<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; خوشبختی و موفقیت</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/khoshbakhti-movavaqiat/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 07:39:59 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>در اولین برخورد خوش اخلاق باش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3134</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3134#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 28 Jul 2010 07:34:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3134</guid>
		<description><![CDATA[شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع
تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند &#8230;
در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.
مربی وارد کلاس شد &#8230; سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد
رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a rel="attachment wp-att-3135" href="http://www.bidary.net/archives/3134/awalin-barkhord"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3135" title="awalin-barkhord" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/awalin-barkhord-93x140.jpg" alt="" width="93" height="140" /></a><strong>شیخ محمد عریفی / ترجمه: آسع</strong></p>
<p>تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند &#8230;</p>
<p>در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.</p>
<p>مربی وارد کلاس شد &#8230; سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد<br />
رو به جوان فریاد زد : چرا می خندی ؟<br />
جوان : ببخشید !! من نمی خندم<br />
مربی: چرا &#8230; می خندیدی .<span id="more-3134"></span><br />
سپس ادامه داد :تو آدم بی نظم وغیر جدی هستی بایستی با اولین پرواز برگردی پیش خانواده ات من نمی توان به اشخاصی مثل تو درس بدهم.<br />
آن جوان از این برخورد خیلی ناراحت شده و کمی به دوستانش نگاه کرد نمی توانست بیشتر از این تحمل کند<br />
سپس مربی با چشمانی خشمگین به در اشاره کرد وگفت : بیرون &#8230;<br />
آن جوان هم بی چون وچرا بیرون رفت &#8230; سپس مربی به جوانان نگاه کرد وگفت : من دکتر ((.فلان.)) هستم واین کتاب اموزشی را به شما می اموزم<br />
ولی قبل از شروع درس میخواهم این برگه های سؤال را پر کنید بدون وارد کردن نامتان &#8230;.سپس برگها را بین جوانان پخش کرد<br />
پنج سؤال در آن وجود داشت :<br />
۱- نظرتان در مورد اخلاق مربیتان چیست ؟<br />
۲- نظرتان در مورد روش تدریس چیست ؟<br />
۳- آیا مربیتان نظر دیگران را قبول دارد؟<br />
۴-  نظرتان در مورد تکرار درس توسط مربیتان چیست؟<br />
۵-  از اینکه مربیتان را در خارج از محیط درسی ببینید خوشحال می شوید ؟<br />
جلوی هر سوال چهار گزینه بود ( عالی &#8230; خیلی خوب &#8230; خوب &#8230;بد )<br />
جوانان برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند مربی هم بدون انکه نگاهی بیندازد برگه ها را روی میز گذاشت<br />
وشروع کرد به درس داد که ناگهان گفت : نه &#8230; چرا دوستتان را از این درس محروم کنیم<br />
به خارج از کلاس رفت لبخند زنان به آن جوان دست داد واو را وارد کلاس کرد<br />
مربی : مثل اینکه من خیلی با تو رفتار بدی داشتم ولی من یک ناراحتی رنج میبرم ونارحتیهای خودم را در تو ریختم &#8230; من واقعا متاسفم تو شا گرد خوبی هستی چرا که خانواده ات را ترک کردی واینجا آمدی<br />
ممنونم از همه شما..</p>
<p>برای من افتخاریست که به شماها درس بدهم<br />
مربی مهربان تر از قبل شد ولبخند میزد سپس برگه های جدیدی مثل همان برگه های قبلی بیرون آورد وگفت : الان که دوستتان امده نظرتان چیست دوباره از اول این برگه را پر کنید !!</p>
<p>همه برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند &#8230;.سپس برگه های اول را بیرون آورد و با برگه های دومی مقایسه کرد<br />
در برگه های اول، بیشتر  جوانان فقط از گزنیه بد استفاده کرده بودند<br />
اما در برگه های دومی همه از گزینه های عالی وخیلی خوب استفاده کرده بودند<br />
این چیزی را که دیدید نتیجه ی  رفتار بد بین مدیر وکارمند &#8230; آن رفتاری را که با دوستتان کردم تنها یک نمایش بود که میخواستم برایتان واقعی بنظر آید<br />
ولی بیچاره قربانی رفتار خشن من شد پس ببینید چگونه نظرتان تغییر کرد هنگامی که من رفتارم را عوض کردم<br />
این طبیعت انسان است &#8230;..</p>
<p><span style="color: #339966;"><strong><span style="color: #993300;">نتیجه گیری :</span> اولین برخورد ۷۰% از تصویر واقعی توست &#8230;. پس با مردم طوری برخورد کن که بدانند این رفتار اول و آخر توست .</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3134/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خوش یمنی و بدیمنی از دیدگاه اسلام</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3125</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3125#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Jul 2010 06:30:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3125</guid>
		<description><![CDATA[دکتر بدر عبد الحمید همیسه / ترجمه : ابوعمر انصاری
اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.
یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><a rel="attachment wp-att-3126" href="http://www.bidary.net/archives/3125/shogoon"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3126" title="shogoon" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/shogoon-100x74.jpg" alt="" width="100" height="74" /></a>دکتر بدر عبد الحمید همیسه</strong><strong> </strong><strong>/ </strong><strong>ترجمه : </strong><strong>ابوعمر انصاری</strong><strong></strong></p>
<p>اسلام دین بزرگی است که عقاید و نگرش خود را بر اساس عقل سالم و منطق استوار و دوری از تردید که اولین پله از پله های شکست است بنا نهاده.</p>
<p>یک مسلمان عاقل کسی است که اسباب را گرفته ، سپس نتایج آن را به الله عزوجل واگذار کرده ، آن کسی که تمامی امور در گذشته وآینده از آن اوست.</p>
<p>و به همین دلیل اسلام پیروانش را بر اساس خوش یمنی و امید و دوری از بدشگونی و بدفالی تربیت می کند.<span id="more-3125"></span></p>
<p>قرآن کریم انسانهایی را که در مورد دعوت پیامبران شگون بد، زده ، مذمت کرده و الله سبحانه وتعالی می فرماید: <strong>((قَالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ وَلَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ (۱۸) قَالُوا طَائِرُکُمْ مَعَکُمْ أَئِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ )) (۱۹)</strong> سورة یس .</p>
<p>گفتند : ما شما را به فال بد گرفته‌ایم .  ( وجود شما شوم است و مایه بدبختی شهر و دیار ما است . سوگند می‌خوریم که از این سخنان ) اگر دست برندارید ، قطعاً شما را سنگسار خواهیم کرد و شکنجه دردناکی از ما خواهید دید.  ‏ گفتند : شومی خودتان ( که ناشی از کفرتان است ) با خودتان همراه است ( و اگر درست بیندیشید ، به این حقیقت واقف خواهید شد که تیره‌روزی شما ناشی از افکار منحطّ و اعمال زشت و عقیده پلشتی است که دارید ، نه این که به سبب دعوت ما به خداپرستی و انجام نیکیها و ترک بدیها باشد ) آیا اگر یادآور گردید ( به خدا و اوامر و نواهی او و چیزهائی که سعادت شما در آنها است ، باید ما دعوت‌کنندگان را شکنجه دهید و بکشید ؟ ! ) اصلاً شما گروهی هستید که ( در سرکشی و کفر از حدّ درمی‌گذرید ، و در معاصی و زشتکاریها ) اسرافکار و متجاوزید . ‏</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از بدشگونی نهی نموده است ، از عبدالله بن عتبه روایت است که ابوهریره رضی الله عنه گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: اقبال وجود ندارد، و بهترین آن فأل است . گفتند: فأل چیست؟ فرمود: سخن خوبی که یکی از شما به دیگران می گوید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۲۶۶(۷۶۰۷) و\&#8221;البُخاری\&#8221; ۷/۱۷۴(۵۷۵۴) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵۸۵۳ .</p>
<p>عرب در گذشته هرگاه می خواست مسافرت کند ، اولین پرنده ای را که می گرفت به پرواز در می آورد، اگر پرنده به سمت راست حرکت می کرد ، به سفر می رفت و آن را خوش یمن می دانست و اگر پرنده به سمت چپ پرواز می کرد ، آن را شوم دانسته و بر می گشت.</p>
<p>عکرمه رحمه الله حکایت می کند که روزی نزد ابن عباس رضی الله عنه نشسته بودیم ، ناگهان پرنده ای از آنجا گذشت که جیغ می زد ، یکی از مردم گفت: خیر باشد.</p>
<p>ابن عباس رضی الله عنه گفت: نه خیر است و نه شر، و شعر لبید یکی از شاعران عرب را خواند:</p>
<p>قطعا کسانی که با سنگریزه یا با پراندن پرندگان فال می گیرند ، نمی دانند که الله چه خواهد کرد.</p>
<p>این رفتار زشتی که در گذشته بین عرب رایج بود را اسلام دور انداخت و بر آن سخت گرفت. از زربن حبیش روایت است که عبدالله بن مسعود رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت می کند که فرمود: : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله علیه وسلم:الطِّیَرَةُ شِرْکٌ ، وَمَامِنَّا إِلاَّ ، وَلَکِنِ اللَّهُ یُذْهِبُهُ بِالتَّوَکُّلِ. أخرجه أحمد( ۱/۳۸۹(۳۶۸۷) والبُخاری فی الأدب المفرد(۹۰۹ ).</p>
<p>بد یمنی شرک است و هیچ یک از ما نیست که در دلش بد یمنی خطور نکند ولی الله عزوجل با توکل شخص به او این بد یمنی را از دلش می زداید.</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: مَنْ أَتَى کَاهِنًا ، أَوْ عَرَّافًا ، فَصَدَّقَهُ بِمَا یَقُولُ ، فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ. أخرجه أحمد ۲/۴۲۹(۹۵۳۲).</p>
<p>هر کس نزد کاهن یا فالگیری برود و سخن او را قبول کند ، پس یقینا به آنچه بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده کفر ورزیده است.</p>
<p>و در حدیثی که امام مسلم نیشابوری آن را از ابن عباس رضی الله عنهما در مورد صفات کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند روایت کرده چنین آمده است: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: یَدْخُلُ الْجَنَّةَ مِنْ أُمَّتِی سَبْعُونَ أَلْفًا بِغَیْرِ حِسَابٍ، هُمُ الَّذِینَ لَا یَسْتَرْقُونَ، وَلَا یَتَطَیَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ . أخرجه البخاری ۶۴۷۲</p>
<p>از امت من هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت می شوند و آنها کسانی هستند که طلب رقیه ننموده و بدشگونی نمی کنند و بر پروردگارشان توکل می کنند.</p>
<p>بدین صورت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم حتی در سخت ترین موقعیت ها نیز در دل یارانش رضی الله عنهم روح خوش یمنی و امید و جدیت را می دمید ،</p>
<p>از خباب بن الأرت رضی الله عنه روایت است که گفت: در حالی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم لباسی یمنی بر تن داشت و در سایه ی کعبه تکیه زده بود نزد او رفته و از حال و روز خود شکایت کردیم و گفتیم : آیا برای ما طلب پیروزی نمی کنی ، آیا برای ما دعا نمی فرمایی؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: قبل از شما مردمانی بودند که شخصی از آنها گرفته می شد و برایش در زمین گودالی می کندند و او را در آن فرو کرده و اره بر سر او گذاشته و به دو نیمش می کردند، و یا اینکه با چنگک های آهنین گوشتش را از پوستش جدا می کردند، اما تمام این چیزها او را از دینش بر نمی گرداند. به الله قسم که ،الله این دین را کامل می گرداند تا جایی که سواره از صنعاء به طرف حضرموت حرکت کرده و به جز از الله از هیچ کس نترسیده مگر اینکه بترسد گوسفندانش را گرگ شکار کند.  ولی شما عجله می کنید.</p>
<p>و در غار و آن لحظه های خطرناکی که بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه گذشت ،  ابوبکر صدیق رضی الله عنه به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: اگر یکی از آنها به زیر پایش نظری بیاندازد ما را خواهد دید، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابوبکر نظرت در مورد دو نفری که الله سومینشان است چیست؟ « ای ابوبکر اندوهگین مباش که الله با ماست»</p>
<p>و در صلح حدیبیه ، بعد از اینکه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم شروط صلح را پذیرفت بعضی از صحابه اعتراض کردند تا جایی که عمر رضی الله عنه گفت: آیا در دین خود کوتاه بیاییم.</p>
<p>ابی وائل روایت می کند که سهل بن حنیف در جنگ صفین در بین مردم ایستاد و گفت: ای مردم ، به نفس خود به دیده ی اتهام بنگرید، ما همراه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در صلح حدیبیه حظور داشتیم ، و اگر به ما دستور جنگ داده می شد ، حتما می جنگیدیم . در آن وقت عمربن خطاب رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم آمده و گفت: آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ فرمود: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای پسر خطاب ، من فرستاده ی الله هستم و او هرگز من را خوار نمی کند.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه از نزد رسول الله صلی الله علیه وآله به نزد ابوبکر صدیق رفته و به او گفت:</p>
<p>آیا ما برحق نبوده و آنها بر باطل نیستند؟  ابوبکر گفت: بله . گفت: آیا کشته های ما بهشتی و کشته های آنها جهنمی نیستند؟ گفت: بله.</p>
<p>سپس عمر رضی الله عنه گفت: پس چرا باید در دین خود تن به ذلت بدهیم و برگردیم در حالی که هنوز الله بین ما و آنها  حکمی صادر نکرده است؟</p>
<p>ابوبکر رضی الله عنه گفت: او رسول الله است و الله هرگز او را خوار نخواهد کرد.</p>
<p>سپس قرآن بر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که خبر از پیروزی می داد، او نیز کسی را به دنبال عمر رضی الله عنه فرستاد و این آیات را بر او خواند، سپس عمر رضی الله عنه گفت: آیا این آیات خبر از پیروزی می دهند؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: بله.</p>
<p>پس دل عمر رضی الله عنه آرام گرفته و بازگشت.</p>
<p>أخرجه أحمد ۳/۴۸۵(۱۶۰۷۱) و\&#8221;البُخَارِی\&#8221; ۴/۱۲۵(۳۱۸۲) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵/۱۷۵(۴۶۵۶) و\&#8221;النَّسَائی\&#8221; فی \&#8221;الکبرى\&#8221; ۱۴۴۰, سیرة ابن هشام ۴/۲۸۴٫</p>
<p>و جنگ خندق آن زمان که صخره ای بزرگ در راه مسلمانان ظاهر گشت ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم تیشه را برداشته و سه ضربه بر این صخره زد و دروازه های امید را به روی صحابه رضی الله عنهم گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید: از سلمان فارسی رضی الله عنه روایت شده که او در گوشه ای از خندق مشغول کندن زمین بود که ناگهان به صخره ای بر می خورد و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در نزدیکی او بود، زمانی که من را دید که بر این صخره می کوبم و سختی آن را مشاهده نمود ، پایین آمده و تیشه را از دستم گرفته و ضربه ای به آن صخره زد که جرقه ی آن سطح صخره را روشن کرد و سپس ضربه ی دیگر زد که بازهم جرقه ی آن سطح سنگ را روشن کرد و ضربه ی سوم نیز به همین صورت ( و صخره تکه تکه شده و از میان برداشته شد)</p>
<p>سلمان می گوید به رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم گفتم: پدر و مادرم فدایت باید ای رسول الله، این نوری که دیدم چه بود تا کنون چنین نوری ندیده بودم؟</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا این نور را دیدی ای سلمان؟</p>
<p>گفتم: بله</p>
<p>فرمود: اما اولی ، الله عزوجل بوسیله ی آن گشوده شدن یمن را به من نشان داد و دومی الله عزوجل فتح شام و مغرب و در ضربه سوم الله عزوجل دروازه های مشرق را بر من گشود.</p>
<p>ابن اسحاق می گوید : انسانهای مورد اطمینانی از ابوهریره رضی الله عنه برایم روایت کرده اند که : ابوهریره رضی الله عنه زمانی که این سرزمینها درزمان عمر و عثمان و بعد از آنها فتح شد ، می گفت: هرچه توانستید فتح کنید و این را بدانید : قسم به کسی که جان ابوهریره در دست اوست ، هیچ شهری را فتح نکرده و تا قیامت فتح نمی کنید مگر اینکه الله عزوجل قبلا کلید آن را به محمد صلی الله علیه وآله وسلم داده بود. سیرة ابن هشام ۲/۲۱۹٫</p>
<p>و از تمیم داری رضی الله عنه روایت شده که شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: این دین به هرمکانی که شب و روز می رسد ، خواهد رسید و الله خانه ی هیچ شهرنشین و صحرانشینی را رها نکرده مگر اینکه این دین را وارد آن می کند، بوسیله ی عزت عزتمند و یا ذلت ذلیل ، عزتی که الله بوسیله ی آن اسلام را عزت می دهد و ذلتی که به وسیله آن الله کفر را ذلیل می گرداند. أخرجه أحمد ۴/۱۰۳(۱۷۰۸۲) \&#8221;السلسلة الصحیحة\&#8221; ۱ / ۷ .</p>
<p>و از ثوبان رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: الله عزوجل زمین را برایم گرد آورد به صورتی که مشرق ها و مغربهای آن را دیدم ، و همانا سلطه ی امت من به تمام مکانهایی که دیدم خواهد رسید ، و دو گنجینه به من داده شد ، سرخ و سفید. أخرجه أحمد ۵/۲۷۸(۲۲۷۵۲) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۸/۱۷۱ و\&#8221;أبو داود\&#8221; ۴۲۵۲٫</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با بیان تمام این مطالب قصد داشت تا از وجود اصحابش و بلکه از وجود تمامی مسلمانان روح بدیمنی و تسلیم بودن و نا امیدی را دور کرده و به جای آن روح امید و اطمینان نسبت به پیروزی الهی را در جان آنها بدمد.</p>
<p>قطعا اسلام برای کاشتن این روحیه در مجتمع اسلامی تمامی راه ها را به کار برده است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ما دستور می دهد که با برادرانمان با رویی گشاده برخورد کنیم تا در جامعه روح خوش یمنی و امید انتشار یابد.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هر کار نیکی صدقه است ، از جمله ی کارهای نیک این است که برادرت را با رویی گشاده ملاقات کنی و اینکه با ظرف خود در ظرف برادرت بریزی. أخرجه أحمد ۳/۳۴۴(۱۴۷۶۶) و\&#8221;البُخَارِی\&#8221;، فی (الأدب المفرد) ۳۰۴ والتِّرْمِذِیّ\&#8221; ۱۹۷۰ .</p>
<p>همچنین ما را به آشکار کردن سلام در بین یکدیگر توصیه نموده تا محبت و الفت در جامعه برقرار شود.</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: قسم به ذاتی که جانم در دست اوست ، وارد بهشت نخواهید شد تا اینکه ایمان بیاورید و ایمان نمی آورید تا اینکه به یکدیگر محبت نمایید ، آیا شما را به چیزی رهنمون نسازم که اگر انجامش دهید در بین شما محبت برقرار می شود؟ سلام را در بین خود آشکار کنید. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۳۹۱(۹۰۷۳) و\&#8221;مسلم\&#8221; ۱۰۴ و\&#8221;ابن حِبَّان\&#8221; ۲۳۶٫</p>
<p>همچنین ما را به همنشینی با همنشینان صالح توصیه می نماید که مانند عطر بوده و می  توانیم با همنشینی با آنها روح صلاح و خوبی را به دست آوریم.</p>
<p>همچنین ما را به انتخاب نام های زیبا برای خویش و فرزندانمان  توصیه می نماید تا بدین وسیله دعوت گر به سوی خوش اقبالی و خوش خبری باشیم .</p>
<p>از بریده رضی الله عنها روایت است، زمانی که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه آمد ، ابوعبدالله بریده بن الحصیب اسلمی با هفتاد نفر از قومش با او ملاقات کردند ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: کیستی ؟ گفت: بریده. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به ابوبکر رضی الله عنه فرمود:  (برد أمرنا وصلح). کار ما آسان و درست گردید. سپس فرمود: از کدام قبیله؟ گفت: از قبیله ی اسلم. به ابوبکر صدیق فرمود: ( سلمنا) در امان ماندیم ..</p>
<p>سپس بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: کیستی؟ فرمود: محمد بن عبدالله پیامبر خدا.</p>
<p>بریده گفت: شهادت می دهم که هیچ معبود برحقی جز الله وجود ندارد و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست.</p>
<p>بریده و تمام کسانی که با او بودند ایمان آوردند. سپس بریده گفت: الحمدلله که بنوسهم همگی با رضایت و بدون اکراه ایمان آوردند.</p>
<p>فردا صبح بریده به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت: ای رسول الله بدون پرچم وارد مدینه مشو. سپس عمامه اش را برداشته و بر نیزه اش گره زد و جلوی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به حرکت در آمده تا اینکه وارد مدینه شدند. البیهقی فی الدلائل ۲ / ۲۲۱٫</p>
<p>و در حکایت آن مرد انصاری که غم و بدهکاریهای فراوان، او را به گوشه مسجد کشانده بود ، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم او را راهنمایی می کند که افکار منفی را از زندگیش پاک کرده و با فکر مثبت به زندگی بنگرد و نا امیدی و شوم پنداری را رها کرده و با بهترین وجه به الله عزوجل توکل کند.</p>
<p>از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که روزی رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم وارد مسجد شده و می بیند که مردی  انصاری که نامش ابوامامه بود در مسجد نشسته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: ای ابا امامه چه شده که در غیر از وقت نماز تو را در مسجد می بینم. ابوامامه می گوید: غم و اندوه و بدهکاری هایی که من را در برگرفته است. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: آیا کلماتی را به تو نیاموزم که اگر آنها را بگویی، الله عزوجل غم و اندوه را از تو دور نموده و بدهکاریهایت را ادا می کند.</p>
<p>گفت: گفتم بله ای رسول الله .</p>
<p>فرمود: هنگام صبحگاه و شامگاه بگو:  «اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْهَمِّ وَالْحَزَنِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنَ الْعَجْزِ وَالْکَسَلِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنَ الْجُبْنِ وَالْبُخْلِ وَأَعُوذُ بِکَ مِنْ غَلَبَةِ الدَّیْنِ وَقَهْرِ الرِّجَالِ » پروردگارا من از غم و اندوه به تو پناه می برم و از عجز و سستی به تو پناه می برم و از ترس و بخیلی به تو پناه می برم و از مدیون شدن و چیرگی مردمان به تو پناه می برم.</p>
<p>ابوامامه می گوید: من این کار را انجام دادم و الله عزوجل غم و اندوه را از من دور کرده و بدهکاریم را ادا نمود. أخرجه أبو داود (۱۵۵۵).</p>
<p>و اؤ عروه بن عامر قرشی روایت است که درباره ی شوم بودن و بدیمنی از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد فرمود: بهترین آن فال نیکو است و نباید سبب تردید مسلمان شود، و اگر کسی از شما چیزی دید که سبب ناراحتی او شد باید بگوید: (اللَّهُمَّ لاَ یَأْتِی بِالْحَسَنَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ یَدْفَعُ السَّیِّئَاتِ إِلاَّ أَنْتَ ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِکَ.) پروردگارا ، خوبیها را کسی جز تو نمی تواند بیاورد و بدی ها را جز تو کسی نمی تواند دور کند و هیچ حرکت و نیرویی وجود ندارد مگر با اراده ی تو. أخرجه أبو داود ۳۹۱۹</p>
<p>همچنین رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم از اشاعه ی روح بدیمنی و نا امیدی در جامعه به بهانه ی بدی روزگار و اینکه مردم هلاک شدند و دیگر در آنها خوبی وجود ندارد، نهی نموده است.</p>
<p>از عبدالله بن ابی قتاده از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است. أخرجه أحمد ۵/۲۹۹ (۲۲۹۱۹).</p>
<p>و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به زمانه دشنام ندهید ، زیرا الله همان زمانه است ، الله تعالی می فرماید: فرزند آدم من را ناراحت کرده و به زمانه دشنام می دهد، در حالی که من زمانه هستم، و خوبی در دست من است و شب و روز را من می گردانم. أخرجه \&#8221;أحمد\&#8221; ۲/۲۳۸(۷۲۴۴) و\&#8221;البُخاری\&#8221; ۴۸۲۶ و\&#8221;مسلم\&#8221; ۵۹۲۵ .</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هرگاه شنیدی شخصی می گوید: مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان هست.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده که هرگاه شنیدید شخصی می گوید: یقینا مردم هلاک شدند، پس او هلاک ترینشان است ، الله عزوجل می گوید، هلاک شده ی واقعی خودش است.</p>
<p>و در روایتی دیگر آمده : هرگاه شخصی بگوید : مردم هلاک شدند ، پس او هلاک ترینشان است.</p>
<p>و الله جزای خیر دهد به کسی که این ابیات را سرود:</p>
<p>نعیبُ زماننا والعیبُ فینا *** وما لزمانِنا عیبٌ سوانا</p>
<p>ونهجو ذا الزمانَ بغیر ذنبٍ *** ولو نطقَ الزمانُ لنا هجانا</p>
<p>ولیس الذئبُ یأکل لحمَ ذئبٍ *** ویأکلُ بعضُنا بعضًا عیانا</p>
<p>عیب از زمانه می گیریم درحالی که عیب در خودمان است  &#8230; و زمانه به جز ما عیب دیگری ندارد</p>
<p>و زمانه را بدون گناهی دشنام می دهیم &#8230; و اگر زمانه به صدا در می آمد ما را دشنام می داد</p>
<p>گرگ هیچ وقت گوشت گرگ را نمی خورد &#8230; در حالی که بعضی از ما آشکارا بعضی دیگر را می خوریم</p>
<p>و در پایان راه باید بدانیم که خوش یمنی و بدیمنی از درون انسان سرچشمه می گیرد، کسی که درونش سالم باشد به زندگی با دیدی درست و روشن می نگرد و در آن به جز زیبایی که فراخوان به سوی امید است مشاهده نمی کند ، اما فردی که درونش بیمار بوده به زندگی با دیدی سیاه و دردآور می نگرد، و در آن جز بدیهایی که سبب نا امیدی و یأس و شومی است چیز دیگری نمی بیند.</p>
<p>در پایان باید این گفته ی الله عزوجل را در جلوی دیدگان خود قرار داده و شعارمان این باشد: <strong>(وَعَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ) (۲۱۶)</strong> سورة البقرة .</p>
<p>چه بسا چیزی را دوست نمی‌دارید و آن چیز برای شما نیک باشد ، و چه بسا چیزی را دوست داشته باشید و آن چیز برای شما بد باشد ، و خدا ( به رموز کارها آشنا است و از جمله مصلحت شما را ) می‌داند و شما ( از اسرار امور بی‌خبرید و مصلحت خود را چنان که شاید و باید ) نمی‌دانید .</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3125/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ ۱۳ (عزلت پسندیده)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3121</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3121#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 16:37:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3121</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3122" title="ozlat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/ozlat.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و سیاحت خواهد پرداخت.<span id="more-3121"></span></p>
<p>کناره‌گیری وعزلت از هرچیزی که مانع کسب خیر و پیمودن راه بندگی شود دارویی شفابخش است؛ زیرا پزشکان روحی آن را تجربه نموده و به پیروزی‌های غیر قابل تصوری دست یافته‌اند، بنابر این تو را به آن فرا می‌خوانم. در کناره گیری از شر، لغویات و انسانهای کوته فکر، پالایش اندیشه، اجرا شدن قانون خداترسی و جشن گرفتن تولد بازگشت بسوی الله ذوالجلال و الاکرام و به یادآوردن وی نهفته است.</p>
<p>جمع شدن پسندیده و اختلاط مورد قبول، همانا اختلاطی است که در نمازها، جمعه‌ها، مجالس علمی وهمکاری در امور خیر است. اما از مجالس عاطل وباطل پرهیز کن و دوری نما. از آن گریزان باش، بر گناهانت گریه کن، زبانت را کنترل نما و در خانه‌ات بمان. اختلاط ناشیانه و بی‌هدف، جنگی است بی مهابا علیه خویشتن و تهدیدی است خطرناک علیه امنیت و آرامش درونیت، زیرا تو با بزرگان شایعه پراکنی و قهرمانان اراجیف‌بافی و استادان پخش فتنه، فاجعه و بلا همنشین می‌شوی! تا جایی که ممکن است هر روز چندین مرتبه بمیری و زنده شوی پیش از اینکه مرگ حقیقی به سراغت آید.</p>
<p><span style="color: #800000;">{لو خرجوا فیکم ما زادوکم إلا خبالاً}</span> [توبه: ۴۷]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏افزودند)</span></p>
<p>آرزو دارم که به امور خودت بپردازی و در اتاق خویش آرام بگیری و بیرون نروی مگر برای گفتار خیر و کردار خیر. آنگاه است که خواهی دید قلبت به وجودت بازگشته و از وقت‌کشی وبیهوده سپری شدن عمر در امان مانده‌ای.</p>
<p>زبانت را ازغیبت، دلت را از نگرانی، گوشت را از شنیدن یاوه‌گویی‌ها و قلبت را از سوء ظن حفاظت نموده‌ای. هر کس تجربه نماید این را خواهد فهمید، اما کسی که نفس خویش را سوار بر مرکب اوهام نموده و با عوام هم نشینی نمود بر او سلام فرست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3121/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>راستی با خداوند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3091</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3091#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 May 2010 15:53:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[صحابه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3091</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر حسین بن عبدالعزیز آل شیخ
مسجد نبوی شریف: جمعه ۳۰ جمادی اول ۱۴۳۱ برابر با ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
خطبه‌ی اول:
سپاس از آن خداوند است که یاور نیکوکاران است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و معبود جهانیان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر حسین بن عبدالعزیز آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۳۰ جمادی اول ۱۴۳۱ برابر با ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹<span id="more-3091"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>سپاس از آن خداوند است که یاور نیکوکاران است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و معبود جهانیان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان او و امام مرسلین است. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام و برکت ارزانی دار&#8230;</p>
<p><span style="color: #800000;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً }</span> [احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه ساخته و سخنی استوار گویید (۷۰) [تا آنکه] کارهایتان را برایتان نیکو ساخته و گناهانتان را برایتان بیامرزد و هر که از الله و پیامبرش اطاعت کند به تحقیق پیروزی بزرگی به دست آورده است)</span></p>
<p>ای مسلمانان&#8230; اساس زندگی پاک و بنیان سعادتی که همه در پی آنند و اساس عاقبت نیک در دنیا و آخرت در &#8220;راستی&#8221; پیشه کردن با خداوند در نهان و آشکار و در گفتار و کردار است.</p>
<p>بر اساس این اصل است که ثمرات نیک به دست آمده و نتیجه‌های مورد رضایت در دنیا و آخرت به دست خواهد آمد. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{.. فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَکَانَ خَیْراً لَّهُمْ }</span> [محمد: ۲۱]</p>
<p><span style="color: #800000;">(&#8230; پس اگر با الله راستی پیشه کرده بودند حتما برایشان بهتر بود)</span></p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بخشی از غنیمت‌های خیبر را به یک اعرابی بخشید. پس او به نزد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آمد و گفت: من برای این از تو پیروی نمی‌کنم ای رسول خداوند، بلکه من برای این از تو پیروی می‌کنم که تیری به اینجایم اصابت کند و کشته شوم و به بهشت وارد شوم (و به گلوی خود اشاره کرد).</p>
<p>پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به وی فرمود: &#8220;اگر با خداوند صادق باشی تو را تصدیق خواهد کرد&#8221;. آن اعرابی برای نبرد با دشمن برخواست. پس از مدتی او را به نزد رسول خدا آوردند در حالی که به شهادت رسیده بود، پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: &#8220;آیا او همان است؟&#8221; گفتند: آری. گفت: <span style="color: #008000;">&#8220;با خداوند راستی کرد و خداوند نیز او را تصدیق نمود&#8221;.</span> سپس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  او را در لباس خود کفن نمود و برایش اینگونه دعا کرد: <span style="color: #008000;">&#8220;خداوندا این بنده‌ات است که برای هجرت در راهت خارج شده، و به شهادت رسیده است و من بر این گواهی می‌دهم&#8221;. </span>[حدیث صحیح]</p>
<p>این خصلت &#8220;راستی&#8221; است که با داشتن آن، قلب و بدن و ظاهر و باطن، در پاسداشت کامل دستورات خداوند زندگی می‌کنند و بر راه وی استقامت می‌ورزند. &#8220;صدق&#8221; و راستی یعنی تربیت درون با بیداری همیشگی و هشدار بودن نسبت به خشم خداوند و عذاب وی و سعی برای به دست آوردن خشنودی و بهشتش.:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ ..}</span> [آل عمران: ۳۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و الله شما را از [کیفر] خود بر حذر می‌دارد&#8230;)</span></p>
<p>بر این اساس، امروزه که فتنه‌ها از همه سو امت مسلمان را در محاصره گرفته و مصیبت‌ها از همه جانب زندگی این امت را تهدید می‌کند، این امت نیاز شدیدی به صدق با خداوند دارد. صدق و راستی در ایمان و در طاعت، راستی در اراده و در کار و تلاش و فرمانبری، و در همه‌ی امور و همه‌ی عرصه‌های زندگی.</p>
<p>این اصل، اساس و زیرساخت تلاش افراد و جوامع است برای دستیابی به اصلاح و خوشبختی و فرجام نیک در دنیا و آخرت و همین اصل است که جوامع را به سوی به دست آوردن مطلوب و دور شدن از نامطلوب می‌برد.</p>
<p>برای این است که حاکم و مسئول، در سیاست و مراعات مصالح مردم و تلاش در امور آنان به صدق و راستی با خداوند نیازمند است. همچنین مردم در اطاعت از حاکم بر اساس راه و روش شریعت، باید با خداوند صادق باشند تا جامعه‌ی فاضلی که &#8220;حیات طیبه&#8221; در آن متحقق می‌شود به وجود آید.</p>
<p>به همین ترتیب هیچ مسئولی بر راه صحیح نمی‌رود و کارش اصلاح نمی‌شود و تلاشش به فرجام نمی‌رسد مگر هنگامی که با خداوند از در راستی و صدق درآید و بر اساس آن روش شرعی و صحیحی که اساس مسئولیتش بر آن است یعنی طلب خشنودی خداوند و پاداش او حرکت و تلاش کند&#8230;</p>
<p>قاضی هیچگاه به رای صحیح نمی‌رسد مگر با داشتن صداقت کامل با خداوند و مفتی به آنچه صحیح است رهنمون نمی‌گردد مگر هنگامی که در پنهان و آشکار خویش با خداوند راستی پیشه کند و همینطور شخص تاجر در تجارت خویش و کارگر در کار خویش و نویسنده و اهل رسانه در حرفه‌شان.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; حقیقت صدق و راستی با خداوند در خوف و خشیت الهی در ظاهر و باطن انسان متجلی می‌شود و اینگونه همه‌ی حرکات و سکنات و رفتار‌ها و اراده‌ها و کردارها و گفتارها، همه‌شان محکوم به امر خدا و رسول وی و در چارچوب روش قرآن و سنت پیامبر قرار خواهند گرفت&#8230; نه هواهای درونی بر آن تاثیر خواهد گذاشت و نه منافع شخصی به آن راه خواهد یافت و نه تحت تاثیر موثرات دنیایی و شخصی قرار خواهد گرفت. بلکه حکم نهایی و مرجع اصلی در خوشی و ناخوشی و سختی و آسانی و همه‌ی شرایط، محقق گرداندن شریعت خداوندی و گردن نهادن در برابر فرمان او خواهد بود.</p>
<p>چه در برابر دوست و دشمن یا در مقابل غریب و خویشاوند، یا ثروتمند و فقیر&#8230; ابوبکر صدیق رضی الله عنه می‌فرماید: &#8220;در سخنی که گوینده‌ی آن وجه الله را نخواهد هیچ خیری نیست&#8221;. و خالد بن ولید رضی الله عنه می‌گوید: &#8220;خدا رحمت کند عمر را&#8230; همه‌ی سخنان و کارهایش برای خداوند بود&#8221;.</p>
<p>این تنها &#8220;صدق و راستی&#8221; است که با آن، همه‌ی منافع شخصی و خواهش‌های نفسانی از بین خواهند رفت. در داستان سقیفه‌ی بنی ساعده وقتی که در آغاز کار ابوبکر صدیق عمر و ابوعبیده را برای بیعت انتخاب کرد عمر گفت: &#8220;به خدا قسم که از هیچ کدام از سخنان ابوبکر بدم نیامد جز این سخن&#8221; سپس گفت: &#8220;به خداوند سوگند اینکه مورد ضرب قرار گیرم و گردنم زده شود اما به گناه نزدیک نشوم برایم بهتر است از اینکه امارت قومی را بر عهده بگیرم که ابوبکر در میانشان است&#8221; سپس خطاب به ابوبکر گفت: &#8220;دست را دراز کن&#8221; و با او بیعت کرد و مهاجرین و انصار نیز با او بیعت کردند.</p>
<p>این ثمره‌ی صدق و راستی است که هنگامی که ابوبکر صدیق خواست بیعت را از دوش خویش بردارد علی بن ابی طالب به او گفت: &#8220;به الله سوگند که تو را بر کنار نخواهیم کرد؛ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  تو را در دین ما ـ یعنی در امامت نماز ـ مقدم داشت پس چه چیزی تو را به عقب خواهد کشاند؟&#8221;</p>
<p>این صدق و راستی است که باعث می‌شود انصار بگویند: پناه بر خدا که ما از ابوبکر پیشی بگیریم در حالی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  او را در دین ما ـ یعنی در نماز ـ مقدم گرداند.</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; چه زیباست این نمونه‌های صدق و راستی که توسط صحابه رضی الله عنهم و به یمن تربیت نبوی و مدرسه‌ی محمدی به نمایش در آمده‌اند.</p>
<p>ابن حجر ـ رحمه الله ـ در کتاب &#8220;الاصابه&#8221; ذکر می‌کند که: &#8220;سعد بن خیثمه و پدرش برای شرکت در جنگ بدر قرعه انداختند پس قرعه به نام سعد افتاد پس پدرش به وی گفت: ای فرزندم امروز برای من فداکاری کن. سعد به وی گفت: ای پدر اگر برای غیر از بهشت بود حتما می‌کردم&#8230; پس سعد در روز بدر به نبرد شتافت و پدرش باقی ماند. سعد در این نبرد به شهادت رسید و پدرش نیز پس از او در نبرد احد به مقام شهادت دست یافت&#8230;&#8221;</p>
<p>این، همه‌اش به خاطر صدق و راستی با خداوند بود که توانستند به مقام شهادت که بزرگترین مطلوب است دست بابند.</p>
<p>در صحیح السیرة آمده است که عمیر بن ابی وقاص در روز بدر به علت کم بودن سنش از جنگیدن باز داشته شد پس وی گریست و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به او اجازه داد تا در نبرد شرکت کند. برادر وی &#8220;سعد&#8221; می‌گوید: &#8220;برادرم عمیر را پیش از آنکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ما را ببیند دیدم که خود را از رسول خدا پنهان می‌داشت. پس به وی گفتم: تو را چه شده است ای برادرم؟ گفت: می‌ترسم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  من را کم سن و سال بداند و مرا باز گرداند.. در حالی که من می‌خواهم در راه خدا خارج شوم شاید که خداوند شهادت را نصیب من گرداند&#8230; او با خداوند صدق پیشه کرد و خداوند نیز او را تصدیق نمود و درجه‌اش را با شهادت والا گرداند&#8221;.</p>
<p>همچنین در صحیح السیرة آمده است که أنس بن نضر ـ رضی الله عنه ـ برای عدم شرکتش در نبرد بدر بسیار تاسف می‌خورد، پس گفت: به خدا سوگند که اگر خداوند مرا در واقعه‌ای به همراه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  حاضر گرداند خواهد دید که چه خواهم کرد. او با خداوند راستی پیشه کرد پس در نبرد احد وقتی از کنار گروهی می‌گدشت که شایعه‌ی شهادت پیامبر، آنان را بهت‌زده کرده بود به آنان گفت: چه باعث شده که شما بنشینید؟ گفتند: رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  کشته شده است. گفت: &#8220;ای قوم! اگر رسول خدا کشته شده است خدای محمد زنده است و نمی‌میرد. شما نیز بر آن چیزی که رسول خدا برایش کشته شد کشته شوید&#8221;. سپس گفت: &#8220;خدایا من برای آنچه اینها می‌گویند از تو معذرت می‌خواهم&#8221;&#8230;</p>
<p>سپس وی سعد بن معاذ را دید و گفت: &#8220;ای سعد&#8230; من بی‌شک بوی بهشت را از احد حس می‌کنم&#8221; وی سپس خود را در صف مشرکان انداخت و آنچنان جنگید تا آنکه به شهادت رسید؛ پس در بدن او هشتاد و چند ضربه‌ی شمشیر و نیزه و تیر یافتند و کسی او را نشناخت جز خواهرش که از روی سرانگشتانش او را شناخت&#8230;</p>
<p>در مورد امثال وی خداوند متعال این آیه را نازل کرد:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً }</span> [احزاب: ۲۳]</p>
<p><span style="color: #800000;">(از میان مؤمنان مردانى‏اند که به آنچه با الله عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در [همین] انتظارند و [هرگز عقیده خود را] تبدیل نکردند)</span></p>
<p>نمونه‌ها و مثال‌ها در مورد کسانی که با خداوند راستی پیشه کردند بیش از آن است که در حساب درآید. صدقی که باعث شد آنان به این مقام و منزلت بلند دست یابند تا آن که خداوند متعال درباره‌ی آنان می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ}</span> [توبه: ۱۰۰]</p>
<p><span style="color: #800000;">(و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند الله از ایشان خشنود و آنان [نیز] از او خشنودند و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر [درختان] آن نهرها روان است، همیشه در آن جاودانه‏اند این است همان کامیابى بزرگ)</span></p>
<p>ما چقدر به این نیازمندیم که در گفتار و کردار و در پنهان و آشکار و در اراده و نیتمان با خداوند راستی پیشه کنیم و زندگی و روش و رفتار خود را بر اساس این روش پایه‌ریزی نماییم تا آنکه به مغفرت و رضایت الهی در آخرت و سعادت و زندگی نیک در این دنیا دست یابیم.</p>
<p>خداوند من و شما را به واسطه‌ی قرآن برکت داده و با آیات و بینات آن سود رساند&#8230;</p>
<p>این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از همه‌ی گناهان از خداوند متعال آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>خداوند را ستایش و سپاس گفته و بر سرور و پیامبرم محمد، درود وسلام می‌فرستم.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; راستی با خداوند آن عاملی است که انسان را برای فدا کردن همه چیز در راه رضایت وی و به دست آوردن محبتش و برای نصرت دین وی بر می‌انگیزد هر چند این فداکاری بزرگ باشد و هر چه هزینه‌ای که در این راه می‌دهد زیاد باشد.</p>
<p>صدق و یک رویی با خداوند بود که باعث شد طلحه ـ رضی الله عنه ـ در روز احد آنچنان از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  دفاع کند تا آنکه دستش در این راه معیوب گردد.</p>
<p>وصدق و راستی با خداوند بود که باعث شد سعد بن ابی وقاص در روز احد روبروی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به نبرد بایستد و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  که به او تیر می‌داد به او بگوید: <span style="color: #008000;">&#8220;پرتاب کن ای سعد&#8230; پدر و مادرم فدایت&#8221;.</span></p>
<p>و این خصلت ـ یعنی صدق با خداوند ـ باعث شد که &#8220;ابو دجانة&#8221; رضی الله عنه خود را سپر رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  قرار دهد طوری که تیرها بر پشت وی می‌نشست و او خود را بر روی رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  انداخته بود تا جایی که تیرهای زیادی بر پشت وی فرو رفت&#8230;</p>
<p>پس ای برادران و خواهران&#8230; ای مسلمانان&#8230; امروزه برخی از مسلمانان را چه شده است که تا با منافعی زودگذر یا مصلحتی شخصی روبرو می‌شوند در پی آن می‌دوند و برای به دست آوردن آن هر کاری می‌کنند هر چند به حساب دین و زیر و پا گذاشتن فرمان خداوند باشد؟ چه بد گروهی هستند اینان که دنیا را بر آخرت خویش ترجیح دادند و فانی را با باقی عوض کردند.</p>
<p>سپس بدانید که خداوند عزوجل ما را به امری بزرگ فرمان داده است که همانان درود وسلام است بر آن پیامبر بزرگوار&#8230;</p>
<p>خداوندا درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از همه‌ی صحابه و اهل بیت و از کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا ما را با نیکان راست همراه گردان، خداوندا ما را با نیکان راست همراه گردان، خداوندا ما را با نیکان راست همراه گردان.</p>
<p>خداوندا دشمنان مسلمانان را نابود گردان، خداوندا آنان را که بر مسلمانان یا بر سرزمین‌های آنان مسلط گردیده یا به دین و ناموس آن‌ها تجاوز کرده‌اند نابود گردان. خداوندا دشمان خود را که دشمنان دین تواند نابود گردان. خداوندا هیچ بیرقی را برای آنان باقی مگذار. خداوندا آنان را عبرتی برای آیندگان قرار ده ای دارای جلال و بزرگی.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را بر خیر و تقوا متحد گردان. خداوندا با متحد نمودن آنان بر خیر و تقوا بر آنان منت بگذار.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مسلمان و مومن،‌ مردگان و زندگان آنان را مورد مغفرت خویش قرار ده&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3091/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روح‌های فقیر</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2940</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2940#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Apr 2010 14:04:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2940</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عبدالکریم بکار/ ترجمه: صلاح الدین مصلح
انسان در طول تاریخ توانایی بالایی در درک محسوسات، لذت بردن از آنها و شناخت‌شان از خود به نمایش گذاشته است. و این توانایی چیزی را ثابت نمی‌کند مگر ضعف وی در درک معنویات، شادمان شدن به آنها و تلاش برای کسب آنها.
شاید راز چنین وضعیتی در این نهفته [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2941" title="poochi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/poochi.jpg" alt="poochi" width="100" height="107" />دکتر عبدالکریم بکار/ ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>انسان در طول تاریخ توانایی بالایی در درک محسوسات، لذت بردن از آنها و شناخت‌شان از خود به نمایش گذاشته است. و این توانایی چیزی را ثابت نمی‌کند مگر ضعف وی در درک معنویات، شادمان شدن به آنها و تلاش برای کسب آنها.</p>
<p>شاید راز چنین وضعیتی در این نهفته باشد که امور حسی به روشی بهتر از امور معنوی می‌توانند خودشان را در معرض دید سایرین قرار دهند، یا اینکه حس‌گرایی انسان قوی‌تر از معنویت‌گرایی او می‌باشد و شاید هم این امر به عرف و عادت‌های مردم وابسته باشد.<span id="more-2940"></span></p>
<p>بنابراین مردم قادر به دیدن شادی‌ها و غم‌های درونی ما نیستند تا بتوانند از آن‌ها برای فشار علیه ما استفاده کنند ولی خانه‌، وسایل، لباس و شغل ما را براحتی مشاهده می‌کنند. و این مایه ی تأسف است؛ چرا که هرکس از غنای روحی برخوردار باشد احساس خوشبختی کرده و اطرافیانش را نیز به سمت خوشبختی هدایت می کند، اما زیبایی ظاهری بیش از آنکه برای صاحب خود لذت‌آور باشد برای دیگران لذت‌بخش است.</p>
<p>امروزه می‌بینیم فراوان بودن اشیای ظاهری‌ای که ما را احاطه کرده بسیاری از ما را از توجه به تزکیه‌ی درون و غنی کردن روح غافل ساخته است. واین در حالی است که فقر حقیقی، فقر روحی و قحطی هدف و معناست و راست گفته است حکیمی که می‌گوید: شخصی که مال ندارد فقیر است؛ اما فقیرتر و محتاج‌تر از وی شخصی است که جز مال چیز دیگری ندارد!</p>
<p>فقر روحی بسیاری از اوقات خودش را در احساس نیاز شدید به مال، شهرت، نفوذ، شنیدن تعریف وتمجید دیگران و انس گرفتن با آنان نمایان می‌سازد و طبیعی است که غنای روحی عبارتست از: &#8220;احساس قوی بی‌نیازی درونی از همه‌ی این چیزها&#8221;.</p>
<p>اصل بر این است که روح‌ها فقیرند نه بی‌نیاز، همانطور که اصل در مردم این است که نادانند مگر اینکه به دنبال یاد گیری و کسب علم باشند. همانطور که فرهنگ بسیاری از مردم سطحی نگر و ظاهربین می‌باشد، روح‌های آنان نیز توخالی و فقیر است؛ زیرا اصل بر فقر روحی بوده و این برای مردم راحت‌تر است، اما غنای روحی نتیجه‌ی تلاش، خستگی ناپذیری و بینش صحیح می‌باشد.</p>
<p>اگر بخواهیم انگشتمان را بر دلایل مستقیم فقرروحی بگذاریم شاید بتوان آنها را در امور زیر خلاصه نمود:</p>
<p>۱-	غفلت از الله متعال و ضعف احساس همراه بودن وی با ما. مومن با یاد الله تعالی و راز ونیاز با وی احساس بزرگی وعظمت کرده و احساس امنیت، سلامتی و بی‌نیازی از مردم می‌کند.</p>
<p>۲-	تمام مسلمانان به این معتقد می‌باشند که: والاترین هدفی که شایسته است بدان بیندیشند و برایش عمل کنند، دستیابی به رضایت الله تعالی، و جایگاهی رضایت‌بخش دربهشت جاویدان می‌باشد.</p>
<p>ولی بیشتر مردم این هدف بزرگ را در زندگی روزمره‌ی شان از یاد می‌برند و برای همین است که بسیاری از اشکالات و کم‌کاری‌ها در قبال واجبات از آنان سر می‌زند. وقتی چیزی تبدیل به هدف می‌شود رفتار را با خود همسو گردانده و همت انسان را جمع کرده و رسیدن به آن دغدغه‌ای همیشگی می‌شود.</p>
<p>۳-	غلبه‌ی احساس فراغت: بسیاری از ما خویشتن را از پرکردن اوقات فراغت با کارهای مهم و با ارزش ناتوان می‌بینند، بنابراین راهی غیر از پرکردن آن با چیزهای مضر و غیر مفید نمی‌یابند. دلیل داشتن وقت فراغت، نبودن هدف و برنامه‌های پیشبردی است. گاهی وقت‌ها احساس فراغت منبع احساس پوچی و عدم اعتماد بنفس است.</p>
<p>۴-	سردرگمی در بکارگیری امکانات فراوان به دلیل ضعف مدیریت: اگر در اوضاع مسلمانان بنگریم، می‌بینیم بسیاری از آنها از مال، وقت، توان، هوش و دانش کافی برخوردارهستند اما با این وجود هیچ نبوغ یا چیز قابل توجهی از خود نشان نداده اند و این نیست مگر بدلیل اینکه آنها در مدیریت امور شخصی خویش و ساماندهی آنها به شیوه‌ای مناسب احساس ناتوانی می‌کنند.</p>
<p>۵-	ضعف فعالیت های اصلاحی و اجتماعی: ثابت شده که شخص در خلال مشارکت‌هایش در دعوت و اصلاح و کمک‌رسانی به دیگران خویشتن را شکوفا می‌سازد و بعضی از نیازمندیهای روحی خویش را کامل می‌سازد و هنگامی که به هر دلیلی از اینگونه فعالیت‌ها محروم شود به منظور دستیابی به قدرت و فراهم نمود ن زمینه‌ی لذت به مال‌اندوزی و مصرف‌گرایی روی می‌آورد و این امر، احساس کمبود روحی وی را بیشتر کرده و گاه به دنبال راه‌هایی برای تنبیه خود می‌گردد.</p>
<p>پیامدهای فقر و کمبود روحی وحشتناک است و شاید خطرناک‌ترین آن، براحتی دچارگناه شدن، احساس در تنگنا بودن و عدم آرامش، گوشه گیری و عزلت، و ضعف ایستادگی در برابر سختی‌ها باشد.</p>
<p>بی نیازی وغنای روح پاداش زودرس کسانی است که در زمان مناسب درک کرده‌اند که هر آنچه از علم، توان، مال، زیبایی، نفوذ و شهرت در اختیارشان می‌باشد عبارت از وسایلی است که برای رسیدن به هدفی بزرگتر بکار گرفته می‌شوند و هنگامی که وسایل تبدیل به هدف گردند معنای آن نمی‌تواند غیر از یک چیز باشد و آن هم: فقدان هدف و از بین رفتن معنا برای زندگی است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2940/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی &#8211; ۱۲ (فریادرس حقیقی)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2897</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2897#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2010 02:08:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2897</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح
کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او وجود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2898" title="faryadras" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/03/faryadras-100x120.jpg" alt="faryadras" width="100" height="120" />دکتر عائض القرنی / ترجمه :  صلاح الدین مصلح</h4>
<p>کیست که مصیبت دیده به وی پناه برده و امیدوارانه او را می‌خواند. کائنات به سمت او میل کرده، مخلوقات از وی طلبیده و زبانها با ذکر وی به حرکت در می‌آیند. قلبها بسوی او میل نموده و باور دارند که هیچ معبود برحقی جز او وجود ندارد.</p>
<p>بر من و شماست که در سختی و نعمت، خوشحالی وناخوشی او را بخوانیم. در ناراحتی‌ها وسختی‌ها به او متوسل شده و درب رحمت وی را با خواهش، گریه، فروتنی و پشیمانی بکوبیم؛ در این هنگام است که یاری و مدد وی بسوی‌مان آمده و گشایش اوبزودی فرا خواهد رسید<span id="more-2897"></span></p>
<p><span style="color: #800000;">{أمن یجیب المضطر إذا دعاه} (کیست که ناچار را اجابت کند آنگاه که وی را فراخواند؟)</span>؛ در نتیجه غرق شده نجات می‌یابد، غایب برخواهد گشت، بلادیده عافیت یافته و مظلوم یاری خواهد شد. گمراه به جاده‌ی هدایت آمده، مریض شفا پیدا کرده و مصیبت‌دیده دستگیری خواهد شد: <span style="color: #800000;">{فإذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین}. (پس هنگامی که به کشتی سوار شوند الله را خالصانه فریاد خواهند زد)</span></p>
<p>در اینجا نمی‌خواهم اذکار ودعاهای از بین برنده‌ی غم، غصه، ناراحتی و سختی را برایت نام برم؛ بلکه تو را به کتابهای سنت فرا می‌خوانم تا اینکه روش شرعی مورد خطاب قرار دادن الله سبحانه وتعالی را بیاموزی. با وی به نجوا پرداخته و او را فریاد بزنی. وی را خوانده و تنها به او امید وار باشی. چرا که اگر او را پیدا کنی، همه چیز را یافته‌ای و اگر ایمان به وی را از دست دهی، همه چیز را از دست داده‌ای. دعا کردن فقط به درگاه الله یکتا، خود عبادت وطاعتی بزرگ و بالاتر از رسیدن به نتیجه است و بنده‌ای که روش شرعی دعا را بکار می‌بندد، سزاوار است که غم، غصه، و ناراحتی‌ها را به کناری اندازد.</p>
<p>همه‌ی طناب‌ها جز طناب او پاره شده وهمه‌ی درها جز درب وی بسته خواهد شد. او نزدیک، شنوا واجابت کننده است. درمانده را در هنگام فریادزنی، اجابت خواهد نمود. تورا درحالی که فقیر، ضعیف و نیازمند هستی و او غنی، نیرومند و یکتای با عظمت است، فرمان می‌دهد که او را بخوانی <span style="color: #800000;">{ادعونی أستجب لکم} (مرا فرا خوانید تا شما را استجابت کنم).</span></p>
<p>هنگامی که ناگواری‌ها بر تو فرود آمده و سختی‌ها تو را در بر گرفتند، او را یاد کن. اسمای حسنایش را بر زبان آور و از وی مدد و کمک بخواه. گشایش و یاریش را طلب کن. پیشانیت را برای بزرگ شمردن نام وی فرود آور تا تاج آزادگی نصیبت شود و بینی‌ات را بر خاک بندگی‌اش بگذار تا اینکه راه نجات را بیابی. دستهایت را بالا ببر، زبانت را به حرکت در آور، بسیار از وی بخواه. در خواستن و طلبیدن از وی زیاده روی کرده و پافشاری نما. در رحمتش را بکوب، منتظر لطفش بمان و در کمین گشایش او باش. به نام‌های نیک وی متوسل شو، به وی حسن ظن داشته باش، به او روی آور و با تمام وجود به سمت وی متوجه باش تا خوشبختی و رستگاری را به دست آوری.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2897/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هنگامی که هدف را گم می‌کنیم</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2674</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2674#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Feb 2010 13:19:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2674</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح
این دنیا مکان امتحان و آزمایش است. هر ساعتی که بر ما می‌گذرد فرصتی غیر قابل بازگشت برای هر یک از ما می‌باشد و مسیر پیش روی ما برای رسیدن به آرامش و راحت ابدی، مسیری بس طولانی و دشوار است:
«حفت الجنة بالمکاره، وحفت النار بالشهوات» (بهشت با [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2675" title="hadaf-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/hadaf-01.jpg" alt="hadaf-01" width="100" height="107" />دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>این دنیا مکان امتحان و آزمایش است. هر ساعتی که بر ما می‌گذرد فرصتی غیر قابل بازگشت برای هر یک از ما می‌باشد و مسیر پیش روی ما برای رسیدن به آرامش و راحت ابدی، مسیری بس طولانی و دشوار است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«حفت الجنة بالمکاره، وحفت النار بالشهوات» (بهشت با سختیها و جهنم با شهوت ها پوشیده شده است) [حدیث نبوی]</span></p>
<p>از آنجایی که رسیدن به کمالات در این دنیا با با فرش‌های رنگین پوشیده نشده است، بنابراین مهم است به مسیری که می‌پیماییم به دقت بیندیشیم. براستی کارو تلاش برای ساختن آینده‌ی دنیوی و اخروی ضعیف و کند خواهد بود اگر برای خودمان اهدافی واضح و روشن انتخاب ننموده و بطور جدی و خستگی ناپذیر برای رسیدن به آنها تلاش نکنیم.<span id="more-2674"></span></p>
<p>تجربه‌ها و آزمون‌های مختلف ثابت کرده‌اند که زمان از دست ما خواهد رفت و بیهوده تلف خواهد شد اگر با برنامه‌ها و اهدافی مشخص آن را به کنترل خویش در نیاوریم.</p>
<p>در مجالس و محافل مختلف دچار سرخوردگی می‌شویم وقتی که از بازدهی کارمند مسلمان، وفای به وعده ی شخص مسلمان، و ازتعداد کتابهایی که در طول یک سال مطالعه می‌کند، سخن به میان می‌آید. تمام اعداد و ارقام در این موارد مایه‌ی تأسف و شرمندگی است!!</p>
<div id="attachment_2676" class="wp-caption alignleft" style="width: 261px"><img class="size-medium wp-image-2676" title="bxp137659h" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/hadaf-02-251x187.jpg" alt="bxp137659h" width="251" height="187" /><p class="wp-caption-text">اگر ما اهدافی روشن و برنامه‌ریزی شده نداشته باشیم، در این صورت سکان رهبری را به دیگران سپرده‌ایم </p></div>
<p>کار هدفدار و جدی سبب می‌شود که هر کسی از ما از لحاظ روحی ـ روانی احساس خود کفایی کند و بیکاری، بزرگترین منبع احساس بیهودگی و تشتت روحی ـ روانی می‌باشد. ما نیاز داریم تا اهداف خویش را به نحو ذیل طراحی کنیم:</p>
<p><span style="color: #800000;">۱- هدف بلند مدت، که مدت رسیدن به آن از ده تا پانزده سال در نظر گرفته می‌شود.</span></p>
<p><span style="color: #800000;">۲- هدف سالانه، و آن عبارت است از برداشتن گامهایی که شما را به هدف بلند مدت تان نزدیک می‌سازد.</span></p>
<p><span style="color: #800000;">۳- هدف هفتگی، که در لابلای هدف سالانه گنجانده می‌شود و مارا برممارست در حرکت روزانه بسوی هدف بلند مدت یاری می‌رساند.</span></p>
<p>اگر ما اهدافی روشن و برنامه‌ریزی شده نداشته باشیم، در این صورت سکان رهبری را به دیگران سپرده‌ایم تا بر ما تسلط و حاکمیت پیدا کنند و در این هنگام است که خواهیم دید زندگی ما با فعالیت‌های غیر مهم و غیر مفید سپری می‌شود.</p>
<p>مهم است که اهداف ما مشروع بوده و ما را بسوی جلب رضایت الهی به پیش ببرند و اینکه دست یافتنی و در توان ما باشند.</p>
<p>برخی از مردم برای خود اهدافی پیش پا افتاده و کم اهمیت در نظر می‌گیرند که آنها را به مبارزه وا نداشته و استعدادهای نهفته‌ی درون آنها را شکوفا نمی‌سازد ودر نتیجه به چیزی که در آخر می‌رسند بسیار بسیار کمتر از آنی است که انتظارش را داشته‌اند.</p>
<p>بعضی از افراد نیز برای خویشتن آنچنان اهداف بزرگی را در نظر می‌گیرند که بر ای دست یابی به آنها احساس ناتوانی و سر شکستگی کرده و این باعث می شود که وی احساس بد بختی کند. خیلی وقت ها این افراد هنگامی که حس نا امیدی بر آنها چیره می‌شود دست از کار، فعالیت و تلاش می‌کشند.</p>
<p>هدف خوب، هدفی است که تو را به جلو ببرد، نه اینکه باعث ناتوانی و کندی حرکتت شود. این سخن گهربار پیامبرمان صلی الله علیه وسلم را به خاطر داشته باشیم که:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«نعمتان مغبون ـ أی مغلوب ـ فیهما کثیر من الناس الصحة والفراغ» (دو نعمت هستند که بسیاری از مردم در مورد آنها فریب خورده هستند &#8211; قدر آنها را ندانسته و بیهوده آنها را از دست می دهند &#8211; سلامتی و فراغت).</span></p>
<p>بسیاری از بزرگان دنیا به بزرگی نرسیده اند مگر به سبب اینکه از اوقات زندگی به بهترین وجه استفاده نموده و به دیگران بهره و سود رسانده اند. و بسیاری از جوانان بدلیل وقت‌های فراغتی که کسی راه استفاده از آن را به آنها نیاموخته به منجلاب فساد گرفتار شده و در آن افتاده‌اند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2674/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وصف بهشت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2474</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2474#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Jan 2010 12:50:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2474</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی
سخن از بهشت برین و نعمت‌ها و راه رسیدن به آن برای کسانی که تقوی پیشه نموده و با جان و مال خود در راه کسب رضایت خداوند متعال می کوشند و سر منزل مقصود خود را رسیدن به بهشت و جاودانه زندگی کردن در آن قرار داده اند، آهنگی دلنشین و روح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2650" title="wasef-behesht" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/wasef-behesht.jpg" alt="wasef-behesht" width="100" height="108" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p>سخن از بهشت برین و نعمت‌ها و راه رسیدن به آن برای کسانی که تقوی پیشه نموده و با جان و مال خود در راه کسب رضایت خداوند متعال می کوشند و سر منزل مقصود خود را رسیدن به بهشت و جاودانه زندگی کردن در آن قرار داده اند، آهنگی دلنشین و روح نواز است. این بندگان مخلص خدا همواره سعی و تلاش می نمایند تا با عبادت و پرهیزگاری توشه‌ای برای آخرت خود فراهم سازند.<span id="more-2474"></span></p>
<p>سراسر آیات کلام الله مجید و روایات منقول از رسول اکرم صلی الله علیه وسلم، انسان‌های مؤمن و پرهیزگار را به راه رسیدن بهشت و برخورداری از نعمت‌های بیکران و ابدی آن رهنمون می‌نمایند.</p>
<p>الله جل جلاله در آیات زیادی بهشت و نعمت‌های آن را برای ما توصیف می‌کند، در اینجا به برخی از این آیات و همچنین سنت پاک رسول الله صلی الله علیه وسلم رجوع می‌کنیم.</p>
<p>خداوند می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{أُوْلَئِکَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ یُحَلَّوْنَ فِیهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَیَلْبَسُونَ ثِیَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلَى الْأَرَائِکِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا}</span> [کهف:۳۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«آنها کسانی هستند که بهشت‌های عدن مال آنها است. بهشت‌هایی که زیر درختانش نهرهایی جاری است و به زیورهای زرین آراسته شده‌اند. در آنجا (بهشتیان) لباس‌های سبز و حریر و دیبا می‌پوشند و بر تخت‌ها تکیه می‌زنند. چه پاداش نیکو و چه آرامگاه خوبی است.»</span></p>
<p>همچنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ- نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ}</span> [فصلت:۳۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و برای شما در آنجا (بهشت) هرچه مایل باشید یا آرزو کنید، همه مهیا است. این سفره احسان خداوندی است که برای شما گسترده شده است»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم نقل می‌کند که فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خداوند مهربان برای بنده‌های خود چیزهایی تهیه نموده است که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به تصور کسی می‌آید. سپس فرمود: این آیه را بخوانید که خداوند می فرماید: {هیچ کس اطلاع ندارد برای خنکی چشم آنها (بندگان صالح) چه چیز در نظر گرفته شده است}.»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«به بهشتیان گفته می‌شود: همیشه زنده بمانید و مرگ به سراغتان نیاید. و برای ابد تندرست باشید و هیچ وقت بیمار نشوید. دائماً جوان بمانید و پیر و ناتوان نشوید و برای همیشه در انواع نعمت‌ها بسر برید؛ چون این نعمت‌ها از شما گرفته نخواهد شد»</span> (۲)</p>
<p>همچنین ابوبکر بن عبدالله بن قیس از پدرش نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«برای مؤمن در بهشت خیمه‌ای وجود دارد به طول ۶۰ میل (هفتاد کیلومتر) که از جواهر ساخته شده است. در آن خیمه همسرانی وجود دارد که به آن‌ها سر می‌زند درحالی که آنها از یکدیگر بی‌خبرند و همدیگر را نمی‌بینند»</span> (۳)</p>
<p>خداوند در وجود انسان، هواهای گوناگونی قرار داده است! به گونه‌ای که می‌توان او را مجموعه‌ای از خواهشات و هواها نامید. انسان دوست دارد با چشم‌هایش به هر چیز و هر سو بنگرد، و با زبانش هر سخنی را که دوست دارد بگوید و با گوش‌هایش هر صدا یا آواز دلخواهی را بشنود و هر طوری که دوست دارد و هر کجا که بخواهد اطفای شهوت کند.</p>
<p>مال را از هر راهی که ممکن است بدست بیاورد و به هر نحوی که دوست دارد خرج کند. اما خدایی که انسان را آفریده و این هممه نعمت‌های گران‌بها به او عطا فرموده، اجازه نداده که انسان مهارش را به دست نفس اماره بسپارد و هواهای نفسانی، او را به هر سو که بخواهند سوق دهند، مؤمن در دایره‌ی ایمان محاصره است؛ بدین معنی که باید چشم و گوش و زبان و قلب و&#8230; و سایر متصرفاتش و سرانجام، مرگ و زندگی‌اش ملهم از ایمان به خدا و احکام الهی باشد.</p>
<p>انسانی که بدین صورت کلیه هواهای خود را در قربان‌گاه اطاعت از رب زیر پا بگذارد، خداوند در زندگی جاودان اخروی به عنوان پاداش، تمام امیال وی را برآورده خواهد ساخت.</p>
<p>اما کسانی که در دنیا لذت ارضای تمایلات را چشیده و حاضر نشده‌اند هواهای نفسانی را به خاطر رضای خدا، زیر پا بگذارند، پس از مرگ به خواسته‌های آنها ارجی نخواهد شد. و تمام آرزوهایشان در دوزخ، طعمه حریق خواهد گشت.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ-وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ} </span>[زمر:۷۴]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«افراد مؤمن و پرهیزگار را گروه گروه به سوی بهشت می‌برند و چون بدانجا رسند، همه‌ی درهای بهشت به روی آنها گشوده می‌شوند و نگهبانان بهشتی با تهنیت به آنها می‌گویند سلام بر شما باد. که پاک بودید اکنون بفرمایید وارد بهشت شوید. و برای همیشه از نعمت‌های آن بهره‌مند گردید. آنها می‌گویند حمد خدای را که به وعده‌ی خود وفا کرد و ما را وارث همه‌ی سرزمین بهشت گردانید. تا هر جای آن که بخواهیم منزل گزینیم. پس پاداش نیکوکاران بسیار نیکو خواهد بود»</span></p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه می‌گوید: از رسول خدا صلی الله علیه وسلم پرسیدیم که بهشت از چه چیزی ساخته شده است؟ فرمود، <span style="color: #0000ff;">«خشتی از طلا و خشتی از نقره و ملاط آن از مسک است. و سنگریزه‌هایش از جواهر و یاقوت، و خاکش زعفران است هر کس در آن راه یابد همیشه در آن زنده می‌ماند و هرگز نخواهد مرد. لباسش کهنه نمی‌شود و همیشه جوان می‌ماند و پیر نخواهد شد»</span> (۴)</p>
<p>ابوهریره رضی الله عنه روایت می‌کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: <span style="color: #0000ff;">«در بهشت درختی وجود دارد که اگر سوارکاری ۱۰۰ سال سایه‌اش را بپیماید به انتهایش نخواهد رسید»</span> .(۵)</p>
<p>ابن عمر رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله فرمود: <span style="color: #0000ff;">«پس از اینکه بهشتیان وارد بهشت شوند و دوزخیان وارد دوزخ گردند، مرگ در میان بهشت و جهنم ذبح خواهد شد و سپس گفته می‌شود ای اهل بهشت و جهنم! دیگر مرگی وجود ندارد. پس از شنیدن این سخن شادی اهل بهشت زیاد می‌شود و غم و اندوه اهل جهنم نیز افزون می‌گردد»</span>. (۶)</p>
<h4><strong>درختان و میوه‪های بهشت</strong></h4>
<p>از جمله نعمت‌های جاویدان بهشت، انبوه درختان و فراوانی میوه‌ها و ثمره‌ها و پرندگان گوناگون آن می‌باشد، قدر و ارزش درختان جنت را کسی جز خالق و آفریننده‌ی آن نمی‌داند، درختان میوه آن، دارای شاخه‌های زیاد و ساقه و ریشه‌های طولانی می‌باشند، که خداوند آنها را زیبایی بی‌نظیر و شگفت‌انگیزی عطا نموده است، رنگ‌های آن بسیار دل‌انگیز و دارای ظاهری تازه و سایه‌هایی طویل و میوه‌هایی شیرین می‌باشند که مانند آن بر هیچ فکری خطور نکرده و نه چشمی آن را دیده و نه گوشی آن را شنیده است.</p>
<p>برادر عزیز و خواهر گرامی! چنین تصور کن که صاحب یکی از آن درخت‌های زیبا و پرثمر بهشت هستی؛ چقدر خوشحال و مسرور خواهی شد؟</p>
<p>درختان جنت بسیار زیاد و متنوع و گوناگون می‌باشند، بعضی از آنها انار، بعضی انگور، بعضی سدر و بعضی دیگر موز هستند، تصور نکن که میوه‌های بهشت، مانند میوه‌های فانی این دنیا می‌باشند، بلکه میوه‌های بهشت تنها در اسم، با میوه‌های این دنیا مشابهت دارند چنانکه ابن عباس رضی الله عنه نیز بر این موضوع تأکید نموده است.</p>
<p>اما شکل و رنگ و طمع و مزه‌ی آنها را کسی جز خالق آنها نمی‌داند. خداوند عزوجل می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ} </span>[الرحمن:۶۹]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«پس کدام یک از نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب و انکار می‌نمایید؟»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ- فِی سِدْرٍ مَّخْضُودٍ- وَطَلْحٍ مَّنضُودٍ- وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ- وَمَاء مَّسْکُوبٍ- وَفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ}</span> [واقعه: ۲۷-۳۲]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«سمت راستی‌ها! چه سمت راستی‌هایی؟! (اوصاف مواهب و نعمت‌هایشان در بیان نمی‌گنجد) در (سایه‌ی درخت) سدر بی‌خار آرمیده‌اند، در سایه‌ی درختان موزی بسر می‌برند که میوه‌هایش روی هم ردیف و چین چین افتاده است، و در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده (خوش و آسوده‌اند) و در کنار آبشارها و آب‌های روان بسر می‌برند که زمزمه‌ی آن گوش جان را نوازش می‌دهد و منظره‌ی آن چشم انسان را روشنی می‌بخشد، و در میان میوه‌های فراوان هستند».</span></p>
<div id="attachment_2651" class="wp-caption alignleft" style="width: 261px"><img class="size-medium wp-image-2651" title="wasfe-behesht-1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/wasfe-behesht-1-251x181.jpg" alt="wasfe-behesht-1" width="251" height="181" /><p class="wp-caption-text">رسیدن به بهشت یعنی دستیابی به همه‌ی خواسته‌ها و آرزوها</p></div>
<p>پس ای بزرگوار! این لحظات باقی مانده‌ی عمر خود را برای انجام اعمال صالح و کارهای نیک غنیمت شمار، و مواظب باش! دنیا تو را فریب ندهد، زیرا این دنیا و آنچه در آن است، مانند ابر تابستانی است که زود از بین می‌رود و راه اهل تقوا را پیش بگیر تا از میوه‌های فراوان جنت بهره‌مند شوی، خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ وَشَرَابٍ} </span>[ص:۵۱]</p>
<p>در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَفَاکِهَةٍ مِّمَّا یَتَخَیَّرُونَ}</span> [واقعه:۲۰]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و از هر میوه‌ای که بخواهند».</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(نوجوانان بهشتی برای آنان می‌گردانند) هر نوع میوه‌ای که برگزینند»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی ظِلَالٍ وَعُیُونٍ- وَفَوَاکِهَ مِمَّا یَشْتَهُونَ}</span> [مرسلات:۴۱- ۴۲]</p>
<p>«پرهیزگاران در زیر سایه‌ها و در کنار چشمه‌سارانند و در میان میوه‌هایی که بخواهند و آرزو کنند»</p>
<p>در میان درختان بهشت، چنان درختانی هستند که سایه‌ی آنها اینقدر طولانی است که یک شخص سوار اگر به مسافت یکصد سال در زیر سایه آن راه برود، مسافت آن تمام نمی شود.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«در بهشت درختی وجود دارد که اسب سوار، اسب تیزروی خود را صدسال در سایه‌ی آن می‌راند، ولی نمی‌تواند مسافت آن را به پایان برساند»</span> (۷)</p>
<h4><strong>آیا از سدرة‪المنتهی چیزی می دانید؟</strong></h4>
<p>خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَظِلٍّ مَّمْدُودٍ}</span> [واقعه:۳۰]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و (اهل بهشت) در میان سایه‌های فراوان و گسترده و کشیده (خوش و آسوده‌اند)» </span></p>
<p>و از جمله‌ی این درختان جنت، درختی بنام سدرة المنتهی وجود دارد که الله تعالی در مورد آن می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى – عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى}</span> [نجم: ۱۳-۱۴]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«او که بار دیگر (در شب معراج) وی را نزد سدرة المنتهی دیده است»</span></p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم در حدیث معراج می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«بعد جبرئیل مرا همراه خود برد تا اینکه به سدرة المنتهی رسید&#8230; میوه‌هایش به بزرگی کوزه‌های هجر و برگ‌هایش مانند بزرگی گوش‌های فیل بود، چنان بزرگ که نزدیک بود برگ‌های آن امت را تحت پوشش در آورد. ناگاه به رنگ‌هایی در آمدند که نمی‌دانستم چه است، سپس وارد بهشت شدم و در آن با گنبدهایی که از مروارید ساخته شده بود روبرو شدم، و خاک جنت از مشک بود. و از جمله‌ی درختان جنت، آنهایی هستند که لباس‌های اهل جنت از آن درست می شود»</span> (۸)</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«طوبی، درختی است در جنت، که به اندازه‌ی مسافت صد سال است، که لباس اهل جنت از آن درست می‌شود»</span> (۹)</p>
<p>آنچه که به زیبایی و منظره‌ی درختان جنت می‌افزاید، این است که ساقه‌های آن‌ها از طلا می‌باشند، چنانچه رسول محبوب صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«در جنت درختی نیست مگر این که ساقه‌های آن از طلا می‌باشد»</span> (۱۰)</p>
<h4><strong>راه رسیدن به بهشت</strong></h4>
<p>اما راه رسیدن به بهشت؛ همه‌ی آن عبادات و اعمال صالحی که تو را به سوی خدا نزدیک گردانند، راه‌های رسیدن به بهشت هستند. پروردگار توانا در قرآن مجید همه‌ی عبادات و طاعاتی را که اگر با اخلاص عمل شوند و پاداش آنها جنت است، بیان فرموده‌اند:</p>
<h4>۱- ایمان و عمل صالح:</h4>
<p>خداوند در سوره‌ی عصر بیان می‌فرماید که: انسان در خسارت و نقصان قرار دارد، مگر کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، چنانچه که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَالْعَصْرِ-إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ-إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ} </span>[عصر:۱- ۳]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«سو گند به زمانه (که سرمایه‌ی زندگی انسان است، و فرصت تلاش او برای نیل به سعادت دو جهان است). انسان‌ها همه زیان‌کارند؛ مگر کسانی که ایمان می‌آورند، و کارهای شایسته و بایسته می‌کنند، و همدیگر را به تمسک به حق (در عقیده و قول و عمل) سفارش می‌کنند، و یکدیگر را به شکیبایی (در تحمل سختی‌ها و دشواری‌ها و دردها و رنج‌هایی) توصیه می‌نمایند (که موجب رضایت خدا می گردد)»</span></p>
<p>همچنین می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ}</span> [بقره:۲۵]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(ای پیامبر!) مژده بده به کسانی که ایمان آورده‌اند و کردار نیکو انجام داده‌اند و این که، ایشان را است باغ‌هایی (بهشتی) که در زیر درختان آن رودها روان است»</span></p>
<p>و امثال این آیات در قرآن کریم زیاد است.</p>
<p>زیرا ایمان، شناخت خدا و خوف و ترس و احترام به پروردگار توانا و پیروی از رسول خدا صلی الله علیه وسلم را می‌طلبد، و عمل صالح یعنی: انجام دادن آنچه الله تعالی امر کرده و دوری نمودن از آنچه نهی فرموده، از قبیل گناهان کبیره و فساد و اعمال ناروا.</p>
<h4>۲- نماز:</h4>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ} </span>[عنکبوت:۴۵]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«مسلماً نماز (انسان را) از گناهان بزرگ و کارهای ناشایست باز می‌دارد».</span></p>
<p>نماز محو و نابود کننده‌ی خطا و گناه می‌باشد. چنانکه رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«هیچ شخص مسلمانی نیست که هرگاه وقت نماز فرض او فرا می‌رسد، پس وضو و خشوع و رکوعش را خوب انجام می‌دهد، مگر اینکه کفاره‌ای بر گناهان قبلی‌اش می‌شود، تا زمانی که مرتکب گناه کبیره نشود، و نماز وی در طول زندگانی‌اش چنین می‌باشد»</span> (۱۱)</p>
<p>پس برادر و خواهر گرامی بر حفاظت از نماز خود همت کن، زیرا نماز نور چهره و نور چشم مؤمن و تعهد و پیمان وی با خدا و تفاوت میان مؤمن و کافر می‌باشد.</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«همانا فاصله‌ی میان مرد و میان شرک و کفر، ترک نماز می‌باشد»</span>. (۱۲)</p>
<p>و می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«عهدی که میان ما و آنان (کافران) می‌باشد، نماز است، کسی که آن را ترک کند، پس بتحقیق که کافر شده است».</span> (۱۳)</p>
<h4>۳- ادای نوافل:</h4>
<p>بعد از ادای فرائض، انجام مستحبات سبب نزدیکی و تقرب به الله تعالی می‌گردد و به تو برادر و خواهر گرامی‌ام، لباس ولایت را خواهد پوشاند زیرا نوافل علامت محبت تو و اخلاص تو نسبت به الله تعالی می‌باشد.</p>
<p>رسول صلی الله علیه وسلم می فرماید: <span style="color: #0000ff;">«پاداشی بهتر از این برای هیچ بنده‌ای که روزانه دوازده رکعت نماز نفل، غیر از فرض بخواند نیست، مگر اینکه خداوند خانه‌ای زیبا برای وی در بهشت بنا خواهد کرد، یا مگر اینکه خانه‌ای در جنت برای او ساخته خواهد شد»</span> (۱۴)</p>
<h4>۴- نیکی به والدین:</h4>
<p>از اعمالی که سبب ورود به بهشت می‌گردد: نیکی به والدین است، رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: بینی‌اش خاک آلود باد، سپس بینی‌اش خاک آلود باد، سپس بینی‌اش خاک آلود باد، کسی که پدر و مادرش را، یا یکی از آن دو را، یا هر دو را در پیری ببیند، و با خدمت کردن به آنها داخل بهشت نشود. (۱۵)</p>
<p>پس ای خواننده‌ی گرامی! برای نیکی به والدین حریص باش و آنچه دستور می‌دهند اطاعت نما، تا وقتی دستورشان موجب نافرمانی از الله تعالی نگردد، در این دنیا با آنان به نیکی رفتار کن، خداوند با بخشش و فضل و جنتش، با تو به خوبی رفتار خواهد نمود، بدان که نافرمانی از والدین، از بزرگترین گناهان می‌باشد، زیرا خداوند متعال اطاعت از آنها را با توحید و بر حذر داشتن و منع از شرک به خودش، یکجا ذکر فرموده:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا} </span>[نساء: ۳۶]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(تنها) الله را عبادت کنید و (بس. و هیچ‌کس و) هیچ چیز را شریک او قرار ندهید و به پدر و مادر خود نیکی کنید».</span></p>
<p>برادر وخواهرم! بدان که توبه، به جهت انجام دادن نیکی‌ها و عبادات می‌باشد و این منزلتی است که انسان‌های صالح در سفر این دنیا از آن جدا نخواهد شد، بلکه انبیاء و رسولان نیز همواره توبه می‌نمودند.‪</p>
<p>زیرا خداوند متعال در هر وقت و زمانی به توبه امر می‌فرماید و فلاح و رستگاری را در گرو آن قرار داده است.</p>
<p>چون همه‌ی فرزندان آدم خطا کارند. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ}</span> [نور:۳۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«ای مؤمنان! همگی به سوی الله برگردید  (و از مخالفت‌هایی که در برابر خدا داشته‌اید توبه کنید) تا رستگار شوید».</span></p>
<p>پس بیاندیش که خداوند، چگونه توبه‌کنندگان را نخست به ایمان موصوف نمود، بعد آنها را به توبه دعوت کرد، تا هر مسلمانی این را بداند که توبه برای انسان در سایر راه‌هایی که به خاطر الله می‌پیماید، لازم می‌باشد.</p>
<p>و همواره به یاد داشته باش که بهشت با کارهای سخت و جهنم با شهوت و خواهش‌های نفسانی پوشیده است، و اگر چنین نباشد، آزمایش بندگان چگونه صورت می‌گیرد و فرق بین صابر و مجرم و مطیع و فرمان‌بردار و عاصی و نافرمان چگونه شناخته می‌شود؟</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«وقتی خداوند بهشت را آفرید، جبرئیل را به بهشت فرستاد و فرمود: به جنت و آنچه خداوند برای اهل جنت آماده کرده بود نگاه کند، بعد نزد خداوند برگشت و گفت: قسم به ذاتت! کسی در مورد آن چیزی نمی‌شنود، مگر اینکه داخل آن بشود، رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: پس دوباره به جنت برگشت، آنگاه دید که آن با کارهای دشوار و سخت پوشیده شده است، پس به سوی خداوند برگشت و گفت، قسم به ذاتت! ترسیدم که کسی داخل آن نرود.»</span></p>
<p>اللهم إنّا نسألک الجنة و ما قرب إلیها من قول أو عمل و صلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی آله و صحبه اجمعین.</p>
<p>خداوندا! از درگاه تو بهشت و آنچه از گفتار و کردار خوب که ما را به جنت نزدیک می‌کند، مسئلت داریم. و درود و سلام بر پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم و آل اصحاب گرامی‌اش.</p>
<p style="text-align: center;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h4><span style="color: #888888;"><strong>منابع:</strong></span></h4>
<p><span style="color: #888888;">گامی به سوی ایمان و یقین &#8211; نویسنده: عبدالله ریگی احمدی &#8211; ناشر: انتشارات حرمین &#8211; سال و نوبت چاپ :بهار ۸۴- اول</span></p>
<p><span style="color: #888888;">وصف جنت &#8211; نویسنده: ابوالحسن ابن الفقیه &#8211; مترجم: ام عزیز الرحمان ملازاده &#8211; ناشر: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام &#8211; سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۲- اول</span></p>
<p style="text-align: center;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<p><span style="color: #888888;">۱- متفق علیه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۲- مسلم</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۳- بخاری</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۴- صحیح</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۵- بخاری</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۶- متفق علیه</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۷- بخاری ۱۱/۴۱۶ و مسلم ۲/۲۱۷۶</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۸- صحیح الجامع ۴/۸۲ و الحدیث فی الصحیحین</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۹- السلسلة الصحیحة ۴/۶۳۹</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۰-صحیح الجامع ۵/۳۴</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۱- مسلم/ ۲۲۸</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۲- مسلم/ ۸۲</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۳- الترمذی ۲۶۲۳ و قال حسن صحیح</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۴- مسلم ۷۲۸</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۵- مسلم ۲۵۵۱</span></p>
<p><span style="color: #888888;">۱۶- رواه الترمذی (۲۵۶۰) و قال حسن صحیح و رواه احمد ۲/۳۳۲٫ و حسن اسناده الآلبانی فی تخریج مشکاة المصابیح. حدیث رقم (۵۶۹۶).</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2474/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیایید همدیگر را دوست داشته باشیم!</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2627</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2627#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 15 Jan 2010 13:35:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2627</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی
انواع عشق و محبت کدام است؟
۱- عشق به خداوند که اساس ایمان است و همچنین دوست داشتن رسول خدا صلی الله علیه وسلم.
۲- دوست داشتن در راه خدا، مانند برادری با مؤمنان و دوست داشتن همه آنان، اما محبت نسبت به تک‌تک آنان، بر اساس میزان ایمان و تقربشان به خداوند و اطاعت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2628" title="i love u in allah" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/i-love-u-in-allah.png" alt="i love u in allah" width="100" height="108" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p><span style="color: #ff0000;">انواع عشق و محبت کدام است؟</span></p>
<p>۱- عشق به خداوند که اساس ایمان است و همچنین دوست داشتن رسول خدا صلی الله علیه وسلم.</p>
<p>۲- دوست داشتن در راه خدا، مانند برادری با مؤمنان و دوست داشتن همه آنان، اما محبت نسبت به تک‌تک آنان، بر اساس میزان ایمان و تقربشان به خداوند و اطاعت او، متفاوت است.<span id="more-2627"></span></p>
<p>۳-  در کنار عشق به خدا، عشق به غیر او در دل جای گیرد این همان شریک قرار دادن غیر خدا در عشقی است که داشت آن نسبت به پروردگار بر ما واجب است، مانند عشق مشرکان به الهه شان. این عشق، خود اساس شرک است.</p>
<p>۴-  عشق طبیعی که انواع مختلفی دارد مانند دوست داشتن از روی احترام، مثل محبت نسبت به پدر و مادر.عشق از روی دلسوزی و ترحم، مثل دوست داشتن فرزند، دوست داشتن به خاطر وجود شباهت‌هایی متعدد مثل دوست داشتن سایر انسان ها و دوست داشتن فطری و ذاتی چون دوست داشتن غذا از دیگر انواع عشق طبیعی محسوب می شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">محبت خالصانه خدا و رسول </span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">چرا باید نسبت به خدا و رسول او محبت خالصانه داشته باشیم؟</span></p>
<p>زیرا خداوند سبحان از چندین جهت شایسته ی چنین محبت خالصانه ای است:</p>
<p>او یگانه آفریدگار هستی و منشاء حیات و انسان است.</p>
<p>تمام نعمت‌های نهان و آشکار بی پایانش را به انسان بخشیده، این هستی عظیم و پهناور را به خاطر مصلحت او آفریده و آن را برایش رام و مسخر نموده است. همچنین قوانین و مقررات استوار و برنامه‌های اساسی را برای انسان فرو فرستاده است.</p>
<p>تنها اوست که نیاز نیازمندان را برآورده و ضرر و زیان را از بندگان دور می سازد. و بندگان به او نیازمند بوده و در حالی براو اعتماد و توکل دارند.</p>
<p>خداوند متعال می فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِینَ اصْطَفَى آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِکُونَ} [نمل:۵۹]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«بگو: خدا را سپاس می گویم و از او درخواست می نمایم که رحمت و مغفرت خود را بر بندگان برگزیده‌ی خویش نازل فرماید، آیا الله بهتر است یا آنچه آنان با او شریک می‌سازند؟»</span><strong><br />
</strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;">{أَمَّن یَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ؟ وَمَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاء وَالْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ} [نمل:۶۴]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«آیا معبودهای دروغین شما بهترند یا کسی که آفرینش را آغاز نموده و سپس آن را برگشت می دهد و کسی که از آسمان و زمین به شما روزی عطا می کند؟ آیا معبودی با خدا است، بگو: دلیل و برهان خود را بیان دارید اگر راست می گویید».</span></p>
<p>پس تا زمانی که انسان مؤمن به این منزلت شایان از محبت و دوستی خداوند نرسد و خود را نیازمند او نداند و بر او اعتماد و توکل نکند و از او استمداد و یاری نجوید و در برابر نعمت‌های بی شمار او شکرگزار نباشد، او در ادعای محبت خداوندی صادق نبوده و حلقه‌ی ایمان خویش را گسسته است.</p>
<p>بعد از محبت و دوستی خداوند ضروری است که انسان مؤمن محبت و دوستی خود را نسبت به پیامبر صلی الله علیه وسلم خالص گرداند که این شخصیت وارسته نیز از چندین جهت شایان چنین محبتی است:</p>
<p>چون او کامل ترین اشخاص و از لغزش به دور بوده است و از گناه و معصیت معصوم می باشد.</p>
<p>پیامبر اسلام شایسته‪ی چنین محبتی است زیرا اطاعت از او اطاعت از خداوند بوده و سنت او بعد از کلام خداوندی دومین مرجع و منهج انسان مسلمان است. و همچنین آن شخصیت مبارک برای کسانی که خواهان مراتب عالیه‪ی انسانی و خواستار رسیدن به مجد و بزرگواری هستند الگو و راهنما است</p>
<p>پیامبر اسلام لایق چنین محبتی است زیرا امانتی را که خداوند به او سپرده بود به بهترین و نیکوترین شیوه ادا نمود و رسالت خویش را بدون هیچ کم و کاستی ادا و امت اسلامی را نهایت دلسوزی نصیحت و پند داده است. و آن چنانکه لازم بود به خاطر دین اسلام به گونه ای کوشید که دولت اسلام را در جزیرة‪العرب پا بر جا ساخت. او سزاوار چنین محبتی است زیرا به راستی وجود مبارکش همچون نورافکنی پرنور تمام جهان را منور ساخته و برای بشریت مایه‌ی هدایت و رحمت شد</p>
<p>برای اثبات این ادعا کافی است به صادق ترین سخن یعنی کلام خدا رجوع کنیم:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرً} [احزاب:۲۱]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«همانا سرمشق و الگوی زیبایی در پیامبر خدا برای شماست، برای کسانی که امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند و خدا را بسیار یاد کنند».</span></p>
<p>یا در سوره انبیاء چنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ} [انبیاء:۱۰۷]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و ما تو را نفرستادیم مگر اینکه برای جهانیان رحمت باشی».</span></p>
<p>یا در سوره آل عمران چنین می فرماید: <span style="color: #0000ff;">{قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ} [آل عمران:۳۱]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«بگو- ای محمد- اگر خدا را دوست می دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشاید و خداوند آمرزنده‌ی مهربان است.»</span><strong><br />
</strong></p>
<p>بدیهی است اگر انسان مؤمن از درون نسبت به پیامبر چنین احساسی داشته باشد لازمه‪ی آن اطاعت کامل و تسلیم شدن در برابر اوامر اوست. و تا زمانی که انسان مؤمن به این سطح شایان از محبت و اطاعت از پیامبر نرسد، چنین شخصی در ادعای محبت پیامبر  صادق نبوده و حلقه‪ی ایمان خود را گسسته است. خداوند متعال در این مورد چنین می فرماید</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{فَلاَ وَرَبِّکَ لاَ یُؤْمِنُونَ حَتَّىَ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لاَ یَجِدُواْ فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُواْ تَسْلِیمًا} [نساء:۶۵]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اما نه به پروردگارت سوگند ـ ای محمد ـ که آنان ایمان نمی‌آورند تا آنکه تو را در اختلافاتی که میانشان اتفاق افتاده داور کنند سپس از قضاوتی که تو می‌کنی هیچ حرجی در دل راه ندهند و تسلیم امر تو گردند».</span><strong><br />
</strong></p>
<p>و در فضل و بزرگواری و جاودان بودن نام آن حضرت همان بس که خداوند نام او را در میان بشریت برافراشته و او را به عنوان پیشوای همه‪ی نسل ها برگزیده و بر سایر بشریت برتری بخشیده است</p>
<p><span style="color: #ff0000;">نمونه هایی از محبت و فداکاری</span></p>
<p>اکنون نمونه‪هایی پسندیده از عشق و فداکاری صادقانه‪ی خدا و رسول را برای خوانندگان محترم بیان می‪نماییم</p>
<p>اگر صفحات تاریخ را با سر انگشتان تدبیر ورق زده و به مطالعه‌ی آن بپردازیم به طور مسلم در میان آن نمونه های دلربا و شگفت انگیزی را خواهیم یافت و خواهیم دید که نسل اول مسلمانان- اصحاب و تابعین- چگونه باده‌ی عشق نوشیده و شیرینی و لذت ایمان را چشیده اند.</p>
<p>امام بیهقی و ابن اسحاق در کتاب تاریخ خود چنین روایت می کنند:</p>
<p>«یکی از زنان انصار به نام نسیبه دختر کعب در جنگ احد، پدر، برادر و شوهرش به شهادت رسیدند و پس از آنکه خبر شهادت آنان را دریافت کرد، اولین جمله ای که بر زبان آورد، جویا شدن حال رسول خدا بود. زمانی که به او خبر می دهند پیامبر صلی الله علیه وسلم سالم و تندرست است، ایمان ژرف وافرش نسبت به پیامبر چنان او را به وجد می آورد که می گوید: به خدا قسم تا پیامبر را نبینم آرام نمی‪گیرم! او را نزد پیامبر می برند و با دیدن آن ذات پاک الفاظی را که از ایمان ژرف او سرچشمه می گیرد بر زبان جاری ساخته و چنین می گوید: <span style="color: #0000ff;">«کل مصیبة بعدک جلل یا رسول الله»</span> یعنی: ای رسول خدا! با وجود مبارک و شریفت هر مصیبتی برایم سهل و آسان است</p>
<p>ابن عساکر با سند جیّد از بلال حبشی روایت می کند: «او بعد از رحلت پیامبر خدا در منطقه ای نزدیک شام به نام داریا مسکن می گزیند و در یکی از شب‪ها در خواب به خدمت پیامبر شرفیاب می شود، پیامبر به او می گوید: ای بلال! چرا این قدر خشک و بی رغبت هستی؟ آیا وقت آن فرا نرسیده که مرا زیارت کنی؟</p>
<p>بلال با حالتی وحشتناک و اندوهگین از خواب پریده و در صبح همان شب بر شترش سوار شده و روانه‪ی مدینه می شود و در آنجا بر مرقد آن بزرگوار حضور یافته و می گرید و پس از دعای علوّ درجات برای پیامبر خدا و دعای آمرزش برای خود به سوی شهر بر می گردد. ناگاه در میان راه به نوه‪های پیامبر حسن و حسین می رسد، آنان را در آغوش کشیده و شروع به بوسیدنشان می کند، حسن و حسین از او درخواست می کنند که دگر بار، آن اذانی را که در زمان پیامبر گفته است برایشان تکرار کند، بلال با درخواست و اصرار آنان بر بام مسجد رفته و در همان مناره‪ای که قبلاً اذان می گفت می‪ایستد و به محض گفتن <strong>«الله اکبر»</strong> مدینه را سراپا گریه فرا می گیرد و هنگام گفتن <strong>«أشهد أن لا إله إلا الله»</strong> صدای گریه و زاری مدینه شدت می گیرد و هنگامی که به <strong>«أشهد أنّ محمدا رسول الله»</strong> می رسد، زنان مدینه از منازل خود بیرون آمده و می پرسند: آیا پیامبر خدا دگربار مبعوث شده است؟</p>
<p>راوی می گوید: مدینه تا آن وقت شاهد چنین گریه و زاری مردان و زنانش و چنان شوق و علاقه‪ای نبوده است!!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">اشک های محبت</span></p>
<p>گریه از شدت عشق و دوست داشتن، شگفت انگیز و اشک شوق محبت، عجیب و غریب است. تیر شوق محبت به هدف اصابت می کند و برای جدایی، طبیب و مرهمی جز وصل نیست.</p>
<p>اگر نزد دوستداران از محبوب‪هایشان یادی به میان آید، به سرعت گریه می کنند؛ و از چشمان شان اشک شوق سرازیر می شود.</p>
<p>هنگامی که کلام خداوند یگانه بر سید مخلوقات، محمد صلی الله علیه و سلم خوانده شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{فَکَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن کُلِّ أمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلاء شَهِیدًا} [نساء:۴۱]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«(ای محمد، حال اینان) چگونه خواهد بود؟ بدان گاه که از هر ملتی (از پیامبران برای شهادت بر قوم خود) گواهی بیاوریم؛ و تو را شاهدی بر اینان بیاوریم؟»</span></p>
<p>چشمانش ‪ پر از اشک شد</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">بادٍ هواک صبرت أم لم تصبرا      و بکاک إن لم یجرد معک أو جری</span></p>
<p>(عشق و علاقه ی تو- چه شکیبایی کنی، یا نه- آشکار و روشن است؛ و گریه ی تو- چه اشک جاری بشود، و یا نه- آشکار و روشن است.)</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">کم غرّ صبرک و احتمالک صاحباً    لما رآک و فی الحشا ما لا یری</span></p>
<p>(چه قدر شکیبایی و بردباری تو رفیقان را فریفت! وقتی که تو را دیدند؛ و در اندرون چیزیست، که دیده نمی شود.)</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم شب را به‪طور کامل بیدار ماند؛ و پیوسته این آیه را تکرار می کرد</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیم} [مائده: ۱۱۸]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«اگر آنان را مجازات کنی، بندگان تو هستند. و اگر ایشان را گذشت کنی، همانا تو چیره و توانا و حکیم هستی».</span></p>
<p>متنبی گفته است:</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">عجنا فأذهب ما أبقی الفراق لنا     من العقول و ما ردّ الذی ذهبا</span></p>
<p>(سستی و تنبلی را برای ما به جای گذاشت؛ و درد فراق و جدایی، هیچ چیزی را از خرد برای ما باقی نگذاشت؛ و آنچه هم از دست رفته بود، باز پس نداد.)</p>
<p>وقتی سوره نصر <span style="color: #0000ff;">{إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ}</span> نازل شد، ابوبکر صدیق رضی الله عنه از ترس جدایی رسول خدا صلی الله علیه و سلم گریه می کرد؛ و می گفت: «به دنبال نصر و فتح، رحلت و وفات پیامبر می آید.»</p>
<p>رسول خدا صلی الله علیه وسلم به عمر رضی الله عنه مژده‪ی ورود به کاخی را در بهشت داد و فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خواستم که وارد آن کاخ شوم؛ اما ای عمر! غیرت تو را به یاد آوردم و این کار را نکردم.»</span> عمر با شنیدن این سخنان گریه کرد و گفت: ای رسول خدا، آیا بر تو هم غیرت می ورزم؟</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">لیت من لام عیونی فی الجوی     ذاق ما ذقناه فی یوم الفراق</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">قد شوینا أکبداً قد طویت            قبل هذا الیوم و الدم یراق</span></p>
<p>ای کاش کسی که چشمان مرا در ریختن اشک و سوزش غم و اندوه سرزنش می کند، آنچه ما در روز فراق چشیدیم، می چشید. همانا دل‪هایی را پیش از این از سوز فراق کباب کردیم؛ در حالی که از آن خون ریخته می شد</p>
<p>وقتی که حاطب ابن ابی بلتعه راز پیامبر را (در حمله به مکه) آشکار کرد، عمر خواست که او را بکشد؛ اما پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: «ای عمر! تو چه می دانی؟ همانا خداوند از وضعیت اهل بدر آگاه بود، که به آن‪ها فرمود: <span style="color: #0000ff;">«اعمَلُوا مَا شِئتُم فَقَد غَفَرتُ لَکُم»</span> (انجام دهید، آنچه می خواهید. همانا من گناهان شما را بخشیدم)».عمر رضی الله عنه وقتی این سخنان را شنید به شدت گریست</p>
<p>سوگند به خدا! مسلمانان از شدت شوق و غلبه‪ی ترس و حرارت اشتیاق، نتوانستند مقاومت کنند، بلکه سرهایشان را از روی تأسف پایین انداختند؛ و پیشانی‪هایشان را گریه کنان بر زمین ساییدند؛ و سجده کنان بر صورت‪هایشان به زمین افتادند</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">لیتنی صنت للقاء دموعاً      ذهبت یوم حان منا الرحیلُ</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #0000ff;">کنت خففت من لهیب ضلوعی       یوم زار الفؤاد همُّ ثقیلُ</span></p>
<p>ای کاش کمی از اشک‌هایی که هنگام فرا رسیدن جدایی ریخته شدند، برای روز ملاقات باقی می‌گذاشتم.</p>
<p>از شعله‪ی آتش درون ام می کاستم ، روزی که همّ و غم سنگینی به سراغ دلها آمد</p>
<p>برخی از دوستداران خدا و رسول خدا صلی الله علیه وسلم برای رفتن به جهاد در راه خدا، نزد پیامبر آمدند تا برای رفتن آماده شوند؛ اما پیامبر فرمود: «شتر و اسبی نداریم، که شما را بر آن سوار کرده و به میدان جهاد بفرستیم.» آنان از عدم استطاعت برای رفتن تأسف کنان گریه می کردند!</p>
<p>خداوند فرمود: <span style="color: #0000ff;">{وَلاَ عَلَى الَّذِینَ إِذَا مَا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ} [توبه:۹۲]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«ایراد و گناهی نیست، بر کسانی که هنگامی که پیش تو آمدند، تا آنان را بر مرکبی سواری (به جهاد بفرستی) تو گفتی: مرکبی ندارم، که شما را بر آن سوار کنم. ایشان برگشتند در حالی که چشمانشان از غم پر از اشک بود».</span></p>
<div id="attachment_2629" class="wp-caption alignleft" style="width: 260px"><img class="size-medium wp-image-2629" title="hobb" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hobb-250x185.jpg" alt="hobb" width="250" height="185" /><p class="wp-caption-text">دوستی در راه الله ماندگار و همیشگی است</p></div>
<p><span style="color: #0000ff;">1- در قیامت زیر سایه ی عرش خداوند قرار می گیرد: «عن ابی هریرة رضی الله عنه قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: «إن اللَّه تعالى یقولُ یَوْمَ الْقِیَامةِ: أَیْنَ المُتَحَابُّونَ بِجَلالِی؟ الْیَوْمَ أُظِلُّهُمْ فی ظِلِّی یَومَ لا ظِلَّ إِلاَّ ظِلِّی» رواه مسلم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: الله متعال در روز قیامت می‌گوید: کجایند آنانی که در راه جلال من یکدیگر را دوست داشته‌اند؟ من امروز آنان را در سایه‌ی خود خواهم گرفت؛ روزی که سایه‌ای جز سایه‌ی من وجود ندارد.[۱])</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۲- قرار داده شدن منبرهایی از نور برای شخص: «عن مُعَاذٍ رضی اللَّه عنه قال: سمِعتُ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم یقول: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: المُتَحَابُّونَ فی جَلالی، لَهُمْ مَنَابِرُ مِنْ نُورٍ یَغْبِطُهُمْ النَّبِیُّونَ وَالشُّهَدَاءُ».</span></p>
<p>رواه الترمذی وقال: حدیثٌ حسنٌ صحیحٌ.</p>
<p>(از معاذ رضی الله عنه روایت شده است که گفت: از پیامبرصلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: <span style="color: #0000ff;">خداوند ـ عز و جل ـ می‌فرماید: برای کسانی که همدیگر را به خاطر عظمت من دوست دارند، برایشان منبرهایی از نور آماده است که (به سبب آن) پیامبران و شهیدان به منزلت آنها غبطه می‌خورند.[۲]<strong>)</strong></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۳- محشور شدن با کسی که او را دوست داشته باشد: «عن أبی  موسى الأَشْعَرِیِّ رضی اللَّهُ عنه أَن النَّبِیَّ صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم قال: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ». متفق علیه وفی روایة قال قیل للنبی صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم الرجل یحب القوم وَلَمّا یلحق بهم؟ قال: «المرء مع من أحب».</span></p>
<p>(از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: <span style="color: #0000ff;">شخص با کسی (محشور) است که او را دوست دارد.[۳]</span></p>
<p>در روایتی دیگر آمده است: ابوموسی رضی الله عنه گفت: به پیامبرصلی الله علیه وسلم گفته شد: انسان، گروهی را دوست دارد و هنوز (در عمل) به آن گروه نپیوسته است (حال او چگونه است)؛ پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند:<span style="color: #0000ff;"> شخص (در روز قیامت)، با کسی (محشور) است که او را دوست دارد.[۴])</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">۴- خداوند آن شخص را دوست می دارد: «عن أبی  هریرة رضی اللَّه عنه عن النبی صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: «أَنَّ رَجُلاً زَارَ أَخاً لَهُ فی قَریَةٍ أُخْرَى، فَأَرْصد اللَّهُ تعالى على مَدْرجَتِهِ ملَکاً، فَلَمَّا أَتَى عَلَیْهِ قال: أَیْن تُریدُ؟ قال: أُرِیدُ أَخاً لی فی هذِهِ الْقَرْیةِ. قال: هَلْ لَکَ علَیْهِ مِنْ نِعْمَةٍ تَرُبُّهَا عَلَیْهِ؟ قال: لا، غَیْر أَنِّی أَحْببْتُهُ فی اللَّهِ تعالى، قال: فَإِنِّی رسول اللَّهِ إِلَیْکَ بأَنَّ اللَّه قَدْ أَحبَّکَ کَما أَحْببْتَهُ فِیهِ»</span> رواه مسلم.</p>
<p>(از ابوهریره رضی الله عنه روایت شده است که پیامبرصلی الله علیه وسلم فرمودند: <span style="color: #0000ff;">مردی به دیدار یک برادر دینی، در دهی دیگر رفت؛ خداوند بر سر راه او فرشته‌ای را منتظر گماشت و وقتی که او به فرشته رسید، فرشته به وی گفت: می‌خواهی کجا بروی؟ گفت: به دیدن برادر دینیم در این دهکده؛ گفت: آیا تو نزد او مال و نعمتی داری که به واسطه‌ی او، آن را افزایش دهی (یا کاری به او داری)؟ گفت: نه، فقط برای رضای خدا او را دوست دارم، فرشته گفت: پس من از طرف خدا به سوی تو فرستاده شده‌ام و مأمورم که (به تو بگویم): خداوند تو را دوست دارد، همچنان که تو او را به خاطر وی دوست داری[۵])</span></p>
<p>اصحاب و یاران باوفای آن حضرت صلی الله علیه وسلم وقتی آیان و احدادیثی را شنیده آن را با گوش جان، می پذیرفتند و عملاً برادری و محبت خود را نسبت به همدیگر می افزودند ما نیز که این آیات و احادیث را می شنویم باید بر اخوت و محبت نسبت به همدیگر بیفزاییم. د ر ادامه پس از بیان صفات مهاجران و انصار خداوند دیگر مؤمنان را چنین می‌ستاید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیم} [حشر:۱۰]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">«و کسانی که پس از آنها آمده اند گویند: پروردگارا و و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفته اند بیامرز و در دل های ما نسبت به مؤمنان کینه ای مگذار؛ پروردگارا تو رئوف و مهربانی».</span></p>
<p>عزیزانم! این دعا را از صمیم دل بخوانید و از خداوند بخواهید که کینه نسبت به مؤمنان را از دل ما بزداید.</p>
<h4>منابع:</h4>
<p>حلاوت ایمان، عبدالله ناصح علوان، مترجم: عزیزالله عبدی، ناشر: مترجم، سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۰- اول</p>
<p>دستاورد سفر تابستان، دکتر عائض قرنی، مترجم: محمد جبروتی ، نشر احسان، سال و نوبت چاپ: ۱۳۸۶- اول</p>
<p><strong> </strong></p>
<p>تفسیر سه جزء آخر قرآن به ضمیمه آن احکامی مهم برای هر مسلمان، ناشر:www.tafseer.info ، سال و نوبت چاپ: رمضان ۱۴۲۷ ه.ق – دهم</p>
<p>ریاض الصالحین، نویسنده: امام نووی، مترجم: استاد محمود حواری نسب، انتشارات کردستان، سال چاپ: ۱۳۸۵یا</p>
<p>دریغ از این مسلمانی!؟ ، عمرو خالد، مترجم: محمد عزیز حسامی ، انتشارات کردستان، سال و نوبت چاپ:۱۳۸۷- اول</p>
<hr size="1" />[۱]- مسلم روایت کرده است؛ [(۲۵۶۶)].</p>
<p>[۲]- ترمذی روایت کرده است [(۲۳۹۱)] و گفته است: حدیث حسن صحیح است.</p>
<p>[۳]- متفق علیه است؛ [خ(۶۱۷۰)، م(۲۶۴۰)].</p>
<p>[۴]- این روایت، بخشی از حدیثی است که شماره‌ی ۱۹، آمده است.</p>
<p>[۵]- مسلم روایت کرده است؛ [(۲۵۶۷)].</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2627/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عوامل شرح صدر و از بین رفتن غم‌ها و غصه‌ها</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2453</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2453#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2009 13:09:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2453</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: حسین بن عبدالعزیز آل شیخ
مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۱ ذوالقعده ۱۴۳۰ برابر با ۸ آبان ماه ۱۳۸۸
خطبۀ اول:
ستایش از آن الله است که قلب هر که را بخواهد بسوی ایمان نورانی می‌گرداند و قلب هر که را بخواهد برای اسلام گشاده می‌سازد، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله، آن پادشاه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: حسین بن عبدالعزیز آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۱۱ ذوالقعده ۱۴۳۰ برابر با ۸ آبان ماه ۱۳۸۸<span id="more-2453"></span></p>
<h4><strong>خطبۀ اول:</strong></h4>
<p>ستایش از آن الله است که قلب هر که را بخواهد بسوی ایمان نورانی می‌گرداند و قلب هر که را بخواهد برای اسلام گشاده می‌سازد، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله، آن پادشاه دانا که واحد و بی‌شریک است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیام‌رسان اوست.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان؛ خود و شما را به تقوای خداوند سفارش می‌کنم که هر که تقوای او را پیشه سازد، برای او از هر تنگنایی راه خروج قرار می‌دهد، و او را از جایی که تصور نمی‌کرده روزه می‌دهد.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; دنیا خانه‌ای است که از سختی و درد خالی نیست و انسان در آن از غم و غصه در امان نمی‌ماند. رسول خدا (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <strong>«دنیا زندان مومن و بهشت کافر است»</strong>. [به روایت امام مسلم]</p>
<p>آنکه در حال اهل این زمانه تامل کند خواهد دید افسردگی و دلتنگی و و نگرانی به علت دلمشغولی‌های فراوان و بیماری‌های مختلف روانی بسیار شده است. تا جایی که کار برخی از آنان به خودکشی رسیده است. برای همین به شدت نیاز است تا روش و منهجی که باعث به وجود آمدن «حیات طیبه» و زندگی خوش می‌شود شناخته شود. روشی که به واسطۀ آن سینه‌ها گشوده شده و شادی و بهجت و سرور به بار آورد.</p>
<p>برادران و خواهران&#8230; این تاملی است در اسباب به دست آمدن این خواسته‌های باارزش و این معانی بلند، بر اساس منهج دو «وحی» یعنی کتاب و سنت، و سیرت سرور پیامبران ـ صلی الله علیه وعلی آله وسلم ـ</p>
<p><strong>ـ نخستین این اسباب</strong> محقق گرداندن ایمان به خداوند متعال است. ایمانی که محبت خداوند و رسولش را به وجود می‌آورد، و اینکه ترس و امید را تنها برای خداوند قرار دهیم و کارها را به او بسپاریم و در کنار حدود او بایستیم و از آن تجاوز نکنیم:</p>
<p>{<strong> </strong><strong>مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ</strong> } [نحل: ۹۷]</p>
<p><strong>(هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاکیزه‏اى حیات [حقیقى] بخشیم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهیم داد)</strong></p>
<p>{<strong>.. وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجاً</strong> } [طلاق: ۲]</p>
<p><strong>(&#8230; و هر که تقوای الله را پیشه سازد [الله] برایش راه برون رفتی قرار خواهد داد)</strong></p>
<p>سعادت و خوشبختی در طاعت الهی است و شادی و سرور در عبادت او&#8230; از سویی دیگر بدبختی با همۀ معانی خود و تنگی و سختی زندگی به مفهوم کامل خود، در شرک به خداوند و بدعت در دین و در گناهان و بدی‌ها است. آنچه انسان بدکار دچار آن می‌شود مانند دلتنگی و و سنگدلی و غم و غصه، تنها مجازاتی است زودهنگام و چنانکه ابن قیم رحمه الله می‌گوید جهنمی است در دنیا و پیش از آخرت.</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<strong> </strong><strong>وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکاً ..</strong>} [طه: ۱۲۴]</p>
<p><strong>(هر کس از یاد من روی بگرداند در حقیقت زندگى تنگ [و سختى] خواهد داشت)</strong></p>
<p>ای انسان مسلمان&#8230; بدان تنها کسی که تدبیر امور در دست اوست خداوند متعال است، و او نست به بندۀ مومنش از خودش نیز مهربانتر است&#8230; پس در برابر او سجده بیاور و به او اعتماد کن و به فضل و کرم او امیدوار باش تا زندگی‌ات خوش شود و قلبت آرام گیرد و شادی‌ات افزون شود و اگر بر خداوند توکل کرده‌ای خود را اسیر خیالات و اوهام بد مکن.</p>
<p>{<strong>.. وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ..</strong>} [طلاق: ۳]</p>
<p><strong>(&#8230;و هر کس بر الله توکل کند او براى وى بس است‏&#8230;)</strong></p>
<p>یعنی خداوند او را در همۀ کارهایش و در همۀ چیزهایی که برایش مهم است، کافی خواهی بود.</p>
<p><strong>ـ سبب دوم</strong> برای به دست آوردن خوشبختی دارا بودن صبر است در هنگام مصیبت‌ها و تنگناها&#8230; رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <strong>«عجیب است کار مومن که همۀ امورش برایش خیر است، و این خصوصیت نیست مگر برای انسان مومن، که اگر خوشی به او برسد شکر خواهد کرد، که این برایش خیر خواهد بود و اگر ناخوشی و زیانی به او رسد صبر خواهد کرد که این نیز برایش خیر خواهد شد»</strong> [به روایت امام مسلم]</p>
<p>این صبر است که باعث می‌شود انسان صابر رو به آه و ناله و بی‌تابی نیاورد. این صبر انسان مسلمان است که به آنچه مصطفی (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) خبر داده است یقین دارد، آنجا که می‌فرماید: <strong>«مسلمان هیچ خستگی و بیماری و غم و غصه و آزاری تحمل نمی‌کند، حتی آن خاری که در پایش می‌رود مگر آنکه خداوند به واسطۀ آن، گناهانش را از بین می‌برد».</strong> [به روایت امام بخاری] و در روایت امام مسلم آمده است که فرمودند: <strong>«مسلمان گرفتار بیماری و خستگی و ناخوشی و غم و نه حتی هم و دلمشغولی نمی‌شود مگر آنکه به واسطۀ آن، گناهانش بخشیده می‌شود».</strong></p>
<p><strong>ـ از دیگر سبب‌های از بین رفتن غم‌ها</strong> این است که انسان فکر و دلمشغولی اصلی خود را «آخرت» و کار برای آخرت قرار دهد. هر که تنها دنیا او را مشغول سازد و بزرگترین هم و غم خود را دنیا قرار دهد خداوند نیز غم‌ها و دلمشغولی‌ها و سختی‌های آن را بر گردن او قرار خواهد داد.</p>
<p>و از رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) ثابت شده است که ایشان فرمودند: <strong>«هر که آخرت دلمشغولی او باشد خداوند بی‌نیازی را در قلبش قرار می‌دهد و امورش را مرتب ساخته و خاطرش را جمع خواهد کرد، و دنیا مطیع و سربه زیر بسوی او خواهد آمد، و هر که دلمشغولی وهم</strong><strong>ّ</strong><strong> و غمش دنیا باشد خداوند نیز فقرش را در برابر چشمانش قرار خواهد داد و امورش را پراکنده ساخته و از دنیا چیزی نصیبش نخواهد شد جز آنچه تقدیرش بوده است»</strong>. [به روایت ترمذی]</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230;</p>
<p><strong>ـ از مهمترین اسباب</strong> دور کردن غم‌ها و به دست آوردن راحت درون و آرامش، محافظت بر نمازهای فرض و بسیار به جای آوردن نمازهای مستحب به همراه تدبر و خشوع است، همانگونه که رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این نمازها را اینگونه به جای می‌آورد و از وی ثابت شده است که خطاب به بلال می‌فرمودند: <strong>«ای بلال ما را با نماز راحت کن»</strong> و می‌فرمودند: <strong>«چشم روشنی من در نماز قرار داده شده است»</strong>. همچنین در حدیثی که ابن جریر طبری روایت می‌کند ایشان فرمودند: <strong>«زیرا نماز شفا است».</strong></p>
<p><strong>ـ ای مسلمانان&#8230; همچنین از قوی‌ترین اسباب</strong> گشادگی سینه و از بین رفتن غم‌ها، بسیار یاد کردن خداوند عزوجل است:</p>
<p>{<strong>.. أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ</strong> } [رعد: ۲۸]</p>
<p><strong>(&#8230;آگاه باشید که با ذکر الله دل‌ها آرام می‌گیرد)</strong></p>
<p>که از بهترین ذکرها، بسیار خواندن قرآن با تدبر است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<strong> </strong><strong>یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْکُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِی الصُّدُورِ..</strong>} [یونس: ۵۷]</p>
<p><strong>(اى مردم به یقین براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه‏هاست آمده است)</strong></p>
<p><strong>ـ و همچنین محافظت بر اذکار صبح و شام</strong> و بسیار استغفار نمودن، که هر که بسیار استغفار نماید خداوند او را از هر غمی رهایی داده و از هر تنگنایی خارج می‌سازد، و او را از جایی روزی خواهد داد که خود حساب نمی‌برده.</p>
<p><strong>ـ همچنین از اسباب شادی</strong> و دوری از غم‌ها، بسیار درود فرستادن بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) است. در حدیثی که ابی ابن کعب رضی الله روایت نموده، آمده است که ایشان به رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) فرمودند: «ای رسول خداوند من بسیار بر تو درود می‌فرستم»  و در روایتی دیگر آمده است که ابی گفت: به رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) گفتم: آیا همۀ درودها و دعایم را مخصوص تو بگردانم؟ رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) فرمودند: <strong>«در این صورت خداوند دلمشغولی‌های تو را در امر دین و آخرت از بین برده و گناهانت را مورد مغفرت قرار خواهد داد».</strong></p>
<p><strong>ـ و از قوی‌ترین سبب‌های از بین رفتن دلمشغولی‌ها</strong> و از بین رفتن غم‌ها و ناخوشی‌ها و برطرف شدن نگرانی و به دست آوردن آسایش، روی آوردن بسوی خداوند بزرگ و کریم و تضرع به درگاه اوست&#8230; انس بن مالک رضی الله عنه می‌گوید: من خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) را می‌کردم و بسیار می‌شنیدم که می‌فرمود: <strong>«اللهم إنی أعوذ بک من الهم والحزن»</strong> یعنی: <strong>(خداوندا من به تو پناه می‌برم از غم و غصه)</strong> [به روایت امام بخاری]</p>
<p>در کتاب‌های اذکار دعاهایی برای از بین بردن غم‌ها و دلمشغولی‌ها و سختی‌ها وجود دارد.</p>
<p><strong>ـ از دیگر اسباب بزرگ برای انشراح صدر</strong> و آسودگی خاطر، نگاه کردن به نعمت‌های خداوندی است که به حساب نمی‌آید و اینکه این یقین را داشته باشی که هر آنچه از سختی‌ها به تو می‌رسد در برابر نعمت‌هایی که داری هیچ به حساب نمی‌آید. رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <strong>«به آنکه پایین‌تر از شماست نگاه کنید و به آنکه بالاتر از شماست ننگرید که اینگونه شایتسه‌تر است تا نعمت خداوند را کوچک نشمارید»</strong> [متفق علیه]</p>
<p>می‌گویند وقتی پای عروة بن زبیر ـ رضی الله عنه ـ قطع شد، عیسی بن طلحة ـ رضی الله عنه ـ به وی گفت: «ای اباعبدالله ما تو را برای کشتی گرفتن و مسابقه دادن نمی‌خواستیم، بلکه خداوند همان چیزی از تو باقی گذاشته که ما به آن نیاز داشتیم&#8230; رای تو و علم تو!» عروة بن زبیر گفت: «هیچ کس مانند تو مرا دلداری نداده بود» و همین عروة بن زبیر است که می‌گوید: «اگر خداوند عضوی را گرفت بسی اعضا است که باقی گذاشته است».</p>
<p><strong>ـ از دیگر اسباب زوال غم و غص</strong>ه این است که انسان مسلمان همیشه خوش بین باشد و نگاهش همیشه بر روی خوبی بیفتد و نه بدی. خوبی‌ها را ببیند و آن را بیشتر بیابد و از بدی چشم بپوشد و فراموشش کند، و اینگونه است که محبت در قلب او جای خواهد گرفت و و آرامش به قلب او فرود خواهد آمد». رسول خداوند (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید<strong>:«هیچ گاه مرد مومنی زن مومنی را بد نداند. که اگر از یک اخلاق او خوشش نیامد از اخلاق دیگرش راضی خواهد شد».</strong> [به روایت مسلم]</p>
<p><strong>ـ از اسباب دیگری که در انشراح صدر مفید است</strong> این است که انسان در حال وارد شدن تنگی و سختی با انسان‌های صاحب رای مشورت نماید و از نصیحت اهل علم و فضل و صلاح استفاده ببرد، که این خود باعث آرامش قلب و انس درون و از بین رفتن غم و سختی خواهد شد. خباب بن الارت رضی الله عنه می‌گوید: خدمت رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) در حالی که در زیر سایۀ کعبه دراز کشیده بود، شکایت برده و گفتیم: آیا برای ما از خداوند درخواست یاری نمی‌کنی؟ آیا برای ما دعا نمی‌کنی؟ که این داستان را بخاری به طور کامل در صحیح خود روایت نموده است.</p>
<p><strong>ـ از جمله اسبابی که باعث جلب شادی </strong>و از بین رفتن غم‌هایی می‌شود که به سبب ترس از آینده و غم گذشته اند، این است که انسان مسلمان برای اصلاح امور دین و دنیا در حال حاضر، تلاش کرده و خود را به مسائل سودمند مشغول نموده و تسلیم تنبلی زیانبار نشده و و خود را اسیر مسائل ناخوشایندی که گذشته است نکند، که مشغول کردن فکر به این چیزها بیهودگی است، و در این صورت است که خواهد توانست در راه به دست آوردن خوبی‌ها و دفع بدی‌ها گام بردارد.</p>
<p>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <strong>«مومن قوی نزد خداوند بهتر و محبوبتر از مومن ضعیف است، و در هر دو خیر وجود دارد. بر آنچه به سود توست حریص باش و اظهار ناتوانی نکن و از خداوند کمک بخواه، و اگر زیانی به تو رسید نگو که اگر چنین و چنان کرده بودم چنین و چنان می‌شد بلکه بگو: خداوند تقدیر نموده و او هر چه بخواهد می‌کند»</strong> [به روایت امام مسلم]</p>
<p>خداوند من و شما را با قرآن و سنت بهترین پیامبران برکت دهد، و ما را با هدایت آن دو سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند، از هر گناهی مغفرت می‌خوام. پس از او آمرزش بخواهید که او بس آمرزشگر و مهربان است.</p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<h4><strong>خطبۀ دوم:</strong></h4>
<p>ستاش از آن پروردگار جهانیان، آن مالک روز جزا است. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز او که واحد و بی‌شریک است و خداوند پیشینیان و پسینیان است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و بهترین انبیا و مرسلین است&#8230; خداوندا بر او و بر همۀ اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان خود و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم که این وصیت خداوند برای پیشینیان و پسینیان است.</p>
<p>برادر و خواهر مسلمانم اگر سختی و زیانی به تو رسید یا درد و بیماری تو را در گرفت به دیگران نیکی کن و در حق او خوبی بورز که این از پی خود شادی و سرور به همراه خواهد آورد، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<strong>..وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ</strong> } [بقره: ۱۹۵]</p>
<p><strong>(&#8230; و نیکی کنید که الله نیکوکاران را دوست دارد)</strong></p>
<p>در چنین حالت‌هایی بسیار صدقه دهید که صدقه سختی‌ها را از بین برده و غم و غصه را نابود می‌کند و همچنین سببی است برای شفا و بهبود بیماری‌ها و هر که به نیت شفا صدقه دهد تاثیر آن را به عیان خواهد دید.</p>
<p>همچنین از رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) در حدیث صحیح ثابت شده است که فرمودند: <strong>«بیماران خود  را با صدقه شفا دهید»</strong> همچنین در گذر تاریخ داستان‌های بسیاری رخ داده که ثابت نموده صدقه به اذن خداوند دارای تاثیر بزرگی در جلب شفا و بهبود بیماری‌هاست. هم شفای قلب‌ها و هم شفای بدن‌ها.</p>
<p>ای مسلمان همیشه در زندگی و در رفتار با دیگر این، شعار و رهنمودت باشد که:</p>
<p>{<strong>..ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ</strong> } [فصلت: ۳۴]</p>
<p><strong>(&#8230; [بدى را] با آنچه خود بهتر است دفع کن آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‏گردد</strong><strong>)</strong></p>
<p>قلبی داشته باش که کینه در آن جای نمی‌گیرد و سینه‌ای داشته باش سالم و خالی از انتقام، تا خوشبخت شوی و شاد&#8230; امام شافعی رحمه الله می‌گوید: چون بخشیدم، و بر کسی کینه به دل نگرفتم خود را از دشمنی‌ها راحت ساختم.</p>
<p>سپس بدانید که خداوند متعال ما را به امری بزرگ دستور داده که همانا فرستادن درود و سلام است بر پیامبر بزرگوارمان.</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر پیامبر و محبوب ما محمد، و راضی باش از خلفای راشدین و امامان هدایتگر و از همۀ صحابۀ پیامبرت و از کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا وضعیت ما و وضعیت دیگر مسلمانان را اصلاح نما، خداوندا وضعیت ما و وضعیت دیگر مسلمانان را اصلاح نما، خداوندا وضعیت ما و وضعیت دیگر مسلمانان را اصلاح نما. معبودی به حق نیست جز تو، تو پاک و منزهی، ما از ستمگران بودیم.</p>
<p>خداوندا ما از غم و غصه و ناتوانی و تنبلی و ترسویی و بخل، و از چیره شدن قرض، و قهر مردان به تو پناه می‌بریم. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان. خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر جای دنیا اصلاح نما. خدایا غم آنان را از بین ببر. خداوندا سختی آنان را زایل نما و جان آنان را حفظ کن. خداوندا مسلمانان را در هر جای دنیا حفظ کن.</p>
<p>خداوندا ما از آنچه بر امت ما آمده بسوی تو شکایت می‌بریم. خداوندا بلاها و سختی‌هایی را که بر آنها آمده از بین ببر. خدایا هر که را برای دین مسلمانان اراده سوء دارد به خود مشغول ساز. خداوندا رسانه‌های مسلمانان را اصلاح نما. خداوندا رسانه‌های مسلمانان را اصلاح نما.</p>
<p>خداوندا هر که را شایستۀ هدایت می‌دانی هدایت نما و هر که را ـ در سابق قدر خود ـ اهل هدایت نمی‌بینی شکایتش را نزد تو می‌آوریم، تو برای ما کافی هستی و تو بهترین پشتیبانی، شر او را از مسلمانان کوتاه نما و طرح و نقشه و مکرش را در نابودی‌اش قرار ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا علمای مسلمان را به آنچه خدمت اسلام است موفق گردان. خداوندا آنان را در آنچه رضایت و خشنودی تو در آن است موفق گردان.</p>
<p>بارالها مسئولان مسلمان را برای عمل به کتاب و سنت پیامبرت یاری ده. خداوندا مسلمانان را مورد مغفرت قرار ده. خداوندا مومنان را ـ زندگان و مردگان ـ مورد مغفرت و رحمت قرار ده.</p>
<p>خداوندا حجاج را مورد حفظ خود قرار ده. خدایا آنان را پیروز و سالم به سرزمین‌هایشان بازگردان. خدایا ما از بیماری‌های ناگوار به تو پناه می‌بریم. خداوندا ما از بیماری‌های بد به تو پناه می‌بریم.</p>
<p>بارالها تویی آن خداوندی که معبودی حقیقی جز تو نیست. تو بی‌نیازی و ما نیازمند&#8230; باران را بر ما نازل کن و ما را از نومیدان قرار مده. خداوندا باران را بر ما نازل کن و ما را از نومیدان مگردان.</p>
<p>ای بندگان خداوند، خداوند را بسیار یاد کنید و او را در صبحگاهان و شامگاهان تسبیح گویید&#8230;</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2453/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برکت و اثر آن در زندگی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1768</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1768#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 15:05:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1768</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر سعود الشریم
مسجد الحرام: جمعه ۹ شعبان ۱۴۳۰ هجری قمری برابر با ۹ مرداد ۱۳۸۸
خطبه‏‏ ی اول:
حمد و سپاس از آن الله بزرگ و ذوالجلال است. او را در حال نعمت چنان ستایش می‏کنیم که در حال بلا و مصیبت&#8230; اوست که سخنان نیک بسویش بالا برده می شود و اوست که کار نیک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: <strong>دکتر سعود الشریم</strong></h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۹ شعبان ۱۴۳۰ هجری قمری برابر با ۹ مرداد ۱۳۸۸</p>
<p><strong><span id="more-1768"></span>خطبه‏</strong><strong>‏ ی اول:</strong></p>
<p>حمد و سپاس از آن الله بزرگ و ذوالجلال است. او را در حال نعمت چنان ستایش می‏کنیم که در حال بلا و مصیبت&#8230; اوست که سخنان نیک بسویش بالا برده می شود و اوست که کار نیک را بلندمرتبه می‏گرداند&#8230; و گواهی می‏دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و شریکی ندارد و گواهی می‏دهم که محمد بنده‏ی خداوند و رسول اوست و اوست که امام متقیان است و سرور اولین و آخرین و صاحب مقام شفاعت و حوض کوثر است.</p>
<p>بهترین و پاکترین درود و سلام خداوند بر او باد. درود و سلامی همیشگی و پی در پی بر او و بر اهل بیت و یاران وی و همه‏‏ی آنانی باد که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230; خود و شما را به تقوای خداوند متعال سفارش می‏کنم. تقوایی که مونس هنگام ترس است و نیروی هنگام ضعف و برکت هنگام کمبود و علم ِ هنگام جهل:</p>
<p><strong> </strong><strong>&#8230; وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُکُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ</strong><strong> </strong><strong> [بقره: ۲۸۲]</strong></p>
<p><strong>(و تقوای الله را پیشه سازید و خداوند شما را آموزش می‏دهد و الله به هر چیزی آگاه است.)</strong></p>
<p>ای مردم: ما در زمانه‏ای زندگی می‏کنیم که در آن تمدن مادی پیشرفت چشمگیری کرده است بلکه می‏توان گفت این تمدن به جایی رسیده است که پیش از آن بدان حد نرسیده بود و به ذهن هیچ بشری نیز خطور نکرده بود.</p>
<p>تمدنی که از مظاهر آن می‏توان به گشایش در کسب روزی و آسایش زندگی و رفاه مادی و پیشرفت هولناک در همه‏‏ی زمینه‏ها اشاره کرد. زندگی افسانه‏ای معاصری که عقل را به حیرت آورده و چشم‏ها را خیره می‏سازد به گونه‏ای که در فاصله‏‏ی یک چشم به هم زدن پدیده‏ای جدید را در جهان پیشرفت مادی و تکنولوژی به چشم خواهی دید. اما این تمدن و این آتشفشان هولناک در مسیر پیشرفت مادی باعث نشده است که انسان کنونی از انسان‏ گذشته خوشبخت‏تر یا در زندگی بهتر، و یا دارای امنیتی بیشتر باشد&#8230;</p>
<p>این تنها به علت غیاب یک عامل مهم رخ داده است که زندگی بدون آن نه در کسب و نه در علم و نه حتی در آب و غذا هیچ معنا و مفهومی نخواهد داشت&#8230; حال بیایید ببینیم این عامل مهم که مسنحق چنین اهمیتی است چه می‏تواند باشد؟</p>
<p>این عامل مهم &#8220;برکت&#8221; در تمام چیزهایی است که ذکر کردیم. برکت عنصری اساسی در همه‏‏ی وجود انسان است که زندگی بدون آن قوام نمی‏یابد. کسب و کاری که برکت در آن نباشد چه ارزشی دارد؟ وقتی که برکت در آن کسب و کار نیست به چه درد می‏خورد؟ فایده‏‏ی علم بی‏برکت چیست؟ آب و غذایی که نه سیر می‏کند و نه سیراب چه ارزشی دارد؟</p>
<p>برکت نه در زیادی مال است و نه در جاه و قدرت و نه در زیادی فرزند و نه در علم مادی صرف. این عنصر در واقع ارزشی است معنوی که با چشم مجرد دیده نمی‏شود و با مقیاس‏های روزمره نیز اندازه گرفته نشده و هیچ خزینه‏ای نمی‏تواند آن را در خود جای دهد، بلکه این عامل احساسی است مثبت که انسان آن را در درون خود می‏یابد و باعث صفای نفس و آرامش قلب و گشادگی سینه و رضایتی همراه با آسودگی می‏شود&#8230;</p>
<p>اگر امنیت فرد در مسیر زندگی و در تامین معاش و سلامت بدن، همه‏ی اینها گمشده‏ی زندگان باشد و چونان درختی باشد که بر آنها سایه می‏افکند، می‏توان برکت را چون آب و هوا و نور مورد نیاز این درخت دانست.</p>
<p>بله ای بندگان خداوند&#8230; خداوند عزو جل با فضل ویژه‏‏ی خویش این عامل، یعنی برکت را خارج از چارچوب مال و یا سلامت به عنوان فضلی ویژه از سوی خویش در اشیاء به ودیعت می‏گذارد تا آنجا که می‏بینیم با وجود این عامل، گاه کلبه‏ای کوچک به کاخی بزرگی تبدیل می‏شود اما هنگامی که عامل برکت وجود نداشته باشد حتی صاحبان کاخ‏ها نیز کاخ خود را به مانند قفس یا زندانی کوچک می‏بینند و همه‏ی این‏ها به وجود برکت بستگی درد. یعنی &#8220;کم&#8221; با وجود برکت &#8220;بسیار&#8221; شده و &#8220;بسیار&#8221; بدون برکت &#8220;کم&#8221; خواهد شد.</p>
<p>برکت یعنی بسیار شدن و رشد یافتن. برکت در وقت یعنی گسترده شدن آن و امکان استفاده‏ی کامل از آن و در مورد عمر، به معنای طولانی شدن و عمل نیکو انجام دادن ِ در آن است. برکت در علم به معنای احاطه یافتن بر آن و عمل به مقتضای آن و دعوت به آن است. اما برکت در مال به معنای فراوانی آن به همراه کافی بودن آن است و برکت در سلامتی یعنی کامل بودن آن و بدور بودن از دردها. به همین صورت برکت در همه‏‏ی شئون زندگی معنا می‏یابد.</p>
<p>ای مردم: اکثر انسان‏ها از کمبود برکت در زندگی خویش رنج می‏برند.. آنان می‏بینند با اینکه در دنیای فراوانی نعمت و آسانی زندگی قرار دارند اما با این وجود رضایت از وضعی که در آن هستند چیزی است دست نایافتنی&#8230; می‏بینند که مال می‏آید و غذا فراهم است و فرزندان به دنیا می‏آیند اما همه‏ی اینها بدون برکت می‏آیند و می‏روند؛</p>
<p>یکی را می‏بینی که حقوقش زیاد است اما برکتی در آن نیست&#8230; و این یکی را می ‏بینی که فرزندان بسیاری دارد اما بدون فایده و برکت&#8230; و دیگری را که علم بسیاری دارد اما بدون هیچ برکت و نفعی برای خود و دیگران&#8230; و بلکه این بی‏برکتی از دایره‏‏ی فرد فراتر رفته و جامعه را نیز تحت‏الشعاع خود قرار داده است.</p>
<p>برای مثال در دنیای معاصر خواهیم دید که کشورهای توسعه یافته وام‏هایی را در اختیار کشورهای جهان سوم قرار می‏دهند که یک‏سوم آن صرف خرید کالاهایی می‏شود که ساخت خود کشورهای صنعتی است و یک سوم دیگر آن هزینه‏ی کارکنان و ناظران کشوهای صنعتی بر این کالاها می‏شود. باقمیانده‏ی این وام نیز صرف خرج‏های دیگر و بهره‏ی آن می‏گردد.</p>
<p>پس از سال‏ها کشورهای بدهکار بیش از آن که گرفته‏اند را به طلبکاران خود پس می‏دهند اما این قرض همچنان باقی است. کشورهای طلبکار نیز با وجود آنکه هم بهره‏‏ی وام را گرفته و هم کالاهای خود را فروخته‏اند و هم برای شهروندان خود ایجاد اشتغال کرده‏اند، همچنان گلوی بدهکار را در دستان خود دارند و او را تهدید به خفه شدن می‏کنند.</p>
<p>با این وجود این جوامع چه برکتی را در وضعیت کنونی و آینده‏‏ی خود می‏بینند؟ حال این جامعه‏ها به مانند تشنه‏ای است که آب شور می‏نوشد که هرچه می‏نوشد تشنه‏تر می‏شود!</p>
<p>بندگان خداوند: اگر به گذشته برگردیم نمونه‏های زیادی از وجود برکت در عصر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و صحابه و دیگر دوران ها و حتی دوران‏های نه چندان دور مشاهده خواهیم کرد.</p>
<p>برای مثال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در یک قرص و دو قرص نان برکت می‏یافت و شاید او و اصحابش از یک ظرف غذا سیر می‏شدند. عثمان رضی الله عنه که ارتش &#8220;عُسرة&#8221; را با پول خود مجهز نمود، در ثمره‏ی نخلستان خود برکت یافت تا آنکه درآمد آن به صدهزار سکه یا بیشتر رسید.</p>
<p>در صحیح بخاری آمده است که زبیر بن عوام وصیت کرد فرزندانش بدهی او را که دو ملیون و دویست هزار برآورد می‏شد پرداخت نمایند و فرزندش عبدالله را اینچنین وصیت کرد که: &#8220;ای فرزندم اگر در پرداخت بخشی از بدهی من ناتوان شدی از مولای من کمک بگیر که به خدا قسم هیچگاه در سختی بدهی قرار نگرفتم مگر آنکه گفتم: ای یار و یاور زبیر دین و قرض او را پردخت کن&#8221;؛</p>
<p>زبیر هیچ درهم و دیناری به جای نگذاشته بود جز دو قطعه زمین. روزها گذشت تا آنکه خداوند در زمین‏های زبیر برکت انداخت و به قیمت بسیاری بالایی به فروش رفتند. بدین ترتیب پنجاه ملیون و دویست هزار به دست عبدالله بن زبیر رسید. زبیر بن عوام چهار همسر داشت که به هر کدام دو ملیون و دویست هزار به عنوان میراث رسید، یعنی دقیقا به اندازه‏ی بدهی زبیر.</p>
<p>ببیند برکت یعنی چه&#8230; در مسند امام احمد چنین آمده است که در خزینه‏‏ی بنی امیه دانه‏‏ی گندمی یافتند که به اندازه‏ی هسته‏ی خرما بود و در میان کاغذی قرار داشت که بر آن چنین نوشته شده بود: &#8220;این دانه‏ای است که در دوران عدل روییده می‏شد&#8221; &#8230;</p>
<p>این نمونه‏ای است از آثار برکت که نزد گذشتگان ما رخ داده است تا آنکه ما میان دو دوران مبارک قرار بگیریم: دوران پیشینیان و دوران آیندگان چنانکه در صحیح مسلم آمده است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: <strong>&#8220;قیامت برپا نخواهد شد تا آنکه جزیرة العرب به مانند گذشت تبدیل به باغ‏ها و رودخانه‏ها شود&#8221; </strong></p>
<p>و در صحیح مسلم چنین آمده که رسول خداوند فرمودند: <strong>&#8220;از جمله برکت‏هایی که در آخرالزمان بر مردم نازل خواهد شد این است که گروهی از مردم زیر سایه‏ی پوست اناری که آن را خورده‏اند خواهند نشست و یک شتر شیرده برای جمعی زیاد از مردم کافی خواهد شد&#8221;</strong>.</p>
<p>پس ای بندگان خداند تقوای وی را پیشه سازید و جایگاه‏های نزول برکت را در زندگی خویش بیابید و بیایید از خود علت فقدان برکت را جویا شویم. و خداوند حال هیچ قومی را تغییر نخواهد داد تا آنکه خود، درون خود را تغییر دهند:</p>
<p><strong> </strong><strong>ولَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَکِن کَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ</strong><strong> </strong>[اعراف: ۹۶]</p>
<p><strong>(و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می ‏آوردند و تقوا پیشه می‏ساختند برکت‏های آسمان و زمین را بر آنها می‏گشودیم اما آنان تکذیب نمودند پس آنان را به خاطر گناهانی که مرتکب شدند به عذاب گرفتار ساختیم)</strong></p>
<p>خداوند من و شما را بوسیله‏‏ی قرآن بزرگ، سود رسانَد و من و شما را به واسطه‏ی آیات آن سودمند گرداند. آنچه را گفتم اگر صحیح بود از خداوند است و اگر اشتباه بود از خودم و شیطان&#8230; و از خداوند مغفرت بخواهید که او بسیار غفور است.</p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong>خطبه‏ ی دوم:</strong></p>
<p>ستایش تنها از آن الله است. و درود و سلام خداوند بر آنکه پیامبری پس از او نیست.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مردم. هر کس به دنبال برکت در درون خود و مال خود هست باید که به دنبال اسباب آن باشد و هر که در روش رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم نظر بیاندازد خواهد دید که برکت در این امور خلاصه می‏شود:</p>
<p>اول اینکه: جامعه‏ی مسلمان تقوای پروردگار را پیشه ساخته و بر اساس خواسته‏ی خدا و رسولش به آنها ایمان بیاورد. خداوند متعال می‏فرماید:</p>
<p><strong> </strong><strong>ولَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَکِن کَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ</strong><strong> </strong>[اعراف: ۹۶]</p>
<p><strong>(و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می‏آوردند و تقوا پیشه می‏ساختند برکت‏های آسمان و زمین را بر آنها می‏ گشودیم اما آنان تکذیب نمودند پس آنان را به خاطر گناهانی که مرتکب شدند به عذاب گرفتار ساختیم)</strong></p>
<p>دوم: به جای آوردن شکر خداوند برای نعمت‏های وی. خداوند می‏فرمایند:</p>
<p><strong> </strong><strong>وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ</strong><strong> </strong> [ابراهیم: ۷]</p>
<p><strong>(و آنگاه که پروردگارتان اعلام نمود که اگر شکر کنید شما را افزون خواهم داد و قطعا اگر کفران بورزید عذاب من سخت و شدید است).</strong></p>
<p>و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‏‏فرماید:<strong> &#8220;خداوند برکتی از آسمان فرونمی‏فرستد مگر آنکه گروهی از مردم به آن کفر می‏ورزند&#8221;</strong> [به روایت امام مسلم]</p>
<p>سوم: کسب و کار حلال و دوری از معاملات و وام‏های ربوی زیرا الله سبحانه و تعالی می‏‏فرماید:</p>
<p><strong></strong><strong>یَمْحَقُ اللّهُ الْرِّبَا وَیُرْبِی الصَّدَقَاتِ وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ کُلَّ کَفَّارٍ أَثِیمٍ</strong><strong></strong> [بقره: ۲۷۶]</p>
<p><strong>(همانا الله ربا را کم می‏مند و صدقه را افزون می‏گرداند و الله هیچ کافر گناه پیشه ‏ای را دوست ندارد)</strong></p>
<p>و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‏‏فرماید: <strong>&#8220;این مال، سبز است و خوش&#8230; هر که آن را به حق به دست آورد برایش در آن برکت انداخته می‏شود، و چه بسا کسانی که بدون حق در مال خدا و رسولش دست می‏آورند و در آخرت جز آتش به دست نخواهند آورد&#8221;</strong> [به روایت ترمذی]</p>
<p>چهارمین سبب به دست آوردن برکت میانه‏روی در مصرف و دوری از اسراف است. خداوند متعال می‏فرماید:</p>
<p><strong></strong><strong>إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا</strong><strong></strong> [اسراء: ۲۷]</p>
<p><strong>(همانا اسرافکاران برادران شیاطینند و شیطان نسبت به پروردگار خود بسیار کفرپیشه بود)</strong></p>
<p>و هرچیزی که شیطان بدان راه یابد هیچ برکتی نخواهد داشت. برای همین است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید: <strong>&#8220;بابرکت‏ترین زنان آنانی هستند که مهریه‏شان کمتر باشد&#8221;</strong> [به روایت بیهقی و نسائی]</p>
<p>پنجمین عامل ایجاد برکت &#8220;صدق و راستی&#8221; است. زیرا خداوند در کار انسانی که در ظاهر و باطن خود صادق است برکت ایجاد می‏کند. چه آن فرد مسئول باشد و چه عالم و یا تاجر و یا در هر مقام و مسئولیتی که باشد زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‏‏فرماید: <strong>&#8220;خریدار و فروشنده تا وقتی از هم جدا نشده‏اند اختیار دارند که معامله را فسخ کنند&#8230; پس اگر راستی پیشه ساختند و بطور آشکار و واضح معامله نمودند در معامله ‏شان برکت خواهد افتاد و اگر کتمان ورزیدند و دروغ پیشه ساختند برکت معامله‏شان از بین خواهد رفت&#8221;</strong> [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>امام ابن قیم در این باره می‏گوید: &#8220;برکت انسان عالم در این است که حق را به دیگران برساند و آن را کتمان نکند. اما اگر او خلاف این را انجام داد، سنت الهی بر این است که برکت علم و دین و دنیای وی از بین خواهد رفت&#8221;.</p>
<p>از دیگر اسباب به دست آوردن برکت &#8220;دعا&#8221; و روی آوردن به خداوند است که این سبب در داستان زبیر که ذکر کردیم گذشت.</p>
<p>آخرین این اسباب &#8220;قناعت&#8221; است. برخی از علما این سخن خداوند متعال را در سوره‏‏ی نحل که می‏فرماید: <strong>{او را زندگی نیکی خواهیم بخشید}</strong> به قناعت تفسیر کرده‏اند. زیرا که انسان موهبتی بهتر از قناعت به دست نیاورده است.</p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‏ها محمد بن عبدالله، صاحب حوض کوثر و دارای مقام شفاعت که خداوند شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p><strong></strong><strong>إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا</strong><strong></strong> [احزاب: ۵۶]</p>
<p><strong>(همانا الله و فرشتگانش بر پیامبر درود می‏فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‏اید بر او درود و سلام فرستید)</strong></p>
<p>و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید: <strong>&#8220;هر که بر من یک درود فرستد خداوند بر او ده بار درود خواهد فرستاد&#8221;.</strong></p>
<p>بارالها درود و سلام و برکت فرست بر بنده و پیامبرت محمد و خشنود باش از چهار خلیفه‏‏ی راشد ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه‏‏ی پیامبرت و از تابعین و آنانی که تا روز قیامت از آنان به نیکی پیروی نمایند. و همچنین از ما با لطف و کرم خود ای بزرگوارترین بزرگواران.</p>
<p>بارالها اسلام و مسلمانان را عزت ده، بارالها اسلام و مسلمانان را عزت ده، بارالها اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار بگردان. بارالها دینت و کتابت و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده&#8230;</p>
<p>بارالها غصه‏ی غصه‏داران را برطرف نما و سختی سختی‏دیدگان را از بین ببر و قرض قرض‏داران را ادا نما و بیماران مسلمانان را شفا ده ای رحیم‏ترین رحیمان.</p>
<p>بارالها ما را در سرزمین‏هایمان ایمن گردان و مسئولان و متولیان امر ما را صالح گردان و کسانی را در راس امور ما قرار ده که تقوای تو را داشته باشند و در پی رضایت تو باشند.</p>
<p>بارالها هر خیری را که از تو خواستیم ما را عطا کن و هر آنچه را که نخواستیم خود عنایت فرما. پروردگارا ما را در دنیا و در آخرت نیکی عطا فرما و از آتش دوزخ حفظ نما. پاک و منزه است پروردگار ما آن پروردگار عزت از آنچه مشرکان او را بدان وصف می‏کنند و سلام بر پیامبران و سخن آخرمان این است که: الحمدلله رب العالمین.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1768/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حداقل یکی از این ها باش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1756</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1756#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 14:55:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1756</guid>
		<description><![CDATA[استاد دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: ابوعامر
برادران گرامی، خواهران بزرگوار، السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
از خداوند می خواهم که شما و آنان را که دوست دارید در بهترین حال نگه بدارد…
اگر به اوضاع و احوال خویش نگاهی بیندازیم خواهیم دید که ما معمولا با وقت هایی خالی و بی ارزشی مواجهیم که نمی دانیم چگونه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1755" title="qemma" src="http://www.bidary.info/wp-content/uploads/2009/11/qemma.jpg" alt="qemma" width="80" height="92" />استاد دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: ابوعامر</strong></h4>
<p>برادران گرامی، خواهران بزرگوار، السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته<br />
از خداوند می خواهم که شما و آنان را که دوست دارید در بهترین حال نگه بدارد…<br />
اگر به اوضاع و احوال خویش نگاهی بیندازیم خواهیم دید که ما معمولا با وقت هایی خالی و بی ارزشی مواجهیم که نمی دانیم چگونه باید از آن استفاده ببریم یا اینکه از آن در کارهایی بی ارزش یا نه چندان راضی کننده استفاده می بریم.<span id="more-1756"></span><br />
اینجاست که یکی از اندیشمندان معاصر بسیار هوشمندانه می گوید:<br />
<strong>“یا خود یک پروژه باش، یا یک پروژه به وجود بیاور و یا در موفقیت یک پروژه مشارکت کن”</strong>خداوند برخی از انسان ها را چنان گرامی داشته تا جایی که خود بسان درختی بزرگ گردیده اند که مردم از آنان سایه گرفته و از ثمره شان بهره می گیرند و از دیدنشان لذت می برند. اینگونه افراد همان رهبران بزرگ و امامان مشهور و علمای ثابت قدم و اندیشمندان کم نظیر هستند.</p>
<p>حال هر کدام از ما که توانستیم سعی کنیم به این رتبه برسیم زیرا که امت به شدت نیاز به چنین چهره هایی دارد تا آن را در مسیر هدایت و پیشرفت راه نما شود.</p>
<p>دسته ای دیگر از انسان ها هستند که توانایی این را ندارند که خود یک «پروژه» باشند اما خداوند به آنان این توفیق را داده که پروژه ای بزرگ را به وجود بیاورند. اینگونه افراد را می بینی که توان خود را در راه نشر خیر و کمک به ضعیفان و برطرف نمودن نیازهای آنان، صرف می کنند.</p>
<p>چنین کسانی را همیشه در حال تلاش برای تاسیس انجمن ها و هیئت ها و سازمان های سودمند و یا مطرح کردن راه کاری کارا و نوآورانه مشاهده می کنی.<br />
در این میان گروه سومی هم هستند که به تنهایی توانایی به وجود آوردن یک پروژه را ندارند و بر این اساس به یاری صاحبان دیگر پروژه ها می پردازند. گاه با نظر و مشورت و گاه با تلاش و کمک و گاه با وقت و یا باکمک مالی.</p>
<p>چنین اشخاصی می دانند که زندگی واقعی یعنی تلاش و بخشش و مشارکت. بر این اساس اینگونه انسان ها همیشه در تلاشند که از مشکلی که حل کرده اند به مشکل دیگری بروندتا آن را نیز از میان بردارند و از پروژه ای که به اتمام رسیده به یک پروزه ی در حال تاسیس…</p>
<p>این گروه های سه گانه برکت این امت و باعث رونق آنند. چه بد است که انسان خود را به دور از این سه گروه و مشغول به هدفت های کوچک و یا لذت های از بین رفتنی ببیند!</p>
<p><strong>منبع:</strong> نامه های هفتگی دکتر عبدالکریم بکار در <a href="http://www.drbakkar.com/">سایت ایشان</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1756/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خواستن، توانستن است</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1700</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1700#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 12:32:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1700</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصر العمر / ترجمه: عادل حیدری
ابن قیم رحمه الله می فرماید: اگر انسان در مقابل کوهی بایستد و تصمیم بگیرد آنرا از جای بکند ، می تواند.
پس از سالها بحث وتحقیق و تأمل واندیشه بدین نتیجه دست یافتم :
هیچ چیزی در دنیا محال نیست مگر دو چیز:
اول: آنچه در آفرینش بر مبنای محال قرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1699" title="khastan-tavanestan" src="http://www.bidary.info/wp-content/uploads/2009/11/khastan-tavanestan.jpg" alt="khastan-tavanestan" width="80" height="102" />دکتر ناصر العمر / ترجمه: عادل حیدری</strong></h4>
<p>ابن قیم رحمه الله می فرماید: <strong>اگر انسان در مقابل کوهی بایستد و تصمیم بگیرد آنرا از جای بکند ، می تواند.</strong></p>
<p>پس از سالها بحث وتحقیق و تأمل واندیشه بدین نتیجه دست یافتم :<br />
هیچ چیزی در دنیا محال نیست <strong>مگر دو چیز</strong>:</p>
<p>اول: <span style="color: #ff0000;"><strong>آنچه در آفرینش بر مبنای محال قرار دارد.</strong></span></p>
<h4><span style="color: #0000ff;"><strong>{فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ}</strong></span> [البقرة: الآیة ۲۵۸].<br />
(ابراهیم‌ گفت: خداوند خورشید را از مشرق‌ برمی‌آورد، پس‌ تو آن‌ را از مغرب‌ برآور پس‌ آن‌ کافر مغلوب‌ شد )<span id="more-1700"></span></h4>
<p>دوم: <strong><span style="color: #ff0000;">آنچه از لحاظ شرعی حکم بر محال بودنش آمده است</span> </strong>و با دلیل قطعی ثابت شده باشد مثلا ممکن نیست شخص نماز مغرب را دو رکعت بجای بیاورد و ماههای حج را به تأخیر بیندازد.</p>
<h4><span style="color: #0000ff;"><strong>{الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَات}</strong></span> [ البقرة: من الآیة ۱۹۷]<br />
(حج‌ در ماههای‌ معینی‌ است‌ )</h4>
<p>و همچنین شخص نمی تواند با همسر پدرش ازدواج نماید:</p>
<h4><span style="color: #0000ff;"><strong>{ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاءَ سَبِیلاً}</strong> </span>[النساء: من الآیة ۲۲]<br />
(همانا این‌ کار ناشایست‌ و منفور می‌باشد و بدراهی‌ است‌ )</h4>
<p>و به جز این دو مورد و فروعاتی که در زیر آن درج می شود هیچ چیزی در دنیا محال نیست . اما احتمال محال نسبی وجود دارد که آن هم وارد دایره عدم استطاعت فرد می باشد و چه بسا افراد دیگر قادر به انجام آن باشند .و چه بسا هدفی در یک زمان محقق نشود اما در زمان دیگر همان هدف به واقع بپیوندد ، و نیز چه بسا درست کردن پروژه ای در یک مکان امکان نداشته باشد اما بتوان همان پروژه را در مکانی دیگر بنا نمود.</p>
<p>مسئله ای که بسیار خطرناک است تعبیر کردن ناتوانی و عجز و محال فردی و جزئی و نسبی به محال کلی و شامل است . عدم توانایی در واقع تعبیر انسان از قدرت درونی خودش می باشد اما محال بودن وصفی است برای تحقق خواسته مورد نظر. در این میان متأسفانه بسیاری از مردم این دو مسئله را باهم در می آمیزند و دومی را بر اولی اطلاق می نمایند.</p>
<p>و یکی از اشتباهاتی که مرتکب می شویم این است که ناتوانی فردی خود را محال بودن عام می نامیم که خود سببی برای نا امیدی وسستی دیگران و فرسایش نیرو وتوان آنها خواهد بود .</p>
<p>اولین نشانه موفقیت در برآورده کردن خواسته ها : رهایی از توهم و خیال ( نمی توانم – محال است) می باشد و یا به عبارتی دیگر رهایی از ناتوانی ذهنی و کوتاهی اندیشه درونی و سستی نیروی عقلانی است.</p>
<p>چنگ زدن به اسباب شرعی ومادی سبب خواهد آنچه را که نیل بدان دشوار و بعید تلقی می شود حقیقت و واقعیتی نمایان وملحوظ  شود.</p>
<p>بسیاری از کسانی که همواره عبارت ( نمی توانم ) را تکرار می کنند معمولا قادر به شناخت حقیقت و واقعیت نیستند که خود بیانگر نوعی فروپاشی و شکست درونی است برای رهایی و شانه خالی کردن از مسئولیت های جامعه.</p>
<p>از گامهای مهم در راستای برآورده ساختن خواسته ها : ایمان به پروردگار و باورداشتن نعمتهایی است که خداوند به تو عنایت نموده که خود جای بسی سپاس دارد و سپاس وشکر واقعی آن : بهره جستن از آنها در راستای تحقق اهدافی است که خداوند آنها را بدان سبب آفریده است.</p>
<p>انسان چه بهانه ای می تواند داشته باشد، خداوند تمام نیروهایی که او را به ازدواج و پیوند زناشویی برساند در اختیارش گذاشته اما وی بدون هیچ توجیه شرعی از آن سر باز می زند، این خود از کفر نعمت است نه از شکر آن.</p>
<p>زیرا که این امر پایمال کردن یکی از ضرورتهای پنجگانه ای است که ادیان آسمانی بر محافظت از آن اتفاق نموده اند و آن هم حفاظت از نسل می باشد. وکسی که چنین کاری را مرتکب شود سزاوار است که این نعمت بزرگ ( نسل ) از وی سلب شود.</p>
<h4><span style="color: #0000ff;"><strong>{وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ} </strong></span>[إبراهیم۷]</h4>
<h4>( و آن‌گاه‌ که‌ پروردگارتان‌ اعلام‌ کرد که‌ اگر شکر کنید بر نعمت‌ شما می‌افزایم‌ و اگر ناسپاسی‌ کنید قطعا عذاب‌ من‌ سخت‌ است‌ )</h4>
<p>که این مورد در نظیرهای مشابه از نعمتهای پروردگار نیز مصداقیت دارد .</p>
<p>بنده در صدد بیان عوامل موفقیت و داشتن مدیریت و رهبریت کارساز نیستم بلکه تلاش می نمایم این توهم وخیالی که بر عقول بسیاری از مردان وخصوصا جوانان امت چیره شده را برطرف نمایم ، توهم وخیالی که ما را به درجه ای رسانده است که دشمنان را شادمان و دوستان را بیمناک و نگران نموده است .</p>
<p>بلاشک امت در حال سپری کردن مرحله ای تاریخی وطلایی از بازگشت بسوی خدا و جستجوی موفقیت و خوشبختی وپیشرفت است ، و اگر از این توانایی های مهم در حال روی آوردن و گرایش امت بدان بهره نجوییم شکی نیست که در حال ضعف و سستی امت اوضاع شدیدتر وخطرناک تر خواهد بود.</p>
<p>از اشتباهاتی که میان بسیاری از انسانها و تحقق اهداف وآرمانهای متعالی فاصله افکنده است تصور این است که جز انسانهای زیرک واستثنایی کسی قادر به تحقق بخشیدن بدین آرمانها نیست.</p>
<p>پژوهشهای تاریخی ثابت نموده است بسیاری از بزرگ مردان تاریخ انسانهایی عادی بوده اند وچه بسا در میان آنان کسانی یافت می شدند که در بسیاری از مجالات مثلا در مسیر علمی با شکست مواجه شده بودند.</p>
<p>شکی نیست که انسانهای نادان و احمق قادر به ساختن تاریخ نیستند و لکن ذکاوت و تیزهوشی امری نسبی است که انسانها در داشتن آن از درجه یکسانی برخوردار نیستند، ومردم بیشتر بر ذکاوت وهوش ظاهری قضاوت می کنند درحالیکه نیروهایی شگفت انگیزی در درون انسان مخفی شده است که انسانها قادر به مشاهده آن نیستند ، و حتی چه بسا خود انسانی که دارای چنین قدرتی است آن را درنیابد مگر ناگهانی ، مثلا اینکه بهنگام اصرار در راستای تحقق هدف استعدادهای ذاتی و نیروهای درونی ناگهان شکفته می شوند که خود پیروزی ها و موفقیت های فراوانی را به همراه خواهد داشت.</p>
<p>همه انسانها بین خواب وبیداری و یا به عبارتی دیگر واقع گرایی وخیال پردازی زندگی می کنند ولی میان بزرگان و دیگران تفاوتهای فراوانی وجود دارد ، بزرگان داری قدرت تصمیم گیری و تبدیل کردن آرزوها به واقعیتی ملموس وعینی و همچنین تبدیل کردن آنچه در خیال درونی است به چیزی که مردم آن را می بینند و در سایه سار آن بهره می جویند می باشند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>بزرگترین چالشها در راستای ساختن زندگی سرشار از موفقیت:</strong></span></h4>
<p>بزرگترین چالش در راستای ساختن زندگی سرشار از موفقیت ؛ ترس از شکست است که خود آفتی است که باید از آن رهایی یافت زیرا شکست امری طبیعی در زندگی امتها و نیز فرمانروایان می باشد و آیا تاکنون دولتی را مشاهده نموده ای که در تمام جنگها پیروز شود بدون هیچ شکستی؟</p>
<h4><strong>و آیا فرمانده ای را دیده ای که در هیچ نبردی شکست را تجربه نکرده باشد؟</strong></h4>
<p>بزرگترین فرمانده سپاه در تاریخ امت ما خالد بن ولید شمشیر از نیام برکشیده خداوند است که در برخی از پیکارهایش در زمان جاهلیت و اسلام شکست را تجربه نمود اما این شکست مانع از گام بر داشتن وی در راستای تحقق بزرگترین پیروزیها نشد.</p>
<p>و بزرگترین مخترع در تاریخ معاصر ادیسون ( مخترع برق) می باشد که پس از هزار مرتبه تجربه کردن شکست ؛ موفق به دست یافتن به اختراعی بزرگ شد.</p>
<p>یکی از نویسندگان غربی چنین می گوید: انسان به موفقیتی شگفت انگیز دست نمی یابد مگر اینکه در زندگی خویش با اشتباهات فراوانی مواجه شود.</p>
<p>کسانی که از شکست نسبی بیمناک اند در واقع دامنگیر شکست کلی شده اند:</p>
<h4><span style="color: #0000ff;"><strong>{ أَلا فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا}</strong></span> [التوبة: من الآیة ۴۹]</h4>
<h4>(آگاه‌ باش‌ که‌ هم‌اکنون‌ در فتنه‌ افتاده‌اند )</h4>
<p>و یا به قول شاعر:</p>
<p>ومن یتهیب صعود الجبـال*** یعش أبد الدهر بین الحفر</p>
<p>کسی که از بالا رفتن کوه بهراسد تا آخر عمر خویش میان چاله ها زندگی خواهد کرد.</p>
<p>شکی نیست که مجتمع تأثیر بسزائی در شکل گیری شخصیت انسان دارد و چه بسا انسان بجای اینکه باورهای صحیح خویش را به جامعه القاء کند خود باورهای غلط جامعه را بپذیرد:</p>
<h4><span style="color: #0000ff;"><strong>{ إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ}</strong> </span>[الزخرف: من الآیة ۲۳]</h4>
<h4>( ما پدرانمان‌ را بر شیوه‌ای‌ یافته‌ایم‌ و ما از پی‌ آنان‌ دنباله‌رویم‌ )</h4>
<p>به همین دلیل جامعه، بزرگترین مؤثر در پیشرفت و ترقی و یا عقب ماندگی و واپس گرایی امتها محسوب می شود ، و با نظر افکندن به تاریخ مردانی را می یابیم که با وجود رهبری و فرماندهی از مجتمع فاسد مصون نماندند و نتوانستند جامعه فاسد را مبدل به جامعه ای کنند که به بزرگی و پیشرفت و ترقی آراسته باشد ؛ و به همین دلیل به مجدد ، مجدد می گویند زیرا آنچه را که از دین و تاریخ دچار فرسودگی شده حیاتی دگر می بخشد و آنرا تجدید می کند.</p>
<p>شکی نیست که نبوت با محمد مصطفی صلی الله علیه وسلم به پایان رسیده است و اکنون جز مصلحان و مجددان باقی نمانده اند که امت را از تاریکی ها رهانیده و بسوی نور رهنمون سازند ، پس بکوش تا یکی از آنها باشی.</p>
<p>در پایان مقاله ام را با راهنمایی هایی کلیدی که در مسیر زندگی مشکل گشا خواهد بود خاتمه خواهم داد:</p>
<p>۱- مدت زمان مدیدی از عمر خویش را سپری نموده ای ، گمانم به ۲۰ سال برسد ، بدان که این سالها از نفس های گذشته و ثانیه های پیش رو و هزاران کلیومتری که طی کرده ای به وجود آمده اند و سپس اندک اندک بر روی هم متراکم شده ومبدل به چیزی قابل ملاحظه شده اند.</p>
<p>پس هدفهای بزرگ اینچنین بدست می آید اندک اندک وگام به گام ، دهها جلد کتابی که دانشمندان می نویسند چیزی نیست جز جمع شدن تعدادی حروف در کنار یکدیگر که مبدل به اثری نفیس وجاودانه در طول تاریخ می شوند.</p>
<p>۲- داشتن آرمانهایی عالی، شگفت آفرینی را در پی خواهد داشت کسیکه تلاش می کند تا شاگرد اول شود اگر رتبه دوم را کسب نماید اندوهگین می شود، اما کسیکه هدفش رسیدن به رتبه دوم باشد اگر در نصف مواد درسی تجدید شود هم شادمان خواهد شد.</p>
<p>وبه قول شاعر:</p>
<h4>وإذا کانت النفوس کبـــاراً تعبت فی مرادها الأجســام</h4>
<h4>ومن یهـن یسهـل الهوان علیـــه ما لجـــرح بمیت إیـلام</h4>
<h4>آنگاه که نفس انسان آرمانگرا باشد در مسیر رسیدن به آرمانهای خویش جسمش خسته می شود.<br />
کسیکه زبونی وخواری را برگزیند برایش خواری وذلت آسان خواهد شد زیرا مرده از هیچ  زخمی احساس درد نمی کند</h4>
<p>نوآوری با خشونت و اعصابی آشفته حاصل نمی شود بلکه با تأنی و آرامش و نیروی ایمان واعتماد به نفس و تکیه به امکانات خدادادی و همراه با صبر و جدیت و اراده ای پولادین بدست خواهد آمد . به همین دلیل موفق ترین دانشجو کسی است که بهنگام امتحانات بیشترین آرامش وکمترین اضطراب و آشفتگی را داشته باشد . و رسول الله صلی الله علیه وسلم شجاع ترین ودلیرترین و بی باک ترین و نیرومند ترین انسانها بودند که صحابه بهنگام دچار شدن به مشکلات وسختی ها جهت تسلی یافتن به خدمت وی می آمدند وهیچگاه ترس را جایی در قلب مبارک آنحضرت صلی الله علیه وسلم نبود.</p>
<p>۳- تفکر واندیشه منطقی انسان را به موفقیت می رساند و انسان با برنامه ریزی دقیق و عملی دچار درماندگی و گمراهی نخواهد شد.</p>
<p>۴- علت بسیاری از ناموفقیتها اندیشه خطا و پیش فرضهای اشتباه بوده است که منجر به بدست آمدن نتیجه ای اشتباه و نامطلوب شده است.</p>
<p>۵- واقع گرایی هیچگونه تناقضی با دستیابی به موفقیت ها و دستاوردهای بزرگ ومدیریتی موفق ندارد ، بلکه خود رکنی اساسی از ارکان موفقیت می باشد و شالوده ای است که اساس موفقیت بر آن بنا نهاده می شود و باذن پروردگار نگهدارنده ای است از شکست وناموفقیت.</p>
<p>۶- منشأ و اساس بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی ومشکلات شخصی وخانوادگی توهم وخیال مشکل حل شدن و یا غیر قابل حل بودن آن است ، و چه بسا چاره مشکل نزدیک باشد اما نیاز به تصمیم جدی و تفکر دارد. ابتدا بایست مشکل را مشخص نمود سپس آنرا به أجزاء متعددی تقسیم نموده وپس از آن بلافاصله برای برطرف نمودن هر بخشی با اسباب مخصوص خودش تعامل نمود.</p>
<h4>۷- <strong><span style="color: #0000ff;">{إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ }</span> </strong> [الفاتحة:۵]</h4>
<h4>( تنها تو را می‌پرستیم‌ و تنها از تو یاری‌ می‌خواهیم‌ )</h4>
<p>در برگیرنده تمام امور و مدار ومحور عملکرد انسان و قاعده ای محکم می باشد که زندگی بدون آن بی فائده است.</p>
<p>۸- بسیار  وقت شما را گرفتیم ؛ پس بشتابید بسوی عمل و بزرگ منشی و جاودانگی.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1700/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موانع خوشبختی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1364</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1364#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Feb 2009 13:11:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1364</guid>
		<description><![CDATA[شیخ اسحاق دبیری (رحمه الله)
بدون شک موانع زیادی وجود دارند که سر راه خوشبختی واقع شده و نمی‌گذارند که انسان بدان برسد و از نعمتهای آن بهره‌مند شود. این موانع عبارتند از:
۱- کفر: خداوند متعال می‌فرماید:
{فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء}. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;"><img class="size-full wp-image-1425 alignright" title="mavanee-khoshbakhti" src="http://www.bidary.info/wp-content/uploads/2009/02/mavanee-khoshbakhti.jpg" alt="mavanee-khoshbakhti" width="80" height="96" /><strong>شیخ اسحاق دبیری (رحمه الله)</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">بدون شک موانع زیادی وجود دارند که سر راه خوشبختی واقع شده و نمی‌گذارند که انسان بدان برسد و از نعمتهای آن بهره‌مند شود. این موانع عبارتند از:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۱- کفر:</strong> خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">{فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء}.</span> </strong>[انعام: ۱۲۵]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«و آن کس را که خدا بخواهد گمراه و سرگشته کند، سینه اش را به گونه‌ای تنگ می‌سازد که گوئی به سوی آسمان صعود می‌کند».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">این چنین قرآن هلاکت بدبختی و تیره‌روزی را به طور دقیق توصیف می‌کند.<span id="more-1364"></span></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۲- ارتکاب گناهان و جرائم:</strong> برای این مورد هیچ نمونه‌ای را ذکر نمی‌کنم، چون خیلی واضح و روشن است، اما برای بیان این مسأله، به چند نمونه از اظهارات کفار در این باره اشاره می‌کنم:</p>
<p style="text-align: justify;">الکسیس کارل می‌گوید: «انسان بعد از افراط و زیاده‌روی در گناهان، آثاری را که بر گناه مترتب است، درک نمی‌کند. و آثار گناه به طور کلی قابل علاج نیست».</p>
<p style="text-align: justify;">سقراط که فردی کافر است می‌گوید: « انسان گناهکار همیشه به سبب گناهش احساس بدبختی می‌کند، و کسی که گناهکار باشد و به خاطر گناهش مجازات نشود، بدبخت‌ترین انسان است».</p>
<p style="text-align: justify;">این دو کافر این چنین می گویند ، این در حالی است که می بینیم: «یک صحابی گناه کرد و نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) آمد و گفت: ای رسول خدا، مرا پاک گردان. این جمله را چند بار برای پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) تکرار کرد. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) حد را بر او اجرا کرد» [مسلم: ۱۱/۱۹۹].</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۳- رشک و حسادت:</strong> حسادت گناه بس بزرگی است و خیلی خطرناک است تا جایی که خداوند متعال به ما دستور داده که از شر انسان حسود به او پناه ببریم؛ آنجا که می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>{وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ} </strong></span>[فلق: ۵]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«و از شرّ حسود بدانگاه که حسد می‌ورزد (به تو پناه می‌برم)».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">و در جای دیگری می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>{أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ}</strong> </span>[نساء : ۵۴]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«آیا آنان [یعنی یهودیان] بر چیزی حسد می‌برند که خداوند از روی فضل و رحمت خود (با برانگیختن محمّد (صلی الله علیه وآله وسلم)) به مردم (عرب) داده است؟».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">این افرادی که حسد ورزیده اند، کفار بوده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) خطاب به امتش می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>«لا تحاسدوا، ولا تقاطعوا، ولا تباغضوا، ولا تدابروا، وکونوا عباد الله إخواناً»</strong> [متفق علیه] : <strong>«به همدیگر حسد نورزید، از همدیگر مبُرید، به همدیگر دشمنی نکنید و به همدیگر پشت نکنید و برادرانه بندگان خدا باشید».</strong></p>
<p style="text-align: justify;">اشکالی نیست که به کلام بعضی از کفار در مورد بدبودن حسد استشهاد کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;">ویکتور بوشیخ می‌گوید: « رشک وحسادت و کینه، سه پایه هستند برای یک چیز. و اینها آفاتی هستند که سم‌هایی را به دنبال دارند که به صحت و سلامتی انسان ضرر می‌رسانند و قسمت اعظم نیرو و توانایی او را که برای فعالیت و نوآوری لازمند، نابود می‌کنند».</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۴- کینه و بدخواهی: </strong>خداوند متعال در سوره‌ی حشر می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>{وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلّاً لِّلَّذِینَ آمَنُوا}</strong></span> [حشر: ۱۰]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«و کینه‌ای نسبت به مؤمنان در دلهایمان جای مده».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">ابراهیم جمل می‌‌گوید: «انسان کینه‌توز در تمام اوقاتش به هیچ چیز فکر نمی‌کند جز به دشنام‌دادن و بدخواهی نسبت به کسی که به او کینه می‌ورزد. گاهی بر وی افترا می‌بندد و گاهی به وی آسیب می‌رساند و در راه آنچه که انجام می‌دهد، هیچ واهمه‌ای ندارد».</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۵- خشم: </strong>بدون شک خشم از موانع خوشبختی و کامیابی است. و به همین خاطر خداوند مؤمنانی را ستایش می‌کند که درباره‌ی آنها می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>{وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ}</strong> </span>[شوری: ۳۷]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«و هنگامی که خشمناک می‌گردند، (زمام اختیار را از دست نمی‌دهند و پرت و پلا نمی‌گویند و آلوده‌ی گناه نمی‌شوند، و بلکه نفس خود را مهار می‌کنند و به خشم‌آورندگان را) می‌بخشند».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>«لیس الشدید بالصرعة، إنّما الشدید من یملک نفسه عند الغضب»</strong> [متفق علیه]: <strong>«انسان نیرومند کسی نیست که در کشتی‌گیری فائق آید، بلکه نیرومند کسی است که هنگام خشم، نفسش را مهار کند و کنترل خود را از دست ندهد».</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۶- ظلم و ستم: </strong>همانا ظلم، سرچشمه‌اش ناگوار و سرانجامش بی‌نهایت بد است. دو نمونه از عصر حاضر می‌آوریم که سرانجام ظلم و ستم را به تصویر می‌کشاند. این دو نفر «حمزه بسیونی» و «صلاح نصر» هستند. هر دو از سربازان رهبر هلاک‌شده‌شان، «جمال عبدالناصر» بوده‌اند که آن قدر شکنجه و عذاب و ظلم را متوجه دعوتگران راه خدا نموده‌اند که از آن تن آدمی به لرزه می‌آید. اما زندگی شان چگونه بود؟ به خدا قسم، بدترین نوع زندگی بود:</p>
<p style="text-align: justify;">«حمزه بسیونی» تکبر و سرکشی‌اش تا جایی رسیده بود که به مؤمنان &#8211; در حالی که او آنان را شکنجه می‌داد هنگامی که از خداوند فریادرسی می‌نمودند &#8211; می‌گفت: کجاست معبودتان تا او را در آهن بگذارم! و «صلاح نصر» زنان مردم را با زور به عقد خود درمی آورد و با آنان ازدواج می‌کرد در حالی که در حمایت مردان دیگر بودند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما عاقبت این سرکشان و ستمکاران به کجا انجامید؟ حمزه بسیونی با ماشینش تصادف کرد. او از قاهره به سمت اسکندریه خارج شده بود و بار آهن حمل می‌کرد، از بالاترین قسمت سرش تا شکمش در بدنش آهن فرو رفت، و نجات‌دهندگان جز چند قطعه‌ نتوانستند آهن را از بدنش خارج کنند. این چنین خداوند وی را با آهن نابود کرد. او همان کسی بود که می‌گفت: خدا را در آهن قرار خواهد داد. خداوند برتر است از آنچه که ستمگران می‌گویند.</p>
<p style="text-align: justify;">صلاح نصر هم به بیشتر از ده بیماری دردناک و مزمن مبتلا گشت. چند سالی را در بدبختی و تیره‌روزی گذراند و هیچ دارویی برای معالجه‌اش یافت نشد تا آنکه در حالی که زندانی جان باخت.و در زندانهای رهبرانش که خدمتگزار شان بود، بر اثر اصابت گلوله از دنیا رفت. «همانا خداوند به انسان ظالم مهلت می‌دهد تا جایی که اگر او را گرفت، رهایش نمی‌کند».</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۷- ترس از غیر خدا: </strong>ترس از غیر خداوند متعال، بدبختی و ذلت و خواری را به دنبال دارد. و به همین خاطر است که خداوند متعال دربارة بنی‌اسرائیل می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>{أُوْلَئِکَ مَا کَانَ لَهُمْ أَن یَدْخُلُوهَا إِلاَّ خَآئِفِینَ}</strong> </span>[بقره: ۱۱۴]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«شایسته ی آنان نبود که چنین (گناه بزرگی را مرتکب شوند و این کارها را) بکنند، بلکه می‌بایست (حرمت معابد را نگه دارند و) جز خاشعانه داخل آنها نشوند».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">در جای دیگری می‌‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>{إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ}</strong> </span>[آل عمران: ۱۷۵]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«این تنها شیطان است که شما را از دوستان خود (با پخش شایعات و سخنان بی‌اساس) می‌ترساند؛ پس (از آنجا که شما به خدا ایمان دارید، بی‌باک و دلیر باشید و) از آنان مترسید و از من بترسید اگر مؤمنان (راستین) هستید».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">و حضرت ابراهیم (علیه السلام) آن طور که در قرآن آمده است به قومش گفت،:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">{وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِکُونَ بِهِ}</span> </strong>[انعام: ۸۰]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«من از آن چیزهایی که شریک خدا قرار می‌دهید نمی‌ترسم (چرا که می‌دانم از سوی آنها و از جانب کسی زیانی به من نمی‌رسد)».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">بنابراین، ترس از غیر خدا یکی از موانع خوشبختی است.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۸- بدبینی: </strong>چقدر بدبینی سبب هلاکت و رنجها و مرارتهاست. و به همین خاطر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از خوش‌بینی خوشش می‌آمد و از بدبینی بدش می‌آمد. [احمد و بخاری و مسلم و ابوداود و ترمذی آن را روایت کرده‌اند و ترمذی آن را صحیح دانسته است].</p>
<p style="text-align: justify;">دکتر عزیز فرید می‌گوید: «انسان بدبین به خاطر بدبینی‌اش رنجها و مشقتهای زیادی را متحمل می‌شود که این رنجها و مشقتها صدمات شدیدی به اعصاب انسان وارد می‌سازد، از قبیل افسردگی و بی‌قراری و آشفتگیهای زیادی که دامنگیرش شده است».</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۹- سوءظن و بدگمانی: </strong>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<h4 style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">{یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ}</span> </strong>[حجرات: ۱۲]</h4>
<h4 style="text-align: justify;"><strong>«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید، که برخی از گمانها گناه است».</strong></h4>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:<br />
<strong>«إیاکم والظن، فإن الظن أکذب الحدیث»</strong> [متفق علیه]: <strong>«از بدگمانی بپرهیزید، چراکه بدگمانی نادرست‌ترین سخنی است که درباره‌ی فرد گمان برده می‌شود».</strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۱۰- کبر و خودبینی: </strong>انسان متکبر و خودبین در بدبختی و هلاکت همیشگی به سر می‌برد اگرچه ستم نماید و خود را برتر از دیگران ببیند و حقوقشان را پایمال کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۱۱- دلبستگی به غیر خدا: </strong>مانند دلبستگی عاشق به معشوقش. جهت بیان اهمیت موضوع کافی است که داستان لیلی و مجنون را بخوانیم تا بدانیم چگونه این مرد با حالت آوارگی و دربه‌دری زندگی کرده تا اینکه دیوانه شد و در حالی که عاشق بود، از دنیا رفت.</p>
<p style="text-align: justify;">چه بسیار انسانهای عاشقی بوده‌اند که در راه عشقشان جان باخته‌اند. و نزد خدا می‌روند در حالی که دلشان را به غیر خدا بسته‌اند. وای چه خسارت دنیوی و اخروی که نصیبشان می‌شود!</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>۱۲- مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی:</strong> بسیاری از مردم گمان می‌کنند که خوشبختی به وسیله‌ی دائم‌الخمر بودن و مصرف همیشگی مواد مخدر و مشروبات الکلی به دست می‌آید؛ در نتیجه به سمت آن روی می‌آورند و با این کار می‌خواهند از گرفتاریها و نگرانیها و غم و غصه‌های دنیا فرار کنند اما اینان همانند کسی هستند که به گرمای سوزان آتش جهنم پناه می‌برد؛ زیرا مواد مخدر در حقیقت از موانع خوشبختی است و بدبختی و ناامیدی و فروپاشی و ویرانی فرد و جامعه و امت را به دنبال دارد. و ما امروزه بهترین شاهد برای آن هستیم. پس صاحبان خرد باید از آن عبرت گیرند.</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://bidaryislamy.googlepages.com/mavanee-khoshbakhti.zip">دانلود مقاله بصورت سند ورد</a><br />
<a href="http://bidaryislamy.googlepages.com/mavanee-khoshbakhti.pdf">دانلود مقاله بصورت سند Pdf </a>(کلیک راست کرده و گزینه ی Save target As را انتخاب کنید)</p>
<p style="text-align: justify;"><em>نوشته ی فوق بخشی است از یکی از کتابهای شیخ با نام &#8220;خوشبختی از خیال تا حقیقت&#8221; توصیه می‌کنم حتما این کتاب را مطالعه کنید.<br />
این کتاب را می توانید از این آدرس دانلود کنید:</em><br />
<a href="http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=231">http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=231</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1364/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی- ۱۱ (تلخی ها را به شیرینی تبدیل کن)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2910</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2910#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Feb 2009 08:04:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2910</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض قرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح
شخص باهوش و زیرک شکست ها را به پیروزی تبدیل می کند اما انسان نادان وبزدل مصیبت و بلای وارده بر خویش را دو چندان می نماید. رسول الله صلی الله علیه وسلم از مکه بیرون رانده شد، اما دولتی را در مدینه برپا ساخت که چشم و گوش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>دکتر عائض قرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>شخص باهوش و زیرک شکست ها را به پیروزی تبدیل می کند اما انسان نادان وبزدل مصیبت و بلای وارده بر خویش را دو چندان می نماید. رسول الله صلی الله علیه وسلم از مکه بیرون رانده شد، اما دولتی را در مدینه برپا ساخت که چشم و گوش تاریخ را پر نمود.</p>
<p>«امام احمد بن حنبل» به زندان انداخته شده وشلاق خورد، ولی امام اهل سنت گردید.<span id="more-2910"></span></p>
<p>«ابن تیمیه» زندانی شد و در حالی از زندان بیرون آمد که از علمی فراگیر برخوردار بود.</p>
<p>«سرخسی» به قعر چاهی غیر قابل استفاده انداخته شد و بیست جلد کتاب در علم فقه نوشت.</p>
<p>«ابن اثیر» خانه نشین شد وبا این حال توانست کتاب «جامع الأصول» و «النهایة» یکی از مشهورترین و مفید ترین کتابها در علم حدیث را بنویسد.</p>
<p>«ابن جوزی» از بغداد تبعید گشت، و توانست قراءات هفتگانه را بخوبی بیاموزد.</p>
<p>مرض وتب شدید «مالک بن ریب» را در برگرفت و باعث شد که او قصیده ی زیبا وحیرت انگیز خویش را که با تمام اشعار شعرای عباسی برابری می کرد، به دنیا عرضه دارد.</p>
<p>فرزندان «أبی ذویب الهذلی » از دنیا رفتند و در رثای آنها مرثیه ای را سرود که تمام دنیا به آن گوش فرا داد، مردم با شنیدن آن متأثر شده و تاریخ وی را ستود.</p>
<p>اگر امر ناخوشایندی برایت پیش آمد، به جنبه ی نوید بخش آن بنگر، و اگر کسی به تو فنجانی آب لیمو تقدیم نمود به آن مقداری شکر اضافه نموده و از آن شربتی گوارا بساز. اگر عقربی تو را گزید بدان که پادزهری است پیش گیرنده برای سم مارها.</p>
<p>با شرایط جانکاه کنونی خویش مدارا نما تا از درون آن گل ،شکوفه ویاس سر برآورد.</p>
<p><span style="color: #800000;">{عسى أن تکرهوا شیئاً ویجعل الله فیه خیراً کثیراً}</span></p>
<p><span style="color: #800000;">« چه بسا چیزی را ناخوشایند پندارید و الله در آن خیر بسیاری را نهفته باشد».</span></p>
<p>در فرانسه پیش از انقلاب کبیر ، دو شاعر سرشناس زندانی شدند: یکی خوش بین ودیگری بدبین. آن دو سرهای خویش را از پنجره ی زندان بیرون آوردند. شاعر خوش بین به ستاره ها نظری انداخته و خندید. اما شاعر بدبین به خاک درون خیابان نگاه کرده وبه گریه افتاد.</p>
<p>همیشه به جنبه ی مثبت مصیبت بنگر؛ زیرا هیچگاه شر محض وجود ندارد، بلکه به دنبال آن خیر، بهره مندی، پیروزی و پاداش است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2910/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
