<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; نماز</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/namaz/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>اسباب رستگاری در دو جهان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/4159</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/4159#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 11 Sep 2011 20:24:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=4159</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: justify;">خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن حذیفی</h4>
<p style="text-align: justify;">مسجد نبوی شریف: جمعه 12 شوال 1432 برابر با 18 شهریور 1390<span id="more-4159"></span></p>
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ اول:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش از آن الله است، او را حمد گفته و از او یاری جسته و هدایت می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. خداوند هر که را هدایت کنه او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">تقوای الله را آنگونه که شایسته است پاس دارید و به ریسمان محکم اسلام چنگ زنید.</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">عزت انسان در عبادت الله، بدون شریک قرار دادن برای اوست، و سعادت او در سر فرو آوردن برابر خداوند با انجام طاعات و محبت صادقانه است که این خوشبختی دنیا و پیروزی آخرت است. هرکه میان انجام امر خداوند و دوری از آنچه نهی نموده است جمع بندد از سابقین و از صالحینی است که نه ترسی دارند و نه اندوهگین می‌شوند.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ (11) فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ</span>} [واقعة: 10-12]</p>
<p style="text-align: justify;">(و سبقت‌جویندگان پیشگامند (10) آنان همان مقربانند (11) در بهشت‌های پرنعمت)</p>
<p style="text-align: justify;">و فرموده‌اند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ</span>} [فاطر: 32]</p>
<p style="text-align: justify;">(سپس این کتاب را به آن بندگانمان که برگزیدیم به میراث دادیم، پس از آن‌ها گروهی به نفس خود ستم می‌کنند و گروهی مقتصدند و برخی از آن‌هایند که به فرمان پروردگار در انجام نیکی‌ها پیشروند که این خود توفیق بزرگ است)</p>
<p style="text-align: justify;">«سابقین» یعنی پیشروان کسانی هستند که فرائض و واجبات را به جا می‌آورند و محرمات و مکروهات را ترک می کنند و اعمال مستحب را بسیار انجام می دهند.</p>
<p style="text-align: justify;">اما «مقتصدان» یعنی میانه‌روان از آنان پایین‌ترند و «آنان که بر نفس خود ستم کرده‌اند» کسانی‌اند که اعمال نیک و بد را در هم آمیخته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">عبادتی که مسلمان به واسطهٔ آن به خداوند نزدیک می‌شود هر سخن یا کردار ظاهر و پنهانی است که باعث خشنودی خداوند می‌شود، و بزرگترین عبادت پس از محقق گردیدن شهادتین، همین نماز است، زیرا خداوند در این فریضه اعمال قلب و اعمال بدن را یکجا گرداندن است، بنابراین هر که نمازش را برپا دارد و حق آن را ادا نماید بالاترین درجات را به دست آورده و نمازش او را از فحشاء و از حرام باز خواهد داشت و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ</span>} [عنکبوت: 45]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا نماز از زشتی و منکر باز می‌دارد، و قطعا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p style="text-align: justify;">و در حدیث آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">نخستین چیزی که بنده در روز قیامت در مورد آن محاسبه خواهد شد، نماز است که اگر مورد قبول قرار گرفت اعمال دیگرش نیز مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و اگر رد شد دیگر اعمالش نیز مردود است</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روای است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در زمستان در حالی که برگ درختان در حال ریختن بود از خانه بیرون آمد، پس شاخه‌ای از درخت را گرفت و برگ‌های درخت فرو ریخت و فرمود: «<span style="color: #008000;">بندهٔ مسلمان به نماز می‌ایستد در حالی که با آن خشنودی خداوند را می‌خواهد و گناهانش از او فرو می‌ریزند چنانچه این برگ‌ها از این درخت فرو ریخت</span>». [به روایت امام احمد. هیثمی در مجمع الزواید می‌گوید: رجال سند آن ثقه هستند]</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">آیا نمی‌خواهید بدانید چه چیز درجات انسان را افزایش می‌دهد و بدی‌های او را از بین می‌برد؟ آیا نمی‌خواهید بدانید سعادتمندان به واسطهٔ چه اعمالی اهل سعادت شدند و مقربان چگونه به خداوند نزدیک شدند؟</p>
<p style="text-align: justify;">با کتاب خداوند و با سنت پیامبرتان با این اعمال آشنا شوید: «اعمال قلوب» یا همان «کارهای قلبی»؛ زیرا کارهای قلبی بهترین اعمال نزد خداوند است زیرا کار قلب اساس کارهای بدنی است و کارهای بدنی پیرو کار قلب است.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال نیز از ما خواسته است به واسطهٔ کارهای قلبی عبادت او را انجام دهیم تا قلب‌های ما از آنچه خلاف امر خداوند است در امان بماند و از خواست‌گاه‌هایی هوا و پرتگاه محرمات دور بماند و اینگونه درون ما پاک شود و اعمال ما نیز پالایش یابد. برای همین خداوند متعال از ما خواسته است با توکل بر او و رغبت به فضل و خیر او و پروا داشتن از او و مجازاتش و امید به اجر و پاداش او و نجات از آتش جهنم، عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">چنانکه او ـ سبحانه و تعالی ـ از ما می‌خواهد به واسطهٔ اخلاص در گفتار و کردار، و استقامت بر راه و روش سرورمان رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ عبادت او را به جای آوریم.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین ما را به صبر و فروتنی در برابر خداوند و پاکی از نیرنگ و فریب و دورویی و حسد امر نموده و دوستی خداوند و پیامبر او ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و دوستی آنچه را دوست دارند و بد داشتن آنچه را بد می‌دارند و توبه و انابه و مهربانی و خیرخواهی برای خدا و رسول و کتاب خدا و امامان مسلمان و همهٔ مسلمانان و دیگر کارهای قلبی را جزو عبادت قرار داده است، کارهایی که مردم به واسطهٔ آن بر هم سبقت می‌جویند.</p>
<p style="text-align: justify;">بهترین کسان ـ پس از صحابه و تابعین ـ که به بهترین وجه کارهای قلبی را انجام دادند و بهترین کسی که متصف به حقایق این اعمال گردیده و ارکان و معانی آن را عملی نموده است، صحابه و تابعین هستند؛ زیرا آنان معانی آن را دانسته و تطبیق نمودند و هر آنچه را نمی‌دانستند از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌پرسیدند چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ</span>} [نحل: 44]</p>
<p style="text-align: justify;">(و ذکر را بر تو نازل نمودیم تا برای مردم آنچه را به سوی آنان نازل نمودیم تبیین نمایی و تا آنکه بیندیشند)</p>
<p style="text-align: justify;">تو هم ـ ای مسلمان ـ راه آنان را در پی گیر، به آنچه می‌دانی عمل کن و دربارهٔ آنچه نمی‌دانی بپرس، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ</span>} [نحل: 43]</p>
<p style="text-align: justify;">(پس از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید)</p>
<p style="text-align: justify;">بر اهل علم فرض است که دین را به همه جهانیان برسانند و خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #800000;">{قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ</span>} [یوسف: 108]</p>
<p style="text-align: justify;">(بگو این راه من است، که بر اساس بصیرت به سوی الله فرا می‌خوانم، من و هر که از من پیروی کند، و پاک و بی‌عیب است الله، و من از مشرکان نیستم)</p>
<p style="text-align: justify;">و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">از جانب من دین را برسانید، حتی اگر یک آیه باشد</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان:</p>
<p style="text-align: justify;">شما در رمضان، عبادت پروردگارتان را به گونه‌های مختلف بجای آوردید و کارنامهٔ اعمالتان را آکندهٔ نیکی‌ها نمودید و کارهایی انجام دادید که پاک کنندهٔ گناهان است، پس این اعمال صالح خود را از نقص و از عواملی که کارهای نیکتان را باطل می‌گرداند پاک سازید زیرا همانطور که نیکی‌ها بدی‌ها را پاک می‌سازد، همانطور نیز بدی‌ها باعث کم شدن پاداش اعمال نیک می‌گردد و یا آنکه آن را باطل می‌گرداند.</p>
<p style="text-align: justify;">بر عبادت‌ها به طور مداوم پایبند بمانید و بیش از آنکه به فکر انجام نیکی‌ها هستید، به فکر حفظ آن باشید و در همهٔ ماه‌ها و همهٔ اوقات عبادت پروردگار را به جای آورید که حق پروردگار بسیار بزرگ است و ما قادر به عبادت او آنگونه که شایستهٔ اوست، نیستیم اما در پی انجام آنچه درست است باشید و زیاده‌روی نکنید و با پیروی از سنت عمل نیک انجام دهید و بشارت دهید و امیدوار باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">به بِشر حافی گفتند: مردمی هستند که تنها در رمضان عبادت خداوند را انجام می‌دهند و همین که رمضان به پایان رسید دست از عمل می‌کشند. گفت: «<span style="color: #3366ff;">چه بد قومی هستند؛ خداوند را نمی‌شناسند مگر در رمضان</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ</span>} [حجر: 99] (و پروردگارت را تا هنگامی که یقینت در رسد عبادت کن) که یقین در اینجا به معنای مرگ است، یعنی تا هنگام مرگ به عبادت پروردگارت بپرداز، زیرا عبادت خداوند پایان ندارد مگر آنکه مرگ در رسد.</p>
<p style="text-align: justify;">استقامت کنید و بر دین خداوند پایدار باشید، همان دینی که خداوند از آن خشنود است و عمل کسی را می‌پذیرد که بر اساس آن عمل کند. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ</span>} [احقاف: 13-14]</p>
<p style="text-align: justify;">(همانا کسانی که گفتند الله پروردگار ماست و استقامت پیشه کردند نه ترسی بر آن‌هاست و نه غمگین می‌شوند (13) آن‌ها اهل بهشتند که به سبب آنچه می‌کردند جاودانه در آن می‌مانند)</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم، و با سنت سیدالمرسلین، سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌خواهم، پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<hr />
<h4 style="text-align: justify;">خطبهٔ دوم:</h4>
<p style="text-align: justify;">ستایش مخصوص خداوند است که اجابت کنندهٔ دعاهاست، او که آفرینندهٔ زمین و آسمان‌هاست، پروردگارم را ستایش می‌گویم و شکر او را به جای می‌آورم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و بی‌نیاز است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامبر او و بهترین بنده‌ای است که با طاعات به خداوند نزدیکی جست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">اما بعد:</p>
<p style="text-align: justify;">ای مسلمانان، تقوای او را پیشه سازید و از معصیت او بپرهیزید و در پی خشنودی او باشید.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند متعال با طاعت خود در رمضان بر شما منت نهاد، پس ای مسلمان، طاعت خداوند را با طاعت شیطان عوض مکن، خداوند متعال فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَكُمْ</span>} [محمد: 33]</p>
<p style="text-align: justify;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید از الله اطاعت کنید، و از پیامبر اطاعت کنید و اعمال خود را باطل نکنید)</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که شیاطین در رمضان در غل و زنجیر بودند و شیطان می‌خواهد از شما انتقام بگیرد، برای همین از هر سو در برابر انسان مسلمان قرار خواهد گرفت، پس او را مایوس و خوار باز گردانید تا اعمال نیکتان را به باد ندهد.</p>
<p style="text-align: justify;">و بدانید که بهترین وضعیت مسلمان این است که در پی بدی‌ها اعمال نیک انجام دهد و دست از بدی‌ها بکشد، و در درجهٔ پایین‌تر اینکه در پی انجام بدی، عمل نیک انجام دهد و در همه حال بیدار و در حال توبه باشد. از معاذ ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">در همه حال تقوای الله را پیشه ساز، و در پی بدی نیکی انجام بده تا آن را محو گرداند و با اخلاق نیک با مردم رفتار کن</span>».</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند، خداوند شما را به کاری امر نموده که نخست خود انجام داده و فرموده است:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span>} [احزاب: 56]</p>
<p style="text-align: justify;">پس بر سرور پیشینیان و پسینیان، و امام پیامبران، درود و سلام فرستید. خداوندا بر محمد و بر آل محمد درود فرست چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی که همان تو ستوده شده و با عظمتی، خداوندا بر محمد و بر آل محمد برکت ارزانی دار چنانکه بر ابراهیم و بر آل ابراهیم برکت ارزانی داشتی، که همانا تو ستوده‌شده و باعظمتی و سلام بسیار فرست.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا و همچنین از همهٔ صحابهٔ پیامبرت و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نماید راضی و خشنود باشد. خداوندا و همچنین با عفو و بزرگواریت از ما نیز به همراه آنان راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، از خلفای راشدین، آن امامان هدایت، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابهٔ پیامبرت راضی و خشنود باش.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو مسالت داریم که گناهان گذشته و آیندهٔ و گناهان پنهان و آشکار ما و آنچه خود بهتر از ما بدان آگاهی را مورد آمرزش قرار دهی، هیچ معبود حقیقی نیست جز تو.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا گناهان ما و زیاده‌روی ما در حق خودمان را بیامرز و گام‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا نفس‌های ما را تقوا ارزانی دار، و آن را پاک ساز که تو بهترین کسی هستی که آن را پاک می‌گردانی، و تو ولی و مولای آنی.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت در امان دار، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا حق را آنگونه که هست به ما بنما و ما را توفیق پیروی از آن عطا کن، و باطل را آنگونه که هست به ما نشان ده و ما را توفیق دوری از آن عطا کن و آن را بر ما مشتبه نگردان که راه گمراهی را در پی گیریم ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از بدی‌های نفس خود در امان بگردان و از شر هر صاحب شری محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را به سوی هدایت خود توفیق ده، خداونا ما را به سوی هدایت خود موفق گردان که توی بر هر کاری توانایی داری.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا با حلال خود ما را از حرام بی‌نیاز گردان و با طاعت خود ما را از معصیت خود بی‌نیاز گردان و با فضل خود ما را از دیگران بی‌نیاز نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما از تو بهشت را خواهنیم و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد، و از آتش و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد به تو پناه می‌بریم.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا، ای دارای جلال و بزرگی، مکر و فریب شیطان را باطل گردان، خداوندا نیرنگ دشمنان اسلام را باطل گردان، خداوندا نقشه‌های دشمنان اسلام را باطل گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری گردان، ای قوی و ای متین.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا راه و روش پیامبرت محمد را آشکار گردان، و سنت او را در همه حال و همه جا ظاهر و آشکار گردان ای پروردگار جهانیان. خداوندا دین او را بر همهٔ ادیان پیروز گردان، حتی اگر مشرکان را خوش نیاید.</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش محافظت نما</span>} [بقره: 201]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا ما را از شماتت دشمنان حفظ نما. خداوندا ما را از سوء قضا و از شماتت دشمنان و از نگونبختی و از سختی بلا محافظت نما.</p>
<p style="text-align: justify;">خداوندا سختی سختی‌دیدگان مسلمان را از بین ببر، خداوندا وام وام‌داران را ادا نما. خداوندا بیماران ما و دیگر بمیاران مسلمان را شفا ده ای پروردگار جهانیان.</p>
<p style="text-align: justify;">بندگان خداوند:</p>
<p style="text-align: justify;">{<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش نموده و از فحشا و منکر و تجاوزپیشگی باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که یادآور گردید (90) و چون با الله پیمان بستید به پیمان خود وفادار بمانید و سوگندهای خود را پس از استوار کردن آن مشکنید در حالی که الله را بر خود ضامن گرفته‌اید همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است</span>} [نحل: 90-91]</p>
<p style="text-align: justify;">خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند، و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد، و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/4159/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>آیا می‌خواهی&#8230;؟</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3934</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3934#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jul 2011 05:30:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[سنت نبوی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3934</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر آیا می‌خواهی خداوند برایت میهمانی باشکوهی در بهشت تدارک ببیند؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هرکه هنگام سپیده‌دم یا پس از زوال به سوی مسجد رود، خداوند برای هر بار رفتنش ، برای او در بهشت ضیافتی تدارک می‌بیند». [متفق علیه] آیا این حدیث تاثیری در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3935" title="aya-mikhahi" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/07/aya-mikhahi.jpg" alt="" width="100" height="119" />ترجمه و بازنویسی: ابوعامر</h4>
<p><span style="font-size: small; color: #993300;">آیا می‌خواهی خداوند برایت میهمانی باشکوهی در بهشت تدارک ببیند؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هرکه هنگام سپیده‌دم یا پس از زوال به سوی مسجد رود، خداوند برای هر بار رفتنش ، برای او در بهشت ضیافتی تدارک می‌بیند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا این حدیث تاثیری در زندگی‌ات داشته است؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ صبحی نیست مگر آنکه دو فرشته از آسمان فرو می‌آیند؛ یکی از آن‌ها می‌گوید: خداوندا انفاق دهنده را عوض ده، و دیگری می‌گوید: خداوندا بخیل را زیان ده</span>». [به روایت مسلم]<span id="more-3934"></span></p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی خداوند بر تو درود فرستد؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که بر من یک درود بفرستد خداوند به سبب آن بر او ده درود خواهد فرستاد</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی صاحب خانه‌ای در بهشت شوی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">بنده‌ای نیست که هر روز به جز نمازهای فرض، 12 رکعت مستحب به جای آورد مگر آنکه خداوند برای او خانه‌ای در بهشت می‌سازد</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا این سفارش پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را شنیده‌ای؟</span></p>
<p>ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «<span style="color: #008000;">خلیلم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مرا به سه روز روزه در هر ماه و دو رکعت نماز ضحی سفارش نمود و اینکه پیش از آنکه بخوابم نماز وتر را به جای آورم</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی کارهای نیکت حتی پس از مرگ ادامه یابد؟</span></p>
<p>کارهای بسیاری هست که می‌توانی انجام دهی: ساختن مساجد و مدارس، نشر کتاب‌های دینی و کمک مادی در این راه، انتشار بروشورها و کتاب‌های دعوی و یا کمک به پروژه‌های دعوی و خیری، حفر چاه در مناطق کم آب، آموختن علم و نشر آن و&#8230;</p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هنگامی که انسان بمیرد عمل وی قطع می‌شود مگر از سه راه: صدقهٔ جاریه، یا علمی که پس از وی به مردم سود می‌رساند، یا فرزندی صالح که برای وی دعا کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی دعایت قبول شود؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">مسلمانی نیست که پشت سر برادرش برای او دعا کند مگر آنکه فرشته‌ای می‌گوید: برای تو هم به مانند آن است</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌دانی محبوب‌ترین سخن نزد خداوند کدام است؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">آیا تو را از محبوب‌ترین سخن نزد خداوند آگاه سازم؟ دوست‌داشتنی‌ترین سخن نزد خداوند &#8220;<span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong><span style="font-size: medium;">سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِه</span></strong></span>&#8221; است</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی گناهانت ـ هر چند بسیار ـ مورد آمرزش قرار گیرند؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که در روز صد بار بگوید: &#8220;<span style="font-size: medium; font-family: arial, helvetica, sans-serif;"><strong>سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِه</strong></span>&#8221; گناهانش فرو می‌ریزند حتی اگر به مانند کف دریا باشند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی به پروردگارت نزدیک شوی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">نزدیک‌ترین حالت بنده به پروردگارش زمانی است که در سجده است، پس [در این حالت] بسیار دعا کنید</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا دوست داری آرامش را به دست آوری و رحمت تو را در بر بگیرد؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">گروهی برای یاد و ذکر خداوند نمی‌نشینند مگر آنکه فرشتگان آنان را در بر می‌گیرند و رحمت آنان را فرا می‌گیرد و آرامش بر آنان نازل می‌شود و خداوند آنان را نزد کسانی که پیش اویند یاد می‌کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا به این حدیث فکر کرده‌ای؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هیچ مسلمانی نیست که دچار خستگی و نه بیماری و نه غم و غصه و نه آزار و اذیت و نه دلتنگی شود، و نه حتی خاری که به پایش می‌رود، مگر آنکه خداوند به واسطهٔ آن گناهانش را پاک می‌گرداند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی پاداش نماز خواندن یک شب کامل را به دست آوری؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که نماز عشاء را با جماعت به جای آورد مانند این است که نصف شب را نماز گزارده است، و هر که نماز صبح را در جماعت به جای آورد مانند این است که همهٔ شب را نماز گزارده است</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی اجر و پاداشی به اندازهٔ کوه‌ها داشته باشی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هرکه در تشییع جنازه‌ای شرکت کرد تا آنگاه که بر وی نماز [میت] خواندند، برای او یک قیراط است، و هر که در تشییع جنازه شرکت کرد تا آنکه آن را دفن نمودند برای وی دو قیراط [پاداش] است</span>» گفتند: دو قیراط چه اندازه است؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">به مانند دو کوه بزرگ</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی در حفظ و ضمانت خداوند قرار بگیری؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که نماز صبح را به جای آورد در ضمانت خداوند قرار دارد</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی خداوند میان تو و آتش جهنم به اندازهٔ هفتاد سال فاصله اندازد؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">بنده‌ای نیست که یک روز را در راه الله روزه گیرد مگر آنکه خداوند به سبب آن یک روز، چهرهٔ او را هفتاد سال از آتش جهنم دور می‌گرداند</span>». [متفق علیه]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا در جستجوی راهی برای رسیدن به بهشت هستی؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که راهی را در پیش گیرد که در آن در جستجوی علمی باشد، خداوند به سبب آن، راهی برای رسیدن به بهشت برای او آسان می‌کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی اجر کسی که همیشه روزه است و اجر کسی که همهٔ شب را نماز می‌گزارد و اجر مجاهد را به دست آوری؟</span></p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">کسی برای بیوه‌زنان و مستمندان تلاش کند مانند مجاهد در راه خداوند است ـ راوی می‌گوید: و گمان می‌کنم که فرمود: ـ و مانند نمازگزاری که خسته نمی‌شود و روزه‌داری که هیچ‌گاه افطار نمی‌کند (یعنی هر روز روزه است)</span>». [متفق علیه]</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #993300;">آیا می‌خواهی؟؟</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3934/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مثبت‌نگر باش! (داستانی زیبا در مورد یک جوان مثبت‌نگر)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3715</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3715#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Jun 2011 02:44:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3715</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه : صلاح الدین مصلح در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3716" title="mosbat-negar-bash-dastan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/mosbat-negar-bash-dastan.jpg" alt="مثبت نگر باش" width="100" height="128" />ترجمه : صلاح الدین مصلح</h4>
<p>در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در آن نماز بخوانی!</p>
<p>دانشجو به اتاق موجود در زیرزمین رفت، در حالی که در مورد افراد داخل دانشکده تعجب کرده بود که چرا به نماز هیچگونه اهمیتی نمی‌دهند؟!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">آیا واقعا نماز می‌خوانند یا نه؟!</span></p>
<p>خلاصه اینکه وارد اتاق شد و حصیری قدیمی در آن یافت. اتاق نامرتب و کثیف بود. در آنجا کارگری را دید که مشغول نماز خواندن است، از او پرسید:</p>
<p><span style="color: #008080;">شما اینجا نماز می‌خوانید؟!</span></p>
<p>کارگر پاسخ داد: ای بابا! هیچ‌یک از آدم‌های بالا اهل نماز نیستند و غیر از این اتاق جای دیگری برای نماز خواندن وجود ندارد.<span id="more-3715"></span></p>
<p>آن دانشجو معترضانه گفت: اما من اصلا در زیرزمین نماز نمی‌خوانم! از زیرزمین خارج شده و به دنبال جایی شناخته شده و مشخص در دانشکده گردید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">او کار بسیار عجیبی انجام داد!</span></p>
<p>ایستاد و با صدای بلند شروع به اذان گفتن کرد!! همه جا خوردند و دانشجویان شروع به مسخره کردن وی کرده و او را به همدیگر نشان داده و دیوانه‌اش خواندند.</p>
<p>اما او هیچ توجهی به آنها نکرد. کمی نشست و سپس برخاست و اقامهٔ نماز را به جا آورده و شروع به خواندن نماز کرد، انگار هیچ کسی را در اطراف خود نمی‌دید. او به تنهایی نماز می‌خواند&#8230; یک روز&#8230; دو روز&#8230; به همین منوال ادامه داد&#8230; بقیه به او می‌خندیدند؛ اما با گذشت روزها این خنده‌ها و مسخره‌ها برایش عادی شدند&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;">ناگهان تغییر عجیبی رخ داد&#8230; </span>کارگری که در زیرزمین نماز می‌خواند، از زیرزمین بیرون آمده و شروع به نماز خواندن با او کرد&#8230; سپس به چهار نفر رسیدند و بعد از گذشت یک هفته یکی ازاساتید هم به آنها ملحق شد!</p>
<p>این موضوع در کل دانشکده پیچید و همه در مورد آن حرف می‌زدند. رئيس دانشکده این دانشجو را خواسته و به او گفت: چیزی که اتفاق می‌افتد اصلا قابل قبول نیست، یعنی شما دارید وسط دانشکده نماز می‌خونید؟!، ما برای شما اتاق منظم و مرتبی به عنوان مسجد می‌سازیم تا هر کس وقت نماز بتواند در آن نماز بخواند.</p>
<p>و بدین ترتیب اولین مسجد در دانشکدهٔ کشاورزی ساخته شد. قضیه به اینجا ختم نشد، دانشجویان دیگر دانشکده‌ها هم غیرتمند شده و گفتند: چرا دانشجویان دانشکدهٔ کشاورزی مسجد داشته باشند و ما نداشته باشیم؟! بدین ترتیب در هر دانشکده‌ای یک مسجد ساخته شد.</p>
<p><span style="color: #008080;">این دانشجو در یکی از موقعیت‌های زندگی خود با مثبت‌نگری رفتار نمود، بنابراین نتیجهٔ آن بسیار بزرگتر از چیزی بود که تصورش می‌رفت&#8230; و همچنان این شخص چه در قید حیات باشد، چه نباشد، برای هر مسجدی که در دانشگاه‌ها ساخته می‌شود و یاد الله در آن می‌شود اجر و پاداش آن به وی نیز می‌رسد. وی چیزی را به زندگی اضافه نمود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">در اینجا سؤالی مطرح می‌گردد:</span></p>
<p><span style="color: #008080;">واقعا ما چه چیزی به زندگی اضافه کرده‌ایم و چه دستاوردی برای دیگران داشته‌ایم؟!</span></p>
<p>سعی کنیم در هر جایی که هستیم تأثیر گذار باشیم، و بکوشیم تا اشتباهات اطراف‌مان را اصلاح کنیم&#8230; از پیمودن راه حق خجالت نکشیم و از الله ـ سبحانه و تعالی ـ توفیق بخواهیم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">پندها:</span></h4>
<p><span style="color: #008080;">-	برای خودت و دیگری پرچمی را بر افروز و اجر و پاداش آن را به دست بیاور زیرا <span style="color: #008000;">«هر کس سنت حسنه‌ای را پایه‌گذاری کند، برای اوست اجر آن، و اجر هر کسی که بدان عمل نماید»</span> [حدیث نبوی به روایت ابن ماجه و دیگران]</span></p>
<p><span style="color: #008080;">-	خیر و نیکی در مردم فراوان است؛ اما آنها به کسی نیاز دارند که از خواب غفلت بیدارشان کند. پس در انجام خیر درنگ نکن و فرصت را از دست مده.</span></p>
<p><span style="color: #008080;">-	به منفی‌گرایان و مسخره‌کننده‌گان هیچ توجهی نکن؛ به راهت ادامه بده و آنچه که پیامبران در هنگام دعوت اقوامشان بسوی خیر، به آن دچار شدند را به یاد آور.</span></p>
<p>منبع : سایت &#8220;مجموعة ورقات&#8221;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3715/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گواهی سلطان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3045</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3045#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Apr 2010 19:35:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نام‌های ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3045</guid>
		<description><![CDATA[عثمان نزار / ترجمه: عادل حیدری اکنون در شهر بورصه قرار داریم، در دوران سلطان عثمانی &#8220;بایزید&#8221; معروف به &#8220;صاعقه&#8221;، فاتح بزرگ، فاتح بلغارستان و بوسنی و سلانیک و آلبانی. پادشاهی که پیروزی چشمگیر وخیره کننده‌ای در مقابل سپاه صلیبی بدست آورد؛ سپاهی که پاپ &#8220;بونيفاس نهم&#8221; به قصد بیرون راندن مسلمانان از اروپا دستور [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="size-medium wp-image-3046 alignright" title="Gawahi-soltan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/Gawahi-soltan.jpg" alt="" width="100" height="113" />عثمان نزار / ترجمه: عادل حیدری</h4>
<p>اکنون در شهر بورصه قرار داریم، در دوران سلطان عثمانی &#8220;بایزید&#8221; معروف به &#8220;صاعقه&#8221;، فاتح بزرگ، فاتح بلغارستان و بوسنی و سلانیک و آلبانی.</p>
<p>پادشاهی که پیروزی چشمگیر وخیره کننده‌ای در مقابل سپاه صلیبی بدست آورد؛ سپاهی که پاپ &#8220;بونيفاس نهم&#8221; به قصد بیرون راندن مسلمانان از اروپا دستور لشکرکشی آن را داده بود و از 15 کشور اروپایی از جمله انگلستان، فرانسه، مجارستان وغیره شکل گرفته بود. در پیکار مشهور و خونین &#8220;نیکوپولیس&#8221; در سال 1396م سلطان موفق به شکست این سپاه عظیم گردید.<span id="more-3045"></span></p>
<p>این سلطان فاتح و پیروز روزی برای ادای شهادت پیرامون مسئله‌ای در دادگاهی حضور یافت که قاضی آن شیخ &#8220;شمس الدین فناری&#8221; بود، سلطان وارد دادگاه شد و مانند شاهدی عادی در مقابل قاضی ایستاد در حالی که دست در دست دیگر خود نهاده بود.</p>
<p>قاضی دیده‌ی خود را بسوی سلطان دوخت و با دقت به وی  نگریست سپس به او فرمود: گواهی تو قابل قبول نیست زیرا نمازهایت را همراه جماعت بجای نمی‌آوری و کسی که نمازهای خود را همراه جماعت بجای نمی‌آورد امکان دارد در گواهی خود دروغ بگوید.</p>
<p>سخنان قاضی بسان صاعقه‌ای بر فرق حاضرین در دادگاه  فرود آمد&#8230;</p>
<p>این سخن تهمتی بزرگ و بلکه توهینی بزرگ نسبت سلطان بایزید بود، حاضرین در جای خویش میخکوب شده بودند و نفس‌های خود را در سینه حبس نموده و منتظر بودند تا با اشاره‌ی سلطان سر قاضی از تنش جدا شود &#8230; اما سلطان چیزی نگفت بلکه با آرامش کامل از دادگاه خارج شد.</p>
<p>در همان روز سلطان دستور داد تا مسجدی چسبیده به قصرش بسازند و پس از آماده شدن مسجد سلطان شروع به ادای نمازهای خود با جماعت نمود.</p>
<p>این داستان واقعه‌ای است که مؤرخ ترک &#8220;عثمان نزار&#8221; صدها سال پیش در کتاب معروفش &#8220;حدیقة السلاطین&#8221; به رشته‌ی تحریر در آورده است.</p>
<p>آری! آنگاه که مسلمانان چنین علمایی داشتند چنین پادشاهانی را بدست آوردند!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3045/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تامل‌هایی در سوره‌ی فاتحه</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2591</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2591#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jan 2010 22:05:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[قرآن کریم]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2591</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و بازنویسی: ابوعامر سوره‌ی فاتحه را هر مسلمان روزانه به تعداد رکعت‌های نماز می‌خواند زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که بخاری از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت نموده چنین می‌فرماید: «کسی که فاتحة الکتاب را نخواند نماز ندارد&#8230;» که این نشان دهنده‌ی شان والای این سوره است [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align: right;"><strong><img class="alignright size-full wp-image-2596" title="hamd-00" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-00.jpeg" alt="hamd-00" width="100" height="113" />ترجمه و بازنویسی: ابوعامر<br />
</strong></h4>
<p>سوره‌ی فاتحه را هر مسلمان روزانه به تعداد رکعت‌های نماز می‌خواند زیرا رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی که بخاری از عبادة بن صامت رضی الله عنه روایت نموده چنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«کسی که فاتحة الکتاب را نخواند نماز ندارد&#8230;» </span>که این نشان دهنده‌ی شان والای این سوره است و شایسته است هر مسلمانی در معانی آن تامل کند زیرا بر اساس حکمت والایی خداوند از میان همه‌ی سوره‌های قرآن تکرار این سوره را در نمازها واجب گردانده است.<span id="more-2591"></span></p>
<h4><strong>نام‌های سوره‌ی فاتحه:</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوره‌ی فاتحه</strong>: </span>رسول خداوند (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این سوره را «فاتحة الکتاب» نام نهاده است زیرا این اولین سوره‌ای است که از قرآن خوانده می‌شود و در اول مصحف قرار دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>أم القرآن (مادر قرآن):</strong> </span>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) آن را به این نام خوانده است و این شاید به آن دلیل باشد که همه‌ی معانی قرآن به این سوره باز می‌گردد زیرا این سوره شامل همه‌ی معانی کلی و مبانی اساسی است که قرآن درباره‌ی آن سخن گفته است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سبع المثانی (هفت تکرار شونده):</strong></span> زیرا این سوره هفت آیه‌ای است که پی در پی (در نمازها) تکرار می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>قرآن عظیم (قرآن بزرگ):</strong> </span>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) این نام را برای سوره‌ی فاتحه ذکر نموده است: <span style="color: #0000ff;">«این سوره همان سبع المثانی و قرآن بزرگ است»</span>.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سوره‌ی حمد:</strong></span> زیرا این سوره با حمد و ستایش خداوند آغاز می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نماز:</strong> </span>زیرا خداوند متعال در حدیث قدسی آن را به این نام یاد نموده است: <span style="color: #0000ff;">«نماز را میان بنده‌ام به دو نیمه تقسیم نموده‌ام پس هر گاه بگوید الحمدلله رب العالمین&#8230;»</span> و همچنین برای آنکه این سوره شامل ذکر و دعا است.</p>
<h4><strong>نام‌های نیکوی خداوند در این سوره:</strong></h4>
<p>در این سوره پنج نام از نام‌های نیک خداوند (اسماء الله الحسنی) ذکر شده است:</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الله ـ رب ـ الرحمن ـ الرحیم ـ المالک.</strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الله:</strong> </span>این نام (بر اساس قول گروهی از علما) اسم اعظم خداوند است که دیگر نام‌ها به این نام ملحق می‌شوند و کس دیگری در این نام با او شریک نیست.</p>
<p>از معانی اسم الله این است که: قلب‌ها به سوی او متمایل می‌شوند و مشتاق دیدار اویند و با نام او انس می‌گیرند.</p>
<p>و او کسی است که عقل‌ها در شناخت حقیقت او به حیرت افتاده و نمی‌توانند او را به طور کامل بشناسند و حقیقت چیزی نیست جز آنچه خداوند در کتابش یا بر زبان پیامبرش بیان نموده است. اگر عقل‌ها در شناخت برخی از مخلوقات او دچار حیرت می‌شوند درباره‌ی ذات خداوند چه می‌توان گفت؟!</p>
<p>از دیگر معانی نام الله است که: او همان معبودی است که به تنهایی شایسته‌ی عبادت است و برای همین است که این اسم در کلمه‌ی شهادتین آمده است زیرا انسان مومن می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">«أشهد أن لا إله الله» (گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله)</span> و مثلا نمی‌گوید: «أشهد أن لا إله إلا الرحمن».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رب (پروردگار):</strong></span> زیرا او پروردگار جهانیان است، پروردگار هر چیز و آفریدگار هر چیز است. همه‌ی آنچه در آسمان‌ها و زمین است بنده‌ی اوست و در قبضه‌ی او و زیر قدرت او است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رحمن و رحیم:</strong></span> اسم رحمن مانند اسم الله مخصوص خداوند است و به هیچ کس جز الله تعلق ندارد و شایسته نیست کسی دیگر این نام را بر خود بگذارد. اما نام‌های دیگر بر کسان دیگری نیز گذاشته شده است. مثلا خداوند متعال در مورد پیامبرش می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{بر مومنان رئوف و رحیم است} [توبه: 22]</span></p>
<p>دو اسم رحمن و رحیم از رحمت (مهربانی) بر گرفته شده‌اند. رحمن به معنای رحمتی است که برای همه‌ی آفریده‌هاست. و رحیم تنها مخصوص مومنان است.</p>
<p>حکمت از تکرار دو نام رحمن و رحیم: با این وجود که صحیح است مثلا بگوییم: «بسم الله العزیز الحکیم» اما چنین نمی‌گوییم زیرا خداوند در حدیث قدسی فرموده است: «رحمت من از خشمم پیشی گرفته است» و رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) بسیار اصحابش را به امید داشتن به الله و آنچه نزد الله است تشویق می‌نمود و اینکه اعتماد انسان به الله و به رحمت او بیشتر از اعتماد او به عملش باشد.</p>
<p>رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«عمل هیچ کس او را به بهشت وارد نمی‌سازد، حتی عمل من مگر آنکه الله مرا با رحمت خود در بر گیرد».</span></p>
<p>این سه نام: الله و رب و رحمن، اساس نام‌های نیک خداوند است. اسم الله در بر گیرنده‌ی صفات الوهیت است. نام رب در بر گیرنده‌ی صفات ربوبیت و نام رحمن در بر گیرنده‌ی صفت‌های بخشش و نیکی و احسان.</p>
<p>ربوبیت از سوی خداوند برای بندگانش است. تألیه  از سوی بندگان برای خداوند است  و رحمت سبب و ارتباط میان خداوند و بندگانش.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مالک:</strong></span> که در این سخن خداوند متعال به آن اشاره شده است: <span style="color: #0000ff;">{مالک روز جزا}</span> یعنی مالک روزی که مردم در آن بر اساس آنچه کرده‌اند مورد جزا قرار می‌گیرند که این آیه شامل ثنای خداوند و بزرگداشت وی است و همچنین مومنان را به یاد روز جزا و پاداش می‌اندازد.</p>
<h4><strong><img class="alignleft size-medium wp-image-2593" title="hamd-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-01-251x202.jpg" alt="hamd-01" width="251" height="202" />{حمد از آن الله، پروردگار جهانیان است}</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>حمد:</strong></span> یعنی ثنا گفتن شخص برای فضل و نعمتی که ارزانی داشته است، اما مدح یعنی ثنا گفتن شخص برای عظمت و کمالی که از آن برخوردار است.</p>
<p>پس حمد یعنی ثنا گفتن الهی برای نعمت‌هایی که به تو داده است. اگر گفته شد کسی خداوند را حمد گفته است به این معنا است که او را برای احسانی که به او ارزانی داشته مورد سپاس قرار داده است. اما اگر گفته شد فلانی وی را مدح گفته است لازم نیست که این مدح در برابر نعمتی باشد که به او داده بلکه به سبب کمال یا ویژگی خوبی در وی است مثلا به دلیل بلاغت و فصاحت او یا به سبب قدرت او یا چیزی دیگر.</p>
<p>پس در کلمه‌ی حمد هم معنای شکر است و هم معنای اعتراف به نیکی و محبت خداوندی و این سوره با این اعتراف آغاز شده است، که خود اعتراف دارای معنای بزرگی است زیرا خود اقراری است از سوی بنده به تقصیرش در برابر خداوند و نیازش به او و همچنین اقراری است به کمال و فضل و احسان خداوند متعال که این از بزرگترین انواع عبادت‌ها است.</p>
<p>ممکن است که بنده خداوند را در حالی عبادت کند که از عبادت خود راضی است و آن را کافی می‌داند و این عمل پذیرفته نخواهد شد زیرا در درون او نوعی رضایت از خود وجود دارد که با اعتراف و خشوع در برابر خداوند سازگاری ندارد و بنده نمی‌تواند از هیچ دری وسیع‌تر از در شکستگی و خشوع بسوی خداوند راه یابد، زیرا از بزرگترین معانی عبادت همین خشوع و شکستگی در برابر خداوند است.</p>
<p>برای همین است که رسول الله (صلی الله علیه وعلی آله وسلم) بسیار در برابر خداوند به نقص خود اعتراف می‌نمود و می‌فرمود: <span style="color: #0000ff;">«خداوندا من به خود ظلمی بسیار روا داشتم و کسی جز تو گناهان را نمی‌بخشد پس مرا از سوی خود مورد مغفرت و رحمت قرار ده که تو بسیار بخشنده و مهربانی».</span></p>
<p>آغاز شدن سوره با <span style="color: #0000ff;">{الحمد لله رب العالمین}</span> در بر دارنده‌ی معنای اعتراف به نعمت‌هاست و شکی در این نیست که برعکس اعتراف همان انکار و ناشکری است و این نخستین گناه ابلیس است که از طاعت خداوند استکبار ورزید. پس هنگامی که بنده می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">{الحمدلله رب العالمین}</span> از همه‌ی این‌ها تبری جسته و در واقع چنین می‌گوید: «اعتراف می‌کنم که من بنده‌ای محتاج و مقصرم و تو ای الله پروردگار من و نعمت‌دهنده و دارای فضل و بخششی».</p>
<h4><strong>{تنها تو را عبادت می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم}</strong></h4>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">{إیاک}:</span> </strong>اینجا اول ضمیر نام برده شده است که در زبان عربی اشاره به «حصر»  (منحصر گرداندن) و «تخصیص» (ویژه ساختن) دارد. و در این آیه معنای اعتراف به «الوهیت» خداوند متعال نهفته است.</p>
<p>الوهیت یعنی این که تنها الله شایسته‌ی عبادت است که این همان اصل و اساس توحیدی است که پیامبران برای آن مبعوث شده‌اند. زیرا قضیه‌ی ربوبیت یعنی اعتراف به خداوند، مساله‌ای است فطری، و انحرافی که در این مورد وجود دارد قابل مقایسه با انحرافی که در مورد توحید الوهیت رخ داده است نیست.</p>
<p>برای همین شایسته است در مورد توحید الوهیت (توحید در عبادت) و دعوت مردم به آن تلاش بیشتری شود زیرا این، اصل و اساس دین است.</p>
<p>در این قسمت آیه <span style="color: #0000ff;">{إیاک نستعین}</span> <span style="color: #0000ff;">(تنها از تو یاری می‌خواهیم)</span> اثبات استعانت و یاری جویی از خداوند و نفی آن از هر کس دیگر است. یعنی: «جز یاری تو نمی‌خواهیم و از غیر تو یاری نمی‌جوییم و از فضل تو بی‌نیازی نمی‌جوییم».</p>
<p>خداوند متعال در حدیث قدسی می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">«این میان من و بنده‌ی من است»</span> . سپس می‌گوییم: <span style="color: #0000ff;">{إیاک نعبد} (تنها تو را عبادت می‌کنیم)</span> این حق خداوند بر بندگان است که بنده به آن اعتراف می‌کند.</p>
<p>اما <span style="color: #0000ff;">{إیاک نستعین} (تنها از تو یاری می‌جوییم)</span> یاری جستن بنده از خداوند است برای اجرای صحیح این عبادت. زیرا بنده بدون یاری خداوند حتی قادر به انجام همین توحید نیست چه رسد به دیگر امور دنیا و آخرت. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَقَالُوا الْحَمْدُ للهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللهُ } [اعراف: 43]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و گفتند حمد و سپاس برای الله که ما را به این (راه) هدایت کرد و ما هدایت نمی‌شدیم اگر الله ما را راهنمایی نمی‌کرد.)</span></p>
<h4><strong>{ما را به راه راست هدایت نما}</strong></h4>
<p>این درخواست هدایت است که معانی بسیار را در خود جای داده است:</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">معنای اول:</span></strong> ما را بر راه راست ثابت قدم بدار تا آنکه به انحراف نرویم. زیرا ممکن است انسان امروز بر راه هدایت باشد و فردا دچار انحراف شود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">معنای دوم: </span></strong>هدایت ما را استوارتر گردان.  هدایت درجات متفاوتی دارد و هدایت یافتگان نیز در یک درجه نیستند. برخی از هدایت یافتگان به درجه‌ی والای «صدیقین» دست می‌یابند و برخی به درجه‌ای پایین‌تر و هر کس بر اساس هدایتی که یافته است بر روی صراط آسان‌تر راه خواهد پیمود.</p>
<p>خداوند متعال دو صراط دارد. صراطی در دنیا و صراطی در آخرت. راه رفتن تو بر روی صراط آخرت به چگونگی سیر تو در صراط دنیا مربوط است. صراط دنیایی نیز همان راه خداوند است و اطاعت از اوست در آنچه امر نموده و یا نهی کرده است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ . صِرَاطِ اللهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ } [شوری: 52-53]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و تو (ای پیامبر) به راه راست هدایت می‌کنی (52) راه الله که هر چه در آسمان و زمین است از آن اوست)</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> یعنی: هدایت ما را قوی گردان و ایمانمان را افزون نما و ما را بیاموزان زیرا علم از ایمان است و هر چه بنده به راه راست پایبندتر گردد بر علمش نیز افزوده خواهد شد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ فَأَمَّا الّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ } [توبه: 124]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(اما كسانى كه ايمان آورده‏اند بر ايمانشان مى‏افزايد و آنان شادمانى مى‏كنند)</span></p>
<p>و افزون شدن ایمان یعنی افزوده شدن بر ثبات و پایداری در راه راست (صراط مستقیم). خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدى } [محمد: 17] (و آنانی که راه هدایت پیمودند (خداوند) بر هدایت آنان افزود)</span></p>
<p>زیرا ممکن است انسان هدایت شده باشد اما باز هم هدایتش افزایش یافته و بصیرت و علم و معرفت و صبرش افزون شود که این یکی از معانی این سخن خداوند است که:‌ <span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>معنای سوم: </strong></span>صراط مستقیم و راه راست آن است که بنده در هر زمانی همان کاری را انجام دهد که خداوند در آن زمان از او می‌خواهد، و آنچه را خداوند نهی نموده است انجام ندهد. به معنای دیگر خداوند در قلب وی آن اندازه علم و اراده‌ی جزمی و محکم برای انجام امر خداوندی، و بد دانستن جزمی برای ترک نهی خداوندی قرار دهد که به سوی خیر رهنمون گردد و شر و بدی را ترک گوید و این یکی از معانی هدایت به راه راست است.</p>
<h4><strong> <img class="alignleft size-full wp-image-2597" title="hamd-02" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/hamd-02.jpg" alt="hamd-02" width="200" height="217" />حقیقت هدایت:</strong></h4>
<p><span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> یعنی اینکه ای پروردگار مرا در همه‌ی امور زندگی به سوی آنچه دوست داری و از آن خشنود می‌گردی راهنمایی کن سپس مرا در انجام آنچه مرا بسوی آن راهنمایی کرده‌ای نیرومند ساز.</p>
<p>راز گمراهی به یکی از این دو مساله برمی‌گردد: «علم و عمل» و افتادن در ضد این دو یعنی «بی علمی» = جهل و «بی عملی».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>نخست: </strong>جهل: </span>زیرا ممکن است در انسان رغبت انجام کار نیک وجود داشته باشد اما طریقه‌ی شرعی انجام کار نیک را نداند و راه و روش اهل بدعت را در پیش گیرد و بدون هیچ فایده‌ای خود را به زحمت اندازد و به سبب کمبود علم و آگاهی فکر کند که دارد کار نیک انجام می‌دهد در حالی که اینطور نیست.</p>
<p>هنگام که انسان می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">{ما را به راه راست هدایت نما}</span> وی در واقع از پروردگارش درخواست علم و آگاهی می‌کند و از او می‌خواهد که راه را به وی نشان دهد تا در گمراهی جهل سرگردان نشود.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">دوم: </span></strong><span style="color: #ff0000;">هوا و خواهش نفس:</span> ممکن است انسان عالم و دانا باشد اما دارای عزیمت و اراده‌‌ای نباشد که او را برای انجام کار نیک به حرکت درآورد و به سبب هوای نفس (تنبلی و تن پروری) کار واجب را انجام ندهد یا آنکه با وجود آنکه می‌داند کاری حرام است از روی ضعف ایمان و غلبه‌ی شهوت و عجله برای به دست آوردن خوشی دنیایی مرتکب آن شود.</p>
<h4><strong>{راه کسانی که به آنها نعمت ارزانی داشتی نه (راه) آنانی که بر آنان خشم گرفتی و نه (راه) گمراهان}</strong></h4>
<p>این آیه در واقع تاکید و شرح آیه‌ی قبل است. <span style="color: #0000ff;">{راه کسانی که بر آنها نعمت ارزانی داشتی} </span>و «کسانی که خداوند به آنان نعمت بخشیده است» کسانی‌اند که نعمت هدایت کامل الهی را به دست آورده‌اند و بر اساس آیه‌ی دیگری از قرآن «پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحانند».</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{نه آنانی که بر آن‌ها خشم گرفته‌ای&#8230;} </span>اینان کسانی هستند که حق را شناخته‌اند و آن را ترک گفته‌اند که یهود و کسانی‌اند که بر روش آنانند. خداوند متعال در جای دیگر می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{قُلْ هَلْ أُنَبِئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلكَ مَثُوبَةً عِندَ اللهِ مَن لَّعَنَةُ اللهُ وغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وأَضَلُّ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ} [مائده: 60]</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">(بگو آيا شما را به بدتر از اين كيفر در پيشگاه الله خبر دهم همانان كه الله لعنتشان كرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان میمون‌ها و خوک‌ها خلق نموده و آنانكه طاغوت را پرستش كرده‏اند اينانند كه از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ترند)</span></p>
<p>آنانی که خداوند بر آنان خشم گرفته‌اند ـ چه از یهودیان و چه کسان دیگر ـ به راه راست هدایت نشده‌اند و سبب این هدایت نیافتن همان پیروی از هوای نفس و خواهش‌های نفسانی است. بر این اساس یهودیان نسبت به هدایت علم داشتند اما به آن عمل نکردند.</p>
<p>خداوند متعال در این آیه <span style="color: #0000ff;">{مغضوب علیهم}</span> را بر <span style="color: #0000ff;">{ضالین} </span>مقدم داشته است زیرا کار اینان بدتر و گناهشان بزرگتر است. اگر انسان به سبب ندانستن گمراه شود ممکن است با کسب علم و معرفت نسبت به خداوند به هدایت دست یابد اما اگر گمراهی‌اش به سبب هوای نفس باشد سخت است که دست از گمراهی بردارد.</p>
<p>اما <span style="color: #0000ff;">{ضالین}</span> یعنی گمراهان کسانی هستند که از روی جهل و نادانی حق را ترک کرده‌اند که «نصارا» (مسیحیان) و کسانی هستند که به راه و روش آنانند. البته ممکن است گروهی از آنان نیز پس از جهل دچار عناد و پافشاری بر گمراهی شده باشند.</p>
<h4><strong>راه های سه گانه:</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه اول: </strong>صراط مستقیم = راه راست</span></p>
<p>این راه راه کسانی است که حق را شناخته و به آن عمل نموده‌اند. خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">{اوست کسی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد} [توبه: 33] </span>که هدایت و دین حق یعنی: علم نافع و عمل صالح.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه دوم: </strong>راه مغضوب علیهم</span></p>
<p>این راه یهود و کسانی است که به راه روش آنانند. این گروه کسانی هستند که حق را شناخته‌اند اما به آن عمل نمی‌کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>راه سوم: </strong>راه ضالین = گمراهان (1)</span></p>
<p>اینان کسانی هستند که عمل می‌کنند اما بر اساس جهل و نادانی. برای همین است که برخی از سلف گقته‌اند: «هر که از عابدان این امت به گمراهی رفته است شباهتی به مسیحیان دارد» به مانند برخی از اهل تصوف که خداوند را بر اساس جهل و گمراهی عبادت می‌کنند.</p>
<p>در پایان از الله سبحانه و تعالی می‌خواهم که ما را از کسانی قرار دهد که به راه راست هدایت شده‌اند و علم نافع و عمل صالح به دست آورده و از پیمودن راه «مغضوبان» و «گمراهان» در امان مانده‌اند.</p>
<p style="text-align: center;">________________________________________________________________________</p>
<p><span style="color: #888888;">1- برای مطالعه در این زمینه پیشنهاد می‌کنم کتاب «گمراهان» نوشته‌ی مهندس مهدی بازرگان را مطالعه نمایید.</span></p>
<p><span style="color: #888888;">ترجمه شده از بروشور منتشر شده توسط دار القاسم</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2591/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نماز و جایگاه آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2315</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2315#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 23:38:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2315</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی مسجد نبوی شریف: جمعه 20 شوال 1430 برابر با 17 مهرماه 1388 خطبۀ اول: حمد و ثنا از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی استعانت جسته و هدایت می‌خواهیم و از بدی‌های خود و از اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم&#8230; خداوند هر که را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر علی بن عبدالرحمن الحذیفی</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 20 شوال 1430 برابر با 17 مهرماه 1388<span id="more-2315"></span></p>
<h4>خطبۀ اول:</h4>
<p>حمد و ثنا از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی استعانت جسته و هدایت می‌خواهیم و از بدی‌های خود و از اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم&#8230; خداوند هر که را هدایت کند او گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست به جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که خداوند وی را با هدایت و دین حق برانگیخت تا این دین را بر دیگر ادیان پیروز و ظاهر گرداند حتی اگر کافران نپسندند&#8230;</p>
<p>بارالها بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230; تقوای خداوند را آنگونه که شایسته است پاس دارید و به ریسمان محکم دین چنگ زنید که صلاح امور و عاقبت نیک در تقوای پروردگار است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْراً } [طلاق: 5]</p>
<p>(و هر كس که تقوای الله را پیشه کند بديهايش را از او بزدايد و پاداشش را بزرگ گرداند)</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; آیا با آن رکن بزرگ و عمل عظیم و خیر پی در پی آشنایید؟ آن خیری که خداوند بوسیلۀ آن همۀ اعمال شما را نیکو می‌گرداند و قلب شما را پاک ساخته و اخلاقتان به وسیلۀ آن نیکو گشته و روزیتان افزون شده و دنیایتان آباد گردیده و درجاتتان در بهشت بالا رفته و به آن جایی دست خواهید یافت که بیش از آرزوهایتان است&#8230; آیا می‌دانید عامل رسیدن به همۀ این‌ها چیست؟</p>
<p>این رکن بزرگ که باعث محقق شدن همۀ این خواسته‌ها می‌شود چه می‌تواند باشد؟ آری این مهم، نماز است. نمازی که با همۀ شروط و ارکان و واجبات و مستحباتش برپا گردد؛ زیرا نماز بزرگترین رکن اسلام پس از شهادتین است که خداوند آن را در هر دینی مشروع گردانده و خداوند از هیچ یک از پیشینیان و پسینیان دینی را که نماز نداشته باشد نخواهد پذیرفت. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ (34) الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ} [حج: 34-35]</p>
<p>(و براى هر امتى مناسكى قرار داديم تا نام الله را بر دامهاى زبان‏بسته‏اى كه روزى آنها گردانيده ياد كنند پس [بدانيد كه] خداى شما خدايى يگانه است پس به [فرمان] او گردن نهيد و فروتنان را بشارت ده (34) همانان كه چون الله ياد شود دلهايشان خشيت ‏يابد و [آنان كه] بر هر چه برسرشان آيد صبر پيشه‏گانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏كنند)</p>
<p>اما خداوند متعال این امت را با فضل و کرم خویش و به دلیل فضیلت کتاب این امت و پیامبر آن ویژگی‌هایی بخشیده است که پیش از این برای هیچ امت دیگری قرار نداده است.</p>
<p>از جمله ویژگی‌هایی که خداوند متعال به این امت بخشیده است نمازهای پنجگانه‌ای است که در شب معراج و در آسمان بر این امت فرض گردانده شد و خداوند در آن شب به بنده و پیامبرش محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ وحی نموده و با او سخن گفت و نمازهای پنجگانه را بدون واسطۀ فرشته بر او فرض گرداند. آن جا که سرور پیامبران به سوی آسمان‌های بلند و درخت سدرة المـُنـتـَها عروج کرد و سپس خداود او را به جایی رساند که هیچکس بدانجا دست نیافته بود آنگاه جبرئیل را امر نمود که با پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در اول وقت هر نماز و آخر وقت آن، همۀ نمازها را به جای بیاورد و در پایان جبرئیل به او فرمود:</p>
<p>«ای محمد؛ این وقت نماز پیامبران پیش از توست و وقت هر نماز میان این دو وقت (یعنی اول وقت و آخر وقت آن) است» [به روایت ابوداوود و دیگران از حدیث ابن عباس]</p>
<p>فرض شدن این نماز بدون واسطۀ وحی و فرض گرداندن آن با امامت جیرئیل تاکیدی است اضافه بر فرض بودن آن و بیان منزلت والای این فریضه.</p>
<p>خداوند متعال نیز در کتاب خود افعال و اقوال آن را بیان نموده و رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم ارکان و واجبات و مستحبات آن را شرح داده و همۀ اقوال و افعال آن را به صحابه آموخته  و در مدت عمر گرامی خویش این نماز را با آنان در همۀ اوضاع، در سفر و در اقامت برپا نموده و فرموده است:</p>
<p>«همانگونه که می‌بینید من نماز می‌گذارم نماز بگذارید». و هر نسلی از مسلمانان این نماز را از نسلی دیگر نقل نموده و هیچ قول یا فعلی از آن را مورد اهمال قرار نداده‌اند پس حمد و سپاس خداوند را به جای می‌آوریم که ما را از مسلمانان قرار داده و دین را برای ما حفظ نمود&#8230; چه عظیم است رحمت خداوند و چه بزرگ است نعمت او بر مردم&#8230;</p>
<p>اینکه نمازها از سوی پروردگار جهانیان بدون واسطۀ فرشته و با سخن مستقیم خود خداوند با پیامبرش صلی الله علیه وآله وسلم بر امت فرض گردیده است، از بزرگترین دلایل است برای منزلت نماز نزد خداوند متعال و منزلت آن در دین و اینکه این فریضه جامع همۀ نیکی‌هاست.</p>
<p>تا وقتی که این فریضه در زمین باشد، دین نیز هست و اگر دچار نقصان گردید دین نیز دچار نقصان می‌گردد و با پایان یافتن آن در نزدیکی قیامت، دین نیز به پایان می‌رسد. زمین با افزون شدن نمازگزاران اصلاح می‌شود و با کم شدن آنان رو به خرابی می‌گذارد و اگر هر مرد و زن مسلمانی همانگونه که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نماز را به پا می‌داشت، نماز را برپا می‌داشتند، امت از شر فتنه‌ها و بدی‌ها و تخلفات گوناگون و عقوبت الهی در امان می‌بود و خداوند شر دشمنان را از آنها کوتاه کرده و اوضاع همۀ مردان و زنان مسلمان رو به بهبود می‌نهاد&#8230;</p>
<p>با صلاح و نیکویی افراد خیر و نیکی زیاد شده و شر و بدی رو به کمبود می‌نهد و مردم معروف را دوست داشته و منکر را بد دانسته و میان خود به عطوفت و مهربانی و نصیحت متقابل رفتار خواهند کرد.</p>
<p>اما اگر مردم نماز را دست کم گیرند و برخی از آنان آن را ضایع کنند یا در ارکان یا واجبات آن نزد برخی از مردم نقص وارد گردد یا آنکه برخی از آنان در ادای آن با جماعت سستی نموده یا آن را از وقت خود به تاخیر اندازند، این تقصیر در مورد نماز در امور و مسائل دیگر آنان منعکس شده و امورشان رو به تباهی خواهد گذاشت و وضعیت شان تغییری ناگوار خواهد نمود&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً } [کهف: 28]</p>
<p>(و از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و [اساس] كارش بر زياده‏روى است اطاعت مكن)</p>
<p>آنکه در قلبش هنوز اثری از حیات است عقوبت را احساس خواهد کرد اما&#8230; مرده چگونه درد را احساس کند؟! ام سلمه رضی الله عنها می‌گوید: «مردم در دوران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در هنگام نماز نگاهشان را به سجده‌گاهشان می‌دوختند. در دوران ابوبکر رضی الله عنه نگاهشان را نزدیک سجده‌گاهشان می‌گذاشتند، اما در دوران عمر رضی الله عنه نگاهشان را به سمت قبله گرداندند و در دوران عثمان رضی الله عنه به چپ و راست توجه کردند تا آنکه آن فتنه رخ داد».</p>
<p>فقه و علم ام المومنین بانو ام سلمة رضی الله عنها را ببینید که چگونه انعکاس نماز را بر وضعیت و حال و روز مردم و صلاح یا تباهی حالشان مشاهده کرده است. یکی از یاران انس بن مالک رضی الله عنه بر وی وارد شدد و او را در حال گریه یافت. پس گفت: ای ابوحمزه چه چیز تو را به گریه انداخته است؟ ابن مسعود فرمود: «بر آنچه مردم مرتکب شده‌اند می‌گریم&#8230; حتی این نماز را نیز از وقتش به تاخیر انداخته‌اند».</p>
<p>نماز، همانطور که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرماید خودِ دین و جامع امور اسلام است. ایشان می‌فرماید:</p>
<p>«رأس امور، اسلام است و ستون آن نماز است» [به روایت ترمذی از حدیث معاذ]</p>
<p>همچنین از ابوهریره رضی الله عنه از رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمودند: «نمازهای پنجگانه و جمعه تا جمعه کفارۀ گناهان میان یکدیگرند تا وقتی که [بنده] آلودۀ گناهان کبیره نشود». [به روایت مسلم]</p>
<p>همچنین از عُبادة بن صامت رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می‌فرمود: «پنج نماز است که خداوند آن‌ها را بر بندگانش نوشته است، پس هر که آنان را انجام دهد و از روی کم شمردن آن چیزی از آن را ضایع نگرداند، برای او نزد خداوند عهدی است که وی را به بهشت وارد سازد و هر که آنها را انجام ندهد نزد خداوند هیچ عهد و پیمانی ندارد&#8230;» [به روایت ابوداوود و نسائی]</p>
<p>همچنین از عبدالله بن قـُرط رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «اولین چیزی که بنده در مورد آن در روز قیامت مورد پرسش قرار می‌گیرد نماز است، اگر نمازش نیکو گشت سایر اعمالش نیز نیک می‌شود و اگر نمازش فاسد بود سایر اعمالش نیز فاسد خواهد شد». [به روایت طبرانی]</p>
<p>روح نماز نیز «خشوع» به همراه اجرای سنت و ادای آن به همراه جماعت در مساجد است؛ خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (1) الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُون } [مومنون: 1-2]</p>
<p>(همانا مومنان رستگار شدند (1) آنانی که در نماز خود خاشعند)</p>
<p>از ابن عباس رضی الله عنه روایت است که فرمود: «هر که اذان را بشنود و آن را اجابت نگوید نماز ندارد مگر با وجود عذر» [به روایت حاکم، وی آن را به شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است]</p>
<p>اما در مورد بانوان نماز آنان در خانه‌هایشان بهتر است. از ام سلمه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که ایشان فرمودند: «بهترین مساجد زنان دورن خانه‌هایشان است» [به روایت احمد و طبرانی]</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{..وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ } [عنکبوت: 45]</p>
<p>(&#8230; نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد و قطعا ياد الله بالاتر است و الله مى‏داند چه مى‏كنيد)</p>
<p>خداوند متعال من و شما را به واسطۀ قرآن عظیم الشأن سود رسانده و ما را با آیات و ذکر حکیم و راه و روش سیدالمرسلین و سخنان ارزشمند ایشان مورد منفعت قرار دهد&#8230; سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم که او بس بخشاینده و مهربان است.</p>
<h4>خطبۀ دوم:</h4>
<p>حمد و سپاس تنها مخصوص پروردگار جهانیان است و گواهی می‌دهم که معبودی حقیقی نیست جز الله که واحد است و شریکی ندارد. او خداوند اولین و آخرین است و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان اوست که با هدایت و یقین مبعوث گردیده است تا آنان را که زنده‌اند هشدار دهد و تا آنکه سخن پروردگار و وعدۀ وی دربارۀ کافران محقق گردد&#8230; خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد&#8230; تقوای خداوند را آنگونه که به شما امر نموده به پا دارید و از آنچه شما را نهی نموده دوری کنید که پروردگار شما اهل تقوا و اهل مغفرت است.</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; شأن و منزلت نماز بسی عظیم است و امر آن بسیار بزرگ، پس آن را آنگونه که پیامبر شما برایتان قرار داده است به جای آورید و همیشه یکدیگر را دربارۀ آنچه باعث به پا داشتن آن و کامل انجام دادن آن می‌شود یادآوری نمایید. لازم است هر زن و مرد مسلمان فقه نماز را مورد اهمیت قرار دهد و لازم است که سورۀ حمد را به درستی در نماز قرائت کند زیرا برخی از مسلمانان در مورد نقص و اشتباه در قرائت آن غفلت می‌کنند در حالی که سورۀ فاتحه رکنی از ارکان نماز برای امام و برای منفرد است و در صحیح‌ترین اقوال علما خواندن آن برای شخصی که پشت سر امام نماز می‌گذارد نیز واجب است.</p>
<p>شایسته است که نمازگزاران برای اجر عظیمی که نزد پروردگار خود دارند شاد باشند و بشارت دهند&#8230; از ابودرداء رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:</p>
<p>«پنج چیز است که هر کس آنها را با داشتن ایمان به جای آورد بهشتی می‌شود: هر که بر نمازهای پنجگانه و بر وضوی آنها و رکوع و سجود و اوقات آن محافظت نماید، و روزۀ رمضان را گرفته و حج خانۀ خداوند را در صورت توانایی به جای آورده و زکات را با خوشی و رضایت درون ادا نماید». [به روایت طبرانی... منذری می‌گوید اسناد آن جید است]</p>
<p>و خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ} [مزمل: 20]</p>
<p>(و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و قرض نيكو به الله دهيد و هر كار خوبى براى خويش از پيش فرستيد آن را نزد الله بهتر و با اجری بيشتر باز خواهيد يافت و از الله آمرزش بخواهید كه الله آمرزندۀ مهربان است)</p>
<p>بندگان خداوند&#8230; همانا خداوند شما را به امری دستور داده که خود نخست آن را انجام داده و فرموده است:</p>
<p>{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً } [احزاب: 56]</p>
<p>(همانا الله و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او درود و سلام فرستید)</p>
<p>و رسول خداوند صلی الله علیه وآله وسلم  می‌فرماید: «هر که بر من یک درود فرستد خداوند بخاطر آن بر وی ده بار درود می‌فرستد» پس بر سرور اولین و آخرین و امام مرسلین و آن شفیع روز قیامت درود و سلام فرستید.</p>
<p>خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی که تو ستوده شده و با عظمتی&#8230; خداوندا بر محمد و آل محمد برکت ارزانی دار همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم ارزانی داشتی که تو حمید و مجیدی.</p>
<p>خداوندا و راضی باش از خلفای راشدین، آن امامان هدایتگر، ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه و و از تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و از ما به همراه آنان با کرم و رحمتت راضی شو ای مهربانترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و کفر و کافران را خوار بگردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری ده. خداوندا ما را و ذریۀ ما را برپاکنندۀ نماز بگردان. خداوندا ما و ذریۀ ما را چنان که باعث خشنودی توست برپا کنندۀ نماز بگردان. خداوندا ای پروردگار جهانیان مسلمانان و ذریۀ آنان را به پا دارندۀ نماز بگردان&#8230; خداوندا ما از تو مسألت داریم که گناهان گذشته و آیندۀ ما را و گناهان پنهان و آشکار ما و آنچه را خود بهتر از ما به آن آگاهی مورد مغفرت قرار دهی.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همۀ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده. خداوندا ما را از بدی‌های نفس خود و از کارهای بدمان دور گردان. خداوندا ما را از هر بدی و شری پناه ده ای پروردگار جهانیان. خداوندا ما به تو از شر هر صاحب شری پناه می‌بریم که تو بر هر چیزی توانایی.</p>
<p>خداوندا ما را در راه طاعت خویش به کار گیر و از معصیت خویش دور گردان. خداوندا به فریاد ما برس، خداوندا به فریاد ما برس&#8230; ای مهربانترین مهربانان. خداوندا میان قلب مسلمانان الفت ایجاد کن و روابط آنان را نیک گردن&#8230;</p>
<p>خداوندا ما و آنان را در دین خود موفق گردان. خداوندا ما از تو می‌خواهیم ما را در دنیا نیکی عطا نمایی.</p>
<p>{..رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ } [بقره: 201]</p>
<p>(پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش جهنم دور بگردان)</p>
<p>خداوندا ما از تو مسألت داریم که مسلمانان را در دین و جان و مال و ناموسشان مورد محافظت قرار دهی. خداوندا دلهره‌هایمان را آرام گردان و پوشیده‌های ما را محفوظ بدار، بارالها از تو عفو و عافیت را در دین و دنیا و آخرت مسالت می‌داریم. تویی آن خداوندی که معبودی به حق نیست جز تو. تویی آن مدعویی که مورد امید است و تویی که بر هر کاری توانایی.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امن و امان بدار و والیان و مسئولان ما را صالح بگردان. خداوندا ما آغاز خیر و پایان آن را و ظاهر آن و باطن آن و همۀ آن را از تو خواستاریم. تو بر هر چیزی توانایی.</p>
<p>{ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ } [نحل: 90]</p>
<p>(در حقیقت الله به عدالت و احسان و بخشش به نزدیکان امر می‌کند و از فحشا و منکر و تجاوز بازمی‌دارد. وی به شما اندرز مى‏دهد باشد كه پند گيريد)</p>
<p>{ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ } [نحل: 91]</p>
<p>(و چون با الله پيمان بستيد به پيمان خود وفا كنيد و سوگندهاى [خود را] پس از استوار كردن آنها مشكنيد با اينكه الله را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده‏ايد زيرا الله آنچه را انجام مى‏دهيد مى‏داند)</p>
<p>و خداوند بزرگ جلیل را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بسیار برتر است و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2315/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سپس بی‌نماز شدم&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1913</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1913#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2009 15:12:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1913</guid>
		<description><![CDATA[نجیب الزامل / ترجمه: ابوعامر «راز نماز در این است؛ نماز دنیا را تغییر نمی دهد، نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر می دهیم». نوجوان بودم، و جریان های فکری ما را همه جا تعقیب می کردند، در هر کتاب، در هر بحث و گفتگو. روزهای دبیرستان دشوارترین روزهای زندگی­ ام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #000000; font-family: Tahoma; font-size: 12px; font-weight: 100;"> </span></p>
<h4 style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><img class="size-thumbnail wp-image-2275 alignright" title="bi-namaz-shodam" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/bi-namaz-shodam-80x91.jpg" alt="bi-namaz-shodam" width="80" height="91" />نجیب الزامل / ترجمه: ابوعامر</h4>
<p><span style="color: #0000ff;">«راز نماز در این است؛ نماز دنیا را تغییر نمی دهد، نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر می دهیم».</span></p>
<p>نوجوان بودم، و جریان های فکری ما را همه جا تعقیب می کردند، در هر کتاب، در هر بحث و گفتگو. روزهای دبیرستان دشوارترین روزهای زندگی­ ام بود، روزهای شک و حیرت، روزهای گم گشتگی و سرگردانی میان مدرسه های اندیشه‌ی وضعی.<span id="more-1913"></span></p>
<p>مدارس فکری مرا با خود بردند و من از بزرگان اندیشه ی جهان الهام گرفتم و مدت زیادی اسیر اندیشه ی اندیشمندان آلمانی شدم. با وجود آنکه از کودکی انگلیسی می خواندم اما این ترجمه ی انگلیسی نوشته های «گوته» و «شیلر» و «کانت» و «نیچه» و «ریلکه» بود که فکرم را ربود.</p>
<p>پس از آن با «شاپنهاور» آشنا شدم. او اندیشه های نیچه را در باره ی اوج قدرت و عدالت نیرو و جبروت در سرم فرو کرد، گو اینکه این اندیشه ها دینی بود که او مبشر آن بود.</p>
<p>نیچه مرا با توجیه ها و دلایل سخت خود همراه کرد. توجیهاتی که به سختی صعود به کوه های باواریا بود. صعود به قله ای که او آن را «اراده ی بالا» می خواند. سپس او مرا به ساحل «برتراند راسل» پرتاب کرد.</p>
<p>پس از آن به مدرسه ی «فابین» در نیمه ی جدی «برنارد شاو» اهتمام ورزیدم و با «انگلز» از دنیا بریدم..</p>
<p>اندیشه، کاملا و به دور از روح متصل به آسمان، مرا با خود برد. به دور از آنجایی که «یقین» همه چیز است و ایمان خورشیدی است که از دور می تابد اما از همه­ی عناصر وجود به تو نزدیک­تر است زیرا این ایمان نیروی وجود است.</p>
<p>سرگردان شدم&#8230; با آنچه که از کتابها دانسته بودم سرکش و مغرور شدم. دیگر سراغ کتابهایی که در کودکی مرا تا خواب همراهی می­کردند نرفتم. کتاب­های دینی در تفسیر و فقه حدیث و ادبیات عرب&#8230;</p>
<p>دست از آنچه آن را دنیایی قدیمی که غبار تاریخی مبهم آن را در برگرفته برداشتم. رو به دانستنی­ هایی آوردم که در آن نور اندیشه ­ی انسانی روشنگری می­ کرد&#8230; و سپس&#8230; بی نماز شدم.</p>
<p>معلم زبان عربی ما ـ خدایش رحمت کند ـ انسانی متدین از اهل غزه بود. انسانی بود با فکری استوار و از آنجایی که من به دانستن میل داشتم و در ادبیات برجسته بودم توجهی ویژه به من داشت.</p>
<p>پس از آن بین من و او دوستی خارج از محیط مدرسه برقرار شد تا اینکه اندیشه­ های اگزیستانسیالیستی مرا ربودند. فلسفه­ ای که اولین لغزشگاه من برای وارد شدن به دیگر فلسفه­‌ها بود.</p>
<p>معلمم بارها مرا از این باز می­داشت و مرا هشدار می­داد. به من می­گفت تو در سنی نیستی که بر دنیا و بر معارف امت خود و دیگر ملت­ ها حکم صادر کنی. به منبع خودت برگرد و از آن برگیرو خود را نیرومند کن و پس از آن از دیگر منابع نیز استفاده کن. آنگاه خواهی توانست بدون آنکه چیزی از آن به درونت راه یابد از منابع دیگر نیز بهره بگیری و عناصر تشکیل دهنده ی آن را بفهمی زیرا آن هنگام درک معرفتی تو که بر پایه ی فرهنگ و دینت شکل گرفته مانع از آن خواهد شد&#8230;</p>
<p>اما من سرکشی کردم&#8230; حس کردم موجی روشن مرا با خود برد و او را پشت سرم در دریاهای تاریکی رها کردم&#8230;</p>
<p>در راه مادی جدیدی که در پی گرفته بودم و در سن 17 سالگی، برای مجله ی «الجمهور» لبنان مقاله می نوشتم. آنها مرا انسانی بزرگ در کشورم تصور می کردند و به مانند شخصی بزرگسال برایم نامه می نوشتند و حواله های بانکی را برایم می فرستادند. پس از آن به نوشتن مقالات انگلیسی در یک مجله ی انگلیسی زبان که در بحرین منتشر می شد پرداختم. نامم به عنوان اندیشمندی آزاد بر سر زبان ها افتاده بود.</p>
<p>نوشته های من تراوشی بود از اطلاعات و کتابهایی که سالها در درون خود ریخته بودم. سرم را از کتابی برنداشته، به کتاب دیگری مشغول می شدم تا اینکه علوم فلک و انسان شناسی و دیرین شناسی و پزشکی و جغرافیا مرا فریفته ی خود کرد. نوشته های دانشمندانی را می خواندم که قبلا از «غیر روحانی» بودنشان اطمینان حاصل کرده بودم تا آنکه تفکر مرا با اندیشه هایی که از طریق استدلال مادی قابل اثبات نیست پراکنده نسازند.</p>
<p>مجلات و روزنامه ها درهای خود را به رویم گشودند. در حالی که هنوز در مرحله ی دبیرستان بودم اما بسیار پرکار برای مجلات و روزنامه هایی در لبنان و کویت و ایران و بحرین و آمریکا می نوشتم. فریفته ی خود گردیدم و معلمم را متکبرانه از بالا می دیدم.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">«چرا دیگر نماز نمی خوانی؟» </span>این سوالی بود که معلمم از من پرسید. در پاسخ گفتم: <span style="color: #0000ff;">«آیا نماز دنیا را تغییر می دهد؟» </span>در پاسخم جمله ای را گفت که عقلم را پراند و ارکان درونم را که گمان می بردم بر پایه ای محکم قرار دارند، لرزاند: <span style="color: #0000ff;">«درست است. نماز دنیا را تغییر نمی دهد. اما ما را تغییر می دهد و ما دنیا را تغییر خواهیم داد»</span> اما من در برابر تاثیر دهشتناک آن جمله مقاومت کردم و به گمراهی خویش ادامه دادم.</p>
<p>سال ها از پی هم رفتند و من به خانه بازگشتم. در خانه ی ما هیچ شوخی و سهل انگاری درباره ی نماز وجود نداشت. پدرم از رفتن به مسجد مراسمی نورانی می ساخت و مادرم ما را پیش از اذان صبح برای نماز بیدار می کرد! نفسم را به زور زیر پا گذاشتم و دوباره نمازخوان شدم اما هنوز آن تکبر درون را داشتم&#8230;</p>
<p>تا اینکه بیمار شدم و پزشک به من گفت: «متاسفم نجیب، بدون تردید پس از 9 ماه خواهی مرد»</p>
<p>آن هنگام در شهر ساحلی تاکوما در آمریکا بودم. تنها از تپه ی سبزی بالا رفتم. اقیانوس عظیم را در برابر داشتم و دیگر هیچ نبود جز من و آسمان و آب و مرگ، و زندگی. از خود پرسیدم: آیا خواهم توانست چیزی را تغییر دهم؟</p>
<p>غرق در تامل بودم و اشک هایی که از چشمانم جاری بود وسعت اقیانوس را در حالتی مه آلود و مبهم فرو می برد که ناگهان آن جمله به ذهنم پرید: <span style="color: #0000ff;">«نماز ما را تغییر می دهد، ما دنیا را تغییر خواهیم داد»&#8230;</span></p>
<p>به سرعت به محل اقامتم برگشتم و این جمله را بی هیچ مقدمه ای و بی هیچ جمله ی دیگری به معلمم تلگراف کردم. پاسخ او این بود: <span style="color: #0000ff;">«خداوند تو را برگرداند، با خیالی آسوده زندگی کن».</span></p>
<p>بزرگترین نمازی که مرا با خود برد در کنار ساحل اقیانوس اطلس در تاکومای آمریکا بود&#8230; آنجا بود که دانستم «الله» حق است و دانستم که حق یعنی چه و اینکه معنای نهایی آن در آسمان است نه در زمین&#8230;</p>
<p>و هنوز نمرده ام.</p>
<div style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><span style="font-family: Tahoma; font-size: x-small;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></div>
<div style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/najib-zamel.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-2270" title="najib-zamel" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/najib-zamel.jpg" alt="najib-zamel" width="94" height="134" /></a>نجیب الزامل نویسنده و روزنامه نگار سعودی و عضو مجلس شورای سعودی است. وی در روزنامه ی الاقتصادیه و الیوم مقاله می نویسد. آنچه گذشت داستان الحاد و سپس بازگشت او بود. برای ارتباط با استاد نجیب الزامل می توانید به <a href="http://www.facebook.com/pages/Najeeb-AlZamil-/39466213988">صفحه ی او در فیس بوک</a> مراجعه کنید.</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1913/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نبرد من؛ داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1714</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1714#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 13:13:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[تازه مسلمان‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1714</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعامر روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد. ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری… پیش خودم گفتم: آیا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1713" title="even-angels-ask" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/even-angels-ask.jpg" alt="even-angels-ask" />ترجمه: ابوعامر</strong></h4>
<p>روزی که مسلمان شدم امام مسجد کتابچه ای درباره ی چگونگی ادای نماز به من داد.</p>
<p>ولی چیزی که برایم عجیب بود، نگرانی دانشجوهای مسلمانی بود که همراه من بودند. همه به شدت اصرار می کردند که: راحت باش! به خودت فشار نیار! بهتره فعلا آرام آرام پیش بری…</p>
<p>پیش خودم گفتم: آیا نماز اینقدر سخت است؟<span id="more-1714"></span></p>
<p>ولی من نصیحت دانشجوها را فراموش کردم و تصمیم گرفتم نمازهای پنجگانه را به زودی شروع کنم.</p>
<p>آن شب مدت زیادی را در اتاق خودم بر روی صندلی نشسته بودم و زیر نور کم اتاق حرکت های نماز را با خودم مرور می کردم و توی ذهنم تکرار می کردم. همینطور آیات قرآنی که باید می خواندم و همچنین دعاها و اذکار واجب نماز را…</p>
<p>از آنجایی که چیزهایی که باید می خواندم به عربی بود، باید آنها را به عربی حفظ می کردم و معنی اش را هم به انگلیسی فرا می گرفتم.</p>
<p>آن کتابچه را ساعت ها مطالعه کردم، تا آنکه احساس کردم آمادگی خواندن اولین نمازم را دارم.</p>
<p>ساعت نزدیک به نیمه ی شب بود. برای همین تصمیم گرفتم نماز عشاء را بخوانم…</p>
<p>داخل دستشویی آن کتابچه را روبروی خودم بر روی سنگ روشویی گذاشتم و صفحه ی چگونگی وضو را باز کردم.</p>
<p>دستورات داخل آن را قدم به قدم و با دقت انجام دادم. مانند آشپزی که برای اولین بار دستور پخت یک غذا را انجام می دهد!</p>
<p>وقتی وضو را انجام دادم شیر آب را بستم و به اتاق برگشتم در حالی که آب از سر و وصورت و دست و پاهام می چکید. چون در آن کتابچه نوشته بود بهتر است آدم آب وضو را خشک نکند<span><sup>۱</sup></span>…</p>
<p>وسط اتاق به سمتی که به گمانم قبله بود ایستادم. نگاهی به پشت سرم انداختم که مطمئن شوم در خانه را بسته ام! بعد دوباره به قبله رو کردم. درست ایستادم و نفس عمیقی کشیدم. بعد دستم را در حالی که باز بود به طرف گوش هایم بالا بردم طوری که لاله ی گوشم را لمس کردم .<span><sup>۲</sup></span> بعد با صدایی پایین <strong>الله اکبر</strong> گفتم.</p>
<p>امیدوار بودم کسی صدایم را نشنیده باشد! چون هنوز کمی احساس انفعال می کردم، یعنی هنوز نتوانسته بودم بر این نگرانی که ممکن است کسی من را زیر نظر دارد غلبه کنم.</p>
<p>ناگهان یادم آمد که پرده ها را نکشیده ام و از خودم پرسیدم: اگر کسی از همسایه ها من را در این حالت ببیند چه فکر خواهد کرد!؟</p>
<p>نماز را ترک کردم و به طرف پنجره رفتم و نگاهی به بیرون انداختم تا مطمئن شوم کسی آنجا نیست. وقتی دیدم کسی بیرون نیست احساس آرامش کردم. پرده ها را کشیدم و دوباره به وسط اتاق برگشتم…</p>
<p>یک بار دیگر رو به سوی قبله کردم و درست ایستادم و دستم را تا بناگوش بالا بردم و به آرامی گفتم: <strong>الله اکبر</strong>.</p>
<p>با صدای خیلی پایینی که شاید شنیده هم نمی شد به آرامی سوره ی فاتحه را به سختی و با لکنت خواندم و پس از آن سوره ی کوتاهی را به عربی خواندم ولی فکر نمی کنم هیچ شخص عربی اگر آن شب تلاوت من را می شنوید متوجه می شد چه می گویم!!</p>
<p>پس از آن باز با صدایی پایین تکبیر گفتم و به رکوع رفتم بطوری که پشتم عمود بر ساق پایم شد و دست هایم را بر روی زانویم گذاشتم.</p>
<p>احساس خجالت کردم… چون تا آن روز برای کسی خم نشده بودم. برای همین خوشحال بودم که تنها هستم.</p>
<p>در همین حال که در رکوع بودم عبارت سبحان ربی العظیم را بارها تکرار کردم. پس از آن ایستادم و گفتم: <strong>سمع الله لمن حمده، ربنا ولک الحمد</strong></p>
<p>حس کردم قلبم به شدت می تپد و وقتی بار دیگر با خضوع تکبیر گفتم دوباره احساس استرس بهم دست داد چون وقت سجده رسیده بود.</p>
<p>در حالی که داشتم به محل سجده نگاه می کردم، سر جایم خشکم زد… جایی که باید با دست و پیشانیم فرو می آمدم. ولی نتوانستم این کار را بکنم! نتوانستم به سوی زمین پایین بیایم. نتوانستم خودم را با گذاشتن بینی ام بر روی زمین کوچک کنم… به مانند بنده ای که در برابر سرورش کوچک می شود…</p>
<p>احساس کردم پاهایم بسته شده اند و نمی توانند خم شوند.</p>
<p>بسیار زیاد احساس خواری و ذلت بهم دست داد و خنده ها و قهقهه های دوستان و آشناهایم را تصور کردم که دارند من را در حالتی که در برابر آنها تبدیل به یک احمق شده ام، نگاه می کنند. تصور کردم تا چه اندازه باعث برانگیختن دلسوزی و تمسخر آنها خواهم شد.</p>
<p>انگار صدای آنها را می شنیدم که می گویند: بیچاره جف! عرب ها در سانفرانسیسکو عقلش را ازش گرفته اند!</p>
<p>شروع کردم به دعا: خواهش می کنم، خواهش می کنم کمکم کن…</p>
<p>نفس عمیقی کشیدم و خودم را مجبور کردم که پایین بروم. الان روی دو زانوی خود نشسته بودم… سپس چند لحظه متردد ماندم و بعد پیشانیم را بر روی سجاده فشار دادم… ذهنم را از همه ی افکار خالی کردم و گفتم: <strong>سبحان ربی الأعلی…</strong></p>
<p><strong>الله اکبر… </strong>این را گفتم و از سجده بلند شدم و نشستم. ذهن خود را همچنان خالی نگه داشتم و اجازه ندادم هیچ چیز حواسم را پرت کند.</p>
<p><strong>الله اکبر…</strong> و دوباره پیشانی ام را بر زمین گذاشتم. در حالی که نفس هایم به زمین برخورد می کرد جمله ی سبحان ربی الأعلی را خودبخود تکرار می کردم. مصمم بود که این کار را به هر قیمتی که شده انجام بدهم.</p>
<p><strong>الله اکبر…</strong> برای رکعت دوم ایستادم. به خودم گفتم: هنوز سه مرحله مانده. برای آن قسمت نمازم که باقی مانده بود با عواطف و احساسات و غرورم جنگیدم. اما هر مرحله آسان تر از مرحله ی قبل به نظر می رسید تا اینکه در آخرین سجده در آرامش تقریبا کاملی به سر می بردم.</p>
<p>سپس در آخرین نشستنم، تشهد را خواندم و در پایان به سمت راست و چپ سلام دادم.</p>
<p>در حالی که در اوج بی حسی قرار داشتم همچنان در حالت نشسته بر روی زمین باقی ماندم و به نبردی که طی کردم فکر کردم… خجالت کشیدم که چرا برای انجام یک نماز تا پایان آن اینقدر با خودم جنگیدم.</p>
<p>در حالی که سرم را شرم آگین پایین انداخته بودم به خداوند گفتم: حماقت و تکبرم را ببخش، آخر می دانی من از جایی دور آمدم… هنوز راهی طولانی مانده که باید طی کنم.</p>
<p>و در آن لحظه احساسی پیدا کردم که قبلا تجربه نکرده بودم و برای همین وصف آن با کلمات غیر ممکن است.</p>
<p>موجی من را در بر گرفت که هیچگونه نمی توانم وصفش کنم جز اینکه آن حس به « سرما » شبیه، بود و حس کردم که از نقطه ای داخل سینه ام بیرون می تابد.</p>
<p>چونان موجی بود عظیم که در آغاز باعث شد جا بخورم. حتی یادم هست که داشتم می لرزیدم، جز اینکه این حس چیزی بیشتر از یک احساس بدنی بود چون به طرز عجیبی در عواطف و احساسات من تاثیر گذاشت.</p>
<p>گو اینکه <strong>« رحمت » </strong>به شکلی تجسم یافت و مرا در بر گرفت و در درونم نفوذ کرد.</p>
<p>سپس بدون اینکه سببش را بدانم گریه کردم. اشک ها بر صورتم جاری شد و صدای گریه ام به شدت بلند شد. هرچه گریه ام شدیدتر می شد حس می کردم که نیرویی خارق العاده از رحمت و لطف مرا در آغوش می گیرد.</p>
<p>این گریه نه برای احساس گناه نبود… گر چه این گریه نیز شایسته من بود… و نه برای احساس خاری و ذلت و یا خوشحالی… مثل این بود که سدی بزرگ در درونم شکسته و ذخیره ای عظیم ار ترس و خشم را به بیرون می ریزد.</p>
<p>در حالی که این ها را می نویسم از خودم می پرسم که آیا مغفرت الهی تنها به معنای عفو از گناهان است و یا بلکه به همراه آن به معنای شفا و آرامش نیز هست.<span><sup>۳</sup></span></p>
<p>مدتی همانگونه بر روی دو زانو و در حالی که بسوی زمین خم بودم وصورتم را بین دو دستم گرفته بودم، می گریستم.</p>
<p>وقتی در پایان، گریه ام تمام شد به نهایت خستگی رسیده بودم. آن تجربه به حدی غیر عادی بود که آن هنگام هرگز نتوانستم برایش تفسیری عقلانی بیابم. آن لحظه فکر کردم این تجربه عجیب تر از آن است که بتوانم برای کسی بازگو کنم.</p>
<p>اما مهمترین چیزی که آن لحظه فهمیدم این بود که من بیش از اندازه به خداوند و به نماز محتاجم.</p>
<p>قبل از اینکه از جایم بلند شوم این دعای پایانی را گفتم:</p>
<h4><strong>«خدای من! اگر دوباره به خودم جرأت دادم که به تو کفر بورزم، قبل از آن مرا بکش! مرا از این زندگی راحت کن.. خیلی سخت است که با این همه عیب و نقص زندگی کنم، اما حتی یک روز هم نخواهم توانست با انکار تو زنده بمانم!»</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>برگرفته از کتاب “Even Angels Ask ” (حتی فرشتگان نیز می پرسند) اثر دکتر جفری لانگ. برگردان از ترجمه ی عربی این قسمت از کتاب توسط دکتر عثمان قدری مکانسی</em></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;"><img class="alignright" title="278-7" src="http://abooamer.files.wordpress.com/2009/03/278-7.gif?w=161&amp;h=121" alt="278-7" width="161" height="121" />داستانی که خواندید، داستان اولین نماز دکتر جفری لانگ استاد ریاضیات دانشگاه کانزاس است.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">وی که در خانواده ای پروتستان در آمریکا به دنیا آمده در ۱۸ سالگی ملحد می شود. وی از طریق یکی از دانشجوهای مسلمانش نسخه ای ترجمه شده از قرآن هدیه گرفت و ظرف سه سال همه ی آن را مطالعه کرد و در پایان تصمیم گرفت اسلام بیاورد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">دکتر جفری لانگ تاکنون چند کتاب درباره ی تجربه ایمان خود نوشته که از این میان می توان به کتاب «نبرد برای ایمان» و «حتی فرشتگان نیز می پرسند» اشاره کرد.</span></p>
<p>__________________________________</p>
<p><span>۱</span>- صحیح این است که رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) برخی اوقات آب وضو را خشک می کرد و برخی اوقات خشک نمی کرد و بر این اساس برخی از علما گفته اند سنت این است که انسان برخی اوقات آب وضو را خشک کند و برخی اوقات نه. اما برخی دیگر از علما نظرشان بر این است که خشک نکردن آب وضو از سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) صرفا برای خنک شدن بوده و نه به قصد عبادی.</p>
<p><span>۲</span>- صحیح تر این است که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در هنگام بلند کردن دست برای تکبیر احرام، لاله گوش خود را لمس نمی کرد بلکه فقط دستان خود را در حالی که کف آن بسوی قبله بود تا مقابل گوش و یا تا مقابل کتفش بالا می آورد. والله اعلم</p>
<p><span>۳</span>- این سخن دکتر جفری لانگ کاملا صحیح است و نشان می دهد او به درستی و با فطرت خویش نماز و مغفرت را درک کرده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1714/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تجربه‌ای کم نظیر از یک جوان دوست‌دارِ مسجد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1709</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1709#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 14 Nov 2009 04:41:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[دعوت اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.info/?p=1709</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعمر انصاری برادران گرامی از شما اجازه می‌خواهم تجربه‌ای کم‌نظیر و برجسته را برای شما بازگو کنم… از دوستم به نام سعید… و امیدوارم بازگو کردن این تجربه به نویسنده، خواننده و نقل‌کننده‌ی آن نفع برساند. سعید جوانی است تقریبا ۳۷ ساله … یعنی جوانی در عنفوان جوانی – به قول معروف- درباره‌ی سعید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1710" title="salat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/salat.jpg" alt="salat" />ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p><span style="color: #888888;">برادران گرامی</span></p>
<p>از شما اجازه می‌خواهم تجربه‌ای کم‌نظیر و برجسته را برای شما بازگو کنم… از دوستم به نام سعید… و امیدوارم بازگو کردن این تجربه به نویسنده، خواننده و نقل‌کننده‌ی آن نفع برساند.</p>
<p>سعید جوانی است تقریبا ۳۷ ساله … یعنی جوانی در عنفوان جوانی – به قول معروف- درباره‌ی سعید شاید بتوان گفت که جوانی بسیار عادی است… وضع ظاهریش و کارهایش…</p>
<p><span id="more-307"> </span></p>
<p>سعید در مسجدی که کمی از مسجد محله‌ی ما دور تر است نماز می‌خواند&#8230;<span id="more-1709"></span></p>
<p>حدود یک ماه پیش برای خواندن نماز به مسجد سعید رفتم ، او در صف اول و کنار مؤذن  ایستاده بود!!</p>
<p>بعد از آن دو هفته قبل در مسجد آنها نماز خواندم… دیدم سعید در صف نماز کنار مؤذن  ایستاده!!</p>
<p>دوباره چند روز پیش آنجا نماز خواندم. سعید را دیدم که کنار مؤذن است!!</p>
<p>اشتیاق او من را شگفت‌زده کرد… از اهمیتی که به نماز می‌داد تعجب کردم…</p>
<p>مخصوصا که افرادی مثل او اینگونه در نماز پیش‌قدم نیستند…</p>
<p>با یکی از جماعت مسجدش صحبت کردم… در باره‌ی سعید از او پرسیدم. لبخندی زد و  گفت:</p>
<p>سعید… اسم او را کبوتر مسجد گذاسته‌ایم!</p>
<p>گفتم: سبحان الله… چرا؟</p>
<p>گفت: هیچ نماز فرضی نیست که به مسجد بیایی مگر این که می‌بینی سعید قبل از تو به  مسجد آمده…</p>
<p>حتی او چند دقیقه قبل از مؤذن می‌آید… در همه‌ی نمازها… بدون استثناء.. قبل از  اذان و نه قبل از اقامه…</p>
<p>از کار او تعجب کردم… از خودم سوال کردم:</p>
<p>سعید چگونه توانسته بر نفس خود غلبه کرده و با آن جهاد کند و در پیشقدمی به سوی  نماز او را شکست دهد؟!</p>
<p>تصمیم گرفتم که به طور غیر مستقیم از او سؤال کرده تا استفاده ببرم … و روش او را برای هرکس که می خواهد این کار را انجام دهد بگویم.</p>
<p>شنبه‌ی گذشته ۲۶/۲/۱۴۳۰ هـ با سعید نماز خواندم…. مثل همیشه کنار مؤذن ایستاده  بود!!</p>
<p>بعد از نماز او را نگه داشتم… و سخن‌های زیر بین ما رد و بدل شد:</p>
<p>به او گفتم: ما شاء الله به تو… چندین بار در مسجدتان نماز خواندم… و همیشه تو را کنار مؤذن می‌بینم… چگونه توانسته‌ای بر شیطان، نفس اماره و هوای نفست غلبه کنی؟!</p>
<p>(با سختی) گفت: الحمدلله… از وقتی که پایبند نماز شدم… من بر این راه هستم.</p>
<p>به او گفتم: چگونه و با چه چیزی؟</p>
<p>گفت: من، خدا را شکر، خودم را عادت داده‌ام که قبل از اذان به مسجد بیایم… ساعت را ده دقیقه قبل از اذان تنظیم می‌کنم … به‌طوری که بتوانم وضو گرفته لباس بپوشم و به مسجد بیایم… و وقتم را به گونه‌ای تنظیم کرده‌ام که قبل از اذان وارد مسجد شوم… و اگر دیر شد، همراه مؤذن!!</p>
<p>گفتم: چگونه می‌توانی کارهایی را که قبل از نماز انجام می‌دهی رها کنی؟</p>
<p>گفت: همانطور که گفتم… باید با وقت کافی از خانه بیرون بیایم تا اینکه قبل از اذان در مسجد باشم… اگر با فرزندانم باشم… آنها خود می‌دانند که من قبل از اذان بلند می‌شوم… و اگر با دوستانم باشم آنها هم می‌دانند که من قبل از اذان باید بروم.</p>
<p>گفتم: آنها تو را از این کار منع نمی‌کنند؟</p>
<p>گفت: بله… ولی من با خودم عهد بسته‌ام که به هیچ کس توجهی نکنم… و الحمدلله من بر این کار استمرار دارم… و برایم پیش نیامده که با کسی قطع رابطه کنم… و برتری مطلق از آن الله است</p>
<p>گفتم: اگر از نماز جا بمانی چه می‌کنی؟</p>
<p>گفت: منظورت چیست؟!</p>
<p>گفتم : اگر دیر به نماز بیایی حالت چگونه می‌شود؟</p>
<p>گفت: از الله می‌خواهم که آن روز را نیاورد…!!</p>
<p>ولی اگر اتفاق افتاد… آن روز حالم خیلی بد می‌شود!!</p>
<p>به او گفتم: با این حال… در یک ماه چند بار قرآن را ختم می‌کنی؟</p>
<p>با حرج گفت: الحمدلله هر دو هفته ۳ بار قرآن را ختم می‌کنم.</p>
<p>یعنی ۶ ختم در یک ماه… کمتر یا بیشتر…</p>
<p>گفتم: با نماز صبح چه کار می‌کنی؟</p>
<p>گفت: قبل از اینکه بخوابم… به اندازه توان نماز می خوانم!! .. سپس می خوابم… و جوراب می پوشم و ساعت را ۱۵ دقیقه قبل از اذان تنظیم می کنم تا بتوانم به نماز برسم… سپس به مسجد می روم…</p>
<p>بعد لبخند زد و گفت:</p>
<p>و بعضی وقتها تو سرما دم این در – اشاره به در مسجد کرد- منتظر مؤذن می  ایستم</p>
<p>گفتم: جوراب برای چیست؟</p>
<p>گفت: مسح بر جوراب کمتر از شستن پا وقت می‌گیرد… و این کار وقت کافی برای بیرون  آمدن قبل از اذان را به من می‌دهد!!</p>
<p>گفتم: اگر شب تا دیروقت بیدار بودی چه می‌کنی؟</p>
<p>گفت: الحمدلله… الحمدلله من شب‌نشینی نمی‌کنم و اگر دیر بخوابم ساعت ۱۱  می‌خوابم.</p>
<p>گفتم: روابط اجتماعی … با آن چه کار می‌کنی؟</p>
<p>گفت: در مناسبت‌ها و جشن‌ها شرکت می‌کنم… ولی بعد از ساعت ده دیگر نمی‌نشینم تا بتوانم در برنامه‌ی روزانه ی خود استمرار داشته باشم.</p>
<p>گفتم: کسی را مسخره‌ات نمی کند؟</p>
<p>با لبخند گفت: زیاد… ولی الحمدلله… به آنها توجهی نمی‌کنم</p>
<p>به او گفتم: در مسجد چه می‌کنی؟</p>
<p>گفت: الحمدلله… کارهایش را انجام می‌دهم، قرآن‌ها را مرتب می‌کنم، خوشبو کننده می‌زنم، بعضی وقتها دستشویی‌هایش را تمیز می‌کنم، دستمال کاغذی می‌آورم و اگر چیزی احتیاج به تعمیر داشت دنبال کارش را می‌گیرم.</p>
<p>گفتم: در این مدت طولانی که در مسجد می‌نشینی چیزی از قرآن را هم حفظ  کرده‌ای؟</p>
<p>گفت: الحمدلله سوره‌ی الکهف، یوسف، هود، إسراء، مریم، طه، جزء عم، قسمتی از جزء تبارک و قسمت زیادی از سوره‌ی بقره را حفظ کرده‌ام و بعضی از اوقات که امام در نماز چیزی را فراموش می‌کند به او می‌گویم. خودم هم نمی‌دانم که چه آیه‌ای است یا در کدام سوره است؟ … و این از فضل الله است.</p>
<p>سپس به من گفت:</p>
<p>تمام این‌ها اولا به توفیق الله بستگی دارد، سپس به عزم و اراده‌ی‌ راستین و محکم.</p>
<p>به او گفتم: راست گفتی، الله حال همه‌ی ما را اصلاح کند.</p>
<p>از الله می خواهم که به سعید توفیق دهد، او را حفظ کرده، یاریش نماید و کارهایش  را آسان گرداند و به ما و او از فضل خود عطا بفرماید</p>
<p>و بهتر است که من با نماز جمعه بحث خود را کامل کنم که از عجیب ترین عجیب هاست..  و الله المستعان</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">برادران گرامی</span></h4>
<p>از زمانی که سعید داستان خود را به من گفته و راه روش خودش را… وقت نماز که نزدیک می‌شود به یاد او می‌افتم و وقتی مؤذن اذان می‌گوید به یاد صحبت‌های او می‌افتم، وقت رفتن به نماز، هنگام بیدار شدن و آماده شدن برای نماز صبح!! حرف‌هایش همچنان در گوشم هستند، اشتیاقش و پیش‌قدمی‌اش پیوسته من را توبیخ و تنبیه می‌کنند … چرا مثل او نباشم؟</p>
<p>سه شنبه‏ی گذشته ۶/۳/۱۴۳۰ هـ … بار دیگر پیش او رفتم تا بقیه‌ی تحقیقاتم را کامل کنم، و از او درباره‌ی نماز جمعه‌اش سؤال کنم و تفکر در باره‌ی قرآن… سعی کردم که زود به مسجد بروم، بعد از مؤذن وارد مسجد شدم، و او را مثل همیشه در مسجد یافتم!! ماشاء‌الله</p>
<p>بعد از نماز او را نگه داشتم و کنار در مسجد با هم مشغول صحبت شدیم&#8230;</p>
<p>بعد از مقدمه به او گفتم: با نماز جمعه چه می‌کنی ، چه وقت می‌روی؟</p>
<p>گفت: حدودا ساعت ۹/۴۵ دقیقه به نماز جمعه می روم!!…. و الحمدلله</p>
<p>گفتم : چگونه؟</p>
<p>گفت: از ساعت ۹ تقریبا برای نماز آماده می شوم.. بعد از ساعت ۹/۳۰ تا ۹/۴۵ به مسجد جامع می‏روم و مهمترین چیز این است که قبل از ساعت ۱۰ در مسجد باشم.</p>
<p>گفتم: خانواده، آیا چیزی به تو نمی‌گویند؟</p>
<p>گفت: بله می‌گویند چرا الان می‌روی؟ هنوز خیلی زود است!!.. ولی همان طور که به تو گفتم: وقت را مشخص کرده و بر عهد با خودم ملتزم هستم.</p>
<p>گفتم: آیا کسی غیر از تو هم هست؟</p>
<p>گفت: بله بعد از من دو نفر می‌آیند… قبل از ساعت ۱۰/۳۰</p>
<p>گفتم: چقدر قرآن می‌خوانی؟</p>
<p>گفت: ۳ تا ۴ جزء الحمدلله</p>
<p>گفتم: آیا شیطان نمی‌گوید چرا زود می‌روی؟</p>
<p>لبخند زد و گفت: اگر شیطان بیاید بر خلاف او کمی زودتر هم می‌روم! حتی بعضی اوقات ساعت ۹ یا قبل از وقتی که مشخص کرده‌ام می‌روم. و به من قاعده‌ی زیبایی را در این خصوص گفت که وقت خودش إن شاء الله می‌گویم</p>
<p>بعد از این ملاقات به خودم گفتم: وای به حال ما. الله حال ما را اصلاح کند.</p>
<p>آیا کسی از ما هست که نماز جمعه‌ی بعدی از سعید سبقت بگیرد؟</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>نکته:</strong></span></h4>
<p>بزرگواران، می خواستم بدانید، من این قصه را برای این ننوشتم که فقط از کار سعید  تعجب کنید!!</p>
<p>ولی آن را برای شما بازگو کردم تا تشویقی برای پیشقدم بودن به سوی نماز و حرص بر  عبادات، خواندن قرآن، و حفظ و تدبر آن باشد.</p>
<p>و همچنین باید بدانیم که کار سعید توفیقی از جانب رب العالمین است.</p>
<p>و اگر با الله صادق باشیم و صادقانه از او بخواهیم که قلب و اعمال ما را اصلاح کند و ما را در پیشگامی به سوی آن چه برادرمان سعید توفیق یافته، توفیق دهد، خیر فراوانی را به اذن الله به دست می‌آوریم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;"><strong>درخواست:</strong></span></h4>
<h4><strong><span style="color: #0000ff;">نگو بعد از چند روز این کار را می کنم… به  تو می گویم ” الان”</span></strong></h4>
<h4><strong><span style="color: #0000ff;">و نگو دشوار است!! …. که به تو می‌گویم :  خوب.. امتحان کن!</span></strong></h4>
<h4><strong><span style="color: #0000ff;">و نگو چگونه؟… می گویم کارت را جدی  بگیر!</span></strong></h4>
<p><span style="color: #888888;"><strong>نویسنده: المسیطیر</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1709/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مختصری از فضائل روز جمعه و أحکام آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/1068</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/1068#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Jan 2009 23:02:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=1068</guid>
		<description><![CDATA[شيخ موسي بازماندگان عَنْ أَوْسِ بْنِ أَوْسٍ الثَّقَفِيُّ رضی الله عنه سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يَقُولُ: «مَنْ غَسَّلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاغْتَسَلَ، ثُمَّ بَكَّرَ وَابْتَكَرَ، وَ مَشَى وَلَمْ يَرْكَبْ، وَدَنَا مِنْ الْإِمَامِ، فَاسْتَمَعَ وَلَمْ يَلْغُ، كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ عَمَلُ سَنَةٍ أَجْرُ صِيَامِهَا وَقِيَامِهَا». از اوس بن اوس ثقفي رضی الله عنه روايت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-1967" title="ahkam-jom3e" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/01/ahkam-jom3e.jpg" alt="ahkam-jom3e" width="80" height="75" />شيخ موسي بازماندگان</strong></h4>
<p>عَنْ أَوْسِ بْنِ أَوْسٍ الثَّقَفِيُّ رضی الله عنه سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم يَقُولُ: <strong> </strong></p>
<h4><strong>«مَنْ غَسَّلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاغْتَسَلَ، ثُمَّ بَكَّرَ وَابْتَكَرَ، وَ مَشَى وَلَمْ يَرْكَبْ، وَدَنَا مِنْ الْإِمَامِ، فَاسْتَمَعَ وَلَمْ يَلْغُ، كَانَ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ عَمَلُ سَنَةٍ أَجْرُ صِيَامِهَا وَقِيَامِهَا»</strong>.</h4>
<p>از اوس بن اوس ثقفي رضی الله عنه روايت است از رسول الله صلي الله عليه وسلم شنيدم كه مي‌فرمود: <strong> </strong></p>
<h4><strong>كسي كه روز جمعه سرش را شسته و غسل بزند سپس زود به مسجد آمده و به اول خطبه برسد و پياده رفته و از وسايل نقليه استفاده نكند و به امام نزديك شده و به خطبه گوش داده و كارهاي بيهوده انجام ندهد. براي هر قدمي كه برمي‌دارد ثواب يك سال روزه و نماز به او داده مي‌شود.</strong><span id="more-1068"></span>أبو داود في السنن رقم 345 قال النووي في المجموع هذا الحديث حسن و قال الهيثمي في مجمع الزوائد رجاله رجال الصحيح، صحيح الترغيب و الترهيب رقم 690</h4>
<p>( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) [ الجمعة - الأية: 9]</p>
<p>اي كساني كه ايمان آورده ايد، هنگامي كه براي نماز جماعت در روز جمعه ندا زده مي‌شود، بسوي ذكر خدا بشتابيد و هرگونه خريد و فروش را رها سازيد. اين براي شما بهتر است، اگر بدانيد.</p>
<h4><strong>فضل روز جمعه: </strong></h4>
<p>عَنْ أَبِي مَالِكٍ الْأَشْعَرِيِّ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «الْجُمُعَةُ كَفَّارَةٌ لمِا بَيْنَهَا وبَيْنَ الْجُمُعَةِ الَّتِي تَلِيهَا وَزِيَادَةِ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا». (طبراني في الكبير، صحيح الترغيب و الترهيب رقم 685)</p>
<p>از ابو مالك اشعري رضی الله عنه  روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: جمعه، كفاره‌ گناهان همان جمعه تا جمعه بعدي به همراه سه روز ديگر است. زيراخداوند متعال مي‌فرمايد: كسي كه يك نيكي انجام دهد ده برابر آن براي او به حساب مي‌آورد.</p>
<h4><strong>ارزش نماز صبح </strong></h4>
<p>عن ابن عمر رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلي الله عليه وسلم : «أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح يوم الجمعة في جماعة». (شعب الايمان رقم 2783 تحقيق مختار احمد الندوي ، السلسلة الصحيحة رقم 1566)</p>
<p>از ابن عمر رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: برترين نمازها نزد خداوند، نماز جماعت صبح روز جمعه است.</p>
<p>الف) متاسفانه بسياري از مردم به بهانه‌ي اينكه جمعه تعطيل است تا دير وقت بيدار مي‌مانند و نماز صبح خوابشان مي‌برد.</p>
<p>ب) شايسته داماد نيست كه در اولين روز زندگي مشترك نماز صبح را ترك نمايد و يا در نمازهاي پنج وقت حاضر نشود.</p>
<p>قرائت سوره‌ي كهف در شب يا روز جمعه</p>
<p>عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رضی الله عنه عَنْهُ أَنّ النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم قَالَ: «مَنْ قَرَأَ سُورَةَ الْكَهْفِ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ أَضَاءَ لَهُ مِن النُّورِ مَا بَيْنَ الْجُمُعَتَيْنِ». ( مستدرك رقم 3349 ، معرفة السنن بيهقي رقم 1837 ، صحيح الترغيب و الترهيب رقم 736 )</p>
<p>از ابو سعيد خدري رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: كسي كه در روز جمعه سوره كهف را بخواند بين دو جمعه برايش نوري روشن مي‌شود.</p>
<p>توجه: چون روز شرعي از غروب آفتاب شروع مي‌شود لذا مي‌توان سوره‌ي كهف را شب يا روز جمعه تلاوت كرد.</p>
<h4><strong>كثرت صلوات بر پيامبر </strong></h4>
<p>عَن أبي أُمامةَ رضی الله عنه قَالَ، قَالَ رَسُولُ اللهِ صلي الله عليه وسلم: «أَكثِرُوا عَليََّ مِنَ الصَّلاةِ فِي كُلِ يَومِ الجُمُعَةِ فَإنَّ صَلاةَ أُمَّتي تُعرَضُ عَليَّ فِي كُلِ يَومِ جُمُعَةِ فَمَن كَانَ أكثَرُهُم عَليَّ صَلاةً كَانَ أقرَبُهُم مِنِّي مَنزِلَةً» (بيهقي باسناد حسن، صحيح الترغيب و الترهيب رقم 1673)</p>
<p>از ابو اُمامه رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: در روز جمعه صلوات بيشتري بر من بفرستيد زيرا درودهاي امت من، هر جمعه بر من عرضه مي‌شود پس كسي كه صلوات او بر من بيشتر باشد منزلت و جايگاه او به من در روز قيامت نزديكتر خواهد بود.</p>
<h4><strong>اعمال مستحب روز جمعه:</strong></h4>
<h4><strong>الف) غسل، بوي خوش و مسواك و پوشيدن بهترين لباس</strong></h4>
<p>عن أبي هريرة رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلي الله عليه وسلم: «إذا كان يوم الجمعة فاغتسل الرجل وغسل رأسه ثم تطيب من أطيب طيبه ولبس من صالح ثيابه ثم خرج إلى الصلاة ولم يفرق بين اثنين ثم استمع الإمام غفر له من الجمعة إلى الجمعة وزيادة ثلاثة أيام». (ابن خزيمة في صحيحه رقم 1701، صحيح الترغيب و الترهيب رقم 705)<br />
از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: اگر در روز جمعه فرد غسل زده و سرش را شسته سپس از بهترين عطرش استفاده كرده و لباس خوبي را پوشيده و براي نماز خارج شده و بين دو نفر جدايي نيفكند و به خطبه‌ي امام گوش فرا دهد گناهان بين اين جمعه تا جمعه‌ي بعدي و سه روز اضافه بر آن بخشيده مي‌شود.<br />
تذكر: غسل جمعه مي‌بايست بعد از طلوع فجر باشد . و وقت آن از طلوع فجر تا فرا رسيدن نماز جمعه است .</p>
<h4><strong>ب) زود آمدن به مسجد</strong></h4>
<p>عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ رضی الله عنه عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم أَنَّهُ قَالَ: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ قَعَدَتْ الْمَلَائِكَةُ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ فَيَكْتُبُونَ النَّاسَ مَنْ جَاءَ مِنْ النَّاسِ عَلَى مَنَازِلِهِمْ فَرَجُلٌ قَدَّمَ جَزُورًا وَرَجُلٌ قَدَّمَ بَقَرَةً وَرَجُلٌ قَدَّمَ شَاةً وَرَجُلٌ قَدَّمَ دَجَاجَةً وَرَجُلٌ قَدَّمَ بَيْضَةً قَالَ فَإِذَا أَذَّنَ الْمُؤَذِّنُ وَجَلَسَ الْإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ طُوِيَتْ الصُّحُفُ وَدَخَلُوا الْمَسْجِدَ يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ». (احمد بإسناد حسن ، صحيح الترغيب و الترهيب رقم 711 )</p>
<p>از ابو سعيد الخدري رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: فرشتگان در روز جمعه كنار درهاي مساجد مي‌نشينند و اسامي مردم را برحسب وارد شدنشان‌، يكي پس از ديگري مي‌نويسند، و ثواب كسي كه زود به مسجد مي‌آيد مانند كسي است كه شتري را بخشيده، و سپس مانند كسي كه گاوي را بخشيده، و سپس مانند كسي كه قوچي را بخشيده، سپس مانند كسي كه مرغي را بخشيده و سپس مانند كسي كه تخم مرغي را بخشيده است. و هنگامي كه مؤذن اذان گفت و امام بر منبر نشست دفترها در هم مي‌پيچند و وارد مسجد شده تا به خطبه گوش دهند.</p>
<p>كسي كه زود به مسجد آمد مي‌تواند تا قبل از اذان خطبه هر مقدار خواست سنت بخواند ولي اگر در حال خطبه وارد مسجد شد تحيه مسجد را رها نكند.</p>
<h4><strong>ج) فضيلت و كيفيت گوش دادن به خطبه</strong></h4>
<p>بعد از شروع خطبه بهتر است رو به خطيب كرده، ساكت باشد و به خطبه گوش جان فرا دهد و خود را با هيچ چيزي مشغول نكند و اگر خوابش آمد جاي خود را تغيير دهد.</p>
<h4><strong>د) سنت بعديه جمعه</strong></h4>
<p>بعد از اتمام نماز جمعه اذكار وارد در سنت نبوي را بخواند و بعد دو يا چهار ركعت سنت بعديه بجا بياورد و لازم است بين نماز جمعه و سنتها را بوسيله اذكار يا جابجا شدن يا سخن گفتن فاصله بياندازد و بهتر است سنتها را در منزل بجا آورد فاصله انداختن بين نماز فرض و سنت مخصوص نماز جمعه نيست بلكه براي همه نمازها است.</p>
<h4><strong>نتيجه‌ي ترك نماز جمعه بدون عذر:</strong></h4>
<p>عن محمد بن عبد الرحمن بن زرارة رضی الله عنه قال سمعت عمر رضي الله عنه قال : قال رسول الله صلي الله عليه وسلم: «من سمع النداء يوم الجمعة فلم يأتها ثم سمعه فلم يأتها ثم سمعه ولم يأتها طبع الله على قلبه وجعل قلبه قلب منافق». (اخرجه البيهقي &#8211; صحيح الترغيب و الترهيب رقم 735 )</p>
<p>از محمد بن عبد الرحمن بن زراره رضی الله عنه روايت است كه از عمرس شنيدم كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: كسي كه اذان روز جمعه را بشنود و به نماز نيايد و دوباره شنيده و نيايد و باز شنيده و نيايد خداوند بر قلب او مهر مي‌زند و قلب او را به قلب منافق تبديل مي‌كند.</p>
<h4><strong>گردش و تفريح در روزجمعه</strong></h4>
<p>استراحت و استفاده از طبيعت جالب و زيباست ولي دليلي براي ترك نماز جمعه نخواهد بود جوانان عزيزي كه با هم به گردش مي‌روند دقت كنند براي نماز به نزديكترين مكان نماز جمعه جهت اداي اين فريضه بروند و قدر جواني و طاعت و بندگي خدا را بدانند</p>
<h4><strong>اهميت عصر جمعه: </strong></h4>
<p>عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه وسلم ذَكَرَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقَالَ: «فِيهِ سَاعَةٌ لَا يُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي يَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ إِيَّاهُ وَأَشَارَ بِيَدِهِ يُقَلِّلُهَا». (صحيح بخاري رقم 935)</p>
<p>از ابوهريره رضی الله عنه  روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم از روز جمعه ياد كرد و فرمود: در روز جمعه ساعتي است كه اگر بنده‌ي مسلمان به آن برخورد كند و كه ايستاده و نماز مي‌خواند از خداوند چيزي مسألت نمايد خداوند حتما نيازش را برآورده مي‌كند و با دستش اشاره نمود كه وقت كوتاهي است.</p>
<p>عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضی الله عنه عَنْ النَّبِيِّ صلي الله عليه وسلم أَنَّهُ قَالَ: «الْتَمِسُوا السَّاعَةَ الَّتِي تُرْجَى فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ بَعْدَ الْعَصْرِ إِلَى غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ». (جامع ترمذي رقم 489 &#8211; السلسلة الصحيحة رقم 2583)</p>
<p>از انس بن مالك رضی الله عنه روايت است كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند:در روز جمعه ساعتي است كه اميد اجابت دعا در آن مي‌رود آن را بعد از نماز عصر تا غروب خورشيد جستجو كنيد.</p>
<h4><strong>تذكرها:</strong></h4>
<p>الف) اگر وارد مسجد شديم و مؤذن اذان مي‌گفت و يا خطيب خطبه مي‌خواند چه بايد كرد؟حتماً دو ركعت سنت كوتاه و مختصر بخوانيم سپس نشسته و به خطبه گوش دهيم و بدون دو ركعت تحيه مسجد ننشينيم زيرا پيامبر صلي الله عليه وسلم از آن نهي فرموده است.</p>
<p>ب) از چه زماني خريد و فروش در روز جمعه حرام است؟</p>
<p>از زماني كه خطيب روي منبر رفت تا اتمام نماز جمعه خريد و فروش براي كساني كه نماز جمعه بر آنان واجب است حرام مي‌باشد اگر چه هم خريد و فروش قلم يا خودكاري باشد.</p>
<p>ج) از چه زماني ملائكه‌اي كه ثواب زود آمدن به مسجد را مي‌نويسند  پرونده‌ها را بسته و ديگر اسامي را ثبت نمي‌كنند؟</p>
<p>از زماني كه خطيب روي منبر رفت.</p>
<p>د) از چه زماني سخن گفتن ثواب جمعه را به نماز ظهر تبديل مي‌كند؟</p>
<p>از زماني كه خطيب خطبه را شروع نمود.</p>
<p>هـ) تا چه زماني فرد مي‌تواند نماز جمعه را دو ركعت بخواند؟ به شرطي كه به ركوع ركعت دوم همراه امام برسد جمعه را دريافته و گر نه بايد چهار ركعت نماز بخواند حتماً به ركوع ركعت دوم برسد و اگر به ركوع ركعت دوم نرسيد گرچه نيت جمعه را مي‌كند ولي لازم است چهار ركعت نماز ظهر بخواند.</p>
<h4><strong>اشتباهات:</strong></h4>
<p>نكاتي وجود دارد كه سبب از دست دادن ثواب پر ارزش روز جمعه و نماز جمعه را در پي خواهد داشت. شايد علت آن سستي، عدم اطلاع، نداشتن معلومات ديني و دوري مردم از سنت هاي پيامبر صلي الله عليه وسلم باشد ،ان شاء الله اين تذكرات بتواند افراد را متوجه حقيقت كرده و بر يافتن اجر جزيل روز جمعه و نماز جمعه موفق گرداند تا هرچه بيشتر به احكام روز جمعه اهميت دهند .</p>
<p>1) عدم حضور در نماز صبح روز جمعه.</p>
<p>2) نخواندن سوره‌ي كهف. چه بسا افرادي هستند در طول هفته قرآن را باز نكرده و تلاوت نمي‌كنند و حتي روز جمعه هم از تلاوت سوره‌ي كهف باز مي‌مانند.</p>
<p>3) اهميت ندادن به غسل جمعه و لباس و عطر و مسواك.</p>
<p>4) تأخير براي حضور در نماز جمعه.</p>
<p>نقل است كه سلف اگر وارد مسجد مي‌شدند و مي‌ديدند چند نفر زودتر از آنها وارد مسجد شده بودند، خطاب به نفس خود مي‌گفتند: مي‌توانستي زودتر از اينها بيايي؟</p>
<p>چه بگوييم به كساني كه مي‌آيند و امام روي منبر رفته است و ملائكه پرونده‌ها را بسته‌اند؟! چه بگوييم به كساني كه مي‌آيند و خطبه در حال پايان يافتن است؟!</p>
<p>چه بگوييم به كساني كه دوان دوان و نفس زنان مي‌آيند تا به نماز برسند؟!</p>
<p>5)  حرف زدن هنگام خطبه؛ هر نوع كلام در زمان خطبه ممنوع مي‌باشد و ثواب جمعه را به نماز ظهر مبدل مي‌كند. مثلاً:</p>
<p>الف) مشاهده مي‌شود كه بعضي وقتي وارد مسجد مي‌شوند و امام خطبه مي‌خواند، دست همديگر را گرفته و احوال‌پرسي مي‌كنند.</p>
<p>ب) به ديگران مي‌گويد ساكت. رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: هر گاه هنگام خطبه‌ي امام به دوستت گفتي ساكت شو سخن باطلي گفته‌اي.</p>
<p>ج) نكته‌اي از خطبه نمي‌فهمد و از بغل دستي سؤال مي‌كند.</p>
<p>از جابر رضی الله عنه روايت است كه گفت: ابن مسعود به مسجد وارد شد و پيامبر صلي الله عليه وسلم در حال خطبه خواندن بود پس كنار اُبي بن كعب نشسته و در مورد چيزي از او سؤال نمود و يا در مورد چيزي با او صحبت كرد اما اُبي هيچ جوابي به او نداد، و ابن مسعود رضی الله عنه گمان نمود كه او عصباني است، پس هنگامي كه پيامبر از نمازش فارغ شد ابن مسعود رضی الله عنه گفت:</p>
<p>اي اُبي! چه چيزي مانع شد كه جواب مرا بدهي؟ گفت: تو با ما در نماز جمعه حاضر نشدي. گفت: چرا؟ گفت: در حالي كه پيامبر صلي الله عليه وسلم خطبه مي‌خواند صحبت نمودي! ابن مسعود رضی الله عنه بلند شد و بر پيامبر صلي الله عليه وسلم وارد شده و اين مسأله را با ايشان در ميان گذاشتند، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: اُبي راست گفت، اُبي راست گفت، از اُبي اطاعت كن. (رواه ابويعلي باسناد جيد و ابن حبان في صحيحه &#8211; صحيح ترغيب و ترهيب رقم 719)</p>
<p>د)  سوره‌ي كهف مي‌خواند يا تسبيح مي‌چرخاند.</p>
<p>هـ) با لباسش يا فرش مسجد بازي كرده و خود را مشغول مي‌كند.</p>
<p>6) خوابيدن در زمان خطبه، لذا سنت است از جا برخاسته و جاي ديگر بنشيند.</p>
<p>7) دير آمدن و صفوف را شكستن و خود را به صف اول رساندن.</p>
<p>8) روي كردن به غير جهت خطيب.</p>
<p style="text-align: center;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/11/ahkam-jmee.doc.zip">دانلود مقاله بصورت سند ورد</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/1068/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مال گم شده</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/490</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/490#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 21:23:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=490</guid>
		<description><![CDATA[ابوعمر انصاری حسن بن زیاد (از شاگردان امام ابوحنیفه) حکایت می کند که: یک شب شخصی نزد امام ابوحنیفه آمد و گفت: مدتها پیش مالی را در مکانی چال کرده ام و اکنون جای آن را به یاد نمی آورم، آیا می توانی در حل این مشکل مرا یاری کنی؟ امام گفت: این کار از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3888" href="http://www.bidary.net/archives/490/malegomshode"><img class="alignright size-full wp-image-3888" title="malegomshode" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/malegomshode.jpg" alt="" width="69" height="80" /></a>ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>حسن بن زیاد (از شاگردان امام ابوحنیفه) حکایت می کند که:</p>
<p>یک شب شخصی نزد امام ابوحنیفه آمد و گفت: مدتها پیش مالی را در مکانی چال کرده ام و اکنون جای آن را به یاد نمی آورم، آیا می توانی در حل این مشکل مرا یاری کنی؟</p>
<p>امام گفت: این کار از وظایف فقیه نیست. سپس لحظه ای فکر کرد و به او گفت: برو و تا صبح نماز بخوان که إن شاء الله مکانش را به یاد می آوری.<span id="more-490"></span></p>
<p>آن مرد رفت و شروع به نماز خواندن نمود و پس از مدت کوتاهی در اثنای نماز مکانی را که مالش را درآن چال کرده بود به یاد آورد. فورا به آنجا رفت و مالش را همانجا یافت.</p>
<p>فردا صبح آن مرد نزد امام ابوحنیفه آمد و او را از پیدا کردن مال با خبر ساخت و از او تشکر نمود سپس به او گفت: که از کجا فهمیدی که من از این طریق می توانم مالم را پیدا کنم؟</p>
<p>امام گفت: زیرا من می دانستم که شیطان نمی گذارد که تو تا صبح نماز بخوانی و با یادآوری مکان مال، تو را مشغول می کند.</p>
<p style="text-align: center;">&#8230;.</p>
<p>بله، این حکایت،اولا: هوش و ذکاوت امام ابوحنیفه را برای ما نمایان می سازد، امامی که عمرش را برای تعلیم و تعلم شریعت اسلام مبذول داشت.</p>
<p>ثانیا: یکی از روشهای اصلی شیطان که همان مشغول کردن انسان از ذکر و یاد الله است را به ما یاد آور می شود، زیرا هر دلی از یاد خدا غافل شد؛ آماده برای وسوسه های شیطان می شود.<br />
خدا من و شما را از وسوسه های شیطان مصون بدارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/490/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نماز صبح، محک محبت به الله</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/346</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/346#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 16:41:17 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[تزکیه و خودسازی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=346</guid>
		<description><![CDATA[سايت طريق الإسلام / ترجمه: ابوعمر انصاری جوان احساس خوشبختي زيادي مي كرد. زيرا آن شركت معروف با استخدامش موافقت كرده بود&#8230; از خوشحالي مي خواست پرواز كند&#8230; او تنها كسي بود كه از ميان شركت كنندگان به اين شغل رسيده بود&#8230; قرار دادهاي لازم براي شروع كار و قوانين و مقررات و وظايف كارمند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a href="http://www.bidary.net/archives/346"><img class="alignright size-full wp-image-3872" title="fajr" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/fajr.jpg" alt="" width="80" height="90" /></a>سايت طريق الإسلام / ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>جوان احساس خوشبختي زيادي مي كرد. زيرا آن شركت معروف با  استخدامش موافقت كرده بود&#8230; از خوشحالي مي خواست پرواز كند&#8230; او تنها كسي بود كه  از ميان شركت كنندگان به اين شغل رسيده بود&#8230; قرار دادهاي لازم براي شروع كار و قوانين و مقررات و وظايف  كارمند امضاء ، و كار شروع شد&#8230;</p>
<p>روزها گذشتند&#8230; جوان به نزد مدير رفت &#8230; به او گفت: من نمي توانم از  اول صبح سركارم حاضر  شوم&#8230; و نمي توانم وظايفم را سر وقت مشخص انجام دهم بلكه با كمي تأخير اين كارها  را انجام خواهم داد&#8230; ولي من به شما اجازه نمي دهم كه مرا  مؤاخذه كنيد يا آنرا برايم به حساب بياوريد&#8230; بلكه شما  حق نداريد مرا از كار اخراج كنيد&#8230;<span id="more-346"></span></p>
<p>زماني كه ما چنين چيزي را تصور كنيم  حتما از كار اين جوان تعجب كرده و او را مسخره مي كنيم و شايد بعضي از ما او را  احمق يا ديوانه به حساب  بياورد&#8230; چگونه مي خواهد بدون اينكه وظايفش را انجام دهد ،‌ انتظار حقوق داشته  باشد؟</p>
<p>حال تكليف بسياري از ما كه دقيقا همين كار عجيب را انجام مي دهيم  چيست؟&#8230; بلكه بدتر از آنرا&#8230; آنهم در حق الله سبحانه و تعالي&#8230;</p>
<p>چگونه انسان عاقل به خود اين اجازه را مي دهد &#8230; اينكه از تمامي نعمتهاي خدا كه در اطرافش است استفاده  كند&#8230; از غذا ، نوشيدني ،‌لباس و لذتهاي دنيا&#8230; آنگاه معمولي ترين واجباتي را كه  الله به او امر كرده اهمال كند&#8230;.  كه همان نماز مي باشد؟ و  اگر ادا كند در غير وقت آن&#8230; آنهم مانند نوك زدن كلاغ.. نه خشوعي و نه فهمي نسبت  به آنچه مي  گويد&#8230;</p>
<p>در نظر سنجي اي كه در آن بيش از 8800 بازديد كننده از سايت ما  يعني طريق الإسلام <a href="http://www.islamway.com">islamway.com</a> شركت داشتند&#8230; از بازديدكنندگان سؤال كرديم كه در  هفته گذشته چند روز نماز صبح را خوانده اي و شرط  نكرديم كه حتما اين نماز در مسجد باشد&#8230;<br />
نتيجه نا اميد كننده بود&#8230;</p>
<p>34 درصد در هيچ كدام از ايام هفته نماز صبح نخوانده  بودند!!،</p>
<p>در حالي كه 15 درصد در طول هفته فقط يك يا دوبار خوانده بودند و 19 درصد بين سه تا شش روز &#8230;</p>
<p>و 31  درصد هر روز بر اداي نماز صبح مواظبت كرده بودند ونسبت  كمي هم فقط يك روز نمازشان فوت شده بود&#8230;</p>
<p>سبحان الله&#8230; ما از امور  اجتهادي كه علما در باره آن اختلاف نظر دارند سخن نمي گوييم&#8230; يا درباره سنتهايي  كه ممكن است شخص مسلمان در باره آن كوتاهي كند&#8230; بلكه درباره الفباي اسلام حرف مي  زنيم &#8230; در مورد نمازي كه الله سبحانه و تعالي بر شخص  مسلمان تحت هر شرايطي فرض كرده.</p>
<p>الله سبحانه و تعالي آن هنگام  كه مسلمانان را به اداي نماز امر كرد .. به آنهايي كه نماز را از وقت خود به تأخير مي اندازند ،‌ انذار  داد و فرمود: « فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون» مفسرين مي گويند:  منظور اين آيه كساني هستند كه نمازشان را با تأخير و بعد از خروج وقت مي خوانند&#8230;  همچنين گفته اند كه : ويل ،‌ دره اي در جهنم است &#8230; بسيار عميق &#8230; بسيار تاريك&#8230;  پس آيا امت اسلام كتاب پروردگارش را تصديق مي كند؟</p>
<p>بسياري از مسلمانان  امروزه نماز صبح را تباه كرده اند&#8230; گويي  از فرهنگ لغتشان افتاده&#8230; بعد از گذشت ساعتها آنرا مي خوانند و بعضي نيز همراه با  نماز ظهر و عده اي هم اصلا  نمي خوانند..</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>چرا اينهمه كوتاهي در حق الله سبحانه و تعالي؟</strong></span></p>
<p>آيا  همه ما ادعا نمي كنيم كه الله سبحانه و تعالي را از هر  چيزي در اين دنيا بيشتر دوست داريم؟&#8230; انسان زماني كه كسي را قلبا و از روي صدق  دوست بدارد&#8230; مشتاق ديدارش مي شود&#8230; پس آيا كساني كه در اداي نماز صبح كسالت به خرج مي دهند&#8230; واقعا خدا  را دوست دارند؟ آيا واقعا او را بزرگ مي شمارند و منتظر ملاقاتش  هستند؟</p>
<p>بگذاريد تصور كنيم كه ميلياردري به يكي از كارمندان شركتش  پيشنهادي مي دهد كه خلاصه اش چنين است: كه اين كارمند هر روز صبح ساعت پنج و نيم به خانه مدير برود و او را  بيدار كند و بر گردد ( اين كار فقط ده دقيقه طول بكشد) .. و درمقابل اين كار، مدير  به او روزانه 100 دلار  بدهد. و اين قرارداد تا زماني كه اين كارمند كار خود را سر وقت انجام دهد پابرجا مي  باشد.</p>
<p>اگر تو اي برادر مسلمانم به جاي اين كارمند بودي&#8230;  آيا در ملاقات با مدير كوتاهي مي كردي؟</p>
<p>آيا با تمام وجود براي به دست آوردن اين 100 دلار در  عوض بيدار كردن مدير تلاش نمي كردي؟</p>
<p>آيا اگر يك روز اين كار از تو فوت مي شد ،‌  تلاش نمي كردي از هر راهي كه شده عذر خود را اثبات كني؟</p>
<p>و لله مثل  الأعلي&#8230; حال چگونه است درحالي كه الله سبحانه و تعالي رازق تو  است و كسي است كه نعمتهاي فراونش را در اختيار تو قرار داده و مي فرمايد: « و إن  تعدو نعمة الله لا تحصوها»  و اگر نعمتهاي الله را  حساب كنيد قابل شمارش نيستند.</p>
<p>آيا آن خداي رحيم و كريم حق ندارد كه هر روز  ساعت پنج و نيم صبح براي  تشكر از او برخيزي . تشكري در پنج يا ده دقيقه ،‌به خاطر نعمتهاي عظيم و  محبتهاي بي كرانش؟حكم كوتاهي در نماز صبح:</p>
<p>الله تعالي مي فرمايد:« إن  الصلاة كانت على المؤمنين كتابا موقوتا» نساء 103<br />
براستي كه نماز، وظيفه وقت دار و معينى  براى مؤمنان است.</p>
<p>اسلام برنامه كاملي براي زندگيست.. اسلام پيماني است  بين بنده و پروردگارش&#8230; بنده در اين پيمان خود را به انجام واجبات در برابر الله ملزم مي كند&#8230; و خداوند  براي اين وظايف حقوق و مزايايي قرار داده&#8230; پس منطقي نيست كه با اين پيمان موافقت  كني و سپس هر چه دلت خواست انجام دهي و يا ندهي&#8230;</p>
<p>الله سبحانه و تعالي مي  فرمايد:<br />
«يا أيها الذين آمنوا ادخلوا في السلم كافة» سوره بقره 208<br />
اي كساني كه ايمان آورده ايد به طور كامل وارد اسلام  شويد.</p>
<p>مفسران مي گويند: يعني اينكه اسلام را با تمام احكام و دستوراتش  بپذيريد. و خداوند بر بني اسرائيل خشم گرفت آن هنگام كه آنچه از دين مي پسنديدند را  گرفته و باقي را رها كردند و به آنها فرمود: «أفتومنون  ببعض الكتاب و تكفرون ببعض» بقرة 85<br />
آيا به قسمتي از كتاب خدا ايمان  مي آوريد و به بعضي كافر  مي شويد.</p>
<p>رسول الله صلي الله و عليه و سلم افرادي را  كه در اداي نماز صبح با جماعت كوتاهي مي كنند  به عنوان منافق معلوم  النفاق وصف كرده پس حال كساني كه اصلا آنرا نمي خوانند ، نه در جماعت و نه بدون آن  چيست؟<br />
رسول الله صلي  الله و عليه و سلم مي  فرمايد: ‏: « ‏ليس صلاة ‏‏ أثقل على المنافقين من الفجر والعشاء ولو يعلمون ما  فيهما لأتوهما ولو حبوا) » رواه الإمام البخاري في باب الآذان<br />
نمازي بر منافقان  سنگين تر از نماز صبح و عشاء نيست و اگر مي  دانستند كه چه قدر ثواب دارد به سوي آن مي آمدند حتي به حالت سينه  خيز.</p>
<p>خداوند متعال از كساني كه نماز فرض را ترك مي كنند  اعلام برائت كرده چنانچه رسول الله صلي الله وعليه و سلم مي فرمايد:  لا ‏تترك ‏الصلاة‏ متعمدا، فإنه من ترك الصلاة ‏متعمدا فقد برئت منه ذمة الله ورسوله » رواه الإمام  أحمد في مسنده<br />
نماز را  عمدا ترك نكن. زيرا آنكه نماز را عمدا ترك كند خدا و  رسولش از ذمه و عهد او برائت جسته اند.</p>
<p>برادر و خواهر مسلمانم ،‌ آيا طاقت آن را داري كه بهترين دوستانت از تو اعلام برائت و بيزاري كنند؟<br />
پس  چگونه نمازت را قضاء مي كني تا اينكه الله جل جلاله از تو برئ  شود؟</p>
<p><strong>و بعد از اين مقاله &#8230; راه حل چيست؟</strong></p>
<p><span style="color: #0000ff;">•هر كدام ازما  بايد ساعتش را برای بيدار شدن براي نماز صبح هر شب تنطيم  كند.<br />
•بايد جايگاه حقيقي نماز را در زندگي خود درك  كرده و كارهايمان را بر اساس نماز تنظيم كنيم ،‌ نه بر  عكس<br />
•بايد شبها زود بخوابيم تا صبح زود بلند شويم و بعد از  نماز صبح مشغول به كار شويم زيرا خداوند در  كارما بركت مي اندازد.<br />
•با دوستان صالحي در ارتباط باشيم كه ما را براي نماز صبح بيدار مي كنند و يكديگر  را به اينكار تشويق مي  كنند.<br />
•بر اذكار قبل از خواب مدوامت كنيم و از خداوند متعال بخواهيم كه ما را  براي اداي نماز ياري  دهد.<br />
•هر زمان كه نماز فرضي از ما فوت شد بايد احساس تقصير و گناه كنيم و با الله پيمان ببنديم كه ديگر  اين گناه بزرگ را تكرار نكينم.</span></p>
<p>الله سبحانه و تعالي ما و شما  را از محبان خودش قرارد دهد و به ما اخلاص در گفته و عمل را  نصيب بفرمايد.<br />
در آخر اگر اين گفته ها صواب و حق بود ، از جانب خداست و اگر  اشتباه و كمبودي در آن بود از نفسم و شيطان مي باشد.</p>
<p><span style="color: #888888;">سايت طريق الإسلام  www.islamway.com<br />
ترجمه: ابو عمر انصاری</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/346/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اهمیت نماز در اول وقت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/286</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/286#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 13:28:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=286</guid>
		<description><![CDATA[مولوي علي صارمي نماز يكي از فريضه‌هاي مهم و اصلي اسلام است كه به عنوان دومين ركن اسلام قرار گرفته است و پلي ارتباطي بين خدا و بنده‌اش است. در نماز، بنده دلش را براي راز و نياز با خدايش باز مي‌كند و شروع به حرف زدن، ستايش كردن و درخواست از خداوند مي‌كند و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong>مولوي علي صارمي</strong></h4>
<p>نماز يكي از فريضه‌هاي مهم و  اصلي اسلام است كه به عنوان دومين ركن اسلام قرار گرفته است و پلي ارتباطي بين خدا  و بنده‌اش است. در نماز، بنده دلش را براي راز و  نياز با خدايش باز مي‌كند و شروع به حرف زدن، ستايش كردن و درخواست از خداوند  مي‌كند و نهايت بندگي‌اش را براي خداوند به منحصه‌ي ظهور مي‌گذارد. در اين بين نماز مي‌تواند پل ارتباطي  قويتري باشد وتمام ثوابش را در بر داشته باشد، به شرطي كه  بر طبق قرآن و سنت صحيح و در اول وقت بر‌‌گذار شود. و انجام آن  از طرف نماز‌گذار به تأخير انداخته نشود. ما نيز در اينجا به دليل اهميت موضوع و عادت كردن مردم  به تأخير انداختن نمازها، اشاره‌اي گذرا و قابل فهم بر اين مسئله مي‌كنيم تا  توانسته باشيم تا حدودي در تبيين بحث خواندن نماز در اول وقت آن، انذار و تبشيري كرده  باشيم. خداوند در قرآن  مي‌فرمايد:<span id="more-286"></span></p>
<p>إن الصلاة كانت علي المؤمنين كتابا موقوتا(نساء/103).</p>
<p>‹ بي‌گمان  نماز بر مؤمنان فرض و  داراي اوقات معلوم و معين است›.</p>
<p>از ابن مسعود رضي الله عنه روايت است كه: پيامبر  صلي الله عليه و سلم فرمود:( أفضل الأعمال، الصلاة في اول وقتها )(ترمذي و حاكم آن  را روايت كرده‌اند، و اين حديث صحيح است).</p>
<p>‹ بهترين اعمال، نماز اول وقت است›.</p>
<p>اين حديث بر  افضليت نماز خواندن در اول وقتش دلالت مي‌كند، يعني  در تمام وقت نماز، مي‌توان آن را خواند.  ولي در اول وقت آن بهتر و افضلتر  است.</p>
<p>محمد بن عبدالله الخزاعي و عبدالله بن مسلمه گفتند كه: عبدالله بن عمر رضي  الله عنه از قاسم بن غنام و او از أم فروه برايمان روايت كرده است كه: ( سئل رسول  الله صلي الله عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم : الصلاة في اول وقتها) (ابوداود روايت  كرده است).</p>
<p>‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم سؤال كرده شد كه چه عملي داراي ثواب  بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن ).</p>
<p>منذري مي‌گويد:  أم فروه از زناني بوده كه با پيامبر صلي الله عليه و سلم بيعت كرده و خواهر پدري  ابوبكر رضي الله عنه بوده است.</p>
<p>از أم فروه روايت است كه: ( سئل النبي صلي الله  عليه و سلم أي الأعمال أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم الصلاة لأول وقتها ) (ترمذي  روايت كرده است).</p>
<p>‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم سوال شد كه چه عملي داراي  ثواب بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود : خواندن نماز در اول وقت آن).</p>
<p>از عبدالله بن  مسعود رضي الله عنه روايت است كه (سئلت النبي صلي الله عليه و سلم أي العمل أحب الي  الله؟ قال صلي الله عليه و سلم: الصلاة علي وقتها )</p>
<p>( بخاري روايت كرده  است).</p>
<p>‹ از پيامبر صلي الله عليه و سلم در مورد محبوبترين عمل نزد  خداوند سوال كردم؟ گفت صلي الله عليه و سلم : نماز بر وقتش ).<br />
از  عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت است كه: ( سألت رسول الله صلي الله عليه و سلم  : أي العمل أفضل؟ قال صلي الله عليه و سلم : الصلاة لوقتها )(مسلم روايت كرده  است).</p>
<p>‹ از رسول الله صلي الله عليه و سلم سوال كردم : كدام عمل داراي ثواب  بيشتري است؟ پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: نماز در وقتش ).</p>
<p>ابن مالك(رح)  مي‌گويد: لام در لأول به  معناي (في: در) است. و  الطيبي مي‌گويد: لام براي تاكيد آمده است و بر نماز خواندن در اول وقتش تاكيد دارد.</p>
<p>ابن  بطال مي‌گويد : خواندن نماز در اول وقتش بهتر از به تأخير  انداختن آن است، زيرا در حديث از محبوبترين عمل سوال شده و آن هم نمازي است كه تمام اركان، واجبات و سنتها  در آن رعايت شده باشد و آن  نماز از حيث رعايت سنت، در اول وقت خوانده شود. پس نمازي كه  در اول وقت خوانده نشود، محبوبترين  عمل نزد خداوند نيست. ابن حجر العسقلاني(رح) مي‌گويد : در حديث (الصلاه علي وقتها)  لفظ (علي) دلالت بر استعلاء &#8211; در بر گرفتن تمام وقت نماز &#8211; مي‌كند و اولويت اوليه  و اصليش بر خواندن در اول وقت است.</p>
<p>امام قرطبي(رح)  مي‌گويد: در حديث ( الصلاه  لوقتها) حرف (لام) براي استقبال در زمان آورده شده و در روايت ديگري گفته كه (لام)  براي ابتدا در زمان آمده  است. پس در هر دو معنا  (لام)، به خواندن نماز در اول وقت دلالت دارد. و در ادامه مي‌گويد: در حديث (الصلاه علي وقتها )  نيز حرف ( علي ) بر اين دو مسئله دلالت مي‌كند، زيرا حرف (علي) در معناي (لام) به كار رفته  است. و ابن خزيمه نيز اين نظر را دارد.</p>
<p>از ام المومنين عايشه (رض) روايت است كه  : ( ما صلي رسول الله صلي الله عليه و سلم صلاة لوقتها الآخر مرتين حتي قبضه  الله)(ترمذي روايت كرده است).</p>
<p>‹ آن نمازي كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در آخر وقتش خواند، تا اينكه  از دنيا رفت، فقط دو بار بود›.</p>
<p>پيامبر صلي الله عليه و سلم دو بار نماز را در آخر وقت خواند، يك بار با جبرئيل،  براي ياد‌گيري خودش و بار ديگر براي شخصي كه از او در مورد اوقات نماز سوال كرده بود و پيامبر  صلي الله عليه و سلم براي آموزش او در اول وآخر وقت نماز خواند، و اين دو مورد را  نيز براي بيان جايز بودن خواندن نماز در آخر وقت آن انجام داده، و خواندن  نماز در اول وقتش داراي فضل و ثواب  بيشتري است.</p>
<p>امام شافعي(رح) مي‌فرمايد : خواندن نماز در اول وقتش داراي ثواب بيشتري  است. و عمل پيامبر صلي الله عليه و سلم، و خلفاي راشدين بر اين مسئله دلالت دارند.  و آنها هميشه نماز را در اول وقت مي‌خواندند. و مردم را  نيز بر اين امر تشويق و دعوت مي‌كردند.</p>
<p>مستحب بودن در اول وقت خواندن نماز صبح</p>
<p>از ام المؤمنين  عايشه(رض) روايت است كه : ( لقد كان رسول الله صلي الله عليه و سلم يصلي الفجر  فتشهد معه نساء من المؤمنات متلفعات بمروطهن ثم يرجعن إلي بيوتهن ما يعرفهن أحد من  الغلس )(متفق عليه).</p>
<p>‹ پيامبر صلي الله عليه و سلم نماز صبح را مي‌خواند و بعضي  از زنان مؤمنان نيز در حالي كه با چادر خودشان را پوشانده بودند با او در نماز حاضر مي‌شدند، سپس بعد  از نماز به خانه‌هايشان  برمي‌گشتند و هيچ كس آنها را به خاطر غلس &#8211; تاريكي اول فجر &#8211; نمي‌شناخت ›.</p>
<p>در اين حديث واضح است كه نماز صبح هنگامي تمام مي‌شد  كه هنوز هوا روشن نشده بود.</p>
<p>دو نكته از اين حديث استنباط مي‌شود</p>
<p>1- مستحب  بودن خواندن نماز صبح در اول وقت(وقت غلس).</p>
<p>2- جايز بودن  آمدن زنان به مساجد براي شركت در نماز جماعت، بدون خود‌آرايي و  با پوشش اسلامي.</p>
<p>از جابر بن عبدالله رضي الله عنه روايت است كه : (&#8230;&#8230; والصبح كان  النبي صلي الله عليه و سلم يصليها بغلس )(متفق عليه).<br />
‹ و پيامبر صلي الله عليه  و سلم نماز صبح را در هنگام غلس- تاريكي اول فجر- مي‌خواند ›.</p>
<p>در اين حديث بهترين وقتها  براي نمازهاي پنجگانه شرح داده شده كه در آن به وقت غلس به عنوان بهترين وقت نماز صبح اشاره شده  است.</p>
<p>از سهل بن سعد رضي الله عنه روايت است كه : ( كنت أتسحر في أهلي، ثم يكون  سرعة بي، أن أدرك صلاة الفجر مع رسول الله صلي الله عليه و سلم )( بخاري روايت كرده  است).</p>
<p>‹ من با خانواده‌ام سحري مي‌كردم، سپس به عجله مي‌افتادم تا به نماز صبح با پيامبر صلي الله  عليه و سلم برسم›.<br />
انس بن مالك رضي الله عنه از زيد بن ثابت رضي الله عنه روايت  كرده است كه : ( أنهم تسحروا مع النبي صلي الله عليه و سلم ثم قاموا إلي الصلاة،  قلت كم بينهما؟ قال : قدر خمسين أو ستين، أي آية)(متفق عليه).</p>
<p>‹ آنها با پيامبر  صلي الله عليه و سلم سحري مي‌كردند، سپس بلند مي‌شدند براي نماز، انس مي‌گويد به زيد  گفتم : چقدر فاصله بين سحري كردنتان و اقامه‌ي نمازتان بود، زيد گفت : حدود 50 يا  60 آيه‌ي قرآن كريم ›.</p>
<p>ابن حجر عسقلاني(رح) در شرح اين حديث مي‌گويد :  اين حديث دلالت بر مستحب بودن خواندن نماز صبح در وقت تغليس مي‌كند، و اول وقت خواندن نماز صبح آغاز فجر است، زيرا  در آن هنگام است كه خوردن  و آشاميدن در هنگام روزه  در آن حرام مي‌شود و  فاصله‌ي زماني بين دست كشيدن از خوردن سحري و آغاز نماز صبح به مقدار خواندن 50  آيه از قرآن است، كه اين مدت، مدت لازمه براي قضاي حاجت و وضو گرفتن است.</p>
<p>عبدالله بن مسعود رضي الله عنه روايت مي‌كند : ( أنه صلي الله عليه و سلم أسفر  بالصبح مرة ثم كانت صلاته بعد الغلس حتي مات لم يعد إلي أن يسفر) (ابوداود روايت  كرده است).</p>
<p>‹ پيامبر صلي الله عليه و سلم يك بار نماز صبح را هنگام اسفار-  روشني اول فجر- خواند و  ديگر هيچگاه نماز خواندن  هنگام اسفار- روشني اول فجر- را تكرار نكرد›.</p>
<p>جمهور علماي اسلام بر اين عقيده هستند كه غلس بهترين وقت براي نماز صبح است ولي اهل عراق،  علماي حنفي و سفيان ثوري مي‌گويند كه بهترين وقت براي خواندن نماز صبح هنگام اسفار است، و  به حديث &#8211; أسفروا بالفجر، فإنه أعظم للأجر : نماز صبح را در روشني اول فجر بخوانيد، زيرا آن  داراي پاداش و ثواب بيشتري است- استناد كرده‌اند، كه ترمذي آن را روايت كرده  است.<br />
رفع شبهه از اين حديث</p>
<p>از رافع بن خديج روايت است كه : ( قال رسول الله  صلي الله عليه و سلم : أسفروا بالفجر فإنه أعظم للأجر)( اصحاب سنن روايت  كرده‌اند).</p>
<p>امام شافعي(رح) و كساني ديگر معناي آن را بر محقق شدن طلوع فجر حمل  مي‌كنند و مي‌گويند منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم اين بوده كه نماز صبحتان را تا هنگام  اسفار ادامه دهيد.</p>
<p>الشيخ الطحاوي الحنفي در كتاب( شرح معاني الآثار)  مي‌گويد كه پيامبر صلي الله عليه و سلم در هنگام تغليس شروع به  خواندن نماز صبح مي‌كرد و  در هنگام اسفار نماز صبح را تمام مي‌كرد و  سلام مي‌داد ، و در ادامه  مي‌گويد كه منظور پيامبر صلي الله عليه و سلم در اين حديث اين بوده كه  قرائت قرآن را در نماز صبح طولاني كنيد، تا  هنگامي كه مي‌خواهيد از نماز تمام شويد به وقت اسفار رسيده باشيد، و حمل  اين حديث بر اين كه ناسخ حديث نماز خواندن در غلس باشد، كاري اشتباه و  نادرست است زيرا جمهور علما اين مسئله را رد كرده‌اند.</p>
<p>علمايي كه حديث اسفار را  شرح داده‌اند در مورد آن  مي‌گويند : اسفار در اين  حديث به معناي تبيين و تحقق فجر صادق و طلوع آن است، نه اينكه منتظر ماند تا هوا به  طور نسبتا كامل روشن گردد، زيرا در اين حالت كم كم وقت نماز صبح تمام مي‌شود، پس  لازم است در اول وقت فجر صادق نماز صبح خوانده شود ومدت  زمان آن هم تا جايي است كه هوا به طور نسبتا كامل روشن گردد كه در اين حالت وقت نماز صبح به پايان مي‌رسد. و  در اين جا منظور تبيين  آغاز اسفار براي نماز خواندن است، نه پايان اسفار و نزديك شدن طلوع آفتاب.</p>
<p>خطابي مي‌گويد: منظور از  حديث اسفار اين است كه وقتي پيامبر صلي الله عليه و سلم مسلمانان را به تعجيل در نماز صبح امر كرد آنها به  گونه‌اي عمل كردند كه نماز صبح را در بين فجر كاذب و  فجر صادق مي‌خواندند به همين دليل پيامبر صلي الله عليه و سلم اين حديث اسفار را  فرمود تا به مسلمانان توضيح دهد كه نماز را بعد از فجر صادق  بخوانيد. چون فجر صادق اول اسفار است و پيامبر صلي الله عليه و سلم نيز بر نماز خواندن در اول وقتش توصيه كرده است و اول وقت نماز صبح، اول اسفار است نه انتهاي  اسفار.</p>
<p>شمس الحق العظيم آبادي در عون المعبود مي‌گويد :  احاديثي كه در مورد وقت نماز صبح آمده‌ است بر مستحب  بودن، خواندن نماز صبح در وقت تغليس دلالت مي‌كنند و نماز صبح در هنگام تغليس داراي ثواب و  اجر بيشتري از نماز خواندن  در وقت اسفار است. و به همين  خاطر بوده كه پيامبر صلي الله عليه و سلم تا آخر عمرش همواره نماز صبح را در وقت تغليس مي‌خواند. وامام  مالك، شافعي، احمد، اسحاق بن راهويه، ابوثور، اوزاعي، داود بن علي و ابو جعفر طبري  نيز بر اين راي بوده‌اند. و در ميان صحابه، خلفاي راشدين،  ابن زبير، انس بن مالك، ابو موسي اشعري و ابوهريره بر اين راي بوده‌اند.</p>
<p>اما  حديث عبدالله بن مسعود رضي الله عنه كه در آن مي‌فرمايد: (ما رأيت  رسول الله صلي الله عليه و سلم صلي صلاة في غير وقتها غير ذلك اليوم )(بخاري روايت  كرده است).</p>
<p>‹ رسول الله صلي الله عليه و سلم را يك بار ديدم كه نماز را در غير وقتش خواند و آن در اين روز- در فجر روز مزدلفه &#8211; بود  ›.<br />
اين حديث يك مورد خاص بود كه در آن به دليل اينكه پيامبر  صلي الله عليه و سلم همراه طلوع فجر و با كمي تاخير داخل مزدلفه شد، در انجام نماز صبح دچار تاخير شد. و  خود راوي حديث نيز مي‌گويد كه فقط اين يك مورد بوده كه در آن پيامبر صلي الله عليه و  سلم دچار تاخير در انجام  نماز شده است، به همين  خاطر به اين مورد هم به عنوان دليلي براي به تاخير انداختن نماز صبح نمي‌توان استناد  كرد. پس از مجموع اين مباحث نتيجه گرفته مي‌شود كه خواندن نماز صبح در اول وقت آن &#8211; هنگام تغليس- سنت  رسول الله صلي الله عليه و سلم است و تاخيرآن تا روشني كامل هوا خلاف سنت نبوي  است.(1)<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-<br />
<span style="color:#888888;">1. فتح الباري، ج/ 1، ص/ 538 ، دار ابن حزم ، تحقيق  بيت الأفكار الدوليه. نيل الأوطار ج/ 1، ص/ 263، دار ابن حزم، تحقيق بيت الأفكار  الدوليه.</span></p>
<p><span style="color:#888888;"><strong>منابع استفاده شده در اين مبحث</strong><br />
1- عون  المعبود بشرح سنن ابي داود/ شمس الحق آبادي<br />
2- تحفة الأحوذي بشرح جامع الترمذي/  الحافظ المباركفوري<br />
3- سبل السلام بشرح بلوغ المرام/ العلامة الصنعاني<br />
4- نيل  الأوطار/ للشوكاني<br />
5- فتح الباري بشرح صحيح البخاري/ ابن حجر العسقلاني<br />
6- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام/ عبدالله آل بسام<br />
7- المنهاج بشرح صحيح مسلم/  الإمام النووي<br />
8- المغني و الشرح الكبير/ ابن قدامه المقدسي<br />
9- الإستذكار/  ابن عبدالبر القرطبي<br />
10- سلسلة الأحاديث الصحيحة/ شيخ الألباني</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/286/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مسجد احکام و آداب آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/280</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/280#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 11:05:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=280</guid>
		<description><![CDATA[ابوصلاح حقا كه خالق جهانيان منزلت مسجد را بلند مرتبه گردانيده و آنرا به خود نسبت داده و عمران و آبادسازي آنرا نشانه ايمان شخص به الله و روز قيامت قرار داده و همچنين رها ساختن و جلوگيري از عمران و آبادي آن را نهايت ظلم و ستم دانسته، و وعده عذاب و خواري عذاب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>ابوصلاح</strong></p>
<p>حقا كه خالق  جهانيان منزلت مسجد را  بلند مرتبه گردانيده و آنرا به خود نسبت داده و عمران و آبادسازي آنرا  نشانه ايمان شخص به الله و روز قيامت قرار داده و همچنين رها ساختن و جلوگيري از عمران و آبادي  آن را نهايت ظلم و ستم دانسته، و وعده عذاب و خواري<br />
عذاب و خواري را بر اينگونه اعمال  قرار را داده است.</p>
<p>مسجد بعنوان محل انجام روزانه  پنج بارنمازجماعت، در اسلام و زندگي مسلمان، موقعيت پر  اهميت پيدا كرده است. بدين سبب مانند دير راهبان و پاتوق بيكاران  نيست.<span id="more-280"></span></p>
<p>زيرا كه در اسلام، رهبانيت وجود ندارد ورسول گرامي اسلام صلي الله عليه  وسلم به ابوذر رضي الله عنه فرموده است:<br />
به جهاد روي آور كه رهبانيت امت در جهاد  است.</p>
<p>واين را بايد دانست كه مسجد از ديدگاه اسلام تنها به  اين مسأله منحصر نمي گردد به اينكه جايگاهي است كه تنها براي عبادت مشخص شده باشد،  بلكه تمامي نقاط بر اين كره خاكي مسجد بشمار مي آيد و در حقيقت مسجد مكاني است براي آشكار  نمودن شعائر اسلام پس با اين وضيعت مسجد از محبوبترين مكانها نزد  الله بشمارمي رود همانگونه كه در أحاديث وارده در صحيحين وغيره آماده است.</p>
<p>ومسجد  قلعه و دژ ايمان بشمار  رفته و منبر اعلان توحيد  الله سبحانه وتعالي مي باشد. بله: پس مسجد اين مدرسه ايست كه  بزرگان اسلام درمحيط ايماني تربيت يافتند. و اگر مسجد اين جاه و منزلت را در اسلام دارد  مسلماً احكام و آدابش هم متعدد بوده، ما در  اين جا برخي از احكام و آدابي كه جامعه اسلامي به  آن نياز دارد بيان خواهيم  كرد كه از آنها:</p>
<p><strong>*خلوص نيت به هنگام شتافتن به سوي مسجد:</strong></p>
<p>رسول الله صلي الله  عليه وسلم فرمودند:«من أتَی المسجد لشيء فهو حظه»(رواه أبوداودوصححه  الألباني&#8221;)</p>
<p>اگر كسي بقصد چيزي به سوي مسجد رود پس همان چيز بهره اش  از مسجد رفتن خواهد  بود.</p>
<p><strong>* وضوء گرفتن پيش از اينكه روانه مسجد شود:</strong></p>
<p>اين عنوان با  حديثي كه طبراني آنرا در معجم الكبير روايت نموده است تقويت مي گردد وآنهم حديثي كه  سلمان فارسي رضي الله عنه آنرا از رسول الله صلي الله عليه وسلم نقل نموده اند كه  فرمودند:</p>
<p>« من توضأ في بيته فأ حسن الوضوء ثم أتي المسجد فهو زائرالله وحق  المزورأن يكرم الزائر»(صحیح الترغیب 223)</p>
<p>كسي كه در خانه اش وضوئي كامل و پسنديده بجا آورد سپس بقصد  مسجد راه را در پيش گرفت  پس او كسي است كه به زيارت خالقش شتابد واين هم يك امر بديهي است كه ميزبان از  ميهمانش پذيرائي واستقبال نمايد.</p>
<p><strong>*حفظ آرامش ووقار وعدم شتاب زدگی در هنگام  رفتن به مسجد:</strong></p>
<p>از  ابوهریره رضي الله عنه روایت شده است که رسول الله صلي الله عليه وسلم  فرمودند.</p>
<p>« إذا سمعتم الإقامة فامشوا إلی الصلاة وعلیکم بالسکینة والوقار و لاتسرعوا، فما أدرکتم  فصلّوا وما فاتکم فأتموا»(متفق علیه)</p>
<p>اگر شنیدید اقامه نماز گفته می شود با  وقار و آرامی وبدون شتاب  زدگی بسوی نماز بروید وبه هر کجای نماز رسیدید آنرا برپا دارید وهر چه از شما فوت  شد آنرا کامل نمائید.</p>
<p><strong>* زیور و زیبائی شخص در مسجد:</strong></p>
<p>الله سبحانه وتعالي  فرموده است:</p>
<p>« یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد».</p>
<p>ای فرزندان آدم  زیورهای خود را در مقام عبادت به برگیرید.</p>
<p>امام ابن کثیر رحمه الله در تفسیر این  فرموده است: ( براساس این آیه و نصوص دیگری که در أحادیث  رسول الله صي الله عليه وسلم وارد شده است مستحب می باشد شخص زیور وزیبائیش را  درتمامی نمازها وازهمه مهمتر نمازهای جمعه وعید بگیرد و شایسته است خود را خوشبو  نماید که خوشبوئی وهمچنین مسواک زدن باز هم از قبیل زیبائی بشمار می رود برای اینکه  تکمیل کننده و اتمام دهنده  زیبائی و زیور شخص می باشد  واز بهترین لباسها، لباسهای سفید می باشد.)</p>
<p>وهمچنین امام عبدالبر در تمهیدفرموده  است: ( اهل علم و دانش  برای شخصی که یک لباس هم بیش ندارد مستحب دانسته اند که با همان یک لباس خود را در  نماز تا می تواند زیبا گرداند و خود را خوشبو نماید و مسواک بزند.</p>
<p>وعبدالله بن  عمر رضي الله عنهما نافع را دید که در خلوت به نماز ایستاده در حالیکه یک لباس هم  بیش به تن ندارد به او گفت: (آیا شما دو پیراهن ندارید)؟ گفت بله. سپس عبدالله بن  عمر فرمودند: آیا به بازارهم با یک پیراهن می روی. فرمود خیر. سپس عبدالله بن  عمرفرمودند: (پس الله شایسته تر است از اینکه زیور و زیبائیت را در مقابل او بر  گیری).</p>
<p><strong>* وارد شدن به مسجد:</strong></p>
<p>سنت است شخصی که قصد  وارد شدن به مسجد را دارد  پای راستش را پیش فرستد ودعائی که رسول الله صي الله عليه وسلم می خواند بخواند و آن هم « إذا دخل أحدکم المسجد  فلیقل اللّهم افتح لي أبواب رحمتک وإذا خرج فلیقل اللّهم إني أسألک من فضلک» (رواه  مسلم)</p>
<p>هر وقت یکی از شما به مسجد وارد شد پس بگوید:  اللّهم افتح لي أبواب رحمتک.</p>
<p>بار الها درهای رحمتت را بر من بگشا. و هروقت خواست خارج شود پس  بگوید: اللّهم إني أسألک من فضلک. بارالها من فضل و کرمت خواهانم.</p>
<p><strong>* نهی  از نشستن در مسجد قبل از  برپاداشتن نماز تحیت مسجد: </strong></p>
<p>رسول الله صلي الله عليه وسلم فرموده است:«إذادخل أحدکم المسجدفلایجلس حتی یصلي  رکعتین »(رواه مسلم ) (هروقت یکی از شما به مسجد وارد شد پس ننشیند تا  اینکه دو رکعت نماز را بر پا دارد).</p>
<p>بله: واین دو رکعت نماز را بجا می آورد حتی  اگر امام جمعه مشغول ایراد خطبه باشد. به دلیل حدیث جابر بن عبدالله که فرمود:( جاء  رجل والنّبیُّ صلي الله عليه وسلم یخطب النّاس یوم الجمعة ، فقال: اصلیت یا فلان؟  قال: لا، قال: قم فارکع).(متفق علیه) پیامبرصلي الله عليه وسلم روز جمعه در حال  خطبه بود که مردی وارد مسجد شد، پیامبرصلي الله عليه  وسلم فرمود: فلانی آیا نماز خواندی؟ گفت: خیر، فرمود: پس بلند شو و (دو رکعت) نماز  بخوان.</p>
<p><strong>* نهی از وارد شدن شخص به مسجد درحالیکه بوی بد ازاو می  آید:</strong></p>
<p>رسول الله صلي الله عليه و سلم فرموده است: « من أکل  البصل و الثوم والکراث  فلایقربنّ مسجدنا فإن الملائکة تتأذی مما یتأذی منه بنوآدم»( رواه مسلم)</p>
<p>کسی که  پیازوسیروتره خورد پس به مسجد ما نزدیک نگردد زیرا  فرشتگان ناراحت می شوند از هر چه انسانها از آن ناراحت میشوند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/280/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ای تارک نماز!!</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/273</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/273#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 19:26:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=273</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه و ویرایش: ابوعامر اي تارك نماز !! چگونه سخنم را آغاز كنم در حالي كه تو همه‌ی پل‌هاي بين من و خود را خراب كرده‌اي؟! و چه دارم كه به تو بگويم؟! و چگونه بگويم؟ از راه تشويق وارد شوم؟&#8230; و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟&#8230; اي تارك نماز !! فكر مي‌كني [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align:right;"><strong><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/tarek.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-2146" title="tarek" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/tarek.jpg" alt="tarek" width="80" height="92" /></a>ترجمه و ویرایش: ابوعامر</strong></h4>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong> </span>چگونه سخنم را آغاز كنم در حالي كه تو همه‌ی پل‌هاي بين من و خود را خراب كرده‌اي؟! و چه دارم كه به تو بگويم؟! و چگونه بگويم؟ از  راه تشويق وارد شوم؟&#8230; و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong></span> فكر مي‌كني كه هستي؟</p>
<p>آيا تا اين حد خود را از پروردگارت بي‌نياز مي‌داني كه از  سجده براي او خودداري مي‌كني؟<span id="more-273"></span></p>
<p>آيا غرور و تكبر تو را به آنجا رسانده كه از  ايستادن خاشعانه در برابر پرورگارت ابا مي‌كني؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{اي انسان! چه چيز تو را در برابر  پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟  (6) پروردگاري كه تو را آفريده است و سپس سر و  سامانت داده است و بعد معتدل و متناسب كرده است (7) و آنگاه به هر شكلي كه خواسته است  تو را در آورده است و تركيب بسته است} <span style="color: #808080;">[انفطار: 8 ـ 6 ]</span></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي</strong><strong> تارك نماز !! </strong></span>آيا  نمي داني نماز آخرين چيزي است كه انسان مسلمان به آن پايبند خواهد ماند و اگر آن را  ضايع كند تمام دين خود را زير پا نهاده است؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي  فرمايد: «<span style="color: #0000ff;">گره‌هاي اسلام يكي پس از ديگري باز خواهند شد، پس هرآنگاه گرهي باز شد  مردم به گره بعدي چنگ خواهند زد. اولين آنها حكم (حکومت بر اساس اسلام) است و آخرين آنها نماز». </span><span style="color: #808080;">[ابن حبان  در صحيح خود روايت نموده و آلباني آن را صحيح دانسته است]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !! </strong></span>مگر  نمي‌داني هر كس عمدا نماز را ترك كند از حفظ و مراقبت الهي محروم خواهد شد؟ رسول  الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد: <span style="color: #0000ff;">« به الله شرك مورز حتي اگر شكنجه شوي و  سوزانده شوي، از پدر و مادرت اطاعت كن حتي اگر تو را از اموالت </span><span style="color: #0000ff;">و از هر  آنچه از آن توست </span><span style="color: #0000ff;">محروم سازند، و نماز را عمدا ترك مكن كه هركس نماز را عمدا ترك گويد از حفظ و  مراقبت الله محروم خواهد شد» </span><span style="color: #808080;">[طبراني آن را روايت كرده و آلباني آن را حسن لغيره  دانسته است]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !! </strong></span>اگر نماز را ترك كني چه چيز از اسلام برايت باقي  خواهد ماند؟ آيا نمي‌داني نماز ستون اسلام و خيمه‌ی ايمان است؟</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong></span> آيا نمي‌داني ترك نماز كفر و شرك و گمراهي است؟</p>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  مي فرمايد: <span style="color: #0000ff;">« فاصله‌ی ميان انسان و شرك و كفر، ترك نماز است» </span><span style="color: #808080;">[روايت مسلم]</span></p>
<p>همچنين  رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد: <span style="color: #0000ff;">«پيمان میان ما و آنها نماز است، هر كه آن  را ترك گويد كفر ورزيده است»</span> <span style="color: #808080;">[احمد و ترمذي روايت كرده‌اند و آلباني آن را صحيح  دانسته است]</span></p>
<p>عمر بن الخطاب رضی الله عنه مي فرمايد: «همانا هر آنكه نماز را ضايع  كند سهمي از اسلام ندارد».</p>
<p>ابن مسعود رضی الله عنه مي فرمايد: «هر آنكه نماز را  ترك كند دين ندارد».</p>
<p>عبدالله بن شقيق رحمه الله مي گويد: «اصحاب رسول الله صلی  الله علیه و سلم ترك هيچ عملي جز نماز را كفر نمي دانستند».</p>
<p>ابراهيم نخعي رحمه  الله مي‌گويد: «هر كس نماز را ترك كند كفر ورزيده است».</p>
<p>امام ذهبي رحمه الله مي‌گويد: «آنكه نماز را از وقت آن به تاخير مي‌اندازد مرتكب گناه كبيره شده است و هر كس  آن را كاملا ترك گويد مانند آن است كه زنا و دزدي كند. و ترك هر نماز يا از دست  دادن آن گناه كبيره است پس اگر اين كار را چند بار تكرار كند او از اهل كبائر است  مگر اينكه توبه نمايد، اما اگر ترك نماز را ادامه دهد او از زيانكاران و اشقياء و  مجرمان خواهد بود».</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong> </span>آيا نمي‌داني ترك نماز و سهل‌انگاري در آن  «نفاق» است؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ بيگمان منافقان الله را گول مي زنند! در حالي كه الله ايشان را گول  مي‌زند. منافقان هنگامي كه براي نماز بر مي‌خيزند، سست و بي‌حال به نماز مي‌ايستند  و با مردم ريا مي‌كنند و الله را یاد نمی‌کنند جز اندکی}</span> <span style="color: #808080;">[نساء : 142]</span></p>
<p>و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد: <span style="color: #0000ff;">«سنگين‌ترين نماز براي منافقان نماز عشاء و نماز صبح است و اگر آنها مي‌دانستند در اين  نمازها چه چيزي است حتي سينه خيز براي اداي آنها [در مسجد] حاضر مي‌شدند»</span> <span style="color: #808080;">[متفق  عليه]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>دوست بي نماز من!</strong></span> مي بيني؟! حتي منافقان نماز مي‌خواندند&#8230; اما براي  ريا&#8230; اما تو هرگز نماز نمي‌خواني!!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !! </strong></span>تمام موجودات براي  پروردگار خود سجده مي‌كنند به جز تو!! :</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{آيا نديده‌اي كه تمام كساني  كه در آسمان ها بوده و همه‌ی كساني كه در زمين هستند، و خورشيد و ماه و ستاره‌ها و  كوه‌ها و درختان و جانوران و بسياري از مردمان، براي الله سجده مي‌برند و بسياري از  مردمان هم عذابشان حتمي است، و الله هر كه را بي‌ارزش كند، هيچكسي نمي‌تواند او را  گرامي دارد، الله است كه هر چيزي را كه بخواهد انجام مي‌دهد}</span> <span style="color: #808080;">[حج: 18]</span></p>
<p>و اگر  تو نماز را بر پا نداري از آنهايي خواهي بود كه عذاب بر آنها حتمي شده است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي  تارك نماز !!</strong> </span>آيا راضي مي شوي كه جمادات و حيوانات و ديگر مخلوقات بهتر و عاقلتر از  تو باشند؟</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">اي تارك نماز !!</span> </strong>آيا نمي‌داني تارك نماز در روز قيامت دچار ذلت و ترس  و خواري خواهد شد؟ الله سبحانه و تعالي مي‌فرمايد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{روزي، هول و هراس به اوج  خود مي‌رسد و كار سخت و دشوار مي‌شود. در اين هنگام از كافران و مشركان خواسته مي‌شود كه سجده كنند اما آنها نمي‌توانند چنين كنند (42) اين در حالي است كه چشمانشان به  زير افتاده است، و خواري و پستي وجود ايشان را فراگرفته است. پيش از اين نيز (در  دنيا) بدانگاه كه سالم و تندرست بودند به سجده بردن خوانده مي‌شدند }</span> <span style="color: #808080;">[قلم : 43 ـ  42]</span></p>
<p>چه حسرت شديدي اگر در حالي كه تارك نماز هستي مرگت فرا رسد&#8230;</p>
<p>چه مصيبت  عظيمي اگر در اين حال در روز قيامت برانگيخته شوي&#8230;</p>
<p>و تا چه اندازه ـ اي تارك  نماز ـ با ترك نماز جرمت بزرگ خواهد بود&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong></span> آيا نمي‌داني ترك  نماز باعث غفلت و قسوت قلب خواهد شد؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد:  <span style="color: #0000ff;">«حتما گروه‌هايي از ترك نمازهاي جمعه خودداري خواهند كرد و يا اينكه حتما الله بر  دلهايشان مهر خواهد زد و سپس از جمله‌ی غافلان خواهند بود.»</span> <span style="color: #808080;">[روايت مسلم]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك  نماز !!</strong> </span>آيا نمي‌داني تارك نماز به همراه كافران و بدكاران در دوزخ عذاب داده خواهد  شد؟ به پاسخ اهل آتش هنگامي كه از آنها سوال شد چرا به جهنم وارد شده‌اند توجه كن:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{چه چيزهايي شما را به دوزخ كشانده و بدان انداخته است؟ (42) مي‌گويند: (در دنيا) از  زمره‌ی نمازگزاران نبودیم}</span> <span style="color: #808080;">[مدثر : 43 ـ 42]</span></p>
<p>و همچنين الله سبحانه و تعالي مي‌فرمايد: <span style="color: #0000ff;">{ بعد از آنان فرزندان ناخلفي جايگزين شدند كه نماز را هدر دادند و به  دنبال شهوت‌ها راه افتادند و آنان گمراهي خواهند ديد}</span> <span style="color: #808080;">[مريم: 59]</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !! </strong></span> آيا نمي‌داني ترك نماز موجب تاريكي و هلاكت و گمراهي در دنيا و آخرت خواهد بود؟  رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي فرمايد: <span style="color: #0000ff;">«هر آنكه بر نماز محافظت كند، نماز در  روز قيامت براي او نور و برهان و نجات خواهد بود، و هر آنكه بر آن محافظت ننمايد  نماز براي او نور و برهان و باعث نجات نخواهد شد و در روز قيامت به همراه قارون و  فرعون و ابي بن خلف خواهد بود.»</span> <span style="color: #808080;">[احمد آن را با سند خوب (جيد) روايت نموده است و  همچنين منذري]</span></p>
<p>پس <span style="color: #ff0000;"><strong>ـ اي بي نماز ـ</strong></span> آيا دوست داري به همراه رهبران كفر و سران ظلم  و گمراهي محشور شوي؟</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong> </span>آيا مي‌داني ترك نماز از بزرگترين مصيبتها  و بلاهايي است كه بر سر تو آمده است؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مي‌فرمايد:  <span style="color: #0000ff;">«كسي كه نماز عصر را از دست بدهد مانند اين است كه خانواده و اموالش را از دست داده  باشد»</span> <span style="color: #808080;">[روايت بخاري]</span></p>
<p>يعني تمام خانواده و خويشاوندان و مال و ثروتش از دستش  برود&#8230; اين فقط در مورد نماز عصر است&#8230; حال در مورد كسي كه تمام نمازهايش را از  دست بدهد چگونه خواهد بود؟!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي تارك نماز !!</strong> </span>آيا مي‌داني ترك نماز يعني نگراني و  اضطراب؟ يعني افسردگي؟ يعني تنگي در زندگي؟ الله جل جلاله مي‌فرمايد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{و هركه از  ياد من روي بگرداند زندگي تنگ خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا گرد مي آوريم (124)  خواهد گفت: پروردگارا چرا مرا نابينا محشور نموده‌ای؟ من كه قبلا بينا بودم (125) مي‌گويد:  همين است، آيات من به تو رسيد و تو آنها را ناديده گرفتي همانگونه هم تو امروز  ناديده گرفته مي‌شوي} </span><span style="color: #808080;">[طه: 126 ـ 124]</span></p>
<p>پس تاسف و حسرت براي تو اي بي نماز!  چگونه زمان مي‌گذرد و عمر به پايان مي‌رسد در حالي كه قلب تو از پروردگارت غافل  است؟</p>
<p>چگونه از دنيا خواهي رفت در حالي كه از بهترين آنچه در آن است بي بهره  مانده‌اي؟ و بهترين نعمت دنيا عبادت الله و ذكر و شكر و نماز براي اوست&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اي  تارك نماز !!</strong> </span>چه چيز دينت براي تو با ارزش خواهد بود اگر نماز برايت بي‌اهميت باشد؟  آيا نمي‌داني هر كه نماز را بي ارزش بدارد امور ديگر برايش بي ارزشتر خواهد بود؟  حسن رضی الله عنه مي فرمايد: «اي فرزند آدم! اگر نمازت براي تو بي ارزش شد پس ديگر  چه چيز برايت ارزش خواهد داشت؟!»</p>
<p>بسوي پروردگارت برگرد قبل از آنكه مرگ در اين  حال به سراغت بيايد..</p>
<p>بسوي پروردگارت توبه كن قبل از آنكه بگويي <span style="color: #0000ff;">{&#8230;  پروردگارا مرا به دنيا بازگردانيد (99) تا اينكه كار شايسته‌اي بكنم و فرصتهايي را كه  از دست داده‌ام جبران نمايم}<span style="color: #000000;"> و در جواب به تو گفته شود:</span> { هرگز!}</span> <span style="color: #808080;">[مؤمنون: 100 ـ  99]</span></p>
<p>بسوي پروردگارت بازگرد قبل از آنكه بگويي: <span style="color: #0000ff;">{كاش براي زندگي خود پيشاپيش  (خيرات و حسناتي) مي‌فرستادم}</span> <span style="color: #808080;">[الفجر: 24]</span></p>
<p>بسوي پروردگارت برگرد قبل از آنكه  بگويي: <span style="color: #0000ff;">{پروردگارا!! بيرونمان بياور تا كارهاي شايسته‌اي انجام دهيم كه جداي از  كارهايي باشد كه قبلا مي‌كرديم}</span> <span style="color: #808080;">[فاطر: 37]</span></p>
<p>و بسوي پروردگار توبه كن پيش از  آنكه بگويي: <span style="color: #0000ff;">{كاش من خاك مي بودم} </span><span style="color: #808080;">[النبأ: 40]</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/273/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

