درسهای ابن قیم (1)
ترجمه: ابوعامر
و [ايمان] آن حقيقتي است كه از معرفت آنچه رسول الله _صلي الله عليه و سلم _ آورده است (قرآن و سنت) و تصديق آن و اقرار زباني به آن و پايبندي به آن از روي محبت و خضوع و عمل به آن در باطن و ظاهر و پياده كردن آن [در زندگي] و دعوت به سوي آن بر حسب توانايي و كمال ايمان در آن است كه انسان در راه الله دوست بدارد و در راه الله دشمن بدارد و در راه الله عطا كند و در راه الله منع كند و اينكه تنها الله اله و معبود او باشد… و راه رسيدن به اين كمال در خالص كردن متابعت از رسول الله صلي الله عليه و سلم در ظاهر و باطن و بستن چشم قلب است از التفات به غير از الله و رسولش _صلي الله عليه و سلم_ … دنباله این نوشته …
از حکمتهای ابن مسعود
امام ابن قیم جوزی / ترجمه: ابوعمر انصاری
روزي در راهي مي رفت و مردمي در پشت سر او به راه افتادند ابن مسعود(رض) به آنها گفت: آيا حاجتي داريد ؟ آنها گفتند خير فقط مي خواهيم تو را همراهي كنيم او گفت : برگرديد زيرا اينكار براي دنبال كنندگان ذلت و براي دنبال شونده فتنه در بر خواهد داشت. دنباله این نوشته …
از عجیبترین چیزها !
امام ابن قیم جوزی / ترجمه: ابوعمر انصاری
اينكه خدا را بشناسي ولي او را دوست نداشته باشي
و ندايش را بشنوي سپس اجابت را به تاخير بياندازي
و سود معامله با او را بداني ولي با ديگري ستد نمايي دنباله این نوشته …
ای تارک نماز!!
ترجمه و ویرایش: ابوعامر
اي تارك نماز !! چگونه سخنم را آغاز كنم در حالي كه تو همهی پلهاي بين من و خود را خراب كردهاي؟! و چه دارم كه به تو بگويم؟! و چگونه بگويم؟ از راه تشويق وارد شوم؟… و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟…
اي تارك نماز !! فكر ميكني كه هستي؟
آيا تا اين حد خود را از پروردگارت بينياز ميداني كه از سجده براي او خودداري ميكني؟ دنباله این نوشته …
قافله را دریاب
دکتر عائض القرنی / ترجمه: ابوعمر انصاری
اهل ايمان با پيك توفيق، بلال عزم را اجابت كرده و در سحرگاهان از خواب برخاسته اند
قلبهايشان با ياد خداوند آرام گرفته
اما زبانهايشان در مدح او در حركت است
چشمانشان با آب محبت جاري است دنباله این نوشته …
شکوای جاهل
امام ابن قیم جوزی / ترجمه: ابوعمر انصاری
جاهل شكايت خدا را به مردم مي كند. و اين نهايت جهل شكوا گر و شنونده شكايت است چه اگرخدايش را مي شناخت از او گلايه نمي كرد و اگر مردم را مي شناخت نزد آنها گلايه نمي نمود. بعضي از سلف شخصي را ديدند كه از سختي ها و مشكلات خويش به ديگري شكايت ميكند،هنگامي كه اينچنين ديدند گفتند: اين چه كاريست، به خدا قسم با اينكار گلايه آنكه بر تو رحم مي نمايد را به كسي كردي كه بر تو رحمي ندارد و جز اين چيزي ديگر عايدت نشد. دنباله این نوشته …
نامهای به نفسم
ترجمه: ابوعمر انصاری
براي تو اي نفسم…
اين چند خط را مي نويسم…
چقدر زجرم دادي …
چقدر مرا اندوهگين و پريشان كردي و زندگيم را سخت كردي… دنباله این نوشته …