<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; نماز</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/namaz/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 07:39:59 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>گواهی سلطان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3045</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3045#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Apr 2010 19:35:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نام‌های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3045</guid>
		<description><![CDATA[عثمان نزار / ترجمه: عادل حیدری
اکنون در شهر بورصه قرار داریم، در دوران سلطان عثمانی &#8220;بایزید&#8221; معروف به &#8220;صاعقه&#8221;، فاتح بزرگ، فاتح بلغارستان و بوسنی و سلانیک و آلبانی.
پادشاهی که پیروزی چشمگیر وخیره کننده‌ای در مقابل سپاه صلیبی بدست آورد؛ سپاهی که پاپ &#8220;بونیفاس نهم&#8221; به قصد بیرون راندن مسلمانان از اروپا دستور لشکرکشی آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="size-medium wp-image-3046 alignright" title="Gawahi-soltan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/Gawahi-soltan.jpg" alt="" width="100" height="113" />عثمان نزار / ترجمه: عادل حیدری</h4>
<p>اکنون در شهر بورصه قرار داریم، در دوران سلطان عثمانی &#8220;بایزید&#8221; معروف به &#8220;صاعقه&#8221;، فاتح بزرگ، فاتح بلغارستان و بوسنی و سلانیک و آلبانی.</p>
<p>پادشاهی که پیروزی چشمگیر وخیره کننده‌ای در مقابل سپاه صلیبی بدست آورد؛ سپاهی که پاپ &#8220;بونیفاس نهم&#8221; به قصد بیرون راندن مسلمانان از اروپا دستور لشکرکشی آن را داده بود و از ۱۵ کشور اروپایی از جمله انگلستان، فرانسه، مجارستان وغیره شکل گرفته بود. در پیکار مشهور و خونین &#8220;نیکوپولیس&#8221; در سال ۱۳۹۶م سلطان موفق به شکست این سپاه عظیم گردید.<span id="more-3045"></span></p>
<p>این سلطان فاتح و پیروز روزی برای ادای شهادت پیرامون مسئله‌ای در دادگاهی حضور یافت که قاضی آن شیخ &#8220;شمس الدین فناری&#8221; بود، سلطان وارد دادگاه شد و مانند شاهدی عادی در مقابل قاضی ایستاد در حالی که دست در دست دیگر خود نهاده بود.</p>
<p>قاضی دیده‌ی خود را بسوی سلطان دوخت و با دقت به وی  نگریست سپس به او فرمود: گواهی تو قابل قبول نیست زیرا نمازهایت را همراه جماعت بجای نمی‌آوری و کسی که نمازهای خود را همراه جماعت بجای نمی‌آورد امکان دارد در گواهی خود دروغ بگوید.</p>
<p>سخنان قاضی بسان صاعقه‌ای بر فرق حاضرین در دادگاه  فرود آمد&#8230;</p>
<p>این سخن تهمتی بزرگ و بلکه توهینی بزرگ نسبت سلطان بایزید بود، حاضرین در جای خویش میخکوب شده بودند و نفس‌های خود را در سینه حبس نموده و منتظر بودند تا با اشاره‌ی سلطان سر قاضی از تنش جدا شود &#8230; اما سلطان چیزی نگفت بلکه با آرامش کامل از دادگاه خارج شد.</p>
<p>در همان روز سلطان دستور داد تا مسجدی چسبیده به قصرش بسازند و پس از آماده شدن مسجد سلطان شروع به ادای نمازهای خود با جماعت نمود.</p>
<p>این داستان واقعه‌ای است که مؤرخ ترک &#8220;عثمان نزار&#8221; صدها سال پیش در کتاب معروفش &#8220;حدیقة السلاطین&#8221; به رشته‌ی تحریر در آورده است.</p>
<p>آری! آنگاه که مسلمانان چنین علمایی داشتند چنین پادشاهانی را بدست آوردند!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3045/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تامل‌هایی در سوره‌ی فاتحه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2591</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2591#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jan 2010 22:05:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2591</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر

سوره‌ی فاتحه را هر مسلمان روزانه به تعداد رکعت‌های نماز می‌خواند زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که بخاری از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت نموده چنین می‌فرماید: «کسی که فاتحة الکتاب را نخواند نماز ندارد&#8230;» که این نشان دهنده‌ی شان والای این سوره است و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;"><strong><img class="alignright size-full wp-image-2596" title="hamd-00" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-00.jpeg" alt="hamd-00" width="100" height="113" />ترجمه و بازنویسی: ابوعامر<br />
</strong></h4>
<p>سوره‌ی فاتحه را هر مسلمان روزانه به تعداد رکعت‌های نماز می‌خواند زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که بخاری از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت نموده چنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«کسی که فاتحة الکتاب را نخواند نماز ندارد&#8230;» </span>که این نشان دهنده‌ی شان والای این سوره است و شایسته است هر مسلمانی در معانی آن تامل کند زیرا بر اساس حکمت والایی خداوند از میان همه‌ی سوره‌های قرآن تکرار این سوره را در نمازها واجب گردانده است.<span id="more-2591"></span></p>
<h4><strong>نام‌های سوره‌ی فاتحه:</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوره‌ی فاتحه</strong>: </span>رسول خداوند (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این سوره را «فاتحة الکتاب» نام نهاده است زیرا این اولین سوره‌ای است که از قرآن خوانده می‌شود و در اول مصحف قرار دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>أم القرآن (مادر قرآن):</strong> </span>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) آن را به این نام خوانده است و این شاید به آن دلیل باشد که همه‌ی معانی قرآن به این سوره باز می‌گردد زیرا این سوره شامل همه‌ی معانی کلی و مبانی اساسی است که قرآن درباره‌ی آن سخن گفته است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سبع المثانی (هفت تکرار شونده):</strong></span> زیرا این سوره هفت آیه‌ای است که پی در پی (در نمازها) تکرار می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>قرآن عظیم (قرآن بزرگ):</strong> </span>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این نام را برای سوره‌ی فاتحه ذکر نموده است: <span style="color: #0000ff;">«این سوره همان سبع المثانی و قرآن بزرگ است»</span>.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوره‌ی حمد:</strong></span> زیرا این سوره با حمد و ستایش خداوند آغاز می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نماز:</strong> </span>زیرا خداوند متعال در حدیث قدسی آن را به این نام یاد نموده است: <span style="color: #0000ff;">«نماز را میان بنده‌ام به دو نیمه تقسیم نموده‌ام پس هر گاه بگوید الحمدلله رب العالمین&#8230;»</span> و همچنین برای آنکه این سوره شامل ذکر و دعا است.</p>
<h4><strong>نام‌های نیکوی خداوند در این سوره:</strong></h4>
<p>در این سوره پنج نام از نام‌های نیک خداوند (اسماء الله الحسنی) ذکر شده است:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الله ـ رب ـ الرحمن ـ الرحیم ـ المالک.</strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الله:</strong> </span>این نام (بر اساس قول گروهی از علما) اسم اعظم خداوند است که دیگر نام‌ها به این نام ملحق می‌شوند و کس دیگری در این نام با او شریک نیست.</p>
<p>از معانی اسم الله این است که: قلب‌ها به سوی او متمایل می‌شوند و مشتاق دیدار اویند و با نام او انس می‌گیرند.</p>
<p>و او کسی است که عقل‌ها در شناخت حقیقت او به حیرت افتاده و نمی‌توانند او را به طور کامل بشناسند و حقیقت چیزی نیست جز آنچه خداوند در کتابش یا بر زبان پیامبرش بیان نموده است. اگر عقل‌ها در شناخت برخی از مخلوقات او دچار حیرت می‌شوند درباره‌ی ذات خداوند چه می‌توان گفت؟!</p>
<p>از دیگر معانی نام الله است که: او همان معبودی است که به تنهایی شایسته‌ی عبادت است و برای همین است که این اسم در کلمه‌ی شهادتین آمده است زیرا انسان مومن می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">«أشهد أن لا إله الله» (گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله)</span> و مثلا نمی‌گوید: «أشهد أن لا إله إلا الرحمن».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رب (پروردگار):</strong></span> زیرا او پروردگار جهانیان است، پروردگار هر چیز و آفریدگار هر چیز است. همه‌ی آنچه در آسمان‌ها و زمین است بنده‌ی اوست و در قبضه‌ی او و زیر قدرت او است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رحمن و رحیم:</strong></span> اسم رحمن مانند اسم الله مخصوص خداوند است و به هیچ کس جز الله تعلق ندارد و شایسته نیست کسی دیگر این نام را بر خود بگذارد. اما نام‌های دیگر بر کسان دیگری نیز گذاشته شده است. مثلا خداوند متعال در مورد پیامبرش می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{بر مومنان رئوف و رحیم است} [توبه: ۲۲]</span></p>
<p>دو اسم رحمن و رحیم از رحمت (مهربانی) بر گرفته شده‌اند. رحمن به معنای رحمتی است که برای همه‌ی آفریده‌هاست. و رحیم تنها مخصوص مومنان است.</p>
<p>حکمت از تکرار دو نام رحمن و رحیم: با این وجود که صحیح است مثلا بگوییم: «بسم الله العزیز الحکیم» اما چنین نمی‌گوییم زیرا خداوند در حدیث قدسی فرموده است: «رحمت من از خشمم پیشی گرفته است» و رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) بسیار اصحابش را به امید داشتن به الله و آنچه نزد الله است تشویق می‌نمود و اینکه اعتماد انسان به الله و به رحمت او بیشتر از اعتماد او به عملش باشد.</p>
<p>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«عمل هیچ کس او را به بهشت وارد نمی‌سازد، حتی عمل من مگر آنکه الله مرا با رحمت خود در بر گیرد».</span></p>
<p>این سه نام: الله و رب و رحمن، اساس نام‌های نیک خداوند است. اسم الله در بر گیرنده‌ی صفات الوهیت است. نام رب در بر گیرنده‌ی صفات ربوبیت و نام رحمن در بر گیرنده‌ی صفت‌های بخشش و نیکی و احسان.</p>
<p>ربوبیت از سوی خداوند برای بندگانش است. تألیه  از سوی بندگان برای خداوند است  و رحمت سبب و ارتباط میان خداوند و بندگانش.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مالک:</strong></span> که در این سخن خداوند متعال به آن اشاره شده است: <span style="color: #0000ff;">{مالک روز جزا}</span> یعنی مالک روزی که مردم در آن بر اساس آنچه کرده‌اند مورد جزا قرار می‌گیرند که این آیه شامل ثنای خداوند و بزرگداشت وی است و همچنین مومنان را به یاد روز جزا و پاداش می‌اندازد.</p>
<h4><strong><img class="alignleft size-medium wp-image-2593" title="hamd-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-01-251x202.jpg" alt="hamd-01" width="251" height="202" />{حمد از آن الله، پروردگار جهانیان است}</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>حمد:</strong></span> یعنی ثنا گفتن شخص برای فضل و نعمتی که ارزانی داشته است، اما مدح یعنی ثنا گفتن شخص برای عظمت و کمالی که از آن برخوردار است.</p>
<p>پس حمد یعنی ثنا گفتن الهی برای نعمت‌هایی که به تو داده است. اگر گفته شد کسی خداوند را حمد گفته است به این معنا است که او را برای احسانی که به او ارزانی داشته مورد سپاس قرار داده است. اما اگر گفته شد فلانی وی را مدح گفته است لازم نیست که این مدح در برابر نعمتی باشد که به او داده بلکه به سبب کمال یا ویژگی خوبی در وی است مثلا به دلیل بلاغت و فصاحت او یا به سبب قدرت او یا چیزی دیگر.</p>
<p>پس در کلمه‌ی حمد هم معنای شکر است و هم معنای اعتراف به نیکی و محبت خداوندی و این سوره با این اعتراف آغاز شده است، که خود اعتراف دارای معنای بزرگی است زیرا خود اقراری است از سوی بنده به تقصیرش در برابر خداوند و نیازش به او و همچنین اقراری است به کمال و فضل و احسان خداوند متعال که این از بزرگترین انواع عبادت‌ها است.</p>
<p>ممکن است که بنده خداوند را در حالی عبادت کند که از عبادت خود راضی است و آن را کافی می‌داند و این عمل پذیرفته نخواهد شد زیرا در درون او نوعی رضایت از خود وجود دارد که با اعتراف و خشوع در برابر خداوند سازگاری ندارد و بنده نمی‌تواند از هیچ دری وسیع‌تر از در شکستگی و خشوع بسوی خداوند راه یابد، زیرا از بزرگترین معانی عبادت همین خشوع و شکستگی در برابر خداوند است.</p>
<p>برای همین است که رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) بسیار در برابر خداوند به نقص خود اعتراف می‌نمود و می‌فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خداوندا من به خود ظلمی بسیار روا داشتم و کسی جز تو گناهان را نمی‌بخشد پس مرا از سوی خود مورد مغفرت و رحمت قرار ده که تو بسیار بخشنده و مهربانی».</span></p>
<p>آغاز شدن سوره با <span style="color: #0000ff;">{الحمد لله رب العالمین}</span> در بر دارنده‌ی معنای اعتراف به نعمت‌هاست و شکی در این نیست که برعکس اعتراف همان انکار و ناشکری است و این نخستین گناه ابلیس است که از طاعت خداوند استکبار ورزید. پس هنگامی که بنده می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">{الحمدلله رب العالمین}</span> از همه‌ی این‌ها تبری جسته و در واقع چنین می‌گوید: «اعتراف می‌کنم که من بنده‌ای محتاج و مقصرم و تو ای الله پروردگار من و نعمت‌دهنده و دارای فضل و بخششی».</p>
<h4><strong>{تنها تو را عبادت می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم}</strong></h4>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">{إیاک}:</span> </strong>اینجا اول ضمیر نام برده شده است که در زبان عربی اشاره به «حصر»  (منحصر گرداندن) و «تخصیص» (ویژه ساختن) دارد. و در این آیه معنای اعتراف به «الوهیت» خداوند متعال نهفته است.</p>
<p>الوهیت یعنی این که تنها الله شایسته‌ی عبادت است که این همان اصل و اساس توحیدی است که پیامبران برای آن مبعوث شده‌اند. زیرا قضیه‌ی ربوبیت یعنی اعتراف به خداوند، مساله‌ای است فطری، و انحرافی که در این مورد وجود دارد قابل مقایسه با انحرافی که در مورد توحید الوهیت رخ داده است نیست.</p>
<p>برای همین شایسته است در مورد توحید الوهیت (توحید در عبادت) و دعوت مردم به آن تلاش بیشتری شود زیرا این، اصل و اساس دین است.</p>
<p>در این قسمت آیه <span style="color: #0000ff;">{إیاک نستعین}</span> <span style="color: #0000ff;">(تنها از تو یاری می‌خواهیم)</span> اثبات استعانت و یاری جویی از خداوند و نفی آن از هر کس دیگر است. یعنی: «جز یاری تو نمی‌خواهیم و از غیر تو یاری نمی‌جوییم و از فضل تو بی‌نیازی نمی‌جوییم».</p>
<p>خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«این میان من و بنده‌ی من است»</span> . سپس می‌گوییم: <span style="color: #0000ff;">{إیاک نعبد} (تنها تو را عبادت می‌کنیم)</span> این حق خداوند بر بندگان است که بنده به آن اعتراف می‌کند.</p>
<p>اما <span style="color: #0000ff;">{إیاک نستعین} (تنها از تو یاری می‌جوییم)</span> یاری جستن بنده از خداوند است برای اجرای صحیح این عبادت. زیرا بنده بدون یاری خداوند حتی قادر به انجام همین توحید نیست چه رسد به دیگر امور دنیا و آخرت. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَقَالُوا الْحَمْدُ للهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللهُ } [اعراف: ۴۳]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و گفتند حمد و سپاس برای الله که ما را به این (راه) هدایت کرد و ما هدایت نمی‌شدیم اگر الله ما را راهنمایی نمی‌کرد.)</span></p>
<h4><strong>{ما را به راه راست هدایت نما}</strong></h4>
<p>این درخواست هدایت است که معانی بسیار را در خود جای داده است:</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">معنای اول:</span></strong> ما را بر راه راست ثابت قدم بدار تا آنکه به انحراف نرویم. زیرا ممکن است انسان امروز بر راه هدایت باشد و فردا دچار انحراف شود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">معنای دوم: </span></strong>هدایت ما را استوارتر گردان.  هدایت درجات متفاوتی دارد و هدایت یافتگان نیز در یک درجه نیستند. برخی از هدایت یافتگان به درجه‌ی والای «صدیقین» دست می‌یابند و برخی به درجه‌ای پایین‌تر و هر کس بر اساس هدایتی که یافته است بر روی صراط آسان‌تر راه خواهد پیمود.</p>
<p>خداوند متعال دو صراط دارد. صراطی در دنیا و صراطی در آخرت. راه رفتن تو بر روی صراط آخرت به چگونگی سیر تو در صراط دنیا مربوط است. صراط دنیایی نیز همان راه خداوند است و اطاعت از اوست در آنچه امر نموده و یا نهی کرده است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَإِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ . صِرَاطِ اللهِ الَّذِی لَهُ مَا فِی السَّمَوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ } [شوری: ۵۲-۵۳]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و تو (ای پیامبر) به راه راست هدایت می‌کنی (۵۲) راه الله که هر چه در آسمان و زمین است از آن اوست)</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> یعنی: هدایت ما را قوی گردان و ایمانمان را افزون نما و ما را بیاموزان زیرا علم از ایمان است و هر چه بنده به راه راست پایبندتر گردد بر علمش نیز افزوده خواهد شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ فَأَمَّا الّذِینَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِیمَاناً وَهُمْ یَسْتَبْشِرُونَ } [توبه: ۱۲۴]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(اما کسانى که ایمان آورده‏اند بر ایمانشان مى‏افزاید و آنان شادمانى مى‏کنند)</span></p>
<p>و افزون شدن ایمان یعنی افزوده شدن بر ثبات و پایداری در راه راست (صراط مستقیم). خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدى } [محمد: ۱۷] (و آنانی که راه هدایت پیمودند (خداوند) بر هدایت آنان افزود)</span></p>
<p>زیرا ممکن است انسان هدایت شده باشد اما باز هم هدایتش افزایش یافته و بصیرت و علم و معرفت و صبرش افزون شود که این یکی از معانی این سخن خداوند است که:‌ <span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>معنای سوم: </strong></span>صراط مستقیم و راه راست آن است که بنده در هر زمانی همان کاری را انجام دهد که خداوند در آن زمان از او می‌خواهد، و آنچه را خداوند نهی نموده است انجام ندهد. به معنای دیگر خداوند در قلب وی آن اندازه علم و اراده‌ی جزمی و محکم برای انجام امر خداوندی، و بد دانستن جزمی برای ترک نهی خداوندی قرار دهد که به سوی خیر رهنمون گردد و شر و بدی را ترک گوید و این یکی از معانی هدایت به راه راست است.</p>
<h4><strong> <img class="alignleft size-full wp-image-2597" title="hamd-02" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-02.jpg" alt="hamd-02" width="200" height="217" />حقیقت هدایت:</strong></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> یعنی اینکه ای پروردگار مرا در همه‌ی امور زندگی به سوی آنچه دوست داری و از آن خشنود می‌گردی راهنمایی کن سپس مرا در انجام آنچه مرا بسوی آن راهنمایی کرده‌ای نیرومند ساز.</p>
<p>راز گمراهی به یکی از این دو مساله برمی‌گردد: «علم و عمل» و افتادن در ضد این دو یعنی «بی علمی» = جهل و «بی عملی».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نخست: </strong>جهل: </span>زیرا ممکن است در انسان رغبت انجام کار نیک وجود داشته باشد اما طریقه‌ی شرعی انجام کار نیک را نداند و راه و روش اهل بدعت را در پیش گیرد و بدون هیچ فایده‌ای خود را به زحمت اندازد و به سبب کمبود علم و آگاهی فکر کند که دارد کار نیک انجام می‌دهد در حالی که اینطور نیست.</p>
<p>هنگام که انسان می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> وی در واقع از پروردگارش درخواست علم و آگاهی می‌کند و از او می‌خواهد که راه را به وی نشان دهد تا در گمراهی جهل سرگردان نشود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">دوم: </span></strong><span style="color: #ff0000;">هوا و خواهش نفس:</span> ممکن است انسان عالم و دانا باشد اما دارای عزیمت و اراده‌‌ای نباشد که او را برای انجام کار نیک به حرکت درآورد و به سبب هوای نفس (تنبلی و تن پروری) کار واجب را انجام ندهد یا آنکه با وجود آنکه می‌داند کاری حرام است از روی ضعف ایمان و غلبه‌ی شهوت و عجله برای به دست آوردن خوشی دنیایی مرتکب آن شود.</p>
<h4><strong>{راه کسانی که به آنها نعمت ارزانی داشتی نه (راه) آنانی که بر آنان خشم گرفتی و نه (راه) گمراهان}</strong></h4>
<p>این آیه در واقع تاکید و شرح آیه‌ی قبل است. <span style="color: #0000ff;">{راه کسانی که بر آنها نعمت ارزانی داشتی} </span>و «کسانی که خداوند به آنان نعمت بخشیده است» کسانی‌اند که نعمت هدایت کامل الهی را به دست آورده‌اند و بر اساس آیه‌ی دیگری از قرآن «پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحانند».</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{نه آنانی که بر آن‌ها خشم گرفته‌ای&#8230;} </span>اینان کسانی هستند که حق را شناخته‌اند و آن را ترک گفته‌اند که یهود و کسانی‌اند که بر روش آنانند. خداوند متعال در جای دیگر می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{قُلْ هَلْ أُنَبِئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلکَ مَثُوبَةً عِندَ اللهِ مَن لَّعَنَةُ اللهُ وغَضِبَ عَلَیْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِیرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِکَ شَرٌّ مَّکَاناً وأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِیلِ} [مائده: ۶۰]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(بگو آیا شما را به بدتر از این کیفر در پیشگاه الله خبر دهم همانان که الله لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان میمون‌ها و خوک‌ها خلق نموده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‏اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند)</span></p>
<p>آنانی که خداوند بر آنان خشم گرفته‌اند ـ چه از یهودیان و چه کسان دیگر ـ به راه راست هدایت نشده‌اند و سبب این هدایت نیافتن همان پیروی از هوای نفس و خواهش‌های نفسانی است. بر این اساس یهودیان نسبت به هدایت علم داشتند اما به آن عمل نکردند.</p>
<p>خداوند متعال در این آیه <span style="color: #0000ff;">{مغضوب علیهم}</span> را بر <span style="color: #0000ff;">{ضالین} </span>مقدم داشته است زیرا کار اینان بدتر و گناهشان بزرگتر است. اگر انسان به سبب ندانستن گمراه شود ممکن است با کسب علم و معرفت نسبت به خداوند به هدایت دست یابد اما اگر گمراهی‌اش به سبب هوای نفس باشد سخت است که دست از گمراهی بردارد.</p>
<p>اما <span style="color: #0000ff;">{ضالین}</span> یعنی گمراهان کسانی هستند که از روی جهل و نادانی حق را ترک کرده‌اند که «نصارا» (مسیحیان) و کسانی هستند که به راه و روش آنانند. البته ممکن است گروهی از آنان نیز پس از جهل دچار عناد و پافشاری بر گمراهی شده باشند.</p>
<h4><strong>راه های سه گانه:</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه اول: </strong>صراط مستقیم = راه راست</span></p>
<p>این راه راه کسانی است که حق را شناخته و به آن عمل نموده‌اند. خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد} [توبه: ۳۳] </span>که هدایت و دین حق یعنی: علم نافع و عمل صالح.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه دوم: </strong>راه مغضوب علیهم</span></p>
<p>این راه یهود و کسانی است که به راه روش آنانند. این گروه کسانی هستند که حق را شناخته‌اند اما به آن عمل نمی‌کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه سوم: </strong>راه ضالین = گمراهان (۱)</span></p>
<p>اینان کسانی هستند که عمل می‌کنند اما بر اساس جهل و نادانی. برای همین است که برخی از سلف گقته‌اند: «هر که از عابدان این امت به گمراهی رفته است شباهتی به مسیحیان دارد» به مانند برخی از اهل تصوف که خداوند را بر اساس جهل و گمراهی عبادت می‌کنند.</p>
<p>در پایان از الله سبحانه و تعالی می‌خواهم که ما را از کسانی قرار دهد که به راه راست هدایت شده‌اند و علم نافع و عمل صالح به دست آورده و از پیمودن راه «مغضوبان» و «گمراهان» در امان مانده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;">________________________________________________________________________</p>
<p><span style="color: #888888;">۱- برای مطالعه در این زمینه پیشنهاد می‌کنم کتاب «گمراهان» نوشته‌ی مهندس مهدی بازرگان را مطالعه نمایید.</span></p>
<p><span style="color: #888888;">ترجمه شده از بروشور منتشر شده توسط دار القاسم</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2591/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نماز و جایگاه آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2315</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2315#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 23:38:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2315</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی
مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۰ شوال ۱۴۳۰ برابر با ۱۷ مهرماه ۱۳۸۸
خطبۀ اول:
حمد و ثنا از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی استعانت جسته و هدایت می‌خواهیم و از بدی‌های خود و از اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم&#8230; خداوند هر که را هدایت کند او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه ۲۰ شوال ۱۴۳۰ برابر با ۱۷ مهرماه ۱۳۸۸<span id="more-2315"></span></p>
<h4>خطبۀ اول:</h4>
<p>حمد و ثنا از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی استعانت جسته و هدایت می‌خواهیم و از بدی‌های خود و از اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم&#8230; خداوند هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست به جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که خداوند وی را با هدایت و دین حق برانگیخت تا این دین را بر دیگر ادیان پیروز و ظاهر گرداند حتی اگر کافران نپسندند&#8230;</p>
<p>بارالها بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230; تقوای خداوند را آنگونه که شایسته است پاس دارید و به ریسمان محکم دین چنگ زنید که صلاح امور و عاقبت نیک در تقوای پروردگار است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَمَن یَتَّقِ اللَّهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئَاتِهِ وَیُعْظِمْ لَهُ أَجْراً } [طلاق: ۵]</p>
<p>(و هر کس که تقوای الله را پیشه کند بدیهایش را از او بزداید و پاداشش را بزرگ گرداند)</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; آیا با آن رکن بزرگ و عمل عظیم و خیر پی در پی آشنایید؟ آن خیری که خداوند بوسیلۀ آن همۀ اعمال شما را نیکو می‌گرداند و قلب شما را پاک ساخته و اخلاقتان به وسیلۀ آن نیکو گشته و روزیتان افزون شده و دنیایتان آباد گردیده و درجاتتان در بهشت بالا رفته و به آن جایی دست خواهید یافت که بیش از آرزوهایتان است&#8230; آیا می‌دانید عامل رسیدن به همۀ این‌ها چیست؟</p>
<p>این رکن بزرگ که باعث محقق شدن همۀ این خواسته‌ها می‌شود چه می‌تواند باشد؟ آری این مهم، نماز است. نمازی که با همۀ شروط و ارکان و واجبات و مستحباتش برپا گردد؛ زیرا نماز بزرگترین رکن اسلام پس از شهادتین است که خداوند آن را در هر دینی مشروع گردانده و خداوند از هیچ یک از پیشینیان و پسینیان دینی را که نماز نداشته باشد نخواهد پذیرفت. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{وَلِکُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ (۳۴) الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِینَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِیمِی الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ} [حج: ۳۴-۳۵]</p>
<p>(و براى هر امتى مناسکى قرار دادیم تا نام الله را بر دامهاى زبان‏بسته‏اى که روزى آنها گردانیده یاد کنند پس [بدانید که] خداى شما خدایى یگانه است پس به [فرمان] او گردن نهید و فروتنان را بشارت ده (۳۴) همانان که چون الله یاد شود دلهایشان خشیت ‏یابد و [آنان که] بر هر چه برسرشان آید صبر پیشه‏گانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزیشان داده‏ایم انفاق مى‏کنند)</p>
<p>اما خداوند متعال این امت را با فضل و کرم خویش و به دلیل فضیلت کتاب این امت و پیامبر آن ویژگی‌هایی بخشیده است که پیش از این برای هیچ امت دیگری قرار نداده است.</p>
<p>از جمله ویژگی‌هایی که خداوند متعال به این امت بخشیده است نمازهای پنجگانه‌ای است که در شب معراج و در آسمان بر این امت فرض گردانده شد و خداوند در آن شب به بنده و پیامبرش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وحی نموده و با او سخن گفت و نمازهای پنجگانه را بدون واسطۀ فرشته بر او فرض گرداند. آن جا که سرور پیامبران به سوی آسمان‌های بلند و درخت سدرة المـُنـتـَها عروج کرد و سپس خداود او را به جایی رساند که هیچکس بدانجا دست نیافته بود آنگاه جبرئیل را امر نمود که با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در اول وقت هر نماز و آخر وقت آن، همۀ نمازها را به جای بیاورد و در پایان جبرئیل به او فرمود:</p>
<p>«ای محمد؛ این وقت نماز پیامبران پیش از توست و وقت هر نماز میان این دو وقت (یعنی اول وقت و آخر وقت آن) است» [به روایت ابوداوود و دیگران از حدیث ابن عباس]</p>
<p>فرض شدن این نماز بدون واسطۀ وحی و فرض گرداندن آن با امامت جیرئیل تاکیدی است اضافه بر فرض بودن آن و بیان منزلت والای این فریضه.</p>
<p>خداوند متعال نیز در کتاب خود افعال و اقوال آن را بیان نموده و رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم ارکان و واجبات و مستحبات آن را شرح داده و همۀ اقوال و افعال آن را به صحابه آموخته  و در مدت عمر گرامی خویش این نماز را با آنان در همۀ اوضاع، در سفر و در اقامت برپا نموده و فرموده است:</p>
<p>«همانگونه که می‌بینید من نماز می‌گذارم نماز بگذارید». و هر نسلی از مسلمانان این نماز را از نسلی دیگر نقل نموده و هیچ قول یا فعلی از آن را مورد اهمال قرار نداده‌اند پس حمد و سپاس خداوند را به جای می‌آوریم که ما را از مسلمانان قرار داده و دین را برای ما حفظ نمود&#8230; چه عظیم است رحمت خداوند و چه بزرگ است نعمت او بر مردم&#8230;</p>
<p>اینکه نمازها از سوی پروردگار جهانیان بدون واسطۀ فرشته و با سخن مستقیم خود خداوند با پیامبرش صلی الله علیه وآله وسلم بر امت فرض گردیده است، از بزرگترین دلایل است برای منزلت نماز نزد خداوند متعال و منزلت آن در دین و اینکه این فریضه جامع همۀ نیکی‌هاست.</p>
<p>تا وقتی که این فریضه در زمین باشد، دین نیز هست و اگر دچار نقصان گردید دین نیز دچار نقصان می‌گردد و با پایان یافتن آن در نزدیکی قیامت، دین نیز به پایان می‌رسد. زمین با افزون شدن نمازگزاران اصلاح می‌شود و با کم شدن آنان رو به خرابی می‌گذارد و اگر هر مرد و زن مسلمانی همانگونه که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نماز را به پا می‌داشت، نماز را برپا می‌داشتند، امت از شر فتنه‌ها و بدی‌ها و تخلفات گوناگون و عقوبت الهی در امان می‌بود و خداوند شر دشمنان را از آنها کوتاه کرده و اوضاع همۀ مردان و زنان مسلمان رو به بهبود می‌نهاد&#8230;</p>
<p>با صلاح و نیکویی افراد خیر و نیکی زیاد شده و شر و بدی رو به کمبود می‌نهد و مردم معروف را دوست داشته و منکر را بد دانسته و میان خود به عطوفت و مهربانی و نصیحت متقابل رفتار خواهند کرد.</p>
<p>اما اگر مردم نماز را دست کم گیرند و برخی از آنان آن را ضایع کنند یا در ارکان یا واجبات آن نزد برخی از مردم نقص وارد گردد یا آنکه برخی از آنان در ادای آن با جماعت سستی نموده یا آن را از وقت خود به تاخیر اندازند، این تقصیر در مورد نماز در امور و مسائل دیگر آنان منعکس شده و امورشان رو به تباهی خواهد گذاشت و وضعیت شان تغییری ناگوار خواهد نمود&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً } [کهف: ۲۸]</p>
<p>(و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‏ایم و از هوس خود پیروى کرده و [اساس] کارش بر زیاده‏روى است اطاعت مکن)</p>
<p>آنکه در قلبش هنوز اثری از حیات است عقوبت را احساس خواهد کرد اما&#8230; مرده چگونه درد را احساس کند؟! ام سلمه رضی الله عنها می‌گوید: «مردم در دوران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در هنگام نماز نگاهشان را به سجده‌گاهشان می‌دوختند. در دوران ابوبکر رضی الله عنه نگاهشان را نزدیک سجده‌گاهشان می‌گذاشتند، اما در دوران عمر رضی الله عنه نگاهشان را به سمت قبله گرداندند و در دوران عثمان رضی الله عنه به چپ و راست توجه کردند تا آنکه آن فتنه رخ داد».</p>
<p>فقه و علم ام المومنین بانو ام سلمة رضی الله عنها را ببینید که چگونه انعکاس نماز را بر وضعیت و حال و روز مردم و صلاح یا تباهی حالشان مشاهده کرده است. یکی از یاران انس بن مالک رضی الله عنه بر وی وارد شدد و او را در حال گریه یافت. پس گفت: ای ابوحمزه چه چیز تو را به گریه انداخته است؟ ابن مسعود فرمود: «بر آنچه مردم مرتکب شده‌اند می‌گریم&#8230; حتی این نماز را نیز از وقتش به تاخیر انداخته‌اند».</p>
<p>نماز، همانطور که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید خودِ دین و جامع امور اسلام است. ایشان می‌فرماید:</p>
<p>«رأس امور، اسلام است و ستون آن نماز است» [به روایت ترمذی از حدیث معاذ]</p>
<p>همچنین از ابوهریره رضی الله عنه از رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمودند: «نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه کفارۀ گناهان میان یکدیگرند تا وقتی که [بنده] آلودۀ گناهان کبیره نشود». [به روایت مسلم]</p>
<p>همچنین از عُبادة بن صامت رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرمود: «پنج نماز است که خداوند آن‌ها را بر بندگانش نوشته است، پس هر که آنان را انجام دهد و از روی کم شمردن آن چیزی از آن را ضایع نگرداند، برای او نزد خداوند عهدی است که وی را به بهشت وارد سازد و هر که آنها را انجام ندهد نزد خداوند هیچ عهد و پیمانی ندارد&#8230;» [به روایت ابوداوود و نسائی]</p>
<p>همچنین از عبدالله بن قـُرط رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «اولین چیزی که بنده در مورد آن در روز قیامت مورد پرسش قرار می‌گیرد نماز است، اگر نمازش نیکو گشت سایر اعمالش نیز نیک می‌شود و اگر نمازش فاسد بود سایر اعمالش نیز فاسد خواهد شد». [به روایت طبرانی]</p>
<p>روح نماز نیز «خشوع» به همراه اجرای سنت و ادای آن به همراه جماعت در مساجد است؛ خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (۱) الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُون } [مومنون: ۱-۲]</p>
<p>(همانا مومنان رستگار شدند (۱) آنانی که در نماز خود خاشعند)</p>
<p>از ابن عباس رضی الله عنه روایت است که فرمود: «هر که اذان را بشنود و آن را اجابت نگوید نماز ندارد مگر با وجود عذر» [به روایت حاکم، وی آن را به شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است]</p>
<p>اما در مورد بانوان نماز آنان در خانه‌هایشان بهتر است. از ام سلمه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که ایشان فرمودند: «بهترین مساجد زنان دورن خانه‌هایشان است» [به روایت احمد و طبرانی]</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{..وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَلَذِکْرُ اللَّهِ أَکْبَرُ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ } [عنکبوت: ۴۵]</p>
<p>(&#8230; نماز را برپا دار که نماز از کار زشت و ناپسند باز مى‏دارد و قطعا یاد الله بالاتر است و الله مى‏داند چه مى‏کنید)</p>
<p>خداوند متعال من و شما را به واسطۀ قرآن عظیم الشأن سود رسانده و ما را با آیات و ذکر حکیم و راه و روش سیدالمرسلین و سخنان ارزشمند ایشان مورد منفعت قرار دهد&#8230; سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم که او بس بخشاینده و مهربان است.</p>
<h4>خطبۀ دوم:</h4>
<p>حمد و سپاس تنها مخصوص پروردگار جهانیان است و گواهی می‌دهم که معبودی حقیقی نیست جز الله که واحد است و شریکی ندارد. او خداوند اولین و آخرین است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که با هدایت و یقین مبعوث گردیده است تا آنان را که زنده‌اند هشدار دهد و تا آنکه سخن پروردگار و وعدۀ وی دربارۀ کافران محقق گردد&#8230; خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد&#8230; تقوای خداوند را آنگونه که به شما امر نموده به پا دارید و از آنچه شما را نهی نموده دوری کنید که پروردگار شما اهل تقوا و اهل مغفرت است.</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; شأن و منزلت نماز بسی عظیم است و امر آن بسیار بزرگ، پس آن را آنگونه که پیامبر شما برایتان قرار داده است به جای آورید و همیشه یکدیگر را دربارۀ آنچه باعث به پا داشتن آن و کامل انجام دادن آن می‌شود یادآوری نمایید. لازم است هر زن و مرد مسلمان فقه نماز را مورد اهمیت قرار دهد و لازم است که سورۀ حمد را به درستی در نماز قرائت کند زیرا برخی از مسلمانان در مورد نقص و اشتباه در قرائت آن غفلت می‌کنند در حالی که سورۀ فاتحه رکنی از ارکان نماز برای امام و برای منفرد است و در صحیح‌ترین اقوال علما خواندن آن برای شخصی که پشت سر امام نماز می‌گذارد نیز واجب است.</p>
<p>شایسته است که نمازگزاران برای اجر عظیمی که نزد پروردگار خود دارند شاد باشند و بشارت دهند&#8230; از ابودرداء رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:</p>
<p>«پنج چیز است که هر کس آنها را با داشتن ایمان به جای آورد بهشتی می‌شود: هر که بر نمازهای پنجگانه و بر وضوی آنها و رکوع و سجود و اوقات آن محافظت نماید، و روزۀ رمضان را گرفته و حج خانۀ خداوند را در صورت توانایی به جای آورده و زکات را با خوشی و رضایت درون ادا نماید». [به روایت طبرانی... منذری می‌گوید اسناد آن جید است]</p>
<p>و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَیْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ} [مزمل: ۲۰]</p>
<p>(و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و قرض نیکو به الله دهید و هر کار خوبى براى خویش از پیش فرستید آن را نزد الله بهتر و با اجری بیشتر باز خواهید یافت و از الله آمرزش بخواهید که الله آمرزندۀ مهربان است)</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; همانا خداوند شما را به امری دستور داده که خود نخست آن را انجام داده و فرموده است:</p>
<p>{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیماً } [احزاب: ۵۶]</p>
<p>(همانا الله و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او درود و سلام فرستید)</p>
<p>و رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم  می‌فرماید: «هر که بر من یک درود فرستد خداوند بخاطر آن بر وی ده بار درود می‌فرستد» پس بر سرور اولین و آخرین و امام مرسلین و آن شفیع روز قیامت درود و سلام فرستید.</p>
<p>خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی که تو ستوده شده و با عظمتی&#8230; خداوندا بر محمد و آل محمد برکت ارزانی دار همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم ارزانی داشتی که تو حمید و مجیدی.</p>
<p>خداوندا و راضی باش از خلفای راشدین، آن امامان هدایتگر، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و از ما به همراه آنان با کرم و رحمتت راضی شو ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و کفر و کافران را خوار بگردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری ده. خداوندا ما را و ذریۀ ما را برپاکنندۀ نماز بگردان. خداوندا ما و ذریۀ ما را چنان که باعث خشنودی توست برپا کنندۀ نماز بگردان. خداوندا ای پروردگار جهانیان مسلمانان و ذریۀ آنان را به پا دارندۀ نماز بگردان&#8230; خداوندا ما از تو مسألت داریم که گناهان گذشته و آیندۀ ما را و گناهان پنهان و آشکار ما و آنچه را خود بهتر از ما به آن آگاهی مورد مغفرت قرار دهی.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همۀ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده. خداوندا ما را از بدی‌های نفس خود و از کارهای بدمان دور گردان. خداوندا ما را از هر بدی و شری پناه ده ای پروردگار جهانیان. خداوندا ما به تو از شر هر صاحب شری پناه می‌بریم که تو بر هر چیزی توانایی.</p>
<p>خداوندا ما را در راه طاعت خویش به کار گیر و از معصیت خویش دور گردان. خداوندا به فریاد ما برس، خداوندا به فریاد ما برس&#8230; ای مهربانترین مهربانان. خداوندا میان قلب مسلمانان الفت ایجاد کن و روابط آنان را نیک گردن&#8230;</p>
<p>خداوندا ما و آنان را در دین خود موفق گردان. خداوندا ما از تو می‌خواهیم ما را در دنیا نیکی عطا نمایی.</p>
<p>{..رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ } [بقره: ۲۰۱]</p>
<p>(پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش جهنم دور بگردان)</p>
<p>خداوندا ما از تو مسألت داریم که مسلمانان را در دین و جان و مال و ناموسشان مورد محافظت قرار دهی. خداوندا دلهره‌هایمان را آرام گردان و پوشیده‌های ما را محفوظ بدار، بارالها از تو عفو و عافیت را در دین و دنیا و آخرت مسالت می‌داریم. تویی آن خداوندی که معبودی به حق نیست جز تو. تویی آن مدعویی که مورد امید است و تویی که بر هر کاری توانایی.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امن و امان بدار و والیان و مسئولان ما را صالح بگردان. خداوندا ما آغاز خیر و پایان آن را و ظاهر آن و باطن آن و همۀ آن را از تو خواستاریم. تو بر هر چیزی توانایی.</p>
<p>{ إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَى وَیَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنکَرِ وَالْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ } [نحل: ۹۰]</p>
<p>(در حقیقت الله به عدالت و احسان و بخشش به نزدیکان امر می‌کند و از فحشا و منکر و تجاوز بازمی‌دارد. وی به شما اندرز مى‏دهد باشد که پند گیرید)</p>
<p>{ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَیْمَانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّهَ یَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ } [نحل: ۹۱]</p>
<p>(و چون با الله پیمان بستید به پیمان خود وفا کنید و سوگندهاى [خود را] پس از استوار کردن آنها مشکنید با اینکه الله را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده‏اید زیرا الله آنچه را انجام مى‏دهید مى‏داند)</p>
<p>و خداوند بزرگ جلیل را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بسیار برتر است و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2315/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سپس بی‌نماز شدم&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1913</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1913#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 15:12:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1913</guid>
		<description><![CDATA[ 
نجیب الزامل / ترجمه: ابوعامر
«راز نماز در این است؛ نماز دنیا را تغییر نمی دهد، نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر می دهیم».
نوجوان بودم، و جریان های فکری ما را همه جا تعقیب می کردند، در هر کتاب، در هر بحث و گفتگو. روزهای دبیرستان دشوارترین روزهای زندگی­ ام بود، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #000000; font-family: Tahoma; font-size: 12px; font-weight: 100;"> </span></p>
<h4 style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><img class="size-thumbnail wp-image-2275 alignright" title="bi-namaz-shodam" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/bi-namaz-shodam-80x91.jpg" alt="bi-namaz-shodam" width="80" height="91" />نجیب الزامل / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«راز نماز در این است؛ نماز دنیا را تغییر نمی دهد، نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر می دهیم».</span></p>
<p>نوجوان بودم، و جریان های فکری ما را همه جا تعقیب می کردند، در هر کتاب، در هر بحث و گفتگو. روزهای دبیرستان دشوارترین روزهای زندگی­ ام بود، روزهای شک و حیرت، روزهای گم گشتگی و سرگردانی میان مدرسه های اندیشه‌ی وضعی.<span id="more-1913"></span></p>
<p>مدارس فکری مرا با خود بردند و من از بزرگان اندیشه ی جهان الهام گرفتم و مدت زیادی اسیر اندیشه ی اندیشمندان آلمانی شدم. با وجود آنکه از کودکی انگلیسی می خواندم اما این ترجمه ی انگلیسی نوشته های «گوته» و «شیلر» و «کانت» و «نیچه» و «ریلکه» بود که فکرم را ربود.</p>
<p>پس از آن با «شاپنهاور» آشنا شدم. او اندیشه های نیچه را در باره ی اوج قدرت و عدالت نیرو و جبروت در سرم فرو کرد، گو اینکه این اندیشه ها دینی بود که او مبشر آن بود.</p>
<p>نیچه مرا با توجیه ها و دلایل سخت خود همراه کرد. توجیهاتی که به سختی صعود به کوه های باواریا بود. صعود به قله ای که او آن را «اراده ی بالا» می خواند. سپس او مرا به ساحل «برتراند راسل» پرتاب کرد.</p>
<p>پس از آن به مدرسه ی «فابین» در نیمه ی جدی «برنارد شاو» اهتمام ورزیدم و با «انگلز» از دنیا بریدم..</p>
<p>اندیشه، کاملا و به دور از روح متصل به آسمان، مرا با خود برد. به دور از آنجایی که «یقین» همه چیز است و ایمان خورشیدی است که از دور می تابد اما از همه­ی عناصر وجود به تو نزدیک­تر است زیرا این ایمان نیروی وجود است.</p>
<p>سرگردان شدم&#8230; با آنچه که از کتابها دانسته بودم سرکش و مغرور شدم. دیگر سراغ کتابهایی که در کودکی مرا تا خواب همراهی می­کردند نرفتم. کتاب­های دینی در تفسیر و فقه حدیث و ادبیات عرب&#8230;</p>
<p>دست از آنچه آن را دنیایی قدیمی که غبار تاریخی مبهم آن را در برگرفته برداشتم. رو به دانستنی­ هایی آوردم که در آن نور اندیشه ­ی انسانی روشنگری می­ کرد&#8230; و سپس&#8230; بی نماز شدم.</p>
<p>معلم زبان عربی ما ـ خدایش رحمت کند ـ انسانی متدین از اهل غزه بود. انسانی بود با فکری استوار و از آنجایی که من به دانستن میل داشتم و در ادبیات برجسته بودم توجهی ویژه به من داشت.</p>
<p>پس از آن بین من و او دوستی خارج از محیط مدرسه برقرار شد تا اینکه اندیشه­ های اگزیستانسیالیستی مرا ربودند. فلسفه­ ای که اولین لغزشگاه من برای وارد شدن به دیگر فلسفه­‌ها بود.</p>
<p>معلمم بارها مرا از این باز می­داشت و مرا هشدار می­داد. به من می­گفت تو در سنی نیستی که بر دنیا و بر معارف امت خود و دیگر ملت­ ها حکم صادر کنی. به منبع خودت برگرد و از آن برگیرو خود را نیرومند کن و پس از آن از دیگر منابع نیز استفاده کن. آنگاه خواهی توانست بدون آنکه چیزی از آن به درونت راه یابد از منابع دیگر نیز بهره بگیری و عناصر تشکیل دهنده ی آن را بفهمی زیرا آن هنگام درک معرفتی تو که بر پایه ی فرهنگ و دینت شکل گرفته مانع از آن خواهد شد&#8230;</p>
<p>اما من سرکشی کردم&#8230; حس کردم موجی روشن مرا با خود برد و او را پشت سرم در دریاهای تاریکی رها کردم&#8230;</p>
<p>در راه مادی جدیدی که در پی گرفته بودم و در سن ۱۷ سالگی، برای مجله ی «الجمهور» لبنان مقاله می نوشتم. آنها مرا انسانی بزرگ در کشورم تصور می کردند و به مانند شخصی بزرگسال برایم نامه می نوشتند و حواله های بانکی را برایم می فرستادند. پس از آن به نوشتن مقالات انگلیسی در یک مجله ی انگلیسی زبان که در بحرین منتشر می شد پرداختم. نامم به عنوان اندیشمندی آزاد بر سر زبان ها افتاده بود.</p>
<p>نوشته های من تراوشی بود از اطلاعات و کتابهایی که سالها در درون خود ریخته بودم. سرم را از کتابی برنداشته، به کتاب دیگری مشغول می شدم تا اینکه علوم فلک و انسان شناسی و دیرین شناسی و پزشکی و جغرافیا مرا فریفته ی خود کرد. نوشته های دانشمندانی را می خواندم که قبلا از «غیر روحانی» بودنشان اطمینان حاصل کرده بودم تا آنکه تفکر مرا با اندیشه هایی که از طریق استدلال مادی قابل اثبات نیست پراکنده نسازند.</p>
<p>مجلات و روزنامه ها درهای خود را به رویم گشودند. در حالی که هنوز در مرحله ی دبیرستان بودم اما بسیار پرکار برای مجلات و روزنامه هایی در لبنان و کویت و ایران و بحرین و آمریکا می نوشتم. فریفته ی خود گردیدم و معلمم را متکبرانه از بالا می دیدم.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«چرا دیگر نماز نمی خوانی؟» </span>این سوالی بود که معلمم از من پرسید. در پاسخ گفتم: <span style="color: #0000ff;">«آیا نماز دنیا را تغییر می دهد؟» </span>در پاسخم جمله ای را گفت که عقلم را پراند و ارکان درونم را که گمان می بردم بر پایه ای محکم قرار دارند، لرزاند: <span style="color: #0000ff;">«درست است. نماز دنیا را تغییر نمی دهد. اما ما را تغییر می دهد و ما دنیا را تغییر خواهیم داد»</span> اما من در برابر تاثیر دهشتناک آن جمله مقاومت کردم و به گمراهی خویش ادامه دادم.</p>
<p>سال ها از پی هم رفتند و من به خانه بازگشتم. در خانه ی ما هیچ شوخی و سهل انگاری درباره ی نماز وجود نداشت. پدرم از رفتن به مسجد مراسمی نورانی می ساخت و مادرم ما را پیش از اذان صبح برای نماز بیدار می کرد! نفسم را به زور زیر پا گذاشتم و دوباره نمازخوان شدم اما هنوز آن تکبر درون را داشتم&#8230;</p>
<p>تا اینکه بیمار شدم و پزشک به من گفت: «متاسفم نجیب، بدون تردید پس از ۹ ماه خواهی مرد»</p>
<p>آن هنگام در شهر ساحلی تاکوما در آمریکا بودم. تنها از تپه ی سبزی بالا رفتم. اقیانوس عظیم را در برابر داشتم و دیگر هیچ نبود جز من و آسمان و آب و مرگ، و زندگی. از خود پرسیدم: آیا خواهم توانست چیزی را تغییر دهم؟</p>
<p>غرق در تامل بودم و اشک هایی که از چشمانم جاری بود وسعت اقیانوس را در حالتی مه آلود و مبهم فرو می برد که ناگهان آن جمله به ذهنم پرید: <span style="color: #0000ff;">«نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر خواهیم داد»&#8230;</span></p>
<p>به سرعت به محل اقامتم برگشتم و این جمله را بی هیچ مقدمه ای و بی هیچ جمله ی دیگری به معلمم تلگراف کردم. پاسخ او این بود: <span style="color: #0000ff;">«خداوند تو را برگرداند، با خیالی آسوده زندگی کن».</span></p>
<p>بزرگترین نمازی که مرا با خود برد در کنار ساحل اقیانوس اطلس در تاکومای آمریکا بود&#8230; آنجا بود که دانستم «الله» حق است و دانستم که حق یعنی چه و اینکه معنای نهایی آن در آسمان است نه در زمین&#8230;</p>
<p>و هنوز نمرده ام.</p>
<div style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></div>
<div style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/najib-zamel.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-2270" title="najib-zamel" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/najib-zamel.jpg" alt="najib-zamel" width="94" height="134" /></a>نجیب الزامل نویسنده و روزنامه نگار سعودی و عضو مجلس شورای سعودی است. وی در روزنامه ی الاقتصادیه و الیوم مقاله می نویسد. آنچه گذشت داستان الحاد و سپس بازگشت او بود. برای ارتباط با استاد نجیب الزامل می توانید به <a href="http://www.facebook.com/pages/Najeeb-AlZamil-/39466213988">صفحه ی او در فیس بوک</a> مراجعه کنید.</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1913/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نبرد من؛ داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1714</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1714#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 13:13:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[تازه مسلمان‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1714</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعامر
روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد.
ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری…
پیش خودم گفتم: آیا نماز اینقدر سخت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1713" title="even-angels-ask" src="http://www.bidary.info/wp-content/uploads/2009/11/even-angels-ask.jpg" alt="even-angels-ask" width="80" height="101" />ترجمه: ابوعامر</strong></h4>
<p>روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد.</p>
<p>ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری…</p>
<p>پیش خودم گفتم: آیا نماز اینقدر سخت است؟<span id="more-1714"></span></p>
<p>ولی من نصیحت دانشجوها را فراموش کردم و تصمیم گرفتم نمازهای پنجگانه را به زودی شروع کنم.</p>
<p>آن شب مدت زیادی را در اتاق خودم بر روی صندلی نشسته بودم و زیر نور کم اتاق حرکت های نماز را با خودم مرور می کردم و توی ذهنم تکرار می کردم. همینطور آیات قرآنی که باید می خواندم و همچنین دعاها و اذکار واجب نماز را…</p>
<p>از آنجایی که چیزهایی که باید می خواندم به عربی بود، باید آنها را به عربی حفظ می کردم و معنی اش را هم به انگلیسی فرا می گرفتم.</p>
<p>آن کتابچه را ساعت ها مطالعه کردم، تا آنکه احساس کردم آمادگی خواندن اولین نمازم را دارم.</p>
<p>ساعت نزدیک به نیمه ی شب بود. برای همین تصمیم گرفتم نماز عشاء را بخوانم…</p>
<p>داخل دستشویی آن کتابچه را روبروی خودم بر روی سنگ روشویی گذاشتم و صفحه ی چگونگی وضو را باز کردم.</p>
<p>دستورات داخل آن را قدم به قدم و با دقت انجام دادم. مانند آشپزی که برای اولین بار دستور پخت یک غذا را انجام می دهد!</p>
<p>وقتی وضو را انجام دادم شیر آب را بستم و به اتاق برگشتم در حالی که آب از سر و وصورت و دست و پاهام می چکید. چون در آن کتابچه نوشته بود بهتر است آدم آب وضو را خشک نکند<span><sup>۱</sup></span>…</p>
<p>وسط اتاق به سمتی که به گمانم قبله بود ایستادم. نگاهی به پشت سرم انداختم که مطمئن شوم در خانه را بسته ام! بعد دوباره به قبله رو کردم. درست ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. بعد دستم را در حالی که باز بود به طرف گوش هایم بالا بردم طوری که لاله ی گوشم را لمس کردم .<span><sup>۲</sup></span> بعد با صدایی پایین <strong>الله اکبر</strong> گفتم.</p>
<p>امیدوار بودم کسی صدایم را نشنیده باشد! چون هنوز کمی احساس انفعال می کردم، یعنی هنوز نتوانسته بودم بر این نگرانی که ممکن است کسی من را زیر نظر دارد غلبه کنم.</p>
<p>ناگهان یادم آمد که پرده ها را نکشیده ام و از خودم پرسیدم: اگر کسی از همسایه ها من را در این حالت ببیند چه فکر خواهد کرد!؟</p>
<p>نماز را ترک کردم و به طرف پنجره رفتم و نگاهی به بیرون انداختم تا مطمئن شوم کسی آنجا نیست. وقتی دیدم کسی بیرون نیست احساس آرامش کردم. پرده ها را کشیدم و دوباره به وسط اتاق برگشتم…</p>
<p>یک بار دیگر رو به سوی قبله کردم و درست ایستادم و دستم را تا بناگوش بالا بردم و به آرامی گفتم: <strong>الله اکبر</strong>.</p>
<p>با صدای خیلی پایینی که شاید شنیده هم نمی شد به آرامی سوره ی فاتحه را به سختی و با لکنت خواندم و پس از آن سوره ی کوتاهی را به عربی خواندم ولی فکر نمی کنم هیچ شخص عربی اگر آن شب تلاوت من را می شنوید متوجه می شد چه می گویم!!</p>
<p>پس از آن باز با صدایی پایین تکبیر گفتم و به رکوع رفتم بطوری که پشتم عمود بر ساق پایم شد و دست هایم را بر روی زانویم گذاشتم.</p>
<p>احساس خجالت کردم… چون تا آن روز برای کسی خم نشده بودم. برای همین خوشحال بودم که تنها هستم.</p>
<p>در همین حال که در رکوع بودم عبارت سبحان ربی العظیم را بارها تکرار کردم. پس از آن ایستادم و گفتم: <strong>سمع الله لمن حمده، ربنا ولک الحمد</strong></p>
<p>حس کردم قلبم به شدت می تپد و وقتی بار دیگر با خضوع تکبیر گفتم دوباره احساس استرس بهم دست داد چون وقت سجده رسیده بود.</p>
<p>در حالی که داشتم به محل سجده نگاه می کردم، سر جایم خشکم زد… جایی که باید با دست و پیشانیم فرو می آمدم. ولی نتوانستم این کار را بکنم! نتوانستم به سوی زمین پایین بیایم. نتوانستم خودم را با گذاشتن بینی ام بر روی زمین کوچک کنم… به مانند بنده ای که در برابر سرورش کوچک می شود…</p>
<p>احساس کردم پاهایم بسته شده اند و نمی توانند خم شوند.</p>
<p>بسیار زیاد احساس خواری و ذلت بهم دست داد و خنده ها و قهقهه های دوستان و آشناهایم را تصور کردم که دارند من را در حالتی که در برابر آنها تبدیل به یک احمق شده ام، نگاه می کنند. تصور کردم تا چه اندازه باعث برانگیختن دلسوزی و تمسخر آنها خواهم شد.</p>
<p>انگار صدای آنها را می شنیدم که می گویند: بیچاره جف! عرب ها در سانفرانسیسکو عقلش را ازش گرفته اند!</p>
<p>شروع کردم به دعا: خواهش می کنم، خواهش می کنم کمکم کن…</p>
<p>نفس عمیقی کشیدم و خودم را مجبور کردم که پایین بروم. الان روی دو زانوی خود نشسته بودم… سپس چند لحظه متردد ماندم و بعد پیشانیم را بر روی سجاده فشار دادم… ذهنم را از همه ی افکار خالی کردم و گفتم: <strong>سبحان ربی الأعلی…</strong></p>
<p><strong>الله اکبر… </strong>این را گفتم و از سجده بلند شدم و نشستم. ذهن خود را همچنان خالی نگه داشتم و اجازه ندادم هیچ چیز حواسم را پرت کند.</p>
<p><strong>الله اکبر…</strong> و دوباره پیشانی ام را بر زمین گذاشتم. در حالی که نفس هایم به زمین برخورد می کرد جمله ی سبحان ربی الأعلی را خودبخود تکرار می کردم. مصمم بود که این کار را به هر قیمتی که شده انجام بدهم.</p>
<p><strong>الله اکبر…</strong> برای رکعت دوم ایستادم. به خودم گفتم: هنوز سه مرحله مانده. برای آن قسمت نمازم که باقی مانده بود با عواطف و احساسات و غرورم جنگیدم. اما هر مرحله آسان تر از مرحله ی قبل به نظر می رسید تا اینکه در آخرین سجده در آرامش تقریبا کاملی به سر می بردم.</p>
<p>سپس در آخرین نشستنم، تشهد را خواندم و در پایان به سمت راست و چپ سلام دادم.</p>
<p>در حالی که در اوج بی حسی قرار داشتم همچنان در حالت نشسته بر روی زمین باقی ماندم و به نبردی که طی کردم فکر کردم… خجالت کشیدم که چرا برای انجام یک نماز تا پایان آن اینقدر با خودم جنگیدم.</p>
<p>در حالی که سرم را شرم آگین پایین انداخته بودم به خداوند گفتم: حماقت و تکبرم را ببخش، آخر می دانی من از جایی دور آمدم… هنوز راهی طولانی مانده که باید طی کنم.</p>
<p>و در آن لحظه احساسی پیدا کردم که قبلا تجربه نکرده بودم و برای همین وصف آن با کلمات غیر ممکن است.</p>
<p>موجی من را در بر گرفت که هیچگونه نمی توانم وصفش کنم جز اینکه آن حس به « سرما » شبیه، بود و حس کردم که از نقطه ای داخل سینه ام بیرون می تابد.</p>
<p>چونان موجی بود عظیم که در آغاز باعث شد جا بخورم. حتی یادم هست که داشتم می لرزیدم، جز اینکه این حس چیزی بیشتر از یک احساس بدنی بود چون به طرز عجیبی در عواطف و احساسات من تاثیر گذاشت.</p>
<p>گو اینکه <strong>« رحمت » </strong>به شکلی تجسم یافت و مرا در بر گرفت و در درونم نفوذ کرد.</p>
<p>سپس بدون اینکه سببش را بدانم گریه کردم. اشک ها بر صورتم جاری شد و صدای گریه ام به شدت بلند شد. هرچه گریه ام شدیدتر می شد حس می کردم که نیرویی خارق العاده از رحمت و لطف مرا در آغوش می گیرد.</p>
<p>این گریه نه برای احساس گناه نبود… گر چه این گریه نیز شایسته من بود… و نه برای احساس خاری و ذلت و یا خوشحالی… مثل این بود که سدی بزرگ در درونم شکسته و ذخیره ای عظیم ار ترس و خشم را به بیرون می ریزد.</p>
<p>در حالی که این ها را می نویسم از خودم می پرسم که آیا مغفرت الهی تنها به معنای عفو از گناهان است و یا بلکه به همراه آن به معنای شفا و آرامش نیز هست.<span><sup>۳</sup></span></p>
<p>مدتی همانگونه بر روی دو زانو و در حالی که بسوی زمین خم بودم وصورتم را بین دو دستم گرفته بودم، می گریستم.</p>
<p>وقتی در پایان، گریه ام تمام شد به نهایت خستگی رسیده بودم. آن تجربه به حدی غیر عادی بود که آن هنگام هرگز نتوانستم برایش تفسیری عقلانی بیابم. آن لحظه فکر کردم این تجربه عجیب تر از آن است که بتوانم برای کسی بازگو کنم.</p>
<p>اما مهمترین چیزی که آن لحظه فهمیدم این بود که من بیش از اندازه به خداوند و به نماز محتاجم.</p>
<p>قبل از اینکه از جایم بلند شوم این دعای پایانی را گفتم:</p>
<h4><strong>«خدای من! اگر دوباره به خودم جرأت دادم که به تو کفر بورزم، قبل از آن مرا بکش! مرا از این زندگی راحت کن.. خیلی سخت است که با این همه عیب و نقص زندگی کنم، اما حتی یک روز هم نخواهم توانست با انکار تو زنده بمانم!»</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>برگرفته از کتاب “Even Angels Ask ” (حتی فرشتگان نیز می پرسند) اثر دکتر جفری لانگ. برگردان از ترجمه ی عربی این قسمت از کتاب توسط دکتر عثمان قدری مکانسی</em></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><img class="alignright" title="278-7" src="http://abooamer.files.wordpress.com/2009/03/278-7.gif?w=161&amp;h=121" alt="278-7" width="161" height="121" />داستانی که خواندید، داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">وی که در خانواده ای پروتستان در آمریکا به دنیا آمده در ۱۸ سالگی ملحد می شود. وی از طریق یکی از دانشجوهای مسلمانش نسخه ای ترجمه شده از قرآن هدیه گرفت و ظرف سه سال همه ی آن را مطالعه کرد و در پایان تصمیم گرفت اسلام بیاورد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دکتر جفری لانگ تاکنون چند کتاب درباره ی تجربه ایمان خود نوشته که از این میان می توان به کتاب «نبرد برای ایمان» و «حتی فرشتگان نیز می پرسند» اشاره کرد.</span></p>
<p>__________________________________</p>
<p><span>۱</span>- صحیح این است که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) برخی اوقات آب وضو را خشک می کرد و برخی اوقات خشک نمی کرد و بر این اساس برخی از علما گفته اند سنت این است که انسان برخی اوقات آب وضو را خشک کند و برخی اوقات نه. اما برخی دیگر از علما نظرشان بر این است که خشک نکردن آب وضو از سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) صرفا برای خنک شدن بوده و نه به قصد عبادی.</p>
<p><span>۲</span>- صحیح تر این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در هنگام بلند کردن دست برای تکبیر احرام، لاله گوش خود را لمس نمی کرد بلکه فقط دستان خود را در حالی که کف آن بسوی قبله بود تا مقابل گوش و یا تا مقابل کتفش بالا می آورد. والله اعلم</p>
<p><span>۳</span>- این سخن دکتر جفری لانگ کاملا صحیح است و نشان می دهد او به درستی و با فطرت خویش نماز و مغفرت را درک کرده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1714/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مختصری از فضائل روز جمعه و أحکام آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1068</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1068#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Jan 2009 23:02:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1068</guid>
		<description><![CDATA[شیخ موسی بازماندگان
عَنْ أَوْسِ بْنِ أَوْسٍ الثَّقَفِیُّ رضی الله عنه سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یَقُولُ:  
«مَنْ غَسَّلَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاغْتَسَلَ، ثُمَّ بَکَّرَ وَابْتَکَرَ، وَ مَشَى وَلَمْ یَرْکَبْ، وَدَنَا مِنْ الْإِمَامِ، فَاسْتَمَعَ وَلَمْ یَلْغُ، کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ عَمَلُ سَنَةٍ أَجْرُ صِیَامِهَا وَقِیَامِهَا».
از اوس بن اوس ثقفی رضی الله عنه روایت است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1967" title="ahkam-jom3e" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/01/ahkam-jom3e.jpg" alt="ahkam-jom3e" width="80" height="75" />شیخ موسی بازماندگان</strong></h4>
<p>عَنْ أَوْسِ بْنِ أَوْسٍ الثَّقَفِیُّ رضی الله عنه سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یَقُولُ: <strong> </strong></p>
<h4><strong>«مَنْ غَسَّلَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاغْتَسَلَ، ثُمَّ بَکَّرَ وَابْتَکَرَ، وَ مَشَى وَلَمْ یَرْکَبْ، وَدَنَا مِنْ الْإِمَامِ، فَاسْتَمَعَ وَلَمْ یَلْغُ، کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ عَمَلُ سَنَةٍ أَجْرُ صِیَامِهَا وَقِیَامِهَا»</strong>.</h4>
<p>از اوس بن اوس ثقفی رضی الله عنه روایت است از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که می‌فرمود: <strong> </strong></p>
<h4><strong>کسی که روز جمعه سرش را شسته و غسل بزند سپس زود به مسجد آمده و به اول خطبه برسد و پیاده رفته و از وسایل نقلیه استفاده نکند و به امام نزدیک شده و به خطبه گوش داده و کارهای بیهوده انجام ندهد. برای هر قدمی که برمی‌دارد ثواب یک سال روزه و نماز به او داده می‌شود.</strong><span id="more-1068"></span>أبو داود فی السنن رقم ۳۴۵ قال النووی فی المجموع هذا الحدیث حسن و قال الهیثمی فی مجمع الزوائد رجاله رجال الصحیح، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۶۹۰</h4>
<p>( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) [ الجمعة - الأیة: ۹]</p>
<p>ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامی که برای نماز جماعت در روز جمعه ندا زده می‌شود، بسوی ذکر خدا بشتابید و هرگونه خرید و فروش را رها سازید. این برای شما بهتر است، اگر بدانید.</p>
<h4><strong>فضل روز جمعه: </strong></h4>
<p>عَنْ أَبِی مَالِکٍ الْأَشْعَرِیِّ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «الْجُمُعَةُ کَفَّارَةٌ لمِا بَیْنَهَا وبَیْنَ الْجُمُعَةِ الَّتِی تَلِیهَا وَزِیَادَةِ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ وَذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا». (طبرانی فی الکبیر، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۶۸۵)</p>
<p>از ابو مالک اشعری رضی الله عنه  روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: جمعه، کفاره‌ گناهان همان جمعه تا جمعه بعدی به همراه سه روز دیگر است. زیراخداوند متعال می‌فرماید: کسی که یک نیکی انجام دهد ده برابر آن برای او به حساب می‌آورد.</p>
<h4><strong>ارزش نماز صبح </strong></h4>
<p>عن ابن عمر رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : «أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح یوم الجمعة فی جماعة». (شعب الایمان رقم ۲۷۸۳ تحقیق مختار احمد الندوی ، السلسلة الصحیحة رقم ۱۵۶۶)</p>
<p>از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: برترین نمازها نزد خداوند، نماز جماعت صبح روز جمعه است.</p>
<p>الف) متاسفانه بسیاری از مردم به بهانه‌ی اینکه جمعه تعطیل است تا دیر وقت بیدار می‌مانند و نماز صبح خوابشان می‌برد.</p>
<p>ب) شایسته داماد نیست که در اولین روز زندگی مشترک نماز صبح را ترک نماید و یا در نمازهای پنج وقت حاضر نشود.</p>
<p>قرائت سوره‌ی کهف در شب یا روز جمعه</p>
<p>عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ رضی الله عنه عَنْهُ أَنّ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ: «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْکَهْفِ فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ أَضَاءَ لَهُ مِن النُّورِ مَا بَیْنَ الْجُمُعَتَیْنِ». ( مستدرک رقم ۳۳۴۹ ، معرفة السنن بیهقی رقم ۱۸۳۷ ، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۷۳۶ )</p>
<p>از ابو سعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسی که در روز جمعه سوره کهف را بخواند بین دو جمعه برایش نوری روشن می‌شود.</p>
<p>توجه: چون روز شرعی از غروب آفتاب شروع می‌شود لذا می‌توان سوره‌ی کهف را شب یا روز جمعه تلاوت کرد.</p>
<h4><strong>کثرت صلوات بر پیامبر </strong></h4>
<p>عَن أبی أُمامةَ رضی الله عنه قَالَ، قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم: «أَکثِرُوا عَلیََّ مِنَ الصَّلاةِ فِی کُلِ یَومِ الجُمُعَةِ فَإنَّ صَلاةَ أُمَّتی تُعرَضُ عَلیَّ فِی کُلِ یَومِ جُمُعَةِ فَمَن کَانَ أکثَرُهُم عَلیَّ صَلاةً کَانَ أقرَبُهُم مِنِّی مَنزِلَةً» (بیهقی باسناد حسن، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۱۶۷۳)</p>
<p>از ابو اُمامه رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: در روز جمعه صلوات بیشتری بر من بفرستید زیرا درودهای امت من، هر جمعه بر من عرضه می‌شود پس کسی که صلوات او بر من بیشتر باشد منزلت و جایگاه او به من در روز قیامت نزدیکتر خواهد بود.</p>
<h4><strong>اعمال مستحب روز جمعه:</strong></h4>
<h4><strong>الف) غسل، بوی خوش و مسواک و پوشیدن بهترین لباس</strong></h4>
<p>عن أبی هریرة رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: «إذا کان یوم الجمعة فاغتسل الرجل وغسل رأسه ثم تطیب من أطیب طیبه ولبس من صالح ثیابه ثم خرج إلى الصلاة ولم یفرق بین اثنین ثم استمع الإمام غفر له من الجمعة إلى الجمعة وزیادة ثلاثة أیام». (ابن خزیمة فی صحیحه رقم ۱۷۰۱، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۷۰۵)<br />
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: اگر در روز جمعه فرد غسل زده و سرش را شسته سپس از بهترین عطرش استفاده کرده و لباس خوبی را پوشیده و برای نماز خارج شده و بین دو نفر جدایی نیفکند و به خطبه‌ی امام گوش فرا دهد گناهان بین این جمعه تا جمعه‌ی بعدی و سه روز اضافه بر آن بخشیده می‌شود.<br />
تذکر: غسل جمعه می‌بایست بعد از طلوع فجر باشد . و وقت آن از طلوع فجر تا فرا رسیدن نماز جمعه است .</p>
<h4><strong>ب) زود آمدن به مسجد</strong></h4>
<p>عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ رضی الله عنه عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم أَنَّهُ قَالَ: «إِذَا کَانَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ قَعَدَتْ الْمَلَائِکَةُ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ فَیَکْتُبُونَ النَّاسَ مَنْ جَاءَ مِنْ النَّاسِ عَلَى مَنَازِلِهِمْ فَرَجُلٌ قَدَّمَ جَزُورًا وَرَجُلٌ قَدَّمَ بَقَرَةً وَرَجُلٌ قَدَّمَ شَاةً وَرَجُلٌ قَدَّمَ دَجَاجَةً وَرَجُلٌ قَدَّمَ بَیْضَةً قَالَ فَإِذَا أَذَّنَ الْمُؤَذِّنُ وَجَلَسَ الْإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ طُوِیَتْ الصُّحُفُ وَدَخَلُوا الْمَسْجِدَ یَسْتَمِعُونَ الذِّکْرَ». (احمد بإسناد حسن ، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۷۱۱ )</p>
<p>از ابو سعید الخدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: فرشتگان در روز جمعه کنار درهای مساجد می‌نشینند و اسامی مردم را برحسب وارد شدنشان‌، یکی پس از دیگری می‌نویسند، و ثواب کسی که زود به مسجد می‌آید مانند کسی است که شتری را بخشیده، و سپس مانند کسی که گاوی را بخشیده، و سپس مانند کسی که قوچی را بخشیده، سپس مانند کسی که مرغی را بخشیده و سپس مانند کسی که تخم مرغی را بخشیده است. و هنگامی که مؤذن اذان گفت و امام بر منبر نشست دفترها در هم می‌پیچند و وارد مسجد شده تا به خطبه گوش دهند.</p>
<p>کسی که زود به مسجد آمد می‌تواند تا قبل از اذان خطبه هر مقدار خواست سنت بخواند ولی اگر در حال خطبه وارد مسجد شد تحیه مسجد را رها نکند.</p>
<h4><strong>ج) فضیلت و کیفیت گوش دادن به خطبه</strong></h4>
<p>بعد از شروع خطبه بهتر است رو به خطیب کرده، ساکت باشد و به خطبه گوش جان فرا دهد و خود را با هیچ چیزی مشغول نکند و اگر خوابش آمد جای خود را تغییر دهد.</p>
<h4><strong>د) سنت بعدیه جمعه</strong></h4>
<p>بعد از اتمام نماز جمعه اذکار وارد در سنت نبوی را بخواند و بعد دو یا چهار رکعت سنت بعدیه بجا بیاورد و لازم است بین نماز جمعه و سنتها را بوسیله اذکار یا جابجا شدن یا سخن گفتن فاصله بیاندازد و بهتر است سنتها را در منزل بجا آورد فاصله انداختن بین نماز فرض و سنت مخصوص نماز جمعه نیست بلکه برای همه نمازها است.</p>
<h4><strong>نتیجه‌ی ترک نماز جمعه بدون عذر:</strong></h4>
<p>عن محمد بن عبد الرحمن بن زرارة رضی الله عنه قال سمعت عمر رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم: «من سمع النداء یوم الجمعة فلم یأتها ثم سمعه فلم یأتها ثم سمعه ولم یأتها طبع الله على قلبه وجعل قلبه قلب منافق». (اخرجه البیهقی &#8211; صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۷۳۵ )</p>
<p>از محمد بن عبد الرحمن بن زراره رضی الله عنه روایت است که از عمرس شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: کسی که اذان روز جمعه را بشنود و به نماز نیاید و دوباره شنیده و نیاید و باز شنیده و نیاید خداوند بر قلب او مهر می‌زند و قلب او را به قلب منافق تبدیل می‌کند.</p>
<h4><strong>گردش و تفریح در روزجمعه</strong></h4>
<p>استراحت و استفاده از طبیعت جالب و زیباست ولی دلیلی برای ترک نماز جمعه نخواهد بود جوانان عزیزی که با هم به گردش می‌روند دقت کنند برای نماز به نزدیکترین مکان نماز جمعه جهت ادای این فریضه بروند و قدر جوانی و طاعت و بندگی خدا را بدانند</p>
<h4><strong>اهمیت عصر جمعه: </strong></h4>
<p>عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم ذَکَرَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ: «فِیهِ سَاعَةٌ لَا یُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ وَهُوَ قَائِمٌ یُصَلِّی یَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى شَیْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ إِیَّاهُ وَأَشَارَ بِیَدِهِ یُقَلِّلُهَا». (صحیح بخاری رقم ۹۳۵)</p>
<p>از ابوهریره رضی الله عنه  روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از روز جمعه یاد کرد و فرمود: در روز جمعه ساعتی است که اگر بنده‌ی مسلمان به آن برخورد کند و که ایستاده و نماز می‌خواند از خداوند چیزی مسألت نماید خداوند حتما نیازش را برآورده می‌کند و با دستش اشاره نمود که وقت کوتاهی است.</p>
<p>عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِکٍ رضی الله عنه عَنْ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم أَنَّهُ قَالَ: «الْتَمِسُوا السَّاعَةَ الَّتِی تُرْجَى فِی یَوْمِ الْجُمُعَةِ بَعْدَ الْعَصْرِ إِلَى غَیْبُوبَةِ الشَّمْسِ». (جامع ترمذی رقم ۴۸۹ &#8211; السلسلة الصحیحة رقم ۲۵۸۳)</p>
<p>از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:در روز جمعه ساعتی است که امید اجابت دعا در آن می‌رود آن را بعد از نماز عصر تا غروب خورشید جستجو کنید.</p>
<h4><strong>تذکرها:</strong></h4>
<p>الف) اگر وارد مسجد شدیم و مؤذن اذان می‌گفت و یا خطیب خطبه می‌خواند چه باید کرد؟حتماً دو رکعت سنت کوتاه و مختصر بخوانیم سپس نشسته و به خطبه گوش دهیم و بدون دو رکعت تحیه مسجد ننشینیم زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن نهی فرموده است.</p>
<p>ب) از چه زمانی خرید و فروش در روز جمعه حرام است؟</p>
<p>از زمانی که خطیب روی منبر رفت تا اتمام نماز جمعه خرید و فروش برای کسانی که نماز جمعه بر آنان واجب است حرام می‌باشد اگر چه هم خرید و فروش قلم یا خودکاری باشد.</p>
<p>ج) از چه زمانی ملائکه‌ای که ثواب زود آمدن به مسجد را می‌نویسند  پرونده‌ها را بسته و دیگر اسامی را ثبت نمی‌کنند؟</p>
<p>از زمانی که خطیب روی منبر رفت.</p>
<p>د) از چه زمانی سخن گفتن ثواب جمعه را به نماز ظهر تبدیل می‌کند؟</p>
<p>از زمانی که خطیب خطبه را شروع نمود.</p>
<p>هـ) تا چه زمانی فرد می‌تواند نماز جمعه را دو رکعت بخواند؟ به شرطی که به رکوع رکعت دوم همراه امام برسد جمعه را دریافته و گر نه باید چهار رکعت نماز بخواند حتماً به رکوع رکعت دوم برسد و اگر به رکوع رکعت دوم نرسید گرچه نیت جمعه را می‌کند ولی لازم است چهار رکعت نماز ظهر بخواند.</p>
<h4><strong>اشتباهات:</strong></h4>
<p>نکاتی وجود دارد که سبب از دست دادن ثواب پر ارزش روز جمعه و نماز جمعه را در پی خواهد داشت. شاید علت آن سستی، عدم اطلاع، نداشتن معلومات دینی و دوری مردم از سنت های پیامبر صلی الله علیه وسلم باشد ،ان شاء الله این تذکرات بتواند افراد را متوجه حقیقت کرده و بر یافتن اجر جزیل روز جمعه و نماز جمعه موفق گرداند تا هرچه بیشتر به احکام روز جمعه اهمیت دهند .</p>
<p>۱) عدم حضور در نماز صبح روز جمعه.</p>
<p>۲) نخواندن سوره‌ی کهف. چه بسا افرادی هستند در طول هفته قرآن را باز نکرده و تلاوت نمی‌کنند و حتی روز جمعه هم از تلاوت سوره‌ی کهف باز می‌مانند.</p>
<p>۳) اهمیت ندادن به غسل جمعه و لباس و عطر و مسواک.</p>
<p>۴) تأخیر برای حضور در نماز جمعه.</p>
<p>نقل است که سلف اگر وارد مسجد می‌شدند و می‌دیدند چند نفر زودتر از آنها وارد مسجد شده بودند، خطاب به نفس خود می‌گفتند: می‌توانستی زودتر از اینها بیایی؟</p>
<p>چه بگوییم به کسانی که می‌آیند و امام روی منبر رفته است و ملائکه پرونده‌ها را بسته‌اند؟! چه بگوییم به کسانی که می‌آیند و خطبه در حال پایان یافتن است؟!</p>
<p>چه بگوییم به کسانی که دوان دوان و نفس زنان می‌آیند تا به نماز برسند؟!</p>
<p>۵)  حرف زدن هنگام خطبه؛ هر نوع کلام در زمان خطبه ممنوع می‌باشد و ثواب جمعه را به نماز ظهر مبدل می‌کند. مثلاً:</p>
<p>الف) مشاهده می‌شود که بعضی وقتی وارد مسجد می‌شوند و امام خطبه می‌خواند، دست همدیگر را گرفته و احوال‌پرسی می‌کنند.</p>
<p>ب) به دیگران می‌گوید ساکت. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: هر گاه هنگام خطبه‌ی امام به دوستت گفتی ساکت شو سخن باطلی گفته‌ای.</p>
<p>ج) نکته‌ای از خطبه نمی‌فهمد و از بغل دستی سؤال می‌کند.</p>
<p>از جابر رضی الله عنه روایت است که گفت: ابن مسعود به مسجد وارد شد و پیامبر صلی الله علیه وسلم در حال خطبه خواندن بود پس کنار اُبی بن کعب نشسته و در مورد چیزی از او سؤال نمود و یا در مورد چیزی با او صحبت کرد اما اُبی هیچ جوابی به او نداد، و ابن مسعود رضی الله عنه گمان نمود که او عصبانی است، پس هنگامی که پیامبر از نمازش فارغ شد ابن مسعود رضی الله عنه گفت:</p>
<p>ای اُبی! چه چیزی مانع شد که جواب مرا بدهی؟ گفت: تو با ما در نماز جمعه حاضر نشدی. گفت: چرا؟ گفت: در حالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم خطبه می‌خواند صحبت نمودی! ابن مسعود رضی الله عنه بلند شد و بر پیامبر صلی الله علیه وسلم وارد شده و این مسأله را با ایشان در میان گذاشتند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اُبی راست گفت، اُبی راست گفت، از اُبی اطاعت کن. (رواه ابویعلی باسناد جید و ابن حبان فی صحیحه &#8211; صحیح ترغیب و ترهیب رقم ۷۱۹)</p>
<p>د)  سوره‌ی کهف می‌خواند یا تسبیح می‌چرخاند.</p>
<p>هـ) با لباسش یا فرش مسجد بازی کرده و خود را مشغول می‌کند.</p>
<p>۶) خوابیدن در زمان خطبه، لذا سنت است از جا برخاسته و جای دیگر بنشیند.</p>
<p>۷) دیر آمدن و صفوف را شکستن و خود را به صف اول رساندن.</p>
<p>۸) روی کردن به غیر جهت خطیب.</p>
<p style="text-align: center;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/ahkam-jmee.doc.zip">دانلود مقاله بصورت سند ورد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1068/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مال گم شده</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/490</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/490#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 21:23:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=490</guid>
		<description><![CDATA[ابوعمر انصاری
حسن بن زیاد (از شاگردان امام ابوحنیفه) حکایت می کند که:
یک شب شخصی نزد امام ابوحنیفه آمد و گفت: مدتها پیش مالی را در مکانی چال کرده ام و اکنون جای آن را به یاد نمی آورم، آیا می توانی در حل این مشکل مرا یاری کنی؟
امام گفت: این کار از وظایف فقیه نیست. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-603" title="malegomshode" src="http://bidary.files.wordpress.com/2008/10/malegomshode.jpg" alt="" width="69" height="80" />ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>حسن بن زیاد (از شاگردان امام ابوحنیفه) حکایت می کند که:</p>
<p>یک شب شخصی نزد امام ابوحنیفه آمد و گفت: مدتها پیش مالی را در مکانی چال کرده ام و اکنون جای آن را به یاد نمی آورم، آیا می توانی در حل این مشکل مرا یاری کنی؟</p>
<p>امام گفت: این کار از وظایف فقیه نیست. سپس لحظه ای فکر کرد و به او گفت: برو و تا صبح نماز بخوان که إن شاء الله مکانش را به یاد می آوری.<span id="more-490"></span></p>
<p>آن مرد رفت و شروع به نماز خواندن نمود و پس از مدت کوتاهی در اثنای نماز مکانی را که مالش را درآن چال کرده بود به یاد آورد. فورا به آنجا رفت و مالش را همانجا یافت.</p>
<p>فردا صبح آن مرد نزد امام ابوحنیفه آمد و او را از پیدا کردن مال با خبر ساخت و از او تشکر نمود سپس به او گفت: که از کجا فهمیدی که من از این طریق می توانم مالم را پیدا کنم؟</p>
<p>امام گفت: زیرا من می دانستم که شیطان نمی گذارد که تو تا صبح نماز بخوانی و با یادآوری مکان مال، تو را مشغول می کند.</p>
<p>&#8230;.</p>
<p>بله، این حکایت،اولا: هوش و ذکاوت امام ابوحنیفه را برای ما نمایان می سازد، امامی که عمرش را برای تعلیم و تعلم شریعت اسلام مبذول داشت و دوما: یکی از روشهای اصلی شیطان که همان مشغول کردن انسان از ذکر و یاد الله است را به ما یاد آور می شود، زیرا هر دلی از یاد خدا غافل شد؛ آماده برای وسوسه های شیطان می شود.<br />
خدا من و شما را از وسوسه های شیطان مصون بدارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/490/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ای تارک نماز!!</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/273</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/273#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 19:26:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=273</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و ویرایش: ابوعامر
ای تارک نماز !! چگونه سخنم را آغاز کنم در حالی که تو همه‌ی پل‌های بین من و خود را خراب کرده‌ای؟! و چه دارم که به تو بگویم؟! و چگونه بگویم؟ از  راه تشویق وارد شوم؟&#8230; و یا تو را از عاقبت کارت بترسانم؟&#8230;
ای تارک نماز !! فکر می‌کنی که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align:right;"><strong><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/tarek.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-2146" title="tarek" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/tarek.jpg" alt="tarek" width="80" height="92" /></a>ترجمه و ویرایش: ابوعامر</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong> </span>چگونه سخنم را آغاز کنم در حالی که تو همه‌ی پل‌های بین من و خود را خراب کرده‌ای؟! و چه دارم که به تو بگویم؟! و چگونه بگویم؟ از  راه تشویق وارد شوم؟&#8230; و یا تو را از عاقبت کارت بترسانم؟&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong></span> فکر می‌کنی که هستی؟</p>
<p>آیا تا این حد خود را از پروردگارت بی‌نیاز می‌دانی که از  سجده برای او خودداری می‌کنی؟<span id="more-273"></span></p>
<p>آیا غرور و تکبر تو را به آنجا رسانده که از  ایستادن خاشعانه در برابر پرورگارت ابا می‌کنی؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ای انسان! چه چیز تو را در برابر  پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟  (۶) پروردگاری که تو را آفریده است و سپس سر و  سامانت داده است و بعد معتدل و متناسب کرده است (۷) و آنگاه به هر شکلی که خواسته است  تو را در آورده است و ترکیب بسته است} <span style="color: #808080;">[انفطار: ۸ ـ ۶ ]</span></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای</strong><strong> تارک نماز !! </strong></span>آیا  نمی دانی نماز آخرین چیزی است که انسان مسلمان به آن پایبند خواهد ماند و اگر آن را  ضایع کند تمام دین خود را زیر پا نهاده است؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می  فرماید: «<span style="color: #0000ff;">گره‌های اسلام یکی پس از دیگری باز خواهند شد، پس هرآنگاه گرهی باز شد  مردم به گره بعدی چنگ خواهند زد. اولین آنها حکم (حکومت بر اساس اسلام) است و آخرین آنها نماز». </span><span style="color: #808080;">[ابن حبان  در صحیح خود روایت نموده و آلبانی آن را صحیح دانسته است]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !! </strong></span>مگر  نمی‌دانی هر کس عمدا نماز را ترک کند از حفظ و مراقبت الهی محروم خواهد شد؟ رسول  الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">« به الله شرک مورز حتی اگر شکنجه شوی و  سوزانده شوی، از پدر و مادرت اطاعت کن حتی اگر تو را از اموالت </span><span style="color: #0000ff;">و از هر  آنچه از آن توست </span><span style="color: #0000ff;">محروم سازند، و نماز را عمدا ترک مکن که هرکس نماز را عمدا ترک گوید از حفظ و  مراقبت الله محروم خواهد شد» </span><span style="color: #808080;">[طبرانی آن را روایت کرده و آلبانی آن را حسن لغیره  دانسته است]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !! </strong></span>اگر نماز را ترک کنی چه چیز از اسلام برایت باقی  خواهد ماند؟ آیا نمی‌دانی نماز ستون اسلام و خیمه‌ی ایمان است؟</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong></span> آیا نمی‌دانی ترک نماز کفر و شرک و گمراهی است؟</p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می فرماید: <span style="color: #0000ff;">« فاصله‌ی میان انسان و شرک و کفر، ترک نماز است» </span><span style="color: #808080;">[روایت مسلم]</span></p>
<p>همچنین  رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«پیمان میان ما و آنها نماز است، هر که آن  را ترک گوید کفر ورزیده است»</span> <span style="color: #808080;">[احمد و ترمذی روایت کرده‌اند و آلبانی آن را صحیح  دانسته است]</span></p>
<p>عمر بن الخطاب رضی الله عنه می فرماید: «همانا هر آنکه نماز را ضایع  کند سهمی از اسلام ندارد».</p>
<p>ابن مسعود رضی الله عنه می فرماید: «هر آنکه نماز را  ترک کند دین ندارد».</p>
<p>عبدالله بن شقیق رحمه الله می گوید: «اصحاب رسول الله صلی  الله علیه و سلم ترک هیچ عملی جز نماز را کفر نمی دانستند».</p>
<p>ابراهیم نخعی رحمه  الله می‌گوید: «هر کس نماز را ترک کند کفر ورزیده است».</p>
<p>امام ذهبی رحمه الله می‌گوید: «آنکه نماز را از وقت آن به تاخیر می‌اندازد مرتکب گناه کبیره شده است و هر کس  آن را کاملا ترک گوید مانند آن است که زنا و دزدی کند. و ترک هر نماز یا از دست  دادن آن گناه کبیره است پس اگر این کار را چند بار تکرار کند او از اهل کبائر است  مگر اینکه توبه نماید، اما اگر ترک نماز را ادامه دهد او از زیانکاران و اشقیاء و  مجرمان خواهد بود».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong> </span>آیا نمی‌دانی ترک نماز و سهل‌انگاری در آن  «نفاق» است؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ بیگمان منافقان الله را گول می زنند! در حالی که الله ایشان را گول  می‌زند. منافقان هنگامی که برای نماز بر می‌خیزند، سست و بی‌حال به نماز می‌ایستند  و با مردم ریا می‌کنند و الله را یاد نمی‌کنند جز اندکی}</span> <span style="color: #808080;">[نساء : ۱۴۲]</span></p>
<p>و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«سنگین‌ترین نماز برای منافقان نماز عشاء و نماز صبح است و اگر آنها می‌دانستند در این  نمازها چه چیزی است حتی سینه خیز برای ادای آنها [در مسجد] حاضر می‌شدند»</span> <span style="color: #808080;">[متفق  علیه]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>دوست بی نماز من!</strong></span> می بینی؟! حتی منافقان نماز می‌خواندند&#8230; اما برای  ریا&#8230; اما تو هرگز نماز نمی‌خوانی!!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !! </strong></span>تمام موجودات برای  پروردگار خود سجده می‌کنند به جز تو!! :</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{آیا ندیده‌ای که تمام کسانی  که در آسمان ها بوده و همه‌ی کسانی که در زمین هستند، و خورشید و ماه و ستاره‌ها و  کوه‌ها و درختان و جانوران و بسیاری از مردمان، برای الله سجده می‌برند و بسیاری از  مردمان هم عذابشان حتمی است، و الله هر که را بی‌ارزش کند، هیچکسی نمی‌تواند او را  گرامی دارد، الله است که هر چیزی را که بخواهد انجام می‌دهد}</span> <span style="color: #808080;">[حج: ۱۸]</span></p>
<p>و اگر  تو نماز را بر پا نداری از آنهایی خواهی بود که عذاب بر آنها حتمی شده است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای  تارک نماز !!</strong> </span>آیا راضی می شوی که جمادات و حیوانات و دیگر مخلوقات بهتر و عاقلتر از  تو باشند؟</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ای تارک نماز !!</span> </strong>آیا نمی‌دانی تارک نماز در روز قیامت دچار ذلت و ترس  و خواری خواهد شد؟ الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{روزی، هول و هراس به اوج  خود می‌رسد و کار سخت و دشوار می‌شود. در این هنگام از کافران و مشرکان خواسته می‌شود که سجده کنند اما آنها نمی‌توانند چنین کنند (۴۲) این در حالی است که چشمانشان به  زیر افتاده است، و خواری و پستی وجود ایشان را فراگرفته است. پیش از این نیز (در  دنیا) بدانگاه که سالم و تندرست بودند به سجده بردن خوانده می‌شدند }</span> <span style="color: #808080;">[قلم : ۴۳ ـ  ۴۲]</span></p>
<p>چه حسرت شدیدی اگر در حالی که تارک نماز هستی مرگت فرا رسد&#8230;</p>
<p>چه مصیبت  عظیمی اگر در این حال در روز قیامت برانگیخته شوی&#8230;</p>
<p>و تا چه اندازه ـ ای تارک  نماز ـ با ترک نماز جرمت بزرگ خواهد بود&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong></span> آیا نمی‌دانی ترک  نماز باعث غفلت و قسوت قلب خواهد شد؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید:  <span style="color: #0000ff;">«حتما گروه‌هایی از ترک نمازهای جمعه خودداری خواهند کرد و یا اینکه حتما الله بر  دلهایشان مهر خواهد زد و سپس از جمله‌ی غافلان خواهند بود.»</span> <span style="color: #808080;">[روایت مسلم]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک  نماز !!</strong> </span>آیا نمی‌دانی تارک نماز به همراه کافران و بدکاران در دوزخ عذاب داده خواهد  شد؟ به پاسخ اهل آتش هنگامی که از آنها سوال شد چرا به جهنم وارد شده‌اند توجه کن:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{چه چیزهایی شما را به دوزخ کشانده و بدان انداخته است؟ (۴۲) می‌گویند: (در دنیا) از  زمره‌ی نمازگزاران نبودیم}</span> <span style="color: #808080;">[مدثر : ۴۳ ـ ۴۲]</span></p>
<p>و همچنین الله سبحانه و تعالی می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{ بعد از آنان فرزندان ناخلفی جایگزین شدند که نماز را هدر دادند و به  دنبال شهوت‌ها راه افتادند و آنان گمراهی خواهند دید}</span> <span style="color: #808080;">[مریم: ۵۹]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !! </strong></span> آیا نمی‌دانی ترک نماز موجب تاریکی و هلاکت و گمراهی در دنیا و آخرت خواهد بود؟  رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می فرماید: <span style="color: #0000ff;">«هر آنکه بر نماز محافظت کند، نماز در  روز قیامت برای او نور و برهان و نجات خواهد بود، و هر آنکه بر آن محافظت ننماید  نماز برای او نور و برهان و باعث نجات نخواهد شد و در روز قیامت به همراه قارون و  فرعون و ابی بن خلف خواهد بود.»</span> <span style="color: #808080;">[احمد آن را با سند خوب (جید) روایت نموده است و  همچنین منذری]</span></p>
<p>پس <span style="color: #ff0000;"><strong>ـ ای بی نماز ـ</strong></span> آیا دوست داری به همراه رهبران کفر و سران ظلم  و گمراهی محشور شوی؟</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong> </span>آیا می‌دانی ترک نماز از بزرگترین مصیبتها  و بلاهایی است که بر سر تو آمده است؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید:  <span style="color: #0000ff;">«کسی که نماز عصر را از دست بدهد مانند این است که خانواده و اموالش را از دست داده  باشد»</span> <span style="color: #808080;">[روایت بخاری]</span></p>
<p>یعنی تمام خانواده و خویشاوندان و مال و ثروتش از دستش  برود&#8230; این فقط در مورد نماز عصر است&#8230; حال در مورد کسی که تمام نمازهایش را از  دست بدهد چگونه خواهد بود؟!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای تارک نماز !!</strong> </span>آیا می‌دانی ترک نماز یعنی نگرانی و  اضطراب؟ یعنی افسردگی؟ یعنی تنگی در زندگی؟ الله جل جلاله می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{و هرکه از  یاد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا گرد می آوریم (۱۲۴)  خواهد گفت: پروردگارا چرا مرا نابینا محشور نموده‌ای؟ من که قبلا بینا بودم (۱۲۵) می‌گوید:  همین است، آیات من به تو رسید و تو آنها را نادیده گرفتی همانگونه هم تو امروز  نادیده گرفته می‌شوی} </span><span style="color: #808080;">[طه: ۱۲۶ ـ ۱۲۴]</span></p>
<p>پس تاسف و حسرت برای تو ای بی نماز!  چگونه زمان می‌گذرد و عمر به پایان می‌رسد در حالی که قلب تو از پروردگارت غافل  است؟</p>
<p>چگونه از دنیا خواهی رفت در حالی که از بهترین آنچه در آن است بی بهره  مانده‌ای؟ و بهترین نعمت دنیا عبادت الله و ذکر و شکر و نماز برای اوست&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ای  تارک نماز !!</strong> </span>چه چیز دینت برای تو با ارزش خواهد بود اگر نماز برایت بی‌اهمیت باشد؟  آیا نمی‌دانی هر که نماز را بی ارزش بدارد امور دیگر برایش بی ارزشتر خواهد بود؟  حسن رضی الله عنه می فرماید: «ای فرزند آدم! اگر نمازت برای تو بی ارزش شد پس دیگر  چه چیز برایت ارزش خواهد داشت؟!»</p>
<p>بسوی پروردگارت برگرد قبل از آنکه مرگ در این  حال به سراغت بیاید..</p>
<p>بسوی پروردگارت توبه کن قبل از آنکه بگویی <span style="color: #0000ff;">{&#8230;  پروردگارا مرا به دنیا بازگردانید (۹۹) تا اینکه کار شایسته‌ای بکنم و فرصتهایی را که  از دست داده‌ام جبران نمایم}<span style="color: #000000;"> و در جواب به تو گفته شود:</span> { هرگز!}</span> <span style="color: #808080;">[مؤمنون: ۱۰۰ ـ  ۹۹]</span></p>
<p>بسوی پروردگارت بازگرد قبل از آنکه بگویی: <span style="color: #0000ff;">{کاش برای زندگی خود پیشاپیش  (خیرات و حسناتی) می‌فرستادم}</span> <span style="color: #808080;">[الفجر: ۲۴]</span></p>
<p>بسوی پروردگارت برگرد قبل از آنکه  بگویی: <span style="color: #0000ff;">{پروردگارا!! بیرونمان بیاور تا کارهای شایسته‌ای انجام دهیم که جدای از  کارهایی باشد که قبلا می‌کردیم}</span> <span style="color: #808080;">[فاطر: ۳۷]</span></p>
<p>و بسوی پروردگار توبه کن پیش از  آنکه بگویی: <span style="color: #0000ff;">{کاش من خاک می بودم} </span><span style="color: #808080;">[النبأ: ۴۰]</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/273/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بیش از ۱۰۰ روش که تو را برای نماز تهجد تشویق می‌کند</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/255</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/255#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 10:20:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=255</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعمر انصاری
۱٫ داشتن اخلاص در نماز شب.
۲٫ احساس اینکه  خداوند بلند مرتبه تو را برای نماز شب فرا می خواند.
۳٫ رسول الله صلی الله و علیه و سلم  تو را برای نماز شب فرا می خواند.
۴٫ دانستن اینکه سلف صالح تا چه اندازه از نماز شب لذت می بردند.
۵٫ خوابیدن بر پهلوی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong>ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>۱٫ داشتن اخلاص در نماز شب.<br />
۲٫ احساس اینکه  خداوند بلند مرتبه تو را برای نماز شب فرا می خواند.<br />
۳٫ رسول الله صلی الله و علیه و سلم  تو را برای نماز شب فرا می خواند.<br />
۴٫ دانستن اینکه سلف صالح تا چه اندازه از نماز شب لذت می بردند.<br />
۵٫ خوابیدن بر پهلوی راست.<span id="more-255"></span><br />
۶٫ فهمیدن اینکه نماز شب سببی است برای بیرون راندن غفلت از قلب.<br />
۷٫ احساس اینکه خداوند تو را می بیند و صدایت را می شنود.<br />
۸٫ دانستن میزان اهتمام رسول الله صلی الله و علیه و سلم به نماز شب.<br />
۹٫ تفکر در حالت نمازگذاران شب.<br />
۱۰٫ درخواست از خداوند برای اینکه نماز شب را برایت آسان بنماید.<br />
۱۱٫   با وضوء و طهارت خوابیدن.<br />
۱۲٫ دانستن اینکه خداوند از کار کسی که نماز شب را می خواند چقدر خوشحال می شود.<br />
۱۳٫ دانستن اینکه رسول الله صلی الله و علیه وسلم حتی در هنگام بیماری نیز نماز شب را ترک نفرمود.<br />
۱۴٫ دانستن میزان اهتمام صحابه کرام رضی الله عنهم  به نماز شب.<br />
۱۵٫ تعجیل در خوابیدن بعد از نماز عشاء.<br />
۱۶٫ دانستن اینکه نماز شب سبب به دست آوردن حور بهشتی درقیامت می شود.<br />
۱۷٫ فهمیدن اینکه خداوند بوسیله بنده ای که نماز شب می خواند بر فرشتگانش مباهات می کند.<br />
۱۸٫ خوابیدن با نیت بیدار شدن برای نماز شب.<br />
۱۹٫ دانستن اینکه پیامبر اسلام صلی الله و علیه و سلم حتی در هنگام جهاد نیز نماز شب را ترک نمی فرمود.<br />
۲۰٫ دوری جستن از گناه و معصیت.<br />
۲۱٫ محافظت بر اذکار شرعی قبل از خواب.<br />
۲۲٫ دانستن ثواب عظیمی که خداوند برای اهل نماز شب در نظر گرفته.<br />
۲۳٫ رسول صلی الله و علیه و سلم نماز شب را حتی در سفر نیز ترک نفرمود.<br />
۲۴٫ دانستن میزان اهتمام زنان سلف نسبت به نماز شب.<br />
۲۵٫ درک اینکه افرادی که به نماز شب می ایستند چقدر اندک و غریبند.<br />
۲۶٫ دانستن اینکه  نماز شب سببی برای خوش قلبی و گشادگی سینه می باشد.<br />
۲۷٫ اجتناب از خوردن و نوشیدن زیادی .<br />
۲۸٫ دانستن اینکه رسول الله صلی الله و علیه و سلم ازواجش را برای نماز شب فرامی خواند.<br />
۲۹٫ دانستن میزان حرص خلفا و امرا بر نماز شب.<br />
۳۰٫ احساس اینکه شیطان برای منع تو از نماز شب تلاش می کند.<br />
۳۱٫ فهمیدن اینکه نماز شب سببی است برای پیروزی بر دشمنان در هنگام جهاد.<br />
۳۲٫ نپوشاندن خود بوسیله لحافهای فراوان هنگام خواب. (غیر ضروری )<br />
۳۳٫ دانستن اینکه چگونه رسول الله صلی الله و علیه وسلم دخترانش را برای نماز شب تربیت می نمود.<br />
۳۴٫ تأمل در مناجات اهل شب با پروردگارشان<br />
۳۵٫ فهمیدن اینکه نماز شب سببی است برای نجات از آتش سوزان جهنم.<br />
۳۶٫ عدم افراط در خواب.<br />
۳۷٫ دانستن وصایای گذشتگان در مورد نماز شب.<br />
۳۸٫ محاسبه نفس و توبیخ آن بخاطر ترک نماز شب.<br />
۳۹٫ دانستن اینکه رسول صلی الله و علیه وسلم ما را به سبقت گرفتن از یکدیگر در نماز شب فرا خوانده است.<br />
۴۰٫ دانستن اینکه نماز شب سبب رسیدن به بهشت است.<br />
۴۱٫ مجاهده نفس و مجبور کردن آن برای نماز شب.<br />
۴۲٫ مداومت بر اذکارشرعی هنگام بیدار شدن از خواب.<br />
۴۳٫ دانستن اینکه نماز شب سبب تخفیف  انتظار درهنگام برپایی قیامت می باشد .<br />
۴۴٫ دانستن اینکه رسول صلی الله و علیه و سلم  اصحابش را برای نماز شب بلند می کرد.<br />
۴۵٫ دانستن میزان حسرت و گریه سلف صالح به خاطر فوت نماز شب.<br />
۴۶٫ دانستن اینکه نماز شب سبب آمرزیده شدن گناهان می شود.<br />
۴۷٫ تلاش برای خوردن روزی حلال<br />
۴۸٫ توصیه یکدیگر به نماز شب.<br />
۴۹٫ دانستن اینکه سلف چگونه یکدیگر را برای برپا داشتن نماز شب توصیه می کردند.<br />
۵۰٫ دانستن اینکه شرف حقیقی مومن در نماز شب است.<br />
۵۱٫ دانستن میزان تلاش علماء برای برپاداشتن نماز شب.<br />
۵۲٫ تربیت نفس بر بلند همتی و تعلق به امور متعالی .<br />
۵۳٫ درک اینکه نماز شب ارتباط با خداوند می باشد.<br />
۵۴٫ به یاد آوردن بهشت و نعمتهایش.<br />
۵۵٫ زدن آب به صورت هنگام بیدار شدن برای نماز شب.<br />
۵۶٫ دانستن اینکه نماز شب سبب حسن الخاتمه (پایان نیکو) می شود.<br />
۵۷٫ دانستن اینکه چگونه سلف نماز شب را بر همنشینی با همسران و فرزندانشان ترجیح می دادند.( با رعایت حقوق آنها)<br />
۵۸٫ اتهام نفس به کوتاهی کردن در مورد نماز شب.<br />
۵۹٫ به یاد آوردن جهنم و عذاب و سختیهایش.<br />
۶۰٫ دانستن اینکه نماز شب سبب استجابت دعا می شود.<br />
۶۱٫ مسواک زدن هنگام برخواستن برای نماز شب.<br />
۶۲٫ دانستن اینکه مداومت بر نماز شب سبب ترک گناهان می شود.<br />
۶۳٫ اطلاع از اینکه زنان سلف چگونه همسرانشان را برای نماز شب بیدار می کردند.<br />
۶۴٫ تنبیه نفس به خاطر ترک نماز شب.<br />
۶۵٫ دانستن اینکه نماز شب سبب استقامت در راه می شود.<br />
۶۶٫ زهد در دنیا<br />
۶۷٫ برپای نماز شب به صورت جماعت در بعضی از اوقات.<br />
۶۸٫ دوری از انجام لهو و زیاد خندیدن.<br />
۶۹٫ دانستن اینکه سلف زندگی را دوست نداشتند مگر به خاطر نماز شب.<br />
۷۰٫ دانستن اینکه نماز شب سبب نائل شدن به محبت خداوند می شود.<br />
۷۱٫ دلبستن به روز قیامت<br />
۷۲٫ فهمیدن اینکه نماز شب سبب شادابی و درخشانی چهره می شود.<br />
۷۳٫ کم کردن آرزوها و زیاد کردن یاد مرگ.<br />
۷۴٫ دانستن اینکه نماز شب کمکی است برای انجام تکالیف سخت و بزرگ.<br />
۷۵٫ بیدار کردن همسر و فرزندان برای نماز.<br />
۷۶٫ دانستن اینکه نماز شب صاحبش را در روز قیامت شفاعت می کند.<br />
۷۷٫ سلف حتی در لحظه سکرات هم به خاطر فوت نماز شب حسرت می خوردند.<br />
۷۸٫ تربیت نفس بر مسابقه دادن در طاعات.<br />
۷۹٫ دانستن اینکه نماز شب از هر چیزی بیشتر بر مردم تاثیر می گذارد.<br />
۸۰٫ یاد آوری قبر و اهوال آن.<br />
۸۱٫ دانستن اینکه نماز شب سبب رحمت خداوند بر انسان می شود.<br />
۸۲٫ مأموریت دادن به کسی که تو را برای نمازشب بیدار نماید.<br />
۸۳٫ سلف به هنگام فرا رسیدن شب شادمان می شدند و هنگام فراقش اندوهگین.<br />
۸۴٫ مواظبت و مداومت بر نماز شب.<br />
۸۵٫ یادآوری قیامت و اهوال آن .<br />
۸۶٫ شروع نماز شب با دو رکعت سبک.. سلف نمازشب را برای خود تقسیم می کردند.<br />
۸۷٫ دانستن اهمیت دقایق شب و سحر.<br />
۸۸٫ دانستن اینکه نماز شب سبب از بین رفتن امراض بدن می شود.<br />
۸۹٫ تدریج در اضافه کردن تعداد رکعات و طول قیام.<br />
۹۰٫ سلف حتی در زمان بیماری نیز بر نماز شب محافظت می نمودند.<br />
۹۱٫ دانستن اینکه ملائکه به کسی که نماز شب می خواند گوش فرا می دهند.<br />
۹۲٫ دانستن اینکه نماز شب نفس را برای بدست آوردن اخلاص تربیت می کند.<br />
۹۳٫ سلف همسران و مادرانشان را برای نماز شب تربیت می کردند.<br />
۹۴٫ دانستن اینکه نماز شب حتی در امتهای پیشین نیز وجود داشته.<br />
۹۵٫ به کار بردن اموری که خواب آلودگی را از شخص نمازگزار دور می کند.<br />
۹۶٫ دانستن اینکه چگونه سلف فرزندانشان را برای برپایی نماز شب تربیت می نمودند.<br />
۹۷٫ دانستن اینکه حیوانات خداوند را در حالی که تو در خواب هستی تسبیح می گویند.<br />
۹۸٫ دانستن اینکه نماز شب نفس را از آفات و امراض آن پاک می کند.<br />
۹۹٫ دانستن اینکه سلف میهمانان خویش را برای برپایی نماز شب تشویق می نمودند.<br />
۱۰۰٫ تنوع در حالت نماز یعنی اینکه گاهی به صورت ایستاده و گاهی به صورت نشسته باشد.<br />
۱۰۱٫ دانستن اینکه سلف چگونه شاگردانشان را برای نماز شب راهنمایی می کردند.<br />
۱۰۲٫ دانستن اینکه نماز شب سبب توفیق و گشایش در فکر می شود.<br />
۱۰۳٫ قضاء کردن نماز شب در روز هنگامی که فوت شود.<br />
۱۰۴٫ حرص بر خواب قیلوله در روز.<br />
۱۰۵٫ دانستن فضیلت نماز در شب بر نماز روز.</p>
<p><strong><br />
<span style="color:#888888;">مصدر: کتاب کیف تتحمس لقیام اللیل<br />
نقل: ابراهیم  سرحان</span></strong></p>
<p><span style="color:#888888;"><strong>ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/255/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
