<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بیداری اسلامی &#187; توبه و بازگشت</title>
	<atom:link href="http://www.bidary.net/riz-mozooe/tawbe-bazgasht/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.bidary.net</link>
	<description>اهل سنت ایران و فارسی زبانان اهل سنت</description>
	<lastBuildDate>Mon, 30 Jan 2012 23:43:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>توبه و فضیلت آن</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3726</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3726#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 29 Apr 2011 03:22:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3726</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر علی حذیفی مسجد نبوی شریف: جمعه 25 جمادی الاول 1432 برابر با 9 اردیبهشت 1390 خطبهٔ اول: ستایش مخصوص خداوندی است که توبه پذیر و مهربان است، شکیبا است و دانا، پروردگارم را ستایش می‌گویم و برای فضل فراگیرش او را شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی حقیقی نیست جز الله که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر علی حذیفی</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 25 جمادی الاول 1432 برابر با 9 اردیبهشت 1390<span id="more-3726"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش مخصوص خداوندی است که توبه پذیر و مهربان است، شکیبا است و دانا، پروردگارم را ستایش می‌گویم و برای فضل فراگیرش او را شکر می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی حقیقی نیست جز الله که والا و بزرگ است، و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده، او و فرستاده شده از سوی او و موصوف به همهٔ مکارم اخلاق است. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل و بیت و یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>ای مسلمانان تقوای الله را آنگونه که شایستهٔ اوست پیشه سازید که تقوای خداوند توشهٔ هر سختی و دژ استواری است که هر که به آن وارد شود در امان است و محافظی است از عذاب خداوند.</p>
<p>و بدانید که پروردگار بنی‌آدم را جایز الخطا آفریده است که در معرض تقصیر و کوتاهی در واجبات قرار دارند. برای همین است که پاداش نیکی‌های آن‌ها را چند برابر قرار داده است اما جزای بدی‌ها را اینگونه نکرده است. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ </span>} [انعام: 160]</p>
<p>(هر كس كار نيكى بياورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر كس كار بدى بياورد جز مانند آن جزا نيابد و بر آنان ستم نرود)</p>
<p>همچنین از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند نیکی‌ها و بدی‌ها را نوشته است، پس هر که قصد انجام کار نیک داشته باشد اما آن را انجام ندهد خداوند نزد خود برای وی یک نیکی کامل می‌نویسد اما اگر آن را انجام دهد برای او نزد خود ده نیکی تا هفتصد نیکی تا چندین برابر پاداش می‌نویسد؛ و اگر قصد انجام کار بدی داشته باشد و آن را انجام ندهد برای وی یک نیکی کامل می‌نویسد، پس اگر آن را انجام دهد خداوند برای وی یک بدی ثبت می‌کند</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>خداوند برای به دست آوردن نیکی‌ها راه‌های گوناگونی قرار داده و فرائض را پاک کنندهٔ گناهان و بالا برندهٔ درجات گردانده است؛ از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">نمازهای پنچگانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان پاک کنندهٔ گناهانی هستند که میانشان اتفاق افتاده است در صورتی که انسان از کبائر دوری کند</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>و از عبدالله بن عمرو بن عاص ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">چهل خصلت است که بالاترین آن به امانت دادن گوسفند ماده برای سود بردن از شیر و پشم آن است؛ کسی نیست که به هدف به دست آوردن اجر و با درست دانستن وعدهٔ خداوند آن‌ها را انجام دهد مگر آنکه خداوند به سبب آن وی را وارد بهشت خواهد کرد</span>» [به روایت بخاری]</p>
<p>از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمودند: «<span style="color: #008000;">ایمان هفتاد و چند شعبه ـ یا شصت و چند ـ شعبه دارد که بهترین آن گفتن لا إله إلا الله، و پایین‌ترین آن برداشتن اذیت و آزار از راه است و حیا نیز شعبه‌ای از ایمان است</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ نیز روایت است که گفت: گفتم ای رسول خداوند! چه کاری بهتر است؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">ایمان به الله و جهاد در راه او</span>» گفتم: آزاد کردن چه برده‌ای بهتر است؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">آنکه نزد صاحبانش بهتر است و قیمت آن گرانتر</span>» فرمودم: «<span style="color: #008000;">اگر نتوانستم این را انجام دهم؟</span>» فرمود: «<span style="color: #008000;">کارگری را کمک می‌کنی یا برای ناتوانی کاری انجام می‌دهی</span>» گفتم: ای رسول خداوند! اگر از انجام دادن برخی کارها ناتوان بودم چه؟ فرمود: «<span style="color: #008000;">شر خود را از مردم دور می‌داری که این صدقه‌ای است از خودت برای خودت!</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>همچنین از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">هیچ کار نیکی را ناچیز مشمار حتی اگر [این باشد که] با برادرت با چهره‌ای گشاده روبرو شوی</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>و از انس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند از بنده خشنود می‌شود که اگر غذایی خورد یا چیزی نوشید او را برای آن حمد گوید</span>» [به روایت  مسلم]</p>
<p>همانطور که شریعت راه‌های خیر بسیاری قرار داده و اسباب گوناگونی را برای به دست آوردن نیکی‌ها گذاشته است، همانگونه نیز راه‌های بدی و گناه را بسته و وسائلی را که به گناه و حرام منتهی می‌شود مسدود نموده تا کفهٔ ترازوی نیکی‌ها سنگین‌تر شود و کفهٔ بدی و گناه سبک گردد و بنده به فلاح و رستگاری دست یابد. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ</span>} [اعراف: 33]</p>
<p>(بگو پروردگار من فقط زشتكاری‌ها را چه آشكارش [باشد] و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانيده است و [نيز] اينكه چيزى را شريک الله سازید كه دليلى بر [حقانيت] آن نازل نكرده و اينكه چيزى را كه نمى‏دانيد به الله نسبت دهيد)</p>
<p>و از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">آنچه شما را از آن نهی نمودم از آن دوری کنید و آنچه شما را بدان امر کردم تا آنجا که می‌توانید انجام دهید</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>و جامع همهٔ نیک‌ها و سبب خوشبختی توبه و بازگشت به سوی خداوند متعال است. الله سبحانه و تعالی می‌فرماید: {<span style="color: #800000;">ای مومنان همگی به سوی الله توبه کنید باشد که رستگار شوید</span>} [نور: 31]</p>
<p>معنای توبه بازگشت به سوی خداوند و روی گرداندن از محرمات و گناهان و یا ترک واجبات و کوتاهی در مورد آنان، با صدق و پشیمانی از کردارهای گذشته است.</p>
<p>توبهٔ نصوح باعث می‌شود خداوند کارهای نیکی را که بنده انجام داده حفظ نموده و گناهانی را که واقع شده‌اند پاک گرداند و از بلاها و عقوبت‌هایی که بنده به سبب گناهان خود مستحق آن شده بود جلوگیری نماید. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ </span>} [یونس: 98]</p>
<p>(چرا هيچ شهرى نبود كه [اهل آن] ايمان بياورد و ايمانش به حال آن سود بخشد مگر قوم يونس كه وقتى [در آخرين لحظه] ايمان آوردند عذاب رسوايى را در زندگى دنيا از آنان برطرف كرديم و تا چندى آنان را برخوردار ساختيم)</p>
<p>ابن جریر طبری در تفسیر این آیه سخن قتاده را روایت کرده است که می‌گوید: «<span style="color: #3366ff;">مردم هیچ شهری از ایمان خود پس از آنکه کفر ورزیدند سود نبردند و رها نشدند مگر قوم یونس که هنگامی که پیامبرشان آنان را ترک کرد و گمان بردند که عذاب به آنان نزدیک شده است خداوند توبه را در قلب آنان انداخت پس خرقه پوشیدند و میان حیوانات و بچه‌هایشان جدایی انداختند و چهل شبانه روز به سوی خداوند تضرع کردند پس هنگامی که خداوند راستی درون و پشیمانی آنان از آنچه پیش از آن انجام داده بودند را دانست عذاب را از آنان برداشت&#8230;</span>»</p>
<p>خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ</span>} [هود : 3]</p>
<p>(و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهره‏مندى نيكویی تا زمانى معين بهره‏مند سازد و به هر انسان شايسته‌ای نعمتى از کرم خود عطا کند و اگر رویگردان شوید من از عذاب روزی بزرگ بر شما بيمناكم)</p>
<p>توبه برای همهٔ مسلمانان واجب است، برای کسی که در گناه کبیره واقع شده است توبه واجب است تا آنکه مرگ ناگهانی او را در حالی که گناهکار است غافلگیر نکند. برای آنی که گرفتار گناهان صغیره است نیز توبه لازم است زیرا پافشاری بر گناهان صغیره خود جزو کبائر است. برای کسی که واجبات را انجام می‌دهد و از محرمات دوری می‌کند نیز توبه لازم است زیرا این اعمال نیز شروطی برای حفظ خود دارند و موانعی برای قبل آنان وجود دارد.</p>
<p>از أغَرّ بن یسار مُزنی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">ای مردم! به سوی خداوند توبه کنید و از او آمرزش بخواهید که من در روز صد بار به سوی او توبه می‌کنم</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>توبه دروازه‌ای بزرگ که از طریق آن نیکی‌های بسیاری که خداوند آن را دوست می‌دارد متحقق می‌شود زیرا اگر بنده برای هر گناهی که مرتکب می‌شود توبه‌ای انجام دهد نیکی‌هایش افزایش می‌یابد و بدی‌هایش کم می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا (68) يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا (69) إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا</span>} [فرقان: 68-70]</p>
<p>(و كسانى‏اند كه با الله معبودى ديگر نمى‏خوانند و كسى را كه الله [خونش را] حرام كرده است جز به حق نمى‏كشند و زنا نمى‏كنند و هر كس اينها را انجام دهد سزايش را دريافت‏خواهد كرد (68) براى او در روز قيامت عذاب دو چندان مى‏شود و پيوسته در آن خوار مى‏ماند (69) مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس الله بدي‌هايشان را به نيكی‌ها تبديل مى‏كند و الله همواره آمرزنده مهربان است)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>وسعت رحمت خداوند و فضل بزرگ و شکیبایی و بخشش و کرمش را به یاد آورید، او که توبهٔ توبه‌کنندگان را پذیرفته و از لغزش گناهکاران چشم‌پوشی نموده و بر ضعف انسان رحم کرده و او را برای توبه‌اش نیز پاداش داده است&#8230; از ابوموسی اشعری ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت است که فرمود: «<span style="color: #008000;">خداوند دست خود را به شب می‌گستراند تا گناهکار روز توبه کند و دست خود را به روز می‌گستراند تا گناهکار شب توبه کند</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>توبه از بزرگترین عبادت‌ها و دوست‌داشتنی‌ترین آن‌ها نزد خداوند متعال است. هر که به صفت توبه متصف گردد بی‌تردید رستگار شده است و در همهٔ امورش موفق گردیده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;"> فَأَمَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ </span>} [قصص: 67]</p>
<p>(و اما كسى كه توبه كند و ايمان آورد و به كار شايسته پردازد اميد كه از رستگاران باشد)</p>
<p>برای بیان فضیلت توبه همین کافی است که پروردگار برای آن بسیار شاد می‌گردد؛ از انس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند برای توبهٔ بنده‌اش بیشتر از یکی از شما شاد می‌شود که شترش را در حالی که بارهایش بر آن بوده در صحرای بی‌آب گم کرده و سپس آن را یافته باشد</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>توبه از صفات پیامبران ـ علیهم الصلاة والسلام ـ و مومنان است. خداوند متعال فرموده است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">لَقَدْ تَابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِنْ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَءُوفٌ رَحِيمٌ</span>} [توبه: 117]</p>
<p>(به يقين الله بر پيامبر و مهاجران و انصار كه در آن ساعت دشوار از او پيروى كردند ببخشود بعد از آنكه چيزى نمانده بود كه دلهاى دسته‏اى از آنان منحرف شود باز برايشان ببخشود چرا كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است)</p>
<p>همچنین دربارهٔ موسی ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ</span> } [اعراف: 143]</p>
<p>(گفت تو پاک و منزهی به سوی تو توبه کردم و من نخستین مومنانم)</p>
<p>و در مورد داوود ـ علیه السلام ـ می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّاب</span>} [ص: 17]</p>
<p>(و داوود بنده ما را كه داراى امكانات [متعدد] بود به ياد آور آرى او بسيار بازگشت‏‌كننده [به سوى خدا] بود)</p>
<p>اواب کسی است که به بسیار توبه می‌کند.</p>
<p>خداوند متعال دربارهٔ صفات مومنان می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ</span>} [توبه: 112]</p>
<p>(همان توبه‌‏كنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزه‌‏داران ركوع‌‏كنندگان سجده‏‌كنندگان وادارندگان به كارهاى پسنديده بازدارندگان از كارهاى ناپسند و پاسداران مقررات الله و مؤمنان را بشارت ده)</p>
<p>چه والاست صفت توبه که خداوند این صفات والای مومنان را با آن آغاز کرده است. توبه هم با اعضای بدن است و هم با قلب.</p>
<p>روزی که خداوند توبهٔ بنده‌ای را می‌پذیرد بهترین روز زندگی اوست، و آن ساعتی که خداوند درِ توبه را برای بنده‌ای باز می‌کند و او را مورد رحمت خویش قرار می‌دهد بهترین لحظه‌های تمام روزگار است؛ زیرا او به سعادتی دست یافته که پس از آن هیچ بدبختی و ناکامی نیست. از کعب بن مالک ـ رضی الله عنه ـ در داستان توبه‌‌اش چنین آمده که:‌ بر رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ سلام کردم و او در حالی که چهره‌اش از شادی می‌درخشید فرمود: «<span style="color: #008000;">مژده باد تو را به بهترین روز زندگی‌ات از هنگامی که از مادر به دنیا آمده‌ای</span>» [به روایت بخاری و مسلم]</p>
<p>مسلمانان در تجارب گذشته و سختی‌ها و محنت‌هایی که به آنان روی آورد به این نتیجه رسیدند که تنها راه نجات آنان توبه و بازگشت به سوی خداوند متعال و پایبندی به دین الله ـ سبحانه و تعالی است، دینی که تضمین کنندهٔ هر خوبی و دور کنندهٔ هر شری است.</p>
<p>بنابراین، توبه برای هر مسلمانی، از همهٔ گناهان بزرگ و کوچک واجب است تا آنکه خداوند ما را در دنیا و آخرت مورد رحمت خود قرار دهد و بدی‌ها و مصیبت‌ها را از ما بردارد.</p>
<p>اهل علم می‌گویند: اگر گناه تنها بین بنده و خداوند باشد و حق مردم در آن نباشد شروط توبهٔ از آن این است که دست از گناه بکشد و پشیمان شود و عزم کند که دیگر به آن باز نگردد. و اگر آن در حق مردم باشد لازم است به همراه این شروط حق آن فرد را نیز به او باز گرداند یا از او درخواست عفو کند و مورد بخشش او قرار گیرد.</p>
<p>توبه از همهٔ گناهان واجب است، و اگر شخص از برخی گناهانش توبه کند توبه‌اش در مورد آن گناهان صحیح است و گناهانی که از آن‌ها توبه نکرده است باقی می‌مانند. پس ای مسلمانان به سوی خداوند توبه کنید و به سوی پروردگاری بزرگوار باز گردید. پروردگاری که نعمت‌های ظاهر و آشکارش را بر شما فرو فرستاده و هر چه خواستید به شما داده است و به شما فرصت عمر عطا کرده است و داستان‌های توبه‌کنندگانی را که خداوند بر آنان با توبهٔ نصوح منت نهاده به یاد آورید. کسانی که پس از غرق شدن در دریای شهوات و شبهات ناگهان پرده از چشمانشان کنار رفت و قلب‌هایشان بیدار شد و درونشان روشن، و خداوند آنان را از غفلت بیدار کرد و از تاریکی‌های گمراهی بیرون آورد و از نو متولد شدند&#8230;</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ</span>} [تحریم: 8]</p>
<p>(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به درگاه الله توبه‏اى راستين كنيد اميد است كه پروردگارتان بدی‌هايتان را از شما بزدايد و شما را به باغهايی كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است درآورد در آن روز الله پيامبر [خود] و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند خوار نمى‏گرداند نورشان از پيشاپيش آنان و سمت راستشان روان است مى‏گويند پروردگارا نور ما را براى ما كامل گردان و بر ما ببخشاى كه تو بر هر چيز توانايى)</p>
<p>خداوند به واسطهٔ قرآن بزرگ من و شما را مورد برکت قرار دهد و با آیات و ذکر حکیم و سنت سیدالمرسَلین سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و همهٔ مسلمانان از خداوند بزرگ آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که صاحب جبروت و ملکوت است، آن زنده‌ای که نمی‌میرد. پروردگار را سپاس و ستایش می‌گویم و به سوی او توبه می‌کنم و از او آمرزش می‌خواهم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است. زنده می‌کند و می‌میراند و گواهی می‌دهم که پیامبر و سرور ما محمد، بنده و فرستادهٔ خداوند است که او را با هدایت و دین حق مبعوث نمود تا دین او را بر همهٔ ادیان پیروز گرداند حتی اگر مشرکان را خوش نیاید. خداوند بر بنده و پیامبرت محمد و بر اهل بیت و یاران او که در راه خداوند به حق جهاد نمودند و در دنیا و آخرت رستگار شدند درود و سلام و برکت فرست.</p>
<p>اما بعد:</p>
<p>تقوای خداوند را با پایبندی به طاعت او پاس بدارید و با دوری از محرمات او از عذابش دوری جویید.</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>خداوند فرصت عمر در اختیار شما نهاده و توانایی انجام نیکی‌ها را به شما داده است تا آن را وسیله‌ای برای رسیدن به خشنودی پروردگارتان قرار دهید زیرا این اعمال نیک است که بندگان را به خداوند نزدیک ساخته و باعث پاکی قلب‌ها از گمراهی و فساد می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَا أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ بِالَّتِي تُقَرِّبُكُمْ عِنْدَنَا زُلْفَى إِلَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَئِكَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَهُمْ فِي الْغُرُفَاتِ آمِنُونَ</span>} [سبأ: 37]</p>
<p>(و اموال و فرزندانتان چيزى نيست كه شما را به پيشگاه ما نزديک گرداند مگر كسانى كه ايمان آورده و كار شايسته كرده باشند پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‏اند پاداش است و آنها در غرفه‏ها[ى بهشتى] آسوده خاطر خواهند بود)</p>
<p>و این را بدانید که جوینده‌ای سخت‌گیر در پی شماست و از دست او امانی نیست و نمی‌دانید که مرگ کی شما را غافلگیر خواهد کرد. آنگاه است که انسان آرزو می‌کند ای کاش اجل مهلت می‌داد تا اعمالش را اصلاح کند اما اجل هرگز عقب انداخته نمی‌شود و فرصت عمل نیک دیگر به دست نمی‌آید. خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ</span>} [مومنون: 99-100]</p>
<p>(تا آنگاه كه مرگ يكى از ايشان فرا رسد می‌‏گويد پروردگارا مرا بازگردانيد (99) شايد من در آنچه وانهاده‌‏ام كار نيكى انجام دهم. نه چنين است اين سخنى است كه او گوينده آن است و پشاپيش آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته خواهند شد)</p>
<p>و در حدیث آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">عاقل آن است که خود، خود را محاکمه کند و برای پس از مرگ تلاش نماید و ناتوان آن است که نفسش در پی هوا و هوس رود و بر خداوند تمنا کند</span>».</p>
<p>رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">از بین برندهٔ لذت‌ها ـ یعنی مرگ ـ را یاد کنید</span>».</p>
<p>و خود را با توبهٔ صادقانه در همه حال برای آن آماده سازید تا آنکه ناگهان با اعمال ناشایست میان شما و دنیا فاصله نیفتد.</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>{ <span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا</span> } [احزاب: 56]</p>
<p>پس بر سرور پیشینیان و پسینیان و امام پیامبران درود و سلام فرستید.</p>
<p>خداوندا بر محمد و آل محمد درود فرست همانگونه که بر ابراهیم و آل ابراهیم درود فرستادی و بر محمد و آل محمد برکت ارزانی دار چنانکه بر ابراهیم و آل ابراهیم ارزانی داشتی که تو ستوده شده و باعظمتی.</p>
<p>بارالها و راضی و خشنود باش از همهٔ صحابه، و از خلفای راشدین، آن امامان هدایتگر که به حق حکم می‌نمودند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابهٔ پیامبرت و از تابعین و کسانی که تا روز قیامت به نیکی از آنان پیروی نمایند و از ما نیز به همراه آنان راضی و خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، و شرک و مشرکان را خوار گردان ای پروردگار جهانیان و دشمانت، دشمنان دین را نابود گردان.</p>
<p>خداوند میان قلب‌های مسلمانان الفت ایجاد کن و روابط میان آنان را اصلاح نما. خداوندا آنان را بر حق متحد گردان ای مهربان‌ترین مهربانان و ای گرامی‌ترین گرامیان.</p>
<p>خداوندا ما و دیگر مسلمانان را فهم دین عطا کم که تو بر کاری توانایی. خداوندا بر ما و دیگر مسلمانان توبه پذیر. خداوندا گناهان گذشته و آینده و پنهان و آشکار ما و آنچه خود به آن آگاهتری را بیامرز که تو بر هر کاری توانایی.</p>
<p>خداوند بدان را بر مسلمانان مسلط مگردان، خداوند بدان آن‌ها را بر آنان مسلط مگردان، خداوند مسلمانان را دوستدار همدیگر و همکار و همیار همدیگر در نصرت دینت خود و نصرت کتاب خدا و سنت پیامبر قرار ده.</p>
<p>خداوندا اوضاع همهٔ ما را اصلاح نما ای پروردگار جهانیان. خداوندا اوضاع ما و دیگر مسلمانان را اصلاح نما.</p>
<p>ای زندهٔ برپادارنده! همهٔ امور ما را اصلاح نما و ما را حتی برای یک لحظه به خودمان وامگذار. خداوندا ما از تو آمرزشت را می‌خواهیم ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا جان مسلمانان را حفظ کن. خداوندا مال و ناموس آنان را در امان بدار. خداوندا مسلمانان را از بدی‌های خودشان در امان بدار ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا امت محمد ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ را اصلاح نما که تو بر همه چیز توانایی.</p>
<p>خداوندا ما را از بدی‌های نفس خویش و از کارهای ناشایستمان در امان بدار. خداوندا ما را از شر هر صاحب‌شری در امان بدار. ای پروردگار جهانیان و ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا ما و نسل‌های پس از ما را از ابلیس و سربازانش در امان بدار ای پروردگار جهانیان. خداوندا ما و نسل‌های پس از ما را از ابلیس و سربازانش در امان بدار ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا نیرنگ دشمنان اسلام را باطل گردان، خداوندا نیرنگ دشمنان اسلام را باطل گردان. خداوندا نیرنگشان را باطل گردان. خداوندا دینت را و کتابت را و سنت پیامبرت را یاری ده.</p>
<p>خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان ایمن گردان و مسئولان و والیان امر ما را اصلاح نما. خداوندا سرزمین ما و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان و رفاه بدار.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب جهنم در امان بدار</span>} [بقره: 201]</p>
<p>بندگان خداوند:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (90) وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلَا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ</span>} [نحل: 90-91]</p>
<p>خداوند بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3726/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اکنون هنگام توبه است</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3630</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3630#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Apr 2011 02:40:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3630</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: دکتر صلاح البدیر مسجد نبوی شریف: 4 جمادی الاول 1432 برابر با 19 فروردین 1390 خطبهٔ اول: ستایش از آن الله است. ستایش از آن الله است که از روی احسان و فضل بر بندگان عطا می‌کند. او را ستایش می‌کنم که زبان‌ها به حمد او شکر و تسبیح و ذکر می‌کنند و او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: دکتر صلاح البدیر</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: 4 جمادی الاول 1432 برابر با 19 فروردین 1390<span id="more-3630"></span></p>
<h4>خطبهٔ اول:</h4>
<p>ستایش از آن الله است. ستایش از آن الله است که از روی احسان و فضل بر بندگان عطا می‌کند. او را ستایش می‌کنم که زبان‌ها به حمد او شکر و تسبیح و ذکر می‌کنند و او را شکر می‌گویم که عفو او گناهکاران را فرا گرفته و اجر او نیکوکاران را، و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است. گواهی بنده‌ای که از پروردگارش امید عفو و پوشش دارد و از گناهانش ترسان است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و برگزیدهٔ بندگان اوست. درود و سلام و خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان:</p>
<p>بزرگترین موهبت، ایمان و تقوا است:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا (70) يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا</span>} [احزاب: 70-71]</p>
<p>(ای کسانی که ایمان آورده‌اید تقوای الله را پیشه سازید و سختی استوار گویید (70) تا اعمال شما را برای شما به صلاح آورد و گناهانتان را آمرزش کند و هر که از الله و رسولش اطاعت کند بی‌ترید پیروزی بزرگی به دست آورده است.)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>مسلمان معصوم از خطا و لغزش نیست. از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمود: «<span style="color: #008000;">قسم به آنکه جانم در دست اوست، اگر شما گناه نکنید خداوند شما را خواهد برد و گروهی را خواهد آورد که گناه کنند و از الله آمرزش بخواهند و او نیز آنان را آمرزش کند</span>». [به روایت مسلم]</p>
<p>و از انس ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">همهٔ فرزندان آدم بسیار گناهکارند و بهترین گناهکاران بسیار توبه کنندگانند</span>» [به روایت امام احمد]</p>
<p>چه بسا گناهکارانی که خستگی‌شان به طول انجامیده و نگرانی‌شان شدت گرفته و سوخته‌دل، اسیر گناهند و افسرده از گناه، آرزوی نسیم امید را دارند و در پی نور آنند و منتظر آن صبح نزدیکند&#8230; صبحی که با نور توبه و استقامت و هدایت و بازگشت بر آنان بتابد، تا با تابش خود یاس و ناامیدی را نابود کند و ابرهای یأس و افسردگی و نگون‌بختی و سرگردانی را کنار زند&#8230;</p>
<p>احساس سنگینی گناه و درد کشیدن از زخم آن و زجر لغزش، و پشیمانی بر گناهان گذشته و تاسف از کوتاهی گذشته و اعتراف به گناه، همان راه بازگشت و تصحیح است، راه بازگشت و توبه، اما رکن نخست توبه دست کشیدن از گناه و دوری گزیدن از معصیت است. بدون انجام واجبات و ترک گناهان و باز گرداندن حق دیگران و حلالیت از آنان، توبه‌ای در کار نخواهد بود.</p>
<p>پس به سوی در توبه و بازگشت بشتابید و خود را از هر گونه گناه و خطا رها کنید:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ</span>} [نور: 31]</p>
<p>(ای مومنان همگی به سوی الله توبه کنید باشد که رستگار شوید)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>توبه یعنی فروتنی در برابر خداوند و طلب آمرزش و درخواست عذر از درگاه او و دوری از خواستگاه‌های گناه و برانگیزاننده‌های شر و بدی و مجالس فتنه و راه‌های فساد و دوستان بد&#8230;</p>
<p>توبه یعنی باز کردن صفحه‌ای جدید در زندگی، یعنی پاکی و صفا، ترس و حیا، دعا و ندا، فروتنی و گریه، شرمندگی در برابر خداوند و بازگشت و دست کشیدن و جبران&#8230; در آن باز است و خیر آن همیشگی است تا هنگامی که روح به حلقوم نرسیده چنانکه ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ روایت می‌کند که ایشان فرمودند: «<span style="color: #008000;">اگر چنان گناه کنید که گناهانتان به آسمان برسد، سپس توبه کنید بی‌تردید خداوند توبهٔ شما را می‌پذیرد</span>». [به روایت ابن ماجه]</p>
<p>و از ابوذر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال می‌فرماید: ای بندگانم! شما شبانه‌روز گناه می‌کنید و من همهٔ گناهان را می‌آمرزم، پس از من آمرزش بخواهید تا شما را مورد آمرزش قرار دهم</span>» [به روایت مسلم]</p>
<p>همینطور از انس بن مالک (رضی الله عنه) روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «<span style="color: #008000;">خداوند متعال چنین فرمود: ای فرزند آدم! تو تا وقتی که مرا فرا بخوانی و از من امید داشته باشی تو را با هر گناهی که داشته باشی می‌بخشم و برایم مهم نیست. ای فرزند آدم! اگر گناهانت به ابرها برسند سپس از من آمرزش بخواهی تو را مورد مغفرت قرار خواهم داد. ای فرزند آدم! اگر تو به اندازهٔ زمین گناه نزد من بیاوری سپس در حالی که نسبت به من شرکی مرتکب نشده‌ای نزد من آیی به اندازهٔ آن مغفرت ارزانی تو خواهم کرد</span>» [به روایت ترمذی]</p>
<p>و نزد مسلم چنین آمده است که خداوند متعال می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر که به اندازهٔ یک وجب به من نزدیک شود به اندازهٔ یک دست به او نزدیک خواهم شد و هر که به اندازهٔ یک دست به من نزدیک شود به اندازهٔ دو دست به او نزدیک خواهم شد و هر که روان رو به من آورد من دوان به سوی او می‌روم و هر که با گناهانی به اندازهٔ زمین به من روبرو شود اما با من چیزی را شریک نکرده باشد با مغفرتی به اندازهٔ آن با او روبرو خواهم شد</span>».</p>
<p>چه فضل عظیم و چه عطای والایی است از سوی پروردگاری کریم و آفریدگاری رحیم که ما را با عفو خود بزرگ داشته و با حلم و مغفرتش در بر گرفته و در توبه را باز گذاشته است. عفو می‌کند و  می‌بخشد، لطف می‌ورزد و آسان می‌گیرد و با توبهٔ بنده‌اش شاد می‌شود. دست خود را بر شب می‌گستراند تا گناهکار روز توبه کند و دست خود را بر روز می‌گستراند تا گناهکار شب توبه کند تا آنکه خورشید از مغرب طلوع کند. آمرزندهٔ گناه است و پذیرندهٔ توبه که از بندگانش توبه می‌پذیرد و از بدی‌ها چشم‌پوشی می‌کند.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا</span>} [نساء: 110]</p>
<p>(و هرکه کار بدی انجام دهد یا به خود ستم ورزد سپس از الله آمرزش بخواهد، الله را آمرزنده‌ای مهربان خواهد یافت.)</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>این توبه که از آن سخن می‌گوییم، اکنون در آن باز است، وقت آن رسیده است و فرصت آن وجود دارد. پس دست از امروز و فردا کردن بردارید، از خواب غفلت بیدار شوید، از سستی هوا و هوس برخیزید، سابقهٔ گناه را با احسان و نیکی پاک کنید و از غافلگیری شیطان به هوش باشید و با زندگی خوش سبزی که دوام ندارد فریب نخورید و از زشتی حرام و گناه و پافشاری بر معصیت به سوی الله توبه کنید.</p>
<p>فورا توبه کنید، برای همهٔ گناهانی که از شما سر زده است توبه کنید و حتی اگر باز گناهی از شمار سر زد باز هم از آن توبه کنید.</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>گناهکاران به چه کسی پناه می‌برند؟ و مقصران به که امید دارند؟ به کجا می‌گریزند؟ که در روز بازپسین همه به سوی الله باز خواهند گشت:</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَ هُمْ بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ</span>} [غافر: 16]</p>
<p>(آن روز که آنان ظاهر گردند چیزی از آنها بر الله پوشیده نمی‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيَةٌ</span>} [حاقه: 18]</p>
<p>(در آن روز عرضه می‌شوید و هیچ پوشیده‌ای از پوشیده‌های شما پنهان نمی‌ماند)</p>
<p>{<span style="color: #800000;">يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى (23) يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي</span>} [فجر: 23-24]</p>
<p>(در آن روز انسان یاد آور می‌شود و (این) یاد آوری کجا (برای او فایده‌ای) دارد؟ (23) می‌گوید ای کاش برای زندگی خود پیش فرستاده بودم)</p>
<p>پس با توبه‌ای نصوح و بازگشتی صادقانه و اراده‌ای محکم و قلبی شکسته رو به سوی الله آورید که توبه‌کنندهٔ از گناه به مانند کسی است که گناهی نکرده است.</p>
<p>آنچه را شنیدید گفتم، و از الله برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناه و معصیتی آمرزش می‌خواهم پس از او آمرزش بخواهید که او آمرزندهٔ مهربان است.</p>
<h4>خطبهٔ دوم:</h4>
<p>ستایش از آن الله است که به وجود آورندهٔ مخلوقات است و دانندهٔ نهان. او را ستایشی می‌گویم بی‌پایان و گواهی می‌دهم که معبودی به حق جز الله نیست که شریکی ندارد و معبودی به حق جز او نیست و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد بنده و پیامرسان او و برگزیدهٔ اوست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یارانش باد که خلفای دین و هم‌پیمانان یقین بودند. درود و سلامی دائم و همیشگی تا روز قیامت.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان: تقوای الله را پیشه سازید که هر که راه تقوا گزید نجات یافت و هر که در پی هوای نفس افتاد راه گمراهی گرفت.</p>
<p>{<span style="color: #800000;">وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا</span>} [طلاق: 4]</p>
<p>(و هر که تقوای الله را پیشه سازد، برای او در کارش آسانی قرار می‌دهد)</p>
<p>توبه‌ات را برای کی به عقب انداخته‌ای؟ در حالی که برای آن عذری نداری؟ تا کی در غفلت و اشتباه و غرور باقی خواهی ماند؟</p>
<p>ای مسلمانان:</p>
<p>همین روز روز تولدتان باشد، روز آغاز بازگشت و طلوع صبح جدید. هر که امروز توبه نکند کی توبه خواهد کرد؟ و هر که امروز برنگردد کی باز خواهد گشت؟</p>
<p>خداوند متعال من و شما را از جملهٔ کسانی قرار دهد که توبه کرده‌اند و باز گشته‌اند و دست از گناه کشیده‌اند و از گناهان هلاک کننده دست شسته‌اند و توبه‌ای صادقانه کرده‌اند.</p>
<p>و بر بهترین انسان‌ها درود و سلام فرستید که هر که بر او یک درود فرستد خداوند بر او ده درود خواهد فرستاد.</p>
<p>خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و از چهار خلیفهٔ او که شایستهٔ پیروی‌اند، ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر اهل بیت و یاران و تابعین و پیروان آنان تا روز قیامت راضی و خشنود باش. و همچنین از ما با عفو و کرم خویش خشنود باش ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار بگردان و طاغیان و ستمگران و متجاوزان را نابود گردان و رحمت خود را بر مومنان بگستران ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا امنیت و رفاه را بر سرزمین حرمین بادوام بدار.</p>
<p>خداوندا برادران و خواهران مستضعف ما را در همه جا یاری ده، خداوندا آنان را در همه جا یاری ده. خداوندا جان و مال آنان را حفظ کن و فتنه‌ها و بدی‌ها و جنگ‌ها و ناآرامی‌ها را از آنان دور بگردان.</p>
<p>خداوندا کافرانی را که در برابر دین تو ایستاده‌اند و با یاران تو دشمنی می‌کنند از بین ببر و عذاب خود را بر آنان نازل کن ای معبود به حق، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا برادران ما را در فلسطین بر یهودیان غاصب یاری ده. خداوندا یهود طغیان ورزیدند و در فساد و تجاوز از حد به در رفته‌اند. خداوندا زمین را در زیر پاهای آنان بلرزان و ترس در دل آنان بیانداز و آنان را عبرتی برای عبرت‌گیران قرار ده. خداوندا هیچ پرچمی برای آنان میفراز و هیچ هدفی از اهداف آنان را محقق مساز و آنان را عبرتی برای دیگران قرار ده ای قوی و ای عزیز، ای پروردگار جهانیان.</p>
<p>خداوندا بیماران ما را شفا ده و مبتلایان ما را عافیت عطا کن و اسرای ما را آزاد گردان و بیماران ما را رحمت کن و ما را بر دشمنانمان پیروز گردان ای مهربان‌ترین مهربانان.</p>
<p>خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان، خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان، خداوندا امنیت و استقرار را در همهٔ سرزمین‌های مسلمان فراگیر گردان.</p>
<p>بندگان خداوند: {<span style="color: #800000;">همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان سفارش کرده و از فحشا و منکر و تجاوز باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد باشد که پند گیرید</span>} [نحل: 90}</p>
<p>پس الله بزرگ را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را بر نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3630/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تاریخ غرناطه باعث توبهٔ من شد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3585</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3585#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Mar 2011 04:45:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3585</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعامر همهٔ زندگی‌ام را در خوشبختی کامل و زیر سایهٔ توجه پدر و مادرم که زندگی‌شان را صرف من کرده بودند گذارندم، چون من تنها فرزند آن‌ها بودم. همین که تحصیلاتم را به پایان رساندم، پدرم به عنوان هدیه برایم یک اتوموبیل خرید و از من خواست خودم را برای کار در شرکت او [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/3585"><img class="alignright size-full wp-image-3586" title="granada-tawba" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/03/granada-tawba.jpg" alt="" width="100" height="116" /></a>ترجمه: ابوعامر</h4>
<p>همهٔ زندگی‌ام را در خوشبختی کامل و زیر سایهٔ توجه پدر و مادرم که زندگی‌شان را صرف من کرده بودند گذارندم، چون من تنها فرزند آن‌ها بودم. همین که تحصیلاتم را به پایان رساندم، پدرم به عنوان هدیه برایم یک اتوموبیل خرید و از من خواست خودم را برای کار در شرکت او آماده کنم.</p>
<p>در این مدت با دوستان دوران تحصیلم رابطهٔ زیادی داشتم. «علی» نزدیکترین آن‌ها به من بود. شبیه بودن وضعیت اجتماعی من به او باعث ارتباط بیشتر من با او شده بود، او هم تنها فرزند خانواده‌شان بود و پدر او هم مانند پدر من از وضعیت مادی خوبی برخوردار بود و محل زندگی‌شان هم به ما نزدیک بود&#8230;<span id="more-3585"></span></p>
<p>پس از پایان تحصیل، دوستم از من خواست مانند دیگر دوستانمان که بلدند چطور از وقتشان لذت ببرند برای تفریح به خارج از کشور سفر کنیم!</p>
<p>قضیه را با پدر و مادرم در میان گذاشتم و آن‌ها بعد از اصرار شدید من در پایان با این سفر موافقت کردند، اما پدرم از این که اینگونه سفرها به کشورهای غربی باعث انحراف اخلاقی من شود بسیار نگران بود چنانکه این برای بسیاری از جوانان اتفاق می‌افتاد، اما من به او اطمینان دادم که فرزند خوبی برای او باشم.</p>
<p>در حالی که پدر و مادرم برای بازگشت من به سلامتی دعا می‌کردند برای خودم و دوستم بلیط سفر به اسپانیا را تهیه کردم.</p>
<p>با رسیدن به اسپانیا دیدم دوستم برای اقامت در یک هتل خاص اصرار دارد؛ وقتی سبب را از او پرسیدم به من گفت این هتل در کنار یکی از مشروب فروشی‌های معروف هست که قرار است ما هم مثل بقیه زندگی‌مان را در آن از نو شروع کنیم!</p>
<p>اینجا بود که به یاد نصیحت پدر و مادرم افتادم که تا می‌توانم خودم را از هر چه به دینم ضربه می‌زند دور نگه دارم&#8230; اول از رفتن به همراه او خودداری کردم&#8230; اما زیر فشار اصرارهای او بالاخره موافقت کردم.</p>
<p>از همان روز اول، من را به سمت انحراف‌های اخلاقی بدی کشاند و اصلا متوجه کارهایی که می‌کردم نشدم مگر در روز دوم. اینجا بود که از آنچه در حق خودم و دینم مرتکب شده بودم به شدت احساس پشیمانی کردم.</p>
<div id="attachment_3595" class="wp-caption alignleft" style="width: 300px"><img class="size-full wp-image-3595" title="granada-tawba1" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2011/03/granada-tawba1.jpg" alt="" width="290" height="218" /><p class="wp-caption-text">هنگامی که او دربارهٔ عظمت تاریخ اسلام در این سرزمین به طور مفصل حرف می‌زد احساس خجالت من از گناهانی که در این سرزمین مرتکب شده بودم بیشتر می‌شد، سرزمینی که پدران ما با تقوای خداوند فتح کرده بودند</p></div>
<p>اما این حالت مدت زیادی دوام نیاورد&#8230; برای تغییر جو به غرناطه (گرانادا) و طلیطلة (تولدو) سفر کردیم. راهنمای من در این سفر یک دختر غیر مسلمان بود که من را در منطقهٔ آثار باستانی اسلامی راهنمایی می‌کرد.</p>
<p>در طلیطله شاهد کاخ‌های عظیمی بودم که اجداد ما مسلمانان بنا کرده بودند. آن دختر برای من توضیح داد که چگونه مردمش از مسلمانان جز به نیکی یاد نمی‌کنند زیرا آنان در هنگام فتح اندلس در حق کسی از آنان مرتکب هیچ بدی نشده بودند.</p>
<p>هنگامی که او دربارهٔ عظمت تاریخ اسلام در این سرزمین به طور مفصل حرف می‌زد احساس خجالت من از گناهانی که در این سرزمین مرتکب شده بودم بیشتر می‌شد، سرزمینی که پدران ما با تقوای خداوند فتح کرده بودند.</p>
<p>احساس شرمندگی‌ام وقتی به اوج خود رسید که یکی از محراب‌های داخل یکی از قصرها را که در آن آیاتی از قرآن کریم نگاشته شده بود مشاهده کردم. هر چه به آن کلمات نگاه می‌کردم به یاد گناهانی که از روز اول در این سرزمین مرتکب شده بودم احساس بغض شدیدی در گلوی خود می‌کردم، سرزمینی که به گذشتهٔ پر افتخار ما برمی‌گردد.</p>
<p>با دیدن این سخن خداوند متعال که می‌فرماید: {<span style="color: #993300;">وَلا تَقْرَبوا الزِّنى إنَّه كانَ فَاحِشَةً وَّسَاءَ سَبِيْلاً</span>} (و به زنا نزدیک نشوید چرا که آن همواره بدکاری است و عاقبت بدی دارد) بر روی یکی از دیوارها، ناخود آگاه اشکهایم جاری شد. آن دختر که از گریهٔ من تعجب کرده بود علت را از من پرسید و من که می‌دانستم او سبب آن را درک نخواهد کرد به او گفتم که به یاد خاطرات گذشته افتاده‌ام!</p>
<p>اینجا بود که تصمیم گرفتم با اولین پرواز به کشورم برگردم&#8230; دوستم سعی کرد من را برای ادامهٔ سفرمان قانع کند اما من که زشتی آنچه را در حق خودش و دینش مرتکب می‌شد می‌دانستم پیشنهادش را به شدت رد کردم.</p>
<p>با پشیمانی به سرزمینم برگشتم در حالی که امیدوار بودم خداوند گناهانی را که مرتکب شده بودم مورد مغفرت قرار دهد. از زمانی که پاهایم به خاک کشورم رسید تصمیم گرفتم همهٔ روابطم را با آن دوست که اگر لطف خداوند نبود، نزدیک بود من را به وادی هلاکت بکشاند قطع کنم&#8230;</p>
<p><span style="color: #888888;">منبع: سایت «یا له من دین» به نقل از: «روائع القصص»</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3585/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استغفار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3168</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3168#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 11 Aug 2010 23:11:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[خطبه‌های حرمین]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3168</guid>
		<description><![CDATA[خطیب: شیخ حسین آل شیخ مسجد نبوی شریف: جمعه 18 شعبان 1431 برابر با 8 مرداد 1389 خطبه‌ی اول: ستایش تنها از آن خداوند آمرزنده و مهربان است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و توبه‌پذیر و بزرگ است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4>خطیب: شیخ حسین آل شیخ</h4>
<p>مسجد نبوی شریف: جمعه 18 شعبان 1431 برابر با 8 مرداد 1389<span id="more-3168"></span></p>
<h4>خطبه‌ی اول:</h4>
<p>ستایش تنها از آن خداوند آمرزنده و مهربان است و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک و توبه‌پذیر و بزرگ است. و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامرسان گرامی اوست. خداوندا بر او و بر اهل بیت و یارانش درود و سلام و برکت ارزانی دار.</p>
<p>اما بعد، ای مسلمانان&#8230; خود و شما را به تقوای الله سفارش می‌کنم که تقوای او سبب سعادت و رستگاری و پیروزی و موفقیت است.</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; ما در همه‌ی شرایط و در همه حال نیاز بسیاری به درخواست آمرزش از خداوند آمرزشگر خود داریم&#8230; آن استغفاری که بر زبان و از قلب باشد. استغفاری که به معنای زانو زدن در برابر آن خداوند منانی است که گناهان را می‌پوشاند و از اشتباهات و لغزش‌ها در می‌گذرد و انسان را از هلاکت و عاقبت گناهان در امان می‌دارد&#8230; خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{ وَمَن يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُوراً رَّحِيماً } [نساء: 110]</p>
<p>(و هر كس كار بدى كند يا بر خويشتن ستم ورزد سپس از الله آمرزش بخواهد الله را آمرزنده‌ی مهربان خواهد يافت)</p>
<p>و پیامبر ما ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «به الله سوگند که من در روز بیش از هفتاد بار از الله آمرزش می‌خواهم و به سوی او توبه می‌کنم» [به روایت بخاری] و همچنین می‌فرماید: «همانا گاه بر قلب من پوشیدگی رخ می‌دهد و من در روز صد بار از الله آمرزش می‌خواهم» [به روایت مسلم]</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; بسیار استغفار کنید و شبانه روز به آن پایبند باشید، چه در سفر و چه در حال اقامت زیرا که الله سبحانه و تعالی خطاب به پیامبرش و همچنین امت وی می‌فرماید:</p>
<p>{ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ } [غافر: 55]</p>
<p>(و برای گناه خویش آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و صبح‌گاهان تسبیح گوی)</p>
<p>همچنین در سنن ابوداوود با سند &#8220;جید&#8221; آمده است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «خوش به حال کسی که در نامه‌ی اعمالش استغفار بسیاری بیابد» و همچنین نسائی در کتاب &#8220;عمل الیوم و اللیلة&#8221; با سند صحیح، و طبرانی با سند حسن، و همچنین بیهقی، چنین روایت نموده‌اند که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که دوست دارد که نامه‌ی عملش باعث خشنودی‌اش شود، بسیار استغفار گوید»</p>
<p>برادران و خواهران ایمانی&#8230; استغفار فضائل فراوان و اسراری بدیع و برکاتی گوناگون دارد که بزرگترین آن این است که سببی است برای آمرزش گناهان و دست یافتن به بزرگترین خواسته‌ها:</p>
<p>{وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (135) أُوْلَـئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ} [آل عمران: 135-136]</p>
<p>(و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند الله را به ياد مى‏آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‏خواهند و چه كسى جز الله خدا گناهان را مى‏آمرزد و بر آنچه مرتكب شده‏اند با آنكه مى‏دانند [كه گناه است] پافشارى نمى‏كنند (135) آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهايى است كه از زير [درختان] آن جويبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نيكوست)</p>
<p>و در صحیح مسلم از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت شده که ایشان درباره‌ی طبیعت بشر چنین فرمودند: «قسم به آن که جانم در دست اوست اگر شما گناه نمی‌کردید خداوند شما را می‌برد و گروهی را می‌آورد که گناه می‌کردند و سپس از الله آمرزش می‌خواستند و الله نیز آنان را مورد آمرزش قرار می‌داد»</p>
<p>و در حدیثی که حاکم آن را صحیح، و بر اساس شرط بخاری و مسلم دانسته است و منذری نیز سند آن را در &#8220;الترغیب و الترهیب&#8221; خوب دانسته است چنین آمده که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که بگوید: أستغفر الله الذي لا إله إلا هو الحيَّ القيومَ وأتوب إليه گناهانش مورد مغفرت قرار خواهد گرفت حتی اگر از جهاد فرار کرده باشد».</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; پایبندی به استغفار و آمرزش‌خواهی از خداوند متعال سببی است برای دفع بلاها و آفت‌ها و راهی است برای رفع فاجعه‌ها و حوادث؛ برای همین است که هر که همیشه به استغفار پایبند بماند خداوند نیز برای او از هر غم و ناراحتی و تنگنایی، راه برون رفتی قرار خواهد داد زیرا پروردگار ما می‌فرماید:</p>
<p>{ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ } [انفال: 33]</p>
<p>(و تا وقتی که تو در میان آن‌هایی الله بر آن نیست که آنان را عذاب دهد و تا آن‌گاه که آنان استغفار می‌کنند، الله عذاب دهنده‌ی آنان خواهد بود)</p>
<p>شیخ الاسلام ابن تیمیه می‌گوید: «گواهی دادن به توحید در خیر را می‌گشاید، و استغفار در شر و بدی را می‌بندد»</p>
<p>بلکه استغفار باعث آسودگی خاطر و گشادگی سینه و آرامش درون و اطمینان قلب می‌شود زیرا خداوند عزوجل می‌فرماید:</p>
<p>{ وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعاً حَسَناً إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ ..} [هود: 3]</p>
<p>(و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهره‏مندى نيكويى تا زمانى معين بهره‏مند سازد و به هر شايسته‌ی نعمتى، از کرم خود عطا كند)</p>
<p>زیرا پایبندی به استغفار از جمله عوامل قدرت یافتن و از جمله سبب‌هایی است که باعث یاری رساندن به انسان در امور دنیا و دین می‌شود. خداوند متعال درباره‌ی هود چنین می‌فرماید که ایشان خطاب به قوم خود چنین گفتند:</p>
<p>{ وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَاراً وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ ..} [هود: 52]</p>
<p>(و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد)</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; به آنگونه استغفاری که متضمن خشوع و ذلت در برابر خداوند متعال است پایبند باشید تا به آنچه می‌خواهید دست یابید&#8230;</p>
<p>مردی به حضور حسن بصری ـ رحمه الله ـ آمد و از قحطسالی شکایت برد، پس حسن بصری به وی گفت: به استغفار پایبند باش؛ پس شخص دیگری به نزد او آمد و از فقر نالید، پس به او گفت: به استغفار پایبند باش؛ سپس مرد دیگری آمد و از کم فرزندی به او شکایت برد، پس به او گفت: به استغفار پایبند باش.. و این فهم صحیح حسن بصری از این سخن خداوند متعال است که می‌فرماید:</p>
<p>{ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً (10) يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَاراً (11) وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَل لَّكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَل لَّكُمْ أَنْهَاراً } [نوح: 10-12]</p>
<p>(و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است (10) بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد (11) و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد)</p>
<p>برادران و خواهران مسلمان&#8230; استغفار مستلزم این است که بنده در توبه‌ی خود صادق باشد و از پستی‌ها و گناهان دوری گزیند، یعنی استغفاری که به همراه ترک گناه و پشیمانی از آن و عدم پافشاری بر آن باشد، زیرا خداوند متعال می‌فرماید:</p>
<p>{.. وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ } [آل عمران: 135]</p>
<p>(&#8230; و در حالی که می‌دانند بر آنچه کرده‌اند پافشاری نکنند)</p>
<p>پس ای بندگان خداوند استغفار را پیشه‌ی خود سازید تا رحمت و مغفرت پروردگار رحمان را به دست آورید:</p>
<p>{..لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ } [نمل: 46]</p>
<p>(&#8230;چرا از الله آمرزش نمى‏خواهيد باشد كه مورد رحمت قرار گيريد)</p>
<p>حسن بصری رحمه الله می‌گوید: «در خانه‌هایتان و سر سفره‌هایتان و در راه‌ها و بازارها و مجالستان بسیار استغفار بگویید زیرا شما نمی‌دانید که رحمت خداوندی کی نازل می‌شود».</p>
<p>خداوند بزرگ من و شما را به واسطه‌ی قرآن و سنت برکت ارزانی دارد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند&#8230; این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی آمرزش می‌طلبم. پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.</p>
<h4>خطبه‌ی دوم:</h4>
<p>پروردگارم را سپاس و ستایش می‌گویم و بر پیامبرمان محمد، درود وسلام می‌فرستم&#8230; اما بعد&#8230;</p>
<p>ای مسلمانان&#8230; گفتن دعای سید الاستغفار را در آغاز شب و روز، پیشه‌ی خود سازید. شداد بن اوس ـ رضی الله عنه ـ از رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت کرده که ایشان فرمودند:</p>
<p>«سید الاستغفار این است که بنده بگوید: اللهم أنت ربي لا إله إلا أنت خلقتني وأنا عبدك ، وأنا على عهدك ووعدك ما استطعت ، أعوذ بك من شر ما صنعت ، أبوء لك بنعمتك عليَّ ، وأبوء لك بذنبي ، فاغفرلي فإنه لا يغفر الذنوبَ إلا أنت .. یعنی: ای الله تویی که پروردگار منی که معبودی به حق جز تو نیست، مرا آفریدی و من بنده‌ی توام و من تا جایی که بتوانم بر عهد و وعده‌ی تو خواهم ماند، از شر آنچه انجام داده‌ام به تو پناه می‌برم، به نعمت تو بر خود و به گناه خود اعتراف می‌کنم پس مرا مورد آمرزش قرار ده که کسی جز تو گناهان را مورد آمرزش قرار نمی‌دهد. هر که آن را با یقین به آن در اول روز بگوید و سپس در همان روز پیش از شب بمیرد از اهل بهشت است، و هر که آن را با یقین به آن در شب بگوید و سپس در همان شب پیش از آنکه صبح کند بمیرد از اهل بهشت است» [به روایت بخاری]</p>
<p>این ذکر معانی بسیار بدیع و کلمات زیبایی را در خود گرد آورده است به طوری که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را سید الاستغفار نامیده است. زیرا در این ذکر بنده به توحید خداوند در الوهیت و عبادت اقرار می‌کند و همچنین به اینکه او خالق است و به عهدی که خداوند از او گرفته اعتراف کرده و به وعده‌ای که به او داده است اظهار امیداوری می‌کند و از بدی‌هایی که در حق خود انجام داده به او پناه می‌برد. همچنین نسبت دادن نعمت به خالق آن و نسبت دادن گناه به خود، و رغبت در مغفرت و اعتراف به اینکه کسی جز خداوند نمی‌تواند او را مورد مغفرت قرار دهد&#8230;</p>
<p>پس ای برادران و خواهران، در محافظت بر این ذکر پایبند باشید و آن را به خانواده و فرزندان خود بیاموزید تا به رستگاری و سعادت دست یابید.</p>
<p>سپس بدانید که خداوند متعال ما را به امری بزرگ دستور داده است که همانا فرستادن درود و سلام بر پیامبر است&#8230; خداوندا درود و سلام و برکت ارزانی دار بر سرور و محبوب ما و پیامبر و نور چشم ما محمد ـ صلی الله علیه وسلم.</p>
<p>خداوندا و همچنین راضی و خشنود باش از همه‌ی صحابه‌ی پیامبرت و از اهل بیت وی و کسانی که تا قیامت به نیکی از او پیروی کنند. خداوندا مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خویش قرار ده. خداوندا مردان و زنان مومن را مورد مغفرت خویش قرار ده. خداوندا مردان و زنان مسلمان ـ زندگان و رفتگان را ـ مورد آمرزش خود قرار ده.</p>
<p>خداوندا ما به خود ستم بسیاری نمودیم و اگر تو ما را مورد مغفرت و رحمت خویش قرار ندهی بی‌تردید از زیانکاران خواهیم بود. خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را بهبود بخش. خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را بهبود بخش. خداوندا اوضاع ما و اوضاع دیگر مسلمانان را بهبود بخش.</p>
<p>خداوندا مسلمانان را عزت عطا کن. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت عطا کن. خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت عطا کن. خداوندا دشمنان مسلمانان را نابود ساز که آنان را یاری مقابله با تو نیست.</p>
<p>خداوندا همه‌ی مسئولان و والیان مسلمان را به سوی آنچه خیر مردم است توفیق ده. خداوندا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از آتش دوزخ دور بدار.</p>
<p>بندگان خداوند او را بسیار یاد کنید و صبحگاه و شامگاه وی را تسبیح گویید. و آخرین سخن این که: الحمدلله رب العالمین.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3168/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>احساس عقب گرد</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/3051</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/3051#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 May 2010 19:43:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[بیداری اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[شریعت، آداب و اخلاق اسلامی]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=3051</guid>
		<description><![CDATA[دکتر ناصر العمر/ ترجمه: ابوعمر انصاری الحمد لله رب العالمين، وصلى الله وسلم على إمام الفرقة الناجية والطائفة المنصورة، نبينا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين وبعد: پروردگارا ، ای گرداننده ی قلبها ، قلب هایمان را بر دینت ثابت بگردان ، و ای جهت دهنده ی قلبها ، قلب هایمان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-3052" title="ehsaa aqabgard" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/05/ehsaa-aqabgard-100x102.jpg" alt="احساس عقب گرد" width="100" height="102" />دکتر ناصر العمر/ ترجمه: ابوعمر انصاری</h4>
<p>الحمد لله رب العالمين، وصلى الله وسلم على إمام الفرقة الناجية والطائفة المنصورة، نبينا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين وبعد:</p>
<p>پروردگارا ، ای گرداننده ی قلبها ، قلب هایمان را بر دینت ثابت بگردان ، و ای جهت دهنده ی قلبها ، قلب هایمان را به سوی فرمانبرداریت جهت ده..</p>
<p>برادارن و خواهران : ابن حِبّان در کتاب صحیحش می گوید: مستحب است که شخص از الله جل وعلا درخواست کند تا قلبش را به سوی فرمانبرداریش سوق دهد ، و در این باره حدیثی از عبدالله بن عمرو بن العاص روایت می کند که گفت: <span id="more-3051"></span>شنیدم رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: <strong>(إن قلوب ابن آدم ملقى بين إصبعين من أصابع الرحمن كقلب واحد يصرفه كيف يشاء) </strong>همانا قلب های بنی آدم همانند یک قلب بین دو انگشت از انگشتان خداوند رحمن قرار دارد ، هرگونه که بخواهد آن را حرکت می دهد.</p>
<p>سپس رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید:  <strong>(اللهم اصرف قلوبنا إلى طاعتك)</strong> پروردگارا قلب های ما را به سوی فرمانبرداریت جهت ده. و این حدیث در صحیح مسلم وجود دارد.</p>
<p>با وجود اینکه  رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم این دعا را زیاد می خواند&#8230; و اصحاب خویش را به آن سفارش می نمود و درحالی که بر صحابه ی خود از این امر بیم داشت ، آیا به جز شخص مغرور و جاهل کسی از این موضوع خود را ایمن می پندارد؟</p>
<p>حتی ابراهیم خلیل، از الله عزوجل طلب پایداری بر توحید می کند و از اینکه دچار شرک پنهان یا آشکار شود به الله پناه می برد : <strong>{وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَاجْنُبْنِي وَبَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ} [إبراهيم: 35-36].</strong> آن گاه را كه ابراهيم ( پس از بناي كعبه ) گفت : پروردگارا ! اين شهر ( مكّه نام ) را محلّ امن و اماني گردان ، و مرا و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاهدار .</p>
<p>به الله قسم که بسیاری از انسانهای باهوش و زیرک در هند وسند ، در شرق و غرب وجود دارند که گمراه شده اند؟</p>
<p>هرکس خود را برتر از آنها می داند ، باید از ابراهیم خلیل پیروی کند، و گرنه باید بداند که عاقبتش فریب و گمراهی است.</p>
<p>الله تعالی به بهترین نسل ( نسل صحابه) و کسانی که بعد از آنها می آیند، پس از امر به چنگ زدن به دین می فرماید: <strong>{إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْأِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ} [النحل:90]</strong></p>
<p>خداوند به دادگري ، و نيكوكاري ، و نيز بخشش به نزديكان دستور مي‌دهد ، و از ارتكاب گناهان بزرگ ( چون شرك و زنا ) ، و انجام كارهاي ناشايست ( ناسازگار با فطرت و عقل سليم ) ، و دست‌درازي و ستمگري نهي مي‌كند . خداوند شما را اندرز مي‌دهد تا اين كه پند گيريد.</p>
<p>و پس از این، دستور دوم را در مورد وفای به عهد صادر می نماید: (وأوفوا بعهد الله) و به پیمان الله وفا کنید، و این شامل تمام پیمانهایی می شود که بنده با الله بسته است مانند عبادتها و نذرها و قسم هایی که وفای به آن صحیح است و همچنین شامل پیمانهایی می شود که با دیگران بسته مانند پیمان متعاقدین و همچنین وعده هایی که شخص به دیگران داده  باید در صورت توانایی به تمام اینها وفا کند[ ابن سعدی].  الله عزوجل می فرماید: <strong>{وَأَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَلا تَنْقُضُوا الْأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللَّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً} [النحل: من الآية91]</strong></p>
<p>به پيمان خدا ( كه با همديگر مي‌بنديد ) وفا كنيد هرگاه كه بستيد ، و سوگندها را پس از تأكيد ( آنها با قَسمِ به نام و ذات خدا ) نشكنيد ، در حالي كه خداي را آگاه و گواه ( بر معامله و وفاي به عهد ) خود گرفته‌ايد . بي‌گمان خدا مي‌داند آنچه را كه مي‌كنيد.</p>
<p>سپس نهی از عقب گرد به همراه امر به پایداری می آید ، الله سبحانه و تعالی می فرماید: <strong>{وَلا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثاً تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ&#8230;} [النحل: من الآية92]</strong></p>
<p>شما ( كه با پيمان بستن به نام خدا تعهّدي را مي‌پذيريد ، به عهد خود وفا كنيد و ) همانند آن زني نباشيد كه ( به سبب ديوانگي ، پشمهاي ) رشته خود را بعد از تابيدن ، از هم وا مي‌كرد . شما نبايد سوگندهاي خود را ( بشكنيد و آن را ) وسيله خيانت و تقلب و فساد قرار دهيد .</p>
<p>سپس در ادامه می فرماید: <strong>{وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ} [النحل: 93].</strong></p>
<p>اگر الله مي‌خواست شما را ملّت واحدي مي‌كرد. ليكن ( بدانيد كه در هر حال از حيطه قدرت خدا خارج نيستيد ، و ) هر كه را بخواهد گمراه مي‌نمايد و هر كه را بخواهد هدايت عطاء مي‌فرمايد ،  ( امّا برابر قوانين و سنن الهي ، لذا اين هدايت و اضلال ، هرگز سلب مسؤوليّت از شما نمي‌كند ) و به طور قطع در برابر كارهائي كه مي‌كنيد ( مسؤوليد و ) از شما بازخواست مي‌شود .</p>
<p>در حالی که این آیات به بهترین نسل گوشزد شده پس شایسته است که ما از نفس خود بترسیم  و هرکس که قرآن می خواند باید عبرت بگیرد و در مورد این آیه تفکر کند: <strong>{إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى}</strong> [القصص: من الآية76]..</p>
<p>قارون از قوم موسي بود</p>
<p>تعبير به  &#8221; كان&#8221; در این سیاق بیانگر این است که این اتفاق ( یعنی گمراهی قارون) بعدها به وجود آمده و او از اول اینگونه نبوده ..</p>
<p>قارون از قوم موسی بود ، از تمام لحاظ ، نسب و دین و زبان و شرف ، او از نسل اسرائیل علیه السلام بود&#8230;</p>
<p>از گوشت و خون آنها ، به زبانشان سخن می گفت. هر نوزادی با فطرت پاک متولد می شود ، قارون نیز از ابتدا طغیانگر و فرعون صفت و متجاوز نبود .. بلکه روایت صحیح از ابن عباس رضی الله عنه و دیگران وارد شده که که قارون پسر عموی موسی بود. پیوسته به دنبال جمع آوری علم بود ، و در همین حال بود که ناگهان بر موسی علیه السلام طغیان نمود&#8230; و اینکه او پسر عموی موسی بوده را تعداد زیادی از علمای گذشته نقل کرده اند و حتی بعضی ها گفته اند که او پسر برادرش بوده و درباره ی صفات او که جای عبرت دارد گفته اند: او جوینده ی علم بوده و همچنین به خاطر خوش صدایی اش در خواندن تورات بر او نام &#8220;نورانی&#8221; گذاشته بودند.</p>
<p>ولی استوار ماندن گرانبهاست و پایدار ماندن کرامتی است که به جز با رحمت الله نمی توان به آن دست یافت</p>
<p><strong>(فبغى عليهم)</strong>.. بر آنان فخر فروشي كرد&#8230;</p>
<p>و این بلای انسانهای متردد و منحرف است، زیرا آنها  به تنازل از اساسیات و گناه و کوتاهی خویش اعتراف نمی کنند و اگر این کار را می کردند کار خیلی آسان تر بود. اگر می گفتند که من اشتباه می کنم و منحرف شده ام ، الله من را هدایت کند همانگونه که دیگر گناهکاران را هدایت نموده است کار آسان تر بود..</p>
<p>ولی بعضی از همین مترددین و منحرفین شروع به اثبات و دفاع از این انحراف خود کرده و تلاش می کنند این فکر و کار اشتباه را حق و مطابق با عقل و حکمت جلوه دهند. سپس شیطان آنها را به نبرد با برادران قدیمی شان که در راه حق ثابت قدم مانده اند می کشاند. و این امر در کسانی که در گذشته دارای فضل و منزلتی بوده اند اما شهوتی پنهان آنها را به انحراف از راه حق و دفاع از منزلتی که داشته اند کشانده ، زیاد دیده می شود و این کار را با زیبا جلوه دادن حال خود و خرده گیری باطل از کسانی که بر راه حق ثابت قدم مانده اند انجام می دهند!</p>
<p>و مقصود این است که استوار ماندن و ثبات امری گرانقدر است، و مستقیم ماندن کرامتی است که الله به کسانی می دهد که در آنها خیر و خوبی ببیند و الله نسبت به محل نزول رحمتش داناتر است، از الله فضل و کرمش را طلب می کنیم.</p>
<p>در این میان وظیفه ی ما این است که مراقب نفس خود بوده و به جای مشغول شدن به حال و روز دیگران و اعمال هلاک شدگان به خود رجوع کنیم. کسی که از نفس خود غافل شد خوف بر هلاکتش می رود، اگر چه خیلی باهوش و زرنگ باشد، و کسی که احساس  نسبت به رخدادهای درون خود را از دست دهد طبیعی است که مریضی او را از پای دربیاورد و آن وقت است که مراقبت از کارهای دیگران که نمی داند الله پایانشان را چه رقم زده است به او هیچ نفعی نمی رساند!</p>
<p>پس به نفس خود رجوع کرده و محاسبه اش کن و خود را در امان مپندار که این صفت انسانهای سالم و نجات یافته &#8211; البته بعد از اخلاص و پیروی از دین- است. منظورم ترس بر نفس و محاسبه آن است.</p>
<p>امام بخاری از ابن أبی ملیکه روایت می کند که گفت: سی نفر از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را ملاقات نمودم در حالی که تمامی آنها از اینکه نفسشان دچار نفاق شده باشد می ترسیدند. هیچ کدام از آنها نمی گفتند که ایمان ما مانند ایمان جبرئیل و میکائیل است &#8230; و از حسن بصری رحمه الله نقل شده : کسی که از نفس خود بترسد مؤمن است و کسی که خود را در امان بداند ، منافق است.</p>
<p>همچنین روایتی از حسن بصری در صحیح بخاری به صورت معلق ذکر شده  و امام بیهقی آن را در کتاب شعب الإیمان با سند ذکر کرده که معلی بن زیاد گفت: از حسن بصری شنیدم که می گفت: قسم به الله که در روی زمین هیچ مؤمنی باقی نمانده مگر اینکه از راه یافتن نفاق به نفسش می ترسد و به جز منافقان کسی نفس خود را در امان نمی بیند.</p>
<p>الله من و شما را از نفاق و اهل آن حفظ بفرماید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/3051/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مرگ در می‌زند&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2617</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2617#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 09 Jan 2010 18:39:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانه]]></category>
		<category><![CDATA[ایمان به آخرت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>
		<category><![CDATA[پند و اندرز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2617</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: محمد جمال‌زهی - آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; - نه!!! - متأسفانه فوت شده &#8230; - «إنا لله و إنا إلیه راجعون» افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-full wp-image-2621" title="marg-dar-mizanad" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/marg-dar-mizanad.jpg" alt="marg-dar-mizanad" width="100" height="112" />نویسنده: محمد جمال‌زهی</h4>
<p>- آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230;</p>
<p>- نه!!!</p>
<p>- متأسفانه فوت شده &#8230;</p>
<p>- «إنا لله و إنا إلیه راجعون»</p>
<p>افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟<span id="more-2617"></span></p>
<p>مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230;</p>
<p>بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد [از متن کتاب]</p>
<p><span style="color: #888888;">&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</span></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.zip">دریافت کتاب به صورت سند Word</a></p>
<p><a href="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2010/01/Marg-Dar-Mizanad.pdf">دریافت کتاب به صورت Pdf</a></p>
<p><span style="color: #888888;">(برای دانلود روی لینک کلیک راست نموده و سپس گزینه ی Save Target As را انتخاب نمایید).</span></p>
<div id="_mcePaste" style="overflow: hidden; position: absolute; left: -10000px; top: 0px; width: 1px; height: 1px;"><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" LatentStyleCount="156"> </w:LatentStyles> </xml><![endif]--><!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:SimSun; 	panose-1:2 1 6 0 3 1 1 1 1 1; 	mso-font-alt:宋体; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;} @font-face 	{font-family:"B Lotus"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"B Badr"; 	panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 -2147483648 8 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"Traditional Arabic"; 	panose-1:2 1 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:178; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:24577 0 0 0 64 0;} @font-face 	{font-family:"\@SimSun"; 	panose-1:0 0 0 0 0 0 0 0 0 0; 	mso-font-charset:134; 	mso-generic-font-family:auto; 	mso-font-format:other; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:1 135135232 16 0 262144 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-parent:""; 	margin:0in; 	margin-bottom:.0001pt; 	text-align:right; 	mso-pagination:widow-orphan; 	direction:rtl; 	unicode-bidi:embed; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-font-family:SimSun; 	mso-bidi-font-family:"Traditional Arabic"; 	mso-bidi-language:AR-SA;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.25in 1.0in 1.25in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --><!--[if gte mso 10]> <mce:style><!   /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:"Times New Roman"; 	mso-ansi-language:#0400; 	mso-fareast-language:#0400; 	mso-bidi-language:#0400;} --> <!--[endif]--></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">آیا شنیده‌ای؟؟؟ آقای &#8230; تصادف کرده &#8230; . </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">نه!!! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">متأسفانه فوت شده &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><strong><span style="font-size: 16pt; font-family: &quot;B Badr&quot;;" lang="FA">«إنا لله و إنا إلیه راجعون» </span></strong></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">افکار و سؤالات متعددی مرا تکان داد، راستی دوستم هفته قبل، نه، همین دیروز، با من بود، سالم و تندرست و الان کجاست؟ </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: justify; text-indent: 14.2pt;"><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">مرگ، عالم بعد از مرگ، سکرات، تهدیدات بعد از مرگ، بشارت‌ها، بهشت، جهنم، پل صراط، میزان، و &#8230; .</span></p>
<p><span style="font-size: 14pt; font-family: &quot;B Lotus&quot;;" lang="FA">بعضی‌ها می‌گویند مرگ و سکرات سخت و شدید است و بعضی‌ها می‌گویند نه، مرگ چیزی نیست که از آن بترسیم. و برخی می‌گویند ما از مرگ نمی‌ترسیم ولی از اعمال خود می‌ترسیم و برخی دیگر کاملاً غافلند، گویا هرگز نخواهند مرد</span></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2617/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در توبه باز است</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2528</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2528#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 11 Dec 2009 11:40:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2528</guid>
		<description><![CDATA[گردآوری: ابوخالد محمدی {یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا} [ تحریم 8] (ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید) برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 dir="rtl"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2529" title="dare-tovbe" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/12/dare-tovbe-100x111.jpg" alt="dare-tovbe" width="100" height="111" />گردآوری: ابوخالد محمدی</h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #008080;">{یا ایها الذین امنو توبو الی الله توبة نصوحا}</span> [ تحریم 8]</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">(ای مومنان به درگاه خدا برگردید وتوبه ای خالصانه کنید)</span></p>
<p dir="rtl">برادران وخواهران خداوند تبارک وتعالی در بسیاری از آیات ما را به سوی توبه فرامی خواند واین یکی از آیاتی است که خداوند در کلامش ما را به توبه امر کرده است و خداوند تبارک وتعالی در آیه ای دیگر می فرماید:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #008080;">{و من لم یتب فاولئک هم الظالمون}</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">(کسانی که به درگاه خدا توبه نکنند از ظالمان وستمکارانند)<span id="more-2528"></span></span></p>
<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;"><strong>توبه چیست؟</strong></span></h4>
<p dir="rtl">توبه همان پشیمانی قلبی، استغفار زبانی، عدم بازگشت توسط اندام</p>
<p dir="rtl">بیائیم با قلب پشیمان شویم (ندامت شدید) و همراه با زبان از خدا طلب مغفرت کنیم (استغفار)</p>
<p dir="rtl">وبا اندام خود نشان دهیم که می توانیم خدا را خوشحال کنیم.</p>
<h4 dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">ا</span><span style="color: #ff0000;"><span style="color: #ff0000;">ی</span>ن سوال پیش می آید اگر ما تمام این موارد را عمل کنیم چه می شود؟</span></strong></h4>
<h4 dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">گناهان قبل از توبه چه می شود؟</span></strong></h4>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">ای پیامبر از سوی من بگو ای بندگانی که بر خود اسراف کرده اید، از رحمت خدا نا امید نشوید. به راستی خداوند همه گناهان را می بخشد. بی گمان اوست آمرزگار مهربان و پیش از آنکه عذاب به شما برسد، آنگاه یاری نیابید به سوی پروردگارتان باز آیید و در برابر او تسلیم شوید. </span>( سوره زمر آیه 53،63)</p>
<p dir="rtl">وهمچنین ابن ماجه رحمه الله روایت میکند.</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«التائب من الذنب کمن لا ذنب له»</span> (صحیح الجامع 3008)</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«توبه کننده از گناه همانند کسی است که هیچ گناهی ندارد».</span></p>
<p dir="rtl">جواب دوستانی که  ناشی از عدم یقین وایمان وهمچنین بدبینی احساس می کنند که گناهان آنها بیشتر از آن است که خداوند آنها را ببخشد.</p>
<p dir="rtl">خداوند تبارک وتعالی میفرماید:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #008080;">{ورحمتی وسعت کل شیء}</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«رحمت من همه چیز را فرا گرفته»</span></p>
<p dir="rtl">وهمچنین خداوند  تبارک وتعالی  در حدیث قدسی می فرماید:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«هر کس نظر وعلمش درباره من چنین باشد که توانایی بخشیدن تمامی گناهان را دارم او را خواهم بخشید و برایم اصلا مهم  نخواهد بود به شرط آنکه با من کسی را شریک نگرداند»</span></p>
<p dir="rtl">این حدیث را طبرانی در کبیر و همچنین حاکم روایت کرده است (صحیح الجامع 4330)</p>
<h4 dir="rtl"><span style="color: #ff0000;">کارهایی که فرد توبه کننده باید انجام دهد.</span></h4>
<p dir="rtl">1-  از روی اخلاص توبه کند نه از روی عجز وناتوانی</p>
<p dir="rtl">2- گناه هایی را که انجام داده آن ها را زشت پندارد  ونه اینکه از انجام دادن بار دیگر آنها لذت ببرد. (یعنی در قلب خود باز به خوشی از آن یاد کند)</p>
<p dir="rtl">3- با انجام توبه نسبت به رفتارش مغرور نگردد.</p>
<p dir="rtl">4-  از بین بردن اسباب گناه وحرام.</p>
<p dir="rtl">5- به بدنش توجه کند و در راستای اطاعت وفرمانبرداری قرار دهد.</p>
<p dir="rtl">6- بازگرداندن حقوق کسانی که بر آنها ظلم شده (حق الناس)</p>
<h4 dir="rtl"><strong><span style="color: #ff0000;">درصورت مرتکب شدن دوباره گناه چه کنیم؟</span></strong></h4>
<p dir="rtl">شایسته است دو کار را انجام دهیم</p>
<p dir="rtl">پشیمانی قلبی و عزم جدی بر ترک گناه. (پشیمانی قلبی)</p>
<p dir="rtl">اعضاء وجوارح بدن اعمال نیکو بسیار انجام دهند که یکی از آنها نماز توبه است</p>
<p dir="rtl">حضرت ابوبکر (رضی الله عنه) روایت می کند از حضرت محمد (صلی الله علیه وسلم) شنیدم که فرمودند:</p>
<p dir="rtl"><span style="color: #0000ff;">«جز این نیست که هر کس مرتکب گناهی بزرگ یا مهم یا &#8230;گردد سپس برخیزد و طهارت گرفته و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند بخشاینده طلب بخشش بکند، الله گناه او را خواهد بخشید»</span> (این حدیث را اصحاب سنن روایت کرده اند. صحیح الترغیب والترهیب 1/284)</p>
<p dir="rtl">دوست عزیز شاید بگویی گناهان زندگی را بر من تلخ کرده واستراحت وآرامشم را از من گرفته اما بدان این حالات از نشانه ی توبه صادقانه است واز رحمت الله نا امید مباش وشاکر باش که توانسته ای توبه ای صادقانه کنید.</p>
<p dir="rtl">ای بنده ی خدا، پروردگار کریم ومهربان در توبه را گشوده. آیا بهتر نیست وارد آن شوی؟</p>
<p dir="rtl">پروردگار باشکوه وعظمت نیاز به توبه ی ما ندارد اما اندکی تفکر کن ما با توبه ی واقعی پروردگار جهانیان را خوشحال می کنیم خوشحال کردن پروردگار آسمان ها و زمین افتخار کمی نیست.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><em>صد هزاران دام ودانه است ای خدا            ما چو مرغان حریص و بی نوا</em></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><em>دم به دم ما    بسته ی دام توایم                   هر یکی گر باز و سیمرغی شویم</em></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><em><span style="color: #000000;">می رهانی هر دمی ما را و باز                  سوی دامی می رویم ای بی نیاز</span></em></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;">م</span><span style="color: #808080;">نبع: «توبه» (عنوان اصلی: التوبة إلی الله)</span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;">تالیف: دکتر یوسف قرضاوی </span></p>
<p dir="rtl"><span style="color: #808080;">ترجمه: دکتر احمد نعمتی</span></p>
<p><span style="color: #808080;">ناشر: احسان </span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2528/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فرصت‌های طلایی برای بخشش گناهان</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/2505</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/2505#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 15:31:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.bidary.net/?p=2505</guid>
		<description><![CDATA[نویسنده: یاسین نیک‌خواه آیا تا حالا شده دعا کنید و مستجاب نشود؟ قطعاً چنین اتفاقی افتاده است چون ما با این همه گناه مستجاب الدعوه که نیستیم ولی با این حال نباید نا امید شد. طبق روایات وارده می‌شود فهمید که الله جل جلاله بسیار توبه پذیر است به طوری که در حدیثی چنین وارد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><img class="alignright size-thumbnail wp-image-2506" title="forsate-bakhshesh" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2009/12/forsate-bakhshesh-100x106.jpg" alt="forsate-bakhshesh" width="100" height="106" />نویسنده: یاسین نیک‌خواه</h4>
<p>آیا تا حالا شده دعا کنید و مستجاب نشود؟ قطعاً چنین اتفاقی افتاده است چون ما با این همه گناه مستجاب الدعوه که نیستیم ولی با این حال نباید نا امید شد. طبق روایات وارده می‌شود فهمید که الله جل جلاله بسیار توبه پذیر است به طوری که در حدیثی چنین وارد شده است:</p>
<p>ارشاد رسول الله صلی الله علیه و سلم است که خداوند فرمود: «اگرقومی برروی زمین باشند که تمام احکام خدا رابدون کمی و کاستی انجام دهند من این قوم را هلاک می‌کنم و از صحنه روزگار محو می‌کنم و قومی را می‌آورم که گناه کنند و از کرده‌ی خود پشیمان شده و توبه کنند»</p>
<p>البته این به معنای اجازه‌ی انجام گناه نیست بلکه امید و فرصتی واقعاً طلایی است برای گناه کاران. <span id="more-2505"></span>خداوند می‌فرماید:</p>
<h4>توبه:</h4>
<p>{ إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوَءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِن قَرِيبٍ فَأُوْلَئِكَ يَتُوبُ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللّهُ عَلِيماً حَكِيماً} [نسا/17]</p>
<p>«‏بي‌گمان خداوند تنها توبه كساني را مي‌پذيرد كه از روي ناداني (و سفاهت و حماقت ناشي از شدّت خشم و غلبه شهوت بر نفس) به كار زشت دست مي‌يازند، سپس هرچه زودتر (پيش از مرگ، به سوي خدا)  برمي‌گردند (و از كرده‌ی خود پشيمان مي‌گردند)، خداوند توبه و برگشت آنان را مي‌پذيرد. و خداوند آگاه  (از مصالح بندگان و صدق نيّت توبه‌كنندگان است) و حكيم است (و از روي حكمت درگاه توبه را بر روي توبه‌كنندگان باز گذاشته است).»</p>
<p>و باید به این نکته مهم در قرآن کریم توجه کنیم، خداوند می‌فرماید:</p>
<p>{وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الآنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً} [نساء/18]</p>
<p>« توبه‌ی كساني پذيرفته نيست كه مرتكب گناهان مي‌گردند (و به دنبال انجام آنها مبادرت به توبه نمي‌نمايند و بر كرده خويش پشيمان نمي‌گردند) تا آن گاه كه مرگ يكي از آنان فرا مي‌رسد و مي‌گويد: هم اينك توبه مي‌كنم (و پشيماني خويش را اعلام مي‌دارم). همچنين توبه كساني پذيرفته نيست كه بر كفر مي‌ميرند (و جهان را كافرانه ترك مي‌گويند). هم براي اينان و هم آنان عذاب دردناكي را تهيّه ديده‌ايم.»</p>
<p>پس با توجه به این آیه‌ی کریمه باید فهمید که توبه‌ی بدون پشیمانی پذیرفته نمی‌شود و این موضوع واقعاً نکته‌ای ظریف و قابل اهمیت است. ما باید خداوند را ناظر و شاهد بر اعمال و کردار خود بدانیم و با یاری خداوند بزرگ دست ازگناه و معصیت بکشیم.</p>
<h4>نماز پنجگانه‌ی روزانه و نماز جمعه:</h4>
<p>«الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ وَالْجُمْعَةُ إِلَى الْجُمْعَةِ وَرَمَضَانُ إِلَى رَمَضَانَ مُكَفِّرَاتٌ مَا بَيْنَهُنَّ إِذَا اجْتَنَبَ الْكَبَائِرَ». «مَا مِنْ امْرِئٍ مُسْلِمٍ تَحْضُرُهُ صَلَاةٌ مَكْتُوبَةٌ فَيُحْسِنُ وُضُوءَهَا وَخُشُوعَهَا وَرُكُوعَهَا إِلَّا كَانَتْ كَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهَا مِنْ الذُّنُوبِ مَا لَمْ يُؤْتِ كَبِيرَةً وَذَلِكَ الدَّهْرَ كُلَّهُ». [مسلم].</p>
<p>رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) می‌فرماید: ادای نمازهای پنجگانه و نماز جمعه تا جمعه بعد، و روزه‌ی رمضان تا رمضان بعد، کفاره‌ی گناهان (صغیره) فاصله بین خود می‌‌باشند بشرطی که از گناهان کبیره پرهیز شود. هر مسلمانی که به هنگام آمدن وقت نماز مرتب وضو بگیرد و رکوع و سجود را نیکو بجای آورد و خاشع و خاضع باشد. بشرطی که بسوی گناهان کبیره نرود نمازهایش برای همیشه کفاره‌ی گناهان گذشته او خواهد بود.</p>
<h4>روزه‌ی روز عرفه «روز قبل از عید قربان»:</h4>
<p>«صِيَامُ يَوْمِ عَرَفَةَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِي قَبْلَهُ وَالسَّنَةَ الَّتِي بَعْدَهُ». [مسلم، والترمذی وابن ماجه والحاکم].</p>
<p>پیامبر (صلى الله عليه وسلم) می ‌فرماید: روزه روز عرفه کفاره گناهان سال قبل و سال بعد از خود می ‌باشد.</p>
<h4>روزه روز دهم ماه محرم «عاشورا»:</h4>
<p>«وَصِيَامُ يَوْمِ عَاشُورَاءَ أَحْتَسِبُ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكَفِّرَ السَّنَةَ الَّتِي قَبْلَهُ». [مسلم وأبوداود والترمذي وابن ماجه والحاكم]. روزه عاشورا «روز دهم ماه محرم» کفاره گناهان سال قبل از خود است.</p>
<h4>آمین گفتن:</h4>
<p>«إِذَا أَمَّنَ الْإِمَامُ فَأَمِّنُوا فَإِنَّهُ مَنْ وَافَقَ تَأْمِينُهُ تَأْمِينَ الْمَلَائِكَةِ غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ». [البخاری و مسلم].</p>
<p>پیامبر (صلى الله عليه وسلم) می‌ فرماید: هر گاه امام «در نماز جماعت» آمین گفت شما هم آمین بگویید، همانا کسی که آمین گفتن او با آمین ملائکه همزمان باشد «گناهان صغیره» گذشته‌ اش بخشوده می ‌شود.</p>
<h4>تب (به همراه صبر بر آن):</h4>
<p>«لاَ تَسُبِّي الْحُمَّى، فَإِنَّهَا تُذْهِبُ خَطَايَا بَنِي آدَمَ كَمَا يُذْهِبُ الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيدِ». [مسلم].</p>
<p>رسول الله (صلى الله عليه وسلم) می‌‌فرماید: تب را دشنام ندهید چون بیماری تب بسان کوره آهنگری که زنگ آهن را می ‌زداید گناهان را محو می‌ کند.</p>
<h4>وضوی زیبا و کامل:</h4>
<p>«من توضأ فأحسن الوضوء خرجت خطاياه من جسده حتی تخرج من تحت أظفاره». (مسلم).</p>
<p>پیامبر (صلى الله عليه وسلم) فرمود: هر کس وضوء بگیرد و وضویش کامل و زیبا باشد خداوند گناهان او را محو می‌‌نماید. «گناهانش از تن او حتی از زیر ناخنهایش خارج می‌‌شود».</p>
<h4>اذان:</h4>
<p>مؤذن که بانگ بر آورد هر تر و خشکی «هر چیز» برایش شهادت می‌دهد و گناهانش آمرزیده می‌‌شود.</p>
<p>«المؤذن يغفر له بمد صوته ويشهد له کل رطب ويابس». [النسائی].</p>
<h4>خواندن این ذکر عظیم:</h4>
<p>کسی که در شب از خواب بیدار شود و اذکار زیر را بخواند و بعد ازآن بگوید: «اللّهم اغْفِر لي». پروردگارا! مرا مورد عفو و بخشش خود قرار ده یا دعائی بکند خداوند جوابش را می ‌دهد و اگر وضوء بگیرد و نماز بخواند نمازش قبول می ‌شود. دعا این است.</p>
<p>«لاَ إِلَهَ إِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيْكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيْرٌ. سُبْحَانَ اللهِ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، وَاللهُ أَكْبَرُ. ولاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ». [البخاری ومسلم].</p>
<p>معنی: هیچ معبودی بجز الله نیست تنها و بی ‌شریک است و عظمت و ستایش برای اوست و بر هر چیزی تواناست ستایش و پاکی برای خداست و غیر از او خدایی نیست. حول و قوه و توکل تنها بر اوست. [بخاری و مسلم].</p>
<p>ان شاء الله که با عمل به این موارد صحیفه‌ی دلمان نورانی و عاری از گناه باشد.</p>
<p>وصلی الله علی سیدنا و نبینا و مولانا و شفیعنا محمدوصلی الله علیه و آله و صحبه و سلم اجمعین و من تبعهم باحسان الی یوم دین.</p>
<p style="text-align: center;">ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</p>
<h4><span style="color: #888888;">منابع:</span></h4>
<p><span style="color: #888888;">1- قرآن کریم</span></p>
<p><span style="color: #888888;">2- 11 رساله سودمند برای هرمسلمان، مولف: جمعی ازنويسندگان، مترجم:عبدالسلام برهانی</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/2505/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لطفا من را بزن!</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/488</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/488#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 21:21:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=488</guid>
		<description><![CDATA[شیخ ترکی الغامدی / ترجمه: ابوعامر پس از پایان سخنرانی جوانی نزدم آمد و گفت: جناب شیخ می خواهم با شما صحبت کنم. گفتم با کمال میل. گفت: من تحت تاثیر حرف های شما قرار گرفته ام و به خدا جز توبه تصمیم دیگری ندارم. گفتم: تصمیم درستی گرفته ای. به بخشش الله و به [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a href="http://www.bidary.net/archives/488"><img class="alignright size-full wp-image-3889" title="tawba-sakraan" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/tawba-sakraan1.jpg" alt="" width="80" height="115" /></a>شیخ ترکی الغامدی / ترجمه: ابوعامر</strong></h4>
<p>پس از پایان سخنرانی جوانی نزدم آمد و گفت: جناب شیخ می خواهم با شما صحبت کنم. گفتم با کمال میل. گفت: من تحت تاثیر حرف های شما قرار گرفته ام و به خدا جز توبه تصمیم دیگری ندارم.</p>
<p>گفتم: تصمیم درستی گرفته ای. به بخشش الله و به خیر او امیدوار باش..</p>
<p>در حین صحبتم با او درباره ی فضیلت توبه متوجه شدم که نگاهش ناگهان بسوی زمین متوجه می شود . دوباره یه من نگاه می کند. سپس به من گفت: شیخ! می شه من رو برنی؟</p>
<p>با تعجب گفتم: بله؟!</p>
<p>گفت: می شه من رو بزنی؟</p>
<p>گفتم: جدی می گویی؟<span id="more-488"></span></p>
<p>گفت: بله. جدی می گم.</p>
<p>گفتم: چرا؟</p>
<p>گفت: الان که دارم با شما حرف می زنم مست هستم. سعی می کنم حواسم رو جمع کنم اما عقلم تحت کنترل خودم نیست. به خدا من به دنبال خیر هستم، خواهش می کنم توی سرم بزن تا حواسم بیاید سر جایش!</p>
<p>تعجب کردم&#8230; این اولین باری که توی چنین موقعیتی قرار می گرفتم&#8230;</p>
<p>گفتم: چند سال داری؟ گفت: 18 سال</p>
<p>گفتم: فقط 18 سالت هست و گرفتار الکل هستی؟! اگر پدرت از این مساله باخبر شود چه خواهی کرد؟</p>
<p>گفت: خدواند پدرم را هدایت کند. و چیزی نگفت. گفتم: چرا؟ گفت: چون پدرم شرب خمر را یادم داده!</p>
<p>گفتم: پدرت مشروب خور است؟ گفت: بله، همینطور برادرم و عموهایم. من هم مدتهاست گرفتارم.</p>
<p>ادامه داد: تعجب خواهی کرد اگر بگویم تنها انسان صالح توی خانواده ی ما مادرم است. الان حدود 30 سال است که مادرم با پدرم زندگی می کند و پدرم و همه ی خانواده اینطور هستند. پدرم ما را به کشورهای دیگر می برد و پیش می آمد که ما را با خود به رقاصخانه ها می برد و مادرم را هم مجبور می کرد که همراه ما بیاید&#8230; مادرم تویی آن محل فساد فقط سرش را زیر می انداخت و می گفت: سبحان الله&#8230; الحمدلله&#8230; لا اله الا الله&#8230; الله اکبر&#8230; تا اینکه برمی گشتیم.</p>
<p>می‌خواهم توبه کنم شاید خداوند چشمان مادرم را به توبه ی من روشن کند&#8230;</p>
<p>گفتم: جز مشروب خوری، مشکل دیگری هم داری؟ او هم گناهان بزرگ دیگری را نام برد&#8230;</p>
<p>بهش گفتم: نماز هم می خوانی؟ گفت: نه، چهار سال می شود نماز را ترک کرده ام. فقط توی مدرسه گاهی نماز می خوانم، آن هم بدون وضو!</p>
<p>گفتم: عجیب است! چهار سال بدون نماز؟ انجام این گناهان با ترک نماز خیلی طبیعی است. پروردگار می گوید: {<span style="color: #800000;">نماز از فحشا و منکر باز می دارد</span>} [سوره ی عنکبوت:45]</p>
<p>به او گفتم: اگر جدی هستی شروع به نماز خواندن کن، همینطور دست از نوشیدن مشروب بردار و همه ی فواحش را ترک کن. اگر واقعا جدی هستی بعد از یک هفته خواهم دیدت&#8230;</p>
<p>بعد از یک هفته به دیدنم آمد. گفتم چه کار کردی؟ گفت: قسم به خدا که حتی یک نماز را ترک نکرده‌ام و نه حتی یک جرعه مشروب به دهانم نزدیک نکرده ام&#8230;</p>
<p>گفتم: حتما دوستانت را عوض کن. مطمئن باش خداوند به جای آنها دوستان خوبی به تو خواهد داد. یک هفته بعد باز بیا پیش من.</p>
<p>دفعه ی بعد که او را دیدم گفت: مژده بده شیخ! دوستان قدیمی را رها کردم. همینطور از گوش دادن ترانه های بی معنی دست کشیده ام. الان هم روزی حداقل یک جزء کلام الله را می خوانم و همینطور نمازهای سنت را هم می خوانم و هر عمل خیری که از دستم بربیاید بین خودم و خدایم انجام می دهم.</p>
<p>الان احساس می کنم در سعادت و خوشبختی بزرگی سیر می کنم. سعادتی که دنیا به اندازه ی آن ارزش ندارد و جز در طاعت پروردگارم جای دیگری آن را پیدا نخواهم کرد.</p>
<p>با خودم گفتم: سبحان الله! رحمت پروردگار چه بزرگ است&#8230; تا قبل از یک ماه همین جوان در حال مستی با من حرف می زد و الان نماز تهجدش هم ترک نمی شود و نور ایمان از صورتش نمایان است!&#8230;</p>
<p><span style="color: #888888;"><span style="text-decoration: underline;">برگرفته از نوار «داستانهایی که نشنیده ای» شیخ ترکی الغامدی <a href="http://www.denana.com/">(سایت یا له من دین)</a></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/488/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لبیک الله</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/480</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/480#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 21:09:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=480</guid>
		<description><![CDATA[ابو بدر / ترجمه: ابوعمر انصاری چه زیبا هستند قصه هایی که انسان را به سوی خدا بازمی گردانند قبل از روزی که پشیمانی و گریه فایده ای نداشته باشد&#8230; روزی که انسان می گوید ای کاش برای زندگانی ابدیم اعمال نیک می فرستادم&#8230; تمنا می کند که به دنیا بازگردد تا برای عبادت خدا [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><a href="http://www.bidary.net/archives/480"><img class="alignright size-full wp-image-3881" title="labbaik" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/labbaik.jpg" alt="" width="80" height="90" /></a>ابو بدر / ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>چه زیبا هستند قصه هایی که انسان را به سوی خدا بازمی گردانند</p>
<p>قبل از روزی که پشیمانی و گریه فایده ای نداشته باشد&#8230; روزی که انسان می گوید ای کاش برای زندگانی ابدیم اعمال نیک می فرستادم&#8230; تمنا می کند که به دنیا بازگردد تا برای عبادت خدا تلاش کند&#8230; ولی چه کسی می تواند این فرصت را به او بدهد&#8230; دنیا دیگر برای او تمام شده&#8230;<span id="more-480"></span></p>
<p>چقدر گناه کرده ای؟&#8230; و چقدر نافرمانی؟&#8230; وچقدر کار امروز را به فردا انداخته ای؟&#8230;</p>
<p>آیا فرصت نداشتی؟&#8230; گمان کردی که چون جوانی نخواهی مرد؟&#8230;&#8230;.. سلامتی فریبت داد؟&#8230; جوانی گولت زد؟&#8230; مالت تو را فریفت؟&#8230;</p>
<p>و فراموش کردی و فراموش&#8230; سفر را فراموش کردی&#8230; قبر را فراموش کردی&#8230; به خدا قسمت می دهم اگر تمامی دنیا را داشتی&#8230;</p>
<p>چه قدر می دادی تا در این روز نجات پیدا کنی؟&#8230; برادران و خواهرانم به خدا قسم سفر دراز است و توشه کم&#8230;</p>
<p>پس باید بازگردیم&#8230; بازگردیم قبل از اینکه در آن مکان تاریک و ظلمانی، تنها و غریب ، میهمان ناخوانده باشیم<br />
آنجا که یا باغچه ای از بهشت، یا گودالی از جهنم خواهد شد.</p>
<p><strong>عزیزان من</strong></p>
<p>این داستان جوانی است که در خانواده ثروتمندی بزرگ شده بود&#8230; هیچ یک از خواسته هایش رد نمی شد&#8230;</p>
<p>بی هیچ ترسی به معصیت الله مشغول بود&#8230; سرخوش از کارهایش&#8230;</p>
<p>به آنها افتخار می کرد&#8230; شب و روز&#8230; و روز و شب، از دنیا چیزی نمی فهمید مگر آنچه که با آن پروردگارش را خشمگین کند&#8230;</p>
<p>ولی در همسایگی اش جوانی بود که جز طاعت خدا و قرائت قرآن و دعوت مردم به خیر، چیز دیگری نمی شناخت&#8230;</p>
<p>جوان عبادتکار با جوان گناهکار آشنا شد و با خودش گفت: چرا من سبب هدایش نباشم؟</p>
<p>و جوان گناهکار با خود گفت: چرا او را به کارهایی که خود انجام می دهم دعوت نکنم ؟</p>
<p>و هردو شروع کردند&#8230;.</p>
<p>مومن پیوسته با او از طاعت خدا و گناهکار از جدیدترین فیلمها سخن می گفت&#8230;</p>
<p>تا اینکه در یکی از روزها دو دوست قرار گذاشتند که به گردش بروند&#8230;</p>
<p>منتظر آسانسور شدند&#8230; ولی هر چه صبر کردند آسانسور پایین نیامد</p>
<p>مومن رفت تا نگاهی بیاندازد &#8230;، در آسانسور را باز کرد تا نگاهی بیاندازد</p>
<p>اما</p>
<p>ناگهان آسانسور بر گردنش فرود آمد&#8230;</p>
<p>جوان گناهکار تا به خود آمد دید که گردن دوستش قطع شده&#8230; او را در آغوش گرفت و همانند پدری که فرزندش و مادری که جگرگوشه اش را از دست داده گریه می کرد و فریاد می زد&#8230; برادرم، عزیزم جواب بده!</p>
<p>به خانه بازگشت در حالی که گریه می کرد و از آنچه از دست داده بود حسرت می خورد&#8230;<br />
حالتش از شادی به اندوه ، از سینما به مسجد و از موسیقی به خواندن قرآن کریم عوض شد، و در یکی از روزها تصمیم گرفت که به عمره برود و بعضی از دوستانش را با هزینه خودش با خود ببرد&#8230;</p>
<p>آنجا او در کنار کعبه، با صدای بلند می گریست&#8230; و می گفت: به خدایم چه بگویم؟ چه کنم روزی که در درگاهش حاضر می شوم؟<br />
و زار زار می گریست&#8230; گویی در همان روز فرزندش را از دست داده بود.</p>
<p>دوستانش تعریف می کنند: ما همان روز در مکه راه می رفتیم، می خندیدیم ، شوخی می کردیم و حرف می زدیم در حالی که چشمان او مملو از اشک بود ، سخن نمی گفت مگر با ذکر و استغفار و اشک چشم&#8230;<br />
پیوسته می گفت:دوست من خدا رحمتت کند&#8230; اگر آنروز من جای تو بودم الان چه می کردم&#8230; از خدا می خواهم که مرا به تو ملحق کند قسم به خدا مشتاق دیدارت هستم&#8230;</p>
<p>از او سوال می کردیم چه کسی؟ می گفت کسی که مرا به این راه راهنمایی کرد و ناگهان سنگی از بالای ساختمان بر سر جوان سقوط کرد و او را به زمین انداخت&#8230; و درحالی که لبخند می زد گفت : برایم دعا کنید همانطور که برای دوستم دعا کردم و چشم از این جهان بربست&#8230;</p>
<p>آیا کسی هست که عبرت گیرد</p>
<p><span style="color: #888888;">نوشته: ابو بدر<br />
سایت طریق التوبه<br />
ترجمه : ابو عمر انصاری</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/480/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توبه فضیل بن عیاض</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/464</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/464#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 20:47:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=464</guid>
		<description><![CDATA[مسعود صبری / ترجمه: ابوعامر قبل از خواب داشتم كتابي درباره زندگي فضيل بن عياض (1) مي خواندم. او كه در اوائل جواني راهزن بود بعدها شد امام الحرمين! و يكي از ائمه اهل سنت. آن داستان مرا تحت تاثير قرار داد&#8230; خواب چشمانمان را ربود&#8230; خود را در زمان فضيل يافتم، مانند اينكه صفحات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong><img class="alignright size-full wp-image-2050" title="haram" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/haram.jpg" alt="haram" width="80" height="80" />مسعود صبری / ترجمه: ابوعامر</strong></h4>
<p>قبل از خواب داشتم كتابي درباره  زندگي فضيل بن عياض (1) مي خواندم. او كه در  اوائل جواني راهزن بود بعدها شد امام الحرمين! و يكي از ائمه اهل سنت. آن داستان  مرا تحت تاثير قرار داد&#8230;</p>
<p>خواب چشمانمان را ربود&#8230;</p>
<p>خود را در زمان فضيل يافتم، مانند اينكه  صفحات تاريخ برابرم ورق مي خوردند&#8230;<span id="more-464"></span></p>
<p>وارد شهر شدم؛ در جستجوي فضيل. از رهگذري در باره فضيل پرسيدم. تعجب كرد و نگاه  خشمگيني به من انداخت.</p>
<p>- نزديك او نشو. او راهزن خطرناكي است. شبها در كمين  كاروانها مي نشيند و از قافله ها دزدي مي كند. واي به حال كسي كه در برابرش  بايستد!</p>
<p>- خانه اش كجاست؟ بايد حتما او را ببينم.</p>
<p>خانه فضيل را به من نشان  داد&#8230;</p>
<p>بسوي خانه فضيل رفتم.شب بود از كنار خانه اي مي گذشتم كه صدايي شنيدم. مادري از كودكش مي خواست  بخوابد اما كودك شيطاني مي كرد. مادر هم براي آنكه او را بترساند به او گفت: اگر  نخوابي مي گويم فضيل بيايد! و كودك ناگهان ساكت شد!<br />
ناگاه صداي مردي را شنيدم كه فرياد مي زد:</p>
<p>فضيل توبه كرد! فضيل توبه كرد! و جمع زيادي از  مردم تكبير گويان از شدت تعجب و خوشحالي از خانه هايشان بيرون زدند.<br />
يكي پرسيد:  چگونه ممكن است؟ چه اتفاقي افتاده؟</p>
<p>آن مرد گفت: آرام باشيد برايتان تعريف خواهم  كرد:</p>
<p>شنيده ام فضيل كه  براي دزدي از خانه اي بالا رفته بوده پيرمردي را در آن خانه مي بيند كه در حال  قرائت قرآن بوده و چون به قرائت آن پيرمرد توجه مي كند اين آيات را مي  شنود:</p>
<h4><strong><span style="color: #008000;">{ألم يأن للذين آمنوا أن تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق و لا  يكونوا كالذين اوتوا الكتاب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم و كثير منهم  فاسقون}</span></strong> (سوره حديد/16)</h4>
<h4><strong>[آيا وقت آن نرسيده كه كساني كه ايمان آورده اند  قلبهايشان براي ياد خدا و آنچه از حق نازل نموده خاشع شود و و مانند كساني نباشند  كه به آنها كتاب داده شد (يهود و نصاري) پس زمانه بر آنها بگذشت و دلهايشان سنگ شده  و بيشترشان از فاسقانند]</strong></h4>
<p>فضيل با شنيدن آيات وحي رو به  آسمان مي كند و به خداوند مي گويد: <strong>خدايا از امشب بسوي تو توبه كردم.</strong> پس از آن از ديوار  پايين آمده و غسل كرده و به مسجد رفته و &#8230;</p>
<p>مردم با شنيدن اين داستان به خانه  فضيل رفتند تا به او تبريك  بگويند ومن هم به دنبال آنان. آنها در خانه فضيل را مي زدند، اما من با  صداي اذان صبح بيدار شدم&#8230;</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
<span style="color:#888888;">مسعود صبري</span></p>
<p><span style="color:#888888;">كارشناس شرعي سايت اسلام آن لاين </span></p>
<p><span style="color:#888888;">www.islam-online.net </span></p>
<p><span style="color:#888888;">1) امام حرمين و يكي از ائمه و بزرگان اهل سنت</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/464/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شیطان نفر چهارم ما بود&#8230;</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/456</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/456#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 20:36:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>omegaamd</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=456</guid>
		<description><![CDATA[ترجمه: ابوعمر انصاری عبدالله می گويد : نمي دانم چگونه اين قصه را برايت بگويم.داستاني كه قسمتي از زندگي ام بود و مسير زندگي ام را به كلي دگرگون ساخت.در حقيقت دلم نمي خواست پرده از آن بردارم&#8230; ولي به خاطر احساس مسؤليت در برابر خداوند عزوجل&#8230; و ترساندن جواناني كه از فرمان او سرپيچي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><strong>ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></h4>
<p>عبدالله می گويد : نمي دانم چگونه اين قصه را برايت بگويم.داستاني كه قسمتي از  زندگي ام بود و مسير زندگي ام را به كلي دگرگون ساخت.در حقيقت دلم نمي خواست پرده  از آن بردارم&#8230; ولي به خاطر احساس مسؤليت در برابر خداوند عزوجل&#8230; و ترساندن جواناني  كه از فرمان او سرپيچي مي كنند&#8230; وآن دسته از دختراني كه به دنبال وهمي دروغين كه  نام آن را عشق گذاشته اند هستند&#8230; تصميم به گفتن آن  گرفتم.</p>
<p>سه دوست بوديم كه بي فكری و غرور ما را دور هم جمع كرده بود. نه، هرگز.  بلكه چهار نفر بوديم &#8230; شيطان چهارمين نفرمان بود&#8230;<span id="more-456"></span></p>
<p>كار ما به تور انداختن دختران ساده بوسيله سخنان شيرين و بردن آنها به مزارع دور  دست بود&#8230; و در آنجا تازه مي فهميدند كه ما به گرگهايي مبدل شده ايم كه به التماس  هايشان توجهي نمي كنيم بعد از اينكه احساس در قلبهايمان مرده بود.<br />
اينچنين،  روزها و شب هايمان در مزارع،چادرها، ماشينهاو در كنار ساحل مي گذشت؛ تا اينكه  آنروزي را كه هرگز فراموش نمي كنم از راه رسيد:</p>
<p>مثل هميشه به مزرعه رفته بوديم&#8230; همه چيز آماده بود&#8230; طعمه اي براي هر كداممان،  شراب ملعون&#8230; تنها چيزي كه فراموش كرده بوديم غذا بود&#8230;<br />
و بعد از مدتي يكي از ما  براي خريد شام با ماشينش حركت كرد. ساعت تقريبا 6 بود&#8230; ساعتها سپري شد ولي از او  خبري نشد&#8230;</p>
<p>ساعت 10 شد. نگران شدم، سوار ماشين شدم تا به دنبالش بگردم&#8230; و در راه&#8230;</p>
<p>هنگامي كه رسيدم&#8230; بهت زده شدم ماشين دوستم بود كه در شعله هاي آتش مي سوخت و  واژگون شده بود&#8230; بسرعت مانند ديوانه ها به طرفش دويدم و به زحمت او را از درون شعله  هاي آتش بيرون كشيدم&#8230; برق از سرم پريد وقتي ديدم نصف بدنش به كلي سوخته، ولي او  هنوز زنده بود. او را به روي زمين گذاشتم&#8230; بعد از مدتي چشمهايش را باز كرد و فرياد  مي كشيد آتش&#8230;آتش.</p>
<p>خواستم كه او را در ماشين بگذارم و به سرعت به بيمارستان برسانم ولي او با صدايي  نحيف گفت: فايده اي ندارد.. نمي رسم&#8230;<br />
بغض گلويم را فشرد در حالي كه مي ديدم  دوستم در كنارم جان مي دهد&#8230; ناگهان فرياد زد: جواب او را چه بدهم&#8230; جواب او را چه  بدهم؟ با تعجب به او نگريستم و پرسيدم: چه كسي؟</p>
<p>با صدايي كه انگار از ته چاه در مي آمد گفت: الله&#8230;</p>
<p>احساس ترس كردم، مو بر بدنم راست شد . ناگهان دوستم فرياد بلندي كشيد و جان  داد&#8230;</p>
<p>روزها گذشتند ولي چهره دوستم همچنان جلوي چشمانم است. در حالي كه فرياد ميكشد و  در آتش مي سوزد. جواب او را چه بدهم&#8230; جواب او را چه بدهم؟</p>
<p>و درون خويش را يافتم كه سؤال مي كرد: پس من نيز جواب او را چه بدهم؟</p>
<p>چشمانم پر از اشك شد و بدنم به صورت عجيبي شروع به لرزيدن نمود&#8230; در همين حال  صداي مؤذن را شنيدم كه براي نماز صبح ندا مي داد: الله اكبر الله اكبر&#8230; حي علي  الصلاه&#8230; احساس نمودم كه اين ندا مخصوص من است و مرا به راه نور و هدايت فرا مي  خواند&#8230;</p>
<p>غسل كردم، وضو گرفتم و بدنم را از كثافتي كه سالها در آن غرق بودم پاك نمودم&#8230; و  نماز خواندم&#8230; و از آن روز يك فرض هم از من فوت نشده است؛</p>
<p>سپاس مي گويم خداي را &#8230; من انسان ديگري شدم و سپاس بر آن كه تغيير دهنده احوال  است&#8230; و با اذن خدا براي اداي عمره آماده مي شوم و ان شاء الله حج، كسي چه مي داند؟&#8230;  زندگي در دست اوست&#8230;<br />
اين بود حكايت ابي عبدالله و به جوانان چيزي به جز هشدار نمي  گوييم ، هشدار از دوستاني كه تو را در نافرماني از اوامر پروردگار ياري مي  كنند.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
<span style="color:#888888;"><strong>بر گرفته از سايت  www.khayma.com/alshabab ترجمه: ابوعمر انصاری</strong></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/456/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توبه جوانی که در بانکوک مبتلا به مواد مخدر می شود</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/454</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/454#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 20:33:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=454</guid>
		<description><![CDATA[جواني است بيست و سه ساله كه به منظور عياشي و ارتكاب فحشا به بانكوك مي رود و دامن خود را به انواع فسق و فجور آلوده مي سازد و اگر عنايت خداوند او را نجات نمي داد براي هميشه بدبخت مي شد. اين جوان داستان بدبختي و بازگشت خود به راه راست را چنين [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جواني است بيست و سه ساله كه به  منظور عياشي و ارتكاب فحشا به بانكوك مي رود و دامن خود را  به انواع فسق و فجور آلوده مي سازد و اگر عنايت خداوند او را نجات نمي داد براي  هميشه بدبخت مي شد. اين جوان داستان بدبختي و بازگشت خود به راه راست را چنين تعريف  مي كند:</p>
<p>« ما يازده برادر بوديم كه در يكي از شيخ نشين هاي خليج  فارس زندگي مي كرديم؛ بين آنها تنها من بودم كه به بانكوك سفر مي كردم. اولين  سفرم به آنجا تقريبا يك سال پيش بود. عده اي از دوستان با هم نشسته بوديم، درباره  آماده بودن وسايل عياشي در بانكوك صحبت مي كرديم و  تصميم به مسافرت بدان جا گرفتيم، البته در فاصله اين يك سال هفت بار  به آنجا رفتم و در مجموع  نه ماه را در آن مكان فساد  سپري كردم. <span id="more-454"></span></p>
<p>اولين بار كه در دام مواد مخدر گرفتار  شدم، هنگامي بود كه با پنج  تن از دوستانم بر هواپيمايي كه عازم آنجا بود سوار بوديم.  هنوز بانكوك را نديده بودم  كه آثار شومش دامن گيرم شد  و با مواد مخدر آشنايي پيدا كردم، يكي از دوستانم نوشابه اي به من داد كه بار اول برايم چندان جالب  نبود اما وقتي به پيشنهاد او دومين ليوان را نوشيدم، به كلي دگرگون شدم زيرا نوعي  ماده مخدر كه به زبان عربي  آن را «كشنه» مي گفتند در آن ريخته بود.</p>
<p>مدتي را در آن شهر در فساد و گمراهي به سر  برديم، پولم رو به اتمام بود و آنچه را كه داشتم در راه فساد و بدبختي و  مخصوصا استعمال كشنه كه قيمتش هم بالا بود از دست دادم؛ به تمام معنا معتاد شده بودم. براي تهيه پول ناچار  به كشورم بازگشتم؛ ماشينم را فروختم و بلافاصله به دنبال پيدا كردن و خريد كشنه به  بانكوك بازگشتم و تا مي  توانستم اين بلاي خانمان سوز و سم قاتل را استعمال كردم. اين بار حتي به آن هم  اكتفا نكردم، كوكائين و بعضي ديگر از مواد مخدر را نيز امتحان كردم اما آنها برايم  جالب نبودند، چيزي مي خواستم مثل كشنه اما قوي تر از آن كه نتوانستم آن را پيدا كنم.</p>
<p>پس از بازگشت به كشورم در منزل يكي از دوستانم كه بار اول با هم همسفر بوديم  با حشيش آشنا شدم. چون قيمت آن بالا بود و من بي پول بودم ناچار به دروغ به برادرم  گفتم كه به يكي از دوستانم  بدهكارم و او قرضش را مطالبه مي كند. برادرم ماشينش را فروخت و پولش را به من داد و  بدين ترتيب توانستم مقداري حشيش بخرم؛ سپس به بانكوك رفتم و مدتي آنجا  ماندم مي خواستم ماده اي قويتر از حشيش پيدا كنم، لذا به يكي از كشورهاي عربي  مسافرت كردم تا جوهر حشيش را بدست بياورم.</p>
<p>وقتي آن مايع لعنتي را پيدا كردم  به كلي در منجلاب بدبختي  فرو رفتم. دوري از آن در توانم نبود و اينچنين در لجنزار فساد و نابودي غرق شدم؛ آن را با خود به بانكوك بردم، سيگاري كه با روغن و جوهر حشيش آغشته  بود از لبم جدا نمي شد. همه مرا حشيشي درجه يك مي ناميدند.</p>
<p>به بيماري خطرناك  جسمي مبتلا شدم، البته اكنون از آن بهبودي حاصل نموده و شكر خدا سلامت خود را  بازيافته ام. خلاصه من كه دانشجو بودم و اميد و آرزوهايي در دل داشتم، چنان پست و زبون  به سر مي بردم كه از خود  متنفر شده بودم. اما اراده ام به اندازه اي ضعيف شده بود كه نمي توانستم حتي يك دقيقه  سيگار آلوده به حشيش را از لبم دور كنم چه رسد به اينكه در فكر ترك كردنش  باشم.</p>
<p>سرانجام پولهايم ته كشيد و به فكر افتادم كه چگونه و از چه راهي پول  پيدا كنم؟! شروع به كلاهبرداري كردم. براي فريب ريشي گذاشتم و لباسهاي خوب و مرتبي  را پوشيدم كه نزديكانم فكر  كنند از آن مواد لعنتي دور شده ام و مي خواهم به راه راست برگردم و درسم را در دانشگاه ادامه دهم.  توانستم فريبشان دهم و پولي از آنها بگيرم و حتي با استفاده از فرصت مقداري را از  عمويم و داييم سرقت كردم.</p>
<p>عده اي از دوستانم را فريب دادم و آنان را به بانكوك بردم و خرج خود را بر  آنها تحميل كردم؛ سرانجام در بانكوك نيز شروع به  كلاهبرداري و حقه بازي كردم؛ جوانان و پيران خليجي را كه به آنجا مي آمدند فريب مي  دادم و حتي بر سر خود تايلندي ها كلاه مي گذاشتم. مي خواستم آنجا بمانم، چون زمينه  كلاهبرداري فراهم بود لذا به فكر افتادم با يك دختر تايلندي ازدواج كنم و تبعيت  آنجا را بگيرم، و با حقوق و مزاياي آن هرچند قابل توجه نبود به زندگي ادامه  دهم.</p>
<p>من كه در حشيش شناسي خبره و متخصص  شده بودم، و حشيش خالص و مخلوط را از هم تشخيص مي دادم دلال حشيش شدم اما سرانجام  بعد از مدتي هر چه داشتم از دست دادم، و تمام درها به رويم بسته شد، كسي به من قرض  نمي داد، تمام دوستان و فاميلان مرا شناخته بودند، مي دانستند كه يك كلاه بدارم و اجازه نمي  دادند به آنها نزديك شوم و حتي دزدها و كلاه بردارها هم از من دوري مي  كردند.</p>
<p>لذا راه دزدي و كلاه برداري هم نداشتم، وقتي خود را در چنين تنگنايي ديدم، تصميم  به خودكشي گرفتم. طنابي را در منزل به دار آويختم تا خود  را خفه كنم در اين اثنا  برادرم كه در هر حالتي به من محبت مي  كرد و از وضع من بسيار متاثر بود سر رسيد، وقتي ديد تصميم به خود كشي گرفته ام در نهايت ناراحتي گفت: بي  شخصيت و بي عرضه هستي، راه نجات خودكشي نيست، راه نجات مردانگي، ‌اراده و تصميم به  بازگشت به راه راست است.</p>
<p>بسيار متاثر شدم و به خاطر ناراحتي برادرم خود را  فراموش كردم. به شدت به گريه افتادم، گفتم كه هر چه او بگويد حاضرم  انجام دهم. از من قول گرفت كه آن مواد لعنتي را فراموش  كنم و چنانچه مرا مداوا كند هرگز به طرف آنها باز نگردم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/454/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توبه در کاباره!</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/451</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/451#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 22 Oct 2008 20:30:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[داستان‌های عبرت‌آموز]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=451</guid>
		<description><![CDATA[داستان عجيبي است كه شيخ علي طنطاوي در يكي از كتابهاي خود آن را چنين نقل مي كند: وقتي وارد يكي از مساجد شهر حلب شدم، جواني را ديدم كه با خشوع و خضوع تمام نماز مي خواند، قبلا او را مي شناختم، با خود گفتم سبحان الله چه شده كه فاسد ترين جوانان، كسي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>داستان عجيبي است كه شيخ علي طنطاوي در يكي از كتابهاي خود آن را  چنين نقل مي كند:</p>
<p>وقتي وارد يكي از مساجد شهر حلب شدم، جواني را ديدم كه با  خشوع و خضوع تمام نماز مي خواند، قبلا او را مي شناختم، با خود گفتم سبحان الله چه  شده كه فاسد ترين جوانان، كسي كه بد مستي مي كرد و مشغول فحشا و انواع فساد بود و  به علت اينكه پدر و مادرش را اذيت مي كرد او را از خانه بيرون رانده بودند، اكنون  به مسجد آمده و با خلوص و ايمان نماز مي خواند؟!</p>
<p>به او نزديك شدم گفتم: شما  فلاني هستيد؟ گفت بلي، گفتم خدا را شكر گزارم كه به راه راست رهنمون شده اي بگو  ببينم خداوند چگونه تو را هدايت فرمود؟<span id="more-451"></span></p>
<p>گفت: خداوند ما را به وسيله يك عالم  ديني كه در محل تئاتر و  رقص براي ما وعظ و سخنراني كرد، هدايت كرد. با تعجب گفتم: وعظ و سخنراني و هدايت در محل رقاصي؟! گفت: بلي&#8230;  در محل رقاصي! ادامه داد:  در محل ما مسجد كوچكي بود  كه يك شيخ مسن امام جماعت آن بود، روزي اين شيخ رو به نمازگزاران مي كند و مي پرسد:  مردم كجا هستند؟ چرا قشر جوان به مسجد نمي آيند و اصلا راه آن را نمي شناسند؟!  نمازگزاران در جواب مي  گويند كه آنان به محل هاي سرگرمي و رقاصي مي روند.</p>
<p>شيخ مي گويد: محل سرگرمي  و رقاصي يعني چه؟! يكي از نمازگزاران توضيح مي دهد، محل رقاصي سالن بزرگي است كه  صحن بزرگي از چوب دارد و دخترهاي جوان نيمه عريان و يا كاملا لخت در آنجا مي رقصند و مردم هم  روبروي صحن مي نشينند و رقاصه ها را تماشا مي كنند. شيخ مي پرسد: آيا كساني كه به  تماشا مي نشينند مسلمان هستند؟ مي گويند بلي&#8230;</p>
<p>شيخ لا حول و لا قوة الا  بالله گويان مردم را تشويق مي كند كه با او به سالن رقص بروند و آنهايي را كه آنجا  هستند، ارشاد كنند. مردم اعتراض مي كنند: اي شيخ مي خواهي در محل رقص آنان را وعظ و  اندرز دهي؟ و برايشان سخنراني كني؟! مي گويد: بلي&#8230; هرچه سعي مي كنند تا او را از  تصميمش منصرف سازند و ياد آور مي شوند كه ممكن است با توهين و استهزا و ناراحتي  روبرو شود، روحاني قبول نمي كند و مي گويد: مگر ما از محمد مصطفي ـ صلي الله عليه و  سلم ـ بهتر و محترمتر هستيم كه براي دين با آن همه توهين و استهزاء و ناراحتي روبرو  شد؟!</p>
<p>سرانجام شيخ بزرگوار از يكي از نمازگزاران مي خواهد محل رقص را به او  نشان بدهد. وقتي به سالن رقص مي رسند، صاحب سالن از آنان مي پرسد كه چه مي  خواهند!</p>
<p>شيخ مي گويد: مي خواهم كساني را كه در سالن رقص هستند نصيحت كنم،  مدير سالن تعجب مي كند و با حالت تمسخر به آنان خيره مي شود و اجازه نمي دهد كه  داخل سالن شوند، ولي اين مرد خدا دست بردار نمي شود، و با خواهش و تمنا معادل درآمد  يك روز سالن را به صاحب آن مي دهد و او را راضي مي كند.</p>
<p>مدير سالن اجازه مي  دهد روز بعد، بعد از تمام شدن رقص و نمايش بيايد و موعظه كند. آن جوان گفت: من آن  روز به سالن رقص رفتم؛ يكي از دخترها به روي صحنه آمد، و شروع به رقصيدن كرد، وقتي  رقصش تمام شد، پرده را كشيدند. پس از چند لحظه مجددا پرده ها از روي صحنه كنار  كشيده شدند، ناگاه ديديم پيرمرد موقر و با شخصيتي بر صندلي نشسته و بر صحن نمايش  ظاهر گرديد، اول بسم الله و الحمدالله و صلواة و سلام بر پيامبر ـ صلي الله عليه و  سلم ـ خواند و سپس شروع به وعظ و نصيحت مردم كرد، مردم متحير و بهت زده بودند،  ‌ابتدا خيال كردند كه آن هم يك نمايش فكاهي است اما وقتي فهميدند كه حقيقتا با يك  عالم ديني كه آنان را نصيحت مي كند و از كارهاي ناپسند بر حذرشان مي دارد روبرو  هستند، شروع به توهين و استهزا كردند؛ با صداي بلند مي خنديدند ولي او اصلا توجه  نمي كرد و به نصيحت و موعظه خود ادامه مي داد تا اينكه يكي از حاضران در سالن بلند شد و مردم را به  آرامش و سكوت دعوت كرد و گفت: چند لحظه ساكت باشيد، ببينيم چه مي گويد.</p>
<p>مردم آرام گرفتند و سكوت بر سالن حكمفرما شد، تا جايي كه غير از صداي شيخ  صداي ديگري نمي آمد؛ چيزهايي گفت كه ما قبلا آنها را نشنيده بوديم، چند آيه از قرآن  و چند حديث پيامبر را بيان نمود و توبه چند نفر را كه قبلا در انحراف بوده و بعد از توبه به مقامهاي عالي تقوا  رسيده بودند نقل كرد و گفت: اي مردم شما روزهاي زيادي را پشت سر گذاشته ايد در حالي كه دامن خود را به  فساد و گناه آلوده كرده ايد. آيا مي دانيد. آيا مي دانيد كه لذت گناهان شما با شما  باقي نمانده است، ولي يكايك آنها چون خال سياه و نقطه ننگ و بدبختي در نامه عمل و پيشاني شما  باقي است و در روز قيامت  در پيشگاه عدالت الهي  محاكمه مي شويد؟! بدانيد آن روز فرا مي رسد كه به جز خدا همه چيز از بين مي رود. اي  مردم! آيا مي دانيد كه اين اعمال و رفتار، شما را به بدبختي مي كشاند؟!</p>
<p>خوب  مي دانيد كه در برابر آتش  دنيا قدرت و تاب مقاومت نداريد در حالي كه آتش دنيا هفتاد  برابر كم حرارت تر از آتش دوزخ است، پس چگونه مي توانيد در آتش دوزخ بمانيد و آن را  تحمل كنيد؟! در رحمت  خداوند به روي توبه كنندگان باز است. هرچه زودتر توبه<br />
كنيد و به سوي خدا  بازگرديد، تا فرصتي باقي است خود را از عذاب جهنم نجات دهيد.</p>
<p>مردم به گريه  افتادند؛ شيخ از سالن خارج شده و تمام حاضرين نيز با او بيرون رفتند و همه در حضور آن شيخ توبه كردند و به سوي خدا  بازگشتند، حتي صاحب سالن نيز توبه كرد و از گذشته خود  پشيمان گرديد.</p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
<span style="color:#888888;">به نقل از «بازگشتگان به راه خدا»  تاليف: عبدالعزيز المسند ترجمه: ابوبكر حسن زاده<br />
</span></p>
<p><span style="color:#888888;">انتشارات افخم زاده 1378 با  اندكي تغيير و تصرف</span></p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;</p>
<p><span style="color:#888888;">1- اين داستان در مجله المسلمون شماره 202  منتشر شده است.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/451/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نکاتی در باب توبه و استغفار</title>
		<link>http://www.bidary.net/archives/358</link>
		<comments>http://www.bidary.net/archives/358#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 01:28:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ابوعامر</dc:creator>
				<category><![CDATA[باغ‌های بهشت]]></category>
		<category><![CDATA[توبه و بازگشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://bidary.wordpress.com/?p=358</guid>
		<description><![CDATA[ابوعامر 1- الله توبه‌كاران را دوست دارد: {إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ} [بقره: 222] «الله توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد» برای به دست آوردن دوستی پروردگار، تو هم جزو توبه کاران باش. 2- الله نسبت به توبه‌كنندگان بسیار بخشنده است: {وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى} [طه: 82] «به يقين [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4><a href="http://www.bidary.net/archives/358"><img class="alignright size-full wp-image-3549" title="darbabtawba" src="http://www.bidary.net/wp-content/uploads/2008/10/darbabtawba.jpg" alt="" width="80" height="86" /></a>ابوعامر</h4>
<h4>1- الله توبه‌كاران را دوست دارد:</h4>
<p>{<span style="color: #993300;">إِنَّ اللّهَ  يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ</span>} [بقره: 222]</p>
<p>«الله توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست  مى‏دارد»</p>
<p>برای به دست آوردن دوستی پروردگار، تو هم جزو توبه کاران باش.<span id="more-358"></span></p>
<h4>2-  الله نسبت به توبه‌كنندگان بسیار بخشنده است:</h4>
<p>{<span style="color: #993300;">وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن  تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى</span>} [طه: 82]</p>
<p>«به يقين من آمرزنده  كسى هستم كه توبه كند و ایمان بیاورد و كار شایسته نماید و به راه راست رهسپار  شود».<br />
این هم بشارتی بزرگ برای توست اگر اهل توبه باشی و ایمان بیاوری و کار شایسته انجام  دهی!</p>
<h4>3- خوبی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برد:</h4>
<p>{<span style="color: #993300;">إِنَّ الْحَسَنَاتِ  يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ</span>} [هود: 114]</p>
<p>«خوبيها، بديها را از ميان  مى‏برد»</p>
<p>همچنین رسول‌الله (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">هر جا که هستی  تقوای الله را پیشه ساز و بعد از کار بد کار نیک انجام بده تا آن را پاک سازد و با مردم به اخلاق نیک رفتار  کن</span>» به روایت ترمذی.</p>
<p>دوست عزیز! پس از هر گناه مایوس نشو و خود را تسلیم گناه نکن. یکی  از راه‌های پاک ساختن گناهان همین نصیحت پیامبرمان (صلی الله علیه وسلم) است: <span style="color: #ff0000;">انجام  کار خوب.</span></p>
<h4>4- هرگز از رحمت پروردگار مایوس نشو:</h4>
<p>{<span style="color: #993300;">قُلْ يَا  عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ  اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ  الرَّحِيمُ</span>} [زمر: 53]<br />
«بگو اى بندگان من كه بر خویشتن (با گناهان) زياده‏روى  کرده‌اید، از رحمت الله ناامید نشويد در حقیقت ‏الله همه گناهان را  مى‏آمرزد كه او خود آمرزنده‌ی مهربان است»</p>
<p>بله! قضیه خیلی ساده است. <span style="color: #ff0000;">هر چه  گناه بزرگ باشد باز هم رحمت و مغفرت الله بسیار بزرگتر  است!</span></p>
<h4>5- بهترین گناهکاران، توبه‌کنندگانند.</h4>
<p>{<span style="color: #993300;">وَمَن يَعْمَلْ  سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ يَجِدِ اللّهَ غَفُورًا  رَّحِيمًا</span>} [نساء: 110]</p>
<p>«هر كس كار بدى كند يا بر خویشتن ستم ورزد سپس از الله  مغفرت بخواهد، الله را آمرزنده‌ي مهربان خواهد یافت»</p>
<p>هرچه گناهانت زیاد  باشند و هرچه بدی‌هایت  بزرگ، باز هم صادقانه از الله طلب مغفرت کن. پروردگار تو غفور و رحیم و بسیار توبه‌پذیر  است.</p>
<p>پیامبرمان (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">همه‌ی فرزندان آدم  گناهکارند و بهترین  گناهکاران توبه‌کنندگانند.</span>»<br />
[به روایت امام احمد و ترمذی؛ ترمذی آن را حسن  دانسته است.]</p>
<h4>6- استغفار و سپس :  تسبیح</h4>
<p>پروردگار متعال می‌فرماید:</p>
<p>{<span style="color: #993300;">فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ  وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ</span>}  [غافر: 55]<br />
« پس صبر كن كه وعده‌ي الله حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان  و بامدادان تسبیح بگو  »</p>
<p>این نصیحتی از سوی الله متعال: استغفار و تسبیح الله در آغاز و پایان روز.</p>
<p>عبدالله بن  عمر ـ رضی‌الله‌عنهما ـ می‌گوید:</p>
<p>ما می‌شمردیم که رسول الله (صلی الله علیه  وسلم) در یک مجلس صد بار  می‌گفت:</p>
<p><span style="color: #000000;">«<span style="color: #008000;">رَبِّ اغفِرلي ذَنبي وَ تُب عَلَيَّ إنَّكَ أنتَ التَّوّابُ الرَّحيم</span>» </span></p>
<p><span style="color: #000000;"> (پروردگارا؛ گناهم را مورد مغفرت قرار ده و بر من توبه بپذیر که تو توبه‌پذیر  و مهربانی) [به روایت  ابوداود و ترمذی؛ ترمذی آن  را صحیح دانسته است.]</span></p>
<p>این استغفار و تسبیح رسول الله (صلی الله  علیه وسلم) است. کسی که گناهان گذشته و آینده‌اش بخشیده شده است.  <span style="color: #ff0000;">بر این اساس ما بیشتر به استغفار و تسبیح  نیازمندیم.</span></p>
<h4>7- دعای سید الإستغفار:</h4>
<p>رسول الله (صلی الله علیه  وسلم) می‌فرماید: «<span style="color: #008000;">سید الإستغفار اینگونه است که بنده بگوید:</span></p>
<h4><span style="color: #008000;">اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي، لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، خَلَقْتَنِي وَأَنَا عَبْدُكَ ، وَأَنَا عَلَى عَهْدِكَ وَوَعْدِكَ مَا اسْتَطَعْتُ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ، أَبُوءُ لَكَ بِنِعْمَتِكَ عَلَيَّ، وَأَبُوءُ لَكَ بِذَنْبِي فَاغْفِرْ لِي فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ</span></h4>
<p><span style="color: #008000;">(الهی تو پرودگار منی که هیچ معبود به حقی جز تو نیست. مرا آفریده‌ای  و من بنده‌ی توام و بر عهد و پیمان تو خواهم بود تا جایی  که بتوانم. به تو پناه می‌برم از بدی‌هایی که انجام داده‌ام. اعتراف می‌کنم به  نعمت‌هایت بر خودم و اعتراف می‌کنم به گناهانم پس مرا مورد مغفرت قرار ده که هیچ‌کس جز تو گناهان را  مورد آمرزش قرار نمی‌دهد).</span></p>
<p><span style="color: #008000;">و سپس افزود: هر که در روز این دعا را با یقین  بگوید و همان روز قبل از  اینکه شب شود بمیرد از اهل بهشت است و هر کس در شب آن را با یقین بگوید و قبل از صبح بمیرد از اهل  بهشت خواهد بود</span>». [به روایت امام بخاری و ترمذی و نسائی]</p>
<p>با دقت در کلمات زیبای این دعا پی  خواهیم برد که چگونه گفتن این دعا با یقین به مغفرت الهی و اعتراف به گناهان خود در پیشگاه الله و پشیمانی از گناه و تصمیم به بازنگشتن به آن،  باعث بخشش گناهان و ورود  به بهشت خواهد شد.</p>
<h4>8- توبه نصوح چیست؟</h4>
<p>{<span style="color: #993300;">يَا  أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحًا</span>} [تحریم:  8]</p>
<p>« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد به درگاه الله توبه اى نصوح (راستين)  كنيد»توبه‌ی نصوح، توبه‌ای است که در آن این شرط‌ها رعایت  شود:</p>
<p><span style="color: #ff0000;">1- دست برداشتن از گناه.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"> 2- پشیمانی از آن.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"> 3- عزم جدی برای  بازنگشتن به گناه.</span></p>
<p>و در صورتی که گناه مربوط به حق  کسی باشد باید تا حد امکان حق وی را برگرداند یا از وی بخشش بخواهد و در صورتی که این حق در مورد آبروی شخصی باشد  (مانند غیبت یا تهمت) سعی کند از وی بخشش بخواهد اما در صورتی که این کار امکان  ندارد و یا باعث ایجاد  کدورت بیشتر می‌شود باید به همان صورتی که در حق وی بدی کرده و آبروی وی را ریخته است و در همان مجالسی که بدگویی وی  را کرده به ذکر خوبی‌های وی بپردازد و برای او استغفار کند.</p>
<h4>9- و در پایان&#8230;</h4>
<p>رسول الله  (صلی الله علیه وسلم) می‌فرماید:</p>
<p><span style="color: #000000;">«<span style="color: #008000;">خوش به حال کسی که در نامه‌ی اعمالش استغفار بسیاری باشد</span>»</span> [به  روایت ابن‌ماجه و بیهقی با  سند صحیح]</p>
<p>برای توبه و بازگشت هنوز دیر نشده است.  فرصتی که من و تو داریم  همین زندگی است. تا وقتی که روح به حلقوم نرسیده و آفتاب از مغرب طلوع نکرده  باشد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.bidary.net/archives/358/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

