<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; ایمان به آخرت</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/iaman-be-akherat/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>40 بدعت و اشتباه جنائز</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3756</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3756#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 27 Jun 2011 14:02:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3756</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر مرگ پایان کار انسان نیست و تنها پایان یک مرحله و آغاز یک مرحلهٔ جدید از مسیر انسان به سوی آخرت است. دین ما همانطور که برای زندگیِ ما برنامه و منهج دارد، همانطور نیز در مورد مرگ و نگاه به آن رهنمودهایی ارائه داده است. مجموعه‌ای که پیش روی شما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;"><a href="http://www.bidary.net/archives/3756"><img class="alignright size-full wp-image-3757" title="40-bedat-janaez" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/40-bedat-janaez.jpg" alt="" width="100" height="107" /></a>ترجمه و بازنویسی: ابوعامر</h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">مرگ پایان کار انسان نیست و تنها پایان یک مرحله و آغاز یک مرحلهٔ جدید از مسیر انسان به سوی آخرت است. دین ما همانطور که برای زندگیِ ما برنامه و منهج دارد، همانطور نیز در مورد مرگ و نگاه به آن رهنمودهایی ارائه داده است. مجموعه‌ای که پیش روی شما است <span style="color: #ff0000;">چهل مورد از اشتباهات ما در مورد نگرش به مرگ و همینطور اشتباهات و بدعت‌های جنائز</span> را بیان نموده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">همانطور که می‌دانید پس از وفات یک انسانِ مسلمان، وظائفی بر عهدهٔ دیگر مسلمانان نهاده می‌شود از جمله انجام وصیت و غسل و کفن و دفن و دیگر موارد&#8230; در این میان برخی بدعت‌ها که دین ما از آن نهی نموده است وارد مسالهٔ جنائز شده است که به طور مختصر به آن پرداخته‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">دلائل شرعی هر کدام از این چهل مورد را می‌توانید با رجوع به کتاب‌هایی در همین زمینه و همینطور منابع اساسی سنت، بیابید.</span><span id="more-3756"></span></p>
<p style="text-align: justify;">1-  طولانی نمودن آرزو و غفلت از یاد مرگ و ترک نمودن وصیت به خاطر امید در زنده ماندن. چه بسا در صورت عدم وصیت بازماندگان از قرض یا حقی که بر گردن انسان هست بی‌خبر بمانند و نتوانند آن را ادا نمایند و آن حق بر گردن شخص باقی بماند.</p>
<p style="text-align: justify;">2- خواندن سورهٔ یاسین بر فرد در حال مرگ. حدیثی که در این مورد روایت شده ضعیف است و قابل استناد نمی‌باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">3- گذاشتن قرآن کنار سرِ فردِ در حال احتضار و یا قرار دادن قرآن در دست راست مرده تا به عنوان قرار گرفتن کتاب اعمالش در دست راست تعبیر شود!</p>
<p style="text-align: justify;">4- اعتقاد بعضی از مردم مبنی بر اینکه روح مرده در مکانی که در آنجا فوت کرده باقی می ماند. این اعتقادی اسلامی نیست، روح آنطور که برخی ادیان اعتقاد دارند آزاد نیست که هر کاری بکند.</p>
<p style="text-align: justify;">5- قرار دادن خاک در چشمان میت و گفتن جملهٔ: «پر نمی‌کند چشمان فرزند آدم را جز خاک»!</p>
<p style="text-align: justify;">6- برخی پس از مرگ نزدیکانِ خود برای مدتی ریش می‌گذارند و پس از پایان مدت عزاداری دوباره آن را تیغ می‌زنند در حالی که گذاشتن محاسن همیشه جزو آداب و سنت‌های اسلامی است، نه تنها در شرایط خاص.</p>
<p style="text-align: justify;">7- استفاده ننمودن از وسائلی که مرده از آنها استفاده می‌کرده است به علت نحس دانستن آن!</p>
<p style="text-align: justify;">8- گفتن عبارت «فاتحه برای روح فلانی» پس از شنیدن خبر وفات آن فرد. فاتحه نام سورهٔ حمد است که متاسفانه هم‌اکنون حتی به دعای خیر برای میت هم فاتحه می‌گویند!</p>
<p style="text-align: justify;">9- ذکر با صدای بلند در هنگام غسلِ میت و تشییع جنازه.</p>
<p style="text-align: justify;">10- مکلف نمودن فرد جاهل نسبت به سنت پیامبر برای غسلِ میت. واجب است برای غسل میت شخصی انتخاب شود که به سنت پیامبر آگاه باشد.</p>
<p style="text-align: justify;">11- تکرار نمودن اذکار خاص در هنگام شستن هر عضو از اعضای میت در حالی که ذکر خاصی در این مورد از پیامبر نقل نشده است.</p>
<p style="text-align: justify;">12- نوحه‌خوانی و داد و بی‌داد و فریاد کشیدن و نفرین نمودن و بیرون آمدن زنان در این حالت و با سر و رو و سینهٔ برهنه و زدن بر سر و سینه و خراشیدن صورت و&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">13- اجاره کردن زنانی که با نوحه‌خوانی زنان را برای گریه کردن بیشتر تشویق کنند!</p>
<p style="text-align: justify;">14- برگزار نمودن مراسم ختم و درست کردن غذا برای مرده و فخر فروختن به دیگران در هر چه باشکوهتر برگزار کردن این مراسم و دعوت نمودن از قاریان برای خواندن قرآن و یا پخش قرآن از طریق ضبط صوت.</p>
<p style="text-align: justify;">15- توزیع قلیان برای حاضرین در مراسم و کشیدن سیگار. (کشیدن سیگار و قلیان در همه حال حرام است. در برخی از این مراسم‌ها مردم در حالی که قرآن از ضبط صوت در حال پخش است به گپ و گفتگو و شوخی و خنده و کشیدن سیگار و قلیان مشغولند که این خود بی‌احترامی در حق کلام خداوند است).</p>
<p style="text-align: justify;">16- انتقال میت به شهرهای دوردست برای دفن در قبور صالحین.</p>
<p style="text-align: justify;">17- تزیین تابوت و حمل پرچم مقابل آن.</p>
<p style="text-align: justify;">18- حمل کردن گل و عکس میت و پخش کردن هدایا در هنگام تشییع جنازه.</p>
<p style="text-align: justify;">19- قربانی کردن گوسفند هنگام خروج جنازه از خانه کنارِ درب خانه.</p>
<p style="text-align: justify;">20- اعتقاد برخی مبنی بر این که جنازه اگر مربوط به فرد صالحی باشد سبک خواهد بود و حملش آسان است!</p>
<p style="text-align: justify;">21- گفتن «لا اله الا الله» توسط برخی با صدای بلند و تکرار کردن بقیه در هنگام حمل جنازه به سوی قبرستان.</p>
<p style="text-align: justify;">22- ذکر با صدای بلند و یا خواندن قرآن و بعضی از قصاید با صدای بلند در هنگام حمل جنازه. واجب است در هنگام حمل جنازه سکوت رعایت شود.</p>
<p style="text-align: justify;">23- آرام حمل کردن جنازه و یا دویدن در هنگام حمل آن که هر دو اشتباه است و سنت این است که در هنگام حمل جنازه به سرعت حرکت کنیم اما ندویم چون دویدن باعث تکان خوردن میت می‌شود که موجب بی‌احترامی به میت است.</p>
<p style="text-align: justify;">24- به تاخیر انداختن نماز میت در انتظار رسیدن نزدیکان و یا خویشاوندان. سنت این است که میت هر چه سریعتر آماده شود و بر وی نماز گزارده و دفن شود و هر کدام از خویشاوندان او بعدا می‌توانند بر او کنار قبرش نماز میت بخوانند. (گرچه در احادیث از نماز خواندن در قبرستان‌ها نهی شده است اما نماز میت در واقع بیشتر دعا است تا نماز، و رکوع و سجده ندارد و از این نهی مستثنا است)</p>
<p style="text-align: justify;">25- نماز نخواندن بر جنین سقط شده اگر بیش از چهار ماه در شکم بوده باشد. سنت این است که بر او نماز خوانده شود زیرا روح بر وی دمیده شده است و به عنوان انسان محسوب می‌شود و نه  یک تکه گوشت.</p>
<p style="text-align: justify;">26- خواندن دعای استفتاح هنگام نماز بر میت. (نماز میت دعای استفتاح ندارد و پس از تکبیر سورهٔ حمد خوانده می‌شود)</p>
<p style="text-align: justify;">27- دعا به صورت دست جمعی هنگام آماده شدن میت برای دفن.</p>
<p style="text-align: justify;">28- عدم عبرت‌گیری در هنگام تشییع جنازه و غافل بودن از اینکه روزی باید این مرحله را طی کنیم. چه بسا بسیاری از مردم در هنگام تشییع جنازه به شوخی و گپ و گفتگو با هم مشغولند؛ کسی چه می‌داند شاید خود آن‌ها نفر بعدی باشند!</p>
<p style="text-align: justify;">29- پاشیدن گلاب بر روی میت و بر روی قبر. این کار هیچ فایده‌ای برای میت ندارد و تنها نوعی هدر دادن مال است و هیچ دلیلی از سنت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">30- بد دانستن دفن میت به هنگام شب؛ درست این است که دفن در شب هیچ اشکالی ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">31- تلقین نمودن مرده به این صورت که به او گفته شود: ای بندهٔ خدا هنگامی که دو فرشته آمدند و از تو پرسیدند خدایت کیست؟ بگو پروردگار من الله است و اگر پرسیدند: پیامبرت کیست: بگو محمد فرستاده خداوند. و اینگونه تلقین بدعت است. (تلقین صحیح در هنگام احتضار فرد می‌باشد نه پس از مرگش و شخصی که در زندگی خود موحد بوده و از رهنمود های رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیروی می‌نموده نیازی به چنین تلقینی ندارد و خود از پس سوال دو فرشته بر می‌آید اما آنکه در زندگی از خدا و رسول پیروی ننموده باشد حتی با چنین تلقینی نخواهد توانست به دو فرشته جواب دهد).</p>
<p style="text-align: justify;">32- خواندن سورهٔ فاتحه کنار سر میت و مقدمهٔ سوره بقره کنار پاهایش در هنگام دفن.</p>
<p style="text-align: justify;">33- گفتن این گونه جملات: «فلانی در آرامگاه ابدی خود دفن شد» یا نوشتن آن بر روی قبر. این اعتقاد کسانی است که به رستاخیز (قیامت) و بهشت و جهنم اعتقاد ندارند. (قبر برای همه آرامگاه نیست و از سوی دیگر ابدی هم نیست و تنها یک مرحلهٔ موقت است و در قیامت همه از قبرهای خود برانگیخته خواهند شد)</p>
<p style="text-align: justify;">34- برگشتن سریع از قبرستان پس از دفن. سنت این است که پس از دفن کمی بایستیم و برای میت استغفار نماییم و از خداوند برای او پایداری بخواهیم.</p>
<p style="text-align: justify;">35- ساختن قبرها و تزیین نمودن آنها با سنگ مرمر و یا سیمان و آجر و یا قرار دادن آن در محفظه‌های آهنی و آلومینیومی و روشن نمودن چراغ و یا فانوس و شمع کنار آن و کاشی کاری کردن زمین آن و قرار دادن سنگ قبر و نوشتن نام میت و روز تولد و وفاتش بر آن و نوشتن اشعار و &#8230; بر آن و تمام اینها اموری است که پیامبر اسلام ما را از آنها نهی نموده و از بدعت‌های منکر است که باعث هدر دادن مال است و هیچ فایده‌ای برای میت ندارد.</p>
<p style="text-align: justify;">36- اهانت به قبور و مردگان از طریق راه رفتن و یا نشستن بر روی قبور و ریختن آشغال بر آنها.</p>
<p style="text-align: justify;">37- مختل نمودن زندگی به مدت طولانی پس از وفات شخص به ادعای احترام مرده. صحیح این است که پس از سه روز تسلیت گویی باید کم کم به زندگی عادی بازگشت. (البته تسلیت گفتن پس از سه روز نیز جایز است)</p>
<p style="text-align: justify;">38- گذاشتن قرآن در بلندگوی مساجد برای آگاه شدن مردم از وفات شخص و همچنین پخش قرآن از ضبط صوت در مراسم ترحیم. این کار در واقع جنایت در حق قرآن است چرا که آن را در حد ناقوس کلیسا و «خبر بد» پایین آورده و باعث شده است بسیاری از مردم با شنیدن قرآن به یاد مرگ و مصیبت بیفتند که این خود باعث دوری آن‌ها و نسل‌های جدید از قرآن می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;">39- درست کردن غذا در خانهٔ شخص میت و خرج‌های سنگین برای این امر. صحابه این کار را جزو بدعت‌های جاهلیت می‌دانستند و سنت این است که در روزهای اول پس از وفات، همسایه‌ها و خویشاوندان برای خانوادهٔ متوفیٰ غذا بپزند نه برعکس!</p>
<p style="text-align: justify;">40- برگزاری مراسم سه روز و هفته و چهلم و چهارماه و سالگرد برای میت و صرف هزینه‌های کلان برای آن.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #333399;">بدیهی است بازگشت به راه و روش پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در همهٔ امور زندگی ضامن خوشبختی و زندگی نیک در دنیا و آخرت است. بیشتر این بدعت‌ها تنها رسم‌ها و سنت‌های اشتباه و دست و پاگیری هستند که بیشتر سنگینی آن بر دوش خانوادهٔ شخص میت خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #888888;">منبع: بدع الجنائز، ناشر دار ابن خزیمة.</span></p>
<p style="text-align: justify;">برای اطلاع بیشتر از احکام جنائز به کتاب «احکام جنائز» نوشتهٔ علامه ناصر الدین آلبانی مراجعه کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3756/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسبابِ پایانِ بد (سوء خاتمه)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3753</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3753#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 26 Jun 2011 21:27:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3753</guid>
		<description><![CDATA[عبدالله بن عبدالمحسن الترکی / ترجمه: عبدالحمید مهرآبادی اسبابی که منشاء پایان بد (سوء خاتمه) برای انسان هستند به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شوند: 1- تأخیر در توبه 2- آرزوهای طولانی 3-حبّ معصیت و انجام آن 4- خودکشی 1- تأخیر در توبه آن‌چه بر همه مسلمانان واجب است این است که در تمام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3754" title="asbab-payane-bad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/asbab-payane-bad.jpg" alt="" width="100" height="116" />عبدالله بن عبدالمحسن الترکی / ترجمه: عبدالحمید مهرآبادی</h4>
<p>اسبابی که منشاء پایان بد (سوء خاتمه) برای انسان هستند به طور کلی به چهار دسته تقسیم می‌شوند:</p>
<p>1- تأخیر در توبه 2- آرزوهای طولانی 3-حبّ معصیت و انجام آن 4- خودکشی<span id="more-3753"></span></p>
<h4>1- تأخیر در توبه</h4>
<p>آن‌چه بر همه مسلمانان واجب است این است که در تمام دوران و لحظات زندگی به سوی الله (عزو جل) رجوع کنند و به درگاه او توبه و استغفار نمایند. الله (عزو جل) در قرآن فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتُوبُوا إِلَى اللهِ جَمِيعًا أَيُّهَا المُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ</span>} [النور:31]</p>
<p>«ای مومنان به سوی خداوند رجوع کنید تا رستگار شوید».</p>
<p>همان‌طور که می‌دانید رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) معصوم است و تمامی گناهان گذشته و آیندهٔ او بخشیده شده است با این حال روزی صدبار به سوی خداوند توبه و استغفار می‌کردند.</p>
<p>اغر مزنی روایت می‌کند که رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">يَا أَيُّهَا النَّاسُ، تُوبُوا إِلَى رَبِّكُمْ، فَإِنِّي أَتُوبُ إِلَيْهِ فِي الْيَوْمِ مِئَةَ مَرَّةٍ</span>»</p>
<p>«<span style="color: #008000;">ای مردم به سوی خداوند توبه و رجوع کنید زیرا من روزی صدبار به سوی او توبه می‌کنم</span>».</p>
<p>و در جایی فرموده است: «<span style="color: #008000;">التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ</span>» یعنی: «<span style="color: #008000;">توبه‌کنندهٔ از گناه مانند شخصی است، که گناه ندارد</span>».</p>
<p>اگر شخصی از آماج حملات وساوس و فریب شیطان که به وسیله آن انسان را گمراه می‌کند نجات یافت و دچار وساوس شیطانی نشد او پیروز شده است. زیرا شیطان در دل انسان رسوخ می‌کند و به او می‌گوید، که برای رجوع به سوی خداوند و فرصت زیادی دارد و او را با فکر و وسوسه خود فریب می‌دهد تا در توبه تأخیر کند. و همچنین در دلش وسوسه می‌کند که اگر توبه کردی و بعد از آن بار دیگر مرتکب آن گناه شدی، توبه اصلا پذیرفته نمی‌شود یا این که می‌گوید: ای انسان تو حالا جوان هستی از این جوانی و شکوفهٔ عمرت استفاده کامل را بگیرد و خود را در این مدت زیاد پای‌بند به طاعت و بندگی قرار نده، و هنگامی که به سن کهولت (50 تا 60) رسیدی توبهٔ نصوح خواهی کرد. در آن وقت مسجد را بر خود لازم بگیر و اعمالی را انجام بده تا مقرّب درگاه الهی شوی.</p>
<p>امّا ای انسان آگاه باش که اینها همه وساوس شیطانی است و چه بسا افراد هستند که به سن کهولت نمی‌رسند یا فرصت توبه را دست نمی‌آورند.</p>
<p>در آیات و احادیث است که اگر صدبار توبه کردی و بعد از آن گناه انجام دادی از درگاه الهی ناامید مشو، همچنین بعضی از بزرگان فرموده‌اند که همین که در توبه، امروز و فردا کردی، یکی از وساوس شیطانی است و شیطان همیشه در این فکر است، که انسان را از حق منحرف گرداند برای مومن مقید به امور شرعی و انسان مفرط (که از احکام شرع غافل شده است)، مثالی زده‌اند فرموده‌اند: مثال این دو شخص مانند قومی است که اراده سفر به شهری را دارند؛ هنگامی که در این سفر حرکت می‌کند و به مقصد می‌رسد در میان ایشان دو نفر هستند. که یکی به محض رسیدن به مقصد، به فکر کارهای خویش می‌افتد و به شهر رهسپار می‌شود. تمام مایحتاج سفر خود را آماده و مهیا می‌کند. و کوله بار سفر را برای برگشت می‌بندد و خوب فکر می‌کند که چه چیزی در طول مسافرت لازم است همه را مهیا می‌کند و شادمان، منتظر اعلان حرکت است. اما شخص دیگر از اوّل که به مقصد رسیده، هیچ به فکر سفر خود نیست و با خود می‌گوید «فردا به شهر می‌روم و مایحتاج خود را آماده می‌کنم». تا اینکه امیر قافله اعلان حرکت می‌دهد و هیچ فرصتی برای تأمین مایحتاج خود را ندارد.</p>
<p>دنیا به منزلهٔ همین شهر است که باید انسان برای سرای آخرت تمام زاد و توشهٔ خود را مهیا کنند و آمادهٔ سفر به دار آخرت باشد؛ مومن راسخ هنگامی که در این دنیای فانی است به فکر آخرت است و عمل نیکو انجام می‌دهد و تمام امور شرعی را مطابق با قرآن و سنّت رسول ‌(صلی الله علیه وآله وسلم) انجام می‌دهد و هنگامی که مرگ به سراغش می‌آید، با آغوش باز از او استقبال می‌کند و خوشحال است که به ملاقات پروردگار و جنّت‌المأوی که تمامی نعمت‌ها در آن یافت می‌شود می‌رود اما شخصی که در انجام امور شرعی کوتاهی می‌کنند مانند همان مسافرت غافل است که هیچ زاد و توشه‌ای برای خود آماده نکرده و هنگامی که مرگ به سراغش بیاید بسیار ناراحت می‌شود و در آن هنگام افسوس می‌خورد که ای کاش عمل نیکو انجام می‌دادم و زاد و توشه‌ای برای آخرتم برمی‌داشتم امّا این افسوس خوردن جز ندامت و پشیمانی نتیجهٔ دیگری ندارد و در آن هنگام می‌گوید.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">رَبِّ ارْجِعُونِ (99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ</span>} [المؤمنون:99-100]</p>
<p>«پروردگارا! مرا به دنیا برگردان تا عمل صالح انجام دهم».</p>
<p>اما در این وقت هیچ چیزی نصیب او نمی‌شود و توبهٔ او نیز پذیرفته نخواهد شد.</p>
<h4>2- آرزوهای طولانی</h4>
<p>سبب بدبختی بسیاری از مردم همین آرزوهای طولانی است، طوری که شیطان آنها را وسوسه می‌کند و در مقابل چشمانشان عمر زیادی را به تصویر می‌کشد و آنها را طوری وسوسه می‌کند که از آخرت غافل می‌شوند و مدام در این فکرند که چگونه به این آرزوهای خود برسند و هیچ‌گاه مرگ دیگران را نیز به یاد نمی‌آورند و از مرگ دیگران عبرت نمی‌گیرند زیرا که به لذات و خوشگذرانی دنیا مشغول شده‌اند و محبت دنیا جلو چشمانشان را گرفته است و چشم بصیرت هم ندارند که با چشم بصیرت به دنیا نظر کنند که این دنیا مانند باد، زودگذر است. و رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)، امت خود را از دو چیز بر حذر داشته‌اند و می‌فرمایند: «<span style="color: #008000;">إِنَّ أَشَدَّ مَا أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ خَصْلَتَيْنِ: اتِّبَاعَ الْهَوَى وَطُولَ الْأَمَلِ، فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَإِنَّهُ يَعْدِلُ عَنِ الْحَقِّ، وَأَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَالْحُبُّ لِلدُّنْيَا</span>»</p>
<p>پیامبر فرمود: که «<span style="color: #008000;">من در مورد دو چیز برای شما می‌ترسم: پیروی از هواهای نفسانی و آرزوهای طولانی؛ پیروی هواهای نفسانی شما را از حق منحرف می‌کند، و آرزوهای طولانی سبب افزایش محبت دنیا در قلوب شما می‌گردد</span>».</p>
<p>انسان باید آخرت را بر دنیا ترجیح دهد و اول به فکر آباد کردن خانهٔ آخرت خود باشد. زیرا آباد کردن خانهٔ آخرت اصل است و بعد به فکر دنیا باشد، زیرا دنیا محل کشت است و آخرت محل برداشت؛ کشت همان عمل صالح می‌باشد و هر طور کشت کردی به همان طریق کشت خود را برداشت می‌کنی، و انسان باید به گونه‌ای در دنیا عمل کند که خداوند او را با منعمین درگاه خود محشور گرداند زیرا آنها به فکر خانهٔ آخرت خود بودند و دنیا در مقابل چشمان آنان هیچ ارزشی نداشت. منعمان واقعی چهار گروه هستند که خداوند آنها را در قرآن ذکر نموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يُطِعِ اللهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَئِكَ رَفِيقًا</span>} [النساء:69]</p>
<p>1-انبیا 2- راست‌گویان 3- شهدا 4- صالحین؛ اما در مقابل کسی که دنیا را بر آخرت خود ترجیح داد، آثار و علایم محبت دنیا در وجودش ظاهر است و آن شخص مشغول به زیورآلات و لذات دنیا است و چنین شخصی خودش موجبات هلاکت خویش را فراهم آورده و خداوند او را از آخرت و از حشر با منعمان درگاهش محروم می‌گرداند.</p>
<p>اما آثار و علایم قصر (آرزوهای کوتاه) در دو چیز است: 1- مبادرت و سبقت به سوی اعمال خیر و نیکو 2- غنیمت شمردن اوقات زودگذر عمر، زیرا مدت عمر انسان از طرف الله (عزو جل) مقدر است و کم و زیاد نمی‌شود و در اختیار او است و هرچه از دست رفت هیچ‌گاه بر نمی‌گردد.</p>
<p>رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در حدیثی ما را به سبقت گرفتن در هفت چیز امر کرده است و فرموده: «<span style="color: #008000;">بادِرُوا بِالأَعْمَالِ سَبْعاً، هَلْ تَنْتَظِرُونَ إلاَّ فَقراً مُنسياً، أَوْ غِنىً مُطغِياً، أَوْ مَرَضاً مُفسِداً، أَوْ هَرَماً مُفْنداً، أَوْ مَوتاً مُجْهزاً، أَوْ الدَّجَّالَ فَشَرُّ غَائِبٍ يُنْتَظَرُ، أَوْ السَّاعَةَ فالسَّاعَةُ أدهَى وَأَمَرُّ</span>»</p>
<p>«<span style="color: #008000;">پیش از هفت چیز به انجام اعمال صالحه بشتابید: آیا انتظار می‌کشید مگر فقری را که شما را به فراموشی وا دارد یا ثروتی که شما را طغیانگر سازد، یا بیماری که وجودتان را فاسد کند یا پیریی که شما را خَرِفْ و تنبل کند یا مرگی که شما را به شتاب دریابد و یا دجّال که بدترین غایبی است که انتظارش را می‌کشند. یا قیامت که حقا قیامت، بزرگترین آزمون و تلخ‌ترین‌شان است</span>».</p>
<p>حضرت عبدالله بن عمر(رضی الله عنهما) روایت می‌کند که روزی رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) شانه‌های مرا گرفتند و فرمودند:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ ، أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ</span>» «<span style="color: #008000;">در دنیا مانند شخص بیگانه یا مسافر زندگی کن</span>» زیرا شخص مسافر به جایی که داخل می‌شود. کارش را انجام می‌دهد. و می‌رود. شما هم در دنیا مانند آنها باشید. در این دنیا آمده‌اید تا عمل نیکو انجام دهید. و برای آخرت زاد و توشه بردارید و کوچ کنید.</p>
<p>عبدالله بن عمر(رضی الله عنهما)  فرمود: «<span style="color: #3366ff;">إِذَا أَمْسَيْتَ فَلَا تَنْتَظِرِ الصَّبَاحَ، وَإِذَا أَصْبَحْتَ فَلَا تَنْتَظِرِ الْمَسَاءَ، وَخُذْ مِنْ صِحَّتِكَ لِمَرَضِكَ وَمِنْ حَيَاتِكَ لِمَوْتِكَ</span>»</p>
<p>«<span style="color: #3366ff;">ای انسان هنگامی که شب کردی، در انتظار صبح مباش و اگر به صبح رسیدی در انتظار شب مباش و از وقت سلامتی برای بیماری خود و از حیات برای بعد از مردن خود توشه بگیر</span>» یعنی عمل صالح انجام ده و در انجام افعال نیک تأخیر مکن که اگر بیماری یا مرگ به سراغت بیاید در آن وقت استطاعت نداری که عمل نیکو انجام دهی.</p>
<p>و رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) مومنان را نصیحت می‌کند که به سوی آرزوهای طولانی نشتابند و با چشم بصیرت به دنیا بنگرند زیرا دنیا مانند باد، زود گذر است چنانکه در قصهٔ حضرت سلیمان که مورچه‌ای ایشان را نصیحت می‌کرد از ایشان سوال کرد که ای سلیمان آیا می‌دانی چرا خداوند باد را در اختیار تو قرار داد؟ فرمود «خیر»؛ مورچه گفت: بخاطر اینکه دنیا مانند باد است، کسی که بر دنیا اعتماد کرد مانند آن است که بر باد اعتماد کرده و یکی از صفات باد این است که یک بار می‌وزد و یک بار نمی‌وزد و سریع می‌رود.</p>
<h4>3- حب معصیت و انجام گناه</h4>
<p>هنگامی که انسان با گناه مانوس شد و گناه را به کرّات انجام داد و به درگاه الهی رجوع نکرد. شیطان لعین بر وجود و فکر او غالب می‌شود تا اینکه او را از هدف اصلی که رضایت الهی و رسیدن به جنت است باز می‌دارد و حتی در لحظات آخر حیاتش نیز او را تنها نمی‌گذارد یعنی به گونه‌ای بر او مستولی می‌شود. که هر چه خویشاوندان و اطرافیانش کلمه شهادت را به او تلقین می‌کنند. گناه و معصیت بر فکرش غالب می‌شود و استطاعت ندارد کلمه شهادتین را بر زبان جاری کند و از کارهایی که قبل از مرگ انجام می‌داده است صحبت می‌کند و بدون کلمه شهادتین و با همان حالت فجیع از دنیا رخت سفر برمی‌بندد.</p>
<p>در این باره چند قصه بیان شده است که ذکر آن در اینجا بی‌فاید نخواهد بود:</p>
<p>1- مردی در بازار دلال بود و خرید و فروش می‌کرد. هنگامی که مرگش فرا رسید و در بستر مرگ افتاد، فرزندانش قصد داشتند. شهادتین را به او تلقین کنند و به نزدش آمدند. و در حالی که شهادتین را به او تلقین می‌کردند، او در جواب می‌گفت (5، 4 تومان 5، 5 تومان 5، 4 تومان) و اصلا قادر به گفتن کلمهٔ شهادتین نشد و بدون کلمه از دنیا رفت.</p>
<p>2- شخص دیگری مرگش فرا رسید؛ به او گفتند کلمهٔ شهادتین را بر زبان جاری کن. در جواب می‌گفت:</p>
<p style="text-align: center;">یا رب قائله یوما و قد تعبت / کیف الطریق الی حمام منجاب</p>
<p>3- شخص دیگری مرگش فرا رسید. به او گفتند: «کلمه شهادتین را بر زبان جاری کن»</p>
<p>در جواب اظهار بی‌نیازی می‌کرد و می‌گفت: «من به این کلمه نیازی ندارم»</p>
<p>خداوند (عزو جل) بر زبان من و شما و تمامی مسلمین کلمه شهادتین را جاری گرداند. چه بسا مرگ در حالی به سراغ انسان می‌آید که او مشغول معصیت و گناه است و الله (عزو جل) بر او غضب می‌کند و روحش در همان حالی که به خشم الهی دچار شده از بدن جدا می‌شود و بر همان حال در حضور الهی قرار می‌گیرد و رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده‌اند: «<span style="color: #008000;">مَنْ مَاتَ عَلَى شَيْءٍ بَعَثَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ</span>» «<span style="color: #008000;">الله (عزو جل) بندگان خود را بر همان حالی که جان آنها را قبض کرده است، محشور می‌گرداند</span>».</p>
<h4>4- خودکشی</h4>
<p>هنگامی که به انسان مصیبت و بلایی رسید و در مقابل صبر کرد و از خداوند اجر و پاداش طلب نمود، خداوند نیز پاداش بسیاری زیادی نصیب او می‌کند. اما اگر در مقابل بی‌صبری کرد و از زندگی به تنگ آمد و خودکشی را بهترین روش خلاص از این مشکلات و مصائب خود یافت، بدون هیچ شکی به سوی معصیت و غضب الهی روی آورده و غضب خداوند را برای خود فراهم آورده است و نفسی را به ناحق از بین برده است.</p>
<p>حضرت ابوهریره (رضی الله عنه) از رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می‌کند که فرمود: «<span style="color: #008000;">الَّذِي يَخْنُقُ نَفْسَهُ يَخْنُقُهَا فِي النَّار، وَالَّذِي يَطْعُنُهَا يَطْعُنُهَا فِي النَّارِ</span>» «<span style="color: #008000;">هر انسانی که خود را در دنیا خفه کند در آتش دوزخ نیز خود را خفه خواهد کرد و هر کسی خود را در دنیا نیزه بزند در آخرت نیز خود را نیزه خواهد زد</span>». یعنی هر شخصی به هر حالتی که در دنیا خودکشی کند در آخرت نیز به همان صورت در آتش دوزخ عذاب داده خواهد شد.</p>
<p>و همچنین ابوهریره (رضی الله عنه) روایت کرده است که شخصی با رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در غزوهٔ خبیر شرکت نمود و رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به او که ادای اسلام می‌کرد اشاره کرد که او جهنمی است. هنگامی که جنگ شروع شد این شخص در مقابل مشرکین خوب جنگ را شروع کرد و با آنها جنگید ولی در اثنای جنگ به او جراحت شدیدی رسید و در همین هنگام شخصی به نزد رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: «آن شخص که تو گفتی جهنمی است با مشرکین خوب جنگید و فوت کرد». رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) باز هم فرمود «اهل دوزخ است» هنگامی که مسلمانان این کلام رسول ‌(صلی الله علیه وآله وسلم) را شنیدند: تعجب کردند. اما در همین اثنا شخصی به نزد رسول آمد و گفت که او فوت نکرده، بلکه موضوع از این قرار است که در هنگام جنگ شدیدا مجروح شد و بر این جراحت خود طاقت نیاورد و صبر نکرد و در پاسی از شب خودکشی کرد. رسول‌ خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در این هنگام گفت: «<span style="color: #008000;">الله‌اکبر، أشهد أنی عبدالله ورسوله</span>»، و به حضرت بلال دستور داد تا برای مردم اعلان کند. «<span style="color: #008000;">إِنَّهُ لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلَّا نَفْسٌ مُسْلِمَةٌ، وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِر</span>»</p>
<p>«<span style="color: #008000;">ای مردم! آگاه باشید که هیچ شخصی داخل جنت نمی‌شود. مگر این که مسلمان کامل باشد و همانا خداوند دین خود را با مرد بدکار نیز نصرت و تقویت می‌کند</span>».</p>
<p><span style="color: #808080;">منبع: خاتمهٔ نیکو، عبدالله بن عبدالمحسن الترکی، ترجمه: عبدالحمید گل مهرآبادی (با اندکی تغییر و تصرف و ویرایش)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3753/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسباب هلاکت و نابودی در دنیا و آخرت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3486</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3486#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 Jan 2011 13:19:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3486</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر حسین آل شیخ مسجد نبوی شریف: 17 صفر 1432 برابر با 1 بهمن 1389 خطبه‌ی اول: ستایش مخصوص خداوند والای برتر است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که در دنیا و آخرت واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر برگزیده‌ی اوست. خداوندا بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر حسین آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: 17 صفر 1432 برابر با 1 بهمن 1389<span id="more-3486"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند والای برتر است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که در دنیا و آخرت واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر برگزیده‌ی اوست. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران او که اهل طاعت و تقوایند درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان: خود و شما را به تقوای خداوند عزوجل توصیه می‌کنم که هر که تقوا را پیشه سازد خداوند برای او از هر تنگنایی راه برون رفت قرار داده و در هر سختی آسانی داده و او را از جایی که گمان نمی‌کرده روزی می‌دهد.</p>
<p>ای امت مسلمان: امت ما در بسیاری از سرزمین‌های اسلامی از سختی‌ها و فتنه‌ها و فاجعه‌ها و تفرقه و اختلاف رنج می‌برد. دردهایی که باعث اندوه مومنان است. امروزه امت ما، مردم و مسئولان، شدیدا احتیاج به چیزی دارند که اوضاع را بهبود بخشیده و دردها را التیام بخشد و از فساد و بدی و فتنه‌های که از هر سو به آن هجوم آورده حفظش نماید.</p>
<p>دعوت به اصلاح چیزی است که مسلمانان بسیار آن را شنیده‌اند اما متاسفانه اکثر این دعوات از روش علاج واقعی این امت که دارای ویژگی‌ها و ثوابت خاص خود می‌باشد سرچشمه نگرفته است.</p>
<p>ای امت اسلامی: ای مسئولان، ای جوامع مسلمان: اکنون وقت آن رسیده که نسبت به منهج صحیح خود آشنایی پیدا کنید. منهجی که آفریدگارتان برایتان برگزیده و پیامبرتان راه آن را برای شما ترسیم کرده است.</p>
<p>امام احمد ـ رحمه الله ـ روایت کرده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">جبرئیل به نزد من آمد و گفت: ای محمد! امت تو پس از تو با هم اختلاف خواهند کرد. گفتم: پس راه برون رفت از آن چیست ای جبرئیل؟ گفت: کتاب خدا&#8230;</span>» و در لفظ دیگر حدیث نزد ترمذی از حدیث علی ـ رضی الله عنه ـ آمده که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">فتنه‌هایی پیش خواهد آمد</span>» علی گفت: ای رسول خدا راه خارج شدن از آن چیست؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">کتاب خداوند</span>». برخی از اهل علم این حدیث را از قول علی ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند.</p>
<p>ای مسلمانان: مصیبت‌هایی که بر جامعه‌های مسلمان نازل می‌شود تنها سبب آن یک چیز است: دوری از طاعت خداوند عزوجل و همه‌گیر شدن بدی‌ها و عوامل آشکار و پنهان هلاکت. افتادن بسیاری از جوامع در قوانین غیر اسلامی و دور انداختن حکم قرآن و سنت چیزی نیست جز جنبه‌ای از جوانب پشت کردن به راه و روش خداوندی.</p>
<p>وارد شدن بسیاری از وسائل ارتباط جمعی در پخش الحاد و بی بند و باری نیز فقط مثالی است زنده برای دوری گزیدن از راه مستقیم و چه بسیارند این مثال‌ها که دوری از راه خداوند را نشان می‌دهند. خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَمَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِيمًا </span>} [فتح: 17]</p>
<p>(و هر که از الله و رسولش اطاعت کند او را به بهشت‌هایی وارد می‌سازد که از زیر آن رودهایی جاری است و هر که سرپیچی کند وی را به عذابی دردناک گرفتار خواهد کرد)</p>
<p>چنین عذابی به سبب روی‌گردانی از منهج خداوند هم در دنیا و هم در آخرت واقع خواهد شد. خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَمَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ </span>} [شوری: 30]</p>
<p>(و هر مصیبتی که به شما رسیده است به سبب آن چیزی است که به دست آورده‌اید و از بسیاری در می‌گذرد)</p>
<p>و خداوند ـ سبحانه وتعالی ـ می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ</span> } [روم: 41]</p>
<p>(فساد در خشکی و دریا به واسطه‌ی آنچه مردم به دست آورده‌اند آشکار گردید تا برخی از آنچه انجام داده‌اند را به آنان بچشانیم تا بلکه برگردند)</p>
<p>اهل تفسیر می‌گویند: منظور از فساد در این آیه فاسد شدن عوامل زندگی و کم شدن آن و آفت‌زدگی آن است؛ مانند خشکسالی و آتش‌سوزی و سیل و از بین رفتن برکت و پر شدن آفت‌ها و بالا رفتن قیمت‌ها و زیاد شدن ظلم و بیماری‌ها.</p>
<p>کسی که در سنت رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نظر بیندازد خواهد دید که وی امتش را از اسباب وقوع مصیبت‌ها برحذر داشته است. بخاری از ابومالک اشعری ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده است که وی از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ شنید که ایشان می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">بی‌تردید از امت من گروه‌هایی خواهند بود که زنا و ابریشم و خمر و آلات موسیقی را حلال خواهند دانست و بی‌تردید اقوامی در کنار کوهی اتراق می‌کنند پس چوپانی برای نیازی که دارد به نزد آن‌ها می‌آید و آن‌ها به او می‌گویند فردا به نزد ما برگرد. پس خداوند آنان را شبانه هلاک می‌کند و کوه را بر آن‌ها می‌آورد و گروهی دیگر را تا روز قیامت به صورت بوزینه و خوک مسخ می‌کند</span>».</p>
<p>معنای حدیث آن است که کسانی که این گناهان و مانند آن را در دنیا حلال دانسته‌اند به دو مجازات در دنا وعید داده شده‌اند:</p>
<p>افتادن کوه بر گروهی از آن‌ها که اشاره به وقوع زلزله‌ها و مانند آن است. و دوم مسخ شدن برخی از آن‌ها تا روز قیامت.</p>
<p>در حدیث دیگری رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">اگر زنا و ربا در شهری آشکار گردد اهل آن عذاب خداوند را برای خود روا داشته‌اند</span>» [به روایت حاکم و آن را صحیح دانسته است]</p>
<p>ای مسلمانان به این حدیث بزرگ گوش بسپارید؛ حدیثی که راه حل مشکلی است که دنیا از حل آن باز مانده‌اند و آن را کسی که از روی هوا سخن نمی‌گوید در تفسیر این سخن خداوند متعال به زبان آورده که می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">و هر که تقوای الله را پیشه سازد برایش راه برون رفتی قرار خواهد داد (2) و از جایی که گمان نمی‌کرده روزی‌اش می‌دهد</span>} [طلاق: 2-3] او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ قومی به غیر از آنچه خداوند نازل نموده است حکم نمی‌کنند مگر آنکه فقر در میانشان گسترده می‌شود</span>» [به روایت طبرانی؛ حدیث صحیح لغیره است]</p>
<p>آیا مسئولان و دیگر مسلمانان با گوش استجابت این حدیث را خواهند شنید و با آن دست از قوانین وضعی برخواهند داشت و به تحکیم اسلام در همه‌ی امورشان روی خواهند آورد؟!</p>
<p>بزرگترین نعمت برای جوامع مسلمان و بلکه برای همه‌ی جهان این بود که خداوند با فرستادن پیامبری مهربان بر آنان منت نهاد. پیامبری که برای آنان همه‌ی چیزهایی را که باعث بهبودی اوضاع و زندگی‌شان است و ضامن سعادت دنیا و آخرت آن‌هاست بیان نمود. او رسالتش را انجام داد و امانت را به جای آورد و ما را بر راه و روشی روشن ترک کرد. پس مسلمانان را چه شده است که بسیاری از آن‌ها در اکثر شئون زندگی از سنت محمدی روی‌گردانند و از راه و روش او دوری می‌کنند؟ چطور ممکن است آنان روی سعادت و نجات را ببینند و چگونه ممکن است به استقرار و رفاه و زندگی نیک دست یابند؟</p>
<p>در حالی که خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ</span> } [نور: 63]</p>
<p>(پس کسانی که از امر او سرپیچی می‌کنند از این بترسند که دچار فتنه شوند یا عذابی دردناک به آنان برسد)</p>
<p>ابن عباس می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">فتنه یعنی قتل</span>»، و عطا می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">فتنه یعنی زلزله‌ها و حوادث ترسناک</span>». جعفر بن محمد می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">فتنه یعنی سلطان ظالمی که بر آن‌ها مسلط می‌شود</span>».</p>
<p>و این تفاسیر همه نوعی از انواع فتنه‌اند و گر نه در اصل فتنه شامل هر بدی و زیانی می‌شود و عذاب دنیا و آخرت را در بر می‌گیرد.</p>
<p>شوکانی ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">فتنه در اینجا مقید به نوع خاصی از فتنه نیست</span>» برخی دیگر از مفسران گفته‌اند: «<span style="color: #3366ff;">منظور این است که مخالفت با امر رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مستوجب یکی از دو نوع عذاب دنیوی یا اخروی است و این بعید نیست که خداوند هر دو عذاب را یکجا قرار دهد</span>» خداوند ما و شما را از آن دور بدارد.</p>
<p>همچنین در حدیث آمده که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">ذلت و خواری برای کسی قرار داده شده است که از امر من سرپیچی کند</span>» [به روایت احمد در مسند و بخاری به صورت معلق در صحیح]</p>
<p>خداوند من و شما را به واسطه‌ی قرآن مبارک گرداند و با هدایت و فرقان کتاب و سنت سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن خداوند پروردگار جهانیان است و گواهی می دهم که معبودی به حق جز الله نیست که تنها و بی‌شریک و خداوند پیشینیان و پسینیان است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر او و امام متقیان است. خداوندا بر او و بر اهل بیت و همه‌ی یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p>علی ـ رضی الله عنه ـ که از دانش آموخته‌گان مدرسه‌ی محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ است می‌فرماید: «<span style="color: #3366ff;">هیچ بلایی نازل نگردید مگر به سبب گناه و رفع نشد مگر با توبه</span>».</p>
<p>بر مسلمانان ـ چه حاکمان و چه شهروندان دیگر ـ لازم است که پیش از پایان فرصت، صادقانه به سوی خداند بازگردند و با خداوند روراست و صادق باشند و امر او را اجابت کنند و خوف او عامل محرک زندگی آنان باشد و منهج او بر همه‌ی کرداردها و رفتارهایشان حاکم باشد یعنی عدالت کامل و احسان کامل و مهربانی دوجانبه و همکاری در خیر و هدایت میان حاکمان و مردم در سایه‌ی پیروی کامل از شریعت غرا؛ و تنها اینگونه ممکن است زندگی آنان شکوفا شده و اوضاعشان اصلاح گردد و در زندگی سعادتمندانه و پاک و مطمئنی به سر برند که محبت و همگرایی و مهربانی در زیر سایه‌ی امنیت فردی و اجتماعی و فکری و سیاسی در دنیا و آخرت برایشان محقق گردد.</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ </span>} [انعام: 82]</p>
<p>(آنان که ایمان آوردند و ایمان خود را با ستم نپوشاندند آنانند که امنیت برایشان است و آنان هدایت یافته‌گانند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ</span>} [نحل: 97]</p>
<p>(هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد)</p>
<p>ای مسلمانان: بهترین کارها، بسیار درود و سلام فرستان بر پیامبرمان محمد است، خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر پیامبر و حبیب ما محمد و خشنود باش از خلافی راشدین و امامان هدایت و از دیگر صحابه و اهل بیت و از کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت عطا کن و شرک و مشرکان را خوار گردان. خداوندا دشمنان دین را نابود ساز.</p>
<p>خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را در همه جا اصلاح نما، خداوندا در میان مسلمانان بهترین‌هایشان را حاکم گردان. خداوندا مسئولیت آنان را در دست کسی قرار ده که تقوای تو را دارد. خداوندا مسئولیت آن‌ها را در دست کسی قرار ده که تقوای تو را دارد ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>خداوندا مسئولان مسلمان را رحمتی بر شهروندانشان قرار ده، خداوندا رابطه‌ی آنان با شهروندان را بر اساس قرآن و سنت بگردان.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خود قرار ده. خداوندا مردان و زنان مسلمان را ـ مرده‌گان و زنده‌گان را ـ مورد مغفرت خود قرر ده.</p>
<p>خداوندا امنیت و رفاه را در همه‌ی سرزمین‌های مسلمان فراگیر بگردان. خداوندا سرزمین‌های مسلمان را در امنیت و آرامش و رفاه قرار ده ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دورخ دور بدار.</p>
<p>خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن ای دارای جلال و بزرگواری، خداوندا ما را از فضل خود بی‌نشیب مگردان، خداوندا ما را از فضل خود بی‌نصیب مگردان.</p>
<p>خداوندا ای دارای جلال و بزرگی، ما از برکت تو بی‌نیاز نیستیم. خداوندا باران را بر ما نازل کن، خداوندا باران را بر ما نازل کن. خداوندا آن را باران رحمت بگردان نه باران ویرانی و سیل و بلا، ای دارای جلال و عظمت.</p>
<p>بندگان خداوند: خداوند را بسیار یاد کنید و در صبح و شام تسبیح گویید. و سخن آخر اینکه: <span style="color: #800000;">الحمدلله رب العالمین</span>.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3486/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تفاوت ميان لذت‌های دنیا و لذت‌های آخرت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3481</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3481#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Jan 2011 12:56:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3481</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ اسامه خیاط مسجد الحرام: جمعه 3 صفر 1432 برابر با 17 دی 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن الله است که حَکَم است و عَدل است و لطیف است و خبیر؛ او را ستایش می‌گویم که دنیا و آخرت از آن اوست و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ اسامه خیاط</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 3 صفر 1432 برابر با 17 دی 1389<span id="more-3481"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که حَکَم است و عَدل است و لطیف است و خبیر؛ او را ستایش می‌گویم که دنیا و آخرت از آن اوست و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیام‌رسان او و بشارت دهنده و هشدار دهنده و چراغی است روشنگر. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای بندگان خداوند تقوای او را در نظر بگیرید و ایستادن در برابر او برای داوری را به یاد آورید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْكَافِرُ يَا لَيْتَنِي كُنْتُ تُرَابًا </span>} [نبأ: 40]</p>
<p>(روزی که انسان به آنچه با دستانش پیش فرستاده می‌نگرد و کافر می‌گوید ای کاش خاک بودم)</p>
<p>بندگان خداوند، زدن مثال به سبب واضح شدن حقایق و نشان دادن معانی از جنبه‌ای دیگر، باعث بهتر پذیرفته شدن آن توسط مردم می‌شود، زیرا زیبایی تصویرگری یک حقیقت و بلیغ بودن تشبیه باعث قبول شدن آن توسط مردم و تسلیم شدن آنان در برابر آن می‌گردد. همچنین این از جمله‌ی هنرهای گفتاری است که خداوند پیامبرش را بدان امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا</span> } [نساء: 63]</p>
<p>(و آنان را نصیحت کن و به آنان سخنی بگو که در درونشان تاثیرکند)</p>
<p>برای همین، هنگامی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خواست دیده‌ی مردم را متوجه حقیقت زندگی دنیا و فریب مردم نسبت به آن و زینت‌ها و زیبایی‌های آن گرداند چنین فرمود: «<span style="color: #008000;">همانا دنیا سبز است و شیرین، و همانا خداوند شما را در آن جانشین گردانده است تا ببیند چگونه عمل می‌کنید&#8230;</span>» [به روایت مسلم و نسائی]</p>
<p>شکی در این نیست که این سرسبزی و شیرینی در نفس بشری جایگاه خود  را دارا است، زیرا باعث انس گرفتن انسان به این دنیا می‌شود تا جایی که به آن روی آورده و بلکه کاملا اسیر آن می‌گردد که مردم در این مورد به دو دسته تقسیم می‌شوند:</p>
<p>اولین دسته: اهل خرد و دانایی‌اند، آنان که خداوند هدایتشان نموده و اینچنین به درست‌ترین راه‌ها و شریف‌ترین هدف‌ها رهنمون شده‌اند و دانسته‌اند که با وجود آنکه باید نصیب خود را از این لذت‌های زودرس از دست ندهند، اما از سوی دیگر باید مواظب باشند که این خوشی زودرس دنیایی با درخشش سحرآمیزش آن‌ها را از آن خوشی ابدی و ماندگار فنا ناپذیر که خداوند برای بندگانش مهیا نموده باز ندارد؛ نعیمی که خداوند درباره‌ی آن چنین می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا (30) أُولَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِنْ سُنْدُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا</span>} [كهف: 30-31]</p>
<p>(كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌اند [بدانند كه] ما پاداش كسى را كه نيكوكارى كرده است تباه نمى‏كنيم (30) آنانند كه بهشت‌هاى عدن به ايشان اختصاص دارد كه از زير [قصرها]یشان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهايى از طلا آراسته مى‌شوند و جامه‌هايى سبز از پرنيان نازک و حریر کلفت مى‌پوشند در آنجا بر سريرها تكيه مى‌زنند. چه خوش پاداش و نيكو تكيه‌گاهى است)</p>
<p>و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در حدیثی که شیخین، بخاری و مسلم، در صحیح خود از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده‌اند چنین می‌فرماید که: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال فرمود: &#8220;برای بندگان نیک خود چیزی آماده کرده‌ام که نه چشمی دیده است و نه گوشی شنیده است و نه به قلب انسانی خطور کرده است&#8221;، اگر خواستید این آیه را بخوانید که:</span> {<span style="color: #800000;">هیچ کس نمی‌داند چه چیزی که روشنی بخش چشمان است به پاداش آنچه انجام داده‌ام برای آن‌ها پنهان کرده‌ام</span>} [سجده: 17]»</p>
<p>و همچنین رسول الله ـ علیه الصلاة والسلام ـ آن را چنین وصف نموده است که: «<span style="color: #008000;">هنگامی که اهل بهشت به بهشت وارد می‌شوند ندا دهنده‌ای ندا می‌دهد که: برای شماست که سالم باشید و هرگز بیمار نشوید، و برای شماست که زنده بمانید و هرگز نمیرید، و برای شماست که خوش باشید و هرگز دچار اندوه نشوید. و این است سخت خداوند متعال که می‌فرماید:</span> {<span style="color: #800000;">و ندا داه شدند که این همان بهشتی است که به پاس آنچه انجام می‌دادید به شما میراث داده شده است</span>} [اعراف: 43]» [به روایت مسلم و ترمذی از حدیث ابوسعید خُدری]</p>
<p>و رسول خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بزرگی منزلت و والایی قدر آن را در برابر همه‌ی نعمت‌های دنیا چنین گوشزد نموده است که: «<span style="color: #008000;">یک صبح یا شب حرکت کردن در راه خداوند بهتر از دنیا و همه‌ی چیزهایی است که در آن است و به اندازه‌ی جای کمان یا شلاق یکی از شما در بهشت بهتر از دنیا و ما فیها است و اگر زنی از زنان اهل بهشت به زمین نظر بیفکند دنیا و آنچه در آن است را روشن می‌کند و میان زمین و آسمان آکنده از بوی خوش وی می‌شود و روسری وی بهتر از دنیا و ما فیها است</span>» [به روایت بخاری و مسلم و ترمذی و لفظ حدیث مربوط به ترمذی است]</p>
<p>بندگان خداوند؛ این نعیم و خوشی‌ای است که هیچ نعیم دیگری با آن برابر و مساوی نیست چه برسد که بهتر از آن باشد. بر این اساس عجیب نیست که خردمندان با ادای دستورات پروردگار و ادای فرایض و دست کشیدن از حرام و نزدیک شدن به خداوند به واسطه‌ی مستحبات و مشغول به هر کار سودمندی که در زمین باقی می‌ماند و دور بودن از کار زیاده وبیهوده‌ای، از همه‌ی ابواب خیر بهره‌ای ببرند و به این یقین داشته باشند که آنان هنگامی که از عمر محدود خود برای رسیدن به خشنودی خداوند و انجام اعمال صالح و ذخیره‌ی نیکی‌ها بهره می‌برند در واقع امروز دانه‌ای می‌کارند که قرار است ثمره‌ی آن را فردا بچینند و همیشه این سخن خداوند را به یاد دارند که می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">مَنْ كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ </span>} [شوری: 20]</p>
<p>(هر کس که کِشت آخرت را بخواهد برای او در کِشته‌اش می‌افزاییم)</p>
<p>و همچنین این سخن خداوند متعال که می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا</span> } [اسراء: 19]</p>
<p>(و هر که آخرت را بخواهد و برای آن تلاش لازم را بکند در حالی که مومن است پس آن‌ها تلاششان مورد تقدیر خواهد بود)</p>
<p>آن‌ها به واسطه‌ی این روش درست و راه صحیحی که در پیش گرفته‌اند بهترین کسانی هستند که به این نصیحت ربانی که لقمان خطاب به فرزندش می‌فرماید عمل کرده‌اند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ ..</span>} [قصص: 77]</p>
<p>(و با آنچه الله به تو داده است خانه‌ی آخرت را بخواه و بهره‌ی خود از دنیا را فراموش نکن و همانطور که خداوند به تو خوبی کرده است تو نیز خوبی کن&#8230;)</p>
<p>آنان با قرار دادن دنیا به عنوان راهی برای رسیدن به خشنودی خداوند و بهشت ابدی او نسبت به خود نیکی روا داشته و اینان حکیم‌ترین و خردمندترین بندگان خداوند و گرامی‌ترین آنانند.</p>
<p>اما برعکس آن‌ها: کسانی‌اند که خداوند قلب آنان را از ذکر خود غافل نموده و از هوای نفس خود پیروی کرده‌اند و کار آن‌ها بر زیاده‌روی است. آنان به راه‌های گمراهی رفته‌اند و از راه راست منحرف شده و از ادای فرائض سرباز زده و در حرام افتاده و گرفتار حرام‌ خواری شده و بنده‌ی دینار و درهم شده‌اند. نزد آنان بُخل به جای بخشش و انفاق نشسته است و اولویت‌ها و اهداف نزد آن‌ها مختل شده و لذت‌های فانی و موقتی دنیا همه‌ی هدف آن‌ها و نهایت تلاششان شده است. برای دنیایشان جمع کرده‌اند و آخرت را به فراموشی سپرده و برای به دست آوردن ثواب آن هیچ تلاشی نمی‌کنند و در پایان دستاوردشان این می‌شود که خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا</span> } اسراء: 18]</p>
<p>(هر که [دنیای] زودگذر را می‌خواهد برای او در آن هر چه را که بخواهیم برای هر که بخواهیم خواهیم داد سپس جهنم را که در آن خوار و ذلیل خواهد شد برای او مقرر خواهیم کرد)</p>
<p>این وعید شدید خداوندی سزاوار آنان است که می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ (1) حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ (2) كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (3) ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ (4) كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ (5) لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ (6) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ (7) ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ</span>} [تکاثر:1-8]</p>
<p>(زیاده خواهی شما را به خود مشغول ساخت (1) تا آنکه کارتان به گورستان رسید (2) هرگز! به زودی خواهید دانست (3) باز هم هرگز! به زودی خواهید دانست (4) هرگز چنین نیست اگر علم الیقین داشتید (5) به یقین دوزخ را می‌بینید (6) سپس آن را به عین الیقین خواهید دید (7) سپس در آن از نعمت سوال خواهید شد)</p>
<p>پس ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه‌ی خود کنید و همراه کسانی باشید که با آنچه خداوند به آنان عطا کرده است در پی به دست آوردن خانه‌ی آخرتند اما با این وجود بهره‌ی خود از دنیا را فراموش نمی‌کنند، آنان کسانی هستند که خداوند هدایشان نموده و آنان صاحبان خردند، و به هوش باشید که زندگی دنیا با زیبایی‌ها و زرق و برق خویش شما را فریب ندهد که پروردگار شما حقیقت زندگی دنیا را به زیباترین و واضح‌ترین نحو بیان نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ</span>} [حدید: 20]</p>
<p>(بدانيد كه زندگى دنيا در حقيقت بازى و سرگرمى و آرايش و فخرفروشى شما به يكديگر و فزون‏جويى در اموال و فرزندان است به مانند بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كِشت] خشک شود و آن را زرد بينى آنگاه خاشاک شود و در آخرت [دنيا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنيا جز كالاى فريبنده نيست)</p>
<p>خداوند من و شما را با راه و روش قرآن و سنت سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>حمد و سپاس تنها از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی یاری جسته و از او آمرزش می‌خواهیم و از بدی‌های نفس خود و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>در حدیثی که مسلم در صحیح، و ترمذی در جامعِ خود از عبدالله بن عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهم ـ روایت کرده‌اند آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">رستگار شد آن که اسلام آورد و روزی‌اش کافی شد و خداوند او را به آنچه به وی عطا کرده است قانع ساخت</span>».</p>
<p>و بخاری و مسلم در صحیح خود از حدیث ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند که ابوهریره می‌گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">خداوندا روزی آل محمد را اندازه‌ی سد رمقشان قرار بده» و در روایت دیگر آمده که «به اندازه‌ای که برایشان کافی باشد</span>».</p>
<p>چه بسیار زیبا و بزرگ و حکیمانه است این توصیه‌ی نبوی، و چه زیباست عاقبت کسی که روش قناعت را در پیش گرفته است؛ روشی که درون انسان با آن آرام می‌گیرد و زندگی با آن خوش می‌شود؛ زیرا این دنیا چیزی نیست جز خانه‌ای موقتی که انسان از آن چیزی به همراه خود نمی‌برد مگر همان کارهای صالحی که پیش فرستاده است.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند، تقوای او را در پیش گیرید و شایسته است این روش صحیح، برنامه‌ی شما برای سیر به سوی پروردگارتان باشد.</p>
<p>و همیشه و در همه حال بیاد داشته باشید که خداوند شما را به درود و سلام بر بهترین انسان‌ها امر نموده و در راست‌ترین و بهترین کلام یعنی کلام خود چنین فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span> } [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی وی: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران پیامبرت و از تابعین و همه‌ی کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با عفو و کَرَم خویش راضی و خشنود باش ای بهترین بخشندگان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و از حوزه‌ی دین محافظت کن و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود ساز و بین قلب‌های مسلمانان الفت ایجاد کن و صفشان را یکی بگردان و رهبرانشان را اصلاح نما و کلمه‌ی آنان را بر حق یکی بگردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتاب را و سنت پیامبر محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و بندگان مومن مجاهدت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بگردان و مسئولان ما را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همه‌ی امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده. خداوندا ما را بیشتر عطا کن و از ما کم مکن و ما را گرامی بدار و خوار مگردان و ما را بهره‌مند ساز و محروم مکن و ما را مقدم بگردان و راضی بساز و از ما راضی و خشنود باش.</p>
<p>خداوندا ما از زوال نعمت تو و برگشت عافیتت و خشم ناگهانی‌ات به تو پناه می‌بریم.</p>
<p>خداوندا دین ما را که حافظ امر ماست و دنیای ما را که زندگانی ما در آن است و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما عاملی برای زیادی خیر و مرگ را باعث آسودگی از هر بدی قرار ده.</p>
<p>خداوندا شر دشمنان ما را آنگونه که خود اراده می‌کنی از ما دور ساز ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا قلب‌های ما را پس از آنکه ما را هدایت نمودی دچار کژی مگردان و برای ما از نزد خود رحمتی ارزانی دار که همانا تو خود بخشایشگری</span>} [آل عمران: 8]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [بقره: 201]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ </span>} [بقره: 201]</p>
<p>خداوندا بر پیامبر ما محمد و بر اهل بیت و همه‌ی یارانش درود و سلام فرست و {الحمدلله رب العالمین}.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3481/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هشدار آتش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3165</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3165#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:02:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3165</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ صلاح البدیر مسجد نبوی شریف: جمعه 11 شعبان 1431 برابر با 1 مرداد 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن خداوندی است که عزیز و پرشکوه است، او که پس از هشدار و وعید و فرستادن پیامبران، با آتش جهنم از عاصیان انتقام می‌گیرد و کسانی را که ترس او را دارند و تقوای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 11 شعبان 1431 برابر با 1 مرداد 1389<span id="more-3165"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوندی است که عزیز و پرشکوه است، او که پس از هشدار و وعید و فرستادن پیامبران، با آتش جهنم از عاصیان انتقام می‌گیرد و کسانی را که ترس او را دارند و تقوای او را پیشه می‌سازند با بهشت برین بزرگ می‌دارد&#8230; هر که کار نیکی کند برای خودش است و هر که بدی پیشه سازد بر خود بدی کرده است و پروردگار تو به بندگانش ستم روا نمی‌دارد&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است. او که شایسته‌ی حمد و ثنا و تمجید است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان او و دعوتگر به سوی توحید است و اوست هشدار دهنده‌ی از آتش شعله‌ور و بشارت‌دهنده‌ی به بهشت ابدی. درود و سلام ابدی خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید و در پی دست یابی به رضایت وی کوشا باشید:</p>
<p>{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً } [احزاب: 70-71]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سخنی استوار گویید (70) تا کارهای شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید و هر کس از الله و پیامبرش اطاعت کند پیروزی بزرگی به دست آورده است)</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; خداوند بندگان را به هدف عبادت خود آفرید و نشانه‌های عظمت خویش را در برابر آنان قرار داد تا هیبتش را در قلب آنان قرار دهد و عذاب شدید خود و جهنم را برای آنان وصف نمود تا عاملی باشد برای سرکوب گمراهی درون، و انگیزه‌ای باشد برای رستگاری آن.</p>
<p>پس از آن چیزی نسبت به آن هشدار داده شده‌اید برحذر باشید و از آن آتشی بترسید که خداوند در کتابش و توسط پیامبرش ذکر آن را نموده.</p>
<p>آن آتشی که خشم آن شدید است و آتش آن افروخته و تاریک و سیاه&#8230;</p>
<p>{ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ (28) لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (29) عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ } [مدثر: 28-30]</p>
<p>(نه باقى مى‏گذارد و نه رها مى‏كند (28) پوستها را سياه مى‏گرداند (29) [و] بر آن [دوزخ] نوزده [نگهبان] است)</p>
<p>خانه‌ای که اهل آن نفرین شده‌اند و از دستیابی به لذت‌ها و خوشبختی محروم گشته‌اند.</p>
<p>{ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ } [ص: 56]</p>
<p>(به جهنم درمى‏آيند و چه بد آرامگاهى است)</p>
<p>یاد آن ـ با طبقات و درجات و درهای آن قلب ترسایان را به لرزه در آورده و اشکها را بر گونه‌ها جاری ساخته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;قسم به آنکه جانم در دست اوست اگر آنچه را که من دیده‌ام می‌دیدید کم می‌خندید و بسیار گریه می‌کردید&#8221;. گفتند: مگر تو چه دیدی ای رسول خدا؟ فرمود: &#8220;بهشت و جهنم را دیده‌ام&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>و نعمان بن بشیر ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: شنیدم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در خطبه‌اش می‌فرمود: &#8220;شما را از آتش هشدار دادم، شما را نسبت به آتش هشدار دادم&#8221; تا آنکه عبایش که بر کتفش بود به روی پایش افتاد. [به روایت احمد]</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;دو امر بزرگ را فراموش نکنید: بهشت و جهنم را&#8221; و سپس در حالی که می‌گریست و اشک‌هایش ریش مبارکش را خیس کرده بود فرمود: &#8220;قسم به آنکه جان محمد در دست اوست اگر آنچه را که من در مورد آخرت می‌دانم می‌دانستید به دشت و صحرا می‌رفتید و بر سر خود خاک می‌ریختید&#8221; [به روایت ابویعلی]</p>
<p>ای مسلمانان: بهشت از بند کفش شما به شما نزدیک‌تر است و همینطور جهنم، و این آتشی که شما بر می‌افروزید جزئی از 70 جزء آتش جهنم است که 69 بار از آن گرم‌تر است و گرمای تابستان از نفس جهنم است که شما را به یاد آن بیندازد زیرا در صحیح بخاری چنین آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: &#8220;آتش جهنم به سوی پروردگارش شکایت برد که ای پروردگار، بخشی از من بخشی دیگر را می‌بلعد (یعنی از شدت گرما) پس خداوند به او اجازه داد دو بار نفس بکشد، یک بار در تابستان و یک بار در زمستان که علت گرما و سرمای شدیدی است که می‌بینید&#8221;.</p>
<p>جهنم را در روز قیامت می‌آورند در حالی که هفتاد هزار افسار دارد که هر افساری را هفتاد هزار ملائکه به دنبال خود می‌کشند و از شدت خشم فریاد می‌کشد و اینجاست که مجرمان به بدبختی خود یقین حاصل می‌کنند و امت‌ها بر زانوی خود می‌افتند و آنجاست که انسان به یاد آنچه کرده است می‌افتد و می‌گوید:</p>
<p>{يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (24) فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (25) وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ } [فجر: 24-26]</p>
<p>(کاش برای زندگی (ابدی) خود (توشه‌ای) پیش فرستاده بودم (24) پس در آن روز هيچ كس چون عذاب ‏كردن او عذاب نكند (25) و هیچ کس چون دربند کشیدن او دربند نکشد)</p>
<p>عمق آن به فاصله‌ی هفتاد سال است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روزی در کنار اصحاب بودند که صدایی مهیبی به گوششان رسید پس فرمودند: &#8220;آیا می‌دانید این چیست؟&#8221; گفتند: الله و رسولش آگاهترند. فرمود: &#8220;این صدای سنگی بود که هفتاد سال پیش به آتش جهنم انداخته شده بود و همچنان در آن سقوط می‌کرد تا آنکه اکنون به قعر آن رسیده است&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>پل صراط بر روی چنین جهنم وحشتناکی زده می‌شود. جهنمی که شراره‌های آن از آن بر می‌جهد و چنگال‌هایی دارد که برخی از جهنمیان را از روی پل صراط به داخل خود می‌کشد، پس مومنان بر اساس اعمال خود به سرعت چشم به هم زدن و به سرعت برق و یا سرعت باد و یا سرعت پرندگان و یا سرعت اسبان دونده و یا سرعت انسان پیاده از آن می‌گذرند. پس برخی از آنان به راحتی عبور می‌کنند و برخی دیگر در هنگام عبور زخمی می‌شوند و برخی دیگر به آتش جهنم در می‌افتند و در آتش جهنم نیز برخی از جهنمیان تا مچ پا در آتشند و برخی تا زانو در آتشند و برخی تا سینه و برخی دیگر تا گردن&#8230;</p>
<p>اهل آتش به ذلت و خواری به سوی آتش فراخوانده و هل داده می‌شوند:</p>
<p>{&#8230; يُسْحَبُونَ (71) فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ } [غافر: 71-72]</p>
<p>(&#8230;كشانيده مى‏شوند (71) در ميان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مى‏شوند)</p>
<p>آتشی که آنان را به مانند آب جوشان در بر می‌گیرد:</p>
<p>{ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ } [ملک: 7]</p>
<p>(چون در آنجا افكنده شوند از آن خروشى مى‏شنوند در حالى كه مى‏جوشد)</p>
<p>از گرسنگی فریاد برمی‌آورند و غذا می‌خواهند و در پاسخ به آنان خبیث‌ترین غذا که برای اهل گناهان مهیا شده است داده می‌شود:</p>
<p>{ إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ (43) طَعَامُ الْأَثِيمِ (44) كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ (45) كَغَلْيِ الْحَمِيمِ } [دخان: 43-46]</p>
<p>(آرى درخت زقوم (43) خوراك گناه پيشه است (44) چون مس گداخته در شكمها مى‏گدازد (45) همانند جوشش آب جوشان)</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;اگر قطره‌ای از زقوم به زمین فرو می‌افتاد زندگی را بر اهل دنیا تلخ می‌کرد پس چه می‌شود کسی که همه‌ی غذایش همین است و غذای دیگری ندارد؟&#8221; [به روایت احمد]</p>
<p>و به آنان ضریع داده می‌شود. غذایی که نه چاق می‌کند و نه گرسنگی را رفع می‌کند به مانند خاری که نه وارد شکمشان می‌شود و نه از حلقومشان در می‌آید و به آنان چرک و خونابه‌ی جهنمیان خورانده می‌شود و هنگامی که گلویشان از گرسنگی و تشنگی خشکیده شد از چشمه‌ای داغ نوشانده می‌شوند و به آنان آبی داده می‌شود جوشان که روده‌های آنان را ذوب می‌کند، روده‌هایی که زمانی آکنده از غذای حرام بود و صورت‌های آنان می‌سوزد، صورت‌هایی که همیشه به سوی معصیت خداوند متوجه بود.</p>
<p>{ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا } [کهف: 29]</p>
<p>(وه چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است)</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;آب جوشان بر سرشان ریخته می‌شود پس جمجمه‌شان را آب می‌کند تا آنکه به شکمشان می‌رسد، پس هر چه در شکم دارند آب می‌شود تا آنکه از پایشان خارج می‌شود و سپس به همان حالتی باز می‌گردند که بودند&#8221; [به روایت احمد و ترمذی]</p>
<p>و آسان‌ترین اهل آتش از نظر عذاب کسی است که دو دمپایی از آتش دارد که مغزش به خاطر آن به مانند دیگ می‌جوشد و او گمان نمی‌کند که عذاب کسی از او شدیدتر باشد در حالی که او آسان‌ترین عذاب را دارد&#8221;</p>
<p>غل و زنجیر آنان را سنگین کرده است، پاهایشان به پیشانی‌شان بسته شده و چهره‌هایشان از خواری و ذلت گناه سیاه گشته است. از داد و بی‌داد سر و صدایشان بلند است و امید رهایی ندارند و آرزوی مرگ می‌کنند اما از اسارت جهنم رهایی نمی‌یابند:</p>
<p>{وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ (21) كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ } [حج: 21-22]</p>
<p>(و براى آنان گرزهايى آهنين است (21) هر بار بخواهند از [شدت] غم از آن بيرون روند در آن باز گردانيده مى‏شوند [كه هان] بچشيد عذاب آتش سوزان)</p>
<p>درهایش بر آنان بسته می‌شود و غم و مصیبتشان افزون می‌شود&#8230; { لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ } [حجر: 44] (براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معين از آنان [وارد مى‏شوند])</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: اهل آتش چنان می‌گریند که اگر کشتی‌ها در اشکشان قرار گیرند به جریان می‌افتند و آنان خون می‌گریند&#8221;&#8230; [به روایت حاکم]</p>
<p>آنان بر از دست دادن زندگی بدون آنکه توشه‌ای از آن برگیرند می‌گریند، آه بر آن‌ها از خشم خداوند و آه بر آنان از رسوایی‌شان در بین مردم؛ و فریاد برمی‌آورند که:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ } [فاطر: 37]</p>
<p>(پروردگارا ما را بیرون بیاور تا کاری شایسته غیر از آنچه انجام می‌دادیم انجام دهیم)</p>
<p>و می‌گویند:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ } [ابراهیم: 44]</p>
<p>(پروردگارا ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوييم و از فرستادگان [تو] پيروى كنيم)</p>
<p>و می‌گویند:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ } [سجده: 12]</p>
<p>(پروردگارا ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم چرا كه ما يقين داريم)</p>
<p>{.. رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ (106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ } [مومنون: 106-107]</p>
<p>(&#8230;پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد و ما مردمى گمراه بوديم (106) پروردگارا ما را از اينجا بيرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتيم در آن صورت ستمگر خواهيم بود)</p>
<p>خدایی را صدا می‌زنند که همیشه دستوراتش را زیر پا می‌گذاشتند و با دوستانش دشمنی می‌ورزیدند. خدایی را صدا می‌زنند که حکمش در مورد آنان به اجرا در آمده است و عذابش بر آنان نازل گردیده است.</p>
<p>{ قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ } [مومنون: 108] (مى‏فرمايد [برويد] در آن گم شويد و با من سخن مگوييد)</p>
<p>نه به گریه‌شان رحم می‌شود و نه فریادرسی می‌شوند&#8230; از آرزوهایشان باز مانده‌اند و گناهان آنان را به محاصره در آورده اما همچنان در امید رهایی هستند که ناگهان منادی ندا می‌دهد که: &#8220;ای اهل بهشت جاودانگی است و دیگر مرگی نیست و ای اهل آتش جاودانگی است و دیگر مرگی در کار نیست&#8221;.</p>
<p>آتشی که خاموش نمی‌شود و جانی که دیگر گرفته نمی‌شود: { لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا } [فاطر: 36] (نه حكم به مرگ بر ايشان [جارى] مى‏شود تا بميرند و نه عذاب آن از ايشان كاسته شود)</p>
<p>{ إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى } [طه: 74]</p>
<p>(در حقيقت هر كه به نزد پروردگارش گنهكار رود جهنم براى اوست در آن نه مى‏ميرد و نه زندگى مى‏يابد)</p>
<p>آنان همدیگر را سرزنش و لعنت می‌کنند و با هم به جدل بر می‌خیزند و یکدیگر را تکذیب می‌کنند: { كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا } [اعراف: 38] (&#8230;هر بار كه امتى [در آتش] درآيد همكيشان خود را لعنت كند)</p>
<p>به یکدیگر کفرمی‌ورزند و همدیگر را نفرین می‌کنند و کینه‌شان علیه کسانی که آنان را به چنین روزی انداخته‌اند شدت می‌گیرد و می‌گویند: { رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ } [فصلت: 29] (پروردگارا آن دو [گمراه‏گرى] از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا آنها را زير قدمهايمان بگذاريم تا زبون شوند)</p>
<p>و آنکه از یاد خداوند غافل بود خطاب به دوستش که او را از قرآن باز داشته و گناه را برای او زینت داده چنین می‌گوید که: {کاش میان من و تو (به اندازه‌ی) دوری مشرق و مغرب (فاصله) بود. پس چه بد دوستی بود چنین دوستی} [زخرف: 38]</p>
<p>و همه‌ی این‌ها برایشان سودی در بر ندارد زیرا که همه در عذاب شریکند و همه سهمی از آن دارند اما نمی‌دانند.</p>
<p>خداوند من و شما را از آزاد شدگان از آتش قرار دهد&#8230; این سخنان را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال از هر گناهی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>سپاس و ستایش از آن الله است برای نیکی و احسان و توفیقش و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیامبر او و دعوتگر به سوی رضوان اوست&#8230; درود و سلام  خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید: {&#8230;اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ } [توبه: 119] (&#8230; تقوای الله را پیشه سازید و با راستان همراه باشید)</p>
<p>ای مسلمانان: این‌ها برخی از اوصاف آتش جهنم و احوال اهل آن بود. پس از آتش جهنم به خداوند پناه ببرید و از هر سخن و کرداری که شما را به آتش نزدیک می‌سازد دوری کنید که شما امروزه در دوران فتنه‌های پی در پی و بدی‌ها قرار دارید. فتنه‌ی شبهات و شهوات که برخی برخی دیگر را زیبا جلوه می‌دهند که هر که را در پی آن‌ها به راه افتد در دینش و در عقیده و اخلاقش به عقب می‌رانند و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;آنچه من از آن بر شما ترس دارم شهوت‌های گمراه کننده در شکم و شرمگاه و هواهای گمراه‌کننده است&#8221; [ به روایت احمد]</p>
<p>پس به راه سختی‌های نجات دهنده گام نهید و قلب را از غفلت بیدار کنید و نفس را از خیزشگاه شهوت برهانید و به کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم کنید و بدانید که روزهای زندگی مهلت‌هایی است برای رستگاری که در ورای آن اجل در کمین است و هر که زمان حال به درد او نیاید آینده نیز برایش سودی نخواهد داشت و گذشته نیز به دردی از او دوا نخواهد کرد و بدانید که خوابی سنگین‌تر از خواب غفلت نیست و بردگی‌ای بدتر از بردگی شهوات وجود ندارد و مصیبتی بدتر از مرگ قلب نیست و هشدار دهنده‌ای رساتر از پیری نیست و بدانید که هیچ عاقبتی بدتر از آتش نخواهد بود:</p>
<p>{وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (31) كَلَّا وَالْقَمَرِ (32) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (34) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ (35) نَذِيرًا لِلْبَشَرِ (36) لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ} [مدثر: 31-37]</p>
<p>(و این آیات نیست مگر یاد‌آوری برای بشر (31) نه چنین است (که می‌پندارند) سوگند به ماه (32) و سوگند به شب آنگاه که پشت می‌کند (33) و سوگند به صبح هنگامی که آشکار شود (34) که آن (قرآن) از پدیده‌های بزرگ است (35) و بشر را هشدار دهنده است (36) هر کدام از شما را که بخواهد پیشی جوید یا آنکه عقب بیفتد)</p>
<p>پس خود را از آتش نجات دهید و پیش از آنکه عبرتی شوید برای آیندگان، از گذشتگان عبرت گیرید و راه توبه‌کنندگان را در پیش گیرید که اکنون وقت بازگشت و توبه و ترک گناهان است.</p>
<p>ای بنده‌ی خداوند، ای آنکه حدود خداوندی را زیر پا نهاده‌ای و از راه درست دوری گزیده‌ای&#8230; خیلی زود توبه کن و چرک گناه را از خود بشوی و خود را از جهنم نجات ده.</p>
<p>از عدی به حاتم ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: &#8220;کسی از شما نیست مگر آنکه پروردگارش با او سخن می‌گوید بی آنکه میان او و پروردگارش واسطه‌ای باشد. پس بنده به راست خود می‌نگرد و چیزی جز آنچه پیش فرستاده است نمی‌بیند و به چپ خود می‌نگرد و چیزی جز اعمالی که پیش فرستاده نمی‌بیند و به روبرویش نظر می‌اندازد و جز آتش چیزی نمی‌بیند پس از آتش دوری کنید حتی اگر با نصف دانه‌ی خرما باشد و حتی اگر با سخنی نیک باشد&#8221; [به روایت بخاری]</p>
<p>ای مسلمانان: خود و خانواده و فرزندان خود و زیر دستان خویش را از آتش نجات دهید و بدانید که ضایع نمودن نماز و شبیه کردن خود به کافران و نظر انداختن به حرام و بی‌حجابی و خودآرایی زنان و نوشیدن خمر، همه‌ی این‌ها از کارهای اهل جهنم است و هرگونه معصیت خدا و رسول از کارهای اهل جهنم است، پس از آتش بترسید، از آتش بترسید&#8230;</p>
<p>{ وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ } [نساء: 14]</p>
<p>(و هر که (از دستورات) الله و رسولش سرپیچی نماید و حدود او را زیر پا نهد او را وارد آتشی می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند و برایش عذابی خوار کننده خواهد بود)</p>
<p>و سپس بدانید که خداوند شما را به کاری امر نموده که خود آن را آغاز کرده و سپس ملائکه و سپس شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{همانا الله و ملائکه‌اش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آوریده‌اید بر او درود و سلام فرستید} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بهترین و پاکترین انسان‌ها، محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و راضی و خشنود باش از خلفای پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و همچنین از ما با فضل و احسان خویش راضی باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و طاغیان و متجاوزان را نابود گردان و امنیت و رفاه و آرامش را در همه‌ی سرزمین‌های مسلمان مستقر بگردان.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان، خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان، خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و فاجعه‌ها  و فتنه‌های پنهان و آشکار و بی‌حجابی و اختلاط را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا مردگان ما را بیامرز و بیماران ما را شفا ده و اسیران ما را آزاد گردان و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان.</p>
<p>خداوندا بر توبه کنندگان توبه پذیر و بازگشت کنندگان به راهت را پذیرا باش و ما را به توبه‌ای صادقانه پیش از روز قیامت موفق گردان.</p>
<p>بندگان خداوند، {همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پندپذیر باشد} [نحل: 90] پس او را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکرگذار باشید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3165/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آخرین مسافر بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3064</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3064#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 May 2010 11:00:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3064</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: عادل حیدری آنگاه که پرسیده شود اولین کسی که دروازه های بهشت بر وی گشوده خواهد شد و وارد بهشت می شود چه کسی است؟ بی گمان بلادرنگ همه پاسخ خواهند داد: سرور اولین و آخرین و سید أنبیاء و مرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم. اما سؤالی که پیش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3071" href="http://www.bidary.net/archives/3064/akharin-mosafer"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3071" title="akharin-mosafer" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/akharin-mosafer-100x75.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>نویسنده: عادل حیدری</h4>
<p>آنگاه که پرسیده شود اولین کسی که دروازه های بهشت بر وی گشوده خواهد شد و وارد بهشت می شود چه کسی است؟ بی گمان بلادرنگ همه پاسخ خواهند داد: سرور اولین و آخرین و سید أنبیاء و مرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم.</p>
<p>اما سؤالی که پیش می آید این است که آخرین مسافر بهشت کیست؟ آخرین کسی که بر نعیم مقیم قدم می نهد چه کسی است ؟ کسی که پس از وی درهای بهشت بسته می شوند وپس از آن کسی وارد بر بهشت نمی شود. آری آخرین مسافر بهشت چه کسی می باشد؟<span id="more-3064"></span></p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم داستان این مرد را بر یاران خود بیان می دارد کما اینکه این حدیث متفق علیه بوده و احادیث صحیح دیگری نیز پیرامون این مرد وجود دارد.</p>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;">داستان آخرین مسافر بهشت برگرفته از احادیث نبوی</span></h4>
<p>آخرین مسافر بهشت مردی است که سالیان دراز را در جهنم تحت عذاب گذرانده تا اینکه بسوی خدا دست زاری بلند می کند و می گوید: بارإلها مرا از این آتش نجات ده چرا که بویش مرا آزرده و شعله هایش مرا سوزانده است، خدایش گوید تو را رها سازم اما مشروط بر اینکه دیگر بار چیزی از من نخواهی، می‌گوید: پروردگارا به عزت تو سوگند که پس از آن چیز دیگری از تو نخواهم .</p>
<p>آنگاه که از جهنم نجات می‌یابد و از پل صراط می گذرد از خوشحالی می‌گوید: بلندمرتبه است خداوندی که مرا نجات داد بی‌گمان امروز به نعمتی دست یافته‌ام که هیچکدام از پیشینیان بدان دست نیافته و هیچ یک از آیندگان بدان نخواهند رسید (غافل از این است که وی آخرین مسافر بهشت می‌باشد اما چرا این سخن را نگوید؟! مگر نه این است که: {فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ} کسی که از آتش دور داشته شد و بر بهشت وارد آمد پس یقینا به پیروزی رسیده است)</p>
<p>در این میان ناگهان درختی سبز و زیبا در مقابلش می‌روید و از زیر آن چشمه‌ای جاری می‌شود و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم، خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟</p>
<p>اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست، آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم، و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p><img class="alignleft size-full wp-image-3065" title="akharin-mosafer-behesht1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/akharin-mosafer-behesht1.jpg" alt="" width="263" height="177" />وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان درختی سبزتر و زیباتر از درخت اول در مقابلش می‌روید و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم.</p>
<p>خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست. آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p>وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان درختی سبزتر و زیباتر از دو درخت اول در مقابلش می‌روید و چون این صحنه را می‌بیند می‌گوید: بارالها مرا به این درخت نزدیک بنما تا دمی در سایه‌اش بیاسایم و از آبش جرعه‌ای بر گیرم! خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست، آن مرد گوید: سوگند به عزت تو که بار دیگر چیزی نخواهم و خداوند خواسته‌ی وی را می‌پذیرد.</p>
<p>وقتی که از آن درخت می‌گذرد ناگهان صدای خوشی‌های اهل بهشت را می‌شنود پس می‌گوید: خدایا مرا به بهشت داخل نما! خدایش گوید: ای فرزند آدم چقدر سست پیمان هستی مگر عهد نبسته بودی دیگر چیزی از من نخواهی؟ اما خدا او را معذور می‌دارد چون می‌داند که او را صبر در مقابل نعمت‌ها نیست و به او می‌‌گوید وارد بهشت شو، و چون وارد بهشت می‌شود تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا بر می‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم، خدایش گوید وارد بهشت شو و چون برای بار دوم وارد بهشت می شود بار دیگر تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا برمی‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم! خدایش گوید وارد بهشت شو، و چون برای بار سوم وارد بهشت می‌شود بار دیگر تصور می‌کند بهشت پر شده و همه‌ی قصرها و نعمتها را تصاحب نموده‌اند و چیزی برای او باقی نگذاشته‌اند لهذا برمی‌گردد و می‌گوید: بارالها بهشت را پر یافتم!</p>
<p>خدایش گوید: آنچه را می‌خواهی آرزو کن و چون آرزو می‌کند خدایش گوید: برای تو در بهشت است آنچه را که آرزو نمودی و ده برابر دنیا.</p>
<p>آن مرد از شدت خوشحال می‌گوید: بارالها آیا مرا به باد مسخره گرفته‌ای درحالی که تو فرمانروا هستی؟!!</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه و سلم &#8211; پس از نقل این داستان برای صحابه رضی الله عنهم، خندیدند.</p>
<h5>اماکنی که می توان این داستان را یافت (در صحيح بخاری و مسلم) :</h5>
<p><span style="color: #888888;">صحیح بخاری &#8211; کتاب التوحید – &#8220;باب وجوه یومئذ ناضرة إلی ربها ناظرة&#8221; &#8211; عن أبی هریرة رضی الله عنه. حدیث 7437</span></p>
<p><span style="color: #888888;">کتاب الرقائق – &#8220;باب صفة الجنة والنار&#8221; &#8211; حديث 6571 عن عبدالله بن مسعود رضي الله عنه -</span></p>
<p><span style="color: #888888;">&#8220;باب الصراط جسر جهنم&#8221; – حديث 6573 – عن أبي هريرة رضي الله عنه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">صحیح مسلم- كتاب الإيمان- &#8220;باب آخر أهل النار خروجا&#8221; – أحاديث 308 و 309 و 310 كلهم عن عبدالله بن مسعود رضي الله عنه</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3064/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>داستان وفات امام ابوزرعه رازی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2960</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2960#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Apr 2010 09:50:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نام‌های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2960</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: ابوعامر امام ابوزرعه‌ی رازی از بزرگان اهل حدیث در قرن سوم هجری است و همانگونه که از نام ایشان پیداست اصالتا اهل ری می‌باشد. تمکن وی در حفظ حدیث به حدی بود که خود وی می‌گوید: &#8220;دویست هزار حدیث را چنان از حفظ دارم که کسان دیگر سوره‌ی قل هوالله احد را از حفظ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2961" title="aboozor3a" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/aboozor3a.jpg" alt="" width="100" height="100" />نویسنده: ابوعامر</h4>
<p>امام ابوزرعه‌ی رازی از بزرگان اهل حدیث در قرن سوم هجری است و همانگونه که از نام ایشان پیداست اصالتا اهل ری می‌باشد.</p>
<p>تمکن وی در حفظ  حدیث به حدی بود که خود وی می‌گوید: &#8220;دویست هزار حدیث را چنان از حفظ دارم که کسان دیگر سوره‌ی قل هوالله احد را از حفظ دارند&#8221;. به همین سبب وی به &#8220;سرور حفاظ&#8221; شهرت داشت. اسحاق بن راهویه محدث و فقیه بزرگ خراسان می‌گوید: &#8220;حدیثی که ابوزرعه‌ی رازی آن را نشاسد، اساسی ندارد&#8221;.</p>
<p>اما آنچه می‌خواهم آن را روایت کنم داستان تاثیر گذار وفات این امام بزرگ است که مطئمنا درس‌های بسیاری را در خود دارد.<span id="more-2960"></span></p>
<p>این داستان را گروهی از ائمه و حفاظ حدیث که در هنگام وفات این امام حضور داشتند نقل کرده‌اند.</p>
<p>&#8220;حافظ ابوجعفر محمد بن علی شوشتری&#8221; این واقعه را چنین نقل می‌کند:</p>
<p>در هنگام وفات امام ابوزرعه‌ی رازی در ماشهران به نزد او آمدیم در حالی که ابوحاتم و محمد بن مسلم و منذر بن شاذان و گروهی دیگر از علما نیز آنجا بودند.</p>
<p>اینجا بود که این علما به یاد حدیث تلقین افتادند. (تلقین این است که در هنگام وفات شخص، کلمه‌ی لا إله إلا الله را به او بگوییم تا شخص در حال وفات آن را بگوید و این کلمه آخرین سخن او در دنیا باشد).</p>
<p>حافظ ابوجعفر شوشتری می‌گوید: آن علما از اینکه کلمه‌ی شهادتین را به یاد او بیاورند شرم کردند و هیبت امام ابوزرعه به آنان اجازه‌ی چنین کاری را نداد پس با خود چاره‌ای اندیشیدند و گفتند: بیایید حدیث را بیان کنیم. (یعنی سند حدیث را از اول آن بگوییم تا آنکه امام حدیث را کامل کند).</p>
<p>محمد بن مسلم بن وارة گفت: &#8220;ضحاک بن مخلد ما را حدیث گفت، از عبدالحمید بن جعفر از صالح بن ابی &#8230;&#8221; و از این بیشتر نگفت.</p>
<p>سپس ابوحاتم گفت: &#8220;ابوعاصم ما را حدیث گفت، از عبدالحمید بن جعفر از صالح&#8230;&#8221; و جلوتر نرفت.</p>
<p>دیگر محدثان نیز ساکت ماندند و چیزی نگفتند.</p>
<p>اینجا بود که امام ابوزرعه‌ی رازی امام بزرگ اهل حدیث در زمانه‌ی خویش در حالی که در حال وفات بود چشمانش را گشود و گفت:</p>
<p>&#8220;بندار ما را حدیث گفت، و همچنین ابوعاصم، و همچنین عبدالحمید بن جعفر، از صالح بن أبوغریب از کثیر بن مرة حضرمی از معاذ بن جبل که گفت: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: <span style="color: #0000ff;"><strong>هر که آخرین سخنش لا إله إلا الله باشد به بهشت داخل می‌شود.</strong></span> (1)</p>
<p>و جان به جان آفرین تسلیم کرد.&#8221; [پایان حکایت از زبان ابوجعفر شوشتری]</p>
<p>گفته‌اند لحظه‌ی وفات خلاصه‌ای است از همه‌ی زندگی انسان، و انسان نمی‌تواند در این لحظه جز حقیقت درون خود را نشان دهد، و چه زیباست داستان وفات این مرد بزرگ که همه‌ی زندگی خود را صرف رساندن پیام رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به امت ایشان کرده بود و در پایان نیز با ذکر حدیثی از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  با سند آن، و گفتن کلمه‌ی &#8220;لا إله إلا الله&#8221; جان به جان آفرین تسلیم کرد، گو اینکه این لحظه، خلاصه‌ای بود از زندگی این امام بزرگ.</p>
<p><span style="color: #666699;">این قضیه‌ی را حاكم در معرفة علوم الحديث (ص76) _ و همچنین در مستدرک (1/500) و ذهبي در سير أعلام النبلاء (13/76) و سبكي در طبقات الشافعیة (1/64) _ و از طریق او بيهقی در شعب الإيمان (16/250) ، و ابن عساكر در تاريخ مدینة دمشق (38/36) ، و ابن جوزي در الثبات عند الممات (ص161)، و خطيب بغدادی در تاريخ بغداد (10/335) ، و از طریق او مزي در تهذيب الكمال ( 19/101) ، و  ابن جوزی در المنتظم (5/48) از طريق محمد بن عبد الله بن شاذان از أبو جعفر، نقل کرده‌اند.</span></p>
<p><span style="color: #666699;">امام سْبکی در طبقات الشافعیة می‌گوید: &#8220;داستان تلقین ابوزرعه‌ی رازی دارای اصل صحیح است&#8221;.</span></p>
<p><span style="color: #666699;">1- ابوداوود این حدیث را روایت کرده است و شیخ ناصر الدین آلبانی آن را در صحیح سنن ابوداوود صحیح دانسته است.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2960/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پادشاه و سه وزیرش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2857</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2857#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 10 Mar 2010 16:52:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2857</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعمر انصاری در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند همچنین از آنها خواست که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2858" title="bostan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/03/bostan-100x96.jpg" alt="bostan" width="100" height="96" /></p>
<h4><strong> ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>در یکی از روزها، پادشاه سه وزیرش را فراخواند</p>
<p>و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند</p>
<p>از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود</p>
<p>و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند</p>
<p>همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند</p>
<p><span id="more-2857"></span></p>
<p>وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند</p>
<p>وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد.</p>
<p>اما وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود.</p>
<p>و وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود.</p>
<p>روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند</p>
<p>وقتی وزیران نزد شاه آمدند ،  به سربازانش دستور داد ، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند</p>
<p>در زندانی دور که هیچ کس دستش به آنجا نرسد و هیچ آب و غذایی هم به آنها نرسانند</p>
<p>وزیر اول پیوسته از میوه های خوبی که جمع آوری کرده بود می خورد تا اینکه سه ماه به پایان رسید</p>
<p>اما وزیر دوم ، این سه ماه را با سختی و گرسنگی و مقدار میوه های تازه ای که جمع آوری کرده بود سپری کرد</p>
<p>و وزیر سوم قبل از اینکه ماه اول به پایان برسد از گرسنگی مرد.</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p><span style="color: #000080;">حال از خود این سؤال را بپرسیم ، ما از کدام گروه هستیم ؟ زیرا ما الآن در باغ دنیا بوده و آزادیم تا اعمال خوب یا اعمال بد و فاسد را جمع آوری کنیم ،</span></p>
<p><span style="color: #000080;">اما فردا زمانی که ملک الموت امر می شود تا ما را در قبرمان زندانی کند</span></p>
<p><span style="color: #000080;">در آن زندان تنگ و تاریک و در تنهایی ،</span></p>
<p><span style="color: #000080;">نظرت چیست؟</span></p>
<p><span style="color: #000080;">آنجاست که اعمال خوب و پاکیزه ای که در زندگی دنیا جمع کرده ایم به ما سود می رسانند.</span></p>
<p>الله تعالی می فرماید: <strong>(</strong><strong>وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ) البقره 197</strong></p>
<p>و توشه برگيريد كه بهترين توشه پرهيزگاري است ، و اي خردمندان ! از ( خشم و كيفر ) من بپرهيزيد .</p>
<p><span style="color: #000080;">پس کمی بایستیم و با خود بیاندیشیم .. فردا در زندانمان چه خواهیم کرد !</span></p>
<p><strong>ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2857/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وصف بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2474</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2474#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jan 2010 12:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2474</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی سخن از بهشت برین و نعمت‌ها و راه رسیدن به آن برای کسانی که تقوی پیشه نموده و با جان و مال خود در راه کسب رضایت خداوند متعال می کوشند و سر منزل مقصود خود را رسیدن به بهشت و جاودانه زندگی کردن در آن قرار داده اند، آهنگی دلنشین و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2650" title="wasef-behesht" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/wasef-behesht.jpg" alt="wasef-behesht" width="100" height="108" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p>سخن از بهشت برین و نعمت‌ها و راه رسیدن به آن برای کسانی که تقوی پیشه نموده و با جان و مال خود در راه کسب رضایت خداوند متعال می کوشند و سر منزل مقصود خود را رسیدن به بهشت و جاودانه زندگی کردن در آن قرار داده اند، آهنگی دلنشین و روح نواز است. این بندگان مخلص خدا همواره سعی و تلاش می نمایند تا با عبادت و پرهیزگاری توشه‌ای برای آخرت خود فراهم سازند.<span id="more-2474"></span></p>
<p>سراسر آیات کلام الله مجید و روایات منقول از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم، انسان‌های مؤمن و پرهیزگار را به راه رسیدن بهشت و برخورداری از نعمت‌های بیکران و ابدی آن رهنمون می‌نمایند.</p>
<p>الله جل جلاله در آیات زیادی بهشت و نعمت‌های آن را برای ما توصیف می‌کند، در اینجا به برخی از این آیات و همچنین سنت پاک رسول الله صلی الله علیه وسلم رجوع می‌کنیم.</p>
<p>خداوند می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}</span> [کهف:31]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«آنها کسانی هستند که بهشت‌های عدن مال آنها است. بهشت‌هایی که زیر درختانش نهرهایی جاری است و به زیورهای زرین آراسته شده‌اند. در آنجا (بهشتیان) لباس‌های سبز و حریر و دیبا می‌پوشند و بر تخت‌ها تکیه می‌زنند. چه پاداش نیکو و چه آرامگاه خوبی است.»</span></p>
<p>همچنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ- نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِيمٍ}</span> [فصلت:31]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و برای شما در آنجا (بهشت) هرچه مایل باشید یا آرزو کنید، همه مهیا است. این سفره احسان خداوندی است که برای شما گسترده شده است»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل می‌کند که فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خداوند مهربان برای بنده‌های خود چیزهایی تهیه نموده است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به تصور کسی می‌آید. سپس فرمود: این آیه را بخوانید که خداوند می فرماید: {هیچ کس اطلاع ندارد برای خنکی چشم آنها (بندگان صالح) چه چیز در نظر گرفته شده است}.»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«به بهشتیان گفته می‌شود: همیشه زنده بمانید و مرگ به سراغتان نیاید. و برای ابد تندرست باشید و هیچ وقت بیمار نشوید. دائماً جوان بمانید و پیر و ناتوان نشوید و برای همیشه در انواع نعمت‌ها بسر برید؛ چون این نعمت‌ها از شما گرفته نخواهد شد»</span> (2)</p>
<p>همچنین ابوبکر بن عبدالله بن قیس از پدرش نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«برای مؤمن در بهشت خیمه‌ای وجود دارد به طول 60 میل (هفتاد کیلومتر) که از جواهر ساخته شده است. در آن خیمه همسرانی وجود دارد که به آن‌ها سر می‌زند درحالی که آنها از یکدیگر بی‌خبرند و همدیگر را نمی‌بینند»</span> (3)</p>
<p>خداوند در وجود انسان، هواهای گوناگونی قرار داده است! به گونه‌ای که می‌توان او را مجموعه‌ای از خواهشات و هواها نامید. انسان دوست دارد با چشم‌هایش به هر چیز و هر سو بنگرد، و با زبانش هر سخنی را که دوست دارد بگوید و با گوش‌هایش هر صدا یا آواز دلخواهی را بشنود و هر طوری که دوست دارد و هر کجا که بخواهد اطفای شهوت کند.</p>
<p>مال را از هر راهی که ممکن است بدست بیاورد و به هر نحوی که دوست دارد خرج کند. اما خدایی که انسان را آفریده و این هممه نعمت‌های گران‌بها به او عطا فرموده، اجازه نداده که انسان مهارش را به دست نفس اماره بسپارد و هواهای نفسانی، او را به هر سو که بخواهند سوق دهند، مؤمن در دایره‌ی ایمان محاصره است؛ بدین معنی که باید چشم و گوش و زبان و قلب و&#8230; و سایر متصرفاتش و سرانجام، مرگ و زندگی‌اش ملهم از ایمان به خدا و احکام الهی باشد.</p>
<p>انسانی که بدین صورت کلیه هواهای خود را در قربان‌گاه اطاعت از رب زیر پا بگذارد، خداوند در زندگی جاودان اخروی به عنوان پاداش، تمام امیال وی را برآورده خواهد ساخت.</p>
<p>اما کسانی که در دنیا لذت ارضای تمایلات را چشیده و حاضر نشده‌اند هواهای نفسانی را به خاطر رضای خدا، زیر پا بگذارند، پس از مرگ به خواسته‌های آنها ارجی نخواهد شد. و تمام آرزوهایشان در دوزخ، طعمه حریق خواهد گشت.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَسِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ-وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ} </span>[زمر:74]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«افراد مؤمن و پرهیزگار را گروه گروه به سوی بهشت می‌برند و چون بدانجا رسند، همه‌ی درهای بهشت به روی آنها گشوده می‌شوند و نگهبانان بهشتی با تهنیت به آنها می‌گویند سلام بر شما باد. که پاک بودید اکنون بفرمایید وارد بهشت شوید. و برای همیشه از نعمت‌های آن بهره‌مند گردید. آنها می‌گویند حمد خدای را که به وعده‌ی خود وفا کرد و ما را وارث همه‌ی سرزمین بهشت گردانید. تا هر جای آن که بخواهیم منزل گزینیم. پس پاداش نیکوکاران بسیار نیکو خواهد بود»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه وسلم پرسیدیم که بهشت از چه چیزی ساخته شده است؟ فرمود، <span style="color: #0000ff;">«خشتی از طلا و خشتی از نقره و ملاط آن از مسک است. و سنگریزه‌هایش از جواهر و یاقوت، و خاکش زعفران است هر کس در آن راه یابد همیشه در آن زنده می‌ماند و هرگز نخواهد مرد. لباسش کهنه نمی‌شود و همیشه جوان می‌ماند و پیر نخواهد شد»</span> (4)</p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«در بهشت درختی وجود دارد که اگر سوارکاری 100 سال سایه‌اش را بپیماید به انتهایش نخواهد رسید»</span> .(5)</p>
<p>ابن عمر رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله فرمود: <span style="color: #0000ff;">«پس از اینکه بهشتیان وارد بهشت شوند و دوزخیان وارد دوزخ گردند، مرگ در میان بهشت و جهنم ذبح خواهد شد و سپس گفته می‌شود ای اهل بهشت و جهنم! دیگر مرگی وجود ندارد. پس از شنیدن این سخن شادی اهل بهشت زیاد می‌شود و غم و اندوه اهل جهنم نیز افزون می‌گردد»</span>. (6)</p>
<h4><strong>درختان و میوه‪های بهشت</strong></h4>
<p>از جمله نعمت‌های جاویدان بهشت، انبوه درختان و فراوانی میوه‌ها و ثمره‌ها و پرندگان گوناگون آن می‌باشد، قدر و ارزش درختان جنت را کسی جز خالق و آفریننده‌ی آن نمی‌داند، درختان میوه آن، دارای شاخه‌های زیاد و ساقه و ریشه‌های طولانی می‌باشند، که خداوند آنها را زیبایی بی‌نظیر و شگفت‌انگیزی عطا نموده است، رنگ‌های آن بسیار دل‌انگیز و دارای ظاهری تازه و سایه‌هایی طویل و میوه‌هایی شیرین می‌باشند که مانند آن بر هیچ فکری خطور نکرده و نه چشمی آن را دیده و نه گوشی آن را شنیده است.</p>
<p>برادر عزیز و خواهر گرامی! چنین تصور کن که صاحب یکی از آن درخت‌های زیبا و پرثمر بهشت هستی؛ چقدر خوشحال و مسرور خواهی شد؟</p>
<p>درختان جنت بسیار زیاد و متنوع و گوناگون می‌باشند، بعضی از آنها انار، بعضی انگور، بعضی سدر و بعضی دیگر موز هستند، تصور نکن که میوه‌های بهشت، مانند میوه‌های فانی این دنیا می‌باشند، بلکه میوه‌های بهشت تنها در اسم، با میوه‌های این دنیا مشابهت دارند چنانکه ابن عباس رضی الله عنه نیز بر این موضوع تأکید نموده است.</p>
<p>اما شکل و رنگ و طمع و مزه‌ی آنها را کسی جز خالق آنها نمی‌داند. خداوند عزوجل می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ} </span>[الرحمن:69]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«پس کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب و انکار می‌نمایید؟»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ- فِي سِدْرٍ مَّخْضُودٍ- وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ- وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ- وَمَاء مَّسْكُوبٍ- وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ}</span> [واقعه: 27-32]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«سمت راستی‌ها! چه سمت راستی‌هایی؟! (اوصاف مواهب و نعمت‌هایشان در بیان نمی‌گنجد) در (سایه‌ی درخت) سدر بی‌خار آرمیده‌اند، در سایه‌ی درختان موزی بسر می‌برند که میوه‌هایش روی هم ردیف و چین چین افتاده است، و در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده (خوش و آسوده‌اند) و در کنار آبشارها و آب‌های روان بسر می‌برند که زمزمه‌ی آن گوش جان را نوازش می‌دهد و منظره‌ی آن چشم انسان را روشنی می‌بخشد، و در میان میوه‌های فراوان هستند».</span></p>
<div id="attachment_2651" class="wp-caption alignleft" style="width: 261px"><img class="size-medium wp-image-2651" title="wasfe-behesht-1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/wasfe-behesht-1-251x181.jpg" alt="wasfe-behesht-1" width="251" height="181" /><p class="wp-caption-text">رسیدن به بهشت یعنی دستیابی به همه‌ی خواسته‌ها و آرزوها</p></div>
<p>پس ای بزرگوار! این لحظات باقی مانده‌ی عمر خود را برای انجام اعمال صالح و کارهای نیک غنیمت شمار، و مواظب باش! دنیا تو را فریب ندهد، زیرا این دنیا و آنچه در آن است، مانند ابر تابستانی است که زود از بین می‌رود و راه اهل تقوا را پیش بگیر تا از میوه‌های فراوان جنت بهره‌مند شوی، خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ} </span>[ص:51]</p>
<p>در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَفَاكِهَةٍ مِّمَّا يَتَخَيَّرُونَ}</span> [واقعه:20]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و از هر میوه‌ای که بخواهند».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(نوجوانان بهشتی برای آنان می‌گردانند) هر نوع ميوه‌ای كه برگزینند»</span></p>
<p>همچنين می‌فرمايد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي ظِلَالٍ وَعُيُونٍ- وَفَوَاكِهَ مِمَّا يَشْتَهُونَ}</span> [مرسلات:41- 42]</p>
<p>«پرهیزگاران در زیر سایه‌ها و در کنار چشمه‌سارانند و در میان میوه‌هایی که بخواهند و آرزو کنند»</p>
<p>در میان درختان بهشت، چنان درختانی هستند که سایه‌ی آنها اینقدر طولانی است که یک شخص سوار اگر به مسافت یکصد سال در زیر سایه آن راه برود، مسافت آن تمام نمی شود.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«در بهشت درختی وجود دارد که اسب سوار، اسب تیزروی خود را صدسال در سایه‌ی آن می‌راند، ولی نمی‌تواند مسافت آن را به پایان برساند»</span> (7)</p>
<h4><strong>آیا از سدرة‪المنتهی چیزی می دانید؟</strong></h4>
<p>خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ}</span> [واقعه:30]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و (اهل بهشت) در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده (خوش و آسوده‌اند)» </span></p>
<p>و از جمله‌ی این درختان جنت، درختی بنام سدرة المنتهی وجود دارد که الله تعالی در مورد آن می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى – عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}</span> [نجم: 13-14]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«او که بار دیگر (در شب معراج) وی را نزد سدرة المنتهی دیده است»</span></p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم در حدیث معراج می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«بعد جبرئیل مرا همراه خود برد تا اینکه به سدرة المنتهی رسید&#8230; میوه‌هایش به بزرگی کوزه‌های هجر و برگ‌هایش مانند بزرگی گوش‌های فیل بود، چنان بزرگ که نزدیک بود برگ‌های آن امت را تحت پوشش در آورد. ناگاه به رنگ‌هایی در آمدند که نمی‌دانستم چه است، سپس وارد بهشت شدم و در آن با گنبدهایی که از مروارید ساخته شده بود روبرو شدم، و خاک جنت از مشک بود. و از جمله‌ی درختان جنت، آنهایی هستند که لباس‌های اهل جنت از آن درست می شود»</span> (8)</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«طوبی، درختی است در جنت، که به اندازه‌ی مسافت صد سال است، که لباس اهل جنت از آن درست می‌شود»</span> (9)</p>
<p>آنچه که به زیبایی و منظره‌ی درختان جنت می‌افزاید، این است که ساقه‌های آن‌ها از طلا می‌باشند، چنانچه رسول محبوب صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«در جنت درختی نیست مگر این که ساقه‌های آن از طلا می‌باشد»</span> (10)</p>
<h4><strong>راه رسیدن به بهشت</strong></h4>
<p>اما راه رسیدن به بهشت؛ همه‌ی آن عبادات و اعمال صالحی که تو را به سوی خدا نزدیک گردانند، راه‌های رسیدن به بهشت هستند. پروردگار توانا در قرآن مجید همه‌ی عبادات و طاعاتی را که اگر با اخلاص عمل شوند و پاداش آنها جنت است، بیان فرموده‌اند:</p>
<h4>1- ایمان و عمل صالح:</h4>
<p>خداوند در سوره‌ی عصر بیان می‌فرماید که: انسان در خسارت و نقصان قرار دارد، مگر کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، چنانچه که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَالْعَصْرِ-إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ-إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ} </span>[عصر:1- 3]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«سو گند به زمانه (که سرمایه‌ی زندگی انسان است، و فرصت تلاش او برای نیل به سعادت دو جهان است). انسان‌ها همه زیان‌کارند؛ مگر کسانی که ایمان می‌آورند، و کارهای شایسته و بایسته می‌کنند، و همدیگر را به تمسک به حق (در عقیده و قول و عمل) سفارش می‌کنند، و یکدیگر را به شکیبایی (در تحمل سختی‌ها و دشواری‌ها و دردها و رنج‌هایی) توصیه می‌نمایند (که موجب رضایت خدا می گردد)»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَبَشِّرِ الَّذِين آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ}</span> [بقره:25]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(ای پیامبر!) مژده بده به کسانی که ایمان آورده‌اند و کردار نیکو انجام داده‌اند و این که، ایشان را است باغ‌هایی (بهشتی) که در زیر درختان آن رودها روان است»</span></p>
<p>و امثال این آیات در قرآن کریم زیاد است.</p>
<p>زیرا ایمان، شناخت خدا و خوف و ترس و احترام به پروردگار توانا و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه وسلم را می‌طلبد، و عمل صالح یعنی: انجام دادن آنچه الله تعالی امر کرده و دوری نمودن از آنچه نهی فرموده، از قبیل گناهان کبیره و فساد و اعمال ناروا.</p>
<h4>2- نماز:</h4>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ} </span>[عنکبوت:45]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«مسلماً نماز (انسان را) از گناهان بزرگ و کارهای ناشایست باز می‌دارد».</span></p>
<p>نماز محو و نابود کننده‌ی خطا و گناه می‌باشد. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«هیچ شخص مسلمانی نیست که هرگاه وقت نماز فرض او فرا می‌رسد، پس وضو و خشوع و رکوعش را خوب انجام می‌دهد، مگر اینکه کفاره‌ای بر گناهان قبلی‌اش می‌شود، تا زمانی که مرتکب گناه کبیره نشود، و نماز وی در طول زندگانی‌اش چنین می‌باشد»</span> (11)</p>
<p>پس برادر و خواهر گرامی بر حفاظت از نماز خود همت کن، زیرا نماز نور چهره و نور چشم مؤمن و تعهد و پیمان وی با خدا و تفاوت میان مؤمن و کافر می‌باشد.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«همانا فاصله‌ی میان مرد و میان شرک و کفر، ترک نماز می‌باشد»</span>. (12)</p>
<p>و می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«عهدی که میان ما و آنان (کافران) می‌باشد، نماز است، کسی که آن را ترک کند، پس بتحقیق که کافر شده است».</span> (13)</p>
<h4>3- ادای نوافل:</h4>
<p>بعد از ادای فرائض، انجام مستحبات سبب نزدیکی و تقرب به الله تعالی می‌گردد و به تو برادر و خواهر گرامی‌ام، لباس ولایت را خواهد پوشاند زیرا نوافل علامت محبت تو و اخلاص تو نسبت به الله تعالی می‌باشد.</p>
<p>رسول صلی الله علیه وسلم می فرماید: <span style="color: #0000ff;">«پاداشی بهتر از این برای هیچ بنده‌ای که روزانه دوازده رکعت نماز نفل، غیر از فرض بخواند نیست، مگر اینکه خداوند خانه‌ای زیبا برای وی در بهشت بنا خواهد کرد، یا مگر اینکه خانه‌ای در جنت برای او ساخته خواهد شد»</span> (14)</p>
<h4>4- نیکی به والدین:</h4>
<p>از اعمالی که سبب ورود به بهشت می‌گردد: نیکی به والدین است، رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: بینی‌اش خاک آلود باد، سپس بینی‌اش خاک آلود باد، سپس بینی‌اش خاک آلود باد، کسی که پدر و مادرش را، یا یکی از آن دو را، یا هر دو را در پیری ببیند، و با خدمت کردن به آنها داخل بهشت نشود. (15)</p>
<p>پس ای خواننده‌ی گرامی! برای نیکی به والدین حریص باش و آنچه دستور می‌دهند اطاعت نما، تا وقتی دستورشان موجب نافرمانی از الله تعالی نگردد، در این دنیا با آنان به نیکی رفتار کن، خداوند با بخشش و فضل و جنتش، با تو به خوبی رفتار خواهد نمود، بدان که نافرمانی از والدین، از بزرگترین گناهان می‌باشد، زیرا خداوند متعال اطاعت از آنها را با توحید و بر حذر داشتن و منع از شرک به خودش، یکجا ذکر فرموده:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا} </span>[نساء: 36]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(تنها) الله را عبادت کنید و (بس. و هیچ‌کس و) هیچ چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر خود نیکی کنید».</span></p>
<p>برادر وخواهرم! بدان که توبه، به جهت انجام دادن نیکی‌ها و عبادات می‌باشد و این منزلتی است که انسان‌های صالح در سفر این دنیا از آن جدا نخواهد شد، بلکه انبیاء و رسولان نیز همواره توبه می‌نمودند.‪</p>
<p>زیرا خداوند متعال در هر وقت و زمانی به توبه امر می‌فرماید و فلاح و رستگاری را در گرو آن قرار داده است.</p>
<p>چون همه‌ی فرزندان آدم خطا کارند. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}</span> [نور:31]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«ای مؤمنان! همگی به سوی الله برگردید  (و از مخالفت‌هایی که در برابر خدا داشته‌اید توبه کنید) تا رستگار شوید».</span></p>
<p>پس بیاندیش که خداوند، چگونه توبه‌کنندگان را نخست به ایمان موصوف نمود، بعد آنها را به توبه دعوت کرد، تا هر مسلمانی این را بداند که توبه برای انسان در سایر راه‌هایی که به خاطر الله می‌پیماید، لازم می‌باشد.</p>
<p>و همواره به یاد داشته باش که بهشت با کارهای سخت و جهنم با شهوت و خواهش‌های نفسانی پوشیده است، و اگر چنین نباشد، آزمایش بندگان چگونه صورت می‌گیرد و فرق بین صابر و مجرم و مطیع و فرمان‌بردار و عاصی و نافرمان چگونه شناخته می‌شود؟</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«وقتی خداوند بهشت را آفرید، جبرئیل را به بهشت فرستاد و فرمود: به جنت و آنچه خداوند برای اهل جنت آماده کرده بود نگاه کند، بعد نزد خداوند برگشت و گفت: قسم به ذاتت! کسی در مورد آن چیزی نمی‌شنود، مگر اینکه داخل آن بشود، رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: پس دوباره به جنت برگشت، آنگاه دید که آن با کارهای دشوار و سخت پوشیده شده است، پس به سوی خداوند برگشت و گفت، قسم به ذاتت! ترسیدم که کسی داخل آن نرود.»</span></p>
<p>اللهم إنّا نسألک الجنة و ما قرب إلیها من قول أو عمل و صلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین.</p>
<p>خداوندا! از درگاه تو بهشت و آنچه از گفتار و کردار خوب که ما را به جنت نزدیک می‌کند، مسئلت داریم. و درود و سلام بر پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم و آل اصحاب گرامی‌اش.</p>
<p style="text-align: center;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h4><span style="color: #888888;"><strong>منابع:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #888888;">گامی به سوی ایمان و یقین &#8211; نویسنده: عبدالله ریگی احمدی &#8211; ناشر: انتشارات حرمین &#8211; سال و نوبت چاپ :بهار 84- اول</span></p>
<p><span style="color: #888888;">وصف جنت &#8211; نویسنده: ابوالحسن ابن الفقیه &#8211; مترجم: ام عزیز الرحمان ملازاده &#8211; ناشر: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام &#8211; سال و نوبت چاپ: 1382- اول</span></p>
<p style="text-align: center;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<p><span style="color: #888888;">1- متفق علیه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">2- مسلم</span></p>
<p><span style="color: #888888;">3- بخاری</span></p>
<p><span style="color: #888888;">4- صحیح</span></p>
<p><span style="color: #888888;">5- بخاری</span></p>
<p><span style="color: #888888;">6- متفق علیه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">7- بخاری 11/416 و مسلم 2/2176</span></p>
<p><span style="color: #888888;">8- صحیح الجامع 4/82 و الحدیث فی الصحیحین</span></p>
<p><span style="color: #888888;">9- السلسلة الصحیحة 4/639</span></p>
<p><span style="color: #888888;">10-صحیح الجامع 5/34</span></p>
<p><span style="color: #888888;">11- مسلم/ 228</span></p>
<p><span style="color: #888888;">12- مسلم/ 82</span></p>
<p><span style="color: #888888;">13- الترمذی 2623 و قال حسن صحیح</span></p>
<p><span style="color: #888888;">14- مسلم 728</span></p>
<p><span style="color: #888888;">15- مسلم 2551</span></p>
<p><span style="color: #888888;">16- رواه الترمذی (2560) و قال حسن صحیح و رواه احمد 2/332. و حسن اسناده الآلبانی فی تخریج مشکاة المصابیح. حدیث رقم (5696).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2474/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرگ در می‌زند&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2617</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2617#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2010 18:39:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2617</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: محمد جمال‌زهی - آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; - نه!!! - متأسفانه فوت شده &#8230; - «إنا لله و إنا إلیه راجعون» افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2621" title="marg-dar-mizanad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/marg-dar-mizanad.jpg" alt="marg-dar-mizanad" width="100" height="112" />نویسنده: محمد جمال‌زهی</h4>
<p>- آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230;</p>
<p>- نه!!!</p>
<p>- متأسفانه فوت شده &#8230;</p>
<p>- «إنا لله و إنا إلیه راجعون»</p>
<p>افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟<span id="more-2617"></span></p>
<p>مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230;</p>
<p>بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد [از متن کتاب]</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
<div id="_mcePaste" style="overflow: hidden; position: absolute; left: -10000px; top: 0px; width: 1px; height: 1px;"><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:SimSun; 	panose-1:2 1 6 0 3 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:宋体; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} @font-face 	{font-family:"B Lotus"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"B Badr"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"Traditional Arabic"; 	panose-1:2 1 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 0 0 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"\@SimSun"; 	panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	text-align:right; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:SimSun; 	mso-bidi-font-family:"Traditional Arabic"; 	mso-bidi-language:AR-SA;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><!--[if gte mso 10]> <mce:style><!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} --> <!--[endif]--></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">نه!!! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">متأسفانه فوت شده &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><strong><span style="font-size: 16pt; font-family: &quot;B Badr&quot;;" lang="FA">«إنا لله و إنا إلیه راجعون» </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230; .</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2617/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آتش جهنم</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1808</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1808#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 16:39:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1808</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب مسجد الحرام: جمعه 23 شعبان 1430برابر با 23 مرداد 1388خطبه‏ی اول: ستایش از آن الله است. حمد و سپاس از آن اوست که قدرتمند و دارای ملک و ملکوت است&#8230; بزرگی در آسمان‏ها و زمین، و قدرت و قهر و جبروت در چنگ اوست&#8230; اوست که شدید العِقاب است، زنده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: <strong>دکتر صالح آل طالب</strong></h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 23 شعبان 1430برابر با 23 مرداد 1388<span id="more-1808"></span><strong>خطبه‏</strong><strong>ی اول:</strong></p>
<p>ستایش از آن الله است. حمد و سپاس از آن اوست که قدرتمند و دارای ملک و ملکوت است&#8230; بزرگی در آسمان‏ها و زمین، و قدرت و قهر و جبروت در چنگ اوست&#8230; اوست که شدید العِقاب است، زنده است و هرگز نمی‏میرد.</p>
<p>خداوندا تو پاک و منزهی!! کیست آنکه از تدبیر و مراقبت تو غافل ماند و زیان نکرد؟؟ و کیست آنکه نسبت به حرام‏های تو بی‏اعتنایی نکرد و پشیمان نشد؟؟ و کیست آنکه گرفتار وعید تو شد و سالم ماند؟؟</p>
<p>گواهی می‏دهم که خدایی به حق نیست جز تو و گواهی می‏دهم که محمد، بنده و پیامبر توست. درود و سلام بسیار خداوند تا روز قیامت بر او و بر اهل بیت و اصحاب بزرگوار وی باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای بندگان خداوند تقوای او را آنگونه که شایسته است پیشه ساخته و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید و برای دیدار خداوند آماده شوید و از عذاب او برحذر باشید که بدن‏های شما طاقت آتش را ندارد:</p>
<p><strong> </strong><strong>يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ</strong><strong> </strong>[حشر: 18]</p>
<p><strong>(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از الله پروا داريد و هر كسى بايد بنگرد كه براى فردا از پيش چه فرستاده است و از الله بترسيد در حقيقت‏ الله به آنچه مى‏كنيد آگاه است)</strong></p>
<p>ای مسلمانان: سخن از عاقبت فاجعه باری است که چشم صالحان را اشکبار ساخته است. سخن از بازگشت‏گاهی است که قلب پارسایان را به لرزه آورده است. این پایانی است که ترس آن، روز ِ عبادتکاران را به گرسنگی و تشنگی کشانده و باعث شده تا شب طولانی آنان به نماز طی شود. سخن ما از خاتمه‏ای است که غمش در قلب ترسایان به استمرار باقی است:</p>
<p><strong> </strong><strong>تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ</strong><strong> </strong><strong>يَدْعُون َرَبَّهُمْ خَوْفًا</strong><strong> </strong><strong>وَطَمَعًا</strong><strong> </strong>[سجده: 16]</p>
<p><strong>(پهلوهايشان از خوابگاهها جدا مى‏گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مى‏خوانند)</strong></p>
<p>ای مسلمانان: این عاقبت و پایان بد، «آتش» است، آتش جهنم. جهنم، آفریده‏ای است عظیم از آفریده‏های خداوند و خانه‏ای است که وی برای کافران در نظر گرفته است. این، جایگاه ستمگران و زندان کافران و عقوبت گناهکاران است. این جایگاه، به حقیقت خاری و ذلت و زیان آشکار و بزرگ است.</p>
<p>جهنم، شر ِ مطلقی است که هیچ خیری در آن نیست. این جایگاهی است که باید ناگزیر از روی آن عبور کرد. جایگاهی که وجود داشته و آماده شده است:</p>
<p><strong> </strong><strong>وَاتْقَوُا النَّارَ التَيِ أُعِدَتْ لِلْكَافِرِينَ </strong><strong></strong>[آل عمران: 131]</p>
<p><strong>(و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بترسيد)</strong></p>
<p>این جایگاه، خلق شده و آماده است و چنانکه در صحیحین آمده است رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم آن را به چشم دیده است.</p>
<p>ای مسلمانان! سخن درباره‏ی آتش جهنم سخنی است حق و راست&#8230; جهنمی که در آن کوه‏ها و دره‏ها و رودها وجود دارد&#8230; جهنمی که دارای درجات و منزلگاه‏هایی است متفاوت&#8230; جهنمی که تاریک است و سیاه و بی نور&#8230; که صدایش از دور شنیده می‏شود&#8230; جهنمی که زوزه می‏کشد و نعره می‏زند و آنگونه است که خداوند می‏فرماید:</p>
<p><strong></strong><strong>تًرْمِي بِشَرَرٍ كَالقَصْرِ كَأَنَّهُ جِمَاَلَةٌ صُفْرُ وَيْلٌ يَوَمَئِذٍ لِلْمُكَذِبِين</strong><strong></strong><strong> </strong>[مرسلات: 32-33]</p>
<p><strong>([دوزخ] چون كاخى [بلند] شراره مى‏افكند (32) گويى شترانى زرد رنگند)</strong></p>
<p>غم آن همیشگی است و طولانی و اهل آن در حال ناله و فریادند.. قلب اهل آن پر است از یاس و ناامیدی و گذشت روزها جز بر یاس و بدبختی آنان نمی‏افزاید&#8230; در آن عذاب‏ها و دردهایی که زبان‏ها و قلم‏ها از وصف آن عاجزند و در آن ترس‏ها و غم‏هایی است که ذهن از تصور آن ناتوان&#8230;</p>
<p><strong></strong> <strong>إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً</strong><strong></strong> [فرقان: 66]</p>
<p><strong>(و در حقيقت آن بد قرارگاه و جايگاهى است)</strong></p>
<p>جهنمی که خداوند فرشتگان مقرب خود را از آن ترسانده است و فرموده:</p>
<p><strong></strong><strong>وَمَنْ</strong><strong> </strong><strong>يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِنْ دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ</strong><strong> </strong><strong>نَجْزِي الظَّالِمِينَ</strong><strong></strong> [انبیاء: 29]</p>
<p><strong>(و هر كس از آنان بگويد من جز او خدايى هستم او را به دوزخ كيفر مى‏دهيم سزاى ستمكاران را اين گونه مى‏دهيم)</strong></p>
<p>و خطاب به پیامبرش فرمود:</p>
<p><strong></strong><strong>لاَ تَجْعَلََْ مَعَ اللهِ إِلَهً آَخَرَ فَتُلْقَى فِيْ جَهَنَمَ &#8230;</strong><strong> </strong><strong></strong>[اسراء: 22]</p>
<p><strong>(و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده و گرنه در جهنم افكنده خواهى شد</strong><strong>&#8230;)</strong></p>
<p>و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم صحابه و امتش را از آن برحذر داشته و فرموده است: <strong>«شما را نسبت به جهنم هشدار دادم&#8230; شما را نسبت به آتش هشدار دادم»</strong> آیا پس از این، جهانیان می‏توانند خیال خود را از آتش آسوده سازند؟</p>
<p>حسن بصری رحمه الله می‏فرماید: «به خدا قسم که کسی به جهنم ایمان نمی‏آورد مگر آنکه زمین با وسعتش بر وی تنگ می‏گردد اما منافق اگر آتش پشت سرش باشد هم به آن ایمان نخواهد آورد تا اینکه به آن درافتد. به خداوند قسم که بندگان به چیزی ترسناکتر از آن هشدار داده نشده‏اند&#8221;</p>
<p><strong></strong><strong>فَأَنْذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى* لاَ يَصْلاَهَا إِلاَّ الأَشْقَى* الَّذِي كَذَّبَ وَتَوَلَّى</strong><strong></strong> [لیل: 14-16]</p>
<p><strong>(پس شما را به آتشى كه زبانه مى‏كشد هشدار دادم (14) جز نگون‏بخت‏تر[ين مردم] در آن درنيايد (15) همان كه تكذيب كرد و رخ برتافت)</strong></p>
<p>و در کتاب خداوند چنین آمده است:</p>
<p><strong></strong><strong>وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً</strong><strong></strong><strong> </strong>[مریم: 71]</p>
<p><strong>(و هيچ كس از شما نيست مگر [اينكه] در آن وارد مى‏گردد اين [امر] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است)</strong></p>
<p>بندگان خداوند! ترس ما از عبور از پل صراط کجاست؟ آنکه ترسید شبانه به راه می‏افتد و آنکه شب به راه افتاد به منزلگاه خواهد رسید و به خدا قسم که تنها مومنان نجات خواهند یافت.</p>
<p><strong></strong><strong>قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَا مُشْفِقِينَ * فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ * إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ</strong><strong></strong> [طور: 26-28]</p>
<p><strong>(گويند ما پيشتر در ميان خانواده خود بيمناک بوديم (26) پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم [مرگبار] حفظ كرد (27) ما از ديرباز او را مى‏خوانديم كه او همان نيكوكار مهربان است)</strong></p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید: <strong>«جهنم در روز قیامت آورده می‏شود بطوری که هفتاد هزار افسار دارد و هر افسار را هفتاد هزار فرشته می‏کشند»</strong> به روایت مسلم</p>
<p>جهنمیان در حالی جهنم را می‏بینند که صدایی بس وحشتناک دارد:</p>
<p><strong></strong><strong>إِذَا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظًا وَزَفِيرًا </strong><strong></strong> [فرقان: 12]</p>
<p><strong>(چون [دوزخ] از فاصله‏اى دور آنان را ببيند خشم و خروشى از آن مى‏شنوند)</strong></p>
<p>و در سوره‏ی مُلک آمده است که:</p>
<p><strong></strong><strong>تَكَادُ تَميز مِنَ الغَيْظِ </strong><strong></strong> [ملک: 8]</p>
<p><strong>(نزديک است كه از خشم شكافته شود)</strong></p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <strong>«آتشی که انسان‏ها برمی‏افروزند جزئی از هفتاد جزء آتش جهنم است» </strong>گفتند: به خداوند سوگند که همان یک بخش نیز کافی بود. فرمود: <strong>«اما با این وجود آتش جهنم 69 بار بر آتش دنیا برتری دارد که هر بخش از آن به اندازه‏ی گرمای آتش دنیا است»</strong> به روایت بخاری و مسلم</p>
<p><strong></strong><strong>هذِهِ جَهَنَّمُ الّتي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ</strong><strong></strong> [الرحمن: 43]</p>
<p><strong>(اين است همان جهنمى كه تبهكاران آن را دروغ مى‏خواندند)</strong></p>
<p>جهنمیان به بدترین صورت مورد خطاب قرار می‏گیرند و وارد آن می‏شوند و سپس درهای جهنم بر آنها بسته می‏شود:</p>
<p><strong></strong><strong>نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ * الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ* إِنَّهَا</strong><strong> </strong><strong>عَلَيْهِم مُّؤْصَدَةٌ * فِي عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ </strong><strong></strong> [همزه: 6-9]</p>
<p><strong>(آتش افروخته خدا[يى] است (6) [آتشى] كه به دلها مى‏رسد (7) و در ستونهايى دراز آنان را در ميان فرامى‏گيرد)</strong></p>
<p>جهنمی که هیزم آن مردم و سنگ‏هاست&#8230; آتش آن با گذر زمان خاموش نمی‏شود و گرمای آن با گذر زمان کم نمی‏شود</p>
<p><strong></strong><strong>&#8230;كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا </strong><strong></strong> [اسراء: 97]</p>
<p><strong>(هر بار كه آتش آن فرو نشيند شراره‏اى [تازه] برايشان مى‏افزاييم</strong><strong>)</strong></p>
<p>و با تمام اینها جهنمیان دست و پا بسته‏اند:</p>
<p><strong></strong><strong> إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلَاسِلَا وَأَغْلَالاً وَسَعِيراً</strong><strong></strong> [انسان: 4]</p>
<p><strong>(ما براى كافران زنجيرها و غلها و شعله‏هاى سوزان آتش آماده كرده‏ايم)</strong></p>
<p><strong></strong><strong> &#8230; إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ * فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ</strong><strong> </strong><strong></strong> [غافر: 71-72]</p>
<p><strong>(هنگامى كه غلها در گردنهايشان [افتاده] و [با] زنجيرها كشانيده مى‏شوند (71) در ميان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مى‏شوند)</strong></p>
<p>و بدتر از همه‏ی اینها، جهنمیان زده شده و مورد اهانت قرار می‏گیرند:</p>
<p><strong></strong><strong> وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ * كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ</strong><strong></strong> [حج: 21-22]</p>
<p><strong>(و براى آنان گرزهايى آهنين است (21) هر بار بخواهند از [شدت] غم از آن بيرون روند در آن باز گردانيده مى‏شوند، بچشيد عذاب آتش سوزان را)</strong></p>
<p>آنان لباسی از آتش به تن می‏کنند و می‏سوزند:</p>
<p><strong></strong><strong>فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِنْ نَارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُءُوسِهِمُ الْحَمِيمُ *  يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ * وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ</strong><strong></strong> [حج: 19-21]</p>
<p><strong>(و كسانى كه كفر ورزيدند جامه‏هايى از آتش برايشان بريده شده است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ريخته مى‏شود (19) آنچه در شكم آنهاست با پوست [بدن]شان بدان گداخته مى‏گردد (20) و برای آنان گرزهایی از آهن است)</strong></p>
<p>آیا دیده‏اید که چگونه گوشت بر روی آتش کباب می‏شود؟ این دقیقا حال کفار است در آتش جهنم:</p>
<p><strong></strong><strong>يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولا</strong><strong></strong><strong> </strong>[احزاب]</p>
<p><strong>(روزى كه چهره‏هايشان را در آتش زيرورو مى‏كنند مى‏گويند اى كاش ما الله را فرمان مى‏برديم و پيامبر را اطاعت مى‏كرديم)</strong></p>
<p><strong> </strong><strong></strong><strong>تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ</strong><strong></strong> [مومنون: 104]</p>
<p><strong>(آتش چهره آنها را مى‏سوزاند و آنان در آنجا ترش‏رويند)</strong></p>
<p>غذای آنها عذاب است و نوشیدنی‏شان نیز عذاب&#8230;</p>
<p><strong></strong><strong>لَيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ</strong> <strong></strong> [غاشیه: 6]</p>
<p><strong>(خوراكى جز «ضریع» ندارند)</strong></p>
<p>«ضریع» خاری است که در سرزمین حجاز می‏روید.</p>
<p><strong></strong><strong>إِنَّ شَجَرَتَ الزَّقُّومِ * طَعَامُ الْأَثِيمِ * كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي</strong><strong> </strong><strong>الْبُطُونِ * كَغَلْيِ الْحَمِيمِ</strong><strong></strong> [دخان: 43 – 46]</p>
<p><strong>(آرى درخت زقوم (43) خوراک گناهکار است (44) چون مس گداخته در شكمها مى‏گدازد (45) همانند جوشش آب جوشان</strong><strong>)</strong></p>
<p>«زقوم» نیز درختی است که در وسط جهنم می‏روید و میوه‏های آن به مانند سر دیوهاست. نوشیدنی آنها نیز غسلین و غساق است که خونابه‏ و چرکاب بدن اهل آتش است:</p>
<p><strong></strong><strong>وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ</strong><strong></strong> [کهف: 29]</p>
<p><strong>(و اگر فريادرسى جويند به آبى چون مس گداخته كه چهره‏ها را بريان مى‏كند)</strong></p>
<p><strong></strong><strong>وَسُقُوا مَاء حَمِيمًا فَقَطَّعَ أَمْعَاءهُمْ</strong> <strong></strong> [محمد: 15]</p>
<p><strong>(و آبى جوشان به خوردشان داده مى‏شود [تا] روده‏هايشان را از هم فرو پاشد)</strong></p>
<p>در آیه‏ای دیگر چنین آمده است که:</p>
<p><strong></strong><strong>&#8230; وَيُسْقَى مِنْ مَاء صَدِيد  يَتَجَرَّعُهُ وَلَا يَكَادُ</strong><strong> </strong><strong>يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ</strong><strong> </strong><strong>وَمِنْ وَرَائِهِ عَذَابٌ</strong><strong> </strong><strong>غَلِيظٌ</strong><strong></strong> [ابراهیم: 16-17]</p>
<p><strong>(به او آبى چركين نوشانده مى‏شود (16) آن را جرعه جرعه مى‏نوشد و نمى‏تواند آن را فرو برد و مرگ از هر جانبى به سويش مى‏آيد ولى نمى‏ميرد و عذابى سنگين به دنبال دارد)</strong></p>
<p>همه‏‏ی آیاتی که ذکر کردیم تنها بعضی از انواع عذاب است. آیا این عذاب‏ها ارزش لحظه‏ای از شهوت حرام دنیا را دارد؟</p>
<p>از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <strong>«خوشگذارنترین جهنمیان از اهل دنیا را در روز قیامت می‏آورند و در آتش غوطه می‏دهند سپس به او گفته می‏شود: ای فرزند آدم آیا هیچ خوشی و لذتی ذر زندگی‏ات دیدی؟ آیا هیچ خوشی و نعمتی بر تو گذشته است؟ و او در جواب می‏گوید: نه هرگز! به خدا قسم ای پروردگار [هیچ خوشی و لذتی در زندگی ندیدم]&#8230;»</strong> به روایت امام مسلم</p>
<p>بله ای بندگان خداوند! تنها یک غوطه در آتش جهنم باعث می‏شود انسان همه‏‏ی خوشی‏ها و لذت‏ها و شهوت‏هایی را که در دنیا چشیده است از یاد ببرد:</p>
<p><strong></strong><strong> يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذَابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ * وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِيهِ * وَفَصِيلَتِهِ الَّتِي</strong><strong> </strong><strong>تُؤْوِيهِ * وَمَنْ فِي الْأَرْضِ</strong><strong> </strong><strong>جَمِيعًا ثُمَّ يُنْجِيهِ</strong><strong> * </strong><strong>كَلَّا</strong><strong> </strong><strong>إِنَّهَا لَظَى * نَزَّاعَةً لِلشَّوَى * تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى </strong><strong></strong> [معارج: 11-17]</p>
<p><strong>(گناهكار آرزو مى‏كند كه كاش براى رهايى از عذاب آن روز مى توانست پسران خود را عوض دهد (11) و [نيز] همسرش و برادرش را (12) و قبيله‏اش را كه به او پناه مى‏دهد (13) و هر كه را كه در روى زمين است همه را [عوض مى‏داد] و آنگاه خود را رها مى‏كرد (14) نه چنين است [این آتشی است که] زبانه مى‏كشد (15) پوست‏سر و اندام را بركننده است</strong><strong> (16) هر كه را پشت كرده و روى برتافته فرا می‏خواند)</strong></p>
<p>وهنگامی که بلا و سختی بر اهل آتش طولانی گردد و عذاب و درد به اوج خود رسد و حسرت و پشیمانی آنان فزونی یابد، آن‏هنگام درخواست خارج شدن از آتش می‏کنند:</p>
<p><strong></strong><strong>وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ </strong><strong></strong> [فاطر: 37]</p>
<p><strong>(و آنان در آنجا فرياد برمى‏آورند پروردگارا ما را بيرون بياور تا غير از آنچه مى‏كرديم كار شايسته كنيم)</strong></p>
<p>و به گناهان خود اعتراف می‏کنند:</p>
<p><strong></strong><strong>قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ رَبَّنَا</strong><strong> </strong><strong>أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ</strong><strong></strong><strong> </strong>[مومنون: 106-107]</p>
<p><strong>(گفتند: پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد و ما مردمى گمراه بوديم (106) پروردگارا ما را از اينجا بيرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتيم در آن صورت ستمگر خواهيم بود)</strong></p>
<p>پس از گذشت زمانی بسیار، به آنها چنین پاسخ داده می‏شود:</p>
<p><strong></strong><strong>قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ </strong><strong></strong> [مومنون: 108]</p>
<p><strong>(در آن گم شويد و با من سخن مگوييد)</strong></p>
<p>پس از آن جهنمیان دست به دامان نگهبان جهنم می‏شوند تا آنکه نزد خداوند برای آنها شفاعت کرده تا آنان را بمیراند و از عذاب راحت شوند:</p>
<p><strong></strong><strong>وَنَادَوْا يَامَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ</strong><strong> </strong><strong>إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ</strong><strong></strong> [زخرف: 77]</p>
<p><strong>(و فرياد كشند اى مالک [بگو] پروردگارت جان ما را بستاند. پاسخ دهد: شما ماندگاريد)</strong></p>
<p>اما در پاسخ تمام درخواست‏هایشان تنها با جواب رد مواجه می‏شوند&#8230; و سپس مرگ [به صورت یک گوسفند] آورده می‏شود تا در برابر چشمان اهل بهشت و جهنم ذبح شود. به اهل بهشت گفته می‏شود: جاودانه‏اید و مرگی در کار نیست و به اهل جهنم نیز گفته می‏شود: جاودانه‏اید و دیگر مرگی نخواهد بود&#8230; که این قضیه در صحیح بخاری روایت شده است.</p>
<p>اینجا است که ناله و ضجه‏ی اهل آتش بالا می‏رود و غمشان افزون شده و بیشتر می‏گریند و آنقدر اشک می‏ریزند که اشکشان تمام شده و به جای آن خون می‏گریند تا آنکه در صورت‏هایشان جای اشک به مانند خندقی باقی می‏ماند.</p>
<p>ای مسلمانان: این از کمال عدل الهی است که میان اطاعتکار و عاصی و مصلح و مفسد، تساوی قرار ندهد. خداوند متعال می‏فرماید:</p>
<p><strong></strong><strong>أَفَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِينَ كَالْمُجْرِمِينَ * ما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ</strong><strong></strong> [قلم: 35-36]</p>
<p><strong>(پس آيا فرمانبرداران را چون بدكاران قرار خواهيم داد (35) شما را چه شده؟! چگونه داورى مى‏كنيد)</strong></p>
<p>و خداوند متعال عقوبت خود را برای ما وصف نموده است و گناهکاری هیچ عذر و حجتی نزد خداوند ندارد و کفر و نفاق عامل ابدی شدن در آتش جهنم اند:</p>
<p><strong></strong><strong>وَعَدَ</strong><strong> </strong><strong>اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْكُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ</strong><strong> </strong><strong>خَالِدِينَ فِيهَا هِيَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ</strong><strong> </strong><strong>مُقِيمٌ</strong><strong></strong> [توبه: 68]</p>
<p><strong>(الله به مردان و زنان منافق و كافران آتش جهنم را وعده داده است در آن جاودانه‏اند آن [آتش] براى ايشان كافى است و الله لعنتشان كرده و براى آنان عذابى پايدار است)</strong></p>
<p>حال هر کس که در برابر امر الله و شریعت وی نظر شخصی خود را ترجیح می‏دهد این سخن خداوند متعال را خوب گوش دهد:</p>
<p><strong></strong><strong>ألم يَعْلَموا أنه من يُحَادِدِ اللهَ ورسولَه فأن له نارَ جهنمَ خالدًا فِيِهَا ذَلِكَ الخِزْيِ العَظِيِم</strong><strong></strong> [توبه: 63]</p>
<p><strong>(آيا ندانسته‏اند كه هر كس با الله و پيامبر او درافتد براى او آتش جهنم است كه در آن جاودانه خواهد بود اين همان رسوايى بزرگ است)</strong></p>
<p>وای به حال بی نماز! وای به حال بی‏نماز آنگاه که از آن‏ها چنین پرسیده می‏شود که:</p>
<p><strong></strong><strong>مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِبُ بِيَوْمِ الدِينِ *حَتَى آَتَانَا اليَقِين * فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ </strong><strong></strong> [مدثر: 42-48]</p>
<p><strong>(چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد (42) گويند از نمازگزاران نبوديم (43) و بينوايان را غذا نمى‏داديم (44) و با باطلگرایان در باطلگویی فرو می‏رفتیم (45) و روز جزا را دروغ مى‏شمرديم (46) تا مرگ ما در رسيد (47) از اين رو شفاعت‏شفاعت‏كنندگان به حال آنها سودى نمى‏بخشد)</strong></p>
<p>و همینطور رباخواری و خوردن مال یتیمان از عوامل فرو رفتن در آتش جهنم است:</p>
<p><strong></strong><strong>إِنَّ</strong><strong> </strong><strong>الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي</strong><strong> </strong><strong>بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا</strong><strong> </strong><strong></strong><strong> </strong>[نساء: 10]</p>
<p><strong>(در حقيقت كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى‏خورند جز اين نيست كه آتشى در شكم خود فرو مى‏برند و به زودى در آتشى فروزان درآيند)</strong></p>
<p>و در صحیح مسلم آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <strong>«خداوند متعال چنین می‏فرماید که: کبریاء ردای من است و عظمت اِزار من؛ هر کس با من در این دو رقابت کند او را به آتش داخل خواهم کرد»</strong></p>
<p>و در کتاب خداوند چنین آمده است که:</p>
<p><strong></strong><strong>وَمَنْ</strong><strong> </strong><strong>يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ</strong><strong> </strong><strong>اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا </strong><strong></strong> [نساء 93]</p>
<p><strong>(و هر كس عمدا مؤمنى را بكشد كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود و الله بر او خشم مى‏گيرد و لعنتش مى‏كند و عذابى بزرگ برايش آماده ساخته است)</strong></p>
<p>همچنین خوردن به ناحق ِ مال مردم و خودکشی در یک آیه یکجا آمده‏اند:</p>
<p><strong></strong><strong>وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إًنَّ اللّهَ كَانَ بًكُمْ رَحًيماً وَمَن يَفْعَلْ</strong><strong> </strong><strong>ذَلًكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلًيهً نَاراً وَكَانَ ذَلًكَ عَلَى اللّهً يَسًيراً</strong> <strong></strong> [نساء: 29- 30]</p>
<p><strong>(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اموال همديگر را به ناروا مخوريد مگر آنكه داد و ستدى با تراضى يكديگر از شما [انجام گرفته] باشد و خودتان را مكشيد زيرا الله همواره با شما مهربان است (29) و هر كس از روى تجاوز و ستم چنين كند به زودى وى را در آتشى درآوريم و اين كار برای الله آسان است)</strong></p>
<p>سوگند به دروغ نیز صاحب خود را در آتش فرو خواهد برد و به همین خاطر این سوگند، «غموس» یعنی «فروبرنده» نام گرفته است.</p>
<p>میل به ستمگران و همراهی با آنان نیز از عوامل ورود به آتش جهنم است. خداوند متعال می‏فرماید:</p>
<p><strong></strong><strong>وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ&#8230;</strong><strong></strong> [هود: 113]</p>
<p><strong>(و به كسانى كه ستم كرده‏اند متمايل مشويد كه آتش [دوزخ] به شما مى‏رسد&#8230;)</strong></p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <strong>«دو گروه از اهل آتش‏اند که آنان را ندیده‏ام: گروهی که شلاق‏هایی چون دم گاو به همراه دارند و با آن مردم را می‏زنند و زنانی پوشیده اما لخت که به مردان مایلند و مردان را نیز به خود جذب می‏کنند، سران‏شان به مانند کوهان شتران مائل است. این زنان نه به بهشت وارد می‏شوند و نه بوی آن را استشمام می‏کنند. درحالی که بوی بهشت از فاصله‏ی چنین و چنان به مشام می‏رسد»</strong> به روایت امام مسلم</p>
<p>و از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم خطاب به زنان فرمودند: <strong>«ای زنان! صدقه دهید و بسیار استغفار کنید که من شما را بیشترین اهل آتش دیدم»</strong> پس زنی از آنان گفت: ای رسول خداوند چرا ما بیشترین اهل آتشیم؟ ایشان فرمودند: <strong>«چون بسیار نفرین می‏کنید و خوبی را انکار می‏کنید»</strong> به روایت بخاری و مسلم</p>
<p>ریاکاران نیز اولین گروهی هستند که در روز قیامت، آتش برای آنان داغ می‏شود. اما درباره‏ی کسانی که بدون هیچ حساب و ملاحظه‏ای زبان و قلم خود را به کار می‏اندازند هرچه می‏خواهی بگو&#8230;</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید: <strong>«و آیا به جز محصول زبان انسان‏ها چیز دیگری آنها را بر صورت‏هایشان در آتش می‏اندازد؟» </strong></p>
<p>اینان به آتش وعده داده شده‏اند: معتاد به خمر، قطع کننده پیوند خویشاوندی، باور کننده‏ی سحرو سخن‏چین. و کسی که با قسم دروغین مال برادرش را صاحب شود باید جایگاه خود  را در آتش آماده کند.</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم برخی از انواع عذاب اهل آتش را به چشم دیده است چنانکه در حدیث سمرة بن جندب رضی الله عنه آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم مردی از اهل آتش را دید که خوابیده است و مردی دیگر در کنار او ایستاده و صخره‏ای را بر سر او می‏کوبد به طوری که سر وی له می‏شود سپس سر او دوباره به حالت اول برمی‏گردد. سپس برای بار دیگر دوباره بر سر او با سنگ کوبیده می‏شود&#8230; سپس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <strong>«این مرد کسی است که از نماز فرض خواب می‏افتد&#8230;»</strong></p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تنوری را دید که از آن سر و صدای بسیاری بیرون می‏آید و مردان و زنانی لخت در آنند سپس زبانه‏ای از آتش از زیر پای آنان شعله‏ور می‏شود و آنان فریاد می‏کشند&#8230; آنگاه فرمودند: <strong>«اینان مردان و زنان زناکارند&#8230;»</strong></p>
<p>در حدیثی دیگر آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم رودی سرخ‏رنگ را دید که مردی در آن شنا می‏کند و بر کناره‏ی رود مردی دیگر است که سنگ‏هایی بسیار به همراه دارد و در دهان مرد نخست می‏گذارد و این کار را تکرار می‏کند&#8230; رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <strong>«این، شخص ِ رباخوار است&#8230; و مردی بسیار بدچهره را دید و فرمود: این، «مالک» نگهبان ِ آتش جهنم است».</strong> [به روایت بخاری]</p>
<p>آیا پس از این همه‏‏ وعید و هشدار، هشداری باقی مانده است؟؟</p>
<p><strong></strong><strong>إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ</strong><strong></strong> [ق: 37]</p>
<p><strong>(قطعا در اين [عقوبتها] براى هر صاحبدل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد عبرتى است)</strong></p>
<p>بارالها ما را از آتش جهنم نجات ده، بارالها ما را از آتش نجات ده، بارالها ما را از آتش جهنم نجات ده&#8230; پروردگارا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بیامرز و ما را از دوزخ دور بدار&#8230;</p>
<p>خداوند من و شما را به واسطه‏ی کتاب خود سود رساند و ما را از خواری و عذاب خود دور بدارَد&#8230; این سخن خود را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال آمرزش می‏خواهم&#8230;</p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong>خطبه‏ی دوم:</strong></p>
<p>ستایش از آن الله است، ستایش از آن اوست که مطیعانش را عزیز گرداند و عاصیانش را خوار&#8230; او که هرکس بسویش پناه آورد پناه داده شد و هرکه صدایش زد پاسخ گرفت&#8230; ستایش وی را می‏گویم و ثنایش را به جای می‏آورم و از او آمرزش می‏خواهم و از او برای خود و شما نجات و رستگاری می‏طلبم&#8230;</p>
<p>و گواهی می‏دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد است و شریکی ندارد و گواهی می‏دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; سخن خداوند حق است و حقیقت:</p>
<p><strong></strong><strong>فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ</strong><strong></strong> [آل عمران: 185]</p>
<p><strong>(پس هر كه را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعا پیروز شده است</strong><strong>)</strong></p>
<p>و قسم به خداوند که ایمان و عمل صالح تنها راه نجات و خوشبختی است&#8230; وعده‏ی الله و وعده‏ی رسولش راست است و ممکن نیست شخصی که از خشیت خداوند گریسته است وارد آتش شود مگر اینکه شیر دوباره به پستان بازگردد و آتش به دو چشم نخواهد رسید: چشمی که از خشیت خداوند گریسته است و چشمی که برای نگهبانی در راه خداوند شب را بیدار مانده است، و تقوا دارای منزلتی بس بزرگ است:</p>
<p><strong></strong><strong>وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ</strong><strong> </strong><strong></strong> [رحمن: 46]</p>
<p><strong>(و برای هرکه از مقام پروردگارش ترس دارد دو بهشت است)</strong></p>
<p>و در این عرصه، دعا و روی آوردن به خداوند بابی است عظیم برای رهایی و نجات&#8230; از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <strong>«هیچ‏کس از خداوند سه بار تقاضای بهشت را نمی‏کند مگر آنکه بهشت به خداوند می‏گوید: بارالها او را به بهشت وارد گردان؛ و مسلمانی سه بار از جهنم به خداوند پناه نبرد مگر آنکه آتش جهنم به خداوند می‏گوید: بارالها او را از من حفظ کن»</strong> به روایت احمد و ابن ماجه</p>
<p>اکنون در حال استقبال از ماهی بزرگ هستیم&#8230; ماه آزادی از آتش جهنم؛ ماهی که هر کس یک روز آن را در راه خداوند روزه گیرد خداوند او را هفتاد سال از آتش دور می‏دارد&#8230; در رمضان است که درهای بهشت باز شده و درهای دوزخ بسته می‏شود و در این ماه خداوند در هر شبش افرادی را از آتش آزاد می‏کند.</p>
<p>بارالها! ای زنده‏ی پایدار، ای دارای جلال و عظمت&#8230; ما شهادت می‏دهیم که تو آن خداوندی که خدای به حقی جز تو نیست و هیچ نیرو و قدرتی جز نیرو و قدرت تو نیست، بواسطه‏ی این شهادت به تو متوسل می‏شویم که ما را وارد بهشت گردانی و از آتش برهانی&#8230; بارالها ما بهشت را از تو می‏خواهیم و از آتش به تو پناه می‏بریم.</p>
<p>بارالها بر محمد و آل محمد درود فرست همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی و برکت فرست بر محمد و آل محمد همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم برکت فرستادی که تو ستوده شده و بزرگواری&#8230;</p>
<p>بارالها اسلام و مسلمانان را عزت بخش و شرک و مشرکان را نابود ساخته و این سرزمین و دیگر سرزمین‏های مسلمان را ایمن گردان. خداوندا ما را در سرزمین‏های ما ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را صالح بگردان&#8230; خدایا هر آنکس را که برای ما و سرزمین ما اراده‏ی بد دارد را به خود مشغول ساز&#8230; خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‏ها و سختی‏ها و فتنه‏های بد آشکار و پنهان را از ما دور ساز.</p>
<p>بارالها مستضعفان مسلمان را یاری ده، خدایا آنان را در فلسطین و هر جای دیگر جهان یاری فرما ای پروردگار جهانیان. خداوندا دینت و کتابت و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده، بارالها یاوران دینت را یاری ده و طاغیان و ملحدان و مفسدان را خوار گردان.</p>
<p>خداوندا غم و غصه‏ی غصه‏داران مسلمان را برطرف ساز و اسرای مسلمان را آزاد گردان و قرض وام‏دارن را ادا کن و با رحمت خویش بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ حفظ فرما. پروردگارا ما و والدین ما را مورد آمرزش قرار ده&#8230; خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‏های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آن هدف‏هایی که باعث رضایت توست برسان.</p>
<p>خداوندا ما را به رمضان برسان، خداوندا ما را به رمضان برسان و ما را در رمضان برای انجام اعمال صالحی که باعث رضایت توست، توفیق عنایت کن و در پایان آن را از ما بپذیر&#8230;</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که تو بسیار شنوا و دانایی و بر ما توبه پذیر که تو بسیار توبه‏پذیر و مهربانی&#8230; پاک و منزه است پروردگار تو آن پرودگار عزت و بزرگی، از وصف باطل مشرکان و سلام بر پیامبران و الحمدلله رب العالمین.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1808/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حورِ بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/517</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/517#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 07:29:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=517</guid>
		<description><![CDATA[شیخ موسی بازماندگان حور به چه معنايي مي آيد: كلمه حَوَرَ به معناي شدت سفيدي چشم و شدت سياهي آن است. وَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ الْحُورُ السُّودُ الْحَدَق. (ابن عباس مي گويد: حُور به كسي مي گويند كه حدقه چشمش سياه است). ابن قيم مي گويد: حور جمع حوراء است و حوراء به زن جوان و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a href="http://www.bidary.net/archives/517"><img class="alignright size-full wp-image-3914" title="hoor" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/hoor.jpg" alt="" width="80" height="101" /></a>شیخ موسی بازماندگان</strong></h4>
<p>حور به چه معنايي مي آيد:</p>
<p>كلمه حَوَرَ به معناي شدت سفيدي چشم و شدت سياهي آن است.</p>
<p>وَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ الْحُورُ السُّودُ الْحَدَق. (ابن عباس مي گويد: حُور به كسي مي گويند كه حدقه چشمش سياه است).</p>
<p>ابن قيم مي گويد: حور جمع حوراء است و حوراء به زن جوان و قشنگ و سفيد و داراي چشمهاي بسيار سياه مي گويند.<span id="more-517"></span></p>
<p><strong>آياتي كه درباره زنان بهشتي آمده است:</strong></p>
<p>( إِنَّ اَصحابَ الجَنَّةِ الیَومَ فِی شُغُلٍ فاکِهُونَ* هُم وَ أَزواجُهُم فِی ظِلالٍ عَلَی الأَرائِکِ مُتَّکِئُونَ)</p>
<p>(سوره يس آيه 55 و56 )</p>
<p>بهشتيان در چنين روزي سخت سرگرم خوشي، و شادانند ( و بي خبر از اندوه ديگران، و خندان از نعمتهاي يزدانند. )</p>
<p>آنان و همسرانشان در زير سايه هاي ( قصرها و درختان بهشتي ) بر تختها تكيه زده اند.</p>
<p>( أُدخُلُوا الجَنَّةَ أَنتُم وَأَزواجُکُم تُحبَرُونَ)</p>
<p>( سوره الزخرف آيه 70 )</p>
<p>شما و همسرانتان به بهشت در آييد، در آنجا شادمان و مكرم و محترم خواهيد بود.</p>
<p>(كَذالِكَ وَزَوَّجناهُم بِحُورٍ عِينٍ) ( سوره الدخان آيه 54 )</p>
<p>بهشتيان اينچنين هستند و زنان بهشتي سياه چشم با چشماني درشت را نيز به همسري آنان در مي آوريم.</p>
<p>(مُتَکِئینَ عَلی سُرُرٍ مَصفُوفَةٍوَزَوَّجناهُم بِحُورٍ عِينٍ) (سوره الطور آيه 20)</p>
<p>اين در حالي است كه بر تختهاي رديف و كنار هم چيده تكيه زده اند ، و زنان سفيد اندام و درشت چشم زيباي بهشتي را همسرشان نموده ايم ( و در كنارشان قرار داده ايم. )</p>
<p>( فِيهِنَّ خَيراتٌ حِسَانٌ* فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِكُمَا تُكَذِّبَانِ* حُورٌ مَقصُوراتٌ فِي الخِيامِ) ( سوره الرحمن آيه 70 ـ72 )<br />
در ميان باغهاي بهشت ، زنان خوب و زيبا هستند.</p>
<p>پس كداميك از نعمتهاي پروردگارتان را تكذيب و انكار مي نماييد.</p>
<p>سياه چشماني كه هرگز از خيمه ها بيرون نمي روند.</p>
<p>)إِنَّا أَنشَأناهُنَّ أَبکَاراً * عُرُباً أَترَاباً) ( سوره الواقعة آيه 35 ـ 37 )</p>
<p>ما آنان را ( در آغاز كار، بدين شكل زيبا و شمائل دلربا ) پديدار كرده ايم.</p>
<p>ايشان را دوشيزگاني ساخته ايم ( كه پس از آميزش ، بكارت خود را باز مي يابند. ) شيفتگان ( همسر خود ، و همه جوان و ) همسن و سال هستند.</p>
<p>(وَحُورٌ عِینٍ *کَأَمثَالِ اللُّؤلُوءِالمَکنُونِ) ( سوره الواقعة آيه 23 و22 )</p>
<p>و آنان همسران چشم درشت بهشتي دارند. كه همچون مرواريد در بين صدف هستند.</p>
<p>( إِنَّ لِلمُتَّقِینَ مَفازاً *حَدائِقَ وَأَعنَاباً * وَکَوَاعِبَ أَترَاباً) ( سوره النبأ آيه 31ـ 33 )</p>
<p>مسلماً براي پرهيزگاران پيروزي بزرگي است. باغهاي سرسبز و انواع انگورها ( بهره ايشان مي گردد.)<br />
و دختران بسيار نوجوان و همسن و سال نصيب ايشان مي شود .</p>
<p><strong>احاديثي كه درباره زنهاي بهشتي آمده است:</strong></p>
<p>1. عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم: أَوَّلُ زُمْرَةٍ تَدْخُلُ الْجَنَّةَ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَالَّذِينَ عَلَى آثَارِهِمْ كَأَحْسَنِ كَوْكَبٍ دُرِّيٍّ فِي السَّمَاءِ إِضَاءَةً قُلُوبُهُمْ عَلَى قَلْبِ رَجُلٍ وَاحِدٍ لَا تَبَاغُضَ بَيْنَهُمْ وَلَا تَحَاسُدَ لِكُلِّ امْرِئٍ زَوْجَتَانِ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ يُرَى مُخُّ سُوقِهِنَّ مِنْ وَرَاءِ الْعَظْمِ وَاللَّحْمِ. ( صحيح بخاري رقم: 3254 )</p>
<p>از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اولين گروهي كه به بهشت وارد مي شوند به شكل ماه شب چهارده هستند سپس كساني در مرتبه به آنها نزديك اند مانند روشن ترين ستاره اي كه در آسمان پرتو افكني مي كند. و دلهايشان يك دل است در ميانشان اختلاف و دشمني نبوده و براي هر كدام شان دو همسر است كه از زيبايي مغز ساق پايشان از پشت گوشت ديده مي شود.</p>
<p>2. عَنْ أَبِي هُرَيْرَة َ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِنَّ أَوَّلَ زُمْرَةٍ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ عَلَى صُورَةِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَالَّذِينَ يَلُونَهُمْ عَلَى أَشَدِّ كَوْكَبٍ دُرِّيٍّ فِي السَّمَاءِ إِضَاءَةً لَا يَبُولُونَ وَلَا يَتَغَوَّطُونَ وَلَا يَمْتَخِطُونَ وَلَا يَتْفُلُونَ أَمْشَاطُهُمُ الذَّهَبُ وَرَشْحُهُمُ الْمِسْكُ وَمَجَامِرُهُمُ الْأَلُوَّةُ وَأَزْوَاجُهُمُ الْحُورُ الْعِينُ أَخْلَاقُهُمْ عَلَى خُلُقِ رَجُلٍ وَاحِدٍ عَلَى صُورَةِ أَبِيهِمْ آدَمَ سِتُّونَ ذِرَاعًا فِي السَّمَاءِ.<br />
( صحيح مسلم رقم: 2834 )</p>
<p>از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: اولين گروهي كه به بهشت وارد مي شوند به شكل ماه شب چهارده هستند سپس كساني در مرتبه به آنها نزديك اند مانند روشن ترين ستاره اي كه در آسمان پرتو افكني مي كند. بول و نجاست ننموده و آب بيني و دهان هم ندارند ، شانه هايشان طلا و بويشان مشك، و مجمرهايشان ( آتشدان ) چوب عود و همسرانشان حور عين ، همه به شكل يك مرد ، بر شكل پدرشان آدم عليه السلام 60 گز در آسمان مي باشند.</p>
<p>3. عن عبد الله يعني ابن مسعود رضی الله عنه عن النبي صلی الله علیه وسلم قال أَوَّلَ زُمْرَةٍ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ كأن وُجُوهِهِمْ ضوء الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ وَالزُّمْرَةُ الثَّانِيَةُ عَلَى لَوْنٍ أَحْسَنَ كَوْكَبٍ دُرِّيٍّ فِي السَّمَاءِ لِكُلِّ واحد مِنْهُمْ زَوْجَتَانِ من الحور العين عَلَى كُلِّ زَوْجَةٍ سَبْعُونَ حُلَّةً يُرَى مُخُّ سَاقِهَا مِنْ وَرَاءِ لُحُومِهَما وَحُلَلِهمَا كما يرى الشراب الأحمر في الزجاجة البيضاء . (صحيح الترغيب الترهيب رقم: 3745 )</p>
<p>از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روايت است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: اولين گروهي كه به بهشت وارد مي شوند به شكل ماه شب چهارده هستند سپس كساني در مرتبه به آنها نزديك اند مانند روشن ترين ستاره اي كه در آسمان پرتو افكني مي كند. و براي هر كدام شان دو همسر از حوران بهشتي است بر بدن هر حوري هفتاد لباس است كه از زيبايي مغز ساق پايشان از پشت گوشت ديده مي شود ، و لباسهاي آنها نيز ديده مي شود آنچنان كه شربت سرخ در ليوان سفيد ديده مي شود.</p>
<p>4. عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِي ِّ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ إِنَّ أَدْنَى أَهْلِ الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً رَجُلٌ صَرَفَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَنْ النَّارِ قِبَلَ الْجَنَّةِ وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذَاتَ ظِلٍّ فَقَالَ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ فَأَكُونَ فِي ظِلِّهَا فَقَالَ اللَّهُ هَلْ عَسَيْتَ إِنْ فَعَلْتُ أَنْ تَسْأَلَنِي غَيْرَهَا قَالَ لَا وَعِزَّتِكَ فَقَدَّمَهُ اللَّهُ إِلَيْهَا وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذَاتَ ظِلٍّ وَثَمَرٍ فَقَالَ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّهَا وَآكُلُ مِنْ ثَمَرِهَا فَقَالَ اللَّهُ لَهُ هَلْ عَسَيْتَ إِنْ أَعْطَيْتُكَ ذَلِكَ أَنْ تَسْأَلَنِي غَيْرَهُ فَيَقُولُ لَا وَعِزَّتِكَ فَيُقَدِّمُهُ اللَّهُ إِلَيْهَا فَتُمَثَّلُ لَهُ شَجَرَةٌ أُخْرَى ذَاتُ ظِلٍّ وَثَمَرٍ وَمَاءٍ فَيَقُولُ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى هَذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّهَا وَآكُلُ مِنْ ثَمَرِهَا وَأَشْرَبُ مِنْ مَائِهَا فَيَقُولُ لَهُ هَلْ عَسَيْتَ إِنْ فَعَلْتُ أَنْ تَسْأَلَنِي غَيْرَهُ فَيَقُولُ لَا وَعِزَّتِكَ لَا أَسْأَلُكَ غَيْرَهُ فَيُقَدِّمُهُ اللَّهُ إِلَيْهَا فَيَبْرُزُ لَهُ بَابُ الْجَنَّةِ فَيَقُولُ أَيْ رَبِّ قَدِّمْنِي إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَأَكُونَ تَحْتَ نِجَافِ الْجَنَّةِ وَأَنْظُرَ إِلَى أَهْلِهَا فَيُقَدِّمُهُ اللَّهُ إِلَيْهَا فَيَرَى أَهْلَ الْجَنَّةِ وَمَا فِيهَا فَيَقُولُ أَيْ رَبِّ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ قَالَ فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ الْجَنَّةَ قَالَ فَإِذَا دَخَلَ الْجَنَّةَ قَالَ هَذَا لِي قَالَ فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ تَمَنَّ فَيَتَمَنَّى وَيُذَكِّرُهُ اللَّهُ سَلْ مِنْ كَذَا وَكَذَا حَتَّى إِذَا انْقَطَعَتْ بِهِ الْأَمَانِيُّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ لَكَ وَعَشَرَةُ أَمْثَالِهِ قَالَ ثُمَّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ زَوْجَتَاهُ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ فَيَقُولَانِ لَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَحْيَاكَ لَنَا وَأَحْيَانَا لَكَ فَيَقُولُ مَا أُعْطِيَ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُعْطِيتُ قَالَ وَأَدْنَى أَهْلِ النَّارِ عَذَابًا يُنْعَلُ مَنْ نَارٍ بِنَعْلَيْنِ يَغْلِي دِمَاغُهُ مِنْ حَرَارَةِ نَعْلَيْه. ( سلسلة الصحيحة رقم: 3503 )</p>
<p>از ابي سعيد خدري رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: كمترين مقام براي اهل بهشت متعلق به مردي است كه خداوند او را از آتش جهنم دور كرده است و در جلو بهشت قرار داده است و براي اين مرد درختي كه داراي سايه است مثال مي زند پس مي گويد اي رب مرا به كنار اين درخت ببر تا در زير سايه آن قرار بگيرم. پس خداوند مي فرمايد: وقتي اين كار را انجام دادم آيا دوست داري چيز ديگري از من درخواست كني؟ آن مرد مي گويد قسم به عزت تو اي پروردگار كه چيز ديگري نمي خواهم.</p>
<p>پس خداوند آن مرد را به كنار درخت مي برد و درخت داراي سايه و ميوه را براي آن مرد مثال مي زند. پس آن مرد مي گويد اي رب مرا به كنار اين درخت ببر تا اينكه در سايه آن قرار بگيرم و از ميوه آن بخورم. خداوند به او مي گويد هنگامي كه درخت را به تو دادم آيا دوست داري چيز ديگري از من درخواست كني. آن مرد مي گويد قسم به عزت تو اي پروردگار كه چيز ديگري نمي خواهم. پس خداوند آن مرد را به كنار درخت مي برد و درخت داراي سايه و ميوه و آب را براي آن مرد مثال مي زند. پس آن مرد مي گويد اي رب مرا به كنار اين درخت ببر تا اينكه در سايه آن قرار بگيرم و از ميوه آن بخورم و از آبي كه در زير آن درخت روان است بنوشم خداوند به او مي گويد هنگامي كه اين كار را انجام دادم آيا دوست داري چيز ديگري از من درخواست كني. آن مرد مي گويد قسم به عزت تو اي پروردگار كه چيز ديگري نمي خواهم. پس خداوند آن مرد را به كنار درخت مي برد. پس درِ بهشت براي آن مرد نمايان مي شود. آن مرد مي گويد اي رب مرا به كنار درِ بهشت ببر تا در زير سردر بهشت قرار بگيرم و به اهل بهشت نگاه كنم.</p>
<p>پس خداوند آن مرد را به كنار در بهشت مي برد. پس آن مرد اهل بهشت و آنچه در بهشت است را مشاهده مي كند پس مي گويد اي رب مرا به بهشت داخل بگردان. خداوند او را به بهشت داخل مي گرداند. پس هنگامي كه وارد بهشت شد مي گويد اين براي من است. خداوند عزوجل به آن مرد مي گويد آرزو بكن. پس آرزو مي كند و خداوند هم به او مي گويد از اين و اين درخواست بكن. آنقدر آرزو و تمنا مي كند تا اينكه آرزوهايش به پايان مي رسد. خداوند مي فرمايد چيزهايي كه آرزو كردي براي تو و ده برابر آن هم براي تو است. سپس وارد بهشت مي شود. دو همسرش از حور عين بر او داخل مي شوند و به آن مرد مي گويند حمد و سپاس مخصوص خدايي است كه تو را براي ما زنده گردانيد و ما را براي تو زنده گردانيد. پس آن مرد مي گويد به هيچ كس به اندازه من داده نشده است. و كمترين عذاب از اهل دوزخ متعلق به كسي است كه دو دمپايي از آتش به پايش كرده مي شود كه به سبب حرارت دمپايي مغز سرش به جوش مي آيد.</p>
<p>5. عن حميد قَالَ سَمِعْتُ أَنَسَ بْنَ مَالِك ٍ رضی الله عنه عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم لَرَوْحَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ غَدْوَةٌ خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا وَلَقَابُ قَوْسِ أَحَدِكُمْ مِنْ الْجَنَّةِ أَوْ مَوْضِعُ قِيدٍ يَعْنِي سَوْطَهُ خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا وَلَوْ أَنَّ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ اطَّلَعَتْ إِلَى أَهْلِ الْأَرْضِ لَأَضَاءَتْ مَا بَيْنَهُمَا وَلَمَلَأَتْهُ رِيحًا وَلَنَصِيفُهَا عَلَى رَأْسِهَا خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا. ( صحيح بخاري رقم: 2796 )</p>
<p>از حميد روايت است كه گفت: از انس بن مالك رضی الله عنه شنيدم كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: يك شامگاه يا صبح گاهي در راه خدا بهتر از دنيا و آنچه در آن است و جاي يك عصا و چوب شما در بهشت بهتر از دنيا و آنچه در آن است و اگر زني از زنان بهشت نگاهي به زمين بيندازد زمين و آنچه در بين آن است را روشن مي سازد و زمين و آنچه بين آسمان و زمين است را پر از بوي خوش مي سازد و روسري آن از دنيا و آنچه در آن است بهتر و ارزشمندتر است.</p>
<p>6. وعن عبادة بن الصامت رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم إِنَّ لِلشَّهِيدِ عِنْدَ اللَّهِ سبع خِصَالٍ أَنْ يُغْفَرَ لَهُ فِي أَوَّلِ دَفْعَةٍ مِنْ دَمِهِ وَيُرَى مَقْعَدَهُ مِنْ الْجَنَّةِ وَيُحَلَّى حُلَّةَ الْإِيمَانِ وَيُجَارَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَيَأْمَنَ مِنْ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَيُوضَعَ عَلَى رَأْسِهِ تَاجُ الْوَقَارِ الْيَاقُوتَةُ مِنْهُ خَيْرٌ مِنْ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا وَيُزَوَّجَ ثنتَيْنِ وَسَبْعِينَ زَوْجَةً مِنْ الْحُورِ الْعِينِ وَيُشَفَّعَ فِي سَبْعِينَ إِنْسَانًا مِنْ أَقَارِبِهِ .<br />
( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1374 )</p>
<p>از عبادة بن صامت رضی الله عنه روايت است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: شهيد نزد خداوند هفت ويژگي دارد: با چكيدن اولين قطره خونش تمام گناهانش بخشيده مي شود ، جايگاهش در بهشت به او نشان داده مي شود ، و لباس ايمان براي او پو شيده مي شود. از عذاب قبر نجات پيدا مي كند ، از اهوال و سختيهاي روز قيامت در امان است ، بر سرش تاجي عظيم و با شكوه كه ياقوت روي آن از دنيا و آنچه در آن است بهتر است ، گذاشته مي شود و او را به ازدواج با هفتاد و دو حور بهشتي در مي آورند و مي تواند هفتاد نفر از نزديكانش را شفاعت كند.</p>
<p>7. عن أنس رضی الله عنه أن رجلا أسود أتى النبي صلی الله علیه وسلم فقال يا رسول الله إني رجل أسود منتن الريح قبيح الوجه لا مال لي فإن أنا قاتلت هؤلاء حتى أقتل فأين أنا قال في الجنة فقاتل حتى قتل فأتاه النبي صلی الله علیه وسلم فقال قد بيض الله وجهك وطيب ريحك وأكثر مالك وقال لهذا أو لغيره لقد رأيت زوجته من الحور العين نازعته جبة له من صوف تدخل بينه وبين جبته.</p>
<p>( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1381 )</p>
<p>از انس بن مالك رضی الله عنه روايت است كه گفت: مرد سياهي به نزد پيامبر آمد و گفت: اي رسول خدا ! من مردي سياه و بدني بد بو دارم و زشت صورت هستم و مالي هم ندارم. اگر من با اينها بجنگم تا كشته شوم پس جايگاه من كجاست؟ پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: در بهشت. پس آن مرد جنگيد تا اينكه كشته شد. آنگاه پيامبر به نزد او آمد و گفت: همانا خداوند رويت را سفيد و بدنت را خوش بو و مال تو را زياد گرداند. انس رضی الله عنه مي گويد بعد از آن نمي دانم به آن مرد سياه گفت و يا به فرد ديگري كه به تحقيق ديدم كه همسر او از حور عين [ پيراهن او را كه از پشم بافته شده بود را باز مي كرد و او را در بر گرفته بود.</p>
<p>8. عن ابن عمر رضي الله عنهما أن النبي صلی الله علیه وسلم مر بخباء أعرابي وهو في أصحابه يريدون الغزو فرفع الأعرابي ناحية من الخباء فقال من القوم فقيل رسول الله صلی الله علیه وسلم وأصحابه يريدون الغزو فقال هل من عرض الدنيا يصيبون قيل له نعم يصيبون الغنائم ثم تقسم بين المسلمين فعمد إلى بكر له فاعتقله وسار معهم فجعل يدنو ببكره إلى رسول الله صلی الله علیه وسلم وجعل أصحابه يذودون بكره عنه فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم دعوا لي النجدي فوالذي نفسي بيده إنه لمن ملوك الجنة قال فلقوا العدو فاستشهد فأخبر بذلك النبي صلی الله علیه وسلم فأتاه فقعد عند رأسه مستبشرا أو قال مسرورا يضحك ثم أعرض عنه فقلنا يا رسول الله رأيناك مستبشرا تضحك ثم أعرضت عنه فقال أما ما رأيتم من استبشاري أو قال سروري فلما رأيت من كرامة روحه على الله عز وجل وأما إعراضي عنه فإن زوجته من الحور العين الآن عند رأسه .</p>
<p>(صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1382 )</p>
<p>از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم از كنار خيمه اعرابي عبور كرد در حالي كه به همراه اصحابش بود كه قصد رفتن به جهاد را داشتند پس اعرابي گوشه چادر را بالا زده و گفت: اينها چه كساني هستند؟ گفته شد رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحاب او هستند كه قصد جهاد دارند. پس اعرابي گفت: آيا چيزي از اموال دنيا به دست مي آورند. به او گفته شد بله. غنائم به دست مي آورند و بين مسلمين تقسيم مي شود. پس به سوي شترش رفته و افسار آن را گرفته و به همراه دوستانش رفت تا اينكه با شترش به رسول الله صلی الله علیه وسلم نزديك شد در حالي كه دوستانش سعي مي كردند شترش را از او دور كنند. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: كاري به او نداشته باشيد بگذاريد نجدي به پيشم بيايد.</p>
<p>پس قسم به ذاتي كه جانم در دست او است او از پادشاهان بهشت است. پس با دشمن جنگيد تا اينكه شهيد شد و پيامبر صلی الله علیه وسلم از حالش خبر داد. پس به نزديكش آمد و كنار سرش نشست در حالي كه به او بشارت مي داد يا اينكه شاد و خوشحال بود. سپس به او پشت كرد. گفتيم اي رسول خدا تو را ديديم در حالي كه به او بشارت مي دادي و خوشحال بودي سپس به او پشت كردي. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: اما هنگامي كه مرا بشارت دهنده و خندان ديدي به خاطر ديدن اكرامي بود كه به روحش كرده شد در نزد خداوند عزوجل اما روي گرداني من از او به اين خاطر بود كه همسر او از حور عين اكنون در كنار سرش نشسته بود.</p>
<p>9. عَنْ سَهْلِ بْنِ مُعَاذٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ مَنْ كَظَمَ غَيْظًا وَهُوَ قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَهُ دَعَاهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ اللَّهُ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ مَا شَاءَ .<br />
( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 2753 )</p>
<p>از سهل بن معاذ از پدرش روايت است كه گفت: همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: كسي كه خشم خويش را فرو خورد در حالي كه مي تواند انتقام گيرد خداوند عزوجل در برابر ديدگان خلايق او را دعوت مي كند و به او اختيار مي دهد هر كدام از حور عينها كه دوست دارد انتخاب كند.</p>
<p>10. عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ لَا تُؤْذِي امْرَأَةٌ زَوْجَهَا فِي الدُّنْيَا إِلَّا قَالَتْ زَوْجَتُهُ مِنْ الْحُورِ الْعِينِ لَا تُؤْذِيهِ قَاتَلَكِ اللَّهُ فَإِنَّمَا هُوَ عِنْدَكَ دَخِيلٌ يُوشِكُ أَنْ يُفَارِقَكِ إِلَيْنَا . ( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 1945 )</p>
<p>از معاذ بن جبل رضی الله عنه روايت است كه گفت: همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هيچ زني نيست كه شوهرش را در دنيا آزار و اذيت كند جز اينكه همسر حور عيني او مي گويند او را اذيت نكن خدا تو را بكشد براستي كه او در نزد تو مهمان است و نزديك است كه از تو جدا شده و به سوي ما بر گردد.</p>
<p>11. عن أنس بن مالك رضی الله عنه أن النبي صلی الله علیه وسلم قال إن الحور في الجنة يغنين يقلن نحن الحور الحسان هدينا لأزواج كرام. ( سلسلة الصحيحة رقم: 3002 )</p>
<p>از انس بن مالك رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: حورها در بهشت آواز مي خوانند و مي گويند: ما حورهاي بسيار زيبا هستيم كه به شوهراني بسيار گرامي هديه داده مي شويم.</p>
<p>12. عن ابن عمر رضي الله عنهما قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم إن أزواج أهل الجنة ليغنين أزواجهن بأحسن أصوات سمعها أحد قط إن مما يغنين به نحن الخيرات الحسان أزواج قوم كرام ينظرون بقرة أعيان وإن مما يغنين به نحن الخالدات فلا نمتنه نحن الآمنات فلا نخفنه نحن المقيمات فلا نظعنه.</p>
<p>( صحيح الترغيب الترهيب رقم: 3749 )</p>
<p>از ابن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همسران بهشتي براي شوهرانشان سرود مي خوانند ، با بهترين صداها كه تا بحال كسي آن را نشنيده است. از جمله سرودي كه مي خوانند اين است. ما خيرهاي نيكو هستيم و همسران قومي گرامي هستيم. با چشمان قشنگشان نگاه مي كنند. و از سرودهايي كه مي خوانند: ما جاودان هستيم و نمي ميريم. ما آرام هستيم و او را نمي ترسانيم.</p>
<p>13. عن أبي هريرة رضی الله عنه قال قيل يا رسول الله ! هل نصل إلي نسائنا في الجنة ؟ فقال: إن الرجل ليصل في اليوم إلى مائة عذراء . [ يعني في الجنة ].</p>
<p>( سلسلة الصحيحة رقم: 367 )</p>
<p>از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه: گفته شد اي رسول الله! آيا در بهشت به زنهايمان مي رسيم ؟ پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: مرد در بهشت روزانه به صد دوشيزه مي رسد.</p>
<p>14. عَنْ أَنَسٍ عَنْ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ يُعْطَى الْمُؤْمِنُ فِي الْجَنَّةِ قُوَّةَ كَذَا وَكَذَا مِنْ الْجِمَاعِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوَ يُطِيقُ ذَلِكَ قَالَ يُعْطَى قُوَّةَ مِائَةٍ .</p>
<p>( حديث حسن صحيح / جامع ترمذي رقم: 2536 )</p>
<p>از انس رضی الله عنه روايت است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: به شخص مؤمن در بهشت قوت جماع اينقدر و اينقدر داده مي شود گفته شد اي رسول خدا آيا طاقت آن را دارد. فرمودند: قوت صد مرد داده مي شود.</p>
<p>15. إِنَّ الرَّجُلَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ ليُعْطَى قُوَّةَ مِائَةِ رَجُلٍ فِي الْأَكْلِ وَالشُّرْبِ وَالشَّهْوَةِ وَالْجِمَاعِ حَاجَةُ أَحَدِهِمْ عَرَقٌ يَفِيضُ مِنْ جِلْدِهِ فَإِذَا بَطْنُهُ قَدْ ضَمُرَ .</p>
<p>( حديث صحيح / جامع الصغير رقم: 1627 )</p>
<p>به مردي از اهل بهشت در خوردن و نوشيدن و شهوت و جماع‏‏‏‏، قدرت صد مرد داده مي شود. قضاي حاجت يكي از آنها عرقي است كه از پوستش بيرون مي آيد پس شكمش باريك مي شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/517/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قصرهای بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/340</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/340#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 00:57:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=340</guid>
		<description><![CDATA[شیخ موسی بازماندگان 1.عن ابي‌ذَرّ رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم مَنْ بَني لله مَسْجداً قَدْرَ مَفْحَصِ قطاةٍ؛ بَنَي الله لَهُ بيتاً في الجَنّه. رواه الطبراني ـ و قال شيخ ناصر الدين الالباني اسناده صحيح از ابوذر رضی الله عنه قال روايت است كه گفت: رسول الله صلی الله علیه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong>شیخ موسی بازماندگان</strong></h4>
<p>1.عن  ابي‌ذَرّ رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم مَنْ بَني لله  مَسْجداً قَدْرَ مَفْحَصِ قطاةٍ؛ بَنَي الله لَهُ بيتاً في الجَنّه. رواه الطبراني  ـ و قال شيخ ناصر الدين الالباني اسناده صحيح</p>
<p>از ابوذر رضی الله عنه قال روايت  است كه گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:كسي كه براي خدا مسجدي بنا كند.  اگر چه به اندازه لانه‌ي گنجشكي باشد خداوند خانه‌اي براي او در بهشت بنا مي‌كند.<span id="more-340"></span></p>
<p>2.عن  أبو موسي رضی الله عنه قالمرفوعاً قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم مَنْ  صَلّي الضُّحي أرْ‌بعاً، و قَبْلَ الأولي اَرْبَعاً، بُنِيَ لَهُ بيتٌ فِي  الجنّه.</p>
<p>از ابو موسي رضی الله عنه قال روايت است كه گفت: پيامبرصلی الله  علیه وسلم فرمودند: كسي كه ‏چهار ركعت نماز ضحي (چاشت) و چهار ركعت نماز سنّت قبل  از ظهر بخواند خانه‌اي براي او در بهشت ساخته مي‌شود.</p>
<p>3.عن معاذ بن اَنَس الجُهَني رضی الله عنه قال ، عن النّبي صلی الله علیه  وسلم قال: (من قرأ قل هوالله أحد ) حَتّي يَخْتِمَها عَشْرَ مرّات ، بَنَي الله له  قصراً في الجّنه.</p>
<p>فقال عُمَر: إِذَن نَستَكثِرُ قصوراً يا رسول الله! فقال:  الله اَكثَرُ و أَطيَب.</p>
<p>رواه احمدوالدارمي و قال شيخ ناصر الدين الالباني حديث  حسن ـ رقم سلسله/589</p>
<p>از معاذ بن انس جهني روايت است كه: پيامبر فرمودند:كسي كه  ده بار قل هو الله احد بخواند خداوند قصري براي او در بهشت بنا مي‌كند. عمر  گفت:  اي رسول خدا  اجازه بده كه قصرهايمان را زياد كنيم. پيامبر r فرمودند: خداوند  بيشتر مي‌دهد و پاك‌تر است.</p>
<p>4.عن أبي اُمَامَة الباهِلِيّ رضی الله عنه قال  قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم أنا زَعيمُ بيتٍ في رَبَضِ الجّنةِ لِمَن  تَرَكَ المِراءَ و اِنْ كانَ مُحِقّاً ، و بيتٍ في وَسَطِ الجَنَّهِ لِمَن تَرَكَ  الكَذِبَ و اِنْ كانَ مازِحاً ، و بيتٍ في اَعلَي الجنةِ لِمَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ.  رواه ابوداود و قال شيخ ناصر الدين الالباني اسناده حسن ـ رقم سلسله/273</p>
<p>از ابي  امامه باهلي  روايت است كه پيامبر فرمودند: من ضامن خانه‌اي در پايين‌ترين طبقات  بهشت هستم براي فردي كه  بحث و مجادله را ترك كند گرچه حق به جانب او باشد و خانه‌اي در وسط جنت براي فردي  كه دروغ را ترك كند. هرچند به شوخي باشد و خانه‌اي در بالاترين طبقات بهشت براي فردي كه خوش اخلاق  باشد.</p>
<p>5.عن ام حبيبه -‌ رضي‌الله عنها- زوج النبي صلی الله علیه وسلم ؛  اَنّها قالَت: سَمِعتُ رسولَ الله صلی الله علیه وسلم يَقُولُ: ما مِِن عبدٍ  مُسلِمٍ يُصَلّي لله كُلَّ يَومٍ ثنِتَي عَشْرَهَ رَكعتاً تَطَوُّعاً ، غَيرَ  فَريضَهٍ ، اِلّا بَني الله لَهُ بَيتاً فِي الجَنّه ، اَوْ اِلِّا بُنِيَ لَهُ  بيتٌ في الجنه.</p>
<p>رواه المسلم ـ728</p>
<p>از ام حبيبه &#8211; ‌رضي‌الله عنها- همسر  پيامبرصلی الله علیه وسلم روايت است كه گفت: از پيامبرصلی الله علیه وسلم شنيدم كه  فرمودند: هيچ بنده مسلماني نيست كه روزانه دوازده ركعت نماز سنّت بخواند به غير از  نمازهاي فرض جز اينكه خداوند خانه‌اي براي او در بهشت بنا مي‌كند يا اينكه  فرمود: خانه‌اي براي او در بهشت بنا مي‌گردد.</p>
<p>6.عن  نُّعمان بن سالم رضی الله عنه قال قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم مَنْ  صَلَّي فِي يَومٍ ثِنْتَي عَشْرَهَ سَجْدَهً ، تَطَوُّعًا ، بُنِيَ لَهُ بَيتٌ في  الجنَهِ.</p>
<p>رواه المسلم ـ 728</p>
<p>از نعمان بن سالم رضی الله عنه قالروايت است كه  گفت: پيامبر r فرمو دند: كسي كه روزانه دوازده ركعت نماز سنت بخواند براي او  خانه‌اي در بهشت بنا  مي‌شود.</p>
<p>7.عن أبي موسي رضی الله عنه قال اَنَّ رسول الله صلی الله علیه وسلم  قال: اِذا مَاتَ ولَدُ الرَّجُل،يقول اللهُ تَعالي لِملائكتة: اَقَبَضْتُهم وَلَدَ  عَبدي؟ فيقولون: نعم. فيقولُ: اَقَبَضتُهم ثَمَرَةَ فُؤادِهِ؟فيقولون:نعم. فيقولُ:  فَماذا قالَ عَبدي؟ قالَ حَمِدَكَ وَاستَرجَعَ. فَيقولُ اللهُ تعالي:اِبنوُا لعَبدي  بَيتاًفِي الجَنَّةِ ، وسمّوهُ بَيتَ الحَمدِ.</p>
<p>رواه الترمذي و قال حديث حسن و  قال شيخ ناصر الدين الالباني حديث حسن ـ رقم سلسله/1408</p>
<p>از ابو موسيt روايت است  كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: وقتي فرزند كسي بميرد خداوند به فرشتگانش  مي‏گويد: آيا فرزند بنده‏ام را گرفتيد، مي‏گويند: بله، (خداوند) مي‏گويد: آيا ميوه  دلش را گرفتيد؟ مي‏گويند: بله. باز مي‏فرمايد: پس بنده‏ام چه گفت، مي‏‏گويند: الحمد  لله و انا لله و انا اليه راجعون. گفت، پس خداوند مي‏فرمايد: براي بنده‏ام در بهشت خانه‌اي ساخته و آن را  «بيت الحمد» بناميد.<br />
8.عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه قال، أَنَّ رَسُولَ  اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَال:َ مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَقَال:َ لَا إِلَهَ  إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ  يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ حَيٌّ لَا يَمُوت،ُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلَى  كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، كَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَسَنَةٍ، وَمَحَا عَنْهُ  أَلْفَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ، وَرَفَعَ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ دَرَجَةٍ. (وبَني لَهُ  بَيتاً في الجَنَّة)</p>
<p>رواه الترمذي و الحاكم و قال شيخ ناصر الدين الالباني حديث  صحيح ـ ترغيب و ترهيب/1694</p>
<p>از عمر بن خطاب رضی الله عنه قال روايت است كه گفت:  همانا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: كسي كه هنگام ورود به بازار اين دعا  را بگويد: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ &#8230; ، خداوند يك  ميليون نيكي به او مي‌نويسد و يك ميليون گناه از او كم مي‌‌‌كند و يك ميليون درجه  به او مي‌بخشد و خانه‌اي براي او در بهشت بنا مي‌كند.</p>
<p>9.عن  عائشه-‌رضي‌الله عنها- قالت: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم مَنْ سَدَّ فُرجَهً،  رفعه الله بها درَجَهً، و بني له بيتاً في الجَنّه.</p>
<p>رواه الطبراني ـ و قال شيخ  ناصر الدين الالباني صحيح لغيره ـ رقم ترغيب و ترهيب / 505</p>
<p>از عايشه &#8211; ‌رضي‌الله  عنها- روايت است كه گفت: پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: كسي كه جاي خالي بين  صفها را پر كند خداوند يك درجه مقام او را در بهشت بالا مي‏برد و خانه‏اي  در بهشت براي او بنا  مي‌كند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p><span style="color: #888888;">استاد دانشکده دعوت واصول دین بندرعباس</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/340/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

