روش تربیتی امام سلمة بن دینار
عبدالحمید بلالی / ترجمه: عبدالله عبداللهی
تابعی بزرگوار، امام و پیشوای شهر مدینه، «ابوحازم سلمه بن دینار» احادیثی را از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت کرده، و اخلاق و زهد و شجاعتِ اظهار حق را از اصحاب ـ رضی الله عنهم ـ آموخته است. و با علمای درباری با شدت برخورد میکرد. با این وجود درباریان سلطان خواهان نزدیکی با وی بودند، اما او به خاطر پاسداری از عزت دین، از آنان دوری میجست.
اتخاذ چنین روشی از سوی ابن دینار برای برخی از علما خیلی گران تمام میشد، به همین جهت وی خود را در میان علما و مسلمانان شهر مدینه غریب و تنها احساس میکرد و میگفت: «زحمت و مشقت دین و دنیا افزونتر گشته است» گفتند: «چطور؟» گفت: «برای دین، اعوان و انصاری نمیبینم، و برای دنیا به سوی هر چیزی قدم برداری، درخواهی یافت که فاجری در این راه از تو سبقت گرفته است». دنباله این نوشته …
امام عامر بن شراحبیل شعبی، دانشمند بزرگ کوفه
نویسنده: دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: عادل حیدری
شش سال از خلافت عمر فاروق رضی الله عنه مانده بود که در میان مسلمین فرزندی بدنیا آمد لاغر اندام و دارای جسمی بسیار ضعیف چرا که برادر دوقلویی که همراه وی در رحم مادرش بود مجال رشد را از وی گرفته بود…
اما بعدها نه او و نه دیگری نتوانست مانع از رشد و ترقی وی در مجال علم و دانش، بردباری، حفظ، فهم و خلاقیت شود.
این شخصیت کسی نیست جز عامر بن شراحبیل حمیری معروف به شعبی… نابغهی مسلمانان در عصر خود. دنباله این نوشته …
قاسم بن محمد بن ابوبکر صدیق؛ فقیه مدینه
دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: عادل حیدری
آیا سخنی از زندگانی این تابعی بزرگوار شنیدهای؟
جوانی که مجد و بزرگی را از هر سو جمع کرده بود و حتی اندکی از شرافت از وی باز نمانده بود.
پدرش محمد بن ابوبکر صدیق و مادرش دختر یزدگر آخرین پادشاه ایران و عمهاش أم المؤمنین عائشه رضی الله عنها میباشد.
و از همه مهمتر اینکه تاجی از دانش و تقوا بر سر نهاده بود. وآیا فخری بزرگتر از این را می توان یافت؟ و آیا کسی میتواند در شرف و بزرگی از وی سبقت بگیرد؟
او قاسم بن محمد بن ابوبکر صدیق است. دنباله این نوشته …
علی بن حسین زین العابدین… أمتی در قالب یک مرد
دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: عادل حیدری
در آن سال درخشان آخرین صفحه از تاریخ پادشاهان و خسروان ایران زمین ورق خورد و یزدگرد سوم پادشاه فارس مطرود ومتروک از دنیا رفت و فرماندهان ولشکریانش ونیز خانواده اش توسط مسلمین اسیر شده و آنها بعنوان غنائم جنگی رهسپار مدینه نمودند… دنباله این نوشته …
پیروز شدیم، شکست خوردیم…
دکتر عائض قرنی / ترجمه: ابوعامر
پیروز شدیم…
روزگاری که شعارمان لااله الا الله بود. روزی که سربازانمان پیشانی خود را قبل از نبرد، برای سجده بسوی خداوند خاک آلود می کردند. روزی که ارتش ما در زمین تکبیر می گفت تا به دنبال آنان، ملائکه در آسمان تکبیر گفته و از الله اکبر آنان کوه ها به لرزه آیند و قلب دشمنان از جا کنده شده و پیروزی و ظفر به دست آید… دنباله این نوشته …
اهل فارس در مدرسۀ یاران پیامبر
نويسنده : عادل حیدری
آنگاه که پروردگار برای هدایت بشریت پیامبر خاتم را برگزید برای نصرت وی و رسالتش یارانی را نیز برای او اختیار نمود تا با جانفشانی کردن از رسالتش دفاع نمایند. پس از وفات رسول خدا بار هدایت جامعه و رهنمون ساختن بشریت بر عهده آنها قرار گرفت که خود سبب شد فرزندان مسلمان از جای جای عالم اسلامی به خدمت آنها درآیند و از دریای پهناور دانششان برای خود جرعه ای برگیرند و از میان نقاط مختلف عالم اسلامی منطقه فارس (ایران کنونی) بود که شاگردان بس فراوانی را در محضر یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم داشت که در این مجال مختصر إن شاء الله به بررسی چکیده ای از زندگی آنها خواهیم پرداخت: دنباله این نوشته …
عطاء بن ابی رباح؛ سرور فقهای حجاز
دکتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: عادل حیدری
اکنون در دهه اول ماه ذی الحجة سال 97 هجری هستیم. خانه خدا مملو از جمعیتی است که از مناطق مختلفی آهنگش را نموده اند.
پیاده و سواره ، مرد وزن ، پیر وجوان ، سیاه وسفید ، عربی وعجمی ، آقا وبرده – همه در برابر فرمانروای مطلق خویش سر تعظیم وکرنش فرود آورده و لبیک گویان رحمتش را می طلبند. در این میان سلیمان بن عبدالملک خلیفه مسلمین وبزرگترین پادشاه روی زمین نیز با پایی برهنه در حالیکه جز ازار و ردایی بر تن ندارد بر گرد خانه خدا طواف می کند . در این مکان مقدس تفاوتی میان او وبرادران ایمانی اش مشاهده نمی شود . دنباله این نوشته …
چند داستان کوتاه از سیره ی سلف صالح
محمد بن عبدالرحمن العریفی / ترجمه: ابوعامر
خلیفه ی حکیم
عمربن عبدالعزیز به حکمت و آسانگیری مشهور بود. روزی یکی از فرزندانش که گمان می برد پدرش در برخورد با مردم و انحرافات جامعه آسان می گیرد، بر وی وارد شد و گفت: پدرم! چرا در برخی مسائل سهل انگاری می کنی؟ به خداوند سوگند که اگر من به جای تو بودم در راه حق از هیچ کس نمی ترسیدم! دنباله این نوشته …
ربیعة الرأی
عبدالرحمن رافتا پاشا / ترجمه: شیخ علی جلالی
در سال 51 هجري كه گردانهاي لشكر اسلام،براي آزادي بشريّت از بندگي انسانهاي غرب و شرق را در مينورزيدند،امير خراسان و فاتح سيستان،صحابي بزرگوار حضرت ربيع بن زياد حارثي نيز در رأس لشكري به قصد عبور از رود سيمون و فتح سرزمينهاي ماوراء النهر حركت كرد. غلامش بهنام فرّوخ نيز در اين سفر با او همراه بوده، نبرد آغاز شد. شجاعت و دلاوري فرّوخ در نبرد با كفّار، او را بيش از پيش به نزد امير محبوب و بزرگوار گرداند. دنباله این نوشته …
تابعی بزرگوار سالم بن عبدالله بن عمر رحمه الله
دكتر عبدالرحمن رأفت پاشا / ترجمه: عادل حیدری
امیرالمؤمنین عمر بن الخطاب دارای فرزندان زیادی بود که از میان تمام فرزندانش عبدالله از همه بیشتر به وی شبیه بود و خود عبدالله نیز دارای فرزندان زیادی بود که از بین تمام فرزندانش سالم از همه بیشتر به وی شباهت داشت .
سالم بن عبدالله در سایه سار مدینه منوره می زیست این شهر مبارک درآن زمان پوشیده از ناز و نعمت و ثروت بود زیرا خلفای بنی امیه اسباب راحتی وغنای مردم مدینه را به اندازه ای فراهم می کردند که در تصور نمی گنجید ولیکن سالم بن عبدالله بسان دیگران روی به دنیا نیاورد وبا کالای زودگذر دنیا خوش نگذارند، بلکه شیوه زهد و دوری از آنچه دیگران بدان دل می بستند را در پیش گرفت و بجای آن تصمیم گرفت در راه رضایت و خشنودی پروردگار و سعادت اخروی گام بردارد. بارها و بارها خلفای بنی امیه خواستند تا او را از لحاظ مالی تأمین کنند و اسباب رفاه دنیوی او را فراهم آورند اما سالم از اموال آنان گریزان بود . و دنیا را کوچک و پست می شمرد . دنباله این نوشته …