گناه، او را از یاری اسلام باز نداشت
شامل ابراهیم / ترجمه: ابوعامر
«ابومحجن ثقفی» یکی از مردان مسلمان، و بلکه یکی از اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بود که متاسفانه مبلا به شرب خمر بود و بارها برای نوشیدن خمر تنبیه شده بود اما دوباره به آن بازگشته بود. او حتی از شدت علاقه و دلبستگی بسیاری که به خمر داشت به فرزند خود چنین وصیّت نموده بود که:
«اگر مردم مرا در کنار درخت انگوری دفن کن که پس از مرگم ریشههایش استخوانهایم را سیراب کند، و مرا در زمین خشک به خاک نکن که میترسم پس از مرگ طعم آن را نچشم». دنباله این نوشته …
کتابچهٔ «خاطراتم در بریتانیا»
دکتر عبدالله خاطر / ترجمه: ابراهیم کیانی درمیان
بنده، حدود سه سال در لندن زندگی کردهام. در این مدت درسم را در رشتهی روانپزشکی دنبال میکردم و در عین حال در یکی از مساجد آنجا به نام پیکهام فعالیت داشتم. جوانان خوبی از کشورهای اسلامی به این مسجد رفت و آمد داشتند. من در پایتخت انگلستان چیزهایی دیدم که خوبست آنها را به قلم درآورم.
من مشاهدات خودم را بهصورت یک مجموعه درمیآورم تا مطالعهی آنها، برای همه، درس و عبرتی باشد. [از مقدمهٔ کتاب]
دانلود کتاب به صورت سند مایکروسافت وُرد
منبع: کتابخانهٔ عقیده
نقش صلح در گسترش اسلام
دکتر جعفر شیخ ادریس / ترجمه: ابوعامر
رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیمان صلح حدیبیه را با قریش در مکه امضا نمود و سپس به همراه یاران خود به مدینه بازگشت؛ در حالی که آنان در مسیر بازگشت بودند سورهٔ فتح بر وی نازل گردید: {إنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُّبِيناً} (ما تو را پیروزی بخشیدیم [چه] پیروزی آشکاری!)
مردی با حالت تعجب از او پرسید: آیا این فتح است؟
رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «آری، قسم به آنکه جانم در دست اوست، این فتح [حقیقی] است».(1)
چرا آن مرد (که عمر بن خطاب رضی الله عنه) بود این سوال را با تعجب پرسید؟ و اصلا فتح حدیبیه چه نوع فتحی بود؟ و آیا در این داستان عبرتی برای ما ـ در شرایط کنونی ـ وجود دارد؟ دنباله این نوشته …
فرايشان خوانيد پیش از آنكه فرايتان خوانند
نویسنده: حیان بن مثنی الیافعی / ترجمه: عادل حیدری
او را در نیویورک ملاقات کردم… مردی که دوستدار دعوت بود و فرصتی را نمییافت مگر آنرا در راستای نشر خیر غنیمت میشمرد، حتی پلیس نیویورک را نگه میداشت و آنها را بسوی اسلام فرا میخواند چنانکه خود با چشمان خودم میدیدم، برای مناظره به کلیساهای مسیحیان میرفت تا حجت را بر آنها اقامه نماید. دنباله این نوشته …
امر به معروف و نهی از منکر
خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی
مسجد نبوی شریف: جمعه 28 صفر 1431 برابر با 23 بهمن 1388 دنباله این نوشته …
نصیحت؛ فضیلت، جایگاه و احکام آن
خطیب: دکتر صالح بن حمید
مسجدالحرام: 17 ذی الحجه 1430 برابر با 13 آذر 1388
تعلیم و تربیت در پرتو روشهای نبوی
متن سخنرانی شیخ عبدالرحیم خطیبی استاد دانشکده دعوت واصول دین بندر عباس وامام جمعۀ شهرستان قشم در مراسم اختتامیه سال تحصیلی 82-81 مدرسه علوم دینی بندرعباس
الحمدلله والصلاة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین سیدنا ونبینا محمد وعلی آله وصحبه اجمعین اما بعد:
با استعانت از پروردگار وبا درود بی کران به روح پرفتوح بنیانگذار این مدرسه و عرض ارادت به تمامی مشتاقان علم و دانش و دوستداران علم که این مجلس را با حضور نورانی خودشان منور فرموده اند و با تشکر ازعزیزانی که قدم رنجه فرموده و در این مجلس قدم نهاده اند . دنباله این نوشته …
تجربهای کم نظیر از یک جوان دوستدارِ مسجد
ترجمه: ابوعمر انصاری
برادران گرامی
از شما اجازه میخواهم تجربهای کمنظیر و برجسته را برای شما بازگو کنم… از دوستم به نام سعید… و امیدوارم بازگو کردن این تجربه به نویسنده، خواننده و نقلکنندهی آن نفع برساند.
سعید جوانی است تقریبا ۳۷ ساله … یعنی جوانی در عنفوان جوانی – به قول معروف- دربارهی سعید شاید بتوان گفت که جوانی بسیار عادی است… وضع ظاهریش و کارهایش…
سعید در مسجدی که کمی از مسجد محلهی ما دور تر است نماز میخواند… دنباله این نوشته …
کتاب «قواعد فهم عقیده و رفتار با مخالف»
استاد دکتر احمد بن سعد / ترجمه: ابوعمر انصاری
می دانیم که این دین برای همه ی انسانهاست، نه فقط برای گروهی مشخص که هرآنکس را بخواهند وارد و هر کس را که نخواسته از دین خارج کنند.
و اینکه اختلاف امری است حتمی که نمی توانیم آنرا به طور کامل برداریم زیرا عقل و درک ها متفاوت است و زبانها، معانی، علوم دین و احکامش وسیع هستند.
و هرکس گمان کند که می تواند انسانها را با یک فکر و فهم متفق کند اشتباه کرده است. دنباله این نوشته …
زن روسپی و بندهٔ صالح
يوسف الحاج أحمد / ترجمه: ابوعمر انصاری
اين داستاني است كه شيخ علي الطنطاوي از ميان خاطرات زيبايش برايمان حكايت مي كند و ما را به مصر سرزمين كنانة مي كشاند، دياري كه در آن دانشگاه أزهر جايگاه علماي بزرگ خودنمايي مي كند.
مي گويد: ازميان علماي أزهر شيخ باوقاري بود كه از دنيا به جز دانشگاه أزهر كه در آن به تدريس مشغول بود و خانه اش كه در نزديكي آن قرار داشت و راه ميان آن دو چيزي را نمي شناخت. دنباله این نوشته …
دینم در برابر 20 پنی
ترجمه: ابوعامر
در یکی از سایت ها داستان عبرت آمیزی را که امام یکی از مساجد لندن درباره حادثه ای که برای خودش پیش آمده خواندم. این امام تعریف می کند:
به یکی از مساجد داخل شهر لندن منتقل شدم که کمی از محل زندگی ام دور بود. هر روز با اتوبوس از مسجدم به خانه برمی گشتم.
چند هفته ای می شد که این مسیر را با اتوبوس طی می کردم که یک روز حادثه ی نه چندان مهمی برایم رخ داد… دنباله این نوشته …
در برزیل بودم…
ترجمه: ابوعمر انصاری
براي انجام كاري به شهر سائوپائولو دربرزيل رفته بودم و در يكي از هتلهاي شهر كه به مركز اسلامي نزديك بود ساكن بودم.
در يكي از روزها براي اداي نماز صبح به مسجد مركز رفتم.
هوا سرد بود وباران مي باريد… هنگامي كه وارد مسجد شدم احساس آرامش عجيبي روح وجسدم را فرا گرفت. ولي… دنباله این نوشته …
اسلام با رفتار مسلمانان گسترش یافت
روايت كرده اند كه مردي صالح و زاهد عاملان و كارگزاران خود را سفارش مي كرد كه عيب كالايش را هنگام فروش به مردم بگويند و آنها را فريب ندهند.
بعد از اين تذكر هر خريداري كه به قصد خريد كالا وارد مغازه او مي شد عيب كالا و اجناس را به اطلاع او مي رساندند.
روزي شخصي يهودي به قصد خريد پيراهن وارد مغازه شد. از قضا پيراهني را انتخاب كرد كه ايراد داشت. آن مرد در مغازه نبود و شاگردش به اين نيت كه خريدار يهودي است، ضرورتي نديد كه ايراد پيراهن را به او گوشزد كند. دنباله این نوشته …
اسلام با چه سرعتی در اروپا رشد میکند؟
نویسنده: سید احمد هاشمی
مقاله ای که در پیش رو داريد، محصول خیالبافی یک مسلمان متعصب و خوشخیال نیست، بلکه بر عکس؛ نوشته کسی است بنام روبرت اسپنسر، که علیرغم شکل ظاهریش از منتقدین سرسخت اسلام است. وی در اين راستا هفت کتاب، ده پژوهش، وبیش از دویست مقاله در باره تروریسم و نقد اسلام وبخصوص جهاد، در امریکا منتشر کرده است.
اين مقاله-همانطور که خواهید دید- گرچه نژادپرستانه و يکسونگرانه نگاشته شده است، ولی برای خواننده مسلمان گويای يک حقیقت است، وآن اينکه اسلامهراسی (Islamophobia) در غرب از خیال به واقعیت تبدیل می شود، واروپای پیر، با رشد منفی جمعيت وبا چشمانی نگران، نظاره گر اين وضع است، و به نظر می رسد چاره ای جز تسلیم در مقابل این پدیده ندارد.
شاید بپرسید: چرا این مقاله را ترجمه کرده وآنرا در سایت گذاشته اید؟ دنباله این نوشته …

