<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; پیامبر ما</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/payambare-ma/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Wed, 28 Jul 2010 07:39:59 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.2</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>۱۲ نکته در باره‌ی جشن مولودی</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2839</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2839#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Feb 2010 09:15:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[بدعت و اشتباهات شرعی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2839</guid>
		<description><![CDATA[حسن الحسینی / ترجمه: ابوعامر
نکته‌ی اول:
خداوند متعال پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را به پیروی از شریعت و پیروی نکردن از هوای نفس دستور داده است. پروردگار متعال می‌فرماید:
{سپس تو را بر شریعت [و راه و روشی که ناشى] از امر [پروردگار است] نهادیم پس آن را پیروى کن و از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2842" title="mawled" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/02/mawled.jpg" alt="mawled" width="100" height="119" />حسن الحسینی / ترجمه: ابوعامر</h4>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی اول:</span></h4>
<p>خداوند متعال پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را به پیروی از شریعت و پیروی نکردن از هوای نفس دستور داده است. پروردگار متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #800000;">{سپس تو را بر شریعت [و راه و روشی که ناشى] از امر [پروردگار است] نهادیم پس آن را پیروى کن و از هوسهاى کسانى که نمى‏دانند پیروى مکن} </span>[جاثیه: ۱۸]</p>
<p>عبادتها &#8220;توقیفی&#8221; هستند یعنی در آن‌ها هیچ مجالی برای رای و نظر افراد نیست بلکه باید تنها کسی که آن را تشریع می‌کند خود خداوند باشد و برای همین است که خداوند متعال بارها و در جاهای مختلفی پیامبرش را به پیروی از وحی امر کرده است. و بر اساس این است که علما تقریر کرده‌اند &#8220;عبادات مبنی بر اتباع است نه ابتداع&#8221;.<span id="more-2839"></span></p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دوم:</span></h4>
<p>خداوند متعال به خاطر بعثت پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بر بندگان خود منت نهاده است و نه برای ولادت وی:</p>
<p><span style="color: #800000;">{به یقین الله بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و اگر چه پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند}</span> [آل عمران: ۱۶۴]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی سوم:</span></h4>
<p>سلف صالح ما در روز تولد پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  هیچ کاری اضافه بر دیگر روزها انجام نمی‌دادند و اگر کار خاصی انجام می‌دادند حتما خبر آن به ما می‌رسید! این بر ما پنهان نیست که آن‌ها بسیار بیشتر از ما، پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را دوست داشتند و او را بزرگ می‌داشتند.</p>
<p>علامه ابو عبدالله محمد الحفار مالکی می‌گوید: &#8220;آیا نمی‌بینی که روز جمعه بهترین روزی است که خورشید بر آن طلوع کرده است و بهترین کاری که انسان می‌تواند در یک روز بافضیلت انجام دهد روزه گرفتن در آن روز است اما با این وجود رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  از روزه گرفتن جمعه با وجود فضیلتی که دارد نهی کرده است و این دلیل بر این است که هیچ عبادتی در زمان یا مکان خاصی مشروع نیست مگر آنکه از سوی شریعت تعیین گردد و [در باب عبادات] هر آنچه مشروع نیست انجام داده نمی‌شود زیرا ممکن نیست متأخرین این امت روشی هدایت کننده تر از پیشگامان این امت بیاورند&#8230; و همه‌ی خیر در پیروی از پیشینیان و سلف صالح این امت است&#8221; [المعیار المعرب ۷/۹۹].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی چهارم:</span></h4>
<p>نگاهی به فقه عمر فاروق ـ رضی الله عنه ـ بینداز وقتی که آغاز تاریخ را از هجرت مصطفی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  قرار داد زیرا نماد پیروزی، دین او بود و میلاد یا وفات پیامبر را آغاز تاریخ هجری نکرد. می‌دانی چرا؟ برای اینکه وی حقیقت‌ها و معانی را بر رسم‌ها و ظواهر و تعارفات مقدم می‌داشت!!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی پنجم:</span></h4>
<p>خلفای فاطمی اولین کسانی بودند که بدعت مولود را در قرن چهارم هجری در قاهره راه انداختند و در واقع شش مولود را به وجود آوردند: مولود پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  و مولود امام علی و فاطمه و حسن و حسین ـ رضی الله عنهم ـ و مولود خلیفه‌ی حاضر.</p>
<p>این مولودها به همین روش باقی ماندند تا آنکه &#8220;افضل بن امیر الجیوش&#8221; آن را لغو نمود و سپس به سال ۵۲۴ هجری در دوران خلافت خلیفه‌ی فاطمی &#8220;الحاکم بأمر الله&#8221; پس از آنکه نزدیک بود مردم آن را به فراموشی بسپارند دوباره به راه افتاد.</p>
<p>بر این اساس امت اسلام تا پیش از این دولت، چیزی به نام مولود نبوی را به چشم ندیده بود. آیا این حکومت شایسته‌ی تقلید است یا پیامبر و صحابه و تابعین؟ عجیب این است که کار بعضی از مسلمانان به جایی رسیده که حتی جشن مولودی را از شب قدر هم بهتر می‌دانند!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی ششم:</span></h4>
<p>مورخان و سیرت‌نگاران درباره‌ی ماهی که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در آن دیده به جهان گشود اختلاف دارند. گفته شده ایشان در ماه رمضان به دنیا آمده اما جمهور مورخان و سیرت‌نگاران بر این هستند که ایشان در ربیع الاول به دنیا آمده‌اند. اما باز در مورد روز تولد ایشان اختلاف کرده‌اند:</p>
<p>برخی گفته‌اند: روز دوم ربیع الاول، که این رای ابن عبدالبر است. و گفته شده روز هشتم، که این نظر را ابن حزم صحیح دانسته است و اکثر اهل حدیث نیز این رای را برگزیده‌اند. و گفته شده روز نهم ربیع الاول و ابن رای را ابوالحسن ندوی و زاهد کوثری ترجیح داده‌اند. و همچنین گفته شده روز دهم که این انتخاب باقر است. و گفته شده روز دوازدهم و این نص ابن اسحاق است. و گفته شده هفدهم ربیع الاول و همچنین هجدهم ربیع الاول&#8230;</p>
<p>این اختلاف اگر نشان‌دهنده‌ی چیزی باشد ،نشان‌دهنده‌ی عدم اهمیت صحابه در نقل تاریخ تولد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به ما می‌باشد زیرا اگر چنین چیزی برای آن‌ها مهم بود حتما آن را بازگو می‌کردند و اگر در چنین روزی رسم یا عبادت خاصی وجود داشت نیز بدون شک به مانند دیگر عبادات وقت آن مشهور و معلوم می‌شد و اختلافی در آن صورت نمی‌گرفت.</p>
<p>شیخ یوسف قرضاوی می‌گوید: &#8220;اگر به این مساله از دیدگاه تاریخی نظر بیندازیم خواهیم دانست که صحابه رضی الله عنهم برای سالگرد ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ و نه برای سالگرد اسراء و معراج و یا هجرت ایشان جشن نگرفته‌اند بلکه واقعیت این است که آن‌ها حتی به دنبال تاریخ این روزها هم نمی‌گشتند! زیرا آن‌ها در مورد روز ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  اختلاف کرده‌اند و اگر چه مشهور این است که آن روز دوازدهم ربیع الاول است اما برخی دیگر گفته‌اند: اینطور نیست و صحیح‌تر آن است که آن روز نهم ربیع الاول است نه روز دوازدهم.</p>
<p>و این اختلاف و عدم اهتمام برای این است که هیچ عبادت یا عملی بر این روز مترتب نمی‌شود. هیچ نماز یا روزه‌ای در این روز نیست. برای همین معروف این است که صحابه و تابعین و قرن‌های نخست که بهترین نسل‌های این امت هستند برای این مناسبت‌ها جشن نگرفته‌اند! این چیزها پس از آن‌ها بعد از چند قرن‌ها  شروع شد&#8230;&#8221;</p>
<p>برای مراعات این اختلاف تاریخ، &#8220;ملک مظفر الدین&#8221; یک سال روز هشتم ماه ربیع الاول را جشن می‌گرفت و سال دیگر روز دوازدهم را!! [نگا: ابن خلکان ۱/۴۳۷]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی هفتم:</span></h4>
<p>تاریخی که بر اساس رای مشهور، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در آن به دنیا آمده است دقیقا همان تاریخی است که در آن وفات کرده‌ است! یعنی روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول. برای همین خوشحال بودن در چنین روزی مقدم بر اندوه نیست و بسیاری از اهل علم به این موضوع اشاره کرده‌اند از جمله ابن الحاج مالکی و امام فاکهانی.</p>
<p>ابن الحاج مالکی می‌گوید: &#8220;شگفتی این است که چگونه جشن مولود را با ترانه‌سرایی و خوشحالی و سرور بر پا می‌کنند آن هم به بهانه‌ی تولد رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در این ماه در حالی که وی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در همین ماه به رحمت پروردگار منتقل شده است و امت به علت وفات ایشان دچار غم و مصیبتی عظیم شدند که هیچ مصیبتی با این مصیبت برابر نیست و [اگر درست بود] باید [به جای شادی] گریه می‌کردند و اندوهگین می‌شدند&#8230; اما ببین در این ماه بزرگ چگونه می‌رقصند و خوشحالی می‌کنند!&#8221; [المدخل ۲/۱۶].</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی هشتم:</span></h4>
<p>مساله‌ی قابل تامل این است که انتشار این جشن در میان مسلمانان در سرزمین‌هایی شروع شد که در آن مسلمانان در کنار نصارا (مسیحیان) زندگی می‌کردند چنانکه در شام و مصر رخ داد&#8230; زیرا نصارا در روز تولد مسیح و نزدیکانش جشن می‌گرفتند و این سبب سرعت انتشار این بدعت در میان مسلمانان شد.</p>
<p>حتی حافظ سخاوی ـ رحمه الله ـ در دفاع از جشن مولودی می‌گوید: &#8220;اگر اهل صلیب شب تولد پیامبرشان را عیدی بزرگ قرار داده‌اند اهل اسلام از باب اولی به بزرگداشت پیامبرشان شایسته‌تر هستند&#8221;!!</p>
<p>ملا علی قاری ـ رحمه الله ـ در تعقیب این سخن سخاوی می‌گوید: &#8220;من می‌گویم: در پاسخ وی می‌توان گفت ما به مخالفت با اهل کتاب دستور داده شده‌ایم&#8221; [المورد الروی فی المولد النبوی ۲۹]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی نهم:</span></h4>
<p>محبت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  با جشن گرفتن در روز میلاد وی به دست نمی‌آید و بلکه در هر روز از زندگی فرد مسلمان با عمل به سنت وی و مقدم داشتن سخن وی بر هر سخن دیگر، و تسلیم شدن در برابر هر چه از سوی خداوند آورده است، محقق می‌گردد. شادی برای پیامبر تنها محدود به یک روز نیست بلکه ما با هر روز نزدیک‌تر شدن به سنت پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  و التزام بیشتر به سنت وی برای او شاد می‌شویم تا آنکه به برکت این پیروی ضعف خود را به نیرو تبدیل کرده و در درون خود قواعد عقیده‌ی خویش و مبادی بزرگ اسلام را راسخ گردانیم.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دهم:</span></h4>
<p>رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #008000;">&#8220;در مورد من آنگونه که نصارا در مورد عیسی بن مریم غلو کردند غلو و زیاده‌روی نکنید زیرا من بنده‌ی اویم پس بگویید: بنده‌ی الله و رسول وی&#8221; </span>[بخاری]</p>
<p>در بیشتر این مراسم‌های مولودی در مدح رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  مبالغه و زیاده‌روی رخ می‌دهد و عجیب این است که حتی طرفداران این رسم نیز به غلوی که در این مراسم رخ می‌دهد و گاه تا حد کفر می‌رسد اعتراف کرده‌اند! به ویژه که برخی به خود جرات داده و درباره‌ی مولود کتاب نوشته و احادیث دروغین به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  نسبت داده‌اند. عبدالله الغماری ـ یکی از بزرگان معاصر تصوف و از طرفداران این رسم ـ می‌گوید:</p>
<p>&#8220;کتاب‌های مولودی پر از این احادیث دروغین است و این دروغ‌ها تبدیل به عقیده‌ای راسخ در میان عموم مردم گردیده است، و امیدوارم خداوند مرا توفیق دهد تا بتوانم کتابی در مولودی بنویسم که خالی از دو چیز باشد: اولا احادیث دروغین، و ثانیا: سجع با تکلف&#8230;</p>
<p>مقصود این است که غلو در مدح پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  نکوهیده است زیرا خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{در دین خود غلو نکنید}</span> و همچنین کسی که با روایتی که ثابت نشده است مدح پیامبر می‌کند بر وی دروغ بسته است و داخل در این وعید است که: &#8220;هر که بر من به عمد دروغ ببندد جایگاه خود را در آتش مهیا سازد&#8221;.</p>
<p>فضایل پیامبر نیز چیزی نیست که بشود در مورد آن سهل انگاری  کرد زیرا به پیامبر این امت مربوط است. پیامبری که دروغ را حرام گردانده و آن را از گناهان کبیره دانسته است تا آنجا که ابومحمد جوینی، پدر امام الحرمین قائل به کفر کسی است که بر پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  دروغ ببندد.</p>
<p>بر این اساس همه‌ی مبالغه‌ها و غلوهای بی‌اساسی که در کتب مولودی و داستان معراج وجود دارد باید سوزانده شود تا آنکه صاحبان این کتاب‌ها و خواننده‌های آن در آتش نسوزند&#8230;&#8221; [پایان سخن غماری از نقد وی بر برده‌ی بوصیری / صفحه‌ی ۷۵]</p>
<p>و عادت بر این است که بسیاری از این مراسم‌ها با عبارت‌های بدعتی و شرک‌آمیز خاتمه می‌یابند.</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی یازدهم:</span></h4>
<p>مفسده‌هایی که در این مراسم‌ها رخ می‌دهد بر فرد مسلمان پنهان نمی‌ماند که اینجا به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنم:</p>
<p>کسانی که روز ولادت پیامبر را جشن می‌گیرند متاسفانه مخالفان خود را به عدم محبت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  متهم می‌کنند! و فراموش می‌کنند که بزرگداشت و محبت با پیروی و اتباع است نه با نوآوری و ابتداع در دین. همچنین کارهایی ناشایست در این مراسم‌ها صورت می‌گیرد مانند تکان دادن سر و بدن و &#8230; به اضافه‌ی اذکار دروغین و داستان‌های وهمی&#8230;</p>
<p>شیخ &#8220;علی محفوظ ازهری&#8221; می‌گوید: &#8220;در این مراسم‌ها اسراف و هدر دادن مال و وقت کشی فروانی است که هیچ فایده و خیری در آن نیست&#8221;. [الابداع ۳۲۴] بر اساس قواعد شرعی اگر مباح ـ بر فرض این که اینگونه مراسم‌ها مباح باشد ـ به کار حرام منجر شود از باب &#8220;سد ذرایع&#8221; حرام خواهد شد. چه رسد به این که خود این کار حاوی منکرات باشد!</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">نکته‌ی دوازدهم:</span></h4>
<p>در واقع مسلمانان بر بدعت بودن جشن گرفتن مولد نبوی اجماع کرده‌اند اما در مورد اینکه این بدعت &#8220;حسنه&#8221; است یا &#8220;سیئه&#8221; (یعنی بدعت نیک و بدعت بد) اختلاف کرده‌اند. برخی از این علما این مراسم را بدعت حسنه دانسته‌اند مانند ابن حجر و سیوطی و سخاوی (رحمهم الله) و دیگران. که این بزرگان بر اساس مصلحتی برای این مراسم تصور کرده‌اند آن را بدعت حسنه دانسته‌اند.</p>
<p>اما علمای اهل تحقیق متقدم و متاخر بر اساس ادله‌ی شرعی دال بر پرهیز از بدعت در دین به حرمت چنین جشن‌ها و مراسم‌هایی فتوا داده‌اند و اعیاد و جشن‌ها جزو امور شرعی است. این علما نیز در برابر باز کردن در یک شر حتمی برای یک خیر وهمی قرار گفتند. و علاوه بر این اساس این خیر وهمی چیست؟</p>
<p>کاری که نه پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  انجام داده است و نه صحابه و تابعین و دیگر پیروان آنان طی قرن‌های متوالی انجام نداده‌اند! و در ضمن رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  میان بدعت حسنه و سیئه تفاوتی نگذاشته و فرموده است: <span style="color: #008000;">&#8220;هر بدعتی گمراهی است&#8221;</span>!</p>
<p>امام مالک رحمه الله می‌گوید: &#8220;هر که در اسلام بدعتی بگذارد که آن را حسنه بپندارد پنداشته است که محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در رسالتش خیانت کرده است! زیرا خداوند متعال می‌فرماید: <span style="color: #800000;">{امروز دینتان را کامل کردم}</span> پس هر چیزی در آن روز جزو دین نبوده است امروز نیست جزو دین نیست&#8221; [الاعتصام شاطبی]</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">برخی از علما که فتوا به بدعت بودن جشن مولودی داده‌اند:</span></h4>
<p>&#8220;امام شاطبی&#8221; مولود نبوی را بدعت دانسته است. وی در اول کتابش &#8220;الاعتصام&#8221; [۱/۳۴] برخی از اواع بدعت‌ها را ذکر کرده و از آن جمله قرار دادن روز ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به عنوان عید و مراسم را نام برده و آن را نکوهیده است.</p>
<p>&#8220;امام فاکهانی&#8221; در رساله‌ی مفرده‌ی خویش [۸-۹] این مراسم را بدعت دانسته است.</p>
<p>علامه &#8220;ابن الحاج مالکی&#8221; نیز در مدخل خویش مولد نبوی را بدعت دانسته است. [۲/۱۱ – ۱۲]</p>
<p>علامه‌ی هند، &#8220;ابوالطیب شمس الحق عظیم آبادی&#8221; مولد نبوی را بدعت دانسته است و همچنین شیخ وی علامه بشیر الدین قنوجی که کتابی تحت عنوان &#8220;غایة الکمال فی إبطال عمل المولد والقیام&#8221; نوشته است. [نگا: تعلیق وی بر حدیث <span style="color: #008000;">"من أحدث فی أمرنا هذا ما لیس منه فهو رد" </span>در سنن دارقطنی].</p>
<p>شیخ علامه &#8220;ابو عبدالله محمد الحفار مالکی&#8221; از علمای مغرب می‌گوید: &#8220;سلف صالح ما ـ که اصحاب رسول خدا صلی الله علیه وسلم و تابعین آن‌هایند ـ برای عبادت در شب ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  جمع نمی‌شدند و هیچ کاری اضافه بر کارهای دیگر شب‌ها سال انجام نمی‌دادند زیرا رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بزرگ داشته نمی‌شود مگر به صورتی که شرع آن را قرار داده است، و بزرگداشت پیامبر از بزرگترین کارهای نیک است که باعث قربت به خداوند می‌شود اما انسان تنها با آن چیزی که خود خداوند مشروع گردانده است به وی نزدیکی می‌جوید&#8221;. [المعیار المعرب ۷/۹۹]</p>
<p>شیخ علامه &#8220;محمد بن صالح العثیمین&#8221; می‌گوید: &#8220;‌آن‌ها این مراسم را آنگونه که خود می‌گویند، برای اینکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را دوست دارند برپا می‌کنند و می‌خواهند یاد رسول الله را زنده نگه دارند. ما به آن‌ها می‌گوییم: مرحبا به شما اگر پیامبر را دوست دارید و مرحبا به شما اگر قصد زنده نگه داشتن یاد وی را دارید، اما!! ترازویی وجود دارد که الله، پروردگار جهانیان آن را قرار داده است که ترازوی محبت‌سنج است و آن این سخن خداوند متعال است که: {ای پیامبر بگو اگر الله را دوست دارید پس از من پیروی کنید تا الله شما را دوست بدارد}.</p>
<p>پس اگر انسان در ادعای محبت الله و رسولش راستگو است بیاید و تابع شریعت الله شود و از آنچه پیامبرش ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آورده است پیروی کند. و اگر پیرو پیامبر نیست در ادعای خود دروغ گفته است زیرا این ترازو، ترازوی راستی و عدالت است. پس بیایید نگاه کنیم که آیا ساختن جشنی در شب ولادت رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  ایا از شریعت الهی است؟ آیا پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  آن را انجام داده است؟ آیا خلفای راشدین آن را انجام داده‌اند؟ آیا صحابه و تابعین و پیروان نیک آنان آن را انجام داده‌اند؟ پاسخ همه‌ی این سوال‌ها قطعا منفی است و هر کس ادعای خلاف این را دارد دلیل خود را بیاورد&#8230;&#8221; [از سایت شیخ ابن عثیمین]</p>
<p>شیخ یوسف قرضاوی می‌گوید: &#8220;&#8230; گفته‌اند کسانی که این مولود‌ها و این چیزها را ابداع نموده فاطمی‌ها هستند و این مراسم از مصر به دیگر سرزمین‌ها منتقل شده است و شاید در پس همه‌ی این‌ها اهداف سیاسی مشخصی پنهان باشد! که آن‌ها می‌خواسته‌اند مردم را با این مراسم و این جشن‌ها مشغول سازند تا مردم در امور سیاسی و دیگر قضایای عمومی مشغول نشوند! و برای همین اگر به قضیه به عنوان یک عبادت نگاه کنیم خواهیم گفت: این عبادت در شرع وارد نشده و صحیح نیست&#8221; [برنامه‌ی الشریعه والحیاة کانال الجزیرة]</p>
<p>شیخ محمد غزالی به بدعت بودن این مراسم فتوا داده است. وی در کتابش &#8220;لیس من الاسلام&#8221; [صفحه‌ی ۲۵۲] می‌گوید:</p>
<p>&#8220;نزدیک شدن به خداوند به واسطه‌ی برپایی این مولودخوانی‌ها عبادتی است که هیچ اساسی ندارد&#8230; و بر این اساس ما به عام کردن حکم بر همه‌ی این مولودی‌ها گرایش داریم که این‌ها بدعت‌هایی هستند مردود و هیچ عذری برای برپایی آن‌ها وجود ندارد&#8230; الغای این مولودی‌ها ضرورتی دینی و دنیوی است&#8230; اینگونه جشن گرفتن برای شب مولود و شب اسراء و معراج و شب نیمه‌ی شعبان و شب قدر و راس سال هجری شکل گرفته است و برای این جشن‌ها تاریخ‌هایی تعیین شده و خرج کردن پول برای آن‌ها جزو مظاهر تدین قرار داده شده است!! و عوام و خواص آن را با سخن و غذای اضافی زنده نگه داشته‌اند و یاری اسلام شده این!!&#8221;</p>
<h4><span style="color: #ff0000;">و در پایان:</span></h4>
<p>در پایان از الله می‌خواهم که این برگه‌های ناچیز را پذیرفته و با آن به مسلمانان سود رساند که نیت نفع رساندن بود و دیگر هیچ.</p>
<p>پس خداوندا ، گریز ما به سوی توست نه به سوی غیر تو، گام‌های ما را بر حق استوار گردان و ما را نسب به خودمان آگاهی ده و هیچ کاری از ما را برای دیگران مگردان&#8230; الله است که به راه راست هدایت می‌کند و سخن آخر اینکه: <span style="color: #800000;">{الحمدلله رب العالمین}</span></p>
<p><span style="color: #888888;">منبع: صید الفوائد / ترجمه: ابوعامر ـ بیداری اسلامی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2839/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فضیلت &#8220;راستی و راستگویی&#8221; و اهمیت آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2640</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2640#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 22 Jan 2010 22:31:00 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2640</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صالح آل طالب
مسجد الحرام: جمعه ۲۹ محرم ۱۴۳۱ برابر با ۲۵ دی ۱۳۸۸
خطبه‌ی اول:
ستایش از آن الله است:
{سپاس از آن الله است که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست ‏سنجیده‏کار آگاه (۱) آنچه در زمین فرو مى‏رود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صالح آل طالب</h4>
<p>مسجد الحرام: جمعه ۲۹ محرم ۱۴۳۱ برابر با ۲۵ دی ۱۳۸۸<span id="more-2640"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{سپاس از آن الله است که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست ‏سنجیده‏کار آگاه (۱) آنچه در زمین فرو مى‏رود و آنچه از آن بر مى‏آید و آنچه از آسمان نازل مى‏شود و آنچه در آن بالا مى‏رود [همه را] مى‏داند و اوست مهربان آمرزنده}</span> [سبأ: ۱-۲]</p>
<p>تسبیح و ستایش او را می‌گویم که او نهفته‌های درون و اسرار آن را می‌داند و نهان‌های درون دل‌ها را برملا می‌سازد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ یَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَمَا تُخْفِی الصُّدُورُ }</span> [غافر: ۱۹] <span style="color: #0000ff;">(او خیانت چشمان و آنچه را در سینه‌ها مخفی است می‌داند)</span></p>
<p>و دستاورد زبان‌ها را در روز قیامت در نامه‌ی اعمال منتشر خواهد کرد&#8230; اعمال را ثبت کرده و می‌نویسد و سپس محاسبه کرده، یا مورد مغفرت قرار می‌دهد و یا مورد عذاب&#8230;</p>
<p>و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنهاست و شریکی ندارد و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست&#8230; درود و سلام و برکات خداوند بر وی و بر اهل بیت پاک و صحابه‌ی نیک وی.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>تقوا بهترین وصیت و بهترین لباس و بهترین خصلت است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{َیا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً (۷۰) یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَمَن یُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً} </span>[احزاب: ۷۰-۷۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را داشته باشید و سخنی استوار گویید (۷۰) تا کارهای شما را به صلاح آورده و گناهان شما را مورد آمرزش قرار دهد و هر که از الله و رسولش اطاعت کند قطعا پیروزی بزرگی به دست آورده است)</span></p>
<p>رحمت خداوند بر بنده‌ای که زبان خود را صالح گردانده و کنترل نفس خود را در دست داشته و آن را در راه حق به راه انداخته است.</p>
<p>ای مسلمانان: سخن امروز ما درباره‌ی خصلتی است که سرور اخلاق و جمع کننده‌ی فضیلت‌ها و رأس همه‌ی خصلت‌هاست. خصلتی که خداوند متعال آن را در کتاب خود ستوده و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{&#8230;وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثاً }</span> [نساء: ۸۷] <span style="color: #0000ff;">(وچه کسی راستگوتر از الله است؟)</span></p>
<p>و فرموده است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{&#8230;وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِیلاً } </span>[نساء: ۱۲۲] <span style="color: #0000ff;">(و چه کسی راست‌گفتارتر از الله است؟)</span></p>
<p>و باز فرموده است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ قُلْ صَدَقَ اللّهُ &#8230;}</span> [آل عمران: ۹۵] <span style="color: #0000ff;">(بگو: راست گفت الله&#8230;)</span></p>
<p>خداوند متعال پیامبران و خاصان و اولیای خود را با صفت صدق و راستی ستوده است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولاً نَّبِیّاً }</span> [مریم: ۵۴]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و در این کتاب اسماعیل را یاد کن که او در وعده‌اش راست بود و رسولی پیامبر بود)</span></p>
<p>و خطاب به همه‌ی بندگانش فرموده است:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ }</span> [توبه: ۱۱۹]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه ساخته و همراه راستان باشید)</span></p>
<p>ای مسلمانان: صفت &#8220;صدق و راستی&#8221; یک صفت مستحب نیست بلکه فریضه و واجبی است برای هر شخص مسلمان و یک خصلت برای انسان مومن است. یک مومن باید در باطن و ظاهر خود به یک اندازه راستی و پاکی و صفای نفس داشته باشد&#8230;</p>
<p>با وجود سادگی این صفت و اجماع همه‌ی انسان‌ها در نیک دانستن آن، ما امروز بیش از هر زمان دیگری در بحبوحه‌ی بحران اخلاقی که در آن به سر می‌بریم، به توصیه‌ی به پایبندی به آن نیاز داریم. بحرانی اخلاقی‌ که اسباب مختلفی باعث آن شده است از جمله: ضعف ایمان و ضعف تربیت و رقابت برای به دست آوردن دنیا.</p>
<p>صفت صدق و راستی در دنیا و آخرت مورد ستایش قرار گرفته و نشانه‌ی تقوا و سبب بخشش گناهان و بالا رفتن درجات است که همه‌ی این‌ها در این سخن خداوند متعال جمع گردیده است، آنجا که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (۳۳) لَهُم مَّا یَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ (۳۴) لِیُکَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی عَمِلُوا وَیَجْزِیَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِی کَانُوا یَعْمَلُونَ}</span> [زمر: ۳۳-۳۵]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و آن کس که راستى آورد و آن را باور نمود آنان همان متقیانند (۳۳) براى آنان هر چه بخواهند پیش پروردگارشان خواهد بود این است پاداش نیکوکاران (۳۴) تا الله بدترین عملى را که کرده‏اند از ایشان بزداید و آنان را به بهترین کارى که مى‏کرده‏اند پاداش دهد)</span></p>
<p>در مورد پاداش صادقان در روز قیامت، این سخن خداوند متعال را بشنوید که می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{قَالَ اللّهُ هَذَا یَوْمُ یَنفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ}</span> [مائده: ۱۱۹]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(الله فرمود این روزى است که راستی راستگویان آنان را سود بخشد. براى آنان باغهایى است که از زیر [درختان] آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانند، الله از آنان خشنود است و آنان [نیز] از او خشنودند این است رستگارى بزرگ)</span></p>
<p>راستی یعنی فضیلت و نجابت، یعنی راهی روشن و درونی والا، و انسان راست و صادق همیشه بسوی نیکی‌ها توفیق می‌یابد. در این حدیث که عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت نموده است دقت کنید که از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  چنین روایت می‌کند که ایشان فرمودند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">&#8220;همانا صدق وراستی به سوی نیکی هدایت می‌کند، و نیکی به سوی بهشت، و شخص همیشه راستی پیشه می‌کند تا آنکه به مقام &#8220;راستی&#8221; می‌رسد. و همانا دروغ به سوی فجور رهنمون می‌شود و فجور نیز انسان را به سوی آتش می‌برد و شخص همیشه دروغ می‌گوید تا آنکه نزد خداوند به عنوان دروغگو نوشته می‌شود&#8221;</span> [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و در روایتی از امام مسلم آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #0000ff;">&#8220;شخص همچنان راست می‌گوید و در پی راستی می‌رود تا آنکه نزد خداوند به عنوان &#8220;صِـدّیـق&#8221; نوشته می‌شود، و شخص دیگر همچنان دروغ می‌گوید و در پی دروغ می‌رود تا آنکه نزد خداوند به عنوان &#8220;کَـذّاب&#8221; نوشته می‌شود&#8221;.</span></p>
<p>صدق وراستی هدایتگر به سوی هر نیکی و خیر است و صاحب خود  را به سوی راه‌های هدایت می‌کشاند تا آنکه وی را به بهشت داخل سازد. چرا که نه؟! در حالی که چنین شخصی راستگو است و همیشه در هر سخن و کردارش در پی حق است؟</p>
<p>او راست می‌گوید و به راستی پایبند می‌ماند و برای راستی احتیاط پیشه می‌کند و کلماتی را که می‌گوید در ترازو قرار می‌دهد و از اشتباه دوری گزیده و از لغزش می‌ترسد و اینچنین نفس خود را از هر گونه خیانت و گناه پنهانی حفظ می‌کند تا آنکه نزد خداوند به عنوان صدیق شناخته می‌شود.</p>
<p>یک مسلمان پس از رسیدن به این منزلت دیگر چه آرزویی خواهد داشت؟ چنین کسانی همراهی پیامبران و شهدا را به دست خواهند آورد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{&#8230;فَأُوْلَـئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِکَ رَفِیقاً }</span> [نساء: ۶۹]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(پس آنان به همراه کسی هستند که الله بر آنها نعمت ارزانی داشته است [یعنی] پیامبران و راستان و شهدا و صالحان و آنان چه یاران نیکی هستند)</span></p>
<p>ای مسلمان: برای آنکه اثر راستی را بر قلب بدانی و بدانی که چرا انسان‌های صادق مستحق همراهی با پیامبران شده‌اند در این حدیث صحیح تأمل کن: از ابوهریرة رضی الله عنه روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">&#8220;هنگامی که زمان قیامت نزدیک شود نزدیک است که رویای مومن دروغ نشود و راست‌ترین شما از نظر رویا راستگوترین شماست و رویای مومن جزئی از ۴۶ جزء نبوت است&#8221; </span>[به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>خوب دقت کن&#8230; رویای راست جزئی از نبوت است و چنین رویایی در قلب صادقی متجلی خواهد گردید که والا و پاک است و به نور خداوندی روشن گردیده و اینچنین پرده‌های غیب در برابرش گشوده شده و خداوند او را از آنچه خواسته مطلع گردانده است.</p>
<p>ای مسلمانان: هر که در کودکی پایبند راستی شود در بزرگی بیشتر به آن پایبند خواهد شد و هر که در حق خودش راستی کند در حق خداوند بیشتر به راستی چنگ خواهد زد و هر که در پی راستی باشد به سوی آن هدایت خواهد شد و در نتیجه درونش پاک شده و قلبش نورانی می‌گردد.</p>
<p>ای بندگان خداوند: هرگز آسانگیری و سهل‌انگاری در مورد این خصلت جایز نیست،‌ زیرا این اخلاق یکی از خصلت‌های اساسی در دین ما و نشانه‌ی اسوه و الگوی ما محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بود که زندگی‌اش بهترین مثال است برای انسان کاملی که راستی در گفتار، و امانتداری در کردار را به عنوان خطی ثابت در زندگی خود قرار داده بود و حتی به اندازه‌ی یک بند انگشت نیز از آن منحرف نمی‌شد و این اخلاق برای وی به عنوان یک خصلت و ویژگی درآمده بود به طوری که حتی پیش از بعثت به &#8220;راستی&#8221; و &#8220;راستگویی&#8221; شناخته شده بود و &#8220;صادق&#8221; و &#8220;امین&#8221; خوانده می‌شد و در میان مردم به این نام شناخته می‌شد.</p>
<p>هنگامی که پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به دعوت آشکار دستور داده شد مردم را جمع کرده و از آنان پرسید: اگر آنان را از قضیه‌ای باخبر سازد تا چه اندازه سخنش را باور خواهند کرد؟ و آنان در پاسخ گفتند: تاکنون از تو جز راستی ندیده‌ایم.</p>
<p>نگاهی به این صحنه از زندگی سراسر راستی و نجابت و وفای او بیندازید: از عبدالله ابن ابی حمساء روایت است که گفت: پیش از بعثت پیامبر با وی معامله‌ای انجام دادم و قسمتی از پول وی باقی ماند پس با وی وعده نمودم که در همان مکان بیایم [تا معامله را به پایان برسانیم] اما فراموش کردم و پس از سه روز قضیه را به یاد آوردم. پس به آنجا بازگشتم و او را در همان جا یافتم. او به من گفت: <span style="color: #0000ff;">&#8220;ای جوان!! بر من سخت گرفتی&#8230; من سه روز است که اینجایم و منتظرت هستم!&#8221;</span> [به روایت ابوداوود]</p>
<p>آری! او سه روز پی در پی از روی وفای به عهد و راستی، در همان جایی که وعده نموده بودند حاضر می‌شد.</p>
<p>این مبدأ از کودکی در درون وی استوار و راسخ بود و تا وفاتش حتی یک دروغ نیز نگفت و بلکه دروغ در نزد وی بدترین خصلت‌ها بود. ام المومنین عایشه ـ رضی الله عنها ـ می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;هیچ خصلتی نزد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  بدتر از دروغ نبود و پیش می‌آمد که شخصی نزد وی دروغی می‌گفت و این به یاد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌ماند [و به خاطر بدی آن، آن را فراموش نمی‌کرد] تا اینکه می‌دانست آن فرد از این رفتار توبه نموده است&#8221; </span>[به روایت امام احمد و ابن حبان]</p>
<p>زیرا دروغ صفتی است پست و بس ناشایست. ممکن است انسان بخیل یا ترسو عذری برای این اخلاق خود داشته باشد اما دروغگو هیچ عذری ندارد.</p>
<p>صفوان بن سلیم می‌گوید: به رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفته شد: آیا ممکن است انسان مومن ترسو باشد؟ فرمود: &#8220;<span style="color: #0000ff;">آری ممکن است&#8221;.</span> گفته شد: آیا ممکن است بخیل باشد؟ فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;</span><span style="color: #0000ff;">آری. ممکن است&#8221;</span> گفته شد: آیا ممکن است دروغگو باشد؟ فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;هرگز&#8221;</span> [به روایت امام مالک در موطا با سند ضعیف]</p>
<p>البته این حدیث را حدیث دیگری که امام احمد در مسند خویش روایت کرده است تایید می‌کند: از ابوامامة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  فرمودند: <span style="color: #0000ff;">&#8220;هر خصلتی ممکن است در مومن باشد به جز خیانت و دروغ&#8221;.</span></p>
<p>امام نووی رحمه الله می‌گوید: &#8220;نصوص کتاب و سنت بطور کلی بر تحریم دروغ دلالت می‌کند و دروغ جزو گناهان زشت و عیب‌های بسیار ناشایست است و اجماع امت و نصوص آشکار بر تحریم آن منعقد شده است&#8221;.</p>
<p>وی سپس ادامه می‌دهد: &#8220;برای متنفر شدن از این خصلت، این حدیث که بر صحت آن اتفاق شده است کافی است که ابوهریرة ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  روایت نموده که ایشان فرمودند: &#8220;نشانه‌ی منافق سه چیز است: هنگامی که سخن گوید دروغ گوید، و هنگامی که وعده دهد خلاف کند و هنگامی که امین شمرده شود در امانت خیانت کند&#8221;&#8230;</p>
<p>و از عبدالله به عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: <span style="color: #0000ff;">&#8220;چهار خصلت است که اگر در کسی باشد آن شخص منافق خالص است و اگر یکی از آن‌ها در وی باشد در وی خصلتی از نفاق وجود دارد تا آنکه آن را ترک گوید: ۱- اگر امین شمرده شود خیانت کند ۲- و اگر سخن گوید دروغ گوید ۳- و اگر عهد کند عهد شکنی کند ۴- و هنگامی که بر سر موضوعی با کسی اختلاف کند و به نزد قاضی روند برای اثبات ادعای خود دروغ گوید&#8221;. </span>[به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>دروغ، ایمان را ناقص می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{إِنَّمَا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِ اللّهِ &#8230;}</span> [نحل: ۱۰۵]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(تنها کسانی دروغ‌پردازی می‌کنند که به نشانه‌های الله ایمان نمی‌آورند)</span></p>
<p>و حتی انسان دروغگو در معرض لعنت خداوند قرار دارد:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{&#8230;ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِینَ } </span>[آل عمران: ۶۱]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(&#8230;سپس مباهله کنیم و لعنت الله را بر دروغگویان قرار دهیم)</span></p>
<p>گنگ بودن بهتر از دروغ است و راست گفتاری آغاز سعادت است و اگر انسان درست فکر کند هیچ چیزی را برای بی‌آبرویی و رسوایی بدتر از دروغگویی نخواهد یافت زیرا دروغ، جامع همه‌ی بدی‌ها و اصل و اساس همه‌ی گناهان است و دروغ کوچک انسان را به دروغ بزرگ می‌کشاند&#8230;</p>
<p>حکیمان گفته‌اند: &#8220;هرکه از پستان دروغ شیر نوشید رها کردن آن برایش سخت خواهد شد&#8221;؛ برای همین است که پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  دروغ را ـ هر چند که در ظاهر کوچک باشد ـ نکوهیده است و از دروغ گفتن حتی به کودکان نهی نموده است تا آنکه آنان بر راستی تربیت شده و به آن عادت کنند و از دروغ دور شده و از آن متنفر گردند:</p>
<p>از عبدالله بن عامر روایت است که گفت: روزی از روزها در حالی که پیامبر خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  در خانه‌ی ما نشسته بود مادرم مرا صدا زد و گفت: بیا اینجا تا چیزی به تو بدهم&#8230; پس رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  خطاب به مادرم فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;می‌خواستی به او چه بدهی؟&#8221;</span> مادرم گفت: می‌خواهم به او خرما بدهم. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  گفت: <span style="color: #0000ff;">&#8220;اگر [قصد داشتی] به او چیزی ندهی برای تو یک دروغ نوشته می‌شد&#8221;.</span> [ به روایت ابوداوود با سند حسن]</p>
<p>و از ابوهریرة رضی الله عنه از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  رواست است که فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;هر که به کودکی بگوید: بیا تا چیزی به تو بدهم ولی به او چیزی ندهد، این یک دروغ است&#8221;</span> [به روایت امام احمد با سند صحیح]</p>
<p>ببین چگونه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  پدران و مادران را آموزش می‌دهد تا فرزندان خود را به گونه‌ای بار بیاورند که راستی را مقدس دانسته و از دروغ دوری کنند و اگر او از این گونه دروغ‌ها چشم پوشی کرده بود و آن را کوچک دانسته بود ترس این می‌رفت که کودکان بزرگ شوند و دروغ را از گناهان کوچک بشمارند در حالی که نزد خداوند، دروغ گناهی است بس بزرگ.</p>
<p>این جدیت در مورد حقیقت و رعایت راستگویی حتی در مورد مسائل به ظاهر کوچک نیز صادق است: از اسماء بنت یزید ـ رضی الله عنها ـ روایت است که گفت: گفتم ای رسول خدا اگر کسی از ما در مورد چیزی که اشتهایش را دارد بگوید اشتها ندارم آیا این دروغ به حساب می‌آید؟ فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;دروغ، دروغ نوشته خواهد شد&#8230; حتی دروغ کوچک هم به نام دروغ کوچک [در نامه‌ی اعمال] نگاشته خواهد شد&#8221;.</span> [به روایت امام احمد و طبرانی در معجم کبیر]</p>
<p>در مورد دروغ حتی برای شوخی و تفریح هیچ سهل انگاری وجود ندارد: از بهز بن حکیم از پدرش از جدش ـ رضی الله عنهم ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;وای بر آنکه سخن دروغ می‌گوید تا مردم را بخنداند&#8230; وای بر او&#8230; وای بر او&#8221; </span>[به روایت احمد و ابوداوود و ترمذی و نسائی. ترمذی می‌گوید: حسن صحیح است]</p>
<p>و در لفظ ابوداوود آمده است: <span style="color: #0000ff;">&#8220;وای بر کسی که سخن می‌گوید و دروغ می‌گوید تا مردم را بخنداند&#8230; وای بر او&#8230; وای بر او&#8221;.</span></p>
<p>اگر این درباره‌ی اموری باشد که ساده و کوچک به نظر می‌رسد در مورد بدترین نوع دروغ که دروغ بستن بر خدا و بر رسولش می باشد چه فکر می‌کنید؟ خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ تَرَى الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ &#8230;}</span> [زمر: ۶۰]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(و روز قیامت می‌بینی کسانی که بر الله دروغ بسته‌اند چهره‌هایشان تیره است&#8230;)</span></p>
<p>و رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;هر که به عمد بر من دروغ ببندد جایگاه خود را در آتش مهیا سازد&#8221;. </span>[متفق علیه]</p>
<p>پس از این دروغ، بدترین نوع دروغ دروغی است که ضرر آن همه گیر باشد مانند دروغی که به منافع امت و قضایای مهم آن ضربه بزند و یا در میان آحاد جامعه آشوب ایجاد کرده و اطمینان را از مردم سلب نموده و حق را از باطل غیر قابل تشخیص نماید مخصوصا با وجود وسائل ارتباط جمعی و سرعت انتشار اخبار در عصر جهانی سازی.</p>
<p>در اینترنت شایعات پراکنده می‌شود و در رسانه‌ها دروغ گفته می‌شود و در میان این آشوب، راستی و حق کمیاب می‌گردد. در صورتی که حقیقت و دروغ با هم مخلوط شود مردم سر در گم و حیران خواهند شد.</p>
<p>ممکن است دروغ از منبعی سرچشمه گیرد که شنونده وی را راستگو بداند و بر اساس آن دروغ رفتار کند و در نتیجه دچار بلا و زیانی شود که تنها خداوند می‌داند و چه بسا بر اثر یک دروغ یا سخن‌چینی خانه‌ها ویران شده و خانواده‌هایی از هم پاشیده و یا حتی خون‌ها ریخته شده است؛ و در حدیث آمده است: <span style="color: #0000ff;">&#8220;چه بزرگ است آن خیانتی که با برادرت سخنی بگویی که او تو را در آن راستگو بپندارد اما تو نسبت به او دروغ گفته باشی&#8221;.</span> [به روایت ابوداوود]</p>
<p>بندگان خداوند، راستی برکت است و دروغ از بین برنده‌ی آن و از آنجایی که در هنگام خرید و فروش طمع حاضر است و وَرَع و قناعت اندک، رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  چنین می‌فرماید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;خریدار و فروشنده تا وقتی که از هم جدا نشده‌اند اختیار [فسخ معامله] را دارند. پس اگر راستی پیشه نمودند و آشکارا معامله کردند (و از پنهان‌کاری اجتناب ورزیدند) در معامله‌ی آنان برکت انداخته خواهد شد، و اگر کتمان کردند و دروغ گفتند برکت معامله‌ی آنان از بین خواهد رفت&#8221;.</span> [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و از رفاعة ـ‌ رضی الله عنه ـ روایت است که او به همراه رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  به سوی مصلی خارج شد پس دید که مردم در حال داد و ستد هستند پس به آن‌ها گفت: <span style="color: #0000ff;">&#8220;ای جمع تجار!&#8221;</span> آنها در استجابت به ندای رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  سرهای خود را بلند کرده و بسوی وی نگریستند، پس فرمود: <span style="color: #0000ff;">&#8220;تاجران در روز قیامت فاجر و بدکار برانگیخته خواهند شد جز آن تاجرانی که تقوای وی را پیشه ساخته و نیکی کنند و راست گویند&#8221;.</span> [به روایت ترمذی و ابن ماجه. ترمذی می‌گوید: این حدیثی حسن و صحیح است]</p>
<p>پس صدق و راستی را به عنوان علامت و روش خود قرار دهید و در آشکار و نهان به آن پایبند باشید تا آنکه خداوند تقوای خود را در قلب شما جای دهد و راه شما را پر از نور و موفقیت کند:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکُونُواْ مَعَ الصَّادِقِینَ }</span> [توبه: ۱۱۹]</p>
<p><span style="color: #0000ff;">(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و با راستان همراه باشید)</span></p>
<p>خداوند برای من و شما در قرآن بزرگ برکت قرار داده و با روش سید المرسلین سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم..</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>سپاس و ستایش خداوند را می‌گویم برای نیکی و احسان وی&#8230; و شکر و سپاس او را می‌گویم برای توفیق و منت وی و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز او که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و رسول وی و دعوتگر به سوی رضوان اوست. درود و سلام و برکات خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران و تابعین او و کسانی باد که به نیکی تا روز قیامت از آنان پیروی نمایند.</p>
<p>اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان، عادت دادن نفس به راستی و پایبند نمودن آن به این صفت و در نظر داشتن مراقبت الهی در پنهان و آشکار و پیشه ساختن تقوایش، همه‌ی این‌ها انسان را برای در پیش گرفتن خصلت صدق و راستی کمک می‌کند&#8230;</p>
<p>نشر فرهنگ راستگویی در جامعه و طرد نمودن دروغ و دروغگویان ـ به ویژه در وسائل ارتباط جمعی و منابع اطلاع‌رسانی ـ برای مردم جامعه لازم و ضروری است.</p>
<p>این خیلی بد است که مردم به وجود کسانی عادت کنند که دروغ می‌گویند و همچنان با قلم و وسیله‌ی اطلاع‌رسانی که در اختیار دارند به صورت موثر در جامعه باقی می‌مانند&#8230; این درست است که ممکن است همیشه و در هر جایی کسانی باشند که دروغ می‌گویند اما این روا نیست که دروغ به صورت رسمی وجود داشته باشد یا مردم به وجود آن عادت کنند.</p>
<p>شریعت اسلامی در این جانب بسیار جدی است و بر همین اساس در قرآن کریم جریمه‌ی کسی که به دروغ به دیگران تهمت زنا می‌زند، تازیانه و &#8220;مشهور شدن به فسق&#8221; است و همچنین خداوند متعال درباره‌ی چنین کسانی می‌گوید:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">{ وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَداً &#8230;}</span> [نور: ۴] <span style="color: #0000ff;">(و هرگز هیچ گواهی از آنان نپذیرید)</span></p>
<p>راستی و راستگویی فرهنگ یک جامعه‌ی سالم و مسئولیت هر فرد آن است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  درباره‌ی دروغ می‌گوید: <span style="color: #0000ff;">&#8220;و آیا چیزی جز حاصل زبان‌های مردم آنها را بر صورت‌هایشان در آتش می‌اندازد؟&#8221;</span></p>
<p>و در پایان درود و سلام فرستید بر بهترین انسان‌ها و پاکترین آنها محمد بن عبدالله هاشمی قریشی، خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت پاکش و بر صحابه‌ی نیکوکردارش و راضی باش از آن امامان هدایتگر و خلفای مورد رضایتت ابوبکر و عمر و عثمان و علی و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و از همه‌ی آنانی که راه آنان را پیموده و از سنت آنان پیروی نمایند.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود گردان و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار&#8230;</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن بدار و مسئولان و والیان امر ما را صالح گردان.</p>
<p>خداوندا گرانی و وبا و ربا و زنا و زلزله و سختی‌ها و فتنه‌های بد آشکار و پنهان را از ما دور گردان. خداوندا سرزمین ما را حفظ کن و مرزهای ما را امن گردان.</p>
<p>خداوندا اوضاع مسلمانان را در هر مکانی اصلاح نما، خداوندا آن‌ها را بر حق و هدایت جمع کن. خداوندا جان‌های آنان را حفظ کن و آنان را در سرزمینشان در امن و امان بدار و زندگی‌شان را گوارا گردان و دشمنشان را نابود گردان. خداوندا مستضعفان مسلمان را در هر جایی یاری ده&#8230; خدایا آنان را در فلسطین یاری ده،‌ خداوندا مرزداران ما را در دور و بر بیت المقدس یاری ده. خدایا آنان را بر حق جمع نما ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت و بندگان مومنت را یاری ده. خداونداای پروردگار جهانیان، پناه تو محکم است و ثنای با عظمت و نام‌هایت مقدس&#8230; ای آنکه لشکریانش شکست نمی‌خورد و وعده‌اش خلاف نمی‌شود&#8230; تو پاک و منزه و ستوده شده‌ای&#8230; خداوندا شب ستمگران به طول انجامید&#8230; خداوندا صهیونیست‌ها تجاوز کردند و در غطیان زیاده‌روی کردند&#8230; خداوندا برای نابودی آنان دستانی حق طلب را مهیا ساز که شوکت آنان را نابود ساخته و بنیانشان را برکند، خداوندا ای پروردگار حق و حقیقت عذاب خود را بر آنان نازل ساز، خداوندا هیچ پرچمی برای آنان باقی مگذار و آنان را به هیچ یک از اهدافشان مرسان و آن‌ها را نشانه و عبرتی برای دیگران بگردان. خداوندا شکستشان ده و زمین را زیر پای آنان بلرزان و ما را بر آنها پیروز گردان ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار، خداوندا گناهان ما را بیامرز و عیب‌های ما را بپوشان و کارهای ما را آسان گردان و ما را به آن خواسته‌هایی که باعث رضایت توست برسان.</p>
<p>پروردگارا ما و پدران و مادران و ما و دیگر مسلمانان را مورد مغفرت خود قرار ده که تو شنونده‌ی دعایی.</p>
<p>ای بندگان خداوند: <span style="color: #0000ff;">{همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر می‌نماید و از فحشا و منکر و ستم نهی می‌کند. او شما را پند می‌دهد تا آنکه اندرز گیرید (۹۰) و به پیمان خداوند هنگامی که با او پیمان بستید وفادار بمانید و سوگند را پس از استوار کردن آن مشکنید در حالی که الله را بر خود ضامن گرفته‌اید. همانا الله به آنچه می‌کنید آگاه است} </span>[نحل: ۹۰-۹۱]</p>
<p style="text-align: center;">___________________</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;">با تشکر از شبکۀ جهانی نور</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #888888;"><a href="http://www.nourtv.net/">http://www.nourtv.net</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2640/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من از او بیاموزم؟</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2605</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2605#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 06 Jan 2010 12:30:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2605</guid>
		<description><![CDATA[دکتر میسرة طاهر / ترجمه: ابوعامر
شخص اول هر روز صبح برای خرید روزنامه کنار دکه می‌ایستاد، سلامی به روزنامه‌فروش می‌کرد و روزنامه‌ی همیشگی خود را برمی‌داشت و می‌رفت اما هیچگاه جواب سلام خود را از روزنامه‌فروش نمی‌شنید!
تقریبا هر روز شخص دیگری نیز همان ساعت برای خرید روزنامه‌ی دلخواهش به آن دکه می‌آمد&#8230;
این سلام کردن‌ها و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-2606" title="adab-01" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/adab-01.jpg" alt="adab-01" width="100" height="90" />دکتر میسرة طاهر / ترجمه: ابوعامر</strong></h4>
<p>شخص اول هر روز صبح برای خرید روزنامه کنار دکه می‌ایستاد، سلامی به روزنامه‌فروش می‌کرد و روزنامه‌ی همیشگی خود را برمی‌داشت و می‌رفت اما هیچگاه جواب سلام خود را از روزنامه‌فروش نمی‌شنید!</p>
<p>تقریبا هر روز شخص دیگری نیز همان ساعت برای خرید روزنامه‌ی دلخواهش به آن دکه می‌آمد&#8230;</p>
<p>این سلام کردن‌ها و جواب ندادن روزنامه‌فروش هر روز اتفاق می‌افتاد و شخص دوم هم هر روز این موضوع را می‌دید تا اینکه یک روز طاقت نیاورد و به شخص اول گفت:<span id="more-2605"></span></p>
<p><span style="color: #0000ff;">- چرا به دکه دار سلام می‌کنی؟ من این چند هفته مراقب تو هستم، تو همیشه این کار را می‌کنی.</span></p>
<p>شخص اولی در جوابش گفت:</p>
<p>- چه اشکالی دارد با او سلام کنم؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- آخر تو یک بار شنیدی که او جواب تو را بدهد؟</span></p>
<p>- نه.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- پس چرا به کسی که جواب سلامت را نمی‌دهد سلام می‌کنی؟!</span></p>
<p>- تو فکر می‌کنی سبب اینکه او جواب سلام من را نمی‌دهد چیست؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- شک ندارم که او آدم بی ادبی است. یعنی اصلا مستحق این سلام تو نیست.</span></p>
<p>- پس به نظر تو او آدم بی ادبی است؟</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- بله.</span></p>
<p>- تو از من می‌خواهی من از او بی ادبی یاد بگیرم یا اینکه او از من ادب یاد بگیرد؟</p>
<p>شخص دوم بر اثر حرف حساب شخص اول نتوانست چیزی بگوید. سپس پس از مدتی سکوت گفت:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">- ولی او بی ادب است! او باید جواب سلام را بدهد.</span></p>
<p>شخص اول گفت:</p>
<div id="attachment_2607" class="wp-caption alignleft" style="width: 261px"><img class="size-medium wp-image-2607" title="adab-02" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/adab-02-251x187.jpg" alt="adab-02" width="251" height="187" /><p class="wp-caption-text">در صورتی که ما در پاسخ به بدی دیگران خوبی را رها کنیم خوبی‌ها از بین خواهند رفت</p></div>
<p>- دوست من، جواب سلام ندادن او هر دلیلی که داشته باشد نباید باعث شود من افسار رفتار و کردار خود را به دست دیگران بدهم. اگر من هم مثل او شوم و دست از سلام گفتن به دیگر بردارم او بر من پیروز خواهد شد و در نتیجه این اوست که رفتار خود را به من آموخته است و شخصی که دارای اخلاق و رفتار اشتباه است در جامعه قدرت یافته و رفتار او در میان مردم منتشر خواهد شد.</p>
<p>اما اگر من به اصول و مبادی خود پایبند بمانم و با کسانی که روبرو می‌شوم سلام و علیک کنم از آنچه به آن معتقدم محافظت کرده‌ام و دیر یا زود دیگران نیز این رفتار درست را خواهند آموخت.</p>
<p>سپس ادامه داد:</p>
<p>- آیا قبول نداری که رفتار اشتباه به سم یا آتش می‌ماند؟ اگر بر سم، سم بیفزاییم کشنده‌تر خواهد شد و اگر به آتش، آتش افزوده یا هیزم برسانیم شعله‌ورتر خواهد شد.</p>
<p>دوست من باور کن که نیروی ما، در محافظت از استقلال شخصیتی ما نهفته است. اگر ما تحت تاثیر رفتار امثال او قرار بگیریم اجازه داده‌ایم که سمی که در رفتار آنهاست و یا کم ادبی آنها در ما تاثیر گذاشته و آنان آنچه را خود دوست نداریم به ما منتقل کنند، و در پایان این آنها هستند که در نبرد همیشگی میان صحیح و اشتباه پیروز شده‌اند.</p>
<p>برای دانستن کار صحیح کمی در پاسخ رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به فرشته‌ی کوه‌ها پس از رفتار بدی که اهل طائف با وی داشتند دقت کن. آن فرشته از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  پرسید: «ای محمد – صلی الله علیه وآله وسلم – آیا دو کوه را بر آن‌ها به هم بیاورم؟»</p>
<p>او فرمود: «خیر&#8230; من امید دارم که از نسل این‌ها کسانی به دنیا بیایند که الله را عبادت کنند&#8230; خدایا قوم من را هدایت کن که آنان نمی‌دانند».</p>
<p>خوب دقت کن! همه‌ی تلاش‌های قوم پیامبر نتوانست پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ  را از روش درستی که در پیش گرفته بود بازدارد و یا رفتار او را تغییر دهد. با وجود اینکه او بشر بود و مثل دیگر انسان‌ها ار رفتار بد آنان دچار اندوه و درد می‌شد، اما چیزی که او را از دیگران متمایز ساخته بود همین تسامح گسترده‌ای بود که در درون خود داشت و باعث می‌شد خود را کنترل کند.</p>
<p>و همینطور این اصرار و پافشاری او بود که توانست بر روش درست خود محافظت کند حتی اگر رفتار مردم در برابر خوبی‌های او بد یا جاهلانه و زشت بود.</p>
<p>و همچنان این سوال باقی می‌ماند که:</p>
<h4><strong>آیا دیگران از ما ادب بیاموزند یا ما از آنها بی ادبی را؟</strong></h4>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2605/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نامه ای به سفیر دانمارک</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/83</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/83#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 02:14:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=83</guid>
		<description><![CDATA[نجیب الزامل /  ترجمه: ابوعامر

تا امروز برای ما مسلمانان کشور دانمارک کشوری مدرن و زیبا بود در قسمت شمالی جهان در مرفهترین منطقه نیمکره شمالی یعنی اسکاندیناوی. این زیبایی و رفاه برای ما جالب توجه بود و همیشه فکر می کردیم این سرزمین خود را از هرگونه نزاع سیاسی و ایدئولوژیک دور نگه خواهد داشت.
جناب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><img class="alignright size-full wp-image-740" title="safir" src="http://bidary.files.wordpress.com/2008/10/safir.jpg" alt="" width="80" height="73" />نجیب الزامل /  ترجمه: ابوعامر</strong></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">تا امروز برای ما مسلمانان کشور دانمارک کشوری مدرن و زیبا بود در قسمت شمالی جهان در مرفهترین منطقه نیمکره شمالی یعنی اسکاندیناوی. این زیبایی و رفاه برای ما جالب توجه بود و همیشه فکر می کردیم این سرزمین خود را از هرگونه نزاع سیاسی و ایدئولوژیک دور نگه خواهد داشت.</p>
<p dir="rtl">جناب سفیر! بگذارید واضح بگویم: ما گمان می کردیم دانمارک خود را در آن جزیره زیبا و آرام از حماقت های دیگر نقاط جهان دور نگه داشته است&#8230; این چیزی بود که ما فکر می کردیم و هیچ دلیلی بر خلاف آن نمی یافتیم.<span id="more-83"></span></p>
<p dir="rtl">جناب سفیر؛ شما خوب می دانید که امروزه دانمارک از اقتصاد پویا و متوازنی برخوردار است، صادرات شما بیش از وارداتتان است و کشور شما یکی از کم جمعیت ترین کشورهای جهان نسبت به مساحت آن به حساب می آید و این خیلی عالی است! برای همین معظم تولیدات کشاورزی و دامداری شما به کشورهای دیگر صادر می شود که این باعث شده شما دارای بالاترین سطح رفاه در بین کشورهای مترقی باشید و این هم خیلی عالی است! و می دانید که دانمارک دارای یکی از مدرنترین نظامهای اداره حکومت در جهان است که توانسته خدمات اجتماعی و رفاهی در حد بالایی را در اختیار مردم خود بگذارد.</p>
<p dir="rtl">کشوری مانند دانمارک بطور محوری وابسته به صادرات است و به همین علت باید همیشه از انواع نزاع و برخورد با هر کشوری به دور باشد زیرا تمام کشورهای جهان یا مشتریان محصولات دانمارکی هستند و یا ممکن است باشند. و این دور بودن از تشنجات سیاسی از هوشیاری است و همین (دوری از تشنجات) باعث شده کشوری مانند سویس یکی از بهشت های روی زمین باشد&#8230;</p>
<p dir="rtl">شما خوب می دانید که جنگ جهانی اول فرصت بزرگی برای دانمارک بود زیرا توانست طی این جنگ زندگی مردم خود را حفظ کند و درست هنگامی که اروپا داشت زخمهای آن جنگ وحشتناک را درمان می کرد، دانمارک داشت تمدنی را که اکنون شما از آن لذت می برید بنا می کرد.</p>
<p dir="rtl">اما جنگ دوم جهانی شما را در آتش خود سوزاند، آلمان نازی سرزمین شما را در زیر چکمه های سربازان خود له کرد و دریای بالتیک با آن سواحل زیبایش تبدیل به طوفانی از نیروهای آلمانی شد و شما گرینلند و جزایر دیگری را از دست دادید. می بینی که کوچکترین انحراف از بی طرفی و دخالت حساب نشده در هر درگیری چونان خنجر تیزی است که در گوشت و تن ملتها فرو می رود&#8230;</p>
<p dir="rtl">جناب سفیر؛ دانمارک همانند قالب کره است! و خیلی خوب می دانید که چاقو چه راحت در کره فرو می رود. ما چنین چیزی را برای شما نمی خواستیم و هنوز هم این آرزو را نداریم اما این شما بودید که با اصراری عجیب و بی دلیل این را خواستید و در راه آن بزرگترین اصول ملی تان یعنی بی طرفی و احترام دیگر ملت ها را زیر پا گذاشتید چون شما ـ حداقل آنطور که ما گمان می بردیم ـ برای دیگر ملل احترام قائل بودید&#8230;</p>
<p dir="rtl">اما الآن دوباره طوفان های بالتیک وزیدن آغاز کرده اند تا قلب سرزمین شما را هدف قرار دهند. طوفانی که خودتان آغازش کردید. خیلی دوست داشتم خود را از آن دور کنید اما آنگونه که پیداست اینبار شما را با خود خواهد برد. هیچ مسلمانی چنین آروزیی برای شما نداشت اما شما باعث شدید اکنون به فکر آن باشیم&#8230;</p>
<p dir="rtl">جناب سفیر! من تا الآن داشتم با شما به دور از هر مبدا دینی یا فرهنگی و اعتقادی، از اصل اول اقتصاد یعنی توجه و احترام به مشتری سخن می گفتم مخصوصا برای کشوری که تمام فعالیتهای تجاری و صنعتی اش به مشتریانش وابسته است و مطمئنم که با من موافقید و مطمئنم که هر گونه عملی را که باعث از دادن یکی از مشتریان مهمتان شود را حماقت مطلق می نامید، مخصوصا در مورد محصولات کشاورزی. (مطمئنم وقتی می گویم محصولات کشاورزی درک خواهید کرد طبیعت این بخش ارتباط محکمی با مزارع کوچکی دارد که توسط خانواده های دانمارکی مالکیت و اداره می شوند که طبیعتا در وهله اول در معرض عکس العمل مشتریانتان قرار خواهند گرفت.</p>
<p dir="rtl">قسمت می دهم! (آیا شما پیرو کلیسای لوتری پروتستان هستید؟ منظورم را خوب می دانید!) به خاطر خدا بگویید به جز حماقت مطلق چه تفسیری برای این اقدام خودتان دارید؟&#8230; باید بگویم با نفرت عمیقی که در قلب امتی با یک ملیارد جمعیت کاشتید حماقت شما اینجا حماقت انتحاری است نه فقط مطلق!</p>
<p dir="rtl">همانطور که می بینید من تا اینجا فقط از یک جهت با شما سخن می گویم و آن منافع دانمارک است که شما حافظ آن هستید و تمام آنچه گفتم بیانگر حجم فاجعه ای است که قرار است به علت ارتکاب آن کار زشت و احمقانه بر سر این کشور مرفه و امن بیاید. عمل زشتی که هیچ دلیل و عذر بهانه ای ندارد جز حماقت و تکبر و کوچک شمردن امتی که به دینی آسمانی معتقد است و تمام افراد آن حاضرند حتی خون خود را فدای ارزشها و نمادهای آن کنند چه برسد به تحریم کالاهایی که جایگزین آن خیلی زیاد است&#8230;</p>
<p dir="rtl">شما به عنوان حکومت دانمارک شدیدا در آنچه رخ داده است مسئولید و خواهش می کنم نگویید اینطور نیست&#8230; وقتی گروهی متشکل از نمایندگان ۱۱ کشور اسلامی (تصور کن.. ۱۱ کشور که هر کدام بازار بزرگی برای محصولات شما هستند) برای همین مساله تقاضای دیدار با نخست وزیر شما را کردند تنها عکس العمل جناب نخست وزیر پرهیز از نشست با آنها بود تا دنیا غیر دیپلماتیک ترین جمله را در عالم سیاست بشنود: &#8220;من توانایی تغییر آنچه رخ داده را ندارم و حتی اگر داشتم تغییرش نمی دادم&#8221; (این جمله را نخست وزیرتان گفت!)</p>
<p dir="rtl">باش تا اینگونه باشد!</p>
<p dir="rtl">اما جناب سفیر من از این قضیه دچار نا امیدی نشدم بلکه در قلب من نوعی شادی دمیده است. من از اولین کسانی بودم که از بی ادبی اول مجله شما &#8220;جایلند پوستن&#8221; در نشر کاریکاتورهایی از پیامبرمان مطلع شدم و آن لحظه به حدی ناراحت شدم که نزدیک بود تسلط خودم را از دست دهم. اما اکنون خوشحالم وقتی می بینم تمام مسلمانان به دور دینشان و به دور پامبرشان حلقه زده اند. شما ما را بدون آنکه بخواهید به سوی آنچه دوست داریم بردید&#8230; تا دوباره ببینیم اسلام آتشی است که هیچگاه خواموش نخواهد شد. آن همانی است که باید بدانید: شعله ابدی!</p>
<p dir="rtl">و بدان ـ جناب سفیر ـ که ما خیلی بیشتر از شما در برخورد با عقاید انسانها و ادیان، مترقی و متمدن هستیم. ما حتی یک صلیب را در خیابانها به آتش نکشیدیم و نه درباره اعتقادات مسیحیان حتی یک کاریکاتور اهانت آمیز منتشر نکردیم. خیر جناب سفیر؛ ما متمدن تر و بزرگوارتر از آن هستیم&#8230; ولی ما کاری خواهیم کرد که برای شما بزرگتر و و حشتناکتر از جدا کردن گرینلند از خاک دانمارک باشد&#8230;</p>
<p dir="rtl">در روستایی کوچک در منطقه ما که تعداد سکان آن از ده ها خانوار تجاوز نمی کند بر سردر مغازه کوچکی تابلویی نصب شده بود که بر روی آن نوشته بود: &#8220;ما محصولات دانمارکی را نمی فروشیم&#8221;</p>
<p dir="rtl">ما همیشه فکر می کردیم شما اینقدر هوشیار باشید که حتی برای یک مغازه کوچک در یک روستا هم حساب باز کنید!</p>
<p dir="rtl">اما چه اسمی می توان بر آن گذاشت جز&#8230; <strong>حماقت مطلق!</strong></p>
<p dir="rtl">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p dir="rtl"><span style="color:#0000ff;">منبع:</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color:#0000ff;">طریق الاسلام www.islamway.com</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/83/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۰۰ وسیله برای نصرت و یاری رسول الله صلی الله علیه و سلم</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/81</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/81#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 02:10:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>admin</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=81</guid>
		<description><![CDATA[انجمن جهانی نصرت خاتم الانبیاء / ترجمه: اسحق دبیری اوزی

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام على أشرف الأنبیاء والمرسلین، نبینا محمد وعلى آله وصحبه أجمعین، وبعد:
نخستین رکن از ارکان بزرگ اسلام، همانا گفتن لا اله الا الله و محمد رسول الله می‌باشد و قسمت دوم این شهادت یعنی: محمد رسول الله در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><img class="alignright size-full wp-image-743" title="rasool" src="http://bidary.files.wordpress.com/2008/10/rasool.jpg" alt="" width="80" height="81" />انجمن جهانی نصرت خاتم الانبیاء / ترجمه: اسحق دبیری اوزی</strong></p>
<p dir="rtl">
<p style="text-align:center;" dir="rtl">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p style="text-align:center;" dir="rtl">الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام على أشرف الأنبیاء والمرسلین، نبینا محمد وعلى آله وصحبه أجمعین، وبعد:</p>
<p dir="rtl">نخستین رکن از ارکان بزرگ اسلام، همانا گفتن لا اله الا الله و محمد رسول الله می‌باشد و قسمت دوم این شهادت یعنی: محمد رسول الله در خلال اموری که ذکر می‌شود. تحقق پیدا می‌کند:</p>
<p dir="rtl">اولاً: تصدیق نمودن هر آنچه پیامبر ص فرموده و یا به هر نحوی تایید کرده است، و نخستین آنها این است که او فرستاده خدا است و او را برای هدایت همه انسان‌ها و اجنه فرستاده تا وحی خداوند را بوسیله قرآن و سنت که در بر گیرنده دین اسلام می‌باشند، تبلیغ کند، دینی که خداوند، بجز آن را نمی‌پذیرد.<span id="more-81"></span></p>
<p dir="rtl">ثانیاً: اطلاعات و فرمانبرداری از پیامبر ص و گردن نهادن در برابر هر حکمی که صادر می‌کند و کاملاً تسلیم او شدن و پیروی نمودن از سنت او و ترک کردن هر آنچه که با آن در تضاد می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">ثالثاً: محبت ورزیدن به پیامبر ص بگونه‌ای که محبت او بالای محبت پدر و مادر، فرزند و حتی بیش از محبت نفس خویش قرار گیرد. آنگونه که باعث تعظیم، توقیر، نصرت و یاری او و دفاع از او گردد.</p>
<p dir="rtl">پس هر مسلمانی برای اینکه ایمانش صحیح باشد و شرط دوم توحید را تحقق بخشیده باشد، باید برای تحقق بخشیدن این امر مهم یعنی محبت و مهرورزیدن به پیامبر ص بکوشد. و نیز برای اینکه شهادتش پذیرفته شود که می‌گوید محمد رسول خدا است چون منافقین می‌گفتند: (إِذَا جَاءکَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ) [ سورة المنافقون من الآیة :۱ ]</p>
<p dir="rtl">یعنی: «ما گواهی می‌دهیم که تو حتماً فرستادة خدا هستی ـ خداوند می‌داند که تو فرستاده خدا هستی ـ ولی خدا گواهی می‌دهد که منافقان در گفته خود دروغگو هستند».</p>
<p dir="rtl">پس می‌بینیم که شهادت آنان هیچ نفعی برایشان در بر نداشت، چون معنای شهادت را در خود تحقق نبخشیده‌اند.</p>
<p dir="rtl">در اینجا برخی از اموری را که می‌توان بوسیله آنها به حقیقت محبت عمل نمود، می‌آوریم تا بتوان بدینوسیله در قبال این حق که برای پیامبر ص گذاشته شده است عمل نمود، و در برابر هجوم و حملات گمراه‌کننده‌ای که بر علیه پیامبر ص پیش گرفته شده است جلوگیری کرد، و در برابر آن جان و مال و پدر و مادر و هر آنچه که داریم فدا کنیم؛ بلکه هر کس هر آنچه در توان دارد و به قدر امکان و توانایی خویش به این امر مهم جامه عمل بپوشد:</p>
<p dir="rtl">۱- تفکر نمودن در دلایل نبوت پیامبر ص دلایلی که بطور قطع نبوت او را ثابت می‌کنند که اصل آن هم قرآن می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">۲- یادگیری دلایلی که دلالت می‌کند بر وجوب اتباع و فرمانبرداری از پیامبر ص و اقتداء به او از جمله: دلایل قرآنی، سنت و اجماع.</p>
<p dir="rtl">۳- آشنایی و آگاهی یافتن بر حفظ خداوند در قلب‌ها بوسیله سنت پیامبر ص، و این امر هم در خلال زحمات بزرگی که اهل علم در طول تاریخ متحمل گشته‌اند شناخته می‌شود که آنان صحیح و غلط را از هم جدا کرده‌‌اند و به بهترین شیوه آن را جمع‌آوری نموده‌اند که امت پیامبر ص در میان تمام امت‌های پیشین به این ویژگی برتری یافته است.</p>
<p dir="rtl">۴- اظهار محبت نمودن به او در دل‌ها و آن هم با یادآوری صفات پسندیده و زیبای او و خواندن شمایل و سجایای برگزیده او، و او تنها کسی است که تمام کمالات بشری را دارا می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">۵- یادآوری فضیلت و احسان او در حق تک تک ما، زیرا او بود که دین خدا را بسوی ما آورد و آن را تکمیل و تبلیغ نمود.</p>
<p dir="rtl">۶- به دنبال هر کار خیری، خواه دنیوی باشد و یا اخروی، بعد از فضل و سنت پروردگار، او است که ما را موفق گردانیده و بوسیله او است که متنعم گشته‌ایم، زیرا او راهنمای ما بوده، پس خداوند او را جزای خیر دهد آنگونه که شایسته پیامبری او است.</p>
<p dir="rtl">۷- یادآوری اینکه او مهربانترین، مهرورزترین و حریص‌ترین کسی است بر امتش آنگونه که خداوند می‌فرماید: (النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ). [الأحزاب من الآیة :۶ ]</p>
<p dir="rtl">یعنی: «پیغمبر از خود مومنان نسبت به آنان اولویت بیشتری دارد».</p>
<p dir="rtl">۸- آشنایی و آگاهی بر آیات و احادیثی که مشعر بر فضل و عظمت و بزرگواری او نزد خداوند است، و نیز دال بر محبت ورزیدن خداوند و احترام و اکرام پروردگار برای پیامبر ص می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">۹- ملتزم بودن به دستور خداوند که ما را امر می‌کند که به پیامبر ص محبت بورزیم، بلکه محبت پیامبر ص را بر نفس خویش مقدم بداریم. زیرا پیامبر ص می‌فرماید: «لن یؤمن أحدکم حتى أکون أحب إلیه من نفسه وولده ووالده والناس أجمعین».</p>
<p dir="rtl">یعنی: «ایمان هیچ کدام از شماها تکمیل نمی‌گردد مگر اینکه من را از نفس خویش، فرزندان، پدر و مادر و از همه مردم بیشتر دوست بدارد».</p>
<p dir="rtl">۱۰- ملتزم بودن به فرمان خداوند که ما را دستور می‌دهد که با پیامبر ص و سنت‌هایش مودبانه رفتار نماییم، خداوند می‌فرماید: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ کَجَهْرِ بَعْضِکُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُکُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ). [الحجرات الآیة : ۲].</p>
<p dir="rtl">یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدای خود را از صدای پیغمبر بلندتر مکنید، و همچنان که با یکدیگر سخن می‌گویید، با او به آواز بلند سخن مگویید تا نادانسته اعمالتان بی اجر و ضایع نشود».</p>
<p dir="rtl">و باز می‌فرماید: (إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ). [الحجرات الآیة : ۳ ]</p>
<p dir="rtl">یعنی: «آنان که صدای خود را نزد پیامبر خدا پایین نموده و آهسته بر می‌آورند. کسانی‌اند که خداوند دلهایشان را برای پرهیزگاری پاکیزه و ناب داشته است. ایشان آموزش سترگ و پاداش بزرگی دارند.»</p>
<p dir="rtl">همچنین می‌فرماید: (لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعَاء بَعْضِکُم بَعْضًا). [النور من الآیة : ۶۳ ].</p>
<p dir="rtl">یعنی: «(ای مومنان) دعوت پیغمبر را در میان خویش (برای اجتماع و شرکت در کارهای مهم) همسان دعوت برخی از خود بشمار نیاورید. (چرا که فرمانش فرمان خدا و دعوتش دعوت پروردگار است.»</p>
<p dir="rtl">فرمانبرداری و مطیع بودن برای فرمان خداوند که دستور می‌دهد باید از پیامبر ص دفاع نمود و او را در برابر هر گونه اذیت و آزاری یاری و حمایت نمود و از انتساب هر گونه نقصی به او امتناع و جلوگیری نمود؛ آنگونه که می‌فرماید: (لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلًا). [الفتح الآیة : ۹ ]</p>
<p dir="rtl">یعنی: «(ما محمد را به سوی شما مردمان فرستاده‌ایم) تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید، و خدا را (با یاری دادن دینش) یاری کنید و او را بزرگ دارید و سحرگاهان و شامگاهان به تسبیح و تقدیسش بپردازید».</p>
<p dir="rtl">۱۱- همیشه و مدام نیت صادقانه داشتن و همواره برای یاری دادن پیامبر ص و دور نمودن هر گونه گزندی از او آماده باشیم.</p>
<p dir="rtl">۱۲- دادن بهترین پاداش در آخرت برای کسانی که محبت پیامبر را به بهترین وجه در عملکرد خویش نشان داده‌اند، بگونه‌ای که در بهشت رفیق پیامبر ص خواهد بود، بدلیل فرمایش خود حضرت در جواب کسی که گفت: من خدا و رسولش را دوست می‌دارم و او فرمود: «أنت مع من أحببت» یعنی: شما با کسی خواهی بود که دوستش داشته‌اید.</p>
<p dir="rtl">۱۳- درود و صلوات فرستادن بر پیامبر ص خصوصاً وقتی که از وی نام برده شود، و بعد از اذان، و در روز جمعه و در هر وقتی که مجال داشته باشید، زیرا پاداش بزرگی خواهد داشت، و نیز پیامبر ص بر ما حق بزرگی دارد.</p>
<p dir="rtl">۱۴- خواندن و مرور کردن سیره و زندگی‌نامه پیامبر ص و از احکام و دستوراتیکه در هر حادثه و واقعه‌ای که صادر فرموده بهترین استفاده را ببریم، و سعی کنیم آن را با زندگی خویش ربط داده و از آن الگو بگیریم.</p>
<p dir="rtl">۱۵- یادگیری سنت پیامبر ص با خواندن احادیث صحیحی که اهل حدیث آن را تایید و صحیح دانسته‌اند، و تلاش و سعی‌نمودن در پی فهم صحیح این احادیث و حفظ تعالیم و دستورات آن و یاد گرفتن اخلاق پسندیده و بلندمرتبه از آن و عبادت کامل برای پروردگار و فرمانبرداری بدون چون و چرا از پروردگار.</p>
<p dir="rtl">۱۶- تبعیت و پیروی نمودن از تمامی سنت‌های پیامبر ص به ترتیب اولویت.</p>
<p dir="rtl">۱۷- در اقتداء نمودن به پیامبر ص در مستحبات پافشاری نماییم، اگر برای یک بار هم شده در زندگی خود آن را انجام دهیم.</p>
<p dir="rtl">۱۸- از هر گونه استهزاء به سنت‌های پیامبر ص دوری جوییم.</p>
<p dir="rtl">۱۹- خوشحال شدن به شایع گشتن سنت‌های پیامبر ص در میان مردم.</p>
<p dir="rtl">۲۰- ناراحت شدن و محزون گشتن با نادیده گرفتن سنت‌های پیامبر ص در میان برخی از مردم.</p>
<p dir="rtl">۲۱- کینه‌ورزی با هر منتقدی که بخواهد پیامبر ص و یا سنت‌هایش را نقد کند.</p>
<p dir="rtl">۲۲- دوست داشتن اهل بیت پیامبر ص اعم از همسران او و اولاد و فرزندانش و تقرب جستن به خداوند بوسیله محبت ورزیدن به آنها، زیرا که با پیامبر ص قرابت فامیلی دارند، و نیز بخاطر اسلام آوردنشان، و برای افراد گناهکار آنان درخواست هدایت را از خداوند طلب کنیم چون که هدایت آنان از هدایت دیگران برای پیامبر ص خوشایندتر بوده است، همانگونه که عمر بن خطاب به عباس عموی پیامبر ص می‌گوید: مهلاً یا عباس لإسلامک یوم أسلمت کان أحب لی من إسلام الخطاب، ومالی إلا أنی قد عرفت أن إسلامک کان أحب إلى رسول الله ص من إسلام الخطاب ای عباس چه قدر خوشایند بود روزی که مسلمان شدی، حتی از ایمان آوردن پدرم خطاب برایم خوشایندتر بود، و این بدان علت بود که می‌دانستم پیامبر ص با مسلمان شدن شما خیلی خوشحالتر خواهد شد تا با ایمان آوردن خطاب.</p>
<p dir="rtl">۲۳- عمل به وصیت پیامبر ص در مورد اهل بیتش که فرموده: « أذکرکم الله فی أهل بیتی». در مورد اهل بیتم شما را سفارش می‌کنم.</p>
<p dir="rtl">۲۴- دوست داشتن اصحاب پیامبر ص و احترام گذاشتن به آنها و معتقد بودن به اینکه آنان بر تمام کسانی که بعد از آنها آمده‌اند برتری و فضل دارند چه از لحاظ علم و عمل، و چه از لحاظ مکانت جایگاه و مکانت نزد خداوند.</p>
<p dir="rtl">۲۵- دوست داشتن علماء و احترام گذاشتن به آنها چون آنان ادامه دهندگان میراث پیامبرانند، زیرا که علما وارثان انبیاء هستند، پس شایسته است که آنها را دوست داشت و این حق پیامبر ص بر امتش می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">در مستوای خانواده و جامعه</p>
<p dir="rtl">۲۶- تربیت فرزندان بر محبت ورزیدن به پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۲۷- تربیت فرزندان براساس اقتداء نمودن به پیامبر ص در همه احوال زندگی.</p>
<p dir="rtl">۲۸- داشتن کتاب درباره زندگی پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۲۹- داشتن نوارهای حاوی زندگینامه پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۳۰- پخش و ایجاد فیلم‌های کارتونی که دارای منهج تربیتی پیامبر ص باشد.</p>
<p dir="rtl">۳۱- اختصاص دادن یک درس و یا بیشتر در هفته به سیره پیامبر ص که همه افراد خانواده از آن بهره ببرند.</p>
<p dir="rtl">۳۲- اقتدا نمودن مرد به پیامبر ص در رفتارش با همسر و خانواده.</p>
<p dir="rtl">۳۳- تشویق نمودن فرزندان به حفظ اذکار نبوی و تطبیق آن در زندگی.</p>
<p dir="rtl">۳۴- تشویق کردن فرزندان به اختصاص دادن مقداری از مخارج روزانه برای تطبیق عملی برخی از احادیث نبوی مانند کفالت یتیم، اطعام مساکین و کمک نمودن نیازمندان.</p>
<p dir="rtl">۳۵- عادت دادن فرزندان برای بکارگیری ضرب‌المثل‌های حدیثی مانند: المؤمن کیس فطن، لا یلدغ المومن من جحر مرتین، یسروا و لا تعسروا.</p>
<p dir="rtl">۳۶- برگزاری مسابقات خانوادگی درباره زندگی و سیرة پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۳۷- تعریف خانواده مسلمان بوسیله زندگی پیامبر ص براساس تطبیق مشروع و درست که روزی در خانه پیامبر ص &#8230; .</p>
<p dir="rtl">در مستوای آموزش و پرورش و کارمندان آن</p>
<p dir="rtl">۳۸- کاشتن محبت پیامبر ص در دل و نفوس دانش‌آموزان و دانشجویان در خلال ابراز حق پیامبر ص بر امتش.</p>
<p dir="rtl">۳۹- برگذاری سمینارها و کنفرانس‌ها در زمینه زندگی پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۴۰- تشویق و وادار کردن مسئولان تدوین کتاب‌های درسی برای گنجاندن درسی بنام سیره پیامبر ص در رشته‌های علوم انسانی.</p>
<p dir="rtl">۴۱- تلاش و کوشش برای ایجاد شاخه‌ای در دانشگاه‌های غربی برای تحقیق و کنکاش درباره زندگی و سیره پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۴۲- تشویق کردن تحقیق‌های علمی دربارة سیرة پیامبر ص و وادار کردن محققین برای نوشتن کتاب‌های سنت در زمینه‌هایی همچون مغازی و شمائل.</p>
<p dir="rtl">۴۳- بر پا کردن نمایشگاها و برنامه‌های مدرسه‌ای و دانشگاهی‌ای که معرّف شخصیت پیامبر ص با رعایت کردن نقشه جغرافیایی گسترش اسلام باشد.</p>
<p dir="rtl">۴۴- اختصاص مکان خاصی از کتابخانه به کتاب‌های سیره و اهتمام ورزیدن به آن به خاطر محبت ورزیدن به پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۴۵- کوشش برای ایجاد و نوشتن موسوعه‌های دانشگاهی درباره سیره نبوی که بتوان بعنوان مرجع از آن استفاده نمود، و ترجمه آن به زبان‌های زنده دنیا.</p>
<p dir="rtl">۴۶- برگزاری مسابقات سالانه برای دانشجویان در موضوعات مهم سیره نبوی و اختصاص جوایز گران‌بها برای آن.</p>
<p dir="rtl">۴۷- برگذاری اردوهای جوانان که در بر گیرنده مضامین و برنامه‌هایی باشد که باعث ایجاد محبت پیامبر ص در دلها و تعلق خاطر به سنت پیامبر ص بشود.</p>
<p dir="rtl">۴۸- برگذاری دوره‌های آموزشی تخصصی برای پرورده رهبرانی که به پیامبر ص اقتدا نمایند.</p>
<p dir="rtl">در حد و مستوای ائمه، دعات و طالبان علم.</p>
<p dir="rtl">۴۹- بیان خصایص دعوت و رسالت پیامبر ص و اینکه او براساس دین حنیفی مبعوث گشته و اینکه اصل در دعوت او پافشاری بر هدایت همه مردم تا فقط پروردگار را پرستش نمایند.</p>
<p dir="rtl">۵۰- کوشش و تلاش برای دعوت مردم و هدایت همه قبایل، اقوام و ملل مختلف به این دین.</p>
<p dir="rtl">۵۱- بیان صفات و ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری چه قبل از رسالت و چه بعد از رسالت.</p>
<p dir="rtl">۵۲- بیان فضایل پیامبر ص و اختصاص یافتن امتش به اسلوبی مناسب و خوب.</p>
<p dir="rtl">۵۳- بیان موقف‌های پیامبر ص نسبت به خانواده و همسایه‌ها و اصحابش.</p>
<p dir="rtl">۵۴- بیان چگونگی تعامل پیامبر ص با دشمنانش اعم از اهل کتاب، مشرکین و منافقین.</p>
<p dir="rtl">۵۵- بیان منهج و روش‌هایش در زندگی روزمره خویش.</p>
<p dir="rtl">۵۶- اختصاص دادن خطبه دوم برای یادآوری بعضی از وقایع سیره و زندگی پیامبر ص و نیز بعضی اوقات باید خطبه را بطور کامل به این موضوع اختصاص داد.</p>
<p dir="rtl">۵۷- مکث کردن بر آیاتی که درباره پیامبر ص بحث می‌کند خصوصاً موقعی که در نماز خوانده می‌شوند و برای مدت چند دقیقه بر آنها توجه و تفکر نمودن.</p>
<p dir="rtl">۵۸- برگذاری کلاس‌های حفظ احادیث نبوی همراه کلاسهای حفظ قرآن در مساجد.</p>
<p dir="rtl">۵۹- تصحیح نظریات و مفاهیم اشتباه عامه مردم در ارتباط با سنت پیامبر ص و دعوت به تمسک به احادیث صحیح با اسلوبی صحیح و درست.</p>
<p dir="rtl">۶۰- یادآوری فتاوای علما درباره آنانیکه تنقیص شخصیت پیامبر ص را می‌کنند و اعلام اینکه واجب است با آنان قطع رابطه نموده و باید بغض آنان را به دل گرفت.</p>
<p dir="rtl">۶۱- تلاش و کوشش برای برگرداندن مردم بسوی دینشان و آن هم با بکار گرفتن روش‌های دعوی پیامبر ص میسر می‌شود.</p>
<p dir="rtl">۶۲- هشدار دادن به مردم و آگاه کردن آنان از طریق وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون، رادیو و روزنامه و مجلات به اینکه در شخصیت پیامبر ص غلو ننمایید و توضیح آیاتی که غلو و زیاده‌روی را نهی می‌کنند« مانند حدیث: (لا تغلوا فی دینکم) و ذکر احادیثی که در این باره آمده‌اند مانند: «لا تطرونی کما أطرت النصاری ابن مریم» و توضیح اینکه محبت صادقانه عبارت است از تبعیت از پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۶۳- وادار کردن مردم بر مطالعه کردن سیره پیامبر ص از مصادر و منابع دسته اول و توضیح و تبیین آن.</p>
<p dir="rtl">۶۴- برداشتن و نابود کردن شبهات و اباطیلی که درباره پیامبر ص و سیره او گفته می‌شود.</p>
<p dir="rtl">در حد و مستوای روشنفکران وخبرنگاران و روزنامه نگاران.</p>
<p dir="rtl">۶۵- ابراز شخصیت پیامبر ص و ویژگی‌های امتش بوسیله انتشار و یا ذکر آن در مناسبت‌های اعلامی و فرهنگی.</p>
<p dir="rtl">۶۶- انتشار ندادن هر گونه موضوعی که باعث تنقیص شخصیت پیامبر ص بشود.</p>
<p dir="rtl">۶۷- مقابله و رد وسایل اعلامی غربی و یهودی که بر ضد دین و پیامبر اسلام ص گفته می‌شود.</p>
<p dir="rtl">۶۸- برگزاری کنفرانس‌های اعلامی و روزنامه‌ای با افراد منصف غیر مسلمان درباره شخصیت پیامبر ص و رسالت او.</p>
<p dir="rtl">۶۹- انتشار آنچه افراد منصف غیر مسلمان درباره پیامبر ص نوشته‌اند.</p>
<p dir="rtl">۷۰- برگزاری اردوها و مناسبت‌های فرهنگی برای ابراز منهج و سیره پیامبر ص و بیان اینکه منهج پیامبر ص برای هر زمان و مکانی سازگاری دارد.</p>
<p dir="rtl">۷۱- آماده کردن مسابقات اعلامی در زمینه سیره پیامبر ص و اختصاص دادن جوایز گرانبها برای آن.</p>
<p dir="rtl">۷۲- نوشتن مقالات و داستان و جزوات درباره پیامبر ص</p>
<p dir="rtl">۷۳- پیشنهاد دادن به مسئولین روزنامه‌ها و مجلات تا اینکه جایگاه ویژه‌ای در روزنامه و یا مجله خویش را به آیات و احادیثی اختصاص دهد که درباره شخصیت پیامبر ص بحث می‌کنند و بیان اینکه محبت پیامبر ص واجب است و باید آن را بر همه چیز مقدم شمرد حتی بر نفس خویش.</p>
<p dir="rtl">۷۴- پیشنهاد دادن به مدیران کانال‌های ماهواره‌ای تا برنامه خاصی را به سیره پیامبر ص اختصاص دهند و در آن بیان شود که چگونه با همسران، فرزندان، اصحاب و حتی دشمنانش رفتار می‌کرد و نیز درباره صفات و ویژگی‌های رفتاری او بحث شود.</p>
<p dir="rtl">۷۵- تشویق موسسه‌های تبلیغاتی برای ایجاد نوارهای تبلیغی از زندگی پیامبر ص به شیوه کاملاً حرفه‌ای و مناسب.</p>
<p dir="rtl">۷۶- تشویق و وادار کردن شبکه‌های تلویزیونی برای ایجاد و پخش فیلم‌های کارتونی برای کودک و نوجوان که حاوی زندگی و سیره پیامبر ص و برخی از داستان‌های زندگی پیامبر ص می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">در حد و مستوای موسسه‌های خیریه و تبلیغاتی.</p>
<p dir="rtl">۷۷- ایجاد انجمن‌ها و گروه‌هایی برای حمل پرچم یاری و نصرت پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۷۸- اختصاص غرفه‌هایی در نمایشگاه‌ها و همایش‌های کشوری و یا بین‌المللی کتاب برای عرضه نوارهای ویدئویی و نوارهای کاست مربوط به شخصیت پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۷۹- اختصاص مکان‌هایی دائمی برای توزیع نوارهای گوناگون مربوط به پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۸۰- اختصاص جایزه گرانبها و قابل توجه به کسانی که بیشترین خدمت را در زمینه سنت و سیره نبوی انجام داده باشند، و مراسم بزرگداشت از شخصیت‌های بزرگ مرتبه در این زمینه‌ها.</p>
<p dir="rtl">۸۱- ایجاد انتشاراتی کتاب‌های سیره به زبان‌های زنده دنیا و انتشار آن در تمام کتابفروشی‌ها و کتابخانه‌های عمومی و دانشگاه‌ها.</p>
<p dir="rtl">۸۲- انتشار مجله و یا گاهنامه‌ای که مربوط به سیره نبوی و تعالیم دین باشد و تمام صفات و ویژگی‌های امت اسلامی را بیان کند.</p>
<p dir="rtl">۸۳- اختصاص صندوق‌هایی برای کمک در راه نصرت و یاری رسول الله ص از طریق تالیف و ترجمه و ایجاد کانال‌های ماهواره‌ای و &#8230; .</p>
<p dir="rtl">۸۴- ایجاد کانون‌ها و انجمن‌هایی که برای ابراز محاسن این دین و دیدگاه اسلام درباره انبیاء و محبت و احترامی که در دین اسلام نسبت به آنان وجود دارد فعالیت نمایند.</p>
<p dir="rtl">۸۵- ایجاد مواقع و مکان‌هایی که به سیره پیامبر ص اهتمام بورزد.</p>
<p dir="rtl">۸۶- مشارکت نمودن در گفتگوهای مسالمت‌آمیز با غیر مسلمانان و دعوت از آنان برای تحقیق و تفحص درباره شخصیت پیامبر ص و دین اسلام.</p>
<p dir="rtl">۸۷- نامه‌های الکترونی را که به پایگاههای اینترنتی مخصوص فرستاده می‌شوند، بوسیله احادیث و مواعظ نبوی مزین نمائیم.</p>
<p dir="rtl">۸۸- آماده کردن نشریه‌های الکترونی هر چند مدت درباره شخصیت پیامبر ص و دعوت او، خصوصاً در مناسبات و رویدادهای پیش آمده.</p>
<p dir="rtl">۸۹- اعلان در سایت‌های مشهور و تحریک‌آمیزی از کتاب‌ها و یا کنفرانس‌ها درباره شخصیت پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">در مستوای ثروتمندان و دولت‌های اسلامی</p>
<p dir="rtl">۹۰- کمک و پشتیبانی کردن تمام فعالیت‌های دعوی که مربوط به سیره نبوی می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">۹۱- چاپ پوسترهایی که در برگیرنده احادیث و مواعظ پیامبر ص می‌باشند.</p>
<p dir="rtl">۹۲- مشارکت در راه‌اندازی شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیو و مجلاتی که از اسلام و پیامبر ص بحث می‌کنند مخصوصاً با لغات زنده دنیا و بالاخص زبان انگلیسی.</p>
<p dir="rtl">۹۳- اجاره کردن دقایقی از شبکه‌های بیگانه و غیر اسلامی برای تبلیغات اصول و مفاهیم ارزشمند اسلام و پیامبر ص.</p>
<p dir="rtl">۹۴- ایجاد مراکز متخصص برای بحث و بررسی جنبه‌های مختلف سیره نبوی و ترجمه آن به زبان‌های زنده دنیا.</p>
<p dir="rtl">۹۵- ایجاد موزه‌ها و کتابخانه‌های مخصوص به سیره نبوی و فرهنگ و تراث نبوی ص.</p>
<p dir="rtl">۹۶- ایجاد سایت‌های انترنتی مخصوص به سیره وسنت نبوی ص.</p>
<p dir="rtl">۹۷- چاپ و نشر کتاب‌ها و نوارهای مخصوص که در بر گیرنده محاسن دین اسلام و اخلاق و شمائل پیامبر ص باشد مخصوصاً با زبان‌های زنده مانند انگلیسی.</p>
<p dir="rtl">۹۸- مشارکت و کمک کردن در مسابقات دعوی که به سیره نبوی اهتمام می‌ورزند.</p>
<p dir="rtl">۹۹- شماره صد را به شما واگذار می‌کنیم تا آن را نوشته و برای ما به آدرس زیر ارسال فرمایید.</p>
<p dir="rtl">برادر و خواهر مسلمان بر همه ما واجب است به هر اندازه که در توان می‌باشد پیامبرمان پیشوا و حبیب خود را کمک و یاری نماییم و به همین خاطر این یادآوری را آماده و چاپ کردیم تا برای هیچ یک از ما عذر و بهانه‌ای وجود نداشته باشد.</p>
<p dir="rtl">پس باید همه ما برای نشر و توزیع آن بکوشیم، و خانواده و عموم مردم را به آن دعوت نمائیم خواه در مجالس و مراسمات خانوادگی باشد و یا تماس‌های تلفنی و یا نامه‌های الکترونی و غیره برای نصرت و یاری رسول الله ص.</p>
<p dir="rtl">تهیه و تنظیم: انجمن جهانی نصرت خاتم الانبیاء.</p>
<p dir="rtl">آدرس اینترنتی: http://www.Icsfp.com/</p>
<p dir="rtl">ترجمه: إسحاق بن عبدالله دبیری العوضی</p>
<p dir="rtl">الریاض: ص.پ ۱۵۰۱۰۳ الرمز: ۱۱۷۵۷</p>
<p dir="rtl">تاریخ ۲۱ محرم ۱۴۲۷ هـجری قمری</p>
<p dir="rtl">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
<p dir="rtl"><span style="color:#0000ff;">منبع: www.aqeedeh.com سایت عقیده</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/81/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ما تو را در برابر استهزاء کنندگان بسنده ایم</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/79</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/79#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 21 Oct 2008 17:36:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[پیامبر ما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=79</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصربن سلیمان العمر / ترجمه: ابوعمر انصاری
سنت خداوند در مورد کسانی که رسولش صلی الله و علیه و سلم را بیازارند چنین است که اگر در این دنیا به دست مسلمانان به جزای خود نرسند ،‌ خداوند خود از آنها انتقام خواهد گرفت و به تنهایی آنها را به سزای اعمالشان خواهد رساند.
حوادث سیرت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong><img class="alignright size-full wp-image-745" title="mostahze" src="http://bidary.files.wordpress.com/2008/10/mostahze.jpg" alt="" width="80" height="90" />دکتر ناصربن سلیمان العمر / ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></p>
<p dir="rtl">سنت خداوند در مورد کسانی که رسولش صلی الله و علیه و سلم را بیازارند چنین است که اگر در این دنیا به دست مسلمانان به جزای خود نرسند ،‌ خداوند خود از آنها انتقام خواهد گرفت و به تنهایی آنها را به سزای اعمالشان خواهد رساند.</p>
<p dir="rtl">حوادث سیرت نبوی و بعد از عهد نبوت که بر این قضیه دلالت می کند ،‌بسیارند.</p>
<p dir="rtl">و خداوند متعال می فرماید: { فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ . إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ } (الحجر: ۹۵)</p>
<p dir="rtl">«پس آشکارا بیان کن آنچه را که بدان فرمان داده می شوی و به مشرکان اعتنا مکن. ما تو را در برابر استهزاء کنندگان بسنده ایم»<span id="more-79"></span></p>
<p dir="rtl">داستان سبب نزول این آیه و هلاکت تک تک مسخره کنندگان مشهور است و اهل سیرت و تفسیر آنرا ذکر نموده اند .آنها تعدادی از رؤسای قریش از جمله: ولید بن مغیرة ، عاص بن وائل و أسودان ابن المطلب و ابن یغوث و حارث بن قیس بوده اند .</p>
<p dir="rtl">و هنگامی که رسول الله صلی الله و علیه و سلم به کسری و قیصر نامه نوشت و هر دو اسلام نیاوردند . قیصر به نامه رسول الله صلی الله علیه و سلم و سفیرش احترام گذاشت و پادشاهیش محفوظ ماند.</p>
<p dir="rtl">شیخ الاسلام ابن تیمیة در کتاب «الصارم» می گوید: حکومت تا به امروز در خاندانش باقی است. و پیوسته حکومت در بعضی از سرزمینهایشان به ارث می رسد.</p>
<p dir="rtl">ولی کسری نامه رسول الله صلی الله و علیه و سلم را پاره کرد و او را به مسخره گرفت در نتیجه خداوند پس از اندکی او را کشت و پادشاهیش را پاره پاره نمود و و حکومت کسری نابود گردید.</p>
<p dir="rtl">و این قضیه &#8211; والله اعلم- متحقق شدن سخن خداوند متعال است که: { إن شانئک هو الأبتر} (الکوثر: ۳)</p>
<p dir="rtl">و هر کسی که به او دشنام دهد یا با او دشمنی کند یا بغض نسبت به او روا بدارد ،‌خداوند دودمانش را نابود می گرداند و خودش و آثارش را محو می کند.</p>
<p dir="rtl">و گفته شده که این آیه در مورد عاص بن وائل یا عقبة بن أبی معیط یا کعب بن الأشرف نازل شده که خداوند قادر و متعال آنها را سخت نابود ساخت.</p>
<p dir="rtl">و سخنان مشهوری که تاریخ و واقعیت آنرا تصدیق نموده اینست که « گوشت علما مسموم است» پس چه رسد به گوشت پیامبران علیهم السلام.</p>
<p dir="rtl">و در حدیث صحیح از رسول الله صلی الله و علیه و سلم روایت شده که فرمود: (یقول الله تعالى من عادى لی ولیا فقد بارزنی بالمحاربة)</p>
<p dir="rtl">«خداوند متعال می فرماید هرکس با دوست من دشمنی کند پس قطعا که مرا به مبارزه طلبیده است».</p>
<p dir="rtl">اکنون حال کسی که به دشمنی با پیامبران بپردازد چیست؟</p>
<p dir="rtl">یا ناطح الجبل العـالی لیثلـمه *** أشفق على الرأس لا تشفق على الجبل</p>
<p dir="rtl">اهل سنت عقیده دارد که کسی که صحابه ای را، مخصوصا صحابه ای که فضیلت او به تواتر رسیده ،‌ مورد آزار و اذیت قرار دهد( مانند دشنام دادن و لعنت کردن او ،‌چه در حیات و چه پس از فوت آنها) بر لبه پرتگاه جهنم ایستاده و باید تنبیه و تعزیر شود چه رسد به کسی که پیامبری از پیامبران خدا را مورد اذیت قرار دهد ،‌چه رسد آن شخصی که حضرت محمد صلی الله و علیه و سلم را اذیت کند؟</p>
<p dir="rtl">{ إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا وَالآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَاباً مُهِینا} الأحزاب:۵۷٫</p>
<p dir="rtl">«کسانی که خدا و پیغمبرش را آزار می رسانند خداوند آنان را در دنیا و آخرت نفرین میکند وعذاب خوارکننده ای برای ایشان مهیا می سازد»</p>
<p dir="rtl">و اگر داستان پیامبرانی که در قرآن آمده را بخوانی می فهمی که امتهایشان هنگامی که به آزار و اذیت پیامبران پرداخنتد یا با آنها با قول و عمل ناشایست رفتار نمودندهلاک شدند.</p>
<p dir="rtl">همانند بنی اسرائیل که خوارو ذلیل شده و و مستحق غضب خداوند گشته اند و به سبب کشتن به ناحق پیامبران و کافرشدنشان فریادرسی به دادشان نرسید چنانچه خداوند در کتابش می فرماید: : { ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مَا ثُقِفُوا إِلا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ کَانُوا یَکْفُرُونَ بِآیَاتِ اللَّهِ وَیَقْتُلُونَ الأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذَلِکَ بِمَا عَصَوْا وَکَانُوا یَعْتَدُونَ } ( آل عمران:۱۱۲).</p>
<p dir="rtl">« آنان هر کجا یافته شوند(مهر) خواری بر ایشان خورده است مگر با پیمان خدا و پیمان مردم و آنان شایسته خشم خدا شده اند و (مهر) بیچارگی بر ایشان خورده است. چرا که آنان به آیات خدا کفر می ورزیده اند و پیغمبران را به ناحق می کشته اند. این به خاطر سرکشی و تجاوز می باشد»</p>
<p dir="rtl">همانا مجرد بیرون راندن پیامبر، سبب از بین رفتن امنیت و اذن وقوع عذاب است و به همین دلیل خداوند متعال می فرماید: { وَإِنْ کَادُوا لَیَسْتَفِزُّونَکَ مِنَ الأَرْضِ لِیُخْرِجُوکَ مِنْهَا وَإِذاً لا یَلْبَثُونَ خِلافَکَ إِلا قَلِیلاً } (الإسراء:۷۶)،</p>
<p dir="rtl">« و نزدیک بود آنان(مشرکین مکه) تو را از سرزمین(مکه) برکنند(و محیط آن را برایت غیر قابل تحمل کرده) تا تو را از آنجا بیرون کنند( اگر آنان چنین می کردند) در این صورت بعد از تو جز مدت کوتاهی نمی ماندند»</p>
<p dir="rtl">حال که این جزای بیرون راندن پیامبر است پس جزای آنکه مسخره ، استهزاء و آزار و اذیت می کند چیست؟</p>
<p dir="rtl">شاید کسی یافت نشود که پیامبری از پیامبران خدا را اذیت نموده و سپس توبه نکرده باشد مگر اینکه ناچارا باید به عذاب سختی گرفتار آید.</p>
<p dir="rtl">شیخ الاسلام ابن تیمیه بعد از ذکر حدیث انس بن مالک رضی الله عنه که می فرماید: شخصی نصرانی بود که اسلام آورد و سوره بقره و آل عمران را می خواند و برای رسول الله صلی الله و علیه و سلم می نوشت سپس به نصرانیت باز گشت و می گفت: محمد صلی الله علیه و سلم چیزی نمی دانست مگر آنچه که من برای او می نوشتم. پس خداوند او را میراند . او را دفن کردند. پس از آن زمین او را بیرون راند. گفتند این کار محمد و یارانش است که چون از دین آنها برگشته قبرش را نبش کرده اند و او را بیرون انداخته اند . سپس آنها زمین را کندند و تا آنجایی که می توانستند عمیق نمودند. سپس فردا دیدند که دوباره زمین او را پس داده و فهمیدند که این ، کار انسان نیست. و این حدیث صحیح است و نزد امام بخاری و دیگران ( ابن کثیر) ثابت می باشد.</p>
<p dir="rtl">شیخ الاسلام در شرح این حدیث می گوید: این امر غیرطبیعی بر هر شخص آشکار می سازد که این عقوبت به سبب آن چیزی است که او گفته بود و او دروغ گو بوده . مرده های دیگر چنین بلایی بر سرشان نمی آید و دیگر اینکه این گناه، بسیار بزرگتر از مجرد ارتداد است زیرا که همه مرتدین به چنین بلایی دچار نمی شوند و خداوند از کسانی که به رسولش طعنه زده و دشنام می دهند و به دینش پشت می کنند و دروغ می بندند اگر مردم نتوانند از او انتقام بگیرند و حد را بر او جاری سازند ،‌ انتقام می گیرد</p>
<p dir="rtl">و نظیر آنچه که ذکر شد را بعضی از مسلمانان عادل و اهل علم و دانش از آنچه که خود چندین بار آن را هنگام محاصره قلعه ها و دژهای رومیان در سواحل شام تجربه کرده اند حکایت می کنند.</p>
<p dir="rtl">می گویند: ما قلعه های شهر را یک ماه یا چندین ماه محاصره می نمودیم بدون اینکه بتوانیم به آن نفوذ کنیم تا آنجا که نزدیک بود مأیوس شده که ناگهان افراد درون قلعه به رسول الله صلی الله علیه و سلم دشنام می دادند که سبب گشوده شدن قلعه و تسهیل کار بر ما می شد و یک روز یا دو روز بیشتر طول نمی کشید که ناگهان مکان فتح می گردید و در میان آنها ضعف و هزیمت رخ می داد. و هنگامی که آنها چنین سخنانی می گفتند با اینکه قلبهایمان از خشم نسبت به آنچه می گفتند آکنده بود ولی فرارسیدن پیروزی را بشارت می گرفتیم. و همچنین بعضی از دوستان مورد اعتماد برای من تعریف کرده اند که مسلمانان مغرب با مسیحیان چنین احوالی بر آنها گذشته است. و سنت خداوند اینست که دشمنانش را گاهی با فرستادن عذاب از نزد خویش و گاهی با دست بندگان مؤمنش مجازات کند.</p>
<p dir="rtl">و در جای دیگر می گوید: خبر چنین رویدادهایی در موارد متعددی به ما رسیده است.</p>
<p dir="rtl">و همانا خداوند متعال در بیان به عهده گرفتن شرارت آنها می فرماید: { قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِیَ مُوسَى وَعِیسَى وَمَا أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ . فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ فَسَیَکْفِیکَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ } (البقرة ۱۳۶-۱۳۷٫)</p>
<p dir="rtl">« بگویید ایمان داریم به خدا و آنچه بر ما نازل گشته و آنچه بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و اسباط نازل شده است و به آنچه برای موسی و عیسی آمده است و به آنچه برای پیغمبران از طرف پروردگارشان آمده است میان هیچیک از آنان جدایی نمی اندازیم و ما تسلیم خدا هستیم . اگر آنان ایمان بیاورند همچنان که شما ایمان آورده اید و بدان چیزهایی که شما ایمان دارید ایشان نیز ایمان داشته باشند بی گمان رهنمود گشته اند و اگر پشت کنند پس راه اختلاف و دشمنانگی را در پیش گرفته اند و خدا تو را بسنده خواهد بود و او تو را از ایشان نجات خواهد داد و او شنوا و بینا است»</p>
<p dir="rtl">و چه فاصله است بین اهل اسلام و متقیانی که به تمامی پیامبران ایمان دارند و آنها را تعظیم و توقیر می کنند و آنهایی که به دشمنی با پیامبرانشان در گذشته و حال پرداخته و این عمل را از یکدیگر به ارث می برند.</p>
<p dir="rtl">بی شک دولتهایی که از عمل جاهلان خویش که در آبروی انبیاء افتاده اند، چشم پوشی می کند از مذمت به دور نخواهند ماند.</p>
<p dir="rtl">زیرا خداوند اذن به هلاکت شهرها و قریه های ظالم نموده است و مسلما ظلمی بزرگتر از دشمنی با پیامبران نیست. زیرا این امر مخالف قوانین آسمانی است همانگونه که مخالف نظم و قوانین کافران زمینی است و دولتهای غربی آن هنگام که عدالت را برپا نکنند دیگر چیزی از بنیانهای فراوان آنها باقی نخواهد ماند.</p>
<p dir="rtl">و چه بسا درافتادن بعضی از غربی ها با نبی اکرم نشانه ای از هلاکت تمدنشان و نزدیک شدن زوال آن است.</p>
<p dir="rtl">زیرا آنها به اهانت ، دشنام و ناسزا روی نیاورده اند مگر بعد از اینکه منطقی را نیافته و دچار فقر دلیل شده اند و بلکه حجت بالغه اسلام و براهین نورانی دین بر آنها چیره گشته و راهی جز دشنام دادن و ناسزا گفتن نیافته اند که نشاندهنده حقد و کینه ای است که از مسلمانان در دلهای خود دارند و از این امر غافل مانده اند که این کار نمایان کننده اسرار دلهایشان به سبب عجز از آوردن برهان و حجت و جواب دادن با منطق و علم و انصاف است.</p>
<p dir="rtl">آنگاه که تمدن معنوی آنها در برابر تمدن اسلام فروپاشید به مسخره و دشنام روی آوردند.</p>
<p dir="rtl">و تو تعجب می کنی از دولتهایی که دانایانشان عذر نادانان را می خواهند با این دلیل که آزادی از بین نرود با وجود اینکه رفتارشان با کسی که با «سامی»(یهودی) دشمنی ورزد یا او را مسخره کند متفاوت است و همین کافیست که به بیانیه اخیر آمریکا در مورد آزادی که به خاطر تحقیق و شفاف سازی نسبت به دشمنان یهود در دانمارک به وقوع پیوست و تلاشهایی که دولت در این باره اتخاد نمود و بین آنچه که کم عقلی- ازدیدگاه خودشان &#8211; با آبروی مسلمانان صورت گرفت را نظر کنی. البته جدا از مسخره هایی که همواره نسبت به اسلام و رسول الله صلی الله و علیه و سلم آنجا تکرار می گردد.</p>
<p dir="rtl">و از اینرو آشکار می شود که مسئله دموکراسی و قضیه آ‍زادی و قوانین سازمان ملل که به زعم آنها قابل احترام است ،‌ مخصوصا مسائل مربوط به دین،‌ اموری هستند که نزد آنها دارای معیارهای چندگانه می باشند و آنچه که نزد آنها معتبر است همان چیزی است که موافق اعتقادات،‌فرهنگ و دین آنها باشد.</p>
<p dir="rtl">پس هنگامی که این قضایا آشکار شد بدان که از واجبات مسلمان دفاع از آبروی رسول الله صلی الله علیه و سلم در حد استطاعت چه به صورت قولی و چه به صورت عملی است و نیز باید تلاش کنند تا ظالم را به حساب عمل خویش رسانده و عقوبتی که مستحقش است را به او برسانند چنانچه خداوند متعال می فرماید:</p>
<p dir="rtl">{لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُعَزِّرُوهُ وَتُوَقِّرُوهُ وَتُسَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَأَصِیلاً } (الفتح:۹)،</p>
<p dir="rtl">« تا به خدا و پیغمبرش ایمان بیاورید و خدا را یاری کنید و او را بزرگ دارید و سحرگاهان و شامگاهان به تسبیح و تقدیسش بپردازید»</p>
<p dir="rtl">وقال: { إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ } (التوبة:۴۰)،</p>
<p dir="rtl">« اگر او را یاری نکیند خدا او را یاری کرده است»</p>
<p dir="rtl">و از تناقضات آشکاری که بسیاری از مسلمانان در آن واقع شده اند کوتاهیشان نسبت به دفاع از رسول الله صلی الله و علیه و سلم است در حالی می بینی با ادعای محبت رسول الله صلی الله و علیه و سلم مولودهای بزرگ و پرشور بر پا می کنند.</p>
<p dir="rtl">پس آیا می توان برپایی چنین جشنهایی که چه بسا دیگران را به عدم محبت نبی اکرم متهم می کنند، در برابر کوتاهی در دفاع از رسول الله صلی الله و علیه و سلم قرار داد؟</p>
<p dir="rtl">و آیا کسانی که تلاش می کنند مسأله ی کم عقلی &#8211; به گفته غربی ها- را به میان بکشند و بر اساس اینکه این مسئله شایسته نیست به آن توجه شود زیرا از قبیل سخن گفتن در مورد مردگان است، انصاف در حق رسول الله صلی الله و علیه و سلم را رعایت نموده اند؟ آیا این علاج درست قضیه است؟ و آیا این میزان برخورد در نزد مسلمانان است؟</p>
<p dir="rtl">مگر نه اینکه اگر به یک حاکم یا پادشاه و یا رئیسی مسخره می شد آیا دیگر دولت مسخره کننده می توانست با حاکم مسخره شده با نام آزادی بیان رابطه داشته باشد؟</p>
<p dir="rtl">آیا مسلمانی قبول می کند که دولت اسلامی به خاطر مسائل کوچک و قضایای حاشیه ای با دولت غربی قطع رابطه کند ولی در مقابل مسخره به پیامبر اسلام صلی الله و علیه و سلم آب از آب نجنبد؟</p>
<p dir="rtl">قطعا دفاع از رسول الله صلی الله و علیه و سلم و مجازات متعدی از روش صحابه و سلف بزرگوار امت با قول و عمل و یا با هردو می باشد. و چه انسانهایی که نفس خویش را در این راه فدا نمودند.</p>
<p dir="rtl">مگر اینکه مسلمان قدرت این را نداشته باشد که جان خود را در این راه فدا کند و هنگامی که توانایی مقابله را نداشته باشد اجازه دارد سکوت کند و در روایت عمار رضی الله عنه &#8211; در مورد اکراه و قول خداوند متعال : { إلاّ مَنْ أُکْرِهَ } «مگر کسی که مجبور شود»</p>
<p dir="rtl">که آیه دلات بر این قضیه دارد و همچنین حدیث جابر در مورد قتل کعب بن الاشرف توسط محمد بن مسلمة بر چنین معنایی دلات می کند و آنچه که نزد اهل علم معروف است.</p>
<p dir="rtl">و هر کس وضعیتش این چنین بود باید یقین بداند که خداوند انتقام پیامبرش را می گیرد و مجرم به فلاکتی از فلاکتها در این دنیا دچار می گردد و الا در روبروی خویش:</p>
<p dir="rtl">یوم عبوس قمطریر شـره *** فی الخلق منتشر عظیم الشان</p>
<p dir="rtl">و از خواری دنیا همین بس که در حالی می میرد که زبانهای میلیاردها او را تا روز قیامت لعنت می کند زیرا مسلمانها ممکن است امور زیادی را فراموش کرده و به آن بی توجه شوند اما آنها هیچوقت فراموش نمی کنند و نمی بخشند کسی را که به پیامبرشان صلی الله و علیه وسلم اسائت کند اگر چه خود را به پرده های کعبه بیاویزد و مخصوصا بعد از وفات پیامبر صلی الله و علیه و سلم . و تاریخ بر این حقیقت گواه است.</p>
<p dir="rtl">و اینجا از خداوند درخواست می کنم که نصرت پیامبرش را به تعجیل بیاندازد و اسلام و اهلش را عزت دهد براستی که او بر این کار بسیار تواناست و استجابت کننده .</p>
<p dir="rtl">وصلی الله و سلم علی نبینا محمد و علی آله و صحبه و أجمعین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/79/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
