<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; بدعت و اشتباهات شرعی</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/bedat-eshtebah/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>اسلام، دین پایدار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4183</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4183#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 23:36:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[توحید و خداشناسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4183</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 22 ذوالحجه 1432 برابر با 27 آبان 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، ستایش مخصوص اوست که حج بیت‌الله الحرام را برای بندگانش کامل گرداند و زیر پای نهادن آن سرزمین‌هایی را که قدم‌گاه پیامبران بوده است برای آنان آسان نمود. آن است عرفات و مِنیٰ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد الحرام: جمعه 22 ذوالحجه 1432 برابر با 27 آبان 1390<span id="more-4183"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است، ستایش مخصوص اوست که حج بیت‌الله الحرام را برای بندگانش کامل گرداند و زیر پای نهادن آن سرزمین‌هایی را که قدم‌گاه پیامبران بوده است برای آنان آسان نمود. آن است عرفات و مِنیٰ و این است مقام ابراهیم، نمادهای اسلام و رسم پیامبران که سال‌ها و روزها از آن می‌گذارد و همچنان باقی مانده‌اند تا آیندگان را به یاد گذشتگان اندازند و تا این جایگاه‌ها به سخن آیند و داستان پیامبران را که بر این خاک رخ داده است بازگو نمایند. تا کوه‌های این سرزمین سوره‌هایی را که بر آن نازل شده است و عقایدی را که بر آن راسخ گردیده و شریعت‌هایی که تشریع شده‌اند به یاد آورند.</p>
<p style="text-align: justify;">گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد بندهٔ و پیامبر اوست؛ خداوند به واسطهٔ او پیامبری را به پایان رساند و چه نیک پایانی بود! درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید، و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ } [آل عمران: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">در این زندگی نظام‌های فکری و مناهج و اندیشه‌های مختلفی است، بناهایی باشکوه را می‌بینی که چونان درختی سربلندند، اما همین که بادها و طوفان وزیدن می‌گیرند و زمین به لرزه می‌افتد تصاویر قلابی فرو می‌ریزند و بناهای به ظاهر محکم به زیر می‌آیند و اینجاست که عیب و ایرادشان آشکار می‌گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">آنکه امروز در حال و روز جهان نظر افکند این فرو ریختن‌های پی در پی را به چشم می‌بیند. در دنیای پول و اقتصاد، در حکومت‌داری و سیاست، و در اندیشه و ایدئولوژی؛ حیرت و پریشانی صاحبان سرمایه و سیاستمداران را می‌بیند و سپس نگاهی به بنای سر به فلک کشیدهٔ اسلام می‌اندازد و آن را ثابت و مستقر می‌یابد که ریشهٔ آن در زمین است و فرع آن در آسمان.</p>
<p style="text-align: justify;">هنگامی که در مبادی اسلام در همهٔ جوانب زندگی تامل می‌کنی ارزش‌هایی خواهی یافت ریشه‌دار و محکم، در همهٔ زمینه‌ها؛ چه در عقیده و اندیشه، چه در عبادت و شریعت، و چه در اخلاق و رفتار؛ و آن را برای هر زمان و مکانی مناسب می‌بینی، و شایسته است هر مسلمانی پس از این تامل فضل خداوند را به یاد آورده و ارزش دین خود و نعمتی را که خداوند به او ارزانی داشته است قدر بداند.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند هیچ نعمتی را کامل‌تر و با ارزش‌تر و فراگیرتر از این به تو عطا نکرده است که مسلمانی هستی در میان دیگر مسلمانان، نه به سوی درختی سجده می‌بری و نه به سنگ، نه برای حیوانی خود را ذلیل می‌کنی و نه برای هیچ جمادی و نه حتی برای هیچ انسانی دیگر و تنها عبادت پروردگارت را به جای می‌آوری. این اسلام مبارکت باد و این ایمان گوارایت؛ خداوند تو را در زمانه‌ای توفیق هدایت داد که بسیاری گمراه شدند، و هنگامی تو را راهنمایی نمود که بسیاری سرگردان شدند. بار دیگر تامل کن و به اساس دین خود و قاعدهٔ ایمانت تمسک بجوی و با شناخت فضیلت اسلام و توحید پروردگار به این بشارت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به معاذ ـ رضی الله عنه ـ دلخوش باش که می‌فرماید: «کسی نیست که صادقانه از قلب خود گواهی دهد که معبودی به حق جز الله نیست و محمد پیامبر خداوند است، مگر آنکه خداوند وی را بر آتش حرام می‌گرداند» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین معاذ بن جل ـ رضی الله عنه ـ در جای دیگری از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که فرمود: «هر که در حالی به دیدار خداوند رود که برای اوهیچ شریکی قائل نیست به بهشت وارد می‌شود» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">این توحید نشانه‌هایی دارد که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را بیان و ترسیم نموده است. این بشارت نبوی دارای شواهدی است که شایسته است مسلمان به آن چنگ زده و از جدایی انداختن میان آن‌ها دوری کند تا مبادا کارهایش بی‌ارزش شده یا تلاشش به هدر رود، زیرا چه بسا سرگردانانی که خود نمی‌دانند و چه گمراهانی که گمان می‌کنند بر راه هدایتند!</p>
<p style="text-align: justify;">از ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که معاذ ـ رضی الله عنه ـ فرمود: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا به یمن فرستاد و فرمود: «تو به سوی گروهی از اهل کتاب خواهی رفت، پس آنان را به گواهی دادن به اینکه معبودی به حق جز الله نیست و اینکه من پیامبر خدایم فرا بخوان، پس اگر تو را اطاعت کردند آنان را آگاه ساز که خداوند نمازهای پنجگانه روزانه را بر آنان فرض نموده است، پس اگر از تو اطاعت نمودند آنان را آگاه ساز که خداوند صدقه‌ای را بر آنان واجب گردانده است که از ثروتمندانشان گرفته شده و به فقرایشان بازگردانده می‌شود، پس اگر از تو اطاعت کردند زنهار که به اموالشان دست‌درازی نمایی و از دعای مظلوم بترس که میان آن و خداوند هیچ حجابی نیست» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث اصول ایمان را توحید، سپس نماز، سپس زکات و سپس حفظ حقوق و مبدأ عدالت مطلق قرار داده است.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند انسان را گرامی داشته است و برای او قوانینی را تشریع نموده است که وی را از خرافات و یا تعلق به اوهام دور گرداند و او را آزاد گردانده به طوری که جز به خداوند که خالق اوست وابسته نباشد و وابستگی به غیر خداوند را چه از نظر اعتقادی و چه عملی، منافی توحید دانسته است. از علی بن ابی‌طالب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «خداوند لعنت کند کسی را که برای غیر خداوند ذبح نماید، و خداوند لعنت کند کسی را که بدعت‌گذاری را پناه دهد، و خداوند لعنت کند کسی که پدر و مادرش را نفرین کند، و خداوند لعنت کند کسی که علامت‌های زمین را تغییر دهد» (یعنی زمین مردم را به ناحق تصرف نماید) [به روایت مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه از نذر نمودن برای غیر خداوند نهی نموده و آن را از عمل مشرکان دانسته است. خداوند متعال در کتاب مبین خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَجَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَالْأَنْعَامِ نَصِيبًا فَقَالُوا هَذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَذَا لِشُرَكَائِنَا فَمَا كَانَ لِشُرَكَائِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَى شُرَكَائِهِمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ} [انعام: 136]</p>
<p style="text-align: justify;">(و [مشرکان] براى الله از آنچه از کشت و دامها كه آفریده است‏سهمی گذاشتند و به پندار خودشان گفتند اين برای الله است و اين ویژهٔ بتان ما، پس آنچه خاص بتانشان بود به الله نمی‌رسید و[لی] آنچه خاص الله بود به بتانشان می‌رسید چه بد داوری می‌کنند)</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر نشانه‌های این توحید، پناه جستن به خداوند است و نه هیچ کس دیگر؛ خداوند متعال دربارهٔ مشرکان فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا} [جن: 6]</p>
<p style="text-align: justify;">(و همانا مردانی از انسیان به مردانی از جنیان پناه می‌بردند و بر سرکشی آنان می‌افزودند)</p>
<p style="text-align: justify;">از دیگر زیبایی‌های این دین این است که مسلمان جز خداوند را فرا نمی‌خواند و جز به الله امید ندارد، زیرا میان مسلمان و پروردگارش هیچ واسطه‌ای نیست؛ خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْيَةً} [اعراف: 55]</p>
<p style="text-align: justify;">(پروردگارتان را به زاری و پنهانی بخوانید)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ} [غافر: 60]</p>
<p style="text-align: justify;">(و پروردگار شما گفت: مرا فرا بخوانید تا شما را استجابت کنم. همانا کسانی که از عبادت من تکبر می‌ورزند خوار و ذلیل به جهنم وارد می‌شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در این آیه دعا را عبادت دانسته است و در آیه‌ای دیگر پیامبر خود را به خالص گرداندن آن از هرگونه شائبه‌ای امر نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي} [زمر: 14]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو الله را عبادت می‌کنم در حالی که دین خود را برای او خالص گردانده‌ام)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُكَ وَلَا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِنَ الظَّالِمِينَ (106) وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ} [یونس: 106-107]</p>
<p style="text-align: justify;">(و به جز الله چیزی را که نه سودی و نه زیانی برای تو ندارد فرا مخوان که اگر چنین کنی از ستمگران خواهی بود (106) و اگر الله به تو زیانی برساند آن را برطرف‌کننده‌ای نیست جز او، و اگر برای تو خیری بخواهد بخشش او را رد کننده‌ای نیست، آن را به هر کس از بندگان که بخواهد می‌رساند و او آمرزندهٔ مهربان است)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال کسانی را که جز او را به فریاد می‌طلبند چنین مورد خطاب قرار داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ} [عنکبوت: 17]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که به جز الله عبادت می‌کنید برای شما مالک رزقی نیستند، پس نزد الله روزی بخواهید و او را عبادت کنید و شکر او را به جای آورید که به سوی او باز خواهید گشت)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال در جای دیگری می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5) وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ}[احقاف: 5]</p>
<p style="text-align: justify;">(و چه کسی گمراه‌تر از آن کسی است که به جز الله کسی را به فریاد می‌خواند که تا روز قیامت او را استجابت نمی‌کند و آن‌ها از دعایشان بی‌خبرند (5) و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان می‌شوند و به عبادتشان کافر می‌شوند)</p>
<p style="text-align: justify;">حتی خداوند متعال دعا و به فریاد خواندن غیر خود را شرک دانسته و در کلام خود فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ (13) إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ} [فاطر: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(کسانی که به جز او فرا می‌خوانید مالک پوستهٔ هستهٔ خرمایی نیستند (13) اگر آن‌ها را فراخوانید دعای شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند نخواهند توانست پاسخ شما را دهند و روز قیامت به شرک شما کفر می‌ورزند و کسی مانند [خداوند] آگاه تو را خبردار نمی‌کند)</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله مسائلی که باعث انحراف و فساد در دین‌داری است غلو و زیاده‌روی و مبالغهٔ از روی بی‌علمی است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده‌اند: «از غلو در دین دوری کنید که کسانی که پیش از شما بودند به واسطهٔ غلو و زیاده‌روی در دین هلاک شدند» [به روایت امام احمد و ترمذی و نسائی و ابن ماجه با سند صحیح] و در روایت مسلم آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سه بار پشت سر هم چنین فرمودند که: «افراط‌گرایان هلاک شدند».</p>
<p style="text-align: justify;">و خداوند متعال فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ} [نساء: 171]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای اهل کتاب در دینتان زیاده‌روی نکنید و بر الله جز حق نگویید)</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله غلو و افراط و زیاده‌روی در دین، زیاده‌روی در بزرگداشت اولیا و صالحان یا بزرگداشت آثار آنان است و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نسبت به چنین غلوی هشدار داده و فرموده است: «چنانکه نصاریٰ در مورد عیسی بن مریم غلو کردند در مورد من غلو و زیاده‌روی نکنید؛ زیرا من بندهٔ اویم پس بگویید: بندهٔ خداوند و پیامبر او» [به روایت بخاری]</p>
<p style="text-align: justify;">و از شقیق از عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «از بدترین مردم کسانی هستند که در حالی که زنده‌اند قیامت برپا می‌شود، و کسانی که قبرها را مسجد می‌کنند» [به روایت امام احمد]</p>
<p style="text-align: justify;">دین اسلام، همه‌اش نیکی است و زیبایی، و خداوند از چیزی نهی ننموده است مگر به سبب زیانی که به انسان‌های و جوامع وارد می‌سازد، مانند جادوگری و آمدن به نزد کاهنان و پیشگویان؛ خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَى } [طه: 69]</p>
<p style="text-align: justify;">(و جادوگر هر جا که رود رستگار نمی‌شود)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ } [بقره: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(و [هاروت و ماروت] به کسی جادوگری یاد نمی‌دادند مگر آنکه [پیش از آن به او] می‌گفتند همانا ما آزمایشی هستیم پس کافر مشو)</p>
<p style="text-align: justify;">و در ادامه می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ } [بقره: 102]</p>
<p style="text-align: justify;">(و بی‌تردید دانسته بودند که هر کس خریدار این کالا باشد در آخرت نصیبی نخواهد داشت )</p>
<p style="text-align: justify;">چه بسیار مردمی که به این اوهام وابسته شده و دین و دنیای خود را از دست داده‌اند و عقلشان به درک خرافات سقوط کرده است، خرافاتی که آن را دین و آیین خود قرار داده‌اند. شکر خدای که ما را با اسلام گرامی داشته است.</p>
<p style="text-align: justify;">از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «از هفت گناه هلاک کننده دوری کنید» فرمودند: ای رسول خدا خداوند! آن‌ها چه هستند؟ فرمود: «شرک به خداوند، و جادوگری، و کشتن انسانی که خداوند حرام نموده است جز به حق، و خوردن ربا، و خوردن مال یتیم، و پشت کردن در روز نبرد، و تهمت زدن به زنان پاک‌دامن بی‌خبر» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">و نزد مسلم روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که نزد کاهن و طالع‌بینی بیاید و از او در مورد چیزی سوال کند، نماز او تا چهل شب پذیرفته نخواهد شد» و نزد ابوداوود روایت است که فرمودند: «هر که نزد کاهنی آید و او را تصدیق نماید از آنچه بر محمد نازل شده است بیزاری جسته است».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">از جمله نشانه‌های زیبای دین والا بردن و با ارزش نمودن محبت‌ها و عواطف و دوستی‌ها و یاری یکدیگر است، آن هم در زمانه‌ای که مبادی و ارزش‌های اهل دنیا رو به پستی نهاده است و محبت و یاری نیست مگر برای دنیا و منافع دنیایی؛ از انس ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «سه خصلت است که در هر که باشد شیرینی ایمان را خواهد چشید: اینکه الله و رسول نزد او از دیگران محبوب‌تر باشند، و اینکه شخص را جز برای خداوند دوست نداشته باشد، و اینکه بازگشت به کفر را چنان بد بدارد که افتادن در آتش را بد می‌دارد» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">این دین، دین خداوند است و این شریعت، شریعت اوست و بر هر کسی که کلام خداوند و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به او رسیده است واجب است که از حق پیروی نماید و جز آن را ترک گوید، و کتاب و سنت را برای سخن هر کسی ـ هر که باشد ـ ترک نکند، و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} [نور: 64]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس کسانی که مخالفت امر او می‌کنند از این بترسند که دچار فتنه‌ای شوند یا عذابی دردناک به آنان برسد)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال کسانی را که از بزرگان خود در مخالفت امر خداوند و پیامبر او اطاعت نمودند نکوهش نموده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{ اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ } [نور: 31]</p>
<p style="text-align: justify;">(آنان احبار و راهبان خود را به جای الله به الوهیت گرفتند)</p>
<p style="text-align: justify;">عدی بن حاتم ـ رضی الله عنه ـ که نصرانی بود و سپس اسلام آورد می‌گوید: هنگامی که شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ این آیه را می‌خواند گفتم: ای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما آنان را عبادت نمی‌کنیم. فرمود: «آیا اینگونه نیست که آنچه را خداوند حلال کرده حرام می‌کنند و شما نیز آن را حرام می‌کنید؟ و آنچه را حرام کرده حلال می‌گردانند و شما نیز آن را حلال می‌کنید؟» گفتم: آری. فرمود: «همین عبادت کردن آن‌هاست» [به روایت امام احمد و ترمذی]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا برای ما در کتاب و سنت برکت ده و با آیات و حکمت سود رسان، این سخن خود را گفته و برای خود و شما از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوندی است که با نعمت او نیکی‌ها به کمال می‌رسند، با نیکی‌ها به بندگان خود احسان نموده و از بدی‌ها در می‌گذرد، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله، و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ خداوند و پیامبر اوست، خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او تا روز قیامت درد و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">توحید اعتقاد، توحید پیروی را به دنبال خواهد داشت، بنابراین بر مسلمان واجب است که پروردگار خود را دوست داشته و عمل خود را برای او خالص گرداند و احساسات خود را تسلیم خداوند نماید، مسلمان جز خداوند را فرا نمی‌خواند و جز او را عبادت نمی‌کند و جز دستور او را جرا نمی‌کند، آنچه را او حلال بداند حلال می‌داند، و آنچه را حرام بداند، حرام می‌داند و همانجایی می‌ایستد که خداوند تعیین کرده است و بر اساس خواست خداوند حرکت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;">مسلمان در برابر هر موجود زنده‌ای راست قامت است، پشت خود را جز برای خداوند خم نمی‌کند و شناخت او نسبت به خداوند و چیرگی کامل او بر همهٔ وجود، باعث می‌شود که احساس رغتب و رهبت و ترس و امید در وجود او به راه مستقیم رود و دچار انحراف و اضطراب نگردد.</p>
<p style="text-align: justify;">برای همین است که پر شدن قلب از عقیدهٔ توحید اساسی برای قدرت وعزت است و مومن صادق هیچگاه از آن جدا نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، حجاج بیت الله الحرام:</p>
<p style="text-align: justify;">در پایان هر کاری، مسلمان این معیار را به یاد می‌آورد که معیار قبول هر عملی، خالص گرداندن آن کار برای خداوند و پیروی از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در انجام آن است، و بدانید که فضل خداوند بسیار وسیع است و از نشانه‌های پذیرش یک عمل از سوی خداوند این است که انسان پس از انجام یک نیکی، نیکی دیگری انجام دهد، و نشانهٔ حج مبرور این است که بهتری از آنکه بودی از حج بازگردی، و هر که نامهٔ عملش با مغفرت خداوندی پاک شده است از این برحذر باشد که دوبارهٔ به ناپاکی گناهان باز گردد؛ زیرا عقب‌گرد بدتر از زخم است، و انسان باید سعی کند که پس از حج به افزایش نیکی‌های خود بپردازد زیرا این از نشانه‌های پذیرش عمل است.</p>
<p style="text-align: justify;">سپس درودهای پاک و سلام دائم خداوندی بر بهترین بندگان خداوند، محمد بن عبدالله، و بر اهل بیت پاک او باد. خداوند بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک وی درود و سلام و برکت ارزانی دار و از آن ائمهٔ هدایت، و خلفای پیامبرت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت و همهٔ کسانی که به راه آنان روند و از سنت آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان، و دشمنان دین را نابود گردان و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا هر که را برای ما و سرزمین ما ارادهٔ سوء یا تفرقه دارد، مکر و حیله‌اش را به سوی خود او بازگردان و تدبیرش را در نابودی او قرار ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و سختی‌ها وفتنه‌های آشکار و پنهان را از ما دور گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جا که هستند اصلاح نما، خداوندا آنان را بر حق و هدایت یکی گردان، خداوندا جان آنان را حفظ نما و ترسشان را به امنیت تبدیل کن و آنان را بر هر که به آنان ستم نموده است یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جا که هستند یاری ده، خداوندا آنان را بر حق یکی گردان، خداوندا آنان را در فلسطین بر صهیونیست‌های اشغالگر یاری ده.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده، خداوندا دشمنان دین را نابود ساز که آنان را یارای ناتوان ساختن تو نیست.</p>
<p style="text-align: justify;">{پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش دوزخ دور بدار} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان، و کارهای ما را آسان بگردان و ما را به آن خواسته‌هایی که باعث رضایت توست برسان. پروردگارا ما را و پدران و مادران ما را مورد آمرزش قرار ده که همانا تو شنوندهٔ دعایی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا از حاجیان حجشان را بپذیر و دعایشان را مستجاب گردان. خداوندا حج‌شان را مبرور و سعی‌شان را مشکور و گناهانشان را مغفور قرار ده و آنان را سالم به دیارشان بازگردان، خداوندا از ما و آن‌ها بپذیر و ما و آن‌ها را بر حق و هدایت پایدار بگردان و عاقبت ما را به خیر بگردان ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">از الله آمرزش می‌طلبم، از الله آمرزش می‌طلبیم، از آن خداوندی که معبودی به حق جز او نیست، آن زندهٔ به پای دارنده، آمرزش می‌خواهیم و به سوی او بازمی‌گردیم، خداوندا ای آنکه معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم، باران را بر ما نازل گردان و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، بارانی گوارا و پی در پی و گسترده و سودمند و همه‌گیر. خداوندا ما را باران ده، خداوندا بارانی که به واسطهٔ آن سرزمین‌ها را زنده کرده و بندگان را آب دهی و آن را به شهر نشینان و بادیه‌نشیانان برسانی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا باران رحمت، خداوندا باران رحمت، خداوندا باران رحمت و نه باران عذاب و بلا و ویرانی و غرق.</p>
<p style="text-align: justify;">پروردگارا از ما بپذیر و که همانا تو شنونده و دانایی و از ما توبه پذیر که همانا تو توبه‌پذیر و مهربانی.</p>
<p style="text-align: justify;">پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، آن پروردگار رحمت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4183/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اشتباهاتی که برخی روزه‌داران مرتکب می‌شوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4013</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4013#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Aug 2011 08:56:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4013</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض قرنی / ترجمه: ابوعامر برخی روزه‌دارن به سبب نا آگاهی نسبت به دین خداوند، از جمله روزه و احکام آن، دچار اشتباه می‌شوند. بسیاری از آنان نمی‌دانند چه باعث باطل شدن روزه یا کم شدن اجر آن یا فاسد شدن آن می‌شود، چه چیز برای روزه‌دار سنت است و چه چیز جایز است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/4013"><img class="alignright size-full wp-image-4014" title="eshtebahat-roozedaran" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/08/eshtebahat-roozedaran.jpg" alt="" width="100" height="119" /></a>دکتر عائض قرنی / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p>برخی روزه‌دارن به سبب نا آگاهی نسبت به دین خداوند، از جمله روزه و احکام آن، دچار اشتباه می‌شوند. بسیاری از آنان نمی‌دانند چه باعث باطل شدن روزه یا کم شدن اجر آن یا فاسد شدن آن می‌شود، چه چیز برای روزه‌دار سنت است و چه چیز جایز است و چه چیز بر او واجب است و چه چیز حرام است.</p>
<p>با سند صحیح از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت شده است که ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">هر که خداوند برای او ارادهٔ خیر داشته باشد او را در دین آگاه می‌سازد</span>» [بخاری: 1/126 و مسلم: 5/239]</p>
<p>گو آنکه هر کس در دین آگاه نیست خداوند برای او ارادهٔ خیر ننموده است.<span id="more-4013"></span></p>
<p>همینطور خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ خطاب به بندگان خود می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">اگر نمی‌دانید از اهل ذکر بپرسید</span>} [نحل: 43] که اهل ذکر همان علما و آگاهان هستند. برای مسلمانی که می‌خواهد خداوند را بر اساس بصیرت و آگاهی عبادت کند شایسته است آنچه از امور دین خود را نمی‌داند بپرسد و در پی علم باشد و نسبت به آگاهی در دین حریص باشد.</p>
<p>برخی از روزه‌دارن ـ متاسفانه ـ دچار گناهان بزرگی می‌شوند که روزهٔ‌ آنان را فاسد ساخته و اجر نمازشان را ضایع می‌سازد، از جمله: غیبت که در مطلب «<a title="روزهٔ زبان" href="http://www.bidary.net/archives/4006">روزهٔ زبان</a>» به آن پرداخته‌ایم. همچنین سخن‌چینی و بددهانی و مسخره کردن دیگران و لعن و نفرین و دیگر گناهان زبان.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">از دیگر اشتباهات:</span> اسراف در سفرهٔ افطار و سحری است. برخی برای سحری و افطار غذایی آماده می‌کنند که برای تعداد بسیاری کافی است و برای رنگین کردن سفره انواع و اقسام غذای گران و ارزان و شیرین و ترش و شور فراهم می‌کنند که جز مقدار کمی از آن خورده نمی‌شود و باقی‌ماندهٔ آن به زباله انداخته می‌شود که این خلاف روش اسلام است. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">بخورید و بیاشامید و زیاده‌روی نکنید که همانا او اسرافکاران را دوست ندارد</span>} [اعراف: 31]</p>
<p>هر چه از نیاز انسان و مقدار واقعی مصرف او بیشتر باشد اسراف است و نکوهیده است، و پروردگار روزه‌دارن به آن راضی نیست و زیر نهی خداوندی قرار می‌گیرد که:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">و اسراف و زیاده‌روی نکن (26) همانا اسرافکاران برادران شیاطینند و شیطان همواره نسبت به پروردگار خود ناسپاس بوده است</span>} [اسراء: 26-27]</p>
<p>و خداوند بزرگ در وصف بندگان نیکوکار خود می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">و آنان که اگر انفاق نمودند زیاده‌روی نمی‌کنند و نه [دست خود را] تنگ می‌گیرند و در میان این دو حد وسط را پیش می‌گیرند</span>} [فرقان: 67]</p>
<p>هم‌اکنون خانواده‌های بسیاری به سبب گرسنگی در خطر مرگ قرار دارند و حتی تکه نانی برای خوردن ندارند، خانواده‌های بسیاری بی آنکه سقفی بالای سر داشته باشند فرششان زمین است و لحافشان آسمان، اما این سوی دنیا هستند خانواده‌هایی که از پرخوری به دل‌درد افتاده‌اند&#8230;</p>
<p><span style="color: #0000ff;">از اهداف روزه</span> خالی شدن معده از مواد فاسد و اضافه، به واسطهٔ کم خوردن است. اما چگونه ممکن است کسی که در خوردن و نوشیدن زیاده روی می‌کند و اسراف پیشه می‌کند به این هدف دست یابد؟!</p>
<p>بسیاری از روزه‌داران روز را در خواب سپری می‌کنند انگار که روزه نبوده‌اند، برخی از آن‌ها به جز برای نماز بیدار نمی‌شوند و دوباره می‌خوابند. روز در غفلت و شب در شب‌نشینی!</p>
<p><span style="color: #0000ff;">حکمت روزه</span> این است که روزه‌دار لذت گرسنگی برای خداوند و تشنگی در راه او را بچشد، اما آنکه روز خود را شب کرده است چنین چیزی را احساس نخواهد کرد.</p>
<p>برخی روزه‌داران وقت خود را صرف بازی‌هایی می‌کنند که حداقل حکمشان کراهت است مانند بازی ورق، یا در بازی فوتبال زیاده‌روی می‌کنند. یا به بازی‌هایی می‌پردازند که آن را سرگرم کننده می‌دانند در حالی که خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">آیا گمان کرده‌اید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به سوی ما باز نخواهید گشت؟</span>} [مومنون: 115]</p>
<p>و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">آن‌هایی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفته‌اند و زندگی دنیا آن‌ها را فریفته است، رها کن</span>} [انعام: 70]</p>
<p><span style="color: #808000;">برخی روزه‌داران شب را بیهوده به شب‌نشینی می‌گذرانند و بی هدف در لهو و خوشگذرانی به سر می‌برند در حالی که همهٔ‌ شب حتی دو رکعت نماز شب هم نمی‌خوانند.</span></p>
<p>از بدترین اشتباهات گروهی از روزه‌داران این است که به کوچکترین عذر و بهانه از حضور در نماز جماعت کوتاهی می‌ورزند که این از نشانه‌های نفاق و از علائم بیماری قلب است. برخی از آن‌ها نیز در رمضان رابطه‌ای با قرآن ندارند. بسیار می‌خوانند، اما نه کتاب خداوند را.</p>
<p>برخی دیگر در این ماه بزرگ هیچ صدقه‌ای نمی‌دهند و سفره‌شان از حضور روزه‌داران مشرف نمی‌شود، درشان بسته است و دستشان بخیل. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">آنچه نزد شماست تمام می‌شود و آنچه نزد خداوند است باقی است</span>} [نحل: 96]</p>
<p>و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">و هر خیری که برای خود از پیش فرستید آن را نزد الله خواهید یافت</span>} [بقره: 110]</p>
<p><span style="color: #808000;">برخی روزه‌داران نیز نماز تراویح را از روی تنبلی ترک کرده‌اند، انگار زبان حالشان می‌گوید: همان نماز فرض برایم کافی است! اما همین شخص در امور دنیای خود تنها به ضرورت‌ها اکتفا نمی‌کند و حتی می‌بینی که برای مسائل غیر ضروری نیز همانطور خرج می‌کند که برای امور ضروری.</span></p>
<p>برخی روزه‌داران خانواده و همسر خود را با متحمل کردن زحمت بسیار برای پخت و آماده ساختن غذاها و نوشیدنی‌های رنگارنگ چنان خسته می‌کنند که از قرآن و انجام سنت‌ها و از یاد خداوند و عبادت او باز می‌مانند. اگر چنین مردانی به نیازهای ضروری قانع می‌شدند بی‌تردید همسرشان وقتی بیشتری برای طاعت خداوند به دست می‌آورد.</p>
<p>خداوندا ما را افزون ده و از ما کم مکن، و به ما عطا کن و محروممان مگردان، و گرامیمان دار و خوارمان مساز و از ما در گذر.</p>
<p><span style="color: #888888;">منبع: أخطاء يقع فيها بعض الصائمين ـ سایت «یا له من دین» / ترجمه: ابوعامر ـ بیداری اسلامی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4013/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حکمت‌ها و آداب متعلق به ماه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3945</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3945#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jul 2011 16:37:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه های رمضانی]]></category>
		<category><![CDATA[رمضان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3945</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود شریم مسجدالحرام: جمعه 21 شعبان 1432 برابر با 31 تیر 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوند است، {او که شکافندهٔ صبح است و شب را مایهٔ آرامش قرار داد و خورشید و ماه را وسیلهٔ حساب گرداند، این است اندازه‌گیری آن توانای دانا} [انعام: 96] او که {شب را در روز و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود شریم</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 21 شعبان 1432 برابر با 31 تیر 1390<span id="more-3945"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است، {<span style="color: #800000;">او که شکافندهٔ صبح است و شب را مایهٔ آرامش قرار داد و خورشید و ماه را وسیلهٔ حساب گرداند، این است اندازه‌گیری آن توانای دانا</span>} [انعام: 96]</p>
<p>او که {<span style="color: #800000;">شب را در روز و روز را در شب داخل می‌گرداند و خورشید و ماه را مسخر گردانده است که هر کدام تا وقتی مشخص در جریانند</span>} [لقمان: 29]</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بندهٔ الله و پیامبر او و برگزیدهٔ اوست، با حکمت و پند نیک به سوی راه پروردگارش دعوت داد و به زیبایی با آنان به گفتگو پرداخت در راه خداوند آنگونه که شایسته است مجاهده نمود تا آنکه یقین وی در رسید، پس درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و اصحاب نیک او و تابعین و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد، ای مردم خود و شما را به لزوم تقوای خداوند و چنگ زدن به ریسمان محکم اسلام سفارش می‌کنم:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (62) الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ</span>} [یونس: 62-63]</p>
<p>(بدانید که دوستان الله نه ترسی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند (63) آنان که ایمان آوردند و تقوا پیشه می‌ساختند)</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>سخنمان دربارهٔ آفریده‌ای بزرگ از آفریده‌های خداوند است که تاثیر و جایگاهی عمیق در درون بندگان دارد و دارای نوری است که زندگی را در وجود ما شعله‌ور می‌سازد، همچنانکه نشانه‌ای است از نشانه‌های آشکار خداوند که خداوند 27 بار از آن در کتاب خود نام برده است و در سه جا به آن سوگند یاد کرده است و یک سورهٔ کامل قرآن نیز به نام آن نام‌گذاری شده است.</p>
<p>این آفریده مثالی است برای به حرکت آوردن احساس غم و زیبایی و شکوه، شعراء با آن بسیار سر و کار دارند، و به مانند انسان است که از مراحل کودکی به کمال و سپس باز به سوی پیری و نقصان می‌رود.</p>
<p>در شب‌های تاریک جای آن خالی است، که در شب‌های ظلمانی انسان به یاد ماه می‌افتد&#8230; آری، این آفریده، ماه است، ماهی که بر دیگر کواکب برتری دارد چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در بسیاری مواضع در سنت خود هنگام ذکر برتری برخی اشیاء بر برخی دیگر می‌فرمیاد: «به مانند برتری ماه بر دیگر ستارگان».</p>
<p>این ماه است که ما را به یاد چهره‌هایی تازه و خوشحال می‌اندازد که در قیامت به پروردگار خود نظر می‌کنند. چنانکه در حدیث جریر بن عبدالله بَجَلی آمده است که می‌گوید: همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بودیم پس نگاهی به ماه کامل ـ شب چهاردهم ـ انداخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">شما پروردگارتان را خواهید دید همانطور که این ماه را می‌بینید و برای دیدن او ازدحام نمی‌کنید، پس اگر توانایی انجام نمازی پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن را داشتید، آن را انجام دهید</span>» سپس این آیه را تلاوت کرد: {<span style="color: #800000;">وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا</span>} (پیش از طلوع خورشید و پیش از غروب آن به حمد پروردگارت تسبیح گوی) [طه: 130]؛ [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان: قلب‌های بندگان بی‌تاب است و چشمانشان مشتاقانه منتظر هلال نو رمضان است که پس از چند روز بر آنان پرتو خواهد افکند، منتظر آن ماه نو‌اند تا وارد ماهی شوند که تاثیر بسیاری بر آن‌ها و جامعه و احساس درونی آنان دارد.</p>
<p>پس از 11 ماه حرکت در مسیر زندگی منتظرند تا این ماه نو سر برسد. عجیب است؛ خداوند چه عبرت‌ها و حکمت‌هایی که در این آفریدهٔ خود ننهاده که اگر بنده پی به ارزش آن برده و اسرار آن را در پی گیرد بی‌تردید نسبت به پروردگار خود معرفت و شناخت بیشتری خواهد یافت و او را بیشتر ارج خواهد نهاد، ببینید چگونه خداوند به این آفریدهٔ خود سوگند یاد کرده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> كَلَّا وَالْقَمَرِ</span> } [مدثر: 32]</p>
<p>(هرگز، سوگند به ماه)</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا</span> } [شمس: 2]</p>
<p>(سوگند به ماه آنگاه که در پی [خورشید] بیاید)</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ</span> } [انشقاق: 18]</p>
<p>(سوگند به ماه آنگاه که کامل شود)</p>
<p>خداوند متعال جز به چیزهای بزرگ قسم یاد نمی‌کند و او حق دارد به هر کدام از مخلوقاتش که بخواهد سوگند یاد کند اما انسان‌های چنین حقی را ندارند و تنها می‌توانند به الله قسم یاد کنند و «<span style="color: #008000;">هر که به غیر خداوند قسم یاد کند کفر ورزیده یا شرک آورده است</span>» چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است. (که منظور از کفر و شرک، کفر و شرک اصغر است و انسان را از دین خارج نمی‌کند).</p>
<p>خداوند بر ماه چنین نوشته است که از مرحلهٔ هلال به سوی مرحلهٔ کمال پیش رود و سپس باز به سوی افول رود، و این سنت خداوند در همه چیز است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ</span>} [یس: 39]</p>
<p>(و برای ماه منزل‌گاه‌هایی قرار دادیم تا آنکه به مانند شاخهٔ کهنهٔ خوشهٔ خرما باز می‌گردد)</p>
<p>زیرا همه چیز هنگامی که به کمال رسد رو به نقصان و کمبود می‌نهد و این حال مردم است زیرا باقی ماندن یک وضعیت از محالات است و هر جمعی رو به فراق می‌نهد و در حدیث صحیح آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">بر خداوند است که هیچ چیز از دنیا را بلند نکند مگر آن را دوباره زیر آورد</span>».</p>
<p>پس برای چه انسان دچار غرور و تکبر و خودپسندی شود در این حال که می‌داند رو به زوال و افول است؟</p>
<p>{<span style="color: #800000;">كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (26) وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ</span>} [رحمن: 26-27]</p>
<p>(هر چه بر روی آن است فانی است (26) و تنها ذات باشکوه و ارجمند پروردگار تو باقی می‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَا يَمُوتُ</span>} [فرقان: 58]</p>
<p>(و بر آن زنده‌ای که نمی‌میرد توکل کن)</p>
<p>از جمله براهینی که خلیل الله ابراهیم ـ علیه السلام ـ به واسطهٔ آن دهان قومش را در مورد عبادت غیر خدا و شرک به او بست، قرار دادن ماه به عنوان علامتی بر یگانگی خداوند بود و اینکه تنها او مستحق پرستش است، آنجا که خداوند دربارهٔ او می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ</span>} [انعام: 77]</p>
<p>(و چون ماه را در حال طلوع دید گفت: این پروردگار من است، پس هنگامی که ناپدید شد گفت: اگر پروردگارم من را هدایت نکند بی‌تردید از گروه گمراهان خواهم بود)</p>
<p>و هر آنچه پایانش رو به افول باشد مستحق عبادت نیست زیرا:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ</span>} [بقره: 255]</p>
<p>(الله است که معبودی به حق جز او نیست و زنده و برپا دارنده است، و نه خواب سبک و نه سنگین او را فرو نمی‌گیرد)</p>
<p>ای مسلمانان: بخاری و مسلم در صحیح خود از حدیث انس ـ رضی الله عنه ـ آورده‌اند که اهل مکه از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خواستند که نشانه‌ای برایشان بیاورد، پس پیامبر ماه را به آنان به دو نیم نشان داد تا آنکه حراء را میان آن دو نیمهٔ ماه دیدند، و خداوند متعال فرمود: {<span style="color: #800000;">اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ</span>} یعنی: (قیامت نزدیک گردید و ماه به دو نیم شد) و حادثهٔ دو نیم شدن ماه از معجزات آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از دلائل پیامبری وی است.</p>
<p>ای بندگان خداوند، خداوند متعال برای عبادت‌ها اوقاتی زمانی و مکانی قرار داده است که در این میان، ماه نقش بزرگی در اوقات زمانی عبادت‌ها دارد، از جمله حج که خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ</span>} (حج در ماه‌هایی است مشخص) و همچنین روزه که خداوند متعال دربارهٔ آن می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ</span>} (هر کدام از شما که ماه را دید آن را روزه گیرد) و دیگر اوقات زمانی که به هلال ماه و جایگاه آن بستگی دارد مانند عُده و روزهٔ روزهای سفید (أیام البیض) و دیگر عبادات.</p>
<p>وقت‌گذاری بر اساس ماه از جمله ویژگی‌هایی است که خداوند برای این امت قرار داده است به طوری که دیگر امت‌ها اوقات خود را بر اساس سال خورشیدی که روزهای آن 11 روز بیشتر از روزهای قمری است حساب می‌کردند. چنانکه خداوند متعال دربارهٔ مدت ماندن اهل کهف در غار می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعًا</span>} یعنی: (آن‌ها در غارشان سیصد سال به اضافهٔ نُه سال ماندند). سیصد سال به حساب شمسی و سیصد و نُه سال به حساب قمری.</p>
<p>عرب پیش از اسلام نیز به خلاف دیگر ملت‌ها اوقات خود را بر اساس تقویم قمری حساب می‌کردند که اسلام نیز با این تقویم موافقت نمود.</p>
<p>برای همین است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">ما امتی ناخوانده هستیم که نه می‌نویسیم و نه حساب نمی‌کنیم، و ماه اینگونه و اینگونه است</span>» یعنی: یک بار 29 روز و باری دیگر 30 روز. [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ماه نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند است که خداوند بندگان خود را با خسوف آن در دنیا و در آخرت می‌ترساند. چنانکه خداوند فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَإِذَا بَرِقَ الْبَصَرُ (7) وَخَسَفَ الْقَمَرُ (8) وَجُمِعَ الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ (9) يَقُولُ الْإِنْسَانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ (10) كَلَّا لَا وَزَرَ (11) إِلَى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ</span>} [قیامت: 7-12]</p>
<p>(پس آن هنگام که چشم‌ها از شدت ترس به گردش در آیند (7) و ماه بی‌نور شود (8) و خورشید و ماه یکجا شوند (9) آن روز انسان می‌گوید راه فرار کجاست؟ (10) هرگز، هیچ راه فرار و گریزگاهی نیست (11) آن روز قرارگاه پایانی تنها به نزد پروردگارت است)</p>
<p>این ماه است، آفریده‌ای از آفریده‌های خداوند و این بود برخی از نکته‌ها و حکمت‌هایی که خداوند در این آفریدهٔ بزرگ نهاده است. خدای متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ</span>} [لقمان: 11]</p>
<p>(این است آفریدهٔ الله، پس به من نشان دهید کسانی که جز اویند چه آفریده‌اند؟)</p>
<p>بر این اساس کوچک شمردن این آفریده و قرار دادن تاریخ و تقویم بر اساسی دیگر عیبی است بزرگ و همینطور بار آوردن کودکان با تصاویری که در آن ماه را دارای صورت و چشم و ابرو و دهن و بینی نشان می‌دهند یا آن را خندان یا گریان نشان می‌دهند نیز اشتباه است زیرا ماه نشانه‌ای از نشانه‌های خداوند است که کوچک شمردن آن و بی‌احترامی به آن جایز نیست و این آفریده برای عبرت گیری و احساس عظمت خداوند و پاس داشتن قدر وی است زیرا خدای متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقَاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ</span>} [رعد: 2]</p>
<p>(و خورشید و ماه را مسخر نمود که هر کدام تا مدتی مشخص به حرکت خود ادامه می‌دهند، کار آفرینش را تدبیر می‌کند و آیات خود را به روشنی بیان می‌کند باشد که به دیدار پروردگار خود یقین حاصل کنید)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ</span>} [فصلت: 37]</p>
<p>(از جمله نشانه‌های او شب و روز و خورشید و ماه است، نه به خورشید و نه به ماه سجده نبرید و بلکه به الله سجده کنید که آن‌ها را آفریده است اگر تنها او را عبادت می‌کنید)</p>
<p>در دوران‌های گذشته و حتی در دوران معاصر برخی از مردم و ملت‌ها دچار اشتباهات عقیدتی در مورد ماه شده‌اند که آن را ـ در ذهن آنان ـ از هدفی که برای آن آفریده شده است دور گردانده است. برخی از آنان گمان بردند که ماه برای مرگ یا به دنیا آمدن کسی دچار خسوف می‌شود اما پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هنگامی که پس از مرگ فرزندش ابراهیم برخی این گمان را نمودند چنین چیزی را انکار نمود.</p>
<p>همینطور منجمان و جادوگران در گذشته و حال ماه را در امور مردم دخالت می‌دهند و آن را موثر می‌دانند. شیخ الاسلام ابن تیمیه و دیگران ذکر کرده‌اند که علی ـ رضی الله عنه ـ هنگامی که خواست برای نبرد با خوارج به سوی آنان خارج شود، ستاره‌شناسی به او گفت: ای امیرالمومنین! به سفر نرو که قمر در عقرب است که اگر در این حالت که قمر در عقرب است خارج شوی یارانت شکست می‌خورند! علی در جواب او گفت: «<span style="color: #3366ff;">بلکه با اعتماد و توکل بر خداوند و برای دروغ دانستن سخن تو به سفر می‌رویم!</span>» پس به سوی خوارج خارج شد و در این سفر برای او برکت حاصل شد و خوارج شکست خوردند.</p>
<p>ممکن است دچار تعجب شویم اگر بدانیم حتی برخی از پژوهش‌های معاصر نزد غیر مسلمانان به اعتقاد باطلی منتهی شده است که ماه بر مزاج انسان تاثیر دارد و جنایت‌ها هنگامی که ماه کامل است رو به ازدیاد می‌گذارد! و برای این اعتقاد اینگونه دلیل می‌آورند که از آن جا که ماه با جزر و مدر دریاها در ارتباط است و 80 درصد وزن انسان را نیز آب تشکیل داده است پس ماه بر روی انسان نیز تاثیر می‌گذارد.</p>
<p>اما عجیب‌تر هنگامی است که برخی مسلمانان فریب اینگونه سخنان را می‌خورند و حتی گردن نصوص شرع را نیز می‌چرخانند تا با این اعتقادات خرافی که عاقلان غیر مسلمان نیز آن را باطل می‌دانند، موافق شود! تا جایی که برخی فریب خوردگان میان روزه گرفتن در روزهای سفید یعنی روزهای 13 و 14 و 15 ماه قمری که ماه کامل است، و تاثیر ماه کامل بر انسان ارتباط داده‌اند و معتقدند این برای آن است که جنایت‌ها کمتر شوند!</p>
<p>پناه بر خداوند!</p>
<p>مگر ماه جز آفریده‌ای از آفریده‌های خداوند است و همانطور که بنی‌آدم به خداوند سجده می‌برند او نیز برای خداوند سجده می‌کند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ</span>} [حج: 18]</p>
<p>(آیا ندانسته‌ای که هر که در آسمان‌ها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای الله سجده می‌برند و بسیاری‌اند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که الله او را خوار گرداند او هیچ گرامی‌دارنده‌ای نخواهد داشت، همانا الله هر چه بخواهد انجام می‌دهد.)</p>
<p>خداوند برا من و شما در قرآن بزرگ برکت نهد و یا آیات و ذکر حکیم سود رسانَد. آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر اشتباه بود از من و از شیطان بود، و از خداوند آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده است.</p>
<hr />
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است برای احسان وی و سپاس برای توفیق و منت او و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله واحد بی‌شریک نیست و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>بسیاری از اهل تفسیر ذکر کرده‌اند که برخی از صحابه از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پرسیدند که قضیهٔ هلال چیست که اول کار باریک به نظر می‌رسد سپس بزرگ می‌شود تا آنکه گرد می‌شود و دوباره کم می‌شود تا آنکه به حالت اول باز می‌گردد؟ و خداوند نازل کرد که:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ</span>} [بقره: 189]</p>
<p>(از تو دربارهٔ هلال‌های ماه می‌پرسند. بگو این وقت‌هایی است برای مردم و برای موسم حج)</p>
<p>ما اینجا توقفی کنار این داستان خواهیم داشت زیرا برخی از مردم که نور وحی، یقین در قلب آنان ایجاد نکرده است ادعا کرده‌اند که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به سبب امی بودن از ذکر ویژگی‌های هلال و سبب تغییر شکل آن خودداری کرده است و تنها به این اکتفا نموده که این علامتی است برای اوقات عبادات.</p>
<p>بدتر از آن کسانی هستند که گمان می‌کنند رویت شرعی با حساب دقیق برابر نیست و تنها گمانی است که در برابر وسائل این دوران ناقص است در حالی که حساب نجومی دقیق‌تر و صحیح‌تر است.</p>
<p>پاسخ آنان این است که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هرچند امی بود از پاسخ دادن به آن سوال عاجر نبود زیرا او کسی بود که با وحی در ارتباط بود، و او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به چیزهایی بزرگتر از این مساله نیز اشاره نموده است، از جمله وصف آسمان‌های هفتگانه و پیامبرانی که در آن‌ها بودند که در داستان اسراء و معراج آمده است و همینطور وصف مسجدالاقصی چنانکه بود.</p>
<p>اما پاسخ مختصر آن حضرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای رسالت امت وی و نیاز آنان به عبادت و طاعت خداوند بود، و همینطور نیاز فعلی و واقعی آنان ـ و نه نظری و تئوری ـ همین بود که هلال‌های ماه برای شناختن اوقات عبادات و حج توسط مردم است و این سود واقعی ماه برای مردم بود.</p>
<p>اما هر کس ادعا کند که پاسخ پیامبر مخالف علوم فلک است بر خدا و رسولش دروغ بسته است. زیرا کتاب خداوند والاتر از آن است که کتابی برای ستاره‌شناسی و شیمی و فیزیک باشد چنانکه بسیاری تمام هم و غم خود را در اینگونه مسائل قرار داده‌اند نه برای آنچه خداوند به هدف آن کتابش را نازل کرده است یعنی هدایت و نور و نجات و موفقیت که همه در این کتاب است، این‌ها ممکن است به این سبب در سه مشکل شرعی واقع شوند.</p>
<p>نخست: شکست درونی آنان که فکر می‌کنند علم بر قرآن حاکم است و قرآن باید تابع آن باشد و برای همین سعی می‌کنند به واسطهٔ علم قرآن را ثابت کنند حتی اگر قرآن خلاف استدلال آنان باشد که این مصیبت بزرگی است.</p>
<p>دوم: سوء فهم حقیقت قرآن و رسالت آن، و اینکه این کتاب حقیقتی است نهایی که جایی برای تغییر ندارد زیرا گویندهٔ آن کسی است که هیچ چیزی در زمین و آسمان بر او پنهان نمی‌ماند.</p>
<p>سوم: واقع شدن در تاویل بی‌جا و تکلف در توجیه نصوص قرآن با نظریات و تئوری‌هایی که ممکن است خود پس از مدتی منسوخ شوند و نظریه‌ای دیگر جای آن‌ها را بگیرد. البته این به معنی عدم استفاده از نوآوری‌های علمی برای نشان دادن مدلول آیات و اعجاز آن‌ها نیست، اما باید علم را تابع قرآن دانست و نه قرآن را تابع علم.</p>
<p>همچنین اینجا لازم است که بر سعهٔ صدر و پذیرش دیدگاه‌های مخالف در مورد قضیهٔ هلال رمضان نیز سخن بگوییم. شایسته نیست چنین مساله‌ای سبب درگیری و پشت کردن به یکدیگر شود. باید این قضیه را بر اساس اجتهاد و برای رسیدن به هدف مورد نظر دید، و از جدل بی‌فایده و نکوهیده جلوگیری نمود؛ زیرا اصل رویت هلال، شرعی است اما این اصل نباید مانع از استفاده از نوآوری‌های علمی شود که اصل این قاعده را نفی نمی‌کند، مانند تلسکوپ‌ها یا حسابی که بر اساس رویت باشد، اینگونه به همهٔ نظرات توجه شده و اختلاف نیز کمتر می‌شود.</p>
<p>امام مسلم در صحیح خود از کریب روایت کرده است که او هلال را شب جمعه در شام دید سپس در آخر ماه به مدینه رسید. عبدالله بن عباس ـ رضی الله عنهما ـ از او دربارهٔ هلال پرسید و او نیز بر اساس دیدهٔ خود پاسخ داد. سپس ابن عباس گفت: «<span style="color: #3366ff;">اما ما آن را شنبه دیده‌ایم و همچنان تا کامل کردن سی روز روزه می‌گیریم یا اینکه آن را خواهیم دید</span>» سپس گفت: «<span style="color: #3366ff;">پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را اینگونه امر نموده است</span>».</p>
<p>ببینید آنان چه حیکم بودند و تا چه اندازه نسبت به یکدیگر نرم بوده‌اند. با وجود آنکه رویتشان با هم یکی نبود اما قلب‌هایشان یکی بود!</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ</span>} [انعام: 90]</p>
<p>(آنانی کسانی اند که الله هدایتشان نموده است، پس به هدایت آنان اقتدا کن)</p>
<p>و در پایان بر بهترین انسان ها و پاک‌ترین آنان، محمد بن عبدالله، صحاب حوض و شفاعت درود فرستید که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ صاحب چهر‌هٔ نورانی درود و سلام و برکت ارزانی دار و از چهار خلیفهٔ وی، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و آنانی که تا قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش راضی و خشنود باش از مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، وشرک و مشرکان را خوار گردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا غم غم‌داران مسلمان را از بین ببر. و سختی سختی‌دیده‌گان را برطرف ساز و وام وام‌داران را ادا نما و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>خداوندا ما را به رمضان برسان، خداوندا ما را به رمضان برسان. خداوندا روزه و قیام و قرائت آن را در دل شب و کناره‌های روز نصیب ما گردان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و ائمه و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را به دست کسانی قرار ده که تقوای تو را پیشه ساخته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>پاک و بی‌عیب است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخر سخن آنکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3945/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>40 بدعت و اشتباه جنائز</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3756</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3756#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Jun 2011 14:02:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3756</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر مرگ پایان کار انسان نیست و تنها پایان یک مرحله و آغاز یک مرحلهٔ جدید از مسیر انسان به سوی آخرت است. دین ما همانطور که برای زندگیِ ما برنامه و منهج دارد، همانطور نیز در مورد مرگ و نگاه به آن رهنمودهایی ارائه داده است. مجموعه‌ای که پیش روی شما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;"><a href="http://www.bidary.net/archives/3756"><img class="alignright size-full wp-image-3757" title="40-bedat-janaez" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/40-bedat-janaez.jpg" alt="" width="100" height="107" /></a>ترجمه و بازنویسی: ابوعامر</h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">مرگ پایان کار انسان نیست و تنها پایان یک مرحله و آغاز یک مرحلهٔ جدید از مسیر انسان به سوی آخرت است. دین ما همانطور که برای زندگیِ ما برنامه و منهج دارد، همانطور نیز در مورد مرگ و نگاه به آن رهنمودهایی ارائه داده است. مجموعه‌ای که پیش روی شما است <span style="color: #ff0000;">چهل مورد از اشتباهات ما در مورد نگرش به مرگ و همینطور اشتباهات و بدعت‌های جنائز</span> را بیان نموده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">همانطور که می‌دانید پس از وفات یک انسانِ مسلمان، وظائفی بر عهدهٔ دیگر مسلمانان نهاده می‌شود از جمله انجام وصیت و غسل و کفن و دفن و دیگر موارد&#8230; در این میان برخی بدعت‌ها که دین ما از آن نهی نموده است وارد مسالهٔ جنائز شده است که به طور مختصر به آن پرداخته‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">دلائل شرعی هر کدام از این چهل مورد را می‌توانید با رجوع به کتاب‌هایی در همین زمینه و همینطور منابع اساسی سنت، بیابید.</span><span id="more-3756"></span></p>
<p style="text-align: justify;">1-  طولانی نمودن آرزو و غفلت از یاد مرگ و ترک نمودن وصیت به خاطر امید در زنده ماندن. چه بسا در صورت عدم وصیت بازماندگان از قرض یا حقی که بر گردن انسان هست بی‌خبر بمانند و نتوانند آن را ادا نمایند و آن حق بر گردن شخص باقی بماند.</p>
<p style="text-align: justify;">2- خواندن سورهٔ یاسین بر فرد در حال مرگ. حدیثی که در این مورد روایت شده ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">3- گذاشتن قرآن کنار سرِ فردِ در حال احتضار و یا قرار دادن قرآن در دست راست مرده تا به عنوان قرار گرفتن کتاب اعمالش در دست راست تعبیر شود!</p>
<p style="text-align: justify;">4- اعتقاد بعضی از مردم مبنی بر اینکه روح مرده در مکانی که در آنجا فوت کرده باقی می ماند. این اعتقادی اسلامی نیست، روح آنطور که برخی ادیان اعتقاد دارند آزاد نیست که هر کاری بکند.</p>
<p style="text-align: justify;">5- قرار دادن خاک در چشمان میت و گفتن جملهٔ: «پر نمی‌کند چشمان فرزند آدم را جز خاک»!</p>
<p style="text-align: justify;">6- برخی پس از مرگ نزدیکانِ خود برای مدتی ریش می‌گذارند و پس از پایان مدت عزاداری دوباره آن را تیغ می‌زنند در حالی که گذاشتن محاسن همیشه جزو آداب و سنت‌های اسلامی است، نه تنها در شرایط خاص.</p>
<p style="text-align: justify;">7- استفاده ننمودن از وسائلی که مرده از آنها استفاده می‌کرده است به علت نحس دانستن آن!</p>
<p style="text-align: justify;">8- گفتن عبارت «فاتحه برای روح فلانی» پس از شنیدن خبر وفات آن فرد. فاتحه نام سورهٔ حمد است که متاسفانه هم‌اکنون حتی به دعای خیر برای میت هم فاتحه می‌گویند!</p>
<p style="text-align: justify;">9- ذکر با صدای بلند در هنگام غسلِ میت و تشییع جنازه.</p>
<p style="text-align: justify;">10- مکلف نمودن فرد جاهل نسبت به سنت پیامبر برای غسلِ میت. واجب است برای غسل میت شخصی انتخاب شود که به سنت پیامبر آگاه باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">11- تکرار نمودن اذکار خاص در هنگام شستن هر عضو از اعضای میت در حالی که ذکر خاصی در این مورد از پیامبر نقل نشده است.</p>
<p style="text-align: justify;">12- نوحه‌خوانی و داد و بی‌داد و فریاد کشیدن و نفرین نمودن و بیرون آمدن زنان در این حالت و با سر و رو و سینهٔ برهنه و زدن بر سر و سینه و خراشیدن صورت و&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">13- اجاره کردن زنانی که با نوحه‌خوانی زنان را برای گریه کردن بیشتر تشویق کنند!</p>
<p style="text-align: justify;">14- برگزار نمودن مراسم ختم و درست کردن غذا برای مرده و فخر فروختن به دیگران در هر چه باشکوهتر برگزار کردن این مراسم و دعوت نمودن از قاریان برای خواندن قرآن و یا پخش قرآن از طریق ضبط صوت.</p>
<p style="text-align: justify;">15- توزیع قلیان برای حاضرین در مراسم و کشیدن سیگار. (کشیدن سیگار و قلیان در همه حال حرام است. در برخی از این مراسم‌ها مردم در حالی که قرآن از ضبط صوت در حال پخش است به گپ و گفتگو و شوخی و خنده و کشیدن سیگار و قلیان مشغولند که این خود بی‌احترامی در حق کلام خداوند است).</p>
<p style="text-align: justify;">16- انتقال میت به شهرهای دوردست برای دفن در قبور صالحین.</p>
<p style="text-align: justify;">17- تزیین تابوت و حمل پرچم مقابل آن.</p>
<p style="text-align: justify;">18- حمل کردن گل و عکس میت و پخش کردن هدایا در هنگام تشییع جنازه.</p>
<p style="text-align: justify;">19- قربانی کردن گوسفند هنگام خروج جنازه از خانه کنارِ درب خانه.</p>
<p style="text-align: justify;">20- اعتقاد برخی مبنی بر این که جنازه اگر مربوط به فرد صالحی باشد سبک خواهد بود و حملش آسان است!</p>
<p style="text-align: justify;">21- گفتن «لا اله الا الله» توسط برخی با صدای بلند و تکرار کردن بقیه در هنگام حمل جنازه به سوی قبرستان.</p>
<p style="text-align: justify;">22- ذکر با صدای بلند و یا خواندن قرآن و بعضی از قصاید با صدای بلند در هنگام حمل جنازه. واجب است در هنگام حمل جنازه سکوت رعایت شود.</p>
<p style="text-align: justify;">23- آرام حمل کردن جنازه و یا دویدن در هنگام حمل آن که هر دو اشتباه است و سنت این است که در هنگام حمل جنازه به سرعت حرکت کنیم اما ندویم چون دویدن باعث تکان خوردن میت می‌شود که موجب بی‌احترامی به میت است.</p>
<p style="text-align: justify;">24- به تاخیر انداختن نماز میت در انتظار رسیدن نزدیکان و یا خویشاوندان. سنت این است که میت هر چه سریعتر آماده شود و بر وی نماز گزارده و دفن شود و هر کدام از خویشاوندان او بعدا می‌توانند بر او کنار قبرش نماز میت بخوانند. (گرچه در احادیث از نماز خواندن در قبرستان‌ها نهی شده است اما نماز میت در واقع بیشتر دعا است تا نماز، و رکوع و سجده ندارد و از این نهی مستثنا است)</p>
<p style="text-align: justify;">25- نماز نخواندن بر جنین سقط شده اگر بیش از چهار ماه در شکم بوده باشد. سنت این است که بر او نماز خوانده شود زیرا روح بر وی دمیده شده است و به عنوان انسان محسوب می‌شود و نه  یک تکه گوشت.</p>
<p style="text-align: justify;">26- خواندن دعای استفتاح هنگام نماز بر میت. (نماز میت دعای استفتاح ندارد و پس از تکبیر سورهٔ حمد خوانده می‌شود)</p>
<p style="text-align: justify;">27- دعا به صورت دست جمعی هنگام آماده شدن میت برای دفن.</p>
<p style="text-align: justify;">28- عدم عبرت‌گیری در هنگام تشییع جنازه و غافل بودن از اینکه روزی باید این مرحله را طی کنیم. چه بسا بسیاری از مردم در هنگام تشییع جنازه به شوخی و گپ و گفتگو با هم مشغولند؛ کسی چه می‌داند شاید خود آن‌ها نفر بعدی باشند!</p>
<p style="text-align: justify;">29- پاشیدن گلاب بر روی میت و بر روی قبر. این کار هیچ فایده‌ای برای میت ندارد و تنها نوعی هدر دادن مال است و هیچ دلیلی از سنت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">30- بد دانستن دفن میت به هنگام شب؛ درست این است که دفن در شب هیچ اشکالی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">31- تلقین نمودن مرده به این صورت که به او گفته شود: ای بندهٔ خدا هنگامی که دو فرشته آمدند و از تو پرسیدند خدایت کیست؟ بگو پروردگار من الله است و اگر پرسیدند: پیامبرت کیست: بگو محمد فرستاده خداوند. و اینگونه تلقین بدعت است. (تلقین صحیح در هنگام احتضار فرد می‌باشد نه پس از مرگش و شخصی که در زندگی خود موحد بوده و از رهنمود های رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیروی می‌نموده نیازی به چنین تلقینی ندارد و خود از پس سوال دو فرشته بر می‌آید اما آنکه در زندگی از خدا و رسول پیروی ننموده باشد حتی با چنین تلقینی نخواهد توانست به دو فرشته جواب دهد).</p>
<p style="text-align: justify;">32- خواندن سورهٔ فاتحه کنار سر میت و مقدمهٔ سوره بقره کنار پاهایش در هنگام دفن.</p>
<p style="text-align: justify;">33- گفتن این گونه جملات: «فلانی در آرامگاه ابدی خود دفن شد» یا نوشتن آن بر روی قبر. این اعتقاد کسانی است که به رستاخیز (قیامت) و بهشت و جهنم اعتقاد ندارند. (قبر برای همه آرامگاه نیست و از سوی دیگر ابدی هم نیست و تنها یک مرحلهٔ موقت است و در قیامت همه از قبرهای خود برانگیخته خواهند شد)</p>
<p style="text-align: justify;">34- برگشتن سریع از قبرستان پس از دفن. سنت این است که پس از دفن کمی بایستیم و برای میت استغفار نماییم و از خداوند برای او پایداری بخواهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">35- ساختن قبرها و تزیین نمودن آنها با سنگ مرمر و یا سیمان و آجر و یا قرار دادن آن در محفظه‌های آهنی و آلومینیومی و روشن نمودن چراغ و یا فانوس و شمع کنار آن و کاشی کاری کردن زمین آن و قرار دادن سنگ قبر و نوشتن نام میت و روز تولد و وفاتش بر آن و نوشتن اشعار و &#8230; بر آن و تمام اینها اموری است که پیامبر اسلام ما را از آنها نهی نموده و از بدعت‌های منکر است که باعث هدر دادن مال است و هیچ فایده‌ای برای میت ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">36- اهانت به قبور و مردگان از طریق راه رفتن و یا نشستن بر روی قبور و ریختن آشغال بر آنها.</p>
<p style="text-align: justify;">37- مختل نمودن زندگی به مدت طولانی پس از وفات شخص به ادعای احترام مرده. صحیح این است که پس از سه روز تسلیت گویی باید کم کم به زندگی عادی بازگشت. (البته تسلیت گفتن پس از سه روز نیز جایز است)</p>
<p style="text-align: justify;">38- گذاشتن قرآن در بلندگوی مساجد برای آگاه شدن مردم از وفات شخص و همچنین پخش قرآن از ضبط صوت در مراسم ترحیم. این کار در واقع جنایت در حق قرآن است چرا که آن را در حد ناقوس کلیسا و «خبر بد» پایین آورده و باعث شده است بسیاری از مردم با شنیدن قرآن به یاد مرگ و مصیبت بیفتند که این خود باعث دوری آن‌ها و نسل‌های جدید از قرآن می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">39- درست کردن غذا در خانهٔ شخص میت و خرج‌های سنگین برای این امر. صحابه این کار را جزو بدعت‌های جاهلیت می‌دانستند و سنت این است که در روزهای اول پس از وفات، همسایه‌ها و خویشاوندان برای خانوادهٔ متوفیٰ غذا بپزند نه برعکس!</p>
<p style="text-align: justify;">40- برگزاری مراسم سه روز و هفته و چهلم و چهارماه و سالگرد برای میت و صرف هزینه‌های کلان برای آن.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">بدیهی است بازگشت به راه و روش پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در همهٔ امور زندگی ضامن خوشبختی و زندگی نیک در دنیا و آخرت است. بیشتر این بدعت‌ها تنها رسم‌ها و سنت‌های اشتباه و دست و پاگیری هستند که بیشتر سنگینی آن بر دوش خانوادهٔ شخص میت خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">منبع: بدع الجنائز، ناشر دار ابن خزیمة.</span></p>
<p style="text-align: justify;">برای اطلاع بیشتر از احکام جنائز به کتاب «احکام جنائز» نوشتهٔ علامه ناصر الدین آلبانی مراجعه کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3756/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شَرَف انتساب به سلف صالح</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3739</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3739#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 May 2011 04:16:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3739</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 24 جمادی الثانی 1432 برابر با 6 خرداد 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، او را سپاس گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خود و کارهای ناشایستمان به او پناه می‌بریم، الله هر که راه هدایت کند او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 24 جمادی الثانی 1432 برابر با 6 خرداد 1390<span id="more-3739"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است، او را سپاس گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خود و کارهای ناشایستمان به او پناه می‌بریم، الله هر که راه هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و از شبیه و همتا و همانند، پاک و مبرا است.</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ </span>} [شوری: 11]</p>
<p>(هیچ چیز به مانند او نیست و او شنوا و بیناست)</p>
<p>اما بعد: راست‌ترین سخن، کلام خداوند است و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است و بدترین امور، امور نو ساخته در دین است، و هر نوآوری در دین بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.</p>
<p>بدانید که بهترین توصیه‌ها توصیهٔ به تقوای خداوند بزرگ است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ </span>} [آل عمران: 102]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آوریده‌اید آنگونه که شایستهٔ الله است پروای او را داشته باشید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p>هر که تقوای الله را پیشهٔ خود سازد، خداوند او را به دوستی خود بر خواهد گزید. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ </span>} [النحل: 128]</p>
<p>(همانا الله با کسانی است که تقوای او را پیشه ساخته‌اند و کسانی که اهل نیکی‌اند)</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ</span> } [التوبة: 4]</p>
<p>(همانا الله متقیان را دوست دارد)</p>
<p>اگر بنده‌ای همراهی خداوند را به دست آورد سختی‌ها در مقابلش آسان خواهد شد و ترس و هراسش به امنیت بدل خواهد شد، زیرا با خداوند همهٔ سختی‌ها آسان و هر دوری نزدیک است، و با خداوند است که غم‌ها و دل‌مشغولی‌ها از بین می‌روند. آنجا که خداوند یار انسان است نه غمی خواهد بود و نه غصه‌ای، اگر خداوند همراه تو باشد دیگر از که می‌ترسی؟ و اگر او علیه تو باشد دیگر به که امید داری؟!</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>تمدن انسانی با اکتشافات و اختراعات و نوآوری‌های خود، غالبا آخر آن بهتر از اول آن است، به خلاف دین و اعتقاد، زیرا در مورد ادیان، نخستین پیروان هر دین صحیحی از پیروان بعدی آن بهترند و سلف آنان بهتر از خلفند، زیرا تمدن ـ به خلاف ادیان ـ در آغاز همانند کودکی سینه خیز و چهار دست و پا به حرکت می‌افتد و کم کم پا می‌گیرد در حالی که ادیان به طور کامل و ایستاده به دنیا می‌آیند. تمدن تراکم علم و معرفت بشر است که کم کم کامل می‌شود اما دین وحیی است از سوی خداوند و هدایتی است محکم و بی‌نقص.</p>
<p>تفاوت میان نخستین پیروان هر دین صحیح با متاخران، مانند تفاوت میان آبی است زلال که از چشمه می‌جوشد و همان آب که مسافتی طولانی را پیموده و با خاک و خار و خاشاک در تماس بوده است.</p>
<p>بر این اساس، بهترین یهودیان پیامبران و نخستین احبار آن‌هایند و بهترین نصارا: عیسی بن مریم و حواریان اویند و بهترین مسلمانان: محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و صحابهٔ اویند و سپس کسانی که به ترتیب پس از آنان بیایند.</p>
<p>هر چه یک نسل یا یک قرن از مردمان بروند، به همراه آنان قسمتی از علم و فضیلت از میان امت خواهد رفت، چنانکه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر کدام از شما که پس از من بماند اختلاف بسیاری خواهد دید، پس بر شما باد سنت من و سنت خلفای راشدین هدایت یافتهٔ پس از من، به آن چنگ بزنید و با بن دندان آن را بگیرید و از امور نوساخته در دین دوری گزینید که هر نوساخته‌ای بدعت است و هر بدعتی گمراهی است</span>».</p>
<p>هرگاه خواستی دوری یا نزدیکی اهل یک دین به دینشان را مورد سنجش قرار دهی، به دوری یا نزدیکی آنان از سلف و پیشینیانشان نظر بینداز که هر چه به آن‌ها نزدیک‌تر باشند هدایت یافته‌ترند و هر چه دورتر باشند به گمراهی نزدیک‌تر، اما اگر خلف یک امت سلف خود را نفرین کنند، دیگر خیری در آنان نیست&#8230;</p>
<p>امام احمد بن حنبل ـ رحمه الله ـ می‌فرماید: «<span style="color: #3366ff;">اگر کسی را دیدی که یکی از صحابه را به بدی یاد می‌کند او را در دینش متهم ساز</span>».</p>
<p>برای همین است که نوشته‌های ائمه آکنده از تشویق به تمسک به دلائل سلف در هنگام پیروی از کتاب و سنت است زیرا این ضامن امنیت از انحراف و گمراهی است.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>سخن گفتن از منهج حق در زمانه‌ای که سرچشمه‌های عقیدتی رو به فزونی است بیشتر مورد تاکید است، زمانه‌ای که در آن علما و دلسوزان اندکند و شبهه‌ها بسیار، و حق حتی بر اهل آن نیز مورد تلبیس قرار گرفته و دعوتگران باطل و دشمنان هدایت و مدعیان علم میان آنان و حق فاصله انداخته‌اند.</p>
<p>هنگامی که دشمن پی به این حقیقت بُرد سعی نمود خلف این امت را از سلف آن جدا کند و قلب متاخران را نسبت به پیشینیان آکنده از کینه کند و سیرت و تاریخ آنان را تخریب نماید.</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>امت‌ها معمولا از جهل و نادانی فرزندان خود ضربه می‌خورند، بسیاری از جاهلان امت که نسبت به نیت آن‌ها حسن ظن داریم با اشتباهات خود پروژهٔ دشمنان این امت را کامل کردند. آنان خود  را به سلف صالح نسبت دادند و به نام آنان در آمدند؛ خود را سلفی نامیدند و گروه‌ها و تشکیلاتی به وجود آوردند و نام زیبای سلف صالح را دزدیدند و به این نام مرتکب انحرافات شدند و درگیری و نزاع به وجود آوردند.</p>
<p>دشمن آنان نیز فرصت را از دست نداد و مزدوران خود را سوار بر این موج کرد تا فاصلهٔ مردم را با سلف صالح گسترش دهند. آنان خود را نمایندهٔ سلف صالح جا زدند و اینگونه بود که اشتباه آنان، به اشتباه، نیکی سلف فرض شد و غلو و تندروی آنان به جای میانه‌روی سلف قرار گرفت و کار به جایی رسید که امروزه به نام مبارزه با سلفیت با اسلام به مبارزه بر می‌خیزند و رسانه‌ها، تندروها و تروریست‌ها را سلفی می‌نامند و بازگشت به دین را «سلفیت تندرو» می‌نامند تا دین‌داری را زشت و منفور نشان دهند. سلفیت تبدیل به فحش و جنایتی شد که صاحب آن مورد پی‌گرد قرار می‌گیرد و سلفیان واقعی از آن تبری می‌جویند.</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا </span>} [فتح: 26]</p>
<p>(در حالی که آنان نسبت به آن شایسته‌تر و اهل آن بودند و الله به هر چیزی داناست)</p>
<p>سلف شما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و صحابهٔ او و بهترین قرن‌های این امتند. در کدام کتاب خوانده‌اید که آنان مسلمانان را می‌کشتند یا به غیر مسلمانانی که امان دارند خیانت می‌کردند و یا فتنه را در میان مسلمانان برمی‌انگیختند؟</p>
<p>سلف شما بر جمع کلمه و یکپارچگی صف و پاکسازی دین از تحریف غالیان و اهل باطل و تاویل جاهلان حریص بودند. سلف شما هدایت یافته‌تر از دیگران بودند و در پیروی از کتاب و سنت ثابت‌قدم‌تر و نسبت به وحی آگاه‌تر، آنان مسلمانان واقعی بودند.</p>
<p>انتساب به سلف نه ادعایی است که یک شخص یا یک گروه کند و یا یک حزب و سازمان. سلفی بودن یعنی طاعت و پیروی، یعنی وحدت و یکپارچگی و دور انداختن تفرقه، یعنی: وحدت.</p>
<p>منهج سلف صالح همان اسلام نخستین است که ابوبکر و عمر و عثمان و علی آن را شناختند. همان راه و روشی است که خالد و سعد برای آن جنگیدند و حمزه و مُصعب برای آن به شهادت رسیدند. همان جاده‌ای است که ابن مسعود و ابن عباس آن را پیمودند، آن راهی است که حسن بَصْری و و نَخَعی و شَعبی آن را ترسیم کردند. همان مسیری است که ابوحنیفه و مالک و شافعی و احمد طی کردند. راه بخاری و مسلم و ابوداوود و ترمذی&#8230; آنان و بسیاری دیگر که همین راه را پیمودند که سیرت و زندگی‌نامه‌شان باقی است و جای پایشان مشخص و کتاب‌هایشان موجود.</p>
<p>خوشبخت کسی است که به آنچه سلف بر آن بودند پایبند بماند و از بدعت‌ها و اشتباهاتی که خلف مرتکب شدند دوری گزیند. چه آسان است پیروی و هدایت اگر انسان از دعوتگران گمراهی در امان بماند.</p>
<p>خداوند متعال بر این حقیقت گواهی داده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ</span>} [توبه: 100]</p>
<p>(و پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی از آنان پیروی نمودند، الله از آنان راضی گشت و آنان از او راضی شدند و برای آنان بهشت‌هایی آماده نموده است که از زیر آن‌ها رودهایی جاری است که تا ابد در آن جاودانه می‌مانند و آن است پیروزی بزرگ)</p>
<p>عِمران بن حُصَین ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نقل می‌کند که فرمودند: «<span style="color: #008000;">بهترین مردم قرن منند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>منهج و روش سلف صالح، همان راه و روشی است که این دین بزرگ را با همهٔ شمول و صفا و خلوص آن در بر می‌گیرد چنانکه مسلمانان را با ایجاد وحدت و یکپارچگی یکجا می‌گرداند. نام سلف صالح اسلام را به طور کامل در بر می‌گیرد چنانکه مسلمانان ثابت‌قدم را که بر همان اسلام پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و یاران او هستند به نظم می‌آورد، زیرا این شریعت خداوند و عقیدهٔ حق است و هیچ گروه و شخصی حق ندارد آن را کوچک شمارد.</p>
<p>این قرآن است که حدود این منهج را ترسیم نموده و این سنت پیامبر خاتم است که ویژگی‌های آن را مشخص می‌سازد. راه و روش سلف باعث در امان ماندن از هر گونه اختلاف است. با این منهج است که نوآوری‌ها شناخته و دور انداخته می‌شوند و مدعیان دروغین علم رسوا می‌شوند و عاملان اختلاف و دشمنان وحدت از مخلصان و هدایت‌یافتگان متمایز می‌گردند.</p>
<p>اهمیت منهج سلف صالح در این است که این منهج نخستین تطبیق عملی اسلام زیر نظر رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به شمار می‌رود. پس از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تابعین همین راه و روش را زیر نظر صحابهٔ پیامبر به اجرای عملی گذاشتند و همینطور پیروان تابعین&#8230; کیست که می‌تواند این منهج را زیر سوال برد یا ادعا کند که حق، خلاف آن است.</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا</span>} [نساء: 59]</p>
<p>خداوند برای من و شما به واسطهٔ قرآن و سنت برکت قرار دهد و با آیات کتاب و حکمت سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از خداوند آمرزش می‌خواهم.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش تنها از آن الله است، او که خلق را آفرید و از میان آن‌ها برخی را برگزید و پیامبران و کسانی را که به راه آنان روند بهترین بندگان خود قرار داد. مبارک است خداوندی که اطاعت کنندگان خود را پاداش می‌دهد و هرکه را مخالفت امر او کند اگر خواست عذاب می‌دهد و اگر خواست می‌بخشد. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و نه همانند دارد و شبیه و نه همتا، و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر برگزیدهٔ اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او و همهٔ کسانی که راه آنان را در پی گیرند.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>منهج سلف، منهجی است شامل و فراگیر در نظر و استدلال و در منابع و ارتباط با نص شرعی و دور انداختن نوآوری‌های دینی در رفتار و در عبادت. ممکن نیست همهٔ منتسبان به این منهج دچار هیچگونه خلل و اشتباه در فهم یا تطبیق نباشند، اما باید دانست که اختلاف با راه و روش سلف صالح در برخی فروع و یا جزئیات دلیل نمی‌شود که آن مخالف را خارج از چارچوب راه و روش سلف تقسیم‌بندی کنیم یا وی را به نامی که نشان‌دهندهٔ مخالفت با سلف است نام‌گذاری کنیم. زیرا اصل در مورد هر مسلمانی که دچار یکی از اصول بدعت نشده باشد این است که وی بر راه و روش سلف است حتی اگر در گناهی واقع شود یا آنکه در مساله‌ای اجتهادی اختلاف کند. هر که به پیروی از کتاب و سنت و اجماع اقرار داشته باشد از اهل سنت و جماعت است و نشانهٔ مخالف دوری از کتاب و سنت و اجماع امت است.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>سستی و ضعف به همان اندازه که بدعت‌ها و نوآوری‌های دینی و انحراف از راه حق و دوری از دو وحی کتاب و سنت به این امت راه یافت، وارد بدن امت گردید. اگر مسلمانان در جستجوی راهی برای پیشرفت و بازگشت هستند هیچ مسیری در برابر خود نخواهند داشت جز یکپارچه ساختن صف خود، و راهی برای وحدت و یکپارچگی نیست مگر بر اساس اسلام صحیح، و منبع اسلام صحیح نیز قرآن و سنت است و این خلاصهٔ راه و روش سلفی است:</p>
<p>بازگشت به اسلام با بازگشت به سرچشمهٔ زلال آن، کتاب خداوند و سنت پیامبر وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که اینگونه سرگردان راه‌های مختلف نشده و هوا و هوس ما را به گمراهی نمی‌کشاند و کثرت و قدرت دشمنان ما را از راه باز نمی‌دارد.</p>
<p>خداوندا حق را همانگونه که هست و باطل را همانگونه که هست به ما نشان ده و توفیق پیروی از حق و دوری از باطل را به ما عطا کن.</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر بهترین و پاک‌ترین انسان‌ها: محمد بن عبدالله. خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک او و راضی و خشنود باش از امامان هدایت و خلفای پیامبرت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابهٔ پیامبرت و از کسانی که راه آنان را در پی گیرند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p>خداوندا هر که برای ما و سرزمین ما و دین ما ارادهٔ بدی دارد، بدی‌اش را به خودش باز گردان و نیرنگش را باعث نابودی او بگردان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا گرانی و بیماری‌ها و ربا و زنا و زلزله‌ها و فاجعه‌ها و فتنه‌های بد آشکار و پنهان را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا اوضاع مسلمانان را در همه جای دنیا اصلاح نما، خداوندا آنان را بر حق و هدایت یکپارچه بگردان و جان و خون آنان را حفظ نما و ترس را از آنان بردار و سرزمینشان را محافظت نما.</p>
<p>خداوندا مستضعفان مسلمان را در همه جا یاری کن، خداوندا آنان را در فلسطین یاری نما و بر حق متحد بگردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده. خداوندا دشمنان دین را نابود ساز که آنان را یارای ناتوان ساختن تو نیست.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و امور ما را آسان گردان و ما را به آن آرزوهایی که باعث خشنودی توست برسان. پروردگارا ما و پدر و مادر ما را مورد مغفرت خود قرار ده که همانا تو شنوندهٔ دعایی.</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوای دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی.</p>
<p>پاک و بی‌عیب است پروردگار تو از آنچه مشرکان به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3739/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لزوم انصاف و دوری از هوای نفس و یک جانبه‌گرائی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3646</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3646#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Apr 2011 03:59:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3646</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم مسجدالحرام: جمعه 27 ربیع الثانی 1432 برابر با 12 فروردین 1390 خطبهٔ اول: حمد و سپاس از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های نفس خود و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. الله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود الشریم</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 27 ربیع الثانی 1432 برابر با 12 فروردین 1390<span id="more-3646"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های نفس خود و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگرای نخواهد یافت و گواهی می‌دهم که معبودی به حقی نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الله را آنگونه که شایستهٔ اوست پاس بدارید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید</span>} [آل عمران: 102]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">ای مردم از پروردگارتان پروا کنید. او که شما را از یک نفس آفرید و از آن همسرش را خلق نمود و از آن دو مردان و زنان بسیاری را پراکنده ساخت. پس از آن الله که به نام او می‌خواهید و از ارحام بترسید که همانا الله بر شما مراقب است</span>} [نساء: 1]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">ای کسانی که ایمان آورده‌اید از الله پروا دارید و سختی استوار گویید (70) تا کارهای شما را برایتان اصلاح نموده و گناهانتان را بیامرزد و هر که از الله و رسول او اطاعت نماید بی‌تردید پیروزی بزرگی به دست آورده است</span>} [احزاب: 70-71]</p>
<p>اما بعد، ای مردم:</p>
<p>سخنی است بسیار مشهور که گذشتگان آن را از یکدیگر نقل کرده و مردمان به شرق و غرب رسانده‌اند و پسینیان از پیشینیان حکایت کرده‌اند تا آنکه تبدیل به سخنی فصل در اختلافات گردیده است و دیواری که جلو هرگونه تجاوزی را گرفته و هر گونه هوا و هوس و شبهه را دور می‌سازد و بر هر صاحب هوای منحرف اثر پتک و چکش دارد&#8230;</p>
<p>این سخن در بر گیرندهٔ کلماتی است اندک با معنایی بس وسیع، این همان کلمات مشهوری است که از از ابن عباس، و از مجاهد و از امام مالک ـ رحمت خداوند بر آنان باد ـ نقل شده است که گفته‌اند: «<span style="color: #3366ff;">کسی پس از پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نیست مگر آنکه سخنش پذیرفته یا رد می‌شود مگر شخص رسول خدا صلی الله علیه وسلم</span>».</p>
<p>این سخن بهترین ترازو و بهترین داور است.</p>
<p>ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که بارزترین نشانهٔ آن آتشفشان رسانه‌ای آشکاری است که دور را نزدیک ساخته و به جایی رسیده که تبدیل به آوردگاه نبردهای فکری و علمی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی گردیده است.</p>
<p>نزد صاحبان دید دقیق و خردهای بیدار نقشی که این رسانه‌ها در تاثیر فوری بر مخاطب و برانگیختن احساسات و تکیه بر سخنان عاطفی بازی می‌کنند واضح است، حتی اگر محتوای آن عاری از ادلهٔ صحیح شرعی و یا مقدمات بدیهی عقلی باشد که متاسفانه غالبا بر گمان دروغین و بزرگنمایی غیر واقعی و جانبداری غیر عادلانه از سوی برخی اصحاب رسانه بنا گردیده است.</p>
<p>هدف آنان از این فضای رسانه‌ای سبقت از یکدیگر و به دست آوردن هر چه بیشتر خوانندگان و مخاطبان و تلبیس بر مردم است و آن هم از طریق نمایندگی تنها یک رای و نظر که آن هم رای و نظر غالب است. در حالی که این، برخوردی است جانبدارانه نه حق جویانه و منصفانه.</p>
<p>اینجاست که یک جانبه‌گرایی غیر موضوعی خود را بروز داده و عدالت و انصاف و وسطیت به فراموشی سپرده می‌شود. وسطیت یعنی هر آنچه که حق باشد، چه به سود من و چه به زیان من نه آن وسطیتی که به گمان کج فهمان در وسط دو طرف قرار می‌گیرد!</p>
<p>آری ای مسلمانان. این همان یک جانبه گرایی است که پس از مدتی انصاف و عدالت و حق‌جویی دوباره راه خود را به جوامع ما باز کرده است و شکی در این نیست که برای حکم کردن بر جامعه‌ای از نظر فرهنگ و دانش، باید به روشنفکران و اهل فرهنگ آن و دوری یا نزدیکی آن‌ها به این صفت نگاه انداخت.</p>
<p>منظور ما از یک جانبه‌گرایی: بزرگنمایی جنبهٔ کم خطرتر در مقابل جنبهٔ خطرناک‌تر به حساب پایمال نمودن ارزش‌های واقعی است. یا به عبارتی دیگر: چنگ زدن به حقیقت در آن بخش که موافق با هوای نفس ماست و دوری از آن در جاهایی که موافق آن نیست.</p>
<p>گاه نیز یک جانبه‌گرایی با چنگ زدن به آنچه موافق هوای نفس و مصلحت شخصی است، خود را نشان می‌دهدحتی اگر هیچ دلیلی در شرع و منطق نداشته باشد، یا بزرگ نمودن هر آنچه مخالف هوای نفس و مصلحت شخصی است حتی اگر دارای دلیل و منطق قوی باشد.</p>
<p>و این صفت سبب خشم خداوند بر امت‌های پیشین است چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ</span>} [بقره: 85]</p>
<p>(آیا به قسمتی از کتاب ایمان می‌آورید به قسمتی از آن کفر می‌ورزید)</p>
<p>و همچنین آنجا که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ (1) الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ (2) وَإِذَا كَالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ</span>} [مطففین: 1-3]</p>
<p>(وای بر کم فروشان (1) آنان که اگر از مردم پیمانه بگیرند به طور کامل می‌گیرند (2) و اگر برای آنان پیمانه وزن کنند به آنان کم می‌دهند)</p>
<p>این یک جانبه‌گرایی و عدم انصاف همان چیزی است که باعث می‌شود انتخاب بر اساس چیزی باشد که شهوت و منفعت شخصی اقتضا می‌کند بدون توجه به ارزش مطلق حق و  وجوب آن گرچه بر نفس انسان تلخ است و سخت، و این همان چیزی است که در کتاب خداوند می‌خوانیم که می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ </span>} [توبه: 58]</p>
<p>(برخى از آنان در [تقسيم] صدقات بر تو خرده مى‏گيرند پس اگر از آن [اموال] به ايشان داده شود خشنود مى‏گردند و اگر از آن به ايشان داده نشود بناگاه به خشم مى‏آيند)</p>
<p>ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">خداوند کسانی را سرزنش نموده که حق را از کسانی که دوست ندارند نمی‌پذیرند و از کسانی که آنان را دوست دارند می‌پذیرند، و این اخلاق امت‌های مورد خشم قرار گرفته است</span>».</p>
<p>این مساله هنگامی خطرناک‌تر می‌شود که به سوی خدا و رسول وی برای حکم راندن در اختلافات فرا خوانده شود، اینجاست که حتی با وجود هیبت حق شرعی باز یک جانبه‌گرایی و عدم سر نهادن در برابر حق، خود را به زشتی تمام به نمایش می‌گزارد چنانکه خداوند متعال در وصف چنین کسانی می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ (48) وَإِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ (49) أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ</span>} [نور: 48-50]</p>
<p>(و چون به سوى الله و پيامبر او خوانده شوند تا ميان آنان داورى كند بناگاه گروهی از آنها روى برمى‏تابند (48) و اگر حق به جانب ايشان باشد به حال اطاعت به سوی او مى‏آيند (49) آيا در دلهايشان بيمارى است ‏يا شک دارند یا از آن مى‏ترسند كه الله و رسولش بر آنان ستم ورزند [نه] بلكه خودشان ستمكارند)</p>
<p>هنگامی که برخی از اهل اهواء پس از رد کردن نصوص وارده در مورد رؤیت خداوند توسط مومنان، به اثری ضعیف از مجاهد ـ رحمه الله ـ چنگ زدند که لفظ نگاه مومنان به پروردگارشان در آیهٔ {<span style="color: #800000;">وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ (22) إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ</span>} را اینگونه تفسیر کرده بود که: منتظر ثواب پروردگارشان هستند، امام دارمی ـ رحمه الله ـ خطاب به آنان گفت: «<span style="color: #3366ff;">مگر شما نگفته بودید که اینگونه آثار و روایات را قبول ندارید و به آن استناد نمی‌کنید؟ چطور شده است که وقتی دیدید می‌توانید با استفاده از اثر مجاهد برای باطلتان دلیل بیاورید به آن استناد نمودید و آثار و روایات رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و اصحاب و تابعین را اگر با مذهبتان مخالف باشد رد می‌کنید؟ آیا این نشان دهندهٔ چیزی جز شک و تردید و دوری شما از حق است؟</span>»</p>
<p>این هم یک جانبه گرایی و انتخاب بر اساس هوا و خواست نفسانی است یعنی قبول نکردن حق، مگر هنگامی که در خدمت منافع شخصی ما یا منفعت فکری ما باشد! بلکه حتی برای پاک دانستن خود پس از انجام گناه به طوری که برخی از گناه پیشه‌گان همیشه یادشان هست که خداوند غفور و رحیم است اما فراموش کرده‌اند که او شدید العقاب هم هست!</p>
<p>برخی از این‌ها را می‌بینی که ادلهٔ وجوب امر و نهی مسئولان و والیان امر را از بر هستند اما ادلهٔ وجوب اطاعت از آنان ـ در غیر گناه ـ و لزوم جماعت مسلمانان را فراموش کرده‌اند. این سخن موسی ـ علیه السلام را به یاد دارند که خطاب به فرعون فرمود: {<span style="color: #800000;">و من ای فرعون تو را تباه شده می‌پندارم</span>} [إسراء: 102] اما این سخن خداوند را فراموش کرده‌اند که خطاب به موسی و هارون فرمود: {<span style="color: #800000;">به او (یعنی فرعون) سخنی نرم گویید</span>} [طه: 44]</p>
<p>آنان را می‌بینیم که اگر در مسجد دزدی صورت گیرد نظر به ویران شدن مسجد می‌دهند یا اینکه اگر زنی باحجاب مرتکب فریب و کلاه برداری شد نظر به کشف حجاب می‌دهند! آنان نگفتند که باید دست دزد قطع شود و آن زن فریبکار مجازات گردد بلکه بر اساس نظر آن‌ها این مسجد است که باید ویران شود و این حجاب است که باید ممنوع شود و این همان درد یک جانبه گرایی و انتخاب بر اساس هوای نفس است که گرفتار آنند.</p>
<p>برای همین یکی از ویژگی‌های اینگونه انسان‌ها این است که خون بی‌گناهان را می‌ریزند و سپس در مورد کشتن مگس در حرم می‌پرسند!</p>
<p>آنان خاشاک را در چشم دیگران می‌بینند و ورم را در بدن خود نمی‌بینند، در قضاوت خود دچار دوگانگی‌اند و خود را فریب می‌دهند و برای رسیدن به اهداف خود سعی در به خواب بردن جامعه دارند.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (51) وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ</span>} [نور: 51-52]</p>
<p>(گفتار مؤمنان هنگامی که به سوى الله و پيامبرش خوانده شوند تا ميانشان داورى كند تنها اين است كه مى‏گويند شنيديم و اطاعت كرديم اينانند كه رستگارند (51) و كسى كه الله و رسول او را فرمان برد و از الله بترسد و از او پروا كند آنانند كه رستگارند)</p>
<p>خداوند متعال برای من و شما در قرآن بزرگ برکت نهاده و با آیات و ذکر حکیم سود رسانَد. آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و اگر اشتباه بود از من و از شیطان بود و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست.</p>
<p>و بعد:</p>
<p>بدانید که انتخاب بر اساس هوای نفس و یکجانبه‌گرایی صفتی است نکوهیده و زشت که باعث از بین رفتن مصداقیت و توازن شخص می‌شود. گو اینکه چنین شخصی علیه خود حکم سقوط و افتادن از چشم خردمندان را صادر می‌کند. پدر یک جانبه‌گرا و دوست یک جانبه‌گرا و معلم یک جانبه‌گرا و هیچ شخص یک جانبه‌گرایی که بر اساس سلیقهٔ شخصی و هوای نفس انتخاب می‌کند روی موفقیت را نخواهد دید و همین امر در مورد دانشجویان و اندیشمندان و نویسندگان و نصیحت‌گران و اهل سیاست صادق است.</p>
<p>کسی که بر اساس خواسته‌های خود انتخاب می‌کند و همیشه به یک جانب گرایش دارد بدون شک روزی دچار تناقض خواهد شد. برای همین است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به یکی از اصحابش فرمود: «<span style="color: #008000;">امروز سخنی نگو که فردا از آن معذرت بخواهی</span>» [به روایت احمد و ابن ماجه]</p>
<p>برای از بین بردن این صفت ناپسند از جامعهٔ خود لازم است دو مساله را مد نظر داشته باشیم:</p>
<p>نخست: فراهم ساختن عرصهٔ مناسب برای عرضه.</p>
<p>دوم: گستردگی عرصهٔ آن.</p>
<p>سرور ما رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به خوبی تمام بر این دو مساله تاکید نموده هنگامی که در پاسخ به جوانی که نزد او آمده بود تا از وی برای زنا اجازه بخواهد فرمود: «<span style="color: #008000;">آیا آن را برای مادرت می‌پسندی؟</span>» گفت: نه به خدا قسم. پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">مردم هم آن را برای مادران خود نمی‌پسندند</span>». و سپس همین سوال را در مورد دختر و خواهر و عمه و خاله‌اش پرسید.</p>
<p>این داستان در درون ما روش حُکم بر اشیا و تعامل با آن را نهادینه می‌سازد، آن هم با فراهم ساختن دو عنصر اساسی عدل و علم. زیرا بر ما لازم است در همهٔ امور خود هدفمان هدایت دیگران باشد نه خشمگین ساختن آنان و در پی توجیه و راهنمایی باشیم نه تحریک و مسائل را برای دیگران تبیین کنیم نه آنکه تنها در پی فرو نشاندن احساسات و خواسته‌های درونمان باشیم و برای حق غیرت داشته باشیم و خشمگین شویم نه برای خود.</p>
<p>در این شکی نیست که تاثیر سود رسانی از تاثیر هدف آن است و اگر هدف خراب شود این همان دردی است که از آن سخن می‌گوییم.</p>
<p>وکیع می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">اهل علم هم آنچه را به سود یا زیان آن‌هاست می‌نویسند اما اهل اهواء جز آنچه به سود آن‌هاست را نمی‌نویسند</span>».</p>
<p>ابوالفرج ابن جوزی در مورد برخی از کسانی که دچار این انتخاب‌گرایی شده‌اند چنین می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">اگر حدیث ضعیفی که علیه مذهب آن‌هاست بیاید ضعف آن را بیان می‌کنند اما اگر موافق مذهبشان باشد نسبت به ضعف آن سکوت می‌کنند و این به دلیل کمی علم و غلبهٔ هوای نفس است</span>».</p>
<p>پس هر که می‌خواهد نزد خداوند و مردم مورد قبول واقع شود باید برای رسیدن بن نگاهی واضح و مصداقیت و دوری از یک جانبه‌گرایی و هوا و هوس شخصی تلاش نماید. چه زیباست آنچه امام بخاری بدان وصف شده است آنجا که مساله‌ای متعلق به زکات را در کتاب خود «صحیح بخاری» ذکر کرده و شارحان صحیح در پی آن نوشته‌اند: بخاری در این مساله با حنفی‌ها موافقت کرده است با وجود آنکه در بسیاری مسائل با آن‌ها مخالف است اما دلیل وی را به این سمت کشانده است.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا</span>} [نساء: 135]</p>
<p>(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد پيوسته به عدالت قيام كنيد و براى الله گواهى دهيد هر چند به زيان خودتان يا [به زيان] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد اگر [يكى از دو طرف دعوا] توانگر يا نيازمند باشد باز الله به آن دو [از شما] سزاوارتر است پس از پى هوا و هوس نرويد كه [درنتيجه از حق] عدول كنيد و اگر به انحراف گراييد يا اعراض نماييد قطعا الله به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است)</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر بهترین و پاک‌ترین انسان‌ها، محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، صاحب حوض و مقام شفاعت، که خداوند شما را به با آن امر نموده و فرموده است: { <span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span> } [احزاب: 56] و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که بر من یک درود فرستد، خداوند به سبب آن بر وی ده درود خواهد فرستاد</span>».</p>
<p>خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفهٔ وی: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما به همراه آنان راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا سختی سختی‌دیده‌گان و غم غم‌دیده‌گان را از بین ببر و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>خداوندا صف مسلمانان را یکی گردان، خداوندا صف آنان را یکی گردان و میان قلب‌های آنان الفت ایجاد کن. خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امان بدار و مسئولان ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را داشته باشند و در پی رضایت تو باشند.</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ </span>} [بقره: 201]</p>
<p>پاک است و بی‌عیب پروردگار تو، آن پروردگار عزت و بزرگی و سلام بر پیامبران و سخن آخر این که: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3646/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نقش شیطان در شعله‌ور ساختن فتنه‌ها</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3640</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3640#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 13 Mar 2011 04:20:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3640</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط مسجد الحرام: جمعه 6 ربیع الثانی 1432 برابر با 20 اسفند 1389 خطبهٔ اول: سپاس مخصوص خداوندی است که آفرید و به زیبایی آفرید و تقدیر نمود و هدایت کرد، او را سپاس می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، آن آفرینندهٔ زمین و آسمان‌های [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 6 ربیع الثانی 1432 برابر با 20 اسفند 1389<span id="more-3640"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>سپاس مخصوص خداوندی است که آفرید و به زیبایی آفرید و تقدیر نمود و هدایت کرد، او را سپاس می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، آن آفرینندهٔ زمین و آسمان‌های بلند، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پبامبر برگزیده و مورد رضایت اوست&#8230; خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران نیک و متقی او درود و سلام فرست.</p>
<p>ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و ایستادنتان در مقابل او در آن روزی که بر وی عرضه می‌شوید را به یاد آورید، روزی که انسان از برادر خود و از مادر و پدرش و از همسر و فرزندانش می‌گریزد، زیرا هر کدام از آنان به کار خود مشغولند.</p>
<p>ای بندگان خداوند:</p>
<p>روش انسان آگاه و بیدار در نظر گرفتن کمال آمادگی در برابر مکر و توطئهٔ دشمنان است گر چه این خطر بر اساس قدرت دشمن و میزان توانایی او در آسیب رساندن متفاوت است اما شدیدترین و خطرناک‌ترین و زیانبارترین این دشمنی‌ها دشمنی کسی است که خداوند در کتاب خود چنین در مورد وی هشدار داده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ </span>} [فاطر: 6]</p>
<p>(همانا شیطان دشمن شماست پس او را دشمن بدارید همانا او حزب خود را فرا می‌خواند تا از یاران آتش باشند)</p>
<p>این دشمنی که با سرپیچی شیطان از سجده به آدم و در پی آن خارج ساختن وی از بهشت آغاز گردید خود را با وعده‌ای که شیطان برای گمراه سازی بنی‌آدم و در کمین نشستن برای آن‌ها در هر کمین‌گاه، به نمایش می‌گذارد؛ چنان که خداوند متعال ما را چنین آگاه ساخته و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (16) ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ</span>} [اعراف: 16-17]</p>
<p>(گفت پس به سبب آنکه مرا به بی‌راهه افکندى من هم برای [فریفتن] آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست (16) آنگاه از پيش رو و از پشت‏سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت)</p>
<p>همچنین در عهدی که شیطان با خود بسته است که هیچ راهی را برای گمراه‌سازی بنی‌آدم رها نسازد:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ </span>} [نساء: 119]</p>
<p>(و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهای دور و دراز خواهم کرد و وادارشان می‌کنم تا گوشهای دامها را شکاف دهند و وادارشان می‌کنم تا آفریدهٔ الله را دگرگون سازند)</p>
<p>اگر گمراه سازی و مشغول ساختن مردم با آرزوهای دروغین و دعوت آنان به بریدن گوش چارپایان و تغییر خلقت خداوند برخی از تیرهایی است که شیطان در تیردان خود دارد، اما چیزی هست که شیطان بیش از هر چیز دیگری آن را بد می‌داند و آن الفت و همدلی و مهربانی میان مسلمانان و وحدت میان آنان است.</p>
<p>این، شیطان را بر آن می‌دارد که در جهت برانگیختن اسباب تفرقه میان آن‌ها و کاشتن تخم فتنه با ایجاد درگیری میان آنان به هدف قطع رابطهٔ برادری، تلاش نماید. این همان «تحریش» و دو به هم زنی است که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در مورد آن هشدار داده و فرموده است: «<span style="color: #008000;">شیطان از این نا امید شده است که نمازگزاران در جزیرة العرب او را عبادت کنند اما در ایجاد دشمنی میان آن‌ها امید دارد</span>» [به روایت مسلم و احمد و ترمذی از حدیث جابر بن عبدالله]</p>
<p>تلاش برای ایجاد دشمنی و اختلاف و امید او برای رسیدن به این هدف همچنان باقی است و نا امیدی به آن راه نیافته است، برای همین است که او برای این هدف تلاش می‌کند و با حیله‌های گوناگون برخی از فرزندان این امت  را به جان برخی دیگر می‌اندازد؛ با برانگیختن عوامل نزاع و دشمنی آن هم به واسطهٔ روش‌هایی که آن را در دید دیگران به صورت مصلحت‌هایی خردمندانه به نمایش می‌گذارد و در این راه از کسانی که گام‌های او را می‌پیمایند و زیر پرچم او حرکت می‌کنند سود می‌جوید چنانکه در حدیثی که امام مسلم در صحیح خود از حدیث جابر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده است آمده که گفت: شنیدم رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">عرش ابلیس در دریا است پس لشکریان خود را می‌فرستد تا بین مردم فتنه بیاندازند و بزرگترین سربازان نزد او آنان هستند که بیشتر فتنه‌گری می‌کنند؛ یکی از آن‌ها می‌آید و می‌گوید: چنین و چنان کردم. شیطان می‌گوید: کاری انجام نداده‌ای. سپس دیگری می‌آید و می‌گوید: چنین و چنان کرده‌ام. شیطان می‌گوید: کاری نکرده‌ای. و یکی دیگر از آن‌ها می‌آید و می‌گوید: او را ترک نکردم تا میان او و همسرش جدایی انداختم. پس ابلیس او را به خود نزدیک کرده و می‌گوید: آفرین بر تو</span>».</p>
<p>ببینید شیطان با برادران یوسف چکار کرد آنگاه که میان او برادرانش دشمنی انداخت و آنان در حق او دشمنی و نیرنگ رو داشتند.</p>
<p>جز اینکه صاحبان خرد، آنانی که خداوند شیطان را بر آنان مسلط نساخته است می‌دانند پروردگار مهربانشان همانگونه که آنان را از اطاعت شیطان و دوست گرفتن وی بر حذر داشته است، همانگونه نیز در کتاب خود به آنان آشکار نموده است که چگونه از تفرقه‌اندازی و فتنه‌گری شیطان در امان بمانند.</p>
<p>در مقدمهٔ این توصیه‌های قرآنی اعتصام به ریسمان الهی قرار دارد، آنگونه که خداوند به ما امر نموده است، خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ</span>} [آل عمران: 103]</p>
<p>(و همگی به ریسمان الله چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان [یکدیگر] بودید پس میان دلهای شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‌هاى خود را برای شما روشن می‌کند باشد که شما راه یابید)</p>
<p>که این امر به پایبندی به دین اسلام و یا قرآن است و چنانکه امام مسلم در صحیح خود و امام احمد در مُسند از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">همانا خداوند متعال از سه چیز بر شما خشنود است و سه چیز را برای شما بد می‌دارد؛ اینکه او را عبادت کنید و به او چیزی شریک نیاورید و اینکه به ریسمان خداوند چنگ زنید و دچار تفرقه نشوید و اینکه والیان امر را نصیحت کنید، دوست می‌دارد و برای شما سخن گفتن در کار دیگران و درخواست بسیار و هدر دادن مال را بد می‌دارد</span>».</p>
<p>همچنین یاد نمودن نعمتی که خداوند بر بندگانش ارزانی داشته از جمله نعمت برادری در دین، پس از دشمنی‌های جاهلیت و درگیری‌ها و انتقام‌های جاهلی.</p>
<p>و از جملهٔ این عوامل: پیروی نمودن از راه مستقیم خداوند و دوری از برگرفتن راه‌های متفرق است زیرا بر هر کدام از این راه‌ها شیطانی است که به آن دعوت می‌دهد، چنانکه در حدیثی که امام احمد و نسائی و ابن حِبان و حاکم با إسناد صحیح از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند چنین آمده که وی فرمود: روزی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطی کشید و گفت: «<span style="color: #008000;">این راه خداوند است</span>» سپس خط‌هایی در سمت راست و چپ آن کشید و گفت: «<span style="color: #008000;">این‌ها دیگر راه‌هاست، که بر هر راهی از آن‌ها شیطانی است که به سوی آن دعوت می‌دهد</span>» سپس این آیه را خواند: {<span style="color: #800000;">و بدانید که این راه مستقیم من است پس آن را پی بگیرید و از دیگر راه‌ها پیروی نکنید که شما را از راه او پراکنده سازد. این‌هاست که شما را به آن سفارش نموده است باشد که تقوا پیشه سازید</span>} [انعام: 153]</p>
<p>این سفارشی است ربانی و بزرگوار از پروردگاری مهربان، سفارشی برای بندگانش که راه خداوند را در پی گیرند و از آن کنار نروند و راهی دیگر نجویند و دینی جز آن نگیرند چرا که اگر آنان راه‌های شیطان را در پی گرفتند آنان را به انحراف کشانده و از راه خداوند و دین او که برای آنان قرار داده است دور می‌گرداند که آن دین اسلام است، دینی که پیامبرانش را به آن سفارش نموده و امت‌های پیش از ما را به بر گرفتن آن امر نموده است.</p>
<p>از دیگر راه‌های سالم ماندن از دو به هم زنی و فتنه‌انگیزی شیطان عادت دادن زبان به سخن نیک است چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِينًا </span>} [اسراء: 53]</p>
<p>(به بندگانم بگو آنچه را بهتر است بگویند، همانا شیطان میان آن‌ها دشمنی می‌اندازد. شیطان برای شما دشمنی آشکار است)</p>
<p>این آیه ـ چنانکه حافظ ابن کثیر می‌گوید: «دستوری است از سوی خداوند تبارک و تعالی به پیامبرش که بندگانش را چنین امر نماید که در سخنشان با یکدیگر و گفتگوهایشان بهترین سخن را به زبان آورند زیرا اگر چنین نکنند شیطان میان آنان را به هم زده و سخن [بد] آن‌ها را به مرحلهٔ عمل در آورده و شر و دشمنی و درگیری رخ می‌دهد».</p>
<p>زیرا سخن نیک پیام‌آور نیکی و راهبر انسان به سوی همگرایی و راهی به اتحاد و شکست شیطان و ناموفق ساختن تلاش وی برای ایجاد فتنه و تفرقه میان فرزندان یک امت است، همان تنازعی که خداوند بندگانش را نسبت به آن و عاقبت بد آن هشدار داده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ </span>} [انفال: 46]</p>
<p>(و با هم کش مکش مکنید که ضعیف شده و هیبتتان از بین می‌رود)</p>
<p>برای آنانی که با یکدیگر دشمنی می‌ورزند همین سستی و شکست به عنوان عاقبت بد کارشان کافی است، همین به عنوان هشدار برای صاحبان خرد کافی است که خود را از وسوسهٔ شیطان و در پی گرفتن گام‌های او دور بدارند و خود را از در پی گرفتن راه‌های او که آن را با سخنان خود زینت می‌دهد کنار گیرند، راه‌هایی که پیروان او، آنانی که رهبری خود را به او سپرده‌اند در پی می‌گیرند و آن را با وعده‌ها و آرزوهای دروغین زینت می‌دهد. راه‌هایی که در این زمانه خود را به صورت‌های مختلف که حد و مرز ندارد نشان داده است از جمله رسانه‌های جدید و اینترنت، به طوری که امروزه برای خود عرصه‌ای بدون مرز و میدانی برای نشر دعوت‌ها و ترویج آن در اختیار دارد.</p>
<p>ویژگی فتنه آن است که زیان آن فراگیر است و تنها ویژهٔ یک شخص و یک گروه نیست و هر که به آن وارد شود در آن می‌افتد&#8230; نشسته در آن بهتر از ایستاده است و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از دونده، چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در احادیث صحیح که بخاری و مسلم روایت نموده‌اند، بیان فرموده است.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و بدانید که در پایبندی شما به ریسمان الهی و پیروی از راه راست او و دوری از پیروی دیگر راه‌ها و محافظت بر اسباب وحدت بهترین توشه برای رسیدن به رضوان خداوندی و شکست شیطان و برگرداندن نیرنگ وی و شکست لشکریان و پیروان اوست.</p>
<p>أعوذ بالله من الشیطان الرجیم</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ</span>} [بقره: 168-169]</p>
<p>(ای مردم از آنچه در زمین است حلال و پاکیزه را بخورید و از گام‌های شیطان پیروی نکنید که او دشمن آشکار شماست (168) همانا او شما را به بدی و فحشا امر می‌کند و شما را وا می‌دارد که بر خداوند آنچه را نمی‌دانید به دروغ نسبت دهید)</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است که پروردگار جهانیان است، رحمان است و رحیم است و مالک روز جزا است، او را ستایش می‌کنم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بندهٔ خداوند و پیامبر او خاتم انبیا و امام آنان است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران نیک و پاک او و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از او پیروی کنند درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد ای بندگان خداوند:</p>
<p>گرچه نعمت‌های خداوند که با آن بر بندگانش منت نهاده است بسیار است و قابل شمارش نیست چنانکه خود او فرموده است: {<span style="color: #800000;">اگر نعمت خداوند را بشمارید نمی‌توانید آن را در شمار آورید</span>} [ابراهیم: 34] اما با این وجود هنگامی که خداوند خواست قریش را به نعمت‌های خود یاد آور شود چنین فرمود: {<span style="color: #800000;">آنکه آنان را از گرسنگی غذا داد و از ترس ایمنی بخشید</span>} [قریش: 4]</p>
<p>وی دو نعمت خود را بر آنان یادآور گردید: نعمت سیری و نعمت امنیت و در نام بردن از این دو نعمت سر بزرگی نهفته است که خداوند مفسران و آگاهان مُلهَم را به سوی کشف و بیان اسرار آن توفیق داده است که حاصل آن چنین است که: این دو نعمت بزرگ غایت زندگی بر روی زمین است، زیرا سیری اساس آزادی اقتصادی و امنیت نیز ملاک آزادی‌هاس سیاسی است که با این دو، عدالت اجتماعی و عدالت سیاسی سایهٔ خود را بر ملت‌ها می‌گسترانند.</p>
<p>اگر جامعه‌ای این دو نعمت را به دست آورد لازم است که حق خداوند را ادا نماید که همان ایمان به خداوند و شتاب در طاعت وی و به دست آوردن خشنودی اوست که با حلال دانستن حلال و حرام دانستن حرام‌های او است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ </span>} [قریش: 3]</p>
<p>(پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند)</p>
<p>آنچه در سنت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وارد شده است تاکید و بیانی است بر این مطلب. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که شب را با امنیت در خانه‌اش به سر برد و بدنش سالم باشد و نان یک روز و شبش  را داشته باشه مانند این است که همهٔ دنیا در اختیار او قرار گرفته است</span>» [به روایت ترمذی با سند حسن]</p>
<p>حال اگر ملت‌ها همهٔ این خیرات را فراموش کرده و بر پروردگار خویش سرکشی کنند لذت‌ها و ضروریت‌های زندگی بر آنان حرام می‌گردد چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ</span>} [نحل: 112]</p>
<p>(و الله شهری را مثل زده است که امن و امان بود [و] روزی‌اش از هر سو فراوان می‌رسيد پس [ساکنانش] نعمتهای الله را ناسپاسی کردند و الله هم به سزای آنچه انجام می‌کردند طعم گرسنگی و هراس را به [مردم] آن چشانید)</p>
<p>در برابر نعمت سیری و امنیت، بلای گرسنگی و نا امنی قرار دارد تا این معنی خود را بطور واضح نشان دهد.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و نعمت خداوند را بر خود به یاد داشته باشید که شما را به اسلام هدایت نمود و با نعمت‌های بی‌شمار بر شما منت نهاد و نعمت خداوند را با کفر عوض نکنید و به یاد داشته باشید که خوشبخت آن است که با عبرت‌های روزگار پند گیرد و برای رسیدن به خشنودی پروردگار وسیله جوید.</p>
<p>و همیشه به یاد داشته باشید که خداوند شما را به درود و سلام بر خاتم پیامبران و امام متقیان و رحمت بر جهانیان امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا </span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ وی ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند راضی و خشنود باش و همچنین از ما با عفو و کرم و احساس خویش راضی باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش و همهٔ سرزمین‌های مسلمان را از نیرنگ نیرنگ‌بازان و کینهٔ کینه‌توزان حسد حسودان و تسلط دشمنان حفظ نما.</p>
<p>خداوندا ما را از دشمنانت آنطور که می‌دانی حفظ نما، خداوندا این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را بهره‌مند از همهٔ خوبی‌ها و به دور از همهٔ‌ بدی‌ها بدار.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را در لیبی حفظ نما، خداوندا مسلمانان را در لیبی و دیگر سرزمین‌های مسلمان حفظ نما و ما و آن‌ها را از نگرانی‌ها و فتنه‌های ظاهر و آشکار در امان بدار و کلمهٔ آنان را بر حق یکی بگردان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امن و امان بدار، خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امن و امان بدار و مسئولان و والیان امر ما را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور نیک گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت دور بدار، خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور نیک گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت دور بدار.</p>
<p>خداوندا دین ما را که حافظ امر ماست و دنیای ما را که زندگی ما در آن است و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما عامل در زیادهٔ نیکی‌ها و مرگ را عامل راحتی از هر بدی قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما از تو انجام نیکی‌ها و ترک بدی‌ها و دوستی بینوایان را مسالت داریم و اینکه ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار دهی و اگر برای قومی ارادهٔ فتنه‌ای کردی ما را بی آنکه به فتنه افتیم به سوی خویش باز گردان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>و درود و سلام خداوند بر بنده و پیامبرش محمد و بر اهل بیت و یاران وی و الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3640/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سخنی در فهم اسباب و امکانات</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3599</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3599#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 12 Mar 2011 17:27:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3599</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصر العمر / ترجمه: ابوعمر انصاری صحنه‌های فراونی که از سرپیچی و طغیان قوم موسی علیه السلام در قرآن به ثبت رسیده گاهی این تصور را در انسان به وجود می‌آورد که در آنها هیچ خیر و خوبی وجود نداشته است. حقیقت این است که وجود داشته اما به نسبت اکثریت کم بوده است. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3600" href="http://www.bidary.net/archives/3599/asbab"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3600" title="asbab" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/03/asbab-100x77.jpg" alt="" width="100" height="77" /></a>دکتر ناصر العمر / ترجمه: ابوعمر انصاری</h4>
<p>صحنه‌های فراونی که از سرپیچی و طغیان قوم موسی علیه السلام در قرآن به ثبت رسیده گاهی این تصور را در انسان به وجود می‌آورد که در آنها هیچ خیر و خوبی وجود نداشته است. حقیقت این است که وجود داشته اما به نسبت اکثریت کم بوده است. حتی در قوم موسی گروهی بوده‌اند که به سوی حق دعوت کرده و به آن عمل می‌نموده‌اند. چنانچه الله تعالی می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَمِنْ قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ‏</span>} [أعراف: 159]</p>
<p>(در ميان قوم موسی گروهی بودند كه به سوی حق رهنمود می‌كردند و به حق دادگری می‌نمودند)<span id="more-3599"></span></p>
<p>ظاهرا این گروه در زمان موسی علیه السلام اندک بوده و در میان اکثریت قوم ضعیف بوده‌اند و به همین سبب در حوادثی که پیش می‌آمده کسی به سخنان آنها گوش نمی‌کرده. همانگونه که سخن هارون علیه السلام در مورد گوساله شنیده نشد. در میان این گروه چنانچه قول صحیح مفسرین می‌گوید دو شخص برخواسته و قوم را موعظه می‌کنند همانگونه که الله عزوجل به ما خبر داده است:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏</span>} [مائده: 23]</p>
<p>(دو نفر از مردان خداترس كه خداوند بديشان نعمت (عقل و ايمان و شهامت) داده بود، گفتند: شما از دروازه بر آنان وارد شويد. اگر وارد دروازه شويد شما پيروز خواهيد شد. اگر مؤمن هستيد بر خدا توكّل كنيد).</p>
<p>همچنین از میان مؤمنان قوم موسی جوانی بود که بر اساس گفتهٔ اکثریت مفسرین یوشع بن نون نام داشت.</p>
<p>با وجود این گروه مبارک، عناد و لجبازی اکثریت قوم و خصومتشان با خدا و پیامبران بسیار زیاد بود تا جایی که با وجود پیامبرانی که در میانشان بوده و تلاش می‌کردند آنها را اصلاح کرده و به موعظه و ترساندن آنها می‌پرداختند؛ آنهمه گناه را مرتکب می‌شدند.</p>
<p>در این قضیه عبرت‌هایی وجود دارد که از جملهٔ آنها می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:</p>
<p><strong>1</strong>- گروه مؤمن اگر چه اندک باشند باید تلاششان را برای اصلاح اکثریت انجام دهند، دست آنها را گرفته و به سوی رضایت الله راهنمایی‌شان کنند، و این طریقه و روش پیامبران خدا ـ علیهم السلام ـ بوده است.</p>
<p><strong>2</strong>- زمانی که مؤمنان تا حد امکان تلاششان را کردند ولی به سخن آن‌ها اهمیتی داده نشد بلکه بر قومشان عقوبت نازل شد باز هم نباید مأیوس شده و اندوهگین شوند زیرا هیچ پاداشی از کف نداده‌اند و آنچه را که در تلاششان برای هدایت مردم به کار برده‌اند برایشان نزد خداوند متعال ذخیره شده است، اگر نیتشان خالص بوده است.</p>
<p>ببین چگونه خداوند از قوم موسی آن هنگام که از ورود به شهر خودداری کرده و با آن سخنان زشت پاسخش را گفتند، سخن گفته و می فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ</span>‏} [مائده: 26]</p>
<p>(گفت: اين سرزمين تا چهل سال بر آنان ممنوع است (و بدان پاي نخواهند گذاشت، و) در سرزمين (خشک بيابان) سرگردان (بدين سو و آن سو) می‌گردند (و راه به جایی نمی‌برند) پس قوم ستم‌پيشه و نافرمان غمگين مباش.</p>
<p><strong>3</strong>- از جمله عبرت‌های مهم و حساسی که باید به آن پرداخت این است که باید میان موسی، هارون و آن دو مرد و دیگر مؤمنان همراهشان با بقیهٔ قوم موسی که ترسو بوده و حاضر نشدند وارد شهر شوند تفاوت قائل شد&#8230;</p>
<p>ما می‌دانیم هیچ کس وارد شهر نشد، نه موسی و مؤمنان صادق همراهش و نه قوم فاسق و عصیان‌گرش. و زمانی که آنها از فرمان سرباز زده و به موسی گفتند :</p>
<p>{<span style="color: #993300;">فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ</span>} [مائده: 24]</p>
<p>(پس (دست از سر ما بردار و) تو و پروردگارت برويد و  بجنگيد؛ ما در اينجا نشسته‌ايم).</p>
<p>با این وجود موسی علیه السلام و همراهان صادقش به جنگ با اهل شهر نپرداخته و وارد آن نشدند و این در حالی است که موسی علیه السلام به قومش گفته بود:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ</span>} [مائده: 21]</p>
<p>(ای قوم من! به سرزمين مقدّسی وارد شويد كه خداوند دخول بدانجا را برای شما مقدّر كرده است، و پشت مكنيد، تا زيانكارانه برنگرديد).</p>
<p>زیرا چنانچه مفسرین می‌گویند خداوند در دل ستمگرانی که در آن شهر بودند نسبت به قوم موسی ترس انداخته بود.</p>
<p>این امر به ما می‌گوید که عمل به اسباب حتمی است، به همین دلیل خداوند متعال زمین مقدس را بدون اینکه وارد آن شوند به آنها نداد. از جمله چیزهایی که به ما می‌گوید گرفتن اسباب موجود واجب است، عدم ورود موسی علیه السلام و تعداد اندک مؤمنی که همراه او بودند به درون شهر پس از سرباز زدن اکثریت می‌باشد.</p>
<p><span style="color: #333399;">این مساله برایمان آشکار می‌سازد، آنهایی که تعداد اندک مؤمنان را وارد عرصه‌هایی می‌کنند که هنوز از نظر اسباب به حد کفایت نرسیده‌اند کارشان اشتباه است. همچنین برایمان آشکار می‌شود امتی که واجباتش را در برابر دستورات خداوند ترک می‌کند شایستهٔ پیروزی و تسلط نیست بلکه باید سرگردان و گمراه بماند و پیروزی زمانی به دست می‌آید که امت آمادگی آن را داشته و شایستهٔ آن باشد.</span></p>
<p>این درس بزرگی است که امت باید به نحو شایسته آن را فرا گیرد تا عقلها از فهم هدف دور نشوند.</p>
<p>مردم بر سه دسته‌اند:</p>
<p><strong>اول:</strong> گروهی که امت را وادار به رویارویی‌هایی می‌کنند که برای آن آمادگی ندارند و این کارشان قابل نکوهش است.</p>
<p><strong>دوم:</strong> کسانی که مجبور به ورود در عرصه‌هایی می شوند  که برای آن آمادگی نداشته و هدف دشمنان از این کار نابود کردن آن‌ها و گروه مؤمن می‌باشد، چنین شخصی شایسته است در برابر این امر مقاومت نموده و جهاد کند زیرا دفاع از جان و دین واجب است و چنین شخصی به خاطر تلاش و مقاومتی که انجام می‌دهد قابل ستایش است و سنت خداوند همواره یاری مستضعفین و غلبه بر طغیانگران و ظالمان بوده است.</p>
<p><strong>سوم: </strong>کسی که با وجود کمی امکانات سختی‌های مبارزه را هر چه که باشد به تنهایی به دوش می‌کشد ولی دیگران را در سختی نمی‌اندازد و سبب فسادی بزرگتر از مصلحتی که به دنبال آن است نمی‌شود. این شخص کارش جای اجتهاد دارد تا مشخص شود که چه کاری صحیح‌تر است و باید میان مصالح و مفاسد معتبر شرعی موازنه انجام دهد و شایسته نیست که مخالف خود را ملامت کند زیرا مسئله، اجتهادی است و الله عزوجل اگر نیت خالص باشد از اشتباه در می‌گذرد؛ بلکه پاداش شخص مجتهد نزد الله بالاست.</p>
<p><span style="color: #000080;">و تنها از او می‌خواهیم که راه صحیح را برای فعالان اسلامی آشکار بنماید.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3599/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احکام و آداب رقیهٔ شرعی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3483</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3483#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 14 Jan 2011 13:07:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3483</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس مسجد الحرام: جمعه 10 صفر 1432 برابر با 24 دی 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن الله است، آن صاحب نعمت و آنکه قلب‌های صادق را اسباب هدایت عطا می‌کند، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است شهادتی که باعث سلامت و اعتدال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 10 صفر 1432 برابر با 24 دی 1389<span id="more-3483"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است، آن صاحب نعمت و آنکه قلب‌های صادق را اسباب هدایت عطا می‌کند، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است شهادتی که باعث سلامت و اعتدال تن و روان است و گواهی می‌دهم که پیامبر و محبوب ما محمد، بنده و پیامرسان و صفی و خلیل اوست، او که با بهترین علاج دردها را دوا می‌نمود و امت را به سوی اوج سعادت راهنمایی می‌کرد.</p>
<p>درود و سلام  خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد، آنان که شهسواران هدایت و دعوتگران به سوی آن بودند و همچنین بر تابعین که رهرو راه آنان بودند، و هر که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نماید.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و به ریسمان محکم آن چنگ زنید که چه نیک است عاقبت آن و چه شیرین است ثمرات آن، و از سلامتی بدن پیش از بیماری سود برید و قبل از دست رفتن فرصتِ نیکی‌ها و اعمال صالح نسبت به انجام آن تلاش ورزید.</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى</span> } [بقره: 197]</p>
<p>(و توشه برگیرید که بهترین توشه تقوا است)</p>
<p>ای مومنان:</p>
<p>امت اسلامی ما طی تمدن انسانی والای خود مثال‌های زیبا و بزرگی در میدان‌های معالجه‌ی اصیل برگرفته از نور کتاب و سنت به نمایش گذاشته است، کتاب خدا و سنت پیامبرش که برای خارج ساختن روح و بدن مردم از جهنم دردها و بیماری‌های روحی کافی است. اما در این دوران آکنده از چالش‌ها و مشکلات، در این عصر که پر است از نیت‌ها و مقاصد آلوده، قضیه‌ی علاجی و عقیدتی مهمی خود را نمایان می‌سازد و آن رقیه‌ی شرعی و دعاهای نبوی برای درمان بیماری‌ها است.</p>
<p>اهمیت این موضوع آنجا است که خود را به عنوان علاج تن و روان مطرح کرده است که به دست آوردن آن هدف اساسی و آرزوی هر کسی است. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که شب را با امنیت در خانه‌اش به سر کند و بدنش سالم باشد و غذای یک روزش را داشته باشد مانند این است که همه‌ی دنیا را به طور کامل در اختیار دارد</span>» [به روایت ترمذی و آن را حسن دانسته است]</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>در این دوران، بیماری‌های سختی از جمله صرع و مَسّ و سحر و چشم‌زخم و حسد همه‌گیر شده و بخش‌های بسیاری از این دنیا را فراگرفته‌اند، و آیات قرآن و نصوص احادیث و همچنین واقعیتی که پیش روی خود می‌بینیم به روشنی ثابت کرده‌اند که این دو ـ یعنی قرآن و احادیث ـ دوای هر دردی هستند چنان که خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ </span>} [فصلت: 44]</p>
<p>(بگو آن برای کسانی که ایمان آورده‌اند هدایت و شفا است)</p>
<p>و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ با مشروع دانستن رُقیه و تاکید بر آن چنین می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">رقیه‌هایتان را به من عرضه کنید و تا وقتی که شرک نباشد اشکالی در آن نیست</span>» [به روایت امام مسلم]</p>
<p>چه بسیار بیمارانی که در شُرُف مرگ بوده‌اند و بیمارستان‌های مجهز و پزشکان ماهر نیز نتوانسته‌اند کاری برای آن‌ها انجام دهند، رو به سوی رقیه‌ی شرعی آورده‌اند و خداوند اینچنین شفا را برای آن‌ها مقدر نموده است و این مصداق سخن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است که می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">به دو شفاگر اهمیت دهید: قرآن و عسل</span>» [به روایت ابن ماجه و حاکم و بیهقی با سند حسن]</p>
<p>امام سیوطی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;<span style="color: #3366ff;">در این حدیث رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میان طب الهی و طب بشری جمع بسته است</span>&#8220;.</p>
<p>علامه ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;<span style="color: #3366ff;">قرآن شفاگر کامل از هر گونه بیماری قلبی و بدنی است اگر بیماری به درستی از آن بهره جوید. و چگونه ممکن است دردها و بیماری‌ها در برابر کلام پروردگار زمین و آسمان‌ها مقاومت کنند؟ کلامی که اگر بر کوهی نازل شود آن را تکه تکه می‌کند</span>&#8221;</p>
<p>چه زیباست این سخن از آن دانشمند بزرگ!</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی:</p>
<p>به علت ناآگاهی و غفلت بسیاری از مردم نسبت به آثار رقیه‌ی شرعی و ضعف جنبه‌های ایمانی و عقیدتی بیماران، بسیاری از آنان در صورت به تاخیر افتادن شفا و سختی دردها و بیماری‌ها، با قصد یا بدون قصد رو به سوی اهل دَجَل و فریب و خرافات و شعبده‌بازی و سحر و امور خلاف شرع می‌آورند و مدعیان دروغین رقیه‌ی شرعی آنان را در محاصره‌ی خود می‌گیرند.</p>
<p>اینجاست که باید پرده از فریب راقیان دروغین برداشته شود و جلوی کسانی که بدون شایستگی وارد این مجال می‌شوند گرفته شود. کسانی که حتی نسبت به دردهای انسان آگاهی ندارند چه رسد به درمان آن.</p>
<p>و به هدف در امان ماندن بندگان از دست رقیه‌خوانان ناآگاه دروغگو و حفظ حوزه‌ی رُقیه‌ی شرعی از جاهلان و خرابکاران نیاز به چنین هشداری وجود دارد. چرا نه؟ وقتی رقیه خوانی را می‌بینی که از نوشته‌های مبهم استفاده می‌کند و دیگری را می‌بینی که سخنان مبهم و نامفهومی به زبان می‌آورند و دیگری درد بیمار را به طور قطع از چشم‌زخم نزدیکان می‌داند و درک نمی‌کند که با این حماقت پیوند خویشاوندی و صله‌ی رحم را قطع کرده است.</p>
<p>رقیه‌های مبهم و نامفهوم چیزی نیست جز وسوسه‌ی شیطان پس خود را از آن دور بگیر و برحذر باش.</p>
<p>برخی دیگر از این افراد، بیمار را چنان کتک می‌زنند که حتی انسان سالم هم توان آن را ندارد! و گمان می‌کنند که این درد بر جن وارد می‌شود نه بر انسان! بیمار بیچاره هم با سکوت خود از کار او دفاع می‌کند و برخی دیگر از جریان برق استفاده می‌کنند طوری که به بیهوشی یا مرگ بیمار می‌انجامد.</p>
<p>پروردگار! چه جهل مرکبی است این!</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>اغلب این مدعیان خود را در پس پرده‌ی خرد و تقوای ظاهری پنهان کرده‌اند اما آنان در واقع چیزی نیستند جز عده‌ای دروغگوی ماهر برای چپاول اموال مردم. چه بسا آنان برای رونق تجارت خود از نام بزرگان هم سوء استفاده کنند و یا به نام رقیه‌ی شرعی از زنان سوء استفاده نمایند. کسانی که از داستان‌های اینان با زنان آگاهند چیزهایی دیده‌اند باورنکردنی که انسان به به شگفت می‌آورد و این عجیب نیست، چه بسا انسانی که چنان از بیماری سختی کشیده است که همه چیز خود را فدای سلامتی می‌کند.</p>
<p>در اثر این اعمال خلاف شرع لازم است که تنها کسانی که نسبت به علم شرعی آگاهی دارند و امانت‌دار و صالح و صادق و ماهرند و نسبت به مال مردم چشم‌داشت ندارند و به دور از خشونت و غرورند وارد این عرصه شوند. شایسته است شخص راقی با بیمار مهربان و دلسوز باشد و تنها به موضع درد بنگرد مخصوصا در مورد زنان که باید از چشم خود محافظت کرده و از خلوت با بیمار دوری کند و از عوامل فتنه دوری گزیده و به ضوابط شرعی پایبند باشد.</p>
<p>و هر که راه و روشش این باشد موفق شده و مورد احترام دیگران قرار می‌گیرد. اهل علم سه شرط را برای رقیه‌ی صحیح شرعی بر شمرده‌اند:</p>
<p>نخست اینکه: با نام‌ها و صفات خداوند و کلام وی باشد.</p>
<p>دوم اینکه: با زبان عربی واضح و مفهوم باشد.</p>
<p>سوم آنکه: شخص راقی معتقد باشد که رقیه به ذات خود تاثیر گذار نیست بلکه با تقدیر خداوند موثر خواهد بود.</p>
<p>برادران و خواهران عزیز، ای کسانی که خواهان عافیت و سلامت هستید، خداوند شما را از دردها و بیماری‌ها در امان بدارد، از راقیان صادق و نیک بهتره جویید، کسانی که از راه و روش صحیح علاج بهره می‌برند که امید است مشکلتان حل گردد. اما اولی و بهتر این است که شخص بیمار خودش خود را رقیه کند زیرا این بیشتر نشان‌دهنده‌ی نیاز شخص به خداوند است.</p>
<p>عثمان بن ابی العاص ـ رضی الله عنه ـ از دردی که در بدن داشت به رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ شکایت برد، پس رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وی را چنین راهنمایی کرد و فرمود: «<span style="color: #008000;">دستت را در جایی که درد می‌کنند بگذار و سه بار بسم الله بگو و سپس هفت بار بگو: أَعُوذُ بِاللَّهِ، وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ</span>» [به روایت امام مسلم] یعنی: « <span style="color: #008000;">به عزت خداوند و قدرتش پناه می‌برم از شر آنچه می‌یابم و ترس آن را دارم</span>»</p>
<p>همچنین سعی کنید خانه‌ها و فرزندانتان را با دعاهای شرعی و اذکار صبح و شام در امان بدارید که این‌ها به اذن خداوند و با توکل بر پروردگار شنوا و بینا و سپردن امور به او، دژی است محکم در برابر همه‌ی بلاها. این به معنای ترک اسباب نیست بلکه معنای آن این است که انسان به جایگاه و کفایت شخص راقی توکل نکند بلکه به توفیق خداوند و عنایت او امید داشته باشد و اعتماد نماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ</span> } [زمر: 36]</p>
<p>(آیا الله برای بنده‌اش کافی نیست؟)</p>
<p>که یقین به خداوند والاترین عزیمت و روشنگرترین ماه تابان در تاریکی حیرت‌ها است.</p>
<p>همچنین نباید از برگرفتن اسباب پزشکی جدید رویگرادن بود، چه بیماری شخص بدنی باشد یا روانی زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">ای بندگان خداوند خود را مداوا کنید اما از حرام استفاده نکنید</span>» [به روایت ابوداوود و بیهقی با سند صحیح]</p>
<p>اما بعد، ای امت مسلمان:</p>
<p>رقیه‌ی شرعی از نظر تطبیق و علاج نیاز به همت و تلاش دارد، تا آنکه با تبیین چارچوب و باز گرداندن آن به اصول شرع در سایه‌ی علمی راسخ و محکم این علم مداوای شرعی جایگاه خود را باز یافته و عقیده‌ی مردم و جوامع را حفظ نماید.</p>
<p>لازم است در برابر طوفان بنیان کن نا اهلانی که وارد این مجال شده‌اند ایستاده و همه‌ی کسانی که قصد وارد شدن به آن را دارند دارای گواهی شرعی از سوی اهل تخصص باشند.</p>
<p>أعوذ بالله من الشیطان الرجیم:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا</span>} [اسراء: 82]</p>
<p>(و از قرآن آنچه را که برای مومنان مایه‌ی شفا و رحمت است نازل می‌کنیم و ستمگران را جز زیان نمی‌افزاید)</p>
<p>خداوند برای من و شما در آیات کتابش و سنت پیامبرش برکت دهد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همه‌ی مسلمانان از هر گناهی از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید و به سوی او توبه کنید که او بسیار توبه‌پذیر و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص الله است که نعمت‌های پی در پی را بر بندگانش نازل نموده و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر و شافعی است که شفاعتش در روز محشر پذیرفته شده است. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و اصحاب نیک وی و تابعین و همه‌ی کسانی باد که تا قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای بندگان خداوند تقوای او را آنگونه که به شما امر نموده پیشه سازید و عقیده‌ی خود را از هر گونه آلایش و ناپاکی دور سازید و بدانید که بهترین سخن کلام خداست و بهترین راه و روش، راه و روش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است و بدترین کارها، نوآوری در دین است.</p>
<p>برادران و خواهران عقیده:</p>
<p>از جمله چیزهایی که باعث حفظ توحید است، اشاره به آثار یقین محکم است، یقینی که اوهام و بدفالی و کاهنان و دروغگویان به آن راهی ندارند. آنکه خود را اسیر اعتقادات باطل، و شوم دانستن ماه‌ها و سال‌ها نموده و به ستارگان و طالع و برج‌های فلکی وابسته است تا به گمان خود از بدی دور بماند در واقع بازیچه‌ی دست شیاطین گردیده و دینش را در خطر قرار داده است.</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَإِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ</span> } [یونس: 107]</p>
<p>(و اگر الله به تو زیانی برساند آن را برطرف‌كننده‌ای جز او نیست و اگر برای تو خیری بخواهد بخشش او را ردکننده‌ای نیست)</p>
<p>پس پاک و منزه است خداوند، هیچ چیز قضای او را بر نمی‌گرداند و هیج تاثیرگزار حقیقی در کائنات نیست مگر او.</p>
<p>چگونه ممکن است عقل و خرد بشری به این درجه از سقوط در بی‌خردی برسد؟ آن هم در زمانه‌ی ارتقای علمی و شکوفایی عقل بشری و انفجار اطلاعات؟</p>
<p>خداوندا! تنها تو پاک و بی‌عیبی!</p>
<p>اما بعد، ای امت قرآن: دردهای معنوی جهانی کم‌تر از دردهای فردی و اجتماعی نیست. پس ای امت شفاگیرنده از قرآن؛ شما طبیبان این دردها و مشکلاتید. شما با قرآنی که دارید کاردان و کارشناس واقعی برای درمان هر بیماری هستید. شمایید که برای این دنیای پردد و پرزخم دوای شافی را به همراه دارید. نوشدارو در دستان شماست که لباس صلح و امنیت و عافیت را بر تن این جهان بپوشانید.</p>
<p>پس ای امت قرآن؛ بجنبید و تلاش کنید؛ که خداوند یار و یاور شماست:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ</span> } [یونس: 57]</p>
<p>(ای مردم برای شما اندرزی از سوی پروردگارتان و شفایی برای آنچه در سینه‌هاست و هدایت و رحمتی برای مومنان آمده است)</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر سرور پیامبران، بهترین انسان‌ها، چنانکه خداوند شما را در آیات محکم کتابش امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span> } [احزاب: 56]</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرموده است: «<span style="color: #008000;">هر که بر من یک درود فرستد خداوند به خاطر آن بر او ده درود خواهد فرستاد</span>» [به روایت مسلم از حدیث عبدالله بن عمروبن عاص رضی الله عنهما]</p>
<p>خداوندا بر سرور پیشینیان و پسینیان، و رحمت بر جهانیان، پیامبر ما محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی راشد، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و تابعین و آنانی که تا روز قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با رحمت خود خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده؛ خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده؛ خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و حوزه‌ی دین را حفظ نما و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان و رفاه بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بگردان و مسئولان ما را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و حوادث و فتنه‌های بد آشکار و پنهان را از این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان دور گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده، خداوندا بیماران ما را شفا ده و مرده‌گان ما را بیامرز و ما را به آن آرزوهایمان که باعث خشنودی توست برسان و کار ما را با نیکی‌ها خاتمه ده و عمرمان را به سعادت با پایان رسان.</p>
<p>خداوندا غم غم‌داران را از بین بر و سختی‌شان را به پایان رسان.</p>
<p>خداوندا اوضاع امت محمد  ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را در هر جایی که هستند اصلاح نما. ای دارای بزرگی و عظمت.</p>
<p>خدایا دشمنان دین را نابود ساز که آنان قادر به ناتوان ساختن تو نیستند، خداوندا جمعشان را پراکنده ساز، خداوندا آن‌ها را غنیمتی برای مسلمانان و عبرتی برای دیگران بگردان، ای قدرتمند و ای صاحب‌عزت، وای دارای بزرگی و اکرام.</p>
<p>خداوندا مقدسات مسلمانان را نجات ده، خداوندا مقدسات مسلمانان را نجات ده، خداوندا مقدسات مسلمانان را از دست اشغالگران متجاوز نجات ده، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>ای دارای جلال و بزرگواری، ای زنده‌ی پایدار، به رحمت تو دست می‌یازیم، ما را حتی برای یک چشم به هم زدن به خود وانگذار و همه‌ی امور ما را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مومن، زنده‌گان و مرده‌گان را مورد مغفرت خود قرار ده ای شنوای نزدیک، ای اجابت کننده‌ی دعاها.</p>
<p>خداوندا توی آن الله که معبودی به حق جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، باران را بر ما نازل ساز و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا برای بارانی که به ما عطا نمودی تو را حمد و شکر می‌گوییم، خداوندا آن را بر گوشه و کنار سرزمین‌هایمان بباران و بندگان را با آن سود رسان، ای زنده و ای پایدار، ای دارای شکوه و بزرگی.</p>
<p>خداوندا ما را و پسران و دختران ما را موفق گردان و آنان را در همه‌ی امورشان یاری ده ای حی و ای قیوم، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>و آخر سخن اینکه: {<span style="color: #800000;">الحمد لله رب العالمين</span>}</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3483/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفاوتِ میان «مقاصد شریعت» و «مقاصد نفوس»</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3392</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3392#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 17:30:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3392</guid>
		<description><![CDATA[فهد بن صالح العجلان / مترجم: عادل حیدری &#8220;ما نیازمند بازنگری در این حکم بر اساس مقاصد شریعت هستیم&#8221; و &#8220;هر وقت می‌خواهیم در این باره سخن بگوییم بایستی مقاصد شریعت را در نظر بگیریم&#8221; این‌ها و عبارت‌هایی شبیه به این را هنگام برخورد با دیدگاه‌های منحرفی که با نصوص کتاب و سنت تعامل می‌کنند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/12/maqased-shari3at-maqased-nofoos.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-3393" title="maqased-shari3at-maqased-nofoos" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/12/maqased-shari3at-maqased-nofoos.jpg" alt="" width="100" height="121" /></a>فهد بن صالح العجلان / مترجم: عادل حیدری</h4>
<p>&#8220;ما نیازمند بازنگری در این حکم بر اساس مقاصد شریعت هستیم&#8221; و &#8220;هر وقت می‌خواهیم در این باره سخن بگوییم بایستی مقاصد شریعت را در نظر بگیریم&#8221;</p>
<p>این‌ها و عبارت‌هایی شبیه به این را هنگام برخورد با دیدگاه‌های منحرفی که با نصوص کتاب و سنت تعامل می‌کنند خواهی شنید.</p>
<p>انحراف معامصر به جایی رسیده است که اشخاص، به هنگام برخورد با نصوص جزئی چون بخواهند از آن بگذرند و یا آن را انکار کنند شعار «مقاصد شریعت» را عَلَم می‌کنند تا مجوزی باشد برای کارهای نامشروعشان.<span id="more-3392"></span></p>
<p>مقاصد شریعتی که فقهای اسلام از آن سخن به میان آورده‌اند از «جوینی» گرفته تا «غزالی» و «عز بن عبدالسلام» و «قرافی» و «شیخ الاسلام ابن تیمیه» و «شاطِبی» ـ رحم الله الجمیع ـ، کاملا متفاوت است با آنی که امروزه از آن سخن می‌گویند.</p>
<p>مقاصد در نزد فقهای اسلام قواعدی است کلی که از استقرای کلیه‌ی نصوص شرعی و احکام جزئی استخراج می‌شود، و نمی‌توان حکم شرعی و یا نصی جزئی را به سبب آن رد نمود. به خلاف مقاصدی که امروزه بسیاری بر اساس هوای نفسانی و یا تمایلات شخصی به آن روی می‌آورند و تلاش می‌کنند با دستاویز قرار دادن آن بسیاری از نصوص شرعی و یا احکامی که خود آن را مناسب نمی‌دانند رد کنند.</p>
<p>از مهمترین مقاصد شریعت این است که هیچ حکم جزئی از احکام شریعت به وسیله‌ی آن رد نمی‌شود، پس هر گاه نصی شرعی و یا حکمی فقهی ثابت شد سزاوار نیست که آن را به بهانه‌ی مخالفت با مقاصد شریعت رد نمود چرا که این کرده‌ای است باطل، و هیچ رابطه‌ای با مقاصد شریعت ندارد. همانگونه که امام شاطبی ـ رحمه الله ـ می‌فرماید: &#8220;اگر چیزی قاعده‌ای شرعی و یا حکمی شرعی را نقض نماید خود نمی‌تواند در ذات خود، حق باشد&#8221;.</p>
<p>و اگر مقاصد شریعت عبارت است از ضرورت معتبر شمردن کلیات، همین گونه باید دانست که همچنین مقاصد شریعت به جزئیات نیز اهمیت می‌دهد، و آن گونه که امام شاطبی رحمه الله می‌فرماید: &#8220;کسی که جزئیات را بگیرد و از کلیات روی بگرداند اشتباه می‌کند، همانگونه که اگر کسی کلیات را بگیرد و از جزئیات روی بگرداند در خطا می‌باشد&#8221;.</p>
<p>مقاصد شریعت بر تفاصیل احکام جزئی اعتماد کرده و بر اساس آن استوار می‌باشد برای همین آن را انکار نمی‌کند، بلکه حتی اگر تعارضی میان قاعده‌ای مقاصدی و حکم جزئی تفصیلی احساس شد، روشِ صحیح، انکار جزئی نیست، بلکه همان گونه که امام شاطبی رحمه الله می‌گوید: &#8221; اگر به وسیله ی استقراء قاعده‌ای کلی اثبات شد سپس نصی جزئی یافته شد که با آن در تعارض می‌باشد بایستی میان آن دو را جمع نمود&#8221;.</p>
<p>پس بنابر این اگر تعارضی بین کلیات و فروع احساس شد، به علت اهمیتی که هر کدام دارا هستند بایستی تلاش کرد بین آن دو را جمع نمود، و این مسئله، امر مهمی است که داعیان مقاصد نفس از آن آگاه نیستند؛ برای همین نصوص و احکام شرعی را رد نموده سپس جویای قاعده‌ی مقاصدی مناسبی برای رد آن می‌شوند!</p>
<p>امام شاطبی ـ رحمه الله ـ خطر استعمال مقاصد شریعت از جانب نااهلان را به خوبی درک کرده بود، به همین دلیل آن‌ها را از خواندن کتاب گرانسنگش «الموافقات» منع نموده و از استفاده‌ی آن برحذر می‌دارد و می‌فرماید: &#8220;برای کسی که می‌خواهد در این کتاب بنگرد اجازه داده نمی‌شود چیزی بدان بیفزاید و یا از آن استفاده‌ای ببرد تا آن که در علوم شریعت أعم از اصول و فروع، و معقول و منقول تبحر کافی را به دست آورده و به درجه‌ی بالایی رسیده باشد&#8221;.</p>
<p>و نیز ایشان مفصلا به ضرورت عنایت به حزئیات پرداخته، و بیان می‌دارد که مقاصد جز بر پایه‌ی آن استوار نخواهد شد، و همه‌ی این‌ها بیانگر درک ایشان نسبت به این مسئله است که علم مقاصد و کلیات، در آینده دستاویزی خواهد شد برای نااهلان که برای تعطیل نمودن شریعت آن را به خدمت خواهند گرفت.</p>
<p>امروزه بسیاری از منحرفین مقاصد شریعت را توجیه‌گر احکام شرعی می‌دانند و راست می‌گویند، چرا که مقاصد چیزی نیست جز بحث پیرامون فلسفه‌ی قواعد و علل شریعت از خلال احکام و نصوص، پس اگر نصی مخالف با آن یافته شد بایستی مقاصد را به گونه‌ای تعدیل نمود که آن حکم را در بر گیرد نه این که آن را الغا نماید.</p>
<p>دعوت به چنگ زدن به مقاصد شریعت از جانب نااهلان در راستای ساقط کردن برخی از احکام شرعی، به مرور زمان شریعت را به طور کامل از بین خواهد برد و کلیه‌ی احکام آن را تعطیل خواهد نمود، و قطعیات و ضروریات آن را ساقط خواهد کرد.</p>
<p>برای هیچ کسی دشوار نیست که حکمی از احکام شریعت را رد نموده و آن را به مساله‌ی مقاصد شریعت پیوند دهد. بسیاری از معاصران در این زمینه نمونه‌های مختلفی از دشمنی خود با احکام شرعی را اثبات کرده‌اند که خداوند خود بهتر بدان آگاه است؛ برای مثال: «حدود شرعی» با رحمت و گسترش امنیت منافات دارد! و «حد مرتد» با یکی از مقاصد شریعت که همان آزادی می‌باشد منافات دارد! و «حجاب» با مقصد بزرگداشت زن، منافات دارد! «فتوای تحریم در هر حکمی» با مقصد آسان‌گیری و رفع حرج و دشواری منافات دارد! «حکم به کفر کسی که به محمد ـ صلی الله علیه و سلم ـ ایمان نیاورد» با مقصد مبعوث شدن وی به عنوان رحمتی برای جهانیان منافات دارد! و «حرمت ربا» یا «منع محرمات» سبب مشقت و دشواری خواهد شد که با مقاصد شریعت منافات دارد!</p>
<p>به همین دلیل شیخ الإسلام إبن تیمیة ـ رحمه الله ـ به عمومیات مقاصد آگاه بود که فرمود: &#8221; کسی که از آن چه خود آن را بهتر می‌داند پیروی کرده و از حکم الهی پیروی نکند و آن را جایز بداند کافر شده است&#8221;. که اگر اینگونه باشد، مقاصد کلی شریعت، به همان عمومیت مطلقی خواهد بود که عوام مردم نیز در آن مشترکند، و در واقع ویژگی شریعت به تفصیل این مقاصد و شرح و تقیید آن می‌باشد و چنانچه انسان برای آن اعتباری قائل نباشد هیچ چیزی از شریعت را نگرفته است.</p>
<p>و اینگونه است از بین بردن احکام جزئی شریعت، به سبب مخالفت با «مقاصد نفس» ـ همانگونه که بسیاری از بزرگواران می‌گویند ـ که در حقیقت مقاصدی است برای آنچه هوای نفسانی‌شان می‌خواهد، و آنچه با نفسشان موافقت دارد را قواعدی کلی قرار داده و آن را حاکم بر نصوص می‌گردانند.</p>
<p>متاسفانه مقاصد نفسانی این گروه پیرامون مسائل دنیوی محض اندک می‌باشند، مقاصدی که کاملا با مقاصد شریعت مستخرج از کتاب و سنت تفاوت دارند، کتاب و سنتی که به گفته‌ی امام شاطبی رحمه الله: &#8220;به ما می‌فهماند که شارع در تشریع، منافع دنیوی و اخروی بندگان را در نظر گرفته است&#8221;. و حتی منافع دنیوی نیز تابع منافع اخروی می‌باشند، و در واقع منافعی که شریعت ما را به جلب آن فرا می‌خواند و مفاسدی که شریعت ما را به دفع آن فرا می‌خواند از نظر ارتباط زندگی دنیا با زندگی آخرت می‌باشد، نه بر اساس هوای نفس در راستای جلب منافع عادی‌اش و یا جلوگیری از مفاسد عادی.</p>
<p>اگر علم مقاصد شریعت در برهه‌ای از زمان برای مبارزه با تعصب و نادانی و فشار بر مردم ضروری می‌باشد، مبالغه کردن در تقریر مقاصد شریعت و تعظیم قدر آن در نزد عوام مردم به بهای عدم بزرگداشت نصوص شریعت و تسلیم نشدن در مقابل آن تمام خواهد شد، و سببی خواهد گشت برای ظهورِ مقاصد نفسانی تا بیهودگی و انحراف خود را به بهانه‌ی «مقاصد شریعت» منتشر سازند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3392/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فهم اصحاب و ارزش آن نزد هر مسلمان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3179</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3179#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Sep 2010 11:00:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[صحابه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3179</guid>
		<description><![CDATA[نوشته: ابوعمر انصاری إن الحمد لله نحمده و نستعينه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور أنفسنا و من سيئات أعمالنا , من يهده الله فلا مضل له و من يضلل فلا هادي له و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و أشهد أن محمد اً عبده و رسوله , {  [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3><strong><a rel="attachment wp-att-3185" href="http://www.bidary.net/archives/3179/fahme-sahabe"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3185" title="fahme sahabe" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/09/fahme-sahabe-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" /></a>نوشته: ابوعمر انصاری</strong></h3>
<p><span style="color: #888888;">إن الحمد لله نحمده و نستعينه و نستغفره و نعوذ بالله من شرور أنفسنا و من سيئات أعمالنا , من يهده الله فلا مضل له و من يضلل فلا هادي له و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له و أشهد أن محمد اً عبده و رسوله , {  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ  } [ آل عمران/102] , { يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً  } [ النساء/1] ,     {  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً  ,  يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً  }  [ الأحزاب/71-70] أما بعد فإن أصدق الحديث كتاب الله و أحسن الهدي هدي محمد صلى الله عليه و سلم و شر الأمور محدثاتها و كل محدثة بدعة و كل بدعة ضلالة و كل ضلالة في النار.</span></p>
<p>فضيلت اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم چیزی نیست که در این مقاله می خواهم به آن بپردازم اگر چه رابطه ی مستقیمی با آنچه به آن می پردازم دارد. چرا که هر صاحب عدل و انصافی حتی اگر به مقتضیات آن عمل نکند به حقیقتش اعتراف کرده و در مقابلش سرتعظیم فرود می آورد.</p>
<p>بله اقرار به فضیلت و سبقت اصحاب رضی الله عنهم در ایمان وعمل  تنها یک احساس و یا یک داستان برای قهرمان سازی نبوده و نیست ، بلکه عقیده ای است که همانند دیگر مسائل عقیدتی برای خوشبختی دنیا و آخرت انسان ضروری و حیاتی است و ما این  مهم را در کتب علمای اسلام، آنهایی که در موضوع عقیده کتاب نوشته اند به وضوح  دیده و می بینیم.</p>
<p>من در این نوشته‌ی کوتاه می خواهم به مسئله ی فهم صحابه رضی الله عنهم نسبت به دین؛ یعنی اعتقاد و اعمال آنها و پیروی از این فهم، به صورتی مختصر بپردازم تا ناخواسته همانند کسانی نشویم که فقط محبت را در مدح و تعریف خالی خلاصه کرده و در عمل هیچ بهایی برای محبوب خود قایل نمی شوند.</p>
<p style="text-align: center;"><span id="more-3179"></span></p>
<p>قبل از هرچیز از <span style="color: #993300;"><strong>کلام الله </strong></span>شروع می کنیم تا ببینیم صاحب این شریعت حنیف جل جلاله ما را در رابطه با اصحاب رضی الله عنهم به چه چیزی امر می فرماید:</p>
<p><strong>{وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ.}</strong> التوبة 100</p>
<p><span style="color: #888888;">پيشگامان نخستين مهاجران و انصار ، و كساني كه به نيكي روش آنان را در پيش گرفتند و راه ايشان را به خوبي پيمودند ، خداوند از آنان خوشنود است و ايشان هم از خدا خوشنودند ، و خداوند برای آنان بهشت را آماده ساخته است كه در زير ( درختان و كاخهای ) آن رودخانه‌ها جاری است و جاودانه در آنجا مي‌مانند . اين است پيروزی بزرگ و رستگاری سترگ .</span></p>
<p>در این آیه مسلمانان به وضوح به اتباع و پیروی از صحابه رضی الله عنهم امر شده و در عوض این اتباع نیک به بهشت بشارت یافته اند.</p>
<p>‏ <strong>{وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ} ‏.</strong> الحشر 10</p>
<p><span style="color: #888888;">كساني كه پس از مهاجرين و انصار به دنيا مي‌آيند ، مي‌گويند : پروردگارا ! ما را و برادران ما را كه در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفته‌اند بيامرز . و كينه‌اي نسبت به مؤمنان در دلهايمان جاي مده ، پروردگارا ! تو دارای رأفت و رحمت فراوانی هستی .</span></p>
<p>در این آیه نیز همانطور که ملاحظه می کنید به فضیلت سبقت اصحاب رضی الله عنهم در ایمان و محبتی که باید در دلهایمان نسبت به آنها قرار دهیم اشاره شده و چنانچه آشکار است هیچ محبتی در زندگی انسان بدون تأثیر نخواهد ماند و پیروی و همگونی بهترین دلیل بر محبت صادقانه است و همواره  بین این دو یعنی محبت و اتباع رابطه ای دو سویه برقرار است.</p>
<p><strong>{وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}</strong>. انفال 74</p>
<p><span style="color: #888888;">بيگمان كسانی كه ايمان آورده‌اند و مهاجرت كرده‌اند و در راه خدا جهاد نموده‌اند ، و همچنين كسانی كه پناه داده‌اند و ياری كرده‌اند ،  مؤمنان حقیقی اند. براي آنان آمرزش و روزی شايسته است .</span></p>
<p>در این آیه نیز الله عزوجل با بیان حقیقت ایمان مهاجرین و انصار رضی الله عنهم  آنها را ستوده و گویی توجه ما را به این نکته جلب می کند که اگر خواهان ایمانی حقیقی هستید باید همانند آنها عمل کرده و در به دست آوردن چنین ایمانی از آنها پیروی کنید.</p>
<p><strong>حال با مراجعه به<span style="color: #993300;"> سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم </span>به این احادیث بر می خوریم:</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p>¨     <strong>عَنْ عَبِيدَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- قَالَ « خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِى ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ</strong> »<a href="#_ftn1">[1]</a></p>
<p><span style="color: #888888;">بهترین انسانها در دوران من زندگی می کنند سپس آنهایی که بعد از آنها می آیند سپس آنهایی که بعد از آنها می آیند.</span></p>
<p>رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در این حدیث که در صحیح بخاری و مسلم روایت شده در واقع به برتری صحابه رضی الله عنهم سپس تابعین و در آخر تبع تابعین اشاره می کند و این مسئله برما پوشیده نیست که این برتری بی مثیل صحابه تنها به خاطر زندگی در فضای نزول وحی و هم صحبتی با بهترین خلق یعنی حضرت محمد صلی الله علیه وآله و سلم نبوده بلکه امر دیگری نیز در این میان دخیل است و آن ایمان و فهمی است که با استفاده از این موقعیت در آنها به وجود آمده و  از آنها خیرالناسی ساخته که آثار آن در حیات مبارکشان هر لحظه به ظهور نشسته است.</p>
<p><strong>¨ </strong><strong>حديث أبى قتادة أن النبي صلى الله عليه وسلم قال :- ( إن يطع القوم أبا بكر وعمر يرشدوا) <a href="#_ftn2"><strong>[2]</strong></a></strong></p>
<p><span style="color: #888888;">ابوقتاده رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه و سلم روایت می کند که اگر مردم از ابوبکر و عمر رضی الله عنمها اطاعت کنند هدایت می شوند.</span></p>
<p><strong>¨ </strong><strong>عَنْ حُذَيْفَةَ بن الیمان رضی الله عنه ، أَنّ النَّبيَّ صلی الله علیه و سلم قَالَ : &#8221; اقْتَدُوا باللَّذَيْنِ مِنْ بعْدِي : أَبي بكْرٍ ، وَعُمَرَ &#8220;<a href="#_ftn3"><strong>[3]</strong></a></strong></p>
<p><span style="color: #888888;">از حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت شده رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: بعد از من به ابوبکر و عمر رضی الله عنهم اقتدا کنید.</span></p>
<p><strong>¨ </strong><strong>عن عرباض بن ساری</strong><strong>ة رضي الله عنه عن النبي صلي الله عليه و سلم: </strong><strong>أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ ، وَالسَّمْعِ وَالطَّاعَةِ ، وَإِنْ كَانَ عَبْدًا حَبَشِيًّا ، فَإِنَّهُ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ بَعْدِي فَسَيَرَى اخْتِلَافًا كَثِيرًا ، فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الرَّاشِدِينَ الْمَهْدِيِّينَ ، فَتَمَسَّكُوا بِهَا ، وَعَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ ، وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ ، فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ ، وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ. </strong></p>
<p><span style="color: #888888;">شما را به تقوای الهی و شنیدن و اطاعت کردن توصیه می کنم و اگر چه (اطاعت از) برده ای حبشی باشد. همانا کسی که بعد از من زنده بماند اختلافات فراوانی را مشاهده خواهد کرد پس بر شماست پیروی از سنت من و سنت خلفای راشدین و هدایت گر و به آن تمسک جسته و با دندان آن را بگیرید و بپرهیزید از امور جدید و نو(در امر دین) زیرا که هر امر جدیدی بدعت است و هر بدعتی گمراهی.</span></p>
<p>در این حدیث نیز امر به پیروی از خلفای راشدین کاملا آشکار است و پیروی از سنت آنها که در واقع همان سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم است بر ما واجب گشته و به چنگ زدن به آن توصیه شده ایم .</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه و سلم خبر از اختلافاتی می دهد که در آینده در میان امتش بوجود خواهد آمد و راه برون رفت از این مشکلات را پیروی از سنت مبارک خویش و جانشینان هدایت گر و هدایت شده ی خویش معرفی می کند و امتش را از لا ابالی گری در امر دین و ظهور آراء و نظریه های جدید مبتنی بر فهمی جدای از فهم خود و اصحابش که همان بدعت است بر حذر می دارد.</p>
<p><strong>¨ </strong><strong>أخرج</strong><strong> مسلم في صحيحه<a href="#_ftn4"><strong>[4]</strong></a> من حديث أبي موسى الأشعري قال :- صلينا المغرب مع رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلنا لو جلسنا حتى نصلي معه العشاء فجلسنا . فخرج علينا . فقال :- (ما زلتم ههنا ). فقلنا :- يا رسول الله صلينا معك المغرب ثم قلنا نجلس حتى نصلي معك العشاء . قال :- ( أحسنتم وأصبتم )-ورفع رأسه إلى السماء وكان كثيرا ما يرفع رأسه إلى السماء &#8211; . فقال :- ( النجوم أمنة للسماء فإذا ذهبت النجوم أتى السماء ما توعد . وأنا أمنة لأصحابي . فإذا ذهبت أتى أصحابي ما يوعدون . وأصحابي أمنة لأمتي . فإذا ذهب أصحابي أتى أمتي ما يوعدون) .</strong></p>
<p><span style="color: #888888;">امام مسلم نیشابوری در صحیحش از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت می کند که : ما نماز مغرب را با رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم خواندیم سپس گفتیم: بیایید بنشینیم تا نماز عشاء را نیز با او بخوانیم و نشستیم. سپس او صلی الله علیه و آله و سلم نزد ما آمده و فرمود: هنوز اینجایید؟ گفتیم ای رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم : نماز مغرب را با شما خواندیم سپس گفتیم که بنشینیم تا نماز عشاء را هم بخوانیم.</span></p>
<p><span style="color: #888888;">فرمود: کار نیکو و موافق با سنت انجام داده اید و به آسمان نگریست &#8211; و این کار را بسیار انجام می داد-  سپس گفت: ستارگان، امین آسمان هستند و آن زمان که ستارگان بروند بر آسمان آنچه وعده داده شده می آید و من امین اصحابم هستم زمانی که بروم بر اصحابم آنچه وعده داده شده اند خواهد آمد و اصحاب من امین امت هستند پس آن زمان که اصحابم بروند بر امتم آنچه وعده داده شده اند می آید.</span></p>
<p>در این حدیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نسبت اصحابش را  به آیندگان، همانند نسبت آنها به خود و نسبت ستارگان به آسمان تشبیه می کند و همانطور که واضح است رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم  خبر از وجوب هدایت امت توسط اصحاب، همانند هدایت آنها توسط پیامبرشان صلی الله علیه و سلم و هدایت اهل زمین (پیدا کردن راه در شب تاریک)  توسط ستارگان آسمان می دهد.</p>
<p>از جهتی دیگر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بقای اصحاب رضی الله عنهم در زمین را ضمانتی بر حفظ امتش از بدعت و گمراهی ها دانسته و این خود دلیلی بس محکم بر فهم صحیح و دقیق آنها از دین بوده که اگر غیر از این باشد دیگر این ضمانت معنایی نخواهد داشت.</p>
<p>اینها تنها تعدادی از احادیث فراوانی است که به فضیلت اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم در علم ، فهم و درایت در امور اشاره دارد و اگر نه احادیثی که در فضل ابوبکر، عمر ، عثمان ، علی ، ابن مسعود ، ابن عباس ، عمار ، حذیفه ، مردان و زنان اصحاب رضی الله عنهم بر زبان مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم جاری شده بسیارند.</p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>شهادت اصحاب نسبت به فضیلت یکدیگر</strong></span></p>
<p>¨     در نامه ی عمربن خطاب به اهل کوفه آمده است: <strong>(قد بعثت إليكم عمار بن ياسر أميراً وعبد الله بن مسعود معلماً ووزيراً وهما من النجباء من أصحاب محمد صلى الله عليه وسلم من أهل بدر فاقتدوا بهما واسمعوا قولهما وقد آثرتكم بعبد الله على نفسي ) (<a href="#_ftn5"><strong>[5]</strong></a>) .</strong></p>
<p>عماربن یاسر رضی الله عنه را به عنوان امیر و عبدالله بن مسعود رضی الله عنه را به عنوان معلم و وزیر به سوی شما فرستاده ام و آنها از بزرگان اصحاب محمد صلی الله علیه و آله وسلم و از اهل بدر هستند. پس به آنها اقتدا کرده و از سخنان آنها پیروی کنید و من عبدالله (ابن مسعود) را بر شما ایثار کرده ام.</p>
<p><strong>¨ </strong>سخن علی رضی الله عنه : <strong>( ما كنا نبعد أن السكينة تنطق على لسان عمر )(<a href="#_ftn6"><strong>[6]</strong></a>) .</strong></p>
<p>ما بعید نمی دانستیم که آرامش و سکینه بر زبان عمر رضی الله عنه جاری شود.</p>
<p><strong>¨ </strong>از حذیفة بن الیمان رضی الله عنهما روایت شده که گفت: <strong>(يا معشر القراء خذوا الطريق ممن كان قبلكم، فوالله لئن استقمتم لقد سبقتم سبقًا بعيدًا، ولئن تركتموه يمينًا وشمالاً لقد ضللتم ضلالاً بعيدًا</strong><strong>(,</strong><strong>.<a href="#_ftn7"><strong>[7]</strong></a></strong></p>
<p>ای گروه قاریان راه گذشتگان را در پیش بگیرد. به الله قسم؛ اگر در راه درست استقامت ورزیدید بسیار سبقت خواهید گرفت و اگر راه مستقیم را رها کرده و به چپ و راست رفتید دچار گمراهی فراوانی خواهید شد.</p>
<p><strong>¨ </strong>از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: <strong>إن الله نظر فى قلوب العباد فوجد قلب محمد صلى الله عليه وسلم خير قلوب العباد ، فاصطفاه لنفسه فابتعثه برسالته ، ثم نظر فى قلوب العباد بعد قلب محمد صلى الله عليه وسلم ، فوجد قلوب اصحابه خير قلوب العباد ، فجعلهم وزراء نبيه يقاتلون علي دينه ، فمارآه المسلمون حسناً فهو عند الله حسن ، ومآراه المسلمون سيئا فهو عند الله سييء<a href="#_ftn8"><strong>[8]</strong></a></strong></p>
<p>همانا الله در قلوب بندگان نظر افکند پس قلب محمد صلی الله علیه و آله و سلم را بهترین قلب یافت و آن را برای خود برگزید و رسالتش را به او واگذار کرد. سپس پس از قلب محمد صلی الله علیه و سلم به قلوب  بندگانش نگریست و قلب اصحابش را بهترین قلب ها از میان بندگان یافت و آنها را وزیران پیامبرش قرار داد که برای (اعزاز) دینش جهاد کنند. پس آنچه را مسلمانان نیکو دانستند ( اجماع) آن چیر نزد الله نیکوست و آن چه را ناپسند دانستند نزد الله ناپسند است.</p>
<p><strong>¨ </strong>حدیث ابوذر رضی الله عنه آنجا که گفت: <strong>-مر فتى على عمر &#8211; رضي الله عنه &#8211; فقال عمر :- نعم الفتى . قال :- فتبعه أبو ذر . فقال :- يا فتى استغفر لي . فقال :- يا أبا ذر استغفر لك ، وأنت صاحب رسول الله صلى الله عليه وسلم . قال :- استغفر لي قال :- لا أو تخبرني. قال :- إنك مررت على عمر فقال :- نعم الفتى . وإني سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول :- ( إن الله جعل الحق على لسان عمر وقلبه )(<a href="#_ftn9"><strong>[9]</strong></a>)</strong></p>
<p>جوانی از کنار عمر رضی الله عنه عبور کرد پس عمر گفت: چه جوان خوبی. ابوذر رضی الله عنه آن جوان را دنبال کرده و به او گفت: ای جوان برایم استغفار کن. گفت: ای ابوذر برای تو استغفار کنم در حالی که تو صحابه ی رسول الله صلی الله علیه هستی! ابوذر رضی الله عنه دوباره گفت برایم طلب آمرزش کن.</p>
<p>(آن جوان) گفت: نمی کنم مگر اینکه علتش را بگویی.</p>
<p>ابوذر رضی الله عنه گفت: تو از کنار عمر رضی الله عنه عبور کردی و او گفت: چه جوان خوبی. و من از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که فرمود: همانا الله حق را بر زبان و قلب عمر رضی الله عنه قرار داده است.</p>
<p><strong>¨ </strong>زائده از عاصم از زر از عبدالله رضی الله عنه روایت می کند که <strong>- ( لما قبض رسول الله صلى الله عليه وسلم قال :- الأنصار منا أمير ومنكم أمير . فأتاهم عمر قال :- ألستم تعلمون أن رسول الله صلى الله عليه وسلم أمر أبا بكر أن يؤم الناس . قالوا :- بلى . فأيكم تطيب نفسه أن يتقدم أبا بكر . فقالوا :- نعوذ بالله أن نتقدم أبا بكر ) (<a href="#_ftn10"><strong>[10]</strong></a>) .</strong></p>
<p>زمانی که رسول الله صلی الله علیه و سلم وفات نمود انصار گفتند: یک نفر از ما و یک نفر از شما (مهاجرین) به عنوان امیر انتخاب شود. عمر رضی الله عنه نزد آنها آمده و گفت: آیا شما نمی دانید که رسول الله صلی الله علیه و سلم به ابوبکر امر نمود که پیشنماز مردم شود؟ گفتند: بله . گفت: پس کدامیک از شما نفسش راضی می شود که از ابوبکر رضی الله عنه پیشی بگیرد؟</p>
<p>گفتند: پناه بر الله که از ابوبکر رضی الله عنه پیشی بگیریم.</p>
<p><strong>¨ </strong>ابن قیم رحمه الله می گوید:<strong> </strong><strong>(<a href="#_ftn11"><strong>[11]</strong></a>)-( ونحن نقول لجميع المفتين أيكم تطيب نفسه أن يتقدم أبا بكر إذا أفتى بفتوى وأفتى من قلدتموه بغيرها ، ولا سيما من قال من زعمائكم إنه يجب تقليد من قلدناه ديننا ولا يجوز تقليد أبي بكر الصديق رضى الله عنه .اللهم إنا نشهدك أن أنفسنا لا تطيب بذلك ونعوذ بك أن نطيب به نفساً ) انتهی كلامه .</strong><strong> </strong></p>
<p>و ما به همه ی فتوا دهندگان می گوییم: کدامیک از شما راضی می شود که ابوبکر رضی الله عنه فتوایی دهد سپس شما با فتوایی دیگر که به مقلدانتان می دهید از او پیشی بگیرید و خصوصا کسانی از شما که می گویند تقلید از کسانی که ما از آنها تقلید می کنیم واجب است اما تقلید از ابوبکر صدیق رضی الله عنه جایز نیست.</p>
<p>پروردگارا  ما شهادت می دهیم که به این کار راضی نیستیم و از این که راضی شویم به تو پناه می بریم.</p>
<p><strong>¨ </strong>ابن عیینه از عبدالله بن أبی یزید روایت می کند: <strong>كان ابن عباس إذا سئل عن شئ وكان في القرآن أو السنة قال به . و إلا قال بما قال به أبو بكر وعمر . فإن لم يكن قال برأيه(<a href="#_ftn12"><strong>[12]</strong></a>) .</strong></p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه زمانی که در مورد مسئله ای از او سؤال می شد که در قرآن و سنت حکم آن وجود داشت به آن فتوا می داد و در غیر این صورت قول ابوبکر و عمر رضی الله عنهما را می گفت، و اگر قولی از آن دو رضی الله عنهما نبود از رأی خودش جواب می داد.</p>
<p><strong>¨ </strong>زمانی که علی رضی الله عنه وارد کوفه شد به او گفتند در قصر الأبیض سکونت گزین . گفت: <strong>(<a href="#_ftn13"><strong>[13]</strong></a>) : ( لا إن عمر بن الخطاب كان يكره نزوله فأنا أكرهه لذلك ) فنزل في الرحبة .</strong></p>
<p>نه . همانا عمربن الخطاب رضی الله عنه اقامت در آنجا را مکروه می دانست پس من نیز به همین دلیل آن را مکروه می دانم . سپس در زمینی باز اقامت گزید.</p>
<p><strong>¨ </strong>ابن عباس رضی الله عنهما زمانی که براي مناظره با خوارج رفت به آنها چنین گفت: <strong>(<a href="#_ftn14"><strong>[14]</strong></a>):- (جئتكم من عند أصحاب رسول الله صلى عليه وسلم وليس فيكم منهم أحد ، ومن عند ابن عم رسول الله صلى الله عليه وسلم وعليهم نزل القرآن وهم أعلم بتأويله )</strong></p>
<p>من از میان اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم پیش شما آمده ام ، درحالی که بین شما یک نفر از آنها هم وجود ندارد و از نزد پسر عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده ام و قرآن بر آنها (اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده و آنها به معانیش عالم ترند.</p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>از کلام تابعین:</strong></span></p>
<p><strong>¨ </strong>سخن شریح رحمه الله : <strong>(<a href="#_ftn15"><strong>[15]</strong></a>) :- إنما اقتفي الأثر ، فما وجدت في الأثر حدثتكم به .</strong></p>
<p>من، اثر(احادیث رسول الله و قول اصحاب ) را دنبال می کنم و آن چه را در اثر یافتم برای شما بازگو می کنم.</p>
<p>¨     سخن ابراهیم نخعی <strong>(<a href="#_ftn16"><strong>[16]</strong></a>) :- لو بلغني أنهم &#8211; يعنى الصحابة &#8211; لم يجاوزوا بالوضوء ظفراً لما جاوزته به . وكفى بنا على قوم إزراءً أن نخالف أعمالهم</strong> .</p>
<p>اگر بدانم که اصحاب در وضو گرفتن از ناخنی تجاوز نکرده اند از آن حد تجاوز نخواهم کرد.</p>
<p>¨     و همچنین می گوید: <strong>(<a href="#_ftn17"><strong>[17]</strong></a>): لو أن أصحاب محمد صلى الله عليه وسلم مسحوا على ظفر لما غسلته التماس الفضل في اتباعهم</strong> .</p>
<p>اگر اصحاب محمد صلی الله علیه و سلم بر ناخنی مسح کرده باشند هرگز آنرا نمی شویم تا فضیلت پیروی از آنها نصیبم شود.</p>
<p><span style="color: #993300;"><strong>سخن ائمه ی اربعه در پیروی از فهم اصحاب:</strong></span></p>
<p><strong>امام ابوحنیفه رحمه الله:</strong></p>
<p>امام ابوحنیفه رحمه الله می گوید:  <strong>(<a href="#_ftn18"><strong>[18]</strong></a>):</strong></p>
<p>من أحکام را از کتاب الله می گیرم و اگر در آن حکمی را نیافتم از سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم و احادیث صحیحی که از طریق ثقات دست به دست گشته استفاده می کنم و زمانی که حکم را نه در کتاب الله و نه در سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم دیدم به سخنان اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم رجوع کرده و سخن هرکدام را که خواستم می گیرم و هرکه را نخواستم رها می کنم و به غیر از سخنانشان به سراغ کس دیگری نمی روم . و زمانی که کار به سخنان ابراهیم ، شعبی ، حسن ، ابن سیرین و سعید بن مسیب رحمهم الله و&#8230; رسید پس همانطور که آنها اجتهاد کرده اند من هم اجتهاد می کنم.</p>
<p>همچنین می گوید: <strong>(<a href="#_ftn19"><strong>[19]</strong></a>):</strong></p>
<p>آنچه از فتوای یک صحابی به من برسد از آن تقلید می کنم و با آن به مخالفت نمی پردازم.</p>
<p>همچنین می گوید: <strong>(<a href="#_ftn20"><strong>[20]</strong></a>):</strong></p>
<p>بر توست که سخن اصحاب و روش سلف را در پیش بگیری و از هر چیز جدیدی در دین برحذر باش که آن بدعت است.</p>
<p>از ابویوسف رحمه الله روایت شده، از ابوحنیفه رحمه الله شنیدم که می گفت: <strong>(<a href="#_ftn21"><strong>[21]</strong></a>) </strong></p>
<p>زمانی که حدیثی از رسول الله صلی الله علیه و سلم از طریق مورد اطمینان به من برسد آن را می گیرم و زمانی که سخنی از اصحابش رضی الله عنهم بیاید از سخنان آنها خارج نخواهم شد اما زمانی که از تابعین سخنی به من رسید من هم با آنها شریک می شوم. (یعنی خود فتوا می دهم)</p>
<p>همچنین می گوید: <strong>(<a href="#_ftn22"><strong>[22]</strong></a>) : </strong></p>
<p>هر کس از روش علی رضی الله عنه در مورد رفتار با اهل قبله رویگردان شود قطعا بیچاره و بدبخت می شود.</p>
<p><strong>امام مالک رحمه الله:</strong></p>
<p>♦ اما، امام مالک رحمه الله با نگاهی به کتاب معروفش موطأ کاملا آشکار می شود که سخنان اصحاب برای او حجت می باشد. (<a href="#_ftn23">[23]</a>)</p>
<p>♦امام شاطبی رحمه الله در کتابش «موافقات» می گوید(<a href="#_ftn24">[24]</a>): زمانی که امام مالک رحمه الله به این قضیه ( یعنی الگو قرار دادن اصحاب و روی آوردن به روش زندگی آنها) در مورد اصحاب و کسانی که از آنها پیروی می کنند توجه نشان داد ، الله عزوجل او را الگوی دیگران قرار داد  به برکت پیروی از کسانی که الله و رسولش صلی الله علیه وسلم آنها را ستوده و الگو قرار داده ، معاصران او نیز گفته هایش را دنبال کرده و از کارهایش پیروی نمودند.</p>
<p>♦علامه ی فقیه حسن بن محمد المشاط مالکی در کتابش « الجواهر الثمینة فی بیان أدلة المدینة» می گوید(<a href="#_ftn25">[25]</a>): حجت دانستن قول اصحاب رضی الله عنهم از امام مالک رحمه الله مشهور است.</p>
<p><strong>امام شافعی رحمه الله:</strong></p>
<p>♦ و اما امام شافعی رحمه الله در اقوال قدیم و جدیدش قول صحابی را حجت دانسته(<a href="#_ftn26">[26]</a>).</p>
<p>امام شافعی رحمه الله در کتابش « الأم»(<a href="#_ftn27">[27]</a>) که از کتابهای جدیدش است می گوید:</p>
<p>تا زمانی که حکمی در کتاب و سنت وجود دارند برای شنونده آنها هیچ عذری جز پیروی از آن وجود ندارد. و اگر حکم در این دو نبود به سراغ سخن اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم یا سخن یکی از آنها می رویم.</p>
<p>♦و می گوید: علم چند طبقه است</p>
<p>اول: قرآن و سنت ثابت</p>
<p>دوم: اجماع درباره ی چیزی که در قرآن و سنت نیست</p>
<p>سوم: گفته ی اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که هیچ قول مخالفی در برابر آن از دیگر اصحاب وجود نداشته باشد</p>
<p>چهارم: اختلاف اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم  رضی الله عنهم</p>
<p>پنجم: قیاس بر این طبقات. (<a href="#_ftn28">[28]</a>)</p>
<p>♦ ابن قیم رحمه الله می گوید: این کلام امام شافعی در جدید است(<a href="#_ftn29">[29]</a>).</p>
<p>♦ و بیهقی رحمه الله می گوید(<a href="#_ftn30">[30]</a>) ، امام شافعی در رساله ی قدیمش می گوید: صحابه در هر علم و اجتهاد و تقوی و عقل و هر امری که از آن علمی به دست آمده یا استباط شود ، از ما برترند، و آرای آنها اولی و زیباتر است برای ما از رأی خودمان.</p>
<p>♦بیهقی می گوید(<a href="#_ftn31">[31]</a>): امام شافعی در جای دیگر می گوید: اگر  دلیلی از قرآن و سنت برای قولی وجود نداشت ، سخن ابوبکر یا عمر یا عثمان یا علی رضی الله عنهم ، نزد من محبوبت تر از سخن دیگران است &#8230;</p>
<p>پس اگر اصحاب در مسئله ای اختلاف کردند که معمولا خیلی کم چنین اختلافاتی وجود دارد، قولی را انتخاب می کنیم که دلیل به همراه داشته باشد.</p>
<p>و اگر اختلاف آنها دلیلی به همراه نداشت قول اکثریت را انتخاب می کنیم. و اگر با هم برابر شدند به بهترین قول از لحاظ دلائلی که نزد ماست نظر  می کنیم.</p>
<p>و اگر ببینیم که مفتی های زمانمان یا قبل از ما در چیزی اجماع کرده اند از آنها پیروی می کنیم و این یکی از راه های چهارگانه رسیدن اخبار به ماست که عبارتند از کتاب الله سپس سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و سپس قول بعضی از صحابه و سپس اجماع فقهاء.</p>
<p>فإذا نزلت نازلةٌ لم نجد فيها واحدةً من هذه الأمور فليس في الكلام في النازلة إلا اجتهاد الرأي.فهذا كلام الشافعي رحمه الله ورضي عنه بنصه).</p>
<p>ابن قیم رحمه الله می گوید(<a href="#_ftn32">[32]</a>): و ما گواهی می دهیم که امام شافعی رحمه الله عنه از این قول برنگشته و بلکه کلامش در جدید مطابق و موافق با آن است.</p>
<p>متأسفانه ما مشاهده می کنیم که خیلی از فقهاء می گویند که قول صحابه رضی الله عنهم برای امام شافعی در جدید حجت نمی باشد و این چیزی است که امام ابن قیم رحمه الله آن را در إعلام الموقعین با دلیل رد می کند.</p>
<p><strong>امام احمد بن حنبل:</strong></p>
<p>حجت بودن قول صحابی نزد امام احمد واضح تر از آفتاب در وسط روز است زیرا امام احمد رحمه الله اصل دوم از مذهبش را اعتماد بر قول صحابی قرار داده(<a href="#_ftn33">[33]</a>) تا جایی که فتاوای صحابی را بر حدیث مرسل مقدم دانسته است. (<a href="#_ftn34">[34]</a>)</p>
<p>اسحاق بن ابراهیم بن هانئ در مسائلش می گوید(<a href="#_ftn35">[35]</a>): به ابوعبدالله (امام احمد) گفتم: حدیث رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم که از طریق مرسل باشد و با راویان مورد اطمینان ثابت شده باشد برای تو خوشایند تر است یا کلام صحابه و تابعین با سند متصل و روایان مورد اطمینان ؟</p>
<p>ابوعبدالله – رحمه الله- گفت: گفتار صحابه را بیشتر دوست دارم.</p>
<p>یکی از دلایل  حجت بودن قول صحابه نزد امام احمد رضی الله عنه سخنش در کتاب &#8221; سنت&#8221; (<a href="#_ftn36">[36]</a>) است که می گوید: محبت آنها سنت است ، و دعا برایشان قربت ، و اقتداء به آنها ،وسیله  و چنگ زدن به گفته هایشان فضیلت .</p>
<p>ابن قیم رحمه الله می گوید(<a href="#_ftn37">[37]</a>): و امامان اسلام همگی بر قبول قول صحابی اتفاق نظر دارند.</p>
<p><span style="color: #000080;"><strong>گفته ی امام غزالی رحمه الله درباره ی صحابه رضی الله عنهم:</strong></span></p>
<p>&#8221; <strong>الصحابة رضي الله عنهم أعرف الناس بمعاني الوحي و إدراك أسراره . الذين شاهدوا الوحي و التنزيل و عاصروه و صاحبوه بل لازموه آناء الليل و النهار متشمرين لفهم معاني كلامه</strong>&#8220;<a href="#_ftn38">[38]</a></p>
<p>صحابه عارف ترین انسانها نسبت به معانی وحی و فهم اسرار آن هستند، کسانی که شاهد نزول وحی و قرآن بوده و هم عصر و همراه آن زیسته اند و بلکه شبانه روز همنشين آن بوده،  عزم خویش را برای فهم معانیش جزم کرده بودند.</p>
<p><span style="color: #333399;">حال بعد از تمامی این مطالب که هر کدام  چراغی بر فراز راه ما بوده دیگر مجالی برای گفته های من باقی نیست اما اگر من این مطالب را گرد آوری کردم به این خاطر بود که احساس می کنم بعضی ها نا آگاهانه اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و فهم گرانقدر آنها را در نگاه خویش از دایره ی ارزش دور کرده و گویی با زبان بی زبانی ندای: هم رجال و نحن رجال را سر می دهند، یعنی آنها برای خود بوده اند و ما نیز جای خود را داریم و فهم ما امروزه در مسائل دینی بهتر و برتر از فهم صحابه می باشد. این افراد متأسفانه فهم اصحاب رضی الله عنهم را ساده و ابتدایی قلمداد کرده و فهم خود را مترقی و عمیق می دانند و بدتر از همه حتی در مسائلی از شریعت که اصحاب بر آن اتفاق نظر داشته نظری نو ارایه می کنند. و کاش این نظرات جدید و ساختگی فقط در مسائل عبادی بود ولی با نهایت تأسف می بینیم که در مسائل عقیدتی نیز فهم خود را برتر از فهم اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می دانند.</span></p>
<p><span style="color: #333399;">کلام آخر : اینها را نوشتم تا اگر افرادی نا آگاهانه دچار چنین افکاری شده اند متوجه شوند اما آنهایی که هدفشان کوچک شمردن فهم اصحاب است را باید به الله سپرد زیرا اوست  که بر همه چیز احاطه دارد.</span></p>
<p><strong>پاک و منزه است پروردگار تو از توصیفهایی که( مشرکان ) می کنند، پروردگار عزت و قدرت، و درود بر پیامبران باد، و ستایش الله را سزاست که پروردگار جهانیان است.</strong></p>
<p><strong>نوشته: ابوعمر انصاری</strong></p>
<hr size="1" /><a href="#_ftnref1">[1]</a> .<strong> رواه البخاري ( 2509) ومسلم ( 2533)</strong></p>
<p><a href="#_ftnref2">[2]</a> <strong>- صحیح ابن حبان 6901 بإسناد حسن</strong></p>
<p><a href="#_ftnref3">[3]</a> -<strong> امام احمد فی مسنده 22733 بإسناد حسن رجاله رجال الشيخين</strong></p>
<p><a href="#_ftnref4">[4]</a> &#8211; <strong>صحیح مسلم 2533</strong></p>
<p><a href="#_ftnref5">[5]</a> -<strong> </strong><strong>رواه ابن سعد (1/ 8) والطبراني في الكبير( 9/85) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref6">[6]</a> -<strong> </strong><strong>رواه الفسوي في تاريخه (1/ 461-462 ) وأبو نعيم في الحلية ( 1/42)</strong></p>
<p><a href="#_ftnref7">[7]</a> . <strong>أسمي المطالب في سيرة أمير المؤمنين علي بن ابي طالب 383</strong></p>
<p><a href="#_ftnref8">[8]</a> . <strong>سلسة الآثار الصحيحة 11</strong></p>
<p><a href="#_ftnref9">[9]</a> .<strong> </strong><strong>رواه أبوداود في سننه (3/138-139) وابن ماجة في سننه (1/108) والحاكم في المستدرك</strong></p>
<p><a href="#_ftnref10">[10]</a> . <strong>رواه أحمد في المسند (1/21،396) والحاكم في المستدرك (3/67) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref11">[11]</a> .<strong> </strong><strong>نگاه کن : كتاب الرد على من أخلد إلى الأرض وجهل أن الاجتهاد في كل عصر فرض ( 98).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref12">[12]</a> . <strong>رواه الحاكم في المستدرك (1/ 127) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref13">[13]</a> . <strong>نگاه کن : البداية والنهاية ( 7/264).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref14">[14]</a> . <strong>نگاه کن :جامع بيان العلم وفضله (2/127).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref15">[15]</a> .<strong> </strong><strong>مرجع قبلی (2/42) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref16">[16]</a> . <strong>نگاه کن : الإبانة ( 1/362) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref17">[17]</a> . <strong>مرجع قبلی ( 1/361)</strong></p>
<p><a href="#_ftnref18">[18]</a> .<strong> الصيمري در كتابش أخبار أبي حنيفة وأصحابه (10) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref19">[19]</a> . <strong>نگاه کن : كتاب شرح أدب القاضي (1/185-187).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref20">[20]</a> . <strong>نگاه کن : كتاب ذم الكلام وأهله (5/207).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref21">[21]</a> . <strong>: </strong><strong>نگاه کن:كتاب أخبار أبي حنيفة وأصحابه ( 10 -11 ).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref22">[22]</a> . <strong>مرجع قبلی: ( 13 ).</strong></p>
<p><a href="#_ftnref23">[23]</a> . <strong>امام ابن قیم این را در کتابش إعلام الموقعين (4/120) تصریح کرده و می گوید (1/33) ( وأما مالك فإنه يقدم الحديث المرسل والمنقطع والبلاغات وقول الصحابي على القياس ) .</strong><strong> </strong></p>
<p><a href="#_ftnref24">[24]</a> . <strong>نگاه کن الموافقات : ( 4/80) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref25">[25]</a> . <strong>نگاه کن : الجواهر الثمینة (215) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref26">[26]</a> . <strong>نگاه کن : كتاب الأم ( 7/265) و البحر المحيط ( 6 / 55، 60 ) والمحصول ( 2/564) وقواطع الأدلة (3/290) والإحكام للآمدي (4/130) والبرهان ( 2/1362) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref27">[27]</a> . <strong>نگاه کن : (7/265) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref28">[28]</a> . <strong>همین سخن را دقیقا بيهقي در کتاب المدخل إلى السنن ( 109- 110) و الزركشي در کتاب  البحر المحيط ذکر کرده اند ( 6/55) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref29">[29]</a> . <strong>نگاه کن : إعلام الموقعين ( 4/122) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref30">[30]</a> . <strong>نگاه کن : المدخل إلى السنن الكبرى ( 110-111) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref31">[31]</a> <strong>. مرجع قبلی</strong></p>
<p><a href="#_ftnref32">[32]</a> . <strong>نگاه کن : إعلام الموقعين ( 4/ 122) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref33">[33]</a> . <strong>نگاه کن : المدخل إلى مذهب الإمام أحمد (115- 116 ) والمسودة ( 300-301) وإعلام الموقعين ( 1/30) والعدة لأبي يعلى ( 4/1181) وأصول مذهب الإمام أحمد ( 435-436) وبدائع الفوائد (4/32) .</strong><strong> </strong></p>
<p><a href="#_ftnref34">[34]</a> .<strong> </strong><strong>نگاه کن : أصول مذهب الإمام أحمد (336-339) .</strong><strong> </strong></p>
<p><a href="#_ftnref35">[35]</a> . <strong>نگاه کن : (2/165) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref36">[36]</a> . <strong>نگاه کن : ( 78 ) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref37">[37]</a> . <strong>نگاه کن : إعلام الموقعين ( 4/ 123 ) .</strong></p>
<p><a href="#_ftnref38">[38]</a> -<strong> إلجام العوام عن علم الكلام ص 82</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3179/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیروی کورکورانه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3174</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3174#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 22:59:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3174</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم مسجدالحرام: جمعه 4 شعبان 1431 برابر با 25 تیر 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن الله است&#8230; او را ستایش گفته و از او یاری و آمرزش می‌طلبیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر سعود الشریم</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 4 شعبان 1431 برابر با 25 تیر 1389<span id="more-3174"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است&#8230; او را ستایش گفته و از او یاری و آمرزش می‌طلبیم و به سوی او توبه می‌کنیم و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها است و بی‌شریک، و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست:</p>
<p>{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ } [آل عمران: 102]</p>
<p>{يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً} [نساء: 1]</p>
<p>{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً } [احزاب: 70-71]</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مردم: آنچه باعث بالا رفتن جایگاه انسان مومن و صدق مسلمانی او و ثبات وی بر راه و روش نبوی خواهد شد، اعتماد به نفسی است که بر اساس اعتماد به پروردگار و به دین او حاصل می‌شود؛ انسان مسلمانی که به خود اعتماد دارد مانند کوهی است بزرگ در برابر طوفان‌ها&#8230; نه بادی او را خواهد برد و نه موجی او را در هم خواهد کوبید و این است حال مسلمان حقیقی که در برابر فتنه‌ها و ناملایمات بر پایداری‌اش افزون شده و هر چه فتنه‌ها و مشکلات بیشتر شود تعلق او به پروردگار و دینش بیشتر می‌شود و او در همه‌ی این شرایط ثابت قدم است، و نه شیطان او را به سوی خود می‌کشد و نه در پی هر گمراهی راه خواهد افتاد&#8230; در پی گرفتن راه هدایت هدف اوست اگر چه رهروان آن کم باشند و، و دور شدن از راه گمراهی است حتی اگر رهروان آن بسیار باشند&#8230;</p>
<p>بر اساس این روش است که انسان مومن از جمله کسانی خواهد بود که این حدیث رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را درک نموده است، آنجا که امت خود را چنین هشدار داده است که: &#8220;إمَعَه نباشید که بگویید: اگر مردم خوبی کردند خوبی می‌کنیم و اگر ستم ورزیدند ستم می‌ورزیم، بلکه خود را عادت دهید که اگر مردم خوبی کردند خوبی کنید و اگر بدی کردند شما ستم نورزید&#8221; [به روایت ترمذی]</p>
<p>&#8221; إمَعَه&#8221; کسی است که از خود صاحب رای نیست و از هر کسی پیروی می‌کند و بر چیزی ثابت نمی‌ماند&#8230; او عزمی ضعیف دارد و دچار شک و تردید است&#8230;</p>
<p>این همان پیروی بدی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در این حدیث ما را از آن برحذر داشته است&#8230;</p>
<p>ابن مسعود  ـ رضی الله عنه ـ به چنین انسان‌هایی اشاره کرده و گفته است: &#8220;ما در جاهلیت کسی را امعه می‌دانستیم که بدون دعوت برای خوردن غذا به نزد مردم می‌رفت، اما امرزه امعه کسی است که در دین خود از هر کسی تقلید می‌کند&#8221; و همچنین فرمود: &#8220;آگاه باشید که کسی از شما در دینش از کسی تقلید نکند که اگر ایمان آورد او ایمان بیاورد و اگر کفر ورزید کفر بورزد زیرا که در میان بشر کسی اسوه نیست.&#8221;</p>
<p>از بزرگترین عواملی که باعث می‌شود انسان از این صفت مذموم در امان بماند این است که دارای اعتماد به نفس و عزیمتی باشد که تردید و خجالت در آن راه نیابد&#8230; پس هر که صاحب رای است باید که صاحب عزیمت نیز باشد زیرا که تردید و دو دلی باعث فساد کار است.</p>
<p>با مطالعه و بررسی نصوص شرعی و احوال سلف صالح می‌توان این را فهمید که هر گاه عزیمت و رای صحیح با شرع خداوند همراه باشند ممکن نیست در آن کار اشکالی پیش بیاید.</p>
<p>موضع رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در صلح حدیبیه از ما پنهان نیست، آنجا که برخی از صحابه صلح را در ظاهر به سود مسلمانان ندانستند اما اعتمادی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به پروردگارش و وعده‌ی او داشت باعث شد تردید نکند و آرای دیگران در او تاثیر نگذارد.</p>
<p>شیخ الاسلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;علی بن ابی‌طالب ـ رضی الله عنه ـ هنگامی که قصد خروج برای جهاد با خوارج را نمود ستاره شناسی نزد او آمده و گفت: ای امیرالمومنین به مسافرت نرو زیرا قمر در عقرب است که اگر در این حالت به مسافرت بروی یارانت شکست خواهند خورد. علی ـ رضی الله عنه ـ در پاسخ او فرمود: &#8220;بلکه با اعتماد و توکل بر خداوند و با دروغ پنداشتن تو به سفر خواهیم رفت&#8221;؛ پس برای او در آن سفر برکت نهاده شد و عموم خوارج تار و مار شدند و آن از بزرگترین حوادثی بود که باعث خوشحالی وی گردید&#8221;.</p>
<p>شاید کسی بپرسد که آیا با وضعیت کنونی جوامع نیازی از سخن گفتن درباره‌ی &#8220;امعه&#8221; هست؟ و آیا این پدیده تا این حد گسترده است که لازم است درباره‌ی آن هشدار داد؟</p>
<p>آری؛ مخصوصا در این زمانه که علمای بسیاری از میان ما رفته‌اند و مردم سرانی برای خود انتخاب کرده‌اند که از نظر علم و توکل از خودشان هم ضعیف‌ترند، زمانه‌ای که در آن جهل و کم‌علمی رواج یافته و نادانان به سخن آمده‌اند و گاه حتی روزنامه‌نگاران هم فقیه و آگاه به شریعت شده‌اند! مرجعیت دینی رو به ضعف نهاده و نظارت آن بر فتوا کاهش یافته است و سخن گفتن و نظر دادن عادت کسانی شده که چیزی نمی‌دانند اما دوست دارند در مسائل مهم و اساسی که صلاحیت آن را ندارند نظر دهند.</p>
<p>شکی در این نیست که جامعه‌ای که وضعش چنین است نیاز به طرح چنین مساله‌ای دارد. دلیل درستی آنچه ذکر کردیم قاعده‌ای است که ابن قتیبه به آن اشاره کرده و با وصف وضعیت مردم و قابلیت تغییر و تحول و تاثیرپذیری آنان و تقلید کورکورانه‌ی آنان چنین گفته است: &#8220;مردم به مانند دسته‌های پرندگانند که همدیگر را دنبال می‌کنند و اگر بر آن‌ها کسی ظاهر شود که ادعای پیامبری و یا حتی ادعای خدایی کند، آنان با وجود دانستن این که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خاتم پیامبران است حتما ٱن شخص پیروانی برای خود خواهد یافت&#8221;. (پایان سخن ابن قتیبه)</p>
<p>ای مسلمانان: تقلید کورکورانه و &#8220;امعه&#8221; بودن دو روی یک سکه‌اند و این دو صفت تنها مخصوص انسان‌های ساده‌لوح و عوام نیست بلکه صفت &#8220;امعه&#8221; از این گسترده‌تر است و این صفت همانگونه که در فرد وجود دارد به همان صورت نیز در جامعه با اندیشه‌ها و سنت‌ها و عادت‌هایش نیز موجود است، یعنی ممکن است یک فرد امعه باشد و یا ممکن است یک جامعه یا مجموعه‌ای از مردم امعه باشند&#8230;</p>
<p>همینطور در مورد انسان عامی یا تحصیل‌کرده و اهل علم؛‌ زیرا مجرد این‌که انسان اهل علم یا دانش‌آموخته باشد دلیل نمی‌شود که او قربانی تقلید کورکورانه نگردد مخصوصا اگر بسیار به حرف دیگران توجه کند یا آنکه نسبت به درست بودن عقیده‌ی خود مطمئن نباشد و این را می‌توان دلیل اضطراب و سردرگمی برخی از منسوبان به علم در منهج و فتوا و انتقال پی در پی آنان در میان مذاهب و آرای مختلف دانست که گاه به گاه دیده می‌شود. موثراتی که باعث می‌شود شخص منتسب به علم به همان مسیری برود که دیگران می‌خواهند و فقه را در خدمت آنان در آورد و نه آنان را در مسیر فقه&#8230;</p>
<p>ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ می‌فرماید: &#8220;یا عالم باشید و یا طالب علم و در میان این دو، امعه نباشید&#8221; ابن قیم رحمه الله درباره‌ی این سخن ابن مسعود می‌گوید: &#8220;ببین او چگونه مقلد را از زمره‌ی علما و طالبان علم خارج ساخته است؟&#8230;&#8221;</p>
<p>و خدا رحمت کند حافظ ابن حجر را آنجا که در شکایت از انتشار امعه در میان منسوبان به علم و اندیشه در عصر خویش می‌گوید: &#8220;آنانی که پس از قرون برتر آمدند در بیشتر مسائلی که ائمه‌ی تابعین و تابعان آنان آن را انکار می‌نمودند زیاده‌روی کردند تا آنجا که مسائل دیانت را با کلام یونان مخلوط کردند و سخن فلاسفه را اصلی قرار دادند که هر گونه حدیث و اثری را که با آن مخالف بود با تاویل، هر چند که تاویلی زشت باشد به آن برگرداندند و به این هم اکتفا نکردند بلکه ادعا کردند آنچه ترتیب داده‌اند شریف‌ترین علوم و اولاترین آن است و هر که از علمی که آنان پدید آورده‌اند استفاده نکند عامی و جاهل است. اما خوشبخت آن است که بر روشی که سلف بر آن بودند پایبند بماند و از آنچه خلف به وجود آوردند دوری گزیند. (پایان سخن ابن حجر رحمه الله)</p>
<p>و چه شبیه است امشب به دیشب! و چه نزدیک است امروز به دیروز!</p>
<p>{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ لاَ يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ } [مائده: 105]</p>
<p>(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت‏يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى‏رساند بازگشت همه شما به سوى الله است پس شما را از آنچه انجام مى‏داديد آگاه خواهد كرد)</p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت داده و ما را با آیات و ذکر حکیم سود رساند&#8230; آنچه را گفتم اگر صحیح بود از سوی خداوند و آنچه خطا بود از نفس و از شیطان بود و از الله آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش تنها از آن الله است و درود و سلام بر آنکه پیامبری پس از وی نیست&#8230; اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان تقوای الله را پیشه سازید و بدانید که اگر صفت امعه بودن در جامعه‌ای رواج یابد جلو سازندگی آن را گرفته و شخصیت آن را ضعیف می‌کند و آن جامعه را در میان دیگر جوامع ذلیل و خوار کرده که به سبب این صفت روحیه‌ی تبعیت در آن تزریق شده به طوری که در عادات و فرهنگ و روش و اندیشه وبال دیگران خواهند شد.</p>
<p>افتادن جامعه‌ی مسلمان در گرداب تقلید از بیگانگان خواستگاه شکست درونی و به مانند مینی است پنهان که شخصیت آن جامعه را با تقلید کورکورانه از بین می‌برد تا آنکه تمام ویژگی‌های آن جامعه‌ی مسلمان که خداوند به واسطه‌ی آن‌ها این امت را از دیگران متمایز کرده بود به کلی ناپدید می‌شود:</p>
<p>{ صِبْغَةَ اللّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدونَ } [بقره: 138]</p>
<p>(این است رنگ خدایی و چه کسی است که از الله خوش نگارتر باشد و ما برای او عبادت کنندگانیم)</p>
<p>جامعه‌ی مسلمان اگر امعه باشد در پس سرابی که با او متفاوت است به راه می‌افتد تا آنکه خود را با اخلاق و روشی جدید که از مدنیتی بیگانه با خود و دین و سنت‌هایش بیرون آمده شکل دهد&#8230; و این چنین مردانگی برخی از مردان آن و زنانگی برخی از زنانش تغییر کرده می‌کند و همه‌ی این‌ها به سبب یورش به سوی مجهول است مجهولی که با تقلید کورکورانه صورت می‌گیرد اما این تقلید کورکورانه هر چه برای خود سبب و علت داشته باشد که با زرق و برق خود برای بار اول چشم مردم را خیره کند اما طولی نمی‌کشد که در دنیای واقعی فرو می‌ریزد، و از قدیم گفته‌اند: &#8220;با نگاه اول قانع نشو زیاد فجر کاذب اول طلوع می‌کند!&#8221;</p>
<p>و اگر جامعه در درون خود این را احساس می‌کند که برای تغییر نیاز به نهضتی فراگیر دارد این نهضت در بازگشت به شرع پروردگار است، و شریعت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بزرگترین عاملی است که باعث تغییر و اصلاح اوضاع ما می‌شود:</p>
<p>{&#8230; إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ &#8230;} [رعد: 11]</p>
<p>(&#8230; در حقيقت‏ الله حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند&#8230;)</p>
<p>و آیا این تغییر چیزی است جز اخلاق حقیقی اسلام؟ و آیا ممکن است بر روی زمین نهضتی ثابت به وجود بیاید مگر بر اساس این تغییر؟</p>
<p>{أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ} [انعام: 114]</p>
<p>(پس آيا داورى جز الله جويم با اينكه اوست كه اين كتاب را به تفصيل به سوى شما نازل كرده است و كسانى كه كتاب [آسمانى] بديشان داده‏ايم مى‏دانند كه آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است پس تو از ترديدكنندگان مباش)</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین و پاکترین انسان‌ها محمد بن عبدالله، آن صاحب حوض و مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است: {&#8230; يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً } [احزاب: 56]</p>
<p>خداوند درود و سلام وبرکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی وی ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و همچنین از دیگر صحابه‌ی پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند و همچنین از ما با عفو و کرمت راضی باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا غم و غصه‌ی غصه‌داران را از بین ببر و سختی سختی‌دیدگان را آسان گردان و وام وام‌داران را ادا کن و بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و امامان ما و والیان امر ما را اصلاح نما و مسئولیت ما را در دست کسانی قرار ده که تقوای تو را داشته و در پی خشنودی تو باشند.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا نما و از آتش دوزخ دور کن.</p>
<p>پاک و منزه است پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه مشرکان وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران و آخرین سخن ما این که: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3174/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوش یمنی و بدیمنی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3125</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3125#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3125</guid>
		<description><![CDATA[دكتر بدر عبد الحميد هميسه / ترجمه : ابوعمر انصاری اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده. یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3126" href="http://www.bidary.net/archives/3125/shogoon"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3126" title="shogoon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/shogoon-100x74.jpg" alt="" width="100" height="74" /></a>دكتر بدر عبد الحميد هميسه</strong><strong> </strong><strong>/ </strong><strong>ترجمه : </strong><strong>ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.</p>
<p>یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله عزوجل واگذار کرده ، آن کسی که تمامی امور در گذشته وآینده از آن اوست.</p>
<p>و به همین دلیل اسلام پیروانش را بر اساس خوش یمنی و امید و دوری از بدشگونی و بدفالی تربیت می کند.<span id="more-3125"></span></p>
<p>قرآن کریم انسانهایی را که در مورد دعوت پیامبران شگون بد، زده ، مذمت کرده و الله سبحانه وتعالی می فرماید: <strong>((قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (18) قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )) (19)</strong> سورة يس .</p>
<p>گفتند : ما شما را به فال بد گرفته‌ايم .  ( وجود شما شوم است و مايه بدبختي شهر و ديار ما است . سوگند مي‌خوريم كه از اين سخنان ) اگر دست برنداريد ، قطعاً شما را سنگسار خواهيم كرد و شكنجه دردناكي از ما خواهيد ديد.  ‏ گفتند : شومي خودتان ( كه ناشي از كفرتان است ) با خودتان همراه است ( و اگر درست بينديشيد ، به اين حقيقت واقف خواهيد شد كه تيره‌روزي شما ناشي از افكار منحطّ و اعمال زشت و عقيده پلشتي است كه داريد ، نه اين كه به سبب دعوت ما به خداپرستي و انجام نيكيها و ترك بديها باشد ) آيا اگر يادآور گرديد ( به خدا و اوامر و نواهي او و چيزهائي كه سعادت شما در آنها است ، بايد ما دعوت‌كنندگان را شكنجه دهيد و بكشيد ؟ ! ) اصلاً شما گروهي هستيد كه ( در سركشي و كفر از حدّ درمي‌گذريد ، و در معاصي و زشتكاريها ) اسرافكار و متجاوزيد . ‏</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از بدشگونی نهی نموده است ، از عبدالله بن عتبه روایت است که ابوهریره رضی الله عنه گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: اقبال وجود ندارد، و بهترین آن فأل است . گفتند: فأل چیست؟ فرمود: سخن خوبی که یکی از شما به دیگران می گوید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/266(7607) و\&#8221;البُخاري\&#8221; 7/174(5754) و\&#8221;مسلم\&#8221; 5853 .</p>
<p>عرب در گذشته هرگاه می خواست مسافرت کند ، اولین پرنده ای را که می گرفت به پرواز در می آورد، اگر پرنده به سمت راست حرکت می کرد ، به سفر می رفت و آن را خوش یمن می دانست و اگر پرنده به سمت چپ پرواز می کرد ، آن را شوم دانسته و بر می گشت.</p>
<p>عکرمه رحمه الله حکایت می کند که روزی نزد ابن عباس رضی الله عنه نشسته بودیم ، ناگهان پرنده ای از آنجا گذشت که جیغ می زد ، یکی از مردم گفت: خیر باشد.</p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه گفت: نه خیر است و نه شر، و شعر لبید یکی از شاعران عرب را خواند:</p>
<p>قطعا کسانی که با سنگریزه یا با پراندن پرندگان فال می گیرند ، نمی دانند که الله چه خواهد کرد.</p>
<p>این رفتار زشتی که در گذشته بین عرب رایج بود را اسلام دور انداخت و بر آن سخت گرفت. از زربن حبیش روایت است که عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود: : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:الطِّيَرَةُ شِرْكٌ ، وَمَامِنَّا إِلاَّ ، وَلَكِنِ اللَّهُ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ. أخرجه أحمد( 1/389(3687) والبُخاري في الأدب المفرد(909 ).</p>
<p>بد یمنی شرک است و هیچ يك از ما نیست که در دلش بد یمنی خطور نکند ولی الله عزوجل با توکل شخص به او این بد یمنی را از دلش می زداید.</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ أَتَى كَاهِنًا ، أَوْ عَرَّافًا ، فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ ، فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ. أخرجه أحمد 2/429(9532).</p>
<p>هر کس نزد کاهن یا فالگیری برود و سخن او را قبول کند ، پس یقینا به آنچه بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده کفر ورزیده است.</p>
<p>و در حدیثی که امام مسلم نیشابوری آن را از ابن عباس رضی الله عنهما در مورد صفات کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند روایت کرده چنین آمده است: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِي سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَيْرِ حِسَابٍ، هُمُ الَّذِينَ لَا يَسْتَرْقُونَ، وَلَا يَتَطَيَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ . أخرجه البخاری 6472</p>
<p>از امت من هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها کسانی هستند که طلب رقیه ننموده و بدشگونی نمی کنند و بر پروردگارشان توکل می کنند.</p>
<p>بدین صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حتی در سخت ترین موقعیت ها نیز در دل یارانش رضی الله عنهم روح خوش یمنی و امید و جدیت را می دمید ،</p>
<p>از خباب بن الأرت رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لباسی یمنی بر تن داشت و در سایه ی کعبه تکیه زده بود نزد او رفته و از حال و روز خود شکایت کردیم و گفتیم : آیا برای ما طلب پیروزی نمی کنی ، آیا برای ما دعا نمی فرمایی؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قبل از شما مردمانی بودند که شخصی از آنها گرفته می شد و برایش در زمین گودالی می کندند و او را در آن فرو کرده و اره بر سر او گذاشته و به دو نیمش می کردند، و یا اینکه با چنگک های آهنین گوشتش را از پوستش جدا می کردند، اما تمام این چیزها او را از دینش بر نمی گرداند. به الله قسم که ،الله این دین را کامل می گرداند تا جایی که سواره از صنعاء به طرف حضرموت حرکت کرده و به جز از الله از هیچ کس نترسیده مگر اینکه بترسد گوسفندانش را گرگ شکار کند.  ولی شما عجله می کنید.</p>
<p>و در غار و آن لحظه های خطرناکی که بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه گذشت ،  ابوبکر صدیق رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: اگر یکی از آنها به زیر پایش نظری بیاندازد ما را خواهد دید، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابوبکر نظرت در مورد دو نفری که الله سومینشان است چیست؟ « ای ابوبکر اندوهگین مباش که الله با ماست»</p>
<p>و در صلح حدیبیه ، بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شروط صلح را پذیرفت بعضی از صحابه اعتراض کردند تا جایی که عمر رضی الله عنه گفت: آیا در دین خود کوتاه بیاییم.</p>
<p>ابی وائل روایت می کند که سهل بن حنیف در جنگ صفین در بین مردم ایستاد و گفت: ای مردم ، به نفس خود به دیده ی اتهام بنگرید، ما همراه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در صلح حدیبیه حظور داشتیم ، و اگر به ما دستور جنگ داده می شد ، حتما می جنگیدیم . در آن وقت عمربن خطاب رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت: آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ فرمود: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای پسر خطاب ، من فرستاده ی الله هستم و او هرگز من را خوار نمی کند.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه از نزد رسول الله صلی الله علیه وآله به نزد ابوبکر صدیق رفته و به او گفت:</p>
<p>آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  ابوبکر گفت: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ گفت: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>ابوبکر رضی الله عنه گفت: او رسول الله است و الله هرگز او را خوار نخواهد کرد.</p>
<p>سپس قرآن بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که خبر از پیروزی می داد، او نیز کسی را به دنبال عمر رضی الله عنه فرستاد و این آیات را بر او خواند، سپس عمر رضی الله عنه گفت: آیا این آیات خبر از پیروزی می دهند؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله.</p>
<p>پس دل عمر رضی الله عنه آرام گرفته و بازگشت.</p>
<p>أخرجه أحمد 3/485(16071) و\&#8221;البُخَارِي\&#8221; 4/125(3182) و\&#8221;مسلم\&#8221; 5/175(4656) و\&#8221;النَّسَائي\&#8221; في \&#8221;الكبرى\&#8221; 1440, سيرة ابن هشام 4/284.</p>
<p>و جنگ خندق آن زمان که صخره ای بزرگ در راه مسلمانان ظاهر گشت ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تیشه را برداشته و سه ضربه بر این صخره زد و دروازه های امید را به روی صحابه رضی الله عنهم گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید: از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت شده که او در گوشه ای از خندق مشغول کندن زمین بود که ناگهان به صخره ای بر می خورد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در نزدیکی او بود، زمانی که من را دید که بر این صخره می کوبم و سختی آن را مشاهده نمود ، پایین آمده و تیشه را از دستم گرفته و ضربه ای به آن صخره زد که جرقه ی آن سطح صخره را روشن کرد و سپس ضربه ی دیگر زد که بازهم جرقه ی آن سطح سنگ را روشن کرد و ضربه ی سوم نیز به همین صورت ( و صخره تکه تکه شده و از میان برداشته شد)</p>
<p>سلمان می گوید به رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفتم: پدر و مادرم فدایت باید ای رسول الله، این نوری که دیدم چه بود تا کنون چنین نوری ندیده بودم؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا این نور را دیدی ای سلمان؟</p>
<p>گفتم: بله</p>
<p>فرمود: اما اولی ، الله عزوجل بوسیله ی آن گشوده شدن یمن را به من نشان داد و دومی الله عزوجل فتح شام و مغرب و در ضربه سوم الله عزوجل دروازه های مشرق را بر من گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید : انسانهای مورد اطمینانی از ابوهریره رضی الله عنه برایم روایت کرده اند که : ابوهریره رضی الله عنه زمانی که این سرزمینها درزمان عمر و عثمان و بعد از آنها فتح شد ، می گفت: هرچه توانستید فتح کنید و این را بدانید : قسم به کسی که جان ابوهریره در دست اوست ، هیچ شهری را فتح نکرده و تا قیامت فتح نمی کنید مگر اینکه الله عزوجل قبلا کلید آن را به محمد صلی الله علیه وآله وسلم داده بود. سيرة ابن هشام 2/219.</p>
<p>و از تمیم داری رضی الله عنه روایت شده که شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این دین به هرمکانی که شب و روز می رسد ، خواهد رسید و الله خانه ی هیچ شهرنشین و صحرانشینی را رها نکرده مگر اینکه این دین را وارد آن می کند، بوسیله ی عزت عزتمند و یا ذلت ذلیل ، عزتی که الله بوسیله ی آن اسلام را عزت می دهد و ذلتی که به وسیله آن الله کفر را ذلیل می گرداند. أخرجه أحمد 4/103(17082) \&#8221;السلسلة الصحيحة\&#8221; 1 / 7 .</p>
<p>و از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: الله عزوجل زمین را برایم گرد آورد به صورتی که مشرق ها و مغربهای آن را دیدم ، و همانا سلطه ی امت من به تمام مکانهایی که دیدم خواهد رسید ، و دو گنجینه به من داده شد ، سرخ و سفید. أخرجه أحمد 5/278(22752) و\&#8221;مسلم\&#8221; 8/171 و\&#8221;أبو داود\&#8221; 4252.</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با بیان تمام این مطالب قصد داشت تا از وجود اصحابش و بلکه از وجود تمامی مسلمانان روح بدیمنی و تسلیم بودن و نا امیدی را دور کرده و به جای آن روح امید و اطمینان نسبت به پیروزی الهی را در جان آنها بدمد.</p>
<p>قطعا اسلام برای کاشتن این روحیه در مجتمع اسلامی تمامی راه ها را به کار برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور می دهد که با برادرانمان با رویی گشاده برخورد کنیم تا در جامعه روح خوش یمنی و امید انتشار یابد.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کار نیکی صدقه است ، از جمله ی کارهای نیک این است که برادرت را با رویی گشاده ملاقات کنی و اینکه با ظرف خود در ظرف برادرت بریزی. أخرجه أحمد 3/344(14766) و\&#8221;البُخَارِي\&#8221;، في (الأدب المفرد) 304 والتِّرْمِذِيّ\&#8221; 1970 .</p>
<p>همچنین ما را به آشکار کردن سلام در بین یکدیگر توصیه نموده تا محبت و الفت در جامعه برقرار شود.</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست ، وارد بهشت نخواهید شد تا اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمی آورید تا اینکه به یکدیگر محبت نمایید ، آیا شما را به چیزی رهنمون نسازم که اگر انجامش دهید در بین شما محبت برقرار می شود؟ سلام را در بین خود آشکار کنید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/391(9073) و\&#8221;مسلم\&#8221; 104 و\&#8221;ابن حِبَّان\&#8221; 236.</p>
<p>همچنین ما را به همنشینی با همنشینان صالح توصیه می نماید که مانند عطر بوده و می  توانیم با همنشینی با آنها روح صلاح و خوبی را به دست آوریم.</p>
<p>همچنین ما را به انتخاب نام های زیبا برای خویش و فرزندانمان  توصیه می نماید تا بدین وسیله دعوت گر به سوی خوش اقبالی و خوش خبری باشیم .</p>
<p>از بریده رضی الله عنها روایت است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه آمد ، ابوعبدالله بریده بن الحصیب اسلمی با هفتاد نفر از قومش با او ملاقات کردند ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: کیستی ؟ گفت: بریده. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ابوبکر رضی الله عنه فرمود:  (برد أمرنا وصلح). كار ما آسان و درست گردید. سپس فرمود: از کدام قبیله؟ گفت: از قبیله ی اسلم. به ابوبکر صدیق فرمود: ( سلمنا) در امان ماندیم ..</p>
<p>سپس بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: کیستی؟ فرمود: محمد بن عبدالله پیامبر خدا.</p>
<p>بریده گفت: شهادت می دهم که هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>بریده و تمام کسانی که با او بودند ایمان آوردند. سپس بریده گفت: الحمدلله که بنوسهم همگی با رضایت و بدون اکراه ایمان آوردند.</p>
<p>فردا صبح بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای رسول الله بدون پرچم وارد مدینه مشو. سپس عمامه اش را برداشته و بر نیزه اش گره زد و جلوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به حرکت در آمده تا اینکه وارد مدینه شدند. البيهقي في الدلائل 2 / 221.</p>
<p>و در حکایت آن مرد انصاری که غم و بدهکاریهای فراوان، او را به گوشه مسجد کشانده بود ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را راهنمایی می کند که افکار منفی را از زندگیش پاک کرده و با فکر مثبت به زندگی بنگرد و نا امیدی و شوم پنداری را رها کرده و با بهترین وجه به الله عزوجل توکل کند.</p>
<p>از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مسجد شده و می بیند که مردی  انصاری که نامش ابوامامه بود در مسجد نشسته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابا امامه چه شده که در غیر از وقت نماز تو را در مسجد می بینم. ابوامامه می گوید: غم و اندوه و بدهکاری هایی که من را در برگرفته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که اگر آنها را بگویی، الله عزوجل غم و اندوه را از تو دور نموده و بدهکاریهایت را ادا می کند.</p>
<p>گفت: گفتم بله ای رسول الله .</p>
<p>فرمود: هنگام صبحگاه و شامگاه بگو:  «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْكَسَلِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ وَقَهْرِ الرِّجَالِ » پروردگارا من از غم و اندوه به تو پناه می برم و از عجز و سستی به تو پناه می برم و از ترس و بخیلی به تو پناه می برم و از مدیون شدن و چیرگی مردمان به تو پناه می برم.</p>
<p>ابوامامه می گوید: من این کار را انجام دادم و الله عزوجل غم و اندوه را از من دور کرده و بدهکاریم را ادا نمود. أخرجه أبو داود (1555).</p>
<p>و اؤ عروه بن عامر قرشي روايت است كه درباره ی شوم بودن و بدیمنی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فرمود: بهترین آن فال نیکو است و نباید سبب تردید مسلمان شود، و اگر کسی از شما چیزی دید که سبب ناراحتی او شد باید بگوید: (اللَّهُمَّ لاَ يَأْتِي بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ يَدْفَعُ السَّيِّئَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِكَ.) پروردگارا ، خوبیها را کسی جز تو نمی تواند بیاورد و بدی ها را جز تو کسی نمی تواند دور کند و هیچ حرکت و نیرویی وجود ندارد مگر با اراده ی تو. أخرجه أبو داود 3919</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از اشاعه ی روح بدیمنی و نا امیدی در جامعه به بهانه ی بدی روزگار و اینکه مردم هلاک شدند و دیگر در آنها خوبی وجود ندارد، نهی نموده است.</p>
<p>از عبدالله بن ابی قتاده از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است. أخرجه أحمد 5/299 (22919).</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است ، الله تعالی می فرماید: فرزند آدم من را ناراحت کرده و به زمانه دشنام می دهد، در حالی که من زمانه هستم، و خوبی در دست من است و شب و روز را من می گردانم. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/238(7244) و\&#8221;البُخاري\&#8221; 4826 و\&#8221;مسلم\&#8221; 5925 .</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هرگاه شنیدی شخصی می گوید: مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان هست.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده که هرگاه شنیدید شخصی می گوید: یقینا مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان است ، الله عزوجل می گوید، هلاک شده ی واقعی خودش است.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده : هرگاه شخصی بگوید : مردم هلاک شدند ، پس او هلاک ترینشان است.</p>
<p>و الله جزای خیر دهد به کسی که این ابیات را سرود:</p>
<p>نعيبُ زماننا والعيبُ فينا *** وما لزمانِنا عيبٌ سوانا</p>
<p>ونهجو ذا الزمانَ بغير ذنبٍ *** ولو نطقَ الزمانُ لنا هجانا</p>
<p>وليس الذئبُ يأكل لحمَ ذئبٍ *** ويأكلُ بعضُنا بعضًا عيانا</p>
<p>عیب از زمانه می گیریم درحالی که عیب در خودمان است  &#8230; و زمانه به جز ما عیب دیگری ندارد</p>
<p>و زمانه را بدون گناهی دشنام می دهیم &#8230; و اگر زمانه به صدا در می آمد ما را دشنام می داد</p>
<p>گرگ هیچ وقت گوشت گرگ را نمی خورد &#8230; در حالی که بعضی از ما آشکارا بعضی دیگر را می خوریم</p>
<p>و در پایان راه باید بدانیم که خوش یمنی و بدیمنی از درون انسان سرچشمه می گیرد، کسی که درونش سالم باشد به زندگی با دیدی درست و روشن می نگرد و در آن به جز زیبایی که فراخوان به سوی امید است مشاهده نمی کند ، اما فردی که درونش بیمار بوده به زندگی با دیدی سیاه و دردآور می نگرد، و در آن جز بدیهایی که سبب نا امیدی و یأس و شومی است چیز دیگری نمی بیند.</p>
<p>در پایان باید این گفته ی الله عزوجل را در جلوی دیدگان خود قرار داده و شعارمان این باشد: <strong>(وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) (216)</strong> سورة البقرة .</p>
<p>چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد ، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد ، و خدا ( به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) مي‌داند و شما ( از اسرار امور بي‌خبريد و مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد ) نمي‌دانيد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3125/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تحریم حیله و نیرنگ در شریعت خداوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3112</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3112#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 May 2010 15:45:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3112</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس مسجد الحرام: جمعه 7 جمادی الثانی 1431 برابر با 31 فروردین 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن خداوند است که دارای عزت و جلال است&#8230; خداوندا تو را برای نعمت‌هایی که پیاپی می‌آید سپاس می‌گوییم، پاک و منزهی ای آفریدگار که نیرنگ و فریب را حرام گردانده و آنانی را که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 7 جمادی الثانی 1431 برابر با 31 فروردین 1389<span id="more-3112"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوند است که دارای عزت و جلال است&#8230; خداوندا تو را برای نعمت‌هایی که پیاپی می‌آید سپاس می‌گوییم، پاک و منزهی ای آفریدگار که نیرنگ و فریب را حرام گردانده و آنانی را که حدودت را زیر پا می‌گذارند وعده‌ی عذاب داده‌ای&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز تو که واحد و بی‌شریکی و حلال را از حرام آشکار گردانده‌ای، و گواهی می‌دهم که پیامبر و اسوه‌ی ما محمد، بنده و پیامبر توست&#8230; و او پاک‌ترین کسی است که برای حفظ حقوق و آبرو و اموال مردم مبعوث گردیده شده؛ پس درود و سلام پروردگار من بر او و بر اهل بیت پاکش باد، آنانی که دارای خصلت‌های و سجایای نیک‌اند و بر صحابه‌اش که به قله‌های بزرگی و کمال دست یافتند و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند، تا آنگاه که روز و شب در پی هم می‌آیند&#8230;</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند: خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم که تقوای خداوند بهترین یاور برای ثبات در طاعت و فرمانبرداری او و محکمترین ریسمان برای هدایت و وصال و بزرگترین زاد و توشه برای روزی است که نه در آن معامله‌ای است و نه دوستی میان کسی وجود دارد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230;وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى } </span>[بقره: 197]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و توشه برگیرید که بهترین توشه تقوا است)</span></p>
<p>ای امت مسلمان: در زمانه‌ای که آکنده است از کش مکش‌های مادی و اجتماعی و پدیده‌های رفتاری و اخلاقی، و فهم برعکس نسبت به شریعت اسلامی، در این زمانه قضیه‌ای بس خطرناک رخ عیان نموده که ایستادن در برابر آن واجب و حتمی است&#8230; مشکلی که به وجود نیامده است مگر بر اثر حرص و طمع و نادیده گرفتن و تلاش در فریب دادن خداوند متعال&#8230;</p>
<p>آن معضلی است وحشتناک و مشکلی است ترسناک و آن چیزی نیست جز فریبکاری و دخالت دادن حیله و نیرنگ در شریعت خداوند و احکام وی و چرخ دادن آن به چیزی غیر از حقیقت آن و گذاشتن احکام الهی در غیر سیاق شرعی‌اش&#8230;</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; این قضیه هشداری است برای هر فساد و زیان&#8230; و دور بودن از آن هدایت است و خشنودی و سرور. هر که در صادر نمودن احکام به راه فریب رود و از نیرنگ و راه و روش ستمگران برای خواسته‌ی خود استفاده کند و به خود جرات زیر پا نهادن حدود خداوندی را بدهد خود را آلوده‌ی بزرگترین گناه و خشم خداوند نموده است&#8230; چرا که فریب و نیرنگ بر اساس کتاب و سنت و اجماع سلف امت و قواعد شریعت و مقاصد آن حرام می‌باشد.</p>
<p>به علت همین سیاه‌کاری‌ها و گمراهی‌های زشت است که خداوند متعال درباره‌ی یهود و آنچه در روز شنبه انجام دادند و عذاب دردناکی که به آن دچار شدند برای ما چنین می‌گوید که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَواْ مِنكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ } </span>[بقره: 65]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و كسانى از شما را كه در روز شنبه [از فرمان الله] تجاوز كردند نيک شناختيد پس ايشان را گفتيم بوزينگانى طرد شده باشيد)</span></p>
<p>و به سبب بزرگی این جنایت و زشتی آن است که خداوند متعال یاران باغ را که فریب‌پیشه بودند و حق مستمندان را نادیده می‌گرفتند مجازات نمود و باغ آنان را سوزاند و ترس در دلشان انداخت تا آنکه عبرتی شوند برای هر فریبکار و تا داستانشان تربیتی باشد برای طاعت و فرمانبرداری خداوند.</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: از آنجایی که فریب و نیرنگ به منزله‌ی مخالفت با فرمان خداوند است و باعث دشمنی و کینه است و به بازی گرفتن آبرو و جان دیگران ختم می‌شود، حرام قرار داده شده است&#8230;</p>
<p>فریب و نیرنگ از آثار و نشانه‌های خودخواهی و اندیشیدن به منفعت مادی است که چشمان زیادی را کور کرده و آن را با حرام پوشانده است و اگر آنان به حلال اندک راضی می‌شدند برایشان از حرام بسیار، بهتر بود.</p>
<p>چگونه ممکن است اینچنین مفاسدی با شریعتی که همه‌اش نجابت است و پاکی و صفا هماهنگ شود؟&#8230; آنانی که در پی انواع و اقسام حیله‌ها می‌روند تا آنچه را که حرام است حلال کنند و با الفاظ و کلمات بازی می‌کنند و از اهداف و معانی شرعی روی می‌گردانند. آنان ندانسته‌اند که مسائل بر اساس حقایق و معانی‌شان بررسی می‌شوند و نه بر اساس ظاهرشان&#8230;</p>
<p>امام علامه ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;حیله‌های حرام در واقع تلاش برای فریب دادن خداوند است و سعی در فریب خداوند حرام است؛ پس برای کسی که تقوای خداوند را دارد و از عذاب او می‌ترسد شایسته است که از حلال کردن حرام‌های خداوند با استفاده از انواع حیله‌ها بپرهیزد.</p>
<p>ای مسلمانان: اگر نگاهی به حال اهل فریب و حیله بیاندازیم، آنانی که در پی رخصت‌های حرام و فریب حرامند چیزهایی خواهیم دید که باعث تاسف و اندوه و درد می‌شود و کافی است برای دانستن نمونه‌ای از این نوع نیرنگ به این سخن مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم گوش بسپارید که می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«خداوند یهود را نفرین کند&#8230; چربی [حیوان] بر آن‌ها حرام گردید پس آن را آب کردند و فروختند»</span> [متفق علیه]</p>
<p>امام خطابی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;این حدیث دلیل بطلان هر حیله‌ای است که به وسیله‌ی آن سعی در رسیدن به حرامی شود و اینکه حکم آن حرام با تغییر شکل و اسم آن تغییر نمی‌کند&#8221;. پایان کلام امام خطابی.</p>
<p>هیچ کدام از حیله‌ها و نیرنگ‌ها از چارچوب مغالطه و در نظر گرفتن ظاهر بدون توجه به مقصد شریعت، خارج نیست&#8230;</p>
<p>از جمله‌ی انواع حیله‌ها حیله‌گری در بالا بردن قیمت توسط کسی است که در واقع قصد خرید جنس را ندارد تا خریدار واقعی فریب بخورد که این همان &#8220;نجش&#8221; حرام است&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلَا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ &#8230;}</span> [فاطر: 43]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230;و نيرنگ زشت جز [دامن] صاحبش را نمی‌گيرد &#8230;)</span></p>
<p>و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که در صحیحین وارد شده است از نجش نهی نمودند.</p>
<p>مثال دوم: حیله و فریب برای به دست آوردن وام است مانند این که شخص تاجر جنسش را به صورت مدت‌دار به شخص وام گیرنده بفروشد سپس آن را از همان شخص به صورت نقدی با قیمتی پایین‌تر بخرد؛ که این همان مساله‌ی معروف به &#8220;عینه&#8221; است&#8230;</p>
<p>این حیله بدین صورت است که ظاهر کار به مانند فروش است اما در حقیقت همان ربای حرام است. شیخ الاسلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;&#8230; سبحان الله! که چگونه ربایی که آن قدر نزد خداوند گناه عظیمی است [به طوری که] جنگ با کسی که آن را حلال بداند واجب دانسته و خورنده و دهنده و نویسنده و شاهدان آن را لعنت نموده است به ساده‌ترین روش در صورت عقدی که عبث و بازی است حلال گردانده می‌شود&#8221;.</p>
<p>و همچنین روش‌های دیگر فریب‌کاری برای ربا و انجام معاملات غیر شرعی در خرید و فروش و وام و صرافی و سرمایه‌گذاری و صیغه‌های حاوی غرر در عقود و پروژه‌ها و مناقصه‌ها و سوء استفاده‌های شغلی و رشوه و تقلب&#8230; این جدا از تعطیل حدود و تعزیرات و قاچاق و ترویج مواد مخدر و اختلاس و تجاوز به اموال عمومی است&#8230;</p>
<p>و از جمله‌ی این نیرنگ‌ها متوسل شدن به حیله و فریب برای فرار از ادای زکات است آن هم با فروش مقداری از مال زکات یا هدیه دادن آن تا به حد نصاب نرسد و سپس برگشتن از آن&#8230;</p>
<p>و چهارمین نمونه استفاده از حیله و نیرنگ برای ساقط نمودن چیزی است که در حال واجب گردیده است مانند نفقه‌ی زن مطلقه و ادای دین، و اینچنین است که شخص سعی در فریب پروردگارش می‌کند و در واقع جز خود کسی را نمی‌فریبد و به زعم اعسار و سختی مال همسر یا فرزندانش را تصاحب میکند و چه زشت است این حیله‌گری&#8230;</p>
<p>از دیگر صورت‌های حیله‌گری حرام این است که شخصی که قصد طلاق دادن همسرش را دارد برای برگرداندن مهریه‌ای که داده است همسرش را تحت فشار قرار می‌دهد و با اذیت و آزار او باعث می‌شود که زن برای آزاد شدن از شر وی از مهریه‌اش گذشته و خلع کند.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ } </span>[بقره: 229]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اين است ‏حدود احكام الهى پس از آن تجاوز مكنيد و كسانى كه از حدود احكام الهى تجاوز كنند آنان همان ستمكارانند)</span></p>
<p>ششمین نمونه فریب دادن زن با رجوع بعد از طلاق است، نه برای الفت و جمع شدن بلکه برای تجاوز و زیان رساندن به زن&#8230;</p>
<p>و در مورد این حیله و فاش ساختن آن است که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلاَ تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَاراً لَّتَعْتَدُواْ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلاَ تَتَّخِذُوَاْ آيَاتِ اللّهِ هُزُواً&#8230;} </span>[بقره: 231]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و آنان را براى [آزار و] زيان رساندن [به ايشان] نگاه مداريد تا [به حقوقشان] تعدى كنيد و هر كس چنين كند قطعا بر خود ستم نموده است و آيات الله را به ريشخند مگيريد)</span></p>
<p>ای امت مسلمان: و از دیگر کارهایی که در زیر حیله‌گری حرام قرار می‌گیرد زیان رساندن به وارثان در نصیب و سهم آن‌ها از طریق محروم کردن آن‌ها به وسیله‌ی وصیت کردن و بخشیدن بیش از یک سوم مال به دیگران یا کم کردن نصیب آنان است.</p>
<p>این بلای کمرشکن چه بسیار میان برادران دشمنی ایجاد کرده و همدلی‌ها را از بین برده است و تاسف‌آور است که شعله‌های آن بسیاری از جوامع را به کام خود کشانده است&#8230;</p>
<p>و همچنین حیله‌گری و دست انداختن بر اوقاف و وصیّت دیگران و اموال زنان و بیوه‌ها و یتیمان و کودکان و است. ولا حول ولا قوة إلا بالله.</p>
<p>ای مومنان: هشتمین این حیله‌ها و نیرنگ‌هایی که باعث آفت‌های فراوان گشته و باعث زیر پا گذاشته شدن کرامت زنان مومن بی خبر گشته حیله‌ها و نیرنگ‌هایی است که زیر اسم ازدواج‌های مختلف با نام‌های گوناگون صورت می‌گیرد که بیشتر این ازدواج‌ها برای اشباع غریزه است تا برای مودت و رحمت و انجام واجبات زناشویی و ظاهر آن صحیح است اما محتوای آن تدلیس و فریبی است واضح و آشکار.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«آنچه را که یهود مرتکب شدند مرتکب نشوید که حرام‌های خداوند را با کمترین حیله‌ها حلال کنید»</span> [به روایت ترمذی و دیگران با سند حسن]</p>
<p>از دیگر انواع حیله‌گری و فریب تمییع و تغییر قضایای دینی به نام مصلحت و آسان‌گیری و تساهل و پیشرفت و تمدن است..</p>
<p>آری این اصطلاحات حق‌اند و درست و این‌ها جزو دین و از نتایج آنند اما این کلمات دارای معانی و مضمون خاصی هستند که همینطور بدون قید و ضابطه بر زبان رانده نمی‌شوند و کسی نمی‌تواند وارد این عرصه شود مگر علمای راسخ در فهم و استنباط احکام شرع.</p>
<p>آیا این اصطلاحات و فتاوای بی ضابطه که به دور از تامل و آگاهی و ورع بر زبان رانده می‌شود نتیجه‌ای داشته است جز مهجور شدن شعائر اسلام؟</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: اما کج کردن نصوص کتاب و سنت و احتکار نمودن معانی آن به دور از فهم سلف امت به قصد نشر افکار ویرانگری که کشتن بی‌گناهان را مباح نموده و سرزمین‌های ایمن را عرصه‌ی تکفیر و بمب‌گذاری می‌کند، عین فریب و نیرنگ است که گوش از شنیدن آن ابا دارد و آن را انکار می‌کند&#8230;</p>
<p>همینطور می‌توان درباره‌ی کسانی گفت که صورت‌های خود را به سوی غرب گرفته‌اند و  کاری ندارند جز حمله به ثوابت این امت و مخصوصا قضایای متعلق به زن و وارد کردن وی به عرصه‌ی رذیلت‌ها و تبرج و خودنمایی و بی‌حجابی و اختلاط حرام&#8230;</p>
<p>برای انسان غیرتمند بسیار جای تعجب است که انسانی که خود را مسلمان می‌داند در برابر آنچه برای وی فرض گردیده است ایستاده و تکبر بورزد و برای یافتن حیله‌ای برای در رفتن از زیر آن به این سو و آن سو برود.</p>
<p>آیا عقب‌گردی بدتر از این دیده و شنیده‌اید؟ احکام اسلام به این سادگی تعطیل شود و چنین گستاخانه شبهات انجام گیرد و از تکالیف و وظایف شانه خالی گردد؟</p>
<p>کجاست ترس و خشیت از خداوند آگاه به غیب؟ کجاست نور ایمان در قلب‌ها؟ چه بد جسارتی است که تنها ناشی از اخلاقی ویران شده است که عاقبتی ندارد جز پشیمانی و زیان:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ أَفَأَمِنُواْ مَكْرَ اللّهِ فَلاَ يَأْمَنُ مَكْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخَاسِرُونَ } </span>[اعراف: 99]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آيا از مكر الله خود را ايمن دانستند [با آنكه] جز مردم زيانكار [كسى] خود را از مكر الله ايمن نمى‏داند)</span></p>
<p>به خدا سوگند بسیار عجیب است! چگونه مردمی که از انجام معاملات حرام واضح دوری می‌کنند اما وقتی همان معامله از در پشتی و یا زیر میز صورت می‌گیرد در آن اشکالی نمی‌بینند&#8230; گویی زبان حالشان چنین می‌گوید که: هر که حیله‌ای بلد است به آن متوسل شود!</p>
<p>خداوند از بین ببرد باندهای فریب و نیرنگ را که از طاعت خداوند روی برگردانده و با استفاده از نیرنگ روباه‌گونه‌شان از سادگی خوبان سوء استفاده می‌کنند. خداوند کارشان را لنگ کرده و آنان را زیاد نگرداند&#8230;</p>
<p>پس ای مسلمانان تقوای خداوند را پیشه سازید و بشنوید و اطاعت کنید و از حیله‌ها و نیرنگ‌ها به سوی خداوند توبه‌ای نصوح کنید تا به منزلت صالحان دست یافته و رضایت خداوند را به دست آورید.</p>
<p>خداوندا تو مولای مایی پس ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ده و تو بهترین آمرزندگانی.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که بهترین احکام و صالح‌ترین آن‌ را برای بندگان خویش قرار داد و حیله‌ها و نیرنگ‌ها را حرام گرداند و گواهی می‌دهم که مبعودی به حق نیست جز الله و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیامرسان اوست و بهترین کسی است که راه‌های رشد و راست‌ترین آن را بیان نمود&#8230; درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد آنان که حدود خداوند را پاس داشته و بر تابعین و آنانی که به نیکی تا روز قیامت از آنان پیروی می‌نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی: اگر قضیه‌ی حیله و نیرنگ در این عصر مادی که پیشرفت فناوری و تمدنی در آن به فزونی گراییده و در پی آن زیان و شر آن نیز افزایش یافته است، این به آن برمی‌گردد که شخص حیله‌گر از آنجا که کار خود را حلال می‌داند به فکر توبه نمی‌افتد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُم وَمَا يَشْعُرُونَ } </span>[بقره: 9]</p>
<p><span style="color: #800000;">(با الله و مؤمنان به نیرنگ می‌پردازند ولى جز بر خويشتن نيرنگ نمى‏زنند و نمى‏فهمند)</span></p>
<p>اما الحمدلله فریب و فریبکاری اینان با بیان علمای ربانی و رهبران دلسوز مورد تعقیب و روشنگری است&#8230;</p>
<p>اما امت نیاز به تلاش بیشتری برای بیان زشتی حیله‌گری در مورد حدود خداوند و حقوق بندگان دارد هر چه تاویل و بهانه و توجیه فریبکاران زیاد باشد و هر چند حیله‌گران آن را زرنگی بدانند که این چیزی نیست جز ورشکستگی و عقب‌گرد&#8230;</p>
<p>همچنین باید بر این تاکید شود که انجام گرفتن معلاملات حیله‌گرانه میان دو نفر بر اساس رضایت آنان حرام را حلال نمی‌کند حتی اگر بر اساس ادعای آنان نیت‌ها پاک باشد.</p>
<p>و در این قضیه چه خوب است که علمای شریعت پی به اهمیت تربیت نسل‌های مسلمان برده و آنان را به سوی پاکی و حلال خوری و تسلیم در برابر دستورات خداوند و دور شدن از حرام و فهم شامل و کامل حقایق اسلام و مقاصد آن رهنمون شوند.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را در احکام و شریعت و تکالیف وی پیشه سازید و از فریب و خطر شیطان بر حذر باشید و اسیر مکر هوای نفس و تزیین ابلیس نشوید تا آنکه به پیروزی و نعیم و بزرگی برسید.</p>
<p>سپس بر بهترین انسان‌ها درود و سلام بفرستید تا آنکه رحمت و اجر و پاداش آن را به دست آورید زیرا مولایتان عزوجل شما را در کتاب کریمش بدان فرمان داده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً }</span> [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر سرور اولین و آخرین، پیامبر و حبیب و الگوی ما محمد بن عبدالله درود و سلام و برکت فرست و راضی و خشنود باش از خلفای راشدین و از صحابه و تابعین و از کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با رحمت خویش راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان.</p>
<p>خداوندا ما و مسئولان ما را حفظ نما. خداوندا آنان را به سوی آنچه دوست داری یاری کن و آنان را به سوی نیکی و تقوا رهنمون ساز.</p>
<p>خداوندا همه‌ی والیان امر مسلمان را برای تحکیم شریعتت و پیروی از سنت پیامبرت یاری ده. خداوندا آنان را رحمتی برای بندگانت قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما را از حرام با حلال خود بی‌نیاز ساز و با طاعت خویش از معصیتت و ما را با فضل خویش از دیگران بی‌نیاز بگردان&#8230; ای زنده‌ی پایدار، به رحمت تو یاری می‌جوییم همه‌ی امور ما را اصلاح نما و ما را حتی برای یه چشم به هم زدن به خودمان وامگذار ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا برادران مجاهد ما را که در راه تو جهاد می‌کنند در همه جا یاری ده. خداوندا آنان را در  فلسطین یاری ده، خداوندا آنان را در  فلسطین یاری ده، خداوندا آنان را در  فلسطین بر صهیونیست‌های متجاوز یاری ده&#8230; خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده&#8230; خداوندا مسجد الاقصی را از تجاوز متجاوزان حفظ نما&#8230; خداوندا آن را تا روز قیامت سربلند بدار.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز و کارهای ما را با نیکی‌ها خاتمه بده و عمر ما را با خوشبختی به پایان برسان. خداوندا غصه‌ی غصه‌داران را از بین ببر و سختی سختی‌دیده‌گان را آسان گردان و قرض و دین را از قرض‌داران ادا نما و بیماران ما و بیماران مسلمان را شفا ده ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3112/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پیامدهای ناگوار اذیت و آزار مسلمان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3082</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3082#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 May 2010 11:48:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3082</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 16 جمادی اول 1431 برابر با 10 اردیبهشت 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست خویش به او پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 16 جمادی اول 1431 برابر با 10 اردیبهشت 1389<span id="more-3082"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. او را حمد گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و کارهای ناشایست خویش به او پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامرسان اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی و بر تابعین و کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد. تقوای خداوند را آنگونه که شایسته است در پیش گیرید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید و بدانید که فردا در برابر خداوند برای حساب خواهید ایستاد و در مقابل کارهای خود پاداش داده خواهید شد و برای آنچه انجام داده‌اید مورد محاسبه قرار خواهید گرفت، و پایان راه یا به سوی بهشت است و یا به سوی آتش.</p>
<p><span style="color: #800000;">{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ }</span> [حشر: 18]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای مؤمنان ! از الله بترسيد و هر كسی بايد بنگرد كه چه چيزی را برای فردا ( ی قيامت خود ) پيشاپيش فرستاده است. و از الله بترسيد، همانا الله از هر آن چيزی كه می‌‌كنيد آگاه است)</span></p>
<p>بندگان خداوند&#8230; بنده‌ی مسلمان نزد خداوند دارای حرمت و احترام است و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرموده است: &#8220;زوال دنیا نزد خداوند از ریخته شدن خون مسلمان آسانتر است&#8221; [حدیث صحیح به روایت ترمذی و نسائی و ابن ماجه و بیهقی]</p>
<p>شریعت اسلام نیز در بردارنده‌ی آداب و توصیه‌ها و احکام و حدودی است که حرمت مسلمان را پاس داشته و مومن را از تجاوز و بی حرمتی و آزار حفظ نموده است حتی اگر این آزار متوجه احساسات وی باشد.</p>
<p>اسلام مبدأ برادری را برای این قرار داده است که مستوجب نیکی و احسان است و آزار رسانی و اذیت را در هر صورتی که باشد نفی می‌نماید. خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ&#8230;}</span> [حجرات: 10]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همانا مومنان برادر یکدیگرند&#8230;)</span></p>
<p>و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;به یکدیگر حسد مورزید و یکدیگر را فریب ندهید و کینه‌ی هم را به دل نگیرید و برخی از شما بر معامله‌ی برخی دیگر معامله نکند و بندگان خداوند و برادران هم باشید. مسلمان، برادر مسلمان است؛ نه به او ستم می‌کند و نه او را تحقیر می‌کند و نه دست از یاری او می‌کشد. تقوا اینجاست ـ و سه بار با دستش به سینه‌اش اشاره کرد ـ برای شخص همین مقدار شر و بدی کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند&#8230; همه‌ی مسلمان بر مسلمان حرام است؛ خونش و مالش و آبرویش&#8221; [به روایت امام مسلم]</p>
<p>و باز رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;کسی از شما ایمان نمی‌آورد تا آنکه برای برادرش همان چیزی را دوست داشته باشد که برای خودش دوست می‌دارد&#8221;. [متفق علیه]</p>
<p>بلکه می‌توان گفت حجة الوداع اعلانی بود برای حقوق مسلمان و اعلامی بود برای مبدأ کرامت آن و بزرگداشت حرمت و قدر وی نزد الله و تحریم آزار او در این میثاق تاریخی که در آن جمع عظیم بیان گردید.</p>
<p>ای مسلمانان: زیر پا گذاشتن این حرمت که توسط خداوند پاس داشته شده است و تجاوز به مسلمانان با آزار و اذیت آنان از بزرگترین گناهان است و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً }</span> [احزاب: 58]</p>
<p><span style="color: #800000;">(كسانی كه مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون اين كه كاری كرده باشند و گناهی داشته باشند &#8211; آزار می‌‌رسانند ، مرتكب دروغی زشت و گناه آشكاری شده‌اند)</span></p>
<p>این گناه هنگامی بزرگتر می‌شود که اذیت و آزار علیه صالحان و خوبان مومن باشد. در حدیث قدسی آمده است که خداوند عزو جل فرمود: &#8220;هر که دوستی از دوستان من را آزار دهد یقینا با او اعلام جنگ کرده‌ام&#8221; [به روایت امام بخاری]</p>
<p>آن کدام انسان بدبختی است که به جنگ با خداوند برخواسته است در حالی که خداوند متعال فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا&#8230;}</span> ‌[حج: 38]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همان الله از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع می‌کند)</span></p>
<p>و به هر اندازه‌ که ایمان فرد بیشتر باشد به همان اندازه نیز دفاع خداوند از او بیشتر خواهد بود و اگر بنده در ایمانش به درجه‌ی دوستی خداوند برسد آنگاه است که خداوند با دشمنان او اعلام جنگ خواهد کرد.</p>
<p>چه بسا که مومن ضعیف و ناشناس دوستی از دوستان خداوند باشد و تو آن را ندانی، پس از اذیت کسی که خداوند دفاع از او را بر عهده گرفته بترس.</p>
<p>ابن کثیر ـ رحمه الله -‌ می‌گوید: &#8220;این سخن خداوند متعال که می‌فرماید: { كسانی كه مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون اين كه كاری كرده باشند آزار می‌‌رسانند} یعنی اینکه مومنان را به آنچه انجام نداده‌اند و از آن بری هستند متهم می‌سازند {مرتكب دروغی زشت و گناه آشكاری شده‌اند} و این همان بهتان آشکار است که از مردان و زنان مومن بابت کاری که نکرده‌اند عیبجویی شود&#8221;. [پایان سخن امام ابن کثیر]</p>
<p>ای بندگان خداوند. شریعت اسلام به جایی رسیده است که حتی آنچه را باعث جریحه دار شدن احساس مسلمان می‌گردد را نیز حرام کرده است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;اگر سه نفر بودید هیچگاه دو نفرتان در میان هم با یکدیگر در گوشی سخن نگویند که این کار باعث ناراحتی [شخص سوم] می‌گردد&#8221;. [به روایت ترمذی و آن را صحیح دانسته است]</p>
<p>و بلکه شریعت، جزای کسی را که خاری را از جلو راه مسلمانان بردارد بهشت قرار داده است.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;مردی از کنار شاخه‌ی درختی که در راه افتاده بود گذشت؛ پس با خود گفت: به خدا قسم که آن را از راه مسلمانان برخواهم داشت تا به آنان آزار نرساند؛ پس [به واسطه‌ی این کار] وارد بهشت گردید&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>ببین اجر و پاداش کسی که آزار و اذیت را از راه مسلمانان بر می‌دارد تا چه اندازه است؟ هر چند که آن کار کوچک باشد و هر چند که خود او آن را به وجود نیاورده باشد.</p>
<p>تنها همین برداشتن و از بین بردن اذیت و آزار، خود، کاری معروف و نیک است که انسان مسلمان به واسطه‌ی آن اجر و پاداش به دست خواهد آورد&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;شر خود را از مردم باز می‌داری که این صدقه‌ای است از خودت برای خودت&#8221; [به روایت امام مسلم]</p>
<p>و هنگامی که از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  درباره‌ی این پرسش شد که کدام یک از مسلمانان بهترند، فرمود: &#8220;آنکه دیگر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند&#8221; [متفق علیه] و در روایتی دیگر آمده است که فرمودند: &#8220;مسلمان آن است که دیگر مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند&#8221;&#8230;</p>
<p>ابن حجر ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;شایسته است تنها کسی که مسلمانان از زبان و دستش در امانند، مسلمان دانسته شود و منظور از مسلمان [در این حدیث] مسلمان کامل است، پس هر که مسلمانان از زبان و دستش در امان نباشند کمال اسلام که واجب است از وی نفی می‌شود زیرا در امان ماندن دیگر مسلمانان از زبان و دست انسان واجب است و آزار رساندن به مسلمان با زبان و دست حرام است&#8221;. [پایان سخن حافظ ابن حجر]</p>
<p>از ابوسیعد خدری ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که فرمود: &#8220;از نشستن در راه‌ها بر حذر باشید&#8221;. گفتند: ای رسول خداوند&#8230; ما ناچار به نشستن در مجالسمان هستیم که در آن با یکدیگر سخن می‌گوییم. پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: &#8220;اگر راهی نداشتید جز آنکه در این مجالس بنشینید پس حق راه را ادا کنید&#8221;. گفتند: حق راه چیست ای رسول خداوند؟ فرمود: &#8220;فرو هشتن چشمان و خودداری از آزار و اذیت دیگران و جواب دادن به سلام و امر به معروف و نهی از منکر&#8221; [متفق علیه]</p>
<p>از نمونه‌های آزار و اذیت می‌توان این موارد را نام برد: تنگ کردن راه بر دیگر مسلمانان در راه‌ها و اماکن عمومی و ریختن آشغال و زباله بدون احترام گذاشتن به حقوق دیگران&#8230; رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;از دو کار موجب لعنت پرهیز کنید&#8221;. گفتند: دو کار موجب لعنت چیست ای رسول خداوند؟ فرمود: &#8220;آن که در راه مردم یا در سایه‌ای که از آن استفاده می‌کنند قضای حاجت می‌کند&#8221;. [به روایت امام مسلم] و در حدیثی که ابوداوود روایت کرده آمده است که رسول خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;از دو لعنت کننده بپرهیزید&#8221;.</p>
<p>همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ما را چنین ارشاد فرموده‌اند که برداشتن آزار و اذیت از راه مردم صدقه است و این کار از شعبه‌های ایمان است، چنانکه طبرانی و دیگران با سند صحیح روایت نموده‌اند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;هر که مسلمانان را در راه عبورشان مورد آزار قرار دهد مستوجب لعنت آنان گردیده است&#8221; همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;نه آزار رساندن [جایز است] و نه مقابله به مثل کردن در برابر آزار دیگران&#8221; [به روایت امام احمد و ابن ماجه]</p>
<p>حتی برای کسی که قصد خیر دارد جایز نیست که به بهانه‌ی آن به دیگر مسلمانان آزار برساند. روایت شده که مردی در روز جمعه در حالی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  خطبه می‌خواند از روی سر و گردن مردم رد می‌شد پس رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به او فرمود: &#8220;بنشین که آزار رساندی&#8221; [ به روایت ابوداوود و ابن خزیمه و ابن حبان]</p>
<p>از جابر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که فرمودند: &#8220;هر که پیاز و سیر و تره خورد به مسجد ما نزدیک نشود زیرا ملائکه از آنچه انسان‌ها از آن بدشان می‌آید آزار می‌بینند&#8221;&#8230; [به روایت امام مسلم]</p>
<p>این حدیث دال بر ممنوع بودن اذیت مومنان است حتی اگر عمدی نباشد و حتی اگر برای هدفی شرعی باشد چه برسد به آزار رساندن عمدی که برای موافقت با شهوت و هوای نفس باشد.</p>
<p>ای مسلمانان: آزار رساندن انواع مختلف و بی‌شماری دارد که لازم است فرد مسلمان خود را از همه‌ی آن‌ها دور بدارد، مخصوصا انواعی که در مورد آن نص وارد شده است&#8230; چنانکه در مورد غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به همسایه‌ها و خدمتکاران و ضعیفان آیات و احادیث فراوانی وارد شده است.</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: &#8220;هر که به کارگری ظلم روا دارد یا او را مورد اهانت قرار دهد یا او را به بیش از توانش مکلف سازد یا از او بدون رضایتش چیزی بردارد، در روز قیامت با من طرف است&#8221; [به روایت ابوداوود با سند صحیح]</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفته شد: فلان زن نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد و [در این حال] همسایگانش را با زبان می‌آزارد. پس رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;خیری در او نیست&#8230; او در آتش است&#8221;. و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;هر که به الله و روز قیامت ایمان دارد همسایه‌اش را نیازارد&#8221;. [متفق علیه]</p>
<p>دشنام و بدگویی و غیبت و سخن‌چینی و طعنه وارد کردن در ناموس دیگران از جمله‌ی انواع آزار رسانی به دیگران است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ } </span>[نور: 15]</p>
<p><span style="color: #800000;">(در آن زمانی كه به استقبال اين شايعه می‌‌رفتيد و آن را از زبان يكديگر می‌‌قاپيديد ، و با دهان چيزی پخش می‌‌كرديد كه علم و اطّلاعی از آن نداشتيد ، و گمان می‌‌برديد اين ، مسأله ساده و كوچكی است ، در حالی كه در پيش الله بزرگ بوده)</span></p>
<p>از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: روزی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به منبر بالا رفت و با صدای بلند فرمود: &#8220;ای گروه کسانی که با زبان خود اسلام آورده‌اید اما ایمان به قلبتان نرسیده است&#8230; مسلمانان را با زبان آزار نرسانید و از آنان عیبجویی نکنید و در پی پوشیده‌های آنان نباشید؛ که هر که در پی پوشیده‌های برادر و خواهر مسلمانش باشد خداوند نیز در پی پوشیده‌های او خواهد بود و هر که خداوند در پی پوشیده‌های او باشد او را رسوا خواهد کرد حتی اگر در درون خانه‌اش باشد&#8221;&#8230; راوی می‌گوید: روزی ابن عمر به کعبه نگاه انداخت و گفت: &#8220;چه بزرگی تو و چه بزرگ است حرمتت، و مومن نزد خداوند حرمتش از تو بزرگتر است&#8221;. [به روایت ترمذی با سند صحیح]</p>
<p>بلکه در صحیح مسلم در حدیثی از عامر بن عمرو ـ رضی الله عنه ـ روایت شده است که: هر که مسلمانی را خشمگین سازد، پروردگارش را خشمگین ساخته و او در خطر عقوبت و انتقام خداوند است حتی اگر از بزرگان مردم باشد.</p>
<p>ای مسلمانان: از آزار رساندن به مومنان و بدی در حق همه‌ی مردم بر حذر باشید مگر آنکه برای ستاندن حق واضح و آشکاری باشد که برای آن دلیل آشکار و بدون هیچ معارضی از قرآن و سنت و سخنان سلف صالح این امت داشته باشید. تا انکه بتوانید در برابر خداوند دلیل قاطعی داشته باشید&#8230;</p>
<p>آزار رساندن به مومن ظلم است و میان خداوند و دعای مظلوم حجابی وجود ندارد اما صبر کردن بر ستم بندگان بهتر از دعا کردن علیه آنان است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{&#8230; وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ }</span> [نحل: 126]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; و اگر صبر پیشه سازید بدون شک آن برای صابران بهتر است)</span></p>
<p>برخی از آزار و اذیت‌هاست که نه با نماز و نه با صدقه و روزه بخشیده نمی‌شود بلکه ظالم بخشیده نمی‌شود تا آنکه مظلوم از او در گذرد و هیهات که مظلوم در روزی که نامه‌های اعمال به پرواز در خواهد آمد و همه به نیکی‌ها محتاجند از ظالم درگذرد!</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به صحابه فرمود: &#8220;می‌دانید مفلس و بی‌چیز کیست؟&#8221; گفتند در میان ما بی‌چیز کسی است که درهم و دینار و مال و متاع ندارد. پس پیامبر فرمود: &#8220;بلکه مفلس آن است که روز قیامت با نماز و روزه و زکات می‌آید&#8230; اما در حالی می‌آید که این را بد گفته است و به آن تهمت زده است و مال این را خورده است و خون آن را ریخته و این را زده است&#8230; پس به این و آن از خوبی‌هایش داده می‌شود تا آنکه پیش از پایان یافتن حقوق دیگران خوبی‌هایش به پایان می‌رسد و آن‌گاه از بدی‌های آنان برداشته شده و به او داده می‌شود و سپس در آتش انداخته می‌شود&#8221;. [به روایت امام مسلم]</p>
<p>همچنین اذیت و آزار هر چه حرمت شخص مورد آزار قرار گرفته یا حرمت زمان یا مکانی که در آن واقع شده است بیشتر باشد، گناه بزرگتری خواهد داشت. اگر به مسخره گرفتن مردم نوعی اذیت و آزار و بلا است، به مسخره گرفتن صالحان و عابدان گناه و خطرش بزرگتر است. اینگونه مسخره کردن و طعنه زدن و عیبجویی در واقع اولین اسلحه‌ای است که علیه پیامبران و انبیا به کار گرفته شده است.</p>
<p>گرچه هیچ دورانی و هیچ سرزمینی از این گناه در امان نبوده است اما وقتی تاسف و اندوه، عمیق می‌شود که این پدیده به صورت علنی و آشکار و بدون آن که مورد انکار قرار گیرد همه گیر می‌شود. زیرا مسخره کردن اهل علم و دین و مورد اهانت قرار دادن آنان قضیه‌ای است که در سرزمین‌های اسلامی رخ نداده بود به جز در این اواخر. و دین تا وقتی که حاملان آن مورد احترام باشند محترم باقی خواهد ماند و اگر کسانی که از نظر دین و علم پایین‌ترند بر اهل دین مسلط شوند آن‌گاه است که بر امت مسلمان خطر نقص و فتنه خواهد رفت.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; ستم و ظلمی که از سوی خویشاوندان باشد سخت‌تر و تلخ‌تر است و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در خطبه‌ی حجة الوداع در مورد زنان و نیکی به آنان سفارش نمود کما اینکه در حال مرگ نیز در مورد آنان سفارش نمود.</p>
<p>پس وای بر آن کسی که وصیت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را به فراموشی سپارد و در حق زنان ستم روا دارد و وای بر زنی که همسرش را اذیت کند و مورد لعنت ملائکه قرار گیرد&#8230; آزار رساندن زن و شوهر به یکدیگر از زشت‌ترین انواع آزار رسانی است چنانکه مسلط شدن روسا بر زیر دستانشان و آزار رساندن به آنان و زیر پا گذاشتن حقوق کارگران و به تاخیر انداختن منفعت مردم در هر مجالی که باشد در این وعید شدید خداوند متعال داخل است که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً } </span>[احزاب: 58]</p>
<p><span style="color: #800000;">(‏ كساني كه مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون اين كه كاری كرده باشند و گناهی داشته باشند &#8211; آزار می‌‌رسانند ، مرتكب دروغی زشت و گناه آشكاری شده‌اند‏)</span></p>
<p>خداوند بزرگ من و شما را با قرآن و سنت و آیات و حکمت موجود در آن سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از الله متعال آمرزش می‌خواهم.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله پروردگار جهانیان است، او که رحمن و رحیم است و مالک روز جزا است. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و اوست آن پادشاه بر حق و آشکار و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش و تابعین و آنانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان: حال که آزار رساندن به مسلمانان بر اساس مثال‌هایی که زدیم یکی از گناهان کبیره و از محرمات می‌باشد، در مورد آزاری که به ملیون‌ها مسلمان می‌رسد و مجموعه‌ی امت را در بر‌می‌گیرد چه می‌توان گفت؟</p>
<p>زیرا آزار و اذیت هر چه دایره‌ی آن وسیع‌تر گردد گناه مرتکب آن نیز به همان ترتیب بزرگتر خواهد شد. اگر قضای حاجت و ریختن نجاست در راه مردم و در سایه ای مورد استفاده‌ی آنان که تنها به آزار رساندن تعداد محدودی از آنان منتهی می‌شود، انسان را مستحق لعنت می‌کند، چه خواهد بود حال آنانی که مومنان را در دین و عقیده‌شان آزار رسانده و هزاران مومن را مورد اذیت قرار می‌دهند؟!</p>
<p>چنین کسانی در واقع به اذیت و آزار خداو و رسولش دست زده‌اند چنانکه خداوند متعال در حدیث صحیح قدسی می‌فرماید: &#8220;فرزند آدم مرا آزار می‌دهد&#8221; و چنانکه در قرآن کریم آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{آنان که الله و رسولش را مورد آزار قرار می‌دهند، الله آنان را در دنیا و آخرت مورد نفرین قرار داده و برایشان عذابی خوار کننده مهیا ساخته است}</span> [احزاب: 57]</p>
<p>چنانکه از دیگر مظاهر آزار مسلمانان می‌توان خلط میان حقایق و پوشش نهادن بر واقعیت‌ها و مسموم نمودن فرهنگ و آگاهی مردم را نام برد. همین را می‌توان در مجال ارزش‌ها و اخلاق و سلوک نیز ذکر کرد&#8230;</p>
<p>چه بسیار پیش می‌آید که مردم با دیدن و یا خواندن صحنه‌ها و مطالبی که با فرهنگ مردم و ارزش‌ها و فطرت آنان در تضاد است مورد آزار قرار می‌گیرند و این جدای از اصول شریعت و مبادی آن است که با اینگونه محتوای رسانه‌ای در تضاد می‌باشد. آیا همه‌ی این‌ها آزار رساندن به مسلمانان و به چالش کشاندن دین و احساسات آن‌ها به حساب نمی‌آید؟ تا جایی که هر که بخواهد خود و خانواده‌اش را از افتادن در انحراف حفظ کند با سختی‌های فراوانی مواجه خواهد شد.</p>
<p>بندگان خداوند: نوعی دیگر از انواع اذیت و آزار سوء استفاده از احتیاج مردم و فقر آنان و به کار بردن مکارانه‌ی ربا است. ربایی که با سایه‌ی سیاه خود بر سرزمین مسلمانان سایه افکنده است تا آنکه به خانه‌ی همه وارد شده است، حتی کسانی که نمی‌خواهند به آن آلوده شوند نیز به غبار آن آلوده گشته‌اند و این ربا از بانک‌ها شروع شد و به خرید و فروش قسطی رسید تا آنکه در پی آن قرض‌ها زیاد شد و در این میان سودی عاید وام گیرنده نشد و برکت مال‌ها نیز از بین رفت.</p>
<p>لازم است که دارندگان ثروت و سرمایه و اهل اقتصاد در آنچه در دست دارند تقوای خداوند را در نظر بگیرند که به خداوند سوگند در فردای قیامت مورد سوال قرار خواهند گرفت&#8230;</p>
<p>تجارت باب روزی کریمانه است&#8230; اما این به آن معنا نیست که همه‌ی فشار بر گرده‌ی ضعیف باشد و تا آخرین قطره‌ی خونش مکیده شود&#8230; پس همیشه این سخن خداوند را به یاد داشته باشیم که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً } </span>[احزاب: 58]</p>
<p><span style="color: #800000;">(‏ كسانی كه مردان و زنان مؤمن را &#8211; بدون اين كه كاری كرده باشند و گناهی داشته باشند &#8211; آزار می‌‌رسانند ، مرتكب دروغی زشت و گناه آشكاری شده‌اند)</span></p>
<p>و درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاک‌ترین بشریت، محمد بن عبدالله هاشمی قریشی&#8230; خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاک و صحابه‌ی بزرگوارش و راضی و خشنود باش از امامان هدایتگر و خلفای راشد ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و از کسانی که بر راه و روش آنان عمل نمایند ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و امامان و مسئولان ما را اصلاح گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و سختی‌ها و بلاها و فتنه‌های بد ظاهر و آشکار را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر مکان اصلاح نما. خداوندا آن‌ها را بر حق و هدایت متحد گردان و جانشان را حفظ نما و آنان را در سرزمین‌شان ایمن گردان و زندگی آنان را آسان گردان و اوضاعشان را اصلاح نما و دشمنشان را سرکوب گردان.</p>
<p>خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جایی یاری ده. خداوندا آنان را در فلسطین یاری ده. خداوندا مرزداران مسلمان را در اطراف بیت المقدس یاری ده. خداوندا آنان را بر حق متحد گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آرزوهای مورد خشنودی خودت برسان. خداوندا غم و غصه‌ی غصه‌داران مسلمان را از بین ببر و سختی سختی دیدگان را زایل نما و اسیران در بند را آزا ساز و وام وام داران را ادا نما و با رحمت خویش بیماران ما و بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که تو شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه پذیر ومهربانی. پاک و منزه است پروردگار تو آن پروردگار عزت وبزرگی از آنچه مشرکان به دروغ وی را وصف می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3082/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

