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند و خود راه حیا و عفت در پیش گیرید تا زنتان نیز راه حیا و عفاف در پیش گیرند&#8221;</span> [به روایت حاکم و طبرانی] پس مبارک است رضایت پدر و مادر و دعای آن‌ها برای آنکه به آنان نیکی می‌کند و آنان را همراهی می‌کند.</p>
<p>ای مسلمانان، همچنین هر کس پدر و مادرش را از دست داد نیکی به آنان را بعد از مرگشان از دست ندهد؛ زیرا که نیکی تمام نمی‌شود و از ابو أسید ساعدی رضی الله عنه رواست که گفت: در حالی که ما نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودیم مردی از بنی سلمة بر او وارد شد و گفت: ای رسول خداوند آیا از نیکی به پدر و مادر چیزی بعد از مرگشان باقی مانده است که به آنان نیکی نمایم؟ رسول خدا فرمودند:<span style="color: #008000;"> &#8220;آری؛ دعا و طلب آمرزش برای آن‌ها و انجام دادن وصیت آن‌ها بعد از مرگشان و صله‌ی رحم خویشاوندانی که به او مربوطند و گرامی داشتن دوستان آنان&#8221; </span>[به روایت احمد و ابوداوود و ابن ماجه]</p>
<p>و از عائشة رضی الله عنها روایت است که مردی به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم گفت: مادرم به طور ناگهانی و بدون آنکه فرصت صدقه دادن داشته باشد وفات نموده است و گمان می‌کنم اگر [زنده بود] و می‌توانست سخن بگوید صدقه می‌داد. پس آیا اگر برای او صدقه دهم وی اجری خواهد داشت؟ رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;آری&#8221;.</span> [متفق علیه]</p>
<p>از عمرو بن شعیب از پدرش از جدش روایت است که عاص بن وائل وصیت نمود که به جای او صد برده را آزاد کنند. پس فرزندش هشام پنجاه برده آزاد کرد. فرزند وی عمرو خواست که پنجاه برده‌ی دیگر آزاد کند پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم درباره‌ی آن کار سوال کرد. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;اگر او مسلمان باشد و به جای او برده آزاد کردید یا صدقه دادید یا حج نمودید [ثواب] آن به او خواهد رسید&#8221;.</span> [به روایت احمد و ابوداوود]</p>
<p>ای مسلمانان، ثمره‌ی شنیدن، پیروی کردن است پس شما از کسانی باشید که سخن را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند. و درود و سلام بفرستید بر احمد، آن هدایتگری که برای مردمان در روز قیامت شفاعت می‌کند، که هر که بر او درود فرستد خداوند بر او ده درود خواهد فرستاد&#8230;</p>
<p>خداوندا بر پیامبر و سرور ما محمد درود و سلام فرست و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی راشد، آن یاران سنت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و از تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با فضل و کرم و احسان خویش راضی باش ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام  و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را ایمن و در رفاه بدار.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را از ناپاکی صهیونیست‌ها پاک گردان. خداوندا آنان طغیان ورزیدند و زیاده‌روی نمودند و تجاوز پیشه کردند و فساد کردند&#8230; خداوندا زمین را در زیر پاهای آنان بلرزان و در دل آنان ترس بینداز و آنان را عبرتی برای دیگران قرار بده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا ما را با تقوای خود خوشبخت بگردان و ما را آنگونه بگردان که خشیت تو را داشته باشیم گویی تو را می‌بینیم. خداوندا روزی ما را گوارا گردان و هیچ کافری را بر ما مسلط مگردان.</p>
<p>خداوندا ما را از بردگی گناهان آزاد ساز و از یوغ نفس رها بگردان و میان ما و گناهان دوری بینداز و از شیطان رانده شده پناه ده&#8230; ای دارای گذشت و ای دارای آمرزش وسیع و ای دارای رحمت نزدیک.. ما را از نزد خویش مغفرت و رحمتی عطا کن که تو بسیار بخشنده و بسیار مهربانی.</p>
<p>خداوندا ما را و پدران و مادران ما و همسران و دوستان ما را از آتش آزاد بگردان&#8230; ای عزیز و ای غفار و ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده، خداوندا بیماران ما را شفا ده، خداوندا بیماران ما را شفا ده و مبتلایان ما را عافیت عطا کن و اسیران ما را آزاد گردان و مردگان ما را بیامرز و ما را بر دشمنانمان پیروز بگردان. ای نیرومند و ای عزیز&#8230; ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; <span style="color: #800000;">{همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر نموده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین نصیحت می‌کند تا آنکه پند گیرید}</span> [نحل: ۹۰]</p>
<p>پس خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را سپاس گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3115/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحریم حیله و نیرنگ در شریعت خداوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3112</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3112#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 May 2010 15:45:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3112</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس
مسجد الحرام: جمعه ۷ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن خداوند است که دارای عزت و جلال است&#8230; خداوندا تو را برای نعمت‌هایی که پیاپی می‌آید سپاس می‌گوییم، پاک و منزهی ای آفریدگار که نیرنگ و فریب را حرام گردانده و آنانی را که حدودت را زیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۷ جمادی الثانی ۱۴۳۱ برابر با ۳۱ فروردین ۱۳۸۹<span id="more-3112"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوند است که دارای عزت و جلال است&#8230; خداوندا تو را برای نعمت‌هایی که پیاپی می‌آید سپاس می‌گوییم، پاک و منزهی ای آفریدگار که نیرنگ و فریب را حرام گردانده و آنانی را که حدودت را زیر پا می‌گذارند وعده‌ی عذاب داده‌ای&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز تو که واحد و بی‌شریکی و حلال را از حرام آشکار گردانده‌ای، و گواهی می‌دهم که پیامبر و اسوه‌ی ما محمد، بنده و پیامبر توست&#8230; و او پاک‌ترین کسی است که برای حفظ حقوق و آبرو و اموال مردم مبعوث گردیده شده؛ پس درود و سلام پروردگار من بر او و بر اهل بیت پاکش باد، آنانی که دارای خصلت‌های و سجایای نیک‌اند و بر صحابه‌اش که به قله‌های بزرگی و کمال دست یافتند و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند، تا آنگاه که روز و شب در پی هم می‌آیند&#8230;</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند: خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم که تقوای خداوند بهترین یاور برای ثبات در طاعت و فرمانبرداری او و محکمترین ریسمان برای هدایت و وصال و بزرگترین زاد و توشه برای روزی است که نه در آن معامله‌ای است و نه دوستی میان کسی وجود دارد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230;وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى } </span>[بقره: ۱۹۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و توشه برگیرید که بهترین توشه تقوا است)</span></p>
<p>ای امت مسلمان: در زمانه‌ای که آکنده است از کش مکش‌های مادی و اجتماعی و پدیده‌های رفتاری و اخلاقی، و فهم برعکس نسبت به شریعت اسلامی، در این زمانه قضیه‌ای بس خطرناک رخ عیان نموده که ایستادن در برابر آن واجب و حتمی است&#8230; مشکلی که به وجود نیامده است مگر بر اثر حرص و طمع و نادیده گرفتن و تلاش در فریب دادن خداوند متعال&#8230;</p>
<p>آن معضلی است وحشتناک و مشکلی است ترسناک و آن چیزی نیست جز فریبکاری و دخالت دادن حیله و نیرنگ در شریعت خداوند و احکام وی و چرخ دادن آن به چیزی غیر از حقیقت آن و گذاشتن احکام الهی در غیر سیاق شرعی‌اش&#8230;</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; این قضیه هشداری است برای هر فساد و زیان&#8230; و دور بودن از آن هدایت است و خشنودی و سرور. هر که در صادر نمودن احکام به راه فریب رود و از نیرنگ و راه و روش ستمگران برای خواسته‌ی خود استفاده کند و به خود جرات زیر پا نهادن حدود خداوندی را بدهد خود را آلوده‌ی بزرگترین گناه و خشم خداوند نموده است&#8230; چرا که فریب و نیرنگ بر اساس کتاب و سنت و اجماع سلف امت و قواعد شریعت و مقاصد آن حرام می‌باشد.</p>
<p>به علت همین سیاه‌کاری‌ها و گمراهی‌های زشت است که خداوند متعال درباره‌ی یهود و آنچه در روز شنبه انجام دادند و عذاب دردناکی که به آن دچار شدند برای ما چنین می‌گوید که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِینَ اعْتَدَواْ مِنکُمْ فِی السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ کُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِینَ } </span>[بقره: ۶۵]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و کسانى از شما را که در روز شنبه [از فرمان الله] تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانى طرد شده باشید)</span></p>
<p>و به سبب بزرگی این جنایت و زشتی آن است که خداوند متعال یاران باغ را که فریب‌پیشه بودند و حق مستمندان را نادیده می‌گرفتند مجازات نمود و باغ آنان را سوزاند و ترس در دلشان انداخت تا آنکه عبرتی شوند برای هر فریبکار و تا داستانشان تربیتی باشد برای طاعت و فرمانبرداری خداوند.</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: از آنجایی که فریب و نیرنگ به منزله‌ی مخالفت با فرمان خداوند است و باعث دشمنی و کینه است و به بازی گرفتن آبرو و جان دیگران ختم می‌شود، حرام قرار داده شده است&#8230;</p>
<p>فریب و نیرنگ از آثار و نشانه‌های خودخواهی و اندیشیدن به منفعت مادی است که چشمان زیادی را کور کرده و آن را با حرام پوشانده است و اگر آنان به حلال اندک راضی می‌شدند برایشان از حرام بسیار، بهتر بود.</p>
<p>چگونه ممکن است اینچنین مفاسدی با شریعتی که همه‌اش نجابت است و پاکی و صفا هماهنگ شود؟&#8230; آنانی که در پی انواع و اقسام حیله‌ها می‌روند تا آنچه را که حرام است حلال کنند و با الفاظ و کلمات بازی می‌کنند و از اهداف و معانی شرعی روی می‌گردانند. آنان ندانسته‌اند که مسائل بر اساس حقایق و معانی‌شان بررسی می‌شوند و نه بر اساس ظاهرشان&#8230;</p>
<p>امام علامه ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;حیله‌های حرام در واقع تلاش برای فریب دادن خداوند است و سعی در فریب خداوند حرام است؛ پس برای کسی که تقوای خداوند را دارد و از عذاب او می‌ترسد شایسته است که از حلال کردن حرام‌های خداوند با استفاده از انواع حیله‌ها بپرهیزد.</p>
<p>ای مسلمانان: اگر نگاهی به حال اهل فریب و حیله بیاندازیم، آنانی که در پی رخصت‌های حرام و فریب حرامند چیزهایی خواهیم دید که باعث تاسف و اندوه و درد می‌شود و کافی است برای دانستن نمونه‌ای از این نوع نیرنگ به این سخن مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم گوش بسپارید که می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«خداوند یهود را نفرین کند&#8230; چربی [حیوان] بر آن‌ها حرام گردید پس آن را آب کردند و فروختند»</span> [متفق علیه]</p>
<p>امام خطابی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;این حدیث دلیل بطلان هر حیله‌ای است که به وسیله‌ی آن سعی در رسیدن به حرامی شود و اینکه حکم آن حرام با تغییر شکل و اسم آن تغییر نمی‌کند&#8221;. پایان کلام امام خطابی.</p>
<p>هیچ کدام از حیله‌ها و نیرنگ‌ها از چارچوب مغالطه و در نظر گرفتن ظاهر بدون توجه به مقصد شریعت، خارج نیست&#8230;</p>
<p>از جمله‌ی انواع حیله‌ها حیله‌گری در بالا بردن قیمت توسط کسی است که در واقع قصد خرید جنس را ندارد تا خریدار واقعی فریب بخورد که این همان &#8220;نجش&#8221; حرام است&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ &#8230;}</span> [فاطر: ۴۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230;و نیرنگ زشت جز [دامن] صاحبش را نمی‌گیرد &#8230;)</span></p>
<p>و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که در صحیحین وارد شده است از نجش نهی نمودند.</p>
<p>مثال دوم: حیله و فریب برای به دست آوردن وام است مانند این که شخص تاجر جنسش را به صورت مدت‌دار به شخص وام گیرنده بفروشد سپس آن را از همان شخص به صورت نقدی با قیمتی پایین‌تر بخرد؛ که این همان مساله‌ی معروف به &#8220;عینه&#8221; است&#8230;</p>
<p>این حیله بدین صورت است که ظاهر کار به مانند فروش است اما در حقیقت همان ربای حرام است. شیخ الاسلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;&#8230; سبحان الله! که چگونه ربایی که آن قدر نزد خداوند گناه عظیمی است [به طوری که] جنگ با کسی که آن را حلال بداند واجب دانسته و خورنده و دهنده و نویسنده و شاهدان آن را لعنت نموده است به ساده‌ترین روش در صورت عقدی که عبث و بازی است حلال گردانده می‌شود&#8221;.</p>
<p>و همچنین روش‌های دیگر فریب‌کاری برای ربا و انجام معاملات غیر شرعی در خرید و فروش و وام و صرافی و سرمایه‌گذاری و صیغه‌های حاوی غرر در عقود و پروژه‌ها و مناقصه‌ها و سوء استفاده‌های شغلی و رشوه و تقلب&#8230; این جدا از تعطیل حدود و تعزیرات و قاچاق و ترویج مواد مخدر و اختلاس و تجاوز به اموال عمومی است&#8230;</p>
<p>و از جمله‌ی این نیرنگ‌ها متوسل شدن به حیله و فریب برای فرار از ادای زکات است آن هم با فروش مقداری از مال زکات یا هدیه دادن آن تا به حد نصاب نرسد و سپس برگشتن از آن&#8230;</p>
<p>و چهارمین نمونه استفاده از حیله و نیرنگ برای ساقط نمودن چیزی است که در حال واجب گردیده است مانند نفقه‌ی زن مطلقه و ادای دین، و اینچنین است که شخص سعی در فریب پروردگارش می‌کند و در واقع جز خود کسی را نمی‌فریبد و به زعم اعسار و سختی مال همسر یا فرزندانش را تصاحب میکند و چه زشت است این حیله‌گری&#8230;</p>
<p>از دیگر صورت‌های حیله‌گری حرام این است که شخصی که قصد طلاق دادن همسرش را دارد برای برگرداندن مهریه‌ای که داده است همسرش را تحت فشار قرار می‌دهد و با اذیت و آزار او باعث می‌شود که زن برای آزاد شدن از شر وی از مهریه‌اش گذشته و خلع کند.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ } </span>[بقره: ۲۲۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(این است ‏حدود احکام الهى پس از آن تجاوز مکنید و کسانى که از حدود احکام الهى تجاوز کنند آنان همان ستمکارانند)</span></p>
<p>ششمین نمونه فریب دادن زن با رجوع بعد از طلاق است، نه برای الفت و جمع شدن بلکه برای تجاوز و زیان رساندن به زن&#8230;</p>
<p>و در مورد این حیله و فاش ساختن آن است که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلاَ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرَاراً لَّتَعْتَدُواْ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آیَاتِ اللّهِ هُزُواً&#8230;} </span>[بقره: ۲۳۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و آنان را براى [آزار و] زیان رساندن [به ایشان] نگاه مدارید تا [به حقوقشان] تعدى کنید و هر کس چنین کند قطعا بر خود ستم نموده است و آیات الله را به ریشخند مگیرید)</span></p>
<p>ای امت مسلمان: و از دیگر کارهایی که در زیر حیله‌گری حرام قرار می‌گیرد زیان رساندن به وارثان در نصیب و سهم آن‌ها از طریق محروم کردن آن‌ها به وسیله‌ی وصیت کردن و بخشیدن بیش از یک سوم مال به دیگران یا کم کردن نصیب آنان است.</p>
<p>این بلای کمرشکن چه بسیار میان برادران دشمنی ایجاد کرده و همدلی‌ها را از بین برده است و تاسف‌آور است که شعله‌های آن بسیاری از جوامع را به کام خود کشانده است&#8230;</p>
<p>و همچنین حیله‌گری و دست انداختن بر اوقاف و وصیّت دیگران و اموال زنان و بیوه‌ها و یتیمان و کودکان و است. ولا حول ولا قوة إلا بالله.</p>
<p>ای مومنان: هشتمین این حیله‌ها و نیرنگ‌هایی که باعث آفت‌های فراوان گشته و باعث زیر پا گذاشته شدن کرامت زنان مومن بی خبر گشته حیله‌ها و نیرنگ‌هایی است که زیر اسم ازدواج‌های مختلف با نام‌های گوناگون صورت می‌گیرد که بیشتر این ازدواج‌ها برای اشباع غریزه است تا برای مودت و رحمت و انجام واجبات زناشویی و ظاهر آن صحیح است اما محتوای آن تدلیس و فریبی است واضح و آشکار.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«آنچه را که یهود مرتکب شدند مرتکب نشوید که حرام‌های خداوند را با کمترین حیله‌ها حلال کنید»</span> [به روایت ترمذی و دیگران با سند حسن]</p>
<p>از دیگر انواع حیله‌گری و فریب تمییع و تغییر قضایای دینی به نام مصلحت و آسان‌گیری و تساهل و پیشرفت و تمدن است..</p>
<p>آری این اصطلاحات حق‌اند و درست و این‌ها جزو دین و از نتایج آنند اما این کلمات دارای معانی و مضمون خاصی هستند که همینطور بدون قید و ضابطه بر زبان رانده نمی‌شوند و کسی نمی‌تواند وارد این عرصه شود مگر علمای راسخ در فهم و استنباط احکام شرع.</p>
<p>آیا این اصطلاحات و فتاوای بی ضابطه که به دور از تامل و آگاهی و ورع بر زبان رانده می‌شود نتیجه‌ای داشته است جز مهجور شدن شعائر اسلام؟</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: اما کج کردن نصوص کتاب و سنت و احتکار نمودن معانی آن به دور از فهم سلف امت به قصد نشر افکار ویرانگری که کشتن بی‌گناهان را مباح نموده و سرزمین‌های ایمن را عرصه‌ی تکفیر و بمب‌گذاری می‌کند، عین فریب و نیرنگ است که گوش از شنیدن آن ابا دارد و آن را انکار می‌کند&#8230;</p>
<p>همینطور می‌توان درباره‌ی کسانی گفت که صورت‌های خود را به سوی غرب گرفته‌اند و  کاری ندارند جز حمله به ثوابت این امت و مخصوصا قضایای متعلق به زن و وارد کردن وی به عرصه‌ی رذیلت‌ها و تبرج و خودنمایی و بی‌حجابی و اختلاط حرام&#8230;</p>
<p>برای انسان غیرتمند بسیار جای تعجب است که انسانی که خود را مسلمان می‌داند در برابر آنچه برای وی فرض گردیده است ایستاده و تکبر بورزد و برای یافتن حیله‌ای برای در رفتن از زیر آن به این سو و آن سو برود.</p>
<p>آیا عقب‌گردی بدتر از این دیده و شنیده‌اید؟ احکام اسلام به این سادگی تعطیل شود و چنین گستاخانه شبهات انجام گیرد و از تکالیف و وظایف شانه خالی گردد؟</p>
<p>کجاست ترس و خشیت از خداوند آگاه به غیب؟ کجاست نور ایمان در قلب‌ها؟ چه بد جسارتی است که تنها ناشی از اخلاقی ویران شده است که عاقبتی ندارد جز پشیمانی و زیان:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ أَفَأَمِنُواْ مَکْرَ اللّهِ فَلاَ یَأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ } </span>[اعراف: ۹۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آیا از مکر الله خود را ایمن دانستند [با آنکه] جز مردم زیانکار [کسى] خود را از مکر الله ایمن نمى‏داند)</span></p>
<p>به خدا سوگند بسیار عجیب است! چگونه مردمی که از انجام معاملات حرام واضح دوری می‌کنند اما وقتی همان معامله از در پشتی و یا زیر میز صورت می‌گیرد در آن اشکالی نمی‌بینند&#8230; گویی زبان حالشان چنین می‌گوید که: هر که حیله‌ای بلد است به آن متوسل شود!</p>
<p>خداوند از بین ببرد باندهای فریب و نیرنگ را که از طاعت خداوند روی برگردانده و با استفاده از نیرنگ روباه‌گونه‌شان از سادگی خوبان سوء استفاده می‌کنند. خداوند کارشان را لنگ کرده و آنان را زیاد نگرداند&#8230;</p>
<p>پس ای مسلمانان تقوای خداوند را پیشه سازید و بشنوید و اطاعت کنید و از حیله‌ها و نیرنگ‌ها به سوی خداوند توبه‌ای نصوح کنید تا به منزلت صالحان دست یافته و رضایت خداوند را به دست آورید.</p>
<p>خداوندا تو مولای مایی پس ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ده و تو بهترین آمرزندگانی.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که بهترین احکام و صالح‌ترین آن‌ را برای بندگان خویش قرار داد و حیله‌ها و نیرنگ‌ها را حرام گرداند و گواهی می‌دهم که مبعودی به حق نیست جز الله و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیامرسان اوست و بهترین کسی است که راه‌های رشد و راست‌ترین آن را بیان نمود&#8230; درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد آنان که حدود خداوند را پاس داشته و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا روز قیامت از آنان پیروی می‌نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: اگر قضیه‌ی حیله و نیرنگ در این عصر مادی که پیشرفت فناوری و تمدنی در آن به فزونی گراییده و در پی آن زیان و شر آن نیز افزایش یافته است، این به آن برمی‌گردد که شخص حیله‌گر از آنجا که کار خود را حلال می‌داند به فکر توبه نمی‌افتد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَمَا یَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا یَشْعُرُونَ } </span>[بقره: ۹]</p>
<p><span style="color: #800000;">(با الله و مؤمنان به نیرنگ می‌پردازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند)</span></p>
<p>اما الحمدلله فریب و فریبکاری اینان با بیان علمای ربانی و رهبران دلسوز مورد تعقیب و روشنگری است&#8230;</p>
<p>اما امت نیاز به تلاش بیشتری برای بیان زشتی حیله‌گری در مورد حدود خداوند و حقوق بندگان دارد هر چه تاویل و بهانه و توجیه فریبکاران زیاد باشد و هر چند حیله‌گران آن را زرنگی بدانند که این چیزی نیست جز ورشکستگی و عقب‌گرد&#8230;</p>
<p>همچنین باید بر این تاکید شود که انجام گرفتن معلاملات حیله‌گرانه میان دو نفر بر اساس رضایت آنان حرام را حلال نمی‌کند حتی اگر بر اساس ادعای آنان نیت‌ها پاک باشد.</p>
<p>و در این قضیه چه خوب است که علمای شریعت پی به اهمیت تربیت نسل‌های مسلمان برده و آنان را به سوی پاکی و حلال خوری و تسلیم در برابر دستورات خداوند و دور شدن از حرام و فهم شامل و کامل حقایق اسلام و مقاصد آن رهنمون شوند.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را در احکام و شریعت و تکالیف وی پیشه سازید و از فریب و خطر شیطان بر حذر باشید و اسیر مکر هوای نفس و تزیین ابلیس نشوید تا آنکه به پیروزی و نعیم و بزرگی برسید.</p>
<p>سپس بر بهترین انسان‌ها درود و سلام بفرستید تا آنکه رحمت و اجر و پاداش آن را به دست آورید زیرا مولایتان عزوجل شما را در کتاب کریمش بدان فرمان داده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً }</span> [احزاب: ۵۶]</p>
<p>خداوندا بر سرور اولین و آخرین، پیامبر و حبیب و الگوی ما محمد بن عبدالله درود و سلام و برکت فرست و راضی و خشنود باش از خلفای راشدین و از صحابه و تابعین و از کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با رحمت خویش راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان.</p>
<p>خداوندا ما و مسئولان ما را حفظ نما. خداوندا آنان را به سوی آنچه دوست داری یاری کن و آنان را به سوی نیکی و تقوا رهنمون ساز.</p>
<p>خداوندا همه‌ی والیان امر مسلمان را برای تحکیم شریعتت و پیروی از سنت پیامبرت یاری ده. خداوندا آنان را رحمتی برای بندگانت قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما را از حرام با حلال خود بی‌نیاز ساز و با طاعت خویش از معصیتت و ما را با فضل خویش از دیگران بی‌نیاز بگردان&#8230; ای زنده‌ی پایدار، به رحمت تو یاری می‌جوییم همه‌ی امور ما را اصلاح نما و ما را حتی برای یه چشم به هم زدن به خودمان وامگذار ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا برادران مجاهد ما را که در راه تو جهاد می‌کنند در همه جا یاری ده. خداوندا آنان را در  فلسطین یاری ده، خداوندا آنان را در  فلسطین یاری ده، خداوندا آنان را در  فلسطین بر صهیونیست‌های متجاوز یاری ده&#8230; خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده&#8230; خداوندا مسجد الاقصی را از تجاوز متجاوزان حفظ نما&#8230; خداوندا آن را تا روز قیامت سربلند بدار.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز و کارهای ما را با نیکی‌ها خاتمه بده و عمر ما را با خوشبختی به پایان برسان. خداوندا غصه‌ی غصه‌داران را از بین ببر و سختی سختی‌دیده‌گان را آسان گردان و قرض و دین را از قرض‌داران ادا نما و بیماران ما و بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3112/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
