بایگانی ریزموضوع: ‘توبه و بازگشت’
مرگ در میزند…
نویسنده: محمد جمالزهی
- آیا شنیدهای؟؟؟ آقای … تصادف کرده …
- نه!!!
- متأسفانه فوت شده …
- «إنا لله و إنا إلیه راجعون»
افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ ادامهی مطلب را بخوانید »
در توبه باز است
گردآوری: ابوخالد محمدی
{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا} [ تحریم ۸]
(ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)
برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و خداوند تبارک وتعالی در آیه ای دیگر می فرماید:
{و من لم یتب فاولئک هم الظالمون}
(کسانی که به درگاه خدا توبه نکنند از ظالمان وستمکارانند) ادامهی مطلب را بخوانید »
لطفا من را بزن!
شیخ ترکی الغامدی / ترجمه: ابوعامر
جناب شیخ!
لطفا من را بزن!
پس از پایان سخنرانی جوانی نزدم آمد و گفت: جناب شیخ می خواهم با شما صحبت کنم. گفتم با کمال میل. گفت: من تحت تاثیر حرف های شما قرار گرفته ام و به خدا جز توبه تصمیم دیگری ندارم. ادامهی مطلب را بخوانید »
لبیک الله
ابو بدر / ترجمه: ابوعمر انصاری
چه زیبا هستند قصه هایی که انسان را به سوی خدا بازمی گردانند
قبل از روزی که پشیمانی و گریه فایده ای نداشته باشد… روزی که انسان می گوید ای کاش برای زندگانی ابدیم اعمال نیک می فرستادم… تمنا می کند که به دنیا بازگردد تا برای عبادت خدا تلاش کند… ولی چه کسی می تواند این فرصت را به او بدهد… دنیا دیگر برای او تمام شده… ادامهی مطلب را بخوانید »
توبه فضیل بن عیاض
مسعود صبری / ترجمه: ابوعامر
قبل از خواب داشتم کتابی درباره زندگی فضیل بن عیاض (۱) می خواندم. او که در اوائل جوانی راهزن بود بعدها شد امام الحرمین! و یکی از ائمه اهل سنت. آن داستان مرا تحت تاثیر قرار داد…
خواب چشمانمان را ربود…
خود را در زمان فضیل یافتم، مانند اینکه صفحات تاریخ برابرم ورق می خوردند… ادامهی مطلب را بخوانید »
توبه جوانی که در بانکوک مبتلا به مواد مخدر می شود
جوانی است بیست و سه ساله که به منظور عیاشی و ارتکاب فحشا به بانکوک می رود و دامن خود را به انواع فسق و فجور آلوده می سازد و اگر عنایت خداوند او را نجات نمی داد برای همیشه بدبخت می شد. این جوان داستان بدبختی و بازگشت خود به راه راست را چنین تعریف می کند:
« ما یازده برادر بودیم که در یکی از شیخ نشین های خلیج فارس زندگی می کردیم؛ بین آنها تنها من بودم که به بانکوک سفر می کردم. اولین سفرم به آنجا تقریبا یک سال پیش بود. عده ای از دوستان با هم نشسته بودیم، درباره آماده بودن وسایل عیاشی در بانکوک صحبت می کردیم و تصمیم به مسافرت بدان جا گرفتیم، البته در فاصله این یک سال هفت بار به آنجا رفتم و در مجموع نه ماه را در آن مکان فساد سپری کردم. ادامهی مطلب را بخوانید »
توبه در کاباره!
داستان عجیبی است که شیخ علی طنطاوی در یکی از کتابهای خود آن را چنین نقل می کند:
وقتی وارد یکی از مساجد شهر حلب شدم، جوانی را دیدم که با خشوع و خضوع تمام نماز می خواند، قبلا او را می شناختم، با خود گفتم سبحان الله چه شده که فاسد ترین جوانان، کسی که بد مستی می کرد و مشغول فحشا و انواع فساد بود و به علت اینکه پدر و مادرش را اذیت می کرد او را از خانه بیرون رانده بودند، اکنون به مسجد آمده و با خلوص و ایمان نماز می خواند؟!
به او نزدیک شدم گفتم: شما فلانی هستید؟ گفت بلی، گفتم خدا را شکر گزارم که به راه راست رهنمون شده ای بگو ببینم خداوند چگونه تو را هدایت فرمود؟ ادامهی مطلب را بخوانید »
آیا خداوند مرا میبخشد؟
محمد صالح المنجد / ترجمه: ابراهیم احراری خلف
ممکن است بگویی می خواهم توبه کنم اما گناهانم بسیار زیاد است و نشده است که عمل فحشا و زشتی را ترک کنم مگر آنگه در آن غوطه ور شده و آن را انجام داده ام و نه حتی گناهی را که به خیالت رسیده باشد مگر آنکه بیش از اندازه آن را مرتکب شده ام، نمی دانم آیا ممکن است خداوند آنچه را که در آن سالیان طولانی انجام داده ام ببخشاید یا نه؟! ادامهی مطلب را بخوانید »

