<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; خوشبختی و موفقیت</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/khoshbakhti-movavaqiat/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>شکست از درون</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4130</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4130#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 07 Jan 2012 13:33:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4130</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح الله متعال این جهان را خلق نموده و آن را عرصهٔ اختیار و آزمایش قرار داده و بدین منظور تمام شرایط امتحان را در آن فراهم آورده است. بنابراین ما در این دنیا با انواع مشکلات و سختی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم. هر یک از ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-4129" title="shekast-az-daroon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/12/shekast-az-daroon.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<h4></h4>
<p>الله متعال این جهان را خلق نموده و آن را عرصهٔ اختیار و آزمایش قرار داده و بدین منظور تمام شرایط امتحان را در آن فراهم آورده است. بنابراین ما در این دنیا با انواع مشکلات و سختی‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم.</p>
<p>هر یک از ما با دو نوع مشکل و چالش روبروست:<span id="more-4130"></span></p>
<h4>1- چالشهای بیرونی، که به شرح زیر می‌باشند:</h4>
<p>- محیط دور افتاده از رهنمودهای اسلام و عقب افتاده از همگامی با عصر و زمان؛ که این تأثیری بسیار منفی دارد، زیرا ذهن کسانی را که در چنین محیطی زندگی می‌کنند با تصاویری سیاه و خاطرات تلاش‌های شکست‌خورده تغذیه می‌کند.</p>
<p>- عدم وجود فرصت‌های شغلی کافی؛ که باعث می‌شود انسان فکر کند هر آنچه از آگاهی، تجربه، و مهارتی که در اختیار دارد همانند سکه‌ای بی‌ارزش شده است.</p>
<p>- مشکلات داخلی خانوادگی، که استبداد پدران و درگیری ها و بگومگوهای زن وشوهر را شامل می شود.</p>
<p>- فساد اداری ـ مالی عمومی که باعث می‌شود درستکاریِ درستکاران به زیان آن‌ها تمام شود و زمینه را برای تحرک فاسدان و مفسدان فراهم آورد.</p>
<p>- وجود بسیاری از کسانی که در دلسرد کردن و زخم زبان زدن به انسان با هر مشکلی که برای او پیش می آید حرفه‌ای هستند.</p>
<p>- بیماری‌ای که انسان را از ادامه دادن فعالیت‌ها و زندگی طبیعی وی باز می دارد.</p>
<p>این چالش‌ها به نسبت‌های متفاوت در هر زمان و مکانی وجود دارند که در واقع ابزار امتحان انسان‌ها می باشند؛ اما آنچه ثابت شده اینست که هر چیز بیرونی و خارجی است، – یعنی از درون انسان سرچشمه نگرفته است – مساله‌ای حاشیه‌ای وبی‌اهمیت می‌باشد و حتی امکان دارد نیروهای دورنی نهفتهٔ ما را بیدار ساخته و روحیهٔ مقاومت و ایستادگی را در ما بوجود آورد. کسی که در آیه‌های قرآن حکیم بنگرد درمی‌یابد که هلاکت امت‌های گذشته به سبب کوتاهی در برخورد با داده‌های زیست محیطی یا به دلیل مکر و حیلهٔ دشمنان یا نفوذ رقبا نبوده بلکه به سبب فاصله گرفتن از راه حق و شکست درونی در برابر خواسته‌ها ی نفسانی و شهوات بوده است.</p>
<h4>2- چالش‌های فکری و درونی، که می‌توان آنها را در موارد زیر خلاصه نمود:</h4>
<p>- خودکم بینی، و دیدن امکانات ذاتی با این نگرش که بسیار کمتر از آن است که بتواند صاحبش را به چیز باارزشی برساند. این نوع نگرش بیشتر به سوء تربیت خانوادگی و نقص آموزش در مدارس باز می گردد.</p>
<p>- ناامیدی و سرخوردگی به دلیل تلاش‌های ناموفق پیاپی، مانند کسی که در امتحانات دبیرستان چندین بار شرکت کرده است بدون آنکه بتواند در آن موفق شود.</p>
<p>- ترس از اقدام و درگیر شدن با پروژه‌های بزرگ و تمایل به قرارگرفتن درحاشیه و ردیف آخر؛ این امر باعث می شود که انسان همیشه در حاشیه زندگی کرده و در جاهای پست قرار بگیرد.</p>
<p>- ترس از برنامه‌ریزی در زندگی شخصی که این روش زندگی بیش از 95 درصد مردم است که آن هم به دلیل بیم از پایبندی به تلاش بیشتر و ترس از محروم شدن از برخی لذت ها و دلبستگی‌ها و تغییر بعضی از عادت‌ها می‌باشد.</p>
<p>- سختگیری بسیار و توبیخ بیش از حد خویش در صورت ارتکاب اشتباه یا کوتاهی در انجام یک کار.</p>
<h4>چاره چیست؟</h4>
<p>1- در مطالعهٔ تاریخ ملت‌ها، گروه‌ها و افراد می‌توان به چیز مهمی رسید و آن این است که: معضلی که بشریت با آن روبروست به کمبود منابع و کمبود انرژی و ظرفیت‌ها مربوط نمی‌شود، بلکه در دو چیز اساسی و مهم نهفته است که عبارتند از: ضعف اراده و سوء مدیریتِ امکانات موجود. می‌توان اراده‌ها را با مجاهدهٔ در راه خداوند، محکم و استوار نمود. ما اشخاص بسیاری را می‌شناسیم که توانسته‌اند از بسیاری از عادت‌های بد خویش دست کشیده و برنامه‌های خوبی را برای مدیریت وقت خود طراحی کنند و بدین‌سان از اشخاصی پایین‌تر از حد عادی به افرادی ممتاز تبدیل شوند.</p>
<p>همچنین موسسه‌هایی را می‌شناسیم که در آستانهٔ ورشکستگی بوده‌اند، ولی هنگامی که به یک مدیریت خوب مجهز گشته‌اند متحول شده و به موسساتی سودآور و موفق تبدیل گردیده‌اند. بنابراین راه بهبودی همیشه باز است، ولی هیچ چیزی مفت بدست نمی‌آید.</p>
<p>2- هنگامی که خودمان را ناامید، سرشکسته و پریشان یافتیم، باید رابطهٔ خود با خداوند را مورد بازبینی قرار دهیم و تلاش نماییم که این رابطه را با بسیار انجام دادن طاعت‌ها و عبادت‌ها زنده نماییم و نسبت به الله گمان نیک داشته و امورمان را به او بسپاریم؛ چرا که ثابت شده است که فقر روحی، انسان را دچار سرگردانی نموده و باعث احساس ناتوانی در وی می شود.</p>
<p>3- مهم است یقین داشته باشیم که هریک از ما حتی در بدترین و سخت‌ترین شرایط ، فرصت پیشرفت و بهبود اوضاع خویش را دارا می‌باشد. همیشه امکان بهتر شدن وجود دارد؛ بشرط اینکه این باور را داشته باشیم که: «چیزی ـ هرچند کوچک ـ بهتر از هیچی است» و اینکه: «هیچ دری بسته نمی‌شود مگر اینکه دری دیگر باز خواهد شد» اما نقص تربیتی و فرهنگی ما باعث می‌شود که ذهن خود را به جای درِ باز، مشغولِ درِ بسته نماییم.</p>
<p>4- شخصیتِ ضعیف وجود خارجی ندارد؛ بلکه برخی از افراد نقاط قوت خویش را نمی‌شناسند و این یک واقعیت قابلِ مشاهده است. پس بر هر یک از ماست که به دنبال نقاط قوت خویش بگردد و آنها را تقویت نموده، بر آنها متمرکز شده و آنها را بارور نماید. در این صورت است که شاهد پیشرفت‌های شگفت انگیزی در وضعیت عمومی خویش خواهد بود.</p>
<p>5- انسان تابع افکار و دیدگاه‌های خود است؛ هرچه دیدش وسیع‌تر بوده و افکارش پخته‌تر و دقیق‌تر باشند، لاجرم مسیر بهبودی و پیشرفت را خواهد یافت؛ وهرچه گمان کند که ناتوان و ضعیف است و مسیرهای پیش روی او تنگ، شلوغ وناهموارند، از جستجوی چیزهای باارزش دست کشیده و احساس در تنگنا قرار گرفتن و ناتوانی خواهد کرد.</p>
<p>6- بر هر فردی لازم است که از پست همتان دوری گزیند؛ لازم است هر کدام از ما از ناامیدان، تسلیم شدگان و منفی‌بافان دوری گزیده تا اینکه بتواند وارد دنیای برنده‌ها و انسان‌های موفق شود و بتواند از روح آن‌ها شعله‌ای برگرفته و به اسرار موفقیت آنها پی ببرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4130/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اسباب رستگاری در دو جهان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4159</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4159#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 20:24:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4159</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390<span id="more-4159"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">عزت انسان در عبادت الله، بدون شریک قرار دادن برای اوست، و سعادت او در سر فرو آوردن برابر خداوند با انجام طاعات و محبت صادقانه است که این خوشبختی دنیا و پیروزی آخرت است. هرکه میان انجام امر خداوند و دوری از آنچه نهی نموده است جمع بندد از سابقین و از صالحینی است که نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ</span>} [واقعة: 10-12]</p>
<p style="text-align: justify;">(و سبقت‌جویندگان پیشگامند (10) آنان همان مقربانند (11) در بهشت‌های پرنعمت)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ</span>} [فاطر: 32]</p>
<p style="text-align: justify;">(سپس این کتاب را به آن بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم، پس از آن‌ها گروهی به نفس خود ستم می‌کنند و گروهی مقتصدند و برخی از آن‌هایند که به فرمان پروردگار در انجام نیکی‌ها پیشروند که این خود توفیق بزرگ است)</p>
<p style="text-align: justify;">«سابقین» یعنی پیشروان کسانی هستند که فرائض و واجبات را به جا می‌آورند و محرمات و مکروهات را ترک می کنند و اعمال مستحب را بسیار انجام می دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما «مقتصدان» یعنی میانه‌روان از آنان پایین‌ترند و «آنان که بر نفس خود ستم کرده‌اند» کسانی‌اند که اعمال نیک و بد را در هم آمیخته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">عبادتی که مسلمان به واسطهٔ آن به خداوند نزدیک می‌شود هر سخن یا کردار ظاهر و پنهانی است که باعث خشنودی خداوند می‌شود، و بزرگترین عبادت پس از محقق گردیدن شهادتین، همین نماز است، زیرا خداوند در این فریضه اعمال قلب و اعمال بدن را یکجا گرداندن است، بنابراین هر که نمازش را برپا دارد و حق آن را ادا نماید بالاترین درجات را به دست آورده و نمازش او را از فحشاء و از حرام باز خواهد داشت و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ</span>} [عنکبوت: 45]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا نماز از زشتی و منکر باز می‌دارد، و قطعا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیث آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">نخستین چیزی که بنده در روز قیامت در مورد آن محاسبه خواهد شد، نماز است که اگر مورد قبول قرار گرفت اعمال دیگرش نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و اگر رد شد دیگر اعمالش نیز مردود است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روای است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در زمستان در حالی که برگ درختان در حال ریختن بود از خانه بیرون آمد، پس شاخه‌ای از درخت را گرفت و برگ‌های درخت فرو ریخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">بندهٔ مسلمان به نماز می‌ایستد در حالی که با آن خشنودی خداوند را می‌خواهد و گناهانش از او فرو می‌ریزند چنانچه این برگ‌ها از این درخت فرو ریخت</span>». [به روایت امام احمد. هیثمی در مجمع الزواید می‌گوید: رجال سند آن ثقه هستند]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">آیا نمی‌خواهید بدانید چه چیز درجات انسان را افزایش می‌دهد و بدی‌های او را از بین می‌برد؟ آیا نمی‌خواهید بدانید سعادتمندان به واسطهٔ چه اعمالی اهل سعادت شدند و مقربان چگونه به خداوند نزدیک شدند؟</p>
<p style="text-align: justify;">با کتاب خداوند و با سنت پیامبرتان با این اعمال آشنا شوید: «اعمال قلوب» یا همان «کارهای قلبی»؛ زیرا کارهای قلبی بهترین اعمال نزد خداوند است زیرا کار قلب اساس کارهای بدنی است و کارهای بدنی پیرو کار قلب است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال نیز از ما خواسته است به واسطهٔ کارهای قلبی عبادت او را انجام دهیم تا قلب‌های ما از آنچه خلاف امر خداوند است در امان بماند و از خواست‌گاه‌هایی هوا و پرتگاه محرمات دور بماند و اینگونه درون ما پاک شود و اعمال ما نیز پالایش یابد. برای همین خداوند متعال از ما خواسته است با توکل بر او و رغبت به فضل و خیر او و پروا داشتن از او و مجازاتش و امید به اجر و پاداش او و نجات از آتش جهنم، عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه او ـ سبحانه و تعالی ـ از ما می‌خواهد به واسطهٔ اخلاص در گفتار و کردار، و استقامت بر راه و روش سرورمان رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین ما را به صبر و فروتنی در برابر خداوند و پاکی از نیرنگ و فریب و دورویی و حسد امر نموده و دوستی خداوند و پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دوستی آنچه را دوست دارند و بد داشتن آنچه را بد می‌دارند و توبه و انابه و مهربانی و خیرخواهی برای خدا و رسول و کتاب خدا و امامان مسلمان و همهٔ مسلمانان و دیگر کارهای قلبی را جزو عبادت قرار داده است، کارهایی که مردم به واسطهٔ آن بر هم سبقت می‌جویند.</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین کسان ـ پس از صحابه و تابعین ـ که به بهترین وجه کارهای قلبی را انجام دادند و بهترین کسی که متصف به حقایق این اعمال گردیده و ارکان و معانی آن را عملی نموده است، صحابه و تابعین هستند؛ زیرا آنان معانی آن را دانسته و تطبیق نمودند و هر آنچه را نمی‌دانستند از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌پرسیدند چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ</span>} [نحل: 44]</p>
<p style="text-align: justify;">(و ذکر را بر تو نازل نمودیم تا برای مردم آنچه را به سوی آنان نازل نمودیم تبیین نمایی و تا آنکه بیندیشند)</p>
<p style="text-align: justify;">تو هم ـ ای مسلمان ـ راه آنان را در پی گیر، به آنچه می‌دانی عمل کن و دربارهٔ آنچه نمی‌دانی بپرس، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ</span>} [نحل: 43]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید)</p>
<p style="text-align: justify;">بر اهل علم فرض است که دین را به همه جهانیان برسانند و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">{قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ</span>} [یوسف: 108]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو این راه من است، که بر اساس بصیرت به سوی الله فرا می‌خوانم، من و هر که از من پیروی کند، و پاک و بی‌عیب است الله، و من از مشرکان نیستم)</p>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">از جانب من دین را برسانید، حتی اگر یک آیه باشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">شما در رمضان، عبادت پروردگارتان را به گونه‌های مختلف بجای آوردید و کارنامهٔ اعمالتان را آکندهٔ نیکی‌ها نمودید و کارهایی انجام دادید که پاک کنندهٔ گناهان است، پس این اعمال صالح خود را از نقص و از عواملی که کارهای نیکتان را باطل می‌گرداند پاک سازید زیرا همانطور که نیکی‌ها بدی‌ها را پاک می‌سازد، همانطور نیز بدی‌ها باعث کم شدن پاداش اعمال نیک می‌گردد و یا آنکه آن را باطل می‌گرداند.</p>
<p style="text-align: justify;">بر عبادت‌ها به طور مداوم پایبند بمانید و بیش از آنکه به فکر انجام نیکی‌ها هستید، به فکر حفظ آن باشید و در همهٔ ماه‌ها و همهٔ اوقات عبادت پروردگار را به جای آورید که حق پروردگار بسیار بزرگ است و ما قادر به عبادت او آنگونه که شایستهٔ اوست، نیستیم اما در پی انجام آنچه درست است باشید و زیاده‌روی نکنید و با پیروی از سنت عمل نیک انجام دهید و بشارت دهید و امیدوار باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">به بِشر حافی گفتند: مردمی هستند که تنها در رمضان عبادت خداوند را انجام می‌دهند و همین که رمضان به پایان رسید دست از عمل می‌کشند. گفت: «<span style="color: #3366ff;">چه بد قومی هستند؛ خداوند را نمی‌شناسند مگر در رمضان</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ</span>} [حجر: 99] (و پروردگارت را تا هنگامی که یقینت در رسد عبادت کن) که یقین در اینجا به معنای مرگ است، یعنی تا هنگام مرگ به عبادت پروردگارت بپرداز، زیرا عبادت خداوند پایان ندارد مگر آنکه مرگ در رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">استقامت کنید و بر دین خداوند پایدار باشید، همان دینی که خداوند از آن خشنود است و عمل کسی را می‌پذیرد که بر اساس آن عمل کند. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ</span>} [احقاف: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا کسانی که گفتند الله پروردگار ماست و استقامت پیشه کردند نه ترسی بر آن‌هاست و نه غمگین می‌شوند (13) آن‌ها اهل بهشتند که به سبب آنچه می‌کردند جاودانه در آن می‌مانند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم، و با سنت سیدالمرسلین، سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است که اجابت کنندهٔ دعاهاست، او که آفرینندهٔ زمین و آسمان‌هاست، پروردگارم را ستایش می‌گویم و شکر او را به جای می‌آورم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و بی‌نیاز است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر او و بهترین بنده‌ای است که با طاعات به خداوند نزدیکی جست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، تقوای او را پیشه سازید و از معصیت او بپرهیزید و در پی خشنودی او باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال با طاعت خود در رمضان بر شما منت نهاد، پس ای مسلمان، طاعت خداوند را با طاعت شیطان عوض مکن، خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ</span>} [محمد: 33]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید از الله اطاعت کنید، و از پیامبر اطاعت کنید و اعمال خود را باطل نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که شیاطین در رمضان در غل و زنجیر بودند و شیطان می‌خواهد از شما انتقام بگیرد، برای همین از هر سو در برابر انسان مسلمان قرار خواهد گرفت، پس او را مایوس و خوار باز گردانید تا اعمال نیکتان را به باد ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که بهترین وضعیت مسلمان این است که در پی بدی‌ها اعمال نیک انجام دهد و دست از بدی‌ها بکشد، و در درجهٔ پایین‌تر اینکه در پی انجام بدی، عمل نیک انجام دهد و در همه حال بیدار و در حال توبه باشد. از معاذ ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">در همه حال تقوای الله را پیشه ساز، و در پی بدی نیکی انجام بده تا آن را محو گرداند و با اخلاق نیک با مردم رفتار کن</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، خداوند شما را به کاری امر نموده که نخست خود انجام داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">پس بر سرور پیشینیان و پسینیان، و امام پیامبران، درود و سلام فرستید. خداوندا بر محمد و بر آل محمد درود فرست چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی که همان تو ستوده شده و با عظمتی، خداوندا بر محمد و بر آل محمد برکت ارزانی دار چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم برکت ارزانی داشتی، که همانا تو ستوده‌شده و باعظمتی و سلام بسیار فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا و همچنین از همهٔ صحابهٔ پیامبرت و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نماید راضی و خشنود باشد. خداوندا و همچنین با عفو و بزرگواریت از ما نیز به همراه آنان راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، از خلفای راشدین، آن امامان هدایت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابهٔ پیامبرت راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو مسالت داریم که گناهان گذشته و آیندهٔ و گناهان پنهان و آشکار ما و آنچه خود بهتر از ما بدان آگاهی را مورد آمرزش قرار دهی، هیچ معبود حقیقی نیست جز تو.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما و زیاده‌روی ما در حق خودمان را بیامرز و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا نفس‌های ما را تقوا ارزانی دار، و آن را پاک ساز که تو بهترین کسی هستی که آن را پاک می‌گردانی، و تو ولی و مولای آنی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت در امان دار، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا حق را آنگونه که هست به ما بنما و ما را توفیق پیروی از آن عطا کن، و باطل را آنگونه که هست به ما نشان ده و ما را توفیق دوری از آن عطا کن و آن را بر ما مشتبه نگردان که راه گمراهی را در پی گیریم ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از بدی‌های نفس خود در امان بگردان و از شر هر صاحب شری محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را به سوی هدایت خود توفیق ده، خداونا ما را به سوی هدایت خود موفق گردان که توی بر هر کاری توانایی داری.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا با حلال خود ما را از حرام بی‌نیاز گردان و با طاعت خود ما را از معصیت خود بی‌نیاز گردان و با فضل خود ما را از دیگران بی‌نیاز نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو بهشت را خواهنیم و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد، و از آتش و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، ای دارای جلال و بزرگی، مکر و فریب شیطان را باطل گردان، خداوندا نیرنگ دشمنان اسلام را باطل گردان، خداوندا نقشه‌های دشمنان اسلام را باطل گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری گردان، ای قوی و ای متین.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا راه و روش پیامبرت محمد را آشکار گردان، و سنت او را در همه حال و همه جا ظاهر و آشکار گردان ای پروردگار جهانیان. خداوندا دین او را بر همهٔ ادیان پیروز گردان، حتی اگر مشرکان را خوش نیاید.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش محافظت نما</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از شماتت دشمنان حفظ نما. خداوندا ما را از سوء قضا و از شماتت دشمنان و از نگونبختی و از سختی بلا محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا سختی سختی‌دیدگان مسلمان را از بین ببر، خداوندا وام وام‌داران را ادا نما. خداوندا بیماران ما و دیگر بمیاران مسلمان را شفا ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش نموده و از فحشا و منکر و تجاوزپیشگی باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که یادآور گردید (90) و چون با الله پیمان بستید به پیمان خود وفادار بمانید و سوگندهای خود را پس از استوار کردن آن مشکنید در حالی که الله را بر خود ضامن گرفته‌اید همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است</span>} [نحل: 90-91]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند، و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد، و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4159/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پایبندی به کتاب و سنت، تنها راه نجات</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3744</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3744#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Jun 2011 08:11:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3744</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط مسجدالحرام: جمعه 3 رجب 1432 برابر با 13 خرداد 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص الله، پروردگار جهانیان است، و پایان نیک از آن متقیان، و دشمنی نیست مگر با ستمگران، خداوند را ستایش می‌کنم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که واحد و بی‌شریک است، حکیم‌ترین حاکمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 3 رجب 1432 برابر با 13 خرداد 1390<span id="more-3744"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص الله، پروردگار جهانیان است، و پایان نیک از آن متقیان، و دشمنی نیست مگر با ستمگران، خداوند را ستایش می‌کنم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که واحد و بی‌شریک است، حکیم‌ترین حاکمان است و سریعترین حسابرسان، و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر او و خاتم انبیا و امام مرسلین است، خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او و تابعین و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید زیرا انسان تا وقتی که تقوای الله را در نظر گیرد و از هوای نفس و دلخواه خود سرپیچی کند و دنیا او را از آخرت مشغول نسازد همچنان در خیر و نیکی خواهد بود.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>حیات قلب، و آرامش درون، و بلندی روح و روان، آرزوی هر عاقل و مقصود هر خردمند و اوج خواستهٔ هر کسی است که برای به دست آوردن خیر حریص است و سعی در رهایی نفس خود از غل و زنجیر بدبختی و آزادی آن از تاریکی‌های حیرت و اسباب نابودی دارد.</p>
<p>گرچه هر کس برای رسیدن به این هدف راهی بر می‌گزیند اما خردمندانی که توفیق یافته‌اند، برای رسیدن به اهداف خود در زندگی بر اساس هدایت پروردگار راه می‌پویند و پای بر جای پای پیامبر خود ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌نهند. آنان که در این دوران سخت بر زخم‌های خود مرهم می‌نهند و تلخی تفرقه و دوری از هم و درگیری داخلی را می‌چشند راهی جز یادآوری آیات کتاب حکیم را ندارند، آیاتی که راه را به آنان می‌نماید و آن‌ها را به سوی نجات رهنمون می‌شود.</p>
<p>آنگاه که تاریخ روشن این امت را به آنان یادآور می‌شوی و برای آنان بیان می‌کنی که امتشان چگونه به اوج رسید و ستاره‌اش رو به درخشش نهاد در حالی که نخستین گروه آنان مستضعف و ناتوان بودند و طوفان‌های باطل از هر سو آن‌ها را مورد هجوم قرار می‌دادند و مردم همگی علیه آنان موضع گرفته بودند، اما خداوند آن نسل را در پناه خود حفظ نمود و پیروز گرداند و نعمت‌ها و برکات خود را بر آن‌ها فرو ریزاند و آنان از پاکی‌ها روزی داد:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَاذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ تَخَافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ فَآوَاكُمْ وَأَيَّدَكُمْ بِنَصْرِهِ وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ </span>} [انفال: 26]</p>
<p>(و به یاد آورید آن هنگام را که کم بودید و در زمین ضعیف بودید و می‌ترسیدید که مردم شما را بربایند، پس شما را پناه داد و با یاری خود قدرتمند ساخت و از پاکی شما را روزی داد، باشد که شکر گزار باشید)</p>
<p>این پناه خداوندی و یاری ربانی از سوی خداوند قوی و قادر و غالبی است که بی‌تردید وعده‌اش محقق است و وعده‌اش برای استخلاف این امت و به قدرت رساندن آنان و مبدل نمودن ترس آنان به امنیت هرگز خلاف نمی‌رود، اگر به الله ایمان آوردند و کار نیک انجام دهند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ</span>} [نور: 55]</p>
<p>(الله به كسانی از شما كه ایمان آورده و كارهای شایسته كرده‌اند وعده داده است كه حتما آنان را در این سرزمین جانشین قرار دهد همان گونه كه كسانی را كه پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینی را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شریک نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گراید آنانند كه نافرمانند)</p>
<p>در این صورت عجیب نیست که نسل اول این امت به آن درجه از پیشرفت و ترقی دست یابد که تاکنون کسی به آن نرسیده است زیرا ایمان، راهنمای آن نسل بود و اسلام فرمانده آن، و شریعت مبارک خداوند منهج و راه و روش زندگی آنان، و اینگونه بود که مقام «خیریت» را که خداوند برای مومنان و پیروان هدایت قرار داده است به دست آورده و به مقام «شهادت بر مردم» در روز قیامت دست یافتند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ </span>} [آل عمران: 110]</p>
<p>(شما بهترین امتی بودید که بر مردم پدیدار شدید، به معروف امر می‌کنید و از منکر باز می‌دارید و به الله ایمان دارید)</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا </span>} [بقره: 143]</p>
<p>(و اینچنین شما را امتی میانه گرداندیم تا گواهانی بر مردم باشید و تا پیامبر بر شما گواه باشد)</p>
<p>آیات کتاب حکیم یاد آور این نکته هست که استقامت بر راه و روش خداوند و در پی گرفتن خشنودی او و حاکم گرداندن شریعت، تنها باعث به دست آمدن سعادت آخرت و وارد شدن به بهشت‌های پرنعمت نیست، بلکه همچنین ضامن به دست آمدن خوشی زندگی پاک در دنیا است، و این سنتی است از سنت‌های خداوند در مورد بندگان که هرگز تغییرپذیر نیست:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ </span>} [نحل: 97]</p>
<p>(هر کس از مرد یا زن که کار شایسته انجام دهد در حالی که مومن است او را زندگی پاک بخشیم و پاداش آنان را بهتری از آنچه انجام می‌دادند عطا می‌کنیم)</p>
<p>و همچنین خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ (1) أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنَّنِي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ (2) وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ</span>} [هود: 1-3]</p>
<p>(الف لام راء كتابی است كه آیات آن استحكام یافته سپس از جانب حكیمی آگاه به روشنی بیان شده است (1) که جز الله را عبادت نکنید من از جانب او برای شما هشدار دهنده و بشارت دهنده‌ام (3) و اینكه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه كنید [تا اینكه] شما را با بهره‏‌مندی نیكویی تا زمانی معین بهره‏‌مند سازد و به هر شایستهٔ نعمتی از كرم خود عطا كند و اگر روی‌گردان شوید من از عذاب روزی بزرگ بر شما بیمناكم)</p>
<p>هنگامی که مردم از دین خدا دوری می‌گزینند و با روی گرداندن از راه و روش خداوندی نسبت به خداوند جفا روا می‌دارند آنجاست که اشکال رخ می‌دهد و ناآرامی‌هایی که عامل فساد و شرند و امت‌های گذشته را به نابودی کشانده‌اند به این امت نیز روی می‌آورند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ</span>} [مائده: 14]</p>
<p>(پس بخشی از آنچه بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، پس [به جزای آن] دشمنی و کینه را تا روز قیامت در میان آن‌ها انداختیم و الله در روز قیامت آنان را از آنچه انجام می‌دادند آگاه خواهد کرد)</p>
<p>دایرهٔ این اشکال حتی به همهٔ زمین و محیط زیست نیز کشانده می‌شود چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذِيقَهُمْ بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ </span>} [روم: 41]</p>
<p>(فساد در خشکی و دریا به سبب کارهایی که مردم انجام داده‌اند آشکار گردید تا قسمتی از آنچه را انجام می‌دادند به آنان بچشاند باشد که برگردند)</p>
<p>زیرا رابطه‌ای محکم میان جهان و کارهایی که ما انجام می‌دهیم وجود دارد، اگر کارهای انسان‌ها بر اساس روش صحیح و با درک هدف از خلقت انسان و تحقق عبودیت پروردگار و تلاش برای به دست آوردن خشنودی وی و استقامت بر منهج او باشد، در این صورت است که خداوند از خزائن رحمت خود بر آن‌ها نازل کرده و خیرات زمین را در اختیار آن‌ها می‌نهد چنانکه نوح علیه السلام برای تشویق قوم خود به ایمان و طلب آمرزش از پروردگارشان چنین فرمود:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا (10) يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا (11) وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا</span>} [نوح: 10-12]</p>
<p>(پس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است (10) تا بر شما از آسمان باران پی در پی فرو ریزد (11) و شما را با اموال و فرزندان یاری دهد و برای شما باغ‌ها و رودهایی قرار دهد)</p>
<p>همچنین خداوند متعال دربارهٔ اهل شهرهایی که مورد عذاب قرار گرفتند می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ</span> } [اعراف: 96]</p>
<p>(اگر اهل شهرها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌ساختند بی‌تردید برکت‌هایی را از آسمان و زمین بر آنها باز می‌کردیم اما تکذیب نمودند پس آن‌ها را به سبب آنچه انجام می‌دادند به عذاب گرفتیم)</p>
<p>این آثار باقی‌ماندهٔ کسانی است که کتاب خداوند را پشت سر انداختند و هوای نفس خود را به خدایی گرفتند و در پی آنچه باعث خشم خداوند است افتادند و در نتیجه آثارشان عبرتی برای صاحبان خرد گردید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَشِيدٍ </span>} [حج: 45]</p>
<p>(و چه بسیار شهرها را كه ستمكار بودند هلاكشان كردیم و [اینک] آن [شهرها] سقفهایش فرو ریخته است و [چه بسیار] چاه‌های متروک و قصرهای افراشته را)</p>
<p>بنابراین، صاحبان خرد با شنیدن ندای خداوند که در کتاب او می‌خوانند راهی جز استجابت خدا و رسول او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در برابر خود نمی‌بینند، ندایی که استجابت آن عامل زندگی قلب است، قلب‌هایی که جز با روی آوردن به خداوند متعال و محقق ساختن عبودیت او و محبت و طاعت او و دوری از اسباب خشم خداوند با پیروی از پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دوست داشتن او و اتباع سنت و راه و روش او، زندگی حقیقی نخواهند داشت.</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ</span> } [انفال: 24]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورید، الله و پیامبر او را هنگامی که شما را به سوی آنچه زندگی‌تان در آن است فرا می‌خوانند لبیک گویید و بدانید که خداوند میان و بنده و قلب او حائل است و بدانید که به سوی او حشر می‌شوید)</p>
<p>زیرا خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ میان مومن و کفر فاصله می‌اندازد، و میان کافر و ایمان نیز جدایی می‌اندازد، چنانکه ابن عباس ـ رضی الله عنه ـ می‌فرماید: «<span style="color: #3366ff;">کسی نمی‌تواند بدون اذن او ایمان بیاورد یا کفر ورزد</span>».</p>
<p>چنانکه در حدیثی که امام احمد در مُسند خود و نسائی و ابن ماجه در سنن خود با سند صحیح از نواس بن سمعان رضی الله عنه روایت کرده‌اند آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هیچ قلبی نیست مگر آنکه بین دو انگشت از انگشتان رحمان پروردگار جهانیان است، که اگر خواست آن را استقامت دهد استقامت می‌دهد و اگر خواست آن را دستخوش تغییر قرار دهد دستخوش تغییر می‌گرداند</span>». و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در دعای خود می‌فرمود: « <span style="color: #008000;">يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ، ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ</span>» یعنی: «<span style="color: #008000;">ای گردانندهٔ قلب‌ها، قلب مرا بر دینت ثابت بگردان</span>» و می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">میزان به دست خداوند است، آن را بلند می‌کند یا پایین می‌آورد</span>».</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و ندای خدا و رسول را لبیک گویید و بدانید که پروردگار شما برای کسانی که از راه و روش او پیروی کنند عظمت و افتخار را تضمین نموده و وعده داده است که او را به جایگاه بلندی که می‌خواهد خواهد رساند. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ</span> } [زخرف: 44]</p>
<p>(و به درستی که آن یادآوری برای تو و برای قوم توست و به زودی مورد سوال قرار خواهید گرفت)</p>
<p>و می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ</span> } [انبیاء: 10]</p>
<p>(بی تردید که به سوی شما کتابی را نازل ساخته‌ایم که یاد شما در آن است، پس آیا تعقل نمی‌ورزید؟)</p>
<p>در اینجا ذکر به معنای شرف و بزرگی و مکارم اخلاق و اعمال نیک و پیروزی دنیا و آخرت است.</p>
<p>خداوند متعال من و شما را با هدایت کتاب خود و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است، او را سپاس گفته و از او یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم، و از بدی‌های نفس خود و کارهای ناشایستمان به او پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایت‌گری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>مومن هنگامی که بر سر دو راهی قرار می‌گیرد و مناهج مختلف بر وی عرضه می‌شود دچار حیرت نمی‌شود و در این شک نمی‌کند که برنامهٔ پروردگار بهترین برنامه و تنها راه نجات و خوشبختی در دنیا و آخرت است.</p>
<p>و در آیات کتاب خود و داستان هبوط آدم از بهشت به واسطهٔ اغوای شیطان و زینت دادن معصیت برای او بهترین دلیل بر این حقیقت است، پس هر که در پی هدایت پروردگار خود باشد او خوشبخت واقعی است.</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى</span>} [طه: 123]</p>
<p>(گفت از آن پایین آیید که برخی دشمن برخی دیگرید. پس هر گاه از سوی من هدایتی برای شما آمد هر کس از هدایت من پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه بدبخت.)</p>
<p>اما آنکه با مخالفت امر پروردگار و امر پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از یاد او روی‌گردانی می‌کند و امر دیگران را استجابت می‌کند پایان کارش زیان است و زندگی تنگ:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى (124) قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ كُنْتُ بَصِيرًا (125) قَالَ كَذَلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَلِكَ الْيَوْمَ تُنْسَى</span>} [طه: 124-126]</p>
<p>(و هر کس از یاد من روی گردانی کند زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت او را در حالی که نابیناست محشور می‌کنیم (124) می‌گوید: پروردگارا چرا مرا نابینا برانگیختی در حالی که بینا بودم (125) می‌گوید: همانگونه که آیات من به سوی تو آمد و آن را فراموش کردی اینچنین امروز نیز به فراموشی سپرده می‌شوی)</p>
<p>حافظ ابن کثیر این زندگی سخت را چنین به تصویر کشانده است: «<span style="color: #3366ff;">یعنی: زندگی سخت و تنگ در دنیا؛ او نه آرامشی خواهد داشت و نه انشراح صدر، بلکه سینه‌اش به سبب گمراهی تنگ خواهد بود حتی اگر ظاهرش در خوشی و نعمت باشد و هر چه بخواهد بپوشد و هر چه بخواهد بخورد و در هر خانه‌ای که بخواهد زندگی کند؛ زیرا تا قلب او به هدایت و یقین نرسد همواره در نگرانی و حیرت و شک خواهد بود و همیشه در شک خود سرگردان خواهد ماند و این سختی و تنگیِ زندگی است</span>».</p>
<p>خداوند ما را از چنین حالتی و از گمراهی پس از هدایت حفظ نموده و ما را از جملهٔ کسانی بگرداند که به پروردگار خود بازگشته‌اند و توبه کرده و هدایت یافته‌اند.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و بینات و هدایتی را که از سوی پروردگارتان برای شما آمده است بهترین توشه برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت بگردانید.</p>
<p>و بر بهترین انسان‌ها درود و سلام فرستید که پروردگارتان شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ وی: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و اهل بیت و تابعین و همهٔ کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند راضی و خشنود باش و همچنین از ما با عفو و بزرگواری خویش راضی باش ای بهترین بخشندگان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده؛ خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و حوزهٔ دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر متجاوزان و مفسدان را نابود گردان. خداوندا میان دل‌های مسلمانان الفت ایجاد کن و صف آنان را یکی گردان و رهبران آنان را اصلاح نما و کلمهٔ‌ آنان را بر حق یکی گردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومن مجاهد صادقت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح نما. خداوندا ما را آنگونه که خود صلاح می‌دانی از دشمنانمان حفظ نما و ما را بر آن‌ها پیروز گردان، خداوندا ما تو را در برابر آن‌ها قرار می‌دهیم و از بدی آن‌ها به تو پناه می‌بریم.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده.</p>
<p>خداوندا دین ما را که نگهدارندهٔ امر ماست و دنیای ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشتگاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما عامل زیادهٔ در نیکی‌ها و مرگ را عامل رهایی از بدی‌ها قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما از تو انجام خوبی‌ها و ترک منکرات و دوستی مستمندان را خواهانیم و از تو می‌خواهیم ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار دهی و اگر برای قومی ارادهٔ فتنه داشتی ما را بی آنکه دچار فتنه شویم به سوی خودت باز گردانی.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را در همهٔ‌ سرزمین‌های اسلام حفظ نما، خداوندا آنان را در سوریه و لیبی و یمن و در دیگر سرزمین‌ها حفظ نما، و آنان را از شر فتنه‌های آشکار و پنهان محافظ کن و میان دل‌های آنان الفت ایجاد کن.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم نمودیم و اگر ما را مورد مغفرت و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا قلب‌های ما را پس از آنکه هدایتمان نمودی دستخوش تغییر مگردان و ما را از جانب خود رحمتی عطا کن که همانا تو بخشنده‌ای</span>} [آل عمران: 8]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقرة: 201]</p>
<p>و درود و  سلام بر پیامبر ما محمد و بر اهل بیت و یاران او و الحمدلله رب العامین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3744/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مثبت‌نگر باش! (داستانی زیبا در مورد یک جوان مثبت‌نگر)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3715</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3715#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Jun 2011 02:44:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3715</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه : صلاح الدین مصلح در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3716" title="mosbat-negar-bash-dastan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/mosbat-negar-bash-dastan.jpg" alt="مثبت نگر باش" width="100" height="128" />ترجمه : صلاح الدین مصلح</h4>
<p>در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در آن نماز بخوانی!</p>
<p>دانشجو به اتاق موجود در زیرزمین رفت، در حالی که در مورد افراد داخل دانشکده تعجب کرده بود که چرا به نماز هیچگونه اهمیتی نمی‌دهند؟!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">آیا واقعا نماز می‌خوانند یا نه؟!</span></p>
<p>خلاصه اینکه وارد اتاق شد و حصیری قدیمی در آن یافت. اتاق نامرتب و کثیف بود. در آنجا کارگری را دید که مشغول نماز خواندن است، از او پرسید:</p>
<p><span style="color: #008080;">شما اینجا نماز می‌خوانید؟!</span></p>
<p>کارگر پاسخ داد: ای بابا! هیچ‌یک از آدم‌های بالا اهل نماز نیستند و غیر از این اتاق جای دیگری برای نماز خواندن وجود ندارد.<span id="more-3715"></span></p>
<p>آن دانشجو معترضانه گفت: اما من اصلا در زیرزمین نماز نمی‌خوانم! از زیرزمین خارج شده و به دنبال جایی شناخته شده و مشخص در دانشکده گردید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">او کار بسیار عجیبی انجام داد!</span></p>
<p>ایستاد و با صدای بلند شروع به اذان گفتن کرد!! همه جا خوردند و دانشجویان شروع به مسخره کردن وی کرده و او را به همدیگر نشان داده و دیوانه‌اش خواندند.</p>
<p>اما او هیچ توجهی به آنها نکرد. کمی نشست و سپس برخاست و اقامهٔ نماز را به جا آورده و شروع به خواندن نماز کرد، انگار هیچ کسی را در اطراف خود نمی‌دید. او به تنهایی نماز می‌خواند&#8230; یک روز&#8230; دو روز&#8230; به همین منوال ادامه داد&#8230; بقیه به او می‌خندیدند؛ اما با گذشت روزها این خنده‌ها و مسخره‌ها برایش عادی شدند&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;">ناگهان تغییر عجیبی رخ داد&#8230; </span>کارگری که در زیرزمین نماز می‌خواند، از زیرزمین بیرون آمده و شروع به نماز خواندن با او کرد&#8230; سپس به چهار نفر رسیدند و بعد از گذشت یک هفته یکی ازاساتید هم به آنها ملحق شد!</p>
<p>این موضوع در کل دانشکده پیچید و همه در مورد آن حرف می‌زدند. رئيس دانشکده این دانشجو را خواسته و به او گفت: چیزی که اتفاق می‌افتد اصلا قابل قبول نیست، یعنی شما دارید وسط دانشکده نماز می‌خونید؟!، ما برای شما اتاق منظم و مرتبی به عنوان مسجد می‌سازیم تا هر کس وقت نماز بتواند در آن نماز بخواند.</p>
<p>و بدین ترتیب اولین مسجد در دانشکدهٔ کشاورزی ساخته شد. قضیه به اینجا ختم نشد، دانشجویان دیگر دانشکده‌ها هم غیرتمند شده و گفتند: چرا دانشجویان دانشکدهٔ کشاورزی مسجد داشته باشند و ما نداشته باشیم؟! بدین ترتیب در هر دانشکده‌ای یک مسجد ساخته شد.</p>
<p><span style="color: #008080;">این دانشجو در یکی از موقعیت‌های زندگی خود با مثبت‌نگری رفتار نمود، بنابراین نتیجهٔ آن بسیار بزرگتر از چیزی بود که تصورش می‌رفت&#8230; و همچنان این شخص چه در قید حیات باشد، چه نباشد، برای هر مسجدی که در دانشگاه‌ها ساخته می‌شود و یاد الله در آن می‌شود اجر و پاداش آن به وی نیز می‌رسد. وی چیزی را به زندگی اضافه نمود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">در اینجا سؤالی مطرح می‌گردد:</span></p>
<p><span style="color: #008080;">واقعا ما چه چیزی به زندگی اضافه کرده‌ایم و چه دستاوردی برای دیگران داشته‌ایم؟!</span></p>
<p>سعی کنیم در هر جایی که هستیم تأثیر گذار باشیم، و بکوشیم تا اشتباهات اطراف‌مان را اصلاح کنیم&#8230; از پیمودن راه حق خجالت نکشیم و از الله ـ سبحانه و تعالی ـ توفیق بخواهیم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">پندها:</span></h4>
<p><span style="color: #008080;">-	برای خودت و دیگری پرچمی را بر افروز و اجر و پاداش آن را به دست بیاور زیرا <span style="color: #008000;">«هر کس سنت حسنه‌ای را پایه‌گذاری کند، برای اوست اجر آن، و اجر هر کسی که بدان عمل نماید»</span> [حدیث نبوی به روایت ابن ماجه و دیگران]</span></p>
<p><span style="color: #008080;">-	خیر و نیکی در مردم فراوان است؛ اما آنها به کسی نیاز دارند که از خواب غفلت بیدارشان کند. پس در انجام خیر درنگ نکن و فرصت را از دست مده.</span></p>
<p><span style="color: #008080;">-	به منفی‌گرایان و مسخره‌کننده‌گان هیچ توجهی نکن؛ به راهت ادامه بده و آنچه که پیامبران در هنگام دعوت اقوامشان بسوی خیر، به آن دچار شدند را به یاد آور.</span></p>
<p>منبع : سایت &#8220;مجموعة ورقات&#8221;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3715/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوشبختی واقعی در سایهٔ پایبندی به کتاب و سنت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3737</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3737#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 May 2011 04:07:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3737</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس مسجدالحرام: جمعه 17 جمادی الثانی 1432 برابر با 30 اردیبهشت 1390 خطبهٔ اول: حمد و سپاس از آن الله است، پروردگارا تو را ستایش می‌گوییم از تو آمرزش می‌خواهیم و با همهٔ نیکی‌ها ثنای تو را می‌گوییم، تو پاک و منزهی و حمد از آن توست، نعمت‌های تو پی در پی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجدالحرام: جمعه 17 جمادی الثانی 1432 برابر با 30 اردیبهشت 1390<span id="more-3737"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است، پروردگارا تو را ستایش می‌گوییم از تو آمرزش می‌خواهیم و با همهٔ نیکی‌ها ثنای تو را می‌گوییم، تو پاک و منزهی و حمد از آن توست، نعمت‌های تو پی در پی به سوی ما سرازیر است، ستایش دائم و همیشگی سزاوار الله است و شهادت می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که واحد و بی‌شریک است، شهادتی که توفیق و هدایتمان به آن وابسته است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر خداوند و پاک‌ترین انسان‌هاست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت پاک و صحابهٔ نیک او و تابعین و همهٔ کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی کنند&#8230; اما بعد ای بندگان خداوند:</p>
<p>تقوای خداوند را به حق پیشه سازید که تقوای او پاک‌ترین جامه و نگهدارندهٔ از بدی‌هاست و اوضاع شما را اصلاح نموده و با آن به عظمت و بزرگی دست می‌یابید.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ</span>} [آل عمران: 102]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را آنگونه که شایستهٔ اوست پیشه سازید و نمی‌رید مگر در حالی که مسلمانید)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>هنگامی که فتنه‌ها و چالش‌ها و تغییرات پی در پی فزونی یافته و سختی‌ها و فاجعه‌ها وارد جوامع می‌گردد و آسمان صاف آن به تسخیر ابرهای گناهان می‌افتد، و حق و باطل با هم در آمیزند و روش‌های و اهداف در تعارض با هم قرار می‌گیرند، در چنین شرایطی امت راه نجات و دستاویزی برای رهایی نخواهد یافت جز با چنگ زدن به کتاب و سنت، زیرا کتاب و سنت راه نجات و رهایی از سختی‌ها و برون رفت از فتنه‌هاست.</p>
<p>امروزه و در دورانی که انواع مسلک‌های منحرف و ایدوئولوژی‌های فاسد به بدنهٔ امت راه یافته و در دوران در هم آمیخته شدن حق و باطل و روی آوردن فتنه‌ها و آزمایش‌ها و دسته دسته شد امت و سرگردانی آنان، در زمانه‌ای که طوفان‌های تغییرات پی در پی بر آنان وزیدن گرفته است و دیگر امت‌ها به سوی آن‌ها هجوم آورده‌اند، در چنین دورانی امت راهی جز چنگ زدن به کتاب خداوند و سنت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ نخواهد داشت. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى </span>} [طه: 123]</p>
<p>(پس هر که از رهنمون من پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه تیره‌بخت)</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">در میان شما چیزی جا گذاشته‌ام که اگر به آن چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نخواهید شد: کتاب خداوند و سنت من</span>» [به روایت مالک در موطا]</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>سستی و ضعفی که امت را چونان ابری سیاه در برگرفته و باعث برعکس شدن و تغییر معیارها گردیده و در پی آن تاریکی‌ها به سوی امت روی آورده و فتنه‌ها همچون موج‌های سهمگین بر آن‌ها سایه افکنده است، و افراد امت از هم گریزان شده‌اند و دردها و معضلات در بینشان منتشر گردیده است و صدای سفیهان بر حکیمان برتری یافته است، همهٔ این‌ها نیست جز در نتیجهٔ دوری از کتاب خدا و سنت پیامبر وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان:</p>
<p>راه افتادن در پی هوا و هوس و فریب خوردن در برابر آرای این و آن و دوری از کتاب خدا و سنت پیامبر وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ همان گمراهی آشکار و خسران و زیان و محرومیت واقعی است، آن جا که فتنه‌ها و بلاهای پی در پی است چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ </span>} [آل عمران: 101]</p>
<p>(و هر که به الله چنگ زند بی‌تردید به راه راست هدایت شده است)</p>
<p>امام طبری ـ رحمه الله ـ در تفسیر این سخن خداوند متعال می‌فرماید: «<span style="color: #3366ff;">هر که به اسباب خداوند متعال چنگ زند و به دین و طاعت خداوند پایبند باشد به سوی راه روشن و مسقیمی که کژی در آن نیست توفیق یافته است</span>».</p>
<p>و در حدیث آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خوشبخت آن است که از فتنه‌ها دور افتد، خوشبخت آن است که از فتنه‌ها دور افتد، و هر که بدان مبتلا شد و صبر پیشه کرد پس شایستهٔ آه و حسرت است</span>» [به روایت ابوداوود]</p>
<p>امام مالک ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">آخر این امت اصلاح نمی‌شود مگر با آن چیزی که اول امت با آن اصلاح گردید</span>» بنابراین اگر اول این امت به واسطهٔ کتاب و سنت اصلاح گردید آخر آن نیز جز با کتاب و سنت راه اصلاح را در پیش نخواهد گرفت.</p>
<p>ای امت مسلمان:</p>
<p>خداوند متعال ما را در هنگام اختلاف و کشمکش به بازگشت به سوی او و پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ امر نموده و فرمود است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا</span>} [نساء: 59]</p>
<p>(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد الله را اطاعت كنيد و پيامبر او را اطاعت کنید و [همچنین] اولياى امر خود را، پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به الله و روز بازپسين ايمان داريد آن را به الله و  پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيک‌فرجام‌تر است)</p>
<p>مجاهد ـ رحمه الله ـ در تفسیر این آیه می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">یعنی آن را به کتاب خدا و سنت پیامبرش باز گردانید</span>».</p>
<p>اهل سُنَن از حدیث عرباض بن ساریة روایت کرده‌اند که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">&#8230; که هر یک از شما زنده بماند اختلاف بسیاری را خواهد دید؛ پس بر شما باد سنت من و سنت خلفای راشدین هدایت یافته، و آن را محکم بگیرید و از امور نوساخته در دین برحذر باشید که هر بدعتی گمراهی است</span>».</p>
<p>بنابراین واجب است که امت مسلمان در هنگام مشکلات و مخصوصا بحران‌ها به راسخین در علم و صادقان در دین رجوع کند،‌زیرا آنان فقیه‌ترین و داناترین مردم از نظر فقه و علم هستند و آگاه‌ترین آنان نسبت به حلال و حرام و مقاصد احکام شریعتند، آنان که محکم را از متشابه می‌شناسند چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ</span>} [آل عمران: 7]</p>
<p>(اوست كسى كه اين كتاب را بر تو فرو فرستاد پاره‌‏اى از آن آيات محكم [=صريح و روشن] است آنها اساس كتابند و [پاره‌‏اى] ديگر متشابهاتند اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏‌جويى و طلب تاويل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پيروى می‌كنند با آنكه تاويلش را جز الله و ريشه‏‌داران در علم كسى نمی‌داند [آنان كه] می‌گويند ما بدان ايمان آورديم همه از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان كسى متذكر نمی‌شود)</p>
<p>بر این اساس، رجوع به علمای راسخ در علم ـ به ویژه در هنگام فتنه‌ها و بحران‌ها ـ مساله‌ای اختیاری نیست، بلکه فرضی است شرعی و امری است الهی.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ</span> } [نساء: 83]</p>
<p>(و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏اند كه [مى‏توانند درست و نادرست] آن را دريابند)</p>
<p>از جمله چراغ‌های روشنگر و هدایتگر در فتنه‌ها دوری از هر گونه عامل تفرقه و اختلاف است، از جمله درگیری‌های و جدل‌های لفظی بی‌فایده‌ای که باعث کینه و نفرت می‌شود برای همین است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ از جدلی که باعث اختلاف و تفرقه شود بدش می‌آمد؛ ترمذی در سنن خود روایت کرده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بر گروهی از اصحاب خود گذشت که داشتند در مورد تقدیر جدل می‌کردند، گویی [از شدت عصبانیت] بر صورتش دانهٔ انار له کرده بودند؛ فرمود: «<span style="color: #008000;">آیا برای جدل در این مساله امر شده‌اید؟ یا آنکه به این دعوت داده شده‌اید؟ که آیات کتاب خدا را به یکدیگر بزنید؟ (و بعضی را با بعضی دیگر رد کنید؟) همانا کسانی که پیش از شما بودند با این هلاک شدند که آیات کتاب خدا را به یکدیگر زدند</span>».</p>
<p>ای امت مسلمان:</p>
<p>از جمله فتنه‌هایی که سختی‌ها و بحران‌ها آن را بر دوش امت سنگین‌تر کرده است فتنهٔ برانگیختن نعره‌های طائفه‌ای و تعصب است که ملت‌ها را از بودن زیر پرچم صحیح باز داشته و صف آنان را دچار تفرقه نموده است.</p>
<p>سوار شدن بر موج درگیری‌های طائفه‌ای به دلائل واهی ـ مخصوصا در این مدت ـ نتیجه‌ای جز صدور فتنه و نگرانی و کینه و تخریب رابطهٔ افراد یک جامعه و در پی آن از بین رفتن وحدت امت مسلمان را در پی نداشت. امتی که خداوند دربارهٔ ان می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ </span>} [انبیاء: 92]</p>
<p>(این امت شماست که امتی یگانه است و من پروردگار شمایم پس مرا بپرستید)</p>
<p>آنچه باعث نگرانی غیرتمندان می‌شود آن است که چنین نعره‌های طائفه‌ای رشد یافته و گسترده شده است اما بدون در نظر گرفتن انصاف به گونه‌ای که حقائق مسخ شده را با استفاده از مغالطه و فریب و بدون سند و مدرک به خدمت می‌گیرد. به خدا قسم که هیچ امتی راه موفقیت و پیروزی را نخواهد پیمود به جز با دین حق، و زیر سایهٔ هدایت دو وحی شریف، قرآن و سنت.</p>
<p>و راست گفت خداوند بزرگ آنگاه که در کتاب کریم خود فرمود:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ </span>} [انعام: 153]</p>
<p>(و این است راه من که مستقیم است پس از آن پیروی کنید و از دیگر راه‌ها پیروی نکنید که شما را از راه او متفرق سازد، اینهاست که شما را به آن توصیه نموده است باشد که تقوا پیشه سازید)</p>
<p>خداوند برای من و شما در کتاب و سنت برکت نهد و با آیات و حکمت سود رسانَد. این سخن را گفته و برای خود شما و همهٔ مسلمانان از همهٔ گناهان از خداوند آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن خداوند است که اعضای بدن و درون ثنای او را می‌گویند، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله تنهای بی‌شریک، شهادتی که بر زبان‌ها و درون‌ها است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد بندهٔ‌ الله و پیامبر او و پاک‌ترین انسان‌ها در میان پیشینیان و پسینیان است، هر که راه او را در پی گیرد شکوه و عظمت به کف آرد، درود و سلام و برکت خداوند بر او و بر اهل بیت و ذریهٔ، آن ستارگان روشنگر، و بر اصحاب او و تابعین و کسانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>بندگان خداوند تقوای الله را پیشه سازید و به دین حق و شعائر آن پایبند باشید تا بهترین پاداش به دست آرید و به بهترین راه رهنمون گردید.</p>
<p>در بُحبوحهٔ این امواج و برای فردایی بهتر و روشن، بر جوامع و امت‌ها لازم است که ذهن نسل‌های جوان را به بهترین شکل بار آورند و آنان را نسبت به دینشان از آگاهی صحیح و کافی بهره‌مند سازند، تا در رکاب حوادث این روزگار و تغییرات آن به دو راهنمای ارزشمند، کتاب خدا و سنت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ افتخار کنند تا وحدت امت اسلامی محقق شده و برادری اسلامی راسخ گردد.</p>
<p>از دیگر مناره‌های روشنگر در هنگامی فتنه‌ها، بزرگداشت نصوص شرع و پایبندی به ثوابت شریعت و چنگ زدن به جماعت و دوری از هر چیزی است که باعث برانگیخته شدن فتنه‌ها و ناآرامی اوضاع و تحریک تفرقه و درگیری و جدایی و نزاع و تجاوز به دستاوردهای ملی و سرمایهٔ ملت‌ها و تلاش برای فساد در زمین می‌گردد. و همچنین نیفتادن در پی آن چیزهایی است که کانال‌های ماهواره‌ای و اینترنت به هدف تحریک ایجاد هیجان منتشر می‌سازند آن هم در فضایی که صدای عقل و خرد و حکمت و در نظر گرفتن منفعت جمع و آینده‌نگری غایب میدان است&#8230;</p>
<p>همچنانکه شایسته است در چنین شرایطی به عبادت روی آورد و به طاعت پیابند بود چنانکه مسلم و دیگران روایت کرده‌اند که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">عبادت در دوران هرج و مرج و فتنه به مانند هجرت به سوی من است</span>».</p>
<p>و همینطور روی آوردن به سوی توبه و استغفار بسیار و دعا و تضرع به سوی خداوند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ (42) فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَلَكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ</span>} [انعام: 42-43]</p>
<p>(و به يقين ما به سوی امتهایی كه پیش از تو بودند [پیامبرانی] فرستاديم و آنان را به تنگی معیشت و بيماری دچار ساختیم تا تضرع کنند (42) پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند ولی [حقیقت این است که] دلهایشان سخت ‏شده و شیطان آنچه را انجام می‌دادند برایشان آراسته است)</p>
<p>خداوند امت اسلامی را از همهٔ فتنه‌های آشکار و پنهان حفظ نموده و نعمت امنیت و ایمان و استقرار و رفاه را بر آن مستمر گرداند.</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها چنانکه خداوند متعال شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا </span>} [احزاب: 56]</p>
<p>و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هرکه بر من یک درود فرستد خداوند به سبب آن بر او ده درود می‌فرستد».</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود سازد و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان و رفاه بدار.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امان بدار و امن و امان را در سرزمین ما ادامه ده و مسئولان ما را صالح گردان. خداوندا همهٔ والیان امر مسلمان را برای حاکم گردان شریعت و پیروی از سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ موفق گردان. خداوندا آن‌ها را رحمتی برای بندگان مومنت قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما و دیگر مسلمانان را از فتنه‌های گمراهگر محافظت نما، خداوندا و دیگر مسلمانان را از فتنه‌های گمراه‌گر آشکار و پنهان دور گردان. خدای غم غمداران و سختی سختی‌دیدگان را از بین ببر و وام وام‌داران را ادا نما و با رحمت خویش بیماران ما و دیگر بیماران مسلمان را شفا ده.</p>
<p>خدا جان مسلمانان را حفظ کن، خداوندا دین و جان و عقل و ناموس و مال آن‌ها را حفظ نما، ای زندهٔ برپا دارنده، ای دارای اجلال و بزرگی.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را حفظ نما، خداوندا مسجدالاقصی را حفظ نما، خداوندا آن را از ناپاکی صهیونیست‌های متجاوز اشغالگر پاک بگردان، ای نیرومند و ای عزیز، ای دارای جلال و بزرگواری.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگار ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعراف: 23]</p>
<p>پروردگارا از ما بپذیر که همانا تو شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو توبه‌پذیر و مهربانی و ما و پدر و مادر و دیگر مسلمانان، زنده‌گان و مرده‌گان را مورد مغفرت خود قرار ده، و پایان سخن اینکه: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3737/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی- 15 (ایمان یعنی زندگی)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3632</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3632#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 19 Apr 2011 03:01:10 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3632</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح تهیدستان حقیقی آنانند که از گنج‌های ایمانی و پس‌انداز باور راستین محرومند. اینان هستند که همیشه در نارضایتی، خشم، حقارت و ذلت زندگی را سپری می‌کنند {هر که از یاد من رویگردانی کند زندگی تنگ و سختی خواهد داشت} [طه: 124] این تنها ایمان به الله، پروردگار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3635" title="iman-zendegi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/04/iman-zendegi.jpg" alt="" width="100" height="116" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>تهیدستان حقیقی آنانند که از گنج‌های ایمانی و پس‌انداز باور راستین محرومند. اینان هستند که همیشه در نارضایتی، خشم، حقارت و ذلت زندگی را سپری می‌کنند {<span style="color: #800000;">هر که از یاد من رویگردانی کند زندگی تنگ و سختی خواهد داشت</span>} [طه: 124]</p>
<p>این تنها ایمان به الله، پروردگار جهانیان است که روح و روان را خوشبخت ساخته، تزکیه می کند، به جوش و خروش در می‌آورد و غم، اندوه و پریشانی را از آن دور می‌سازد. زندگی هیچ طعم و لذتی نخواهد داشت مگر با بودن «ایمان».<span id="more-3632"></span></p>
<p style="text-align: center;"><em>إذا الإيمان ضاع فلا حياة   ولا دنيا لمن لم  يحي دينا</em></p>
<p><em>(اگر ایمان تباه گشت، زندگی‌ای وجود ندارد. و دنیایی ندارد، کسی که دینش زنده نیست)</em></p>
<p>آخرین انتخاب برای ملحدان و بی دینان که ایمان ندارند این است که به خودکشی متوسل شوند تا خود را از تنگناها، غل و زنجیرها، تاریکی‌ها و ناگواری‌ها خلاص کنند.</p>
<p>چه تیره‌بختی‌ای نصیب بی ایمان‌ها خواهد شد و چه نفرین همیشگی‌ای بیرون‌روندگان از راه و روش الهی را در دنیا در بر خواهد گرفت: {<span style="color: #800000;">دل‌ها و دیدگانشان را برمی‌گردانیم چنانکه نخستین بار به آن ایمان نیاوردند و آنان را رها می‌کنیم تا در سرکشی‌شان سرگردان بمانند</span>} [انعام: 110]</p>
<p>وقت آن رسیده است که دنیا واقعا به این قناعت برسد و با تمام وجود ایمان بیاورد که: لا إله إلا الله «هیچ معبود بر حقی نیست ؛ مگر الله».</p>
<p>بعد از آزمون و تجربه‌ای طاقت‌فرسا و طولانی سرانجام عقل به این نتیجه خواهد رسید که بت پرستی خرافه است، کفرورزی نفرین است و الحاد دروغ وفریبی بیش نیست، و خواهد دانست همهٔ پیامبران راستگو بوده‌اند و الله حق است. فرمانروایی، حمد و ستایش از آن اوست و او بر هرچیزی قادر و تواناست.</p>
<p>به اندازه ی نیرو و ضعف، و گرمی و سردی ایمانت؛ خوشبختی، آسودگی خاطر و آرامش به سراغت خواهد آمد.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">هر کس از زن و مرد که کار نیک انجام دهد و مومن باشد، بی‌تردید او را زندگی نیک بخشیم و پاداش آنان را بهتر از آنچه می‌کرده‌اند به آنان عطا خواهیم کرد</span>} [نحل: 97] و این «حیاة طيبة» یا «زندگی نیک» یعنی: آرامش درون به سبب ایمان به وعدهٔ الهی، استواری قلب‌ها به سبب محبتی که نسبت به پروردگارشان دارند، پاکی درون از انواع انحرافات، آرامش اعصاب در برابر حوادث گوناگون، خونسردی و آرامش قلبی در هنگام وقوع رویدادهای غیر منتظره و راضی بودن به قضا و قدر الهی؛ چرا که آنان به این راضی گشته‌اند که: الله پروردگارشان، اسلام دین‌شان و محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ پیامبرشان باشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3632/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ 14 (جایگزین بهتر از سوی الله)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3440</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3440#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 14 Feb 2011 18:43:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3440</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح الله چیزی را از تو نمی‌گیرد مگر اینکه چیزی بهتر از آن را به تو عنایت می‌کند، اگر صبر پیشه نموده و در پی اجر و پاداش باشی. خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: «من أخذت حبيبتيه فصبر عوضته منهما الجنة» «هر کس دو حبیب (یعنی دو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3441" href="http://www.bidary.net/archives/3440/jaigozin"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3441" title="jaigozin" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/02/jaigozin-100x109.jpg" alt="" width="100" height="109" /></a>دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>الله چیزی را از تو نمی‌گیرد مگر اینکه چیزی بهتر از آن را به تو عنایت می‌کند، اگر صبر پیشه نموده و در پی اجر و پاداش باشی.</p>
<p>خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">من أخذت حبيبتيه فصبر عوضته منهما الجنة</span>» «هر کس دو حبیب (یعنی دو چشم) او را بگیرم و صبر پیشه نماید بجای آنها بهشت را به وی می‌بخشم»<span id="more-3440"></span></p>
<p>«<span style="color: #993300;">من سلبت صفيه من أهل الدنيا ثم احتسب عوضته من الجنة</span>» «هر کس محبوبش از اهل دنیا را از او بگیرم، سپس از من طلب اجر و پاداش نماید بهشت را به او عطا می‌کنم».</p>
<p>هر کس فرزندش را از دست دهد و صبر نماید خانهٔ حمد در بهشت برایش ساخته می‌شود و بر این منوال قیاس بگیر. این تنها نمونه‌های کوچکی بود.</p>
<p>بنابراین بر مصیبتی که بر تو وارد شده تاسف مخور؛ زیرا کسی که آن را مقدر نموده بهشت، پاداش، جایگزین بهتر و اجر بزرگی برایت در نظر می گیرد.</p>
<p>همانا دوستان مصیبت‌دیده و بلا دیدهٔ الله در بهشت صدا زده می‌شوند که : {<span style="color: #993300;">سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار</span>» [الرعد 24]</p>
<p>(درودتان باد!  (هميشه به سلامت و خوشی بسر می‌بريد) به سبب شكيبایی (بر اذيّت و آزار) و استقامتی كه (بر عقيده و ايمان) داشتيد).</p>
<p>چه پايان خوبی</p>
<p>بر ماست که به جایگزین بهتر مصیبت و پاداش و خیری که در ورای آن وجود دارد بیندیشیم</p>
<p>{<span style="color: #993300;">أولئك عليهم صلواتٌ من ربهم ورحمةٌ وأولئك هم المهتدون</span>} [البقره 157]</p>
<p><strong></strong>(آنان (همان بردباران با ايمانی هستند كه) الطاف و رحمت و احسان و مغفرت خدايشان شامل حال آنان می‌گردد ، و مسلّماً ايشان راه‌يافتگان (به جادهٔ حق و حقيقت و طريق خير و سعادت) هستند).<strong> ‏</strong><strong> </strong></p>
<p>تبریک به مصیبت‌دیدگان و مژده به صاحبان بلا.</p>
<p>عمر دنیا کوتاه و گنج‌ها ودارایی‌های آن ناچیز و حقیر است و آخرت بهتر و جاودانه تر است. هر که اینجا مصیبت و بلا بیند آنجا پاداش داده خواهد شد و هر کس اینجا خستگی بکشد آنجا در راحتی خواهد زیست. اما دلدادگان به دنیا، عاشقان و تکیه‌کنندگان بر آن، شدیدترین ضربه‌ای که بر قلبشان وارد می‌شود از دست رفتن بهره‌ها و به هم ریختن آرامش آن‌ها در دنیا است؛ چرا که آنها تنها در پی دنیا هستند، بنابراین مصیبت‌ها برایشان سنگین بوده و بلاها نزدشان بزرگ جلوه می‌نماید؛ چرا که آنان فقط زیر پاهایشان را می‌نگرند، بنابراین به جز این دنیای فانی کم‌‌مقدار و بی‌ارزش را نمی‌بینند.</p>
<p>ای مصیبت‌دیدگان! چیزی از دست نداده‌اید و برنده‌های واقعی شما هستید. رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ با رسالتی برای شما مبعوث گردیده که آکنده از لطف، مهربانی، پاداش و گزینش نیکو است.</p>
<p>بر مصیبت‌دیده‌ای که مصیبت و بلا بر اطرافش خیمه زده شایسته است که دیدگان بصیرت را باز نموده تا ببیند که نتیجه {<span style="color: #993300;">&#8230;فضرب بينهم بسورٍ لهُ باب باطنهُ فيه الرحمة وظاهره من قبله العذابُ</span>} [الحدید 13] (ديواری ميان آنان کشيده می‌شود كه دری دارد، داخل آن رو به رحمت است و خارج آن رو به عذاب)  و اینکه آنچه نزد الله وجود دارد بهتر، ماندگارتر، بابرکت‌تر، باارزش‌تر، گرامی‌تر و بزرگتر است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3440/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاسخ بدی را با خوبی بده</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3415</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3415#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Dec 2010 09:30:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3415</guid>
		<description><![CDATA[شیخ محمد عریفی / ترجمه: آســع روزی اشعب (نام مرد) با مرد بازرگانی همسفر شد و این مرد تمام کارها را به تنهایی انجام می‌داد مانند پایین آوردن وسایل از روی  اسب‌ها و آب دادن به اسب‌ها و&#8230;. در راه بازگشت برای غذا خوردن از روی اسب پیاده شدند. اشعب روی زمین نشست و پاهایش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3416" href="http://www.bidary.net/archives/3415/babadiha"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3416" title="babadiha" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/12/babadiha-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" /></a>شیخ محمد عریفی / ترجمه: آســع</strong></h4>
<p>روزی اشعب (نام مرد) با مرد بازرگانی همسفر شد و این مرد تمام کارها را به تنهایی انجام می‌داد مانند پایین آوردن وسایل از روی  اسب‌ها و آب دادن به اسب‌ها و&#8230;.</p>
<p>در راه بازگشت برای غذا خوردن از روی اسب پیاده شدند. اشعب روی زمین نشست و پاهایش را دراز کرد. و مرد فرش را پهن کرد و وسایل را از روی اسب‌ها پیاده کرد سپس به اشعب نگاهی کرد و گفت: بلند شو هیزم جمع کن و من گوشت را تکه تکه می‌کنم ..</p>
<p>اشعب: به خدا از بس که سوار این اسب شدم خسته‌ام .<span id="more-3415"></span></p>
<p>مرد بلند شد و هیزم را جمع کرد سپس به اشعب گفت: بیا و آتش بزن&#8230;</p>
<p>اشعب: اگر به آتش نزدیک شوم دودش سینه‌ام را اذیت می‌کند.</p>
<p>مرد آتش را روشن کرد و گفت: بیا مرا در خرد کردن این گوشت کمک کن.</p>
<p>اشعب: می‌ترسم چاقو دستم را ببرد</p>
<p>مرد به تنهایی گوشت‌ها را خرد کرد و باز رو به اشعب کرد و گفت: بیا و گوشت‌ها را درون قابلمه بریز و غذا درست کن.</p>
<p>اشعب: وقتی به پختن غذا درون قابلمه نگاه می‌کنم چشمانم درد می‌گیرد .</p>
<p>تا اینکه مرد غذا را درست کرد و خسته روی زمین نشست و به اشعب گفت : برو سفره را پهن و غذا را در بشقاب بریز.</p>
<p>اشعب: بدنم سنگینی می‌کند نمی‌توانم این کار را بکنم .</p>
<p>مرد از جای خود بلند شد و سفره را پهن و غذا را آماده کرد سپس گفت: ای اشعب بیا و مرا در خوردن غذا همراهی کن .</p>
<p>اشعب: واقعا خجالت زده هستم از اینکه نتواستم کاری انجام دهم اما الان من در خدمتت هستم و هر کاری خواستی انجام می‌دهم&#8230;</p>
<p>سپس بلند شد و غذا خورد .</p>
<p><strong>نتیجه‌گیری: <span style="color: #008000;">شاید با مردمی مثل اشعب برخورد کنی&#8230; ناراحت نشو&#8230; کوه باش و استوار.</span></strong></p>
<p>منبع: کتاب از «زندگی ات لذت ببر» (استمتع بحیاتک) شیخ محمد عریفی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3415/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پس همانگونه که دستور یافته‌ای ایستادگی کن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3406</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3406#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 16 Dec 2010 20:52:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3406</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی یکی از اخلاق‌های پسندیده که منزلت انسان را فزونی می‌بخشد، «شکیبایی و بردباری» در راستای اجرای دستورات خداوند است. صبر و شکیبایی به معنی تحمل چیزهای ناخوشایند برای نفس و شکیبایی در مقابل سختی‌ها و ناملایمات است. حتی آن صبر و تحمل گاهی به حدی می‌رسد که انسان مسلمان با رضایت و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/3406"><img class="alignright size-full wp-image-3408" title="esteqamat-payedari" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/12/esteqamat-payedari.jpg" alt="" width="100" height="121" /></a>گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p>یکی از اخلاق‌های پسندیده که منزلت انسان را فزونی می‌بخشد، «شکیبایی و بردباری» در راستای اجرای دستورات خداوند است.</p>
<p>صبر و شکیبایی به معنی تحمل چیزهای ناخوشایند برای نفس و شکیبایی در مقابل سختی‌ها و ناملایمات است. حتی آن صبر و تحمل گاهی به حدی می‌رسد که انسان مسلمان با رضایت و رغبت تمام با مشکلات مواجه می‌شود.<span id="more-3406"></span></p>
<p>خداوند مى فرماید: <span style="color: #800000;">{ إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ (13) أُوْلَئِك أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِیهَا جَزَاء بِمَا كانُوا يعْمَلُونَ }. </span>[احقاف: 13-14]<strong>.</strong></p>
<p>«آنان که گفتند آفریننده‌ی ما الله است و بر این سخن، پایدار و ثابت ماندند، بر آن‌ها هیچ ترس و بیم و حْزن و اندوهی در دنیا و آخرت نخواهد بود».</p>
<p>استقامت؛ یعنى پایدار ماندن بر طاعت خدا و طاعت رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ و کسی که استقامت کند وارد بهشت مى شود. ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول اکرم ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت مى‌کند که آن حضرت فرمود:</p>
<p>همه‌ی امت من وارد بهشت خواهند شد، مگر کسی که خود از وارد شدن به آن امتناع ورزد. سؤال کردند: ای رسول خدا! چه کسی است که از ورود به بهشت امتناع می‌ورزد؟ فرمود: <span style="color: #008000;">«کسی که از من اطاعت کند به بهشت وارد خواهد شد، و کسی که از من نافرمانی کند او همان است که خودش از ورود به بهشت امتناع ورزیده است».</span> [به روایت بخاری]<strong>.</strong></p>
<p>خداوند می‌فرماید<strong>:</strong><span style="color: #800000;"> {إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِکةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کنتُمْ تُوعَدُونَ(30) نَحْنُ أَوْلِیاؤُکمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَةِ وَلَکمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکمْ وَلَکمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ (31) نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ}</span> [فصلت:30- 32]</p>
<p>«به تحقیق آنان که گفتند پروردگار ما الله است و بعد از آن (بر ایمان خود) استقامت کردند، فرشتگان (هنگام مرگ) بر آنان نازل می‌شوند و به آن‌ها مژده می‌دهند که هیچ ترس و اندوهی نداشته باشید، شما را به همان بهشتی که وعده داده می‌شدید، بشارت باد. ما در دنیا و آخرت دوستان شما هستیم. و برای شما در آنجا (بهشت ابدی) هرچه مایل باشید یا آرزو کنید فراهم است. (این سفره) مهمانی از جانب (خدای) آمرزنده و مهربان است»</p>
<p>سفیان بن عبدالله می‌گوید: به رسول خدا گفتم: مرا در مورد اسلام نصیحتی کن که بعد از تو از کسی نپرسم. فرمود<strong>: </strong><span style="color: #008000;">«بگو ایمان آوردم سپس بر آن استقامت کن».</span><strong> </strong>[به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #800000;">{فَاسْتَقِمْ کمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَک وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ}</span><strong><span style="color: #800000;"> </span></strong>[هود:112]</p>
<p>«پس همانگونه که دستور یافته ای ایستادگی کن و هرکس هم که با تو توبه کرده، چنین کند و طغیان نکند که او به آنچه انجام می دهد بیناست».</p>
<p>استقامت تحقق پیدا نمی‌کند؛ مگر با دوام و ثبات بر انجام امور الهی. حضرت رسول ـ صلی الله علیه وسلم ـ برای خود و کسانی که با او توبه کردند، دوام و پایداری و دوری از شرک و برگشت به سوی الله را درخواست نموده است. برای مسلمانان تجاوز از حدودات الهی و غلو در دین درست نیست؛ چرا که آن، طغیان و سرکشی است و خداوند، آگاه بر اعمال انسان است و کردار او را می‌بیند و پاداش آن را از روی عدالت می‌دهد که اگر خیر باشد به خیر او و اگر شر باشد به شر اوست.</p>
<p>و به درستی خداوند قرآن را برای تحقیق و تحقق یافتن استقامت فرو فرستاد.</p>
<p><span style="color: #800000;">{کتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیک لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ (1) اللّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ}</span><strong> </strong>[ابراهیم:1- 2]</p>
<p>«کتابی است که به سوی تو فرو آوردیم، تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون آوری و به راه شکست ناپذیر ستوده‌ی الله، که آنچه که در آسمان‌ها و زمین است از آن اوست».</p>
<p>و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به روشن‌ترین بیان، آشکار نموده است، همچنانکه خداوند می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَإِنَّک لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ- صِرَاطِ اللَّهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ} </span>[شوری: 52- 53]</p>
<p>«و به راستی که تو به خوبی هدایت می کنی، به همان راه خدایی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آن اوست<strong>».</strong></p>
<p>مسلمانان در نماز و دعاهایشان که از دل بیرون می‌آید، استقامت را در هر شب و روز از خداوند خواستارند، همچنانکه خداوند می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِیاک نَعْبُدُ وإِیاک نَسْتَعِینُ (5) اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ (6) صِرَاطَ الَّذِینَ أَنعَمتَ عَلَیهِمْ غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ} </span>[سوره حمد: 5-7]</p>
<p>«پروردگارا تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم، ما را به راه راست هدایت فرما، راه آنان که گرامیشان داشته ای، نه راه کسانی که بر ایشان خشم گرفته‌ای و نه راه گمراهان».</p>
<p>این دعوت، دعوت اسلام به استقامت و پایداری است، تا انسان به حیات انسانیت که بهترین و خوب‌ترین حیات است برسد، آن زندگانی که دارای پاکی و نظافت و ادب و پاکدامنی است. و سزاوار و شایسته است، آنچنانکه خداوند متعال او را مشرف کرده و با والاترین درجه‌ی قدر و منزلت، او را بر بسیاری از مخلوقات برتری داده است، اگر در این زندگی پایدار باشد و به دینی ثابت و استوار که خداوند آن را چراغ عقل و پاکی نفس و نظافت قلب و علوّ روح قرار داده، دست می‌یابد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>تأثیر استقامت و پایداری در زندگی انسان</strong></span></h4>
<p>استقامت و پایداری موجب ترقی است و انسان را به اوج کمال می‌رساند، عقل و دل را از تمایل به اعمال زشت باز می‌دارد و از ورود به راه‌های فساد و تباهی در دل و جان، جلوگیری می‌کند.</p>
<p>اگر در جامعه استقامت نباشد و میل به استقامت ضعیف شود، روی آوردن به خیر و نیکی در آن جامعه هم ضعیف می‌شود. و باعث می‌شود انسان در منجلاب گناه و افشای منکرات بیفتد که همواره انسان را ذلیل و خوار کرده، و استقلال و آزادی وی به واسطه‌ی آن نابود می‌شود.</p>
<p>از نظر اسلام استقامت در رأس همه‌ی امور است و بسیار به آن اهتمام و توجه شده است.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>اسباب ثبات و پایداری</strong></span></h4>
<p>خداوند متعال بنا به رحمت و شفقت خویش بسیاری از اسباب استقامت و پایداری را در قرآن و بر زبان پیامبرش و سیرت وی برای ما بیان نموده‌اند که برخی از آنها را به طور خلاصه با همدیگر بررسی می‌نماییم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>1- روی آوردن به قرآن:</strong></span></h4>
<p>قرآن عظیم حبل الله المتین و نور مبین است که هر کس به آن چنگ زند خداوند به او پناه می‌دهد و هر کس از آن پیروی کند خداوند او را نجات می‌دهد و هر کس به سوی قرآن فراخواند به راه راست هدایت خواهد شد.</p>
<p>خداوند متعال صراحتاً بیان نموده‌اند که هدف از نازل نمودن تدریجی قرآن چیزی جز «تثبیت» نبوده است، خداوند متعال در مقام رد شبهات کفار می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَقَالَ الَّذِینَ کفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَیهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کذَلِک لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَک وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِیلًا (32) وَلَا یأْتُونَک بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاک بِالْحَقِّ وَأَحْسَنَ تَفْسِیرًا} </span>[فرقان: 32-33]</p>
<p>«کافران گفتند چرا قرآن یکجا بر پیامبر نازل نشد همین گونه (ما قران را به صورت آیات جداگانه و بخش بخش می‌فرستیم)تا با آن دل تو را پابرجا و استوار سازیم و آن را آرام آرام می‌خوانیم، و (کافران) هیچ مثالی را به میان می‌کشند مگر اینکه ما پاسخ راست و درست را و بهترین وجه و زیباترین تبیین و تفسیر را به تو می‌نمایانیم»</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>2- پیروی از شرع و عمل صالح:</strong></span></h4>
<p>خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{یثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الآخِرَةِ وَیضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِینَ وَیفْعَلُ اللّهُ مَا یشَاء}</span><strong> </strong>[ابراهیم: 27]</p>
<p>«خداوند مؤمنان را به خاطر گفتار استوار (و عقیده‌ی پایدارشان) هم در این جهان و هم در آن جهان ماندگار می‌دارد و کافران را (در دنیا و آخرت) گمراه و سرگشته می‌سازد و خداوند هر چه می‌خواهد انجام می‌دهد»</p>
<p>قتاده در تفسیر این آیه می گوید: خداوند در دنیا به وسیله‌ی خیر و عمل صالح، مؤمنان را ثابت نگه می‌دارد و مراد از {<strong> </strong><span style="color: #800000;">وَفِی الآخِرَة</span><strong> </strong>} قبر می‌باشد، این مطلب از بسیاری از سلف نیز نقل شده است. [تفسیر ابن کثیر 4/421]</p>
<p>و نیز خداوند می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{وَلَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُواْ مَا یوعَظُونَ بِهِ لَکانَ خَیرًا لَّهُمْ وَأَشَدَّ تَثْبِیتًا}</span><strong> </strong>[نساء:66]</p>
<p>«و اگر اندرزهایی را که به آنان داده می‌شد انجام می‌دادند برای آنان بهتر بود و (ایمان) ایشان را پا برجاتر بود»</p>
<p>آری، آیا مگر از افراد سست و کسلی که از انجام عمل صالح عقب افتاده‌اند، در هنگام ظهور فتنه‌ها و حوادث ناگوار می‌توان انتظار استقامت و پایداری داشت؟</p>
<p>اما آنان که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند آنان را به صراط مستقیم هدایت می‌کند، و از اینجا بود که حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر انجام اعمال صالح استقامت می‌ورزید، و پسندیده‌ترین عمل نزد ایشان، مداوم‌ترین آن بود گر چه به ظاهر اندک و حقیر می‌نمود، و اصحاب ـ رضوان الله علیهم ـ هر گاه عملی را شروع می‌کردند بر آن مداومت می‌نمودند و حضرت عایشه ـ رضی الله عنها ـ چون عملی را انجام می‌داد آن را بر خود لازم می‌گرفت، و حضرت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند<strong>: </strong><span style="color: #008000;">«هرکس روزانه بر خواندن 12 رکعت نماز (سنت رواتب) مواظبت کند ورود بهشت برایش حتمی است»</span><strong> </strong>[ترمذی 1/13، نسائی 1/388]</p>
<p>در حدیث قدسی وارد شده که خداوند می‌فرماید: <span style="color: #008000;">«بنده‌ام آنقدر با طاعت نفلی به من تقرب می‌جوید که سرانجام محبوب من می‌گردد»</span><strong> </strong>[بخاری، نگا: فتح الباری 11/340]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>3- دعا:</strong></span></h4>
<p>یکی از صفات بندگان مؤمن خداوند متعال این است که به او متوجه می‌شوند و دعا می‌کنند که خداوند متعال آنان را ثابت قدم و استوار نگاه دارد.</p>
<p><span style="color: #800000;">{ رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا}</span> [آل عمران: 8]</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا} </span>[بقره: 250]</p>
<p>و چون تمامی قلوب بنی آدم، در میان دو انگشت از انگشتان خداوند است و به هر جهتی که بخواهد آن‌ها را می گرداند،(1) حضرت پیامبر دائماً اینگونه دعا می‌فرمودند:</p>
<p><span style="color: #008000;">«یا مقلب القلوب ثبّت قلبی علی دینك»</span><strong> </strong></p>
<p>( ای دگرگون کننده دلها! دلم را بر دین خویش استوار بگردان) [امام ترمذی این حدیث را مرفوعاً از حضرت انس روایت کرده نگا: تحفة الاحوذی 6/249 و صحیح الجامع (7864)]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>4- یاد الله</strong>:</span></h4>
<p>ذکر از بزرگترین اسباب استقامت و ایستادگی است، و ببین که خداوند در آیه‌ی زیر چگونه استقامت و ذکر را قرین همدیگر قرار داده است و می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَاذْکرُواْ اللّهَ کثِیرًا}</span><strong> </strong>[انفال: 45]</p>
<p>«ای مؤمنان! هنگامی که با گروهی (از کفار) رو به رو شدید، ثابت قدم بمانید و الله را بسیار یاد کنید»</p>
<p>خداوند در این آیه ذکر را بزرگترین عوامل وادار کننده به استقامت در جهاد، قرار داده‌اند.</p>
<p>تأمل کن که لشکریان فارس و روم با اجسام تنومندشان چگونه در مقابل گروه اندک ذاکرین شکست خوردند.</p>
<p>حضرت یوسف برای استقامت در برابر فتنه‌ی زن صاحب جاه و جمالی که او را به فحشاء دعوت داده بود، به چه چیزی پناه برد؟ آیا مگر در پناه {معاذالله} داخل نشد که در نتیجه، امواج و لشکر شهوات در مقابلش شکست خورد.</p>
<p>آری اذکار در تثبیت مؤمنان چنین تأثیر شگرفی دارند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>5- انتخاب راه درست</strong>:</span></h4>
<p>راه صحیحی که بر هر مسلمان لازم است که آن را بپیماید راه اهل سنت و جماعت است، راه گروه رستگار و فرقه‌ی ناجیه، اهل عقیده صاف و روش صحیح و پیروان سنت پیامبر و بر هر مسلمان لازم است که از دشمنان خداوند و اهل باطل دوری جوید.</p>
<p>اگر می‌خواهی که تاثیر و جایگاه این نکته را در تثبیت قلوب درک کنی بیاندیش و از خود سؤال کن که چرا بسیاری از گذشتگان و بعدی‌ها گمراه و حیران گشتند و تا آخر بر راه راست ثابت نماندند. و چرا برخی از آنان بعد از گذشت مدت زمان طولانی از عمرشان و پس از هدر دادن اوقات گران بهایی، تازه به حق رسیدند؟</p>
<p>اهل بدعت همواره در تحیر و اضطراب به سر می‌برند و بسیاری از آنان هنگام مرگ نیز دچار شک و تردید می‌شوند.</p>
<p>اما آیا تا کنون کسی از پیروان حق، پس از شناخت و فهم کامل، از روش خویش ناخشنود شده و برگشته است؟</p>
<p>آری! امکان دارد کسی به پیروی از خواهشات و شهوات نفس و شبهاتی که بر عقل ضعیفش طاری گشته برگردد اما نه بخاطر اینکه روشی بهتر از آن را یافته و یا بطلان آن برایش ثابت گشته است.</p>
<p>بسیار شنیده‌ایم که بزرگان اهل بدعت از بدعتی به بدعتی دیگر روی آورده‌اند و یا برخی را خداوند هدایت داده، باطل را رها کرده‌اند و به مذهب اهل حق گرویده‌اند و از مذاهب قبلی خویش پشیمان شده‌اند، اما آیا عکس آن را سراغ دارید؟</p>
<p>پس اگر می‌خواهی ثابت و استوار بمانی راه و روش مؤمنان را برگزین.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>6- اطمینان به راه</strong>:</span></h4>
<p>بدیهی است که هر چند اعتماد مسلمان به راهی که می‌پیماید بیشتر باشد بر صبر و استقامتش در آن راه افزوده خواهد شد. و ایجاد اعتماد نیز اسبابی دارد ازجمله:</p>
<p>- احساس اینکه راهی که تو آن را در پیش گرفته‌ای، راهی جدید و زاییده این قرن و زمان نیست، بلکه راهی است بسیار قدیمی که قبل از تو پیامبران، صدیقان، علما، شهدا و صالحین نیز پیموده‌اند، و اینگونه، احساس غربت از تو دور می‌شود و وحشت تو به انس و اندوهت به شادمانی و سرور تبدیل می‌گردد، زیرا تو در اینصورت احساس می‌کنی که همه‌ی آنان در پیمودن این راه و منهج همراه و مونس تو هستند.</p>
<p>- احساس برگزیدگی؛ خداوند متعال می‌فرماید<strong>:</strong><strong> </strong><span style="color: #800000;">{قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى}</span><strong> </strong>[نمل: 59]</p>
<p>«ستایش برای الله است، و سلام بر آن بندگانش که (آنان را) برگزیده است».</p>
<p>باز می‌فرماید<strong>: </strong><span style="color: #800000;">{ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَینَا مِنْ عِبَادِنَا}</span><strong> </strong>[فاطر: 32]</p>
<p>«آنگاه کتاب (آسمانی) را به آنان به ارث دادیم که از (میان) بندگانمان برگزیدیم»</p>
<p>و نیز می‌فرماید<strong>:</strong><strong> </strong><span style="color: #800000;">{وَکذَلِک یجْتَبِیک رَبُّک وَیعَلِّمُک مِن تَأْوِیلِ الأَحَادِیثِ}</span><strong> </strong>[یوسف: 6]</p>
<p>«و اینگونه پروردگارت تو را برمی گزیند و از تعبیر خواب‌ها به تو می‌آموزد»</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>7- تقرب به عوامل ثابت نگاه دارنده:</strong></span></h4>
<p style="text-align: right;">عناصری که حضرت پیامبر درباره‌ی ویژگی آن‌ها فرموده‌اند: <span style="color: #008000;">«بسیاری از مردم دروازه‌های خیر و سدهایی در برابر شر هستند»</span><strong> </strong>[ابن ماجه، 237 و کتاب السنة ابن ابی عاصم 1/127، السلسلة الصحیحه (1332)]</p>
<p style="text-align: right;">جستجوی علما، صالحان و دعوتگران مومن و جمع شدن دور آن‌ها، عاملی یاری دهنده بر صبر و استقامت است. در تاریخ اسلامی فتنه‌هایی برپا شده که خداوند متعال بوسیله‌ی مردانی مومن، مسلمانان را در این فتنه‌ها ثابت و استوار نگاه داشته است، مانند موردی که علی بن مدینی درباره‌ی آن می‌گوید: <span style="color: #3366ff;">«خداوند در بحران ارتداد، دین را بوسیله‌ی صدیق و در فتنه‌ی خلق قرآن بوسیله‌ی امام احمد بن حنبل یاری نمود»</span>. [سیر أعلام النبلاء 11/96]</p>
<p>ببین علامه ابن قیم در مورد نقش استادش شیخ الاسلام در تثبیت شاگردانش چه می‌گوید:</p>
<p><span style="color: #3366ff;">هر گاه ترس بر ما غلبه می‌کرد و از شکست بیم می‌داشتیم و چاره‌ای دیگر نمی‌یافتیم به شیخ روی می‌آوردیم و به مجرد ملاقات با او و شنیدن سخنانش تمام آن بیم و واهمه از بین می‌رفت و به توان و یقین و اطمینان مبدل می‌گشت. پاک است خدایی که بهشت را در دنیا به بندگانش نشان داد و دروازه‌هایش را در سرای عمل به رویشان گشود و آنان را از نسیم عطر آگینش بهره‌ای داد که شیفته‌ی آن گشتند و با تمام توان و نیروی خویش در طلب آن برآمدند و برای رسیدن به آن با هم به مسابقه پرداختند.</span> [الوابل الصیب، 97]</p>
<p>بنابراین اخوت اسلامی یکی از عوامل اساسی تثبیت و پایداری بشمار می‌آید، پس برادران نیکوکار و افراد برگزیده و مربیان اسلامی، در این راه یاور تو و پایگاه مستحکمی هستند که می‌توانی به آنها پناه ببری و آنان با علم و دانشی که دارند تو را ثابت و استوار نگه می‌دارند، پس مصاحبت با آنان را بر خود لازم بگیر و از تنهایی بپرهیز مبادا که شیطان تو را شکار کند زیرا گرگ همیشه گوسفندی را شکار می‌کند که از گله دور افتاده باشد.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>8- اتصاف به صفات وادار کننده به استقامت</strong>:</span></h4>
<p>در رأس این صفات صبر قرار دارد، در حدیثی که صحیحین آن را روایت کرده‌اند آمده که: <span style="color: #008000;">«به هیچ کسی عطایی بهتر و کامل تر از صبر عنایت نشده است» </span>[به روایت بخاری] و دشوارترین صبر هنگام صدمه‌ی اول و ابتدای مصیبت است و هر گاه انسان به مصیبتی غیر منتظره دچار شود اگر صبر نداشته باشد پریشان و مضطرب می‌گردد و استقامت و ثبات خویش را از دست می‌دهد.</p>
<p>در این واقعه که علامه ابن جوزی ذکر نموده تأمل کن، وی می گوید: <span style="color: #3366ff;">مردی را دیدم که تقریباً 80 سال عمر داشت و بر نماز با جماعت پایبند بود، روزی نوه‌اش مرد او (که نوه‌اش را از دست داده بود بی‌صبرانه و با آه و فغان چنین) می‌گفت: هیچ کس نباید به درگاه خداوند دعا کند زیرا خداوند دعاها را اجابت نمی‌کند و سپس افزود: خدا با ما ضد کرده است و فرزندان ما را زنده نگه نمی‌دارد.</span> [الثبات عند الممات، ابن الجوزی، ص 34]</p>
<p>(خداوند از این گفتار پاک و منزه است)</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>9- اندیشیدن به نعمت‌های بهشت و عذاب جهنم و یادآوری مرگ:</strong></span></h4>
<p>بهشت سرزمین خوشی‌ها و راحتی‌ها و رهایی از غم و اندوه، و منزلگاه مؤمنان است. طبیعت نفس، با راحت طلبی و عدم کار و تلاش سرشته شده است مگر در جایی که به پاداشی بزرگ چشم دوخته باشد که در این صورت تحمل مشکلات و مشقت‌ها برایش آسان می‌گردد.</p>
<p>کسی که پاداشی در نظرش مجسم باشد مشقت کار برایش آسان می‌گردد. او در حین تلاش و زحمت می‌داند که اگر در این راه استقامت نورزد، بهشتی را از دست خواهد داد که پهنایش همچون پهنای آسمان و زمین است. نفس نیاز به چیزی دارد که او را از زمین خاکی بلند نموده و به عالم علوی برساند.</p>
<p>حضرت پیامبر برای تثبیت اصحابش بهشت را یادآوری می‌نمود. در حدیث صحیح آمده که: رسول الله بر یاسر و عمار و سمیه گذشت و آنان را در عذاب و شکنجه دید رو به آنان نمود و گفت: <span style="color: #008000;">«</span><span style="color: #008000;">ای آل یاسر (بر رنج و عذاب دنیا) شکیبا باشید میعاد گاه شما بهشت است».</span><strong> </strong>[حاکم 3/383، این حدیث حسن و صحیح است، نگا: فقه السیره تخریج آلبانی ص 103]</p>
<p>همچنین رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ به انصار فرمودند:<strong> </strong><span style="color: #008000;">«پس از من شاهد تبعیضاتی خواهید بود در آن صورت صبر را پیشه کنید تا اینکه بر حوض کوثر با من ملاقات می‌کنید»</span><strong> </strong>(متفق علیه)</p>
<p>همینطور اندیشیدن در احوال هر دو گروه (نیکوکار و بد کار) در قبر، حشر، حساب، میزان، صراط و دیگر منازل قیامت نیز بر صبر و استقامت می‌افزاید.</p>
<p>یاد مرگ نیز مسلمانان را از سقوط حفظ می‌کند و او را از تعدی بر حدود الهی باز می‌دارد، زیرا اگر او بداند که مرگ از تسمه‌ی کفش او به وی نزدیکتر است و شاید قیامت او بعد از لحظاتی برپا شود.(2) چگونه نفس می‌تواند او را فریب دهد؟ و چگونه او می‌تواند بر انحراف خویش تمادی و اصرار ورزد؟ بدین سبب است که رسول الله پیروانش را اینگونه توصیه می‌فرمودند:</p>
<p><span style="color: #008000;">«نابود کننده لذات (مرگ) را بسیار به یاد آورید».</span><strong> </strong>[ترمذی، 2/50 و إرواء الغلیل 3/ 145]</p>
<p><span style="color: #800000;">{فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِک الدِّینُ الْقَیمُ &#8230;} </span>[روم: 30]</p>
<p>(‏ روی خود را خالصانه متوجّه دین کن. این سرشتی است که الله مردمان را بر آن سرشته است. نباید سرشت خدا را تغییر داد. این است دین و آئین محکم و استوار&#8230;)</p>
<h4><strong>زیرنویس‌ها</strong>:</h4>
<p>1- این مطلب را امام احمد مرفوعاً از ابن عمر روایت کرده‌اند نگا: صحیح مسلم به شرح نووی 16/204</p>
<p>2- اشاره ای است به حدیث <span style="color: #008000;">«من مات قامت قیامة»</span> (هر کس بمیرد قیامتش بلا فاصله برپا می‌شود) مترجم</p>
<h4><strong>منابع:</strong></h4>
<p><span style="color: #999999;">- دروازه‌های بهشت، یوسف بن محمد العوید ،مترجم: اسحاق دبیرى</span></p>
<p><span style="color: #999999;">- اسلام ما، سید سابق، مترجم: سید جعفر حسینی، انتشارات کردستان، 1382 چاپ اول</span></p>
<p><span style="color: #999999;">- گامی به سوی ایمان و یقین، عبدالله ریگی احمدی، انتشارات حرمین، بهار 84 چاپ اول</span></p>
<p><span style="color: #999999;">- عوامل استقامت در دین، محمد صالح المنجد، مترجم: عبدالقدوس دهقان، انتشارات صدیقی، 1380 چاپ اول</span></p>
<p><span style="color: #999999;">- کلیات اسلام، ابوبکر الجزایری، مترجم: عبدالعزیز سلیمی، نشر احسان، 1381چاپ اول</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3406/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غلبه ی احساس</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3192</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3192#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Sep 2010 09:31:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3192</guid>
		<description><![CDATA[دکترعبدالکریم بکار/ ترجمه : صلاح الدین مصلح دوست مان شخصی آرام  و متوازن بود و گاهی می شنیدم که در مورد بیطرفی در نگرش به امور مختلف و ضرورت رعایت انصاف و عدالت حتی درمورد دشمنان صحبت  می نمود. در یکی از روزها پسر نوجوانش به سرعت نزد وی آمده و کلماتی چند به وی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3193" href="http://www.bidary.net/archives/3192/ehsas"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3193" title="ehsas" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/09/ehsas-100x102.jpg" alt="" width="100" height="102" /></a>دکترعبدالکریم بکار/ ترجمه : صلاح الدین مصلح</h4>
<p>دوست مان شخصی آرام  و متوازن بود و گاهی می شنیدم که در مورد بیطرفی در نگرش به امور مختلف و ضرورت رعایت انصاف و عدالت حتی درمورد دشمنان صحبت  می نمود.</p>
<p>در یکی از روزها پسر نوجوانش به سرعت نزد وی آمده و کلماتی چند به وی گفته و رفت. ناگهان این مرد از کوره در رفته و کلماتی را به زبان آورد که خیلی از عفت کلام به دور بود!</p>
<p>مشخص شد  پسرش به وی خبر داده که پسر همسایه برادر کوچکش را کتک کاری نموده تا جایی که خونین شده است.<span id="more-3192"></span></p>
<p>هنگامی که با همسایه و پسرش از نزدیک ملاقات نموده و ماجرا را بطور کامل از زبان آنها شنید برایش روشن شد که پسر او آغازکننده ی دعوا و ضرب وشتم بوده است. پس چاره ای جز معذرت خواهی ازهمسایه وابراز تأسف بدلیل زود قضاوت نمودن نیافت.</p>
<p>وضعیت بیان شده در مورد دوست مان حالتی نادر و کمیاب نمی باشد. <strong><span style="color: #993300;">ماغالبا در حال آرامش به نفع رفتار درست رأی می دهیم و آن را تأیید می نماییم؛ اما وقتی که از کوره در رفته و عصبانی می شویم، احساسات ما چشمان و عقل های مان  را پوشانده  و انگار در تاریکی قرار می گیریم</span></strong>؛ بنابراین نظارت عقل بر رفتار مان ضعیف گشته و جاهلانه رفتار می نماییم.</p>
<p>پیامبر ما – صلی الله علیه و سلم – نمونه ی برتر همگرایی و تعادل در هر وضعیت را به ما ارائه می نماید.</p>
<p>ایشان – صلی الله علیه و سلم – هنگامی که شوخی نموده و خوشحال می شد به جز حق  نمی گفت و عصبانی نمی شد مگر برای رضای الله. عصبانی می شد وقتی که حرمتی از حرمت های الهی زیر پا گذاشته می شد وهیچگاه بخاطر خودش یا به علت نشان دادن ناراحتی اش از آزار و اذیتی که به وی رسیده، عصبانی نمی شد!!</p>
<p>پروردگارمان عکس العملی را که شایسته است در موقع شنیدن آنچه که ما را آزرده خاطر نموده و باعث انتقام جویی می شود داشته باشیم، را به ما آموخته است. وی &#8211; سبحانه و تعالی &#8211; می فرماید: <strong>((</strong><strong>يا أيها الذين آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا أن تصيبوا قوماً بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين)). الحجرات 6<br />
</strong></p>
<p><span style="color: #808080;">اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اگر شخص فاسقي خبري را به شما رسانيد درباره آن تحقيق كنيد ، مبادا به گروهي &#8211; بدون آگاهي ( از حال و احوالشان و شناخت راستين ايشان‌ &#8211; ) آسيب برسانيد ، و از كرده خود پشيمان شويد .</span></p>
<p>«تبیین» یعنی : &#8221; اطمینان حاصل نمودن از صحت آنچه که می شنویم&#8221;. گر چه روایت کننده ی خبر &#8221; مورد اطمینان &#8221; باشد؛ اما ممکن است در تفسیر آنچه که شنیده دچار وهم و گمان شود یا اینکه خبر را از شخصی &#8220;غیر مطمئن&#8221; نقل نماید. &#8221; اطمینان حاصل نمودن&#8221; به ما فرصت می دهد تا واکنش خویش در مورد آنچه  که می پنداریم به زیان ماست را به تأخیر اندازیم. و هنگامی که در واکنش و عکس العمل وقفه ایجاد می شود، شعله ی عصبانیت فروکش نموده و این باعث می شود که قضاوت ها و رفتارهای مان &#8220;عادلانه&#8221;، &#8220;منصفانه&#8221; و &#8220;متوازن&#8221; باشد.</p>
<p>اگر به واقعیت زندگی روزمره بنگریم، خواهیم دید چیزی که کنترل بیشتر مردم در اکثر وقت ها را بدست گرفته &#8220;احساسات شان&#8221; می باشد و نه &#8220;عقل هایشان&#8221;. و این خروج از منهج پایدار ربانی و ادبیات رفتار منطقی مورد قبول می باشد. امید است که این امر با پیشرفت علم و آگاهی فروکش نموده و کمرنگ شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3192/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در اولین برخورد خوش اخلاق باش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3134</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3134#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 07:34:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3134</guid>
		<description><![CDATA[شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند &#8230; در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند. مربی وارد کلاس شد &#8230; سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3><a rel="attachment wp-att-3135" href="http://www.bidary.net/archives/3134/awalin-barkhord"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3135" title="awalin-barkhord" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/awalin-barkhord-93x140.jpg" alt="" width="93" height="140" /></a><strong>شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع</strong></h3>
<p>تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند &#8230;</p>
<p>در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.</p>
<p>مربی وارد کلاس شد &#8230; سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد<br />
رو به جوان فریاد زد : چرا می خندی ؟<br />
جوان : ببخشید !! من نمی خندم<br />
مربی: چرا &#8230; می خندیدی .<span id="more-3134"></span><br />
سپس ادامه داد :تو آدم بی نظم وغیر جدی هستی بایستی با اولین پرواز برگردی پیش خانواده ات من نمی توان به اشخاصی مثل تو درس بدهم.<br />
آن جوان از این برخورد خیلی ناراحت شده و کمی به دوستانش نگاه کرد نمی توانست بیشتر از این تحمل کند<br />
سپس مربی با چشمانی خشمگین به در اشاره کرد وگفت : بیرون &#8230;<br />
آن جوان هم بی چون وچرا بیرون رفت &#8230; سپس مربی به جوانان نگاه کرد وگفت : من دکتر ((.فلان.)) هستم واین کتاب اموزشی را به شما می اموزم<br />
ولی قبل از شروع درس میخواهم این برگه های سؤال را پر کنید بدون وارد کردن نامتان &#8230;.سپس برگها را بین جوانان پخش کرد<br />
پنج سؤال در آن وجود داشت :<br />
1- نظرتان در مورد اخلاق مربیتان چیست ؟<br />
2- نظرتان در مورد روش تدریس چیست ؟<br />
3- آیا مربیتان نظر دیگران را قبول دارد؟<br />
4-  نظرتان در مورد تکرار درس توسط مربیتان چیست؟<br />
5-  از اینکه مربیتان را در خارج از محیط درسی ببینید خوشحال می شوید ؟<br />
جلوی هر سوال چهار گزینه بود ( عالی &#8230; خیلی خوب &#8230; خوب &#8230;بد )<br />
جوانان برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند مربی هم بدون انکه نگاهی بیندازد برگه ها را روی میز گذاشت<br />
وشروع کرد به درس داد که ناگهان گفت : نه &#8230; چرا دوستتان را از این درس محروم کنیم<br />
به خارج از کلاس رفت لبخند زنان به آن جوان دست داد واو را وارد کلاس کرد<br />
مربی : مثل اینکه من خیلی با تو رفتار بدی داشتم ولی من یک ناراحتی رنج میبرم ونارحتیهای خودم را در تو ریختم &#8230; من واقعا متاسفم تو شا گرد خوبی هستی چرا که خانواده ات را ترک کردی واینجا آمدی<br />
ممنونم از همه شما..</p>
<p>برای من افتخاریست که به شماها درس بدهم<br />
مربی مهربان تر از قبل شد ولبخند میزد سپس برگه های جدیدی مثل همان برگه های قبلی بیرون آورد وگفت : الان که دوستتان امده نظرتان چیست دوباره از اول این برگه را پر کنید !!</p>
<p>همه برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند &#8230;.سپس برگه های اول را بیرون آورد و با برگه های دومی مقایسه کرد<br />
در برگه های اول، بیشتر  جوانان فقط از گزنیه بد استفاده کرده بودند<br />
اما در برگه های دومی همه از گزینه های عالی وخیلی خوب استفاده کرده بودند<br />
این چیزی را که دیدید نتیجه ی  رفتار بد بین مدیر وکارمند &#8230; آن رفتاری را که با دوستتان کردم تنها یک نمایش بود که میخواستم برایتان واقعی بنظر آید<br />
ولی بیچاره قربانی رفتار خشن من شد پس ببینید چگونه نظرتان تغییر کرد هنگامی که من رفتارم را عوض کردم<br />
این طبیعت انسان است &#8230;..</p>
<p><span style="color: #339966;"><strong><span style="color: #993300;">نتیجه گیری :</span> اولین برخورد 70% از تصویر واقعی توست &#8230;. پس با مردم طوری برخورد کن که بدانند این رفتار اول و آخر توست .</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3134/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوش یمنی و بدیمنی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3125</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3125#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3125</guid>
		<description><![CDATA[دكتر بدر عبد الحميد هميسه / ترجمه : ابوعمر انصاری اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده. یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3126" href="http://www.bidary.net/archives/3125/shogoon"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3126" title="shogoon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/shogoon-100x74.jpg" alt="" width="100" height="74" /></a>دكتر بدر عبد الحميد هميسه</strong><strong> </strong><strong>/ </strong><strong>ترجمه : </strong><strong>ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.</p>
<p>یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله عزوجل واگذار کرده ، آن کسی که تمامی امور در گذشته وآینده از آن اوست.</p>
<p>و به همین دلیل اسلام پیروانش را بر اساس خوش یمنی و امید و دوری از بدشگونی و بدفالی تربیت می کند.<span id="more-3125"></span></p>
<p>قرآن کریم انسانهایی را که در مورد دعوت پیامبران شگون بد، زده ، مذمت کرده و الله سبحانه وتعالی می فرماید: <strong>((قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ (18) قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )) (19)</strong> سورة يس .</p>
<p>گفتند : ما شما را به فال بد گرفته‌ايم .  ( وجود شما شوم است و مايه بدبختي شهر و ديار ما است . سوگند مي‌خوريم كه از اين سخنان ) اگر دست برنداريد ، قطعاً شما را سنگسار خواهيم كرد و شكنجه دردناكي از ما خواهيد ديد.  ‏ گفتند : شومي خودتان ( كه ناشي از كفرتان است ) با خودتان همراه است ( و اگر درست بينديشيد ، به اين حقيقت واقف خواهيد شد كه تيره‌روزي شما ناشي از افكار منحطّ و اعمال زشت و عقيده پلشتي است كه داريد ، نه اين كه به سبب دعوت ما به خداپرستي و انجام نيكيها و ترك بديها باشد ) آيا اگر يادآور گرديد ( به خدا و اوامر و نواهي او و چيزهائي كه سعادت شما در آنها است ، بايد ما دعوت‌كنندگان را شكنجه دهيد و بكشيد ؟ ! ) اصلاً شما گروهي هستيد كه ( در سركشي و كفر از حدّ درمي‌گذريد ، و در معاصي و زشتكاريها ) اسرافكار و متجاوزيد . ‏</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از بدشگونی نهی نموده است ، از عبدالله بن عتبه روایت است که ابوهریره رضی الله عنه گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: اقبال وجود ندارد، و بهترین آن فأل است . گفتند: فأل چیست؟ فرمود: سخن خوبی که یکی از شما به دیگران می گوید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/266(7607) و\&#8221;البُخاري\&#8221; 7/174(5754) و\&#8221;مسلم\&#8221; 5853 .</p>
<p>عرب در گذشته هرگاه می خواست مسافرت کند ، اولین پرنده ای را که می گرفت به پرواز در می آورد، اگر پرنده به سمت راست حرکت می کرد ، به سفر می رفت و آن را خوش یمن می دانست و اگر پرنده به سمت چپ پرواز می کرد ، آن را شوم دانسته و بر می گشت.</p>
<p>عکرمه رحمه الله حکایت می کند که روزی نزد ابن عباس رضی الله عنه نشسته بودیم ، ناگهان پرنده ای از آنجا گذشت که جیغ می زد ، یکی از مردم گفت: خیر باشد.</p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه گفت: نه خیر است و نه شر، و شعر لبید یکی از شاعران عرب را خواند:</p>
<p>قطعا کسانی که با سنگریزه یا با پراندن پرندگان فال می گیرند ، نمی دانند که الله چه خواهد کرد.</p>
<p>این رفتار زشتی که در گذشته بین عرب رایج بود را اسلام دور انداخت و بر آن سخت گرفت. از زربن حبیش روایت است که عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود: : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:الطِّيَرَةُ شِرْكٌ ، وَمَامِنَّا إِلاَّ ، وَلَكِنِ اللَّهُ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ. أخرجه أحمد( 1/389(3687) والبُخاري في الأدب المفرد(909 ).</p>
<p>بد یمنی شرک است و هیچ يك از ما نیست که در دلش بد یمنی خطور نکند ولی الله عزوجل با توکل شخص به او این بد یمنی را از دلش می زداید.</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ أَتَى كَاهِنًا ، أَوْ عَرَّافًا ، فَصَدَّقَهُ بِمَا يَقُولُ ، فَقَدْ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ. أخرجه أحمد 2/429(9532).</p>
<p>هر کس نزد کاهن یا فالگیری برود و سخن او را قبول کند ، پس یقینا به آنچه بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده کفر ورزیده است.</p>
<p>و در حدیثی که امام مسلم نیشابوری آن را از ابن عباس رضی الله عنهما در مورد صفات کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند روایت کرده چنین آمده است: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِي سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَيْرِ حِسَابٍ، هُمُ الَّذِينَ لَا يَسْتَرْقُونَ، وَلَا يَتَطَيَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ . أخرجه البخاری 6472</p>
<p>از امت من هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها کسانی هستند که طلب رقیه ننموده و بدشگونی نمی کنند و بر پروردگارشان توکل می کنند.</p>
<p>بدین صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حتی در سخت ترین موقعیت ها نیز در دل یارانش رضی الله عنهم روح خوش یمنی و امید و جدیت را می دمید ،</p>
<p>از خباب بن الأرت رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لباسی یمنی بر تن داشت و در سایه ی کعبه تکیه زده بود نزد او رفته و از حال و روز خود شکایت کردیم و گفتیم : آیا برای ما طلب پیروزی نمی کنی ، آیا برای ما دعا نمی فرمایی؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قبل از شما مردمانی بودند که شخصی از آنها گرفته می شد و برایش در زمین گودالی می کندند و او را در آن فرو کرده و اره بر سر او گذاشته و به دو نیمش می کردند، و یا اینکه با چنگک های آهنین گوشتش را از پوستش جدا می کردند، اما تمام این چیزها او را از دینش بر نمی گرداند. به الله قسم که ،الله این دین را کامل می گرداند تا جایی که سواره از صنعاء به طرف حضرموت حرکت کرده و به جز از الله از هیچ کس نترسیده مگر اینکه بترسد گوسفندانش را گرگ شکار کند.  ولی شما عجله می کنید.</p>
<p>و در غار و آن لحظه های خطرناکی که بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه گذشت ،  ابوبکر صدیق رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: اگر یکی از آنها به زیر پایش نظری بیاندازد ما را خواهد دید، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابوبکر نظرت در مورد دو نفری که الله سومینشان است چیست؟ « ای ابوبکر اندوهگین مباش که الله با ماست»</p>
<p>و در صلح حدیبیه ، بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شروط صلح را پذیرفت بعضی از صحابه اعتراض کردند تا جایی که عمر رضی الله عنه گفت: آیا در دین خود کوتاه بیاییم.</p>
<p>ابی وائل روایت می کند که سهل بن حنیف در جنگ صفین در بین مردم ایستاد و گفت: ای مردم ، به نفس خود به دیده ی اتهام بنگرید، ما همراه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در صلح حدیبیه حظور داشتیم ، و اگر به ما دستور جنگ داده می شد ، حتما می جنگیدیم . در آن وقت عمربن خطاب رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت: آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ فرمود: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای پسر خطاب ، من فرستاده ی الله هستم و او هرگز من را خوار نمی کند.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه از نزد رسول الله صلی الله علیه وآله به نزد ابوبکر صدیق رفته و به او گفت:</p>
<p>آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  ابوبکر گفت: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ گفت: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>ابوبکر رضی الله عنه گفت: او رسول الله است و الله هرگز او را خوار نخواهد کرد.</p>
<p>سپس قرآن بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که خبر از پیروزی می داد، او نیز کسی را به دنبال عمر رضی الله عنه فرستاد و این آیات را بر او خواند، سپس عمر رضی الله عنه گفت: آیا این آیات خبر از پیروزی می دهند؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله.</p>
<p>پس دل عمر رضی الله عنه آرام گرفته و بازگشت.</p>
<p>أخرجه أحمد 3/485(16071) و\&#8221;البُخَارِي\&#8221; 4/125(3182) و\&#8221;مسلم\&#8221; 5/175(4656) و\&#8221;النَّسَائي\&#8221; في \&#8221;الكبرى\&#8221; 1440, سيرة ابن هشام 4/284.</p>
<p>و جنگ خندق آن زمان که صخره ای بزرگ در راه مسلمانان ظاهر گشت ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تیشه را برداشته و سه ضربه بر این صخره زد و دروازه های امید را به روی صحابه رضی الله عنهم گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید: از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت شده که او در گوشه ای از خندق مشغول کندن زمین بود که ناگهان به صخره ای بر می خورد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در نزدیکی او بود، زمانی که من را دید که بر این صخره می کوبم و سختی آن را مشاهده نمود ، پایین آمده و تیشه را از دستم گرفته و ضربه ای به آن صخره زد که جرقه ی آن سطح صخره را روشن کرد و سپس ضربه ی دیگر زد که بازهم جرقه ی آن سطح سنگ را روشن کرد و ضربه ی سوم نیز به همین صورت ( و صخره تکه تکه شده و از میان برداشته شد)</p>
<p>سلمان می گوید به رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفتم: پدر و مادرم فدایت باید ای رسول الله، این نوری که دیدم چه بود تا کنون چنین نوری ندیده بودم؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا این نور را دیدی ای سلمان؟</p>
<p>گفتم: بله</p>
<p>فرمود: اما اولی ، الله عزوجل بوسیله ی آن گشوده شدن یمن را به من نشان داد و دومی الله عزوجل فتح شام و مغرب و در ضربه سوم الله عزوجل دروازه های مشرق را بر من گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید : انسانهای مورد اطمینانی از ابوهریره رضی الله عنه برایم روایت کرده اند که : ابوهریره رضی الله عنه زمانی که این سرزمینها درزمان عمر و عثمان و بعد از آنها فتح شد ، می گفت: هرچه توانستید فتح کنید و این را بدانید : قسم به کسی که جان ابوهریره در دست اوست ، هیچ شهری را فتح نکرده و تا قیامت فتح نمی کنید مگر اینکه الله عزوجل قبلا کلید آن را به محمد صلی الله علیه وآله وسلم داده بود. سيرة ابن هشام 2/219.</p>
<p>و از تمیم داری رضی الله عنه روایت شده که شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این دین به هرمکانی که شب و روز می رسد ، خواهد رسید و الله خانه ی هیچ شهرنشین و صحرانشینی را رها نکرده مگر اینکه این دین را وارد آن می کند، بوسیله ی عزت عزتمند و یا ذلت ذلیل ، عزتی که الله بوسیله ی آن اسلام را عزت می دهد و ذلتی که به وسیله آن الله کفر را ذلیل می گرداند. أخرجه أحمد 4/103(17082) \&#8221;السلسلة الصحيحة\&#8221; 1 / 7 .</p>
<p>و از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: الله عزوجل زمین را برایم گرد آورد به صورتی که مشرق ها و مغربهای آن را دیدم ، و همانا سلطه ی امت من به تمام مکانهایی که دیدم خواهد رسید ، و دو گنجینه به من داده شد ، سرخ و سفید. أخرجه أحمد 5/278(22752) و\&#8221;مسلم\&#8221; 8/171 و\&#8221;أبو داود\&#8221; 4252.</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با بیان تمام این مطالب قصد داشت تا از وجود اصحابش و بلکه از وجود تمامی مسلمانان روح بدیمنی و تسلیم بودن و نا امیدی را دور کرده و به جای آن روح امید و اطمینان نسبت به پیروزی الهی را در جان آنها بدمد.</p>
<p>قطعا اسلام برای کاشتن این روحیه در مجتمع اسلامی تمامی راه ها را به کار برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور می دهد که با برادرانمان با رویی گشاده برخورد کنیم تا در جامعه روح خوش یمنی و امید انتشار یابد.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کار نیکی صدقه است ، از جمله ی کارهای نیک این است که برادرت را با رویی گشاده ملاقات کنی و اینکه با ظرف خود در ظرف برادرت بریزی. أخرجه أحمد 3/344(14766) و\&#8221;البُخَارِي\&#8221;، في (الأدب المفرد) 304 والتِّرْمِذِيّ\&#8221; 1970 .</p>
<p>همچنین ما را به آشکار کردن سلام در بین یکدیگر توصیه نموده تا محبت و الفت در جامعه برقرار شود.</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست ، وارد بهشت نخواهید شد تا اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمی آورید تا اینکه به یکدیگر محبت نمایید ، آیا شما را به چیزی رهنمون نسازم که اگر انجامش دهید در بین شما محبت برقرار می شود؟ سلام را در بین خود آشکار کنید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/391(9073) و\&#8221;مسلم\&#8221; 104 و\&#8221;ابن حِبَّان\&#8221; 236.</p>
<p>همچنین ما را به همنشینی با همنشینان صالح توصیه می نماید که مانند عطر بوده و می  توانیم با همنشینی با آنها روح صلاح و خوبی را به دست آوریم.</p>
<p>همچنین ما را به انتخاب نام های زیبا برای خویش و فرزندانمان  توصیه می نماید تا بدین وسیله دعوت گر به سوی خوش اقبالی و خوش خبری باشیم .</p>
<p>از بریده رضی الله عنها روایت است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه آمد ، ابوعبدالله بریده بن الحصیب اسلمی با هفتاد نفر از قومش با او ملاقات کردند ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: کیستی ؟ گفت: بریده. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ابوبکر رضی الله عنه فرمود:  (برد أمرنا وصلح). كار ما آسان و درست گردید. سپس فرمود: از کدام قبیله؟ گفت: از قبیله ی اسلم. به ابوبکر صدیق فرمود: ( سلمنا) در امان ماندیم ..</p>
<p>سپس بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: کیستی؟ فرمود: محمد بن عبدالله پیامبر خدا.</p>
<p>بریده گفت: شهادت می دهم که هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>بریده و تمام کسانی که با او بودند ایمان آوردند. سپس بریده گفت: الحمدلله که بنوسهم همگی با رضایت و بدون اکراه ایمان آوردند.</p>
<p>فردا صبح بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای رسول الله بدون پرچم وارد مدینه مشو. سپس عمامه اش را برداشته و بر نیزه اش گره زد و جلوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به حرکت در آمده تا اینکه وارد مدینه شدند. البيهقي في الدلائل 2 / 221.</p>
<p>و در حکایت آن مرد انصاری که غم و بدهکاریهای فراوان، او را به گوشه مسجد کشانده بود ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را راهنمایی می کند که افکار منفی را از زندگیش پاک کرده و با فکر مثبت به زندگی بنگرد و نا امیدی و شوم پنداری را رها کرده و با بهترین وجه به الله عزوجل توکل کند.</p>
<p>از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مسجد شده و می بیند که مردی  انصاری که نامش ابوامامه بود در مسجد نشسته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابا امامه چه شده که در غیر از وقت نماز تو را در مسجد می بینم. ابوامامه می گوید: غم و اندوه و بدهکاری هایی که من را در برگرفته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که اگر آنها را بگویی، الله عزوجل غم و اندوه را از تو دور نموده و بدهکاریهایت را ادا می کند.</p>
<p>گفت: گفتم بله ای رسول الله .</p>
<p>فرمود: هنگام صبحگاه و شامگاه بگو:  «اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْكَسَلِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ وَقَهْرِ الرِّجَالِ » پروردگارا من از غم و اندوه به تو پناه می برم و از عجز و سستی به تو پناه می برم و از ترس و بخیلی به تو پناه می برم و از مدیون شدن و چیرگی مردمان به تو پناه می برم.</p>
<p>ابوامامه می گوید: من این کار را انجام دادم و الله عزوجل غم و اندوه را از من دور کرده و بدهکاریم را ادا نمود. أخرجه أبو داود (1555).</p>
<p>و اؤ عروه بن عامر قرشي روايت است كه درباره ی شوم بودن و بدیمنی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فرمود: بهترین آن فال نیکو است و نباید سبب تردید مسلمان شود، و اگر کسی از شما چیزی دید که سبب ناراحتی او شد باید بگوید: (اللَّهُمَّ لاَ يَأْتِي بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ يَدْفَعُ السَّيِّئَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِكَ.) پروردگارا ، خوبیها را کسی جز تو نمی تواند بیاورد و بدی ها را جز تو کسی نمی تواند دور کند و هیچ حرکت و نیرویی وجود ندارد مگر با اراده ی تو. أخرجه أبو داود 3919</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از اشاعه ی روح بدیمنی و نا امیدی در جامعه به بهانه ی بدی روزگار و اینکه مردم هلاک شدند و دیگر در آنها خوبی وجود ندارد، نهی نموده است.</p>
<p>از عبدالله بن ابی قتاده از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است. أخرجه أحمد 5/299 (22919).</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است ، الله تعالی می فرماید: فرزند آدم من را ناراحت کرده و به زمانه دشنام می دهد، در حالی که من زمانه هستم، و خوبی در دست من است و شب و روز را من می گردانم. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; 2/238(7244) و\&#8221;البُخاري\&#8221; 4826 و\&#8221;مسلم\&#8221; 5925 .</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هرگاه شنیدی شخصی می گوید: مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان هست.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده که هرگاه شنیدید شخصی می گوید: یقینا مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان است ، الله عزوجل می گوید، هلاک شده ی واقعی خودش است.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده : هرگاه شخصی بگوید : مردم هلاک شدند ، پس او هلاک ترینشان است.</p>
<p>و الله جزای خیر دهد به کسی که این ابیات را سرود:</p>
<p>نعيبُ زماننا والعيبُ فينا *** وما لزمانِنا عيبٌ سوانا</p>
<p>ونهجو ذا الزمانَ بغير ذنبٍ *** ولو نطقَ الزمانُ لنا هجانا</p>
<p>وليس الذئبُ يأكل لحمَ ذئبٍ *** ويأكلُ بعضُنا بعضًا عيانا</p>
<p>عیب از زمانه می گیریم درحالی که عیب در خودمان است  &#8230; و زمانه به جز ما عیب دیگری ندارد</p>
<p>و زمانه را بدون گناهی دشنام می دهیم &#8230; و اگر زمانه به صدا در می آمد ما را دشنام می داد</p>
<p>گرگ هیچ وقت گوشت گرگ را نمی خورد &#8230; در حالی که بعضی از ما آشکارا بعضی دیگر را می خوریم</p>
<p>و در پایان راه باید بدانیم که خوش یمنی و بدیمنی از درون انسان سرچشمه می گیرد، کسی که درونش سالم باشد به زندگی با دیدی درست و روشن می نگرد و در آن به جز زیبایی که فراخوان به سوی امید است مشاهده نمی کند ، اما فردی که درونش بیمار بوده به زندگی با دیدی سیاه و دردآور می نگرد، و در آن جز بدیهایی که سبب نا امیدی و یأس و شومی است چیز دیگری نمی بیند.</p>
<p>در پایان باید این گفته ی الله عزوجل را در جلوی دیدگان خود قرار داده و شعارمان این باشد: <strong>(وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) (216)</strong> سورة البقرة .</p>
<p>چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيك باشد ، و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد و آن چيز براي شما بد باشد ، و خدا ( به رموز كارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) مي‌داند و شما ( از اسرار امور بي‌خبريد و مصلحت خود را چنان كه شايد و بايد ) نمي‌دانيد .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3125/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ 13 (عزلت پسندیده)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3121</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3121#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 16:37:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3121</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3122" title="ozlat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/ozlat.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و سیاحت خواهد پرداخت.<span id="more-3121"></span></p>
<p>کناره‌گیری وعزلت از هرچیزی که مانع کسب خیر و پیمودن راه بندگی شود دارویی شفابخش است؛ زیرا پزشکان روحی آن را تجربه نموده و به پیروزی‌های غیر قابل تصوری دست یافته‌اند، بنابر این تو را به آن فرا می‌خوانم. در کناره گیری از شر، لغویات و انسانهای کوته فکر، پالایش اندیشه، اجرا شدن قانون خداترسی و جشن گرفتن تولد بازگشت بسوی الله ذوالجلال و الاکرام و به یادآوردن وی نهفته است.</p>
<p>جمع شدن پسندیده و اختلاط مورد قبول، همانا اختلاطی است که در نمازها، جمعه‌ها، مجالس علمی وهمکاری در امور خیر است. اما از مجالس عاطل وباطل پرهیز کن و دوری نما. از آن گریزان باش، بر گناهانت گریه کن، زبانت را کنترل نما و در خانه‌ات بمان. اختلاط ناشیانه و بی‌هدف، جنگی است بی مهابا علیه خویشتن و تهدیدی است خطرناک علیه امنیت و آرامش درونیت، زیرا تو با بزرگان شایعه پراکنی و قهرمانان اراجیف‌بافی و استادان پخش فتنه، فاجعه و بلا همنشین می‌شوی! تا جایی که ممکن است هر روز چندین مرتبه بمیری و زنده شوی پیش از اینکه مرگ حقیقی به سراغت آید.</p>
<p><span style="color: #800000;">{لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالاً}</span> [توبه: 47]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اگر با شما بيرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏افزودند)</span></p>
<p>آرزو دارم که به امور خودت بپردازی و در اتاق خویش آرام بگیری و بیرون نروی مگر برای گفتار خیر و کردار خیر. آنگاه است که خواهی دید قلبت به وجودت بازگشته و از وقت‌کشی وبیهوده سپری شدن عمر در امان مانده‌ای.</p>
<p>زبانت را ازغیبت، دلت را از نگرانی، گوشت را از شنیدن یاوه‌گویی‌ها و قلبت را از سوء ظن حفاظت نموده‌ای. هر کس تجربه نماید این را خواهد فهمید، اما کسی که نفس خویش را سوار بر مرکب اوهام نموده و با عوام هم نشینی نمود بر او سلام فرست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3121/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روح‌های فقیر</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2940</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2940#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Apr 2010 14:04:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2940</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عبدالکریم بکار/ ترجمه: صلاح الدین مصلح انسان در طول تاریخ توانایی بالایی در درک محسوسات، لذت بردن از آنها و شناخت‌شان از خود به نمایش گذاشته است. و این توانایی چیزی را ثابت نمی‌کند مگر ضعف وی در درک معنویات، شادمان شدن به آنها و تلاش برای کسب آنها. شاید راز چنین وضعیتی در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2941" title="poochi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/poochi.jpg" alt="poochi" width="100" height="107" />دکتر عبدالکریم بکار/ ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>انسان در طول تاریخ توانایی بالایی در درک محسوسات، لذت بردن از آنها و شناخت‌شان از خود به نمایش گذاشته است. و این توانایی چیزی را ثابت نمی‌کند مگر ضعف وی در درک معنویات، شادمان شدن به آنها و تلاش برای کسب آنها.</p>
<p>شاید راز چنین وضعیتی در این نهفته باشد که امور حسی به روشی بهتر از امور معنوی می‌توانند خودشان را در معرض دید سایرین قرار دهند، یا اینکه حس‌گرایی انسان قوی‌تر از معنویت‌گرایی او می‌باشد و شاید هم این امر به عرف و عادت‌های مردم وابسته باشد.<span id="more-2940"></span></p>
<p>بنابراین مردم قادر به دیدن شادی‌ها و غم‌های درونی ما نیستند تا بتوانند از آن‌ها برای فشار علیه ما استفاده کنند ولی خانه‌، وسایل، لباس و شغل ما را براحتی مشاهده می‌کنند. و این مایه ی تأسف است؛ چرا که هرکس از غنای روحی برخوردار باشد احساس خوشبختی کرده و اطرافیانش را نیز به سمت خوشبختی هدایت می کند، اما زیبایی ظاهری بیش از آنکه برای صاحب خود لذت‌آور باشد برای دیگران لذت‌بخش است.</p>
<p>امروزه می‌بینیم فراوان بودن اشیای ظاهری‌ای که ما را احاطه کرده بسیاری از ما را از توجه به تزکیه‌ی درون و غنی کردن روح غافل ساخته است. واین در حالی است که فقر حقیقی، فقر روحی و قحطی هدف و معناست و راست گفته است حکیمی که می‌گوید: شخصی که مال ندارد فقیر است؛ اما فقیرتر و محتاج‌تر از وی شخصی است که جز مال چیز دیگری ندارد!</p>
<p>فقر روحی بسیاری از اوقات خودش را در احساس نیاز شدید به مال، شهرت، نفوذ، شنیدن تعریف وتمجید دیگران و انس گرفتن با آنان نمایان می‌سازد و طبیعی است که غنای روحی عبارتست از: &#8220;احساس قوی بی‌نیازی درونی از همه‌ی این چیزها&#8221;.</p>
<p>اصل بر این است که روح‌ها فقیرند نه بی‌نیاز، همانطور که اصل در مردم این است که نادانند مگر اینکه به دنبال یاد گیری و کسب علم باشند. همانطور که فرهنگ بسیاری از مردم سطحی نگر و ظاهربین می‌باشد، روح‌های آنان نیز توخالی و فقیر است؛ زیرا اصل بر فقر روحی بوده و این برای مردم راحت‌تر است، اما غنای روحی نتیجه‌ی تلاش، خستگی ناپذیری و بینش صحیح می‌باشد.</p>
<p>اگر بخواهیم انگشتمان را بر دلایل مستقیم فقرروحی بگذاریم شاید بتوان آنها را در امور زیر خلاصه نمود:</p>
<p>1-	غفلت از الله متعال و ضعف احساس همراه بودن وی با ما. مومن با یاد الله تعالی و راز ونیاز با وی احساس بزرگی وعظمت کرده و احساس امنیت، سلامتی و بی‌نیازی از مردم می‌کند.</p>
<p>2-	تمام مسلمانان به این معتقد می‌باشند که: والاترین هدفی که شایسته است بدان بیندیشند و برایش عمل کنند، دستیابی به رضایت الله تعالی، و جایگاهی رضایت‌بخش دربهشت جاویدان می‌باشد.</p>
<p>ولی بیشتر مردم این هدف بزرگ را در زندگی روزمره‌ی شان از یاد می‌برند و برای همین است که بسیاری از اشکالات و کم‌کاری‌ها در قبال واجبات از آنان سر می‌زند. وقتی چیزی تبدیل به هدف می‌شود رفتار را با خود همسو گردانده و همت انسان را جمع کرده و رسیدن به آن دغدغه‌ای همیشگی می‌شود.</p>
<p>3-	غلبه‌ی احساس فراغت: بسیاری از ما خویشتن را از پرکردن اوقات فراغت با کارهای مهم و با ارزش ناتوان می‌بینند، بنابراین راهی غیر از پرکردن آن با چیزهای مضر و غیر مفید نمی‌یابند. دلیل داشتن وقت فراغت، نبودن هدف و برنامه‌های پیشبردی است. گاهی وقت‌ها احساس فراغت منبع احساس پوچی و عدم اعتماد بنفس است.</p>
<p>4-	سردرگمی در بکارگیری امکانات فراوان به دلیل ضعف مدیریت: اگر در اوضاع مسلمانان بنگریم، می‌بینیم بسیاری از آنها از مال، وقت، توان، هوش و دانش کافی برخوردارهستند اما با این وجود هیچ نبوغ یا چیز قابل توجهی از خود نشان نداده اند و این نیست مگر بدلیل اینکه آنها در مدیریت امور شخصی خویش و ساماندهی آنها به شیوه‌ای مناسب احساس ناتوانی می‌کنند.</p>
<p>5-	ضعف فعالیت های اصلاحی و اجتماعی: ثابت شده که شخص در خلال مشارکت‌هایش در دعوت و اصلاح و کمک‌رسانی به دیگران خویشتن را شکوفا می‌سازد و بعضی از نیازمندیهای روحی خویش را کامل می‌سازد و هنگامی که به هر دلیلی از اینگونه فعالیت‌ها محروم شود به منظور دستیابی به قدرت و فراهم نمود ن زمینه‌ی لذت به مال‌اندوزی و مصرف‌گرایی روی می‌آورد و این امر، احساس کمبود روحی وی را بیشتر کرده و گاه به دنبال راه‌هایی برای تنبیه خود می‌گردد.</p>
<p>پیامدهای فقر و کمبود روحی وحشتناک است و شاید خطرناک‌ترین آن، براحتی دچارگناه شدن، احساس در تنگنا بودن و عدم آرامش، گوشه گیری و عزلت، و ضعف ایستادگی در برابر سختی‌ها باشد.</p>
<p>بی نیازی وغنای روح پاداش زودرس کسانی است که در زمان مناسب درک کرده‌اند که هر آنچه از علم، توان، مال، زیبایی، نفوذ و شهرت در اختیارشان می‌باشد عبارت از وسایلی است که برای رسیدن به هدفی بزرگتر بکار گرفته می‌شوند و هنگامی که وسایل تبدیل به هدف گردند معنای آن نمی‌تواند غیر از یک چیز باشد و آن هم: فقدان هدف و از بین رفتن معنا برای زندگی است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2940/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی &#8211; 12 (فریادرس حقیقی)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2897</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2897#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2010 02:08:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2897</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2898" title="faryadras" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/03/faryadras-100x120.jpg" alt="faryadras" width="100" height="120" />دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح</h4>
<p>کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد.</p>
<p>بر من و شماست که در سختی و نعمت، خوشحالی وناخوشی او را بخوانیم. در ناراحتی‌ها وسختی‌ها به او متوسل شده و درب رحمت وی را با خواهش، گریه، فروتنی و پشیمانی بکوبیم؛ در این هنگام است که یاری و مدد وی بسوی‌مان آمده و گشایش اوبزودی فرا خواهد رسید<span id="more-2897"></span></p>
<p><span style="color: #800000;">{أمن يجيب المضطر إذا دعاه} (کیست که ناچار را اجابت کند آنگاه که وی را فراخواند؟)</span>؛ در نتیجه غرق شده نجات می‌یابد، غایب برخواهد گشت، بلادیده عافیت يافته و مظلوم یاری خواهد شد. گمراه به جاده‌ی هدایت آمده، مریض شفا پیدا کرده و مصیبت‌دیده دستگیری خواهد شد: <span style="color: #800000;">{فإذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين}. (پس هنگامی که به کشتی سوار شوند الله را خالصانه فریاد خواهند زد)</span></p>
<p>در اینجا نمی‌خواهم اذکار ودعاهای از بین برنده‌ی غم، غصه، ناراحتی و سختی را برایت نام برم؛ بلکه تو را به کتابهای سنت فرا می‌خوانم تا اینکه روش شرعی مورد خطاب قرار دادن الله سبحانه وتعالی را بیاموزی. با وی به نجوا پرداخته و او را فریاد بزنی. وی را خوانده و تنها به او امید وار باشی. چرا که اگر او را پیدا کنی، همه چیز را یافته‌ای و اگر ایمان به وی را از دست دهی، همه چیز را از دست داده‌ای. دعا کردن فقط به درگاه الله یکتا، خود عبادت وطاعتی بزرگ و بالاتر از رسیدن به نتیجه است و بنده‌ای که روش شرعی دعا را بکار می‌بندد، سزاوار است که غم، غصه، و ناراحتی‌ها را به کناری اندازد.</p>
<p>همه‌ی طناب‌ها جز طناب او پاره شده وهمه‌ی درها جز درب وی بسته خواهد شد. او نزدیک، شنوا واجابت کننده است. درمانده را در هنگام فریادزنی، اجابت خواهد نمود. تورا درحالی که فقیر، ضعیف و نیازمند هستی و او غنی، نیرومند و یکتای با عظمت است، فرمان می‌دهد که او را بخوانی <span style="color: #800000;">{ادعوني أستجب لكم} (مرا فرا خوانید تا شما را استجابت کنم).</span></p>
<p>هنگامی که ناگواری‌ها بر تو فرود آمده و سختی‌ها تو را در بر گرفتند، او را یاد کن. اسمای حسنایش را بر زبان آور و از وی مدد و کمک بخواه. گشایش و یاریش را طلب کن. پیشانیت را برای بزرگ شمردن نام وی فرود آور تا تاج آزادگی نصیبت شود و بینی‌ات را بر خاک بندگی‌اش بگذار تا اینکه راه نجات را بیابی. دستهایت را بالا ببر، زبانت را به حرکت در آور، بسیار از وی بخواه. در خواستن و طلبیدن از وی زیاده روی کرده و پافشاری نما. در رحمتش را بکوب، منتظر لطفش بمان و در کمین گشایش او باش. به نام‌های نیک وی متوسل شو، به وی حسن ظن داشته باش، به او روی آور و با تمام وجود به سمت وی متوجه باش تا خوشبختی و رستگاری را به دست آوری.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2897/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

