<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; پند و اندرز</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/pand-andarz/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>مثبت‌نگر باش! (داستانی زیبا در مورد یک جوان مثبت‌نگر)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3715</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3715#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 04 Jun 2011 02:44:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[نماز]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3715</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه : صلاح الدین مصلح در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3716" title="mosbat-negar-bash-dastan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/06/mosbat-negar-bash-dastan.jpg" alt="مثبت نگر باش" width="100" height="128" />ترجمه : صلاح الدین مصلح</h4>
<p>در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در آن نماز بخوانی!</p>
<p>دانشجو به اتاق موجود در زیرزمین رفت، در حالی که در مورد افراد داخل دانشکده تعجب کرده بود که چرا به نماز هیچگونه اهمیتی نمی‌دهند؟!</p>
<p><span style="color: #ff0000;">آیا واقعا نماز می‌خوانند یا نه؟!</span></p>
<p>خلاصه اینکه وارد اتاق شد و حصیری قدیمی در آن یافت. اتاق نامرتب و کثیف بود. در آنجا کارگری را دید که مشغول نماز خواندن است، از او پرسید:</p>
<p><span style="color: #008080;">شما اینجا نماز می‌خوانید؟!</span></p>
<p>کارگر پاسخ داد: ای بابا! هیچ‌یک از آدم‌های بالا اهل نماز نیستند و غیر از این اتاق جای دیگری برای نماز خواندن وجود ندارد.<span id="more-3715"></span></p>
<p>آن دانشجو معترضانه گفت: اما من اصلا در زیرزمین نماز نمی‌خوانم! از زیرزمین خارج شده و به دنبال جایی شناخته شده و مشخص در دانشکده گردید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">او کار بسیار عجیبی انجام داد!</span></p>
<p>ایستاد و با صدای بلند شروع به اذان گفتن کرد!! همه جا خوردند و دانشجویان شروع به مسخره کردن وی کرده و او را به همدیگر نشان داده و دیوانه‌اش خواندند.</p>
<p>اما او هیچ توجهی به آنها نکرد. کمی نشست و سپس برخاست و اقامهٔ نماز را به جا آورده و شروع به خواندن نماز کرد، انگار هیچ کسی را در اطراف خود نمی‌دید. او به تنهایی نماز می‌خواند&#8230; یک روز&#8230; دو روز&#8230; به همین منوال ادامه داد&#8230; بقیه به او می‌خندیدند؛ اما با گذشت روزها این خنده‌ها و مسخره‌ها برایش عادی شدند&#8230;</p>
<p><span style="color: #ff0000;">ناگهان تغییر عجیبی رخ داد&#8230; </span>کارگری که در زیرزمین نماز می‌خواند، از زیرزمین بیرون آمده و شروع به نماز خواندن با او کرد&#8230; سپس به چهار نفر رسیدند و بعد از گذشت یک هفته یکی ازاساتید هم به آنها ملحق شد!</p>
<p>این موضوع در کل دانشکده پیچید و همه در مورد آن حرف می‌زدند. رئيس دانشکده این دانشجو را خواسته و به او گفت: چیزی که اتفاق می‌افتد اصلا قابل قبول نیست، یعنی شما دارید وسط دانشکده نماز می‌خونید؟!، ما برای شما اتاق منظم و مرتبی به عنوان مسجد می‌سازیم تا هر کس وقت نماز بتواند در آن نماز بخواند.</p>
<p>و بدین ترتیب اولین مسجد در دانشکدهٔ کشاورزی ساخته شد. قضیه به اینجا ختم نشد، دانشجویان دیگر دانشکده‌ها هم غیرتمند شده و گفتند: چرا دانشجویان دانشکدهٔ کشاورزی مسجد داشته باشند و ما نداشته باشیم؟! بدین ترتیب در هر دانشکده‌ای یک مسجد ساخته شد.</p>
<p><span style="color: #008080;">این دانشجو در یکی از موقعیت‌های زندگی خود با مثبت‌نگری رفتار نمود، بنابراین نتیجهٔ آن بسیار بزرگتر از چیزی بود که تصورش می‌رفت&#8230; و همچنان این شخص چه در قید حیات باشد، چه نباشد، برای هر مسجدی که در دانشگاه‌ها ساخته می‌شود و یاد الله در آن می‌شود اجر و پاداش آن به وی نیز می‌رسد. وی چیزی را به زندگی اضافه نمود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;">در اینجا سؤالی مطرح می‌گردد:</span></p>
<p><span style="color: #008080;">واقعا ما چه چیزی به زندگی اضافه کرده‌ایم و چه دستاوردی برای دیگران داشته‌ایم؟!</span></p>
<p>سعی کنیم در هر جایی که هستیم تأثیر گذار باشیم، و بکوشیم تا اشتباهات اطراف‌مان را اصلاح کنیم&#8230; از پیمودن راه حق خجالت نکشیم و از الله ـ سبحانه و تعالی ـ توفیق بخواهیم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">پندها:</span></h4>
<p><span style="color: #008080;">-	برای خودت و دیگری پرچمی را بر افروز و اجر و پاداش آن را به دست بیاور زیرا <span style="color: #008000;">«هر کس سنت حسنه‌ای را پایه‌گذاری کند، برای اوست اجر آن، و اجر هر کسی که بدان عمل نماید»</span> [حدیث نبوی به روایت ابن ماجه و دیگران]</span></p>
<p><span style="color: #008080;">-	خیر و نیکی در مردم فراوان است؛ اما آنها به کسی نیاز دارند که از خواب غفلت بیدارشان کند. پس در انجام خیر درنگ نکن و فرصت را از دست مده.</span></p>
<p><span style="color: #008080;">-	به منفی‌گرایان و مسخره‌کننده‌گان هیچ توجهی نکن؛ به راهت ادامه بده و آنچه که پیامبران در هنگام دعوت اقوامشان بسوی خیر، به آن دچار شدند را به یاد آور.</span></p>
<p>منبع : سایت &#8220;مجموعة ورقات&#8221;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3715/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>20</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اکنون هنگام توبه است</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3630</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3630#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Apr 2011 02:40:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3630</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صلاح البدیر مسجد نبوی شریف: 4 جمادی الاول 1432 برابر با 19 فروردین 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است. ستایش از آن الله است که از روی احسان و فضل بر بندگان عطا می‌کند. او را ستایش می‌کنم که زبان‌ها به حمد او شکر و تسبیح و ذکر می‌کنند و او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: 4 جمادی الاول 1432 برابر با 19 فروردین 1390<span id="more-3630"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. ستایش از آن الله است که از روی احسان و فضل بر بندگان عطا می‌کند. او را ستایش می‌کنم که زبان‌ها به حمد او شکر و تسبیح و ذکر می‌کنند و او را شکر می‌گویم که عفو او گناهکاران را فرا گرفته و اجر او نیکوکاران را، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است. گواهی بنده‌ای که از پروردگارش امید عفو و پوشش دارد و از گناهانش ترسان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ بندگان اوست. درود و سلام و خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p>بزرگترین موهبت، ایمان و تقوا است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا</span>} [احزاب: 70-71]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سختی استوار گویید (70) تا اعمال شما را برای شما به صلاح آورد و گناهانتان را آمرزش کند و هر که از الله و رسولش اطاعت کند بی‌ترید پیروزی بزرگی به دست آورده است.)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>مسلمان معصوم از خطا و لغزش نیست. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">قسم به آنکه جانم در دست اوست، اگر شما گناه نکنید خداوند شما را خواهد برد و گروهی را خواهد آورد که گناه کنند و از الله آمرزش بخواهند و او نیز آنان را آمرزش کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p>و از انس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">همهٔ فرزندان آدم بسیار گناهکارند و بهترین گناهکاران بسیار توبه کنندگانند</span>» [به روایت امام احمد]</p>
<p>چه بسا گناهکارانی که خستگی‌شان به طول انجامیده و نگرانی‌شان شدت گرفته و سوخته‌دل، اسیر گناهند و افسرده از گناه، آرزوی نسیم امید را دارند و در پی نور آنند و منتظر آن صبح نزدیکند&#8230; صبحی که با نور توبه و استقامت و هدایت و بازگشت بر آنان بتابد، تا با تابش خود یاس و ناامیدی را نابود کند و ابرهای یأس و افسردگی و نگون‌بختی و سرگردانی را کنار زند&#8230;</p>
<p>احساس سنگینی گناه و درد کشیدن از زخم آن و زجر لغزش، و پشیمانی بر گناهان گذشته و تاسف از کوتاهی گذشته و اعتراف به گناه، همان راه بازگشت و تصحیح است، راه بازگشت و توبه، اما رکن نخست توبه دست کشیدن از گناه و دوری گزیدن از معصیت است. بدون انجام واجبات و ترک گناهان و باز گرداندن حق دیگران و حلالیت از آنان، توبه‌ای در کار نخواهد بود.</p>
<p>پس به سوی در توبه و بازگشت بشتابید و خود را از هر گونه گناه و خطا رها کنید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ</span>} [نور: 31]</p>
<p>(ای مومنان همگی به سوی الله توبه کنید باشد که رستگار شوید)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>توبه یعنی فروتنی در برابر خداوند و طلب آمرزش و درخواست عذر از درگاه او و دوری از خواستگاه‌های گناه و برانگیزاننده‌های شر و بدی و مجالس فتنه و راه‌های فساد و دوستان بد&#8230;</p>
<p>توبه یعنی باز کردن صفحه‌ای جدید در زندگی، یعنی پاکی و صفا، ترس و حیا، دعا و ندا، فروتنی و گریه، شرمندگی در برابر خداوند و بازگشت و دست کشیدن و جبران&#8230; در آن باز است و خیر آن همیشگی است تا هنگامی که روح به حلقوم نرسیده چنانکه ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">اگر چنان گناه کنید که گناهانتان به آسمان برسد، سپس توبه کنید بی‌تردید خداوند توبهٔ شما را می‌پذیرد</span>». [به روایت ابن ماجه]</p>
<p>و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال می‌فرماید: ای بندگانم! شما شبانه‌روز گناه می‌کنید و من همهٔ گناهان را می‌آمرزم، پس از من آمرزش بخواهید تا شما را مورد آمرزش قرار دهم</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>همینطور از انس بن مالک (رضی الله عنه) روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال چنین فرمود: ای فرزند آدم! تو تا وقتی که مرا فرا بخوانی و از من امید داشته باشی تو را با هر گناهی که داشته باشی می‌بخشم و برایم مهم نیست. ای فرزند آدم! اگر گناهانت به ابرها برسند سپس از من آمرزش بخواهی تو را مورد مغفرت قرار خواهم داد. ای فرزند آدم! اگر تو به اندازهٔ زمین گناه نزد من بیاوری سپس در حالی که نسبت به من شرکی مرتکب نشده‌ای نزد من آیی به اندازهٔ آن مغفرت ارزانی تو خواهم کرد</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p>و نزد مسلم چنین آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که به اندازهٔ یک وجب به من نزدیک شود به اندازهٔ یک دست به او نزدیک خواهم شد و هر که به اندازهٔ یک دست به من نزدیک شود به اندازهٔ دو دست به او نزدیک خواهم شد و هر که روان رو به من آورد من دوان به سوی او می‌روم و هر که با گناهانی به اندازهٔ زمین به من روبرو شود اما با من چیزی را شریک نکرده باشد با مغفرتی به اندازهٔ آن با او روبرو خواهم شد</span>».</p>
<p>چه فضل عظیم و چه عطای والایی است از سوی پروردگاری کریم و آفریدگاری رحیم که ما را با عفو خود بزرگ داشته و با حلم و مغفرتش در بر گرفته و در توبه را باز گذاشته است. عفو می‌کند و  می‌بخشد، لطف می‌ورزد و آسان می‌گیرد و با توبهٔ بنده‌اش شاد می‌شود. دست خود را بر شب می‌گستراند تا گناهکار روز توبه کند و دست خود را بر روز می‌گستراند تا گناهکار شب توبه کند تا آنکه خورشید از مغرب طلوع کند. آمرزندهٔ گناه است و پذیرندهٔ توبه که از بندگانش توبه می‌پذیرد و از بدی‌ها چشم‌پوشی می‌کند.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا</span>} [نساء: 110]</p>
<p>(و هرکه کار بدی انجام دهد یا به خود ستم ورزد سپس از الله آمرزش بخواهد، الله را آمرزنده‌ای مهربان خواهد یافت.)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>این توبه که از آن سخن می‌گوییم، اکنون در آن باز است، وقت آن رسیده است و فرصت آن وجود دارد. پس دست از امروز و فردا کردن بردارید، از خواب غفلت بیدار شوید، از سستی هوا و هوس برخیزید، سابقهٔ گناه را با احسان و نیکی پاک کنید و از غافلگیری شیطان به هوش باشید و با زندگی خوش سبزی که دوام ندارد فریب نخورید و از زشتی حرام و گناه و پافشاری بر معصیت به سوی الله توبه کنید.</p>
<p>فورا توبه کنید، برای همهٔ گناهانی که از شما سر زده است توبه کنید و حتی اگر باز گناهی از شمار سر زد باز هم از آن توبه کنید.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>گناهکاران به چه کسی پناه می‌برند؟ و مقصران به که امید دارند؟ به کجا می‌گریزند؟ که در روز بازپسین همه به سوی الله باز خواهند گشت:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ</span>} [غافر: 16]</p>
<p>(آن روز که آنان ظاهر گردند چیزی از آنها بر الله پوشیده نمی‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ</span>} [حاقه: 18]</p>
<p>(در آن روز عرضه می‌شوید و هیچ پوشیده‌ای از پوشیده‌های شما پنهان نمی‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي</span>} [فجر: 23-24]</p>
<p>(در آن روز انسان یاد آور می‌شود و (این) یاد آوری کجا (برای او فایده‌ای) دارد؟ (23) می‌گوید ای کاش برای زندگی خود پیش فرستاده بودم)</p>
<p>پس با توبه‌ای نصوح و بازگشتی صادقانه و اراده‌ای محکم و قلبی شکسته رو به سوی الله آورید که توبه‌کنندهٔ از گناه به مانند کسی است که گناهی نکرده است.</p>
<p>آنچه را شنیدید گفتم، و از الله برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناه و معصیتی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او آمرزندهٔ مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که به وجود آورندهٔ مخلوقات است و دانندهٔ نهان. او را ستایشی می‌گویم بی‌پایان و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که شریکی ندارد و معبودی به حق جز او نیست و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بنده و پیامرسان او و برگزیدهٔ اوست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد که خلفای دین و هم‌پیمانان یقین بودند. درود و سلامی دائم و همیشگی تا روز قیامت.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان: تقوای الله را پیشه سازید که هر که راه تقوا گزید نجات یافت و هر که در پی هوای نفس افتاد راه گمراهی گرفت.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا</span>} [طلاق: 4]</p>
<p>(و هر که تقوای الله را پیشه سازد، برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد)</p>
<p>توبه‌ات را برای کی به عقب انداخته‌ای؟ در حالی که برای آن عذری نداری؟ تا کی در غفلت و اشتباه و غرور باقی خواهی ماند؟</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همین روز روز تولدتان باشد، روز آغاز بازگشت و طلوع صبح جدید. هر که امروز توبه نکند کی توبه خواهد کرد؟ و هر که امروز برنگردد کی باز خواهد گشت؟</p>
<p>خداوند متعال من و شما را از جملهٔ کسانی قرار دهد که توبه کرده‌اند و باز گشته‌اند و دست از گناه کشیده‌اند و از گناهان هلاک کننده دست شسته‌اند و توبه‌ای صادقانه کرده‌اند.</p>
<p>و بر بهترین انسان‌ها درود و سلام فرستید که هر که بر او یک درود فرستد خداوند بر او ده درود خواهد فرستاد.</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ او که شایستهٔ پیروی‌اند، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و پیروان آنان تا روز قیامت راضی و خشنود باش. و همچنین از ما با عفو و کرم خویش خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و طاغیان و ستمگران و متجاوزان را نابود گردان و رحمت خود را بر مومنان بگستران ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا امنیت و رفاه را بر سرزمین حرمین بادوام بدار.</p>
<p>خداوندا برادران و خواهران مستضعف ما را در همه جا یاری ده، خداوندا آنان را در همه جا یاری ده. خداوندا جان و مال آنان را حفظ کن و فتنه‌ها و بدی‌ها و جنگ‌ها و ناآرامی‌ها را از آنان دور بگردان.</p>
<p>خداوندا کافرانی را که در برابر دین تو ایستاده‌اند و با یاران تو دشمنی می‌کنند از بین ببر و عذاب خود را بر آنان نازل کن ای معبود به حق، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا برادران ما را در فلسطین بر یهودیان غاصب یاری ده. خداوندا یهود طغیان ورزیدند و در فساد و تجاوز از حد به در رفته‌اند. خداوندا زمین را در زیر پاهای آنان بلرزان و ترس در دل آنان بیانداز و آنان را عبرتی برای عبرت‌گیران قرار ده. خداوندا هیچ پرچمی برای آنان میفراز و هیچ هدفی از اهداف آنان را محقق مساز و آنان را عبرتی برای دیگران قرار ده ای قوی و ای عزیز، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مبتلایان ما را عافیت عطا کن و اسرای ما را آزاد گردان و بیماران ما را رحمت کن و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان، خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان، خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان.</p>
<p>بندگان خداوند: {<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پند گیرید</span>} [نحل: 90}</p>
<p>پس الله بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بر نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3630/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نرم‌خو باش نه سازش‌گر</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3512</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3512#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Mar 2011 21:29:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3512</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصر العمر / ترجمه: صلاح الدین مصلح نرمخویی، برخی از دعوتگران، طلاب علم و دیگران را از دایرهٔ آسانگیری به دایرهٔ سازش می‌کشاند و بجای آنکه نصیحت کننده‌ای امانتدار باشند، برای اصلاح مردم به سازشگری و چاپلوسی متوسل می‌شوند و مسیر سازش را می‌پیمایند تا به حساب پایمال شدن دین الله دل آنها را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3513" href="http://www.bidary.net/archives/3512/narmkhoo-na-sazeshgar"><img class="alignright size-full wp-image-3513" title="narmkhoo-na-sazeshgar" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/03/narmkhoo-na-sazeshgar.jpg" alt="" width="100" height="101" /></a>دکتر ناصر العمر / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>نرمخویی، برخی از دعوتگران، طلاب علم و دیگران را از دایرهٔ آسانگیری به دایرهٔ سازش می‌کشاند و بجای آنکه نصیحت کننده‌ای امانتدار باشند، برای اصلاح مردم به سازشگری و چاپلوسی متوسل می‌شوند و مسیر سازش را می‌پیمایند تا به حساب پایمال شدن دین الله دل آنها را بدست آورند.</p>
<p>میان «نرمخویی» و «سازشگری و عقب نشینی از اعتقادات» تفاوت وجود دارد؛ ابن قیم رحمه الله می‌گوید:<span id="more-3512"></span></p>
<p>«<span style="color: #000080;">نرمخویی صفتی پسندیده و سازشگری صفتی زشت و ناپسند است و تفاوت بین آنها اینست که: نرمخو با همنشین خویش نرمی می‌کند تا اینکه او را به حق‌خواهی واداشته یا باطل را از او دور سازد، ولی سازش‌گر و چاپلوس با او به نرمی رفتار می‌کند تا اینکه او را به باطل خویش راضی نموده و او را رها می‌سازد تا از هوای نفسش پیروی کند.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">بنابراین نرمخویی صفت اهل ایمان و سازشگری ویژگی اهل نفاق است. می‌توان با آوردن مثالی این قضیه را واضح‌تر نمود: </span></p>
<p><span style="color: #000080;">فرض کنید فردی زخمی نزد پزشکی نرمخو بیاید. پزشک وضعیت او را درک نموده و به آرامی شروع به پاک نمودن محل زخم نموده و آن را رها می‌کند تا بخوبی زخم خشک شود. سپس به آرامی آنچه در درون زخم است را بیرون آورده و درون آن دارو و پماد قرار می‌دهد تا از عفونت آن جلوگیری نماید. سپس کرمهایی که باعث رشد گوشت می‌شوند را بر آن گذاشته و مقداری داروی گیاهی بر آن می‌گذارد تا اینکه رطوبت آن را گرفته وخشک شود، سپس آن را باندپیچی می‌کند و به همین منوال ادامه می‌دهد تا اینکه زخم بهبود یابد.</span></p>
<p><span style="color: #000080;">ولی سازشگر به همنشین خود می‌گوید :هیچ اشکالی ندارد! چیزی نیست؛ با تکه پارچه‌ای زخمت را بپوشان و رهایش کن! پس از مدتی کار بجایی می‌رسد که زخم شدیدا عفونت پیدا می‌کند</span>» [کتاب الروح ابن قیم، جلد 1 ص 231].</p>
<p>امام ابن قیم رحمه الله عین حقیقت را بیان نموده است. برخی از سازشگران را می‌بینی که به نام نرمخویی و آسانگیری، دعوت به سوی حق را ترک گفته‌اند و چه بسا امور مهمی وجود دارد که به بهانهٔ «برهم نزدن جو» از آنها غفلت ورزیده‌اند. همواره سردمداران گمراهی تلاش می‌کنند تا اینکه اهل حق را وادار به کنار آمدن و سازش با خود نمایند و این طمع را حتی در مورد رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نیزداشته اند تا جاییکه الله متعال می فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ</span>} [قلم: 9]</p>
<p>(دوست داشتند که تو سازش کنی تا آنان نیز سازش کنند)</p>
<p>و الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ</span>} [یونس: 15]</p>
<p>(و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود آنانکه به دیدار ما اميدی ندارند می‌گویند قرآن دیگری جز اين بياور یا آن را عوض کن)</p>
<p>و خداوند متعال به شکلی منتقدانه رسول الله ـ صلی الله صلی الله علیه وسلم ـ را مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ</span>} [کهف: 29]</p>
<p>(بگو حق از سوی پروردگار شما [رسیده است] پس هر که خواست ایمان آورد و هر که خواست کفر ورزد)</p>
<p>بر دعوتگر است که از دین خوید کوتاه نیاید و اینگونه خویشتن را فریب ندهد که او دارد نرمی و حکمت به خرج می‌دهد؛ بلکه این عین سازشگری ناپسند و زمین‌گیر شدن زشت در برابر باطل است. اگر وی برنامهٔ اصلاحی واضحی دارد و نه تنها زیستن با صمیمیت و روابط حسنه با باطل و اهل آن، سزاوار است که رسالت دین را به دوش کشیده و آن را در قالبی لطیف و نیکو عرضه نموده و منتشر کند و درست نیست که «نرمی در دعوت» را با «کوتاه آمدن از ثوابت دین یا تنازل از دعوت مردم به بهانهٔ بر هم نخوردن جو زندگی» مخلوط کند.</p>
<p>باید هوشیار باشیم که در این میدان همانگونه که عده‌ای چاپلوسی حاکم و اهل قدرت را می‌کنند گروهی نیز وجود دارند که چاپلوسی مردم را کرده و راه سازش‌گری با آنها را می‌پیمایند و برای راضی کردن آنها کوشش کرده و سخنی به زبان نمی‌آورند مگر آنچه باب طبع شنوندگان باشد تا آنکه آنان از دورش پراکنده نشوند و محبوب قلب‌هایشان باقی بماند؛ نه اینکه آنها را از وضعیتی که در آن به سر می‌برند رها سازد.</p>
<p>این شخص همانند فرد اول است که راه چاپلوسی و سازش با حاکم را پیش رو گرفته است. سازشگری حرام است، حال سازش‌گر هر که می‌خواهد باشد و در اینصورت نرمش نشان دادن جزو نرمخویی پسندیده قلمداد نمی‌شود.</p>
<p>رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «<span style="color: #008000;">مَنِ الْتَمَسَ رِضَاءَ اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ مُؤْنَةَ النَّاسِ، وَمَنِ الْتَمَسَ رِضَاءِ النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى النَّاسِ</span>» یعنی: «هرکس رضایت الله را با نارضایتی مردم بخواهد، الله او را در مورد ناراحت شدن مردم کفایت می‌کند وهر کس رضایت مردم را با ناراضی کردن الله جویا شود الله او را به مردم واگذار می‌کند» [ترمذي، 4/609، (2414)، آلبانی آن را صحیح دانسته است].</p>
<p>برخی از کارگزاران میدان دعوت، شیطان بر آنها وارد شده و از درِ «نرمی با مردم» و «زیبا جلوه دادن چهرهٔ اسلام در نگاه غیر مسلمانان»، بهرهٔ وافری از آنها برده است. بنابراین شروع به تأویل احادیث و اخبار و تغییر احکام دین به بهانهٔ نرمخویی با دیگران و آسانگیری نموده‌اند، برای اینکه به زعم خودشان قلب‌های مردم جذب دین شود، و این همان چیزی که سبب گمراهی پیشینیان گردید.</p>
<p>ابن قیم رحمه الله می‌گوید: «<span style="color: #000080;">سپس دین مسیحیت شروع به تبدیل و تغییر نمود تا جاییکه عوض شده و از بین رفت و چیزی از آن در دست مسیحیان باقی نماند؛ بلکه بر دینی تکیه زدند که بین دین مسیحیت و دین فیلسوفان بت پرست بود وناچار شدند با امت‌های دیگر نرمی و مدارا پیشه کرده تا آنها را وارد مسیحیت کنند؛ بنابراین آنها را از پرستش بتهای مجسمه‌ای به پرستش عکس‌های بدون سایه کشاندند</span>». [إغاثة اللهفان، 2/270].</p>
<p>اما کسانی که برای رسیدن به مکاسب دنیوی سازشگری می‌کنند، در همهٔ دوران‌ها اکثریت جامعه را تشکیل می‌داده‌اند؛ چه رسد به زمانهٔ ما. برخی از راویان می‌گویند: هنگامی که معاویه ـ رضی الله تعالی عنه ـ می‌خواست پسرش یزید را برای فرمانروایی برخی از ولایات منسوب نماید، او را در گنبد سرخی نشانده و مردم می‌آمدند و نخست به معاویه و سپس به یزید سلام می‌کردند تا اینکه فردی آمده مانند سایرین این کار را انجام داده سپس نزد معاویه بازگشت و گفت: ای امیرالمؤمنين: اگر امور مسلمانان را به دست این نمی‌سپردی امت را تباه می‌ساختی!</p>
<p>أحنف بن قیس ـ رضی الله عنه ـ در همان مجلس ساکت نشسته بود.</p>
<p>معاویه ـ رضی الله عنه ـ گفت: تو را چه شده است ای أبا بحر(لقب أحنف بن قیس بود) چیزی نمی‌گویی؟</p>
<p>جواب داد: «اگر دروغ بگویم از خدا می‌ترسم، و اگر راست بگویم از تو بیم دارم!»</p>
<p>معاویه ـ رضی الله عنه ـ به او گفت: الله برای هر سخنی که می‌گویی به تو جزای خیر دهد. سپس دستور داد تا به او عطایایی بدهند. هنگامی که أحنف داشت بیرون می‌رفت همان شخص چاپلوس او را ملاقات نموده و به او گفت: ای أبا بحر من می‌دانم که این (یعنی یزید) این‌طور و آن‌طور است ولی این‌ها اموال را با درها و قفل‌ها نگه داشته‌اند بنابراین ما نمی‌توانیم آنها را از دستشان خارج کنیم مگر با گفتن آنچه شنیدی.</p>
<p>أحنف به او گفت: «ای فلانی بس است! حقیقتا شخص دو چهره سزاوار است که نزد الله هیچ اعتباری نداشته باشد».</p>
<p>منظور این است که با مردم نرمی نما و همراهشان باش ولی به قصد اینکه آنها را به آنچه رضایت الله در آن است رهنمون شوی و در غیر اینصورت سازشگری نکن که آنها را فریب داده‌ای. الله را راضی نما گرچه مردم از تو ناراضی گردند تا اینکه رضایت الله را فرا چنگ آوری. و بر حذر باش از اینکه الله را ناراضی کنی؛ زیرا در این صورت خشم وی به سویت سرازیر می‌گردد و هر کس خشم الله بر وی واجب گشت دنباله‌رو هوای نفسانی خویش خواهد گشت.</p>
<p>الله من و شما را از سازش‌گر بودن و از پیروی هوای نفسانی در پناه خویش نگه دارد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3512/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نصیحت و اهمیت آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3496</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3496#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Feb 2011 13:53:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3496</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط مسجد الحرام: جمعه 8 ربیع الاول 1432 برابر با 22 بهمن 1389 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است که پروردگار جهانیان است، و عاقبت از آن متقیان است، او را سپاس می‌گویم که پادشاه حق مبین است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست، او که تنها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 8 ربیع الاول 1432 برابر با 22 بهمن 1389<span id="more-3496"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که پروردگار جهانیان است، و عاقبت از آن متقیان است، او را سپاس می‌گویم که پادشاه حق مبین است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست، او که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بنده‌ و پیامبر اوست و اوست آن نصیحت‌گر راستگو و امین. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران نیک وی و تابعین و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید و به سوی او راهی برای نزدیکی بجویید و او را مراقب اعمال خود بدانید که خوشبخت آن است که تقوای الله را پیشه سازد و رو به سوی مولای خود آورد و مولایش او را گرامی دارد و نعمت بخشد و برگزیده کند.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>از بزرگترین نعمت‌های خداوند ـ پس از نعمت هدایت به اسلام ـ که نصیب بندگان خود کرده است، بندگان نصیحت‌گر صادقی‌اند که یاد خداوند را برای  آنان زنده می‌کنند و اینگونه در حق آنان بزرگترین نیکی را روا می‌دارند و به خوبی آنان را یادآور شده و آنان را با عیب‌های پوشیده‌شان آشنا کرده و نسبت به محل عیب و اسباب آفت و عوامل نابودی آگاه می‌سازند&#8230;</p>
<p>برای این است که معنای نصیحت: ارادهٔ هرگونه خیر و نیکی در حال یا آیندهٔ شخص نصیحت شونده است و اصل و اساس آن صفای درون و خلوص است. پذیرفتن نصیحت و خوشحالی برای تذکر از سوی انسان خصلتی است زیبا و منقبتی است بزرگ و اخلاقی است گرانقدر که نشان‌دهندهٔ کمال خردمندی و نجابت نفس و سلامت درون و پاکی شخص است زیرا نقص، انسان‌ها را فراگرفته و از آنان جدا نمی‌شود و جز با فضل و رحمت خداوند، و سپس نصحیت صادقانه نمی‌توان آن را جبران نمود؛ نصیحتی که عاقبت نیک دارد باعث نزدیکی به خداوند است.</p>
<p>برای همین رسول هدایت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دربارهٔ بزرگی مقام نصیحت و شرف و منزلت آن در دین خداوند سخن گفته و در حدیثی عظیم که از سخنان جامع اوست چنین فرموده است که: «<span style="color: #008000;">دین نصیحت است</span>» صحابه فرمودند: نصیحت برای چه کسی ای رسول خداوند؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">برای الله و برای کتاب او و برای پیامبرش و برای ائمهٔ مسلمانان و برای عموم آن‌ها</span>» [به روایت امام مسلم در صحیح، از حدیث تمیم داری]</p>
<p>نصیحت برای خداوند با توحید وی در ربوبیت و الوهیت و نام‌ها و صفات وی است و اینکه ایمان داشته باشیم او آفریننده و روزی دهنده و زنده کننده و میراننده‌ای است که بندگان را با نعمت خود می‌پروراند و او بر هر چیزی توانا است و همه چیز نیازمند اوست:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ</span> } [فاطر: 15]</p>
<p>(ای مردم شما به سوی الله نیازمندید و همانا الله همان بی‌نیاز ستوده شده است)</p>
<p>و همچنین با فروتنی ظاهری و باطنی برای او و با مقدم داشتن حق او و رغبت در به دست آوردن محبت او با انجام آنچه باعث خشنودی او می‌شود و دور داشتن خود از خشم وی با ترک گناهان و تلاش در راه باز گرداندن گناهکاران به سوی او.</p>
<p>نصیحت برای کتاب خداوند نیز با یادگیری آن و یاد دادن و عمل به آن و هر چیزی است که خداوند در آن نازل نموده؛ همچنین درست خواندن آن و حفظ حدود آن و دور نمودن تحریف غالیان و برگیری اهل باطل و تاویل جاهلان از آن است.</p>
<p>اما نصیحت برای رسول وی با محبت و طاعت و یاری دادن و پیروی از سنت او و احیای آن به واسطهٔ یادگیری و یاد دادن و عمل به آن و اقتدای به وی در سخن و کردار و مقدم داشتن راه و روش وی بر راه و روش هر کس دیگر و دوری از بدعت‌گذاری در دین اوست.</p>
<p>همچنین نصیحت برای مسئولان و ائمهٔ مسلمانان با یاری دادن آنان در مسئولیتی است که بر عهده‌شان نهاده شده و با هشیار نمودن آنان در صورت غفلت، و دست گیری آنان در هنگام لغزش، و جمع نمودن نظر مردم بر یاری آنان و محبوب گرداندن آنان در قلب دیگران. از جمله کسانی که در مفهوم ائمهٔ مسلمانان می‌گنجند علمای مجتهند که نصیحت آنان با نشر علوم و مناقب و حسن ظن به آنان امکان پذیر است.</p>
<p>نصیحت برای عموم مسلمانان نیز با دلسوزی برای آنان و تلاش برای کارهایی است که به سود آنان است و همینطور با یاد دادن علم نافع و دوری آزار و اذیت از آنان است و اینکه نصیحتگر آنچه را برای خود می‌پسندد برای آنان نیز بپسندد و آنچه را برای خود بد می‌دارد برای آنان نیز بد بدارد.</p>
<p>از جمله چیزهایی که به بزرگی مقام نصیحت در دین و لزوم آن و تاکید بر آن و اشاعهٔ آن در میان فرزندان جامعهٔ اسلامی اشاره دارد این است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای کسانی که بر اسلام با وی بیعت می‌کردند، «نصیحت» را شرط می‌نمود چنانکه در حدیثی که بخاری در صحیح خود از زیاد بن علاقه روایت نموده آورده که گفت: شنیدم جَریر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ می‌گفت: روزی که مغیرة بن شعبه وفات نمود من به نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آمدم و گفتم: با تو بر اسلام بیعت می‌کنم. پس بر من «<span style="color: #008000;">نصیحت را برای هر مسلمان</span>» شرط نمود سپس با او بر آن بیعت کردم.</p>
<p>برعکس آن کسی است که گوش‌های خود را از شنیدن نصیحت بسته و از پند روی گردان شود که این روی‌کرد هر مستکبری است که خداوند در حق وی می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ</span> } [بقره: 206]</p>
<p>(و اگر به او گفته شود که پروای الله را داشته باش تکبر او را به گناه وا می‌دارد. پس برای او جهنم کافی است و چه بد بستری است)</p>
<p>این یعنی استکبار ورزیدن در برابر خداوند و سرپیچی از امر وی، و در کتاب خداوند بیان عاقبت تکبر ورزیدن در برابر نصیحت با بیان عاقبت امت‌هایی که هلاک شدند و بیان عذابی که از سوی خداوند به واسطهٔ روی‌گردانی از نصیحت پیامبران بر آنان نازل گردید، آمده است تا عبرتی برای عبرت‌گیرندگان و یادآوری برای یادآورندگان باشد و تا نشانه‌ای آشکار باشد برای هر که خداوند را به مبارزه طلبیده و از راه او باز داشته و با دوستان او دشمنی کند و گوش‌های خود را از شنیدن نصیحت بسته و اندرز را نپذیرد بلکه به باطل خود چنگ زده و از هوای نفس پیروی کند&#8230;</p>
<p>چنانکه در داستان ثمود، قوم پیامبر صالح ـ علیه السلام ـ آمده که گوش‌های خود را در برابر پند و هشدار او بستند و خداوند دربارهٔ آنان فرمود:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ (77) فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (78) فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ</span>} [اعراف: 77-79]</p>
<p>(پس آن ماده‏شتر را پى كردند و از فرمان پروردگار خود سرپيچيدند و گفتند اى صالح اگر از پيامبرانى آنچه را به ما وعده مى‏دهى براى ما بياور (77) آنگاه زمين‏لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هايشان از پا درآمدند (78) پس [صالح] از ايشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى من پيام پروردگارم را به شما رساندم و خير شما را خواستم ولى شما [خيرخواهان و نصيحتگران] را دوست نمى‏داريد)</p>
<p>و دربارهٔ اهل مدین، قوم پیامبر خدا شعیب ـ علیه السلام ـ چنین می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لَئِنِ اتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًا لَخَاسِرُونَ (90) فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ (91) الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ (92) فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَى عَلَى قَوْمٍ كَافِرِينَ</span>} [اعراف: 90-93]</p>
<p>(و سران قومش كه كافر بودند گفتند اگر از شعيب پيروى كنيد در اين صورت قطعا زيانكاريد (90) پس زمين‏لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‏هايشان از پا درآمدند (91) كسانى كه شعيب را تكذيب كرده بودند گويى خود در آن [ديار] سكونت نداشتند كسانى كه شعيب را تكذيب كرده بودند همان زيانكاران بودند (92) پس [شعيب] از ايشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى كه پيامهاى پروردگارم را به شما رسانيدم و پندتان دادم ديگر چگونه بر گروهى كه كافرند افسوس بخورم)</p>
<p>نصیحت نمی‌تواند تاثیرگذار باشد مگر هنگامی که نصحیت‌گر صادق و برای خداوند در نصیحت خود مخلص باشد و بر بندگان خداوند دلسوز بوده و با دور گرداندن آنان از اسباب هلاکت برایشان خیرخواهی کند و آنان را به راه‌های نجات رهنمون شود و نسبت به اولویت‌ها آگاه باشد و آنچه را باید به تاخیر انداخت جلو نیندازد و آنچه را باید مقدم داشت به تاخیر نیندازد و بتواند میان مفسده‌ها و مصلحت‌ها و سود و زیان به طور دقیق موازنه برقرار کند، به خصوص در قضایای جدید و به ویژه هنگامی که مساله‌ای همه‌گیر و عمومی و دارای آثار فراگیر و ابعاد وسیع باشد، و در نصیحت و در همهٔ امور رِفق و آسانی را فراموش نکند چنانکه پیامبر رحمت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">نرم‌خویی و آسان‌گیری در چیزی وارد نمی‌شود مگر آنکه آن را زیبا می‌سازد و از چیزی گرفته نمی‌شود مگر آنکه زشت می‌گردد</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>و در صحیحین بخاری و مسلم از حدیث عایشه ـ رضی الله عنها ـ آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">همانا الله نرمخو و آسانگیر است و در همهٔ کارها نرم‌خویی را دوست دارد</span>».</p>
<p>اینگونه است که نصیحت راه خود را به درون دیگران باز کرده و بر قلب‌های سلطه می‌یابد و اینگونه وظیفه از گردن نصیحت‌گر ادا شده و حجت بر نصیحت‌شونده تمام می‌شود.</p>
<p>پس ای بندگان الله تقوای او را پیشه سازید و نصیحت را راه و روشی برای رسیدن به زندگی نیک و سعادت در دنیا و آخرت قرار دهید.</p>
<p>اعوذ بالله من الشیطان الرجیم:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ</span>} [زمر: 17-18]</p>
<p>(و کسانی که خود را از طاغوت دور می‌دارند که آن را نپرستند و به سوی الله بازگشته‌اند برای آنان بشارت است پس بندگانم را بشارت ده (17) آنان که سخن را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌کنند آنان کسانی هستند که الله هدایتشان نموده و آنان صاحبان خردند)</p>
<p>خداوند من و شما را با هدایت قرآن و سنت سود رسانَد. این سخن خود را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند بزرگ آمرزش می‌خوام که او بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوندِ ولی و حمید است، او که هر کاری را اراده کند انجام می‌دهد. او را ستایش می‌گویم که پاک و بی‌عیب است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر الله و صاحب راه و روش و رای صحیح است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد؛ ای بندگان خداوند:</p>
<p>یکی از سلف ـ رضوان الله علیهم ـ حقیقت نصیحت‌گر صادق را به رساترین صورت چنین بیان نموده است که: «<span style="color: #3366ff;">بدان که هر که تو را نصیحت نمود تو را دوست دارد و هر که با تو راه آمد فریبت داده است</span>».</p>
<p>این سخنی است صادقانه که واقعیت را به بهترین شیوه بیان نموده زیرا با نصیحت است که درد‌ها شناخته شده و داروی آن تجویز می‌شود و باعث سلامت بدن و از بین رفتن درد آن می‌شود. اما با چشم‌پوشی از اشتباهات دیگران و راه آمدن با آنان آفت‌ها پوشانده شده و دردها باقی می‌ماند تا آنکه باعث از بین رفتن بدن می‌شود و اینجاست که دوستدار از فریبکار شناخته می‌شود.</p>
<p>پس ای بندگان خداوند از او پروا دارید و بر بهترین بندهٔ خداوند محمد بن عبدالله درود و سلام فرستید که او شما را در کتاب خود بدان امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا </span>} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و راضی و خشنود باش از چهار خلیفهٔ وی ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر اهل بیت و یاران او و از تابعین و همهٔ آنانی که تا قیامت به نیکی از آن‌ها پیروی نمایندو از ما نیز با عفو و گذشت خود راضی و خشنود باش ای بهترین بخشندگان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و مکر بدخواهان را از آنان دور گردان. خداوندا این سرزمین را حفظ نما و آن را از هر خوبی بهره‌مند و از هر بدی در امان بدار ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا مصر و ملت مصر را از هر بدی در امان دار. خداوندا این سرزمین را از هر بدی در امان دار و اهل آن را از نگرانی و‌ها و فتنه‌های آشکار و پنهان در امان دار. خداوندا همهٔ سرزمین‌های مسلمان را از مکر بدخواهان و کینهٔ و حسد حسودان محافظت نما.</p>
<p>خداوندا همهٔ سرزمین‌های مسلمان را از تسلط دشمنان دور گردان. خداوندا همهٔ سرزمین‌های مسلمان را از تسلط دشمنان محافظت نما و کلمهٔ آنان را یکی گردان و صف آنان را واحد گردان و رهبران آن‌ها را صالح نما کلمهٔ آنان را بر حق جمع گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و بندگان مومن مجاهد صادقت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان ما را اصلاح گردان.</p>
<p>خداوندا عاقبت ما را در همهٔ امور به خیر گردان و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نجات ده.</p>
<p>خداوندا دین ما را که نگهدارندهٔ امر ماست و دنیای ما را که محل زندگی ماست و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست و اصلاح گردان و زندگی را برای ما زیادهٔ در هر نیکی و مرگ را آسودگی از هر بدی قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما از زوال نعمتت و برگشت عافیتت و خشم ناگهانیت به تو پناه می‌بریم ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا قلب‌های ما را پس از آنکه هدایتمان نمودی دچار کژی مگردان و ما را از جانب خود رحمتی عطا کن که تو بخشنده‌ای.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را بیامرز و ما را به آن خواسته‌هایی که باعث خشنودی توست برسان.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما به خود ستم روا داشتیم و اگر تو ما را مورد آمرزش و رحمت خود قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود</span>} [اعرف: 23]</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام فرست و ستایش تنها از آن الله پروردگار جهانیان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3496/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پاسخ بدی را با خوبی بده</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3415</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3415#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Dec 2010 09:30:20 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3415</guid>
		<description><![CDATA[شیخ محمد عریفی / ترجمه: آســع روزی اشعب (نام مرد) با مرد بازرگانی همسفر شد و این مرد تمام کارها را به تنهایی انجام می‌داد مانند پایین آوردن وسایل از روی  اسب‌ها و آب دادن به اسب‌ها و&#8230;. در راه بازگشت برای غذا خوردن از روی اسب پیاده شدند. اشعب روی زمین نشست و پاهایش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a rel="attachment wp-att-3416" href="http://www.bidary.net/archives/3415/babadiha"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3416" title="babadiha" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/12/babadiha-100x100.jpg" alt="" width="100" height="100" /></a>شیخ محمد عریفی / ترجمه: آســع</strong></h4>
<p>روزی اشعب (نام مرد) با مرد بازرگانی همسفر شد و این مرد تمام کارها را به تنهایی انجام می‌داد مانند پایین آوردن وسایل از روی  اسب‌ها و آب دادن به اسب‌ها و&#8230;.</p>
<p>در راه بازگشت برای غذا خوردن از روی اسب پیاده شدند. اشعب روی زمین نشست و پاهایش را دراز کرد. و مرد فرش را پهن کرد و وسایل را از روی اسب‌ها پیاده کرد سپس به اشعب نگاهی کرد و گفت: بلند شو هیزم جمع کن و من گوشت را تکه تکه می‌کنم ..</p>
<p>اشعب: به خدا از بس که سوار این اسب شدم خسته‌ام .<span id="more-3415"></span></p>
<p>مرد بلند شد و هیزم را جمع کرد سپس به اشعب گفت: بیا و آتش بزن&#8230;</p>
<p>اشعب: اگر به آتش نزدیک شوم دودش سینه‌ام را اذیت می‌کند.</p>
<p>مرد آتش را روشن کرد و گفت: بیا مرا در خرد کردن این گوشت کمک کن.</p>
<p>اشعب: می‌ترسم چاقو دستم را ببرد</p>
<p>مرد به تنهایی گوشت‌ها را خرد کرد و باز رو به اشعب کرد و گفت: بیا و گوشت‌ها را درون قابلمه بریز و غذا درست کن.</p>
<p>اشعب: وقتی به پختن غذا درون قابلمه نگاه می‌کنم چشمانم درد می‌گیرد .</p>
<p>تا اینکه مرد غذا را درست کرد و خسته روی زمین نشست و به اشعب گفت : برو سفره را پهن و غذا را در بشقاب بریز.</p>
<p>اشعب: بدنم سنگینی می‌کند نمی‌توانم این کار را بکنم .</p>
<p>مرد از جای خود بلند شد و سفره را پهن و غذا را آماده کرد سپس گفت: ای اشعب بیا و مرا در خوردن غذا همراهی کن .</p>
<p>اشعب: واقعا خجالت زده هستم از اینکه نتواستم کاری انجام دهم اما الان من در خدمتت هستم و هر کاری خواستی انجام می‌دهم&#8230;</p>
<p>سپس بلند شد و غذا خورد .</p>
<p><strong>نتیجه‌گیری: <span style="color: #008000;">شاید با مردمی مثل اشعب برخورد کنی&#8230; ناراحت نشو&#8230; کوه باش و استوار.</span></strong></p>
<p>منبع: کتاب از «زندگی ات لذت ببر» (استمتع بحیاتک) شیخ محمد عریفی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3415/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گذر عمر، پندها و اندرزها</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3431</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3431#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 18 Dec 2010 13:00:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[محرم و آغاز سال هجری]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3431</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس مسجد الحرام: جمعه 4 محرم 1432 برابر با 19 آذر 1389 خطبه‌ی اول: حمد و سپاس تنها از آن خداوند است، او را ستایش گفته و از وی یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم. او را ستایش می‌گویم که او پاک است و بی‌عیب و اوست که بزرگی و ثنا و جلال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 4 محرم 1432 برابر با 19 آذر 1389<span id="more-3431"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپاس تنها از آن خداوند است، او را ستایش گفته و از وی یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم.</p>
<p>او را ستایش می‌گویم که او پاک است و بی‌عیب و اوست که بزرگی و ثنا و جلال و عظمت را به تنهایی داراست و او را سپاس می‌گویم که نعمت‌های بس بزرگ و مبارکی را به ما عطا نمود و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است، او که گذر زمان را برای ما مایه‌ی عبرت و اندرز قرار داده است و این، سالی است که می‌بینیم در پی سالی دیگر آمده است، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده‌ی خداوند و رسول او، بهترین کسی است که نفس خود را محاسبه نمود و او قدوه و امام ماست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد که ماه‌های تابان بودند و صاحبان عزم و همت، و همچنین بر کسانی که به نیکی پیروی آنان را کنند تا هنگامی که شب و روز در پی هم می‌آیند و می‌روند.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان خداوند:</p>
<p>تقوای خداوند واحد قهار را پیشه سازید و از غفلت بر حذر باشید و از گذر سال‌ها و عمر خود پند گیرید، و تقوای خداوند را بهترین راه و راهنمای خود قرار دهید تا بهشت پر نعمت ابدی را به دست آورید.</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ </span>} [حشر: 18]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید از الله پروا دارید و هر کسی باید بنگرد که برای فردا[ى خود] از پیش چه فرستاده است)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>در گذر زمان و در پی هم آمدنِ ماه‌ها وسال‌ها، عبرت‌ها و پندهایی نهفته است، اما برای کسانی که اشتباهات خود را فهمیده و پیش از دست رفتن فرصت خطاها و لغزش‌های خود را تصحیح نمایند، زیرا تنها امت‌های به پا خاسته و بیدار و پیشرفته‌اند که از حوادث گذشته و رخداد‌هایی که بر آن‌ها گذشته است درس گرفته و آن را به خاطر می‌سپارند و از آن عبرت می‌گیرند، و این همان رهنمود قرآن کریم است آنجا که خداوند عزیز و بخشاینده می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ </span>} [حشر: 2]</p>
<p>(پس عبرت بگیرید ای صاحبان بینایی)</p>
<p>عزیزان گرامی، ای جمع خوبان:</p>
<p>در روزهایی که گذشت، امت اسلامی با سال گذشته وداع نمود و به استقبال سالی دیگر رفت. سالی که با همه‌ی سودها و زیان‌هایی که در آن کردیم، گذشت و رفت، و سالی دیگر آمد تا شاهدی باشد برای گذر زمان. خداوندا از تو می‌خواهیم که برای امت در آنچه مقدر نموده‌ای برکت دهی.</p>
<p>اما زیان می‌بیند آنکه از گذر ایام پند نگیرد و با گذشت سال‌ها به سرنوشت خود نیندیشد و توبه نکند و خود را با اخلاق زیبای خردمندان زینت ندهد، خردمندانی که خداوند درباره‌ی آنان چنین می‌گوید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ </span>} [آل عمران: 190]</p>
<p>(همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پی هم آمدن شب و روز نشانه‌هایی است برای صاحبان خرد)</p>
<p>چنین کسی از آن حقیقت آشکار و قاطع غافل مانده است که: آخرت ابدی است و دنیا موقتی. کارهای ما در آن تحت نظر است و عمرمان معدود و نفس‌هایمان محدود و سخنانمان در آن ثبت می‌شود. امانت‌های آن بی‌شک باید پس داده شود و دنیا عرصه‌ای است برای روشن کردن درون انسان‌ها و ارشاد آن و تصحیح اشتباهات مسیر و هموار کردن سختی‌های آن و راهنمایی این امت مبارک به سوی بلندی و پیشرفت و جدیت هدفمند و تلاش.</p>
<p>امت ما چه بسیار نیازمند است در این گذرگاه که از سالی به سالی دیگر منتقل می‌شویم رو به سوی نور بصیرت آورده و کم‌کاری‌های خود را جبران کرده و از اشتباهاتش رهایی یابد و روح خود را با معانی والای خوش‌فالی و خوش‌بینی و امید به خداوند و آرزوهای مثبت و عزیمت‌های پولادین و همت‌های والا و در پرتو نور چشمه‌ی خداوندی، یعنی هدایت دو وحی: قرآن و سنت، صیقل دهد.</p>
<p>تا در پی آن امت ما از تفرق و پراکندگی و عقب‌ماندگی و ذلت و دنباله‌روی دیگران رهایی یافته و بتواند در قضایای حیاتی خود از شکست و پی آمد‌های ناگوار از دست دادن فرصت‌ها رهایی یابد.</p>
<p>این فرصتی است آشکار برای فراخوانی، فراخوانی پیامی که تکرارش خسته کننده نیست، فراخوانی به سوی تلاش جدی برای حل قضایای امت و نجات مقدسات آن و برای آزاد سازی مسجد الاقصی از زنجیر تجاوزگران و چنگال اشغالگران؛ اکنون که سیل به اوج خود رسیده و دشمن بی‌شرم به نهایت پستی رسیده است. این نخستین چیزی است که همت‌ها باید برای آن به تکان آید و شایسته است قلب بزرگان و جوانمران برای آن بلرزد.</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی:</p>
<p>از غم‌هایی که نفس غیرتمندان را به تنگ آورده و توجه آنان را به خود جلب می‌کند این است که گروهی از فرزندان این امت و نسل‌های آن در وادی حیرت و بی‌تحرکی سرگردانند و بسیاری از آنان شکار فتنه‌های شهوت‌ها شده‌اند&#8230;</p>
<p>و دیگران را می‌بینی که شبهات گمراه‌گر بر آن‌ها وزیدن گرفته است و در پی آن رو به سوی اندیشه‌ی تکفیر و بمب‌گذاری و تخریب و ویرانگری و دیگر اندیشه‌های خطرناکی آورده‌اند که هر مومنی از آن بری است.</p>
<p>خداوندا رحمتت را می‌طلبیم، و تو را سپاس می‌گوییم که حقیقت آنان را آشکار ساخته و رسوایشان گرداندی&#8230;</p>
<p>چه درد و غصه‌ای بالاتر از این، هنگامی که می‌بینی تنبلی و سستی و بی‌کارگی و بطالت و نومیدی قلب بسیاری از امت را اشغال کرده است؟ چه غمی و چه مصیبتی بدتر از این وقتی نسل‌هایی از این امت و حتی گروهی از دختران آن به زیر یوغ بی بند و باری و شکست روحی و بی اعتمادی به خود سر خم کرده‌اند؟</p>
<p>همه‌ی این‌ها به اضافه‌ی قضایای بزرگ امت که خواب را از چشم برده و اشک بر دیده می‌نهند؛ که شکایت را تنها به سوی خداوند می‌بریم و او تنها یاری‌گر و امید ماست&#8230;</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان:</p>
<p>اینجا و در مَطلَع سال هجری مبارک، این سخن خداوند متعال را به صدایی بلند و رسا اعلام می‌داریم که:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ</span> } [رعد: 11]</p>
<p>(در حقیقت الله حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند)</p>
<p>تغییری که به همراه صدق و اخلاص و با پایه‌گذاری بر واقعیت و تربیت و سلوک باشد. آن تغییر درونی که جامعه‌ها را می‌سازد و نسل‌های قدرتمند بعدی را به بار می‌آورد. راه رسیدن به این مهم و آغازگر آن روشن کردن شعله‌ی بلند همتی در درون افراد امت است تا آنکه به قله‌ها دسترسی یابد و شعله‌ور ساختن مشعل امید و خوش‌بینی در میان جوانان است تا آنکه به توان‌مندی‌های خود آگاه گردند تا اینگونه شیرینی ایمان و خوشی یقین را حس کنند و با قلب و عقل و احساس خویش شادی امید و انگیزه را درک نمایند. زیرا همت بلند و آرزوی والا نوری است روشنگر در تاریکی مشکلات&#8230;</p>
<p>این آرزوی بلند و والاست که انسان را به سوی وارد شدن به عرصه‌ی سختی‌ها و وارد شدن به گود دشواری‌ها می‌کشاند تا به عزت و پیروزی و صلاح دست یابد&#8230;. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال امور والا و با ارزش را دوست دارد و امور پست و بی‌ارزش را بد می‌دارد</span>» [به روایت طبرانی در مُعجَم و بیهقی در شُعَب ایمان]</p>
<p>و محبوب ما رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ ما را به سوی بالاترین منزلگاه و والاترین مقصود ارشاد نموده‌اند. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">اگر از خداوند چیزی خواستید، از او فردوس را بخواهید زیرا آن در میانه‌ی بهشت و بالاترین نقطه‌ی آن است و عرش رحمن بر بالای آن قرار دارد</span>» [به روایت طبرانی در مُعجَم و ابن ابی عاصم در کتاب السنة با سند صحیح]</p>
<p>الله اکبر! این است راه و روش محمدی که توانست انگیزه و هدف قهرمانان را بسازد و همت نسل‌های مسلمان را بلند گردانَد و در آن‌ها شیرینی رسیدن به حق پس از سختی و والایی پس از تلاش را آبیاری نماید و توانست در روح آنان مجد و عظمت و پایداری را شعله‌ور سازد.</p>
<p>از عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ این سخن روایت شده که فرمود: &#8220;همت‌های خود را کوچک نکنید که من ندیده‌ام چیزی به مانند همت کوچک انسان را از بزرگی باز داشته باشد&#8221;.</p>
<p>و چه زیبا است سخن خلیفه‌ی راشد، عمر بن عبدالعزیز ـ رحمه الله ـ و آن همت والایش که با آسمان هم آغوش گردیده است که فرمود: &#8220;<span style="color: #3366ff;">من نفس زیاده‌خواهی دارم که آنچنان برای رسیدن به امارت بی‌تابی کرد تا آنکه به امارت دست یافتم سپس برای رسیدن به خلافت بی‌تابی کرد و هنگامی که به خلافت دست یافتم اکنون برای رسیدن به بهشت بی‌تابی می‌کند</span>&#8220;.</p>
<p>اهل سیرت درباره‌ی امام بخاری چنین نقل کرده‌اند که او چنان همت والایی داشت که شبی نزدیک به بیست بار برای تدوین حدیث شریف بیدار می‌شد.</p>
<p>ابوالوفاء ابن عقیل ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;<span style="color: #3366ff;">همت خود برای علم را در حالی که هشتاد ساله‌ام بیشتر از زمانی می‌یابم که بیست ساله بودم</span>&#8220;.</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>این‌ها کسانی هستند که همت‌ها و آروزهای بزرگشان در کتاب‌ها به یادگار مانده است و نمی‌توان به جایگاه‌های بلند دست یافت مگر با سختی کشیدن و سر کشیدن جام تلاش و کوشش و زحمت.</p>
<p>چگونه می‌توان گمان برد که رسیدن به آرزوها با سستی و امروز و فردا کردن ممکن است؟! و آیا نبوغ امت‌ها و تمدن‌ها و نو‌آوری‌های علمی و نهضت‌ها به جز با همت‌های بلند و عزیمت‌های محکم بود است؟</p>
<p>پس ای امت اسلام، ای امت بلند همتان!</p>
<p>بیایید این سال جدید از بین برنده‌ی نومیدی و بدبینی‌ها و سستی‌ها باشد و این گونه باشید که پس از توکل بر خداوند، با خوش‌بینی و مثبت‌نگری و به یاری عزیمت و توفیق خداوندی به مانند نوری باشید روشن‌گر که از بین برنده‌ی تاریکی‌هاست و برای به دست آوردن بزرگی‌ها عزم خود را جزم کنید و به مانند باران سودمند باشید که با امید، آنچه را که از دست رفته باز به دست آورید تا آنکه پیروز گردید و قدرت و تمکین یابید که این برای خداوند سخت نیست.</p>
<p>خداوندا ما تو را با نام اعظمت که اگر با آن خوانده شوی استجابت می‌کنی و اگر با آن از تو درخواستی شود آن را عطا می‌کنی دعایت می‌کنیم که این سال ما را سال خیر و برکت و پیروزی و قدرت برای اسلام و مسلمانان قرار دهی و در آن کار امت اسلامی را سامان بخشی. خداوندا مقدسات مسلمانان را آزاد ساز و اوضاع آنان را بهبود بخش و صف آنان را یکی بگردان و کلمه‌ی آنان را بر حق و هدایت یکی بگردان.</p>
<p>خداوندا ما را در غفلت باقی مگذار و ما را در حال بی‌خبری مگیر و حال ما را بهتر از گذشته و آینده‌ی ما را بهتر از حال حاضر بگردان و گذر ایام و سپری شدن سال‌ها را برای ما اندرز دهنده‌ی بگردان که تو بهترین سوال شونده‌ای&#8230;</p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن و سنت برکت قرار داده و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همه‌ی مسلمانان از همه‌ی گناهان از خداوند آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید و به سوی او توبه کنید که او بسیار توبه پذیر و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که همیشه مستحق ثنا است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده‌ی الله و پیامبر او و پاک‌ترین انسان‌ها و با همت‌ترین آنان است. درود خداوند بر او و بر اهل بیت پاک او و صحابه‌ی وی که در تقوا به بالاترین مراتب دست یافته‌اند و همچنین بر تابعین و کسانی که تا قیامت با نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد، ای بندگان الله:</p>
<p>تقوای الله را پیشه سازید و در سخنان و کردار خود والا و بلند همت باشید تا به اهدافتان در دنیا و آخرت دست یابید.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان:</p>
<p>آغاز سال هجری جدید ما را به یاد واقعه‌ی مبارک هجرت نبوی می‌اندازد. که این واقعه‌ای است بس بزرگ که باعث قدرتمند شدن این دین گردید، پس ای مومنان مبارک! از این واقعه درسِ همت و قهرمانی و مبارزه‌طلبی و تلاش بگیرید تا آنکه همه‌ی جهانیان عزم و همت امت ما را ببینند که چگونه خود را در واقعیت نشان خواهد داد.</p>
<p>و با اعمال نیک و روزه، این ماه آغازین سال را آغاز نمایید که این خود نشانه‌ی بلندی همت در آغاز سال جدید است. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">بهترین روزه پس از رمضان، روزه‌ی ماه خدا، محرم است</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>و در این ماه در پی احتساب و بهره‌گیری از روزی بزرگ باشید، که همانا روز عاشورا است، تا آنکه نیکی و خوشبختی به دست آورید. که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">نزد خداوند چنین احتساب می‌کنم که روزه‌ی عاشورا باعث تکفیر گناهان سال قبل آن می‌شود</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>که این روز، امسال برابر با روز پنجشنبه‌ی پیش رو است که سنت است یک روز پیش یا پس از آن را نیز روزه بگیریم و همچنین برای احیای سنت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در نماز طلب باران که روز دوشنبه‌ی آینده برگزار خواهد شد حضور یابید و از خداوند می‌خواهیم که از ما و شما اعمال نیک‌مان را پذیرفته و آرزوها و امیدهایمان را که باعث رضایت اوست محقق سازد.</p>
<p>و درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها آن هدایتگر راه راست، چنانکه مولایتان شما را در کتاب خویش بدین مهم، امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span> } [احزاب: 56]</p>
<p>خداوند بر سرور اولین و آخرین، و رحمت بر جهانیان پیامبر و محبوب ما و سرور و رهبرمان، محمد بن عبدالله درود و سلام فرست و راضی و خشنود باش از آن امامان هدایتگر که به حق قیام نموده و بر اساس آن حکم می‌نمودند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از همه‌ی کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی نمایند و همچنین از ما با رحمت و کرم خویش راضی باش ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و کلمه‌ی دین را والا بگردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بگردان و امنیت و آرامش را در سرزمین ما استمرار بخش.</p>
<p>خداوندا همه‌ی مسئولان مسلمان را برای پیروی از کتاب و سنت پیامبرت یاری ده، خداوندا آن‌ها را رحمتی برای بندگانت قرار ده.</p>
<p>خداوندا دشمنانت دشمنان دین را نابود ساز که آن‌ها یارای عاجز ساختن تو را ندارند. خداوندا صهیونیست‌های متجاوز اشغالگر را نابود ساز، خداوندا جمع آنان را پراکنده ساز و آنان را عبرتی برای دیگران بگردان.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را حفظ نما، خداوندا از مسجد الاقصی محافظت نما، خداوندا مسجدالاقصی و دیگر مقدسان مسلمانان را حفظ نما ای پروردگار جهانیان، ای قوی و ای عزیز.</p>
<p>خداوندا برادران مجاهد ما را که در هر مکانی در راه تو جهاد می‌کنند تا کلمه‌ی خداوند والا باشد، یاری ده، خداوندا آن‌ها را در هر جایی که هستند یاری ده.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان مومن را موفق گردان، خداوندا میان آنان را اصلاح نما، خداوندا راه‌های بهشت و آرامش را به آنان بنمای و آنان را از فواحش و فتنه‌ها دور ساز.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده، خداوندا بیماران ما را شفا ده، خداوندا بیماران ما را شفا ده و مرده‌گان ما را بیامرز و ما را به آن آرزوهایی که باعث رضایت توست برسان.</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ </span>} [بقره: 201]</p>
<p>خداوندا تویی آن الله که معبود به حقی جز تو نیست، تو بی‌نیازی و ما نیازمند، باران را بر ما نازل ساز و ما را از نومیدان مگردان، خداوندا باران را بر ما ببار و ما را از مایوسان قرار مده، خداوندا باران را بر ما نازل کن و ما را از نا امیدان مگردان، خداوندا آن را باران رحمت بگردان نه باران عذاب و بلا و ویرانی و غرق. خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده، خداوندا ما را باران ده. خداوندا معبودی به حق نیست جز تو، توی بی‌نیازی و ما فقیرانیم.</p>
<p>خداوندا ما از تو آمرزش می‌خواهیم که تو بسیار آمرزنده‌ای، پس باران را بر ما فرو ریزان.</p>
<p>خداوندا از ما بپذیر که تو بسیار شنوا و دانایی و از ما توبه پذیر که تو بسیار توبه پذیر و مهربانی و ما و والدین ما و همه‌ی مسلمانان ـ مرده‌گان و زندگانشان ـ را مورد مغفرت قرار ده.</p>
<p>پاک است و بی عیب پروردگارت، پروردگار عزت و بزرگی از آنچه به دروغ به او نسبت می‌دهند و سلام بر پیامبران {<span style="color: #800000;">و الحمدلله رب العالمین</span>}</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3431/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خود را محاسبه کنید، پیش از آنکه محاسبه شوید</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3389</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3389#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 10 Dec 2010 19:32:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[محرم و آغاز سال هجری]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3389</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: حسین بن عبدالعزیز آل شیخ مسجد نبوی شریف: جمعه 27 ذوالحجة 1431 هجری برابر با 12 آذر 1389 خطبه‌ی اول: ستایش مخصوص خداوند است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: حسین بن عبدالعزیز آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 27 ذوالحجة 1431 هجری برابر با  12 آذر 1389<span id="more-3389"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوند است، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p>خود و شما را به تقوای الله ـ عزوجل ـ و عمل به طاعت وی و دوری از اسباب خشم او، توصیه می‌کنم.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>سال‌ها و ماه‌ها در پی هم می‌روند و کتاب عُمر، ورق می‌خورد و فرصت‌ها به پایان می‌رسد، و هر چیزی نزد خداوند عمری مشخص دارد. استقبال از سال جدید و خداحافظی با سال گذشته نیز برای اهل تدبر، فرصتی است برای تأمل و یادآوری:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ </span>} [نور: 44]</p>
<p>(الله شب و روز را جا به جا می‌کند. همانا در این [جا به جایی] عبرتی برای صاحبان بصیرت وجود دارد)</p>
<p>برای مومنی که به خداوند و آخرت یقین دارد شایسته است که از محاسبه‌ی نفس خویش و تصحیح مسیر آن در گذشته و حال و آینده‌اش غافل نباشد.</p>
<p>ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: &#8220;نابودی قلب در اِهمال محاسبه‌ی نفس و همراهی با خواهش‌های نفس و پیروی از آن است&#8221;.</p>
<p>خداوند ـ جَلّ و عَلا ـ می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ </span>} [حشر: 18]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید، تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید و هر کس ببیند برای فردای خود چه پیش فرستاده است و پروای الله را داشته باشید که همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است)</p>
<p>امام احمد ـ رحمه الله ـ از امیر المومنین، عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ چنین روایت کرده است که ایشان فرمودند: &#8220;<span style="color: #3366ff;">خود را مورد محاسبه قرار دهید، پیش از آنکه شما را محاسبه کنند و آن را در ترازو گزارید پیش از آنکه شما را در ترازو قرار دهند زیرا اگر امروز، خود را مورد محاسبه قرار دهید محاسبه‌ی فردایتان نیز آسان خواهد بود و خود را برای عرضه‌ی بزرگ زینت دهید</span>&#8220;.</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ </span>} [حاقه: 18]</p>
<p>(در آن روز [به پیش‌گاه خداوند] عرضه می‌شوید و هیچ پوشیده‌ای از شما پنهان نمی‌ماند)</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان، ای مسلمانان!</p>
<p>اکنون که داریم سال گذشته را وداع می‌گوییم و روی به سوی سالی جدید می‌آوریم، این را به یاد داشته باشید که نجات و رستگاری شما در محاسبه‌ی نفس و پیروزی، در مراقبت از آن است.</p>
<p>از خود بپرس که آیا دستورات  خداوند ـ جَلَّ وعَلا ـ و دستورات رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را مورد عمل قرار داده‌ای؟</p>
<p>آیا در همه‌ی امور و در همه حال و همه جا مطیع خداوند و تابع پیامبر وی هستی؟!</p>
<p>آیا نفس خود را از گناهان و معاصی باز داشته‌ای؟!</p>
<p>آیا حق خداوند و حقوق بندگان را به طور کامل ادا کرده‌ای؟!</p>
<p>آیا درون خود و اشکالاتی را که در آن هست، مورد بررسی قرار داده‌ای؟ و آیا آن را از اسباب نابودی پاک نموده‌ای؟</p>
<p>از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که فرمود: روزی رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دست بر شانه‌ام گذاشت و چنین فرمود: «<span style="color: #008000;">در دنیا چنان باش که گویی غریب یا رهگذری</span>» و ابن عمر می‌گفت: &#8220;<span style="color: #3366ff;">اگر شب نمودی منتظر صبح مباش و اگر شب را به صبح رساندی در انتظار شب مباش و از سلامتی‌ات برای بیماری‌ات و از زندگی‌ات برای مرگت، توشه برگیر</span>&#8221; [به روایت بخاری]</p>
<p>زیرا متقیان، همیشه و در همه حال، با گذشت سال‌ها، جز بر خیر و نیکی‌شان افزوده نمی‌شود و سال‌ها نمی‌گذرد مگر آنکه آنان در حال شتاب برای انجام نیکی‌ها و غنیمت شمردن فرصت برای انجام اعمال صالح‌اند. رسول خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">بهترین شما کسی است که عمرش طولانی شده و [در این حال] عملش نیک گردد</span>» [به روایت احمد و ترمذی؛ ترمذی می‌گوید: این حدیثی است حسن و صحیح. حاکم نیشابوری نیز آن را صحیح دانسته است]</p>
<p>پس ای مسلمان! از هدر دادن تلاش خود و از دست دادن سال‌های عمرت در بیهودگی برحذر باش که پروردگارمان ـ عزو جل ـ می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ </span>} [فاطر: 37]</p>
<p>(مگر شما را آن اندازه عمر دراز ندادیم که هر کس عبرت گیرنده بود در آن عبرت می‌گرفت و [مگر] هشدار دهنده‌ای به نزد شما نیامد؟)</p>
<p>ابن عباس در تفسیر این آیه می‌گوید: &#8220;<span style="color: #3366ff;">آیا شما را شصت سال عمر عطا نکردیم؟</span>&#8221;</p>
<p>و در صحیح بخاری از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند نسبت به کسی که وی را 60 سال عُمر عطا کرده است، عذر را تمام نموده است</span>» یعنی به خاطر این مدتی که به وی مهلت داده است عذری برای وی باقی نگذاشته است.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان:</p>
<p>هر لحظه‌ای را برای به دست آوردن نیکی‌ها و انجام اعمال صالح، غنیمت بشمار زیرا از جابر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ مردی را نصیحت می‌کرد و خطاب به وی می‌فرمود: «<span style="color: #008000;">پنج چیز را قبل از پنج چیز غنیمت بشمار: جوانی‌ات را پیش از پیری، و سلامتی‌ات را پیش از بیماری، و بی‌نیازی‌ات را قبل از فقر، و فراغتت را پیش از مشغولیت، و زندگی‌ات را پیش از مرگ، زیرا که پس از پشت سر نهادن دنیا دیگر راهی برای جبران نیست و دیگر چیزی وجود ندارد به جز بهشت یا دوزخ</span>» [به روایت حاکم؛ ابن حجر آن را صحیح دانسته است]</p>
<p>بر انسان مُکَلَّف شایسته است در حالی که سالی را پشت سر گذاشته و قدم به سالی دیگر می‌نهد، صادقانه خود را مورد محاسبه قرار داده و مورد پرسش قرار دهد، تا بدینوسیله گذر زمان را بهترین جبرانگر و فصیح‌ترین نصیحتگر قرار داده و از غفلتِ خود برخواسته و از گمراهیِ خود بازگردد، زیرا که در حوادث، عبرت‌ها نهفته است، عبرت‌هایی که باعث می‌شود انسان خود را مورد محاسبه قرار داده و بداند این دنیا سرای عبور است، و تنها آخرت، همیشگی است و ماندگار.</p>
<p>خداوند متعال من و شما را با قرآن بزرگ برکت داده و با آیات آن سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی از خداوند آمرزش می‌طلبم. پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>ستایش تنها از آنِ الله، پروردگار جهانیان است، او که رحمان است و رحیم و مالک روز جزاست، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و معبود گذشتگان و آیندگان است، و گواهی می‌دهم که پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان او و سرور پیامبران و مُرسَلین است.</p>
<p>خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران وی درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد، ای مردم:</p>
<p>خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم که این، سفارش خداوند برای گذشتگان و آینده‌گان است.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>رسیدن به سالی دیگر، نعمتی است بس بزرگ، زیرا برای مومن شایسته است که بداند عُمر وی امانتی است که باید آن را در طاعت و تقوا و حرص بر هر چیز که برای دنیا و آخرتش سودمند است، آباد سازد. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید:</p>
<p>«<span style="color: #008000;">قدم‌های بنده [در روز قیامت] از جا بلند نمی‌شود تا آنکه در مورد پنج چیز از وی سوال شود: درباره‌ی عمرش که در چه راهی آن را فنا کرده است، و درباره‌ی جوانی‌اش که در چه مسیری آن را گذرانده است، و درباره‌ی مالش که از چه راهی آن را به دست آورده و در چه راهی خرج نموده و اینکه در مورد علمی که آموخته چه عملی انجام داده است</span>» [به روایت ترمذی. این حدیث دارای شواهدی است که از مجموع آن به درجه‌ی حَسَن می‌رسد]</p>
<p>و سپس بدانید که خداوند ـ جَلَّ و عَلا ـ ما را به درود و سلام بر پیامبر بزرگوارش امر نموده است. خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد، و راضی و خشنود باش از خلفای راشدین، و امامان هدایتگر، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابه و کسانی که تا قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت عطا کن، خداوندا دشمنان دین را نابود ساز، خداوندا دشمنان دین را نابود ساز، خداوندا صهیونیست‌ها، دشمان دینت را نابود ساز، خداوندا صهیونیست‌های غاصب را نابود ساز، خداوندا غم و اندوه و سختی‌ها را از برادران و خواهرانمان در فلسطین و عراق و افغانستان و در همه‌ی سرزمین‌ها از بین ببر، ای مهربان‌ترین مهربانان، و ای بزرگوار ترین بزرگواران.</p>
<p>خداوندا امنیت و آرامش را به مسلمانان عطا کن، خداوندا امنیت و استقرار را به آنان عطا کن، خداوندا رفاه و آسودگی را به آنان ارزانی دار ای دارای جلال و بزرگی.</p>
<p>خداوندا مردان و زنان مومن و مردان و زنان مسلمان را ـ زنده‌گان و مرده‌گانشان را ـ مورد آمرزش قرار بده.</p>
<p>خداوندا از حاجیان حج‌شان را بپذیر. خداوندا گناهان ما و آن‌ها را مورد آمرزش قرار ده. خداوندا آن‌ها را سالم و غنیمت‌یافته به سرزمین‌هایشان باز گردان ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>خداوندا تو بی‌نیازی و ستوده شده، خداوندا تو بی‌نیازی و ستوده شده، خداوندا تو بی‌نیازی و گرامی، خداوندا باران را بر ما نازل ساز و بر ما منت گذار، خداوندا باران را بر ما نازل ساز و بر ما منت گذار، خداوندا این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را باران عطا کن، خداوندا سرزمین ما و دیگر سرزمین‌های مسلمان را باران عطا کن ای مهربان‌ترین مهربانان و ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>خداوند را بسیار یاد کنید و صبح‌گاهان و شام‌گاهان او را تسبیح گویید.</p>
<p>و سخن آخرمان این است که: {<span style="color: #800000;">الحمد لله رب العالمین</span>}.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3389/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حسادت</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3205</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3205#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Oct 2010 09:34:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>
		<category><![CDATA[گناهان و لغزش‌ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3205</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: عادل حیدری پیدایش حسد: پیدایش حسد بر می گردد به پیدایش خلقت و آنگاه که خداوند انسان را آفرید و فرشتگان را امر نمود که به وی سجده نمایند. آنگاه بود که ابلیس از حسد فرمان الهی را سرپیچی نمود و گفت: (أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ) من از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3206" href="http://www.bidary.net/archives/3205/hasad"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3206" title="hasad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/10/hasad-100x66.jpg" alt="" width="100" height="66" /></a>نویسنده: عادل حیدری</h4>
<h5><strong> پیدایش حسد:</strong><strong></strong></h5>
<p>پیدایش حسد بر می گردد به پیدایش خلقت و آنگاه که خداوند انسان را آفرید و فرشتگان را امر نمود که به وی سجده نمایند. آنگاه بود که ابلیس از حسد فرمان الهی را سرپیچی نمود و گفت: (أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ) من از او بهترم . چرا که مرا از آتش آفریده‌ای و او را از خاک؛ به همین دلیل علما می گویند حسد اولین معصیتی بود که پس از آفرینش گیتی به رخ پیوست. علامه ابن القیم رحمه الله می فرماید: انسان حسود در واقع شبیه به ابلیس می باشد چرا که وی چیزی را می طلبد که شیطان آنرا دوست می دارد یعنی نابودی نعمتی که خداوند به بندگانش ارزانی بخشیده است همانگونه که ابلیس به سبب فضل و شرف آدم نسبت به وی حسادت ورزید.<span id="more-3205"></span></p>
<p>این اولین گناهی بود که در آسمان رخ داد و نیز اولین گناهی که در روی زمین رخ داد به سبب حسادت بود و آن هم کشته شدن فرزند آدم توسط برادرش:</p>
<p>وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (‏داستان دو پسر آدم ( قابیل و هابیل ) را چنان که هست برای یهودیان و دیگر مردمان بخوان ( تا بدانند عاقبت گناهکاری و سرانجام پرهیزگاری چیست ) . زمانی که هر کدام عملی را برای تقرّب ( به خدا ) انجام دادند . امّا از یکی ( که مخلص بود و هابیل نام داشت ) پذیرفته شد ، ولی از دیگری ( که مخلص نبود و قابیل نام داشت ) پذیرفته نشد .  ( قابیل به هابیل ) گفت : بیگمان تو را خواهم کشت !  ( هابیل بدو ) گفت :  ( من چه گناهی دارم ) خدا ( کار را ) تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد ! .</p>
<h5><strong>حسد از منظر قرآن</strong><strong></strong></h5>
<h5><strong>حسادت اهل کتاب نسبت به مؤمنین:</strong></h5>
<p>‏وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ. (‏بسیاری از اهل کتاب ، از روی رشک و حسدی که در وجودشان ریشه دوانده است ، آرزو دارند اگر بشود شما را بعد از پذیرش ایمان بازگردانند با این که حقّ برایشان کاملاً روشن گشته است .) بقرة-۱۰۹</p>
<p>أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا (‏آیا آنان بر چیزی حسد می‌برند که خداوند از روی فضل و رحمت خود ( با برانگیختن محمّد ) به مردم ( عرب ) داده است‌ ؟ ما که به آل ابراهیم ( که ابراهیم نیای شما و ایشان است ) کتاب ( آسمانی ) و پیغمبری و پادشاهی عظیمی دادیم .) النساء- ۵۴</p>
<h5><strong>حسادت برادران یوسف نسبت به وی</strong></h5>
<p>اگر اندکی به داستان یوسف علیه السلام بنگریم در می یابیم عامل اصلی توطئه برادرانش نسبت به او حسد بود و این خود در گفته شان نمایان است آنگاه که می گویند: لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ (یوسف و برادرش  در پیش پدرمان از ما محبوبترند ، در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم . مسلّماً پدرمان در اشتباه روشنی است .) یوسف- ۸</p>
<p>حسد برادران یوسف را واداشت که با تمام قساوت وی را به چاه افکنند و او را از پدرش یعقوب دور سازند .</p>
<h5><strong>حسد آرمان منافقین</strong></h5>
<p>خداوند در قرآنش  پیرامون خصوصیات منافقین می فرماید: وَدُّوا لَوْتَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَوَاءً (آنان دوست می‌دارند که شما کافر شوید همان گونه که خود کافر شده‌اند و ( در کفر با ایشان ) مساوی شوید.النساء- ۸۹</p>
<p>و نیز می فرماید: إنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَةٌ یَفْرَحُوا بِهَا ( اگر نیکی به شما دست دهد ناراحت می شوند و اگر بدی به شما دست دهد شادمان می شوند) آل عمران- ۱۲۰</p>
<h5><strong>اسباب بوجود آمدن حسادت</strong><strong></strong></h5>
<p><strong>خود برتر بینی در میان همقطاران :</strong> یکی از مهمترین عوامل بوجود آمدن حسادت این است که انسان خود را از دیگران برتر ببیند چون نعمتی را در دیگری مشاهده نمود که خود از آن محروم است آرزوی برباد رفتن آن را می نماید کما اینکه این امر در داستان ابلیس و نیز یهود و منافقین نیز ملحوظ می باشد.</p>
<p><strong>عداوت و دشمنی</strong>:یکی دیگر از عوامل حسادت دشمنی و کینه توزی است که انسان را یارای آن نمی باشد که دشمن و خصم خود را در وضعیتی بهتر از خود ببیند لهذا آرزوی زوال نعمتش را می نماید.</p>
<p><strong>ظهور نعمت و فضل بر انسان محسود:</strong>شکی نیست که حسد بوجود نمی آید مگر آنگاهی که نعمتی برای انسان تجلی می کند و سزاوار است انسان به هنگام ظهور نعمت آنرا از انسانهای حسود مخفی نگه دارد.</p>
<h5><strong>مراتب حسادت</strong></h5>
<p><strong>مرتبه ی اول:</strong> اینکه انسان آرزوی زوال نعمت از دیگران را می نماید ، گرچه آن نعمت به خود وی نرسد.</p>
<p><strong>مرتبه ی دوم:</strong> اینکه انسان آرزوی نابودی نعمتی دیگران را می نماید تا اینکه به خود وی برسد.</p>
<p><strong>مرتبه ی سوم:</strong> این دوست می دارد انسان به حال خود باقی بماند و هیچ نعمتی به وی نرسد.</p>
<p><strong>مرتبه ی چهارم:</strong> اینکه انسان آرزوی از بین رفتن نعمت از دیگران را ندارد بلکه دوست دارد چنان نعمتی نصیب خود او شود و اگر این مهم تحقق نیافت آرزو می کند تا دیگری از چنین نعمتی برخوردار نباشد تا اینکه با یکدیگر مساوی شوند.</p>
<p><strong>مرتبه ی پنجم:</strong> اینکه انسان آرزوی بدست آوردن نعمتی را می نماید که خداوند به دیگران داده است و هیچگاه آرزوی زوال آن را از دیگران نمی نماید ؛ به این نمونه از حسد در فرهنگ اسلامی غبطه گفته می شود و اگر در امری از امور شرعی باشد نه تنها اینکه هیچ اشکالی ندارد بلکه امری محمود و پسندیده می باشد، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید: لاحسد إلا فی اثنتین : رجل آتاه الله مالا فسلط على هلکته فی الحق،ورجل آتاه الله الحکمة فهو یقضی بها و یعلمها ( حسد روا نیست مگر در دو چیز : مردی که خداوند به او مال و دارایی عطا نموده و وی آنرا در راه حق استعمال می نماید و مردی که خداوند به او دانش آموزانده است و  وی بدان حکم می کند و آنرا به دیگران آموزش می دهد.) رواه البخاری</p>
<h5><strong>مضرات حسد:</strong></h5>
<p><strong>تراشیدن دین( از بین بردن آن):</strong></p>
<p>رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: ” دب إلیکم داء الأمم قبلکم : الحسد والبغضاء،هی الحالقة، لاأقول تحلق الشعرولکن تحلق الدین” بیماری امتهای قبل از شما بسوی شما شتافته است یعنی حسد و دشمنی و همانا که آن تراشنده است نمی گویم موی را می تراشد بلکه دین را می تراشد. رواه الترمذی</p>
<h5><strong>انتفاء ایمان کامل:</strong></h5>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرمایند: لا یجتمع فی جوف عبد الإیمان والحسد” ( ایمان و حسد در درون بنده با هم جمع نمی شوند.) رواه ابی الشیخ فی التوبیخ و التنبیه بسند صحیح     ”</p>
<h5><strong>برداشته شدن خوبی ها و جایگزین شدن بدی ها و دشمنی ها در مجتمع:</strong></h5>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرمایند: لایزال الناس بخیرما لم  یتحاسدوا” مردم پیوسته در خیر و خوبی هستند تا اینکه نسبت به یکدیگر حسد نورزند. ) رواه الطبرانی فی معجم الکبیر</p>
<h5><strong>از بین بردن حسنات و نیکی ها:</strong></h5>
<p>رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرمایند: إیاکم والحسد، فإن الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النارالحطب” شما را برحذر می دارم از حسد ؛ چرا که حسد نیکی ها را می خورد( از بین می برد) همانگونه که آتش هیزم را از بین می برد. ) رواه ابوداود</p>
<h5><strong>اعتراض به قضا و قدر:</strong></h5>
<p>انسان حسود با حسادت نسبت به برادرش در واقع به حکم الهی و قضا و قدر وی نسبت به او اعتراض می کند و  می گوید: خدایا چرا فلان چیز را به او دادی و به من ندادی؟!</p>
<p>امام قحطانی رحمه الله می فرماید:</p>
<p>لا تحسدن أحدا علی نعمائه—– إن الحسود لحکم ربک شانئ</p>
<p>یعنی: ( نسبت به نعمت های دیگران حسادت نورز، چرا که انسان حسود از حکم خدا ایراد می گیرد.)</p>
<p>و شاعر دیگر می فرماید:</p>
<p>ألا قل لمن کان لی حاسدا——– أتدری علی من أسأت الأدب</p>
<p>أسأت علی الله فی فعله———-إذا أنت لم ترض لی ما وهب</p>
<p>یعنی: به کسی که نسبت من حسادت می ورزد بگو آیا می دانی نسبت به چه کسی بی ادبی روا داشته ای؟! نسبت به کرده ی خداوند بدی روا داشته ای چرا که از آنچه به من بخشیده است راضی نیستی.</p>
<h5><strong>انسان حسود همیشه در حال اضطراب است: </strong></h5>
<p>و یکی دیگر از پیامدها منفی حسادت این است که انسان حسود همواره از نوعی بیماری و ناراحتی درونی رنج می برد ، چرا که هرگاه نعمتی بر دیگران مشاهده نماید از درون متلاشی می شود ، و این مسئله اندوه فکر و ذهن او را به خود مشغول نموده و او را از اندیشدن به کارهای مهمی که او ار در مسیر پیشرفت یاری می رساند باز می دارد.</p>
<h5><strong>مبتلا شدن به آفات زبان و تلاش برای ضرر رساندن به دیگران:</strong></h5>
<p>زمانی که انسان نسبت به برادرش حسادت می ورزد هیچ پروایی نخواهد داشت که نسبت به او تهمت ناروا بندد ، یا اینکه در مجالسش از او غیبت نماید , و یا اینکه او را به باد استهزاء و تمسخر گیرد،  و یا اینکه نسبت به او دروغی روا دارد،  و یا اینکه نسبت به وی فحاشی کند و…… که همه آن ناشی از حسادت می باشد. و چه بسا از دایره ی آفات زبان فراتر رفته و به تلاش برای توطئه به دیگران می انجامد، کما اینکه این مسئله را در داستان فرزندان آدم و یا برادران یوسف به خوبی در می یابیم .</p>
<h5><strong>راههای رهایی از حسادت برای انسان حسود</strong><strong></strong></h5>
<p><strong>اول:</strong> تقوی وصبر:از مهمترین عوامل رهایی از حسادت تقوا و صبر می باشد ، بدینگونه که اگر انسان نعمتی را مشاهده نمود که خداوند بر برادرش اعطاء نموده و خود از آن بی بهره است، به تقدیر الهی راضی بوده و صبر پیشه کند و یقین حاصل کند که خداوند چنانکه وعده داده است پاداش انسانهای صابر را بدون اندازه می دهد.</p>
<p><strong>دوم:</strong> اینکه انسان حسود بداند ، با حسادت خویش راه ابلیس و لشکریانش را درپی گرفته است.</p>
<p><strong>سوم:</strong> اینکه انسان حسود بداند اگر قرار بود خداوند خواسته ی هر انسان حسودی در مقابل دیگران را بپذیرد دیگر نعمتی در دنیا باقی نمی ماند.</p>
<p>و به قول شاعر:</p>
<p>إن یحسدونی فإنی غیر لائمهم—— مثلی من الناس أهل الفضل حسدوا</p>
<p>فدام لی و لهم مابی و ما بهم——- و مات أکثرنا غیظا بما یجد</p>
<p>اگر نسبت به من حسد می ورزند من آنها را سرزنش نمی کنم ، چرا انسانها صاحب فضل چون من مورد حسادت واقع شدند ، اما من و آنها آنچه را داشتیم مستدام ماند ،اما کسی از ما که بیش از همه خشم و ناراحتی داشت بعلت اندوهش مرد.</p>
<p><strong>چهارم :</strong> یاد مرگ: ابودرداء رضی الله عنه می فرماید: کسی که زیاد از مرگ یاد نماید شادی هایش و نیز حسادتش کم خواهد شد.</p>
<p><strong>پنجم:</strong> نیکی کردن به انسان محسود( کسی که حسود نسبت به وی حسد روا می دارد)، علامه ابن القیم رحمه الله می فرماید: این روش از دشوارترین روشها بر نفس می باشد و کسی موفق به این امر نمی شود مگر آنکه خدا او را توفیق بزرگی عنایت کرده باشد.  وَلَاتَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (۳۴) وَمَایُلَقَّاهَا إِلَّاالَّذِینَ صَبَرُوا وَمَایُلَقَّاهَا إِلَّا ذُوحَظٍّ عَظِیمٍ( ۳۵) فصلت (‏نیکی و بدی یکسان نیست .  ( هرگز بدی را با بدی ، و زشتی را با زشتی پاسخ مگوی . بلکه بدی و زشتی دیگران را ) با زیباترین طریقه و بهترین شیوه پاسخ بده . نتیجه این کار ، آن خواهد شد که کسی که میان تو و میان او دشمنانگی بوده است ، به ناگاه همچون دوست صمیمی گردد .‏‏به این خوی ( و خلق عظیم ) نمی‌رسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند ، و بدان نمی‌رسند مگر کسانی که بهره بزرگی ( از ایمان و تقوا و اخلاق ستوده ) داشته باشند .‏)</p>
<h5><strong>راههای نجات از  حسد برای محسود ( حسد شده)</strong><strong></strong></h5>
<p><strong>تقوا و صبر :</strong> خداوند عزوجل در قرآن می فرماید: وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (۱۲۰) آل عمران (و اگر ( در برابر اذیّت و آزارشان ) بردباری کنید و تقوا پیشه سازیدحیله گری آنان هیچ ضرری به شما نمی رساند ، شکی نیست خداوند بدانچه انجام می دهند احاطه دارد.)</p>
<p><strong>توکل بر خداوند:</strong> خداوند در قرآن می فرماید: (وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ) الطلاق- ۳ (  هر کس بر خداوند توکّل کند ( و کار و بار خود را بدو واگذارد ) خدا او را بسنده است .)</p>
<p><strong>پناه بردن به خداوند</strong> از شر انسانهای حسود و قرائت قرآن بویژه معوذتین( سوره ناس و فلق) و خواندن اذکار شرعی .</p>
<p>علامه ابن القیم رحمه الله در تفسیر سوره ی فلق می فرماید: این سوره از آنجایی که دربردارنده توکل بر خداوند و روی آوردن به وی و پناه جستن به او از شر انسانهای حسود است بزرگترین دارو برای علاج حسد می باشد ، چرا که انسان به صاحب نعمت پناه می برد و گویا که می گوید: ای کسی که نعمت خویش را به من ارزانی بخشیده ای من به تو پناه می برم از شر هر کسی که بخواهد آنرا از من سلب نماید.) و خداوند برای کسی که به او توکل کند و به وی پناه جوید بسنده است.</p>
<p><strong>عدم با خبر ساختن انسانهای حسود از نعمتهایی که خداوند به شخص عطاء نموده است:</strong> این مسئله را در داستان یوسف بخوبی در می یابیم آنگاه که یعقوب علیه السلام یوسف را پس از اینکه خواب  می بیند یازده ستاره و نیز ماه و خورشید به وی سجده می کنند چنین نصیحت می کند که (یَابُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا) یوسف-۵ (فرزند عزیزم ! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن ،  ( چرا که مایه حسد آنان می‌شود ، و شیطان ایشان را بر آن می‌دارد ) که برای تو نیرنگ بازی و دسیسه‌سازی کنند . )</p>
<h5><strong>و در پایان</strong><strong></strong></h5>
<p>بایستی دریافت  که سلامت درون انسان نسبت به برادرانش از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به بنده اش عطاء می نماید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3205/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>غلبه ی احساس</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3192</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3192#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Sep 2010 09:31:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3192</guid>
		<description><![CDATA[دکترعبدالکریم بکار/ ترجمه : صلاح الدین مصلح دوست مان شخصی آرام  و متوازن بود و گاهی می شنیدم که در مورد بیطرفی در نگرش به امور مختلف و ضرورت رعایت انصاف و عدالت حتی درمورد دشمنان صحبت  می نمود. در یکی از روزها پسر نوجوانش به سرعت نزد وی آمده و کلماتی چند به وی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3193" href="http://www.bidary.net/archives/3192/ehsas"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3193" title="ehsas" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/09/ehsas-100x102.jpg" alt="" width="100" height="102" /></a>دکترعبدالکریم بکار/ ترجمه : صلاح الدین مصلح</h4>
<p>دوست مان شخصی آرام  و متوازن بود و گاهی می شنیدم که در مورد بیطرفی در نگرش به امور مختلف و ضرورت رعایت انصاف و عدالت حتی درمورد دشمنان صحبت  می نمود.</p>
<p>در یکی از روزها پسر نوجوانش به سرعت نزد وی آمده و کلماتی چند به وی گفته و رفت. ناگهان این مرد از کوره در رفته و کلماتی را به زبان آورد که خیلی از عفت کلام به دور بود!</p>
<p>مشخص شد  پسرش به وی خبر داده که پسر همسایه برادر کوچکش را کتک کاری نموده تا جایی که خونین شده است.<span id="more-3192"></span></p>
<p>هنگامی که با همسایه و پسرش از نزدیک ملاقات نموده و ماجرا را بطور کامل از زبان آنها شنید برایش روشن شد که پسر او آغازکننده ی دعوا و ضرب وشتم بوده است. پس چاره ای جز معذرت خواهی ازهمسایه وابراز تأسف بدلیل زود قضاوت نمودن نیافت.</p>
<p>وضعیت بیان شده در مورد دوست مان حالتی نادر و کمیاب نمی باشد. <strong><span style="color: #993300;">ماغالبا در حال آرامش به نفع رفتار درست رأی می دهیم و آن را تأیید می نماییم؛ اما وقتی که از کوره در رفته و عصبانی می شویم، احساسات ما چشمان و عقل های مان  را پوشانده  و انگار در تاریکی قرار می گیریم</span></strong>؛ بنابراین نظارت عقل بر رفتار مان ضعیف گشته و جاهلانه رفتار می نماییم.</p>
<p>پیامبر ما – صلی الله علیه و سلم – نمونه ی برتر همگرایی و تعادل در هر وضعیت را به ما ارائه می نماید.</p>
<p>ایشان – صلی الله علیه و سلم – هنگامی که شوخی نموده و خوشحال می شد به جز حق  نمی گفت و عصبانی نمی شد مگر برای رضای الله. عصبانی می شد وقتی که حرمتی از حرمت های الهی زیر پا گذاشته می شد وهیچگاه بخاطر خودش یا به علت نشان دادن ناراحتی اش از آزار و اذیتی که به وی رسیده، عصبانی نمی شد!!</p>
<p>پروردگارمان عکس العملی را که شایسته است در موقع شنیدن آنچه که ما را آزرده خاطر نموده و باعث انتقام جویی می شود داشته باشیم، را به ما آموخته است. وی &#8211; سبحانه و تعالی &#8211; می فرماید: <strong>((</strong><strong>يا أيها الذين آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبينوا أن تصيبوا قوماً بجهالة فتصبحوا على ما فعلتم نادمين)). الحجرات 6<br />
</strong></p>
<p><span style="color: #808080;">اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! اگر شخص فاسقي خبري را به شما رسانيد درباره آن تحقيق كنيد ، مبادا به گروهي &#8211; بدون آگاهي ( از حال و احوالشان و شناخت راستين ايشان‌ &#8211; ) آسيب برسانيد ، و از كرده خود پشيمان شويد .</span></p>
<p>«تبیین» یعنی : &#8221; اطمینان حاصل نمودن از صحت آنچه که می شنویم&#8221;. گر چه روایت کننده ی خبر &#8221; مورد اطمینان &#8221; باشد؛ اما ممکن است در تفسیر آنچه که شنیده دچار وهم و گمان شود یا اینکه خبر را از شخصی &#8220;غیر مطمئن&#8221; نقل نماید. &#8221; اطمینان حاصل نمودن&#8221; به ما فرصت می دهد تا واکنش خویش در مورد آنچه  که می پنداریم به زیان ماست را به تأخیر اندازیم. و هنگامی که در واکنش و عکس العمل وقفه ایجاد می شود، شعله ی عصبانیت فروکش نموده و این باعث می شود که قضاوت ها و رفتارهای مان &#8220;عادلانه&#8221;، &#8220;منصفانه&#8221; و &#8220;متوازن&#8221; باشد.</p>
<p>اگر به واقعیت زندگی روزمره بنگریم، خواهیم دید چیزی که کنترل بیشتر مردم در اکثر وقت ها را بدست گرفته &#8220;احساسات شان&#8221; می باشد و نه &#8220;عقل هایشان&#8221;. و این خروج از منهج پایدار ربانی و ادبیات رفتار منطقی مورد قبول می باشد. امید است که این امر با پیشرفت علم و آگاهی فروکش نموده و کمرنگ شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3192/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هشدار آتش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3165</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3165#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:02:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3165</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ صلاح البدیر مسجد نبوی شریف: جمعه 11 شعبان 1431 برابر با 1 مرداد 1389 خطبه‌ی اول: ستایش از آن خداوندی است که عزیز و پرشکوه است، او که پس از هشدار و وعید و فرستادن پیامبران، با آتش جهنم از عاصیان انتقام می‌گیرد و کسانی را که ترس او را دارند و تقوای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 11 شعبان 1431 برابر با 1 مرداد 1389<span id="more-3165"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن خداوندی است که عزیز و پرشکوه است، او که پس از هشدار و وعید و فرستادن پیامبران، با آتش جهنم از عاصیان انتقام می‌گیرد و کسانی را که ترس او را دارند و تقوای او را پیشه می‌سازند با بهشت برین بزرگ می‌دارد&#8230; هر که کار نیکی کند برای خودش است و هر که بدی پیشه سازد بر خود بدی کرده است و پروردگار تو به بندگانش ستم روا نمی‌دارد&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است. او که شایسته‌ی حمد و ثنا و تمجید است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و پیامرسان او و دعوتگر به سوی توحید است و اوست هشدار دهنده‌ی از آتش شعله‌ور و بشارت‌دهنده‌ی به بهشت ابدی. درود و سلام ابدی خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید و در پی دست یابی به رضایت وی کوشا باشید:</p>
<p>{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً } [احزاب: 70-71]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سخنی استوار گویید (70) تا کارهای شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید و هر کس از الله و پیامبرش اطاعت کند پیروزی بزرگی به دست آورده است)</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; خداوند بندگان را به هدف عبادت خود آفرید و نشانه‌های عظمت خویش را در برابر آنان قرار داد تا هیبتش را در قلب آنان قرار دهد و عذاب شدید خود و جهنم را برای آنان وصف نمود تا عاملی باشد برای سرکوب گمراهی درون، و انگیزه‌ای باشد برای رستگاری آن.</p>
<p>پس از آن چیزی نسبت به آن هشدار داده شده‌اید برحذر باشید و از آن آتشی بترسید که خداوند در کتابش و توسط پیامبرش ذکر آن را نموده.</p>
<p>آن آتشی که خشم آن شدید است و آتش آن افروخته و تاریک و سیاه&#8230;</p>
<p>{ لَا تُبْقِي وَلَا تَذَرُ (28) لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ (29) عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ } [مدثر: 28-30]</p>
<p>(نه باقى مى‏گذارد و نه رها مى‏كند (28) پوستها را سياه مى‏گرداند (29) [و] بر آن [دوزخ] نوزده [نگهبان] است)</p>
<p>خانه‌ای که اهل آن نفرین شده‌اند و از دستیابی به لذت‌ها و خوشبختی محروم گشته‌اند.</p>
<p>{ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ } [ص: 56]</p>
<p>(به جهنم درمى‏آيند و چه بد آرامگاهى است)</p>
<p>یاد آن ـ با طبقات و درجات و درهای آن قلب ترسایان را به لرزه در آورده و اشکها را بر گونه‌ها جاری ساخته است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;قسم به آنکه جانم در دست اوست اگر آنچه را که من دیده‌ام می‌دیدید کم می‌خندید و بسیار گریه می‌کردید&#8221;. گفتند: مگر تو چه دیدی ای رسول خدا؟ فرمود: &#8220;بهشت و جهنم را دیده‌ام&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>و نعمان بن بشیر ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: شنیدم که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در خطبه‌اش می‌فرمود: &#8220;شما را از آتش هشدار دادم، شما را نسبت به آتش هشدار دادم&#8221; تا آنکه عبایش که بر کتفش بود به روی پایش افتاد. [به روایت احمد]</p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;دو امر بزرگ را فراموش نکنید: بهشت و جهنم را&#8221; و سپس در حالی که می‌گریست و اشک‌هایش ریش مبارکش را خیس کرده بود فرمود: &#8220;قسم به آنکه جان محمد در دست اوست اگر آنچه را که من در مورد آخرت می‌دانم می‌دانستید به دشت و صحرا می‌رفتید و بر سر خود خاک می‌ریختید&#8221; [به روایت ابویعلی]</p>
<p>ای مسلمانان: بهشت از بند کفش شما به شما نزدیک‌تر است و همینطور جهنم، و این آتشی که شما بر می‌افروزید جزئی از 70 جزء آتش جهنم است که 69 بار از آن گرم‌تر است و گرمای تابستان از نفس جهنم است که شما را به یاد آن بیندازد زیرا در صحیح بخاری چنین آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: &#8220;آتش جهنم به سوی پروردگارش شکایت برد که ای پروردگار، بخشی از من بخشی دیگر را می‌بلعد (یعنی از شدت گرما) پس خداوند به او اجازه داد دو بار نفس بکشد، یک بار در تابستان و یک بار در زمستان که علت گرما و سرمای شدیدی است که می‌بینید&#8221;.</p>
<p>جهنم را در روز قیامت می‌آورند در حالی که هفتاد هزار افسار دارد که هر افساری را هفتاد هزار ملائکه به دنبال خود می‌کشند و از شدت خشم فریاد می‌کشد و اینجاست که مجرمان به بدبختی خود یقین حاصل می‌کنند و امت‌ها بر زانوی خود می‌افتند و آنجاست که انسان به یاد آنچه کرده است می‌افتد و می‌گوید:</p>
<p>{يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي (24) فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ (25) وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ } [فجر: 24-26]</p>
<p>(کاش برای زندگی (ابدی) خود (توشه‌ای) پیش فرستاده بودم (24) پس در آن روز هيچ كس چون عذاب ‏كردن او عذاب نكند (25) و هیچ کس چون دربند کشیدن او دربند نکشد)</p>
<p>عمق آن به فاصله‌ی هفتاد سال است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روزی در کنار اصحاب بودند که صدایی مهیبی به گوششان رسید پس فرمودند: &#8220;آیا می‌دانید این چیست؟&#8221; گفتند: الله و رسولش آگاهترند. فرمود: &#8220;این صدای سنگی بود که هفتاد سال پیش به آتش جهنم انداخته شده بود و همچنان در آن سقوط می‌کرد تا آنکه اکنون به قعر آن رسیده است&#8221; [به روایت مسلم]</p>
<p>پل صراط بر روی چنین جهنم وحشتناکی زده می‌شود. جهنمی که شراره‌های آن از آن بر می‌جهد و چنگال‌هایی دارد که برخی از جهنمیان را از روی پل صراط به داخل خود می‌کشد، پس مومنان بر اساس اعمال خود به سرعت چشم به هم زدن و به سرعت برق و یا سرعت باد و یا سرعت پرندگان و یا سرعت اسبان دونده و یا سرعت انسان پیاده از آن می‌گذرند. پس برخی از آنان به راحتی عبور می‌کنند و برخی دیگر در هنگام عبور زخمی می‌شوند و برخی دیگر به آتش جهنم در می‌افتند و در آتش جهنم نیز برخی از جهنمیان تا مچ پا در آتشند و برخی تا زانو در آتشند و برخی تا سینه و برخی دیگر تا گردن&#8230;</p>
<p>اهل آتش به ذلت و خواری به سوی آتش فراخوانده و هل داده می‌شوند:</p>
<p>{&#8230; يُسْحَبُونَ (71) فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ } [غافر: 71-72]</p>
<p>(&#8230;كشانيده مى‏شوند (71) در ميان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مى‏شوند)</p>
<p>آتشی که آنان را به مانند آب جوشان در بر می‌گیرد:</p>
<p>{ إِذَا أُلْقُوا فِيهَا سَمِعُوا لَهَا شَهِيقًا وَهِيَ تَفُورُ } [ملک: 7]</p>
<p>(چون در آنجا افكنده شوند از آن خروشى مى‏شنوند در حالى كه مى‏جوشد)</p>
<p>از گرسنگی فریاد برمی‌آورند و غذا می‌خواهند و در پاسخ به آنان خبیث‌ترین غذا که برای اهل گناهان مهیا شده است داده می‌شود:</p>
<p>{ إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ (43) طَعَامُ الْأَثِيمِ (44) كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ (45) كَغَلْيِ الْحَمِيمِ } [دخان: 43-46]</p>
<p>(آرى درخت زقوم (43) خوراك گناه پيشه است (44) چون مس گداخته در شكمها مى‏گدازد (45) همانند جوشش آب جوشان)</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;اگر قطره‌ای از زقوم به زمین فرو می‌افتاد زندگی را بر اهل دنیا تلخ می‌کرد پس چه می‌شود کسی که همه‌ی غذایش همین است و غذای دیگری ندارد؟&#8221; [به روایت احمد]</p>
<p>و به آنان ضریع داده می‌شود. غذایی که نه چاق می‌کند و نه گرسنگی را رفع می‌کند به مانند خاری که نه وارد شکمشان می‌شود و نه از حلقومشان در می‌آید و به آنان چرک و خونابه‌ی جهنمیان خورانده می‌شود و هنگامی که گلویشان از گرسنگی و تشنگی خشکیده شد از چشمه‌ای داغ نوشانده می‌شوند و به آنان آبی داده می‌شود جوشان که روده‌های آنان را ذوب می‌کند، روده‌هایی که زمانی آکنده از غذای حرام بود و صورت‌های آنان می‌سوزد، صورت‌هایی که همیشه به سوی معصیت خداوند متوجه بود.</p>
<p>{ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا } [کهف: 29]</p>
<p>(وه چه بد شرابى و چه زشت جايگاهى است)</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;آب جوشان بر سرشان ریخته می‌شود پس جمجمه‌شان را آب می‌کند تا آنکه به شکمشان می‌رسد، پس هر چه در شکم دارند آب می‌شود تا آنکه از پایشان خارج می‌شود و سپس به همان حالتی باز می‌گردند که بودند&#8221; [به روایت احمد و ترمذی]</p>
<p>و آسان‌ترین اهل آتش از نظر عذاب کسی است که دو دمپایی از آتش دارد که مغزش به خاطر آن به مانند دیگ می‌جوشد و او گمان نمی‌کند که عذاب کسی از او شدیدتر باشد در حالی که او آسان‌ترین عذاب را دارد&#8221;</p>
<p>غل و زنجیر آنان را سنگین کرده است، پاهایشان به پیشانی‌شان بسته شده و چهره‌هایشان از خواری و ذلت گناه سیاه گشته است. از داد و بی‌داد سر و صدایشان بلند است و امید رهایی ندارند و آرزوی مرگ می‌کنند اما از اسارت جهنم رهایی نمی‌یابند:</p>
<p>{وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ (21) كُلَّمَا أَرَادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ } [حج: 21-22]</p>
<p>(و براى آنان گرزهايى آهنين است (21) هر بار بخواهند از [شدت] غم از آن بيرون روند در آن باز گردانيده مى‏شوند [كه هان] بچشيد عذاب آتش سوزان)</p>
<p>درهایش بر آنان بسته می‌شود و غم و مصیبتشان افزون می‌شود&#8230; { لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ } [حجر: 44] (براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معين از آنان [وارد مى‏شوند])</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: اهل آتش چنان می‌گریند که اگر کشتی‌ها در اشکشان قرار گیرند به جریان می‌افتند و آنان خون می‌گریند&#8221;&#8230; [به روایت حاکم]</p>
<p>آنان بر از دست دادن زندگی بدون آنکه توشه‌ای از آن برگیرند می‌گریند، آه بر آن‌ها از خشم خداوند و آه بر آنان از رسوایی‌شان در بین مردم؛ و فریاد برمی‌آورند که:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ } [فاطر: 37]</p>
<p>(پروردگارا ما را بیرون بیاور تا کاری شایسته غیر از آنچه انجام می‌دادیم انجام دهیم)</p>
<p>و می‌گویند:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ } [ابراهیم: 44]</p>
<p>(پروردگارا ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوييم و از فرستادگان [تو] پيروى كنيم)</p>
<p>و می‌گویند:</p>
<p>{ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ } [سجده: 12]</p>
<p>(پروردگارا ديديم و شنيديم ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم چرا كه ما يقين داريم)</p>
<p>{.. رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ (106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ } [مومنون: 106-107]</p>
<p>(&#8230;پروردگارا شقاوت ما بر ما چيره شد و ما مردمى گمراه بوديم (106) پروردگارا ما را از اينجا بيرون بر پس اگر باز هم [به بدى] برگشتيم در آن صورت ستمگر خواهيم بود)</p>
<p>خدایی را صدا می‌زنند که همیشه دستوراتش را زیر پا می‌گذاشتند و با دوستانش دشمنی می‌ورزیدند. خدایی را صدا می‌زنند که حکمش در مورد آنان به اجرا در آمده است و عذابش بر آنان نازل گردیده است.</p>
<p>{ قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ } [مومنون: 108] (مى‏فرمايد [برويد] در آن گم شويد و با من سخن مگوييد)</p>
<p>نه به گریه‌شان رحم می‌شود و نه فریادرسی می‌شوند&#8230; از آرزوهایشان باز مانده‌اند و گناهان آنان را به محاصره در آورده اما همچنان در امید رهایی هستند که ناگهان منادی ندا می‌دهد که: &#8220;ای اهل بهشت جاودانگی است و دیگر مرگی نیست و ای اهل آتش جاودانگی است و دیگر مرگی در کار نیست&#8221;.</p>
<p>آتشی که خاموش نمی‌شود و جانی که دیگر گرفته نمی‌شود: { لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُوا وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذَابِهَا } [فاطر: 36] (نه حكم به مرگ بر ايشان [جارى] مى‏شود تا بميرند و نه عذاب آن از ايشان كاسته شود)</p>
<p>{ إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَى } [طه: 74]</p>
<p>(در حقيقت هر كه به نزد پروردگارش گنهكار رود جهنم براى اوست در آن نه مى‏ميرد و نه زندگى مى‏يابد)</p>
<p>آنان همدیگر را سرزنش و لعنت می‌کنند و با هم به جدل بر می‌خیزند و یکدیگر را تکذیب می‌کنند: { كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَهَا } [اعراف: 38] (&#8230;هر بار كه امتى [در آتش] درآيد همكيشان خود را لعنت كند)</p>
<p>به یکدیگر کفرمی‌ورزند و همدیگر را نفرین می‌کنند و کینه‌شان علیه کسانی که آنان را به چنین روزی انداخته‌اند شدت می‌گیرد و می‌گویند: { رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِيَكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِينَ } [فصلت: 29] (پروردگارا آن دو [گمراه‏گرى] از جن و انس كه ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا آنها را زير قدمهايمان بگذاريم تا زبون شوند)</p>
<p>و آنکه از یاد خداوند غافل بود خطاب به دوستش که او را از قرآن باز داشته و گناه را برای او زینت داده چنین می‌گوید که: {کاش میان من و تو (به اندازه‌ی) دوری مشرق و مغرب (فاصله) بود. پس چه بد دوستی بود چنین دوستی} [زخرف: 38]</p>
<p>و همه‌ی این‌ها برایشان سودی در بر ندارد زیرا که همه در عذاب شریکند و همه سهمی از آن دارند اما نمی‌دانند.</p>
<p>خداوند من و شما را از آزاد شدگان از آتش قرار دهد&#8230; این سخنان را گفته و برای خود و شما از خداوند متعال از هر گناهی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>سپاس و ستایش از آن الله است برای نیکی و احسان و توفیقش و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و بی‌شریک و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد بنده و پیامبر او و دعوتگر به سوی رضوان اوست&#8230; درود و سلام  خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد.</p>
<p>اما بعد&#8230; ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایسته‌ی اوست پیشه سازید: {&#8230;اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ } [توبه: 119] (&#8230; تقوای الله را پیشه سازید و با راستان همراه باشید)</p>
<p>ای مسلمانان: این‌ها برخی از اوصاف آتش جهنم و احوال اهل آن بود. پس از آتش جهنم به خداوند پناه ببرید و از هر سخن و کرداری که شما را به آتش نزدیک می‌سازد دوری کنید که شما امروزه در دوران فتنه‌های پی در پی و بدی‌ها قرار دارید. فتنه‌ی شبهات و شهوات که برخی برخی دیگر را زیبا جلوه می‌دهند که هر که را در پی آن‌ها به راه افتد در دینش و در عقیده و اخلاقش به عقب می‌رانند و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: &#8220;آنچه من از آن بر شما ترس دارم شهوت‌های گمراه کننده در شکم و شرمگاه و هواهای گمراه‌کننده است&#8221; [ به روایت احمد]</p>
<p>پس به راه سختی‌های نجات دهنده گام نهید و قلب را از غفلت بیدار کنید و نفس را از خیزشگاه شهوت برهانید و به کتاب خدا و سنت پیامبرش حکم کنید و بدانید که روزهای زندگی مهلت‌هایی است برای رستگاری که در ورای آن اجل در کمین است و هر که زمان حال به درد او نیاید آینده نیز برایش سودی نخواهد داشت و گذشته نیز به دردی از او دوا نخواهد کرد و بدانید که خوابی سنگین‌تر از خواب غفلت نیست و بردگی‌ای بدتر از بردگی شهوات وجود ندارد و مصیبتی بدتر از مرگ قلب نیست و هشدار دهنده‌ای رساتر از پیری نیست و بدانید که هیچ عاقبتی بدتر از آتش نخواهد بود:</p>
<p>{وَمَا هِيَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ (31) كَلَّا وَالْقَمَرِ (32) وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ (34) إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ (35) نَذِيرًا لِلْبَشَرِ (36) لِمَنْ شَاءَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ} [مدثر: 31-37]</p>
<p>(و این آیات نیست مگر یاد‌آوری برای بشر (31) نه چنین است (که می‌پندارند) سوگند به ماه (32) و سوگند به شب آنگاه که پشت می‌کند (33) و سوگند به صبح هنگامی که آشکار شود (34) که آن (قرآن) از پدیده‌های بزرگ است (35) و بشر را هشدار دهنده است (36) هر کدام از شما را که بخواهد پیشی جوید یا آنکه عقب بیفتد)</p>
<p>پس خود را از آتش نجات دهید و پیش از آنکه عبرتی شوید برای آیندگان، از گذشتگان عبرت گیرید و راه توبه‌کنندگان را در پیش گیرید که اکنون وقت بازگشت و توبه و ترک گناهان است.</p>
<p>ای بنده‌ی خداوند، ای آنکه حدود خداوندی را زیر پا نهاده‌ای و از راه درست دوری گزیده‌ای&#8230; خیلی زود توبه کن و چرک گناه را از خود بشوی و خود را از جهنم نجات ده.</p>
<p>از عدی به حاتم ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: &#8220;کسی از شما نیست مگر آنکه پروردگارش با او سخن می‌گوید بی آنکه میان او و پروردگارش واسطه‌ای باشد. پس بنده به راست خود می‌نگرد و چیزی جز آنچه پیش فرستاده است نمی‌بیند و به چپ خود می‌نگرد و چیزی جز اعمالی که پیش فرستاده نمی‌بیند و به روبرویش نظر می‌اندازد و جز آتش چیزی نمی‌بیند پس از آتش دوری کنید حتی اگر با نصف دانه‌ی خرما باشد و حتی اگر با سخنی نیک باشد&#8221; [به روایت بخاری]</p>
<p>ای مسلمانان: خود و خانواده و فرزندان خود و زیر دستان خویش را از آتش نجات دهید و بدانید که ضایع نمودن نماز و شبیه کردن خود به کافران و نظر انداختن به حرام و بی‌حجابی و خودآرایی زنان و نوشیدن خمر، همه‌ی این‌ها از کارهای اهل جهنم است و هرگونه معصیت خدا و رسول از کارهای اهل جهنم است، پس از آتش بترسید، از آتش بترسید&#8230;</p>
<p>{ وَمَن يَعْصِ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَاراً خَالِداً فِيهَا وَلَهُ عَذَابٌ مُّهِينٌ } [نساء: 14]</p>
<p>(و هر که (از دستورات) الله و رسولش سرپیچی نماید و حدود او را زیر پا نهد او را وارد آتشی می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند و برایش عذابی خوار کننده خواهد بود)</p>
<p>و سپس بدانید که خداوند شما را به کاری امر نموده که خود آن را آغاز کرده و سپس ملائکه و سپس شما را به آن امر نموده و فرموده است:</p>
<p>{همانا الله و ملائکه‌اش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آوریده‌اید بر او درود و سلام فرستید} [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بهترین و پاکترین انسان‌ها، محمد بن عبدالله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و راضی و خشنود باش از خلفای پیامبرت ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و همچنین از ما با فضل و احسان خویش راضی باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و طاغیان و متجاوزان را نابود گردان و امنیت و رفاه و آرامش را در همه‌ی سرزمین‌های مسلمان مستقر بگردان.</p>
<p>خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان، خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان، خداوندا مسجد الاقصی را از نجاست صهیونیست‌ها پاک گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله‌ها و فاجعه‌ها  و فتنه‌های پنهان و آشکار و بی‌حجابی و اختلاط را از ما دور گردان.</p>
<p>خداوندا مردگان ما را بیامرز و بیماران ما را شفا ده و اسیران ما را آزاد گردان و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان.</p>
<p>خداوندا بر توبه کنندگان توبه پذیر و بازگشت کنندگان به راهت را پذیرا باش و ما را به توبه‌ای صادقانه پیش از روز قیامت موفق گردان.</p>
<p>بندگان خداوند، {همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پندپذیر باشد} [نحل: 90] پس او را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکرگذار باشید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3165/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بسوی خوشبختی ـ 13 (عزلت پسندیده)</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3121</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3121#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Jul 2010 16:37:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبختی و موفقیت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3121</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-3122" title="ozlat" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/07/ozlat.jpg" alt="" width="100" height="92" />دکتر عائض القرنی / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>عزلت شرعی مطابق با سنت نبوی: دوری از شر واهل آن، بیکاران، وقت‌کشان و بی‌برنامه‌ها است؛ در این صورت است که حواست جمع شده، آرامش به سراغت آمده، خیالت راحت شده و ذهنت با مرواریدهای حکمت بارور گشته و وجودت در میان فرصت های قیمتی به سیر و سیاحت خواهد پرداخت.<span id="more-3121"></span></p>
<p>کناره‌گیری وعزلت از هرچیزی که مانع کسب خیر و پیمودن راه بندگی شود دارویی شفابخش است؛ زیرا پزشکان روحی آن را تجربه نموده و به پیروزی‌های غیر قابل تصوری دست یافته‌اند، بنابر این تو را به آن فرا می‌خوانم. در کناره گیری از شر، لغویات و انسانهای کوته فکر، پالایش اندیشه، اجرا شدن قانون خداترسی و جشن گرفتن تولد بازگشت بسوی الله ذوالجلال و الاکرام و به یادآوردن وی نهفته است.</p>
<p>جمع شدن پسندیده و اختلاط مورد قبول، همانا اختلاطی است که در نمازها، جمعه‌ها، مجالس علمی وهمکاری در امور خیر است. اما از مجالس عاطل وباطل پرهیز کن و دوری نما. از آن گریزان باش، بر گناهانت گریه کن، زبانت را کنترل نما و در خانه‌ات بمان. اختلاط ناشیانه و بی‌هدف، جنگی است بی مهابا علیه خویشتن و تهدیدی است خطرناک علیه امنیت و آرامش درونیت، زیرا تو با بزرگان شایعه پراکنی و قهرمانان اراجیف‌بافی و استادان پخش فتنه، فاجعه و بلا همنشین می‌شوی! تا جایی که ممکن است هر روز چندین مرتبه بمیری و زنده شوی پیش از اینکه مرگ حقیقی به سراغت آید.</p>
<p><span style="color: #800000;">{لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالاً}</span> [توبه: 47]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اگر با شما بيرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‏افزودند)</span></p>
<p>آرزو دارم که به امور خودت بپردازی و در اتاق خویش آرام بگیری و بیرون نروی مگر برای گفتار خیر و کردار خیر. آنگاه است که خواهی دید قلبت به وجودت بازگشته و از وقت‌کشی وبیهوده سپری شدن عمر در امان مانده‌ای.</p>
<p>زبانت را ازغیبت، دلت را از نگرانی، گوشت را از شنیدن یاوه‌گویی‌ها و قلبت را از سوء ظن حفاظت نموده‌ای. هر کس تجربه نماید این را خواهد فهمید، اما کسی که نفس خویش را سوار بر مرکب اوهام نموده و با عوام هم نشینی نمود بر او سلام فرست!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3121/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خواهرم غمگین مباش</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3087</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3087#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 21 May 2010 11:05:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[زن مسلمان]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3087</guid>
		<description><![CDATA[دکترصالح بن علي أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین مصلح خواهر مسلمان! ای مؤمن مطیع! ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی! السلام عليكِ و رحمة الله تعالى وبركاته&#8230; غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار و همراه مرد قرار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a rel="attachment wp-att-3541" href="http://www.bidary.net/archives/3087/khaharam"><img class="alignright size-full wp-image-3541" title="khaharam" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/khaharam.jpg" alt="" width="100" height="112" /></a>دکترصالح بن علي أبو عرَّاد / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>خواهر مسلمان!</p>
<p>ای مؤمن مطیع!</p>
<p>ای مروارید گرانبها، و ای گوهر قیمتی!</p>
<p>السلام عليكِ و رحمة الله تعالى وبركاته&#8230;<span id="more-3087"></span></p>
<p>غمگین مباش! چرا که الله متعال تو را با اسلام گرامی داشته، و بواسطه‌ی ایمان بزرگی بخشیده است و تو را یار و همراه مرد قرار داده است. الله تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيما} </span>[الأحزاب: 35]</p>
<p><span style="color: #800000;">(مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ايمان و مردان و زنان عبادت‏پيشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شكيبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‏دهنده و مردان و زنان روزه‏دار و مردان و زنان پاكدامن و مردان و زنانى كه الله را فراوان ياد مى‏كنند، الله براى [همه] آنان آمرزش و پاداش بزرگی فراهم ساخته است)</span></p>
<p>فقط این نیست؛ بلکه به تو منزلتی بس والا بخشیده هنگامی كه تو و زنان نیکوکار، عبادت گزار، فرمانبردار، ومؤمن راستینی مانند تو‌ را به أمهات المؤمنين منتسب نموده است. کسانی که شاعر در موردشان می گوید:</p>
<p style="text-align: center;">فتشبَّهُوا إن لم تكونوا مِثلهم&#8230;&#8230;. إن التَّشبه بالكِرام فلاحُ</p>
<p style="text-align: center;">(اگر مانند آنان نیستید خود  را به آنان شبیه سازید &#8230;. که همانا شباهت به بزرگان رستگاری است)</p>
<p>غمگین مباش! درحالی که اسلام با قرار دادن تو به عنوان دختری پاکدامن، خواهری گرامی، همسری مورد اطمینان، مادری مهربان و با شفقت و مادر بزرگی با وقار، انصاف را در مورد تو رعایت نموده است.</p>
<p>و بدان که اگر در تربیت فرزندان امانتداری را رعایت ننموده و حافظ کیان خانواده نباشی این مقام والا و جایگاه ویژه زیبنده‌ی تو نخواهد بود. بنابراین در نگهداری از این امانت بزرگ کوتاهی نکن، و به پاداش الله جل جلاله در برابر این تلاش و وقت گذاری چشم ببند؛ زیرا او سبحانه و تعالی  پاداش عمل هیچ عملگری چه زن و چه مرد را تباه نخواهد کرد.</p>
<p>غمگین مباش! در حالیکه به حجاب شرعی خویش، که پوشاننده‌ی آنچه که خداوند به پوشیدن آن امر نموده می‌باشد، چنگ زده‌ای؛ زیرا در این حجاب عزت و کرامتی نهفته است که شیرینی آن را فقط کسی خواهد چشید که به الله به عنوان پروردگار، به اسلام به عنوان دین و به محمد صلی الله علیه وسلم به عنوان پیامبر و فرستاده‌ی خداوند ایمان آورده باشد.</p>
<p>از عباس بن عبدالمطلب رضی الله عنه روایت شده که او از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنید که فرمود : <span style="color: #008000;">«طعم ایمان را کسی چشید که به الله به عنوان پروردگار، به اسلام به عنوان دین ، و به محمد به عنوان پیامبر راضی گردید»</span> [به روایت ترمذی: 2623].</p>
<p>بر حذر باش و بازهم بر حذر باش از اینکه حجابت را رها سازی یا اینکه در حفاظت از آن سهل انگاری نمایی؛ زیرا حجاب فرمان الله متعال است تا اینکه آزار و اذیت  را از تو دور سازد. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً }</span> [الأحزاب : 59]</p>
<p><span style="color: #800000;">(اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و الله آمرزنده مهربان است)</span></p>
<p>و همچنین حجاب از رهنمون‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌باشد که آن را آورده تا بدینوسیله زن مسلمان از زنان دیگر متمایز باشد و اینکه از آغاز زندگی با گوهر حیا آراسته گردد تا بدین سان به إذن الله در خوشبختی و سرور زیسته، از افتادن درناپاکی‌ها و گناهان در امان مانده و الله عزیز و بخشنده از وی راضی گردد. شاعر چه زیبا می‌سراید:</p>
<p style="text-align: center;">لا تُعرضي عن هدي ربك ساعةً *** عضي عليه مدى الحياةِ لتغنمي</p>
<p style="text-align: center;">(لحظه‌ای از هدایت پروردگارت روی گردان مباش و در تمام زندگی به آن چنگ بزن تا رستگار گردی)</p>
<p style="text-align: center;">ما كان ربُكِ جـائراً في شرعه *** فاستمسكي بعُراه حتى تسّلمي</p>
<p style="text-align: center;">(پروردگار تو در دستورات شرع خود ستمگر نیست /  پس به ریسمانش چنگ بزن تا در امان بمانی)</p>
<p style="text-align: center;">ودعي هراء القائلـيـن سفاهةً ***  إن التقدم في السفور الأعجمي</p>
<p style="text-align: center;">(مزخرفات انسانهای نادان را که می گویند: پیشرفت در خودنمایی بمانند زنان بیگانه است، را رها کن)</p>
<p>غمگین مباش! اگر تو از کسانی هستی که الله متعال وی را به بر دوش گرفتن رسالت اسلام و دعوت بسوی آن  در خانه، مدرسه، محل کار و در هر زمان و مکانی مشرف نموده است؛ پس بکوش تا الگویی نیکو در دین و دنیا، علم و عمل، خوردن و نوشیدن، پوشش و لباس، سخن و سکوت، و در همه‌ی امور زندگی باشی. و بدان که هر کاری سرانجامی داشته و هر سفری پایانی دارد.</p>
<p>غمگین مباش! در حالی که می‌دانی نیکی ده برابر و تا هزار برابر و بیشتر پاداش داده شده و گناه فقط به اندازه ی یک گناه مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. وفراموش نکن که الله متعال با فضل، رحمت و بخشندگی خویش بندگانش را مورد عفو قرار داده و از آنها در می‌گذرد.</p>
<p>غمگین مباش! هنگامی که تو کانون خانه را گرم نگه داشته‌ای، بر واجبات پایبندی داری و آنچه از عبادات و طاعات که الله تعالی بر تو فرض نموده را بجا می‌آوری؛ وبدان که اختلاط نکردن با هرزگان و سست عنصران نعمتی بس عظیم بوده که هیچ قیمتی نمی‌توان بر آن گذاشت؛ چرا که در دوری از آنان آرامش حال، راحتی فکر، سلامت روح و روان و دوری از گناهان نهفته است.</p>
<p>غمگین مباش! در حالی که بر یاد الله تعالی پایبند بوده و همواره بر استغفار مداومت داری؛ زیرا استغفار زیاد و استمرار انسان بر آن، مایه‌ی رهایی از غم‌ها و غصه‌ها و وسیله‌ی بدست آوردن خوشبختی و آرامش درون است.</p>
<p>در حدیثی از ابن عباس رضی الله عنهما روایت شده که معلم خوبی‌ها &#8211; صلی الله علیه و سلم &#8211; فرمود: <span style="color: #008000;">«هر کس بر استغفار پایبندی داشته باشد الله در هر تنگی‌ای راه چاره، و در هر غمی راه برون رفت از آن را به وی نشان خواهد داد، و از جایی که انتظارش را ندارد به وی روزی خواهد رساند»</span> [به روایت ابو داوود: 1518].</p>
<p>پس بر تو باد تسبیح (سبحان الله گفتن) و حمد (الحمدلله گفتن) و تکبیر (الله اکبرگفتن) و تهلیل (لاإله إلله گفتن) و استغفار (أستغفرالله گفتن) بسیار، و زبانت را همواره با ذکر و یاد الله تازه گردان تا اینکه آرامش حقیقی را بدست آوری. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ }</span> [الرعد : 28]</p>
<p><span style="color: #800000;">(همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد الله آرام مى‏گيرد آگاه باش كه دلها با ياد الله آرامش مى‏يابد)</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3087/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>15</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احساس عقب گرد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3051</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3051#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 May 2010 19:43:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3051</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصر العمر/ ترجمه: ابوعمر انصاری الحمد لله رب العالمين، وصلى الله وسلم على إمام الفرقة الناجية والطائفة المنصورة، نبينا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين وبعد: پروردگارا ، ای گرداننده ی قلبها ، قلب هایمان را بر دینت ثابت بگردان ، و ای جهت دهنده ی قلبها ، قلب هایمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3052" title="ehsaa aqabgard" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/ehsaa-aqabgard-100x102.jpg" alt="احساس عقب گرد" width="100" height="102" />دکتر ناصر العمر/ ترجمه: ابوعمر انصاری</h4>
<p>الحمد لله رب العالمين، وصلى الله وسلم على إمام الفرقة الناجية والطائفة المنصورة، نبينا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين وبعد:</p>
<p>پروردگارا ، ای گرداننده ی قلبها ، قلب هایمان را بر دینت ثابت بگردان ، و ای جهت دهنده ی قلبها ، قلب هایمان را به سوی فرمانبرداریت جهت ده..</p>
<p>برادارن و خواهران : ابن حِبّان در کتاب صحیحش می گوید: مستحب است که شخص از الله جل وعلا درخواست کند تا قلبش را به سوی فرمانبرداریش سوق دهد ، و در این باره حدیثی از عبدالله بن عمرو بن العاص روایت می کند که گفت: <span id="more-3051"></span>شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: <strong>(إن قلوب ابن آدم ملقى بين إصبعين من أصابع الرحمن كقلب واحد يصرفه كيف يشاء) </strong>همانا قلب های بنی آدم همانند یک قلب بین دو انگشت از انگشتان خداوند رحمن قرار دارد ، هرگونه که بخواهد آن را حرکت می دهد.</p>
<p>سپس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:  <strong>(اللهم اصرف قلوبنا إلى طاعتك)</strong> پروردگارا قلب های ما را به سوی فرمانبرداریت جهت ده. و این حدیث در صحیح مسلم وجود دارد.</p>
<p>با وجود اینکه  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم این دعا را زیاد می خواند&#8230; و اصحاب خویش را به آن سفارش می نمود و درحالی که بر صحابه ی خود از این امر بیم داشت ، آیا به جز شخص مغرور و جاهل کسی از این موضوع خود را ایمن می پندارد؟</p>
<p>حتی ابراهیم خلیل، از الله عزوجل طلب پایداری بر توحید می کند و از اینکه دچار شرک پنهان یا آشکار شود به الله پناه می برد : <strong>{وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ} [إبراهيم: 35-36].</strong> آن گاه را كه ابراهيم ( پس از بناي كعبه ) گفت : پروردگارا ! اين شهر ( مكّه نام ) را محلّ امن و اماني گردان ، و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاهدار .</p>
<p>به الله قسم که بسیاری از انسانهای باهوش و زیرک در هند وسند ، در شرق و غرب وجود دارند که گمراه شده اند؟</p>
<p>هرکس خود را برتر از آنها می داند ، باید از ابراهیم خلیل پیروی کند، و گرنه باید بداند که عاقبتش فریب و گمراهی است.</p>
<p>الله تعالی به بهترین نسل ( نسل صحابه) و کسانی که بعد از آنها می آیند، پس از امر به چنگ زدن به دین می فرماید: <strong>{إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْأِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ} [النحل:90]</strong></p>
<p>خداوند به دادگري ، و نيكوكاري ، و نيز بخشش به نزديكان دستور مي‌دهد ، و از ارتكاب گناهان بزرگ ( چون شرك و زنا ) ، و انجام كارهاي ناشايست ( ناسازگار با فطرت و عقل سليم ) ، و دست‌درازي و ستمگري نهي مي‌كند . خداوند شما را اندرز مي‌دهد تا اين كه پند گيريد.</p>
<p>و پس از این، دستور دوم را در مورد وفای به عهد صادر می نماید: (وأوفوا بعهد الله) و به پیمان الله وفا کنید، و این شامل تمام پیمانهایی می شود که بنده با الله بسته است مانند عبادتها و نذرها و قسم هایی که وفای به آن صحیح است و همچنین شامل پیمانهایی می شود که با دیگران بسته مانند پیمان متعاقدین و همچنین وعده هایی که شخص به دیگران داده  باید در صورت توانایی به تمام اینها وفا کند[ ابن سعدی].  الله عزوجل می فرماید: <strong>{وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً} [النحل: من الآية91]</strong></p>
<p>به پيمان خدا ( كه با همديگر مي‌بنديد ) وفا كنيد هرگاه كه بستيد ، و سوگندها را پس از تأكيد ( آنها با قَسمِ به نام و ذات خدا ) نشكنيد ، در حالي كه خداي را آگاه و گواه ( بر معامله و وفاي به عهد ) خود گرفته‌ايد . بي‌گمان خدا مي‌داند آنچه را كه مي‌كنيد.</p>
<p>سپس نهی از عقب گرد به همراه امر به پایداری می آید ، الله سبحانه و تعالی می فرماید: <strong>{وَلا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ&#8230;} [النحل: من الآية92]</strong></p>
<p>شما ( كه با پيمان بستن به نام خدا تعهّدي را مي‌پذيريد ، به عهد خود وفا كنيد و ) همانند آن زني نباشيد كه ( به سبب ديوانگي ، پشمهاي ) رشته خود را بعد از تابيدن ، از هم وا مي‌كرد . شما نبايد سوگندهاي خود را ( بشكنيد و آن را ) وسيله خيانت و تقلب و فساد قرار دهيد .</p>
<p>سپس در ادامه می فرماید: <strong>{وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ} [النحل: 93].</strong></p>
<p>اگر الله مي‌خواست شما را ملّت واحدي مي‌كرد. ليكن ( بدانيد كه در هر حال از حيطه قدرت خدا خارج نيستيد ، و ) هر كه را بخواهد گمراه مي‌نمايد و هر كه را بخواهد هدايت عطاء مي‌فرمايد ،  ( امّا برابر قوانين و سنن الهي ، لذا اين هدايت و اضلال ، هرگز سلب مسؤوليّت از شما نمي‌كند ) و به طور قطع در برابر كارهائي كه مي‌كنيد ( مسؤوليد و ) از شما بازخواست مي‌شود .</p>
<p>در حالی که این آیات به بهترین نسل گوشزد شده پس شایسته است که ما از نفس خود بترسیم  و هرکس که قرآن می خواند باید عبرت بگیرد و در مورد این آیه تفکر کند: <strong>{إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى}</strong> [القصص: من الآية76]..</p>
<p>قارون از قوم موسي بود</p>
<p>تعبير به  &#8221; كان&#8221; در این سیاق بیانگر این است که این اتفاق ( یعنی گمراهی قارون) بعدها به وجود آمده و او از اول اینگونه نبوده ..</p>
<p>قارون از قوم موسی بود ، از تمام لحاظ ، نسب و دین و زبان و شرف ، او از نسل اسرائیل علیه السلام بود&#8230;</p>
<p>از گوشت و خون آنها ، به زبانشان سخن می گفت. هر نوزادی با فطرت پاک متولد می شود ، قارون نیز از ابتدا طغیانگر و فرعون صفت و متجاوز نبود .. بلکه روایت صحیح از ابن عباس رضی الله عنه و دیگران وارد شده که که قارون پسر عموی موسی بود. پیوسته به دنبال جمع آوری علم بود ، و در همین حال بود که ناگهان بر موسی علیه السلام طغیان نمود&#8230; و اینکه او پسر عموی موسی بوده را تعداد زیادی از علمای گذشته نقل کرده اند و حتی بعضی ها گفته اند که او پسر برادرش بوده و درباره ی صفات او که جای عبرت دارد گفته اند: او جوینده ی علم بوده و همچنین به خاطر خوش صدایی اش در خواندن تورات بر او نام &#8220;نورانی&#8221; گذاشته بودند.</p>
<p>ولی استوار ماندن گرانبهاست و پایدار ماندن کرامتی است که به جز با رحمت الله نمی توان به آن دست یافت</p>
<p><strong>(فبغى عليهم)</strong>.. بر آنان فخر فروشي كرد&#8230;</p>
<p>و این بلای انسانهای متردد و منحرف است، زیرا آنها  به تنازل از اساسیات و گناه و کوتاهی خویش اعتراف نمی کنند و اگر این کار را می کردند کار خیلی آسان تر بود. اگر می گفتند که من اشتباه می کنم و منحرف شده ام ، الله من را هدایت کند همانگونه که دیگر گناهکاران را هدایت نموده است کار آسان تر بود..</p>
<p>ولی بعضی از همین مترددین و منحرفین شروع به اثبات و دفاع از این انحراف خود کرده و تلاش می کنند این فکر و کار اشتباه را حق و مطابق با عقل و حکمت جلوه دهند. سپس شیطان آنها را به نبرد با برادران قدیمی شان که در راه حق ثابت قدم مانده اند می کشاند. و این امر در کسانی که در گذشته دارای فضل و منزلتی بوده اند اما شهوتی پنهان آنها را به انحراف از راه حق و دفاع از منزلتی که داشته اند کشانده ، زیاد دیده می شود و این کار را با زیبا جلوه دادن حال خود و خرده گیری باطل از کسانی که بر راه حق ثابت قدم مانده اند انجام می دهند!</p>
<p>و مقصود این است که استوار ماندن و ثبات امری گرانقدر است، و مستقیم ماندن کرامتی است که الله به کسانی می دهد که در آنها خیر و خوبی ببیند و الله نسبت به محل نزول رحمتش داناتر است، از الله فضل و کرمش را طلب می کنیم.</p>
<p>در این میان وظیفه ی ما این است که مراقب نفس خود بوده و به جای مشغول شدن به حال و روز دیگران و اعمال هلاک شدگان به خود رجوع کنیم. کسی که از نفس خود غافل شد خوف بر هلاکتش می رود، اگر چه خیلی باهوش و زرنگ باشد، و کسی که احساس  نسبت به رخدادهای درون خود را از دست دهد طبیعی است که مریضی او را از پای دربیاورد و آن وقت است که مراقبت از کارهای دیگران که نمی داند الله پایانشان را چه رقم زده است به او هیچ نفعی نمی رساند!</p>
<p>پس به نفس خود رجوع کرده و محاسبه اش کن و خود را در امان مپندار که این صفت انسانهای سالم و نجات یافته &#8211; البته بعد از اخلاص و پیروی از دین- است. منظورم ترس بر نفس و محاسبه آن است.</p>
<p>امام بخاری از ابن أبی ملیکه روایت می کند که گفت: سی نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را ملاقات نمودم در حالی که تمامی آنها از اینکه نفسشان دچار نفاق شده باشد می ترسیدند. هیچ کدام از آنها نمی گفتند که ایمان ما مانند ایمان جبرئیل و میکائیل است &#8230; و از حسن بصری رحمه الله نقل شده : کسی که از نفس خود بترسد مؤمن است و کسی که خود را در امان بداند ، منافق است.</p>
<p>همچنین روایتی از حسن بصری در صحیح بخاری به صورت معلق ذکر شده  و امام بیهقی آن را در کتاب شعب الإیمان با سند ذکر کرده که معلی بن زیاد گفت: از حسن بصری شنیدم که می گفت: قسم به الله که در روی زمین هیچ مؤمنی باقی نمانده مگر اینکه از راه یافتن نفاق به نفسش می ترسد و به جز منافقان کسی نفس خود را در امان نمی بیند.</p>
<p>الله من و شما را از نفاق و اهل آن حفظ بفرماید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3051/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایستگاه قطار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3023</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3023#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Apr 2010 21:34:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3023</guid>
		<description><![CDATA[دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح حکایت شده شخصی به بعضی از دوستانش گفت: دوست دارم برای گردش و تفریح به کشور ایتالیا بروم، نظر تان چیست؟ اما آن‌ها او را نسبت به سفر به این کشور هشدار دادند. هنگامی که او دلیلش را از آنها پرسید، جواب دادند: این کشور پر از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignright size-full wp-image-3024" title="adl" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/04/adl.jpg" alt="" width="100" height="88" /></p>
<h4>دکتر عبدالکریم بکار / ترجمه: صلاح الدین مصلح</h4>
<p>حکایت شده شخصی به بعضی از دوستانش گفت: دوست دارم برای گردش و تفریح به کشور ایتالیا بروم، نظر تان چیست؟ اما آن‌ها او را نسبت به سفر به این کشور هشدار دادند. هنگامی که او دلیلش را از آنها پرسید، جواب دادند: این کشور پر از دزد است؛ اگر می خواهی پول و مدارکت را از دست بدهی  به آنجا برو!</p>
<p>آن شخص گفت: در مورد آن کشور خیلی به من گفته‌اند و باید به آنجا بروم. یکی از آنها به او گفت: اگر خیلی به این کار اصرار داری، پس به منطقه‌ای که فلان ایستگاه قطار در آن قرار دارد نرو؛ چرا که آن منطقه پر از دزد است. شخص گفت: اشکالی ندارد، هر طور شده به آنجا نخواهم رفت.<span id="more-3023"></span></p>
<p>دوست ما به ایتالیا سفر کرد و شدیدا مواظب بود تا به جایی که دوستانش وی را از آن برحذر داشته بودند نزدیک نشود.</p>
<p>وی پس از مدتی به پول نیاز پیدا کرد؛ بنابراین خانواده‌اش را در جریان گذاشت تا پول را از طریق حواله‌ی فوری به وی بفرستند. پس از چند روز حواله رسید؛ اما چیز بسیار ناراحت کننده این بود که مکان تحویل گرفتن حواله در بانکی بود که در منظقه‌ای که وی را از رفتن به آنجا بر حذر داشته بودند قرار داشت.</p>
<p>اما او که چاره‌ای جز این نداشت، در حالی که بسیار ترسیده بود به آنجا رفت و حواله را تحویل گرفت.  او در حالی که همه طرف را به دقت می‌پایید شروع به حرکت کرد. پس از چند دقیقه متوجه شخصی شد که از پشت سرش دوان دوان بسویش می‌آید و از دور او را صدا می زند، با خودش گفت: ظاهرا عملیات کلاه برداری و دزدی شروع شد! بنابراین هر چه نیرو و شجاعت و تمرکز که در درون خود داشت را بکار گرفته و چند گام به عقب برگشت تا ببیند کلاهبرداری که شتابان بسوی او می‌آید چه می خواهد.</p>
<p>ولی چیز شگفت آور این بود که آن شخص به وی گفت: هی آقا! این کیف کنار درب بقالی‌ای که شما از آن بیرون آمدید، افتاده بود! و کیف پول او را به وی تحویل داد!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>درس مستقیمی که در این حکایت نهفته است، اهمیت پرهیز از تعمیم دادن قضاوت درمورد کشورها، زمان‌ها و اشخاص می‌باشد و اینکه منطقه‌ای که به دزدی مشهوراست از اشخاصی که دارای بالاترین درجات امانتداری و پاک سرشتی هستند خالی نیست. و این مشیئت الله متعال است که خیر یا شر همه‌اش در یک کشور، قوم و یا ملت جمع نشود و ما هنگامی که به یک کشور می‌رویم، می‌توانیم هم انسان‌های خوب و هم مجرمان و بدکاران را بیابیم. پس در هر سرزمینی هر چیزی از هر نوعی وجود دارد و هر شخصی می‌تواند هم‌رنگان خویش را از این گروه (خوب‌ها) یا آن گروه (بدها) بیابد.</em></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3023/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نصیحتی برای ثروتمندان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2892</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2892#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Mar 2010 21:49:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2892</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر اسامه خیاط مسجد الحرام: جمعه 26 ربیع الاول 1431 برابر با 21 اسفند 1388 خطبه‌ی اول: حمد و سپس از آن الله است. وی را ستایش گفته و از او یاری جسته و از وی آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر اسامه خیاط</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه 26 ربیع الاول 1431 برابر با 21 اسفند 1388<span id="more-2892"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>حمد و سپس از آن الله است. وی را ستایش گفته و از او یاری جسته و از وی آمرزش می‌خواهیم. و از بدی‌های خود و اعمال ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. هر که را الله هدایت کند گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد وی هدایتگری نخواهد یافت&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست&#8230; خداوندا بر بنده و پامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان الله تقوای وی را پیشه ساخته و تا قیامت از بهترین توشه، توشه برگیرید.</p>
<p>ای مسلمانان: خداوند بر مسلمانان و بر بندگان توفیق یافته‌اش به خاطر &#8220;نفس لوامه&#8221; منت نهاده است. نفس لوامه‌ یا همان &#8220;نفس ملامتگر&#8221; که بر آن قسم یاد کرده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ لَا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيَامَةِ (1) وَلَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ }</span> [قیامت: 1-2]</p>
<p><span style="color: #800000;">(قسم به روز قیامت (1) و قسم به نفس ملامتگر)</span></p>
<p>نفس لوامه نفسی است که صاحب خود را در صورت بهره نبردن از نیکی‌ها و یا افتادن در بدی‌ها مورد سرزنش قرار می‌دهد و آن را بر ترک بدی و بد داشتن آن تشویق می‌کند&#8230;</p>
<p>کسی که دارای نفس لوامه است وجدانی بیدار و قلبی زنده دارد. وی هم خود از دست خود راحت است و هم مردم از وی در آسودگی هستند.</p>
<p>برعکس آن، انسان سنگدل و خشن است&#8230; وی کسی است که اگر دست به هر گناه بزرگی بزند و یا هر خطایی انجام دهد کمترین ناراحتی به او دست نداده و احساس پشیمانی نمی‌کند. برای همین، چنین شخصی وبالی بر گردن خود و خطری برای دیگران است.</p>
<p>از آنجایی که او زندگی خود را در حال غفلت از پروردگار و یا پیروی از هوای نفس خود است و توجهی به مسائل دیگر ندارد، وبالی است بر گردن خود و از آنجا که تنها برای خود زندگی می‌کند و خودپرست است، خیرش را از دیگران بازمی‌دارد مخصوصا اگر از انسان‌های ثروتمند و مرفه باشد که در این صورت ثروتش باعث طغیان و تکبر او شده و رحمت و شفقت از قلبش بیرون رفته و گوشش از شنیدن حق ناشنوا گردیده و چشمش را از دیدن هر تشریعی که به همیاری و همکاری و تعاون میان افراد جامعه‌ی مسلمان دعوت می‌کند می‌پوشاند&#8230;</p>
<p>خداوند متعال مومنان را اینگونه وصف می‌کند که آنان بر کفار شدید و سخت‌گیرند و میان یکدیگر دلسوز و مهربانند و در حدیثی که ابوداوود و ترمذی با سند صحیح از عبدالله بن عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده‌اند آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;رحیمان مورد رحمت خداوند رحمن قرار می‌گیرند، به آنان که در زمینند رحم کنید تا آن که در آسمان است شما را مورد رحمت قرار دهد&#8221;</span> و همچنین در حدیثی که بخاری و مسلم در صحیح خود روایت کرده‌اند از جریر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;آن که به مردم رحم نمی‌کند خداوند نیز وی را مورد رحمت قرار نمی‌دهد&#8221;.</span></p>
<p>انسان مغرور و خودپرست، وقتی در برابر این معانی عظیم قرار می‌گیرد از آن روی می‌گرداند و گمان می‌برد که این حق اوست که هرگونه دلش بخواهد در مال خود تصرف نماید و کسی بر او قدرتی ندارد زیرا او با تلاش و نیرو و تجربه و دانش خود آن را جمع‌آوری نموده است&#8230;</p>
<p>مثال او به مانند قارون است که خداوند وی را نمونه‌ای برای انسان‌های ثروتمندی قرار داده که قلبهایشان سنگ شده و بصیرتشان کور گردیده و دست‌هایشان به گردنشان بسته شده است. برای همین است که خداوند متعال داستان وی را برای ما نقل نموده تا عبرتی ابدی شود برای همه‌ی خردمندان&#8230; خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ &#8230;}‌</span> [قصص: 76]</p>
<p><span style="color: #800000;">(قارون از قوم موسی بود پس بر آنان ستم کرد و ما به او آنچنان از گنجینه‌ها عطا کردیم که کلید‌های آن بر گروهی نیرومند نیز سنگین بود&#8230;)</span></p>
<p>یعنی کلید‌های گنج‌های قارون حتی بر گروهی قدرتمند نیز سنگینی می‌کرد. هنگامی که وی این نعمت را با شکری که لایق آن باشد و نیکی به مردم، پاسخ نگفت عاقبت این کفران نعمت این شد که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ } </span>[قصص: 81]</p>
<p><span style="color: #800000;">(پس او را و خانه‌اش را به زمین فرو بردیم و او گروهی نداشت که او را در برابر الله یاری کنند وخود نیز نتوانست از خود دفاع کند)</span></p>
<p>چه بسیارند ثروتمندانی که این راه و روش را طی کرده‌اند&#8230; و هر آنکه این روش را در پیش گیرد ممکن نیست از شکرگذارانی شود که با بذل نیکی و تلاش در میدان‌های آن به بندگان خداوند احسان ورزند&#8230; چه بسیار بودند این ثروتمندان که اوضاع آنان تغییر یافت و بلا بر اموالشان نازل گردید و ثروتشان از بین رفت و پس از آن ثروت، دچار فقر شدند و به گدایی مردم پرداختند&#8230;</p>
<p>در این سرنوشت‌ها عبرتی است برای خردمندان که شکر نعمت کنند و به خلق خدای احسان نمایند. بنده‌ای که خداوند به او مالی عطا کرده و او در مقابل این نعمت، آن را به عنوان راهی برای شکرگذاری خداوند و نیکی به بندگان او استفاده کند، چنین بنده‌ای از سوی خداوند بشارت عاقبت نیک و گذشت از تقصیرات و گناهان را به دست آورده است&#8230;</p>
<p>در حدیثی که مسلم در صحیح خود روایت نموده است از عقبة بن عامر ـ رضی الله ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;بنده‌ای از بندگان ثروتمند خداوند را در روز قیامت ـ برای حساب و کتاب ـ می‌آورند پس به او گفته می‌شود: در دنیا چه عملی انجام داده‌ای؟ وی ـ در حالی که چیزی از خداوند پنهان نمی‌کند ـ می‌گوید: ای پروردگارم&#8230; تو به من مال عطا کردی و من با این مال با مردم خرید و فروش می‌کردم و از اخلاق من این بود که بر مردم آسانگیری و گذشت می‌کردم؛ من بر کسی که مشکل داشت آسان می‌گرفتم و برای کسی که مقروض بود و توانایی پرداخت قرضش را نداشت نیز صبر می‌کردم. خداوند متعال فرمود: من از تو شایسته‌تر به این اخلاقم&#8230; از بنده‌ام بگذرید؛ پس خداوند وی را بهشت وارد می‌کند&#8221;</span>&#8230;</p>
<p>و در روایت دیگری از بخاری و مسلم آمده است که: <span style="color: #008000;">&#8220;مردی بود که هیچ کار خیری انجام نمی‌داد جز اینکه به مردم قرض می‌داد اما هنگامی که فرستاده‌ی خویش را برای بازپس گرفتن قرض به نزد شخص بدهکار می‌فرستاد به وی می‌گفت: هر آنچه را که توانستی از شخص بدهکار بگیری ـ و در اختیار داشت ـ بگیر و از بقیه‌ی آن در گذر شاید که خداوند از گناهان ما در گذرد&#8230; پس هنگامی که وفات یافت خداوند به وی گفت: آیا کار خیری انجام داده‌ای؟ گفت: نه&#8230; مگر اینکه من به مردم قرض می‌دادم و خدمتکاری داشتم که وقتی برای گرفتن آن قرض‌ها او را به سوی بدهکاران می‌فرستادم به او می گفتم هر چه توانستی بگیر و هر چه نداشتند را ترک کن و از باقیمانده‌ی آن درگذر تا آنکه خداوند از ما در گذرد&#8230; پس خداوند فرمود: از گناهانت درگذشتم&#8221;.</span></p>
<p>این راه و روشی است بس بزرگ و دارای آثاری بسیار عظیم! و چه نیک است آخر و عاقبت آن! و چه زیباست که انسان برای احسان و نیکوکاری به مردم، از همه‌ی انواع نیکی و آسانگیری و رفع سختی از آنان استفاده کند، به ویژه مهلت دادن به بدهکار یا بخشیدن او که این راه و روش کسانی است که برای رسیدن به خشنودی پروردگار، و بهشت پرنعمت با بندگی نیک و تلاش و مجاهدت، وسیله می‌جویند. بهشت جاودانی که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  درباره‌ی آن می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;در آن ـ یعنی در بهشت ـ چیزی است که نه چشمی دیده است و نه گوشی شنیده است و نه به قلب هیچ بشری خطور کرده است&#8221; </span>[به روایت مسلم  در صحیح خود از حدیث سهب بن سعد ساعدی]</p>
<p>پس ای بندگان خداوند تقوای وی را پیشه سازید و به یاد داشته باشید که هر که امروز به بندگان خداوند احسان و نیکی روا دارد و سختی آنان را از بین ببرد و یا آنان را از تنگناهای دنیا نجات دهد، در مقابل وعده‌ی احسان خداوندی در روز قیامت را به دست آورده است&#8230; آن احسانی که در این حدیث که امام مسلم و اصحاب سنن روایت کرده‌اند به آن اشاره شده است:</p>
<p>از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت است که فرمود: <span style="color: #008000;">&#8220;هر که از مسلمانی یک سختی از سختی‌ها دنیا را بزداید، خداوند نیز از او یک سختی از سختی‌های آخرت را می‌زداید، و هر که در دنیا بر بدهکاری آسان گیرد خداوند نیز برای او در دنیا و آخرت آسان خواهد گرفت، و هر که مسلمانی را در دنیا بپوشاند خداوند نیز او را در دنیا و آخرت خواهد پوشاند و ستر خواهد کرد، و خداوند در یاری و کمک بنده است تا وقتی که بنده در یاری و کمک برادرش باشد&#8221;.</span></p>
<p>و عجیب نیست که خداوند متعال پاداش نیکی را اینگونه بیان نماید که:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ }</span> [رحمن: 60]</p>
<p><span style="color: #800000;">(آیا پاداش نیکی جز نیکی است؟)</span></p>
<p>خداوند متعال من و شما را با هدایت کتاب و سنت سود رساند، این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند متعال از هر گناهی آمرزش می‌خواهم که او بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>حمد و سپاس از آن الله است، او را ستایش گفته و از وی یاری جسته و آمرزش می‌خواهیم، و از بدی‌های خود و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم، الله هر که را هدایت نماید وی گمراهگری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت. و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد بنده و پیامبر اوست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام فرست.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای بندگان خداوند&#8230; امام احمد در مسند خویش و ترمذی و ابن ماجه با سند صحیح از ابوهریره‌ ـ رضی الله عنه ـ روایت کرده‌اند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #008000;">&#8220;هر که به بدهکاری مهلت دهد یا اینکه از او درگذرد خداوند در روز قیامت او را در زیر سایه‌ی عرشش قرار خواهد داد، در روزی که هیچ سایه‌ای نیست جز سایه‌ی او&#8221;.</span></p>
<p>چه غنیمت بزرگی است در امان ماندن از گرمای جهنم و قرار گرفتن در زیر سایه‌ی رحمن، و چه اجر بزرگ و کریمانه‌ای است این اجر که شایسته است ثروتمندان را برای مهلت دادن به بدهکارانی که توانایی ندارند یا بخشیدن، آنان تشویق کند&#8230;</p>
<p>پس ای بندگان الله، تقوای او را پیشه سازید و به یاد داشته باشید که الله متعال شما را به فرستادن درود و سلام بر خاتم پیامبران محمد بن عبدالله امر نموده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #800000;">{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً}</span> [احزاب: 56]</p>
<p>خداوندا درود و سلام فرست بر بنده و پیامبرت محمد و راضی و خشنود باش از چهار خلیفه‌ی راشد ـ ابوبکر و عمر و عثمان و علی ـ و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و از کسانی که به نیکی تا قیامت از آنان پیروی کنند و همچنین از ما با عفو و کرم خویش خشنود باش ای بهترین بخشندگان&#8230;</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و حوزه‌ی دین را حفظ نما و دشمنان دین و دیگر طاغیان و مفسدان را نابود گردان و میان قلب‌های مسلمانان الفت ده و صفوفشان را یکی گردان و رهبران آنان را اصلاح کن و کلمه‌ی آنان را بر حق یکی گردان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  و بندگان مومن مجاهدت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و رهبران و مسئولان ما را اصلاح بگردان. خداوندا این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را از هر خیری بهره‌مند و از هر شری ایمن بدار.</p>
<p>خداوندا دین ما را که حافظ امر ماست و دنیای ما را که زندگی ما در آن است و آخرت ما را که بازگشت‌گاه ماست اصلاح نما و زندگی را برای ما زیاده‌ی در هر نیکی و مرگ را آسودگی از هر بدی قرار بده.</p>
<p>خدایا ما به تو از زوال نعمت و برگشت عافیت و عذاب ناگهانی و همه‌ی عوامل خشمت پناه می‌بریم&#8230; پروردگار ما به خود ستم نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی تردید از زیانکاران خواهیم بود.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مردگان ما را مورد رحمت خویش قرار ده و ما را به آرزوهایی که باعث رضایت توست برسان و با اعمال نیک پرونده‌ی ما را خاتمه ده.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار. و درود و سلام خداوند بر بنده و پیامبرش محمد، و بر اهل بیت و یارانش، و الحمدلله رب العالمین.</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2892/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

